WEBVTT

00:10.003 --> 00:11.029
‫آنچه گذشت...

00:13.681 --> 00:14.724
‫کجا رفت؟

00:14.890 --> 00:15.975
‫پس تو زنِ لوواتی؟

00:16.142 --> 00:17.476
‫الان برت می‌گردونم پیش شوهرت

00:17.501 --> 00:18.711
‫باید ترتیبی بدم و
‫میزری رو دور از چشم لووات

00:18.736 --> 00:20.279
‫احضار کنم اینجا

00:20.304 --> 00:22.076
‫به‌نظرت ممکنه سر از
‫رمز و راز اون سنگ‌ها دربیاره؟

00:22.101 --> 00:23.436
‫احتمالش خیلی بالاست، آره

00:23.566 --> 00:25.230
‫دلم می‌خواد یکی منو بخواد

00:25.443 --> 00:26.861
‫الن

00:26.986 --> 00:28.362
‫بهم قول بده
‫وقتی جنگ تموم شد

00:28.529 --> 00:31.157
‫مراسم خاکسپاری درخور شأنش برگزار کنیم

00:31.323 --> 00:32.950
‫نیروهای مکنزی توی جنگل کمین کردن

00:33.075 --> 00:34.493
‫دنبال منن، نه شما

00:34.660 --> 00:35.828
‫منو برمی‌گردونن لیوخ

00:35.995 --> 00:38.038
‫دل‌تنگم شده بودی، داداش؟

00:38.205 --> 00:39.290
‫انگس، روپرت

00:39.457 --> 00:41.196
‫همه‌ش تقصیرِ انگس بود

00:41.221 --> 00:43.043
‫خیال می‌کردم بعد از خلوت‌مون

00:43.068 --> 00:44.295
‫حالت بهتر شده باشه

00:44.462 --> 00:45.421
‫عجب اشتباهی کردم

00:45.588 --> 00:46.881
‫اینجا کجاست؟

00:47.047 --> 00:48.466
‫دارالمجانین اینورنس

00:48.632 --> 00:50.985
‫من خانم گراهام هستم،
‫خادم منزل کشیش ویکفیلد

00:51.010 --> 00:53.345
‫مطمئنم در زمان سفر کردید

00:53.512 --> 00:55.097
‫یعنی کمکم می‌کنید؟

00:55.500 --> 01:02.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:03.096 --> 01:08.938
‫« انگلستان، کمبریج »
‫« سال ۱۹۲۴ »

01:09.000 --> 01:16.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:16.229 --> 01:18.181
‫کلیر جان

01:18.370 --> 01:21.373
‫درباره‌ی این مجسمه‌ها چی گفته بودیم؟

01:22.291 --> 01:23.793
‫- هوم؟
‫- نباید بهشون دست بزنیم

01:23.918 --> 01:25.753
‫دقیقاً. اینا خیلی قدیمی‌ان

01:26.337 --> 01:27.963
‫ببین، اگه حواست بهشون نباشه

01:28.088 --> 01:29.840
‫ممکنه مجبور شیم قید سفر رو بزنیم

01:30.591 --> 01:32.635
‫هنوز جات توی مدرسه شبانه‌روزی محفوظه

01:32.802 --> 01:35.179
‫قول میدم حواسم بهشون باشه

01:35.846 --> 01:36.680
‫آفرین دخترجان

01:37.598 --> 01:39.517
‫بهتر نیست قبل رفتن بری دستشویی؟

01:39.892 --> 01:41.435
‫تا اسکله راه زیادی در پیشه

01:46.607 --> 01:48.442
‫اینم از روزنامه‌های این هفته‌ی اینورنس

01:49.401 --> 01:51.111
‫دیشب دوباره سراغ‌شون رو گرفت

01:52.071 --> 01:54.031
‫پرسید مامان و باباش کی برمی‌گردن خونه؟

01:54.448 --> 01:55.825
‫می‌دونم. خودم شنیدم

01:56.283 --> 01:57.243
‫دیگه داره با نبودشون کنار میاد

01:57.910 --> 01:59.119
‫یا هنوز امیدش رو از دست نداده

01:59.912 --> 02:01.038
‫چون منم دست‌بردار نیستم

02:03.165 --> 02:04.917
‫تا کی باید بذارم امیدوار بمونه؟

02:05.793 --> 02:08.521
‫- همه این کارها رو به خاطر اون انجام میدی
‫- واقعاً اینطوریه؟

02:09.129 --> 02:10.631
‫یا فقط دارم شرایط رو براش سخت‌تر می‌کنم؟

02:11.924 --> 02:12.800
‫دیگه کافیه

02:13.467 --> 02:16.053
‫باید به زندگیش برسه،
‫نه که با بلاتکلیفی زندگی کنه

02:17.346 --> 02:18.430
‫منم باید همین کار رو بکنم

02:19.515 --> 02:21.934
‫اینا هم بیشتر به دردِ
‫بسته‌بندی می‌خورن، فیروز

02:22.991 --> 02:23.992
‫مطمئنید قربان؟

02:24.645 --> 02:27.064
‫مگه میشه توی تربیت فرزند
‫صددرصد مطمئن بود؟

02:32.361 --> 02:34.822
‫عه، احتمالاً چمدون‌ها رو بار زدن

02:34.947 --> 02:35.906
‫اوهوم

02:37.199 --> 02:38.784
‫من حاضرم، عمو لمب

02:38.909 --> 02:39.952
‫وایسا

02:40.452 --> 02:42.121
‫مگه میشه فلاپی رو جا بذاریم و بریم؟

02:42.288 --> 02:43.372
‫فلاپی!

02:44.623 --> 02:47.501
‫فکر کن بری اون سرِ خاورمیانه

02:47.668 --> 02:49.545
‫و بعد مجبور شی برگردی
‫دنبال یه خرگوش عروسکی!

02:49.920 --> 02:51.672
‫ازتون بعید نیست برگردید

02:51.839 --> 02:53.424
‫واقعاً برمی‌گشتم

02:56.218 --> 02:57.970
‫کلیر، بیا بریم

03:01.432 --> 03:02.851
‫و اون‌جا بود که گمش کردم

03:02.867 --> 03:04.867
‫« کهنه‌سربازِ گمنام داستانِ عجیبی را روایت می‌کند »

03:05.269 --> 03:06.562
‫جلوی چشمم بود

03:06.729 --> 03:07.897
‫- و بعد یکهو...
‫- متوجه‌ام

03:08.063 --> 03:09.440
‫اینو که گفته بودی

03:10.399 --> 03:12.526
‫ولی دوباره پیداش کردی، درسته؟

03:12.651 --> 03:14.236
‫یعنی اینو قبلاً بهتون گفته بودم؟

03:15.112 --> 03:16.655
‫اشکالی نداره آقای گرنت

03:17.072 --> 03:18.324
‫از قدیم گفتند

03:18.490 --> 03:20.075
‫هرکی سر و کارش با قوم پریان بیفته

03:20.200 --> 03:21.577
‫دیگه اون آدم سابق نمیشه

03:22.953 --> 03:25.998
‫فقط چیزهایی رو به‌خاطر
‫میاره که سنگ‌ها اجازه بدن

03:26.749 --> 03:29.059
‫کاش می‌تونستم تقصیر رو بندازم گردن پری‌ها

03:29.084 --> 03:30.754
‫ولی آخه روش‌های درمانی‌ای
‫که اینجا پیش می‌گیرند...

03:31.754 --> 03:34.924
‫دست کم میشه گفت وضعیت خوشایندی نیست

03:36.800 --> 03:37.801
‫متأسفم

03:37.968 --> 03:38.677
‫نه

03:39.386 --> 03:42.139
‫نه، عذر می‌خوام اینقدر پُرحرفی کردم

03:42.723 --> 03:44.433
‫لابد فکر می‌کنید یه تخته‌ام کمه

03:44.600 --> 03:46.977
‫تو اولین کسی نیستی که گرفتارِ آیین‌های قدیمی
‫شده

03:47.895 --> 03:50.272
‫افسانه‌های زیادی از مردها نقل شده که

03:50.439 --> 03:51.482
‫عاشق زنانی از عوالم دیگه شدن

03:51.649 --> 03:52.816
‫نه، نه، جولیا یه انسان فانیه

03:52.983 --> 03:54.026
‫از گوشت و خونه

03:54.193 --> 03:55.486
‫و هردومون متعلق به همین دوره‌ایم

03:55.986 --> 03:58.530
‫چیزِ دیگه از اون روز خاطرتون هست؟

03:59.323 --> 04:00.699
‫جزئیاتِ دیگه‌ای

04:03.077 --> 04:04.453
‫وقتی بهش فکر می‌کنم...

04:06.288 --> 04:08.874
‫اون لحظه آخر کنار سنگ‌ها...

04:10.376 --> 04:11.919
‫یادمه جولیا اونجا بود ولی...

04:13.253 --> 04:14.588
‫تنها نبود

04:14.755 --> 04:15.798
‫یه...

04:16.382 --> 04:17.675
‫یه موجود کوچولو هم همراهش بود

04:17.800 --> 04:18.759
‫یه...

04:19.259 --> 04:20.719
‫بچه بود؟

04:21.804 --> 04:25.015
‫وقتی سعی می‌کنم اون صحنه رو به خاطر بیارم،
‫انگار دود میشه میره هوا

04:31.522 --> 04:32.523
‫نمی‌دونم

04:33.607 --> 04:35.859
‫فکر کنم با این همه سوال‌پرسیدن
‫خسته‌ات کردم

04:36.026 --> 04:37.945
‫نه، نه، اتفاقاً کمکم می‌کنند

04:38.529 --> 04:40.614
‫کمک می‌کنند از همه‌چی سر در بیارم

04:43.242 --> 04:44.410
‫بازم چای بخورید

04:49.415 --> 04:51.500
‫جولیای عزیزم همیشه می‌گفت

04:51.959 --> 04:53.877
‫یه فنجان چای و یه برش کیک

04:54.253 --> 04:55.963
‫دوای هر دردیه

04:56.672 --> 04:57.965
‫زن خردمندی بودند!

04:58.841 --> 05:01.135
‫باهوش‌ترین زن زندگیمه

05:04.471 --> 05:06.223
‫ولی متأسفانه توی این مورد اشتباه می‌کنه

05:06.390 --> 05:07.391
‫این چه حرفیه؟!

05:07.808 --> 05:09.268
‫می‌دونی، توی دوران جنگ...

05:10.519 --> 05:12.354
‫مردهایی رو دیدم که
‫دست‌وپاشون رو از دست داده بودند

05:13.897 --> 05:17.735
‫چشم باز می‌کردند و دست نداشته‌شون رو
‫دراز می‌کردند

05:18.902 --> 05:22.031
‫یا فکر می‌کردند پای ازدست‌رفته‌شون
‫خارش داره

05:24.324 --> 05:27.661
‫بدن چیزی رو به‌خاطر میاره
‫که ذهن نمی‌تونه بپذیره دیگه وجود نداره

05:32.499 --> 05:33.917
‫منم همین حس و حال رو دارم

05:36.587 --> 05:41.175
‫هر روز از خواب بیدار میشم
‫و حس می‌کنم یه چیزی رو از دست دادم

05:41.341 --> 05:43.218
‫دیروز حس می‌کردم کلمات رو از دست دادم

05:44.261 --> 05:45.846
‫امروز...

05:47.306 --> 05:49.058
‫با این جای خالی کلنجار میرم...

05:51.018 --> 05:52.978
‫جایی که باید با حضور یه چیز باارزش پر می‌شد

05:53.645 --> 05:54.938
‫اگه فردا چشم باز کنم

05:55.105 --> 05:56.857
‫و دیگه چهره‌ش رو یادم نیاد چی؟

05:57.608 --> 05:59.109
‫اگه اسمش رو فراموش کنم چی؟

05:59.276 --> 06:01.528
‫نه، آقای گرنت

06:02.321 --> 06:03.489
‫گوش کنید ببینید چی میگم

06:04.239 --> 06:06.325
‫اگه تسلیم این غم و ماتم بشید...

06:07.242 --> 06:09.119
‫برای همیشه جولیا رو از دست میدید

06:10.704 --> 06:12.122
‫به جولیا فکر کنید

06:12.748 --> 06:14.041
‫واقعاً بهش فکر کنید

06:14.792 --> 06:18.253
‫نه به چیزی که از دست دادید
‫بلکه به خودش فکر کنید...

06:19.171 --> 06:20.255
‫به عشقی که بهش دارید

06:20.839 --> 06:23.592
‫سنگ‌ها به ندای راستین قلب پاسخ میدن

06:24.676 --> 06:27.638
‫بذارید عشق‌تون راهنماتون باشه
‫تا دوباره بهش برسید

06:28.722 --> 06:31.308
‫زمان‌هایی هست که مرز میان این دو دنیا
‫کمرنگ میشه

06:32.726 --> 06:33.936
‫جشن سوون نزدیکه

06:34.394 --> 06:35.687
‫شب هالووین

06:36.772 --> 06:40.442
‫بعضی‌ها میگن اون زمان سنگ‌ها پذیراتر هستن

06:40.609 --> 06:42.402
‫نه، بعید می‌دونم روز سفرم

06:42.569 --> 06:43.862
‫روز خاصی بوده باشه

06:44.029 --> 06:46.907
‫توی برخی از روایت‌ها از قربانی‌های خونین

06:47.074 --> 06:50.536
‫یا سنگ‌های قیمتی، آیین‌ها و رقص‌ها گفته شده

06:51.703 --> 06:53.288
‫پس فکر کنم وقتی از بین سنگ‌ها عبور کردم...

06:53.872 --> 06:55.874
‫باید خونریزی کرده باشم

06:56.708 --> 06:57.626
‫رقص...

07:04.299 --> 07:05.759
‫فال چای بلدید؟

07:06.552 --> 07:07.719
‫مادربزرگم هم بلد بود

07:08.137 --> 07:09.763
‫و اونم از مادربزرگ‌های خودش یاد گرفته بود

07:10.973 --> 07:15.102
‫این برگ‌های ریز ته فنجون،
‫یه خط واضح تشکیل دادن

07:16.145 --> 07:17.855
‫و نشونه اینه که سفری در پیشه

07:19.523 --> 07:20.732
‫خط اینجا قطع میشه

07:21.358 --> 07:24.486
‫ولی اون سمت فنجون دوباره ادامه پیدا می‌کنه

07:24.653 --> 07:25.612
‫و به شکل یه حلقه در میاد

07:27.364 --> 07:28.824
‫شاید راه بازگشت رو پیدا کنید

07:38.625 --> 07:40.043
‫امیدوارم حق با شما باشه

09:00.525 --> 09:04.532
‫« غریبه: هم‌خونِ من »

09:45.252 --> 09:46.920
‫از خدا طلب آمرزش می‌کنی؟

09:47.087 --> 09:48.630
‫من گناهی نکردم

09:48.964 --> 09:51.633
‫مالکوم گرنت رو قال گذاشتی

09:52.592 --> 09:55.637
‫چیزی نمونده بود خشم خاندانش
‫دامنگیر ما باشه

09:57.639 --> 10:00.183
‫دوگل مجبور شد با مورا گرنت ازدواج کنه
‫تا کدورت برطرف شه

10:00.350 --> 10:02.894
‫تصمیمم برای ازدواج با مالکوم کاملاً جدی بود

10:03.979 --> 10:07.524
‫تا اینکه فهمیدم افرادت رو مأمور کردی

10:07.941 --> 10:09.276
‫برایان رو بکشند

10:09.776 --> 10:11.153
‫کی همچین دروغی بهت گفته؟

10:11.486 --> 10:12.779
‫خودِ برایان

10:18.243 --> 10:21.085
‫میگم چرا گالوگلاس‌ها
‫برنگشتند دستمزدشون رو بگیرند!

10:21.121 --> 10:21.913
‫دقیقاً

10:23.498 --> 10:24.583
‫هیچ‌وقت دیگه هم برنمی‌گردند

10:26.293 --> 10:27.711
‫تو قسم خوردی

10:28.587 --> 10:30.797
‫که نذاری بلایی سرش بیاد

10:30.964 --> 10:33.091
‫از روزی که اون قول رو دادم،

10:33.759 --> 10:34.301
‫آره

10:34.760 --> 10:36.428
‫چقدر حقه‌بازی!

10:37.387 --> 10:39.139
‫قول‌هایی میدی که از قبل زدی زیرش

10:39.306 --> 10:41.391
‫و توی مکنزی‌زاده...

10:41.558 --> 10:44.227
‫با یه فریزر حروم‌زاده دست‌به‌یکی کردی

10:45.979 --> 10:47.689
‫چرا وقتمون رو هدر بدیم؟

10:50.650 --> 10:52.277
‫راه‌های آسون‌تری هم هست
‫که سرعقلش بیاریم...

10:52.444 --> 10:54.237
‫یه قدم دیگه بیای جلوتر،
‫به صلیب قسم

10:54.404 --> 10:55.947
‫خودم کارت رو یکسره می‌کنم

10:56.114 --> 10:57.699
‫- بسه
‫- ولش کن

10:58.283 --> 10:59.951
‫خودش باید جواب پس بده

11:01.787 --> 11:03.330
‫گالوگلاس‌ها موفق نشدند

11:04.164 --> 11:05.332
‫فریزره زنده‌ست

11:07.125 --> 11:10.295
‫حالا این قهرمان دلیرت کجاست؟

11:11.213 --> 11:12.756
‫مثل موش خزیده رفته تو سوراخ؟

11:12.923 --> 11:15.092
‫نیاز ندارم هیچ مردی ازم محافظت کنه

11:16.176 --> 11:17.844
‫به خواستِ خودم اومدم

11:18.011 --> 11:19.638
‫تا نذارم این طایفه به نابودی کشیده بشه

11:19.971 --> 11:21.390
‫- نابودی؟
‫- آره

11:22.641 --> 11:25.268
‫اگه راضیت کنه شورش کنید
‫و بعد شکست بخورید،

11:26.019 --> 11:28.313
‫پادشاه اینجا رو با خاک یکسان می‌کنه

11:37.656 --> 11:40.033
‫لیوخ رو بسپار به من

11:40.409 --> 11:41.618
‫اگه نمی‌تونی جلوی داداشت رو بگیری،

11:41.743 --> 11:43.203
‫به یه پشتوانه نیاز داری

11:43.870 --> 11:45.789
‫من سودای خیانت و شورش در سر ندارم

11:46.164 --> 11:47.124
‫یه زنم

11:47.541 --> 11:48.500
‫مجرد

11:48.667 --> 11:50.001
‫و هنوزم مکنزی‌ام

11:50.961 --> 11:52.045
‫بیراه هم نمیگه

11:52.421 --> 11:53.772
‫دیگه پادشاه دلیلی برای تصرف اینجا نداره

11:53.797 --> 11:55.632
‫با وجود کارهایی که ازش سر زده،
‫هنوزم بهش اعتماد داری؟

11:55.799 --> 11:58.510
‫تصمیم‌هاش رو قضاوت کنید

11:59.261 --> 12:00.679
‫ولی مکنزی‌زاده‌ست

12:00.804 --> 12:02.639
‫و میراث پدرتون رو حفظ می‌کنه

12:02.806 --> 12:07.185
‫بهتره دست من بیفته تا اینکه انگلیسی‌ها
‫و وکیل‌ها همه‌ش رو از چنگ‌تون در بیارن

12:07.352 --> 12:10.021
‫دوگل ما رو توی چاه نمی‌اندازه

12:11.231 --> 12:12.649
‫هنوز در جریان نیست؟

12:15.110 --> 12:17.571
‫ابایی ندارم قصد و نیتم رو به زبون بیارم

12:19.322 --> 12:20.574
‫من دوشادوش یعقوبی‌‌ها وایمیستم

12:20.699 --> 12:22.033
‫همونطور که هر مرد شرافتمندی باید وایسه

12:22.200 --> 12:23.326
‫یعنی می‌خوای...

12:24.244 --> 12:27.122
‫جون تک تک آدم‌های اینجا رو

12:27.747 --> 12:28.707
‫فدای خودخواهیت کنی؟

12:28.832 --> 12:30.459
‫من با بزدلی که حاضره

12:30.625 --> 12:33.455
‫شاهد لگدمال شدن سرزمین‌های ارتفاعات
‫زیر چکمه‌های انگلیسی‌ها باشه، بحثی ندارم

12:38.258 --> 12:41.178
‫اون مردها جلوی من به عنوان
‫فرمانده جنگ سوگند وفاداری خوردند

12:41.344 --> 12:43.138
‫و از من پیروی می‌کنند

12:46.683 --> 12:47.809
‫هرجور صلاح می‌دونی باهاش رفتار کن

12:54.483 --> 12:55.567
‫خب...

12:56.651 --> 12:58.403
‫برش دار

13:00.572 --> 13:02.240
‫یا نکنه دل و جرئتش رو نداری؟

13:33.230 --> 13:35.524
‫ارباب و بانوش قدردان لطفت هستن

13:36.608 --> 13:38.902
‫می‌دونم سوون نزدیکه و سرت شلوغه

13:39.069 --> 13:41.863
‫ولی شدیداً به تخصصت نیاز داریم

13:42.030 --> 13:44.241
‫خوشحالم که در خدمتتون هستم

13:45.992 --> 13:47.577
‫جولیا الان بانوی این خونه‌ست

13:48.453 --> 13:50.330
‫باید برای حفظ جونِ خودش

13:51.206 --> 13:52.541
‫و سایمون کوچولو کمکش کنیم

14:03.510 --> 14:06.680
‫میزری، ممنون که اینقدر سریع خودت رو رسوندی

14:08.056 --> 14:11.017
‫هر زمان احضارم کنید، در خدمتتون هستم
‫بانوی بزرگوار

14:13.103 --> 14:14.482
‫ارباب منزل تشریف ندارند؟

14:14.771 --> 14:17.566
‫رفتند سفر و مشغول جمع‌آوری نیرو
‫برای قیام یعقوبی‌ها هستند

14:18.108 --> 14:20.527
‫شوهرم اداره‌ی خونه رو به من واگذار کرده

14:21.069 --> 14:22.988
‫مادرِ کودکی که اسمش در پیشگویی‌ها اومده

14:24.072 --> 14:26.324
‫جای تعجبی نداره که اختیار اینجا رو
‫به‌دست شما سپردند

14:26.491 --> 14:29.286
‫ممنونیم از چیزی که در وجود پسرمون دیدید

14:30.495 --> 14:33.415
‫این موضوع هم به زندگی‌مون هدف داده

14:34.124 --> 14:35.250
‫و هم به شدت محتاطمون کرده

14:36.251 --> 14:38.086
‫چه خواسته‌ای از من دارید، بانوی من؟

14:40.130 --> 14:43.049
‫مدتی پیش، من و پسرم رو برخلاف میلم

14:43.216 --> 14:46.761
‫به سمت سنگ‌های کریگ‌نادون بُردند

14:47.178 --> 14:48.471
‫چه جای خطرناکی

14:49.306 --> 14:50.765
‫مرز بین دنیاها اونجا خیلی باریکه

14:51.349 --> 14:53.059
‫دخالت توی امور مربوط بهش
‫هیچ‌وقت عاقبت خوشی نداشته

14:53.393 --> 14:55.228
‫ارباب نمی‌خواد خطرِ

14:55.395 --> 14:57.272
‫تکرارِ چنین واقعه‌ای رو بپذیره

14:58.273 --> 15:00.692
‫گفتم شاید طلسم

15:00.717 --> 15:04.762
‫یا وردی بلد باشی و روی این خونه اعمال کنی

15:05.572 --> 15:06.990
‫تا ازش محافظت کنه

15:07.741 --> 15:11.328
‫بله، میشه چنین کاری کرد

15:12.537 --> 15:16.249
‫ولی قدرتی رو می‌طلبه که بهای گزافی داره

15:16.791 --> 15:18.293
‫دستمزد خوبی گیرت میاد

15:20.462 --> 15:21.296
‫خیالت راحت

15:22.047 --> 15:23.590
‫پس بذارید لوازم موردنیازم رو جمع کنم

15:23.757 --> 15:25.175
‫و بلافاصله شروع کنیم

15:33.433 --> 15:36.353
‫زمانی بود، آره، نه‌چندان دور

15:36.770 --> 15:39.147
‫که نام فریزر هیبت و احترامی داشت

15:39.814 --> 15:40.982
‫زمانی که با یه فراخوان

15:41.149 --> 15:43.526
‫سیصد نفر به صف می‌شدند
‫تا کنارم بایستند

15:44.110 --> 15:45.904
‫مردانی که به سوگند پدران‌شون وفادار بودن

15:46.363 --> 15:48.031
‫و اصالت خودشون رو زیر سوال نمی‌بردند

15:48.198 --> 15:50.158
‫آره ولی بعدش با بانو آملیا موری

15:50.325 --> 15:53.203
‫خودت رو رسوا کردی و ننگش
‫رو به دوش همه‌ی ما گذاشتی

15:53.370 --> 15:55.121
‫- آره
‫- آره، دقیقاً

15:55.288 --> 15:56.456
‫کی این شایعات رو پخش کرده؟

15:56.623 --> 15:58.124
‫کی مشتاق بود منو به خاک سیاه بکشونه؟

15:58.291 --> 16:00.960
‫دشمن‌هام که هر خطایی رو دستاویزی می‌کردند
‫تا سرنگونم کنند

16:01.127 --> 16:03.296
‫موقعیت مناسبی براشون پیش اومد
‫و فرصت رو غنیمت شمردند

16:03.922 --> 16:06.675
‫و اون مکنزی فریزردیل

16:07.092 --> 16:08.802
‫جایگاهم رو ازم گرفت

16:08.968 --> 16:10.512
‫یه فریزر قلابی که
‫فقط نام فریزر رو یدک می‌کشه

16:10.679 --> 16:14.349
‫خیال کردید دلش به حال این سرزمین
‫و مردمش می‌سوزه؟

16:14.849 --> 16:17.227
‫من وارث برحقم

16:22.774 --> 16:24.401
‫و اگه الان به من پشت کنید،

16:24.859 --> 16:26.778
‫عملاً به خودتون توهین می‌کنید!

16:31.074 --> 16:33.034
‫آدمیزاد عیب و ایرادهای زیادی داره

16:34.077 --> 16:37.122
‫و هیچ‌کس به اندازه سایمون فریزر، لرد لووات
‫غرق در خطا و لغزش نیست

16:38.707 --> 16:39.833
‫من اینو خوب می‌دونم

16:40.625 --> 16:42.585
‫چون پسر حروم‌زاده‌شم

16:43.670 --> 16:44.421
‫آره

16:45.004 --> 16:47.882
‫نامشروع زاده با نامی نامشروع

16:49.300 --> 16:50.635
‫بااینحال وقتی بچه بودم

16:51.928 --> 16:53.263
‫بهم غذا داد،

16:53.888 --> 16:54.889
‫لباس تنم کرد

16:55.640 --> 16:57.225
‫و نام فریزر رو بهم بخشید

16:58.727 --> 17:00.937
‫نمیشه منکر غرورش شد

17:01.521 --> 17:02.731
‫غروری که در نهایت به ضررش تموم میشه

17:03.606 --> 17:07.318
‫یه آدم لجبازه که حرف حساب توی کتش نمیره

17:07.902 --> 17:10.739
‫مرد بی‌پروایه، اونقدری که

17:10.905 --> 17:13.116
‫واسه گرفتن حقش هیچ باکی نداره

17:14.451 --> 17:15.660
‫ولی از خودتون بپرسید

17:16.453 --> 17:18.204
‫کدوم یکی از ما عاری از عیب و خطاست؟

17:18.747 --> 17:19.622
‫هوم؟

17:20.123 --> 17:22.584
‫کدوم یکی از ما هیچ‌وقت لغزشی نکرده،

17:23.293 --> 17:25.795
‫خطا نکرده و شکست نخورده؟

17:26.212 --> 17:29.174
‫راست میگه

17:32.510 --> 17:35.513
‫اونچه اهمیت داره نه ناکامی‌های پشت سر

17:37.223 --> 17:39.476
‫بلکه آرمانیه که پیش‌رو داریم

17:40.810 --> 17:42.771
‫نه سرافکندگی دیروز

17:43.104 --> 17:45.607
‫بلکه سربلندی فردا

17:46.691 --> 17:47.817
‫نه خصومت‌های گذشته

17:47.984 --> 17:50.737
‫بلکه آرمانی که در حال حاضر ما رو فراخونده

17:55.241 --> 17:56.618
‫شما اون رو مردی بی‌آبرو می‌دونید

17:58.119 --> 17:59.567
‫ولی از نظر من مَردیه که هنوز سر خم نکرده

18:00.079 --> 18:01.498
‫شما فکر می‌کنید کارش تمومه

18:01.956 --> 18:03.708
‫ولی از نظر من هنوز سرپاست

18:04.083 --> 18:05.084
‫شما اون رو ناکافی می‌دونید

18:05.210 --> 18:07.629
‫ولی من میگم تمام قد پای این آرمان ایستاده

18:08.338 --> 18:10.507
‫به‌تنهایی اون فقط یک نفره

18:11.090 --> 18:13.760
‫ولی وقتی باهم و به عنوان یک قبیله

18:13.927 --> 18:16.638
‫هم‌دل و هم‌هدف بشیم

18:17.388 --> 18:19.641
‫به نیرویی تبدیل میشیم
‫که هیچ‌کس نمی‌تونه نادیده‌ش بگیره

18:19.808 --> 18:22.685
‫درسته

18:25.355 --> 18:28.024
‫پس بذارید ما رو حروم‌زاده و خیانتکار
‫تلقی کنند

18:28.191 --> 18:30.485
‫بذارید بگن یه مشت ابله بی‌ملاحظه‌ایم

18:30.652 --> 18:31.945
‫آفرین!

18:32.111 --> 18:33.363
‫بذارید بگن هیچ شانسی نداریم

18:33.530 --> 18:35.073
‫- آره!
‫- بذارید هرچی می‌خوان بگن

18:36.533 --> 18:38.159
‫چون ما جوابشون رو میدیم

18:38.576 --> 18:39.661
‫توی میدون نبرد جوابشون رو میدیم...

18:39.828 --> 18:41.079
‫- درود!
‫- احسنت!

18:41.204 --> 18:42.497
‫با گلوله‌ها و شمشیرهامون

18:42.664 --> 18:45.667
‫احسنت!

18:45.834 --> 18:47.210
‫و اگه لازم باشه با جون‌مون!

18:47.377 --> 18:48.711
‫درسته!

18:49.254 --> 18:50.338
‫و وقتی روز به پایان رسید

18:50.922 --> 18:52.966
‫و پرچم‌ها به‌زمین افتادن و
‫دود کنار رفت،

18:53.132 --> 18:56.553
‫بذارید آیندگان به این مکان و زمان نگاه کنند

18:56.719 --> 19:00.431
‫و بگن این مردم تا پای جون
‫فریزر موندند!

19:15.405 --> 19:16.447
‫پس می‌تونم روت حساب کنم؟

19:16.614 --> 19:18.032
‫آره. روم حساب کن

19:18.199 --> 19:19.033
‫برایان

19:24.163 --> 19:25.498
‫ببین به کجا رسیدی!

19:25.915 --> 19:27.625
‫شدی داستان‌سرایی که مردم رو تحریک می‌کنه

19:27.750 --> 19:30.378
‫و شاید روزی مثل پدرت

19:30.962 --> 19:32.005
‫رهبر این مردم بشی

19:33.923 --> 19:35.758
‫من فقط حقیقت رو گفتم

19:35.925 --> 19:37.218
‫نه، خیلی بیشتر از این حرف‌ها بود

19:37.385 --> 19:38.761
‫به اونا و خودِ من یادآوری کردی

19:38.928 --> 19:41.055
‫من هنوز کسی هستم که نباید نادیده‌اش گرفت

19:41.222 --> 19:44.017
‫و مردانی هستند که پشت سرم وایسند

19:44.851 --> 19:46.853
‫- حسابی ازت تعریف و تمجید کردم
‫- آره

19:46.978 --> 19:48.980
‫ولی به خاطر تو نبود

19:49.105 --> 19:50.565
‫این کار رو کردم تا شاید

19:50.982 --> 19:53.151
‫زنده بمونم و یه بار دیگه
‫چهره‌ی الن رو ببینم

19:54.235 --> 19:56.321
‫خب منم همین خصلتت رو بیشتر از همه دوست دارم

19:56.487 --> 19:59.282
‫اینکه همیشه منافع شخصیت رو
‫در اولویت می‌ذاری

20:00.033 --> 20:02.118
‫در نهایت هیچ فرقی با من نداری

20:02.869 --> 20:05.705
‫و اصلاً جای شرمندگی نداره

20:07.290 --> 20:08.768
‫ذات و سرشت آدم بالأخره خودش رو نشون میده،

20:09.667 --> 20:10.668
‫پسرم

20:13.922 --> 20:15.006
‫بیا

20:15.031 --> 20:16.024
‫برایان، آقایون می‌خوان باهات صحبت کنند

20:16.049 --> 20:17.050
‫باشه

20:20.470 --> 20:22.889
‫- حتی یه نفر هم مخالفت نکرد
‫- معرکه‌ست!

20:23.473 --> 20:26.809
‫توی روستای بعدی جوانان بیشتری
‫به نیروهامون ملحق میشن

20:39.155 --> 20:40.406
‫دوگل حق نداره

20:40.531 --> 20:41.866
‫خودش رو طرفدار یعقوبی‌ها اعلام کنه

20:42.241 --> 20:43.618
‫ناسلامتی جلوی من زانو زد

20:43.785 --> 20:45.703
‫آره و شما هم جلوی اون زانو زدید

20:50.166 --> 20:53.044
‫هم‌پیمان شدن با شورشی‌ها
‫حماقت محضه

20:54.796 --> 20:57.256
‫اسکاتلندی‌ها حتی سر اینکه بارون
‫می‌باره یا نه، با هم توافق ندارن

20:58.216 --> 21:00.635
‫برای همینه که مدام به خودمون ضربه می‌زنیم

21:00.802 --> 21:03.304
‫آره توی این مورد باهات هم‌عقیده‌ام

21:07.809 --> 21:09.727
‫پیشنهادِ الن...

21:09.752 --> 21:13.256
‫شاید تنها راه نجات قبیله از تباهی باشه

21:13.731 --> 21:15.400
‫فارغ از اینکه کدوم طرف در نهایت پیروز بشه

21:19.195 --> 21:20.947
‫واقعاً فکر می‌کنی این نقشه جواب میده؟

21:21.364 --> 21:22.657
‫آره

21:22.782 --> 21:24.575
‫دست‌خالی برنگشت اینجا

21:24.742 --> 21:25.827
‫دختر باهوشیه

21:26.953 --> 21:29.699
‫فوت و فن کار رو از
‫معاملات پدرت به‌خوبی یاد گرفته

21:30.039 --> 21:33.418
‫پدرت یه بار برای اینکه اموالش توقیف نشه،

21:33.584 --> 21:35.044
‫همه رو به اسم خواهرهاش زد

21:35.211 --> 21:38.506
‫با اینکه هیچ‌کدومشون اون موقع مجرد نبودند

21:39.966 --> 21:41.884
‫خودم این پیشنهاد رو مطرح نکردم

21:42.010 --> 21:44.512
‫چون سابقه‌ی حقوقی چندانی نداره

21:46.305 --> 21:48.433
‫و تا حدی هم به این خاطر
‫که اوضاع بین شما دو نفر

21:48.558 --> 21:49.892
‫مساعد نبود

21:51.769 --> 21:52.603
‫ولی...

21:53.730 --> 21:55.356
‫از منظر قانون سلطنت

21:55.523 --> 21:57.734
‫اگه کار به بررسی حقوقی بکشه،
‫این توافق باید پابرجا بمونه

22:03.823 --> 22:05.700
‫الحق که دختر همون پدره

22:14.959 --> 22:17.086
‫موافقت کردم که سند رو به نام تو بزنم

22:18.171 --> 22:21.174
‫ولی پیش از نهایی شدنش،
‫یه شرط دارم

22:22.425 --> 22:25.386
‫می‌دونستم باید شرطی در کار باشه

22:26.220 --> 22:27.930
‫باید قسم بخوری تا وقتی مالک این زمینی،

22:29.182 --> 22:30.975
‫ازدواج نکنی

22:32.060 --> 22:33.686
‫اگه ازدواج کنی...

22:34.771 --> 22:36.898
‫مالکیت زمین دوباره به کالوم برمی‌گرده

22:37.815 --> 22:40.068
‫نمی‌ذارم این ملک دستِ قبیله‌ی دیگه‌ای بیفته

22:40.193 --> 22:42.487
‫ترجیح میدم این ملک رو آب ببره

22:42.987 --> 22:46.282
‫تا اینکه دست شاه یا غریبه بیفته

22:50.286 --> 22:51.329
‫روی قولم حساب کن

22:53.706 --> 22:55.458
‫بابا از قبر میاد بیرون

22:56.459 --> 22:57.752
‫و درجا کارت رو می‌سازه

22:58.211 --> 23:00.630
‫اگه ببینه لیوخ دست یه فریزر افتاده

23:01.923 --> 23:04.509
‫حتی اگه ازدواج باهاش بتونه
‫این لکه ننگ رو از دامنت پاک کنه

23:04.675 --> 23:06.344
‫خیلی دوست داری منو یه زن بی‌آبرو خطاب کنی

23:07.095 --> 23:08.477
‫ولی ظاهراً یادت رفته که...

23:09.138 --> 23:11.682
‫من قبلاً پاکدامنیم رو
‫به این خاندان ثابت کردم

23:12.683 --> 23:14.227
‫اون روز رو یادت نیست؟

23:14.352 --> 23:17.021
‫روزی که کشیش و طبیب اومدند
‫تا پاکدامنیم رو محک بزنند؟

23:17.688 --> 23:19.982
‫حیف که نقشه‌هات بعد از اون نقش‌برآب شد

23:20.525 --> 23:22.110
‫و هنوزم داره به ضررت تموم میشه

23:22.443 --> 23:23.236
‫آره

23:23.653 --> 23:24.821
‫بااین اوصاف هر کس الان
‫روی موفقیت تو شرط ببنده

23:24.987 --> 23:26.697
‫ممکنه دار و ندارش رو از دست بده

23:26.823 --> 23:28.324
‫این قرارداد

23:28.991 --> 23:30.493
‫تمام جزئیات رو در نظر گرفته

23:35.456 --> 23:36.457
‫امضاش کن

24:21.419 --> 24:23.713
‫امشب همین‌جا چادر می‌زنیم؟

24:24.589 --> 24:25.798
‫هرجا می‌خوای اقامت کن

24:25.965 --> 24:27.717
‫من باید برگردم لدرز

24:28.634 --> 24:30.511
‫تو برو و بازم برام سرباز جمع کن

24:31.429 --> 24:33.264
‫یادشون بنداز ما یه زمانی چی بودیم

24:34.432 --> 24:35.850
‫و در آینده چی میشیم

24:36.893 --> 24:38.811
‫توی جاده اینورنس می‌بینمت

25:07.465 --> 25:08.883
‫اگه خودت بذاریش

25:09.050 --> 25:10.801
‫اثر طلسم بیشتر میشه

25:33.950 --> 25:36.369
‫اون موقع که گفتی نباید

25:36.494 --> 25:38.079
‫سنگ‌های کریگ‌نادون رو دست‌کم گرفت،

25:39.247 --> 25:40.289
‫منظورت چی بود؟

25:41.457 --> 25:43.918
‫توی اون حلقه سنگی
‫نیروهای باستانی حضور دارند

25:44.835 --> 25:46.087
‫آدم‌های کمی قدرت مهار اون نیروها رو دارند

25:46.504 --> 25:47.922
‫مردی که من رو دزدیده بود...

25:49.590 --> 25:50.758
‫همون‌جا غیبش زد

25:51.509 --> 25:54.637
‫سعی کرد منم با خودش ببره
‫و دستم رو به زور روی سنگ گذاشت

25:55.054 --> 25:56.305
‫ولی هیچ اتفاقی نیفتاد

25:58.057 --> 25:59.767
‫برای اینکه دلم آروم بگیره،

25:59.934 --> 26:01.769
‫باید بفهمم سازوکارش چطوریه…

26:04.855 --> 26:05.982
‫…شاید باز سروکله‌ش پیدا بشه

26:07.149 --> 26:08.943
‫می‌خوای بدونی دفعه‌ی دوم

26:09.110 --> 26:10.194
‫موفق میشه یا نه…

26:11.070 --> 26:13.114
‫که این موهبت در تو وجود داره

26:13.948 --> 26:15.116
‫تا از پرده‌ی میون دو دنیا رد بشی؟

26:15.241 --> 26:17.159
‫آره. آره، اصل ماجرا همینه

26:31.674 --> 26:32.758
‫نترس

26:33.134 --> 26:34.260
‫همچین موهبتی نداری

26:34.427 --> 26:35.886
‫- مطمئنی؟
‫- آره

26:36.012 --> 26:37.555
‫حتی شب سوون هم که پرده‌ی دو دنیا

26:37.580 --> 26:39.627
‫به ضخامت تارِ مویی میشه،
‫باز هم راهت بسته‌ست

26:39.890 --> 26:42.351
‫بانوی من

26:42.935 --> 26:44.312
‫ارباب برگشتن

26:47.000 --> 26:54.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:56.073 --> 26:58.409
‫بی اذنِ من پیشگو رو احضار کردی

26:58.784 --> 27:00.411
‫به‌محض اینکه رفتید…

27:00.953 --> 27:03.122
‫چنان دلهره‌ای گرفتم که نتونستم…

27:05.458 --> 27:07.835
‫با خودم گفتم اگه اون گرنتِ یاغی برگرده چی؟

27:08.669 --> 27:10.212
‫اگه سایمون رو ازم بگیره چی؟

27:11.756 --> 27:13.341
‫می‌دونستم میزری می‌تونه

27:13.466 --> 27:14.967
‫هر شر و پلیدی‌ای رو دفع کنه

27:15.509 --> 27:17.595
‫میزری موهبت نایابی داره

27:18.012 --> 27:19.680
‫جایگاهتون رو که پس گرفتید،

27:20.348 --> 27:21.849
‫حتماً باید پاداش درخوری بهش بدیم

27:22.516 --> 27:24.935
‫انگار خوش‌موقع اومدی، میزری

27:25.102 --> 27:26.771
‫می‌خواستم بپرسم…

27:26.937 --> 27:28.606
‫توی جشن بلتین که من رو فاتح و مغرور

27:28.773 --> 27:30.274
‫اون‌طرف یه دشت پُر از خار دیدی…

27:30.691 --> 27:33.069
‫خبر از همین شورش می‌داد؟

27:33.235 --> 27:33.986
‫بله

27:34.362 --> 27:35.738
‫مثل روز برام روشن بود

27:35.905 --> 27:37.073
‫پسرم چی؟

27:37.573 --> 27:40.117
‫این پیروزی، راهش رو برای رسیدن
‫به تاج‌وتخت هموار می‌کنه؟

27:40.451 --> 27:41.952
‫بذارید با استخون‌هام فال بگیرم

27:55.383 --> 27:56.258
‫مورا

27:56.675 --> 27:58.594
‫الان دیگه خانم دوگل مکنزی‌ام

28:02.473 --> 28:04.058
‫پس تبریک نمیگی بهم؟

28:04.809 --> 28:07.186
‫خیلی ناراحت شدم
‫شنیدم برادرت فوت کرد

28:07.311 --> 28:08.479
‫ناراحت شدی؟

28:10.398 --> 28:11.982
‫چه لفظ شسته‌رفته‌ای

28:15.945 --> 28:17.822
‫برادرم به‌شدت آدم بااحساسی بود

28:19.657 --> 28:22.118
‫اگه دلش گرفتار چیزی یا

28:22.827 --> 28:24.120
‫کسی میشد،

28:26.747 --> 28:28.374
‫…دیگه نمی‌تونست ازش دل بکنه

28:33.587 --> 28:35.798
‫خودت خوب می‌دونی
‫این حجم از غم و غصه،

28:35.965 --> 28:37.550
‫یه مرد رو به چه ورطه‌ای می‌کشونه

28:39.677 --> 28:41.387
‫نمی‌خوام من رو ببخشی…

28:43.139 --> 28:44.932
‫ولی امیدوارم به‌مرور زمان
‫خشمت فروکش کنه

28:45.099 --> 28:45.975
‫هوم

28:49.061 --> 28:50.312
‫بعیده

28:51.647 --> 28:53.274
‫همون بهتر که

28:53.441 --> 28:55.067
‫یه‌سری زخم‌ها باز بمونن…

28:59.321 --> 29:01.532
‫بلکه آدم یادش نره باعث‌وبانی کی بوده

29:20.968 --> 29:22.219
‫یه رز…

29:23.721 --> 29:24.972
‫سرخ و آتشین و…

29:25.973 --> 29:27.600
‫یه رزِ سفید عین برف

29:28.517 --> 29:29.935
‫یکی‌شون تاج درخشان‌تری رو

29:30.102 --> 29:32.062
‫روی سر یه نوزاد می‌ذاره…

29:33.481 --> 29:34.857
‫نوزادی با دو مادر و…

29:35.941 --> 29:37.067
‫سه پدر

29:38.360 --> 29:39.612
‫دو مادر؟

29:40.279 --> 29:41.739
‫چه سِری پشتشه؟

29:42.740 --> 29:45.910
‫یعنی چی؟ مادرِ خودش و مریم مقدس؟

29:46.827 --> 29:49.288
‫سه‌پدر هم لابد همون تثلیث مقدسه

29:49.622 --> 29:51.040
‫رک‌وراست حرف بزن ببینم

29:54.835 --> 29:56.962
‫یعنی میگی قراره یه پادشاه کاتولیک بشه؟

29:57.463 --> 29:58.839
‫خارهای توی دشت…

30:02.468 --> 30:03.511
‫روی اونا…

30:04.470 --> 30:05.679
‫رزهای سفید…

30:05.846 --> 30:07.848
‫میونشون، حیوونی با موهای حنایی…

30:08.015 --> 30:11.185
‫روباهی مکار می‌بینم که

30:12.520 --> 30:13.771
‫از لونه‌ش زده بیرون

30:13.896 --> 30:15.606
‫آره. آره، ادامه بده

30:15.981 --> 30:16.941
‫اسم پسرتون…

30:17.399 --> 30:19.485
‫هنوز شکوه سلطنتی نداره،
‫اما بهتون قول میدم…

30:20.736 --> 30:23.447
‫اگه یگانه وارث و بازمانده‌ی نسل شما باشه…

30:25.366 --> 30:27.368
‫…یه روزی پادشاه میشه

30:29.828 --> 30:31.747
‫فکرم رو درگیر کردی

30:41.298 --> 30:43.092
‫بالاک می‌رسونتت خونه

30:45.094 --> 30:46.220
‫صحیح و سالم

30:50.099 --> 30:51.850
‫خوشحالم که در خدمتتونم، سرورم

30:56.272 --> 30:58.107
‫کارت عاقلانه بود

30:58.691 --> 31:00.067
‫اما دفعه‌ی بعد،

31:00.234 --> 31:03.320
‫هیچ غریبه‌ای بدون اجازه‌ی من
‫حق ورود به اینجا رو نداره

31:06.073 --> 31:07.199
‫بانوی من؟

31:08.242 --> 31:10.160
‫یه طلسم محافظ
‫برای گهواره‌ی پسرتون آماده کردم

31:10.327 --> 31:11.537
‫اجازه هست بدمش خدمتتون؟

31:20.337 --> 31:21.839
‫وایسا ببینم

31:22.923 --> 31:25.134
‫شب سوون این رو به گهواره‌ی پسرتون ببافید

31:25.718 --> 31:27.678
‫تموم بلاها رو دور می‌کنه

31:28.721 --> 31:31.515
‫به‌جز کینه‌ی سیاهی که
‫از روی قصد و نیتِ قبلی چیده شده باشه

31:32.474 --> 31:33.809
‫ازت ممنونم

31:34.393 --> 31:36.312
‫راجع‌به اون دخترک ریزه‌میزه
‫با زلف‌های سیاه و فرفری هم…

31:36.478 --> 31:37.646
‫یکه‌وتنها نمونده

31:38.731 --> 31:40.816
‫مِهر یه پدر بالاسرشه و نگهدارش

31:42.359 --> 31:43.360
‫در امن و امانه

31:43.736 --> 31:45.821
‫با اینکه توی دیاریه که دستت ازش کوتاهه

32:19.104 --> 32:20.272
‫خیلی رو داری که

32:20.439 --> 32:21.732
‫اینجوری سرت رو میندازی میای تو

32:21.899 --> 32:23.400
‫واسه من اخم‌وتَخم نکن

32:23.567 --> 32:24.568
‫گذرش به اینجا نیفتاده؟

32:24.943 --> 32:25.944
‫مشاور گرنت رو میگم

32:26.111 --> 32:27.863
‫از آخرین باری که اومدی دنبالش، دیگه ندیدمش

32:28.030 --> 32:28.656
‫چطور مگه؟

32:28.822 --> 32:29.740
‫یه زنی رو دزدید

32:30.074 --> 32:31.367
‫بردش کریگ‌نادون و

32:31.492 --> 32:32.910
‫مدعی بود زنشه

32:33.577 --> 32:34.370
‫جولیا؟

32:34.953 --> 32:36.455
‫در موردش بهت گفت؟

32:37.790 --> 32:38.791
‫هر از گاهی

32:39.541 --> 32:41.293
‫به پرت‌وپلاهای مردها اعتنا نمی‌کنم

32:41.460 --> 32:43.128
‫خب، اون اصلاً زنش نیست

32:43.504 --> 32:45.255
‫اون زن مالِ سایمون فریزره

32:45.964 --> 32:47.675
‫گرنت‌جونت هم دوباره توی خلنگ‌زارها

32:47.841 --> 32:49.885
‫غیبش زده و خدا می‌دونه کجاست

32:50.052 --> 32:52.888
‫- یعنی همونجا ولش کرد؟
‫- چاره‌ی دیگه‌ای نداشت

32:54.223 --> 32:56.433
‫منتها اگه باز پیداش شد،
‫باید بهم خبر بدی

32:56.850 --> 32:58.769
‫خودت کشیک بکش

32:58.936 --> 33:00.104
‫من به‌اندازه‌ی کافی گرفتاری دارم

33:00.270 --> 33:01.313
‫خب…

33:02.064 --> 33:03.816
‫مِن‌بعد اوضاع فرق می‌کنه

33:05.067 --> 33:07.486
‫از صاحبِ اینجا خریدمت

33:07.986 --> 33:09.113
‫حالا دیگه همراهم میای

33:10.239 --> 33:11.115
‫برای چه کاری؟

33:11.740 --> 33:13.534
‫میشی چشم و گوش من

33:13.701 --> 33:15.994
‫تا من نگفتم هم دهن باز نمی‌کنی

33:26.004 --> 33:27.673
‫صبح به‌خیر، هنری

33:28.966 --> 33:30.175
‫خانم گراهام

33:37.307 --> 33:38.267
‫سوون فرا رسیده

33:39.351 --> 33:40.728
‫پرده‌ی بین دنیاها از مو هم باریک‌تره

33:41.478 --> 33:43.147
‫کشیش ویکفیلد معمولاً شب قدیسان

33:43.313 --> 33:45.524
‫این خرافات به‌دور از دینم رو نادیده می‌گیره،

33:46.316 --> 33:49.153
‫پس امیدوارم کاری که الان می‌خوام بکنم هم
‫بخشیده بشه

33:49.319 --> 33:50.988
‫کدوم کار؟

33:51.655 --> 33:53.282
‫کمکت می‌کنم از سنگ‌ها رد بشی

33:54.700 --> 33:57.411
‫حرف‌هایی که درباره‌ی خانمت زدی،
‫منقلبم کرد

33:58.328 --> 34:01.039
‫من معتقدم همیشه می‌تونی
‫با توکل بر خداوند متعال و

34:01.206 --> 34:04.585
‫جولیا که چراغ راهته، به مقصد برسی

34:06.170 --> 34:06.837
‫پس…

34:09.631 --> 34:12.009
‫…این یک دست واسه الان،
‫اون یکی هم واسه اون طرف

34:13.302 --> 34:14.803
‫یه چیز دیگه هم شاید به کارت بیاد…

34:17.097 --> 34:19.266
‫یه سنگِ قیمتی با لبه‌ی تیز

34:22.436 --> 34:25.105
‫اگه احتیاط نکنی، ممکنه خودت رو زخمی کنی

34:27.149 --> 34:28.525
‫چطوری می‌تونم لطفت رو جبران کنم؟

34:29.485 --> 34:30.861
‫برو در پناه حق

35:03.811 --> 35:06.146
‫من از محنت و مشقت‌هایی که

35:06.313 --> 35:08.649
‫تحمل می‌کنید باخبرم، عزیزان

35:08.816 --> 35:10.025
‫چون خودم هم از جنس شمام

35:10.442 --> 35:11.068
‫با ما همراه بشید

35:12.694 --> 35:14.905
‫به فکر ایل و طایفه‌تون باشید

35:15.405 --> 35:16.990
‫لزومی نداره ما تا ابد توسری‌خور باشیم

35:18.659 --> 35:20.202
‫این جنگ فقط به صلاح افراد قبیله نیست…

35:20.369 --> 35:21.620
‫بلکه شمشیرهای ما بی‌قرارن!

35:21.954 --> 35:23.372
‫قلب مادرانمون به عشقِ ما می‌تپه…

35:23.539 --> 35:25.624
‫من میگم مرگ بر رهبرِ هانوفری‌ها

35:25.791 --> 35:27.960
‫اگه می‌خواید چرخ فلک به کام‌تون بچرخه،
‫به حرفش گوش بدید و

35:28.126 --> 35:29.711
‫برای حقتون بجنگید

35:29.878 --> 35:31.088
‫…به‌امید روزی که
‫مردانشون برگردن خونه و

35:31.255 --> 35:33.173
‫بگن مردونه جنگیدیم

35:33.298 --> 35:35.801
‫تا حقمون رو پس بگیریم!

35:44.059 --> 35:47.104
‫اگه همه‌چیز خوب پیش بره،
‫تا غروب آفتاب برمی‌گردیم

35:47.271 --> 35:48.730
‫اگه برنگشتیم…

35:48.897 --> 35:50.732
‫اون‌وقت شما پشت‌سرمون بیاید و
‫حرومزاده‌ها رو قتل‌عام کنید

35:53.277 --> 35:54.444
‫اگه برنگشتیم،

35:54.820 --> 35:56.071
‫برید سمت اینورنس

35:56.238 --> 35:57.239
‫برید پیش لووات

36:02.411 --> 36:03.412
‫بیا

36:15.966 --> 36:18.260
‫مورتا فیتزگیبنز فریزر

36:20.596 --> 36:21.638
‫چی داری پیش خودت پچ‌پچ می‌کنی؟

36:22.472 --> 36:24.433
‫دارم متنِ سنگ‌قبرم رو آماده می‌کنم

36:25.309 --> 36:28.061
‫«اینجا مدفن مورتا فیتزگیبنز فریزر است…

36:28.228 --> 36:29.521
‫سراپا جسارت و ادعا.

36:30.022 --> 36:33.233
‫عقل در سر نداشت که هیچ،
‫خود را نیز به فنا داد.»

36:35.569 --> 36:36.820
‫اما با این حال باهام اومدی

36:36.987 --> 36:38.655
‫اون‌موقع که دورمون پُر آدم بود،

36:38.822 --> 36:40.240
‫عاقلانه به‌نظر می‌رسید…

36:43.160 --> 36:45.287
‫منتها الان که دوتایی داریم می‌ریم تو،
‫نظرم عوض شده

36:47.873 --> 36:50.167
‫خب، اگه این‌طوری آروم می‌گیری…

36:50.584 --> 36:51.752
‫خودم تنهایی میرم

36:52.711 --> 36:54.004
‫ولی باید ببینمش…

36:54.838 --> 36:56.173
‫باید مطمئن بشم حالش خوبه…

36:57.299 --> 36:59.009
‫باید بدونم به‌خاطر من توی هچل نیفتاده

36:59.426 --> 37:01.553
‫آره خب، اگه اوضاع بی‌ریخت بشه…

37:02.679 --> 37:05.140
‫دیگه یه سنگ‌قبر واسه جفتمون کفایت می‌کنه

37:12.898 --> 37:13.941
‫الک

37:27.287 --> 37:29.831
‫شب قدیسان مبارک

37:33.168 --> 37:34.920
‫- گرفتمش
‫- خرشانس

37:37.756 --> 37:39.007
‫الهی که توی زمستون پیشِ‌رو،

37:39.174 --> 37:41.093
‫از سرما و گرسنگی در امان بمونید

37:41.259 --> 37:43.887
‫خیلی خوشحالم که برگشتی، دخترجان

37:44.429 --> 37:46.598
‫هر چند دروغه اگه بگم دلواپست نبودم

37:47.265 --> 37:48.725
‫اگه توی دنیا یه زن باشه که
‫عقلش کار کنه،

37:48.892 --> 37:50.185
‫اون یه نفر النِ ماست

37:55.107 --> 37:57.776
‫روزبه‌روز قشونمون بزرگ‌تر میشه

37:57.943 --> 37:58.735
‫مایه‌ی امیدواریه

37:58.902 --> 38:00.404
‫یون کامرون لوخیل هم

38:00.529 --> 38:02.489
‫عهد بسته با تمام قوا
‫پشت آرمانمون دربیاد

38:02.656 --> 38:04.324
‫توی نبرد پِرت لنگِ شمشیرزن نمی‌مونیم

38:04.491 --> 38:07.160
‫آره، برگ برنده دستِ ماست، جان

38:07.327 --> 38:08.370
‫آره

38:09.079 --> 38:11.832
‫- توی رزماری خیسش دادم، بانوی من
‫- ممنونم، گریس

38:14.668 --> 38:16.670
‫هرچند دروغ چرا…

38:16.795 --> 38:19.673
‫دوری از همسرم خیلی برام سخته

38:20.549 --> 38:22.300
‫به‌خیالت می‌تونی
‫جلوی این‌همه زن رو بگیری که

38:22.467 --> 38:24.386
‫قلعه رو روی سرشون نذارن، برادر؟

38:24.761 --> 38:26.346
‫حواسم به همه‌چیز هست

38:26.847 --> 38:29.599
‫جای من اینجاست، کنار لتیشا و…

38:30.142 --> 38:31.351
‫وارثمون

38:34.855 --> 38:36.481
‫هوم، عجب موهبتی

38:36.648 --> 38:39.192
‫لابد از فرط خوشحالی
‫سر از پا نمی‌شناسی

38:39.359 --> 38:40.235
‫آره

38:40.944 --> 38:42.904
‫دعاهامون مستجاب شده

38:43.905 --> 38:44.948
‫اولین کوچولوی خاندان مکنزیه

38:45.115 --> 38:46.783
‫بالاخره یه برادرزاده گیرم اومده

38:46.950 --> 38:48.243
‫خدا رو شکر

38:51.121 --> 38:52.664
‫شال و کلاه کردید کجا برید؟

38:52.831 --> 38:54.207
‫ما هم باهاتون میایم

38:54.374 --> 38:56.543
‫بابا می‌گفت به‌قدری بزرگ شدیم که
‫از عهده‌ی خودمون بربیایم

38:56.710 --> 39:00.172
‫آره، راست میگه.
‫اگه لازم بشه، ما هم می‌جنگیم، مگه نه؟

39:00.422 --> 39:02.841
‫می‌خواید بجنگید؟

39:03.008 --> 39:05.469
‫دل‌وجرئت می‌خواد
‫آدم به زبون بیارتش

39:06.178 --> 39:07.262
‫شک ندارم از پسش برمیاید

39:07.429 --> 39:09.056
‫من می‌تونم. جفتمون می‌تونیم

39:09.222 --> 39:12.225
‫آره، تیرکمون سنگیم رو هم آوردم. نگاه

39:13.018 --> 39:14.186
‫گوش بدید

39:18.231 --> 39:21.693
‫هیچ مردی با فرار از زیرِ بار مسئولیتش
‫نمی‌تونه به قبیله‌ش خدمت کنه، خب؟

39:21.860 --> 39:25.447
‫گاهی هم اون وظیفه
‫افتخارآفرینی توی میدون نبرد نیست

39:27.199 --> 39:29.493
‫تا پدرهاتون برگردن خونه،

39:30.077 --> 39:31.411
‫کی می‌خواد اجاق رو روشن نگه داره،

39:31.578 --> 39:33.955
‫از دره نگهبانی بده و مراقب مادرهاتون باشه؟

39:34.956 --> 39:37.209
‫پس، روتون حساب کنم که
‫حواستون به همه‌چی هست؟

39:37.375 --> 39:39.252
‫- آره
‫- آره

39:40.629 --> 39:41.838
‫پس، دلواپس نباشید

39:42.631 --> 39:44.674
‫صحیح و سالم همه رو برمی‌گردونم خونه

39:45.675 --> 39:47.427
‫قسم می‌خورم

39:50.263 --> 39:52.224
‫- راه بیفتید، پسرها
‫- دوگل

39:59.064 --> 40:00.941
‫جنگ فقط بلای جون مردها نیست

40:02.609 --> 40:04.361
‫روح بازمانده‌ها رو می‌خوره

40:05.695 --> 40:07.155
‫همسرها، مادرها…

40:08.156 --> 40:10.117
‫بچه‌هایی که هیچ‌وقت نمی‌فهمن
‫بهای این جنگ چی بود

40:40.647 --> 40:41.815
‫چه به‌موقع

40:43.108 --> 40:44.401
‫شب سوونه…

40:46.027 --> 40:47.571
‫شبی که ارواح بین زنده‌ها

40:48.196 --> 40:49.114
‫پرسه می‌زنن

40:49.281 --> 40:50.198
‫هوم

40:50.615 --> 40:52.409
‫شانس آوردید یه تار مو از سرش کم نشده

40:53.076 --> 40:54.494
‫اگه بلایی سرش اومده بود…

40:57.622 --> 40:59.457
‫الان جنابعالی سینه‌ی قبرستون بودی

40:59.749 --> 41:01.668
‫حرومزاده‌ی فریزر

41:24.191 --> 41:26.234
‫زنازاده‌ی حرومیِ فریزر

41:43.084 --> 41:44.336
‫بگیرش، دوگل

41:51.718 --> 41:55.138
‫خیال کردی می‌تونی سرت رو بندازی پایین
‫بیای اینجا؟

41:55.555 --> 41:58.558
‫برادرم رو تهدید کنی، دست روی من بلند کنی و
‫بذاری بری؟

41:58.725 --> 42:01.770
‫تا مأموریتم رو انجام ندم،
‫قصدِ رفتن ندارم

42:05.398 --> 42:08.860
‫به‌نظرم بهتره جون و قوتمون رو…

42:09.861 --> 42:12.155
‫نگه داریم برای کارزاری که پیشِ روی ماست

42:15.533 --> 42:17.869
‫صدتا شمشیرزن همین نزدیکی مستقر کردم که

42:18.495 --> 42:21.498
‫حاضرن جونشون رو فدای آرمان یعقوبی‌ها کنن

42:24.793 --> 42:25.752
‫آره

42:27.796 --> 42:28.964
‫دروغ نمیگه

42:32.592 --> 42:35.095
‫یعنی میاید تحتِ فرمان من؟

42:35.262 --> 42:36.388
‫قسم می‌خورم

42:44.771 --> 42:46.773
‫پس، امروز

42:47.148 --> 42:47.857
‫از خونت می‌گذرم

42:48.024 --> 42:49.859
‫آره

43:10.672 --> 43:12.424
‫فکر نمی‌کردم خونت که به جوش بیاد،

43:12.799 --> 43:14.467
‫بتونی خودت رو مهار کنی

43:16.428 --> 43:18.471
‫اراده می‌کردم، می‌تونستم ستون فقراتش رو

43:18.638 --> 43:20.724
‫- عین چوب خشک بشکونم
‫- آره

43:21.641 --> 43:22.642
‫منتها روز تسویه‌حساب که برسه،

43:22.767 --> 43:23.977
‫شیرینیش صدبرابره

43:32.193 --> 43:34.904
‫بیا تا نظرم عوض نشده

43:41.578 --> 43:43.872
‫تو سپهسالاری، دوگل مکنزی

43:44.622 --> 43:45.915
‫اگه یاد بگیری هم‌پای شمشیرت…

43:46.666 --> 43:49.127
‫مغزت رو هم به کار بگیری،

43:49.294 --> 43:52.922
‫ممکنه به جاهای خیلی بالاتری برسی

43:53.256 --> 43:54.716
‫امشب فقط یه دغدغه دارم،

43:54.841 --> 43:56.760
‫اون هم این که نطفه‌ی یه وارث رو

43:57.635 --> 44:00.597
‫توی شکم تو بکارم

44:16.654 --> 44:18.281
‫وای، خدا مرگم بده

44:18.948 --> 44:20.909
‫دوگل مکنزیِ یاغیِ بی‌بندوبار

44:24.162 --> 44:24.954
‫عه

44:25.330 --> 44:26.915
‫بانو مکنزی،

44:27.415 --> 44:28.917
‫چه حسن تصادفی

44:43.014 --> 44:45.225
‫مورتا فیتزگیبنز فریزر…

44:46.309 --> 44:48.520
‫باید میذاشتم توی خون خودت
‫دست‌وپا بزنی…

44:48.686 --> 44:50.063
‫تا یادت بمونه

44:50.230 --> 44:52.315
‫آوردنِ اون فریزر به این خونه چه عواقبی داره

44:52.774 --> 44:54.943
‫کفِ قلعه‌ی من رو خونی کردی که چی؟

44:55.110 --> 44:57.529
‫که ثابت کنی رفاقتت به شعورت می‌چربه؟

44:58.113 --> 44:59.114
‫بیا، اینو نگه دار

44:59.280 --> 45:00.824
‫میرم ضماد بیارم

45:01.991 --> 45:03.076
‫گریس، دخترجان

45:03.243 --> 45:04.536
‫حواست به این باشه

45:04.661 --> 45:06.704
‫یه‌ثانیه غافل شی،
‫غیبش می‌زنه و

45:06.830 --> 45:08.331
‫اون‌قدر خونریزی می‌کنه

45:08.498 --> 45:10.875
‫تا تلف بشه یا بدتر،
‫کل راهروهای من رو به گند بکشه

45:11.042 --> 45:12.836
‫همین الانش هم به‌اندازه‌ی کافی
‫جا واسه سابیدن دارم

45:12.961 --> 45:14.003
‫زندایی

45:17.882 --> 45:19.592
‫من نمی‌خوام فرار کنم

45:19.759 --> 45:20.593
‫خوبه

45:21.010 --> 45:22.387
‫پس کارم راحته

45:32.063 --> 45:34.190
‫قبلاً همدیگه رو دیدیم؟

45:34.357 --> 45:35.400
‫نه، آقا

45:35.567 --> 45:36.651
‫تازه اومدم اینجا

45:37.569 --> 45:40.196
‫گریس هستم، در خدمت بانو کامرون

45:41.197 --> 45:43.491
‫مورتا فیتزگیبنز فریزر

45:51.040 --> 45:51.833
‫درد می‌کنه؟

45:52.000 --> 45:54.419
‫نه، غرورم جریحه‌دار شده

45:57.464 --> 45:58.339
‫همیشه این‌قدر زود

45:58.506 --> 45:59.841
‫برای دفاع از یکی دیگه دست به یقه میشی؟

46:05.305 --> 46:06.806
‫اگه دلیلش موجه باشه…

46:07.849 --> 46:10.101
‫یا رفیقی باشه که
‫ارزش کتک‌خوردن داشته باشه

46:14.439 --> 46:15.899
‫آخ

46:17.066 --> 46:20.403
‫مادرم همیشه می‌گفت
‫زخم آدم‌ها زود جوش می‌خوره

46:21.196 --> 46:22.947
‫به‌شرطی که صاحبش یه جا آروم بگیره

46:23.114 --> 46:24.282
‫هوم

46:26.326 --> 46:27.702
‫این یکی احتمالاً به این زودی‌ها خوب نمیشه

46:29.996 --> 46:30.830
‫حالا سعیت رو بکن،

46:31.748 --> 46:34.334
‫حداقل به‌خاطر کفِ قلعه‌ی خانم فیتز

46:35.502 --> 46:36.461
‫باشه

46:37.337 --> 46:38.213
‫تلاشم رو می‌کنم

46:39.672 --> 46:42.550
‫گریس‌جان، شالم رو بیار

46:42.717 --> 46:45.094
‫اینجا یه سوزی میاد که
‫تا مغز استخون آدم یخ می‌کنه

46:46.012 --> 46:47.347
‫خودم به آقای فریزر رسیدگی می‌کنم

46:49.307 --> 46:51.309
‫امیدوارم زخم‌هاتون بدون عفونت جوش بخورن

47:08.826 --> 47:11.579
‫این چیزیه که مردم
‫میون هیاهوی زندگی یادشون میره

47:12.413 --> 47:14.207
‫باید به زخم‌هامون رسیدگی کنیم…

47:15.416 --> 47:18.795
‫وگرنه هیچ‌وقت جوش نمی‌خورن،
‫بلکه فقط عمیق‌تر میشن و چرک می‌کنن

47:24.509 --> 47:25.802
‫بانو کامرون…

47:27.011 --> 47:29.514
‫با اجازه‌تون، باقیش با خودم

47:30.390 --> 47:31.516
‫هر طور میلته

47:59.252 --> 48:00.712
‫امشب مراقب باشید، جناب کشیش

48:00.878 --> 48:02.297
‫اجنه این حوالی می‌پلکن

48:32.785 --> 48:35.288
‫خیال می‌کردم میزری به چشمت خرافاتیه

48:35.413 --> 48:36.623
‫من هم همین‌طور

48:37.749 --> 48:39.959
‫قبل اینکه بره،
‫دوباره از دخترم گفت

48:41.669 --> 48:43.296
‫گفت اون تنها نیست

48:43.921 --> 48:45.423
‫شاید باباش پیششه

48:49.052 --> 48:50.511
‫لعنتی

48:58.227 --> 48:59.979
‫دوینا، خیلی دلم می‌خواد باور کنم،

49:00.730 --> 49:02.273
‫هنری پیداش کرده و…

49:03.358 --> 49:04.442
‫سالم و سرحاله

49:08.821 --> 49:10.156
‫ولی اگه جاشون امن باشه…

49:11.115 --> 49:12.742
‫پس تکلیفِ من چی میشه این وسط؟

49:14.452 --> 49:16.537
‫یعنی دستم تا ابد از اون دنیا کوتاه شده؟

49:17.789 --> 49:19.248
‫یعنی حسرت دیدنشون به دلم می‌مونه؟

49:19.624 --> 49:21.584
‫شاید دوباره اون سنگ‌ها
‫یه راهِ عبور نشونت بدن

49:22.335 --> 49:24.754
‫شاید هم به‌وقتش،
‫خودشون بیان سراغت

49:25.797 --> 49:26.547
‫نه

49:29.801 --> 49:31.469
‫نه، اگه در آرامشن،

49:32.053 --> 49:33.888
‫دلم نمی‌خواد آرامششون رو ازشون بگیرم

49:36.516 --> 49:37.850
‫بذار همونجا بمونن،
‫به‌دور از این زمونه‌ی پلید

49:41.604 --> 49:42.522
‫سرورم

49:43.022 --> 49:44.148
‫خوشحال میشید اگه بگم خاندان گرنت

49:44.315 --> 49:46.275
‫سرشون به سنگ خورده و
‫فهمیدن چه خبطی کردن

49:46.442 --> 49:49.320
‫واسه جبران مافات یه پیشکشی فرستادن؛

49:49.946 --> 49:52.240
‫هدیه‌ای که خیرش به همه‌مون می‌رسه…

49:55.118 --> 49:56.703
‫یه کلفت جدید واسه مطبخ

49:56.869 --> 49:57.870
‫سیما هستم، بانوی من

50:03.793 --> 50:05.128
‫خوش اومدی، سیما

50:15.138 --> 50:16.597
‫اومدی ببینی زخمم بهتر شده…

50:17.014 --> 50:19.642
‫یا اینکه ببینی سربه‌راه شدم یا نه؟

50:19.809 --> 50:21.477
‫جفتش

50:21.644 --> 50:23.354
‫این رو هم برات آوردم

50:23.521 --> 50:24.897
‫خانم فیتز گفت

50:25.064 --> 50:26.524
‫اگه شکمت سیر باشه،
‫زخمت سریع‌تر جوش می‌خوره

50:26.691 --> 50:28.484
‫کله‌ت رو به کار بنداز که

50:28.651 --> 50:30.528
‫دوباره دسته‌گل به آب ندی

50:37.952 --> 50:38.953
‫ممنونم

50:40.413 --> 50:41.706
‫زنداییم همیشه خیر و صلاحم رو می‌خواد،

50:42.457 --> 50:44.417
‫حتی وقت‌هایی که یه چک آبدار نثارم می‌کنه

50:44.834 --> 50:46.169
‫کمابیش متوجه شدم

50:47.253 --> 50:49.213
‫غرغرهاش به کنار، خیلی بهم لطف داشته

50:49.380 --> 50:51.966
‫چند وقته برای خاندان کامرون کار می‌کنی؟

50:52.300 --> 50:53.342
‫شش ماه

50:54.051 --> 50:55.303
‫قبل از اون هم توی لندن بودم

50:56.596 --> 50:57.805
‫هنوز که هنوزه حس می‌کنم

50:57.972 --> 50:59.474
‫سر از یه کشور کاملاً غریبه درآوردم

51:01.309 --> 51:02.518
‫خب، آره

51:05.146 --> 51:07.356
‫اما از ظاهر قضیه پیداست که

51:07.940 --> 51:09.192
‫خوب با این آب و خاک خو گرفتی

51:11.360 --> 51:12.320
‫مجبورم بسازم

51:13.946 --> 51:16.574
‫به‌خاطر قرض‌وقوله‌ی بابام
‫چاره‌ی دیگه‌ای برام نمونده

51:19.327 --> 51:21.037
‫من هم دستِ‌کمی ازت ندارم

51:22.538 --> 51:24.332
‫فردا میرم شمال

51:25.750 --> 51:27.376
‫پس، شایعات حقیقت داره

51:27.794 --> 51:30.213
‫جنگ تو راهه؟

51:30.379 --> 51:31.589
‫آره

51:31.714 --> 51:33.883
‫وقتِ جنگ، رجزخونی مردها
‫گوش فلک رو کر می‌کنه، ولی…

51:35.218 --> 51:38.346
‫اینا بادِ هواست، یه‌عده باید سینه سپر کنن

51:39.931 --> 51:42.850
‫خب، پس امیدوارم دستِ‌کم
‫تا موقعی که زخمت جوش می‌خوره…

51:44.560 --> 51:46.687
‫سرت رو به باد ندی

51:46.854 --> 51:49.607
‫شیش‌دنگ حواسم رو جمع می‌کنم

52:01.369 --> 52:03.287
‫اگه عمرم به دنیا بود و برگشتم لیوخ…

52:04.497 --> 52:05.832
‫حتماً این سبد رو برمی‌گردونم

52:07.083 --> 52:08.793
‫وگرنه زنداییم پوستم رو قلفتی می‌کنه

52:08.960 --> 52:10.294
‫خودش هم همین حرف رو زد

52:10.461 --> 52:13.214
‫پس، به‌نفعته پسش بیاری

52:18.511 --> 52:19.929
‫خدا پشت‌وپناهت، گریس

52:21.681 --> 52:23.224
‫همچنین، آقای فریزر

52:55.798 --> 52:56.883
‫هوم

52:58.885 --> 53:00.386
‫یادته یک بار بهت گفتم
‫حاضرم با خودِ شیطان معامله کنم،

53:00.553 --> 53:01.971
‫بلکه یه‌لحظه بیشتر پیشت باشم؟

53:02.972 --> 53:04.557
‫هنوز سرِ حرفم هستم

53:08.060 --> 53:09.854
‫حاضرم قیدِ روحم رو بزنم

53:11.272 --> 53:13.482
‫راضی نیستم این‌قدر برات گرون تموم بشه…

53:15.776 --> 53:17.653
‫هرچند احتمالاً عهدِ خودم هم با کالوم

53:18.654 --> 53:19.822
‫تاوان سنگینی برام داره

53:20.781 --> 53:22.658
‫اون خودش بدتر از صدتا شیطانه

53:23.075 --> 53:25.620
‫فقط لب تر کن، گل سرخ‌موی من

53:26.495 --> 53:28.539
‫زمین و زمان رو به هم می‌دوزم
‫بلکه از شر اون خلاص شی

53:28.956 --> 53:30.333
‫نه، من قسم خوردم

53:31.292 --> 53:34.253
‫تا این قیام تموم نشه،
‫نمی‌تونیم به عقد هم دربیایم

53:46.140 --> 53:50.144
‫تقدیر این بوده که
‫تو سهم من باشی، الن مکنزی

53:51.020 --> 53:52.355
‫عاقبت تو رو مال خودم می‌کنم…

53:54.857 --> 53:56.817
‫حتی اگه مجبور باشم تا دم مرگ منتظر بمونم

54:10.873 --> 54:13.000
‫من فقط حواسم به این زبون‌بسته‌هاست

54:20.466 --> 54:22.551
‫منتها یادتون نره که از نیمه‌شب گذشته

54:34.271 --> 54:35.815
‫- اینا چیه؟
‫- شاه‌بلوطه

54:35.982 --> 54:37.400
‫طلسم شبِ سوونه

54:41.237 --> 54:42.154
‫یکیش مال تو

54:45.032 --> 54:46.409
‫یکیش هم مال من

54:46.993 --> 54:48.703
‫اگه کنار هم توی آتیش بسوزن،

54:49.328 --> 54:50.955
‫یعنی عاقبت پیوندمون خجسته‌ست

54:51.914 --> 54:54.291
‫اگه تَرَق‌تُروق صدا بدن و…

54:54.959 --> 54:55.835
‫هر کدوم بره یه طرف چی؟

54:57.003 --> 54:59.213
‫اون‌وقت یعنی جنگ و جدال بینمون…

55:00.047 --> 55:01.716
‫عشقمون رو از پا درمیاره

55:05.177 --> 55:06.554
‫محاله هر کدوم بره یه طرف

55:25.197 --> 55:26.365
‫برگرد پیشم

55:27.000 --> 55:47.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
