WEBVTT

00:09.946 --> 00:10.875
‫« آنچه گذشت… »

00:10.900 --> 00:11.943
‫اسمت رو نپرسیدم

00:12.039 --> 00:14.223
‫- الن مکنزی
‫- منم برایانم

00:14.390 --> 00:15.725
‫جیکوب بهش قول داد که

00:15.750 --> 00:17.393
‫مجبور نیست تن به ازدواج بده

00:17.418 --> 00:18.894
‫و همه می‌دونن که خودش هم
‫دلش نمی‌خواد

00:18.919 --> 00:21.243
‫بانو الن قراره به عقد مالکوم گرنت در بیاد

00:21.268 --> 00:23.079
‫وعده‌ی سکه به یعقوبی‌خواه‌ها دادی؟

00:23.104 --> 00:24.579
‫با خودت چه فکری کردی؟

00:24.604 --> 00:26.946
‫این پولِ گرنت‌هاست که
‫تو داری باهاش قمار می‌کنی!

00:26.971 --> 00:29.588
‫تو پیشنهاد وصلت رو به خاندان گرنت بده

00:29.613 --> 00:32.104
‫و شاید بتونیم
‫هوای هم رو داشته باشیم

00:32.167 --> 00:34.076
‫با شوهرم برای تعطیلات به ارتفاعات اومدیم

00:34.243 --> 00:36.315
‫- جولیا!
‫- تو رو به ما فروختن

00:36.340 --> 00:37.538
‫و دیگه اینجا موندگاری

00:37.563 --> 00:39.098
‫ارباب دیگه حوصله‌ی

00:39.123 --> 00:41.120
‫این جست‌وجوی بیهوده‌ات رو نداره
‫و منم ندارم

00:41.145 --> 00:42.460
‫- می‌خواید بکشمش؟
‫- هنوز نه

00:42.626 --> 00:44.003
‫ولی بیشتر مراقبش باش

00:44.028 --> 00:45.896
‫یه راهی برای به‌هم‌زدن
‫این نامزدی پیدا می‌کنم

00:45.921 --> 00:48.124
‫- به جون خودم قسم
‫- با هم پیدا می‌کنیم

00:48.296 --> 00:49.732
‫شنیدی خانم پورتر؟

00:49.757 --> 00:51.600
‫جولیا از من بارداره

00:51.625 --> 00:53.350
‫این بچه‌ی من و هنریـه

00:53.375 --> 00:55.334
‫وقتی سرنوشت مملکت‌مون به خطر بیفته،

00:55.359 --> 00:56.615
‫فرزندت رسالت خودش رو به انجام می‌رسونه

00:56.640 --> 00:58.810
‫پس پیشگویی درست از آب دراومد

00:58.835 --> 01:00.550
‫این بچه پادشاه آینده‌ست

01:00.575 --> 01:01.911
‫مگه من ارباب این قبیله نیستم؟

01:01.936 --> 01:03.607
‫من فرمانده‌ی جنگم، نه یه بچه!

01:03.632 --> 01:05.943
‫این پارچه مال قبیله‌ی فریزرهاست.
‫نکنه با هم پیوند زناشویی بستید؟

01:05.968 --> 01:07.985
‫تو پسر سایمون فریزری؛

01:08.152 --> 01:11.142
‫دشمن قسم‌خورده‌ی جیکوب سرخ‌مو. می‌کُشنت

01:11.489 --> 01:12.649
‫اسمش رو ویلیام گذاشتم

01:12.674 --> 01:13.657
‫هم‌اسم پدربزرگم

01:13.824 --> 01:15.993
‫تو صاحبِ قلب و روح من هستی

01:16.160 --> 01:17.369
‫الن فرار کرده

01:17.495 --> 01:20.330
‫برو برادرم رو پیدا کن. الان بیشتر
‫از همیشه به مهارت‌هاش نیاز داریم.

01:20.355 --> 01:21.081
‫منو قال گذاشتی؟

01:24.543 --> 01:25.895
‫ندیدی اون شیفته‌ی مفلوک

01:25.920 --> 01:28.068
‫از کدوم طرف رفت؟

01:28.093 --> 01:29.106
‫شورش یعقوبی‌خواه‌ها؟

01:29.131 --> 01:30.591
‫نادیده گرفتن این فراخوان برابره با مرگِ حتمی

01:30.616 --> 01:33.081
‫- من کنارت می‌مونم
‫- هنری، تو باید بری

01:33.106 --> 01:36.263
‫قلبم همیشه پیش شماست،
‫پیش تو، ویلیام و کلیر

01:51.278 --> 01:52.071
‫اینجا کجاست؟

01:52.488 --> 01:54.865
دارالمجانین اینورنس

01:55.407 --> 01:56.575
‫من دکتر پریمن هستم

01:56.992 --> 01:58.536
‫اسمت رو یادتـه؟

02:10.214 --> 02:12.466
‫هنری گرنت. هنری گرنت

02:14.385 --> 02:15.970
‫زنم کجاست؟

02:16.470 --> 02:17.721
‫پسرم کجاست؟

02:17.888 --> 02:19.932
‫وقتی پیدات کردن، هیچ‌کسِ دیگه‌ای
‫همراهت نبود

02:20.349 --> 02:22.601
‫من… ای وای

02:24.353 --> 02:26.689
‫نه، نه. نه، باید برم

02:27.106 --> 02:28.691
‫نه… باید نجات‌شون بدم

02:28.858 --> 02:31.067
‫این تنگ‌پوش رو فقط محض احتیاط تنت کردیم

02:31.360 --> 02:32.653
‫گروهبانی که آوردت اینجا

02:32.778 --> 02:34.280
‫نگران بود به خودت یا دیگران

02:34.405 --> 02:37.199
‫آسیب بزنی ولی ببینیم چی میشه

02:41.579 --> 02:44.957
‫یادت میاد چطور از اینجا
‫سر در آوردی آقای گرنت؟

02:46.166 --> 02:47.126
‫نه

02:48.252 --> 02:49.503
‫ولی نمی‌تونم اینجا بمونم

02:49.670 --> 02:51.422
‫نمی‌تونم اینجا بمونم

02:51.589 --> 02:54.341
‫ضربه‌ی ناجوری به سرت خورده

02:54.508 --> 02:56.552
‫- و شونه‌ت هم زخمی شده
‫- چی؟

02:57.094 --> 02:59.346
‫توی بهداری زخم‌هات رو بخیه زدن

03:00.264 --> 03:02.391
‫ولی باید تحت نظر باشی

03:03.225 --> 03:05.102
‫احتمالاً ضربه مغزی شده باشی

03:06.353 --> 03:07.313
‫آخه من اینجا چیکار می‌کنم؟

03:08.063 --> 03:10.399
‫ظاهراً توی دشت‌های اطراف پیدات کردن

03:10.566 --> 03:13.485
‫انگار صاف از وسط نبرد
‫بنوک‌بورن بیرون اومده بودی

03:13.944 --> 03:17.031
‫و مثل جنگجوهای ارتفاعات رفتار می‌کردی

03:18.324 --> 03:20.576
‫می‌خواستی از بهداری فرار کنی

03:21.160 --> 03:23.287
‫حرف‌های نگران‌کننده‌ای می‌زدی

03:24.204 --> 03:25.414
‫مجبور شدن بهت آرام‌بخش بزنن

03:26.665 --> 03:29.668
‫اون چراغ… با برق کار می‌کنه

03:31.420 --> 03:32.421
‫بله

03:36.175 --> 03:39.511
‫من نباید اینجا باشم. اینجا جای من نیست

03:39.678 --> 03:42.139
‫- مدام همینو تکرار می‌کنی
‫- چی؟

03:42.306 --> 03:44.266
‫- می‌دونی امروز چندمه؟
‫- آم…

03:44.850 --> 03:46.602
‫اصلاً می‌دونی الان چه سالیـه؟

03:46.769 --> 03:48.896
‫سالِ…

03:49.063 --> 03:50.272
‫سال ۱۷۱۵

03:50.439 --> 03:52.590
‫نه… ۱۹۱۵

03:53.108 --> 03:56.320
‫می‌دونی الان کی نخست‌وزیره؟

03:58.155 --> 04:00.082
‫استنلی بالدوین. نه، بونار لاو

04:00.107 --> 04:02.034
‫چمی… چمی‌دونم

04:02.201 --> 04:03.702
‫الان سال ۱۹۲۴ئـه

04:04.703 --> 04:06.956
‫و نخست‌وزیرمون رمزی مک‌دونالده

04:09.583 --> 04:12.461
‫باید برم جولیا رو پیدا کنم. جونش در خطره

04:12.628 --> 04:14.713
‫جولیا کیه؟

04:17.299 --> 04:18.550
‫زنمـه

04:19.840 --> 04:30.840
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:37.041 --> 05:41.001
‫« غریبـه: هم‌خـونِ مـن »

05:41.025 --> 05:48.025
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:53.920 --> 05:58.020
‫« کریگ‌نادون، سال ۱۷۱۵»

06:02.821 --> 06:04.448
‫یعنی چی؟

06:04.615 --> 06:06.075
‫چرا کار نمی‌کنه؟

06:16.543 --> 06:17.461
‫عجله کنید

06:17.878 --> 06:18.754
‫یالا!

06:20.756 --> 06:22.508
‫برو. هنری، فقط برو

06:22.674 --> 06:23.717
‫محالـه تنهات بذارم

06:26.804 --> 06:27.846
‫خیلی‌خب

06:28.013 --> 06:29.932
‫برو عقب!
‫جلوتر نیا!

06:30.099 --> 06:31.266
‫وگرنه چی میشه؟

06:31.433 --> 06:33.018
‫بلایی سر این زن و بچه‌ش میاری؟

06:33.185 --> 06:34.770
‫تو رو خدا دست از سرمون بردار

06:34.937 --> 06:36.246
‫بلایی سرش نمیارم، به خدا قسم

06:36.271 --> 06:38.398
‫تو با گرنت‌ها عهد استوار و محکمی بستی

06:38.816 --> 06:40.484
‫موظفی که برگردی به قبیله

06:40.609 --> 06:41.693
‫و منم موظفم که برت گردونم

06:42.027 --> 06:43.529
‫مرگ تنها راه گریز از این عهده

07:31.702 --> 07:32.828
‫هنری

07:40.169 --> 07:41.461
‫کجا رفت؟

07:48.719 --> 07:50.721
‫بزدلِ لعنتی!

07:50.888 --> 07:52.181
‫پیداش می‌کنیم!

07:57.144 --> 07:58.687
‫پس تو زنِ لووات هستی؟

07:59.354 --> 08:02.691
‫آره. بله

08:05.027 --> 08:06.986
‫این مشاور بدبخت خیال می‌کرده

08:07.011 --> 08:08.655
‫تو جولیا بیچامپی

08:09.198 --> 08:10.365
‫حتی خیال می‌کنه بچه هم از خودشـه

08:10.532 --> 08:13.452
‫خب خدا رو شکر که شما به دادمون رسیدی

08:17.164 --> 08:18.457
‫دیگه نگران چیزی نباش

08:19.833 --> 08:21.543
‫الان برت می‌گردونیم پیش شوهرت

08:22.836 --> 08:24.129
‫ممنونم

08:32.054 --> 08:33.096
‫بیا

09:28.860 --> 09:31.363
‫اگه ارباب‌ها حکم کنن که باید بری جنگ…

09:33.198 --> 09:34.658
‫بازم برمی‌گردی پیش خودم

09:35.909 --> 09:37.035
‫یه لحظه هم شک نکن

09:38.245 --> 09:39.705
‫تو مالِ منی

09:40.455 --> 09:41.623
‫و من مال تو

09:44.418 --> 09:46.169
‫مگه جای من جایی جز کنار توئه؟

09:52.426 --> 09:55.846
‫و یه روزی وقتی تمام این ماجراها تموم شد…

09:57.597 --> 09:59.016
‫صاحب یه تیکه زمین

09:59.641 --> 10:00.726
‫و یه خونه نقلی میشیم

10:01.351 --> 10:02.561
‫لبریز از شور و زندگی‌ای

10:02.728 --> 10:04.646
‫که قراره با هم بسازیم

10:09.526 --> 10:11.737
‫حاضرم جونم رو بدم ولی
‫ذره‌ای به حرف‌هات شک نکنم

10:13.780 --> 10:16.366
‫ولی آخه جنگ بی‌رحم و ناعادلانه‌ست

10:16.533 --> 10:18.452
‫اگه حتی جنگ منو از تو بگیره،

10:18.618 --> 10:20.912
‫بازم نمی‌ذارم همه وجودم رو با خودش ببره

10:22.831 --> 10:23.957
‫اگه خدا بخواد،

10:24.541 --> 10:26.793
‫یه تیکه از وجودم رو بهت میدم
‫تا همراهت باشه

12:28.790 --> 12:30.208
یه زندگی در کنار تو

12:32.377 --> 12:33.420
‫خدا

12:35.630 --> 12:37.174
‫یه تیکه زمین برای کار کردن

12:38.383 --> 12:41.344
‫چندتا بچه‌ی شیطون جیغ‌جیغو

12:45.015 --> 12:46.391
‫با همین‌ها خوشبختم

12:47.934 --> 12:49.436
‫منم فقط همین‌ها رو می‌خوام

12:51.730 --> 12:53.857
‫تو از سر زمین برمی‌گردی خونه

12:54.941 --> 12:59.196
‫و منم به بچه‌ها غر می‌زنم تا
‫خاک لباس‌هاشون رو بتکونن

12:59.446 --> 13:01.364
‫و موقع شام‌خوردن آروم بگیرن

13:10.499 --> 13:12.250
‫شاید خیلی‌ها بگن یه زندگی معمولیـه

13:15.587 --> 13:16.838
‫بذار هرچی می‌خوان بگن

13:21.426 --> 13:22.928
‫زندگی خودمونـه

13:32.354 --> 13:34.523
‫الن، تو خودت مثل یه شعری

13:36.149 --> 13:39.611
‫ولی بعید می‌دونم به‌خاطر حرف‌هام

13:39.636 --> 13:41.596
‫عاشقم شده باشی

13:43.516 --> 13:44.699
‫نه

13:48.119 --> 13:49.287
‫این روح توئـه

13:52.374 --> 13:53.833
‫که با روح من صحبت می‌کنه

13:55.335 --> 13:58.713
‫اونم به زبانی که شاید فقط فرشته‌ها بلد باشن

14:14.271 --> 14:16.356
‫برایان، الن

14:17.732 --> 14:20.110
‫نیروهای مکنزی توی جنگل کمین کردن

14:20.944 --> 14:22.487
‫- باید از اینجا بریم
‫- باشه

14:22.612 --> 14:23.738
‫هر چی سریع‌تر بهتر

14:30.912 --> 14:32.706
‫دنبال منن، نه شما

14:33.582 --> 14:34.791
‫حاضرم بمیرم ولی دستشون به تو نرسه

14:34.958 --> 14:35.959
‫منم از همین می‌ترسم

14:36.835 --> 14:39.784
‫این راهیـه که انتخاب کردیم
‫و تنها زندگی‌ایه که سهم خودمونـه

14:39.809 --> 14:41.381
‫این مال قبل از آتش زدن صلیب‌ها بود

14:41.881 --> 14:43.383
‫تو با اربابت عهد بستی

14:43.550 --> 14:45.218
‫- باید بری پیشش
‫- گور بابای عهدی که بستم

14:45.802 --> 14:47.596
‫برای من فقط عهدی که با تو بستم مهمـه

14:47.762 --> 14:48.972
‫باید عجله کنیم

14:49.097 --> 14:50.515
‫اگه گیرتون بیارن، کار جفت‌تون تمومـه

14:51.349 --> 14:53.685
‫ولی من در امانم چون مکنزی‌ام

14:54.060 --> 14:55.478
‫منو برمی‌گردونن لیوخ

14:56.021 --> 14:57.022
‫برادرهام از دستم عصبانی میشن ولی…

14:57.147 --> 14:58.356
‫کتکت می‌زنن الن

14:58.523 --> 14:59.983
‫شاید بزنن ولی تو در هر صورت باید

15:00.108 --> 15:02.527
‫با شمشیر و تفنگ کنار دستت بخوابی

15:03.403 --> 15:05.989
‫ترجیح میدی مثل یه سرباز با دشمنت بجنگی

15:06.406 --> 15:07.991
‫یا تا ابد با خفت یه فراری بمونی؟

15:10.160 --> 15:12.412
‫تو مرد شریفی هستی برایان فریزر

15:13.163 --> 15:14.581
‫روح والایی داری

15:15.373 --> 15:18.418
‫و ته دلت می‌دونی بیشتر از هر چیز

15:18.443 --> 15:19.861
‫دلیل عشق من به تو همینـه

15:28.136 --> 15:29.512
‫عهدی که باهم بستیم رو یادت نره

15:32.057 --> 15:34.517
‫کمتر از یه سال و یه روز
وقت داریم تا ازدواج کنیم

15:37.145 --> 15:39.045
‫در پیشگاه خدا همسرم میشی

15:49.949 --> 15:50.742
‫آره

15:54.162 --> 15:55.789
‫ولی اول باید بری جنگ

15:57.707 --> 15:58.625
‫منم جنگِ خودم رو دارم

16:00.919 --> 16:02.045
‫بعدش

16:03.171 --> 16:05.632
‫دیگه هیچی نمی‌تونه ما رو از هم جدا کنه

16:20.021 --> 16:21.481
‫باور کن این به نفعتـه دوستِ من

16:43.503 --> 16:44.879
‫باورم نمیشه مُرده

16:46.548 --> 16:47.590
‫چه روزِ تلخی

16:48.216 --> 16:50.510
‫از صمیم قلب بهتون تسلیت میگیم

16:50.677 --> 16:52.387
‫- خدا رحمتش کنه
‫- آمین

16:52.554 --> 16:53.930
‫یه نفر باید تقاصش رو پس بده

16:54.055 --> 16:56.015
‫حرف قبیله‌ام هم همینـه

16:56.182 --> 16:58.226
‫و فکر می‌کنم برای همه روشنـه که تقصیر کیه

16:58.393 --> 16:59.728
‫و ممکنه بفرمایید

17:01.062 --> 17:02.397
‫مقصر کیه؟

17:02.522 --> 17:05.859
‫همون خواهر دمدمی مزاج و سنگدلِ شما

17:05.984 --> 17:07.902
‫شما الان داغدارید آقای گرنت

17:08.778 --> 17:10.155
‫مثل همه‌ی ما

17:10.280 --> 17:12.615
‫بهتره حرفی نزنیم که
‫بعداً باعث پشیمونی‌مون شه

17:12.782 --> 17:15.493
‫چطور ممکنه الن ارتباطی با

17:15.518 --> 17:16.619
‫مرگ برادرزاده‌تون داشته باشه؟

17:16.786 --> 17:18.788
‫اون اینجا نبوده و خودت هم خوب می‌دونی

17:19.497 --> 17:21.458
‫افراد من همین الان دارن دنبالش می‌گردن

17:22.375 --> 17:24.002
‫همه می‌دونن که وقتی آقای گرنت جواب رد شنید

17:24.127 --> 17:25.545
‫دلش شکست

17:25.712 --> 17:27.297
‫مطمئنم که همه هم شاهد بودیم

17:27.464 --> 17:30.300
‫بعد از عروسی خواهرش حسابی مست کرده بود

17:30.425 --> 17:32.135
‫شاید از جایی افتاده باشه

17:35.430 --> 17:36.723
‫از کجا؟ افتاده روی خنجر خودش؟

17:38.183 --> 17:42.604
‫یه خان‌زاده‌ی گرنت هیچ‌وقت به‌خاطر یه دختر

17:42.771 --> 17:45.064
‫این‌جوری حیثیتش رو به باد نمیده

17:45.231 --> 17:46.983
‫یعنی اونقدر مست بوده

17:47.150 --> 17:49.194
‫که توی این قلعه

17:49.360 --> 17:50.862
‫کلاً عقل و هوشش رو از دست داده؟

17:51.905 --> 17:53.031
‫منو خر فرض کردید

17:53.198 --> 17:54.924
‫الان داری ما رو به چه جرمی متهم می‌کنی؟

17:54.949 --> 17:58.374
‫مردم به‌خاطر عشق
‫کارهای احمقانه‌تری هم می‌کنن

17:58.536 --> 17:59.412
‫درسته

18:05.376 --> 18:06.836
‫حالا کی جانشینش میشه؟

18:08.296 --> 18:09.798
‫آره، حق با برادرمـه

18:09.964 --> 18:12.675
‫مرگ مالکوم جوان منفعت زیادی برات داره

18:13.218 --> 18:14.511
‫منو به چی متهم می‌کنید؟

18:14.677 --> 18:16.800
‫نمی‌خواد واسه ما ادای
‫آدم‌های خشمگین رو در بیاری

18:16.825 --> 18:18.640
‫چطور جرئت می‌کنی حیثیت منو زیر سوال ببری؟

18:18.807 --> 18:19.974
‫می‌خوای از حیثیت بگی؟

18:20.141 --> 18:22.685
‫صلیب‌ها رو آتیش زدن. جنگ نزدیکه

18:22.811 --> 18:25.563
‫توی برائمار گفتی مدافع یعقوبی‌هایی

18:25.730 --> 18:28.650
‫خانواده‌های ما چه بخوایم چه نخوایم،
‫متحدن

18:28.817 --> 18:30.443
‫و باید اختلاف‌هامون رو کنار بذاریم

18:30.568 --> 18:33.404
‫هرچند من موضع گرنت‌ها رو اعلام کردم

18:33.429 --> 18:36.762
‫ولی اون قضیه مربوط به زمان
‫ریاست برادرزاده‌م بر خاندان بوده

18:37.408 --> 18:41.290
‫صرفاً می‌خواستم محکش بزنم ببینم
‫توی روم وایمیسته یا نه

18:41.315 --> 18:42.931
‫ارباب جدید این حق رو داره

18:42.956 --> 18:44.759
‫که از حامیان پادشاه بشه

18:44.784 --> 18:47.126
‫تا زمانی که جانشین انتخاب بشه،

18:47.293 --> 18:48.336
‫خودت اربابی

18:48.503 --> 18:49.838
‫بله ظاهراً همینطوره

18:51.589 --> 18:54.050
‫پس توی میدون جنگ می‌بینمت

18:54.217 --> 18:56.803
‫البته اگر تصمیم بگیریم وارد جنگ بشیم

18:58.513 --> 19:01.057
‫شاید اون روز تو رو در
‫کنار ارباب خاندان ببینم

19:02.809 --> 19:05.311
‫خب به‌خاطر خیر و صلاح هر دو طایفه

19:06.187 --> 19:07.063
‫امیدوارم که همین‌طور باشه

19:07.605 --> 19:10.066
‫به‌خاطر خیر و صلاح هر دو طایفه

19:10.233 --> 19:13.319
‫بهتره این بحث رو تموم کنیم

19:13.486 --> 19:14.404
‫درسته

19:15.071 --> 19:18.575
‫و در پایان فکر می‌کنم که همه قبول داریم

19:18.741 --> 19:22.887
‫مرگ برادرزاده‌تون مصیبتی هولناک بوده

19:28.543 --> 19:31.629
‫بانو مکنزی، لطفاً برگردید اتاق‌تون

19:31.654 --> 19:32.856
‫این اتفاق شوک بزرگی براتون بوده

19:32.881 --> 19:34.215
‫می‌خوام برادرم رو ببینم

19:34.382 --> 19:36.801
مگه میشه نذارن ببینمش؟

19:38.219 --> 19:39.721
‫خدای من

19:41.097 --> 19:42.432
‫مالکومِ بیچاره‌ی من

19:42.891 --> 19:43.892
‫مورا

19:46.519 --> 19:47.896
‫مگه ندیدی؟

19:48.229 --> 19:51.107
‫حتی یه پنجره هم باز نشده

19:51.274 --> 19:53.234
‫ساعت‌ها رو هم از کار ننداختن

19:53.359 --> 19:56.821
‫چرا آداب و رسوم سوگواری رو به‌جا نمیارن؟

19:56.946 --> 19:59.198
‫خودم میگم همه کارها انجام بشه دخترجان

19:59.324 --> 20:00.658
‫می‌خوام ببرمش خونه

20:00.825 --> 20:02.452
‫ببخشید که به این زودی باید تنهات بذارم

20:02.477 --> 20:03.786
‫ولی چاره‌ای ندارم

20:03.811 --> 20:05.480
‫پس من باید اینجا با زن‌ها سَر کنم

20:07.081 --> 20:09.500
‫مکنزی‌ها به سزای کارشون می‌رسن

20:10.043 --> 20:12.337
‫ولی باید صبور باشی

20:12.795 --> 20:14.797
‫اول باید برادرت رو دفن کنم

20:15.506 --> 20:16.382
‫بهم قول بده

20:16.549 --> 20:18.051
‫وقتی جنگ تموم شد

20:18.676 --> 20:21.179
‫مراسم خاکسپاری درخور شأنش برگزار کنیم

20:21.346 --> 20:22.263
‫قول میدم

20:23.431 --> 20:25.224
‫و تا اون موقع باید دست‌به‌دعا بشیم
‫که آقای باگ

20:25.391 --> 20:26.768
‫اون مشاور لعنتی رو پیدا کنه

20:26.935 --> 20:28.436
‫تا من پشتوانه حقوقی لازم

20:28.603 --> 20:30.563
‫برای رهبری قبیله داشته باشم

20:31.606 --> 20:34.692
‫و رسماً ارباب قبیله بشم

20:38.696 --> 20:40.615
‫منو از اتفاقات اینجا بی‌خبر نذار

20:52.460 --> 20:53.878
‫اینجا! بانو اینجاست!

20:56.714 --> 20:58.716
‫کیلب! اون بالاست!

20:58.883 --> 21:01.594
‫- برید سراغش!
‫- یالا!

21:22.865 --> 21:24.033
‫بانو الن

21:25.159 --> 21:27.161
‫کیلب، لازم نیست بیشتر از این بگردی

21:28.997 --> 21:31.040
‫دیگه می‌تونی منو برگردونی لیوخ

21:32.291 --> 21:33.668
‫بارها گفتی جونِ همسر

21:33.835 --> 21:35.211
‫و پسرت در خطره

21:35.378 --> 21:36.546
‫بیا هر اطلاعاتی داریم

21:36.713 --> 21:38.464
‫به پلیس بدیم

21:38.631 --> 21:40.466
‫تا بتونن پیداشون کنن. موافقی؟

21:40.633 --> 21:42.343
‫گفتم که. خودم باید برم دنبالشون

21:42.468 --> 21:44.512
‫پلیس نمی‌تونه پیداشون کنه

21:44.679 --> 21:45.722
‫چطور مگه؟

21:46.014 --> 21:47.181
‫بلایی سرشون آوردی؟

21:47.348 --> 21:48.599
‫نه. معلومه که نه

21:49.225 --> 21:50.810
‫می‌دونم پیش خودت میگی طرف دیوونه‌ست ولی…

21:51.561 --> 21:54.063
‫آقای گرنت، به‌نظر من شما دیوانه نیستی

21:54.981 --> 21:57.567
‫صرفاً مردی هستی که رنج زیادی کشیده

21:58.443 --> 22:01.195
‫و سزاوار هر فرصتی برای بهبودی هستی

22:03.740 --> 22:04.949
‫پلیس

22:05.283 --> 22:06.617
‫لطف کرده

22:07.201 --> 22:08.870
‫و اجازه داده اینو پیش خودم نگه دارم

22:09.454 --> 22:10.038
‫البته فعلاً

22:11.289 --> 22:14.459
‫تا بتونم عمق فاجعه‌ای که
‫برات اتفاق افتاده رو نشونت بدم

22:14.876 --> 22:16.794
‫و بفهمی چقدر به کمک نیاز داری

22:16.961 --> 22:19.047
‫این چاقو توی شونه‌ت بود

22:19.630 --> 22:22.091
‫شانس آوردی جراحت وخیمی نبود

22:22.425 --> 22:23.634
‫چی شد که چاقو خوردی؟

22:23.760 --> 22:25.595
‫انتظار داری چی بهت بگم؟

22:26.429 --> 22:29.265
‫می‌خوام قبول کنی که

22:29.682 --> 22:30.767
‫به کمک نیاز داری

22:34.103 --> 22:35.730
‫اگه نظر منو بخوای

22:36.314 --> 22:37.528
‫احتمالاً هنوز

22:37.899 --> 22:39.692
‫علائم موج‌گرفتگی

22:40.443 --> 22:41.235
‫و روان‌نژندی داری

22:41.402 --> 22:43.112
‫این شرایط ممکنه باعث
‫توهمات و باورهای واهی بشه

22:43.654 --> 22:45.364
‫و آدم رو زمین‌گیر کنه

22:47.325 --> 22:50.286
‫کابوس دیدن. حتی در بیداری

22:52.038 --> 22:55.291
‫به‌نظرم توی یه دنیای خیالی زندگی می‌کنی

22:55.875 --> 22:57.668
‫که ساخته‌ی ذهن خودتـه

22:59.378 --> 23:01.005
‫سال ۱۷۱۵

23:02.215 --> 23:03.925
‫ولی تو توی نبرد شریف‌مویر

23:04.092 --> 23:05.843
‫با یعقوبی‌ها نجنگیدی

23:06.385 --> 23:10.223
‫تو توی جبهه غربی خدمت کردی،
‫حوالی سال ۱۹۱۵

23:15.103 --> 23:18.147
‫آخه هیچ‌چیزش با عقل جور در نمیاد

23:21.067 --> 23:23.736
‫یه‌وقتایی مجبوریم روایت‌های
‫ساختگی به خودمون قالب کنیم

23:24.946 --> 23:27.865
‫تا با واقعیت‌های تلخ کنار بیایم

23:31.119 --> 23:32.411
‫ولی الان…

23:33.913 --> 23:37.083
‫باید واقعیت رو از خیال جدا کنیم

24:18.457 --> 24:19.458
‫ممنونم

24:35.016 --> 24:36.559
‫تقصیر تو نبود، بالاک

24:46.068 --> 24:48.487
‫حتماً خیلی بهت سخت گذشته دخترجان

24:49.822 --> 24:51.324
‫واقعاً خیلی برات ناراحتم

24:53.034 --> 24:54.243
‫دروغ چرا؟

24:54.744 --> 24:56.162
‫هرچند خودخواهانه‌ست ولی دیدنِ دوباره‌ی

24:56.329 --> 24:58.289
‫صورتِ این کوچولو باعث خوشحالیـه

24:59.123 --> 25:00.333
‫و همینطور دیدن خودت

25:01.167 --> 25:03.377
‫امیدوارم به‌خاطر ما خیلی عذاب نکشیده باشی

25:03.502 --> 25:05.504
‫مخصوصاً الان که همه‌ی اون زحمت‌ها
‫بیهوده بود

25:05.671 --> 25:07.215
‫خودت رو ناراحت نکن، دختر

25:09.967 --> 25:11.093
‫ببخشید هنوز از راه نرسیدی آوردمت اینجا

25:11.844 --> 25:13.638
‫لووات تا اسب‌ها رو دید

25:13.804 --> 25:15.806
‫گفت هردوتون رو فوراً ببرم پیشش

25:34.659 --> 25:36.953
‫سرورم، ما برگشتیم

25:39.997 --> 25:42.792
‫- بده پسرم رو ببینم
‫- حالتون خوبه؟

25:44.085 --> 25:45.169
‫بالاکِ بیچاره رو هم دیدم

25:45.336 --> 25:46.629
‫امیدوارم خیلی بهش سخت نگرفته باشید

25:47.296 --> 25:49.966
‫حریف اون گرنت فاسد نشد

25:50.883 --> 25:52.677
‫- پسرم رو بده به من
‫- لطفاً منو ببخشید

25:52.843 --> 25:55.179
‫واقعاً شوکه شدم

25:57.265 --> 25:58.766
‫بلایی سرش نیومده؟

25:58.933 --> 26:02.186
‫نه ولی باید استراحت کنه

26:02.353 --> 26:05.314
‫- پس اگه اجازه بدید…
‫- من پدرشم

26:18.619 --> 26:19.662
‫دِوینا

26:20.997 --> 26:21.914
‫حواست به سایمون باشه

26:42.560 --> 26:45.479
‫اون مشاور منفور اذیتت کرد؟

26:48.858 --> 26:50.860
‫اشک‌هات رو پاک کن عزیزکم

26:51.902 --> 26:54.363
‫این لطف رو در حقت می‌کنم
‫و تو رو دوباره به عنوان همسرم می‌پذیرم

26:54.697 --> 26:57.867
‫وای نه. بهم تعرض نشده

26:58.534 --> 27:00.619
‫فقط خوشحالم که برگشتم خونه

27:01.871 --> 27:03.414
‫رز انگلیسی قشنگم

27:04.498 --> 27:06.292
‫خوشحالم گلبرگ‌های صورتی ظریفت

27:06.459 --> 27:08.753
‫دست‌نخورده باقی مونده

27:10.296 --> 27:11.672
‫به شکوفه‌ی خوشبوت محتاجم

27:11.839 --> 27:14.091
‫گرمای تنت رو می‌خوام

27:15.634 --> 27:17.428
‫سرورم، شما مستی

27:17.595 --> 27:19.055
‫چه انتظاری داشتی؟

27:20.181 --> 27:22.725
‫با اون صلیب‌های لعنتی اعلان جنگ دادن

27:23.184 --> 27:25.603
‫زنم و وارثم رو دزدیدن و بُردن

27:26.187 --> 27:30.608
‫پسر عوضی حرومزاده‌م هم که غیبش زده

27:31.025 --> 27:33.361
‫اون برایان نره‌خر کدوم قبرستونیه؟

27:33.486 --> 27:34.904
‫سرورم، باید از این بابت خوشحال باشید

27:35.071 --> 27:37.281
‫پیشگو از چنین روزهایی خبر داده بود

27:37.448 --> 27:39.492
‫و گفته بود شما در نهایت پیروز میشید

27:40.451 --> 27:42.078
‫البته که شما هم میری میدون جنگ و می‌جنگی

27:45.081 --> 27:46.290
‫سرباز نیاز دارم

27:46.957 --> 27:49.418
‫هرچند با اوضاع و احوالی که الان دارم

27:49.585 --> 27:50.836
‫همراه‌کردنشون…

27:52.254 --> 27:53.798
‫کار راحتی نیست

27:58.928 --> 28:01.680
‫ولی قصدم همینه، بله

28:01.847 --> 28:05.518
‫وای، از تصور شما

28:05.643 --> 28:07.186
‫توی لباس سربازی دلم غنج میره

28:07.937 --> 28:10.439
‫چقدر با اون کت نو و براق
‫جذاب می‌شید

28:12.108 --> 28:15.152
‫اجازه بده همسر وظیفه‌شناسی باشم

28:15.945 --> 28:17.238
‫و برای رفتن آماده‌ات کنم

28:18.572 --> 28:21.325
‫اول برات یه فنجون چای گرم درست می‌کنم

28:21.492 --> 28:23.160
‫تا از مستی بیرون بیای

28:24.328 --> 28:27.206
‫و حالت جا بیاد و روحت آروم بگیره

28:35.548 --> 28:36.757
‫بسیارخب

28:41.720 --> 28:42.930
‫به خونه خوش اومدی

29:07.037 --> 29:08.664
‫الهی بمیرم

29:09.290 --> 29:12.418
‫گرنت‌ها هنری رو کشتن؟

29:14.086 --> 29:16.589
‫وای خدا رو شکر که بهمون رحم کرد

29:27.683 --> 29:30.478
‫تا خودِ کریگ‌نادون تعقیب‌مون کردن

29:33.481 --> 29:35.608
‫- تا دایره سنگی؟
‫- اوهوم

29:37.568 --> 29:39.653
‫یا خودِ خدا!

29:42.448 --> 29:43.449
‫چی شده؟

29:46.994 --> 29:48.454
‫جرئت ندارم حدسم رو به زبون بیارم

29:48.621 --> 29:51.457
‫چون می‌ترسم نفرینم کنی یا
‫بیناییم رو ازم بگیری

29:54.084 --> 29:54.960
‫دِوینا جان!

29:55.127 --> 29:56.921
‫تو فکر می‌کنی من آدم ساده‌لوحی‌ام، دختر

29:57.671 --> 30:00.174
‫ولی از همون لحظه اولی
‫که دیدمت فهمیدم با کی طرفم

30:00.299 --> 30:03.010
‫موهات به طرز غیرطبیعی‌ای کوتاهـه

30:03.135 --> 30:05.012
‫لباس‌های عجیب پوشیده بودی
و شیوه‌ی حرف زدنت هم غریب بود

30:05.179 --> 30:06.597
‫حتی برای یه انگلیسی

30:07.014 --> 30:10.017
‫دست‌هات هم که مثل ابریشم نرم و لطیفن

30:10.184 --> 30:12.061
‫خدمتکاری که سواد خوندن داره

30:13.103 --> 30:15.523
‫چیزهایی می‌دونی که هیچ زنی نباید بدونه

30:17.399 --> 30:19.318
‫تو از قوم پریانی

30:28.369 --> 30:29.828
‫چشم‌هات رو باز کن، دوینا

30:35.209 --> 30:36.293
‫خواهش می‌کنم

30:42.424 --> 30:44.093
‫من پری نیستم

30:45.928 --> 30:47.346
‫پس یا یه زنِ مکاری

30:48.347 --> 30:49.848
‫یا یه‌جور ساحره

30:49.974 --> 30:51.016
‫نمی‌تونی منکرش بشی

30:51.850 --> 30:55.104
‫تو یه ویژگی نادر و خارق‌العاده داری

31:03.112 --> 31:05.030
‫من از یه زمانِ دیگه اومدم

31:08.409 --> 31:10.160
‫از آینده‌ای که سالیان سال با الان فاصله داره

31:13.038 --> 31:14.582
‫هنری هم همینطور

31:21.839 --> 31:23.382
‫جرج پنجم؟

31:25.509 --> 31:27.094
‫آره، آره

31:34.184 --> 31:37.521
‫اون توی زمانی که من ازش میام پادشاهه

31:38.564 --> 31:39.940
‫سال ۱۹۲۳

31:43.611 --> 31:46.989
خیلی عجیب بود که
توی اولین دیدارمون این حرف رو زدی

31:47.156 --> 31:50.659
‫- آره
‫- همیشه‌ گوشه‌ی ذهنم بوده

31:57.124 --> 31:59.001
‫کاملاً اتفاقی از دلِ اون سنگ‌ها رد شدیم و

31:59.627 --> 32:00.878
‫سر از اینجا درآوردیم

32:01.045 --> 32:03.005
‫تموم این مدت هم
‫داشتیم دست‌وپا می‌زدیم

32:04.048 --> 32:06.634
‫برگردیم پیش دختر نازنین‌مون، کلیر

32:08.802 --> 32:10.721
‫تا اومدیم از میون سنگ‌ها بگذریم،

32:10.888 --> 32:12.723
‫آرچ‌باگ سر رسید و…

32:13.515 --> 32:16.727
‫به هر طریقی بود هنری رد شد،
‫ولی من و این بچه جا موندیم

32:18.771 --> 32:20.147
‫نه می‌دونم چطوری و

32:21.982 --> 32:23.150
‫نه چرا

32:25.444 --> 32:26.654
‫دوینا،

32:27.655 --> 32:29.657
‫اون دختر پنج سالش بیشتر نیست

32:30.574 --> 32:32.826
‫۲۰‏ اکتبر هم

32:32.993 --> 32:34.453
‫میره توی ۶ سالگی و

32:34.870 --> 32:37.581
‫من روز تولدش کنارش نیستم

32:38.666 --> 32:40.292
‫آخه چطوری طاقت بیارم؟

32:40.709 --> 32:42.461
‫اون طفل معصوم چطوری دووم میاره؟

32:42.628 --> 32:45.631
‫پاره‌ی تنمه

32:45.798 --> 32:47.716
‫یه‌تیکه از قلبم…

32:48.801 --> 32:50.386
‫یه‌تیکه از قلبم کَنده شده و

32:50.552 --> 32:52.846
‫می‌ترسم تا ابد این جای خالی پُر نشه

32:54.848 --> 32:56.100
‫اگه نتونم…

32:56.934 --> 32:59.353
‫اگه نتونم دوباره برگردم پیشش، دوینا…

33:06.110 --> 33:09.238
‫خدایا، دستم به‌دامنت

33:10.656 --> 33:13.951
‫خدایا، خداوندا،
هنری رو برسون پیشش

33:17.000 --> 33:24.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

33:28.340 --> 33:31.677
‫آرامش‌خاطر شما در رأس همه‌چیزه، جناب گرنت

33:32.094 --> 33:35.139
‫موفقیت این روند در گرو اینه که
‫عضلاتتون رو شل کنید

33:35.305 --> 33:37.099
‫موفقیت کدوم روند؟

33:38.559 --> 33:40.060
‫نه، نه. وایسید ببینم. دست نگه‌دارید

33:40.227 --> 33:42.396
‫اینا دیگه واسه چیه؟

33:42.563 --> 33:46.483
‫جریان الکتریسیته
‫یکی از مؤثرترین روش‌های معالجه‌ست

33:46.775 --> 33:49.111
‫این یک فرصت استثناییه

33:50.279 --> 33:51.905
‫خب…

33:52.906 --> 33:55.159
‫دقیقاً برای چه کاری؟

33:55.325 --> 33:56.285
نندازیدش بیرون

33:56.452 --> 33:57.661
‫- زبونتون رو گاز می‌گیرید
‫- ها؟

33:57.828 --> 34:00.205
‫برگردید به دورانی که

34:00.372 --> 34:03.625
‫توی جبهه سرباز بودید، خب؟

34:04.501 --> 34:06.920
‫به جنگ فکر کنید

34:11.467 --> 34:14.261
‫واینستید!

34:15.679 --> 34:16.513
‫یالا!

34:35.073 --> 34:37.159
‫سازوکار ذهن انسان پیچیده‌ست

34:37.659 --> 34:39.620
‫باید گام‌به‌گام وضعیت رو بسنجیم

34:57.429 --> 34:59.765
‫وای، واقعاً شرمنده‌، هنری

35:01.934 --> 35:02.893
‫تلاشم رو کردم

35:05.854 --> 35:07.022
‫کولاک کردی

35:07.481 --> 35:08.941
‫نگاه کن آخه. روم…

35:09.107 --> 35:10.526
‫روم نمیشه با این بیام مراسم یادبود

35:10.692 --> 35:12.528
‫قضیه فقط چهارتا گل شقایق و سیم مفتول نیست

35:13.320 --> 35:15.155
‫روز یادبود مختص یادآوریه

35:16.698 --> 35:18.325
با یادآوری‌شون، انگار رفقایی که

35:18.492 --> 35:20.494
اون‌ور جا گذاشتیم رو
‫برمی‌گردونیم به آغوش وطن

35:24.873 --> 35:27.376
‫هر سال که این کت نظامی رو تنت می‌بینم،

35:28.085 --> 35:29.253
‫ذهنم درگیر میشه

35:33.257 --> 35:34.132
‫درگیر چی؟

35:35.509 --> 35:39.054
‫پیش خودم میگم نکنه
‫تلخیِ اون روزها رو

35:40.222 --> 35:41.932
‫برات زنده کنه و

35:42.683 --> 35:44.434
مثل قبل، قلبت رو به درد بیاره

35:46.186 --> 35:47.437
‫معلومه که میاره

35:51.358 --> 35:52.776
‫منتها تا چشمم می‌افته به تو و

35:53.527 --> 35:55.028
‫صدای خنده‌های کلیر رو می‌شنوم،

35:55.654 --> 35:57.656
‫دوباره برمی‌گردم به آغوش خونه

35:59.157 --> 36:00.492
‫جفتتون مایه‌ی آرامش منید

36:02.619 --> 36:03.745
‫آخه…

36:04.913 --> 36:06.665
‫کنار تو که هستم…

36:07.499 --> 36:09.251
‫از غوغای جهان…

36:12.004 --> 36:13.088
‫فارغم

36:18.427 --> 36:19.678
‫هنری

36:22.097 --> 36:23.056
‫بریم

36:23.348 --> 36:24.808
‫بریم تا مراسم شروع نشده

36:25.350 --> 36:27.144
‫کلیر، دردونه‌ی بابا. بیا بریم

36:27.269 --> 36:28.896
‫میشه سریع بری کلاه و پالتوت رو
‫برداری بیاری؟

36:29.062 --> 36:31.231
‫- نوچ!
‫- چی شده مگه؟

36:32.399 --> 36:33.942
‫فلاپی گم شده

36:35.152 --> 36:37.237
‫ای داد بی‌داد

36:37.404 --> 36:38.864
‫وضعیت اضطراریه

36:38.989 --> 36:42.409
‫- فلاپی ترک پست کرده
‫- که این‌طور

36:42.576 --> 36:45.412
‫خب، روی صندلی یا بغل‌دست کتاب‌هاش رو گشتی؟

36:45.579 --> 36:46.788
‫ببین…

36:46.955 --> 36:49.416
‫دفعه‌ی بعدی که خواستیم
‫از شی مورد نظر بخریم،

36:49.583 --> 36:51.043
‫ده‌تا زاپاس هم برمی‌داریم

36:51.209 --> 36:53.253
‫محاله بذاره بدون اون
‫پامون رو از در بذاریم بیرون

36:53.420 --> 36:55.505
‫همین‌جوریش هم به‌قدر کافی دیرمون شده

37:00.510 --> 37:01.678
‫فلاپی کو؟

37:02.220 --> 37:05.641
‫غصه نخور، قربونت برم

37:06.058 --> 37:07.809
‫همین دور و بره

37:08.685 --> 37:10.562
‫توی رختخواب مامان و بابا
‫واسه خودش لالا کرده بود

37:10.729 --> 37:12.147
‫خیلی‌خب

37:12.272 --> 37:14.691
‫همه حاضر و آماده‌ان؟
‫دفعه‌ی دوم طلسم می‌شکنه

37:14.816 --> 37:16.318
‫بدو پالتوت رو تنت کن، دردونه‌ی بابا

37:16.485 --> 37:18.028
‫باید راه بیفتیم

37:22.574 --> 37:23.617
‫کلیر؟

37:27.037 --> 37:29.581
‫وقت نوبت بعدی درمان رسیده، جناب گرنت

37:38.006 --> 37:38.966
‫کلیر؟

37:42.511 --> 37:43.804
‫بابایی!

37:49.643 --> 37:50.686
‫بابایی!

38:26.847 --> 38:28.015
به جنگ فکر کنید

38:31.184 --> 38:32.269
‫جولیا!

38:34.771 --> 38:35.522
‫کلیر؟

38:40.193 --> 38:42.237
‫کلیر!

38:42.404 --> 38:43.822
‫ادامه بدید

38:49.619 --> 38:50.829
‫حاضری؟

38:55.792 --> 38:57.044
‫بریم

38:58.962 --> 39:02.424
‫یه جای کار می‌لنگه. یه چیزی این وسط کمه

39:02.716 --> 39:04.301
‫به چی داشتید فکر می‌کردید؟

39:05.343 --> 39:06.928
‫نمی‌دونم

39:07.345 --> 39:10.557
‫جولیا. جولیا

39:11.475 --> 39:15.729
‫چون نمی‌تونید واقعیت رو هضم کنید،
‫پشت این زن سنگر می‌گیرید

39:16.146 --> 39:18.065
‫باید به هم‌رزم‌هاتون توی گردان فکر کنید…

39:18.231 --> 39:20.525
‫- جولیا
‫- به فجایعی که به‌عینه دیدید

39:21.860 --> 39:23.278
‫پرستار ویلسون، زحمتش رو بکشید

39:23.445 --> 39:26.323
‫- چشم، آقای دکتر
‫- تو رو خدا، خواهش می‌کنم!

39:26.490 --> 39:28.033
‫ولتاژ رو ببرید بالا

39:28.200 --> 39:29.242
‫نه!

39:29.409 --> 39:31.453
‫به نفع خودتونه

39:31.578 --> 39:32.954
‫نه! نه!

39:58.063 --> 39:59.231
‫وای

39:59.940 --> 40:01.316
‫الهی شکرت

40:02.109 --> 40:03.360
‫بالاخره برگشتی خونه

40:07.072 --> 40:08.448
‫شرمنده، مامان

40:08.615 --> 40:09.950
‫باید هم شرمنده باشی

40:10.075 --> 40:11.910
‫از نگرانی نصف‌جون شدم

40:14.579 --> 40:16.623
‫تا چشمم به روی ماهتون می‌افته،
‫همه‌چی یادم میره

40:20.585 --> 40:22.129
‫پدرت احضارت کرده

40:23.922 --> 40:25.423
‫خدا به دادت برسه

40:26.216 --> 40:27.175
‫بیا

40:39.938 --> 40:42.816
‫محض رضای خدا بگو ببینم
‫کدوم گوری بودی تا حالا؟

40:46.570 --> 40:48.864
‫حالا که اینجام، غیرِ اینه؟

40:50.532 --> 40:54.161
‫فوراً دست به‌کار شو
‫برای کارزار نظامی‌مون نیرو جمع کن

40:56.079 --> 40:57.414
‫برای یعقوبی‌ها؟

40:58.748 --> 41:02.169
‫نه، برای اون سگ‌های سرخ‌پوشی که
‫وقتی زمین و القابم رو ازم گرفتن،

41:02.335 --> 41:04.462
‫به ریشم خندیدن

41:05.672 --> 41:07.174
‫پس، کی، پسرجون؟

41:17.642 --> 41:19.519
‫چیزی می‌خوای بگی؟

41:20.270 --> 41:21.813
‫بعد اون‌همه بی‌آبرویی،

41:22.105 --> 41:24.858
‫کسی حاضره پشت‌سرت شمشیر بکشه؟

41:26.568 --> 41:27.736
‫وادارشون می‌کنم

41:28.904 --> 41:31.239
‫به صغیر و کبیر قبیله‌ی فریزر حالی می‌کنم که

41:31.406 --> 41:33.158
‫ارباب برحق این خاک منم؛

41:33.992 --> 41:36.077
‫یگانه مردی که از خاکسترِ تباهی قبیله

41:36.203 --> 41:38.914
‫گنج و عزت به ارمغان میاره

41:39.039 --> 41:41.499
‫تو فقط به فکر عزت خودتی

41:41.666 --> 41:43.251
‫من برای تو و این طایفه می‌جنگم

41:43.418 --> 41:44.544
‫چون فریزرزاده‌ام و

41:44.878 --> 41:46.087
‫سوگند وفاداری خوردم

41:46.254 --> 41:47.339
‫منتها اینو بدون
‫صرفاً به عهدی پایبندم که

41:47.505 --> 41:49.174
‫با تو به‌عنوان ارباب قبیله بستم

41:50.508 --> 41:52.260
‫نه از سر مِهری که
‫یه پسر باید به پدرش داشته باشه

41:54.930 --> 41:57.307
‫خیال کردی قصد و نیتت برام مهمه؟

41:57.933 --> 42:01.102
‫جدیداً زیادی داری خودت رو
‫تحویل می‌گیری، توله

42:01.811 --> 42:04.773
‫جسارتت رو نگه‌دار؛
‫موقع سربازگیری به کارت میاد

42:04.898 --> 42:06.942
‫دستِ خالی برگردی،
‫ننگ خاندان تا ابد رو پیشونیت می‌مونه

42:07.108 --> 42:08.568
‫حالا چه دلت با من باشه چه نباشه

42:14.407 --> 42:16.868
‫آخه این بشر چطوری از گوشت و خون منه؟

42:19.246 --> 42:20.997
‫شما ذاتاً رهبرید

42:23.708 --> 42:26.211
‫همه که از این موهبت‌های الهی

42:26.378 --> 42:27.671
‫بهره‌مند نیستن

42:31.341 --> 42:33.718
‫هرچند، سرورم، کنجکاوم بدونم…

42:35.971 --> 42:39.599
‫برایان چم‌وخم سربازگیری رو بلده یا نه؟

42:40.934 --> 42:43.019
‫حیفه این فرصت سرنوشت‌ساز به باد بره

42:43.937 --> 42:46.022
‫خیلی زشته این‌همه جلال و جبروت

42:46.189 --> 42:47.607
‫با بی‌تجربگی برایان…

42:48.692 --> 42:49.734
‫تضعیف بشه

42:52.320 --> 42:53.446
‫آره

42:56.783 --> 42:58.785
‫آره، واقعاً جای نگرانی داره

43:00.287 --> 43:02.956
‫با اینکه، سرورم،
‫بعد این‌همه چشم‌انتظاری

43:03.540 --> 43:06.626
‫دلم رضا نمیده ازتون جدا بشم،

43:07.877 --> 43:11.423
‫ولی شاید مصلحت این باشه
‫شخصاً همراهش برید

43:12.299 --> 43:14.259
‫تا از نزدیک آداب و رفتار یه فریزر اصیل رو

43:14.384 --> 43:16.303
‫یاد بگیره

43:34.362 --> 43:36.614
‫وای، نامه‌هامون

43:40.869 --> 43:43.580
‫این یکی چیه؟

43:44.956 --> 43:46.583
‫نامه‌ی معشوقه‌ی قبلیته؟

43:48.835 --> 43:49.669
‫نه

43:50.253 --> 43:51.463
‫نه، تلخ‌تر از این حرف‌هاست

43:54.007 --> 43:56.634
‫یادته توی پشندیل می‌خواستم
‫یه پسربچه‌ای رو نجات بدم؟

43:58.219 --> 44:00.597
‫- سرباز صفر چارلتون؟
‫- آره

44:01.264 --> 44:02.599
‫وقتی تموم کرد، با…

44:03.350 --> 44:05.518
‫با خودم گفتم شاید بهتر باشه
‫شخصاً برای مادرش نامه بنویسم و

44:05.685 --> 44:07.354
‫بگم که پسرش چطور با یاد و

44:07.729 --> 44:09.147
‫خاطره‌ی اون جون داد

44:11.066 --> 44:12.484
‫ولی هیچ‌وقت نفرستادیش

44:14.361 --> 44:16.029
‫دلم نیومد

44:16.196 --> 44:18.114
‫نمی‌دونستم تسلای دلش میشه

44:18.281 --> 44:20.825
‫یا نمک روی زخمش

44:24.079 --> 44:25.080
‫خب،

44:26.581 --> 44:28.124
‫بیا همین الان پستش کنیم

44:29.751 --> 44:31.920
‫- بعد این‌همه سال؟
‫- آره

44:33.129 --> 44:36.841
‫درست مثل شقایق‌هایی که
‫از دل مزارع فلاندر دراومدن

44:43.973 --> 44:45.016
‫این…

44:45.642 --> 44:47.185
تکه‌ای از زمان رو ثبت می‌کنه

44:47.352 --> 44:49.229
‫ما که از فردای خودمون بی‌خبریم

44:49.604 --> 44:51.356
‫پس، باید قدر تک‌تک این لحظات رو بدونیم

44:52.607 --> 44:54.275
‫چون با گذر هر ثانیه،

44:54.984 --> 44:57.112
دیگه اون آدم قبلی نیستیم و

44:58.822 --> 45:00.615
‫چه خوبه که این تغییر به‌سمتِ کمال باشه

45:05.787 --> 45:07.205
‫دوستت دارم

45:18.216 --> 45:21.010
‫می‌خوام این لحظه‌ات رو ثبت کنم

45:26.099 --> 45:28.268
‫پس، تو این لحظه با من باش

45:58.214 --> 45:59.257
‫جولیا؟

46:00.175 --> 46:01.593
‫جولیا، کجا غیبت زد؟

46:02.552 --> 46:04.429
‫بسه این حرف‌ها، جناب گرنت

46:04.596 --> 46:06.306
‫کسی جز ما اینجا نیست

46:26.993 --> 46:29.162
‫دا… داشتم دنبالت می‌گشتم

46:31.581 --> 46:34.042
‫عموم جنازه‌ی مالکوم رو برده خونه

46:37.795 --> 46:39.839
‫حقش این نبود

46:41.674 --> 46:42.967
‫آره، شاید نبود

46:46.471 --> 46:49.682
‫می‌دونم تو هم به‌اندازه‌ی من
‫دلت به این وصلت نبود

46:50.016 --> 46:50.934
‫نه

47:05.323 --> 47:06.407
‫ولی…

47:09.369 --> 47:10.703
‫…کاریه که شده

47:12.205 --> 47:14.666
‫من فقط اومدم ببینم روبه‌راهی یا نه

47:22.507 --> 47:23.591
‫کم‌کم

47:24.676 --> 47:25.510
‫آروم می‌گیرم

47:43.611 --> 47:45.989
‫پس، من هم یه‌کم پیشت می‌مونم

48:02.338 --> 48:03.798
‫کشیش اینجاست

48:03.965 --> 48:05.049
‫اگه مایلید می‌تونید
‫باهاشون صحبت کنید، جناب گرنت

48:05.216 --> 48:06.259
‫کـ…

48:08.261 --> 48:09.262
‫کـ…

48:14.434 --> 48:15.393
‫کـ…

48:16.811 --> 48:17.895
‫کـ…

48:19.731 --> 48:20.773
‫کـ…

48:22.650 --> 48:23.651
‫کـ…

48:24.986 --> 48:26.946
‫این حرف دست از سرم برنمی‌داره

48:27.989 --> 48:30.867
‫این تاریخ ۲۰ اکتبر هم…

48:31.492 --> 48:33.453
‫نکنه تاریخ عروسیمه؟

48:34.495 --> 48:35.705
‫باز هم حرف «ک»

48:36.247 --> 48:38.374
‫ک مثل کیک

48:39.417 --> 48:41.377
‫یا مثلاً کریگ‌نادون؟

48:42.712 --> 48:45.882
‫شنیدم همون دور و برها پیداتون کردن

48:47.133 --> 48:49.719
‫از پرستارها شنیدم لای خرت‌وپرت‌هاتون

48:49.886 --> 48:50.887
‫گردن‌آویز قدیس آنتونی بود

48:52.180 --> 48:56.184
‫گفتم شاید یه گپ‌وگفت کوچیک
‫بتونه یه‌خرده آرومتون کنه

48:56.851 --> 48:58.061
‫حرف ک

48:59.103 --> 49:00.521
‫بنده کشیش ویکفیلد هستم

49:01.981 --> 49:03.191
‫ک

49:06.152 --> 49:08.446
‫به خدا اعتقاد دارید، جناب گرنت؟

49:09.614 --> 49:11.949
‫اگه خیال کردید خدا می‌تونه
‫دردی ازم دوا کنه،

49:12.116 --> 49:13.785
‫پس، شما هم باید اینجا بستری شید

49:27.465 --> 49:29.175
‫اینو جولیا داده بهم

49:30.093 --> 49:31.678
‫خانم‌تون؟

49:34.222 --> 49:37.266
‫می‌دونستید ندیده عاشقش شدم؟

49:39.852 --> 49:41.521
‫باورتون میشه، جناب کشیش؟

49:43.523 --> 49:45.608
‫انگار دارم هذیون میگم، نه؟

49:48.319 --> 49:50.279
‫دوران جنگ برای هم نامه می‌نوشتیم

49:50.863 --> 49:52.573
‫خب، بی‌بروبرگرد کارِ تقدیره

49:53.866 --> 49:56.953
‫حتماً دستِ تقدیر بوده یا اراده‌ی خدا که

49:57.870 --> 50:00.415
‫دوتا غریبه این‌طوری راهشون به هم می‌افته و

50:01.124 --> 50:02.750
‫دل به دل هم می‌بندن

50:04.293 --> 50:07.922
‫منتها خدا با یه دست میده و
‫با دستِ دیگه ازت می‌گیره

50:08.923 --> 50:11.426
‫خب، نشونه‌ی خوش‌اقبالی نیست؟

50:12.427 --> 50:14.303
‫یا که تقدیر الهی؟

50:15.012 --> 50:18.099
‫دکتر اجازه داده اگه دوست داشتید
‫از طرف شما، نامه‌ای برای

50:18.224 --> 50:19.392
‫همسرتون بنویسم

50:22.311 --> 50:24.564
‫آره، آره. بنویسید

50:24.731 --> 50:27.942
‫مبادا یادتون بره بنویسید «م‌ب‌ب»

50:28.484 --> 50:30.445
‫آها، بله، مُهرشده با بوسه

50:30.611 --> 50:32.196
‫- بله
‫- چقدر دل‌نشین

50:32.363 --> 50:33.865
‫نامه که تموم شد،
‫پشت پاکت می‌نویسیمش…

50:34.031 --> 50:34.991
‫نه، نه، نه، همین‌جا بنویسید

50:35.116 --> 50:36.325
‫همون گوشه بنویسید

50:36.451 --> 50:38.119
‫این یه نشونه‌ست، نباید یادم بره

50:38.703 --> 50:42.790
‫حرف ک رو هم بنویسید با تاریخ

50:42.915 --> 50:44.751
‫تاریخ ۲۰ اکتبر رو هم بنویسید

50:44.917 --> 50:46.878
‫- تاریخ امروز نیست ها
‫- نه، مهم نیست

50:47.044 --> 50:49.714
‫اینا کمک می‌کنن همه‌چیز یادم بیاد

50:49.881 --> 50:53.092
‫بعدش، حرف چیز رو بنویسید…

50:53.259 --> 50:54.552
‫اسم چیز… بنویسید جولیا

50:54.677 --> 50:55.928
‫حالا زیر… زیر… زیرش…

50:56.053 --> 50:58.931
‫زیرش خط بکشید… بعدش هم بنویسید فریزر

50:59.098 --> 51:02.393
‫لدرز، لدرز و… یه چیز دیگه

51:02.560 --> 51:03.936
‫یه چیزی مربوط به حشره‌ها…

51:04.061 --> 51:05.938
‫چی بود اسمش؟ باگ. بنویسید باگ

51:06.105 --> 51:07.899
‫مهمه. ولی نمی‌دونم چرا

51:08.399 --> 51:12.779
‫با… ماجرای پیشگویی درباره‌ی شاه…

51:13.321 --> 51:15.198
‫تموم بدبختی‌هامون زیر سر همین پیشگوییه، نه؟

51:15.323 --> 51:17.033
‫این هم… این هم بنویسید

51:17.867 --> 51:20.036
‫مردک خیال می‌کنه پسرم وارث تاج‌وتخته

51:22.497 --> 51:24.540
‫آره. آره

51:25.208 --> 51:26.626
‫ای خدا

51:28.336 --> 51:29.670
‫همه‌ش رو نوشتید؟

51:33.174 --> 51:34.801
‫نشونی همسرتون کجاست؟

51:37.470 --> 51:39.013
‫مهم نیست

51:39.347 --> 51:40.890
‫این نامه هیچ‌وقت به‌دستش نمی‌رسه

51:41.766 --> 51:43.267
‫اونجا نیست

51:45.603 --> 51:46.562
‫بسیارخب

51:48.314 --> 51:51.067
‫بهم اجازه نمیدن خودم دست به‌قلم بشم،

51:51.818 --> 51:56.030
‫یه چیزهایی هست که
‫اگه قراره دوباره به جولیا برسم،

51:56.364 --> 51:58.032
‫نباید فراموششون کنم

51:59.033 --> 52:00.117
‫خیلی‌خب

52:00.576 --> 52:02.995
‫نظرتون چیه فعلاً این کاغذ پیشتون باشه؟

52:03.454 --> 52:05.998
‫با یه کاغذ جدید شروع می‌کنیم

52:06.582 --> 52:08.334
‫بیاید یه نامه‌ی کوتاه

52:08.501 --> 52:11.879
‫برای یکی دیگه از اقوام یا دوستانتون بنویسیم

52:15.007 --> 52:17.176
‫کس دیگه‌ای رو ندارم

52:18.970 --> 52:21.138
‫کـ… کـ…

52:21.848 --> 52:23.182
‫۲۰‏ اکتبر

52:23.349 --> 52:25.643
‫وقت استراحتتونه، جناب گرنت

52:26.185 --> 52:29.021
‫کـ… کـ…

52:37.822 --> 52:39.365
‫خانم گراهام، خدا خیرتون بده

52:39.532 --> 52:41.242
‫همون چیزیه که نیاز داشتم

52:41.826 --> 52:43.411
‫می‌ذارم به‌میل خودتون لقمه کنید،

52:43.870 --> 52:45.580
‫هرچند مخالفشم

52:46.330 --> 52:49.292
‫بله. اول خامه…

52:51.210 --> 52:53.921
‫بعد مربا

52:55.548 --> 52:56.924
‫این چه وضعیه؟

52:57.091 --> 53:00.553
‫کاش قبول می‌کردید اول مربا بزنید،
‫هزار برابر خوشمزه‌تر میشه

53:00.720 --> 53:02.597
‫هر چی شما بفرمایید، خانم گراهام

53:02.763 --> 53:05.182
‫در هر دو حالت، خیلی لذیذه

53:06.559 --> 53:08.436
‫اتفاقاً خیلی خوبه که اختلاف نظر داریم

53:08.603 --> 53:11.230
‫نشون‌دهنده‌ی اینه که جفتمون
‫هوش و حواسمون سر جاشه و

53:11.397 --> 53:15.651
‫اختیار سرنوشت و انتخاب‌هامون دست خودمونه

53:16.360 --> 53:17.695
‫نباید ناشکری کنیم

53:18.487 --> 53:20.656
‫اولین باره می‌بینم
‫سر یه‌تیکه نون این‌قدر احساساتی می‌شید

53:20.781 --> 53:24.827
‫واقعاً درست نیست حرفشون رو بزنم، ولی…

53:26.329 --> 53:29.123
‫دیدن حال و روز بعضی از
‫این بخت‌برگشته‌های مجروح توی تیمارستان…

53:29.957 --> 53:32.084
‫قلب آدم رو هزار تیکه می‌کنه

53:32.251 --> 53:33.669
‫پاک گرفتار جن و پری شدن

53:33.836 --> 53:35.463
‫به طعنه نمیگم ها، کاملاً جدی‌ام

53:35.838 --> 53:37.048
‫یه بنده‌خدایی هست که…

53:37.214 --> 53:38.591
‫حوالی سنگ‌های کریگ‌نادون پیداش کردن…

53:39.300 --> 53:41.886
‫اصرار داره که از گذشته اومده

53:42.011 --> 53:43.137
‫طفلک بی‌نوا

53:43.846 --> 53:45.181
‫التماس می‌کنه بفرستنش به گذشته

53:45.348 --> 53:47.266
‫چون خیال می‌کنه زنش اونجا جا مونده

53:50.144 --> 53:54.023
‫وقتی از زنش حرف می‌زد،
‫دل آدم می‌لرزید

53:54.357 --> 53:56.025
‫عینهو قصه‌ی پریون

53:56.943 --> 53:58.653
‫- خب…
‫- شروع نکنید باز

53:58.778 --> 54:01.656
‫- خب، همه‌مون از این قصه‌ها شنیدیم؛

54:02.281 --> 54:05.618
‫گم‌شدن آدم‌ها، وصلت با پریون

54:05.743 --> 54:07.411
‫خودتون دارید می‌گید قصه

54:07.578 --> 54:09.413
‫بی‌دلیل سر زبون‌ها نیفتادن، جناب کشیش

54:09.538 --> 54:10.623
‫هوم

54:11.207 --> 54:12.708
‫لابد از نظر شما،
‫هر کی به پریون اعتقادی نداشته باشه،

54:12.833 --> 54:14.168
‫باید بره بستری شه، نه؟

54:14.335 --> 54:18.756
‫از پری گرفته تا روح و جن و دیو و فرشته،
‫همه‌شون از یه جنسن

54:18.923 --> 54:20.967
‫چه‌بسا همه‌مون تار و پود یک جهان مشترکیم

54:21.133 --> 54:24.345
‫اسراری بین زمین و آسمونه که
‫عقل آدمی از درکش عاجزه

54:24.512 --> 54:25.846
‫خودتون که بهتر می‌دونید

54:26.889 --> 54:29.183
‫احترام به رسم و آیین‌های کهن
‫نه عیبه نه گناه

54:30.643 --> 54:33.771
‫خب، این هم عین مربا مالیدن‌مونه

54:35.147 --> 54:37.733
‫کاش یه راهی بود می‌تونستم
‫کمکشون کنم

54:38.526 --> 54:42.321
‫اینا توی دوتا حصار گیر افتادن؛
‫حصار جسم و سیاهچال ذهن

54:43.406 --> 54:46.033
‫بیشترشون تا آخر عمر اونجا می‌مونن

55:37.752 --> 55:40.504
‫دل‌تنگم شده بودی، داداش؟

55:47.136 --> 55:48.554
‫با چه رویی بعد از کاری که کردی

55:49.138 --> 55:50.681
‫زبون‌درازی می‌کنی؟

55:51.807 --> 55:52.767
‫چرا؟

55:54.351 --> 55:55.352
‫واسه چی فرار کردی؟

55:56.312 --> 55:59.065
‫مگه بهم قول نداده بودی که

55:59.231 --> 56:01.275
‫زن مالکوم گرنت میشی؟

56:04.070 --> 56:05.529
‫اون بدبخت الان مُرده

56:15.206 --> 56:17.416
‫حالم بد میشه می‌بینمش

56:17.541 --> 56:18.709
‫از جلوی چشمم ببریدش

56:26.300 --> 56:28.511
‫به‌جای مؤاخذه، ازم بپرس

56:29.178 --> 56:30.763
‫چرا با پای خودم برگشتم؟

56:32.515 --> 56:34.433
‫شک نکن مشتاقی بشنوی
‫چی برای گفتن دارم

56:37.103 --> 56:39.647
‫توی کلیسای قلعه حبسش کنید

57:07.466 --> 57:08.926
‫جون دلم

57:19.645 --> 57:22.106
‫از گل‌ها خوشت اومده؟

57:23.482 --> 57:24.984
‫فکر کنم جوابش مثبته

57:26.569 --> 57:27.945
‫باید هم باشه

57:29.363 --> 57:31.157
‫گل ماه تولدش دلفینیومه

57:31.532 --> 57:34.201
‫برج ماه تولدت هم اسده

57:35.953 --> 57:37.955
‫این طالع‌بینی‌هایی که میگم
‫قراره یه روز غوغا کنن

57:38.122 --> 57:39.373
‫نفسِ مامان

57:40.040 --> 57:41.292
‫طالع‌بینی؟

57:44.086 --> 57:48.632
‫صورت فلکی من سنبله‌ست.
‫بابا هم که خب، ثوره.

57:49.049 --> 57:51.510
‫آبجیت هم میزانه

57:56.265 --> 57:59.226
‫روشیه که آینده رو از روی حرکت ستاره‌ها

57:59.393 --> 58:00.686
‫پیش‌بینی می‌کنن

58:01.145 --> 58:02.104
‫آها

58:03.355 --> 58:05.191
‫بعضی‌چیزها با گذر زمان هم عوض نمیشه

58:08.569 --> 58:09.904
‫پیشگو

58:13.782 --> 58:16.035
‫به‌نظرت ممکنه سر از
‫رمز و راز اون سنگ‌ها دربیاره؟

58:20.873 --> 58:22.625
‫احتمالش خیلی بالاست، آره

58:24.793 --> 58:26.003
‫اگه…

58:27.087 --> 58:28.756
‫اگه مجالی برای صحبت باهاش پیدا کنم،

58:29.590 --> 58:30.758
‫به‌نظرت میشه روش حساب کرد و

58:30.925 --> 58:32.051
‫ازش درخواست کمک کرد؟

58:32.635 --> 58:34.094
‫نباید بی‌گدار به آب بزنیم،

58:35.179 --> 58:37.389
‫ولی آره

58:38.557 --> 58:40.434
‫چشم میزری به عالم غیب باز شده

58:41.560 --> 58:42.436
‫کارش درسته

58:46.732 --> 58:50.110
‫بیخود نیست دستمزد خوبی می‌گیره

58:51.070 --> 58:52.780
‫به‌ندرت پیشگوییش اشتباه از آب درمیاد

58:53.989 --> 58:57.576
‫یادمه اون روز به یه دختربچه اشاره کرد
‫با موهای فرفری تیره و چشم‌های آبی

58:57.701 --> 58:58.661
‫منظورش کلیر کوچولوی خودت نیست؟

58:59.161 --> 59:00.955
‫گفت سرنوشتش در آینده رقم می‌خوره

59:01.497 --> 59:03.457
‫اما درباره‌ی پیشگویی اشتباه کرد

59:03.624 --> 59:05.501
‫بالاخره ته و توی ماجرا درمیاد و
‫می‌بینی اشتباه نبوده

59:05.668 --> 59:06.794
‫حرف من یادت بمونه

59:06.961 --> 59:09.129
‫مگه خودت باور نداری که
‫خیلی از وقایع این دنیا

59:10.130 --> 59:11.465
‫از دایره‌ی فهم ما خارج‌ان؟

59:18.806 --> 59:20.933
‫اگه مدرک و سند کافی باشه،
‫من هر چیزی رو باور می‌کنم

59:24.937 --> 59:26.605
‫باید ترتیبی بدم و
‫میزری رو دور از چشم لووات

59:26.772 --> 59:28.482
‫احضار کنم اینجا

59:35.531 --> 59:37.449
‫پاره‌ی تنم

59:39.910 --> 59:43.038
‫زمین و زمان رو به هم می‌دوزم
‫تا دوباره برگردیم

59:43.163 --> 59:44.623
‫به آغوش بابایی و کلیر

59:49.085 --> 59:54.191
« دارالمجانین اینورنس »

59:54.216 --> 59:56.093
‫ملاقاتی دارید، جناب گرنت

59:57.594 --> 59:58.971
‫من شما رو نمی‌شناسم

01:00:00.097 --> 01:00:00.889
‫باید بشناسم؟

01:00:01.640 --> 01:00:04.518
‫من خانم گراهام هستم،
‫خادم منزل کشیش ویکفیلد

01:00:05.227 --> 01:00:08.063
‫اکثراً از طرف ایشون برای بقیه
‫شیرینی و خوراکی می‌برم

01:00:18.282 --> 01:00:19.658
‫بیسکوییت می‌خورید؟

01:00:29.376 --> 01:00:32.838
‫اومدم در مورد جایی که بودید صحبت کنیم

01:00:34.840 --> 01:00:35.883
‫چرا؟

01:00:36.633 --> 01:00:40.179
‫به‌اندازه‌ی کافی آدم اینجا هست که
‫دیوونگیم رو بهم یادآوری کنن

01:00:41.972 --> 01:00:44.808
‫همسرتون چی، جناب گرنت؟

01:00:45.726 --> 01:00:47.478
‫اون رو هم فراموش کردید؟

01:00:52.358 --> 01:00:54.902
‫متأسفانه ذره‌ذره داره از خاطرم میره

01:00:56.779 --> 01:00:59.114
‫دیگه نه رنگ چشم‌هاش رو یادم میاد و

01:01:00.240 --> 01:01:01.992
‫نه صدای خنده‌هاش رو

01:01:03.327 --> 01:01:05.245
‫هر از گاهی می‌ترسم از اینکه…

01:01:07.164 --> 01:01:08.582
‫نکنه همه‌ش خواب و خیال بوده

01:01:13.420 --> 01:01:14.588
‫اما…

01:01:17.007 --> 01:01:19.343
‫محاله بتونم توی خیالاتم همچین عشقی رو

01:01:19.510 --> 01:01:21.053
‫تصور کنم

01:01:23.514 --> 01:01:26.433
‫به همین شعله‌ی عشقتون متوسل شید، جناب گرنت

01:01:35.109 --> 01:01:36.402
‫من حرفتون رو باور دارم

01:01:39.696 --> 01:01:42.491
‫مطمئنم در زمان سفر کردید

01:01:47.413 --> 01:01:48.956
‫یعنی کمکم می‌کنید؟

01:01:48.980 --> 01:02:08.980
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
