WEBVTT

00:04.000 --> 00:15.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:15.558 --> 00:16.392
‫آنچه گذشت...

00:16.559 --> 00:17.560
‫الن مکنزی

00:17.727 --> 00:18.728
‫تو یه ویژگی خاصی داری

00:18.894 --> 00:19.937
‫پس چرا می‌خوان منو

00:20.104 --> 00:21.397
‫به مالکوم گرنت بدن؟

00:21.564 --> 00:23.232
‫حتی حاضرم با خود شیطان معامله کنم تا

00:23.399 --> 00:25.943
‫فقط یه لحظه بیشتر ‫کنار تو باشم

00:26.110 --> 00:27.695
‫مسیر پُر فراز و نشیبی در انتظارمونـه

00:27.862 --> 00:29.572
‫ارباب‌مون، آیزاک گرنت

00:29.739 --> 00:31.782
‫دوست داری مشاورِ جدید من بشی؟

00:31.907 --> 00:33.242
‫بسیارخب

00:33.409 --> 00:35.870
‫متوجه شدم دنبالِ یه خانم می‌گردین

00:35.995 --> 00:37.413
‫شاید بتونیم به همدیگه کمک کنیم

00:37.580 --> 00:39.248
‫هر وقت پیداش کردم، خبرتون می‌کنم

00:39.415 --> 00:40.791
‫هر چقدر بخواید میدم

00:40.958 --> 00:42.293
‫چیزی هست که بخوای بهش اعتراف کنی؟

00:42.460 --> 00:43.419
‫تو بارداری

00:43.544 --> 00:44.420
‫چه ساده‌لوح بودم که

00:44.587 --> 00:46.046
‫سودای فرار در سر داشتم، هنری‌جان

00:46.213 --> 00:48.549
‫با این همه، عزمم را جزم کرده‌ام که
‫ثمره‌ی عشق‌مان زنده بماند

00:48.674 --> 00:51.302
‫پس، مرا برای کاری که
‫ناگزیر به انجام آنم، ببخشای

00:51.469 --> 00:53.929
‫بیا پیشم گرم شو، گلِ سرخ انگلیسی‌تبارم

00:59.000 --> 01:06.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:07.000 --> 01:10.000
‫« ترجمه از سحـر و نهال »

01:39.809 --> 01:41.602
‫وای، خاک بر سرم

01:43.938 --> 01:45.064
‫محض رضای خدا

01:45.231 --> 01:47.191
‫پناه بر خدا، باز چیکار کردی؟

01:47.983 --> 01:49.902
‫شیر ریخت روی زمین.
‫دیگه نمیشه کاریش کرد.

01:50.069 --> 01:51.237
‫نمیشه

01:51.402 --> 01:53.364
‫ولی بازم باید شکرگزار حنایی باشی

01:53.531 --> 01:55.908
‫چه خودت شیر رو دوشیده باشی چه یکی دیگه

01:56.991 --> 01:58.744
‫از حنایی تشکر کردی دیگه؟

01:58.911 --> 02:00.204
‫از زنی که شیر رو آورد تشکر کردم

02:00.329 --> 02:01.539
‫البته اگه منظورت اونه

02:01.705 --> 02:03.082
‫منظورم اون نیست

02:03.207 --> 02:04.333
‫پس واسه همین شیر رو ریختی

02:04.500 --> 02:05.709
‫پری‌ها رو خشمگین کردی

02:05.876 --> 02:07.628
‫آهان فهمیدم. متأسفم

02:07.795 --> 02:08.838
‫بایدم باشی

02:08.963 --> 02:10.840
‫دیگه طاقت شیطنتِ پری‌ها رو ندارم

02:11.006 --> 02:12.716
‫همین‌جوریشم کلی کار سرمون ریخته

02:12.883 --> 02:15.594
‫ارباب هم کارش توی ادینبرو تموم شده
‫و داره برمی‌گرده

02:17.346 --> 02:19.056
‫دارن برمی‌گردن لدرز؟

02:19.223 --> 02:21.350
‫آره، اگه مشکلی پیش نیاد

02:21.809 --> 02:22.977
‫که اینطور

02:23.102 --> 02:24.603
‫فکر می‌کردم دیرتر برگردن

02:24.770 --> 02:26.063
‫خب اشتباه فکر می‌کردی

02:26.230 --> 02:27.606
‫هرچند اصلاً نمی‌فهمم

02:27.773 --> 02:28.774
‫چرا همچین فکری کردی

02:28.941 --> 02:30.860
‫ارباب وظیفه نداره کلفتش رو

02:31.026 --> 02:32.194
‫در جریان امور شخصیش بذاره

02:32.361 --> 02:33.737
‫و با این اوضاع، وقتی برگرده هم

02:33.863 --> 02:35.239
‫جز این شیر چیزی برای خوردن نداره

02:35.406 --> 02:37.616
‫تازه اگه تا اون موقع نتُرشـه

02:38.993 --> 02:42.704
‫به خدا یه وقتایی میگم
‫به دردِ لای جرز دیوار هم نمی‌خوری

02:42.872 --> 02:44.540
‫می‌خواین برم پیشکشی

02:44.707 --> 02:46.292
‫پای سنگِ شیر بذارم؟

02:46.417 --> 02:47.668
‫رسمش همینه؟

02:47.835 --> 02:49.837
‫موقع چیدنِ توت‌ها دیدمش

02:50.004 --> 02:52.006
‫می‌تونی بری ولی احتمالاً کار از کار گذشته

02:52.631 --> 02:54.884
‫دیگه گرفتار خشم پری‌ها شدیم

02:55.551 --> 02:57.261
‫برو سریع انجامش بده

03:09.148 --> 03:12.610
‫آگر آدمی اندکی بی‌احتیاطی کند،
‫پریان به راحتی او را فریب می‌دهند؛

03:12.776 --> 03:15.237
‫با نیرنگ‌هایشان، با پنهان‌کردنِ خرده‌ریزها،

03:15.404 --> 03:19.116
‫با برهم زدنِ نظم خانه،
‫حتی با ربودنِ کودکی از گهواره‌اش

03:19.491 --> 03:20.993
و فاسد کردنِ شیر

03:27.625 --> 03:29.084
بعید می‌دانم به چنین
چیزهایی باور داشته باشی

03:29.376 --> 03:30.878
من هم در گذشته اعتقادی نداشتم

03:31.545 --> 03:35.799
‫اما پس از آنچه بر من گذشت،
‫دیگر چندان مطمئن نیستم

03:40.930 --> 03:45.309
‫پدر و مادرم به من آموخته بودند
امید و ایمانم تنها به خدا باشد

03:45.935 --> 03:49.772
بااین‌حال مردمِ این سرزمین به هر دو
باوری راسخ دارند؛ هم به خدا و هم به پریان

03:50.814 --> 03:52.583
‫آیا آن روایتِ دلنشینی را که سخت
‫به آن دلبسته بودم،

03:52.608 --> 03:54.151
به خاطر داری؟

03:54.985 --> 03:59.107
‫جیمز متیو بری نوشته بود:
‫«آنگاه که نخستین نوزاد برای بارِ اول خندید

03:59.132 --> 04:01.909
‫خنده‌اش به هزار پاره تقسیم شد

04:02.034 --> 04:04.078
‫و هر پاره جست‌وخیز کنان پراکنده شد

04:04.244 --> 04:07.164
‫و این آغازِ پیدایش پریان بود.»

04:08.248 --> 04:11.126
‫از نخستین لحظه‌ی لرزش بالِ پریان در وجودم

04:11.293 --> 04:14.463
‫رویای کلیرِ نازنین‌مان را می‌دیدم

04:15.923 --> 04:18.091
‫که چگونه نخستین خنده‌اش بی‌شک

04:18.216 --> 04:21.637
‫سرزمینی آکنده از موجوداتِ جادویی
‫می‌آفریند

04:22.221 --> 04:24.431
‫نمی‌دانم کدام بیراهه مرا به اینجا رساند

04:24.848 --> 04:27.059
‫نمی‌دانم توان گریز دارم یا نه

04:27.768 --> 04:29.353
‫هیچ نمی‌دانم

04:36.360 --> 04:37.427
‫هنری

04:37.693 --> 04:38.838
‫« پیتر و وندی »
‫« اثرِ جیمز متیو بری »

04:38.862 --> 04:40.698
‫چی شده عزیزم؟
‫همه‌چی مرتبه؟

04:40.864 --> 04:42.866
‫نظرت راجع به «پیتر» چیه؟

04:43.158 --> 04:44.201
‫پیتر پن؟

04:44.618 --> 04:46.161
‫پیتر بیچامپ، البته اگه پسر بود

04:46.328 --> 04:49.289
‫پیتر بیچامپ.
‫پیتر بیچامپ.

04:51.582 --> 04:53.961
‫به نظرت برای یه نوزاد زیادی پیچیده نیست؟

04:54.211 --> 04:55.587
‫می‌دونم. می‌دونم

04:55.754 --> 04:57.006
‫ولی فکر اینکه قصه‌های محبوبم رو

04:57.172 --> 04:59.341
‫برای بچه‌مون بخونم، وسوسه‌ام کرد

04:59.883 --> 05:00.718
‫صحیح

05:00.843 --> 05:02.678
‫خب من میرم پیش آقای نولز

05:04.304 --> 05:05.848
‫نگفته بودی باهات در ارتباط بوده

05:06.598 --> 05:08.392
‫نمی‌خواستم بی‌خودی دلخوش بشیم

05:08.517 --> 05:10.936
‫شاید بتونم دوباره برم سرِ کارِ قبلیم

05:11.103 --> 05:12.312
‫توی شرکت حقوقی

05:12.479 --> 05:14.523
‫وای عزیزم، عالی میشه

05:14.690 --> 05:16.233
‫فقط امیدوارم ترکشی که توی کَمرمـه

05:16.400 --> 05:17.651
‫روی مهارت‌های حقوقیم اثر نذاشته باشه

05:17.818 --> 05:18.861
‫نذاشته، خیالت راحت

05:18.986 --> 05:20.904
‫پیتر کوچولومون رو هم حسابی سربلند می‌کنی

05:21.071 --> 05:22.448
‫و امیدوارم منم با دانشگاه‌رفتن

05:22.573 --> 05:23.991
‫بتونم همونقدر سربلندش کنم

05:31.457 --> 05:33.542
‫- وای خدای من!
‫- چی شد؟

05:33.709 --> 05:35.294
‫وای خدایا!

05:43.927 --> 05:45.137
باورم نمیشه

05:45.804 --> 05:47.347
‫پسرمون واقعاً اون توئه، مگه نه؟

05:47.765 --> 05:49.683
‫خیلی مطمئنی پسره ها!

05:49.850 --> 05:50.768
‫معلومه مطمئنم

05:50.893 --> 05:52.478
‫پسره و وارث تاج و تختم میشه

05:53.937 --> 05:55.564
‫یعنی خیلی ناامید میشی اگه

05:55.731 --> 05:57.483
‫بچه‌مون دختر بشه؟

05:59.777 --> 06:03.489
‫خانم بیچامپ، تنها چیزی که برام مهمه

06:03.906 --> 06:06.658
‫اینه که تو و بچه‌مون صحیح و سالم باشین

06:07.367 --> 06:12.164
‫دختر داشتن منو خوشبخت‌ترین
‫پدر روی زمین می‌کنه

06:23.592 --> 06:26.762
‫هنری، یقین دارم که به تو وفادار بوده‌ام

06:26.929 --> 06:28.555
‫و به راستی ناگزیر بودم

06:28.722 --> 06:31.391
‫و کودکی که اکنون در وجودم رشد می‌کند

06:31.558 --> 06:34.520
‫به محض تولد از من ربوده می‌شود
‫یا سرنوشتی شوم‌تر در انتظارش است

06:34.978 --> 06:37.940
‫و پریان مسبب این فاجعه نخواهند بود

06:42.194 --> 06:45.155
‫هر چه در توان داشتم
‫برای امنیت فرزندمان انجام دادم

06:45.864 --> 06:49.118
‫اما هرگز از تلاش برای بازگشت به سوی تو
‫دست نخواهیم کشید

08:40.068 --> 08:44.036
‫« غریبـه: هم‌خـونِ مـن »

08:58.121 --> 09:01.250
‫پیداش کردم.
‫خانمی که دنبالش بودی رو پیدا کردم.

09:01.375 --> 09:02.584
‫جولیا؟

09:04.419 --> 09:07.130
‫خدمت شما... یه خانمِ انگلیسی

09:07.756 --> 09:11.218
‫با موی قهوه‌ای و چشم‌های مهربون

09:26.316 --> 09:27.818
‫شراب میل دارین؟

09:29.987 --> 09:31.280
‫یا...

09:35.033 --> 09:37.035
‫ترجیح میدی دراز بکشی؟

09:37.828 --> 09:38.829
‫نه

09:40.163 --> 09:41.581
‫ببخشید، نمی‌تونم

09:42.040 --> 09:45.669
‫می‌دونم من اونی نیستم که می‌خواستی

09:46.586 --> 09:48.547
‫ولی بهم بگو چطور می‌تونم رضایتت رو جلب کنم

09:52.426 --> 09:54.803
‫خانم نمی‌خواد مشتری‌ای
‫مثل شما رو از دست بده

09:56.138 --> 10:01.143
‫سفارش کردن هر خواسته‌ای داشتین
‫برآورده کنم

10:04.604 --> 10:06.690
‫خب اول از همه دست از تظاهر بردار

10:06.815 --> 10:08.567
‫تا بدونم دارم با کی حرف می‌زنم

10:19.745 --> 10:20.829
‫وای

10:20.996 --> 10:23.540
‫نه، منظورم این نبود

10:34.968 --> 10:36.928
‫اون زنی که دنبالشی...

10:37.637 --> 10:38.930
‫کیه؟

10:39.389 --> 10:41.016
‫می‌دونی چه حسی داره

10:41.683 --> 10:43.935
‫چشم‌به‌راهِ چیزی باشی

10:44.936 --> 10:48.065
‫و همزمان ازش وحشت داشته باشی؟

10:50.734 --> 10:54.321
‫به عنوان کسی که از این راه خرجم رو
‫در میارم، خوب می‌دونم چه حسی داره

10:57.908 --> 10:59.785
‫پس درک می‌کنی که چرا میگم

10:59.951 --> 11:02.329
‫می‌ترسیدم توی همچین جایی

11:04.081 --> 11:05.332
‫پیداش کنم

11:07.751 --> 11:09.419
‫حق هم داری

11:13.340 --> 11:15.509
‫ولی من از یه جهت خودم رو خوش‌شانس می‌دونم

11:16.676 --> 11:19.096
‫الان اینجام و دارم با یه آقای محترم
‫وقت می‌گذرونم

11:19.638 --> 11:22.224
‫توی این سرمای جان‌فرسا
‫بیرون سرگردون نیستم

11:29.731 --> 11:33.944
‫امیدوارم اون زن هم جای گرم و امنی باشه

11:45.956 --> 11:47.915
‫این نامه وقتی نبودین، به‌دست‌مون رسید

11:48.542 --> 11:49.835
‫از طرفِ خاندانِ گرنته

11:58.510 --> 11:59.636
‫اون آیزاکِ پست‌فطرت

11:59.761 --> 12:02.556
‫حتی زحمتِ نوشتن هم به خودش نداده

12:03.682 --> 12:05.851
‫دستخطِ مشاورشـه

12:07.060 --> 12:08.937
‫بیشتر از یه ماهه که خونه نبودم

12:09.896 --> 12:11.773
‫نامه‌ی دیگه‌ای نفرستادن؟

12:11.940 --> 12:12.732
‫نه

12:18.530 --> 12:20.490
‫به دغدغه‌هاتون رسیدگی کردن؟

12:25.036 --> 12:27.914
‫مشاوره نوشته: «با توجه به فقدانِ شواهد کافی

12:28.039 --> 12:32.335
‫ادعای تضاد منافع بین مکنزی‌ها
‫و گرنت‌ها بی‌معناست.

12:32.502 --> 12:34.880
‫بنابراین جای هیچ بحثی نیست.»

12:35.422 --> 12:37.799
‫«فقدان شواهد کافی»
‫آره جون خودتون

12:38.341 --> 12:39.759
‫دیگه چه شواهدی می‌خوان؟

12:39.926 --> 12:43.513
‫الان فقط به این درد می‌خوره
‫که کونت رو باهاش پاک کنی

12:45.348 --> 12:46.683
‫شاید دلیلی برای شک کردن به

12:46.808 --> 12:48.268
‫پاکدامنی دوشیزه مکنزی پیدا نکردن

12:48.393 --> 12:50.479
‫محض رضای خدا، اون یه پیردختره

12:51.104 --> 12:53.356
‫چطور تونسته از زیر بار ازدواج در بره؟

13:01.114 --> 13:02.324
‫حتماً یه دلیلی داره

13:02.491 --> 13:04.242
‫وگرنه چرا برادرهای کودنش

13:04.409 --> 13:06.036
‫همون اول به این نتیجه رسیدن که

13:06.203 --> 13:08.580
‫با مالکوم گرنت فرار کرده؟

13:09.289 --> 13:12.918
‫من میگم یه آبروریزی‌ای کرده

13:13.043 --> 13:15.504
‫و شرافتش رو لکه‌دار کرده

13:17.047 --> 13:18.965
‫مطمئنی می‌خوای همچین دعوایی رو
‫راه بندازی؟

13:19.549 --> 13:21.468
‫یعنی هیچ راهِ دیگه‌ای نیست؟

13:21.635 --> 13:24.387
‫اون زن مثل یه کالای دست دوم می‌مونه

13:25.430 --> 13:27.349
‫و من مصمم‌ام که اثباتش کنم

13:32.729 --> 13:34.481
‫اگه نمی‌خوای حمایتِ گرنت‌ها رو از دست بدی،

13:34.606 --> 13:37.651
‫حواست باشه از سر لجبازی،
‫خودت رو توی هچل نندازی

13:39.069 --> 13:40.946
‫جولیا

13:42.531 --> 13:44.658
‫دیدنت مایه‌ی دلگرمیـه

13:44.824 --> 13:46.910
‫اینم از تاس کباب‌تون، سرورم

13:47.994 --> 13:49.120
‫این چیه، دخترجون؟

13:49.287 --> 13:50.789
‫یه التهابِ ساده‌ست

13:50.956 --> 13:53.667
‫هر از گاهی همه‌جای بدنم
‫ملتهب میشه

13:54.084 --> 13:56.002
‫مُسری که نیست؟

13:56.169 --> 13:57.712
‫یه راه علاج ساده داره

13:57.879 --> 13:59.714
‫البته اگه می‌تونستم یه سر به عطاری بزنم

14:00.423 --> 14:02.175
‫ولی کدبانو پورتر اجازه نمیدن

14:02.634 --> 14:04.803
‫میگن به خاطر نفرین پریانـه

14:04.928 --> 14:06.304
‫برو هر کاری لازمه بکن

14:06.429 --> 14:08.598
‫تا از شر این لکه‌های زشت خلاص بشی

14:09.891 --> 14:11.560
‫ممنونم سرورم

14:12.561 --> 14:14.479
‫بالاخ می‌برتت بولی

14:18.942 --> 14:21.111
‫من می‌برمش قربان

14:21.778 --> 14:23.113
‫بسیارخب

14:23.280 --> 14:25.031
‫نمی‌خوام بقیه هم گرفتارش بشن

14:26.992 --> 14:28.118
‫بله سرورم

14:37.544 --> 14:39.421
‫دو ماه دیگه جشن بلتین برگزار میشه

14:39.921 --> 14:41.131
‫مالکوم گرنت درخواست داده

14:41.298 --> 14:44.426
‫توی جشنی حوالی اینورنس،
‫همراهش باشی...

14:46.136 --> 14:47.804
‫به عنوان نامزدش

14:50.223 --> 14:51.600
‫مطمئنم دوگل مخالفت می‌کنه

14:52.017 --> 14:53.351
‫دوگل فرمانده جنگـه و پذیرفته

14:53.518 --> 14:55.562
‫که نامزدیت بهش ربطی نداره

14:56.354 --> 14:59.316
‫البته وقتی ازدواج کنی،

14:59.774 --> 15:01.693
‫شاید مجبور بشه وارد ماجرا بشه

15:02.152 --> 15:04.279
‫مطمئنم الان در جایگاه ارباب،
‫مشغله‌های جدی‌تری داری

15:04.446 --> 15:06.865
‫تا اینکه وقتت رو با چنین
‫جشن‌های بیهوده‌ای تلف کنی

15:07.032 --> 15:08.366
‫درسته

15:09.034 --> 15:10.785
‫کمی پایین‌تر از شأن و مقامِ منه

15:11.161 --> 15:12.287
‫دوگل چی؟

15:12.871 --> 15:14.497
‫بعید می‌دونم از این قضیه راضی باشه

15:14.664 --> 15:16.166
‫اونم همراهم میاد؟

15:16.708 --> 15:18.752
‫مطمئنی می‌تونه جلوی گرنت‌ها
‫خودش رو کنترل کنه؟

15:18.918 --> 15:21.129
‫اون قراره توی یکی از جشن‌های
‫حوالیِ خودمون شرکت کنه

15:21.546 --> 15:23.173
‫ند همراهت میاد

15:23.673 --> 15:24.841
‫پس میری

15:25.425 --> 15:26.968
‫و باهاش خوش می‌گذرونی

15:27.969 --> 15:29.596
‫لبخند هم فراموش نشه

15:29.763 --> 15:31.014
‫فکرشم نکن

15:32.474 --> 15:33.850
‫و عمراً باهاش ازدواج کنم

15:34.392 --> 15:35.685
‫قبلاً هم بهت گفته بودم

15:35.852 --> 15:37.854
‫خوب می‌دونی که توی
‫گردهمایی سرش توافق شد

15:38.021 --> 15:40.732
‫آره، توافقی که نیتی کاملاً مشخص داشت

15:41.483 --> 15:43.526
‫نیاز داشتی با گرنت‌ها متحد بشی
‫تا هم جایگاه مکنزی‌ها رو محکم کنی

15:43.693 --> 15:45.278
‫و هم ارباب بشی

15:46.988 --> 15:48.698
‫دیگه لازم نیست به اون توافق
‫پایبند باشی

15:48.865 --> 15:51.076
‫پس یعنی میگی بزنم زیرِ قولی که به
‫آیزاک گرنت دادم

15:51.493 --> 15:52.452
‫و بگم همه‌چی منتفیـه؟

15:52.577 --> 15:54.287
‫هرچی صلاح می‌دونی بهش بگو

15:55.372 --> 15:56.831
‫بگو نظرت عوض شده

15:57.248 --> 15:59.167
‫یا اینکه من مریض و ناخوش‌احوالم

15:59.918 --> 16:02.629
‫یا حتی بهتر، بگو چقدر بداخلاقم

16:02.796 --> 16:04.506
‫و چه اشتباهِ بزرگی مرتکب شدی

16:04.673 --> 16:06.383
‫که خواهرت رو بهشون پیشنهاد دادی

16:07.008 --> 16:09.469
‫و در واقع داری از یه عمر رنج و بدبختی
‫نجاتش میدی

16:10.220 --> 16:11.888
‫هرچی دلت می‌خواد بهش بگو

16:14.224 --> 16:17.477
‫تا حالا اسمِ گراهام فینلی به گوشِت خورده؟

16:18.228 --> 16:19.020
‫نه

16:20.855 --> 16:23.066
‫نامزد مورا گرنت بود

16:24.609 --> 16:25.652
‫قول و قرارش رو گذاشته بودن

16:27.070 --> 16:28.363
‫و تاریخ هم تعیین کرده بودن

16:30.240 --> 16:33.451
‫مورا هم آنچنان دخترِ خوشگلی نبود

16:34.494 --> 16:36.413
‫و وقتی فینلی

16:36.955 --> 16:38.540
‫ قبل از مراسم دیدش

16:39.249 --> 16:41.459
‫ترجیح داد همسر دیگه‌ای انتخاب کنه

16:42.711 --> 16:44.045
‫مری مک‌لود

16:45.922 --> 16:47.048
‫امکان نداره

16:47.173 --> 16:49.092
‫مری مک‌لود با خاندان ارسکین وصلت کرده

16:49.259 --> 16:50.385
‫فکر کنم اسمش ایان بود

16:50.552 --> 16:51.469
‫آره

16:52.429 --> 16:53.304
‫با ایان ازدواج کرد

16:54.264 --> 16:56.433
‫چون گراهام فینلی نتونست

16:57.350 --> 17:00.270
‫آخه توی علفزار غیبش زد

17:04.691 --> 17:07.609
‫پس یعنی میگی اگه این ازدواج سر نگیره،

17:08.027 --> 17:09.445
‫آیزاک گرنت سربه‌نیستم می‌کنه؟

17:09.612 --> 17:11.364
‫خودت می‌خوای همچین خطری رو به جون بخری؟

17:13.657 --> 17:16.035
‫چطور تونستی منو به همچین خانواده‌ای
‫وعده بدی

17:16.060 --> 17:17.178
‫اونم وقتی از این چیزها خبر داشتی؟

17:17.203 --> 17:19.122
‫الن، اگه می‌خوای دلخور شو

17:20.205 --> 17:22.584
‫ولی یه دلیل دیگه هم برای
‫تن دادن به این وصلت هست

17:25.795 --> 17:26.921
‫گفتنش برام خوشایند نیست

17:27.088 --> 17:28.256
‫ولی باید حقیقت رو بدونی

17:28.381 --> 17:29.257
‫چه حقیقتی؟

17:29.424 --> 17:31.050
‫تو فکر می‌کنی بابا پاک و بی‌عیب بود

17:32.302 --> 17:33.595
‫بهت اجازه داد هر کاری می‌خوای بکنی

17:33.762 --> 17:35.972
‫و تو هم چشمت رو روی اشتباهاتش بستی

17:38.975 --> 17:42.020
‫اتفاقاً خوب می‌دونم که بی‌عیب نبود

17:42.645 --> 17:44.105
‫پس اینم می‌دونی که

17:44.856 --> 17:47.442
‫به خاطر ولخرجی‌های خودخواهانه‌اش

17:47.609 --> 17:50.862
‫بعد مرگش فقط کسری از دارایی اولیه‌اش

17:51.029 --> 17:52.614
‫باقی مونده؟

17:53.531 --> 17:56.534
‫که زمان مرگش خزانه خالی بود

17:56.993 --> 17:59.496
‫و خانواده و قبیله‌اش

17:59.996 --> 18:02.165
‫در شرف فقر و تنگدستی بودن؟

18:03.291 --> 18:04.918
‫باورم نمیشه

18:05.251 --> 18:06.753
‫باید زودتر از اینا بهم می‌گفتی

18:06.920 --> 18:09.005
‫الن، من خودمم تازه فهمیدم

18:09.756 --> 18:11.883
‫بذار دفتر حساب‌هایی که برامون گذاشته رو
‫نشونت بدم

18:17.222 --> 18:18.640
‫نهایتاً تا یه ماهِ دیگه کارمون به

18:18.765 --> 18:20.558
‫فروش نقره‌جات خانواده می‌رسه

18:28.691 --> 18:30.360
‫ولی تو می‌تونی کمک‌مون کنی

18:31.903 --> 18:33.571
‫آخه گرنت‌ها ثروتمندن

18:34.614 --> 18:38.827
‫کوچیک‌ترین کمک‌شون می‌تونه
‫حسابی برامون سودمند باشه

18:40.703 --> 18:42.580
‫اگه قرار باشه با مالکوم ازدواج کنم،

18:43.456 --> 18:45.208
‫باید برام جهیزیه تدارک بدی

18:45.959 --> 18:47.293
‫یه جهیزیه‌ی درست‌وحسابی

18:48.044 --> 18:51.506
‫اگه خوش‌شانس باشیم جای سکه،
‫گاو میدیم

18:53.550 --> 18:57.512
‫و بعدش هم می‌تونی چشم و گوشِ ما

18:58.137 --> 18:59.472
‫توی قلعه‌ی گرنت باشی

19:02.183 --> 19:06.187
‫وقتی زنی رو به یه قبیله‌ی دیگه می‌فروشی

19:06.771 --> 19:09.399
‫همه‌چیزش رو می‌فروشی

19:10.233 --> 19:11.943
‫جسم و روحش

19:12.402 --> 19:15.238
‫و این‌جوری دیگه وفاداریش رو هم از دست میدی

19:16.281 --> 19:19.534
‫وقتی عروسِ گرنت‌ها بشم،
‫دیگه به اونا تعهد دارم

19:20.243 --> 19:21.578
‫پس اگه کار به اونجا بِکِشه

19:21.703 --> 19:24.205
‫خدا به دادت برسه

19:31.337 --> 19:32.881
‫معلومه با کالوم صحبت کردی

19:33.047 --> 19:35.008
‫تو چشم دیدنِ گرنت‌ها رو نداری

19:35.174 --> 19:36.676
‫بعد می‌خوای منو اونجا شوهر بدی؟

19:36.843 --> 19:39.596
‫الن، اگه دستِ من بود،
‫زن مک‌رانوخ می‌شدی

19:39.762 --> 19:41.514
‫خب؟ ولی من جلوی کالوم

19:41.681 --> 19:43.757
‫سوگند وفاداری خوردم و
‫این مسائل جزو حیطه‌ی اختیارات اونـه

19:43.828 --> 19:46.227
‫اتحادها که باید زیر نظر فرمانده‌ی جنگ باشه

19:46.394 --> 19:48.897
‫الن، می‌دونم نقشه‌ات چیه

19:49.272 --> 19:50.899
‫ولی نمی‌تونی بین‌مون تفرقه بندازی

19:51.024 --> 19:52.942
‫مثل من نقش و جایگاهت رو در قبیله بپذیر

19:53.251 --> 19:55.236
‫چه حرف‌های قشنگی می‌زنی، دوگل

19:55.653 --> 19:56.905
‫ولی می‌دونم برادرمون رو فقط

19:57.030 --> 19:59.824
‫تا وقتی ضعف نشون بده، تحمل می‌کنی

19:59.991 --> 20:01.743
‫بعدش وارد عمل میشی و
‫قدرت رو از دستش می‌گیری

20:01.868 --> 20:04.454
‫اگه جات بودم، حرمتِ فرمانده‌ی
‫جنگِ قبیله‌ام رو نگه می‌داشتم

20:04.621 --> 20:06.789
‫اگه وسطِ جنگ بودیم، این کار رو می‌کردم

20:18.009 --> 20:19.677
‫می‌خواستین منو ببینین، قربان؟

20:20.553 --> 20:21.721
‫بله

20:22.889 --> 20:24.641
‫خانمی که دنبالش بودی رو پیدا کردی؟

20:25.141 --> 20:27.310
‫متأسفانه هنوز نه

20:28.603 --> 20:31.773
‫امیدوارم غیبتم دردسری درست نکرده باشه

20:31.940 --> 20:33.107
‫فعلاً که نه

20:33.566 --> 20:36.527
‫ولی حواست باشه زیاد
‫به اینورنس رفت‌وآمد نکنی

20:36.861 --> 20:37.904
‫چشم

20:39.113 --> 20:41.449
‫و یادت باشه وظیفه‌ات در قبالِ قبیله‌ی گرنت

20:41.616 --> 20:43.493
‫همیشه در اولویتـه

20:50.625 --> 20:52.752
‫همونطور که می‌دونی،
‫فردا روز پرداخت مالیاتِ فصلیـه

20:53.378 --> 20:56.839
‫و تو باید اجاره رو از مستأجرهام بگیری

20:57.006 --> 20:59.300
‫به هر مستأجر بگو یکم بیشتر از حد معمول

20:59.467 --> 21:01.219
‫ پرداخت کنه...

21:01.719 --> 21:03.137
‫یه شیلینگ بیشتر

21:03.930 --> 21:05.848
‫و بگم دلیلش چیه؟

21:06.015 --> 21:06.724
‫هیچی

21:07.183 --> 21:08.977
‫باید به خواستِ ارباب

21:09.143 --> 21:11.896
‫و طبیعتاً مشاورش احترام بذارن

21:12.522 --> 21:13.606
‫و همین کار رو هم می‌کنن

21:14.482 --> 21:16.859
‫آقای باگ هم همراهت میاد

21:17.276 --> 21:18.820
‫تا مشکلی پیش نیاد

21:21.280 --> 21:25.284
‫مبادا به جای پول، با عذر و بهونه برگردی

21:25.994 --> 21:28.913
‫وگرنه با روی خوش ازت استقبال نمیشه

21:30.164 --> 21:32.041
شیرفهم شدی؟

21:32.917 --> 21:34.252
‫بله قربان

22:07.035 --> 22:09.245
‫هر چند وقت یه بار گرفتارِ این عارضه میشی؟

22:09.787 --> 22:11.039
‫زیاد پیش نمیاد

22:13.875 --> 22:17.045
‫خب دلیلش چیه؟

22:17.211 --> 22:20.256
‫راستش دقیق نمی‌دونم

22:21.549 --> 22:22.550
‫کل بدنت این شکلی میشه؟

22:23.301 --> 22:25.678
‫اگه اشکالی نداشته باشه،
‫ترجیح میدم درباره‌اش حرف نزنم

22:25.845 --> 22:28.139
‫باشه پس

22:49.285 --> 22:51.245
‫درود بر همگی،
‫من هنری گرنت هستم

22:51.412 --> 22:53.414
‫مشاورِ جدیدِ قبیله‌ی گرنت

22:53.581 --> 22:55.208
‫و اومدم تا اجاره‌ها رو جمع کنم

22:55.875 --> 22:57.460
‫خب، احتمالاً با روندِ کار آشنا هستین

22:57.585 --> 22:58.544
‫پس امیدوارم بتونیم

22:58.711 --> 23:00.379
‫تا جایی که میشه بدون دردسر انجامش بدیم

23:00.546 --> 23:02.090
‫افزایش اجاره‌بها رو یادت نره

23:02.256 --> 23:02.924
‫ممنون

23:03.049 --> 23:04.050
‫اسم‌تون چیه جناب؟

23:04.217 --> 23:05.384
‫لکلان گرنت

23:06.844 --> 23:08.805
‫بله، متأسفانه کافی نیست

23:09.347 --> 23:10.932
‫دفعه‌ی پیش همینقدر دادم

23:11.099 --> 23:12.683
‫بله ولی این دفعه اجاره بالا رفته

23:12.809 --> 23:14.185
‫یه شیلینگ بیشتر بده

23:22.276 --> 23:23.194
‫اجاره رفته بالا

23:23.361 --> 23:24.695
‫اسم‌تون چیه خانم؟

23:24.862 --> 23:26.155
‫مورون گرنت

23:26.781 --> 23:28.658
‫شوهرم جوزف امسال از دنیا رفت

23:29.325 --> 23:30.743
‫نمی‌دونم چطور شکمِ چهارتا بچه‌ای که

23:30.868 --> 23:33.704
‫توی خونه دارم رو سیر کنم،
‫چه برسه به اینی که توی شکممه

23:34.122 --> 23:35.748
‫ولی براتون کمی عسل آوردم

23:36.415 --> 23:37.625
‫چیزِ دیگه‌ای ندارم

23:37.792 --> 23:39.085
‫خدا کنه کافی باشه

23:39.710 --> 23:42.171
‫فرزندِ ارشدم برای اولین بار کمکم کرد
‫جمعش کنم

23:42.547 --> 23:43.297
‫عسل کفایت می‌کنه

23:43.464 --> 23:44.257
‫ممنون

23:44.757 --> 23:46.592
‫ولی دفعه‌ی دیگه باید با سکه پرداخت کنی

23:47.510 --> 23:49.262
‫وقتی اون نمی‌تونه بیشتر بده،
‫چرا من باید بدم؟

23:49.428 --> 23:50.847
‫می‌خواد سرمون کلاه بذاره

23:51.013 --> 23:52.348
‫می‌خواد از گرسنگی تلف شیم

23:52.515 --> 23:54.809
‫همه فقط داریم نهایتِ تلاش‌مون رو می‌کنیم

23:54.976 --> 23:57.061
‫ارباب شاکی میشه ها.
‫خودش گفت با سکه برگرد.

23:57.186 --> 24:00.148
‫آقای باگ، گفتم که عسل کفایت می‌کنه

24:01.649 --> 24:03.818
‫نمیشه که هر قصه‌ی غم‌انگیزی رو باور کنی

24:04.193 --> 24:05.444
‫باید محکم جلوشون وایسی

24:05.570 --> 24:07.989
‫این یه کار ساده‌ست

24:08.156 --> 24:09.073
‫خب وقتی ندارن

24:09.240 --> 24:10.408
‫میگی چیکار کنم؟

24:10.575 --> 24:11.868
‫از حلقوم‌شون بکشم بیرون؟

24:13.870 --> 24:14.829
‫اسم‌تون، جناب

24:17.999 --> 24:19.333
‫پادریگ درومین کجاست؟

24:20.835 --> 24:23.754
‫متأسفانه دیگه برای گرنت‌ها کار نمی‌کنن

24:24.839 --> 24:26.382
‫از کجا بدونیم این مبلغ اضافه

24:26.549 --> 24:27.633
‫توی جیبِ خودت نمیره؟

24:27.800 --> 24:29.177
‫بهتون اطمینان میدم که دستورِ مستقیمِ

24:29.343 --> 24:30.636
‫خودِ اربابـه

24:30.803 --> 24:31.512
‫یه شیلینگ کم دادی...

24:31.637 --> 24:33.681
‫بیشتر از این نمیدم، انگلیسی

25:10.843 --> 25:12.345
‫چرا هیچ کاری نکردی؟

25:12.511 --> 25:13.888
‫گفتم شاید می‌خوای پول رو

25:14.055 --> 25:15.223
‫از حلقومش بِکِشی بیرون

25:15.389 --> 25:17.516
‫من وظیفه‌م رو انجام میدم،
‫به شرطی که تو هم وظیفه‌ا‌ت رو انجام بدی

25:17.683 --> 25:18.935
‫من میگم نَره، تو میگی بدوش

25:19.101 --> 25:21.229
‫اینش دیگه به من ربطی نداره

25:21.395 --> 25:22.021
‫مشکل خودته

25:22.188 --> 25:23.606
‫ولی وظیفه‌ات اینه

25:23.773 --> 25:25.483
‫نه، وظیفه‌ی جفت‌مونه

25:26.734 --> 25:28.444
‫عملاً داریم از این آدم‌های بینوا
‫مالیات می‌گیریم

25:28.611 --> 25:30.279
‫و دقیقاً در ازاش چی گیرشون میاد؟

25:30.446 --> 25:32.281
‫حق سکونت روی این زمین‌ها رو دارن

25:33.199 --> 25:35.660
‫اگه با کیسه‌ی پُر برنگردیم

25:36.285 --> 25:37.954
‫این دفعه سرِ تو میره بالای نیزه

25:38.788 --> 25:40.039
‫نه من

25:51.425 --> 25:52.843
‫یا خدا!

25:52.969 --> 25:54.303
‫یا خدا! شنیدی؟

25:54.470 --> 25:55.721
‫ساکت باش

25:55.888 --> 25:57.223
‫صدات در نیاد

26:02.436 --> 26:04.605
‫لعنتی! گندش بزنن!

26:04.772 --> 26:06.023
‫دارن می‌رسن

26:06.190 --> 26:07.984
‫سیگار می‌خوام. باید سیگار بکشم

26:08.150 --> 26:09.986
‫- نه
‫- ببخشید ستوان

26:10.111 --> 26:11.112
‫محض رضای خدا

26:11.279 --> 26:13.614
‫نه، نکن. وگرنه پیدامون می‌کنن

26:16.242 --> 26:17.868
‫چرا چراغ رو روشن کردی؟

26:18.035 --> 26:19.495
‫حالا دیدی اون بدبخت رو زدن؟

26:19.662 --> 26:20.454
‫زدنش!

26:20.621 --> 26:21.455
‫نترس

26:22.623 --> 26:23.291
‫نترس

26:23.457 --> 26:26.460
‫منم. منم

26:33.384 --> 26:34.677
‫♪ مرا بازگردان ♪

26:34.844 --> 26:38.347
‫♪ به دیار محبوب و دیرینم، بریتانیا ♪

26:39.432 --> 26:43.436
‫♪ مرا با قطار رهسپار شهر لندن کن ♪

26:44.478 --> 26:46.814
‫♪ مرا به آن دیار برسان ♪

26:47.940 --> 26:50.276
‫♪ به هر کجای آن خاک ♪

26:51.027 --> 26:54.071
‫♪ بیرمنگام، لیدز یا منچستر ♪

26:54.613 --> 26:57.199
‫♪ هر کجا! ♪

27:08.502 --> 27:11.339
‫♪ بی‌درنگ مرا به بریتانیا برگردان ♪

27:13.132 --> 27:17.011
‫♪ بریتانیا جایی‌ست که بدان تعلق دارم ♪

27:58.552 --> 27:59.845
‫یادت باشه همیشه

28:00.012 --> 28:01.389
‫گردنبند قدیس آنتونی رو همراهت داشته باشی

28:04.350 --> 28:06.477
‫تا ازت محافظت کنه

28:25.037 --> 28:26.288
‫چت شده مرد؟

28:26.789 --> 28:29.083
‫توی خواب اسمِ «جولیا» رو صدا می‌زدی

28:29.250 --> 28:30.292
‫چیزه...

28:30.459 --> 28:33.045
‫رفته بودم بشاشم که پام خورد سطل افتاد

28:33.587 --> 28:35.256
‫مثل جن‌زده‌ها جیغ می‌کشیدی

28:37.842 --> 28:39.301
‫گمونم کابوس دیدم

28:45.766 --> 28:48.310
‫ببخشید که نگرانت کردم، آقای باگ

28:49.562 --> 28:50.855
‫برو بخواب

29:04.785 --> 29:09.999
‫♪ بریتانیا جایی‌ست که بدان تعلق دارم ♪

29:30.144 --> 29:31.770
‫چرا از لدرز نمیری؟

29:32.771 --> 29:33.647
‫چی؟

29:33.814 --> 29:35.191
‫دیگه به سنی رسیدی که از خونه بری

29:35.357 --> 29:37.026
‫و تشکیل خانواده بدی

29:38.694 --> 29:42.615
‫خب اینکه فرزند نامشروعم
‫باعث میشه دخترها چندان رغبتی بهم نشون ندن

29:43.240 --> 29:44.742
‫چیزِ خاصی هم برای ارائه ندارم

29:45.201 --> 29:47.369
‫بعید می‌دونم اینا باعث بشه
‫همه‌ی زن‌ها ازت رو برگردونن

29:47.745 --> 29:49.330
‫منتها تصمیم گرفتم برگردم

29:49.747 --> 29:51.499
‫و ظاهرِ بدی نداری

29:53.334 --> 29:54.877
‫ولی همسر داشتن

29:55.044 --> 29:56.253
‫لازمه‌ی مستقل شدن نیست

29:57.087 --> 29:59.673
‫یه بار از خونه رفتم. پارسال

30:00.382 --> 30:03.177
‫منتها تصمیم گرفتم برگردم

30:03.552 --> 30:04.553
‫چرا؟

30:05.471 --> 30:07.097
‫دلم برای جغوربغور مامانم تنگ شده بود

30:09.225 --> 30:10.559
‫چه پسر خوبی

30:13.187 --> 30:15.356
‫حالا با اینکه خیلی مهمـه
‫آدم شکمش سیر باشه،

30:15.523 --> 30:17.399
‫ولی مطمئنم کدبانو پورتر دوست داره ببینه

30:17.566 --> 30:19.026
‫یه روزی رو پاهای خودت وایسادی

30:19.568 --> 30:21.529
این آرزوی هر مادریـه

30:22.863 --> 30:24.990
‫جوری حرف می‌زنی ‫انگار خودت بچه داری

30:26.492 --> 30:28.452
‫چی میگن؟

30:28.953 --> 30:30.913
‫«مادر، نام پروردگار است

30:31.497 --> 30:34.250
‫بر لب و در قلبِ کودکان خُرد»

30:34.708 --> 30:36.585
‫یه جایی خونده بودمش و
‫توی ذهنم حک شده

30:37.461 --> 30:39.755
‫به نظرم متقابلاً خیلی از مادرها هم هستن که
‫بچه‌هاشون رو می‌پرستن،

30:40.130 --> 30:41.674
کوچیک و بزرگ‌شون هم فرقی نداره

30:42.716 --> 30:44.301
‫پس سواد داری؟

30:45.344 --> 30:47.221
‫آره، یکم

30:48.222 --> 30:50.057
پس هنوز خیلی کار داره بشناسیمت، نه؟

30:56.647 --> 30:57.748
‫حقیقتاً خودم هم نمی‌دونم چرا

30:57.773 --> 30:58.941
الکی می‌شینم
‫این خزئبلات رو می‌خونم

30:59.858 --> 31:02.127
‫یه سیاستمدار کودنـه که
‫برای راه‌اندازی مجدد

31:02.152 --> 31:03.654
‫بخت‌آزمایی ملی بحث می‌کنه

31:04.321 --> 31:06.423
‫بالطبع هدف‌شون جمع‌آوری پول
‫برای جنگ‌زده‌هاست

31:06.448 --> 31:10.077
‫بله، شاید هم واسه‌ی تأمین مهمات بیشتر
‫برای کشت‌وکشتارِ بعدی‌شونـه

31:12.204 --> 31:13.497
‫من حاضرم یه بلیت بخرم

31:14.081 --> 31:15.207
‫جدی؟

31:15.958 --> 31:17.543
‫کجاش این‌قدر غیرقابل‌باوره؟

31:17.710 --> 31:19.086
‫خب، خانم بنده که طرفدار حقوق زنان و

31:19.211 --> 31:21.297
‫حامی شایسته‌سالاریـه،
‫از بازی‌ای حمایت می‌کنه که

31:21.463 --> 31:22.798
‫شانسکی به بقیه پاداش میده؟

31:22.965 --> 31:26.427
‫فکر کردی هالوئم خیال کنم
‫همیشه حق به حق‌دار می‌رسه؟!

31:26.927 --> 31:29.054
‫بعضی تصمیم‌ها

31:29.221 --> 31:30.598
ذاتاً ‫عین قمارن

31:31.599 --> 31:33.559
‫بله، خب، به نظرم ‫دیگه بسـه هر چقدر با

31:33.726 --> 31:34.810
‫زندگی‌مون قمارکردن

31:35.436 --> 31:36.937
‫تهش چی عایدمون شد؟

31:37.605 --> 31:38.689
‫فقدان

31:40.983 --> 31:42.151
‫فقدان اسفناک

31:43.444 --> 31:45.154
‫پس تکلیف اون همه جوون بی‌گناه چی میشه؟

31:45.738 --> 31:49.408
سِیل عظیمی از مردها، ‫نه صد نفر، نه هزار نفر،

31:49.950 --> 31:51.702
‫بلکه صدها هزار نفر دارن ‫این وسط

31:51.869 --> 31:53.370
سرِ هیچ‌وپوچ ‫پَرپَر میشن

31:53.537 --> 31:55.164
‫چندهزار پوند مرهمِ دردِ

31:55.331 --> 31:56.999
این ملت داغ‌دیده‌ست؟

31:58.584 --> 32:00.502
‫نمیشه رو همچین چیزی قیمت گذاشت

32:06.216 --> 32:07.885
‫منتها تو تاریک‌ترین لحظه‌ها،

32:09.428 --> 32:12.806
‫باید به هر کورسوی امیدی دل بست

32:13.800 --> 32:19.800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:20.814 --> 32:23.692
‫حتی اگه اون کورسو یه بلیت ساده باشه

32:26.320 --> 32:27.863
‫حتی اگه شانس بُرد یه آدم

32:27.988 --> 32:29.323
‫یک در میلیونـه؟

32:30.157 --> 32:31.116
‫چرا که نه؟

32:31.617 --> 32:32.951
‫به نظرم آشناییِ من و تو

32:33.118 --> 32:34.870
‫از این هم بعیدتر بود

32:35.371 --> 32:36.664
‫ولی الان اینجاییم

32:40.459 --> 32:41.794
‫خب، باشه

32:42.378 --> 32:43.629
‫گیریم که تو بُردی

32:44.380 --> 32:45.506
‫اون‌وقت تکلیف اون بدبخت‌هایی که

32:45.673 --> 32:47.174
‫تهِ جیب‌شون رو ‫جای خرید نون شب‌،

32:47.299 --> 32:49.176
‫خرجِ بلیت کردن چی میشه؟

32:54.223 --> 32:56.558
امید از نون شب هم واجب‌تره

33:05.401 --> 33:08.028
‫لطفاً همگی توجه کنید

33:09.446 --> 33:11.407
‫قراره یکم متفاوت پیش بریم

33:13.325 --> 33:16.578
‫هر کسی هر چقدر در توانشـه
‫برای اجاره‌اش بپردازه

33:17.579 --> 33:18.706
‫منتها،

33:19.623 --> 33:23.168
‫در اِزای هر پنیِ اضافه‌ای که بپردازید،

33:23.335 --> 33:25.587
‫یه بلیت برای

33:26.380 --> 33:29.383
‫قرعه‌کشی می‌گیرید

33:30.050 --> 33:32.052
‫می‌تونید هر چندتا بلیت که می‌خواید بخرید

33:32.177 --> 33:33.654
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

33:33.679 --> 33:34.930
‫کارم رو، آقای باگ

33:35.431 --> 33:37.182
‫اونایی که دست‌شون
‫به دهن‌شون می‌رسه،

33:37.349 --> 33:38.434
‫جورِ بقیه رو می‌کِشن

33:38.809 --> 33:40.310
‫چی؟ منظورت چیـه؟

33:40.477 --> 33:42.104
‫حالا، شماره‌ی مشابه بلیت‌تون

33:43.188 --> 33:44.815
‫میره تو این کلاه و

33:45.566 --> 33:47.776
‫شماره‌ی یکی از توش در میاد

33:48.694 --> 33:51.405
‫خوش‌شانس‌ترین‌تون جایزه‌اش اینـه که

33:52.072 --> 33:55.451
‫از پرداخت اجاره‌ی سال آینده معاف میشه

33:55.617 --> 33:57.953
‫مجانی زندگی می‌کنید

33:59.913 --> 34:01.957
‫دستورات ارباب واضح بود

34:02.124 --> 34:03.876
‫دخالت نکن تا بتونم
‫جیب اربابت رو به روش خودم

34:04.042 --> 34:04.710
‫پُر کنم

34:04.877 --> 34:05.836
‫با این نقشه‌ی مسخره؟

34:06.003 --> 34:07.379
‫پول، پولـه

34:09.130 --> 34:10.007
‫گوش کن

34:11.382 --> 34:14.844
‫اگه تو بهم اعتماد نکنی،
‫این جماعت هم نمی‌کنن

34:16.764 --> 34:17.931
‫هر غلطی دوست داری بکن

34:18.724 --> 34:20.476
‫فقط نگی نگفتی

34:31.152 --> 34:32.362
‫اولین نفر کیـه؟

34:40.411 --> 34:43.040
‫ما رو از ازدست‌دادنِ چندرغاز پول چه باک،

34:43.456 --> 34:45.793
‫وقتی امیدِ یه زندگی بهتر جلو رومونـه؟

35:01.934 --> 35:03.310
بهتری، دخترجون؟

35:03.936 --> 35:06.146
واسه چی این‌قدر دور
از گاری پیاده شدیم؟

35:06.563 --> 35:07.689
‫دیگه پاهام جون ندارن

35:07.856 --> 35:08.899
‫پاهات

35:09.566 --> 35:11.026
التهابت چی؟

35:12.069 --> 35:14.029
‫انگار خیلی زود روبه‌راه شدی

35:15.072 --> 35:17.574
‫حالا که می‌پرسی، آره، یکم بهترم

35:18.242 --> 35:19.451
‫خوشحالم می‌شنوم

35:20.244 --> 35:23.330
‫چون از اینجا به بعدشو باید تنهایی بری

35:24.832 --> 35:26.208
‫یعنی چی؟

35:27.543 --> 35:28.961
‫اینجا که بولی نیست

35:29.795 --> 35:31.463
مگه نشنیدی پدرت چی گفت؟

35:31.630 --> 35:34.550
‫شاید بتونی سر بابام شیره بمالی،
‫ولی من نه

35:35.133 --> 35:36.385
الکی گفتی ناخوشی

35:36.552 --> 35:36.969
‫نه، من...

35:37.135 --> 35:38.011
‫خودتو خسته نکن

35:38.178 --> 35:39.388
‫با گاگول‌جماعت که حرف نمی‌زنی

35:40.305 --> 35:41.682
‫به کمکت هم نیاز دارم

35:42.599 --> 35:45.644
‫به خاطر همین هم آوردمت قلعه‌ی لیوخ

35:46.186 --> 35:47.563
‫سرزمین مکنزی‌ها

35:48.355 --> 35:49.356
‫نمی‌فهمم

35:49.523 --> 35:51.233
‫خیال می‌کردم خاندان مکنزی دشمن‌تونـه

35:52.401 --> 35:54.486
‫در خوشبینانه‌ترین حالت،
‫سایه‌ی فریزرها رو

35:54.653 --> 35:55.529
‫با تیر می‌زنن

35:55.946 --> 35:57.698
‫توی گردهمایی‌شون هم

35:57.865 --> 35:59.032
‫به زور تونستم قسر در برم

35:59.658 --> 36:01.076
‫گاری رو هم به خاطر همین اونجا گذاشتیم

36:01.702 --> 36:03.370
‫عقلم کم نیست که دوباره برم تو دهن شیر

36:06.748 --> 36:08.667
‫ازت می‌خوام یه پیغام از طرف من

36:09.585 --> 36:11.879
‫برای بانوی عمارت، یعنی الن مکنزی ببری

36:12.212 --> 36:14.006
‫چطوری آخه؟

36:16.884 --> 36:18.427
‫درست فهمیدی

36:18.760 --> 36:20.012
‫مریض نیستم

36:20.387 --> 36:21.972
‫منتها باردارم

36:23.056 --> 36:25.309
‫نمی‌خوام بچه‌ام رو به خطر بندازم

36:26.268 --> 36:27.728
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

36:28.103 --> 36:29.813
‫شوهرم که نیست،

36:31.064 --> 36:32.357
‫قضیه‌اش پیچیده‌ست

36:33.233 --> 36:34.109
‫نگران نباش، دخترجون

36:34.276 --> 36:35.611
محالـه بذارم تو دردسر بیفتی

36:36.278 --> 36:38.113
‫با یه خدمتکار ساده کاری ندارن

36:38.614 --> 36:39.406
‫اگه کسی هم برات دردسر درست کرد،

36:39.573 --> 36:40.991
‫سراغ خانم فیتزگیبنز رو بگیر

36:41.408 --> 36:43.660
‫زنداییِ مورتاست و ندیمه‌ی الن

36:47.623 --> 36:49.166
‫حالا چرا من باید همچین کاری برات بکنم؟

36:49.541 --> 36:50.584
‫فکر نکردی ممکنـه برم اونجا و

36:50.709 --> 36:51.793
دیگه ‫پشت سرم رو هم نگاه نکنم؟

36:52.294 --> 36:55.255
نه، ‫چون من که پشتت باشم،
‫هیچ بلایی سرت نمیاد

36:56.256 --> 36:57.758
‫یه دوست لازم داری، دخترجون

36:58.216 --> 36:59.468
‫من می‌تونم اون دوست باشم

37:00.886 --> 37:03.138
‫اگه این کار رو برات بکنم،
‫کمکم می‌کنی فرار کنم؟

37:03.680 --> 37:05.682
‫برای همیشه از لدرز برم؟

37:06.558 --> 37:07.768
‫به سرم قسم

37:17.945 --> 37:19.321
‫پیغامت چیـه؟

37:34.962 --> 37:35.963
‫وایسا

37:37.172 --> 37:39.216
‫برای دیدن خانم فیتزگیبنز اومدم

37:44.554 --> 37:45.847
‫از این طرف

38:02.531 --> 38:03.782
‫شما؟

38:03.949 --> 38:05.367
‫اسمم جولیاست

38:05.742 --> 38:06.868
‫یه انگلیسی

38:07.202 --> 38:08.286
‫خدمتکارم

38:08.870 --> 38:11.164
‫پسر خواهرشوهرت، مورتا رو می‌شناسم

38:12.082 --> 38:13.458
‫خدمتکار کدوم عمارت؟

38:13.792 --> 38:15.168
‫قلعه‌ی لدرز

38:16.837 --> 38:18.130
‫کدبانومون ناخوش‌احوال بود و

38:18.296 --> 38:20.674
‫من هم تنها کسی‌ام که
‫از گیاهان دارویی سر در میاره

38:21.466 --> 38:23.885
‫بهش گفتم میرم یه چیزی برای
‫جوشونده‌اش پیدا می‌کنم

38:24.052 --> 38:26.972
‫ولی این اطراف رو خیلی بلد نیستم و

38:27.389 --> 38:29.141
‫گم شدم

38:29.307 --> 38:30.851
‫تا شنیدم لیوخ این نزدیکی‌هاست

38:31.351 --> 38:34.271
‫یاد خاطرات مورتا از
زندایی نازنینش، گلنا افتادم

38:35.063 --> 38:37.607
‫گفتم شاید اینجا بتونم
‫یه نفسی تازه کنم و

38:37.899 --> 38:39.526
‫یه لیوان آبجو تعارفم کنن

38:40.819 --> 38:42.738
‫باورم نمیشه

38:43.780 --> 38:46.199
‫برام مهم نیست
‫توی لدرز کمبود خدمتکار دارید یا چی

38:46.366 --> 38:49.911
‫خجالت نمی‌کشن تو رو تک‌وتنها ولت کردن؟

38:51.204 --> 38:53.623
‫دنبالم بیا، دخترک طفلی

38:59.838 --> 39:01.715
‫شرمنده اسباب زحمت‌تون شدم،

39:01.840 --> 39:03.383
‫بخصوص با رابطه‌ی نابسامانی که

39:03.550 --> 39:04.718
‫ارباب‌هامون با هم دارن

39:04.885 --> 39:06.261
‫این چه حرفیـه

39:06.386 --> 39:08.722
‫ما خدمتکارها باید
هوای همدیگه رو داشته باشیم

39:09.931 --> 39:10.891
‫ای وای

39:11.058 --> 39:13.101
‫مراقب باش، دخترجون

39:14.394 --> 39:16.354
‫امیدوارم شما رو از کارهاتون
‫عقب ننداخته باشم

39:16.813 --> 39:19.107
‫مورتا گفته بود
‫ندیمه‌ی بانوی عمارت هستید

39:19.232 --> 39:21.359
‫بله، بانو اِلن

39:22.569 --> 39:23.820
‫باید برم پیشش

39:23.987 --> 39:26.239
‫از صبحـه خودشو توی اتاقش حبس کرده و

39:26.406 --> 39:28.116
‫حتی یه بار هم ‫پاشو بیرون نذاشته

39:28.742 --> 39:29.826
‫مریض شده؟

39:29.993 --> 39:31.661
‫یکمی دلش شکسته...

39:32.037 --> 39:33.455
‫قراره به‌زودی عروس بشه

39:34.164 --> 39:35.123
‫که اینطور

39:35.665 --> 39:37.709
‫یحتمل دلتنگیِ خونه و خانواده‌اش

39:37.876 --> 39:39.544
‫مریضش کرده

39:39.711 --> 39:40.879
‫من هم بودم، دلم می‌گرفت

39:41.046 --> 39:42.464
‫اینجا خیلی قشنگـه

39:43.507 --> 39:44.883
‫عروسی‌شون کِی هست حالا؟

39:45.717 --> 39:47.427
‫سرت رو با این جزئیات درد نمیارم، دختر

39:47.594 --> 39:49.304
‫نگران نباش. یکمی استراحت کن

39:49.471 --> 39:50.931
‫برو اون گوشه یه نفسی تازه کن

39:51.098 --> 39:54.226
‫بعدش که روبه‌راه شدی،
برو اصطبل دنبال الک

39:54.392 --> 39:56.186
‫تا نزدیکی‌های قلعه می‌رسونتت

40:08.490 --> 40:10.325
‫بانو الن، شام‌تون از دهن افتاد

40:10.492 --> 40:11.785
‫میل ندارم

40:12.702 --> 40:14.871
‫آخه از صبحـه لب به چیزی نزدی، دخترجان

40:19.751 --> 40:20.919
‫بانو الن

40:46.278 --> 40:47.737
‫گلنا، بس کن

40:54.452 --> 40:56.121
‫بانو الن، من جولیا بیچامپ هستم

40:56.288 --> 40:59.416
‫از طرف برایان فریزر براتون پیغام آوردم

41:00.375 --> 41:02.085
‫نمی‌شناسم

41:03.003 --> 41:04.504
‫فکر کنم بشناسید

41:05.463 --> 41:06.715
‫میشه بیام تو؟

41:09.467 --> 41:11.261
‫می‌تونم پیغامش رو ‫توی اتاق‌تون بگم یا

41:11.428 --> 41:14.139
‫اینکه این بیرون توی راهرو که
هر کی خواست بشنوه

41:15.515 --> 41:16.808
‫من همون پُلم

41:22.522 --> 41:24.232
‫اینجاست؟ اومده لیوخ؟

41:24.649 --> 41:26.860
‫بله، می‌خواد ببینتتون

41:27.777 --> 41:29.529
‫- نمی‌تونم بیام
‫- چرا؟

41:30.155 --> 41:31.865
‫چون اگه به گوش برادرهام برسه که
‫فریزرجماعت این دور و برها

41:32.032 --> 41:34.284
‫می‌پلکه، تا اون سر دنیا هم دنبالش میرن

41:34.451 --> 41:35.452
‫به خدا

41:35.619 --> 41:37.078
‫کافیـه چشم‌شون بهش بیفته،
‫درجا می‌کُشنش

41:37.245 --> 41:38.413
‫رحم‌ومروت سرشون نمیشه

41:38.955 --> 41:40.540
‫خب، پس جوری میریم که کسی نفهمه

41:40.707 --> 41:43.501
‫لحظه به لحظه من رو زیر نظر دارن

41:44.085 --> 41:46.630
‫تا روز جشن بلتین،
‫توی اتاقم زندانی‌ام

41:48.173 --> 41:49.216
‫اول ماه مِی؟

41:50.175 --> 41:51.218
‫آره

41:51.343 --> 41:52.928
‫قراره با مالکوم گرنت برم

41:53.094 --> 41:56.056
‫جشنواره‌ی اینورنس،
‫بعد اگه پری‌ها قابل دونستن،

41:56.223 --> 41:59.184
‫تا صد سال آینده باهاش برقصم

41:59.809 --> 42:01.394
‫صد سال رقص؟

42:02.520 --> 42:04.731
‫توی جشن بلتین،
‫موجودات ماورایی با سازشون

42:04.898 --> 42:06.316
‫میان بیرون و

42:06.900 --> 42:09.069
‫مسافرها رو سمت تپه‌ی خودشون می‌کشونن

42:09.236 --> 42:11.112
‫یه تپه‌ایـه نزدیک محل برگزاری این جشنواره

42:11.696 --> 42:13.281
‫برای مسافرها اندازه‌ی یه شب رقص طول می‌کشه

42:13.448 --> 42:15.158
‫منتها وقتی برمی‌گردن خونه،
‫تازه می‌فهمن که

42:15.283 --> 42:18.912
‫صد سال گذشته و ‫هر کسی و هر چیزی که
می‌شناختن، نیست‌ونابود شده

42:19.037 --> 42:20.413
‫هنری؟

42:20.580 --> 42:22.332
‫صد سال گذشته و

42:22.499 --> 42:24.751
‫هر کسی و هر چیزی که می‌شناختن،
‫نیست‌ونابود شده

42:26.670 --> 42:30.715
‫توی تپه‌ی پری‌ها،
‫سنگ‌های ایستاده هم هست؟

42:30.882 --> 42:31.883
‫پس می‌دونی کجا رو میگم؟

42:33.176 --> 42:34.552
‫تپه رو، آره

42:34.719 --> 42:36.888
قبلاً امثال این داستان رو شنیده بودم

42:39.599 --> 42:42.519
‫اصلاً همون بهتر که
‫پری‌ها منو با خودشون ببرن

42:43.186 --> 42:45.480
‫شاید توی تصمیم‌های بقیه
‫کنترلی نداشته باشی،

42:46.481 --> 42:48.692
‫اما اختیار تصمیم امشبت با خودتـه

42:49.859 --> 42:52.737
‫می‌دونم جدایی از معشوق
‫چه دردورنجی داره

42:54.656 --> 42:56.366
‫چه زجری می‌کشی

42:58.702 --> 43:00.120
خودم ‫هر روزِ خدا بهش دچارم

43:02.497 --> 43:03.957
‫در تو هم می‌بینمش

43:07.794 --> 43:10.171
‫تو عاشق برایان فریزری دیگه، نه؟

43:11.006 --> 43:12.549
‫با تموم وجودم

43:13.091 --> 43:14.801
‫پس برو پیشش

43:15.969 --> 43:17.387
‫چه آدم‌ها که کل عمرشون

43:17.512 --> 43:19.264
‫دنبال عشقِ امروز تو می‌گردن و

43:19.764 --> 43:21.474
‫هرگز هم به مراد دل‌شون نمی‌رسن

43:23.184 --> 43:26.021
‫اگه نری، تا ابد حسرتش به دلت می‌مونه

43:28.690 --> 43:29.774
‫باور کن

43:55.300 --> 43:56.801
‫- از اونجا؟
‫- آره

43:56.968 --> 43:59.220
‫البته اگه دلت نمی‌خواد پیش شلغم‌ها بمونی

44:38.968 --> 44:40.470
‫خانم مکنزی

44:43.431 --> 44:45.058
‫باید مراقب باشیم

44:45.225 --> 44:47.477
‫مکنزی‌ها همه‌جا گشت می‌زنن

44:47.936 --> 44:49.396
‫برای چی اومدی؟

44:50.605 --> 44:52.857
‫باید خودم تو چشم‌هات نگاه می‌کردم و
‫مطمئن می‌شدم

44:56.778 --> 44:58.905
‫می‌خوای با مالکوم گرنت وصلت کنی؟

45:01.241 --> 45:04.244
‫جونت رو به خطر انداختی که
‫بیای از خودم بپرسی؟

45:06.329 --> 45:07.956
‫چشم‌هام چی میگن؟

45:09.624 --> 45:11.584
‫میگن احساساتت تغییری نکرده

45:16.631 --> 45:18.133
‫احساسات تو به من چی؟

45:18.842 --> 45:20.176
‫ابداً

45:23.179 --> 45:24.722
‫یه راهی برای به‌هم‌زدن
این نامزدی پیدا می‌کنم

45:24.889 --> 45:26.015
‫به جون خودم قسم

45:26.307 --> 45:27.642
‫با هم پیدا می‌کنیم

45:35.316 --> 45:36.151
‫یکی داره میاد

45:36.317 --> 45:38.319
‫باید برید. بدویید

45:38.486 --> 45:39.904
‫کِی دوباره ببینمت؟

45:40.071 --> 45:41.156
‫توی بلتین

45:46.327 --> 45:48.246
‫تو رو خدا برو!

45:59.382 --> 46:01.092
‫این وقتِ شب اینجا چیکار می‌کنی،

46:01.259 --> 46:02.510
‫الن مکنزی؟

46:03.261 --> 46:06.431
‫به تو چه مربوط؟
‫نترس، جایی نمیرم

46:07.015 --> 46:09.893
‫خوابم نمی‌برد، اومدم یکم دعا کنم

46:10.977 --> 46:13.563
‫نمی‌خواستم بین من و خدا دیواری باشه

46:14.439 --> 46:15.482
‫تو هم بیا

46:16.399 --> 46:18.568
‫شاید خدا از سرِ تقصیرات جفت‌مون بگذره

46:18.735 --> 46:20.278
‫دستت طلا

46:20.403 --> 46:23.198
‫دلم طاقت نمیده از تقصیراتم دل بکَنم

46:24.616 --> 46:26.451
‫گناهِ امشبت چی بود؟

46:27.368 --> 46:29.287
‫دلبر لب‌قلوه‌ای؟

46:29.454 --> 46:31.080
‫یا دلبر چشم‌آبی؟

46:31.206 --> 46:33.625
‫تو همون اتاقت هم
‫خدا صداتو خوب می‌شنوه

46:35.793 --> 46:37.545
‫من پرنده‌ی تو قفس نیستم ها

46:39.881 --> 46:41.382
‫چرا اتفاقاً، هستی

46:41.549 --> 46:43.092
‫تا روزی که زن مالکوم گرنت بشی

46:43.259 --> 46:46.304
‫اون‌وقت دیگه خودش می‌دونه
‫می‌خواد باهات چیکار کنه

46:47.180 --> 46:49.015
‫- بیا
‫- ولم کن!

46:50.683 --> 46:51.893
‫تمومش کن

46:52.477 --> 46:54.896
‫وگرنه جوری با شلاق میفتم به جونت که
‫تا یه هفته نتونی بشینی

46:55.021 --> 46:57.315
حسرتش رو به دلت میذارم

47:06.741 --> 47:07.909
‫ممنون

47:08.576 --> 47:09.577
‫موفق باشید

47:12.413 --> 47:13.706
‫راستـه که میگن

47:13.873 --> 47:16.668
‫اگه برنده بشیم،
‫یه سال تموم از اجاره معافیم؟

47:16.834 --> 47:18.253
‫درستـه

47:19.170 --> 47:21.339
‫شیش پنی چندتا بلیت میشه؟

47:21.506 --> 47:23.091
‫گمونم وسعم برسه

47:23.258 --> 47:24.551
‫شیش پنی

47:25.969 --> 47:28.429
‫یک، دو، سه

47:28.596 --> 47:30.515
‫امیدوارم شانس با شما و
‫خانواده‌تون یار باشه

47:31.432 --> 47:32.183
‫ممنون

47:32.350 --> 47:33.685
‫مرسی، آقا

47:36.688 --> 47:38.565
‫صبوری کنید، عزیزان

47:38.731 --> 47:40.441
‫به اندازه‌ی کافی بلیت هست

47:40.608 --> 47:42.860
‫نوبت به همه می‌رسه

47:56.499 --> 47:58.418
‫حیف شد نتونستی بیشتر پیشش بمونی

48:00.628 --> 48:03.798
‫اقلاً الان یه امیدی دارم که
‫روز بلتین دوباره می‌بینمش

48:06.050 --> 48:08.636
‫یه مشکل کوچیک هست

48:09.345 --> 48:11.598
‫قراره با مالکوم گرنت بره جشن

48:13.099 --> 48:14.392
‫که اینطور

48:15.435 --> 48:17.145
‫یکی رو لازم داری که
‫با الن هماهنگ بشه و

48:17.270 --> 48:19.063
‫حواس گرنت رو هم پرت کنه

48:20.231 --> 48:22.150
‫یعنی می‌خوای باهام بیای؟

48:22.984 --> 48:24.444
‫می‌خوام کمکت کنم

48:25.987 --> 48:27.739
‫منتها در عوض،

48:28.364 --> 48:29.866
‫به کمکت احتیاج دارم

48:30.241 --> 48:32.327
‫من که قول دادم کمکت کنم فرار کنی

48:32.702 --> 48:33.661
‫آره

48:34.746 --> 48:37.957
‫ولی من و شوهرم نزدیک اینورنس
‫همدیگه رو گم کردیم

48:38.499 --> 48:40.001
‫به نظرت اونجاست؟

48:41.044 --> 48:43.796
‫هیچوقت تعریف نکردی
‫چطور شد که از هم جدا شدید

48:44.631 --> 48:46.215
‫خب...

48:47.592 --> 48:49.636
‫توضیحش سختـه

48:51.846 --> 48:54.641
‫اگه جشنواره‌ی بلتین
‫نزدیکِ اینورنس برگزار بشه و

48:54.807 --> 48:56.643
‫تو منو با خودت ببری،

48:57.685 --> 48:59.354
‫شاید بتونم هنری رو پیدا کنم

49:00.688 --> 49:02.148
‫امیدوارم

49:04.108 --> 49:05.652
‫پس قرارمون همینـه

49:28.174 --> 49:30.134
‫اگه اومدی دعوا راه بندازی...

49:37.266 --> 49:38.559
‫این چیـه دیگه؟

49:38.893 --> 49:40.353
‫یه لیست از

49:40.520 --> 49:42.355
‫تموم مهمون‌های عروسی

49:46.859 --> 49:48.444
‫هر کسی که به ذهنم می‌رسید رو نوشتم

49:49.112 --> 49:50.822
‫هر کی جا موند رو خودت اضافه کن

49:52.407 --> 49:54.158
‫چی شد که یهو نظرت عوض شد؟

49:54.325 --> 49:57.912
‫به حرف‌هامون، به هشدارت فکر کردم

49:58.579 --> 50:01.124
‫هیچی هم ارزش این فاصله‌ی بین ما رو نداره

50:03.126 --> 50:04.627
‫من بابا رو از دست دادم

50:05.670 --> 50:07.797
‫نمی‌خوام تو رو هم از دست بدم، برادرجان

50:09.132 --> 50:11.509
‫نمی‌تونم اجازه بدم خاندان‌مون از هم بپاشه

50:11.676 --> 50:13.594
‫پس اگه از نظر تو

50:13.761 --> 50:16.264
‫ازدواج با مالکوم گرنت به صلاح ماست...

50:16.389 --> 50:17.390
‫همین‌طوره

50:19.892 --> 50:23.104
‫پس بدون هیچ اخم‌وتَخمی
‫به این وصلت تن میدم و

50:24.939 --> 50:27.108
توی مراسم بلتین همراهیش می‌کنم

50:30.570 --> 50:32.822
‫به نِد میگم به گرنت‌ها خبر بده تا

50:33.948 --> 50:35.366
‫همه چیز رو قطعی کنن

50:44.208 --> 50:45.543
‫به گوشم رسیده که

50:45.710 --> 50:48.087
خلاف دستوراتم قدم برداشتی

50:50.882 --> 50:52.258
‫توضیح بده

50:52.842 --> 50:54.594
‫خب، این اولین بار توی تاریخ نیست که
‫همچین قدمی برداشته میشه و

50:54.761 --> 50:56.512
‫آخریش هم نخواهد بود

50:56.679 --> 50:58.097
‫قرعه‌کشی یه راه سریعـه

50:58.222 --> 50:59.474
‫برای جمع‌کردنِ پول

50:59.599 --> 51:02.310
‫خیلی واضح گفتم اجاره رو بالا ببری

51:04.353 --> 51:05.605
‫برای پُر کردن خزانه‌تون، ارباب

51:07.523 --> 51:08.441
‫بیشتر از دوبرابر مبلغیـه که

51:08.566 --> 51:10.568
‫با افزایش اجاره گیرتون میومد

51:17.366 --> 51:18.534
‫بیشتر از دوبرابر؟

51:20.244 --> 51:22.497
‫مستأجرهاتون با میل‌ورغبت
‫بلیت‌ها رو خریدن و

51:22.663 --> 51:24.582
‫وقتی جایزه رو اعلام کنید،

51:24.707 --> 51:26.167
‫ارج‌وقُرب‌تون بالاتر هم میره

51:26.542 --> 51:27.919
‫کدوم جایزه؟

51:29.337 --> 51:31.130
‫یه سال معافیت از اجاره

51:32.548 --> 51:34.300
‫اینو تو گوشِت فرو کن:

51:34.425 --> 51:37.136
‫محالـه بذارم حتی یک نفر از
‫زیر پرداخت اجاره شونه خالی کنه

51:37.303 --> 51:39.180
‫منتها، قربان،
‫اون افزایش اجاره‌ای که خواستید رو

51:39.347 --> 51:40.890
‫به‌دست آوردیم

51:41.015 --> 51:41.974
‫اون‌‌قدر هم اضافه‌تر هست که

51:42.141 --> 51:43.100
‫اجاره‌ی این فصل رو پوشش بده

51:43.226 --> 51:45.686
‫این میشه یه حرکت سخاوتمندانه از سمت شما که

51:45.853 --> 51:47.313
‫باری از دوش‌شون برمی‌داره

51:47.480 --> 51:50.399
‫به من چه که تو خواستی
‫ادای قدیس‌ها رو در بیاری

51:50.525 --> 51:52.819
‫زجرکشیدن‌شون پای توئـه

51:54.737 --> 51:56.072
‫شاید

51:56.739 --> 51:57.990
‫منتها به عواقب بلندمدتش هم

51:58.115 --> 51:59.659
‫فکر کنید

52:00.284 --> 52:04.163
‫بدبختی کشیدن‌شون صرفاً
‫به پای من نوشته نمیشه

52:04.914 --> 52:06.749
‫این شمایید که به وقتِ نیاز،

52:06.874 --> 52:08.292
‫دست رد به سینه‌شون زدید

52:16.759 --> 52:18.553
‫ولی حتماً، اگه لازم شد

52:19.262 --> 52:21.639
‫می‌تونید هزینه رو از حق‌الزحمه‌ی من

52:21.806 --> 52:23.057
‫کسر کنید

52:23.224 --> 52:25.476
‫یعنی حاضری از جیب خودت مایه بذاری؟

52:25.643 --> 52:27.019
‫اوهوم

52:27.979 --> 52:29.438
‫شجاع‌تر از اونی هستی که
‫فکرشو می‌کردم...

52:29.605 --> 52:32.316
چه‌بسا ابله‌تر

52:34.318 --> 52:35.570
‫کم‌کم یاد می‌گیری

52:36.028 --> 52:39.907
‫ما توی ارتفاعات، برای قدرت ارزش قائلیم،
‫نه مِهروعطوفت

52:41.534 --> 52:43.244
‫این دفعه رو

52:44.871 --> 52:46.080
‫چشم‌پوشی می‌کنم

52:46.914 --> 52:48.416
‫ببینم دوباره پاتو کج گذاشتی،

52:49.625 --> 52:52.879
‫دیگه روی خوش من رو نمی‌بینی

52:53.045 --> 52:54.964
‫مرخصی

53:04.181 --> 53:07.101
‫قسم می‌خورم یه جای کارش می‌لنگه

53:08.144 --> 53:10.021
‫حروم‌لقمه کلاهِ من رو هم کِش رفت

53:11.689 --> 53:13.274
‫می‌خواید بکُشمش؟

53:13.900 --> 53:15.192
‫از خدامـه

53:15.359 --> 53:16.569
‫فعلاً نه

53:17.737 --> 53:20.823
‫مشاور جدیدمون برای خودش وقت جور کرده

53:21.657 --> 53:23.868
‫ولی چهارچشمی بِپاش

53:24.535 --> 53:25.912
‫چشم، ارباب

53:37.798 --> 53:39.216
‫واقعاً متأسفم

53:41.218 --> 53:42.595
‫برای چی، عزیزدلم؟

53:43.012 --> 53:45.514
‫می‌دونم دیشب ترسوندمت

53:47.433 --> 53:49.185
‫خودم هم ترسیده بودم

53:53.689 --> 53:55.691
‫با همدیگه این روزها رو پشت‌سر میذاریم

53:56.609 --> 53:58.194
‫ای جولیا...

54:00.905 --> 54:02.782
‫یه چیزی تو وجودم خُرد شده

54:07.954 --> 54:09.455
‫قربونت برم

54:14.210 --> 54:17.463
‫من آدمی که قبل جنگ بودی رو ندیدم

54:18.547 --> 54:20.132
‫عاشق مردی شدم که ‫از تو دلِ آتیش

54:20.299 --> 54:21.509
اون همه نامه ‫برام ‌نوشت

54:21.676 --> 54:23.010
‫همین مردی که الان اینجاست

54:23.177 --> 54:25.888
‫مردی که وبال گردنِ زنشـه

54:33.187 --> 54:36.315
‫قلبم از دیدنِ دردورنجت مُچاله میشه

54:39.860 --> 54:42.321
‫منتها می‌دونم که این رنج‌وعذاب
‫زاده‌ی قلبیـه که

54:42.488 --> 54:44.657
‫غم‌خوار مردمِ مملکتشـه

54:54.041 --> 54:55.960
‫لیاقت هیچکدوم‌تون رو ندارم

54:57.169 --> 54:58.713
‫داری اتفاقاً

55:01.799 --> 55:04.218
‫بذار من و این بچه
‫قلب‌وروحت رو جَلا بدیم

55:09.724 --> 55:11.017
‫کلیر

55:11.600 --> 55:12.560
‫چی؟

55:13.185 --> 55:16.397
‫اگه دختر بود، اسمش رو بذاریم کلیر

55:17.857 --> 55:20.276
‫به فرانسوی یعنی «روشن و جَلادیده»

55:21.402 --> 55:23.279
‫عین آینده‌مون

55:32.913 --> 55:34.790
‫فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت

55:35.249 --> 55:37.585
‫فقط اینجا می‌تونم یه نفس راحت بکِشم

55:40.004 --> 55:41.881
‫خانمی که دنبالش بودی رو پیدا کردی؟

55:42.339 --> 55:44.008
‫همون که چشم‌هاش مهربون بود؟

55:45.468 --> 55:46.594
‫نه

55:49.764 --> 55:53.976
‫یه خانم معمولی نیست، نه؟

55:58.731 --> 56:00.274
‫زنمـه

56:02.109 --> 56:04.528
‫الان چند ماهـه دربه‌در دنبالشم

56:05.321 --> 56:07.490
‫وجب به وجب اینجا رو گشتم و

56:07.656 --> 56:09.325
‫هیچی به هیچی

56:11.285 --> 56:12.828
‫متأسفم

56:17.208 --> 56:19.085
‫ولی همیشه درِ اینجا به روت بازه

56:27.635 --> 56:30.805
‫چطوری می‌تونم
‫امشب آروم‌تون کنم، قربان؟

56:35.017 --> 56:36.102
‫نکن

56:40.314 --> 56:42.149
‫میشه امشب...

56:43.484 --> 56:45.277
‫فقط پیش هم دراز بکِشیم؟

56:51.826 --> 56:54.120
‫پولشو دادی، عزیزم

56:54.870 --> 56:56.872
‫هر چی تو بگی

57:24.775 --> 57:26.068
‫بیا تو

57:28.320 --> 57:29.405
‫احضارم کردید؟

57:44.003 --> 57:46.130
‫گل سرخِ انگلیسی‌تبارم

57:46.672 --> 57:48.841
‫دوباره شکُفتی

57:51.343 --> 57:53.304
‫امروز، روز سختی داشتم

57:54.513 --> 57:56.390
تو ‫دل‌فریب‌ترین مشغولیت زندگیمی

57:56.557 --> 57:58.058
‫آروم، سرورم

57:59.602 --> 58:01.312
‫باید خیلی مراقب من باشید

58:02.938 --> 58:05.441
‫چون حاملِ چیز باارزشی هستم

58:08.402 --> 58:10.070
‫منظورت بچه‌ست؟

58:11.113 --> 58:12.406
‫بچه‌ی شما

58:19.121 --> 58:20.915
‫عجب خبر فرخنده‌ای

58:23.959 --> 58:26.045
‫شنیدی، کدبانو پورتر؟

58:26.545 --> 58:28.714
‫جولیا از من بارداره و

58:29.590 --> 58:31.508
‫اگه واقعاً خدا بهم نظر کرده باشه،

58:32.801 --> 58:34.345
‫پسر میشه

58:37.264 --> 58:39.058
‫عجب خبر مسرت‌بخشی، سرورم

58:40.226 --> 58:42.394
‫تبریک عرض می‌کنم،
‫هم به شما و

58:43.395 --> 58:44.730
‫هم به جولیا

58:45.481 --> 58:47.358
‫ممنونم، کدبانو پورتر

58:48.000 --> 58:57.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

58:57.406 --> 59:00.025
« به یاد و خاطره‌ی دوست و همکار گران‌قدرمان »
« برایان مک‌کاردی »
