WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:18.180 --> 00:19.600
‫مگه اون فراری نیست؟

00:20.746 --> 00:23.680
‫- چرا باید ریسک کنه و برگرده اینجا؟
‫- تا کار رو تموم کنه؟

00:23.690 --> 00:24.850
‫چه کاری رو؟

00:25.690 --> 00:28.610
‫حقیقتش، هر کاری که هست،
‫احتمالاً خوب نیست، برای همین...

00:30.000 --> 00:37.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:44.460 --> 00:47.710
‫بابا طلا رو برای همه‌مون گذاشت.
‫تنی‌هیل رو برای همه‌مون گذاشت

00:47.710 --> 00:51.090
‫و حالا میگی می‌خوای تنی‌هیل رو بفروشی،
‫که بدون رضایت ما نمی‌تونی بفروشیش

00:51.090 --> 00:52.000
‫ریف...

00:52.010 --> 00:55.220
‫من سهم خودم از تنی‌هیل و طلا رو می‌خوام.
‫مال خودمـه

00:55.220 --> 00:57.090
‫هیشکی از وجود اون طلا خبر نداشته، ریف

00:57.090 --> 01:01.180
‫هیچ‌وقت مالیاتی روش وضع نشده.
‫یعنی به‌لحاظ قانونی، اصلاً وجود نداره

01:01.180 --> 01:02.430
‫- خب کجاست؟
‫- یه جای امن

01:02.430 --> 01:03.470
‫یعنی دزدیدیش؟

01:03.480 --> 01:04.890
‫گذاشتمش یه جای امن

01:05.440 --> 01:08.230
‫و اگه یه تار از موی من کم بشه،
‫هیچ‌وقت پیدا نمیشه

01:08.230 --> 01:11.610
‫دست هیشکی به اون طلا نمی‌رسه،
‫نه تو، نه سارا و نه ویزی

01:11.610 --> 01:13.980
‫پس اگه من جات بودم،
‫دست از پا خطا نمی‌کردم

01:13.990 --> 01:16.320
‫من بودم که از باهاما آوردمش

01:16.320 --> 01:18.240
‫هیچ می‌دونی که چه بدبختی‌هایی کشیدم؟

01:18.240 --> 01:20.780
‫- ریف
‫- هان؟ این چیزی نیست که بابا می‌خواست!

01:20.780 --> 01:22.330
‫تو بیشتر از همه باید این رو بدونی!

01:22.330 --> 01:25.750
‫می‌دونم، اما متأسفانه،
بابات دیگه اینجا نیست، خب؟

01:25.750 --> 01:27.935
‫برای همین خودم مجبور شدم ترتیب کارها رو بدم

01:27.960 --> 01:29.000
‫نقشه‌ی تو چی بود؟

01:29.000 --> 01:32.630
‫می‌خواستی عین صلیب طلاییت، کلش رو آب کنی؟

01:32.630 --> 01:36.680
‫نه، باید اون طلا رو قانونیش کنیم.
‫واسه انجام اون هم، باید تنی‌هیل رو بفروشم

01:39.680 --> 01:42.260
‫- به کمک قاضی هولدن؟
‫- اوهوم. قاضی هولدن

01:42.260 --> 01:45.520
‫پدربزرگِ تاپر تأیید می‌کنه که طلا

01:45.520 --> 01:48.100
‫بعد از این که وارد، مِلک کرین رو خریده،
پیدا شده

01:48.100 --> 01:51.360
‫قانونیش می‌کنه و در ازاش،
‫تنی‌هیل به تاپر و دیل می‌رسه

01:51.360 --> 01:52.980
‫جزو قرارداد ساخت‌و‌ساز بزرگ‌شون میشه

01:52.980 --> 01:54.800
‫که می‌دونم تو هم داری واردش میشی

01:54.800 --> 01:56.520
‫به نفع خودت هم هست، ریف

01:56.530 --> 01:58.850
‫به‌محض این که قاضی هولدن
‫اون طلا رو قانونی کنه،

01:58.850 --> 02:02.670
‫همه‌مون بی‌ شیله‌پیله و قانونی،
‫به سهم‌مون می رسیم

02:03.100 --> 02:07.450
‫اما بدون فروختن تنی‌هیل،
هیچ‌کدوم از این‌ها شدنی نیست

02:07.450 --> 02:09.970
‫تنی‌هیل مال تو نیست که بخوای بفروشیش

02:17.010 --> 02:19.050
‫یه مسئله‌ی دیگه هم هست

02:20.150 --> 02:22.000
‫من یه سری شواهد دارم...

02:23.010 --> 02:25.350
‫درمورد بلایی که سر کلانتر پیترکین آوردی

02:27.420 --> 02:30.000
‫شواهدی که شاید اون پرونده رو دوباره باز کنه

02:33.620 --> 02:35.900
‫من هیچ دخلی به اون ماجرا نداشتم

02:39.700 --> 02:40.811
‫بخونش

02:40.836 --> 02:42.256
‫از طرف باباتـه

02:45.240 --> 02:46.700
‫درست همین قسمتش

02:46.700 --> 02:49.600
‫«بعد از این که ریف به کلانتر پیترکین
‫شلیک کرد...»

02:52.520 --> 02:55.000
‫می‌تونی نگهش داری.
‫من یکی دیگه‌ش رو دارم

02:55.500 --> 02:58.970
‫یادآوری خوبیـه برای این که
‫اگه کوچیک‌ترین بلایی سر من بیاد...

03:00.150 --> 03:01.740
‫می‌ذارمش کف دست شوپ

03:02.020 --> 03:04.350
‫دلم نمی‌خواد همچین کاری کنم، ریف

03:04.350 --> 03:06.930
‫ببین، امضای ویزی رو گرفتم.
‫فقط مونده امضای تو و سارا

03:06.930 --> 03:09.370
‫طلا رو قانونی می‌کنیم، برد می‌کنیم

03:10.390 --> 03:13.470
‫اگه من جات بودم، خیلی سر فکر کردن بهش
‫طول نمی‌دادم

03:16.900 --> 03:19.900
‫خیلی خب، یه چیز کوچیکی هست که
‫باید بهت بگم

03:19.900 --> 03:22.780
‫یادتـه که بهت گفتم...
چطوری اون ماهیه رو فروختم؟

03:22.780 --> 03:24.700
‫- و از همون‌جا پول در آوردم؟
‫- آره

03:24.700 --> 03:26.030
‫خب...

03:26.720 --> 03:27.900
‫دروغ گفتم

03:29.000 --> 03:30.080
‫چی؟ چطوری؟ خیلی خب

03:30.830 --> 03:33.080
‫موقع ماهی‌گیری، یه کپه ماری‌جوآنا پیدا کردم

03:33.080 --> 03:35.540
‫و اون یه کپه ماری‌جوآنا رو
‫ ۲۵ هزار دلار آب کردم

03:35.540 --> 03:37.670
‫بعدش صاحبای اون کپه ماری‌جوآنا پیدام کردن و

03:37.670 --> 03:41.630
‫حالا یا ماری‌جوآناشون رو می‌خوان،
‫یا ۷۰‌ هزار دلارشون رو

03:41.630 --> 03:44.720
‫۷۰ هزار دلار؟ تا کِی وقت داری؟

03:44.720 --> 03:46.800
‫- فردا شب
‫- ۲۴ ساعت؟

03:46.810 --> 03:48.250
‫آره

03:48.250 --> 03:50.810
‫وگرنه تو رو می‌برن ماهی‌گیری.
‫که البته نمی‌ذاریم

03:50.835 --> 03:53.140
‫- منظورم چیـه که من رو می‌برن؟
‫- نمی‌برن. من یه نقشه دارم

03:53.140 --> 03:55.520
‫نقشه داری؟ می‌خوای یه روزه
این مشکل رو حلش کنی؟

03:55.520 --> 03:57.310
‫می‌دونم اوضاع جالب نیست.
‫فقط گوش کن

03:57.320 --> 04:01.650
‫نقشه اینـه. تو میری برای خودت می‌چرخی و
‫تو قایق ریف قایم میشی

04:01.650 --> 04:03.660
‫من هم برمی‌گردم

04:06.546 --> 04:07.616
‫هی...

04:08.910 --> 04:09.970
‫معذرت می‌خوام

04:10.500 --> 04:12.960
‫- بابت این که جونم تو خطره؟
‫- تو خطر نیست. نیست

04:12.960 --> 04:14.960
‫- تو خطره
‫- یه کاریش می‌کنم

04:14.960 --> 04:16.420
‫- میرم دنبالش
‫- باشه

04:16.420 --> 04:18.090
‫زود درستش می‌کنم

04:18.670 --> 04:20.090
‫آره

04:22.300 --> 04:23.380
‫درستش کن

04:23.380 --> 04:24.846
‫دارم می‌کنم

04:26.300 --> 04:27.446
‫گندش بزنن

04:29.950 --> 04:31.890
‫سلام، باراکودا مایک

04:32.430 --> 04:35.980
‫ای خدا. چیزی ندارم بهت بدم، جان بی.
‫اصلاً شروع نکن

04:35.980 --> 04:38.190
‫نه، نه، نه، گوش کن...
‫من فقط یه کمک کوچولو ازت می‌خوام

04:38.190 --> 04:39.820
‫خب، جای اشتباهی اومدی

04:39.820 --> 04:42.610
‫- تو رو خدا فقط کمکم کن. بهت پول میدم
‫- چقدر؟

04:42.610 --> 04:43.650
‫۱۷‌ هزار دلار

04:43.650 --> 04:47.030
‫بدش به خولیو. شاید از تو قبول کنه و
‫یه هفته بیشتر بهم فرصت بده

04:47.030 --> 04:48.450
‫من پولت رو نمی‌خوام، داداش

04:48.450 --> 04:49.490
‫بذارش کنار

04:49.490 --> 04:52.660
‫پولم رو نمی‌خوای؟ یعنی چی؟
‫همه دنبال پولـن. هی، گوش کن

04:52.660 --> 04:55.410
‫گوش کن چی میگم،
برام پادرمیونی کن دیگه، باشه؟

04:55.420 --> 04:58.330
‫قبلاً براش کار می‌کردی، دوست بودید و
‫گند‌کاری می‌کردید. رفیق همدیگه بودید

04:58.340 --> 04:59.540
‫- هی
‫- چیه؟

04:59.540 --> 05:01.870
‫ببین، اون روز که بن رودز رو
بست به اون نیزه‌ماهی

05:01.880 --> 05:03.840
‫من باهاش تو یه قایق بودم

05:03.840 --> 05:06.260
‫تو فلوریدا پنج‌تا حکم بازداشت داره

05:06.260 --> 05:08.890
‫آدم‌ربایی و بدتر از اون.
‫اصلاً براش مهم نیست

05:08.890 --> 05:13.140
‫برای همین من بین خولیو و هیچ‌کسی،
واسطه نمیشم

05:13.140 --> 05:15.750
‫زندگیم رو خیلی دوست دارم

05:17.900 --> 05:18.970
‫ببین...

05:20.050 --> 05:22.050
‫شاید وقتش رسیده بزنی به چاک، پسرجون

05:22.050 --> 05:24.530
‫یه مدت تو شهر نباش

05:24.530 --> 05:26.110
‫دفعه‌ی بعد هم...

05:26.110 --> 05:28.410
‫چیزی که مال تو نیست رو نفروش

05:40.630 --> 05:41.750
‫رُز و گراف...

05:42.630 --> 05:43.630
‫با همـن؟

05:43.630 --> 05:44.760
‫اوهوم

05:44.760 --> 05:47.510
‫خدایا، این اوضاع رو ده برابر
قاراشمیش‌تر می‌کنه

05:47.510 --> 05:48.430
‫می‌دونم

05:48.430 --> 05:49.970
‫رُز می‌دونه این یارو اصلاً کی هست؟

05:49.970 --> 05:53.100
‫رُز خبر داره؟
‫معلومـه که نداره

05:53.100 --> 05:57.080
‫هر چی که هست، این مزخرفات گراف رو می‌ذاریم
‫برای بعد چون این قضیه مهم‌تره

05:57.570 --> 06:00.480
‫تا دو روز دیگه، دیل یه قرارداد بهم میده تا
امضا کنم و

06:00.480 --> 06:03.770
‫اگه امضاش نکنم یا امضای تو رو نگیرم

06:03.780 --> 06:06.650
‫دهنم سرویس میشه و هیچ‌وقت نمی‌تونیم
‫طلا رو از چنگ رُز در بیاریم

06:06.650 --> 06:07.758
‫خب من امضا می‌کنم

06:07.783 --> 06:08.820
‫- امضا می‌کنی؟
‫- آره

06:08.820 --> 06:10.780
‫گوش کن، چیزی که تو متوجهش نیستی اینـه، خب؟

06:10.780 --> 06:13.120
‫اگه امضا کنی، از حقت برای تنی‌هیل می‌گذری

06:13.120 --> 06:14.135
‫خب؟

06:14.160 --> 06:17.160
‫و تا امضاها رو به رُز بدیم،
‫می‌تونه با گراف فرار کنه

06:17.160 --> 06:19.830
‫آره اما اگه اراده کنه، هر وقت بخواد
‫می‌تونه این کار رو بکنه

06:19.830 --> 06:22.148
‫در ضمن، فرض رو بر این بذار که
سر قولش به بابا می‌مونه و

06:22.173 --> 06:23.186
‫همه به سهم‌مون می‌رسیم

06:23.210 --> 06:26.050
‫اما تو همین حین، اگه تو امضا نکنی
‫میفتی زندان

06:28.150 --> 06:30.240
‫من دلم نمی‌خواد که تو بیفتی زندان، ریف

06:30.800 --> 06:32.430
‫من دارم بچه‌دار هم میشم

06:33.470 --> 06:35.040
‫و می‌خوام بچه‌م تو رو بشناسه

06:35.600 --> 06:36.850
‫- واقعاً؟
‫- آره، واقعاً

06:36.850 --> 06:39.000
‫اگه بابا بود هم همچین چیزی می‌خواست

06:43.310 --> 06:44.400
‫حالا چی میگی؟

06:44.400 --> 06:48.570
‫فقط... یکم بهت وقت بده.
‫باید برم یه چیزی رو چک کنم

06:48.570 --> 06:51.410
‫- کجا داری میری؟
‫- باید بهش فکر کنم، خب؟

06:51.410 --> 06:54.750
‫تو می‌تونی بمونی همین‌جا.
‫فقط به چیزی دست نزن. بعداً می‌بینمت

07:09.050 --> 07:12.220
‫ببین، واقعاً دارم تلاش می‌کنم
تو کارهات دخالت نکنم، پوپ

07:13.090 --> 07:14.180
‫اما حالت خوبـه؟

07:14.180 --> 07:17.760
‫من کسی نیستم که یه کوه کتاب
‫درمورد یه تاج جادویی تو ماشینش داره

07:17.770 --> 07:19.230
‫خب دیگه چی‌کار دارم که بکنم؟

07:21.350 --> 07:22.650
‫دلم براش تنگ شده

07:25.400 --> 07:26.690
‫اجازه هست؟

07:27.193 --> 07:29.320
‫- اجازه‌ی چی هست؟
‫- فقط یه چندتا پوک می‌زنم

07:29.320 --> 07:31.780
‫هی، هی، مگه همین الان سر این بهم گیر ندادی؟

07:31.780 --> 07:33.030
‫نمی‌دونم، دادم؟

07:34.120 --> 07:35.273
‫مهم نیست

07:35.500 --> 07:37.100
‫دوران سختی شده

07:39.870 --> 07:41.580
‫راستش، با تموم این اوصاف

07:41.580 --> 07:44.420
‫واقعاً فکر می‌کنم که کارمون خیلی خوب بوده

07:45.040 --> 07:47.250
‫داریم ادامه میدیم

07:47.250 --> 07:48.800
‫با شرایط کنار میایم

07:49.380 --> 07:51.090
‫فقط این که گراف داره برمی‌گرده

07:51.720 --> 07:53.300
‫به اون فکر کردی؟

07:53.300 --> 07:56.090
‫حقیقتش به هیچ چیز دیگه‌ای فکر نمی‌کنم

07:56.100 --> 07:57.680
‫آخه با عقل جور در نمیاد

07:58.250 --> 08:00.620
‫اصلاً چرا باید این ریسک رو بکنه که برگرده؟

08:03.480 --> 08:04.900
‫من یه فکری کردم

08:06.220 --> 08:08.860
‫بلک‌استون. حس می‌کنم باید بلک‌استون باشه

08:08.860 --> 08:10.980
‫به‌گمونم یه چیزی تو خونه هست که دنبالشـه

08:10.990 --> 08:13.530
‫بلک‌استون؟ اون روز که از خلیج رد شدم دیدمش

08:13.530 --> 08:14.740
‫کلش رو بستن

08:14.740 --> 08:18.490
‫آره، خب گوش کن. ما می‌دونیم که ریش‌سیاه
‫از مورات دزدی کرده

08:18.490 --> 08:21.700
‫خب، ریش‌سیاه اون چیزمیزها رو
برگردونده به بلک‌استون

08:21.700 --> 08:23.580
‫چیزهایی که صد در صد به تاج مرتبطـن

08:23.580 --> 08:25.330
‫چون وقتی فینچ رو تو تله‌‌کابین دیدم...

08:25.330 --> 08:28.550
‫دقیقاً همون‌روز که بهت گفت
‫تاج می‌تونه مُرده‌ها رو زنده کنه

08:31.210 --> 08:32.260
‫این...

08:32.260 --> 08:33.970
‫این فقط یه افسانه‌ست، پوپ

08:33.970 --> 08:35.590
‫این‌طوری نیست که باور کنم

08:35.590 --> 08:38.760
‫مسئله اینـه که ازم پرسید که چیز دیگه‌ای هم
پیدا کردیم یا نه

08:38.760 --> 08:41.850
‫چیزی که خیلی برای قدرت‌هاش اهمیت داشت

08:43.600 --> 08:44.640
‫خیلی خب

08:46.190 --> 08:47.610
‫قصدم این نیست که...

08:48.940 --> 08:51.190
‫مثلاً... خیلی تو کارهات دخالت کنم اما

08:51.190 --> 08:53.940
‫حس می‌کنم که تو
به‌خاطر دلایل احساسی دیگه‌ای

08:53.950 --> 08:56.990
‫درگیر این قضیه شدی

08:56.990 --> 08:58.200
‫حالت خوبـه؟

09:00.620 --> 09:01.660
‫ببین...

09:01.660 --> 09:04.710
‫۹۹ درصد مطمئنم که یه چیزی توی بلک‌استونـه

09:04.710 --> 09:06.750
‫و مطمئنم گراف اومده دنبال همین

09:06.750 --> 09:09.250
‫و به‌نظرم اون چیزی که دنبالشـه،
‫همون چیزیـه که

09:09.250 --> 09:11.210
‫فینچ سراغش رو ازم گرفت

09:11.210 --> 09:12.760
‫مگه این که اول دست ما بهش برسه

09:15.220 --> 09:17.090
‫- میای یا نه؟
‫- چاره‌ی دیگه‌ای هم دارم؟

09:18.260 --> 09:19.430
‫نه

09:20.140 --> 09:22.640
‫خیلی خب، پس فوراً ۵۳ هزارتا پول لازم داریم

09:22.640 --> 09:24.020
‫چیزی هست که بفروشیم؟

09:24.020 --> 09:28.980
‫خب، دو تا ساک لباس داریم که
‫احتمالاً یه ۱۵۰ دلاری بشه

09:28.980 --> 09:31.610
‫قایق چطوره؟ احتمالاً ارزون نباشه

09:31.610 --> 09:33.940
‫- فکر کردی پول این قایق رو تسویه کرده؟
‫- نمی‌دونم

09:33.940 --> 09:35.900
‫ریف منتظره که بیان و ببرنش

09:39.300 --> 09:42.390
‫نمی‌دونم، سارا.
‫فکر می‌کنم باید از جزیره فرار کنیم

09:44.790 --> 09:46.210
‫بیا. یه فکری دارم

09:57.380 --> 10:00.300
‫- بعد از ظهرتون به‌خیر، جناب کلانتر
‫- یا خدا!

10:00.300 --> 10:03.470
‫می‌دونستید که زهره‌ترک کردن آدم‌ها
جرمـه دیگه؟

10:03.470 --> 10:04.560
‫ببخشید

10:04.560 --> 10:07.560
‫نزدیک بود قهوه‌ی کوفتی که از
دادگاه آوردم رو بریزم

10:07.560 --> 10:10.270
‫تو ماشین من چی‌کار می‌کنید؟

10:10.270 --> 10:11.520
‫خولیو والدز

10:11.520 --> 10:13.900
‫نمی‌دونم دقیقاً چی تو سرتونـه

10:13.900 --> 10:16.900
‫شوپ، اون داره کلی محموله‌‌ی سنگین رو
‫تو ساحل‌مون قاچاق می‌کنه

10:16.900 --> 10:19.360
‫- بن رودز رو یادتـه؟
‫- خودم خوب می‌دونم که والدز کیه

10:19.360 --> 10:20.660
‫داریم دنبالش می‌گردیم

10:20.660 --> 10:21.990
‫می‌دونم قراره کجا بره

10:22.580 --> 10:25.910
‫- می‌خوای در میون بذاری؟
‫- فردا، تو جزیره، باهام قرار داره

10:26.370 --> 10:30.040
‫واسه چی باید با همچین آدمی قرار داشته باشی؟

10:30.040 --> 10:31.750
‫خب، اینش یکم پیچیده‌ست

10:31.750 --> 10:32.880
‫مطمئنم که هست

10:33.460 --> 10:35.090
‫حالا این یارو رو می‌خوای یا نه، شوپ؟

10:36.090 --> 10:39.010
‫شوپ، ما تو کمپ ماهی‌گیری زندگی می‌کنیم.
‫نمی‌تونیم کار گیر بیاریم

10:39.010 --> 10:40.930
‫نمی‌تونیم بریم قاتی مردم

10:40.930 --> 10:42.350
‫من هم حامله‌م

10:42.986 --> 10:44.066
‫تو...

10:44.560 --> 10:45.560
‫آره

10:45.560 --> 10:46.640
‫بله، قربان

10:46.640 --> 10:48.640
‫خب، گندش بزنن...

10:49.940 --> 10:51.520
‫به‌گمونم باید تبریک بگم

10:51.520 --> 10:52.610
‫مرسی

10:52.610 --> 10:55.690
‫خوشحالم که می‌بینم حالا که بارداری،
‫تصمیم گرفتید راه درست و سالم رو

10:55.690 --> 10:57.480
‫پیش بگیرید

10:57.480 --> 10:59.900
‫که خودش یه جور تأکید روی سؤال اصلیمـه

10:59.900 --> 11:02.280
‫چطوری خودتون رو درگیر همچین آدمی کردید؟

11:04.320 --> 11:06.020
‫بهش بدهی دارم

11:07.910 --> 11:10.580
‫و اگه تا فردا شب بهش پس ندم،
سارا رو می‌کشه

11:14.770 --> 11:18.470
‫یه بار بهترین رفیقم رو از دست دادم.
‫نمی‌تونم اون رو هم از دست بدم

11:19.270 --> 11:20.700
‫خواهش می‌کنم

11:21.100 --> 11:22.820
‫کمکم می‌کنی؟

11:26.626 --> 11:27.660
‫آره

11:28.650 --> 11:31.870
‫دیگه لازم نداریم که همچین اتفاقی تکرار بشه

11:32.720 --> 11:35.980
‫ای خدا، شماها رو که می‌بینم،
‫ناخودآگاه اون میاد تو ذهنم و

11:35.980 --> 11:38.590
‫چه باور کنید یا نکنید،
‫دلم برای اون بچه تنگ شده

11:39.360 --> 11:41.150
‫از همون اول هم نباید...

11:41.150 --> 11:42.920
‫این‌طوری ول‌تون می‌کردم

11:44.910 --> 11:47.600
‫خب، الان این فرصت رو داری تا جبران کنی

12:01.550 --> 12:04.430
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم با پای خودمون
‫برگردیم بلک‌استون

12:17.480 --> 12:19.480
‫دیگه کسی اینجا زندگی می‌کنه؟

12:19.480 --> 12:21.780
‫بعید بدونم. نه از وقتی که گراف رفته

12:24.130 --> 12:25.395
« مصادره شده »

12:25.420 --> 12:26.800
‫به‌گمونم خالیـه

12:33.160 --> 12:35.580
‫بذار من هم امتحان کنم

12:38.880 --> 12:40.460
‫آخ!

12:40.460 --> 12:41.510
‫حالت خوبـه؟

12:41.510 --> 12:43.020
‫آره

12:43.020 --> 12:44.180
‫اومدیم تو

12:44.180 --> 12:45.970
‫مثل همیشه، چندش‌آوره

12:45.970 --> 12:46.970
‫آره

12:48.680 --> 12:49.720
‫یالا

13:08.910 --> 13:10.330
‫مامانِ جی‌جی‌

13:13.080 --> 13:14.540
‫کپی خودش بوده

13:20.960 --> 13:23.630
‫حالا دقیقاً دنبال چی هستیم؟

13:23.630 --> 13:25.090
‫تحقیقات‌شون

13:25.090 --> 13:27.550
‫مکاتبات تاریخی. مدارک

13:27.550 --> 13:29.970
‫فینچ سراغ یه چوبدستی رو هم گرفت.
‫دنبال اون باش

13:29.970 --> 13:31.090
‫باشه

13:39.400 --> 13:40.860
‫داری تغییر چیدمان میدی؟

13:40.860 --> 13:44.400
‫دنبال مکاتباتـم.
شاید بعضی‌هاشون اینجا باشن

13:46.720 --> 13:48.150
‫کاملاً هم بی‌خطره

13:48.820 --> 13:50.200
‫چیزی نیست. حواسم هست

13:57.750 --> 13:59.370
‫پشمام، پوپ!

13:59.380 --> 14:00.420
‫حالت خوبـه؟

14:00.420 --> 14:01.590
‫آخ، کمرم

14:03.590 --> 14:04.630
‫اصلاً حس خوبی نداشت

14:04.630 --> 14:06.970
‫- پوپ، چه خبره؟ دیوار داره تکون می‌خوره
‫- چی؟

14:09.220 --> 14:13.120
‫حتماً وقتی افتادم، دستم خورده به یه ماسماسکی
‫توی قفسه کتاب‌ها

14:24.610 --> 14:25.610
‫بریم تو؟

14:27.360 --> 14:28.360
‫اول تو

14:35.490 --> 14:36.580
‫وای

14:38.920 --> 14:40.290
‫انگار میشه یه امیدی داشت

14:40.830 --> 14:42.170
‫اینجا دیگه کجاس؟

14:47.420 --> 14:49.590
‫هر جا که هست، بوی پنبه‌ی نسوز میده

14:52.220 --> 14:53.248
‫امکان نداره

14:53.273 --> 14:57.890
‫«این شمشیر عدالتی است که جانِ ریش‌سیاه،
‫دزد دریایی مخوف را گرفت»

14:57.890 --> 14:59.980
‫شمشیر عدالت؟

14:59.980 --> 15:01.075
‫وای، اینـه؟

15:01.100 --> 15:03.270
‫آره، با خودم میارمش

15:03.270 --> 15:05.000
‫پوپ!

15:05.650 --> 15:08.570
‫- ای خدا!
‫- شرمنده. شمشیر عدالتـه

15:08.570 --> 15:10.650
‫با خودت نمیاریش

15:10.660 --> 15:14.100
‫شمشیر عدالت رو میارم.
‫شرمنده

15:15.220 --> 15:18.600
‫همیشه دلم یه اتاق کوچیک،
‫پشت قفسه‌ی کتاب‌‌ها می‌خواست

15:23.790 --> 15:25.540
‫«موزه‌ی خانوادگی جنرت»

15:26.050 --> 15:28.260
‫انگار موزه‌ی کل دارایی‌هاشونـه

15:33.260 --> 15:36.640
‫«کشف نهانگاه ریش‌سیاه، ۱۸۴۲»

15:38.750 --> 15:39.963
‫نهانگاه دیگه چیـه؟

15:39.988 --> 15:42.968
‫یه‌جور جاییـه که دزدای دریایی،
‫غنائم‌شون رو نگه می‌دارن

15:44.700 --> 15:47.190
‫این که بهش می‌خوره یه‌جور چوب‌دستی باشه

15:47.190 --> 15:50.150
‫وایسا، پوپ. باید همین باشه.
‫این چیه روش؟

15:50.670 --> 15:53.260
‫- یه نوشته‌ روشـه
‫- ولی راحت نمیشه خوندش

15:54.160 --> 15:55.240
‫مواظب باش!

15:56.990 --> 15:58.580
‫بذار یه عکس بهتر بگیرم

16:02.250 --> 16:04.330
‫- چی روش نوشته؟
‫- انگلیسی نیست

16:04.330 --> 16:06.290
‫عربی هم نیست

16:06.290 --> 16:08.130
‫یعنی باید... همین‌طوری ببریمش؟

16:08.130 --> 16:10.710
‫- نه، دست نزن
‫- حالا مگه دل کسی قراره براش تنگ شه؟

16:10.720 --> 16:12.510
‫- بذارش سر جاش
‫- کی اینجاس؟

16:12.510 --> 16:13.970
‫- وای خدا!
‫- گندش بزنن!

16:13.970 --> 16:18.100
‫ما... پوپ و کیارا هستیم... بچه‌ها

16:18.100 --> 16:21.310
‫- همون بچه‌های گنج‌یاب تو جزیره
‫- وای خدا

16:21.310 --> 16:22.520
‫می‌شناسم‌تون

16:22.520 --> 16:24.770
‫- خیلی خب
‫- اینجا چی‌کار می‌کنید؟

16:24.770 --> 16:26.750
‫راستش... ما...

16:27.360 --> 16:32.280
‫دنبال یه یادگاری‌ از مادر جی‌جی بودیم...
‫از لاریسا

16:32.280 --> 16:33.780
‫دنبال یه چیزی بودیم

16:33.780 --> 16:36.320
‫ببخشید... باید می‌گفتیم که اومدیم

16:36.910 --> 16:39.580
‫اینجا... اینجا دیگه کجاست؟

16:39.580 --> 16:40.633
‫اینجا؟

16:41.250 --> 16:43.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

16:45.040 --> 16:46.960
‫کل تاریخچه‌ی بلک‌استون

16:47.790 --> 16:49.300
‫هی، شما بنا بر اتفاق...

16:49.970 --> 16:53.170
‫می‌دونید این چیزی که تو عکس
گرفتن دست‌شون، چیه؟

16:53.170 --> 16:55.050
‫خب، این یه سیتالیـه

16:55.050 --> 16:56.050
‫چی؟

16:56.050 --> 16:58.340
‫- سیتالی، متوجه نمیشم...
‫- «سیتالی»

16:58.350 --> 17:00.180
‫تعجبی نداره که می‌خواید بدونید

17:00.180 --> 17:01.220
‫چطور مگه؟

17:01.220 --> 17:04.140
‫آقای گراف هم دنبالش بود

17:04.140 --> 17:05.560
‫فکر و ذکرش شده بود

17:05.560 --> 17:07.580
‫همه‌چی رو درموردش برام تعریف می‌کرد

17:08.060 --> 17:10.070
‫دمپ عزیزم، این سیتالی...

17:10.840 --> 17:14.280
‫همون‌طور که می‌بینی،
یه‌ نوع رمزنگاری باستانی بوده

17:14.280 --> 17:18.370
‫دو تا قسمت داشته... نوار و چوب‌دستی

17:19.910 --> 17:23.600
‫و اگه هر دوش رو نداشته باشی،
‫نمی‌تونی پیامش رو بخونی

17:24.500 --> 17:25.910
‫یه مشت خط‌خطی مسخره‌ست

17:25.920 --> 17:27.960
‫خب، خیلی بیشتر از این حرفاست، دوست من

17:27.960 --> 17:30.710
‫این سازه‌ی خیلی قیمتی‌ایـه و

17:30.710 --> 17:33.380
‫این خط‌خطی‌ها، احتمالاً یه‌ وِرد باشن که

17:33.380 --> 17:36.950
‫به یکی از بزرگ‌ترین گنجینه‌های
دوران باستان مرتبطـن

17:37.760 --> 17:38.800
‫تاج آبی

17:38.800 --> 17:42.720
‫و اگه بتونی درست قرائتش کنی،
‫توی زمان درست

17:43.350 --> 17:45.480
‫دروازه‌ای رو به جهان زیرین باز می‌کنه

17:45.480 --> 17:47.100
‫جهان زیرین؟

17:47.730 --> 17:49.610
‫چرا می‌خواید همچین کاری کنید؟

17:50.310 --> 17:51.980
‫تا مُرده‌ها رو زنده کنم

17:54.240 --> 17:56.876
‫بعد از این که لاریسا مُرد،
وس افتاد دنبال این کار

17:56.901 --> 17:57.958
‫کجاس؟

17:57.983 --> 18:00.240
‫سیتالی رو میگم. اینجاس؟

18:00.240 --> 18:02.830
‫تو اولین نفری نیستی که این سؤال
براش پیش اومده

18:02.830 --> 18:05.250
‫آقای گراف تمام روز بهش فکر می‌کرد

18:05.250 --> 18:07.790
‫هم به اون و هم به تاج آبی

18:09.750 --> 18:11.750
‫احتمالاً برای همین برگشت اینجا

18:11.750 --> 18:13.960
‫خب، هیچ‌وقت تونست بهش برسه؟

18:13.960 --> 18:15.590
‫نه، بهش نرسید

18:15.590 --> 18:17.920
‫و اصلاً به نفع شما هم نیست که برید دنبالش

18:17.930 --> 18:19.010
‫مطمئنید؟

18:19.010 --> 18:21.220
‫به نفع وس و کسای دیگه که
‫رفتن دنبالش هم نبود...

18:21.220 --> 18:22.300
‫- صبر کن
‫- خواهش می‌کنم...

18:22.300 --> 18:25.020
‫- این قضیه خیلی مهمـه
‫- خواهش می‌کنم، باید بدونیم

18:25.020 --> 18:26.193
‫هر چیزی که هست

18:27.366 --> 18:28.533
‫خواهش می‌کنم

18:34.070 --> 18:35.230
‫خانواده‌ی جنرت

18:35.780 --> 18:37.400
‫فروختنش

18:37.400 --> 18:39.280
‫درست بعد از این که پیداش کردن

18:40.110 --> 18:42.370
‫به کی؟ می‌دونید به کی فروختنش؟

18:44.120 --> 18:46.660
‫این هم سند فروششـه. همون‌جا

18:52.840 --> 18:53.893
‫«دی‌تی»

18:56.460 --> 18:57.720
‫دنمارک تنی

19:03.600 --> 19:05.510
‫خیلی قدیمیـه، رفیق

19:05.510 --> 19:08.520
‫- تنی‌هیل خونه‌ی اجدادی توئـه
‫- آره

19:08.520 --> 19:10.940
‫احتمالاً همیشه فکر می‌کردی که
تو خونواده‌تون می‌مونه

19:10.940 --> 19:13.480
‫پسر، می‌دونم قراره خاطره‌های زیادی رو
از دست بدی اما

19:13.480 --> 19:15.230
‫قول میدم با چیزی که در ازاش می ‌گیری

19:15.230 --> 19:16.480
‫خاطره‌های جدیدی می‌سازی

19:16.480 --> 19:20.110
‫تونستیم سر میز اینجا بشینیم.
‫۵ درصد از کل پروژه؟

19:20.110 --> 19:22.160
دیل که همچین گفته

19:22.160 --> 19:23.910
‫ریف، پای ده‌ها میلیون پول وسطـه

19:23.910 --> 19:25.910
‫آره، می‌دونم پای ده‌ها میلیون پول وسطـه

19:25.910 --> 19:29.370
‫فقط کل این ماجرا یکم مشکوکـه، خب؟

19:29.370 --> 19:33.290
‫- چرا چیزی از اون ۵ درصد تو قرارداد نیومده؟
‫- نمی‌خوان ردی بذارن

19:33.290 --> 19:35.710
‫خب ضمانت این کار کجاس پس؟

19:35.710 --> 19:39.190
‫منـم... داداش. بیخیال، کلکی تو کارشون نیست

19:44.050 --> 19:47.430
‫با این‌حال یه سؤال داشتم، رفیق.
‫چرا پای تو رو کشیدن وسط؟

19:48.216 --> 19:49.220
‫منظورت...

19:49.230 --> 19:51.890
‫قصد اهانت یا چیزی ندارم اما
دیل رو من جور کردم

19:51.890 --> 19:53.730
‫من... همه‌ی سرمایه‌گذارها رو جور کردم

19:53.730 --> 19:58.030
‫من همه‌ رو آوردم اما... تو چی آوردی؟

19:58.780 --> 20:01.900
‫منظورت... منظورت چیـه؟
‫من... من...

20:02.910 --> 20:04.780
‫خب من اون... اون آدمِ مردمیـم

20:05.740 --> 20:07.580
‫و من... من... تو رو می‌شناسم...

20:07.580 --> 20:11.460
‫پس من... من همه‌ی هماهنگی‌ها رو انجام میدم

20:15.000 --> 20:22.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:25.470 --> 20:28.550
‫همه‌جا رو دنبال‌تون گشتم، بچه‌ها

20:28.560 --> 20:30.680
‫یه سفارش برای خولیو آوردم

20:31.270 --> 20:32.810
‫هفت تا بیسکوییت بزرگ

20:34.700 --> 20:36.190
‫هی، پسرها

20:36.190 --> 20:38.690
‫این «پندخوی» فسقلی رو نگاه کنید.
‫واسه‌مون بیسکویت آوردی پس

20:38.690 --> 20:42.110
‫- حقیقتش معنیش رو بلد نیستم
‫- گفتم بیسکوییت، عوضی. تازه حدس بزن چی شده؟

20:42.110 --> 20:43.240
‫یه راست رفت سر اصل مطلب

20:43.240 --> 20:44.780
‫- آره
‫- روبو

20:45.280 --> 20:47.240
‫دست بردار، رفیق.
‫من کربوهیدرات نمی‌خورم

20:47.240 --> 20:50.080
‫بده به توی. اون عاشق روغن نخلـه

20:51.250 --> 20:52.910
‫هی، چرا این‌قدر استرس داری، پسر؟

20:54.210 --> 20:55.830
‫من می‌دونم چرا استرس داره

20:56.790 --> 20:59.960
‫نگران اون جنده‌ی کثافتتی، مگه نه؟

21:00.840 --> 21:02.260
‫ببینید، من پول‌تون رو دادم

21:02.260 --> 21:04.260
‫خب؟ پس مشکلی نداریم، باشه؟

21:04.260 --> 21:06.900
‫پس لازم نیست نگران چیزی باشیم.
‫فقط باید...

21:09.970 --> 21:12.770
‫- گندش بزنن، تعقیب شدی
‫- نه، خودت تحت‌نظر بودی

21:12.770 --> 21:13.980
‫من زندان‌برو نیستم

21:13.980 --> 21:16.350
‫حواسم به والدز هست.
‫بچه‌هه رو پیداش کنید

21:16.350 --> 21:17.730
‫خولیو والدز!

21:17.730 --> 21:19.730
‫فوراً تسلیم شو! محاصره شدی

21:19.730 --> 21:21.110
‫گندش بزنن

21:21.110 --> 21:22.650
‫هی، وایسا سر جات

21:22.650 --> 21:24.610
‫خولیو، بذارش زمین!

21:24.610 --> 21:26.110
‫چاقو رو بذار زمین!

21:29.910 --> 21:31.490
‫یالا، بنتون. ای خدا

21:31.490 --> 21:34.230
‫شرمنده، رفیق. باید یه کاری کنیم باورشون شه

21:35.370 --> 21:36.750
‫چاقو رو بذار روی میز

21:36.750 --> 21:39.630
‫بخواب رو زمین.
‫دستات رو بذار روی سرت. همین حالا!

21:39.630 --> 21:40.796
‫تکون بخور!

21:42.460 --> 21:44.010
‫دستا بالا، رفیق

21:46.090 --> 21:50.100
‫خیلی خب، خولیو والدز.
‫تو به‌علت داشتن چندین حکم فعال، بازداشتی

21:50.680 --> 21:52.060
‫بلندش کن!

21:53.470 --> 21:54.970
‫این حق رو داری که ساکت بمونی

21:54.980 --> 21:57.190
‫- ولم کنید
‫- این مسخره‌بازیا چیه

21:57.190 --> 21:58.560
‫ولم کنید...

21:58.560 --> 21:59.900
‫بس کن! پاهات رو باز کن!

21:59.900 --> 22:01.820
‫خفه‌خون می‌گیری

22:01.820 --> 22:03.280
‫حواسم بهت هست

22:04.070 --> 22:05.440
‫بذاریدش تو ماشین

22:13.450 --> 22:15.410
‫چیزی واسه از دست دادن نیست، پوپ

22:16.000 --> 22:17.000
‫پوپ!

22:17.000 --> 22:18.420
‫نه!

22:19.330 --> 22:20.380
‫نه، پوپ!

22:20.380 --> 22:22.840
‫همین حالا بیا بیرون!
‫می‌ذارم زنده بمونی

22:22.840 --> 22:24.420
‫فردا نه. پوپ!

23:10.630 --> 23:13.800
‫...تاج آبی که در دوران باستان اغلب از آن

23:13.800 --> 23:15.720
‫با نام «تاج ملّه» یاد می‌شد

23:15.720 --> 23:18.640
‫چیزی فراتر از نماد پادشاهی پارسی بود

23:18.640 --> 23:20.810
‫این تاج که در دوران امپراتوری ایلام
ساخته شد

23:20.810 --> 23:23.810
‫تصور می‌شد که تجسم مادی...

23:25.400 --> 23:29.740
‫یا شکوه شاهانه و نیروی الهی‌ای باشد که
‫به حق فرامانرویی پادشاه، مشروعیت می‌داد

23:29.740 --> 23:32.780
‫و به او بر انسان‌ها و حیوانات،
سلطه‌ می‌بخشید

23:32.780 --> 23:37.790
‫در قرن ششمِ پیش از میلاد، پادشاه کوروش
‫دستور ساخت منشورش را داد که...

23:37.790 --> 23:39.790
‫...موازنه‌ی قدرت را مدون می‌کرد...

23:49.880 --> 23:54.180
‫تا کل اینجا رو با ماشین‌های سرراهی اومدم،
‫اون‌وقت این‌طوری ازم استقبال میشه؟

23:57.480 --> 23:59.080
‫دلت برام تنگ شده بود؟

24:07.820 --> 24:08.820
‫پوپ؟

24:10.860 --> 24:12.070
‫من دیگه برگشتم

24:15.570 --> 24:20.290
‫هی، شوپ. می‌خواستم تشکر کنم که به
‫من و نقشه‌مون اعتماد کردی

24:20.290 --> 24:22.790
‫حس خیلی خوبی داره که سمت درستِ قانون باشی

24:22.790 --> 24:25.250
‫آره، آره. خب تو تقریباً کار درست رو کردی

24:25.250 --> 24:27.500
‫- آره، آره. چی؟
‫- چیزی یادت رفته؟

24:27.500 --> 24:29.300
‫اوه، آره. مرسی

24:29.300 --> 24:30.420
‫نه، بچه زبل

24:30.420 --> 24:33.600
‫هیچ‌وقت نگفتی که چرا داشتی به
این یارو تو اسکله‌ی ماهی‌ها

24:33.600 --> 24:35.430
‫۷۰ هزار دلار پول می‌دادی

24:37.050 --> 24:39.430
‫وکیلم گفت به متمم شیشم استناد کنم

24:39.430 --> 24:40.520
‫- پنجم
‫- پنجم

24:40.520 --> 24:41.980
‫آره

24:41.980 --> 24:43.940
‫اون‌قدرها که فکر می‌کنی باهوش نیستی

24:44.430 --> 24:46.130
‫این‌قدر آتیش نسوزونید

24:46.810 --> 24:49.570
‫- بله، قربان. تشکر
‫ - از دیدن‌تون خوشحال شدم

24:50.450 --> 24:52.240
‫ممنون، شوپ

24:52.950 --> 24:54.360
‫بهترین زنِ دنیا

24:55.280 --> 24:56.740
‫- برو تو ماشین
‫- چیـه؟

24:56.740 --> 24:57.870
‫ایده‌ی نابی بود

24:57.870 --> 24:59.450
‫آره بابا، حتماً

24:59.450 --> 25:01.200
‫باورم نمیشه جواب داد

25:01.200 --> 25:03.080
‫حقیقتش من هم همین‌طور

25:16.550 --> 25:18.220
‫رسیده بودم به ته خط

25:18.220 --> 25:19.970
‫افتاده بودم تو چاله

25:19.970 --> 25:23.680
‫مدام حس می‌کردم که دارم
بیشتر و بیشتر، فرو میرم

25:23.680 --> 25:27.190
‫نمی‌دونم. هی سُر می‌خوردم

25:28.970 --> 25:31.890
‫و بعد بیشتر از حد عادی، رفتم سراغ دود

25:32.610 --> 25:35.280
‫راهی برای این شده بود که
حس بهتری داشته باشم

25:35.280 --> 25:37.910
‫تا اون اتفاقات مزخرف رو فراموش کنم

25:37.910 --> 25:40.050
‫می‌دونم فکر می‌کنی آدم ضعیفیـم

25:40.870 --> 25:42.200
‫می‌دونم آدم ضعیفیـم

25:44.790 --> 25:46.370
‫تو جون من رو نجات دادی، پوپ

25:47.080 --> 25:49.630
‫چطور ممکنه که فکر کنم آدم ضعیفی هستی؟

25:49.630 --> 25:51.420
‫ببین، الان دیگه وقتشـه که قوی باشی

25:55.090 --> 25:56.680
‫دلم خیلی برات تنگ شده بود

25:58.090 --> 25:59.640
‫من هم دلم خیلی برات تنگ شده بود

26:04.560 --> 26:06.020
‫وای خدا

26:06.020 --> 26:07.690
‫- اون...
‫- تو برگشتی؟

26:07.690 --> 26:09.100
‫- چی؟!
‫- یعنی چی؟

26:09.100 --> 26:10.400
‫زنده و سرحال

26:13.820 --> 26:15.530
‫سلام!

26:17.530 --> 26:19.410
‫- کل دارودسته اینجان
‫- خیلی خب

26:19.410 --> 26:20.660
‫خیلی باحالـه، مگه نه؟

26:20.660 --> 26:21.820
‫وقت بغلـه

26:21.830 --> 26:24.490
‫- اخمات رو وا کن
‫- باشه

26:24.490 --> 26:26.910
‫واسه چی داریم بغل گروهی می‌کنیم؟
‫همین الان دیدم‌تون

26:26.910 --> 26:28.580
‫- سلام. راستش...
‫- یالا دیگه

26:29.080 --> 26:31.830
‫یکی از کتاب‌ها رو کشیدم و
‫قفسه‌ی کتاب‌ها باز شد

26:31.840 --> 26:33.460
‫عین فیلم‌ها بود

26:33.460 --> 26:36.260
‫- بعدش از یه راه‌پله‌ی مخفی رفتیم پایین
‫- پشت قفسه‌ی کتاب‌ها

26:36.260 --> 26:37.380
‫هان؟

26:37.380 --> 26:38.720
‫غذای ویژه‌ی مایک. برای شما

26:38.720 --> 26:40.300
‫- مایک!
‫- خواهش می‌کنم

26:40.300 --> 26:42.720
‫- نوش جان
‫- خیلی خب. ادامه بده

26:42.720 --> 26:45.780
‫بعدش دمپ پیداش شد و شروع کرد به
‫حرف زدن درمورد یه عتیقه‌ای که

26:45.780 --> 26:47.600
‫به تاج آبی مرتبطـه

26:47.600 --> 26:48.600
‫اینجا رو باش

26:48.600 --> 26:51.020
‫به‌گمونم فهمیدیم که چرا گراف اومده به جزیره

26:51.020 --> 26:53.810
‫به‌گمونم دنبال این شیئه‌ست.
‫بهش میگن سیتالی

26:53.820 --> 26:55.730
‫روش نوشته‌های رمزی هست،
‫روی نوارش

26:55.730 --> 26:59.990
‫توی بلک‌استون بوده اما بعدش دنمارک تنی
‫اون رو خریده

27:01.200 --> 27:02.660
‫دنمارک چی ازش می‌خواسته؟

27:02.685 --> 27:04.111
‫- زنش رو
‫- زنش رو

27:05.370 --> 27:09.370
‫افسانه میگه که اگه سیتالی و تاج رو

27:09.900 --> 27:13.380
‫با هم داشته باشی، می‌تونه...

27:13.380 --> 27:14.420
‫مُرده‌ها رو برگردونه

27:17.420 --> 27:19.090
‫- چی؟
‫- نه... چیزی نیست

27:19.090 --> 27:21.930
‫فقط یه افسانه‌ست، بچه‌ها. من که...

27:21.930 --> 27:26.350
‫من که خل و چل نیستم، خب؟
‫مسئله اینـه که خیلی می‌ارزه

27:26.700 --> 27:29.100
‫و تقریباً مطمئنم این همون چیزیـه که
فینچ دنبالشـه

27:29.100 --> 27:30.730
‫من مطمئنم که اون دنبال همینـه

27:30.730 --> 27:31.690
‫- چی؟
‫ - از کجا؟

27:31.690 --> 27:35.270
‫پسرهاش اومده بودن ناسائو، دنبال من.
‫دقیقاً دنبال همین بودن

27:35.830 --> 27:37.700
‫اون‌موقع با عقل جور در نمیومد اما

27:37.700 --> 27:39.680
‫استابی قبلاً واسه دزدهای دریایی کار می‌کرد و

27:39.680 --> 27:42.310
‫بهم گفت که آقای فینچ،
یه دختر داشته که مُرده

27:43.530 --> 27:45.120
‫پس کل ماجرا همینـه

27:45.120 --> 27:48.370
‫فینچ دنبال سیتالیـه تا باهاش بتونه
‫دختر مُرده‌ش رو برگردونه؟

27:48.370 --> 27:49.540
‫اوهوم

27:49.540 --> 27:51.410
‫احتمالاً گراف هم برای همین دنبالشـه

27:51.420 --> 27:52.920
‫تا بتونه بفروشتش به فینچ

27:52.920 --> 27:54.580
‫اگه ما زودتر از گراف بهش برسیم چی؟

27:54.580 --> 27:57.590
‫ببریمش پیش فینچ. گراف میفته دنبال‌مون.
‫می‌تونیم گراف رو بدیم دست پلیس

27:57.590 --> 28:00.420
‫یه تیر و دو نشونـه.
‫هم به پول می‌رسیم و هم گراف میفته زندان

28:00.420 --> 28:03.580
‫خودمون رو هم می‌کشیم کنار.
‫کی، این...

28:03.930 --> 28:05.160
‫این انتقام‌مونـه

28:07.526 --> 28:08.680
‫می‌دونم

28:09.100 --> 28:11.100
‫خیل خب. حالا چی‌کار کنیم؟

28:11.100 --> 28:13.270
‫خیلی خب، پس می‌دونیم واسه چی اومده اینجا

28:13.850 --> 28:15.730
‫- می‌دونیم که دنمارک تنی خریدتش
‫- درستـه

28:16.360 --> 28:19.690
‫چیزهای دیگه‌ای که از دنمارک تنی پیدا کردیم
‫تو تنی‌هیل بودن

28:19.690 --> 28:21.400
یعنی می‌تونه تو تنی‌هیل باشه؟

28:21.400 --> 28:23.740
‫- بعید بدونم تو تنی‌هیل باشه
‫- منظورت چیـه؟

28:23.740 --> 28:26.160
‫اگه تو تنی‌هیل نباشه،
‫پس کجا می‌تونه باشه؟

28:26.160 --> 28:29.790
‫فکر می‌کنم قبلاً این رو توی قلعه دیدم

28:29.790 --> 28:31.750
‫همونی که مال خانواده‌ی مادریمـه

28:31.750 --> 28:34.580
‫بعد از طلاقش از بابام،
همه‌ی وسایلش رو برد اونجا

28:34.580 --> 28:37.500
‫و فکر می‌کنم یادمـه که قبل از رفتنش
‫این رو هم برد

28:37.500 --> 28:40.210
‫و احتمال خیلی زیادی داره که هنوز

28:41.510 --> 28:42.970
‫پیش بقیه‌ی وسایلش باشه

28:44.300 --> 28:46.550
‫حالا این سیتالیه رو کجا دیدی؟

28:47.220 --> 28:50.220
‫فکر می‌کنم حدوداً ۴ سالم بود چون
‫همون زمان‌ها بود که

28:50.220 --> 28:52.640
‫مامانم بعد از جدایی، رفت قلعه

28:52.640 --> 28:55.190
‫و همه‌ی وسایلی که بعد از طلاق
‫سرش بحث داشتن، اونجا بود

28:55.190 --> 28:56.100
‫درستـه

28:56.100 --> 28:59.400
‫و یه روز که من و ریف داشتیم تو
‫اتاق زیر شیروونی بازی می‌کردیم...

28:59.400 --> 29:01.860
‫یه صندوق خیلی قدیمی پیدا کردیم

29:01.860 --> 29:04.700
‫و یادمـه که مادرم با گریه و زاری
اومد تو اتاق زیر شیروونی و

29:04.700 --> 29:07.910
‫همش می‌گفت، «نباید بهش دست بزنید.
‫این مقدسـه» و از این دری‌وریا

29:07.910 --> 29:10.236
‫بعدش هم دیگه نذاشت من و ریف
بریم تو اتاق زیر شیروونی و

29:10.260 --> 29:12.500
یکم بعد از اون اتفاق، جدا شد

29:12.525 --> 29:15.258
‫بعدش هم همه‌چی رو ول کرد و
بعید بدونم که ‫از اون موقع...

29:15.282 --> 29:17.282
کسی پاش رو تو اون خونه گذاشته باشه

29:17.290 --> 29:19.000
‫به‌نظرت برای چی رفته؟

29:19.000 --> 29:22.600
‫حقیقتش فکر می‌کنم که می‌دونست...

29:22.600 --> 29:25.470
‫آمادگی مادر بودن رو نداره

29:25.470 --> 29:28.000
‫به‌نظرم می‌دونست که از پسش بر نمیاد

29:31.850 --> 29:32.909
‫هی...

29:33.390 --> 29:34.810
‫تو مامان فوق‌العاده‌ای میشی

29:37.060 --> 29:39.030
‫خودم هم همین فکر رو می‌کنم

29:45.530 --> 29:46.990
‫گندش بزنن

29:46.990 --> 29:48.056
‫چی شده؟

29:49.230 --> 29:50.770
‫دوستای خولیوئـن

29:51.900 --> 29:54.050
‫مطمئنی اتفاقی نیست؟

30:03.510 --> 30:04.510
‫گندش بزنن

30:04.510 --> 30:06.550
‫آره، صد در صد اتفاقی نیست

30:09.890 --> 30:12.850
‫- مراقب باش. خیلی خب. همین حالا وایسا
‫- خیلی خب، دلم رو می‌زنم به دریا

30:12.850 --> 30:14.720
‫برو، برو، برو!

30:14.720 --> 30:15.760
‫- خیلی خب
‫- وای خدا!

30:16.520 --> 30:17.520
‫نترس، عزیزم!

30:19.020 --> 30:20.590
‫نه، نه، نه

30:20.590 --> 30:21.610
‫پل

30:21.610 --> 30:23.820
‫باید بزنیم کنار.
‫باید بزنیم کنار

30:30.120 --> 30:32.240
‫- هی، دارید چی‌کار می‌کنید؟
‫- باید بریم

30:32.240 --> 30:33.333
‫وایسید!

30:34.240 --> 30:35.450
‫گندش بزنن!

30:35.450 --> 30:37.080
‫- برو، واینسا!
‫- وای!

30:37.080 --> 30:38.710
‫باید از پل رد شیم

30:42.090 --> 30:43.880
‫- بیا. کمکم کن
‫- یالا. هوات رو دارم

30:45.340 --> 30:46.380
‫هی!

30:46.380 --> 30:47.720
‫عزیزم، بدو!

30:50.340 --> 30:52.220
‫- حالا کجا می‌خواید برید؟
‫- داره جابه‌جا میشه

30:52.890 --> 30:54.510
‫- بجنب! بریم!
‫- بجنب!

30:56.100 --> 30:58.140
‫- گندش بزنن! برو، برو، برو!
‫- زود باش. بدو

30:58.690 --> 30:59.810
‫زود باش، سارا!

31:01.310 --> 31:03.400
‫- نمی‌تونید در برید!
‫- گندش بزنن!

31:05.690 --> 31:07.690
‫- باید بپریم
‫- فکر کردید کجا دارید میرید؟

31:07.690 --> 31:08.860
‫برو!

31:11.200 --> 31:12.200
‫گندش بزنن

31:13.660 --> 31:14.740
‫لعنت بهش

31:14.740 --> 31:16.870
‫- خیلی خب. بریم
‫- یالا، زود باش

31:16.870 --> 31:19.160
‫دیر یا زود پیداتون می‌کنیم

31:19.160 --> 31:21.040
‫- بریم
‫- زود باش، از این طرف

31:21.040 --> 31:23.710
‫دارید اوضاع رو برای خودتون بدتر می‌کنید

31:23.710 --> 31:26.460
‫نگرانش نباش.
‫من که می‌دونم دارن کجا میرن

31:28.840 --> 31:32.010
‫سارا این رو توی قلعه دیده.
‫گفت تو هم دیدیش

31:32.010 --> 31:35.430
‫آره، شاید ۱۵ سال پیش این رو
توی قلعه دیده باشم

31:35.430 --> 31:37.770
‫خب که چی؟
‫من بیشتر از اون، چیزی از این ماجرا نمی‌دونم

31:37.770 --> 31:40.310
‫من فقط پیغام‌رسونم، ریف.
‫اتفاقای زیادی داره میفته

31:40.310 --> 31:41.900
‫آره، می‌دونم

31:43.150 --> 31:45.320
‫حالا این یه تیکه چوب مثلاً چی هست؟

31:47.830 --> 31:50.570
‫یه عتیقه‌ست با یه پیغام رمزدار

31:50.570 --> 31:52.700
‫مربوطـه به تاج و...

31:52.700 --> 31:54.850
‫قدرت‌هاش

31:55.350 --> 31:57.230
‫از اونا که «دشمنات رو سلاخی می‌کنه»؟

31:57.230 --> 32:00.110
‫بیشتر از اونا که «مُرده‌ها رو برمی‌گردونه»

32:01.920 --> 32:02.960
‫اوه

32:04.080 --> 32:05.540
‫شماها هم باور کردید؟

32:07.109 --> 32:08.123
‫نه

32:15.600 --> 32:17.640
‫ولی می‌خوای باور کنی. کاملاً مشخصـه

32:18.260 --> 32:21.340
‫من دیوونه نیستم، ریف

32:27.150 --> 32:29.150
‫آره، می‌دونم

32:29.150 --> 32:33.450
‫من هم بعد از مُردن بابام همین‌طوری شدم.
‫فکر می‌کردم دارم عقلم رو از دست میدم

32:34.610 --> 32:35.820
‫نمی‌دونم...

32:36.450 --> 32:38.700
‫همش تو جمعیت‌ها می‌دیدمش

32:38.700 --> 32:41.040
‫فکر می‌کردم طبقه‌ بالای خونه‌ست و
داره حرف می‌زنه

32:41.040 --> 32:43.960
‫هر بار که گوشیم زنگ می‌خورد،
‫می‌گفتم شاید اون باشه

32:43.960 --> 32:45.080
‫فقط...

32:46.710 --> 32:47.830
‫آره...

32:48.290 --> 32:49.920
‫هنوز هم همین‌طوری فکر می‌کنی؟

32:51.510 --> 32:53.760
‫که وقتی گوشیت زنگ می‌خوره،
‫ممکنه اون باشه؟

32:56.260 --> 32:58.180
‫نه، بعد از یه مدتی دیگه رفت

33:07.560 --> 33:09.570
‫من اصلاً نمی‌خوام که حسش بره

33:12.280 --> 33:14.450
‫یه‌جورایی فکر می‌کنم که شاید جی‌جی باشه

33:25.420 --> 33:27.750
‫همینـه. این خونه‌ی قدیمی مامانمـه

33:28.710 --> 33:29.750
‫یالا

33:32.260 --> 33:34.590
‫این پنجره‌هه. بیا از داخل این بریم. باید...

33:35.380 --> 33:36.433
‫وایسا

33:37.340 --> 33:38.470
‫جلو نیا، سارا

33:44.730 --> 33:46.640
‫- آره، بلندت می‌کنم
‫- مرسی

33:52.150 --> 33:53.150
‫کسی رو می‌بینی؟

33:53.490 --> 33:56.360
‫- نه، نه، به‌گمونم مشکلی نیست
‫- آره

33:56.360 --> 33:59.070
‫مطمئنی بعد از شما،
دیگه هیشکی اینجا زندگی نکرده؟

34:00.120 --> 34:01.160
‫بعید بدونم

34:10.590 --> 34:11.800
‫وای

34:12.500 --> 34:16.800
‫خب، خونواده‌ت خیلی به
سبک دکوراسیون‌شون وفادارن

34:16.800 --> 34:20.160
‫همون تم همیشگی مرگ و چوب‌های کپک‌زده

34:22.010 --> 34:25.600
‫گوش کن، سارا. واقعاً شرمنده‌تم.
‫فکر می‌کردم نقشه‌ی بیسکوییت جواب بده

34:25.600 --> 34:27.770
‫شاید هم این که شوپ خولیو رو دستگیر کرد،
‫به نفع‌مون باشه

34:27.770 --> 34:29.140
‫اوضاع کثافتیـه

34:29.150 --> 34:32.310
‫من هم نمی‌خوام ذهنم رو درگیرش کنم اما
‫واقعاً فاجعه‌ست

34:32.320 --> 34:34.360
‫- بابتش هم شرمنده‌م
‫- بس کن

34:34.360 --> 34:35.990
‫- فکر می‌کردم جواب بده
‫- جان بی

34:37.280 --> 34:39.490
‫می‌خوای بدونی فاجعه یعنی چی؟

34:40.870 --> 34:42.990
‫فاجعه اونـه. بابام مُرده

34:42.990 --> 34:45.330
‫با مامانم‌ هم که نمی‌دونم
چند ساله حرف نزدم

34:45.330 --> 34:46.450
‫ریف می‌خواست من رو بکشه و

34:46.450 --> 34:49.370
‫ویزی هم گیر یه نامادری وحشتناک افتاده

34:49.370 --> 34:52.080
‫اوضاع کثافت اینـه. خب؟

34:53.460 --> 34:57.670
‫تو فقط قول بده که تحت هیچ شرایطی،
‫کار ما به اینجا نمی‌کشه

35:00.260 --> 35:01.320
‫باشه

35:08.560 --> 35:10.980
‫چیه؟

35:10.980 --> 35:12.040
‫بیا دیگه

35:14.150 --> 35:15.583
‫من، جان بوکر راتلج...

35:15.608 --> 35:16.690
‫بس کن

35:16.690 --> 35:18.323
‫از صمیم قلب سوگند می‌خورم تا

35:18.347 --> 35:20.347
قبل از کار درست، ‫کار غلط رو بکنم

35:21.740 --> 35:24.080
‫...تا هیچ‌وقت قبل از انجام کاری، فکر نکنم

35:24.580 --> 35:27.700
‫تا یکم بی‌نظم و شلخته باشم و...

35:28.410 --> 35:30.129
‫همیشه هم تقریباً دیر کنم

35:34.750 --> 35:35.790
‫اما قول میدم که...

35:37.710 --> 35:39.980
‫تا ابد عاشقت بمونم

35:41.900 --> 35:43.830
‫می‌تونی عروس رو ببوسی

35:54.270 --> 35:56.820
‫گفتی اون سیتالیه کجا بود؟

36:07.290 --> 36:08.340
‫خدایا

36:11.370 --> 36:13.040
‫- خیلی خب، مراقب باش
‫- ببخشید، ببخشید

36:14.210 --> 36:15.500
‫این کار می‌کنه؟

36:17.130 --> 36:18.160
‫وای، چه فکر خوبی

36:19.710 --> 36:21.760
‫اینجا فقط یه مشت خنزر پنزر هست

36:22.630 --> 36:27.510
‫- گفتی دنبال چی بودیم؟
‫- یه جعبه‌ی چوبی دراز. قشنگ. باریک

36:33.390 --> 36:34.940
‫گفت جعبه‌ی دراز باریک؟

36:34.940 --> 36:36.190
‫اوهوم

36:36.190 --> 36:37.360
‫سارا، اینجاس

36:37.860 --> 36:39.860
‫نه، اون قشنگ نیست

36:39.860 --> 36:41.740
‫یادت باشه، دراز، باریک و قشنگ

36:43.320 --> 36:47.030
‫اگه من یه جعبه‌ی کوچیک باریک قشنگ بودم،
‫کجا می‌رفتم؟

36:47.030 --> 36:49.620
.وایسا، نگاه کن
‫این حکم طلاق‌شونـه

36:49.620 --> 36:53.830
‫«الی کمرون، خیابان پایتی ۹۰۰،
‫نیواورلئان، لوئیزیانا»

36:53.830 --> 36:55.920
‫- پایتی... نیواورلئان؟
‫- آره

36:56.750 --> 36:57.960
‫جالبـه

36:57.960 --> 37:00.160
‫- چرا باید بره نیواورلئان؟
‫- همین رو بگو

37:15.230 --> 37:17.150
‫شرط می‌بندم رفتن همین‌جا

37:17.150 --> 37:19.730
‫حتماً. تو این جزیره، هیچ‌جای دیگه‌ای نیست

37:31.580 --> 37:33.410
‫وای خدا. جان بی

37:33.410 --> 37:34.476
‫همینـه

37:38.170 --> 37:39.880
‫دقیقاً همون‌طوریـه که یادم مونده

37:39.880 --> 37:41.710
‫- بیا بازش کنیم
‫- باشه

37:51.136 --> 37:52.169
‫وای

37:52.836 --> 37:56.060
‫خیلی خب. نرو تو فکر، نرو تو فکر.
‫وای. خیلی خب

37:56.060 --> 37:57.270
‫چیزی نیست. مشکلی نیست

37:57.270 --> 38:01.230
‫فقط یه گنج دیگه‌ایـه که از دست‌مون رفته

38:01.230 --> 38:04.280
‫چون ۴۰۰ میلیون طلا بود،
‫بعدش هم اون صلیبه و

38:04.280 --> 38:05.360
‫بعدش هم این؟

38:05.360 --> 38:06.740
‫تاج آبی با...

38:08.360 --> 38:09.490
‫در

38:09.490 --> 38:10.950
‫ما اومدیم!

38:10.950 --> 38:13.330
‫- وای خدا. برو، برو، برو!
‫- باید از اینجا بریم

38:17.670 --> 38:18.960
‫می‌دونیم که اینجایید

38:18.960 --> 38:20.830
‫- گندش بزنن. برگرد بالا. برو، برو، برو
‫- نه؟

38:20.840 --> 38:22.340
‫هر جا که هستید، بیاید بیرون!

38:23.000 --> 38:25.260
‫- چی‌کار کنیم؟
‫- کمکم کن این رو ببندم

38:33.850 --> 38:35.020
‫دارن میان

38:38.840 --> 38:40.090
‫گیرتون انداختم، توله‌سگ‌ها

38:44.400 --> 38:46.530
‫- فکر کنم یه راه خروج دیگه هم باشه
‫- باشه

38:48.240 --> 38:50.620
‫یکی این بالاست

38:53.030 --> 38:54.063
‫سلام

38:56.620 --> 38:57.790
‫بیا بیرون

39:06.503 --> 39:07.510
‫سارا؟

39:07.510 --> 39:08.670
‫هیس!

39:09.510 --> 39:12.260
‫بیا پایین، پسر.
‫فقط می‌خوام باهات حرف بزنم

39:12.260 --> 39:14.060
‫- گندش بزنن
‫- نه! بازش کن!

39:15.710 --> 39:17.580
‫سارا

39:18.230 --> 39:20.060
‫بیا پایین! می‌خوایم یه گپی بزنیم

39:22.650 --> 39:24.560
‫سیتالی کجاست؟

39:24.570 --> 39:26.860
‫همون‌جاست. شلیک کن!

39:28.173 --> 39:29.173
‫سارا!

39:33.809 --> 39:53.809
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
