WEBVTT

00:05.229 --> 00:12.229
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:12.230 --> 00:17.230
ترجمه و تنظیم: پرولیتور

00:21.229 --> 00:22.230
‫«مرفهان...»

00:25.108 --> 00:26.234
‫«و تنگ‌دستان»

00:26.317 --> 00:27.444
‫زود باش. بگیرش

00:27.944 --> 00:28.944
‫جدی، بیخیال

00:28.987 --> 00:30.071
‫«دو قبلیه»

00:32.032 --> 00:33.033
‫«یک جزیره»

00:33.533 --> 00:35.201
‫وایسا، وایسا، وایسا

00:35.285 --> 00:36.161
‫همین؟

00:36.244 --> 00:37.746
‫«فکر می‌کردم مثل روز روشن باشه»

00:37.829 --> 00:38.997
‫- متاسفم
‫- خفه شو

00:39.831 --> 00:41.332
‫«وقتی جان‌بی رو بوسیدم»

00:42.625 --> 00:44.002
‫«بیخیال عضویتم در مرفهان شدم»

00:49.257 --> 00:50.300
‫«دیگه کار از کار گذشته بود»

00:50.383 --> 00:51.426
‫وایسا!

00:53.928 --> 00:55.388
‫«برای همیشه عضوی از تنگ‌دستان شده بودم»

00:56.723 --> 00:58.016
‫چیزی نیست

00:59.392 --> 01:00.992
‫«اما وقتی به کیلدر برگشتیم»

01:02.312 --> 01:03.563
‫«همه چیز برعکس شده بود»

01:04.064 --> 01:05.190
‫آره، بیخیال

01:06.816 --> 01:09.986
‫«- یه دفعه سرو کلۀ پدرش پیدا شد»
‫- به خوه خوش اومدی، بابا

01:10.570 --> 01:11.570
‫«اون یه خونه داشت»

01:13.782 --> 01:14.782
‫«و من،...»

01:16.284 --> 01:17.786
‫«چیزی واسم باقی نمونده بود»

01:22.373 --> 01:23.373
‫«نه خانواده‌ای»

01:25.585 --> 01:27.087
‫«نه مکانی برای موندن»

01:27.796 --> 01:28.796
‫سلام؟

01:29.714 --> 01:31.966
‫«- نه پولی»
‫- سارا. چکار داری می‌کنی؟

01:32.550 --> 01:33.550
‫«هیچی»

01:35.345 --> 01:37.430
‫«ولی هنوزم دوستای قدیمیم رو دارم»

01:38.973 --> 01:40.016
‫«افراد قبیله مرفه»

01:41.267 --> 01:42.769
‫«که منتظر بودن دوباره عضوی از اونا بشم»

01:46.689 --> 01:48.566
‫«یه مرفه به دنیا اومدم»

01:48.650 --> 01:49.818
‫«ولی تنگ‌دست شدم»

01:49.901 --> 01:52.737
‫- تا زمانی که مرگ ما رو از هم جدا کنه؟
‫- تا زمانی که مرگ ما رو از هم جدا کنه

02:01.371 --> 02:02.956
‫سارا، بلند شو!

02:03.039 --> 02:04.374
‫سارا، بلند شو!

02:14.467 --> 02:16.219
‫«پس من واقعا کدوم یکی هستم؟»

02:16.302 --> 02:17.929
‫«مرفه یا تنگ‌دست؟»

02:20.181 --> 02:22.392
‫«راستش، تو این موقعیت...»

02:23.476 --> 02:24.978
‫«دیگه خودم هم نمی‌دونم»

02:24.979 --> 02:26.879
‫«ساحل اوتر بانکس»
‫«فصل سوم، قسمت هفتم»

02:26.896 --> 02:27.981
‫منظورم اینه که...

02:28.064 --> 02:31.192
‫حتی بعد از اینکه افتاده بود روی زمین
‫جان‌بی هنوز داشت اونو میزد

02:31.276 --> 02:32.819
‫آره، هیچ وقت اینطوری ندیده بودمش

02:32.902 --> 02:34.737
‫واقعا فکر می‌کنی ممکنه دستگیر بشه؟

02:34.821 --> 02:36.197
‫نمی‌تونه الان دستگیر بشه

02:36.739 --> 02:37.782
‫الان نه

02:37.866 --> 02:41.369
‫اگر الان دستگیر بشه، نمی‌تونه به باباش کمک کنه
‫باید درستش کنم

02:41.452 --> 02:43.705
‫می‌تونی منو تا خونۀ تاپر برسونی؟ لطفا

02:44.581 --> 02:46.583
‫فکر نمی‌کنی ممکنه قضیه رو بدتر کنی؟

02:46.666 --> 02:47.666
‫نمی‌دونم

02:47.709 --> 02:50.587
‫و نمی‌دونم برای من و جان‌بی چه اتفاقی میافته

02:50.670 --> 02:52.310
‫ولی می‌دونم که نمی‌تونم
‫همینجوری بشینم

02:52.380 --> 02:54.799
‫و تماشا کنم که دستگیر بشه
‫درحالی که پدرش ربوده شده

02:56.467 --> 02:57.467
‫باید سعی‌ام رو بکنم

03:13.610 --> 03:16.404
‫می‌دونی قیافه‌ش یه جوریه!

03:16.487 --> 03:19.657
‫مثلا با اون حالتی که میگه
‫«رفیق، دلخور که نشدی». می‌گیری منظورم چیه؟

03:19.741 --> 03:23.077
‫«دلخور نشی»
‫سخته که نخوای دلخور باشی

03:23.161 --> 03:26.414
‫من فقط میگم... اون نگاهش...
‫اون جوری که مثل مرفهان نگاه می‌کنه. می‌دونی؟

03:26.497 --> 03:28.541
‫- تحریک کردنش معلوم بود
‫- تحریک کردن

03:28.625 --> 03:32.337
‫معلوم بود داره تحریکت می‌کنه
‫تو اونکاری رو کردی که مجبور بودی

03:32.420 --> 03:33.420
‫راه دیگه‌ای نداشتی

03:33.463 --> 03:35.465
‫ممنونم. راه دیگه‌ای نبود
‫باید یه راهی پیدا کنیم...

03:35.548 --> 03:37.383
‫که بریم آمریکای جنوبی.
‫همین الان هم دیر شده

03:37.467 --> 03:39.969
‫- اونا پدرم رو گرفتن
‫- چیزی واسه خوردن داری؟

03:40.053 --> 03:41.973
‫من داشتم به گذرنامه فکر می‌کردم
‫ما گذرنامه نداریم

03:42.013 --> 03:44.213
‫در نتیجه نمی‌تونیم با پرواز بریم
‫باید فکر دیگه‌ای بکنیم

03:44.265 --> 03:46.702
‫باشه. خب مگه اون پولی که از پورتیس
‫گرفتی رو نداری؟

03:46.726 --> 03:48.853
‫- اونو دادم به بابام
‫- خب پس نظرت راجع به قایق چیه؟

03:49.854 --> 03:52.333
‫اگ یه قایق گیر بیاریم
‫می‌تونیم به اونجا برسیم. چون نیرو دریایی هست

03:52.357 --> 03:55.443
‫آره، در مورد نیرو دریایی میدونی
‫اوه، لیمبری! لیمبری یه قایق داره

03:55.526 --> 03:57.886
‫- چطوره با اون بریم؟
‫- نه، اون پس داده

03:57.946 --> 04:01.106
‫و نیرو دریایی تا بندر اسپانیا نمیاد
‫پس بیخیال قایق

04:01.157 --> 04:02.659
‫پس داری میگی

04:03.201 --> 04:04.661
‫ما پولی نداریم

04:04.744 --> 04:07.264
‫و قایقی هم نداریم که
‫ما رو تا آمریکای جنوبی برسونه

04:07.288 --> 04:08.164
‫- عالی
‫- باورنکردنیه

04:08.248 --> 04:10.250
‫راستش، شاید من یه نفر رو بشناسم

04:10.333 --> 04:12.001
‫یه فکری به ذهنم رسید!

04:12.835 --> 04:15.630
‫- اوه
‫- بابا آیه یاس نخون دیگه

04:15.713 --> 04:19.259
‫- خیلی منفی هستی
‫- سرت رو بدزد. شوپ جلوی خونه‌س

04:21.678 --> 04:22.971
‫خب، جان‌بی

04:23.054 --> 04:23.972
‫- لعنتی!
‫- زود باش

04:25.223 --> 04:27.141
‫آهای! کسی خونه‌س؟

04:27.767 --> 04:30.144
‫- جان‌بی
‫- برو اون زیر. برو زیر میز

04:31.813 --> 04:33.064
‫- لعنتی
‫- زود باش

04:33.147 --> 04:35.400
‫خب، جان‌بی. می‌دونم اون تویی

04:38.027 --> 04:39.153
‫خفه شو. صدات در نیاد

04:42.240 --> 04:44.409
‫اگر ببینت، کار تمامه

04:44.492 --> 04:46.536
‫- جی‌جی می‌دونم
‫- نمی‌فهمم

04:46.619 --> 04:48.288
‫می‌دونم صدامو می‌شنوی

04:48.955 --> 04:52.250
‫بهتره بیایی بیرون باهام صحبت کنیم
‫خیلی واست بدتر میشه اگه نیایی

04:55.003 --> 04:56.004
‫باشه

05:15.481 --> 05:16.481
‫باشه

05:17.233 --> 05:18.318
‫هرطور دوست داری

05:19.027 --> 05:21.029
‫می‌دونی کجا منو پیدا کنی

05:26.034 --> 05:27.160
‫خب، بیا بریم بیرون

05:28.161 --> 05:30.413
‫- بجنب
‫- خب، من یه نقشه دارم

05:30.496 --> 05:31.664
‫فکر می‌کنم ممکنه جواب بده

05:32.165 --> 05:34.917
‫خیلی نقشه تر و تمیزی نیست. ممکنه خوشت نیاد
‫اما فکر می‌کنم جواب بده

05:35.001 --> 05:37.420
‫نه، نه، نه
‫وایسا، وایسا، چه نقشه‌ای؟

05:37.503 --> 05:40.340
‫اگه الان بهت بگم که نقشه‌م نیمه‌کاره‌س
‫دوباره آیه یاس می‌خونی

05:40.423 --> 05:42.216
‫ببین، من با یه نقشه‌ی ربع کاره هم
‫موافقم

05:42.300 --> 05:44.611
‫- بیخیال!
‫- واسه من این صدا رو درنیار

05:48.890 --> 05:49.891
‫هی

05:51.100 --> 05:52.143
‫هی

05:52.894 --> 05:55.438
‫خب تمام این خونه مال خودته؟

05:56.022 --> 05:57.982
‫بیشتر شبیه سرایدار اینجا هستم

06:06.574 --> 06:07.992
‫اوه!

06:15.708 --> 06:18.044
‫ریف، جنگ بین تو یا باباته

06:18.127 --> 06:21.506
‫اگه جای تو بودم، می‌رفتم تا
‫از سر راه برش دارم

06:21.589 --> 06:23.007
‫قبل از اینکه بخواد سر و صدا کنه

06:27.678 --> 06:29.722
‫- هی، خیلی مردی، ریف
‫- هی

06:30.306 --> 06:32.058
‫همینطور هم باقی می‌مونم

06:44.654 --> 06:45.988
‫هی، جایی می‌خوای بری؟

06:46.781 --> 06:48.324
‫امم، آره...

06:50.368 --> 06:53.408
‫من یکم کار دارم که باید انجام بدم
‫ولی تو می‌تونی اینجا بمونی. باشه؟

06:53.454 --> 06:54.705
‫برمی‌گردم

06:59.794 --> 07:01.921
‫من دارم کسب و کارمون رو انجام میدم. باشه؟

07:02.004 --> 07:04.090
‫دارم زمینه سازی می‌کنم
‫دارم ارتباط برقرار می‌کنم

07:04.173 --> 07:06.342
‫من دارم سعی می‌کنم
‫اینجا خودمو ثابت کنم. باشه؟

07:06.426 --> 07:10.221
‫پس بهتره تو هم برگردی به جزیره‌ت
‫که امنه

07:10.304 --> 07:12.849
‫و اینقد موی دماغ من نشی

07:12.932 --> 07:15.726
‫اگه اینجا تو رو پیدا کنن
‫همه چیز خراب میشه

07:16.686 --> 07:19.897
‫با خودم گفتم از بین این همه آدم
‫لااقل تو می‌دونی که اینجا باید پیدام کنی

07:20.481 --> 07:21.899
‫خوشحالم که پیدام کردی

07:21.983 --> 07:24.569
‫از اتفاقی که دیروز افتاد معلومه...

07:27.363 --> 07:28.364
‫درست می‌گفتم

07:29.449 --> 07:31.367
‫تو راه خیلی بدی افتادی، ریف

07:31.451 --> 07:33.911
‫این نظر توئه، نه من. باشه؟
‫من مشکلی ندارم

07:33.995 --> 07:36.581
‫همون اشتباهات رو مدام تکرار می‌کنی

07:36.664 --> 07:38.082
‫همون اشتباهاتی که من کردم.

07:38.166 --> 07:40.626
‫- درست
‫- برای همین می‌خوام بهت کمک کنم، پسرم

07:40.710 --> 07:42.545
‫تصمیم گرفتم یه تغییراتی انجام بدم

07:44.589 --> 07:45.589
‫چه تغییراتی؟

07:47.216 --> 07:49.427
‫می‌خوام مدیریت شرکت رو ازت بگیرم

07:52.346 --> 07:53.346
‫چی؟

07:54.098 --> 07:56.309
‫ریف تو دیگه مسئول نیستی

07:58.352 --> 07:59.562
‫داری چی میگی؟

08:00.396 --> 08:03.399
‫وکلام یه سری مدارک جدیدتر پیدا کردن...

08:03.983 --> 08:05.526
‫که نشون میده شرکت به رز واگذار شده

08:08.112 --> 08:09.363
‫- رز؟
‫- آره

08:09.447 --> 08:12.575
‫تو که فکر نمی‌کردی من کل امور
‫رو به تو بسپرم، ریف؟

08:13.784 --> 08:16.037
‫که خودم نتونم هیچ
‫تاثرگذاری داشته باشم

08:17.121 --> 08:19.290
‫- من در مورد بچه‌هام خیلی سخاوتمندم
‫- اوه، که اینطور

08:19.373 --> 08:21.560
‫- اما من اینقدر هم احمق نیستم
‫- نه، البته که نه

08:21.584 --> 08:26.047
‫واسم واضحه که کاملا خیالات برت داشته
‫درنتیجه کنترل شرکت به رز واگذار میشه

08:27.340 --> 08:29.634
‫و حقوقت رو کاهش میدیم

08:29.717 --> 08:30.927
‫تنی‌هیل رو داریم می‌فروشیم

08:31.511 --> 08:33.638
‫در نتیجه باید تا آخر هفته اونجا رو
‫تخلیه کنی

08:33.721 --> 08:35.473
‫باشه.

08:35.556 --> 08:38.351
‫و می‌دونم این خیلی سخته، پسرم
‫بیخیال این روش زندگی شدن سخته

08:38.434 --> 08:40.034
‫اما این دقیقا کاریه که باید انجام بدی

08:40.102 --> 08:42.563
‫چون ما داریم یه زندگی کاملا جدید رو شروع می‌کنیم

08:43.689 --> 08:45.191
‫قراره از نو متولد بشیم

08:45.274 --> 08:48.569
‫باشه، ولی برای اینکار
‫باید بیخیال این زندگی بشیم

08:48.653 --> 08:49.653
‫باید دفنش کنیم

08:49.695 --> 08:51.405
‫تولد دوباره، تولد دوباره!

08:51.489 --> 08:53.491
‫- الان داری جدی حرف می‌زنی؟
‫- آره

08:54.075 --> 08:56.911
‫فرایر کامرون. تو نمی‌تونی ببینی
‫که الان من سر پای خودم ایستاده‌م

08:56.994 --> 08:57.995
‫که الان قدرت دارم

08:58.621 --> 09:00.164
‫واقعا، ریف؟

09:01.290 --> 09:02.291
‫الان قدرت دست توئه؟

09:05.545 --> 09:07.630
‫می‌تونم برم به پلیس بگم تو اینجایی

09:08.297 --> 09:10.091
‫- که زنده‌ای
‫- آره؟

09:11.842 --> 09:12.842
‫پس...

09:14.720 --> 09:16.180
‫فکر می‌کنم یه مقدار قدرت داشته باشم

09:18.849 --> 09:24.188
‫آها. پس فکر می‌کنم مجبورم بهشون بگم
‫که تو کلانتر پیترکین رو کشتی

09:27.942 --> 09:29.777
‫البته، دلم نمی‌خواد. ولی...

09:31.779 --> 09:33.966
‫در نهایت، شاید واست خوب باشه

09:33.990 --> 09:36.200
‫- همم
‫- اینکه یکم مسئولیت کارهاتو قبول کنی

09:36.284 --> 09:39.164
‫شاید باعث بشه زیاد بهت سخت نگیرن
‫درضمن، سارا هم حرف منو تایید می‌کنه. درسته؟

09:39.203 --> 09:40.204
‫اون اونجا بود

09:41.455 --> 09:42.623
‫دیدیش؟

09:43.207 --> 09:44.847
‫- معلومه که دیدمش
‫- درست

09:44.917 --> 09:46.085
‫اون دخترمه

09:46.877 --> 09:49.171
‫بهش پیشنهاد مقداری پول و جایی
‫برای موندم دادم. ولی...

09:58.264 --> 09:59.264
‫ریف

10:00.725 --> 10:01.726
‫می‌بینی؟

10:03.144 --> 10:04.645
‫شیطان روحت رو تسخیر کرده، پسر

10:10.067 --> 10:11.611
‫می‌خوای بهم شلیک کنی؟

10:15.948 --> 10:17.283
‫نمی‌تونی، پسرم

10:19.660 --> 10:23.331
‫چون هر چقدر هم عصبانی باشی
‫بازم من پدرت هستم و تو منو دوست داری

11:07.875 --> 11:09.669
‫یه بی‌سروپایی به اسم جان‌بی

11:09.752 --> 11:10.670
‫اون زدش

11:10.753 --> 11:13.422
‫و حتی بعد از اینکه بی‌هوش شده بود
‫به زدنش ادامه داد

11:13.506 --> 11:14.840
‫باورت میشه؟

11:14.924 --> 11:18.386
‫خدا رو شکر که جواب سی‌تی اسکن و بی‌تی‌آی
‫منفی بود

11:20.054 --> 11:21.305
‫اوه

11:21.389 --> 11:22.640
‫بذار دوباره باهات تماس می‌گیرم

11:26.060 --> 11:29.563
‫دکتر تورنتون من خیلی متاسفم

11:29.647 --> 11:32.858
‫خب متاسفانه
‫عذرخواهی باعث نمیشه حال پسرم خوب بشه. نه؟

11:33.567 --> 11:34.567
‫خیر

11:37.113 --> 11:38.114
‫میشه لطفا ببینمش؟

11:43.327 --> 11:44.327
‫بفرما

11:50.501 --> 11:52.670
‫هی

11:53.546 --> 11:55.005
‫نباید یکم به خودت استراحت بدی؟

11:56.048 --> 11:57.591
‫تاپر

12:01.595 --> 12:06.016
‫می‌دونی من می‌تونستم دهنش رو سرویس کنم. اره؟
‫قبلا هم اینکارو رو کردم. دوبار؟

12:06.600 --> 12:11.105
‫ولی سعی کردم گذشت کنم
‫نمی‌خواستم مهمونی آنا و مایک رو خراب کنم

12:11.188 --> 12:13.750
‫- و تو کار درست رو انجام دادی
‫- من کار درست رو انجام دادم

12:13.774 --> 12:16.402
‫اما حالا به نظر میاد
‫حریفش هم نیستم

12:16.902 --> 12:21.449
‫بدبختانه برای جان‌بی
‫من می‌خوام باهاش بی حساب بشم

12:21.532 --> 12:23.200
‫تاپر، من متاسفم

12:24.326 --> 12:26.704
‫من نمی‌خواستم هیچکدوم از این اتفاقات بیافته

12:27.204 --> 12:30.040
‫باشه اگه واقعا شرمنده هستی، سارا

12:32.084 --> 12:34.086
‫چطوره بیایی علیه‌ش شهادت بدی؟

12:36.338 --> 12:38.090
‫اینکار رو واسم انجام میدی؟

12:41.594 --> 12:43.220
‫پس واقعا می‌خوای ازش شکایت کنی؟

12:43.304 --> 12:46.056
‫آره واقعا می‌خوام شکایت کنم
‫خودت که شاهد بودی چه اتفاقی افتاد

12:46.932 --> 12:49.143
‫طرف با مشت زد تو صورتم

12:49.226 --> 12:51.266
‫بعدش هم با اینکه بیهوش روی زمین افتاده بودم
‫بازم داشت منو میزد

12:51.312 --> 12:52.855
‫می‌دونم...

12:53.564 --> 12:55.566
‫امروز بعد از ظهر می‌خواییم بریم

12:56.275 --> 12:57.485
‫تو شاهد کل ماجرا بودی

12:58.068 --> 13:00.237
‫حاضری همراه ما بیایی و کار درست
‫رو برای پسرم انجام بدی؟

13:05.951 --> 13:06.951
‫حتما

13:09.538 --> 13:10.456
‫آره؟

13:10.539 --> 13:11.749
‫اونجا می‌بینمت

13:38.734 --> 13:42.363
‫اوه عالی. غذاخوری راک‌فیش
‫پاتوق ارازل و اوباش

13:42.446 --> 13:44.073
‫یه نفر اینجا هست

13:44.156 --> 13:45.533
‫که همیشه اینجاست

13:45.616 --> 13:46.992
‫کارش قاچاقه

13:47.076 --> 13:48.744
‫بابام واسش کار می‌کرد

13:48.828 --> 13:49.829
‫بیخیال

13:50.329 --> 13:51.372
‫نه، نه، صبر کن

13:53.207 --> 13:55.918
‫- لطفا نگو که منظورت باراکودا مایکه
‫- باشه نمیگم

13:56.001 --> 13:58.254
‫بیخیال. باید یه راه بهتر از این هم باشه

13:58.337 --> 14:00.798
‫اوه، می‌دونی چیه؟ تو درست میگی
‫یه راه بهتر هست

14:00.881 --> 14:02.591
‫ولی مشکل اینه که واقعا راهی نیست

14:02.675 --> 14:04.802
‫جدی میگم، ما خیلی وقت نداریم

14:04.885 --> 14:08.055
‫و بابات الان به کمک نیاز داره
‫و این آدم راه حل مشکل ماست...

14:08.138 --> 14:10.057
‫که هر چه سریعتر به آمریکای جنوبی برسیم

14:10.140 --> 14:11.225
‫سر این یکی بهم اعتماد کن

14:12.101 --> 14:13.769
‫بذار من صحبت کنم باشه؟

14:15.104 --> 14:18.482
‫- سلام مایک
‫- منو یادت هست، آره؟

14:18.566 --> 14:21.819
‫- قشنگ معلومه نوک زبونته
‫- پسر لوک

14:21.902 --> 14:23.112
‫اینم جوابه

14:23.195 --> 14:27.324
‫بهم جی‌جی هم میگن
‫اینم دوست خوبم جان‌بی هستش

14:27.408 --> 14:28.868
‫- هی
‫- راتلگ

14:28.951 --> 14:31.662
‫- سالم و سرحال
‫- داستانایی در مورد شما دوتا شنیدم

14:31.745 --> 14:35.291
‫- اوه
‫- میگن این یه قاتل بی‌رحم پلیسه

14:35.374 --> 14:36.374
‫نه، نیستم

14:37.418 --> 14:39.628
‫مایک، می‌خوام صادقانه بگم
‫که چرا اینجا هستیم، باشه؟

14:39.712 --> 14:42.131
‫ما یکم توی دردسر افتادیم

14:42.214 --> 14:44.633
‫و داریم سعی می‌کنیم بریم
‫آمریکای جنوبی اگه...

14:44.717 --> 14:48.178
‫شرمنده رفیق
‫ولی من آژانس مسافرتیم رو فروختم

14:49.763 --> 14:53.642
‫ما که دنبال صدقه نیستیم، باشه؟

14:53.726 --> 14:55.269
‫متوجه هستیم که این یه جاده دوطرفه‌س

14:55.352 --> 14:56.896
‫- رابطۀ همزیستانه
‫- بله، بله

14:56.979 --> 14:59.523
‫این چیزیه که ما می‌خواییم بهش برسیم
‫فقط باید «مذکره» کنیم که...

14:59.607 --> 15:01.692
‫مذاکره. منظورش مذاکره بود

15:01.775 --> 15:04.403
‫آره باید خصوصی مذاکره کنیم

15:04.486 --> 15:05.905
‫اگه تو مشکل نداری

15:08.908 --> 15:10.828
‫- تو اینجا بمون
‫- نه، نباید اینکارو بکنی

15:10.910 --> 15:12.202
‫منو اینجا تنها نذاری

15:12.828 --> 15:14.246
‫ببخشید! باشه

15:18.626 --> 15:22.129
‫ببین من می‌دونم کلی هواپیما واست
‫از آفریقای جنوبی بسته‌های علف میارن

15:22.212 --> 15:24.048
‫و لازمه این بارها رو تخلیه کنی، باشه؟

15:24.131 --> 15:27.801
‫بابام هم همینکار رو واست می‌کرد
‫خب منم می‌تونم همین کار رو واست بکنم، مایک

15:28.802 --> 15:29.637
‫بابام میومد خونه...

15:29.720 --> 15:32.723
‫و کلی پز می‌داد که توی یه شب چقد پول درآورده
‫که اگه اشتباه نکنم 10 هزار تا بود، درسته؟

15:32.806 --> 15:36.018
‫با این پول میشه کلی پنیر چدار خرید
‫ما حاضریم برای مبلغ خیلی کمتری اینکارو واست بکنیم

15:36.101 --> 15:37.645
‫باشه؟
‫مثلا مجانی

15:37.728 --> 15:40.230
‫هیچی مجانی نیست

15:40.314 --> 15:43.943
‫منم یه زمانی این حرف رو می‌زدم.
‫برای همین میخوام باهات روراست باشم

15:44.026 --> 15:46.904
‫تنها چیزی که ازت می‌خواییم
‫یه فضای کوچیک توی قسمت باره

15:46.987 --> 15:48.781
‫برای سفر بعدی که میخوای اونجا بری

15:48.864 --> 15:52.284
‫- شما فقط یه سواری می‌خوایید
‫- فقط یه سواری توی قسمت بار می‌خواییم

15:52.368 --> 15:55.412
‫و در عوضش
‫دوتا کارگر مجانی گیرت میاد

15:55.496 --> 15:57.331
‫و 20 هزار دلاری که گیرت میاد

15:57.414 --> 16:00.417
‫تو رو نمی‌دونم. اما به نظر من
‫این خیلی مجانیه

16:00.501 --> 16:01.502
‫چی میگی؟

16:02.962 --> 16:05.798
‫خب، شماها اونجا چی می‌گیرید؟

16:05.881 --> 16:06.881
‫پول

16:08.050 --> 16:10.803
‫- پنج و نیم
‫پنج و نیم عصر. میاییم. بله قربان

16:10.886 --> 16:12.926
‫- رفقا از دیدنتون خوشحال شدیم
‫- هی، بیا بریم. بجنب

16:14.515 --> 16:16.660
‫- خب، چکار باید بکنیم؟
‫- یه کار کوچیک

16:16.684 --> 16:17.893
‫- یه کار کوچیک
‫- آره

16:17.977 --> 16:21.355
‫هر دفعه میگی «یه کار کوچیک»
‫اما هیچ وقت کوچیک نیست

16:21.438 --> 16:24.108
‫ببین، به معنای واقعی کلمه
‫آسون‌ترین کار توی دنیاست، داداش

16:25.150 --> 16:27.486
‫ما فقط بار رو خالی می‌کنیم
‫دیدی توی هواپیما چکار می‌کنن؟

16:27.569 --> 16:30.489
‫مث هواپیمایی دلتا و یونایتد
‫که ساک‌ها رو از هواپیما در میارن

16:30.572 --> 16:32.199
‫قراره اینکار رو بکنیم. باشه؟

16:32.783 --> 16:35.285
‫وقتی اینکار رو کردیم، بلیتمون رو قطعی می‌کنیم
‫و می‌ریم به آمریکای جنوبی

16:35.369 --> 16:37.204
‫با هم پیناکولادا می‌خوریم

16:37.287 --> 16:40.249
‫جان‌بی، مثل آب خوردنه

16:41.083 --> 16:43.585
‫تو رانندگی می‌کنی

16:45.586 --> 16:47.213
‫[اورینوکو، ونزوئلا]

16:47.214 --> 16:49.800
‫بالاخره رسیدیم به اورینوکو

16:49.883 --> 16:51.635
‫دروازۀ ورود به ال درادو

16:52.720 --> 16:54.722
‫قبرستان امپراطوری‌ها

16:56.098 --> 16:57.599
‫خیلیا جونشون رو از دست دادن می‌دونستی؟

17:00.936 --> 17:02.688
‫شاید ما هم بتونیم یه چند تایی به لیست اضافه کنیم

17:04.148 --> 17:06.483
‫به راهنمای جدیدمون، جان سلام کن

17:07.359 --> 17:09.528
‫چهار روز تا انقلابین مونده، می‌دونستی

17:10.029 --> 17:12.740
‫و توی اون شب
‫تو قسمتی از تاریخ میشی

17:17.703 --> 17:18.703
‫منظورم اینه...

17:19.621 --> 17:22.750
‫ما می‌دونیم که این یه جور
‫کلید ترجمه‌ست

17:23.292 --> 17:26.211
‫من نمی‌فهممش. ببین

17:26.712 --> 17:28.380
‫این خورشیده

17:28.464 --> 17:32.342
‫اینم علامت خورشیده
‫و اینم طلاست

17:32.426 --> 17:36.513
‫اینم نشانۀ طلاست
‫ولی این مثل یه دیکشنری نیست

17:36.597 --> 17:38.474
‫تو فکر نمی‌کنی که اگه...

17:39.391 --> 17:41.685
‫اگه میشد به حالت درست کنار هم
‫بذاریشون

17:41.769 --> 17:43.270
‫شاید معنی خاصی بدی؟

17:43.353 --> 17:44.855
‫یه لحظه صبر کن

17:44.938 --> 17:46.857
‫من قبلا اینو جایی دیدم

17:47.900 --> 17:48.900
‫خورشید

17:49.443 --> 17:50.861
‫خورشید، خورشید

17:51.612 --> 17:54.114
‫تو اون قسمتی رو که من نمی‌فهمم، می‌دونی؟

17:54.615 --> 17:58.243
‫این مرد یه شانس داشت
‫که نامه‌ای واسه دخترش بفرسته

17:58.994 --> 18:00.829
‫اونوقت این نامۀ بی سر و ته رو فرستاده

18:01.413 --> 18:04.124
‫بهش فکر کن. ترجمۀ کالیناگو

18:04.208 --> 18:05.876
‫حتما یه دلیلی داشته

18:06.418 --> 18:07.544
‫میراثه

18:07.628 --> 18:10.130
‫کلئو، همینه

18:10.214 --> 18:12.132
‫اون می‌خواسته دخترش ال درادو رو پیدا کنه

18:16.845 --> 18:19.848
‫- ما باید اینو بررسی کنیم
‫- آره باید اینکار رو بکنیم

18:19.932 --> 18:21.892
‫فکر می‌کنم دقیقا بدونم کجا باید بریم

18:22.559 --> 18:24.228
‫وایسا ببینم، بابات اینجاست؟

18:24.311 --> 18:25.991
‫این جاییه که من می‌رفتم اگه جای اون بودم

18:26.021 --> 18:27.981
‫مطمئنی می‌خوای اینکار رو بکنی؟

18:29.399 --> 18:31.985
‫نمی‌دونم
‫ولی باید به جان‌بی و باباش کمک کنم

18:32.569 --> 18:34.363
‫آره، اگه صدای جیغ و داد شنیدم

18:34.446 --> 18:36.907
‫حتما میام داخل و صحنه جرم رو
‫مستندسازی می‌کنم

18:37.533 --> 18:38.700
‫تو حرف نداری

18:40.244 --> 18:41.328
‫هی، موفق باشی

18:59.054 --> 19:00.097
‫سلام عزیزم

19:05.769 --> 19:07.146
‫دعا می‌کردم سر عقل بیایی

19:11.900 --> 19:13.652
‫یادت هست که بهم گفتی...

19:13.735 --> 19:15.320
‫هر کاری می‌کنی که

19:15.404 --> 19:17.030
‫رابطه‌مون رو بازسازی کنی؟

19:18.782 --> 19:19.782
‫البته

19:20.701 --> 19:21.743
‫جدی گفتم

19:23.203 --> 19:24.913
‫یه کاری هست که می‌تونی انجام بدی

19:26.498 --> 19:27.498
‫جون بخواه

19:29.251 --> 19:30.771
‫من مطمئن نیستم

19:30.836 --> 19:33.213
‫داداش، تو زیادی نگرانی

19:33.297 --> 19:36.425
‫اینا فقط یه مشت کشاورزن
‫که دونه‌های اورگانیک از آمریکای جنوبی میارن

19:36.508 --> 19:37.718
‫که ما باید تخلیه‌شون کنیم

19:37.801 --> 19:40.562
‫- این یه عملیات قاچاق مواده
‫می‌خوای به بابات برسی یا نه؟

19:40.596 --> 19:43.849
‫آره می‌خوام
‫ببین، این باید جواب بده. گرفتی؟

19:43.932 --> 19:45.684
‫من با دید شک بهش نگاه کردم
‫و اون مقصر دونستم

19:45.767 --> 19:48.020
‫و تمام این مدت
‫اون می‌خواست ازم محافظت کنه

19:48.103 --> 19:50.355
‫و حالا هم ربوده شده
‫برای همین من یه جورایی...

19:50.439 --> 19:52.649
‫جان‌بی. نه! ببین، من می‌دونم...

19:52.733 --> 19:55.736
‫می‌دونی الان باید به کی اعتماد کنی؟ به بابا جی

19:56.236 --> 19:59.198
‫باشه؟ من صد درصد می‌دونم دارم چکار می‌کنم

19:59.281 --> 20:01.283
‫من که میگم 60 درصدش هم خوبه

20:02.201 --> 20:05.454
‫- پشمام. اینجا رو ببین
‫- شبیه یه کاروان بالداره

20:08.081 --> 20:10.709
‫- گندش بزنن. دارن بار رو تخلیه می‌کنن
‫- لعنتی

20:11.293 --> 20:13.754
‫هی رفیق ما که دیر نکردیم. نه؟

20:13.837 --> 20:17.049
‫نه، ولی یه تغییری تو نقشه‌مون پیش اومده

20:17.132 --> 20:20.093
‫اوه، باشه

20:20.177 --> 20:24.431
‫شما دوتا باید وانت رو تا شهر الیزابت برونید
‫و بار رو تحویل بدید

20:24.514 --> 20:25.891
‫آدرس توی وانت هست

20:25.974 --> 20:28.644
‫یه ماشین واستون آماده هست
‫که باهاش برگردید

20:29.353 --> 20:30.562
‫تا اون موقع هواپیما منتظرتون می‌مونه

20:30.646 --> 20:34.233
‫باشه. خب تو...
‫فقط می‌خوای که وانت رو تا اونجا برونیم؟

20:34.733 --> 20:35.734
‫درسته

20:39.613 --> 20:41.865
‫شرمنده میشه من یه لحظه با این صحبت کنم؟

20:42.491 --> 20:44.660
‫هی، هی
‫این چیزی نیست که راجع‌بهش صحبت کردیم

20:44.743 --> 20:46.119
‫این خیلی خطرناکتره

20:46.203 --> 20:49.790
‫مهم نیست راجع به چی صحبت کردیم
‫اونیکه دنبال منفعته، باید خطر کنه

20:49.873 --> 20:52.193
‫- این کار رو بکنید، بعد می‌تونید با پرواز برید
‫- آره، فقط...

20:52.251 --> 20:53.251
‫اگه انجامش ندید

20:54.670 --> 20:57.005
‫خودتون می‌دونید چه اتفاقی میافته. نه؟

21:03.637 --> 21:06.556
‫حالا گوش کن چی میگم
‫پلیس راه همین الان که داریم حرف می‌زنیم دارن شیفتشون رو عوض می‌کنن

21:06.640 --> 21:09.601
‫الان وقتشه. محموله رو ببرید تا محل تحویل
‫توی پراسپکت

21:09.685 --> 21:11.061
‫مسیر رفتنتون توی وانت نوشته شده

21:11.144 --> 21:13.647
‫شانس بیارید قبل از غروب آفتاب
‫اینجایید

21:13.730 --> 21:14.940
‫بجنب

21:17.567 --> 21:18.568
‫سوییچ رو بگیر

21:20.612 --> 21:23.907
‫آره مشکلی نیست. سوار شو

21:31.290 --> 21:34.501
‫- اصلا می‌دونی چی بار این وانته؟
‫- آره جان‌بی. می‌دونم چی توی وانته

21:34.584 --> 21:36.753
‫مشکلی پیش نمیاد
‫خوب پیش میره. باشه؟

21:36.837 --> 21:39.172
‫- من از این نقشه‌های مزخرفت خسته شدم
‫- لعنتی

21:39.256 --> 21:41.133
‫نه، جدی دارم میگم
‫این دفعه شاید از اون دفعه که...

21:41.216 --> 21:42.856
‫گفتی تو زندان الکی بگم آپاندیسم درد می‌کنه
‫بدتر باشه

21:42.884 --> 21:44.052
‫و اونم تقریبا جواب داد

21:44.761 --> 21:47.556
‫نقشه رو بیار بیرون
‫اصلا نمی‌دونم کجا دارم میرم

21:48.140 --> 21:50.267
‫خب، ما باید برید به اتوبان 158. درست؟

21:50.350 --> 21:52.412
‫- بده ببینم...
‫- بیا اینو بگیر. پاره‌ش کردی

21:52.436 --> 21:53.520
‫خدای من

21:54.396 --> 21:57.858
‫- ایناهاش. راحت میشه از اینجا...
‫- پلیس. جی‌جی. یه پلیس اونجاس

22:00.736 --> 22:02.070
‫- لعنتی
‫- خب، خونسرد باش

22:02.154 --> 22:04.215
‫- نه خونسرد نیستی
‫- خونسرد باش. من خیلی خونسردم

22:04.239 --> 22:06.199
‫- خیلی خونسردم
‫- دیگه خونسردتر از این نمیشه

22:06.283 --> 22:09.119
‫- داری چکار می‌کنی؟ اینکارو نکن
‫- فقط دارم دست تکون میدم

22:09.870 --> 22:12.372
‫- جی‌جی چه غلطی داری...بهت گفتم
‫- سلام، سرکار

22:14.583 --> 22:16.585
‫- چرا دست زدی بهم؟
‫- برای پلیسا دست تکون نده

22:16.668 --> 22:18.795
‫اول قانون وقتی سوار وانت کرایه‌ای هستی، همینه

22:19.880 --> 22:22.549
‫- فقط 5 دقیقه‌س که سوار ماشین شدیم
‫- داره سوار ماشینش میشه

22:22.632 --> 22:25.802
‫باشه، باشه. فقط خیلی، خیلی
‫خونسرد رفتار کن

22:25.886 --> 22:28.513
‫لعنتی داره میاد
‫داره میاد. لعنتی. گندت بزنن

22:28.597 --> 22:31.016
‫رفیق. وضعیت گوبلین.
‫باید گمش کنیم. باشه؟

22:31.099 --> 22:34.186
‫- وضعیت گوبلین؟ منظورت چیه اصن؟
‫- این کاریه که باید بکنیم. صبر کن

22:34.269 --> 22:35.604
‫- حلش می‌کنم
‫- جی‌جی

22:41.318 --> 22:43.038
‫- برو بیرون. برو، برو
‫- باشه

22:43.111 --> 22:45.697
‫به خدا قسم، اگه از این مهلکه قسر در بریم
‫خودم می‌کشمت

22:45.781 --> 22:48.381
‫شاید نیاز نشه
‫چون باراکودا مایک قبل تو اینکارو می‌کنه

22:57.626 --> 22:59.211
‫پیزارو

22:59.294 --> 23:00.921
‫سر والتر رالی

23:01.755 --> 23:04.841
‫جان اونا هم به این رودخونه اومده بودن
‫می‌دونستی؟

23:05.509 --> 23:07.844
‫اونا هم مثل ما تب داشتن

23:08.470 --> 23:12.724
‫هی پشت سر هم ارتش فرستادن
‫و چنان بی‌رحمی نشون دادن که قابل وصف نیست

23:12.808 --> 23:17.938
‫و همۀ این کشت و کشتار
‫فقط برای چیزی که شایعه شده بود وجود داره

23:18.021 --> 23:20.899
‫چیزی که هیچوقت کسی پیدا نکرد

23:21.858 --> 23:25.779
‫پدربزرگ من توی اون کشتی جونش رو از دست داد
‫می‌دونی، جان؟

23:25.862 --> 23:27.781
‫درست مثل خیلیای دیگه

23:27.864 --> 23:29.866
‫اون وقت برای چی، ها؟

23:29.950 --> 23:31.410
‫برای چی؟ هیچی

23:31.993 --> 23:32.911
‫شکست خوردن

23:32.994 --> 23:34.955
‫تو دوستم رو کشتی

23:35.539 --> 23:36.415
‫چرا؟

23:36.498 --> 23:39.167
‫تا خودت رو قانع کنی
‫پدربزرگت 100 سال پیش...

23:39.251 --> 23:40.752
‫بیخودی کشته نشده؟

23:40.836 --> 23:41.962
‫درسته

23:42.879 --> 23:44.756
‫تو چی، ها؟

23:45.882 --> 23:48.468
‫تو هم خیلی وقته این تب رو داشتی، می‌دونی

23:48.552 --> 23:50.846
‫تو یه کار دانشگاهیِ آینده‌دار
‫رو فدا کردی

23:50.929 --> 23:52.597
‫و باز هم ادامه دادی، چرا؟

23:55.767 --> 23:57.185
‫برای اون بچه، فکر کنم

23:59.104 --> 24:03.191
‫این کاری بود که باهم انجام دادیم
‫واسم مهم نبود دیگران در موردم چی فکر می‌کنن

24:03.275 --> 24:06.069
‫فقط می‌خواستم اون بدونه...

24:06.153 --> 24:07.529
‫که من..

24:09.948 --> 24:11.283
‫که من هیچ و پوچ نبودم

24:14.494 --> 24:17.247
‫منو تو خیلی هم با هم فرق نداریم، جان

24:18.582 --> 24:20.667
‫خیلی باهم فرق نداریم

24:22.878 --> 24:26.465
‫ببین، من بارها و بارها و بارها بهش فکر کردم

24:26.548 --> 24:30.469
‫خودت هم گفتی. درسته؟
‫تنها مانع موفقیت این قضیه پدر منه

24:31.219 --> 24:34.514
‫ما باید در نطفه خفه‌ش کنیم
‫باید از سر راه برش داریم

24:34.598 --> 24:36.475
‫در ضمن، کی قراره خبردار بشه؟

24:36.558 --> 24:39.269
‫اون که همین الانش هم مرده
‫کسی که قبلا مرده رو که نمیشه دوباره کشت

24:41.521 --> 24:45.275
‫هی، اگه بابای من اینجا بمونه، خب...

24:45.358 --> 24:46.358
‫توافق ما...

24:47.319 --> 24:50.030
‫دربارۀ همکاری باهم
‫برای استفاده از شرکت برای پولشویی

24:50.113 --> 24:51.615
‫تمام اون داستان پنجاه-پنجاه

24:51.698 --> 24:53.825
‫- امم
‫- همش به باد فنا میره

24:53.909 --> 24:58.246
‫چیزی که الان ازم می‌خوای
‫چیزیه که قبلا یه بار انجام شده

25:00.081 --> 25:01.958
‫و نمیشه دوباره برش گردوند به عقب

25:02.959 --> 25:04.294
‫راه برگشتی نیست

25:05.420 --> 25:08.757
‫من دارم دربارۀ خانواده‌ت حرف می‌زنم.
‫درباره پدرت. درباره هم‌خونت

25:09.799 --> 25:11.551
‫و خون همه چیز رو پیچیده می‌کنه

25:12.177 --> 25:13.887
‫بیا فرض کنیم...

25:14.513 --> 25:15.514
‫مثلا...

25:16.389 --> 25:17.389
‫من انجامش دادم

25:18.433 --> 25:19.935
‫و بعدش، به هر دلیلی...

25:20.936 --> 25:23.396
‫تو تصمیم می‌گیری نظرت رو عوض کنی

25:24.397 --> 25:25.398
‫و منو لو میدی

25:29.236 --> 25:30.278
‫نه

25:32.322 --> 25:35.283
‫خیلی وقته دارم به این مسئله فکر می‌کنم

25:43.250 --> 25:45.877
‫اون همیشه من تحت فشار گذاشته

25:48.922 --> 25:50.298
‫جلوم رو گرفته

25:54.177 --> 25:55.971
‫به زودی این داستان تمام میشه

26:03.061 --> 26:04.563
‫من نظرم رو عوض نمی‌کنم

26:18.493 --> 26:20.912
‫بابام الان یه جایی توی آمریکای جنوبیه

26:20.996 --> 26:23.707
‫احتمالا یه چاقو هم رو گلوشه
‫و اونوقت ما داریم چکار می‌کنیم؟

26:23.790 --> 26:24.874
‫قاچاق می‌کنیم؟

26:25.917 --> 26:26.751
‫توی وضعیت گوبلینی؟

26:26.835 --> 26:30.088
‫چند بار می‌خوای از من گله کنی
‫بابت اینکه خواستم کمک کنم بابات رو نجات بدیم؟

26:30.171 --> 26:33.133
‫کمک دقیقا خلاف چیزیه که الان داری انجام میدی

26:33.216 --> 26:34.593
‫می‌دونی چیه؟ تو راست میگی

26:35.468 --> 26:36.970
‫دقیقا درست میگی

26:37.053 --> 26:40.640
‫اما می‌دونی تقصیر کیه؟
‫تو و اون بابای تشنۀ گنجت

26:43.226 --> 26:44.477
‫اوه، باشه!

26:44.561 --> 26:46.771
‫- کارمون به اینجا کشید؟
‫- آره کارمون به اینجا کشید

26:46.855 --> 26:49.441
‫آره. بنظر میاد کارمون به اینجا رسیده

26:49.524 --> 26:50.734
‫- بیخیال
‫- بیخیال پسر

26:50.817 --> 26:53.153
‫همینه. منم منتظر همین بودم

26:55.280 --> 26:57.782
‫ولم کن!

26:57.866 --> 26:58.866
‫سلام، آقایون

27:01.453 --> 27:02.537
‫آه...

27:02.621 --> 27:04.414
‫- چه خبر، شوپ؟
‫- حالتون خوبه؟

27:04.497 --> 27:06.791
‫آره، ما، می‌دونی...فقط...

27:07.459 --> 27:08.460
‫ما مشکلی نداریم

27:10.545 --> 27:11.755
‫ردیاب

27:11.838 --> 27:14.549
‫اینجوری خیلی راحتتر میشه
‫مراقب شماها بود

27:14.633 --> 27:18.136
‫تمامی واحدها، تیم کشف و ضبط
‫در مسیر وانت رها شده‌س. تمام

27:18.720 --> 27:20.305
‫- مفهومه
‫- به نظر میاد باید برم برای انجام وظیفه

27:20.388 --> 27:22.641
‫- خب ماهم نمی‌خواییم مزاحم کارت بشیم
‫- آره

27:22.724 --> 27:23.808
‫مزاحمت نمیشیم

27:23.892 --> 27:27.145
‫یه دقیقه وایسید
‫همین الان یه وانت پر از مواد پیدا کردیم

27:27.228 --> 27:30.815
‫توی اتوبان 158. شماها که توی اون ماجرا
‫دخیل نبودین. آره؟

27:31.941 --> 27:34.277
‫- می‌بینی؟ به این میگن پرونده‌سازی. جان‌بی
‫- می‌دونم

27:34.361 --> 27:35.904
‫و من واقعا خوشم نیومد

27:35.987 --> 27:38.467
‫یعنی چون ما تنگدست هستیم
‫فکر می‌کنی دلال مواد هم هستیم؟ نه! نه!

27:38.531 --> 27:40.241
‫اینقدرا هم بدبخت بیچاره نیستیم، شوپ

27:40.325 --> 27:43.495
‫این مدت همش سرگرم کتک زدن مردم و
‫گند زدن به مهمونی‌ها بودی

27:43.578 --> 27:47.123
‫- ببین شوپ. یه چیزی رو باید توضیح بدم...
‫- دوست ندارم اینو بهتون بگم...

27:47.207 --> 27:49.376
‫- اما من حکم بازداشتت رو دارم
‫- چی؟ حکم بازداشت؟

27:49.459 --> 27:51.145
‫- تاپر ازت شکایت کرده
‫- صبر کن

27:51.169 --> 27:52.921
‫برای چی؟ خودش شروع کرد

27:53.004 --> 27:55.632
‫- خودش شروع کرد
‫- من دارم صادقانه بهت میگم

27:55.715 --> 27:59.094
‫- خدایی، من چکار کردم؟
‫- دستات رو بذار روی ون

27:59.177 --> 28:01.388
‫شوپ، این دفعه
‫من اصلا کاری نکردم

28:01.471 --> 28:05.934
‫- می‌دونی تاپر با جان‌بی چکار کرد؟
‫- اما می‌دونم این رفیقت که اینجاست چکار کرده

28:06.017 --> 28:09.270
‫- جلوی کل شهر گرفتش به مشت و لگد
‫- آره، برای همین...

28:09.354 --> 28:11.189
‫و باز هم با مشت و لگد زدش
‫حتی بعد اینکه بی‌هوش شده بود

28:11.272 --> 28:14.192
‫و تاپر شاید یه عوضی باشه
‫اما شما باید عاقلتر می‌بودید

28:14.275 --> 28:17.862
‫شوپ! بیخیال. اون داشت با دوست دختر
‫جان‌بی لاس میزد. خودت هم بودی همینکار رو می‌کردی

28:17.946 --> 28:21.116
‫شوپ. می‌فهمم. باشه؟
‫ولی الان نمی‌تونم برم بازداشت

28:21.199 --> 28:23.326
‫خب، باید قبلش فکرش رو می‌کردی

28:23.410 --> 28:25.704
‫بیخیال. بازم داریم اینکارو می‌کنیم

28:25.787 --> 28:28.331
‫- من وقت واسه اینکارا ندارم
‫- بیخیال

28:28.415 --> 28:30.625
‫- جی‌جی خواهش می‌کنم
‫- اون کار نکرده

28:30.709 --> 28:34.295
‫- می‌دونی
‫- مواظب خودت باش دردسر هم درست نکن

28:40.093 --> 28:41.177
‫هی، جان‌بی

28:41.261 --> 28:43.680
‫ببین، درستش می‌کنیم

28:43.763 --> 28:46.516
‫میریم آمریکای جنوبی و بابات
‫رو نجات میدیم

28:46.599 --> 28:49.561
‫- قول میدم، باشه؟
‫- برو عقب رفیق. ما باید بریم

28:49.644 --> 28:52.731
‫نگران نباش. یه راهی پیدا می‌کنم
‫بابات رو نجات میدیم. باشه؟

28:52.814 --> 28:54.983
‫شنیدی چی گفتم جان‌بی؟
‫نجاتش میدیم

28:58.403 --> 29:00.488
‫فکر می‌کردم بیخیال این موضوع شدیم

29:00.572 --> 29:02.699
‫کیارا، شبیه همون کاریه که می‌کردی

29:02.782 --> 29:04.462
‫این هر روز پشت میز نشستن نیست

29:04.534 --> 29:07.662
‫- داره سنگ رنگ می‌کنه
‫- خب آره. اینو نمیگم

29:07.746 --> 29:10.248
‫ولی این یکی رو ببین
‫تمام فعالیت‌های مربوط به حیات وحش و...

29:10.331 --> 29:13.251
‫تمام کارهایی که می‌کردی
‫فقط همراه با نظم و امنتیته

29:13.334 --> 29:17.088
‫گوش کن، اگه می‌خوای اقیانوس گردی کنی
‫اولش باید یه قایق بسازی. درسته؟

29:17.172 --> 29:19.090
‫و تو هنوز قایقت رو نساختی، کیارا

29:19.174 --> 29:21.134
‫هنوز کارهای اولیه که لازم هست
‫رو انجام ندادی

29:21.217 --> 29:24.387
‫بدون اون، نمی‌تونی جایی بری
‫متوجه میشی چی می‌خوام بگم؟

29:24.471 --> 29:27.682
‫حرف بابات اینه که
‫لازمه یه برنامه داشته باشیم

29:27.766 --> 29:29.809
‫که امنیتت رو تضمین کنه. همین

29:29.893 --> 29:33.229
‫متوجه‌م. و اگه من جای شما بودم
‫همین فکرها رو می‌کردم

29:33.730 --> 29:37.901
‫من چند هفته نبودم. هنوز برنگشتم مدرسه
‫و مدام به تاخیر می‌اندازمش. ولی...

29:37.984 --> 29:40.695
‫خیلی اتفاقا افتاد

29:41.279 --> 29:43.865
‫مثلا... من ربوده شدم
‫فکر می‌کردم قراره بمیرم

29:43.948 --> 29:45.950
‫خیلی چیزا عوض شده

29:46.034 --> 29:49.204
‫من واقعا متوجه میشم
‫شما ازم چه انتظاری دارید

29:49.954 --> 29:52.582
‫ولی الان توان رفتن به مدرسه رو ندارم

29:53.708 --> 29:57.545
‫و واقعا، واقعا دلم نمی‌خوام
‫جای دیگه برم مدرسه

29:57.629 --> 29:59.422
‫باشه

30:01.424 --> 30:03.051
‫سلام آقا و خانم کاررا

30:05.470 --> 30:07.680
‫- خودم جوابشون رو میدم
‫- کیارا

30:07.764 --> 30:08.764
‫برگرد

30:09.182 --> 30:10.433
‫بچه‌ها چی شده؟

30:10.517 --> 30:12.519
‫الان وقت خوبی نیست

30:12.602 --> 30:15.104
‫بابا مامانم در مورد آینده‌م
‫رسما دارن باهام می‌جنگن

30:15.188 --> 30:16.648
‫فقط یه لحظه طول میکشه

30:16.731 --> 30:18.731
‫هنوز اون عکسی که از سینگ گرفتی داری؟

30:18.775 --> 30:20.902
‫- همونی که از نقاشی گرفتی؟
‫- آره معلومه

30:21.820 --> 30:22.862
‫ممنون

30:22.946 --> 30:24.072
‫چه بی تربیت

30:24.155 --> 30:27.659
‫- می‌بینی که پاک عقلشو از دست داده؟
‫- اگه بخواییم بیشتر فشار بیاریم. کلا از دستش میدیم

30:28.576 --> 30:31.456
‫- اصن دنبال چی می‌گردی؟
‫- یه چیزی که کلیو پیدا کرد، راستش

30:31.496 --> 30:32.413
‫باشه

30:32.497 --> 30:34.934
‫ایناهاش. یه نامه‌س
‫دانمارک تنی اینو واسه دخترش نوشته

30:34.958 --> 30:38.419
‫دیشب پیداش کردیم
‫میراث و خرت و پرت ‌های خانوادگی

30:38.503 --> 30:40.880
‫فکر می‌کنیم یه رابطه با
‫مجسمه پیدا کردیم

30:40.964 --> 30:44.717
‫نگاه، اینجا رو ببین
‫این علامت شاه خورشید رو می‌بینی؟

30:44.801 --> 30:45.635
‫آره

30:45.718 --> 30:48.429
‫با اونی که توی نقاشیه
‫خونه سینگ بود همخونی داره

30:48.513 --> 30:51.266
‫- شاید یه چیزیه که همه جا هست
‫- راستش نه

30:51.349 --> 30:53.669
‫این علامت‌ها کالیناگو هستن
‫که هیچ وقت رمزگشایی نشدن

30:53.726 --> 30:55.186
‫- هیچوقت؟
‫- هرگز

30:55.270 --> 30:56.104
‫هرگز

30:56.187 --> 30:59.649
‫بعضیا فکر می‌کنن که ناخدای سن خوزه
‫یکی رو پیدا کرده بود که...

30:59.732 --> 31:02.986
‫بلد بود این علامت‌ها رو ترجمه کنه
‫چون اون ال درادو رو پیدا کرده بود

31:04.237 --> 31:05.238
‫ال درادو

31:06.739 --> 31:09.579
‫کشیشی که با دانمارک تنی صحبت کرده بود
‫همونی که توی کشتی رویال مارچنت بود

31:09.659 --> 31:10.702
‫دقیقا

31:10.785 --> 31:12.954
‫هر علامتی که توی این نامه هست

31:13.454 --> 31:15.039
‫روی اون شی دست ساز هم هست

31:15.123 --> 31:18.334
‫این صرفا یه کلید ترجمه برای کالیناگو نیست

31:18.418 --> 31:22.130
‫این کلید مستقیم ترجمۀ اون مجسمه‌س

31:22.213 --> 31:24.549
‫و می‌تونیم از این برای نجات بیگ جان استفاده کنیم

31:24.632 --> 31:27.677
‫بچه‌ها اینو باید به جان‌بی نشون بدیم

31:28.344 --> 31:29.470
‫هی!

31:30.763 --> 31:31.973
‫کجا داری میری؟

31:32.765 --> 31:33.975
‫میرم استراحت

31:34.058 --> 31:36.144
‫میریم موج‌سواری رو ببینیم

31:36.895 --> 31:38.438
‫میشه صحبتمون رو بذاریم واسه بعد؟

31:39.647 --> 31:41.691
‫باشه، خوش بگذره

31:42.358 --> 31:43.358
‫آره

31:50.575 --> 31:52.455
‫داری می‌بینی که 15 دقیقه دیر کرد

31:52.493 --> 31:56.080
‫- میاد. می‌دونم که میاد
‫- خیلی بده که قابل اطمینان نیست

31:56.956 --> 31:58.207
‫- هی!
‫دیدی مامان؟

31:58.291 --> 32:00.293
‫من دیوونه نیستم
‫اومد. چطوری؟

32:00.376 --> 32:01.878
‫- خوب
‫- از دیدنت خوشحالم

32:03.588 --> 32:05.948
‫خب نمی‌دونم شنیدی یا نه
‫ولی گرفتنش

32:06.007 --> 32:07.484
‫الان توی پاسگاه پلیسه

32:07.508 --> 32:09.886
‫- الان داخله؟
‫- آره جان‌بی اونجاست

32:09.969 --> 32:12.639
‫شوپ یه جورایی توی جاده 12
‫ردش رو زد

32:12.722 --> 32:13.722
‫خدا رو شکر

32:14.557 --> 32:15.391
‫درست؟

32:17.852 --> 32:18.852
‫میشه صحبت کنیم

32:19.812 --> 32:21.397
‫آره.. آره چی شده؟

32:25.777 --> 32:26.777
‫بیا دنبالم

32:29.864 --> 32:32.867
‫- مامان یه لحظه بهمون فرصت بده
‫- تاپر، دیرمون شده

32:33.785 --> 32:35.536
‫اوه، البته

32:36.996 --> 32:39.666
‫خب، بگو سارا

32:40.750 --> 32:43.503
‫البته خودم می‌تونم حدس بزنم چی می‌خوای بگی

32:43.586 --> 32:45.338
‫طرف منی یا اون؟

32:51.344 --> 32:53.388
‫می‌خوام یه چیز خیلی عجیب بگم

32:54.097 --> 32:56.557
‫و فقط ازت می‌خوام گوش بدی
‫ببینی چی میگم

32:59.102 --> 33:00.812
‫بابای جان‌بی
‫بیگ جان...

33:01.854 --> 33:03.648
‫الان توی آمریکای جنوبیه

33:04.607 --> 33:08.695
‫و حسابی توی دردسر افتاده
‫و جان‌بی باید بره بهش کمک کنه

33:09.612 --> 33:11.698
‫اما اگه بازداشت باشه نمی‌تونه اینکارو بکنه

33:12.365 --> 33:14.742
‫اگه بازداشت باشه
‫پس قضیه اینه

33:14.826 --> 33:16.679
‫- نه، تاپر
‫- ازم می‌خوای شکایت نکنم

33:16.703 --> 33:18.623
‫- نه منظورم این نیست
‫- فقط بهم بگو

33:20.289 --> 33:22.583
‫فقط دارم میگم یه روز صبر کن

33:24.377 --> 33:27.296
‫و بعد از یه روز
‫هرکاری خواستی انجام بده

33:27.380 --> 33:29.590
‫چون جان‌بی از این جزیره میره

33:30.216 --> 33:31.843
‫متوجه هستی چی دارم میگم؟

33:31.926 --> 33:33.136
‫شاید برای همیشه

33:38.099 --> 33:39.559
‫برای همیشه

33:43.730 --> 33:46.566
‫باشه، خب اگه من یه روز صبر کنم

33:47.525 --> 33:49.277
‫جان‌بی میره

33:50.778 --> 33:51.778
‫آره؟

33:57.869 --> 33:58.869
‫آره

34:03.207 --> 34:04.917
‫بعدش چی؟ تو هم باهاش میری؟

34:07.128 --> 34:08.128
‫من اینجا می‌مونم

34:10.882 --> 34:12.341
‫بهم قول میدی؟

34:16.345 --> 34:17.345
‫قول میدم

34:22.560 --> 34:23.560
‫باشه

34:24.896 --> 34:26.397
‫باشه، بهت اعتماد می‌کنم

34:30.026 --> 34:31.444
‫یه روز بهت وقت میدم

34:32.028 --> 34:33.029
‫ممنون

34:36.574 --> 34:38.076
‫امشب بهت سر میزنم

34:39.243 --> 34:40.369
‫باشه

34:40.453 --> 34:41.453
‫باشه

34:43.956 --> 34:45.083
‫هی...

34:52.090 --> 34:53.090
‫دوست دارم

35:11.943 --> 35:14.737
‫- تاپر، سارا کجاست؟
‫- مامان سوار شو

35:14.821 --> 35:16.906
‫- داخل منتظر ما هستن
‫- بیا بریم

35:17.949 --> 35:20.660
‫باید خودم می‌فهمیدم این اتفاق میافته

35:22.328 --> 35:24.372
‫تو هم درست مثل پدرتی

35:24.455 --> 35:26.290
‫کاملا ضعیف

35:26.374 --> 35:28.709
‫ما برای آبرومون زحمت کشیدیم

35:30.419 --> 35:32.797
‫«اوتر بنکس. بهشت روی زمین»

35:35.967 --> 35:37.718
‫«یه طرف تنگ‌دستان»

35:40.471 --> 35:41.806
‫«و طرف دیگه مرفهان»

35:46.144 --> 35:49.355
‫«از لحظه‌ی تولدت»
‫«بهت میگن که عضو کدوم طرف هستی»

35:52.275 --> 35:55.194
‫«اما به نظرم ماهیت تو»
‫«اونی نیست که مردم بهت میگن»

35:58.948 --> 36:00.908
‫«چیزی که هستی»
‫«بستگی به انتخاب خودت داره»

36:04.579 --> 36:06.497
‫«اینکه قلبت کدوم طرفه»

36:16.924 --> 36:18.467
‫تو منو از اینجا در آوردی؟

36:21.053 --> 36:22.180
‫یه روز واست وقت گرفتم

36:23.181 --> 36:24.932
‫پس خیلی وقت نداری

36:26.309 --> 36:28.019
‫الان هم همه توی ویلا هستن

36:32.857 --> 36:34.358
‫می‌دونم ازم عصبانی هستی

36:35.193 --> 36:38.696
‫ولی تو رو بیرون آوردم
‫و می‌تونم برسونمت آمریکای جنوبی

36:40.364 --> 36:41.824
‫همه منتظرن

36:42.408 --> 36:43.618
‫میایی؟

36:44.493 --> 36:45.745
‫آره، آره

36:54.921 --> 36:58.132
‫هی، ممنون که منتظر شدین

36:58.841 --> 37:00.635
‫ببینید کی تصمیم گرفته بیاد خونه

37:01.260 --> 37:02.260
‫هی

37:02.970 --> 37:04.472
‫- خوش اومدی به خونه
‫- هی

37:04.555 --> 37:06.265
‫از دیدنت خیلی خوشحالم

37:06.349 --> 37:07.892
‫شوخی می‌کنی

37:09.685 --> 37:11.103
‫«من انتخابم رو کردم»

37:11.687 --> 37:15.024
‫«چیزی که نمی‌دونستم این بود»
‫«که آیا تنگ‌دستان دوباره منو قبول می‌کنن»

37:16.359 --> 37:19.070
‫من یه حرفی دارم
‫که می‌خوام باهاتون در میون بذارم

37:19.737 --> 37:22.281
‫من می‌تونم کاری کنم
‫که تا اورینوکو بریم

37:22.365 --> 37:23.908
‫- جدی میگی؟
‫- آره

37:24.533 --> 37:28.371
‫- باشه. چجوری می‌خوای اینکارو بکنی؟
‫- بابام اجازه میده از هواپیما استفاده کنیم

37:28.454 --> 37:29.664
‫- وارد؟
‫- بابات؟

37:29.747 --> 37:30.957
‫- آره
‫- آه

37:31.040 --> 37:33.960
‫امشب استراحت می‌کنیم
‫فردا صبح اول وقت حرکت می‌کنیم

37:34.460 --> 37:38.005
‫تصورش خیلی سخته
‫بابات واقعا می‌خواد بهمون کمک کنه

37:38.089 --> 37:41.050
‫- باهاش صحبت کردم. اینکارو می‌کنه
‫- یعنی قراره به وارد اعتماد کنیم؟

37:42.009 --> 37:43.009
‫به سارا اعتماد می‌کنیم

37:44.011 --> 37:44.887
‫باشه

37:44.971 --> 37:46.907
‫- فقط همینو می‌خواستم بشنوم
‫- باشه

37:46.931 --> 37:49.934
‫صبر کنید. منم می‌خواستم یه چیزی بگم

37:51.727 --> 37:54.188
‫از وقتی که از جزیره برگشتیم

37:55.481 --> 37:57.692
‫یه کارایی کردم که بابتشون پشیمونم

37:58.734 --> 37:59.735
‫خیلی پشیمونم

38:05.866 --> 38:08.452
‫آره...

38:08.536 --> 38:11.956
‫حس می‌کنم همه‌مون یکی دوتا کار کردیم
‫که بابتش پشیمونیم

38:15.501 --> 38:17.336
‫من نه...

38:17.420 --> 38:18.421
‫تنگ‌دست آباد

38:18.963 --> 38:19.797
‫بچه‌ها

38:19.880 --> 38:21.841
‫تنها چیزیه که می‌تونم بهش فکر کنم

38:21.924 --> 38:23.759
‫همۀ ما توی اون جزیره کنار هم بودیم

38:23.843 --> 38:27.054
‫و این چیز خوبی بود
‫و نمی‌خوام یه چیز خوب رو خراب کنم

38:27.138 --> 38:28.472
‫و من...

38:28.556 --> 38:30.891
‫می‌خوام بدونم هنوزم همه‌مون یه هدف داریم؟

38:33.144 --> 38:34.687
‫هنوزم باهم هستیم؟

38:37.690 --> 38:38.691
‫چون من هستم

38:41.527 --> 38:42.528
‫آره

38:46.157 --> 38:49.869
‫همه باهمیم!

38:49.952 --> 38:52.347
‫- عاشقتم
‫- هنوز باورم نمیشه هواپیما رو جور کردی

38:52.371 --> 38:54.749
‫- می‌دونم
‫- خیلی عجیبه

38:54.832 --> 38:58.627
‫بیایید بریم بیگ جان رو نجات بدیم
‫نظر تو چیه؟

38:58.711 --> 39:00.271
‫فکر می‌کنم باید اینو جشن بگیریم

39:00.296 --> 39:02.548
‫چقد می‌خوای تظاهر کنی
‫که نمی‌خوای بیایی پیش ما؟

39:02.631 --> 39:03.632
‫هستی؟

39:04.592 --> 39:07.553
‫- بیا اینجا، مسخره
‫- گازت نمی‌گیریم

39:07.636 --> 39:10.639
‫- حالا همو بغل می‌کنیم
‫- اوه واقعا داریم اینکار رو می‌کنیم

39:10.723 --> 39:12.767
‫- داریم انجامش میدیم
‫- امم

39:15.227 --> 39:17.897
‫سلام با سارا تماس گرفتید
‫خودت می‌دونی چکار باید بکنی

39:18.606 --> 39:20.983
‫خب، بیا یه بار دیگه امتحانش کنیم

39:22.610 --> 39:24.713
‫سلام. شما با سارا تماس گرفتی
‫خودت می‌دونی چکار باید بکنی

39:24.737 --> 39:26.697
‫باشه، باشه

39:28.532 --> 39:30.326
‫به کی داری 50 بار زنگ میزنی؟

39:30.910 --> 39:32.119
‫ها؟ کیه که جوابت رو نمیه؟

39:33.245 --> 39:34.747
‫نمی‌دونم، ریف

39:36.082 --> 39:38.751
‫خواهرت هیچوقت شده کاری رو که میگه
‫انجام بده؟

39:38.834 --> 39:39.919
‫نه واقعا. نه

39:40.002 --> 39:41.253
‫آه

39:42.671 --> 39:46.300
‫- ایدفعه چه بلایی سرت آورده؟
‫- واسه خواهرت یه لطفی انجام دادم

39:46.384 --> 39:49.220
‫مامانم حسابی دهنم رو سرویس کرد
‫حسابی اوضاع خیط شد

39:49.303 --> 39:52.306
‫خب من واسش اینکارو انجام دادم
‫اونم گفت امشب می‌بینمت. منظور همین امشب بود

39:52.390 --> 39:54.600
‫خبری ازش نشد
‫همش دارم بهش زنگ میزنم. هیچ خبری نیست

39:54.683 --> 39:58.020
‫اصلا بهم توجهی نمیکنه
‫دیگه نمی‌دونم، رفیق

39:58.104 --> 40:00.815
‫- فقط یکم گیج شدم. همین
‫- ببین، ببین

40:01.899 --> 40:03.192
‫- بیا بشین
‫- آه، لعنتی

40:05.820 --> 40:08.447
‫- اون داره ازت استفاده می‌کنه
‫- نه

40:08.531 --> 40:11.171
‫- اون از روز اول داشت ازت استفاده می‌کرد
‫- الان خیلی فرق می‌کنه

40:11.242 --> 40:13.869
‫می‌دونی چرا الان نیومد اینجا که ببینت

40:13.953 --> 40:16.580
‫- چون الان پیش جان‌بیه
‫- گوش کن، ریف

40:16.664 --> 40:18.833
‫- اون پیش جان‌بی نیست
‫- باشه

40:19.542 --> 40:22.303
‫- اینکارو با من نمی‌کنه
‫- اون الان فکر می‌کنه یه تنگ‌دسته

40:22.378 --> 40:25.673
‫به تنگ‌دستا نمیشه اعتماد کرد، نه؟
‫البته هیچ جوره نمی‌تونستی بهش اعتماد کنی

40:25.756 --> 40:27.341
‫و الان با جان‌بیه

40:27.425 --> 40:29.885
‫و الان یه جوری داری به من نگاه می‌کنی
‫انگار من آدم بده هستم

40:29.969 --> 40:33.931
‫ببین، اون بازم اینکارو انجام میده

40:34.014 --> 40:35.891
‫- باشه
‫- بازم و بازم..

40:35.975 --> 40:38.161
‫- فقط ازت استفاده می‌کنه
‫- بعد می‌بینمت

40:38.185 --> 40:39.353
‫باشه، تاپ

40:41.939 --> 40:43.149
‫خوشحال شدم از دیدنت

40:44.650 --> 40:46.360
‫خب چجور هواپیمایی هست؟

40:46.444 --> 40:49.113
‫خب، مال وارده
‫پس فکر می‎کنم چیز باحالی باید باشه

40:49.613 --> 40:52.992
‫ایول. پرواز شخصی

40:54.702 --> 40:56.328
‫- اوه، ممنون
‫- خواهش

41:02.501 --> 41:03.919
‫تو واقعا چی می‌خوای؟

41:17.057 --> 41:19.602
‫راستشو بخوای، قبل از اینکه امشب ببینمت

41:19.685 --> 41:23.689
‫قبل از اینکه به پاسگاه پلیس بیام
‫خودم هم جواب این سوال رو نمی‌دونستم

41:26.317 --> 41:27.526
‫اما الان می‌دونم

41:37.870 --> 41:41.081
‫کنار دریا، ستاره‌ها در آسمان، جان‌بی

43:22.641 --> 43:23.892
‫اوه، دیگه تحملشو ندارم

43:39.158 --> 43:40.159
‫هی، کی

43:41.744 --> 43:46.290
‫تو کل داستان پول و قضیه بابا رو می‌دونی

43:47.625 --> 43:48.625
‫آره

43:49.335 --> 43:50.711
‫خب...

43:52.254 --> 43:53.380
‫کار جالبی نبود

43:53.464 --> 43:58.135
‫حالا هم دارم مقدمه چینی بیخودی می‌کنم

44:01.347 --> 44:02.264
‫آره؟

44:07.895 --> 44:09.104
‫چی شده؟

44:10.147 --> 44:11.398
‫- امم...
‫- آتیشه

44:11.482 --> 44:12.608
‫باید بهشون خبر بدیم. بریم بهشون بگیم

44:12.691 --> 44:14.652
‫- هی آتیش
‫- بچه‌ها! بچه‌ها

44:14.735 --> 44:16.153
‫ببخشید! آتیش‌سوزی شده!
‫- چی

44:16.236 --> 44:18.697
‫- آتیش؟ صبر کن ببینم، کجا؟
‫وایسا کی. درباره چی صحبت می‌کنی؟

44:18.781 --> 44:21.033
‫- زود باشید، بیایید بیرون
‫- خونه آتیش گرفته

44:21.116 --> 44:22.159
‫اوه لعنتی

44:22.242 --> 44:24.054
‫- سارا از در فاصله بگیر
‫- اوه

44:24.055 --> 44:35.055
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
