WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:16.000 --> 01:23.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:23.666 --> 01:24.500
‫«آه…»

01:24.583 --> 01:28.000
‫بیش از پانزده سال، آئورلیانو بابیلونیا زیر

01:28.083 --> 01:31.166
‫ یوغ استبدادی فرناندای دل کارپیو دوام آورد.

01:35.000 --> 01:39.791
‫تو آزمایشگاه ملکیادس حبس شده بود و فقط برای غذا خوردن از اونجا بیرون می‌اومد.

01:40.500 --> 01:44.875
‫افسانه‌های عجیب‌وغریب کتابِ گشوده رو از بر کرده بود

01:54.125 --> 01:56.791
‫یه تشویق حسابی برای فرناندای دل کارپیو!

02:03.333 --> 02:06.458
‫مطالعات هرمانِ لنگ رو حفظ کرده بود

02:07.750 --> 02:10.291
‫رازهای سنگ فیلسوف رو

02:10.875 --> 02:15.291
‫قرن‌های نوستراداموس و تحقیقاتی که درباره‌ی طاعون کرده بود رو...

02:19.375 --> 02:22.958
‫و یه روز خودت ملکه میشی.

02:29.958 --> 02:32.000
‫تا اینکه به سن نوجوانی رسید

02:32.083 --> 02:34.458
‫در حالی که هیچ چیز از دوره‌ای که توش زندگی می‌کرد نمی‌دونست

02:34.541 --> 02:38.000
‫ولی به اندازه‌ی یه آدم قرون وسطایی دانش ضروری داشت.

02:38.500 --> 02:41.041
‫این کلمه، «دارما»

02:42.083 --> 02:45.041
‫توی رام‌چریتماناس هم هست که به زبان هندی نوشته شده.

02:46.416 --> 02:48.458
‫به نظر می‌رسید داشت با خودش حرف می‌زد.

02:49.666 --> 02:50.791
‫ولی در واقع

02:51.416 --> 02:53.583
‫داشت با ملکیادس حرف می‌زد.

02:54.375 --> 02:56.333
‫درسته، آئورلیانوی عزیزم.

02:59.416 --> 03:00.875
‫حالا بهم بگو پسرم.

03:02.458 --> 03:04.125
‫به چه زبانی نوشته شده؟

03:09.208 --> 03:11.000
‫ملکیادس، می‌دونی این چیه؟

03:15.000 --> 03:16.791
‫هنوز وقت داری یادش بگیری.

03:17.875 --> 03:19.166
‫ولی خیلی هم وقت نداری.

03:20.375 --> 03:23.000
‫اون‌وقت می‌تونی دست‌نوشته رو رمزگشایی کنی

03:24.000 --> 03:25.875
‫و بالاخره بفهمی اصالتت از کجاست.

03:35.500 --> 03:36.916
‫توی اون کوچه

03:37.416 --> 03:39.708
‫جایی که زمان شرکت موزفروشی

03:40.291 --> 03:42.333
‫برای مردم فال می‌گرفتن

03:42.416 --> 03:45.375
‫یه کاتالان دانا هست که یه کتاب‌فروشی داره

03:45.458 --> 03:46.958
‫توی کوچه‌ی آینده.

03:47.458 --> 03:48.833
‫کوچه‌ی آینده.

03:49.333 --> 03:51.416
‫اونجا یه کتاب مقدماتی سانسکریت پیدا می‌کنی.

03:51.916 --> 03:55.916
‫بین «اورشلیم رهایی‌یافته» و شعرهای میلتون قرار گرفته

03:56.708 --> 03:58.458
‫سمت راستِ آخرش…

04:00.583 --> 04:03.208
‫طبقه‌ی دوم قفسه‌های کتاب.

04:04.750 --> 04:06.541
‫طبقه‌ی دوم…

04:17.458 --> 04:18.750
‫ملکیادس.

04:33.125 --> 04:34.250
‫ملکیادس.

05:22.458 --> 05:23.958
‫بذار زخمت رو تمیز کنم.

05:25.541 --> 05:28.083
‫درست میشه.

05:41.625 --> 05:43.000
‫اشکالی نداره.

05:57.166 --> 05:59.208
‫این گل‌های رزِ تاج‌گل‌هاست.

06:02.791 --> 06:05.375
‫بعضی وقتا یادم میره خارهاشون رو بکنم.

06:11.458 --> 06:13.083
‫مادربزرگِ مادربزرگم

06:14.291 --> 06:15.375
‫رناتا…

06:17.958 --> 06:19.375
‫ملکه بود.

06:22.541 --> 06:23.500
‫و حالا

06:24.666 --> 06:25.750
‫به لطف تو…

06:28.000 --> 06:30.208
‫من ملکه‌ی ماداگاسکار میشم.

06:33.875 --> 06:35.500
‫و بچه‌هامون

06:36.833 --> 06:38.083
‫دوتا بچه خواهیم داشت.

06:39.916 --> 06:42.458
‫اون میشه ملکه‌ی بلژیک.

06:45.500 --> 06:46.708
‫و اون…

06:48.750 --> 06:50.500
‫اون میشه پادشاه

06:51.000 --> 06:52.833
‫کل کلیسا.

06:55.583 --> 06:58.416
‫فرناندا، می‌خوام بغلت کنم.

06:58.500 --> 06:59.541
‫نترس.

07:14.875 --> 07:15.791
‫هوم.

07:21.041 --> 07:26.458
‫اول ـ آئورلیانو و فرناندی

07:27.750 --> 07:28.958
‫هوم…

07:57.541 --> 07:59.291
‫آئورلیانو بابیلونیا

07:59.791 --> 08:04.041
‫که توی تمام عمرش فقط چند بار وارد اتاق
‫فرناندای دل کارپیو شده بود

08:04.125 --> 08:07.958
‫ناگهان یه جسارت غیرمنتظره‌ای بهش دست داد

08:08.041 --> 08:11.625
‫و تونست بار دیگه آمارانتا اورسولا رو ببینه.

08:16.833 --> 08:20.000
‫مادر عزیزم، خیلی خوشحالم که بهت بگم

08:20.083 --> 08:23.125
‫که قراره تحصیلاتم رو در بلژیک ادامه بدم.

08:23.208 --> 08:24.708
‫با اینکه خیلی هیجان‌زده‌ام

08:24.791 --> 08:28.625
‫ولی سخته که بدونم باز هم قراره برای مدت زیادی ازت دور باشم

08:28.708 --> 08:29.625
‫و ماکوندو هم قراره...

08:29.708 --> 08:30.750
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

08:31.583 --> 08:34.250
‫خودت می‌دونی ورودت به اتاق خواب من ممنوعه.

08:34.916 --> 08:35.916
‫برو بیرون!

08:37.458 --> 08:38.625
‫حروم‌زاده.

08:39.125 --> 08:41.083
‫اصلاً نباید به دنیا می‌اومدی.

09:24.000 --> 09:26.666
‫توی خونه غذا کم نبود.

09:28.500 --> 09:31.791
‫هر چهارشنبه، یه سبد پر از خواربار می‌رسید.

09:34.208 --> 09:37.625
‫فرناندا هیچ‌وقت نفهمید که اینا رو پترا کُتس می‌فرسته

09:38.250 --> 09:40.583
‫کسی که باور داشت ادامه دادن این کمک‌ها راهیه

09:40.666 --> 09:44.458
‫ برای تحقیر کردن کسی که خودش تحقیرش کرده بود.

09:47.833 --> 09:50.750
‫آئورلیانو همه‌ی کارهای آشپزخونه رو انجام می‌داد.

09:51.250 --> 09:53.416
‫و حتی با وجود این شرایط

09:53.500 --> 09:56.875
‫آئورلیانو و فرناندا تنهایی‌شون رو با هم قسمت نمی‌کردن.

09:56.958 --> 10:00.375
‫هرچی داشتم به اون موش کثیف دادم، حالا هم ازم دزدی می‌کنه.

10:05.583 --> 10:08.166
‫باید در رو تو صورت اون راهبه می‌کوبیدم.

10:10.250 --> 10:12.541
‫بدترین اشتباه عمرم بود.

10:13.541 --> 10:16.125
‫حتی بدتر از اینکه با یه احمق بی‌فرهنگ ازدواج کردم.

10:24.375 --> 10:25.791
‫یه کاتالان دانا.

10:25.875 --> 10:29.625
‫آئورلیانو وسایل لازم برای رمزگشایی دست‌نوشته‌ها رو نداشت

10:30.833 --> 10:33.208
‫برای همین تصمیم گرفت از فرناندا اجازه بگیره

10:33.291 --> 10:36.958
‫تا بره دنبال کتابی که ملکیادس درباره‌ش بهش گفته بود.

10:38.625 --> 10:41.625
‫اون‌قدر مطمئن بود که اجازه‌ش رو میدن

10:42.458 --> 10:44.458
‫که موهاشو کوتاه کرد

10:44.958 --> 10:47.000
‫ریش درهم‌وبرهمش رو تراشید

10:47.083 --> 10:49.041
‫و یه شلوار تنگ پوشید

10:49.125 --> 10:52.125
‫با اینکه نمیدونست این شلوارها بهش از طرف کی به ارث رسیده

11:17.625 --> 11:21.000
‫این بدبخت اصلاً نمی‌فهمه

11:21.083 --> 11:24.000
‫که چنگال سالاد نباید کنار چاقوی غذاخوری باشه.

11:26.416 --> 11:29.208
‫یا اینکه شراب قرمز با مرغ جور درنمیاد.

11:32.458 --> 11:34.083
‫خانم.

11:35.541 --> 11:36.416
‫ببخشید.

11:36.916 --> 11:38.541
‫-نمی‌خواستم بترسونمتون
‫-من…

11:39.458 --> 11:41.541
‫من جاسوس محافظه‌کارها نیستم، شنیدین؟

11:43.625 --> 11:45.916
‫لطفاً آروم باشین.

11:46.416 --> 11:47.416
‫نه.

11:47.500 --> 11:49.791
‫من هیچ نقشی توی سوءقصد به جون شما نداشتم، سرهنگ.

11:49.875 --> 11:51.625
‫-نه.
‫-اصلاً هیچ نقشی نداشتم، فهمیدین؟

11:51.708 --> 11:53.416
‫-فرناندا، آروم باش.
‫-نزدیک‌تر نیا!

11:53.500 --> 11:55.125
‫لطفاً، چیزی نیست فرناندا.

11:55.208 --> 11:57.416
‫-گفتم نزدیک‌تر نیا!
‫-لطفاً چاقو رو بذار زمین!

11:57.500 --> 11:58.916
‫این یه دستوره، فهمیدی؟

11:59.000 --> 12:00.375
‫فرناندا، خودمم!

12:20.291 --> 12:22.041
‫این یونیفرم رو از کجا آوردی؟

12:30.708 --> 12:31.875
‫چی می‌خوای؟

12:35.250 --> 12:38.833
‫من، اِ… می‌خواستم اجازه بگیرم برم شهر و چندتا کتاب بخرم.

12:53.541 --> 12:54.958
‫ترجیح میدم بمیرم

12:56.041 --> 12:58.416
‫تا اینکه ماکوندو هیچ‌وقت از وجود

12:58.500 --> 13:00.583
‫ حرام‌زاده‌ی خانواده‌ی بوئندیا باخبر بشه.

13:02.791 --> 13:04.791
‫به هیچ‌کس نمیگم، هیچ‌کس خبردار نمیشه.

13:09.208 --> 13:10.333
‫قسم می‌خورم.

13:29.416 --> 13:31.625
‫چه رویی داره.

13:33.625 --> 13:36.291
‫بعد از همه‌ی چیزایی که به این نمک‌نشناس دادم.

13:48.750 --> 13:50.125
‫پسر عزیزم

13:51.791 --> 13:54.083
‫دارم روزها رو می‌شمرم تا برگردی.

13:57.833 --> 14:01.458
‫خونه رو آماده کردم تا با بالاترین افتخار ازت استقبال کنم.

14:03.750 --> 14:05.250
‫به‌زودی اینجا خواهی بود

14:06.875 --> 14:09.250
‫و دوباره یه خانواده‌ی خوشحال میشیم.

14:10.666 --> 14:14.208
‫طولی نمیکشه که با هم از ثروت پادشاهی‌مون لذت می‌بریم.

14:41.833 --> 14:45.125
‫اون غرق در تشریفات و اداهای سلطنتی خودش شده بود

14:45.208 --> 14:49.166
‫لباس‌های سلطنتی رو تبدیل کرده بود به وسیله‌ای برای زنده کردن خاطرات.

14:49.958 --> 14:52.166
‫اون‌قدر احساس پیری و فرسودگی می‌کرد

14:52.666 --> 14:56.083
‫و اون‌قدر از بهترین سال‌های عمرش دور افتاده بود

14:56.166 --> 15:00.291
‫که دلش برای سال‌هایی تنگ شده بود که زمانی فکر می‌کرد بدترین سال‌های عمرش هستن.

15:10.166 --> 15:12.583
‫هرچی گذر سال ها بیشتر فرسوده‌ش می‌کردن

15:12.666 --> 15:16.416
‫نیازش به غرق شدن توی غصه‌هاش کم‌کم تبدیل به یه جور عادت بد شده بود

15:40.416 --> 15:44.625
‫آئورلیانو اجازه‌ای رو که فرناندا ازش دریغ کرده بود، خودش به خودش داد

15:45.333 --> 15:46.833
‫واقعیت این بود

15:46.916 --> 15:51.583
‫که توی این سال‌ها می‌تونست هزار بار فرار کنه
‫و بی‌اینکه کسی بفهمه برگرده.

15:52.291 --> 15:55.750
‫ولی سال‌ها اسارت و نامعلوم بودن دنیای بیرون

15:56.416 --> 15:59.750
‫بذر شورش رو توی قلبش خشکانده بود.

16:28.458 --> 16:30.583
‫کوچه‌ی آینده، کاتالان دانا.

16:31.166 --> 16:32.750
‫کنار شعرهای میلتون.

16:34.458 --> 16:37.250
‫یازده بلوک بین خونه و اون کوچه رو بدون اینکه

16:37.333 --> 16:39.125
‫حتی یه بار وایسه پیاده رفت.

16:40.875 --> 16:43.083
‫هیچ‌کدوم از چیزایی که میدید براش جالب نبود

16:43.666 --> 16:46.708
‫شاید چون هیچ خاطره‌ای نداشت که باهاشون مقایسه‌شون کنه.

17:28.583 --> 17:31.166
‫این قضیه‌ی دور باطل دروغه.

17:33.708 --> 17:35.166
‫معلومه.

17:35.250 --> 17:37.583
‫هی، ببین، این مسته حتماً کتاب‌فروشی رو

17:37.666 --> 17:39.166
‫با فاحشه‌خونه‌ی گلدن چایلد اشتباه گرفته

17:40.708 --> 17:41.791
‫چرا این‌جوری لباس پوشیده؟

17:41.875 --> 17:43.625
‫چون امروز آخرین روز کارناواله

17:43.708 --> 17:45.375
‫و رسمه که یه سرهنگ رو به خاک بسپارن.

17:45.458 --> 17:47.000
‫-هنوزم این کثافت کاری رو انجام میدن؟
‫-آره، همین‌طوره

17:47.083 --> 17:48.791
‫ببین، یه لحظه به حرفم گوش کن.

17:48.875 --> 17:52.375
‫اون روز دنیا به گند کشیده میشه که مردها با قطار درجه‌یک سفر کنن

17:52.458 --> 17:55.125
‫ولی ادبیات بره توی واگن بار.

17:55.625 --> 17:56.708
‫-راست میگه
‫-مگه نه؟

17:56.791 --> 17:58.208
‫نه، نه، نه، اینو گوش کن.

17:58.291 --> 18:01.291
‫همون‌طور که داشتم می‌گفتم، دور باطل ادیپ یه دروغه.

18:01.375 --> 18:04.000
‫اون یارو وقتی با مادرش خوابید

18:04.083 --> 18:05.250
‫خوب می‌دونست داره چه غلطی می‌کنه.

18:05.333 --> 18:06.166
‫درسته!

18:06.250 --> 18:08.791
‫هیچ کار انسانی‌ای وجود نداره، از باشکوه‌ترینش گرفته تا پست‌ترینش

18:08.875 --> 18:10.958
‫که یه تکه شعر توی خودش نداشته باشه.

18:11.041 --> 18:13.708
‫خب، باشه، باشه، باشه.

18:13.791 --> 18:16.500
‫ولی رابله چی؟ هان؟
‫اون یه احمق بود.

18:16.583 --> 18:21.291
‫فکر نمی‌کنم فقط ۴۸۰ راه برای دست زدن به کون خودت وجود داشته باشه.

18:21.875 --> 18:23.625
‫حتماً دیوونه شدی.

18:23.708 --> 18:26.375
‫اسحاق نابینا آخرین کسی بود که این رمان‌ها رو خوند

18:27.041 --> 18:28.875
‫پس بد نیست یه کم بهش فکر کنی.

18:29.375 --> 18:30.375
‫بیا، اینا رو بگیر.

18:30.458 --> 18:32.791
‫این‌ها خیابون‌های پاریسن که اون یاروی شیاد…

18:32.875 --> 18:33.958
‫این چیه؟

18:34.541 --> 18:36.541
‫…باید از روحش بپرسیم وقتی داشت… به چی فکر می‌کرد

18:36.625 --> 18:39.333
‫بیا مشروب بزنیم.
‫رابله بره به درک.

18:39.416 --> 18:40.583
‫خودت بری به درک!

19:05.083 --> 19:09.041
‫گمشو بیرون، لعنتی! هی، تو!
‫آره، با توام، جوجه.

19:09.125 --> 19:11.708
‫خودت می‌دونی من کی‌ام!
‫همین الان گمشو بیرون!

19:13.375 --> 19:15.666
‫-گمشو بیرون!
‫-گور بابات، خانم!

19:19.166 --> 19:20.500
‫این یارو رو ببین.

19:27.208 --> 19:28.833
‫کجا میری، سرهنگ؟

19:28.916 --> 19:30.583
‫دنبال خونه‌م می‌گردم.
‫خونه‌ی بوئندیا.

19:30.666 --> 19:32.166
‫-بیا شام بخوریم، سرهنگ.
‫-لطفاً.

19:32.250 --> 19:34.583
‫نه کتاب‌ها رو، خواهش می‌کنم، نه، نه، نه.

19:36.791 --> 19:38.750
‫دیگه چی داری، سرهنگ؟ دیگه چی؟

19:38.833 --> 19:40.375
‫هی، اون مال منه، ولش کن!

19:41.375 --> 19:42.375
‫لطفاً!

19:42.458 --> 19:44.625
‫نه! خواهش می‌کنم! نه! هی!

19:44.708 --> 19:45.583
‫ول کن!

19:47.041 --> 19:48.708
‫ول کن!

19:48.791 --> 19:51.000
‫هیچی ندارم! قسم می‌خورم!

19:51.875 --> 19:53.041
‫هیچی ندارم!

19:57.333 --> 19:59.125
‫فکر کردم گفتی هیچی همراهت نیست، سرهنگ.

19:59.208 --> 20:00.041
‫سرهنگ بد، بد.

20:00.125 --> 20:01.666
‫فکر کردم گفتی هیچی همراهت نیست!

20:01.750 --> 20:02.958
‫دروغگویی!

20:05.083 --> 20:07.583
‫-فکر می‌کنی طلاست؟
‫-پسش بده

20:07.666 --> 20:10.708
‫عمراً، بریم فاحشه‌خونه ببینیم به‌عنوان پول قبولش می‌کنن یا نه.

20:10.791 --> 20:12.208
‫بریم.

20:18.791 --> 20:20.416
‫اینم تاوان دروغ گفتنه.

20:21.708 --> 20:23.208
‫بیا، بیا، بیا، بیا.

20:23.875 --> 20:25.416
‫سرهنگ آشغال.

21:06.541 --> 21:08.125
‫بگیر یه کم بخواب، عزیزم.

21:09.458 --> 21:11.583
‫اینجا در امانی.

21:29.875 --> 21:31.583
‫ممنون که به من پناه دادی، قربان.

21:32.291 --> 21:33.958
‫از نوه ا‌م تشکر کن.

21:34.666 --> 21:36.958
‫اون بود که توی خیابون پیدات کرد.

21:38.916 --> 21:41.166
‫هجده ساعت یه‌نفس خوابیدی، جوون.

21:41.250 --> 21:42.583
‫حتماً از گرسنگی داری می‌میری.

21:45.791 --> 21:47.333
‫باید برگردم خونه.

21:52.833 --> 21:53.666
‫قربان…

21:54.583 --> 21:55.500
‫ممنونم.

22:00.666 --> 22:03.875
‫این ماهی دقیقاً شبیه همون ماهیه که سرهنگ بوئندیا درست می‌کرد.

24:23.458 --> 24:25.791
‫«با عشق و احترام، آمارانتا اورسولا»

24:25.875 --> 24:28.375
‫«از شنیدنش حسابی شاکی می‌شدی»
‫«از شنیدنش حسابی شاکی می‌شدی»

24:28.458 --> 24:30.833
‫«اروپایی‌ها اصلاً شبیه مردم ماکوندو نیستن»

24:38.083 --> 24:41.291
‫«می‌فهمم که این تصمیم ممکنه نگرانتون کنه

24:41.375 --> 24:43.291
‫ولی می‌خوام بدونی که حالم خوبه»

24:43.375 --> 24:46.416
‫نمی‌فهمم چرا هیچ‌وقت از آئورلیانو نامه نمی‌گیرم.

24:47.083 --> 24:49.875
‫-دلم برای ماکوندو تنگ شده…
‫«دلم برای ماکوندو تنگ شده»

24:49.958 --> 24:51.708
‫«ولی بروکسل باعث می‌شه احساس کنم زنده‌ام»

24:51.791 --> 24:53.875
‫به اون غارنشین آدم‌خوار بگو دلم برای روزایی

24:53.958 --> 24:55.958
‫ تنگ شده که دنبال عقرب می‌گشتیم.

25:00.875 --> 25:03.416
‫از خونه برام بگو، از ماکوندو

25:03.500 --> 25:05.083
‫از اون آدم‌خوار کوچولو، آئورلیانو.

25:05.166 --> 25:06.625
‫هیچ‌وقت ازش خبری ندارم.

25:08.916 --> 25:11.541
‫توی این زمستون‌های طولانی دلم برای ماکوندو تنگ میشه.

25:11.625 --> 25:13.458
‫برای خونه، برای اون آدم‌خوار

25:13.541 --> 25:15.250
‫لطفاً بهش بگو یادم نرفته

25:15.333 --> 25:17.791
‫و هر وقت توی بروکسل قدم می‌زنم بهش فکر می‌کنم.

25:17.875 --> 25:21.458
‫«یادم نرفته و هر وقت توی بروکسل قدم می‌زنم بهش فکر می‌کنم»

25:22.416 --> 25:23.416
‫«من سر حرفم هستم که…»

25:23.500 --> 25:26.208
‫دلم برای هردوتون بیشتر از همیشه تنگ شده
‫«…دلم برای هردوتون بیشتر از همیشه تنگ شده»

25:39.166 --> 25:42.875
‫تصورش غیرممکن بود که مردی تا این حد شبیه مادرش باشه.

25:48.791 --> 25:49.833
‫بیارشون تو.

26:17.458 --> 26:22.375
‫دوم ـ آئورلیانو و خوزه آرکادیو

26:29.416 --> 26:32.500
‫آئورلیانو طبق فرمول ملکیادس، جیوه رو بخار کرده بود

26:32.583 --> 26:35.125
‫تا جسد رو سالم نگه داره.

26:39.208 --> 26:43.208
‫و چهار ماه بعد، وقتی خوزه آرکادیو رسید

26:43.291 --> 26:45.083
‫جسد رو دست‌نخورده پیدا کرد.

26:53.916 --> 27:00.916
‫خداوندا، به او آرامش ابدی عطا فرما

27:01.750 --> 27:04.625
‫و بگذار نور جاودان بر او بتابد.

27:09.541 --> 27:11.250
‫دقیقاً کی از دنیا رفت؟

27:12.625 --> 27:13.875
‫چند ماه پیش.

27:18.500 --> 27:19.875
‫مادرم از شما حرف زده بود.

27:22.833 --> 27:24.208
‫منو باهاش تنها بذار.

28:06.833 --> 28:09.916
‫خداوندا، از تو می‌خوام

28:10.000 --> 28:12.708
‫روح بنده‌ات رو ببخشی

28:12.791 --> 28:15.916
‫تا از بند مرگ رها بشه

28:16.000 --> 28:18.958
‫و به زندگی جاودان برسه.

28:19.833 --> 28:23.500
‫خداوندا، بر ما رحم کن، مسیحا، بر ما رحم کن.

28:23.583 --> 28:27.375
‫خداوندا، بهش آرامش ابدی عطا کن.

28:27.458 --> 28:32.125
‫و بذار نور جاودانت تا ابد بر او بتابه.

28:35.250 --> 28:36.166
‫آمین.

28:46.375 --> 28:48.291
‫حروم‌زاده، بیا اینجا.

29:04.125 --> 29:07.166
‫من ساعت پنج و ربع بیدار می‌شم و می‌خوام ساعت شش صبحونه‌ام روی میز باشه

29:07.250 --> 29:08.958
‫درست بعد از دعای صبحم.

29:31.583 --> 29:32.500
‫حروم‌زاده.

29:41.041 --> 29:43.041
‫تخم‌مرغ‌هام رو گرم و با پوستشون دوست دارم.

29:43.125 --> 29:45.791
‫و نمی‌دونم این آبِ چندش‌آور دیگه چیه.

29:45.875 --> 29:48.458
‫گفتم آب پرتقال تازه می‌خوام.

29:50.875 --> 29:53.500
‫خب، اگه تخم‌مرغ گرم دوست داری، خودت بپزشون.

29:54.000 --> 29:57.000
‫توی سبد هم پرتقال نبود، پس بهتره به آب گواوا عادت کنی.

29:57.083 --> 29:58.125
‫همین رو داریم.

29:58.208 --> 30:01.750
‫حروم‌زاده‌ی لعنتی.
‫مادرم بهم گفته بود اصلاح‌ناپذیری.

30:01.833 --> 30:06.333
‫تو اصلاح‌ناپذیری.
‫حتی بلد نیستی کون خودتو پاک کنی.

30:09.375 --> 30:12.750
‫من آلمانی، اسپانیایی و فرانسوی هم بلدم
‫لاتینم از تو بهتره

30:12.833 --> 30:15.291
‫اصلاً نفهمیدم وقتی مادرت رو خاک کردی چی داشتی می‌گفتی.

30:16.500 --> 30:18.416
‫این حتی رسم دفن مسیحی‌ها هم نیست.

30:56.125 --> 30:58.041
‫-طلا رو کجا قایم کردی؟ هان؟
‫-کدوم طلا؟

30:58.125 --> 31:00.333
‫-همون طلایی که مادرم قولش رو بهم داده بود!
‫-چی داری میگی؟

31:00.416 --> 31:02.541
‫«تو اینجا خواهی بود و دوباره یه خانواده‌ی خوشحال میشیم»

31:02.625 --> 31:05.083
‫«طولی نمیکشه که با هم از ثروت پادشاهی‌مون لذت می‌بریم»

31:05.166 --> 31:07.750
‫-کجاست؟ هان؟
‫-مادرت دیوونه بود، خبری از طلا نیست

31:07.833 --> 31:09.833
‫می‌گفتن مامان اورسولا یه گنج مخفی داشته

31:09.916 --> 31:11.208
‫ولی هیچ‌کس هیچ‌وقت پیداش نکرد.

31:11.708 --> 31:13.666
‫فقط همین ماهی‌های کوچیک سرهنگ مونده.

31:13.750 --> 31:15.333
‫-کجا؟
‫-توی کارگاه.

31:17.541 --> 31:19.791
‫نمی‌دونم اصلاً به چی فکر می‌کردم که

31:19.875 --> 31:21.083
‫ برگشتم این جای دورافتاده!

31:46.833 --> 31:49.791
‫سال‌ها خوزه آرکادیو مادرش رو با دروغ‌های بی‌پایان درباره‌ی

31:49.875 --> 31:53.166
‫مقام پاپی و آینده‌ی روحانی خودش سرگرم کرده بود.

31:55.000 --> 32:02.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:04.291 --> 32:07.583
‫همین که پاش به رم رسید، حوزه‌ی علمیه رو ول کرد

32:08.083 --> 32:12.250
‫ولی همچنان داستان الهیات و قوانین کلیسا رو
‫برای مادرش ادامه می‌داد

32:12.333 --> 32:14.666
‫تا مبادا اون ارث افسانه‌ای رو به خطر بندازه

32:14.750 --> 32:17.666
‫همون ارثی که نامه‌های دیوانه‌وار مادرش ازش حرف می‌زدن.

33:10.291 --> 33:13.833
‫خوزه آرکادیو وقتی بچه بود، زیر نگاه یخ‌زده‌ی

33:13.916 --> 33:16.875
‫ اون قدیس‌های خبرچین عرق سرد می‌کرد.

33:18.166 --> 33:20.291
‫عذاب بیهوده‌ای بود

33:20.375 --> 33:23.583
‫چون خودش از قبل از داستان‌هایی که دوروبرش می‌شنید می‌ترسید.

33:25.041 --> 33:28.750
‫زن‌های خونه که بچه‌هایی با دم خوکی به دنیا می‌آوردن

33:28.833 --> 33:31.625
‫خروس‌های جنگی که باعث می‌شدن مردها همدیگه رو بکشن

33:31.708 --> 33:34.458
‫و عذاب وجدان و پشیمونی رو به جون بخرن

33:35.458 --> 33:38.625
‫ماجراجویی‌های بی‌محابایی که آخرش فقط
‫به دیوونگی ختم می‌شدن…

33:40.125 --> 33:41.375
‫و خلاصه...

33:42.291 --> 33:45.333
‫هر چیزی که خدا با اون همه لطف و خوبی آفریده بود

33:45.416 --> 33:46.791
‫ولی شیطان خرابش کرده بود.

33:46.875 --> 33:49.625
‫هی، ما قراره چطوری زنده بمونیم؟

33:49.708 --> 33:51.291
‫کل چیزی که داریم آب‌نبات و مشروبه.

33:53.166 --> 33:54.541
‫کی به غذا نیاز داره؟

33:55.041 --> 33:58.125
‫اینجا خون مقدس داریم.

33:59.250 --> 34:01.916
‫تو… تو باید بری بیرون و یه غذای درست‌وحسابی بخری.

34:02.583 --> 34:05.291
‫مادرم بهم گفته بود اجازه نداری بری بیرون

34:05.375 --> 34:09.333
‫چون ماکوندو نباید هیچ‌وقت از وجود حرام‌زاده‌ی بوئندیا باخبر بشه.

34:09.416 --> 34:13.166
‫ولی حالا من توی این خونه تاج سرم

34:13.250 --> 34:16.541
‫پس بهت اجازه میدم بری بیرون، پسرم.

34:37.416 --> 34:38.541
‫این رو بگیر.

34:38.625 --> 34:40.375
‫غذا و شراب بیشتری بیار.

34:41.166 --> 34:43.083
‫نه، من جایی نمیرم، خودت برو.

34:44.250 --> 34:45.208
‫هان؟

34:47.166 --> 34:48.000
‫باشه.

34:48.708 --> 34:50.333
‫اگه نمی‌خوای بری

34:50.958 --> 34:54.625
‫پس دعوتت می‌کنم با من همراه بشی و همه‌ی
‫این خرت‌وپرت‌ها رو نابود کنیم.

34:55.125 --> 34:56.458
‫بخور.

34:56.958 --> 34:57.791
‫بیا دیگه.

34:58.333 --> 34:59.166
‫بخور.

35:03.875 --> 35:08.750
‫یا چی، می‌خوای بگی خوشت میاد این همه آدم منحرف

35:08.833 --> 35:11.583
‫با اون چشم‌های ترسناک و شیطانی‌شون که رنگشون کردن
‫زل بزنن بهمون و قضاوتمون کنن؟

35:11.666 --> 35:12.500
‫هان؟

35:13.000 --> 35:15.125
‫نه.

35:20.750 --> 35:22.000
‫بیا حروم‌زاده!

35:22.083 --> 35:23.541
‫این یکی! بیا اینجا!

35:27.041 --> 35:28.000
‫همینه.

35:28.541 --> 35:30.791
‫بزن خردش کن! بیا حروم‌زاده، بزن!

35:35.083 --> 35:35.916
‫دو.

35:36.666 --> 35:37.500
‫سه!

35:38.000 --> 35:41.166
‫باید بسوزونیمشون، همه‌شون رو بسوزونیم!

36:48.166 --> 36:51.500
‫خیلی وقت‌ها توی اون تابستون تب‌دار رم

36:51.583 --> 36:53.916
‫نصفه‌شب از خواب می‌پرید

36:54.000 --> 36:58.041
‫و آمارانتا رو می‌دید که از یه فواره‌ی مرمرینِ نقش‌دار بیرون میاد

36:58.791 --> 37:00.750
‫با دست بانداژشده‌ش

37:00.833 --> 37:03.625
‫که دوری از خونه و دلتنگی، توی ذهنش
‫به شکلی رؤیایی زیباترش کرده بود.

37:04.625 --> 37:06.291
‫اسمش آمارانتا بود.

37:07.666 --> 37:10.041
‫من بیشتر از مادرم دوستش داشتم.

37:13.291 --> 37:16.416
‫ساعت‌ها می‌نشست و لکه‌های روی پوستم رو می‌شمرد.

37:16.500 --> 37:18.375
‫برای هر کدومشون یه اسم گذاشته بود.

37:20.208 --> 37:21.625
‫آمارانتا اورسولا…

37:22.458 --> 37:24.208
‫من بیشتر از جونم دوستش دارم.

37:25.416 --> 37:27.083
‫شب‌ها توی خوابم میاد.

37:27.583 --> 37:29.333
‫شب پشت شب.

37:36.041 --> 37:38.000
‫شرابمون داره تموم میشه، حروم‌زاده.

37:38.083 --> 37:39.750
‫این خیلی جدیه.

37:40.250 --> 37:41.583
‫خیلی جدی.

37:44.958 --> 37:46.916
‫هنوز اینو داریم، ببین.

37:47.500 --> 37:49.750
‫ولی برای شراب بیشتر باید باهام بیای شهر.

37:50.416 --> 37:51.416
‫بریم.

37:52.375 --> 37:55.750
‫آئورلیانو از اینکه خوزه آرکادیو چقدر با تصویری که ازش توی

37:55.833 --> 37:58.041
‫ذهنش ساخته بود فرق داشت، تعجب کرده بود.

37:59.083 --> 38:01.541
‫صمیمیتی که بین اون دو مرد تنها
‫که از یه خون بودن، شکل گرفته بود

38:01.625 --> 38:04.041
‫خیلی با دوستی فاصله داشت…

38:04.125 --> 38:04.958
‫بفرما.

38:05.041 --> 38:09.000
‫…ولی باعث میشد بهتر بتونن اون تنهاییِ وصف‌ناپذیری رو تحمل کنن

38:09.083 --> 38:12.625
‫که هم از هم جداشون می‌کرد و هم به هم پیوندشون می‌داد

38:16.083 --> 38:17.708
‫هیچ‌کس ما رو یادش نیست، حروم‌زاده.

38:18.208 --> 38:19.500
‫-ببین، خانم.
‫-نه، صبر کن.

38:19.583 --> 38:21.416
‫هی، هی، هی، خانم، حالتون چطوره؟

38:21.500 --> 38:24.041
‫ما خوزه آرکادیو و آئورلیانو بوئندیا هستیم.

38:24.125 --> 38:25.208
‫می‌دونین ما کی هستیم؟

38:25.291 --> 38:27.666
‫نمی‌دونه، خدا نگهدارتون

38:27.750 --> 38:29.166
‫و روح‌القدس هم همراهتون.

38:29.250 --> 38:31.500
‫دیگه هیچ‌کس بوئندیاها رو یادش نیست!

38:31.583 --> 38:33.333
‫یادتون میاد؟ هان؟ آقا؟

38:33.833 --> 38:37.375
‫ماکوندو رو خوزه آرکادیو بوئندیا بنا کرد!

38:37.458 --> 38:38.958
‫اون دوتا پسر داشت.

38:39.041 --> 38:41.375
‫آئورلیانو، یه سرباز افسانه‌ای

38:41.458 --> 38:44.458
‫و خوزه آرکادیو، یه ماجراجوی دریانورد.

38:45.208 --> 38:46.208
‫به سلامتی.

38:46.291 --> 38:47.833
‫هیچ‌کس ما رو نمی‌شناسه.

38:49.791 --> 38:51.041
‫تو چی؟

38:51.125 --> 38:52.333
‫خانم‌ها!

38:52.416 --> 38:53.541
‫آقایون!

38:54.083 --> 38:56.875
‫این خوزه آرکادیوئه، حضرت والا.

38:56.958 --> 38:59.083
‫و با افتخار می‌خوام آشناتون کنم با

38:59.166 --> 39:04.250
‫خودِ آئورلیانو، زاده‌ی گناه

39:04.333 --> 39:07.833
‫از بهشت تا جهنم!

39:08.875 --> 39:13.750
‫پدرم، آئورلیانو سگوندو
‫یه برادر دوقلو داشت، خوزه آرکادیو

39:13.833 --> 39:15.625
‫و اون قطار رو آورد، هان؟

39:15.708 --> 39:17.125
‫هی، اینو می‌دونستین؟

39:17.625 --> 39:19.833
‫دیگه هیچ‌کس ما رو یادش نیست.

39:21.208 --> 39:22.791
‫هیچ‌کس.

39:29.166 --> 39:30.541
‫گلدن چایلد.

39:31.500 --> 39:32.416
‫بیا بریم.

39:40.833 --> 39:43.000
‫گلدن چایلد.

39:55.291 --> 39:57.625
‫مردها

40:06.333 --> 40:09.166
‫گلدن چایلد یه فاحشه‌خونه‌ی حیوان‌شناسی بود

40:09.250 --> 40:11.291
‫که هواش یه جور معصومیت غریبی داشت

40:11.375 --> 40:13.583
‫انگار همین الان خلق شده بود

40:13.666 --> 40:15.625
‫و زن‌های زیبای دورگه

40:15.708 --> 40:18.916
‫که ناامیدانه بین گلبرگ‌های سرخ‌رنگ منتظر می‌موندن

40:19.000 --> 40:21.750
‫فن‌وفنون عشق رو بلد بودن که بشر از یاد برده بود

40:21.833 --> 40:24.458
‫و توی بهشت زمینی به دست فراموشی سپرده شده بود

40:26.541 --> 40:28.375
‫هی، من می‌شناسمت.

40:32.083 --> 40:35.375
‫تو، تو خوزه آرکادیویی

40:38.208 --> 40:42.041
‫و تو… قیافه‌ت شبیه آئورلیانوعه

40:42.125 --> 40:44.125
‫همون نگاه رو داری.

40:44.625 --> 40:45.958
‫خودمونیم خانم، خوشوقتم.

40:46.041 --> 40:48.458
‫توی اون گلخونه‌ی پر از توهم

40:48.541 --> 40:51.750
‫پیلار ترنرا پیرزنی باشکوه و کم‌حرف بود

40:51.833 --> 40:53.333
‫که جلوی در نگهبانی می‌داد.

40:53.833 --> 40:56.208
‫بالاخره یکی ما رو شناخت.

40:56.291 --> 40:58.208
‫به سلامتی!

40:59.541 --> 41:01.708
‫منم می‌دونم چرا اومدین اینجا.

41:03.291 --> 41:05.291
‫هردوتون عاشق شدین

41:06.541 --> 41:08.250
‫و می‌خواین فراموش کنین.

41:10.500 --> 41:12.291
‫نیگرومانتا!

41:13.416 --> 41:16.333
‫نیگرومانتا، عزیزم، بیا اینجا!

41:27.166 --> 41:28.833
‫به این پسرا برس، باشه؟

41:28.916 --> 41:30.291
‫مراقبشون باش.

41:30.875 --> 41:32.083
‫حتماً مامان.

41:32.583 --> 41:33.750
‫ببخشید خانم.

41:33.833 --> 41:34.708
‫ممنون.

41:36.500 --> 41:38.833
‫-ممنون.
‫-خب، بفرمایین.

41:46.041 --> 41:47.041
‫پس اون کتاب رو خوندی؟

41:47.125 --> 41:48.541
‫کدوم کتاب؟

41:48.625 --> 41:50.291
‫فکر کردم این خراب‌شده رو ترک کردی.

41:50.375 --> 41:52.375
‫خوزه آرکادیو، خوشوقتم.

41:52.875 --> 41:54.083
‫گابریل گارسیا.

41:55.083 --> 41:56.333
‫-آئورلیانو.
‫-هوم.

41:56.416 --> 41:59.000
‫اگه این یارو تو رو می‌شناسه
‫یعنی قبلاً از خونه بیرون رفتی

41:59.083 --> 42:00.875
‫حروم‌زاده‌ی کوچولوی دروغگو.

42:01.625 --> 42:04.125
‫فقط یه بار از خونه بیرون رفتم و بدترین تجربه‌ی عمرم بود.

42:04.208 --> 42:05.750
‫دیگه چه رازهایی رو ازم قایم کردی؟

42:05.833 --> 42:07.833
‫هیچ راز دیگه‌ای نیست، قسم می‌خورم، عالیجناب.

42:07.916 --> 42:09.416
‫هی، من می‌شناسمت.

42:12.833 --> 42:15.958
‫وقتی توی خیابون پیدات کردم
‫مثل یه سگ پیرِ کتک‌خورده شده بودی.

42:17.208 --> 42:20.416
‫به سلامتی!
‫به سلامتی اون سگ پیرِ کتک‌خورده.

42:21.000 --> 42:21.875
‫به سلامتی!

42:24.291 --> 42:26.333
‫به افتخار دوباره دیدنت.

43:37.166 --> 43:38.916
‫مواظب باش، لهش نکن.

43:39.500 --> 43:42.083
‫مگه نمی‌بینی سوسک‌ها قدیمی‌ترین

43:42.166 --> 43:43.541
‫حشره‌ی بالدار روی زمینن؟

43:43.625 --> 43:44.458
‫آره، آره، آره.

43:44.541 --> 43:47.416
‫نه اون بعدازظهر، نه روزهای بعد از اون

43:47.500 --> 43:49.416
‫آئورلیانو به خونه برنگشت.

43:58.000 --> 43:59.125
‫در همین حین...

43:59.208 --> 44:02.375
‫خوزه آرکادیو بچه‌ها رو آورد خونه تا بازی کنن

44:03.000 --> 44:05.500
‫و مهمونی‌هایی راه انداختن که تا دم صبح طول می‌کشید.

44:08.166 --> 44:11.500
‫آقایون، یادتون نره
‫که سروانتس یه وحشی بود.

44:11.583 --> 44:13.875
‫و شکسپیر هم یه حروم‌زاده‌ی تمام‌عیار بود!

44:15.458 --> 44:17.750
‫-فعلاً.
‫-زنده باد ادبیات!

44:28.375 --> 44:30.875
‫به سینمای شگفت‌انگیز ماکوندو خوش اومدین

44:30.958 --> 44:32.541
‫یا حداقل چیزی که ازش باقی مونده.

44:32.625 --> 44:36.083
‫هنر سینما زیرمجموعه‌ی تئاتره.

44:36.166 --> 44:37.291
‫جدی میگی؟

44:37.791 --> 44:42.000
‫آئورلیانو هر بعدازظهر به دیدن اون چهار تا اهل بحث می‌رفت.

44:42.708 --> 44:47.166
‫آلوارو، گرمان، آلفونسو و گابریل.

44:47.250 --> 44:51.291
‫اولین و آخرین دوستایی که توی عمرش پیدا می‌کرد.

44:54.708 --> 44:58.125
‫بپر! بپر، پسرها! بپر!

44:58.208 --> 45:01.833
‫خوزه آرکادیو خونه رو تبدیل به یه بهشتِ فاسد و پرزرق‌وبرق کرده بود.

45:01.916 --> 45:03.291
‫تا نصفه‌های شب

45:03.375 --> 45:06.708
‫هنوز صدای حرف زدن، آواز خوندن و رقصیدنشون می‌اومد

45:06.791 --> 45:09.625
‫مثل پرنده‌هایی که توی آسمون طلایی

45:09.708 --> 45:11.208
‫میون حباب‌های خوشبو شناور بودن

45:11.291 --> 45:14.625
‫و خونه رو شبیه یه مدرسه‌ی شبانه‌روزی
‫بی‌صاحب و بی‌قانون کرده بودن.

45:18.083 --> 45:19.666
‫بیا، بیا.

45:19.750 --> 45:22.208
‫یک، دو، سه!

45:25.250 --> 45:29.416
‫با اینکه آئورلیانو به هر چهار دوستش به یه اندازه علاقه داشت

45:29.500 --> 45:32.166
‫ولی از همه بیشتر با گابریل احساس صمیمیت می‌کرد.

45:32.250 --> 45:35.791
‫میگن سرهنگ آئورلیانو بوئندیا دور خودش با گچ دایره می‌کشید

45:35.875 --> 45:37.750
‫که هیچ‌کس حق نداشت از روش رد بشه یا واردش بشه.

45:38.291 --> 45:39.750
‫دوستی‌شون از همون‌جا شکل گرفت

45:39.833 --> 45:43.000
‫که آئورلیانو یه بار سر صحبت، اسم سرهنگ آئورلیانو بوئندیا رو آورد.

45:43.500 --> 45:46.083
‫گابریل هیچ‌وقت وجودش رو زیر سؤال نبرده بود.

45:46.166 --> 45:49.625
‫چون سرهنگ هم‌رزم و دوست جدانشدنیِ

45:49.708 --> 45:54.208
‫پدربزرگِ مادربزرگش، سرهنگ جرینلدو مارکس، بود.

46:10.500 --> 46:11.875
‫پس یادت میاد؟

46:12.375 --> 46:14.625
‫سه هزار تا بودن
‫ریختنشون توی دریا.

46:14.708 --> 46:16.291
‫درسته پسرم.

47:35.666 --> 47:36.916
‫خوزه آرکادیو!

47:37.416 --> 47:38.583
‫اینجام!

47:40.000 --> 47:41.166
‫حروم‌زاده!

47:55.541 --> 47:57.750
‫واقعاً یه گنج وجود داشته، حروم‌زاده.

48:01.708 --> 48:05.625
‫تنها جایی که به فکرم نرسید بگردم، زیر تخت مامان اورسولا بود.

48:08.291 --> 48:10.333
‫پسرهای من همون‌جا پیداش کردن.

48:10.416 --> 48:12.291
‫هان؟

48:13.250 --> 48:15.125
‫اون بچه‌ها خطرناکن.

48:16.208 --> 48:18.750
‫نه، این‌طور نیست.

48:19.333 --> 48:21.666
‫به لطف اونا حالا پولدار شدیم.

48:21.750 --> 48:25.750
‫می‌تونیم هرجور دلمون خواست خونه رو بازسازی کنیم، هان؟

48:25.833 --> 48:28.750
‫حالا دیگه می‌تونیم مثل پادشاه‌ها زندگی کنیم.

48:28.833 --> 48:31.250
‫بیا. می‌خوام برات یه جشن حسابی بگیرم، حروم‌زاده.

48:31.750 --> 48:33.666
‫این شامپاین رو بخور، بفرما

48:34.166 --> 48:35.000
‫به سلامتی!

48:35.500 --> 48:36.541
‫به سلامتیِ…

48:36.625 --> 48:39.958
‫گنج خانواده‌ی بوئندیا.

48:40.041 --> 48:42.958
‫-بفرما، بخور.
‫-الان نه، می‌خوام بخوابم.

49:40.166 --> 49:43.208
‫این دیگه چه کوفتی بود؟
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

49:43.291 --> 49:44.541
‫از کجا بدونم؟

50:11.000 --> 50:13.208
‫توی بی‌خوابیِ فرساینده‌ش

50:13.750 --> 50:16.958
‫دوباره عمق بدبختی خودش رو اندازه گرفت…

50:18.833 --> 50:22.833
‫بدبختی‌ای که وقتی توی خونه‌ی تاریک پرسه می‌زد بیشتر به چشم می‌اومد

50:22.916 --> 50:25.375
‫خونه‌ای که مرده‌ها بعد از غروب توش پرسه می‌زدن.

50:49.083 --> 50:49.958
‫پاشو!

50:50.458 --> 50:52.583
‫گمشین بیرون، حروم‌زاده‌ها!

50:52.666 --> 50:53.541
‫برو!

50:54.041 --> 50:55.083
‫گمشو بیرون.

50:55.166 --> 50:56.166
‫حروم‌زاده‌ها!

50:56.958 --> 50:58.041
‫گمشین بیرون!

50:58.125 --> 50:59.166
‫گمشین!

51:03.000 --> 51:04.333
‫برمی‌گردیم!

51:04.916 --> 51:08.250
‫-از این کارتون پشیمون میشین!
‫-گور بابات، خوزه آرکادیو!

51:08.333 --> 51:10.708
‫خشمش بیشتر از اینکه از خرابی‌های خونه باشه.

51:10.791 --> 51:13.958
‫از نفرت و ترحمی بود که نسبت به خودش احساس می‌کرد

51:14.041 --> 51:18.000
‫برای همین پسرها رو با خشونتی از خونه بیرون انداخت
‫که حتی اگه یه گله شغال هم بودن

51:18.541 --> 51:20.000
‫این‌جوری باهاشون رفتار نمی‌کرد.

51:39.750 --> 51:41.125
‫پسرها کجان؟

51:42.708 --> 51:43.833
‫انداختمشون بیرون.

51:44.333 --> 51:45.583
‫دیگه از دستشون خسته شده بودم.

51:50.541 --> 51:52.375
‫من میرم میدون یه چیزی برای خوردن بگیرم.

51:58.458 --> 52:01.083
‫برو داروخانه و یه کم نمک برای آسمم بخر.

52:02.583 --> 52:03.916
‫من میرم حموم کنم.

52:06.125 --> 52:06.958
‫هی

52:08.541 --> 52:09.583
‫راستی، رام هم بگیر

52:15.916 --> 52:19.208
‫همون‌طور در خودش فرو رفته بود

52:19.708 --> 52:23.125
‫و تلخی لذت‌های دوپهلوش رو توی ذهنش نشخوار می‌کرد.

53:12.000 --> 53:13.208
‫خوزه آرکادیو

53:36.000 --> 53:37.125
‫خوزه آرکادیو؟

53:54.041 --> 53:57.041
‫اون چهار پسر از سقف زده بودن بیرون.

54:00.666 --> 54:03.500
‫کارشون اون‌قدر سریع، منظم و بی‌رحمانه بود

54:03.583 --> 54:06.208
‫که انگار یه عملیات نظامی بود.

54:29.625 --> 54:35.208
‫فقط همون موقع بود که اورلیانو فهمید چقدر عاشقش شده.

55:51.041 --> 55:52.750
‫پاشو، آدم‌خوار کوچولو.

55:57.166 --> 55:59.125
‫از وقتی رسیدم اینجا داری خروپف می‌کنی.

56:08.875 --> 56:10.833
‫حالا مهمونی گرفتن توی ماکوندو چه جوریه؟

56:11.541 --> 56:14.041
‫هرکی زودتر خونه رو خراب کنه، همه رام‌ها گیرش میاد؟

56:18.833 --> 56:19.875
‫هان؟

56:20.500 --> 56:22.166
‫زبونت بند اومده یا چی؟

56:29.541 --> 56:31.458
‫خیلی وقته ندیدمت.

56:41.750 --> 56:43.833
‫برو یه حموم بکن، بوی سگ خیس میدی.

56:52.500 --> 56:53.333
‫بیا.

56:53.916 --> 56:55.125
‫ناهارمون رو درست می‌کنم.

56:58.625 --> 57:04.291
‫قسمت سوم - اورلیانو و آمارانتا اورسولا

57:13.083 --> 57:14.375
‫شراب یا آبمیوه؟

57:17.250 --> 57:18.583
‫اِم، آبمیوه.

57:18.666 --> 57:19.583
‫مرسی.

57:20.375 --> 57:21.500
‫پس حرف هم میزنی.

57:22.083 --> 57:24.041
‫داشتم کم‌کم فکر می‌کردم زبونت رو از دست دادی.

57:36.250 --> 57:37.583
‫از برادرم برام بگو.

57:39.333 --> 57:41.958
‫مامانم خیلی ازش تعریف می‌کرد، ولی من هیچ‌وقت ندیدمش.

57:46.541 --> 57:47.875
‫فکر کنم اون...

57:49.625 --> 57:51.166
‫راستش خیلی غمگین بود.

57:52.416 --> 57:53.791
‫توی گذشته زندگی می‌کرد

57:56.500 --> 57:57.750
‫ولی مرد خوبی بود.

57:57.833 --> 57:58.791
‫دست‌ودلباز بود.

58:01.166 --> 58:04.416
‫از خیلی جهات شبیه اورلیانو، پدرت بود.

58:08.958 --> 58:10.958
‫فکر می‌کردم توی بلژیک خوشحال بودی.

58:11.041 --> 58:12.000
‫بودم.

58:15.041 --> 58:17.875
‫ولی هر صبح که بیدار می‌شدم، دلم می‌خواست به‌جاش اینجا باشم.

58:20.750 --> 58:22.500
‫می‌خوای توی ماکوندو بمونی؟

58:23.000 --> 58:24.291
‫عزیزم!

58:26.208 --> 58:27.166
‫آماده‌ست.

58:28.625 --> 58:30.791
‫این همون آدم‌خواره‌ست، مثل برادر کوچیکمه.

58:30.875 --> 58:31.958
‫اینم شوهرمه.

58:32.041 --> 58:34.416
‫میگه می‌خواد یه سرویس پست هوایی راه بندازه.

58:34.500 --> 58:36.500
‫می‌تونی تصور کنی توی ماکوندو هواپیما باشه؟

58:38.875 --> 58:40.541
‫گاستون، از آشناییت خوشحالم.

59:05.750 --> 59:07.708
‫عزیزم، داری چی کار می‌کنی؟

59:07.791 --> 59:11.291
‫-غیرممکنه همه اون مورچه‌ها رو بکشیم.
‫-اِه، این‌جوری نکن.

59:11.375 --> 59:13.250
‫می‌خوای دوباره یه سوسک بکشی؟

59:14.875 --> 59:16.833
‫می‌دونی می‌خوام چی کار کنم؟ هوم؟

59:16.916 --> 59:19.375
‫می‌دونی می‌خوام چی کار کنم؟ هان؟

59:19.458 --> 59:21.916
‫یه راهنمایی بهت می‌کنم، قرار نیست دوباره یه سوسک بکشم!

59:22.000 --> 59:25.666
‫با اینکه حداقل پانزده سال از زنش بزرگ‌تر بود

59:25.750 --> 59:27.625
‫اما خوشی‌ها و شیطنت‌هاش و

59:27.708 --> 59:30.125
‫اصرار و تلاش همیشگیش برای خوشحال کردن اون

59:31.125 --> 59:35.041
‫و مهارتش به‌عنوان یه عاشق خوب اختلاف سنشون رو جبران می‌کرد

59:40.000 --> 59:47.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

59:51.666 --> 59:54.416
‫باید این قسمت و پشت اون درخت رو هم تمیز کنیم.

59:54.916 --> 59:57.833
‫بهتره یه کاری بکنیم و خرج خودمون رو دربیاریم.
‫توی این خونه کسی تنبل نیست.

59:58.416 --> 59:59.750
‫اون کیسه‌ها رو، بیار...

59:59.833 --> 01:00:01.291
‫بانوی گرامی.

01:00:01.958 --> 01:00:04.375
‫افتخار بزرگی به من می‌دید

01:00:05.041 --> 01:00:09.291
‫اگه منو تا شهر زیبای ماکوندو همراهی کنید؟

01:00:09.375 --> 01:00:12.125
‫باورش سخت بود زنی با اون همه شور و شوق

01:00:12.208 --> 01:00:14.208
‫به یه شهر مرده برگشته باشه...

01:00:14.291 --> 01:00:15.375
‫قشنگه، مگه نه؟

01:00:15.458 --> 01:00:17.208
‫...شهری که زیر گرد و خاک و گرما از پا افتاده بود.

01:00:17.291 --> 01:00:19.750
‫این خیابون ترک‌هاست، یادت میاد درباره‌ش برات گفتم؟

01:00:20.250 --> 01:00:22.250
‫همه‌جا پر از فرش‌های پرنده بود.

01:00:22.833 --> 01:00:24.458
‫آره، یادمه.

01:00:26.458 --> 01:00:29.333
‫اوه، اون طرف جایی بود که اورلیانو تریسته یخ می‌فروخت.

01:00:29.416 --> 01:00:30.666
‫-جدی؟ هوم
‫-آره

01:00:30.750 --> 01:00:32.833
‫اون برای گاستون از ماکوندو حرف می‌زد

01:00:32.916 --> 01:00:36.125
‫انگار روشن‌ترین و آروم‌ترین شهر دنیا بود

01:00:36.208 --> 01:00:39.875
‫و از یه خونه‌ی بزرگ حرف می‌زد که بوی پونه کوهی توش پیچیده بود

01:00:39.958 --> 01:00:42.416
‫جایی که می‌خواست با یه شوهر وفادار پیر بشه

01:00:42.500 --> 01:00:46.583
‫و با دو پسر سرکش و پرجنب‌وجوششون به اسم رودریگو و گونزالو

01:00:46.666 --> 01:00:49.625
‫نه اورلیانو و نه خوزه آرکادیو

01:00:49.708 --> 01:00:51.541
‫و یه دختر به اسم ویرجینیا

01:00:52.125 --> 01:00:53.625
‫نه رمدیوس.

01:00:53.708 --> 01:00:54.916
‫به پشتت.

01:00:55.750 --> 01:00:57.791
‫-همین‌طوری
‫-آره، همین‌طوری

01:01:08.291 --> 01:01:13.000
‫وقتی آمارانتا اورسولا به ماکوندو برگشت، اورلیانو هنوز باکره بود

01:01:32.666 --> 01:01:35.000
‫نیگرومانتا اونو با خودش به تخت برد

01:01:35.500 --> 01:01:40.291
‫و بدن خشن، زمخت و بی‌روحش آماده بود کارش رو تموم کنه

01:01:41.416 --> 01:01:43.875
‫انگار با یه پسر بچه‌ی ترسیده طرف بود.

01:01:48.041 --> 01:01:51.250
‫ولی به‌جاش با مردی روبه‌رو شد که نیروی فوق‌العاده‌ش

01:01:52.000 --> 01:01:56.208
‫باعث شد تمام وجودش رو به اندازه‌ی یه زلزله زیر و رو کنه.

01:02:08.750 --> 01:02:11.291
‫فکر کردم مُردی یا یه همچین چیزی.
‫چند روزه از اتاقت بیرون نیومدی.

01:02:12.791 --> 01:02:14.833
‫فکر کردم آسمون داره میوفته پایین.

01:02:14.916 --> 01:02:15.750
‫بیا.

01:02:17.083 --> 01:02:18.833
‫کارگرها زیادی سر و صدا می‌کنن؟

01:02:18.916 --> 01:02:20.166
‫بهشون میگم برن.

01:02:21.541 --> 01:02:23.541
‫توی این خونه صداهای بدتری هم هست.

01:02:31.333 --> 01:02:33.125
‫آمارانتا، دارم سعی می‌کنم درس بخونم.

01:02:33.208 --> 01:02:34.500
‫چی می‌خوای؟

01:02:42.625 --> 01:02:44.708
‫چرا هیچ‌وقت جواب نامه‌هامو ندادی؟

01:02:46.500 --> 01:02:47.708
‫خیلی برات نامه نوشتم

01:02:47.791 --> 01:02:50.500
‫ولی مامانم گفت نمی‌خوای هیچ ارتباطی با من داشته باشی

01:02:50.583 --> 01:02:51.708
‫منم دیگه دست کشیدم.

01:02:54.250 --> 01:02:56.833
‫ازم متنفری که ولت کردم و با اون اینجا تنها گذاشتمت؟

01:03:00.000 --> 01:03:01.166
‫ازت متنفر نیستم.

01:03:02.708 --> 01:03:04.458
‫پس چرا باهام حرف نمیزنی؟

01:03:07.958 --> 01:03:09.583
‫چون باید درس بخونم.

01:03:09.666 --> 01:03:11.250
‫تو که همیشه داری درس می‌خونی.

01:03:13.875 --> 01:03:15.958
‫این کتاب هیولایی درباره‌ی چیه؟

01:03:18.500 --> 01:03:20.708
‫خب، نمی‌دونم.
‫دارم سعی می‌کنم بفهممش.

01:03:20.791 --> 01:03:23.166
‫که چی؟
‫کتاب دیگه‌ای نیست که بخونی؟

01:03:24.541 --> 01:03:26.041
‫همه‌شون رو قبلاً خوندم.

01:03:28.625 --> 01:03:30.708
‫یعنی تک‌تک کتاب‌های دنیا رو خوندی؟

01:03:33.250 --> 01:03:34.708
‫همه اونایی که ارزش خوندن داشتن.

01:03:50.500 --> 01:03:53.500
‫آمارانتا اورسولا همچنان گاهی بهش سر می‌زد.

01:03:55.041 --> 01:03:57.333
‫چند دقیقه‌ای اونجا می‌موند

01:04:00.916 --> 01:04:03.291
‫در حالی که شوهرش آسمون رو زیر نظر داشت

01:04:03.375 --> 01:04:06.875
‫و دنبال هواپیمایی می‌گشت که قصد داشت به ماکوندو بیاره.

01:04:07.625 --> 01:04:11.000
‫تا اون موقع، گاستون تمام حشره‌های منطقه رو که امکان کالبدشکافی داشتن

01:04:11.083 --> 01:04:12.875
‫کالبدشکافی کرده بود.

01:04:12.958 --> 01:04:16.666
‫گمشو! برو دنبال هواپیمای کوچولوت بگرد و اینا رو هم با خودت ببر!

01:04:16.750 --> 01:04:18.833
‫با این همه مورچه دیگه حشره نمی‌خوام!

01:04:18.916 --> 01:04:20.791
‫فقط یه مدتیه.

01:04:20.875 --> 01:04:23.875
‫که این‌طور نیست که توی این خونه‌ی کوفتی
‫اتفاق هیجان‌انگیزی هم بیفته.

01:04:23.958 --> 01:04:24.791
‫چی گفتی؟

01:04:24.875 --> 01:04:27.791
‫خونه‌ی کوفتی؟
‫فکر می‌کنی خونه‌ی من کوفتیه؟

01:04:27.875 --> 01:04:30.583
‫کوفتیه؟ هان؟
‫خودت همینو گفتی!

01:04:30.666 --> 01:04:31.916
‫آمارانتا، آروم باش!

01:04:32.916 --> 01:04:34.916
‫خواهش می‌کنم، لطفاً.

01:04:36.083 --> 01:04:38.083
‫نمی‌فهمم چرا این‌قدر به ماکوندو وابسته‌ای.

01:04:38.166 --> 01:04:39.500
‫اصلاً منطقی نیست.

01:04:40.208 --> 01:04:41.958
‫تو هیچ‌وقت نمی‌فهمی.

01:04:42.041 --> 01:04:43.250
‫آمارانتا!

01:04:45.791 --> 01:04:46.875
‫عزیزم.

01:04:49.666 --> 01:04:50.666
‫عزیزم.

01:04:59.375 --> 01:05:01.041
‫آروم باش، خواهش می‌کنم.

01:05:47.333 --> 01:05:49.958
‫شب جشن، روی صندلی گهواره‌ای حصیریش مرد

01:05:50.041 --> 01:05:51.791
‫در حالی که از

01:05:51.875 --> 01:05:53.541
‫دروازه‌ی بهشتش نگهبانی می‌کرد.

01:05:53.625 --> 01:05:55.625
‫♪ آه، مادر من ♪

01:05:55.708 --> 01:05:57.708
‫♪ آه، مادر من ♪

01:05:57.791 --> 01:06:01.208
‫♪ مامانم رفت و دیگه برنگشت ♪

01:06:01.291 --> 01:06:03.250
‫♪ آه، مادر من ♪

01:06:03.333 --> 01:06:04.875
‫♪ آه، مادر من ♪

01:06:04.958 --> 01:06:08.750
‫♪ ای مریم مقدس، مادر خدا ♪

01:06:08.833 --> 01:06:12.416
‫♪ برای ما گناهکاران دعا کن ♪

01:06:12.500 --> 01:06:15.458
‫♪ اکنون و هنگام مرگ‌مون، آمین ♪

01:06:15.541 --> 01:06:18.750
‫سلام بر مریم، سرشار از فیض، خداوند با توست...

01:06:23.541 --> 01:06:24.875
‫دیگه همه‌چیز تموم شده بود.

01:06:25.416 --> 01:06:27.041
‫توی قبر پیلار ترنرا

01:06:28.000 --> 01:06:30.333
‫بین سرودهای مذهبی و خرت‌وپرت‌های روسپی‌گری

01:06:30.416 --> 01:06:33.500
‫بقایای گذشته داشتن می‌پوسیدن.

01:06:41.583 --> 01:06:42.875
‫چی کار می‌کردی؟

01:06:48.583 --> 01:06:50.875
‫همون کتاب رو می‌خوندم تا بالاخره رمزگشاییش کنم.

01:06:53.958 --> 01:06:56.208
‫این‌جا دیگه چیزی برای عرضه به هیچ‌کس نداره.

01:06:59.833 --> 01:07:01.083
‫من میرم پاریس.

01:07:02.666 --> 01:07:03.958
‫مرسدس اونجاست.

01:07:06.125 --> 01:07:07.166
‫باشه.

01:07:08.416 --> 01:07:10.041
‫همین که رسیدی اونجا

01:07:10.125 --> 01:07:13.500
‫برو کتاب‌فروشی آنری شامپیون توی محله‌ی لاتن

01:07:14.250 --> 01:07:18.875
‫و کتاب روباه رینار و ترانه‌ی رولان رو برام پست کن

01:07:20.875 --> 01:07:22.375
‫مشروب، لطفاً.

01:07:22.875 --> 01:07:24.375
‫همین تنها چیزیه که لازم دارم، رفیق.

01:07:24.458 --> 01:07:26.041
‫آره، همین تنها چیزیه که لازم داری.

01:07:30.875 --> 01:07:32.083
‫همگی گوش بدین.

01:07:34.208 --> 01:07:35.958
‫گلدن چایلد داره تعطیل می‌کنه.

01:07:38.291 --> 01:07:40.541
‫مهمونی تمومه.

01:07:47.916 --> 01:07:49.250
‫می‌بینمت.

01:08:08.541 --> 01:08:11.541
‫بدرود، آوریلیانو بوئندیا.

01:08:12.458 --> 01:08:14.500
‫بدرود، گابریل گارسیا.

01:08:27.333 --> 01:08:29.375
‫دوست داشتن رفیق خیلی سخته.

01:08:39.375 --> 01:08:40.666
‫آه!

01:08:45.916 --> 01:08:47.041
‫چی شد؟

01:08:47.708 --> 01:08:49.166
‫هیچی، دستم رو بریدم.

01:08:56.333 --> 01:08:58.791
‫می‌دونی، برای اینکه خفاش خوبی باشی زیادی شیطونی

01:09:12.708 --> 01:09:13.833
‫کجا بودی؟

01:09:19.291 --> 01:09:21.083
‫همه دارن ماکوندو رو ترک می‌کنن.

01:09:21.666 --> 01:09:23.291
‫همه نه، آدم‌خوار کوچولو.

01:09:29.000 --> 01:09:30.333
‫این‌جا، حالا بهتر شد.

01:09:39.083 --> 01:09:41.208
‫دیگه هیچ‌وقت ولم نکن، آمارانتا.

01:09:41.291 --> 01:09:42.625
‫آوریلیانو، بی‌خیال.

01:09:43.125 --> 01:09:44.375
‫ولم نکن.

01:09:47.375 --> 01:09:49.708
‫هر شب خواب می‌بینم تو توی گوشم زمزمه می‌کنی «گاستون»

01:09:49.791 --> 01:09:51.125
‫احمق!

01:09:58.375 --> 01:10:00.125
‫من با اولین کشتی میرم اروپا

01:10:31.625 --> 01:10:32.625
‫عزیزم.

01:10:33.541 --> 01:10:34.625
‫به این گوش کن.

01:10:36.041 --> 01:10:40.958
‫«با شرمندگی تأیید می‌کنیم که هواپیما به تانگانیکا فرستاده شده

01:10:41.041 --> 01:10:44.375
‫و به مردم ماکوندو تحویل داده شده»، و الی آخر

01:10:44.458 --> 01:10:47.791
‫«ولی ما همین حالا هم بی‌وقفه داریم برای ترتیب دادن انتقالش به ماکوندو تلاش می‌کنیم

01:10:47.875 --> 01:10:49.208
‫در آمریکای لاتین»

01:10:50.625 --> 01:10:52.000
‫چرا می‌خندی؟

01:10:52.083 --> 01:10:53.583
‫باورنکردنیه.

01:10:57.500 --> 01:10:59.791
‫ساعت چهار و نیم بعدازظهر بود

01:10:59.875 --> 01:11:02.375
‫که آمارانتا اورسولا از حموم بیرون اومد.

01:11:02.458 --> 01:11:03.916
‫داری چی کار می‌کنی؟

01:11:07.791 --> 01:11:09.708
‫منتظرم بری بلژیک.

01:11:50.375 --> 01:11:51.333
‫برو بیرون.

01:12:59.458 --> 01:13:02.500
‫شهر اون‌قدر در رخوت و بی‌تحرکی فرو رفته بود

01:13:03.000 --> 01:13:05.500
‫که توی ویترین‌های تاریک مغازه‌ها

01:13:05.583 --> 01:13:07.458
‫فقط مانکن‌های بی‌سر باقی مونده بودن.

01:13:18.916 --> 01:13:20.166
‫وایسا!

01:13:21.166 --> 01:13:22.458
‫وایسا!

01:13:22.541 --> 01:13:24.208
‫این دیگه چه کوفتیه داره اتفاق می‌افته؟

01:13:27.750 --> 01:13:28.916
‫باورنکردنیه!

01:13:46.708 --> 01:13:48.333
‫بجنب، آدم‌خوار.

01:14:23.083 --> 01:14:26.583
‫در ماکوندویی که حتی پرنده‌ها هم فراموشش کرده بودن

01:14:26.666 --> 01:14:30.791
‫جایی که گرد و خاک و گرما اون‌قدر طاقت‌فرسا شده بود که نفس کشیدن سخت بود...

01:14:33.416 --> 01:14:36.625
‫...و اون‌ها در خونه‌ای غرق در تنهایی و عشق گوشه‌نشین شده بودن

01:14:36.708 --> 01:14:40.625
‫خونه‌ای که سروصدای مورچه‌های قرمز نمی‌ذاشت آدم بخوابه

01:14:41.166 --> 01:14:45.750
‫آوریلیانو و آمارانتا اورسولا تنها موجودات شاد اونجا بودن

01:14:47.208 --> 01:14:49.333
‫و شادترین آدم‌های روی زمین.

01:14:55.208 --> 01:14:57.416
‫توی اون بهشتِ ویران

01:14:57.916 --> 01:15:00.208
‫دیگه هیچ درکی از واقعیت نداشتن

01:15:00.291 --> 01:15:03.666
‫و خودشون رو کامل به لذت‌های جسمانی سپرده بودن.

01:15:30.833 --> 01:15:32.458
‫صبح بخیر، آدم‌خوار.

01:15:36.083 --> 01:15:37.458
‫خوب خوابیدی؟

01:15:40.916 --> 01:15:42.583
‫آوریلیانو، ما بچه‌دار میشیم.

01:15:46.958 --> 01:15:47.916
‫چی؟

01:15:51.083 --> 01:15:52.500
‫کی؟ چطوری؟

01:15:54.375 --> 01:15:55.875
‫فکر کردی قراره چی بشه؟

01:16:12.500 --> 01:16:13.541
‫چی شده؟

01:16:16.791 --> 01:16:19.541
‫«نذار بوئندیاها با هم ازدواج کنن، وگرنه

01:16:19.625 --> 01:16:21.166
‫بچه‌هاشون با دم خوکِ پیچ‌خورده به دنیا میان»

01:16:22.625 --> 01:16:24.458
‫مامان اورسولا اینو گفته بود.

01:16:26.458 --> 01:16:29.416
‫آره، ولی من و تو خواهر و برادر نیستیم

01:16:30.041 --> 01:16:31.750
‫مامانم بهت می‌گفت حروم‌زاده.

01:16:32.875 --> 01:16:36.125
‫منو توی یه سبد شناور پیدا کرده بود.
‫این چیزیه که بهمون گفت.

01:16:36.916 --> 01:16:38.500
‫ما نمی‌تونیم این بچه رو داشته باشیم.

01:16:50.791 --> 01:16:52.208
‫سربازها!

01:16:52.291 --> 01:16:53.333
‫آماده!

01:16:54.000 --> 01:16:55.166
‫نشونه بگیر!

01:16:55.250 --> 01:16:57.458
‫ژنرال مونکادا رو آزاد کنین!

01:16:57.541 --> 01:16:59.333
‫همه‌تون هیولا هستین!

01:16:59.416 --> 01:17:03.708
‫فقط هشت ساعت!
‫فقط هشت ساعت! فقط هشت ساعت!

01:17:04.208 --> 01:17:05.291
‫هی، بوئندیا!

01:17:05.375 --> 01:17:09.416
‫می‌دونی، شاید اون خروس جنگی بالاخره بتونه یه لطفی به زنت بکنه.

01:17:11.291 --> 01:17:12.791
‫کرکس‌های عوضی!

01:17:12.875 --> 01:17:15.916
‫اون هشت ساعت آخرتون رو هم بردارین و گورتونو گم کنین!

01:17:38.083 --> 01:17:39.708
‫ببخشید، کلیسا تعطیله.

01:17:39.791 --> 01:17:41.208
‫من برای دعا کردن نیومدم.

01:17:41.291 --> 01:17:43.041
‫خوبه، پسرم.

01:17:43.125 --> 01:17:44.875
‫خدا این شهر رو ول کرده.

01:17:44.958 --> 01:17:47.375
‫باید سوابق تعمید رو ببینم.

01:17:50.416 --> 01:17:52.666
‫همه‌شون رو موش‌ها خوردن.

01:17:52.750 --> 01:17:54.875
‫خواهش می‌کنم پدر.
‫باید بفهمم پدر و مادرم کی بودن.

01:17:54.958 --> 01:17:56.083
‫این خیلی ضروریه.

01:17:57.458 --> 01:17:58.916
‫اسمت چیه جوون؟

01:18:00.166 --> 01:18:01.666
‫آوریلیانو بوئندیا.

01:18:03.166 --> 01:18:04.791
‫پس دیگه خودتو باهاش درگیر نکن.

01:18:05.333 --> 01:18:09.083
‫می‌بینی، سال‌ها پیش اینجا یه خیابون به همین اسم بود.

01:18:10.083 --> 01:18:14.833
‫اون موقع رسم بود مردم اسم بچه‌هاشون رو

01:18:15.458 --> 01:18:17.625
‫از روی اسم مکان‌ها و خیابون‌ها انتخاب کنن.

01:18:19.166 --> 01:18:20.875
‫پس شما هم باورش نمی‌کنین.

01:18:23.541 --> 01:18:24.708
‫چی رو؟

01:18:25.666 --> 01:18:29.750
‫اینکه سرهنگ آوریلیانو بوئندیا توی ۳۲ تا جنگ داخلی جنگید و همه‌شون رو باخت.

01:18:30.250 --> 01:18:32.791
‫اینکه سه هزار کارگر رو ارتش به گلوله بست

01:18:32.875 --> 01:18:36.750
‫و ریختشون توی واگن قطار و انداختشون توی دریا
‫مثل موزهایی که فراموش شده باشن.

01:18:37.583 --> 01:18:38.708
‫اوه، پسرم.

01:18:39.208 --> 01:18:43.000
‫حتی نمی‌تونم مطمئن باشم که من و تو همین لحظه واقعاً وجود داریم.

01:19:11.208 --> 01:19:15.375
‫آوریلیانو و آمارانتا اورسولا داستان سبد رو باور کردن

01:19:15.958 --> 01:19:17.791
‫نه به این خاطر که واقعاً باورش کرده بودن

01:19:18.500 --> 01:19:21.166
‫بلکه چون بزرگ‌ترین ترسشون رو از بین می‌برد.

01:19:21.250 --> 01:19:24.333
‫کی فکرشو می‌کرد آخرش توی این خونه مثل غارنشین‌ها زندگی کنیم؟

01:21:24.833 --> 01:21:26.916
‫هیس، هیس، چیزی نیست.

01:21:35.958 --> 01:21:37.041
‫سلام کوچولو.

01:21:40.208 --> 01:21:41.125
‫آره، همینه.

01:21:50.333 --> 01:21:52.125
‫این یه غارنشین کوچولوی آدم‌خواره.

01:21:53.666 --> 01:21:55.291
‫اسمش رو می‌ذاریم رودریگو.

01:21:57.291 --> 01:21:59.416
‫نه، اسمش آوریلیانو میشه.

01:21:59.500 --> 01:22:01.541
‫و ۳۲ تا جنگ رو می‌بره.

01:22:04.541 --> 01:22:05.791
‫باشه، پس.

01:22:06.750 --> 01:22:08.458
‫اسمش آوریلیانوئه.

01:22:12.875 --> 01:22:13.958
‫بهتره استراحت کنی.

01:22:14.500 --> 01:22:15.500
‫من مواظبشم.

01:22:34.458 --> 01:22:35.833
‫نگران نباش.

01:22:36.500 --> 01:22:37.958
‫وقتی بزرگ‌تر شد قطعش می‌کنیم.

01:22:38.041 --> 01:22:40.041
‫تا وقتی که بتونه حرف بزنه.

01:23:14.958 --> 01:23:17.458
‫آمارانتا، چی شده؟

01:23:19.541 --> 01:23:21.083
‫نگران نباش عشقم.

01:23:22.833 --> 01:23:26.125
‫آدمایی مثل من قرار نیست به میل خودشون با مرگ روبه‌رو بشن.

01:23:36.583 --> 01:23:37.708
‫صبر کن.

01:23:37.791 --> 01:23:39.125
‫طاقت بیار کوچولو.

01:23:40.125 --> 01:23:41.833
‫طاقت بیار، آره، همینه.

01:23:41.916 --> 01:23:43.166
‫هیس، هیس، هیس.

01:23:43.750 --> 01:23:45.208
‫هیس، هیس، هیس.

01:24:13.000 --> 01:24:15.583
‫آمارانتا. آمارانتا.

01:28:26.333 --> 01:28:28.541
‫در اون لحظه‌ی شگفت‌انگیز

01:28:29.250 --> 01:28:33.666
‫آخرین رمزهای ملکیادس برای آوریلیانو بابیلونیا آشکار شد.

01:28:36.166 --> 01:28:39.250
‫اون نوشته‌ی روی طومارها رو دید که به‌طرز دقیقی

01:28:39.333 --> 01:28:41.916
‫بر اساس زمان و مکان زندگی بشر مرتب شده بود.

01:28:44.666 --> 01:28:47.500
‫اولین نفر این نسل به درخت بسته شده

01:28:52.625 --> 01:28:53.916
‫و آخرین نفر

01:28:55.000 --> 01:28:57.708
‫داره خوراک مورچه‌ها میشه.

01:29:26.833 --> 01:29:29.500
‫آوریلیانو هیچ‌وقت توی عمرش این‌قدر هوشیار و روشن‌ذهن نبود

01:29:29.583 --> 01:29:33.291
‫تا وقتی که مرده‌ها و غمی که براش به جا گذاشته بودن رو فراموش کرد.

01:29:35.375 --> 01:29:39.916
‫ملکیادس اتفاقات رو بر اساس زمان معمول زندگی آدم‌ها مرتب نکرده بود

01:29:40.583 --> 01:29:43.125
‫بلکه یه قرن اتفاق رو فشرده کرده بود.

01:29:43.208 --> 01:29:46.416
‫طوری که همه‌شون می‌تونستن توی یه لحظه کنار هم وجود داشته باشن.

01:29:50.333 --> 01:29:53.166
‫اون نوشته‌ها رو بدون کوچک‌ترین مشکلی می‌خوند.

01:29:53.250 --> 01:29:56.333
‫انگار به زبان مادری خودش نوشته شده بودن.

01:29:57.166 --> 01:30:02.333
‫لحظه‌ی لقاح خودش رو بین عقرب‌ها و پروانه‌های زرد پیدا کرد

01:30:04.333 --> 01:30:08.000
‫و فهمید که آمارانتا اورسولا خواهرش نبوده.

01:30:08.750 --> 01:30:09.958
‫بلکه عمه‌ش بوده.

01:30:24.708 --> 01:30:27.166
‫باد گرم شروع به وزیدن کرد

01:30:28.208 --> 01:30:30.666
‫پر از صداهای گذشته

01:30:30.750 --> 01:30:35.291
‫و آه و ناله‌های ناامیدی‌هایی کهنه‌تر از سرسخت‌ترین دلتنگی‌ها.

01:32:32.458 --> 01:32:36.500
‫آوریلیانو شروع کرد به رمزگشایی از همون لحظه‌ای که داشت زندگی می‌کرد

01:32:39.000 --> 01:32:40.833
‫و داشت سرنوشت خودش رو پیشگویی می‌کرد.

01:32:45.208 --> 01:32:47.166
‫قبل از اینکه به آخرین سطر برسه

01:32:47.250 --> 01:32:50.791
‫دیگه فهمیده بود که هیچ‌وقت از اون اتاق بیرون نمیره

01:32:51.416 --> 01:32:56.125
‫چون از قبل پیشگویی شده بود که شهر آینه‌ها یا سراب‌ها

01:32:57.125 --> 01:32:59.291
‫با باد از بین خواهد رفت.

01:33:02.791 --> 01:33:04.916
‫و از حافظه‌ی آدم‌ها محو خواهد شد.

01:33:05.000 --> 01:33:08.125
‫همون لحظه‌ای که رمزگشایی طومارها رو تموم کنه

01:33:08.875 --> 01:33:13.875
‫و هر چیزی که توی اون‌ها نوشته شده
‫برای همیشه و برای یک بار نوشته شده...

01:33:15.625 --> 01:33:19.750
‫چون خاندان‌هایی که محکوم به صد سال تنهایی هستن

01:33:20.541 --> 01:33:23.750
‫هیچ‌وقت فرصت دوباره‌ای روی زمین پیدا نمی‌کنن.

01:33:24.000 --> 01:33:37.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:33:37.333 --> 01:33:44.333
‫"صد سال تنهایی"
