WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:44.000 --> 00:51.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:51.146 --> 00:52.854
‫روایتِ اصلی...

00:54.396 --> 00:56.396
‫هزاران بار در سراسر کشور

00:57.146 --> 01:01.062
‫از طریق تمام رسانه‌هایی که در اختیار حکومت بود تکرار شد

01:01.896 --> 01:03.521
‫تا در نهایت جا افتاد

01:05.396 --> 01:07.021
‫«هیچ کشته‌ای در کار نبوده»

01:10.479 --> 01:14.312
‫بعدها مورخان همین دروغ‌ها را

01:14.812 --> 01:16.521
‫وارد تمام کتاب‌های درسی کردند

02:11.312 --> 02:14.562
‫خوزه آرکادیو دوم نمی‌دانست کجاست،

02:15.896 --> 02:19.937
‫اما این را می‌دانست که اگر مسیر خلاف جهت ریل را در پیش بگیرد،

02:20.021 --> 02:21.646
‫در نهایت به ماکوندو می‌رسد

03:16.979 --> 03:20.021
‫ولم کنید! من هیچی نگفتم، ولم کنید!

03:20.104 --> 03:22.271
‫ولم کنید! خانواده من روحشون هم خبر نداره!

03:22.354 --> 03:23.312
‫بلندتر!

03:23.396 --> 03:24.896
‫من هیچی نمی‌دونم، ولم کنید

03:24.979 --> 03:26.271
‫اسم‌هاشون رو بگو!

03:26.354 --> 03:28.187
‫می‌دونیم چند نفر دیگه هم بودن

03:28.771 --> 03:32.146
‫دیگه چه کسایی تو اعتصاب دست داشتن؟
‫حرف بزن! بقیه دارن دهن باز می‌کنن

03:32.229 --> 03:33.062
‫حرف بزن!

03:33.896 --> 03:35.187
‫حرف بزن عوضی!

03:37.021 --> 03:39.271
‫همون‌جا وایسا! تکون نخور!

03:40.021 --> 03:41.521
‫یکی دیگه‌شون رو پیدا کردیم

03:41.604 --> 03:42.771
‫فرمانده!

03:45.146 --> 03:47.812
‫راه فرار نداره، بزنیدش

04:00.687 --> 04:04.771
‫کمک، می‌خوان من رو بکشن

04:09.646 --> 04:10.646
‫زود باشید!

04:11.979 --> 04:14.146
‫در رو باز کن؛ زود باشید!

04:14.229 --> 04:15.771
‫در رو باز کن لعنتی!

04:21.479 --> 04:23.354
‫همین الان درو باز کن لعنتی!

04:31.021 --> 04:33.396
‫من خوزه آرکادیو دوم بوئندیا هستم

04:35.604 --> 04:37.312
‫من خوزه آرکادیو دوم هستم

04:37.396 --> 04:42.271
‫برای این‌که به خودش بفهمونه هنوز زنده‌ست،
‫اسم کاملش رو تکرار می‌کرد

04:42.854 --> 04:44.146
‫حرف به حرف

04:44.229 --> 04:45.437
‫چی به روزت اومده؟

04:48.854 --> 04:50.104
‫ما سه هزار نفر بودیم

04:51.854 --> 04:54.187
‫تو ایستگاه قطار بودیم

04:54.271 --> 04:57.521
‫ما رو به رگبار بستن،
‫دارن جنازه‌ها رو می‌ندازن توی دریا

04:58.062 --> 05:01.437
‫مرد، زن، بچه
‫سه هزار نفر بودیم

05:02.812 --> 05:05.104
‫هیچ‌کس کشته نشده، خوزه آرکادیو

05:06.812 --> 05:10.729
‫از زمان عموت، یعنی همون جناب سرهنگ،
‫هیچ اتفاقی تو ماکوندو نیفتاده

05:26.021 --> 05:32.021
‫« صد سال تنهایی »

05:48.979 --> 05:50.729
‫آهای! کجا می‌ری؟

05:50.812 --> 05:53.771
‫دارم می‌رم شرکت داداشم رو ببینم

05:53.854 --> 05:55.854
‫شرکت تعطیله

05:56.646 --> 05:59.271
‫می‌دونم، اما یه موضوع خانوادگی پیش اومده

05:59.354 --> 06:00.396
‫مگه نشنیدی چی گفتم؟

06:01.312 --> 06:04.021
‫تا بارون بند نیاد، هیچ‌کس نمی‌تونه بره اونجا

06:05.062 --> 06:06.646
‫برو خونه

06:17.146 --> 06:19.562
‫تورو خدا بگید کسی دختر منو ندیده؟

06:19.646 --> 06:21.979
‫- سلام فرمانده
‫- سلام فرمانده

06:22.896 --> 06:26.979
‫- آروم باشید، یکی‌یکی لطفاً
‫- من هرچی می‌دونستم رو بهتون گفتم

06:27.062 --> 06:28.437
‫- آروم باشید!
‫- سلام فرمانده

06:28.521 --> 06:29.771
‫یکی‌یکی لطفاً!

06:29.854 --> 06:33.437
‫سراغ اعضای خانواده‌شون رو می‌گیرن
‫و می‌گن از دیشب غیب‌شون زده

06:33.521 --> 06:35.896
‫- هیچ‌کس پاسخگو نیست
‫- پنج روز گذشته!

06:35.979 --> 06:38.354
‫- اسمش اینه...
‫- اینجا چه‌خبره؟

06:38.437 --> 06:41.104
‫- برادر منم توی شرکت بود
‫- گفتم یکی‌یکی حرف بزنید!

06:41.771 --> 06:43.646
‫- فرمانده...
‫- بفرمایید خانم؟

06:43.729 --> 06:48.146
‫اصلاً عادی نیست که شوهرم این‌همه مدت غیبش بزنه

06:49.896 --> 06:51.646
‫والا چی بگم خانم

06:52.479 --> 06:54.604
‫این اولین باری نیست که مردها دست یه زن دیگه رو می‌گیرن

06:54.687 --> 06:57.104
‫و آخر هفته می‌رن تعطیلات عشق و حال

06:57.187 --> 07:00.437
‫- مودب باش!
‫- درست حرف بزن!

07:00.521 --> 07:02.229
‫چرا مثل آدم نمی‌گید چی شده؟

07:02.312 --> 07:03.979
‫دیروز صدای تیراندازی اومد

07:04.062 --> 07:06.146
‫از اون موقع تا حالا از پسرم خبری نیست

07:06.229 --> 07:07.979
‫تیراندازی؟

07:08.062 --> 07:10.396
‫آره، عصر صدای تیراندازی می‌اومد

07:10.479 --> 07:13.604
‫- آره، توی ایستگاه قطار
‫- حتماً خواب دیدید

07:13.687 --> 07:15.354
‫تو ماکوندو هیچ اتفاقی نیفتاده

07:15.437 --> 07:17.687
‫هیچی نشده و هیچی هم نمی‌شه

07:19.271 --> 07:21.187
‫اینجا یه شهر شاد و پر از آرامشه

07:21.979 --> 07:24.562
‫امر دیگه‌ای نیست جناب؟

07:27.937 --> 07:30.771
‫هیچی نشده، همگی برید خونه‌هاتون

07:30.854 --> 07:32.854
‫بریم خونه؟ چرا نمی‌گین چی شده؟

07:32.937 --> 07:34.312
‫راه بیفتید!

07:40.812 --> 07:41.854
‫پسرم!

07:43.646 --> 07:44.812
‫برادرم اینجاست؟

07:45.437 --> 07:47.771
‫از وقتی رفته هیچ خبری ازش نشده

07:48.396 --> 07:51.104
‫شاید حالا که قضیه شرکت موز حل و فصل شده،

07:51.187 --> 07:52.229
‫برگرده

07:54.937 --> 07:56.021
‫اتفاقی افتاده؟

07:57.146 --> 07:58.062
‫نه

07:59.937 --> 08:02.146
‫گفتم شاید اینجا باشه

08:02.937 --> 08:05.854
‫توی رادیو گفتن اوضاع تحت کنترله

08:07.312 --> 08:09.271
‫اگه خبری شد بهم بگو

08:12.479 --> 08:14.229
‫صدای آمارانتا اورسولاست؟

08:16.229 --> 08:18.437
‫فرناندا، بی‌خبر از آشوب شهر،

08:19.146 --> 08:23.771
‫آخرین پیچ‌های نقشه‌اش رو سفت می‌کرد،

08:24.521 --> 08:27.854
‫تا کوچک‌ترین اثری از مِمه را در ذهنش پاک کند

08:30.896 --> 08:31.896
‫پسر عزیزم،

08:31.979 --> 08:35.896
‫باعث افتخار من است که به‌زودی
‫درجات مقدماتی روحانیت را دریافت می‌کنی

08:36.646 --> 08:39.354
‫خواهر پاک‌دامن، پرهیزکار و مهربانت رناتا،

08:39.437 --> 08:43.229
‫بر اثر بیماری استفراغ سیاه، به رحمت خدا رفت

08:44.187 --> 08:46.354
‫لحظه‌ای که جان داد، او را در آغوش گرفته بودم

08:46.437 --> 08:49.437
‫روح پاکش به جلال و عرش الهی عروج کرد

08:49.937 --> 08:52.729
‫شب و روز در سوگش هستیم

08:53.812 --> 08:55.354
‫خواهرت یک قدیسه بود

08:55.937 --> 08:57.479
‫برای آرامش روحش دعا کن

09:17.271 --> 09:19.229
‫آمارانتا اورسولا غذاش رو خورده

09:20.437 --> 09:22.062
‫تو از کجا می‌دونی فرناندا؟

09:23.000 --> 09:24.875
‫از صبح از اتاقت بیرون نیومدی،

09:26.208 --> 09:27.958
‫اگه هم چیزی خورده، من بهش غذا دادم

09:28.041 --> 09:29.708
‫چه عجب، برای اولین بار یه کاری کردی

09:29.791 --> 09:31.208
‫فرناندا، بسه

09:32.333 --> 09:34.833
‫حالا که آئورلیانو اینجاست یه‌کم استراحت کن

09:34.916 --> 09:36.791
‫بذار اون از بچه مراقبت کنه

09:40.333 --> 09:41.833
‫این رو بده به پستچی

09:42.500 --> 09:45.250
‫به نتيجه‌ت یادآوری کن که یه پسر هم توی رُم داره

09:45.333 --> 09:46.583
‫به پول احتیاج داره

09:50.750 --> 09:54.250
‫اشتباه هم نمی‌گه، می‌تونی یه‌کم
‫بیشتر با دخترت وقت بگذرونی

09:59.666 --> 10:01.666
‫برگرد اینجا پسرم

10:03.875 --> 10:07.916
‫آمارانتا اورسولا تنها کسی نیست که به حضورت نیاز داره

10:09.875 --> 10:11.791
‫پس از اعلام حکومت‌نظامی،

10:12.625 --> 10:15.541
‫سربازان با قنداق تفنگ درب خانه‌ها را می‌شکستند...

10:15.625 --> 10:18.000
‫راه بیفت، آشغالِ اتحادیه‌ای!

10:18.083 --> 10:19.750
‫- نه!
‫- من هیچ‌کاری نکردم

10:20.625 --> 10:23.291
‫مظنون‌ها را از رخت‌خوابشان بیرون می‌کشیدند...

10:25.208 --> 10:27.500
‫و به سفری می‌فرستادند که بازگشتی نداشت

10:28.583 --> 10:30.708
‫همون‌جا وایسا، سگ‌صفت! تکون نخور!

10:31.375 --> 10:32.916
‫خفه‌خون بگیر، ببند!

10:43.291 --> 10:45.250
‫خدای من پسرم، چه بلایی سرت اومده؟

10:45.333 --> 10:48.333
‫در رو باز نکنید، دنبالمن. می‌خوان من رو بکُشن

10:48.416 --> 10:49.750
‫- می‌خوان من رو بکُشن
‫- چی؟

10:52.416 --> 10:53.541
‫چی شده؟

10:54.541 --> 10:56.083
‫همه‌شون رو انداختن توی دریا

10:57.000 --> 10:59.250
‫دویست واگن آدم بود!

10:59.333 --> 11:00.916
‫مرد، زن، بچه

11:01.000 --> 11:02.208
‫همه‌شون رو کُشتن

11:04.666 --> 11:06.291
‫می‌خوان من رو هم بکُشن

11:06.375 --> 11:09.291
‫راه‌شون ندید داخل،
‫می‌خوان من رو بکُشن

11:09.833 --> 11:12.375
‫- من رو هم می‌کُشن
‫- چی شده؟

11:12.458 --> 11:14.583
‫برو توی اتاقت و در رو قفل کن

11:14.666 --> 11:17.166
‫ارتش ملی، در رو باز کنید

11:19.500 --> 11:20.458
‫باز کنید!

11:26.375 --> 11:28.250
‫عصر به‌خیر، چه کمکی از دستم برمیاد؟

11:28.333 --> 11:29.208
‫زود باشید

11:31.166 --> 11:33.000
‫زود باشید، کُل خونه رو بگردید

11:33.083 --> 11:33.958
‫اون‌ور

11:34.041 --> 11:36.166
‫- یه نفر دیگه هم بره اون سمت
‫- قربان

11:36.250 --> 11:38.916
‫زیر سنگم شده بگردید، زود باشید

11:39.541 --> 11:40.750
‫دنبال چی می‌گردین؟

11:41.541 --> 11:43.333
‫چی شده؟

11:43.416 --> 11:45.166
‫ماما اورسولا، از اتاقت بیرون نیا

11:45.250 --> 11:48.041
‫- طبقه بالا رو هم بگردید، زود باشید
‫- برید طبقه‌ی دوم

11:48.125 --> 11:51.791
‫اگه بگین دنبال چی می‌گردین،
‫می‌تونم کمک‌تون کنم

11:53.666 --> 11:55.291
‫می‌دونی دنبالِ چی‌ایم؟

11:56.291 --> 11:57.541
‫نه قربان

11:57.625 --> 11:58.708
‫داداشت!

12:00.208 --> 12:02.708
‫سه هفته‌ست خبری ازش نیست

12:02.791 --> 12:04.041
‫اینجا نیومده

12:10.083 --> 12:11.875
‫هرجا رو دلتون می‌خواد بگردید

12:13.083 --> 12:15.041
‫انباری و طویله هم اونجاست

12:15.125 --> 12:17.541
‫اگه می‌خواید اونجا رو هم بگردید

12:25.125 --> 12:26.166
‫چیه این داخل؟

12:29.833 --> 12:31.583
‫صد ساله که هیچ‌کس پاش رو اونجا نذاشته

12:33.375 --> 12:34.208
‫بازش کنید

12:36.000 --> 12:38.750
‫- باید کلیدش رو پیدا کنم
‫- پس منتظر چی هستی؟

13:00.208 --> 13:02.166
‫سرباز به نقطه‌ای خیره شد،

13:02.250 --> 13:05.208
‫دقیقاً همان نقطه‌ای که خوزه آرکادیو دوم در آنجا نشسته بود

13:05.291 --> 13:07.625
‫و آئورلیانو دوم و سانتا سوفیا دِ لا پیداد هم او را می‌دیدند

13:11.333 --> 13:13.333
‫همان‌جا بود که فهمید...

13:15.250 --> 13:17.375
‫سرباز به او نگاه می‌کرد، اما او را نمی‌دید

13:21.541 --> 13:24.791
‫راست می‌گفتی، واقعاً صد ساله که
‫کسی پاش رو نذاشته اینجا

13:24.875 --> 13:26.416
‫حتماً پر از ماره

13:36.791 --> 13:38.208
‫این داخل چی؟

13:40.833 --> 13:42.083
‫کارگاهه

13:44.166 --> 13:45.000
‫بازش کن

14:17.958 --> 14:19.083
‫می‌تونم این رو ببرم؟

14:21.333 --> 14:24.583
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا یکی از بهترین افراد ما بود

14:27.458 --> 14:28.791
‫بله حتماً

14:30.375 --> 14:31.375
‫بریم

14:31.458 --> 14:33.958
‫- اینجا نیست، جمع کنید بریم
‫- چشم فرمانده

14:34.041 --> 14:35.041
‫- بریم
‫- چشم قربان

14:35.125 --> 14:37.750
‫- بریم
‫- زود باشید بچه‌ها، بریم

14:37.833 --> 14:39.125
‫بریم

14:39.208 --> 14:40.291
‫یالا، بریم

14:43.583 --> 14:45.833
‫ماه‌ها گذشت و همچنان باران می‌بارید

14:48.750 --> 14:50.791
‫ارتش رفته بود...

14:52.875 --> 14:57.208
‫و اتفاقاتی که قرار بود تیر خلاصی را بر پیکره‌ی ماکوندو وارد کنند،

14:57.291 --> 14:58.708
‫کم‌کم درحال شکل‌گیری بودند

14:58.791 --> 15:01.416
‫زود باشید بریم، قطار داره راه میفته

15:01.500 --> 15:02.375
‫چی شده؟

15:02.458 --> 15:05.250
‫نمی‌دونم مقصدش کجاست،
‫اما نباید اینجا بمونیم

15:10.916 --> 15:11.750
‫بفرمایید

15:35.875 --> 15:38.833
‫چرا نامه‌هامون رو جواب نمی‌دی؟

15:39.375 --> 15:40.458
‫کدوم نامه‌ها؟

15:40.541 --> 15:42.375
‫پستچی ماه‌هاست این سمت‌ها نیومده

15:59.583 --> 16:02.291
‫صومعه جای مناسبی برای بزرگ کردن یک پسر نیست

16:02.791 --> 16:06.208
‫رناتا حتی فرصت نکرد بهش شیر بده

16:07.666 --> 16:09.791
‫رناتا بچه‌ای نداره و نداشته

16:11.166 --> 16:13.708
‫چه بلایی سر اون دختر اومده فرناندا؟

16:14.458 --> 16:17.166
‫زمانی که پیش ما درس می‌خوند حسابی خوشحال بود

16:17.250 --> 16:19.666
‫چی می‌خوای؟ صدقه؟

16:19.750 --> 16:21.125
‫واسه این چیزها وقت ندارم

16:22.416 --> 16:24.250
‫فکر می‌کردم قبولش می‌کنی،

16:25.500 --> 16:28.000
‫ولی خب می‌تونم به‌جاش با شوهرت صحبت کنم

16:28.083 --> 16:29.000
‫بذار بمونه

16:32.958 --> 16:35.500
‫می‌گم توی سبد توی رودخونه شناور بود و منم پیداش کردم

16:39.000 --> 16:42.583
‫وقتی کتاب مقدس رو باور می‌کنن، چرا حرف من رو باور نکنن؟

17:48.416 --> 17:50.500
‫در اتاق ملکیادس،

17:51.500 --> 17:53.875
‫در پناه آن نور ماورایی...

17:56.291 --> 17:58.125
‫زیر آوای باران...

17:59.833 --> 18:02.333
‫و با حسِ نامرئی بودن...

18:03.375 --> 18:05.916
‫خوزه آرکادیو دوم به آرامشی دست یافته بود

18:06.000 --> 18:08.916
‫که هرگز در تمام طول عمرش تجربه نکرده بود

18:46.125 --> 18:47.125
‫برادر...

18:49.916 --> 18:51.791
‫آئورلیانو، ما سه هزار نفر بودیم

18:53.541 --> 18:57.708
‫اما مطمئنم توی ایستگاه قطار بیشتر از سه هزار نفر آدم بود

18:59.791 --> 19:02.666
‫برناردینو هم اونجا بود، من پیش برناردینو بودم

19:04.291 --> 19:05.708
‫پیش برناردینو بودم

19:15.625 --> 19:17.833
‫پس آن سپیده‌دمی که جلوی چشمانش مونکادا را اعدام کرده بودند،

19:19.333 --> 19:23.208
‫تنها ترسی که تمام وجودش را فرا گرفته بود،

19:24.250 --> 19:25.750
‫ترسِ زنده به گور شدن بود

19:25.833 --> 19:27.041
‫دوباره قول بده

19:29.791 --> 19:32.166
‫قسم بخور من رو زنده به گور نمی‌کنی

19:36.583 --> 19:37.958
‫ممنون مامان

19:42.791 --> 19:45.458
‫گافیلان هم همراه برناردینو بود

19:45.541 --> 19:47.041
‫همه‌مون اونجا بودیم

19:47.958 --> 19:50.375
‫مرد، زن، بچه

19:52.875 --> 19:54.708
‫همه‌مون رو بستن به رگبار

19:55.208 --> 19:57.791
‫از بالا به همه‌مون شلیک می‌کردن

20:00.083 --> 20:03.166
‫جسدها یکی‌یکی می‌افتادن روم

20:08.875 --> 20:10.708
‫این‌ها رو از خودم در نیاوردم

20:11.458 --> 20:12.916
‫اونجا بودم

20:14.041 --> 20:16.125
‫برناردینو هم بود

20:17.458 --> 20:19.666
‫همه‌مون رو انداختن توی دریا

20:29.458 --> 20:32.708
‫برادرت اولین کسی نیست که عقلش رو از دست می‌ده

20:34.000 --> 20:36.916
‫عاقبت تک‌تک بوئندیاها همینه

20:38.416 --> 20:40.250
‫تقصیر منه

20:40.833 --> 20:42.625
‫و تقصیر پدرِ پدربزرگت

20:56.416 --> 20:58.291
‫لطفاً این رو بدید به پستچی

20:59.166 --> 21:01.000
‫خوزه آرکادیو به پول احتیاج داره

21:01.916 --> 21:05.083
‫پستچی یه ساله که نیومده اینجا فرناندا

21:06.750 --> 21:10.750
‫گفتن واگن‌های قطار به خاطر بارون از ریل خارج شدن

21:11.958 --> 21:14.083
‫مگه یادت رفته؟

21:17.958 --> 21:18.958
‫آره، راست می‌گی

21:35.250 --> 21:37.333
‫برو باهاش صحبت کن پسرم

21:39.875 --> 21:42.500
‫وقتشه سنگ‌هاتون رو وا بکنید

21:50.625 --> 21:51.833
‫حالت خوبه؟

21:53.375 --> 21:56.083
‫با این زندگی‌ای که داریم چطوری خوب باشم؟

21:56.833 --> 21:59.000
‫من رو برای ملکه شدن بزرگ کرده بودن

21:59.666 --> 22:00.791
‫ملکه‌ی چی؟

22:01.791 --> 22:05.750
‫تو ملکه نیستی و هیچ‌وقت هم نمی‌شی

22:06.750 --> 22:08.416
‫چرا هنوزم نامه می‌نویسی

22:08.500 --> 22:11.666
‫وقتی می‌دونی بیشتر از یه ساله که خبری از پستچی نیست؟

22:12.541 --> 22:14.375
‫یادته یه‌بار اومدم خونه‌تون؟

22:14.458 --> 22:16.375
‫داشتین از گشنگی می‌مُردین!

22:17.875 --> 22:19.916
‫اون بابای حرومزاده‌ست!

22:20.000 --> 22:22.000
‫پدر من یه قدیس بود!

22:22.083 --> 22:23.083
‫برعکس تو،

22:23.166 --> 22:25.375
‫که یه عیاشِ تنبل و بت‌پرستی

22:25.458 --> 22:29.000
‫در عوض من جون کندم تا این خونه سرِ پا بمونه

22:29.083 --> 22:33.166
‫از دمِ صبح تا بوق سگ کار کردم

22:33.250 --> 22:35.458
‫هرشب با کُلی گرد و خاک توی چشم‌هام سرمو گذاشتم روی بالشت،

22:35.541 --> 22:38.125
‫اما حتی یه نفر هم نیومده بگه: «صبح بخیر، فرناندا»

22:38.208 --> 22:40.708
‫«خوب خوابیدی فرناندا؟»

22:40.791 --> 22:42.291
‫البته...

22:42.375 --> 22:46.166
‫از خانواده‌ای که همیشه منو سربار خودش می‌دونست،
‫بیشتر از این‌ها انتظار نمی‌ره

22:46.250 --> 22:49.958
‫مثل یه کهنه‌ای که فقط برای برداشتن قابلمه از روی
‫آتیش به درد می‌خوره، یا یه عروسکِ نقاشی‌شده روی دیوار

22:50.041 --> 22:54.666
‫بهم گفتید جا نماز آب می‌کشم، گفتید مارِ افعی‌ام

22:54.750 --> 22:59.166
‫حتی آمارانتای خدابیامرز یه بار جلو همه بلند گفت

22:59.250 --> 23:03.125
‫من این‌قدر نفهم‌ام که عـن رو از گوشت کوبیده تشخیص نمی‌دم

23:03.208 --> 23:04.708
‫خدای بزرگ

23:04.791 --> 23:07.291
‫با این حال محض رضای خدا

23:07.375 --> 23:09.583
‫همه‌ی این‌ها رو به جون خریدم

23:09.666 --> 23:11.833
‫حتی اون وقت‌هایی که می‌گفتن بدبختی‌های این خانواده

23:11.916 --> 23:15.083
‫از روزی شروع شد که آشغال‌های ناسپاسِ بوگوتا راه دادن خونه‌شون

23:15.166 --> 23:18.041
‫منظورشون کسی نبود جز من!

23:18.125 --> 23:19.083
‫من!

23:19.166 --> 23:21.125
‫دخترخواندهٔ دوک آلبا!

23:21.208 --> 23:23.125
‫تنها آدمِ آبرومندِ این شهر پُر از حرومزاده

23:23.208 --> 23:25.708
‫کسی که وقتی یه سرویس قاشق‌چنگالِ شانزده‌تکه
‫می‌ذارن جلوش دست‌وپاش رو گم نمی‌کنه

23:25.791 --> 23:28.000
‫کسی که این‌قدر اصیل و اشراف‌زاده‌ست، وقتی می‌خواد

23:28.083 --> 23:30.125
‫امضا کنه باید اسم یازده‌ تا خاندان رو بنویسه

23:30.208 --> 23:31.291
‫یازده تا!

23:31.375 --> 23:33.666
‫تنها زنی که توی این منطقه می‌تونه با افتخار بگه

23:33.750 --> 23:36.166
‫توی لگنِ طلایی قضای حاجت کرده،

23:36.250 --> 23:39.125
‫اون‌وقت سرهنگ آئورلیانو بوئندیا، با اون نیش‌وکنایه‌های ماسونی‌ش...

23:39.208 --> 23:40.333
‫به خودش اجازه می‌ده به من بگه

23:40.416 --> 23:43.041
‫« حالا انگار ما عن می‌رینیم، تو طلا می‌رینی »

23:44.833 --> 23:46.208
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

23:51.208 --> 23:52.208
‫بزدل!

23:55.958 --> 23:58.791
‫تنها اشتباهی که توی تمام عمرم کردم...

24:00.250 --> 24:02.333
‫این بود که گذاشتم پات به این خونه باز بشه

24:05.000 --> 24:06.666
‫برگرد پیش معشوقه‌ت

24:07.666 --> 24:08.958
‫گمشو بیرون!

25:01.458 --> 25:03.833
‫بیشتر از پنج سال بود که...

25:06.333 --> 25:08.750
‫آسمان یک‌بند بر سر زمین هوار می‌شد

25:12.708 --> 25:15.250
‫هوا چنان نمور و سرشار از رطوبت بود

25:15.791 --> 25:19.458
‫که ماهی‌ها می‌توانستند از در خانه وارد شوند و شناکنان

25:20.583 --> 25:22.958
‫به سوی پنجره‌ها بروند و خارج شوند

25:36.083 --> 25:37.666
‫بذار ببینم

25:53.125 --> 25:57.166
‫اگه این اوضاع همین‌طوری ادامه پیدا کنه،
‫آخرش خوراک این جونورها می‌شیم

26:03.833 --> 26:05.250
‫اما حالا ببین

26:07.208 --> 26:09.250
‫روزی که این بارون تموم شه،

26:10.708 --> 26:12.791
‫همون روز من میفتم می‌میرم

27:54.791 --> 27:56.458
‫قایم شو!

28:07.583 --> 28:09.666
‫این در چرا بازه حرومزاده؟

28:11.916 --> 28:13.125
‫چه غلطی می‌کنی؟

28:22.166 --> 28:25.416
‫نمی‌خوای قبل از این‌که بخوابی واسه‌ت قصه بگم؟

28:26.375 --> 28:28.041
‫امروز کُلی قصه باحال برات تعریف کردم

28:28.916 --> 28:30.375
‫مطمئنی؟

28:30.916 --> 28:32.166
‫خیلی‌خب، باشه

28:33.250 --> 28:35.416
‫قصه نمی‌گم

28:35.500 --> 28:37.458
‫پس بخوابیم

28:38.041 --> 28:39.916
‫خیلی‌خب، فردا می‌بینمت

28:41.083 --> 28:42.166
‫دوستت دارم

28:42.958 --> 28:44.208
‫بابا

28:44.291 --> 28:46.208
‫حرومزاده کیه؟

28:48.166 --> 28:49.291
‫حرومزاده؟

29:00.000 --> 29:07.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

29:18.208 --> 29:19.083
‫سلام!

29:23.625 --> 29:25.125
‫اسمت چیه؟

29:26.916 --> 29:28.375
‫چطوری اومدی این داخل؟

29:35.333 --> 29:37.000
‫نترس، کاریت نداریم

29:48.000 --> 29:49.416
‫من ازش مراقبت می‌کردم

29:50.791 --> 29:53.041
‫رناتا چند وقت پیش با یه راهبه فرستادش اینجا

29:53.958 --> 29:55.458
‫نوه‌ته!

29:55.541 --> 29:57.541
‫چیزی نگفتم چون نمی‌خواستم آزرده‌خاطرت کنم

29:58.791 --> 30:02.041
‫نیازی نیست کسی بفهمه اون گدازاده به دخترمون دست‌درازی کرده

30:03.416 --> 30:05.041
‫اگه فامیلی خودت رو بهش بدی،

30:05.541 --> 30:07.250
‫دیگه کسی فضولی نمی‌کنه

30:10.333 --> 30:12.250
‫زنیکه‌ی دیوونه...

30:16.000 --> 30:18.875
‫دیگه حتی حق نداری نزدیکِ بچه‌ها بشی

30:20.875 --> 30:21.958
‫شیرفهم شد؟

30:42.875 --> 30:45.041
‫برای فرناندا، این یک آسودگیِ خاطر بود

30:47.833 --> 30:51.250
‫او از مدت‌ها پیش ابعادِ غرورِ سرکشِ خود را سنجیده بود

30:52.458 --> 30:54.625
‫اما راهی برای مهارِ آن نمی‌یافت

30:56.458 --> 30:59.375
‫هرچه بیشتر به راه چاره‌ای فکر می‌کرد،

31:00.333 --> 31:02.291
‫چاره‌ها بیشتر و بیشتر از عقلانیت فاصله می‌گرفتند

31:20.708 --> 31:24.625
‫اورسولا بی‌اختیار آن گونه‌های برجسته،

31:25.458 --> 31:29.291
‫آن نگاهِ پر از حیرت، و سیمای انزواطلبی که هر آئورلیانویی درون خود داشت را تشخیص داد

31:37.166 --> 31:39.000
‫هرچی هم که بشه،

31:39.083 --> 31:41.750
‫تو یه آئورلیانو هستی

31:48.583 --> 31:52.333
‫سال‌ها گذشت و باران همچنان قصدِ بند آمدن نداشت

31:52.416 --> 31:53.750
‫بجنبید!

31:53.833 --> 31:55.541
‫بده‌شون به من!

31:56.166 --> 31:59.041
‫- بده‌شون به من
‫- بجنبید!

32:00.041 --> 32:02.291
‫سال‌های سال،

32:02.375 --> 32:06.958
‫فرانسیس دریکِ دزد دریایی بادبان بر پهنه دریاها می‌کشید

32:09.625 --> 32:12.041
‫و پس از روزگاری دراز...

32:23.708 --> 32:29.416
‫می‌گفتند که یک نفر کشتیِ جنگیِ او را پیدا کرده

32:29.500 --> 32:34.125
‫که آن سوی دنیا در منجلابِ مردابی به گل نشسته بود

32:34.625 --> 32:36.500
‫درونِ آن کشتی،

32:37.541 --> 32:42.625
‫گنجینه‌ای بود که همین‌جا، در همین خانه پنهانش کرده‌اند،

32:42.708 --> 32:44.750
‫و تا همین امروز،

32:44.833 --> 32:49.250
‫ماما اورسولا هنوز هم حاضر نیست بگه کجاست

32:50.125 --> 32:52.791
‫می‌دونید اونی که پیداش کرد کی بوده؟

32:53.333 --> 32:56.916
‫پدرِ پدرِ پدربزرگت، خوزه آرکادیو بوئندیا

32:57.000 --> 33:01.000
‫در یکی از سفرهای اکتشافی‌ش بعد از ساختن ماکوندو

33:01.083 --> 33:03.500
‫- و می‌دونید دیگه چه چیزی رو کشف کرد؟
‫- چی؟

33:03.583 --> 33:07.250
‫زرهِ کاملِ سر فرانسیس دریک!

33:07.333 --> 33:12.625
‫اون هم به لطفِ یک آهن‌ربای غول‌پیکر
‫که رفیقش ملکیادس بهش فروخته بود

33:12.708 --> 33:14.583
‫می‌شه یه روز ما رو ببری اونجا؟

33:15.750 --> 33:19.250
‫معلومه که آره! به محض این‌که بارون بند بیاد،
‫اولین کاری که می‌کنیم همینه

33:20.000 --> 33:22.583
‫بابا، ماکوندو هم مثل بروکسله؟

33:22.666 --> 33:24.208
‫از اونجا هم قشنگ‌تره

33:25.000 --> 33:26.791
‫تو میدونِ اصلیِ شهر،

33:27.916 --> 33:31.208
‫یه درخت غول‌پیکر دارن
‫که از همه ساختمون‌ها بزرگ‌تره

33:31.291 --> 33:32.458
‫ساختمون؟

33:32.541 --> 33:36.000
‫تا صبح جشن می‌گیرن،

33:36.083 --> 33:37.958
‫جشن‌هاشون چند روز طول می‌کشه

33:40.958 --> 33:42.708
‫وقتی رفتیم با چشم‌های خودتون می‌بینین

33:50.750 --> 33:53.875
‫الان می‌گیریمش! آدم‌خوار!

33:54.458 --> 33:58.458
‫آدم‌خوار،
‫الان می‌گیریمت!

33:58.541 --> 34:01.000
‫آدم‌خوار!

34:04.750 --> 34:06.625
‫ما سه هزار نفر بودیم

34:10.583 --> 34:12.791
‫مرد، زن، بچه

34:12.875 --> 34:14.500
‫کُلی بچه اونجا بود

34:25.333 --> 34:27.500
‫کاش می‌تونستی خودت رو ببینی ماما اورسولا

34:27.583 --> 34:31.291
‫خیلی خوشگل شدی

34:31.375 --> 34:32.833
‫مگه نه، آئورلیانو؟

34:32.916 --> 34:34.583
‫آره، خیلی خوشگل شده

34:36.250 --> 34:37.375
‫بچه‌ها

34:40.125 --> 34:42.458
‫باید یه چیزی بهتون بگم

34:46.125 --> 34:49.583
‫بوئندیاها نباید با هم ازدواج کنن

34:52.750 --> 34:54.750
‫مدتیه حواسم بهتون هست

34:56.708 --> 34:58.625
‫جدی می‌گم

35:02.291 --> 35:03.833
‫گوش کنید چی می‌گم

35:05.291 --> 35:08.208
‫شما نمی‌تونید با هم ازدواج کنید

35:09.916 --> 35:12.083
‫چون بچه‌هاتون

35:13.125 --> 35:14.958
‫با دُمِ خوک به دنیا میان

35:26.333 --> 35:27.750
‫چیکار می‌کنید؟

35:27.833 --> 35:29.875
‫ببین چه بلایی سر ماما اورسولا آوردید!

35:29.958 --> 35:31.333
‫- برید ببینم!
‫- بدو بریم

35:31.416 --> 35:32.958
‫بیرون!

35:33.041 --> 35:35.416
‫آدم‌خوار الان میاد سراغت!

35:36.250 --> 35:38.791
‫آمارانتا اورسولا، آئورلیانو! وقت غذاست!

35:41.666 --> 35:44.250
‫نگاه کن باهات چه کار کردن، ماما اورسولا

35:48.083 --> 35:49.958
‫خوشگل شدم؟

35:51.666 --> 35:53.083
‫همیشه خوشگلی!

35:54.666 --> 35:56.958
‫همیشه خوشگل بودی

35:57.541 --> 35:58.583
‫همیشه

36:17.458 --> 36:18.375
‫و این‌گونه بود که...

36:19.041 --> 36:23.083
‫ساعت دو ظهر، دنیا زیر نورِ آفتابی احمقانه روشن شد؛

36:23.166 --> 36:25.958
‫آفتابی سرخ‌فام و زبر، مثل غبارِ آجر...

36:28.000 --> 36:30.083
‫و تقریباً به خنکیِ آب

36:32.791 --> 36:34.833
‫و تا ده سال بعد، هیچ بارانی نبارید

37:21.208 --> 37:23.166
‫نزدیک بود از خواب بیدار نشی‌ها

37:34.875 --> 37:36.916
‫خواب خیلی عجیبی دیدم

37:41.666 --> 37:43.375
‫بارون بند نمی‌اومد

38:21.041 --> 38:22.500
‫ماما اورسولا

40:37.875 --> 40:40.375
‫بذارش سرجاش،
‫بیا کمکم کن این حیوون از اینجا در بیاریم

41:15.208 --> 41:16.458
‫من رو ببخش

41:43.166 --> 41:46.583
‫آئورلیانو دوم، با درماندگی نظاره می‌کرد

41:47.458 --> 41:50.333
‫که چگونه آن سیلِ بی‌امان، بی‌رحمانه...

41:50.416 --> 41:55.041
‫هرچه را روزگاری بزرگ‌ترین و استوارترین
‫ثروتِ ماکوندو به شمار می‌رفت، از بین برد

41:56.708 --> 41:59.375
‫و جز بوی تعفن، چیزی بر جای نگذاشت

42:24.541 --> 42:26.166
‫خوب بخوابی

42:28.375 --> 42:31.000
‫این کارها دیگه از ما گذشته

42:43.500 --> 42:46.000
‫به‌نظرت عرب‌ها چقدر واسه این میدن؟

42:47.625 --> 42:48.541
‫چی؟

42:49.875 --> 42:51.541
‫هیچ‌کس ازش استفاده نمی‌کنه

42:51.625 --> 42:53.208
‫چرا الکی نگه‌ش داریم؟

42:54.291 --> 42:57.916
‫تازه، آمارانتا اورسولا هم باید بره،
‫بارون حسابی جیبم رو خالی کرد

42:59.625 --> 43:01.541
‫کجا قراره بره؟

43:05.041 --> 43:08.708
‫یه مدرسه دخترونه تو بروکسل پیدا کردم

43:10.625 --> 43:11.916
‫کِی باید بره؟

43:14.208 --> 43:16.125
‫هرموقع پولش رو جور کردم

43:16.208 --> 43:18.916
‫آئورلیانو هم می‌تونه باهام بیاد؟

43:31.333 --> 43:32.666
‫نه عزیزم

43:33.250 --> 43:35.375
‫اون مدرسه واسه دخترهاست

43:36.500 --> 43:39.916
‫اما من و آئورلیانو منتظر نامه‌هایی که برامون می‌نویسی

43:40.000 --> 43:43.333
‫تعریف می‌کنی چه اتفاقات شگفت‌انگیزی برات افتاده هستیم

43:43.416 --> 43:46.541
‫اگه دختر خوبی باشی، تعطیلات میایم پیشت

44:18.833 --> 44:19.791
‫بچه

44:23.791 --> 44:24.791
‫بیا اینجا

44:41.791 --> 44:43.708
‫بیا، می‌خوام یه‌چیزی نشونت بدم

44:48.000 --> 44:49.000
‫این چیه؟

44:50.208 --> 44:51.375
‫نمی‌دونم

44:54.791 --> 44:57.083
‫هیچ‌کس نمی‌دونه چه زبونیه

44:57.916 --> 44:59.625
‫گفتم شاید تو بتونی ازش سر در بیاری

44:59.708 --> 45:02.541
‫تا وقتی آمارانتا اورسولا برمی‌گرده

45:04.625 --> 45:06.000
‫تا الان،

45:06.583 --> 45:09.916
‫سی‌تا حرفِ تکراری توش پیدا کردم

45:10.000 --> 45:12.458
‫کاراکتر، حرف نه، کاراکترـن

45:12.541 --> 45:15.125
‫کاراکترـن، کاراکتر

45:15.208 --> 45:17.333
‫برای همین خودت رو اینجا حبس کردی؟

45:18.166 --> 45:20.750
‫آره دقیقاً واسه همین

45:22.041 --> 45:26.791
‫و به خاطر این‌که دارم به چیزی فکر می‌کنم که نباید هیچ‌وقت فراموشش کنم

45:27.583 --> 45:29.375
‫چی رو نباید فراموش کنی؟

45:34.291 --> 45:36.416
‫این‌که ارتش ملی...

45:38.125 --> 45:42.208
‫سه هزار کارگر بی‌دفاع رو توی ایستگاه قطار قتل عام کرد

45:42.291 --> 45:45.583
‫الکی نیست. واقعیت داره. واقعاً اتفاق افتاده

45:46.583 --> 45:48.416
‫چرا این کار رو کردن؟

46:08.166 --> 46:10.125
‫حرف زیاد دارم برات بگم

46:11.750 --> 46:12.708
‫خیلی زیاد

46:33.791 --> 46:36.875
‫آئورلیانو دوم نیمه‌شب از خواب پرید

46:36.958 --> 46:40.208
‫با این احساس که انگار چنگال‌های خرچنگی از درون گلویش را می‌فشارند

46:40.291 --> 46:41.333
‫حالت خوبه؟

46:51.541 --> 46:53.791
‫یه ذره خرج داشت،

46:54.375 --> 46:56.875
‫اما اگه عنایت الهی باهات یار باشه،

46:56.958 --> 47:01.583
‫می‌تونی فقط با چند پزو برنده یه کلاویکوردِ اروپایی خوشگل بشی
‫(کلاویکورد: سازی قدیمی شبیه به پیانو)

47:01.750 --> 47:06.541
‫آئورلیانو دوم که می‌ترسید پیش از
‫فرستادن آمارانتا اورسولا به بروکسل بمیرد،

47:06.625 --> 47:09.333
‫سفت و سخت‌تر از همیشه مشغولِ کار کردن بود

47:09.416 --> 47:12.791
‫اون چیه که همیشه جلوی چشم‌مونه اما نمی‌بینیمش؟

47:13.291 --> 47:14.416
‫آینده!

47:15.000 --> 47:16.833
‫ببین، این شماره رو بخر

47:17.333 --> 47:21.333
‫به خواست خدا بوده و فقط هر صد سال یک‌بار درمیاد

47:22.208 --> 47:24.041
‫چندتا بدم؟ دو تا؟

47:24.125 --> 47:25.625
‫خیلی‌خب، شما چی؟ سه تا؟

47:25.708 --> 47:27.250
‫و نیمه‌شب‌ها،

47:27.333 --> 47:30.500
‫می‌کوشید تا با وعظ و موعظه‌های خوش‌اقبالی،

47:31.000 --> 47:34.291
‫زنانِ تنهایی را که کنار جعبه‌های موسیقی اشک می‌ریختند دلداری دهد

47:34.375 --> 47:36.750
‫مشخصه عاشقِ این چیزهای باحالـید

47:50.041 --> 47:51.750
‫هنوز از دستم دلخوری؟

47:56.541 --> 47:58.958
‫با این وضع چطوری با هم‌دیگه زندگی کنیم؟

48:01.625 --> 48:03.750
‫بهت که گفتم من تنهات نمی‌ذارم

48:05.333 --> 48:08.916
‫پترا داره یه تخت واسه خونه‌مون می‌خره

48:09.000 --> 48:11.416
‫اگه بخوای، فردا می‌تونیم بریم اونجا

48:13.375 --> 48:16.458
‫بنال دیگه، یه‌چیزی بگو. آره یا نه؟

48:17.000 --> 48:17.875
‫آره

48:18.875 --> 48:19.708
‫آره؟

48:20.875 --> 48:22.250
‫این چیه؟

48:23.708 --> 48:26.208
‫وسایلت رو جمع کن، فردا می‌ریم

48:26.708 --> 48:29.500
‫دلم خیلی برات تنگ می‌شه مامان‌بزرگ

48:35.625 --> 48:36.583
‫ممنون

48:42.208 --> 48:45.041
‫دوران کودکی آمارانتا اورسولا و آئورلیانوی کوچک،

48:45.916 --> 48:49.125
‫پُر از خاطرات خوشی بود که در کنار یک‌دیگر ساخته بودند

48:50.000 --> 48:51.750
‫خیلی‌خب، بریم دیگه

48:56.708 --> 48:57.541
‫بریم

49:02.125 --> 49:03.833
‫بسه دیگه، بریم

49:04.875 --> 49:07.625
‫بریم. کافیه دیگه، خیلی‌خب

49:12.666 --> 49:13.833
‫زود برمی‌گرده

50:07.458 --> 50:08.916
‫داری می‌میری

50:21.958 --> 50:24.958
‫باید سر قولم بمونم

50:31.458 --> 50:32.833
‫نگران نباش

50:33.333 --> 50:35.166
‫حواسم به نوه‌ت هست

50:39.833 --> 50:41.875
‫هیچ دِینی به من نداری

50:46.291 --> 50:48.250
‫با خیال راحت برو، آئورلیانو

50:50.166 --> 50:51.250
‫شنیدی چی گفتم؟

50:53.916 --> 50:55.250
‫با خیال راحت

51:23.875 --> 51:25.083
‫بیا

51:30.291 --> 51:32.208
‫تو هیچ‌وقت نمی‌خوابی نه؟

51:34.125 --> 51:37.333
‫اومدی با دیوونه‌ی این خونه خداحافظی کنی؟

51:43.125 --> 51:46.125
‫بهم قول بده هیچ‌وقت چیزهایی که
‫بهت گفتم رو یادت نمی‌ره

51:47.791 --> 51:49.583
‫کمک!

51:57.875 --> 51:59.875
‫محض رضای خدا کمک کنید!

52:06.291 --> 52:07.458
‫یه کاری بکنید!

52:11.875 --> 52:13.375
‫یه کاری بکنید!

52:41.416 --> 52:44.083
‫روز نُهم اوت، هر دو در یک زمان جان سپردند...

52:45.833 --> 52:48.500
‫و در مرگ نیز بارِ دیگر همسان و همانند گشتند...

52:50.875 --> 52:52.916
‫همان‌گونه که در نوجوانی بودند

53:20.541 --> 53:21.875
‫او با اندوهی کَران...

53:21.958 --> 53:23.541
‫به قولش وفا کرد

54:40.833 --> 54:42.958
‫از مرگ نترس

54:47.375 --> 54:49.833
‫رنج فقط در زندگی معنا دارد

54:51.000 --> 54:54.291
‫سانتا سوفیا دِ لا پیِداد برای همیشه ناپدید شد

54:55.208 --> 54:59.500
‫او بذرِ منزه و پاکِ رِمِدیوسِ زیبارو را در خانواده کاشت،

55:00.833 --> 55:04.541
‫و زندگی‌اش را وقفِ بزرگ کردنِ فرزندانی کرد

55:04.625 --> 55:08.000
‫که تقریباً فراموش کرده بودند او مادر و مادربزرگشان است

55:09.541 --> 55:14.250
‫او از آئورلیانو بابیلونیا همچون فرزندِ خویش سرپرستی کرد...

55:14.333 --> 55:15.666
‫من رو ببخش

55:16.166 --> 55:18.541
‫بی‌آنکه بداند او در واقع نتیجه خودش است

55:19.583 --> 55:21.000
‫راه خودت رو پیدا کن

56:08.666 --> 56:10.458
‫هیچ‌کس نمی‌فهمه تو وجود داشتی

56:13.000 --> 56:14.000
‫حرومزاده!

56:16.896 --> 56:36.896
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
