WEBVTT

00:54.436 --> 01:05.436
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:07.000 --> 01:14.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:14.437 --> 01:15.979
‫در آن لحظه‌ی شگفت‌انگیز،

01:17.437 --> 01:21.937
‫کلیدهای نهایی ملکیادس
‫بر آئورلیانو بابیلونیا آشکار شد،

01:22.521 --> 01:25.687
‫و وی نوشته‌های روی طومارها را دید

01:25.771 --> 01:28.229
‫که به‌تمامی در زمان و مکان آدم‌ها
‫جای گرفته بودند.

01:28.896 --> 01:31.646
‫اولین نفر از این خاندان به درخت بسته شده بود،

01:32.437 --> 01:36.521
‫و آخرین نفر را مورچه‌ها می‌خوردند.

01:38.146 --> 01:41.979
‫«صد سال تنهایی»

02:04.896 --> 02:08.937
‫در مرکز دایره‌ی گچی‌ای که
‫فقط خودش می‌توانست واردش شود،

02:09.021 --> 02:14.021
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا با
‫دستورهای کوتاه و تغییرناپذیرش،

02:14.104 --> 02:15.312
‫سرنوشت دنیا را تعیین می‌کرد.

02:16.687 --> 02:17.604
‫سرهنگ.

02:18.604 --> 02:20.896
‫چندتا زن اومدن باهاتون حرف بزنن.

02:20.979 --> 02:22.104
‫بذار منتظر بمونن.

02:25.437 --> 02:27.187
‫- آئورلیانو خوزه.
‫- قربان.

02:27.687 --> 02:28.937
‫موچین.

02:42.062 --> 02:47.521
‫مونکادا رو آزاد کنید!

02:56.687 --> 02:58.812
‫مونکادا بی‌گناهه. آزادش کنید!

02:58.896 --> 03:00.521
‫آزادش کنید!

03:00.604 --> 03:01.812
‫خانم‌ها،

03:02.896 --> 03:05.062
‫دارید مقررات منع رفت‌وآمد رو نقض می‌کنید.

03:05.687 --> 03:07.354
‫برگردید خونه.

03:07.437 --> 03:09.937
‫شهر رو پس گرفتی، آئورلیانو.

03:10.854 --> 03:12.562
‫کافی نیست؟

03:14.354 --> 03:16.979
‫اگه حرف دیگه‌ای دارید، خانم‌ها،

03:17.646 --> 03:20.604
‫درخواست رسمی‌تون رو به دادگاه نظامی تحویل بدید.

03:21.104 --> 03:22.271
‫عصر بخیر.

03:22.854 --> 03:24.854
‫هر چی می‌خوای می‌تونی بگی.

03:26.396 --> 03:28.354
‫اما یادت نره، آئورلیانو...

03:29.937 --> 03:33.146
‫تا وقتی خدا بهم عمر بده،
‫من هنوز مادرت هستم.

03:33.229 --> 03:35.562
‫و هر چقدر هم انقلابی شده باشی،

03:35.646 --> 03:39.687
‫اگه لازم باشه هنوز می‌تونم شلوارت رو پایین بکشم
‫و کتکت بزنم.

03:41.396 --> 03:42.812
‫مونکادا رو آزاد کنید!

03:42.896 --> 03:47.979
‫مونکادا رو آزاد کنید!

04:00.812 --> 04:04.812
‫اینقدر از مرگ می‌ترسی که نمی‌تونی
‫با یه محکوم به مرگ حرف بزنی؟

04:15.937 --> 04:16.854
‫همینه.

04:18.896 --> 04:21.479
‫قبل از اعدامم، توی چشمام نگاه کن.

04:21.562 --> 04:23.687
‫بذار یه چیز رو روشن کنم، خوزه راکل.

04:24.437 --> 04:25.854
‫من اعدامت نمی‌کنم.

04:27.021 --> 04:28.896
‫انقلابه که اعدامت می‌کنه.

04:29.771 --> 04:31.646
‫برو به جهنم، آئورلیانو.

04:32.521 --> 04:36.479
‫خودت خوب می‌دونی همه‌ی دادگاه‌های نظامی
‫یه نمایش مسخره‌ان.

04:39.271 --> 04:40.729
‫یه چیزی ازت می‌پرسم.

04:43.312 --> 04:45.812
‫اگه جای من بودی همین کارو نمی‌کردی؟

04:47.021 --> 04:48.229
‫البته که می‌کردم.

04:48.896 --> 04:49.729
‫آره،

04:50.479 --> 04:52.646
‫اما چیزی که نگرانم نمی‌کنه، اعدامه.

04:53.229 --> 04:54.896
‫چیزی که نگرانم می‌کنه اینه

04:55.521 --> 04:58.146
‫که از بس از نظامی‌ها متنفری،

04:59.437 --> 05:01.354
‫آخرش عین خودشون شدی.

05:20.812 --> 05:22.646
‫همه توجه کنید!

05:26.479 --> 05:29.271
‫در سراسر ماکوندو مقررات منع رفت‌وآمد برقرار شده.

05:30.979 --> 05:33.271
‫هیچ‌ کس حق نداره از خونه بیرون بیاد!

05:34.937 --> 05:36.354
‫این وقت شب کجا می‌ری؟

05:37.812 --> 05:39.604
‫می‌رم اعدام رو تماشا کنم.

05:39.687 --> 05:41.187
‫مگه منع رفت‌وآمد نیست؟

05:42.562 --> 05:43.604
‫می‌خوای بیای؟

05:46.229 --> 05:47.646
‫چرا می‌خوای همچین چیزی رو ببینی؟

05:48.854 --> 05:50.687
‫بابای ما رو هم اعدام کردن.

05:50.771 --> 05:54.771
‫خوزه آرکادیو سگوندو و آئورلیانو سگوندو
‫شبیه برادر نبودند،

05:54.854 --> 05:57.187
‫گویی بازی آینه‌ها بود.

05:57.271 --> 05:59.437
‫آن‌قدر شبیه هم بودند

05:59.521 --> 06:01.979
‫که حتی سانتا سوفیا دلا پیداد،

06:02.062 --> 06:04.271
‫مادر خودشان هم نمی‌توانست تشخیصشان دهد.

06:09.229 --> 06:10.521
‫سربازها!

06:17.354 --> 06:18.562
‫آماده!

06:21.812 --> 06:24.354
‫...که در آسمانی،

06:25.521 --> 06:27.479
‫نام تو مقدس باد،

06:28.604 --> 06:30.396
‫ملکوت تو بیاید...

06:30.479 --> 06:31.312
‫نشونه بگیرید!

06:39.729 --> 06:40.812
‫آتش!

06:55.687 --> 06:59.229
‫...اما ما را از شر شیطان رهایی ده.
‫آمین.

07:02.604 --> 07:03.687
‫زنده‌ست!

07:03.771 --> 07:06.396
‫- بگیریدش!
‫- زنده‌ست!

07:06.479 --> 07:07.479
‫زنده‌ست!

07:07.562 --> 07:09.521
‫برادرزاده‌ی سرهنگه.

07:09.604 --> 07:10.771
‫زنده‌ست!

07:11.396 --> 07:13.437
‫- ببریدش!
‫- می‌خواید زنده‌زنده دفنش کنید!

07:13.521 --> 07:14.604
‫- بجنب.
‫- قاتل‌ها!

07:14.687 --> 07:17.021
‫- بگیریدش، لعنتی!
‫- برو بیرون.

07:17.104 --> 07:18.646
‫- از این‌جا ببریدش.
‫- زنده‌ست!

07:18.729 --> 07:20.104
‫راه برو.

07:22.021 --> 07:23.521
‫قاتل‌ها!

07:23.604 --> 07:25.396
‫می‌خواید زنده‌زنده دفنش کنید!

07:30.604 --> 07:31.937
‫قاتل‌ها!

07:42.396 --> 07:46.729
‫خوزه آرکادیو سگوندو از مرگ ژنرال مونکادا
‫چنان متأثر شد

07:47.854 --> 07:49.937
‫که از آن پس از جنگ متنفر شد،

07:50.729 --> 07:53.354
‫و تصمیم گرفت به کلیسای دهکده پناه ببرد.

07:55.687 --> 08:00.146
‫اینجا جمع شده‌ایم تا از مرد بزرگی تجلیل کنیم،

08:00.937 --> 08:04.979
‫مردی که خداوند امروز صبح
‫او را به ملکوتش فراخواند.

08:05.521 --> 08:08.687
‫ژنرال خوزه راکل مونکادا.

08:09.437 --> 08:11.062
‫خدا او را فرا نخواند، پدر!

08:11.604 --> 08:13.604
‫همین لیبرال‌های عوضی کشتنش.

08:13.687 --> 08:15.562
‫- آره!
‫- سرهنگ کشتش.

08:15.646 --> 08:17.854
‫- سرهنگ قاتل!
‫- آره، کار خود سرهنگ بود.

08:17.937 --> 08:19.146
‫سرهنگ لعنتی!

08:19.229 --> 08:21.104
‫ساکت باشید، آقایان!

08:22.396 --> 08:24.729
‫اینجا خانه‌ی خداست...

08:26.479 --> 08:28.687
‫میدان عمومی نیست.

08:35.229 --> 08:36.604
‫در همین حین،

08:37.271 --> 08:39.979
‫آئورلیانو سگوندو، غرق در کتابی
‫که جایی پیدا کرده بود،

08:40.687 --> 08:43.937
‫ملکیادس را بی‌درنگ شناخت.

08:46.562 --> 08:48.021
‫سلام، جوون.

08:48.104 --> 08:52.437
‫آن خاطره‌ی به ‌ارث‌رسیده
‫نسل‌ به ‌نسل منتقل شده بود.

08:53.479 --> 08:56.062
‫و از خاطره‌ی پدربزرگش
‫به او رسیده بود.

08:58.354 --> 08:59.187
‫اون چیه؟

08:59.271 --> 09:01.812
‫از آن پس، هر بعدازظهر همدیگر را می‌دیدند.

09:02.437 --> 09:04.479
‫ملکیادس درباره‌ی دنیا برایش می‌گفت.

09:05.479 --> 09:08.104
‫سعی داشت خِرد سال‌های دورش را
‫در وجود او بنشاند.

09:08.604 --> 09:11.229
‫اما از ترجمه‌ی دست‌نوشته‌ها خودداری می‌کرد،

09:11.771 --> 09:14.229
‫چون قرار نبود کسی از معنایشان باخبر شود

09:14.312 --> 09:16.687
‫تا صد سال بگذرد.

09:42.521 --> 09:43.604
‫خداحافظ.

10:29.146 --> 10:32.771
‫«من همچنان پیوندهایی را که باعث افتخار ماست
‫محکم‌تر می‌کنم،

10:32.854 --> 10:34.979
‫تا به این گوشه از دنیا تعلق داشته باشیم.»

10:35.604 --> 10:37.437
‫این مزخرفات رو کی نوشته؟

10:48.271 --> 10:49.187
‫شکر ریختی؟

11:07.896 --> 11:09.437
‫چی شده، بابا؟

11:13.812 --> 11:16.187
‫هی، چی شده؟

11:16.271 --> 11:18.312
‫- کمک!
‫- چی شده، رفیق؟

11:18.396 --> 11:19.604
‫نفس بکش، رفیق.

11:19.687 --> 11:20.896
‫دکتر!

11:20.979 --> 11:22.771
‫- نفس بکش.
‫- آئورلیانو، چی شده؟

11:22.854 --> 11:24.187
‫- دکتر خبر کنید!
‫- آئورلیانو!

11:26.396 --> 11:28.729
‫مامان اورسولا، آئورلیانو رو مسموم کردن!

11:36.646 --> 11:40.687
‫سانتا سوفیا، یه سبد آماده کن
‫با تخم‌مرغ، سرکه و دو شاخه شوید.

11:55.562 --> 11:57.146
‫منو با پسرم تنها بذارید.

11:59.229 --> 12:00.396
‫گفتم برید!

12:00.479 --> 12:01.604
‫- بجنب.
‫- بریم.

13:24.979 --> 13:29.312
‫رمدیوس زیبا، بیست‌ ساله شد
‫درحالی ‌که لخت توی خونه می‌چرخید.

13:30.396 --> 13:31.937
‫برو یه چیزی بپوش.

13:32.479 --> 13:36.229
‫ذاتش با هر نوع قید و بندی مخالفت می‌کرد.

13:38.021 --> 13:39.604
‫آئورلیانو خوزه.

13:40.187 --> 13:41.312
‫ببخشش.

13:41.812 --> 13:43.812
‫نمی‌تونیم جلوشو بگیریم.

13:44.354 --> 13:46.937
‫عادت بدی نیست، مامان. هوا گرمه.

13:48.687 --> 13:50.187
‫بابات چطوره؟

13:51.812 --> 13:53.312
‫مادربزرگ هنوز پیششه.

13:54.021 --> 13:56.396
‫به قدری استریکنین بهش دادن
‫که می‌تونه یه اسب رو بکشه،

13:56.479 --> 13:59.271
‫ولی اورسولا می‌گه جون سالم به در می‌بره.

14:00.062 --> 14:01.021
‫آمین.

14:01.812 --> 14:03.687
‫اتاقت رو آماده کنم؟

14:03.771 --> 14:05.312
‫نه، ممنون.

14:08.354 --> 14:09.896
‫فقط اومدم یه چیزی بردارم.

14:09.979 --> 14:11.437
‫وسایلم هنوز اون ‌جاست؟

14:13.187 --> 14:15.229
‫اورسولا نمی‌ذاره دست به چیزی بزنیم.

14:15.937 --> 14:19.521
‫هنوز امیدواره یه روز
‫عقلت سر جاش بیاد.

14:25.021 --> 14:25.854
‫ببخشید.

14:26.896 --> 14:27.812
‫بفرمایید.

14:31.396 --> 14:34.396
‫آئورلیانو خوزه حالا می‌دونست
‫باید چه کار کنه.

14:35.312 --> 14:37.896
‫چون دیگه بچه‌ای نبود
‫که از تاریکی بترسه،

14:38.937 --> 14:40.937
‫بلکه یه حیوان وحشی بود.

14:41.771 --> 14:42.729
‫کیه؟

14:43.854 --> 14:44.687
‫آمارانتا، منم.

14:48.354 --> 14:49.437
‫بذار بیام تو.

15:14.937 --> 15:15.937
‫نکن. گفتم نه.

15:17.396 --> 15:19.021
‫لطفاً به حرفم گوش کن.

15:21.521 --> 15:24.104
‫توی جنگ با یه سرهنگ لیبرال آشنا شدم

15:24.687 --> 15:26.229
‫و درباره‌ی خودمون بهش گفتم.

15:26.729 --> 15:28.687
‫همیشه می‌دونستم بی‌پروایی!

15:28.771 --> 15:30.729
‫بهش گفتم می‌خوام با عمه‌م ازدواج کنم.

15:30.812 --> 15:32.771
‫فقط بی‌پروایی نیستی، احمقی.

15:35.604 --> 15:37.854
‫گفت این جنگ برای همین راه افتاده.

15:40.646 --> 15:43.271
‫تنها کاری که برات نکردم
‫این بود که بهت شیر بدم.

15:43.354 --> 15:45.062
‫عملاً مادرت هستم.

15:45.604 --> 15:46.604
‫همین حالا برو.

15:47.479 --> 15:49.979
‫این بار جدی می‌گم، آئورلیانو خوزه.

15:50.604 --> 15:52.021
‫دیگه هیچ‌وقت برنگرد،

15:52.604 --> 15:53.729
‫وگرنه خودمو می‌کشم.

16:37.854 --> 16:42.437
‫هیچ‌کس نمی‌دونست خوزه آرکادیو سگوندو
‫از کی شروع کرد به صدا در آوردن ناقوس‌های برج...

16:45.104 --> 16:47.979
‫یا از کِی در مراسم عشای ربانی
‫به پدر آنتونیو ایزابل کمک می‌کرد،

16:48.062 --> 16:50.479
‫یا از کی خروس‌های کلیسا رو نگه می‌داشت.

16:51.354 --> 16:54.187
‫همون‌قدر که در ترفندهای خروس‌جنگی ماهر بود،

16:54.687 --> 16:56.937
‫در ترفندهای الهیاتی هم استاد شد.

17:11.562 --> 17:13.229
‫مبارزه رو شروع می‌کنیم.

17:27.062 --> 17:30.271
‫بکشش!

17:30.354 --> 17:33.937
‫بکشش!

17:44.396 --> 17:45.729
‫ممنون، مامان.

17:46.437 --> 17:49.271
‫می‌خوای تا خوب بشی تو ماکوندو بمونی؟

17:56.729 --> 17:59.062
‫پس خدا پشت‌ و پناهت باشه، پسرم.

18:20.062 --> 18:21.687
‫آماده بشید، آقایان.

18:23.896 --> 18:26.146
‫امروز طبق برنامه راه می‌افتیم.

18:28.104 --> 18:32.146
‫ببخشید، ولی بهتره چند روزی
‫استراحت کنی، رفیق.

18:32.229 --> 18:35.187
‫تصمیم گرفتم تو رو
‫رئیس غیرنظامی و نظامی کنم.

18:40.062 --> 18:42.646
‫ماکوندو به یه آدم قابل‌اعتماد نیاز داره.

18:43.687 --> 18:47.687
‫و من هم لازم دارم شما حساب اون حروم‌زاده‌هایی
‫رو که قصد جونم رو کردن، برسید.

18:52.479 --> 18:53.937
‫پسرم کجاست؟

18:57.979 --> 18:59.604
‫آئورلیانو خوزه کجاست؟

18:59.687 --> 19:00.896
‫نمی‌دونم.

19:07.979 --> 19:10.521
‫کسی که نمی‌خواد
‫عضو یه انقلاب باشه...

19:11.854 --> 19:13.771
‫نباید عضو اون باشه.

19:30.729 --> 19:34.312
‫- درباره‌ی سرهنگ شنیدی؟
‫- معلومه. نزدیک بود بکشنش.

19:38.021 --> 19:40.646
‫محاله. عمرش به دنیا نیست.

19:41.271 --> 19:42.771
‫درباره‌ی سرهنگ حرف می‌زنی؟

19:43.937 --> 19:48.021
‫- من فقط اومدم مشروب بخورم، باشه؟
‫- باشه، نگران نباش. مشکلی نیست.

19:48.104 --> 19:50.812
‫- همیشه همین بساطه.
‫- ماکوندو لیبراله!

19:50.896 --> 19:52.271
‫هی، چه مرگته؟

19:52.979 --> 19:55.604
‫امیدوارم سرهنگ رو بکشن!

19:55.687 --> 19:56.729
‫منم همین‌طور!

20:18.437 --> 20:20.021
‫لیبرال‌ها رو بکشید!

21:30.687 --> 21:31.521
‫بفرما.

21:33.479 --> 21:34.437
‫ممنون.

21:40.312 --> 21:41.729
‫من چطور از این‌جا سر درآوردم؟

21:43.229 --> 21:44.896
‫نیمکت پارک رو ترجیح می‌دی؟

21:53.687 --> 21:54.812
‫یکی دیگه داری؟

21:55.521 --> 21:56.812
‫همین رو بگیر.

22:01.687 --> 22:04.979
‫پیلار ترنرا تمام امیدش رو از دست داده بود،

22:05.896 --> 22:08.562
‫اما دلش بدون کینه پیر شده بود.

22:14.021 --> 22:16.437
‫با گذشت زمان، رابطه‌شون
‫از مادر و پسر بودن فراتر رفت.

22:17.771 --> 22:20.062
‫در تنهایی‌شون همدست هم شدند.

22:22.437 --> 22:24.479
‫[تلگراف مارکونی]

22:26.354 --> 22:28.104
‫[احمق نباش. بارون در ماه اوت طبیعیه.]

22:31.229 --> 22:33.687
‫ارتش محافظه‌کاران پیشروی نکرده.

22:34.396 --> 22:36.604
‫اوضاع شهر تحت کنترله.

22:39.771 --> 22:43.229
‫جرینلدو، در مقام رئیس غیرنظامی و نظامی ماکوندو،

22:43.979 --> 22:47.854
‫هفته‌ای دو بار از طریق تلگراف

22:47.937 --> 22:50.104
‫با سرهنگ آئورلیانو بوئندیا صحبت می‌کرد.

22:53.896 --> 22:55.354
‫سرهنگ مارکس...

22:56.812 --> 22:59.312
‫به سیه‌را نوادا نزدیک شده‌ایم.

23:00.479 --> 23:01.896
‫جنگ سخته،

23:02.396 --> 23:04.646
‫اما فداکاری‌هامون نتیجه می‌ده.

23:05.396 --> 23:07.854
‫برای دودلی و ضعف وقت نداریم.

23:09.312 --> 23:11.937
‫با احترام، سرهنگ آئورلیانو بوئندیا.

23:13.646 --> 23:14.896
‫خانواده‌ات حالشون خوبه.

23:16.354 --> 23:18.812
‫اورسولا، مثل همیشه محکم و پابرجا،

23:18.896 --> 23:21.604
‫هنوز در سراسر ماکوندو
‫آب‌نبات‌های خودش رو می‌فروشه.

23:22.562 --> 23:25.604
‫اما کم‌کم، نقطه‌ها و خط‌های صدایش

23:26.312 --> 23:27.854
‫دوردست‌تر و محوتر شدند.

23:27.937 --> 23:31.062
‫آئورلیانو، توی ماکوندو بارون میاد.

23:37.104 --> 23:38.729
‫احمق نباش، جرینلدو.

23:39.479 --> 23:41.896
‫تو ماکوندو، بارون ماه اوت طبیعیه.

24:00.312 --> 24:03.687
‫فیض عیسی مسیح، پروردگار ما،

24:03.771 --> 24:05.979
‫همیشه با همه‌ی شما باد.

24:06.062 --> 24:08.062
‫و با روح تو نیز.

24:08.646 --> 24:12.396
‫به نام پدر، پسر و روح‌القدس. آمین.

24:12.479 --> 24:13.604
‫آمین.

24:16.812 --> 24:18.062
‫بفرمایید بنشینید.

24:20.396 --> 24:24.812
‫امروز می‌خوایم قربانی عشای ربانی رو تقدیم کنیم

24:24.896 --> 24:28.937
‫تا درگیری‌هایی که بین ما شکل گرفته

24:29.021 --> 24:30.479
‫بر سر ایمان به مسیح، پایان بگیره.

24:31.187 --> 24:34.937
‫چون آدم‌های شرور با خودشون گفتند،

24:35.021 --> 24:39.437
‫به قول سلیمان،
‫درحالی ‌که بی‌حکمت می‌اندیشیدند:

24:39.521 --> 24:43.896
‫عمر ما کوتاه و پر از رنجه.

24:43.979 --> 24:47.229
‫پایان زندگی انسان هیچ تسلایی نداره

24:47.896 --> 24:49.396
‫و بعد از مرگش هم همین‌طور،

24:49.479 --> 24:51.437
‫و کسی هم سراغ نداریم

24:51.521 --> 24:54.729
‫که از جهنم یا دنیای دیگر برگشته باشه.

24:55.604 --> 24:57.354
‫رمدیوس، خواهش می‌کنم.

24:57.979 --> 24:59.562
‫شالت کجاست؟

25:00.687 --> 25:02.354
‫چی کارش کردی؟

25:02.896 --> 25:06.646
‫ای پدر ما که در آسمانی،
‫نام تو مقدس باد...

26:00.521 --> 26:03.187
‫آمارانتا، تو رو به خدا،
‫چرا در رو باز نمی‌کنی؟

26:12.854 --> 26:14.187
‫خانم اورسولا،

26:15.354 --> 26:17.937
‫من آسونسیون سنتنو هستم
‫و این هم پسرمه.

26:21.687 --> 26:24.271
‫لازم نیست چیز دیگه‌ای بگید، خانم.

26:26.187 --> 26:28.062
‫این نگاه رو می‌شناسم.

26:30.396 --> 26:32.812
‫آمارانتا، دفترچه رو برام بیار.

26:45.000 --> 26:52.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

27:04.562 --> 27:06.896
‫بچه‌ها رو از هر سنی آورده بودند،

27:06.979 --> 27:08.479
‫با هر رنگ پوستی،

27:08.979 --> 27:10.437
‫اما همه پسر بودند.

27:16.437 --> 27:20.521
‫همه‌شون حال‌ و هوای تنهایی داشتند،
‫پس نسبت فامیلی‌شان انکارشدنی نبود.

27:40.021 --> 27:44.604
‫اسم همه‌شان را آئورلیانو گذاشتند
‫و نام خانوادگی مادرشان را به آن افزودند.

27:44.687 --> 27:47.396
‫قانون اجازه نمی‌داد
‫نام خانوادگی پدرشان را داشته باشند

27:47.479 --> 27:49.437
‫مگر اینکه پدرشان آن‌ها را به رسمیت بشناسد.

28:00.271 --> 28:03.604
‫می‌خوام چهار بطری رام
‫از خزینه‌ی کلیسا بیاری.

28:04.104 --> 28:05.229
‫فقط یکی مونده.

28:05.312 --> 28:06.937
‫دیشب همه‌شون رو خوردن.

28:08.312 --> 28:10.687
‫امروز از شراب تقدیس‌شده استفاده می‌کنیم.

28:12.396 --> 28:13.812
‫سلام!

28:14.771 --> 28:16.521
‫سلام!

28:17.854 --> 28:20.646
‫پدر، ببخشید که بی‌خبر مزاحم شدم.

28:21.146 --> 28:22.812
‫شنیدم خیلی مهربونید.

28:22.896 --> 28:24.396
‫شاید بتونید کمکم کنید.

28:25.646 --> 28:26.896
‫از آشنایی‌تون خوشحالم.

28:27.812 --> 28:30.437
‫پترا کوتس هستم. تازه به ماکوندو رسیدم.

28:30.937 --> 28:32.687
‫پدر آنتونیو ایزابل.

28:36.562 --> 28:41.729
‫می‌خواستم ببینم لطف می‌کنید اجازه بدید
‫امشب خرگوشم رو قرعه‌کشی کنم.

28:42.229 --> 28:44.104
‫وسط خروس‌جنگی.

28:45.396 --> 28:49.062
‫بستگی داره
‫وابسته به کدوم حزب سیاسی باشی، پترا.

28:52.646 --> 28:55.937
‫پدر، من عضو حزب سیاسی خدا هستم.

28:56.812 --> 28:59.229
‫پس امشب ساعت هشت بیا.

29:01.646 --> 29:03.729
‫خدا حفظتون کنه، پدر.

29:34.021 --> 29:35.604
‫ده پزو روی گردباد.

29:36.104 --> 29:37.104
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

29:38.396 --> 29:39.604
‫اومدم شرط ببندم.

29:40.396 --> 29:41.562
‫مگه اجازه ندارم؟

29:42.604 --> 29:44.562
‫اگه ببیننت، بیرونت می‌کنن.

29:45.562 --> 29:48.021
‫اینجا خانه‌ی خداست.

29:48.104 --> 29:49.521
‫همه اینجا قدمشون سر چشمه.

29:49.604 --> 29:51.604
‫مبارزه شروع میشه!

29:55.562 --> 29:58.229
‫بیست به پانزده روی پینتو. کی پایه‌ست؟

29:58.312 --> 30:01.562
‫- مگه اون لیبرال نیست؟
‫- بجنب خروس! بجنب! نوکش بزن!

30:02.229 --> 30:04.937
‫- نوکش بزن، گردباد!
‫- بندازینش بیرون!

30:06.104 --> 30:08.271
‫چه خبره؟
‫ولم کن، خوزه آرکادیو.

30:09.729 --> 30:12.146
‫یه بار دیگه دست روم بلند کنی،
‫صورتت رو داغون می‌کنم.

30:12.229 --> 30:14.396
‫این پسر سرهنگه!
‫بندازینش بیرون!

30:14.479 --> 30:15.729
‫بندازینش بیرون.

30:15.812 --> 30:17.187
‫بیرونش کنید.

30:18.687 --> 30:20.146
‫باشه، دیگه بسه.

30:22.354 --> 30:24.104
‫ورود لیبرال‌ها ممنوعه.

30:24.896 --> 30:26.604
‫کی گفته من لیبرالم؟

30:27.146 --> 30:28.937
‫فقط می‌خواستم شرط ببندم.

30:31.521 --> 30:34.146
‫برو خونه، یا برو کاتارینو.
‫مستی.

30:34.229 --> 30:36.021
‫از کی تا حالا محافظه‌کار شدی؟

30:40.229 --> 30:42.354
‫راستی چرا دوست‌دخترت رو قایم می‌کنی؟

30:44.187 --> 30:45.479
‫اون دوست‌دخترم نیست.

30:48.729 --> 30:49.854
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم.

30:57.437 --> 30:58.979
‫بابت رفتار برادرزاده‌م عذر می‌خوام.

30:59.604 --> 31:02.771
‫هنوز با هیچ زنی سر و کار نداشته.
‫برای همینه این‌قدر بی‌ادبه.

31:03.771 --> 31:05.479
‫اما من زن‌ها رو خوب می‌شناسم.

31:09.062 --> 31:10.021
‫فقط برو.

31:11.021 --> 31:12.021
‫گمشو.

31:13.812 --> 31:14.854
‫خوزه آرکادیو.

31:17.271 --> 31:18.646
‫زنده‌باد عشق!

31:36.729 --> 31:42.729
‫پنج، شش، هفت، هشت.

32:26.062 --> 32:27.479
‫قصاب!

32:29.354 --> 32:30.729
‫قصاب!

32:44.687 --> 32:46.146
‫خبر تازه‌ای هست؟

32:47.229 --> 32:50.146
‫فرستاده‌ای با پیامی از طرف رئیس‌جمهور رسیده.

32:50.687 --> 32:51.979
‫بگو بیاد تو.

32:52.812 --> 32:53.937
‫و گوش کن.

32:54.021 --> 32:55.354
‫یه روانداز برام بیار.

32:56.229 --> 32:57.812
‫اینجا از سرما یخ زدم.

33:12.146 --> 33:14.187
‫صبح به‌خیر. من...

33:14.896 --> 33:16.396
‫براتون...

33:17.396 --> 33:18.396
‫نامه‌ای از طرف...

33:19.729 --> 33:21.021
‫رئیس‌جمهور آوردم.

33:22.854 --> 33:23.854
‫خودت بخونش.

33:24.354 --> 33:25.729
‫دارم لباس می‌پوشم.

33:29.646 --> 33:34.646
‫جناب... آئورلیانو...

33:34.729 --> 33:35.729
‫بوئندیا.

33:35.812 --> 33:37.187
‫بوئندیا.

33:38.021 --> 33:40.271
‫«ملت در آرزوی صلحه.

33:43.937 --> 33:46.437
‫از شما می‌خوام با آتش‌بس موافقت کنید.

33:47.021 --> 33:48.271
‫با تسلیم شدن،

33:48.354 --> 33:52.104
‫آینده‌ای رو تضمین می‌کنیم که در اون،
‫نام شما نه به خاطر جنگ،

33:52.187 --> 33:54.354
‫بلکه به خاطر قهرمانی‌تون در راه صلح
‫به یاد بمونه.»

34:08.854 --> 34:13.812
‫جناب رئیس‌جمهور...

34:16.187 --> 34:17.937
‫با عرض احترام...

34:21.437 --> 34:25.646
‫شما و آتش‌بس‌تون می‌تونید برید به جهنم.

34:50.521 --> 34:53.229
‫گمشده در تنهایی قدرت عظیمش،

34:53.771 --> 34:55.229
‫کم‌کم راهش رو گم کرد.

34:57.854 --> 35:01.062
‫دستورهاش قبل از اینکه صادر بشن
‫اجرا می‌شدن،

35:01.771 --> 35:03.854
‫حتی پیش از اینکه به ذهن خودش برسن.

35:05.354 --> 35:07.187
‫و همیشه فراتر می‌رفتن

35:07.271 --> 35:10.021
‫از چیزی که خودش جرات می‌کرد
‫به سربازها دستور دهد.

35:13.437 --> 35:17.437
‫[سرهنگ آئورلیانو بوئندیا به آتش‌بس نه می‌گوید]

35:33.937 --> 35:35.396
‫آئورلیانو بوئندیا...

35:38.354 --> 35:41.229
‫رهبر گروه شورشی در کارائیب،

35:42.146 --> 35:46.146
‫خشونت به راه انداخته و پیامی هولناک
‫برای رئیس‌جمهور فرستاده است.

35:50.437 --> 35:51.771
‫شواهدی هست

35:53.021 --> 35:55.104
‫که نشون می‌ده خود بوئندیا

35:55.187 --> 35:57.854
‫شخصاً سر فرستاده رو از تنش جدا کرده

35:59.521 --> 36:03.937
‫و این پیام هولناک رو
‫برای رئیس‌جمهور فرستاده.

36:05.937 --> 36:10.437
‫این پیام، که ردّ بی‌چون‌ و چرای آتش‌بس بود،

36:10.521 --> 36:13.312
‫تمام کشور رو شوکه کرده.

36:16.104 --> 36:17.937
‫بهتره امشب بیرون نری.

36:18.437 --> 36:20.937
‫ماجرای پدرت ممکنه دردسر درست کنه.

36:22.062 --> 36:24.021
‫نگران نباش. می‌رم تئاتر.

36:26.979 --> 36:29.021
‫یکی هست که می‌خوام باهاش آشنات کنم.

36:29.104 --> 36:31.146
‫جدی؟ کیه؟

36:31.937 --> 36:32.979
‫بمون.

36:33.896 --> 36:35.729
‫خودم معرفیت می‌کنم.

36:38.479 --> 36:41.104
‫قول می‌دم زود برگردم،
‫اون‌وقت تو معرفیم کن.

36:50.896 --> 36:53.604
‫فردا راهی آستوریاس می‌شیم.

36:53.687 --> 36:56.771
‫پرتغال که به ما پناه داده،
‫راه رو برای پیشرفت‌مون باز می‌کنه.

36:56.854 --> 36:58.062
‫پس فردا می‌بینمتون.

36:58.146 --> 37:00.271
‫خواب‌های خوب ببینی، تئودیا.

37:00.354 --> 37:04.146
‫قربان، مواظب خوابم هستید؟

37:04.229 --> 37:06.896
‫از این به بعد، بین ما دوتا
‫نه اولی هست، نه دومی.

37:06.979 --> 37:09.687
‫- قربان...
‫- تا صبح تنهام بذار.

37:10.979 --> 37:13.521
‫هر چه دوست داشتم، اونجا از دست دادم.

37:13.604 --> 37:14.687
‫- منم همین‌طور.
‫- منم.

37:14.771 --> 37:16.812
‫پدر و مادر، خواهر و برادر...

37:17.646 --> 37:19.187
‫دوستام بهم خیانت کردن.

37:19.271 --> 37:21.937
‫- به منم خیانت کردن.
‫- مجبور شدم فرار کنم.

37:22.021 --> 37:24.187
‫- هیچی از این بدتر نیست.
‫- برای منم همین‌طور.

37:24.271 --> 37:27.062
‫گاهی به انتقام‌های وحشتناک فکر می‌کنم.

37:28.604 --> 37:31.021
‫- این خنجر مال توئه؟
‫- آره.

37:31.104 --> 37:33.604
‫این آهن، مرگ گوت‌هاست.

37:33.687 --> 37:35.562
‫- من گوت هستم.
‫- منم همین‌طور!

37:35.646 --> 37:37.312
‫اون هم دشمنشه.

37:37.396 --> 37:38.729
‫هی، ساکت باشید.

37:52.896 --> 37:54.979
‫تا حالا تئاتر نرفته بودم.

37:55.062 --> 37:57.187
‫منم همین‌طور. باز هم میایم.

37:57.271 --> 37:59.896
‫برو به مادربزرگت تف کن،
‫مرتیکه‌ی محافظه‌کار!

38:01.979 --> 38:03.812
‫تو اینجا از همه عوضی‌تری!

38:03.896 --> 38:04.979
‫درسته!

38:05.937 --> 38:07.354
‫- بسه دیگه.
‫- یا خدا.

38:08.854 --> 38:10.771
‫اولین سنگ رو باید کسی پرت کنه...

38:13.229 --> 38:16.771
‫که با مادر هرزه‌اش هم‌بستر نشده باشه.

38:18.937 --> 38:20.604
‫اگه باز درباره‌ی مادرم حرف بزنی،
‫می‌کشمت!

38:20.687 --> 38:22.521
‫- حروم‌زاده!
‫- حسابش رو برس!

38:22.604 --> 38:24.437
‫تازه، علاوه بر اینکه حروم‌زاده‌ست،

38:25.146 --> 38:26.062
‫بوئندیا هم هست.

38:26.146 --> 38:27.604
‫بوئندیاها رو از اینجا بندازید بیرون!

38:28.854 --> 38:31.937
‫پسر ارشد بزرگ‌ترین عوضی‌ای
‫که این شهر به خودش دیده.

38:36.354 --> 38:37.812
‫بیا بریم. برگردیم خونه.

38:50.271 --> 38:51.896
‫کارملیتا مونتیل،

38:53.021 --> 38:57.396
‫دوشیزه‌ای بیست‌ساله،
‫تازه با آب شکوفه‌ی پرتقال غسل کرده بود.

38:58.437 --> 39:01.521
‫داشت روی تخت پیلار ترنرا
‫برگ‌های رزماری می‌پاشید

39:01.604 --> 39:03.229
‫که صدای شلیک بلند شد.

39:06.562 --> 39:08.354
‫- بگیریدش!
‫- جلوش رو بگیرید!

39:11.146 --> 39:13.854
‫اون مرتیکه‌ی محافظه‌کار رو بکشید!

39:19.687 --> 39:22.479
‫قرار بود آئورلیانو خوزه
‫خوشبختی‌ای رو تجربه کنه

39:22.562 --> 39:24.646
‫که آمارانتا ازش دریغ کرده بود؛

39:25.354 --> 39:27.187
‫هفت تا بچه داشته باشه

39:28.187 --> 39:30.271
‫و در پیری، در آغوش او بمیره.

39:59.479 --> 40:01.396
‫چند نفر لازم بود

40:02.062 --> 40:05.646
‫تا پیکر تکه‌تکه‌ی مردی رو توی فرغون بذارن،

40:06.646 --> 40:09.021
‫پیکری که مثل نون خیس از هم وا می‌رفت.

40:14.354 --> 40:17.187
‫روحش قرین آرامش.

40:17.854 --> 40:21.312
‫به نام پدر، پسر و روح‌القدس.

40:22.229 --> 40:24.729
‫آرام بخواب، پسرم.

41:05.979 --> 41:09.937
‫[اینجا، خودنمایی‌های آدمی به پایان می‌رسد]

41:15.604 --> 41:16.437
‫چند ماه بعد،

41:16.521 --> 41:19.437
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا به ماکوندو برگشت...

41:20.562 --> 41:23.771
‫بعد از این‌که برای سرکوب شورش‌های
‫افسرهای خودش،

41:24.271 --> 41:27.729
‫به تصورناپذیرترین حد بی‌رحمی رسیده بود.

41:42.562 --> 41:44.646
‫بی ‌سر و صدا و بدون اسکورت رسید.

41:46.687 --> 41:49.187
‫با اینکه هوا گرم بود،
‫خودش رو در پتو پیچیده بود.

41:50.271 --> 41:51.896
‫از این بلاتکلیفی خسته بود،

41:51.979 --> 41:54.521
‫از دور باطل آن جنگ بی‌پایان

41:55.021 --> 41:57.729
‫که همیشه او را به همان نقطه برمی‌گرداند.

41:58.771 --> 42:00.521
‫هر روز پیرتر،

42:01.271 --> 42:02.562
‫خسته‌تر،

42:03.437 --> 42:08.271
‫و بی ‌آنکه بداند چرا، چطور، یا تا کی.

42:19.854 --> 42:22.146
‫چطور می‌تونی کنار یه قاتل بشینی؟

42:22.229 --> 42:23.354
‫ممنون.

42:27.854 --> 42:30.604
‫- پسر خودش به خاطر اون کشته شد.
‫- این حرف رو نزن.

42:31.187 --> 42:34.146
‫- آئورلیانو خوزه داشت...
‫- به خاطر جنایت‌هاش ازش انتقام گرفتن.

42:34.229 --> 42:35.521
‫کشتنش...

42:37.271 --> 42:40.646
‫چون جنگ همیشه به بی‌گناه‌ها
‫بیشتر ظلم می‌کنه.

42:42.396 --> 42:44.312
‫اما همه‌ی جنگ‌ها همینن.

43:02.229 --> 43:05.396
‫اینا اسم بقیه‌ی بچه‌هات هستن.

43:07.562 --> 43:10.146
‫تا حالا هفده نفر خودشون رو معرفی کردن.

43:12.937 --> 43:14.479
‫سرهنگ آن‌وقت فهمید

43:14.562 --> 43:18.771
‫آن بچه‌ها و نوجوان‌هایی که همه‌ جا بودند

43:19.729 --> 43:22.271
‫و با چشم‌های خودش به او نگاه می‌کردند،

43:23.271 --> 43:27.396
‫همان فرزندانی بودند که از زن‌هایی داشت
‫که اسم هیچ ‌کدام‌شان را نمی‌دانست.

43:33.729 --> 43:35.021
‫خوبی، پسرم؟

43:44.437 --> 43:47.562
‫از پایتخت خبر رسید که برگشتی ماکوندو.

43:48.896 --> 43:50.979
‫یه فرستاده‌ی دیگه فرستادن.

43:52.396 --> 43:54.062
‫وکیل‌های حزب.

43:59.729 --> 44:00.979
‫آقای بوئندیا.

44:01.562 --> 44:03.479
‫ما از طرف رئیس‌جمهور اومدیم.

44:03.562 --> 44:05.896
‫می‌دونم چی می‌خواید.
‫بریم سر اصل مطلب.

44:06.729 --> 44:08.271
‫خب، آقای بوئندیا،

44:09.271 --> 44:12.312
‫رئیس‌جمهور دوباره تأکید کرده
‫که حاضره در تمام شهرهایی

44:12.396 --> 44:16.729
‫که آزاد کردید،
‫در ازای سه شرط

44:16.812 --> 44:18.521
‫به شما مشارکت سیاسی بده.

44:18.604 --> 44:19.687
‫گوش می‌دم.

44:19.771 --> 44:20.646
‫بله.

44:22.229 --> 44:27.646
‫اول، باید از بازبینی سندهای مالکیت
‫صرف‌نظر کنید.

44:28.854 --> 44:33.896
‫دوم، مبارزه با نفوذ کلیسا رو کنار بذارید.

44:34.979 --> 44:36.354
‫و در آخر،

44:36.437 --> 44:40.271
‫باید از خواسته‌تون برای برابری حقوق

44:40.354 --> 44:43.354
‫بچه‌های نامشروع و مشروع

44:43.437 --> 44:46.229
‫صرف‌نظر کنید تا حرمت خانواده حفظ بشه.

44:52.646 --> 44:54.312
‫یعنی

44:55.187 --> 44:56.937
‫ما بیست سال گذشته رو

44:58.062 --> 45:00.896
‫فقط برای رسیدن به قدرت جنگیدیم.

45:13.312 --> 45:14.854
‫کجا رو باید امضا کنم؟

45:16.646 --> 45:17.521
‫قلم.

45:17.604 --> 45:19.562
‫بفرمایید، آقای بوئندیا.

45:19.646 --> 45:20.479
‫اینجا رو امضا کنید.

45:20.562 --> 45:23.687
‫ببخشید، سرهنگ،
‫ولی این کار خیانته.

45:28.354 --> 45:29.812
‫چی گفتی، جرینلدو؟

45:29.896 --> 45:32.146
‫اگه این آتش‌بس رو امضا کنید...

45:33.479 --> 45:35.646
‫از تمام مبارزه‌هامون دست می‌کشید.

45:36.271 --> 45:38.187
‫و این یعنی خائنید.

45:45.229 --> 45:47.229
‫برو با مادرت خداحافظی کن.

45:51.646 --> 45:54.979
‫از این لحظه به بعد،
‫در اختیار دادگاه نظامی هستی.

46:04.979 --> 46:07.062
‫مواظب قلبت باش، آئورلیانو.

46:07.146 --> 46:08.937
‫داری زنده‌زنده می‌پوسی، رفیق.

46:45.187 --> 46:47.187
‫می‌دونم می‌خوای جرینلدو رو تیربارون کنی.

46:48.437 --> 46:51.062
‫نمی‌تونم کاری کنم جلوش رو بگیرم،

46:51.812 --> 46:54.354
‫اما یه چیزی رو بهت هشدار می‌دم، آئورلیانو.

46:54.854 --> 46:57.354
‫همین که جنازه‌اش رو ببینم،

46:58.479 --> 47:01.687
‫به استخوان‌های پدر و مادرم قسم می‌خورم...

47:03.812 --> 47:06.646
‫به یاد خوزه آرکادیو بوئندیا...

47:09.604 --> 47:12.187
‫به خدا قسم می‌خورم، آئورلیانو...

47:13.562 --> 47:15.979
‫هر جا که باشی پیدات می‌کنم

47:17.479 --> 47:20.062
‫و با دست‌های خودم می‌کشمت.

47:21.687 --> 47:23.896
‫همون کاری که می‌کردم

47:25.812 --> 47:28.437
‫اگه با دم خوک به دنیا اومده بودی.

48:03.854 --> 48:05.854
‫این نمایش مسخره تموم شد، رفیق.

48:06.646 --> 48:07.729
‫آزادی.

48:09.146 --> 48:12.271
‫ترجیح می‌دم جلوی جوخه‌ی اعدام بمیرم
‫تا ببینم خائن شدی.

48:12.354 --> 48:13.437
‫نه، رفیق.

48:15.271 --> 48:17.021
‫خائن شدنم رو نمی‌بینی.

48:21.771 --> 48:24.604
‫از اونجا بیا بیرون،
‫قبل از اینکه پشه‌ها بکشنت.

48:31.146 --> 48:36.021
‫[آتش‌بس میان دولت و نیروهای شورشی امضا شد]

48:46.771 --> 48:48.771
‫سرحال‌تر از همیشه‌اید، سرهنگ.

48:48.854 --> 48:50.979
‫می‌تونید سی جنگ دیگه هم بجنگید.

48:51.687 --> 48:53.937
‫قلب من دقیقاً کجاست؟

48:55.854 --> 48:57.687
‫همه می‌گن قلبم پوسیده.

49:04.479 --> 49:05.646
‫اجازه بدید.

49:45.104 --> 49:46.229
‫اینا دیگه چیه؟

49:48.937 --> 49:50.562
‫اختراعات پدر پدربزرگمه.

49:55.271 --> 49:56.271
‫خودش ساخته بودشون؟

49:57.187 --> 49:58.437
‫بعضی‌هاشون رو، آره.

49:58.521 --> 50:00.604
‫نزدیک بود مادر مادربزرگ رو دیوونه کنن.

50:00.687 --> 50:02.854
‫اگه همین‌طور حواسم رو پرت کنی،
‫منو هم دیوونه می‌کنی.

50:04.521 --> 50:06.479
‫خوزه آرکادیو سگوندو
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمید

50:06.562 --> 50:10.437
‫چیزی که پیدا کرده بود،
‫سرنوشت ماکوندو رو عوض می‌کنه.

50:12.937 --> 50:14.354
‫بازش کن، آئورلیانو.

50:14.437 --> 50:15.271
‫اومدم.

50:21.562 --> 50:23.146
‫چرا قیافت این‌طوریه، خوزه آرکادیو؟

50:23.229 --> 50:24.562
‫بریم صلح رو جشن بگیریم.

50:24.646 --> 50:27.729
‫اغلب او را با برادرش اشتباه می‌گرفتند.

50:28.312 --> 50:31.687
‫آن روز، آئورلیانو سگوندو
‫اشتباهشان را اصلاح نکرد.

51:05.646 --> 51:07.271
‫صبح‌بخیر، سرهنگ.

51:07.354 --> 51:09.146
‫خوش اومدید، سرهنگ.

51:10.312 --> 51:11.604
‫قبل از امضا کردن،

51:12.896 --> 51:14.229
‫یه درخواست دارم.

51:17.521 --> 51:21.979
‫می‌خوام افرادم به‌عنوان سربازان جنگی
‫مستمری دریافت کنن

51:22.687 --> 51:25.104
‫و ارتش ما به ‌عنوان یک ارتش قانونی
‫به رسمیت شناخته بشه.

51:26.812 --> 51:28.354
‫در ازای تسلیم کامل،

51:29.229 --> 51:31.021
‫فقط همین رو می‌خوام.

51:34.396 --> 51:35.854
‫نگران نباشید، سرهنگ.

51:36.979 --> 51:38.271
‫قول می‌دم.

51:42.187 --> 51:43.021
‫از این طرف.

51:44.967 --> 52:14.967
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

52:51.660 --> 52:52.944
‫آئورلیانو.
