WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:11.291 --> 00:13.708
‫چند ماه پس از اعدام آرکادیو،

00:14.541 --> 00:16.833
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا هنگامی که

00:16.916 --> 00:19.875
‫در آستانه‌ی رسید به مرز غربی بود، اسیر شد

00:21.416 --> 00:25.041
‫از 21 مردی که در میدان جنگ، وی را همراهی
‫می‌کردند، فقط یک نفر جان سالم به در برد،

00:25.958 --> 00:27.583
‫سرهنگ گرینلدو مارکز

00:28.607 --> 00:35.607
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:36.631 --> 00:40.631
‫ترجمه از: امیر ستارزاده و نیک

00:41.333 --> 00:43.916
‫- دستت چی شده؟
‫- فقط یه سوختگی ساده‌ست

00:44.500 --> 00:46.458
‫پسرت آئورلیانو خوزه حسابی قد کشیده

00:48.041 --> 00:50.125
‫آئورلیانو

00:52.708 --> 00:55.125
‫- پسرمون کجاست؟
‫- اون کجاست؟

00:56.000 --> 00:57.583
‫- آئورلیانو!
‫- برید عقب!

00:58.916 --> 01:00.458
‫برو خونه، مادر!

01:01.125 --> 01:04.958
‫از مقامات اجازه بگیر و بیا زندان ملاقاتم

01:05.041 --> 01:06.041
‫آئورلیانو!

01:11.375 --> 01:12.750
‫زنده باد سرهنگ بوئندیا!

01:12.833 --> 01:14.541
‫زنده باد سرهنگ بوئندیا!

01:16.958 --> 01:18.458
‫آئورلیانو!

01:18.541 --> 01:20.166
‫دیگه این مسخره‌بازی‌ها کافیـه!

01:21.000 --> 01:24.541
‫اینجا که سیرک نیست!
‫همگی برگردید خونه‌تون!

01:32.083 --> 01:35.416
‫حکم سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫در ماکوندو اجرا می‌شود

01:35.500 --> 01:37.166
‫تا درس عبرتی باشد برای اهالی شهر

01:40.375 --> 01:44.291
‫« یکصد سال تنهایی »

01:45.125 --> 01:48.708
‫من باید سرهنگ آئورلیانو بوئندیا رو ببینم.
‫اون پسرمـه. بذارید بیام داخل.

01:49.375 --> 01:53.250
‫- سروان! گفتم بذارید بیام تو
‫- بذار بیاد

02:04.833 --> 02:06.291
‫اومدم پسرم رو ببینم،

02:07.250 --> 02:09.208
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

02:10.208 --> 02:11.041
‫خانم،

02:12.583 --> 02:15.958
‫منظورتون «آقای» بوئندیاست؟

02:17.208 --> 02:18.208
‫همون که تو میگی

02:18.958 --> 02:20.458
‫فقط بذار ببینمش

02:21.083 --> 02:24.541
‫منتظریم که حکومت حکم رسمی
‫محکومیتش رو تأیید کنه

02:29.333 --> 02:30.208
‫چه حکمی؟

02:32.958 --> 02:34.166
‫اعدام

02:36.833 --> 02:40.333
‫تا اون موقع،
‫باید توی سلول انفرادی بمونه

02:43.125 --> 02:44.708
‫به هر حال من میرم دیدنش

02:47.541 --> 02:50.375
‫اگه دستوری که بهت دادن اینـه،
‫پس می‌تونی بهم شلیک کنی

02:54.375 --> 02:55.625
‫همراهیش کنی داخل

03:29.875 --> 03:33.416
‫بهت نگفته بودم که اسم دختر بزرگ
‫آرکادیو رو گذاشتیم رمدیوس

03:37.250 --> 03:39.333
‫گفته بود اسمش رو بذاریم اورسولا،

03:40.375 --> 03:42.625
‫ولی پشتِ این اسم کوله‌باری از غم و مصیبت هست

03:47.333 --> 03:49.000
‫نه، اصلاً اینا رو بهم نگفته بودی

03:49.916 --> 03:51.208
‫ولی خودم می‌دونستم

03:54.541 --> 03:56.916
‫تو از همون بچگی تیز و بُز بودی...

04:02.083 --> 04:03.375
‫حواست شش دُنگ جمع بود...

04:05.333 --> 04:07.541
‫به شدت کنجکاو بودی

04:09.208 --> 04:10.500
‫یادم نرفته

04:14.208 --> 04:16.541
‫همینطور اون غمی که به چهره داشتی...

04:18.500 --> 04:20.625
‫وقتی بدون برادرت برگشتی

04:23.250 --> 04:25.375
‫بعد اینکه تو و آمارانتا رو تنها گذاشتم

04:31.458 --> 04:34.083
‫اون تصویر هنوزم قلبم رو جرحیه‌دار می‌کنه

04:39.083 --> 04:41.208
‫حس می‌کنم انگار همه‌ی اینا رو
‫یه بار زندگی کردم...

04:46.333 --> 04:47.875
‫ولی نمی‌تونم مرگ خودم رو ببینم

04:49.500 --> 04:51.916
‫انگار پیشگوها بهم پشت کردن

04:57.041 --> 04:58.708
‫یه چیزی واست دارم

05:03.416 --> 05:05.625
‫اینا اشعاری هستن که واسه رمدیوس نوشتم

05:06.375 --> 05:07.291
‫بهم قول بده که...

05:09.291 --> 05:10.541
‫اونا رو می‌سوزنی

05:12.666 --> 05:14.375
‫نمی‌خوام هیچکس اینا رو بخونه

05:22.750 --> 05:23.875
‫وقت تمومـه، بریم خانم

05:36.208 --> 05:37.291
‫خداحافظی نکن

05:40.166 --> 05:43.958
‫به کسی التماس نکن یا
‫به خاطر من خودت رو تحقیر نکن

05:45.166 --> 05:46.291
‫ناسلامتی جنگـه

05:48.541 --> 05:52.208
‫به جاش، وانمود کن سال‌ها پیش اعدام شدم

06:23.250 --> 06:24.958
‫امشب چطورید، سروان؟

06:33.083 --> 06:34.083
‫عصر بخیر

06:37.583 --> 06:38.958
‫عصر بخیر

06:54.416 --> 06:55.375
‫جناب،

06:55.458 --> 06:57.250
‫ما دنبال دردسر نیستیم

06:58.541 --> 07:01.000
‫من و هم‌خدمتی‌هام صرفاً نوشیدنی می‌خوایم و

07:02.125 --> 07:03.541
‫می‌خوایم خوش بگذرونیم

07:09.208 --> 07:12.958
‫هیچکس نمی‌خواد با مردی که
‫محکوم به اعدام شده بخوابـه

07:14.041 --> 07:15.291
‫بدشانسی میاره

07:15.375 --> 07:17.583
‫تنها کسایی که محکوم به مرگ شدن،
‫شورشی‌ها هستن

07:20.750 --> 07:21.583
‫شاید

07:24.291 --> 07:25.833
‫ولی همه میگن که

07:26.875 --> 07:30.000
‫سربازی که حکم اعدام سرهنگ
‫آئورلیانو بوئندیا رو اجرا کنه

07:30.708 --> 07:33.416
‫به همراه همه‌ی سربازان جوخه‌اش،

07:34.416 --> 07:35.416
‫تک‌تک‌شون...

07:37.541 --> 07:39.833
‫بلا استثناء کُشته میشن

07:39.916 --> 07:41.458
‫دیر یا زود

07:43.125 --> 07:45.333
‫حتی اگه برن اون سرِ دنیا قایم بشن

08:02.625 --> 08:03.500
‫نگاه

08:06.125 --> 08:08.250
‫من هیچ کینه‌ای از سرهنگ ندارم

08:11.333 --> 08:13.125
‫اتفاقاً، شجاعتش رو تحسین می‌کنم،

08:14.166 --> 08:16.416
‫ولی اگه حکومت دستورش رو صادر کنه،

08:18.000 --> 08:19.500
‫مجبوریم اعدامش کنیم

08:21.625 --> 08:22.541
‫این وظیفه‌مونـه

08:34.041 --> 08:34.875
‫پس دعا کن...

08:39.208 --> 08:41.583
‫دعا کن هیچ‌وقت این دستور رو بهتون ندن، سروان

09:35.125 --> 09:36.625
‫ببخشید، سروان

09:42.500 --> 09:43.333
‫به این زودی؟

10:01.291 --> 10:02.541
‫گرینلدو مارکز...

10:04.625 --> 10:07.416
‫تو به 7 سال حبس محکوم شدی

10:30.291 --> 10:32.541
‫انگار من و تو زیاد خوش‌شانس نیستیم

10:32.625 --> 10:35.125
‫به جرم شورش محکوم به اعدام شدی

10:36.666 --> 10:40.708
‫توی تلگراف نوشتن که فوراً باید اعدام شی

10:41.416 --> 10:42.916
‫چه خبر خوبی

10:45.125 --> 10:47.333
‫بالاخره توی ماکوندو تلگراف داریم

11:29.875 --> 11:31.875
‫اون نه می‌ترسید نه حس
‫آشناپنداری بهش دست داده بود،

11:32.541 --> 11:35.083
‫بلکه خشم عمیقی از درونش شعله می‌کشید،

11:35.166 --> 11:39.750
‫از اینکه مرگِ ساختگی‌اش
‫نمیذاره خاتمه‌ی مسائلِ ناتمام رو ببینه

12:09.166 --> 12:11.125
‫حرفی آخری داری، سرهنگ بوئندیا؟

12:12.791 --> 12:14.875
‫وقتی در برابر جوخه‌ی اعدام قرار گرفت،

12:15.625 --> 12:18.166
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

12:18.250 --> 12:20.416
‫به یاد آن عصر دل‌انگیز قدیمی افتاد

12:20.500 --> 12:23.083
‫وقتی پدرش او را برای یافتن یخ بُرده بود

12:24.000 --> 12:27.541
‫دوباره خودش را در تجسم بچگی‌اش دید،

12:27.625 --> 12:30.458
‫با شلوارک کوتاه،
‫کراواتی که دور گردنش بسته بود

12:31.708 --> 12:34.125
‫همینطور به یاد خوزه آرکادیو بوئندیا افتاد،

12:34.208 --> 12:36.916
‫که از قضا همان لحظه، در آن سپیده‌دم دلگیر،

12:37.500 --> 12:39.916
‫زیر درخت شاه‌بلوط، داشت به سرهنگ فکر می‌کرد

12:54.500 --> 12:55.416
‫سربازها

12:56.833 --> 12:57.791
‫حاضر

13:08.500 --> 13:09.583
‫نشونه بگیرید

13:57.541 --> 13:58.458
‫شلیک نکنید

14:01.625 --> 14:02.458
‫سربازها

14:03.041 --> 14:04.333
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین

14:09.250 --> 14:11.208
‫مشیت الهی شما رو فرستاده اینجا

14:16.041 --> 14:16.875
‫آزادش کنید!

14:21.041 --> 14:22.333
‫میگم آزادش کنید!

14:47.208 --> 14:49.083
‫من تحت فرمان شمام، سرهنگ بوئندیا

15:02.541 --> 15:04.750
‫به انقلاب خوش اومدی، کارنیسرو

15:21.625 --> 15:24.208
‫پس گمونم تو «مشیت الهی» تشریف داری

15:28.666 --> 15:30.541
‫یکی باید می‌اومد تن لشت رو نجات بده دیگه

15:33.416 --> 15:35.041
‫دوباره خودت رو به کُشتن نده

15:36.458 --> 15:37.750
‫دیگه به دادت نمی‌رسم

15:41.375 --> 15:44.833
‫هیچ‌کس از دخالت او برای
‫متوقف کردن اعدام خبر نداشت

16:05.083 --> 16:09.458
‫سروان روکه کارنیسرو و افرادش
‫با سرهنگ آئورلیانو بوئندیا از شهر خارج شدن

16:09.541 --> 16:13.333
‫تا به نیروهای انقلابی
‫سرهنگ ویکتوریانو مدینا ملحق بشن

16:23.166 --> 16:26.416
‫یک سال پس از فرار سرهنگ آئورلیانو بوئندیا،

16:27.208 --> 16:29.250
‫خونه دوباره پر از بچه شده بود

16:32.416 --> 16:35.000
‫اورسولا، سانتا سوفیا دلا پیداد و

16:35.001 --> 16:37.458
‫دختر بزرگش رمدیوس را
‫به خانه‌اش دعوت کرد کرد...

16:37.541 --> 16:39.291
‫گفتم اینطوری نکن

16:40.375 --> 16:44.458
‫و یه دوقلو گه پنج ماه بعد از
‫اعدام آرکادیو به دنیا اومدن

16:44.541 --> 16:47.458
‫اسماشون رو گذاشتن آئورلیانو سگوندو و
‫خوزه آرکادیو سگوندو

16:48.500 --> 16:49.625
‫«شنبه»

16:49.708 --> 16:50.625
‫«شنبه»

16:51.208 --> 16:52.958
‫- بیا دوباره امتحان کنیم
‫- شـَ...

16:53.041 --> 16:54.916
‫آمارانتا مراقب همه‌شون بود

16:55.666 --> 16:56.750
‫به این گوش کن

16:57.750 --> 16:59.833
‫«پس از سالها کشمش،

16:59.916 --> 17:04.166
‫دولت برای اولین بار با
‫سیاستمداران لیبرال دیدار خواهد کرد

17:04.250 --> 17:07.291
‫تا شرایط یک آتش‌بس احتمالی را
‫مورد بحث قرار دهند»

17:13.416 --> 17:15.500
‫تو این روزها رو دیده بودی، خوزه آرکادیو

17:17.416 --> 17:21.000
‫نیازی به پیشگو نداشتی که
‫بفهمی سیاست سر و تهش آفتـه

17:35.333 --> 17:36.166
‫بقیه‌ش کو؟

17:36.833 --> 17:39.500
‫پسرهام دارن واسه نیروهای
‫آزادی‌خواه می‌جنگن، جناب

17:39.583 --> 17:41.708
‫با برادرتون، سرهنگ بوئندیا

17:42.541 --> 17:43.625
‫خب که چی؟

17:44.625 --> 17:45.583
‫آخه...

17:46.125 --> 17:49.291
‫ما دست‌تنهاییم و نمی‌تونیم
‫کل این محصولات رو دِرو کنیم

17:49.791 --> 17:51.916
‫لطفاً بیشتر بهم زمان بدید

17:58.291 --> 17:59.666
‫بهشون بگو بیخیال اسلحه‌بازی بشن و

18:00.166 --> 18:01.625
‫بیان بیل بزنن

18:28.125 --> 18:28.958
‫درد داره؟

18:33.416 --> 18:34.416
‫آره

18:49.250 --> 18:50.083
‫خاله

18:50.625 --> 18:52.541
‫میشه امشب پیشت بخوابم؟

18:58.458 --> 19:01.208
‫آئورلیانو خوزه، باید به
‫تنها خوابیدن عادت کنی

19:01.708 --> 19:03.916
‫آخرین باره. قول میدم

19:06.875 --> 19:07.875
‫باشه

19:37.000 --> 19:38.958
‫خوزه آرکادیو و ربکا،

19:40.291 --> 19:44.416
‫خسته از زندگی در میان مردگان،
‫به خانه‌ای که آرکادیو ساخته بود رفتند

19:46.250 --> 19:48.083
‫اونجا رو کردن خونه‌ی خودشون،

19:48.833 --> 19:51.291
‫آزادانه به همدیگه عشق ورزیدن

21:09.708 --> 21:12.000
‫دوباره، سه سه تا؟

21:12.083 --> 21:14.166
‫سه ضربدر سه میشه...

21:15.791 --> 21:16.750
‫9

21:52.625 --> 21:55.000
‫ربکا اظهار کرد که هیچی ندیده و نمی‌دونه

21:57.583 --> 21:59.500
‫باورش سخت بود،

21:59.583 --> 22:01.500
‫ولی هیچ قصه‌ی منطقی‌تری وجود نداشت،

22:01.583 --> 22:04.541
‫چون هیچکس دلیلی نمی‌دید که ربکا مردی رو که

22:04.625 --> 22:06.333
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:11.666 --> 22:15.166
‫شاید این تنها معما توی ماکوندو بود که
‫هیچوقت حل نشد

22:18.541 --> 22:21.625
‫ربکا در و پنجره‌ی خونه‌ش رو بست و
‫خودش رو زنده‌زنده دفن کرد...

22:23.416 --> 22:25.541
‫عمق این حقارت به حدی بود که

22:25.625 --> 22:28.541
‫هیچ وسوسه‌ی زمینی‌ای نمی‌تونست بهش نفوذ کنه

23:04.208 --> 23:06.000
‫سرهنگ، منتظرمون هستن

23:06.791 --> 23:07.791
‫شما خوبید؟

23:10.208 --> 23:12.000
‫داشتم به برادرم فکر می‌کردم

23:14.583 --> 23:17.416
‫دو شب گذشته خوابش رو دیدم و
‫حالا علتش رو فهمیدم

23:21.250 --> 23:23.958
‫ما رهبران منطقه‌ای رو فراخوندیم

23:24.583 --> 23:28.708
‫تا در این برهه‌ی حساس برای کشورمون،
‫از حزب آزادی‌خواه حمایت کنید

23:30.666 --> 23:34.750
‫دولت محافظه‌کار درب مذاکره رو باز کرده،

23:36.125 --> 23:37.750
‫ما هم باید جوابشون رو بدیم

23:37.833 --> 23:39.666
‫باید با تفنگ جوابشون رو بدیم!

23:39.750 --> 23:41.916
‫- درسته!
‫- بیاید به نبرد ادامه بدیم!

23:42.000 --> 23:44.416
‫آقایون!

23:45.000 --> 23:48.125
‫فقط یه راه واسه خاتمه‌ی این جنگ هست

23:49.250 --> 23:52.000
‫- با رسیدن به توافق
‫- اون‌وقت چه توافقی مد نظرتـه؟

23:52.500 --> 23:56.166
‫هر توافقی که لازم باشه.
‫اولیش اینـه که باید بریم پایتخت...

23:56.250 --> 23:57.708
‫برای مثال، واسه شروع،

23:57.791 --> 24:00.833
‫لیبرال‌ها باید توی کنگره جمهوری و
‫سایر مناصب دولتی

24:00.916 --> 24:02.750
‫نماینده داشته باشن

24:02.833 --> 24:04.875
‫این خواسته‌ی شماهاست!

24:06.541 --> 24:09.625
‫پای آینده‌ی کلمبیا وسطـه، آقایون

24:10.125 --> 24:13.458
‫واسه رسیدن به این نوع مذاکرات،
‫باید دست از جنگ برداریم

24:13.541 --> 24:15.666
‫صد سال سیاه، الان دست از جنگ برنمی‌داریم!

24:17.166 --> 24:18.000
‫آره

24:20.125 --> 24:21.541
‫چیزی که الان پاش وسطـه...

24:24.333 --> 24:25.875
‫حیثیت مردم‌مونـه

24:27.375 --> 24:28.916
‫و این قابل مذاکره نیست

24:32.500 --> 24:34.125
‫اگه آتش‌بس رو امضاء کنید،

24:35.250 --> 24:37.916
‫شاید بتونیم درخواست کنیم
‫شما نماینده‌ی منطقه‌مون

24:39.333 --> 24:40.700
‫در انتخابات باشید

24:40.958 --> 24:41.875
‫سرهنگ

24:47.541 --> 24:48.583
‫اینجا رو امضاء کنید

24:57.000 --> 24:58.708
‫موقعی امضاء می‌کنیم که

25:00.166 --> 25:02.500
‫چیز بیشتری برای ارائه به مردم‌مون داشته باشن

25:04.375 --> 25:07.375
‫در این حین،
‫به تلاش‌مون ادامه می‌دیم

25:07.458 --> 25:08.291
‫درسته

25:12.458 --> 25:14.625
‫بابت حمایت‌تون از شورش لیبرال‌ها...

25:15.125 --> 25:16.250
‫خانم، برو عقب

25:18.958 --> 25:22.375
‫دولت ملی شما رو محکوم به مرگ کرده!

25:23.250 --> 25:24.125
‫آماده!

25:26.916 --> 25:27.750
‫نشونه بگیرید!

25:29.041 --> 25:31.000
‫زنده باد حزب آزادی‌خواه!

25:39.958 --> 25:42.708
‫اینگونه بود که افسانه‌ی
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا شروع شد

25:42.791 --> 25:47.500
‫زنده باد سرهنگ بوئندیا!

25:47.583 --> 25:52.000
‫«تالار شهر هویکان»

25:53.416 --> 25:56.791
‫طی سال‌های بعد، سرهنگ موفق شد
‫بیش از هزار مرد را مسلح کند و

25:56.875 --> 25:59.125
‫به حکومت اعلان جنگ کرد

26:04.041 --> 26:05.458
‫زنده باد انقلاب

26:15.482 --> 26:22.482
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:36.083 --> 26:36.916
‫سرهنگ

26:40.333 --> 26:41.500
‫اول زمین خوردم

26:41.583 --> 26:44.458
‫بعدش واکنشش انتقامی بود و خیلی آزارم داد

26:51.375 --> 26:52.250
‫اینطوری هم نیست

26:52.333 --> 26:55.833
‫من فقط با زن‌هایی بودم که
‫واقعاً ازشون خوشم می‌اومده

26:56.583 --> 26:58.083
‫مگه جز این هم داریم؟

27:00.416 --> 27:03.583
‫اینطوری از فداکاری‌هامون
‫توی میدانِ نبرد تجلیل می‌کنن

27:03.666 --> 27:04.750
‫«تحت تعقیب، زنده یا مُرده»
‫«جایزه: 50 هزار دلار»

27:10.041 --> 27:13.791
‫اگه قراره لیبرال‌ها جلوی اون
‫تخم‌سگ‌های محافظه‌کار سر خم کنن...

27:17.750 --> 27:19.666
‫پس اونا هم میشن هدفِ مشروع‌مون

27:30.791 --> 27:32.625
‫- ببخشید، سرهنگ
‫- بیا داخل

27:50.791 --> 27:52.875
می‌خوای منو بکشی، حرومزاده؟

28:37.541 --> 28:39.333
و اینجا بود که یه جنگ دیگه شروع شد

28:47.083 --> 28:47.916
بفرمایید

28:48.666 --> 28:51.291
افراد سرهنگ آئورلیانو بوئندیا، وی را به‌عنوان

28:51.375 --> 28:55.541
فرمانده نیروهای انقلابی کارائیب
با درجه ژنرال اعلام کردند

28:59.333 --> 29:01.416
اون سمت را قبول کرد
ولی ترفیع درجه را نه

29:01.500 --> 29:04.375
،و گفت تا زمانی که رژیم محافظه‌کار سر پاست

29:04.458 --> 29:06.916
ترفیع را قبول نمی‌کند

30:05.333 --> 30:06.366
سرهنگ

30:12.333 --> 30:14.583
سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

30:22.916 --> 30:24.708
ژنرال خوزه راکل مونکادا

30:28.083 --> 30:30.791
سیاستمدارها همه‌شون
سر و ته یه کرباسن، مونکادا

30:32.083 --> 30:35.750
تنها فرقشون اینه که
آزادی‌خواه‌ها ساعت 5 میرن شکرگذاری

30:35.833 --> 30:38.166
محافظه‌کارها ساعت 8

30:40.625 --> 30:41.658
درسته

30:44.000 --> 30:47.000
بخاطر همینه که این جنگ... هیچ منطقی نداره

30:48.041 --> 30:51.125
بقیه‌ی رهبران آزادی‌خواه
دارن با دولت مذاکره می‌کنن

30:51.791 --> 30:53.666
و دارن به نتیجه می‌رسن، آئورلیانو

30:54.958 --> 30:56.250
اونا خسته‌ان

30:56.750 --> 30:58.166
بیشتر از ده ساله که درگیرن

30:58.791 --> 31:01.333
،ده سال دیگه هم می‌جنگیم
یا هرچقدر که لازم باشه

31:01.416 --> 31:03.250
تا مردم بتونن سرنوشت خودشون رو تعیین کنن

31:04.000 --> 31:06.666
ما از اینکه بقیه برامون تصمیم بگیرن
خسته شدیم

31:06.750 --> 31:08.750
هر دومون می‌دونیم که تو داری می‌جنگی

31:08.833 --> 31:11.458
تا انتقام بلاهایی که
حزب خودت سرت آورده رو بگیری

31:15.500 --> 31:16.458
این هم هست

31:17.458 --> 31:18.541
انکارش نمی‌کنم

31:19.833 --> 31:23.916
رهبران آزادی‌خواه باید دوباره ما رو
به‌عنوان یه ارتش مشروع به رسمیت بشناسن

31:24.583 --> 31:26.583
ما یه مشت یاغی نیستیم

31:26.666 --> 31:29.500
پس دیگه به مردم بی‌گناه حماه نکن، آئورلیانو

31:30.083 --> 31:32.333
اینجوری داری واسه خودت دشمن می‌تراشی

31:34.708 --> 31:36.250
چرا اینجایی، مونکادا؟

31:37.416 --> 31:40.250
فرستادنت بهم رشوه بدی؟ یا تهدیدم کنی؟

31:41.583 --> 31:43.375
هیچ‌کس منو برای هیچ‌کاری نفرستاده

31:44.416 --> 31:47.166
اومدم خداحافظی کنم
چون دارم از این جبهه میرم

31:47.916 --> 31:50.458
منو رئیس مدنی و نظامی ماکوندو کردن

31:56.916 --> 31:58.625
من از مردمت مراقبت می‌کنم

31:59.125 --> 32:00.333
قول میدم

32:01.708 --> 32:04.833
تو یکی از بامعرفت ترین آدم‌هایی هستی
که می‌شناسم، خوزه راکل

32:07.333 --> 32:08.500
...اما جدا از اون

32:12.000 --> 32:13.666
تو هنوزم پیرو محافظه‌کار‌هایی

32:24.500 --> 32:26.000
صبحونه حاضره

32:28.583 --> 32:31.666
!آئورلیانو سگوندو، خوزه آرکادیو سگوندو

32:32.291 --> 32:34.500
دوقلوها اونقدر شبیه و آتیش‌پاره بودن

32:34.583 --> 32:37.500
که حتی خانواده‌شون هم
نمی‌تونستن اونارو از هم تشخیص بدن

32:38.500 --> 32:40.708
صبح بخیر مامان‌بزرگ -
صبح بخیر مامان‌بزرگ -

32:40.791 --> 32:43.541
صبح بخیر
اونجا بشین، آئورلیانو سگوندو

32:45.833 --> 32:46.916
آئورلیانو خوزه

32:48.208 --> 32:49.375
!آئورلیانو خوزه

32:50.208 --> 32:54.208
آئورلیانو خوزه، قدش به پدرش رفته بود و
واسه خودش یه پا مرد بالغی شده بود

32:58.625 --> 32:59.583
بله، مامان‌بزرگ

33:00.333 --> 33:02.291
برو رمدیوس و عمه‌ات آمارانتا رو بیدار کن

33:02.375 --> 33:04.041
غذا داره سرد می‌شه

33:23.541 --> 33:26.916
آئورلیانو خوزه از دیدن سینه‌های زیباش و

33:27.000 --> 33:30.500
نوک قهوه‌ایی‌شون دچار حس عجیبی شد

33:32.750 --> 33:34.250
بهش خیره شده بود و

33:35.166 --> 33:38.250
زیبایی‌هاش رو برانداز می‌کرد

33:39.583 --> 33:42.416
و با فکر کردن بهش
هیجان به دلش میفتاد

34:53.000 --> 34:53.833
عصر بخیر

34:55.375 --> 34:57.625
خانم اورسولا ایگوآران د بوئندیا؟

34:59.500 --> 35:01.583
بله -
اجازه بدین خودم رو معرفی کنم -

35:01.666 --> 35:04.416
من ژنرال خوزه راکل مونکادا هستم.‏
در خدمت شمام.‏

35:05.875 --> 35:06.875
چی می‌خوای؟

35:07.875 --> 35:11.250
من رئیس جدید مدنی و نظامی ماکوندو شدم

35:11.333 --> 35:13.375
اگر شما بتونید این اطراف رو

35:13.458 --> 35:17.250
به من نشون بدین، عالی می‌شه

35:30.541 --> 35:34.000
سربازها خسارات زیادی
به ماکوندو وارد، ژنرال

35:34.083 --> 35:36.041
هم محافظه‌کارها و هم آزادی‌خواه‌ها

35:36.125 --> 35:36.958
در جریانم

35:38.458 --> 35:41.833
وظیفه‌ی من اینه که از این شهر محافظت کنم
بدون توجه به حزبشون

35:41.916 --> 35:43.916
به سرهنگ بوئندیا قول دادم

35:47.916 --> 35:49.333
با پسرم حرف زدی؟

35:50.333 --> 35:51.166
بله

35:51.958 --> 35:53.958
قبل از اینکه بیام اینجا دیدمش

35:55.916 --> 35:57.041
دستگیرش کردن؟

35:57.833 --> 36:00.750
نه، با افراد ارتش رو رهبری می‌کنه

36:03.666 --> 36:04.625
اون دشمن منه

36:05.166 --> 36:06.166
دشمنی که خیلی بهم نزدیکه

36:08.125 --> 36:10.958
اما ما یه دشمن مشترک داریم
که قوی‌تره

36:12.083 --> 36:13.166
بی‌عدالتی

36:13.750 --> 36:17.166
بی‌عدالتی بسته به منافع
تغییر چهره میده، ژنرال

36:17.666 --> 36:19.875
الان حرف‌ها بی‌معنی هستن

36:19.958 --> 36:22.583
درست مثل دوران طاعون بی‌خوابی

36:23.250 --> 36:24.291
خانم اورسولا

36:24.375 --> 36:26.041
من برای پسرتون احترام قائلم

36:26.875 --> 36:29.375
و قصد دارم با همون احترام
با شهرتون برخورد کنم

36:29.458 --> 36:30.958
بهتون قول میدم

36:31.708 --> 36:33.208
امیدوارم همین‌طور باشه، ژنرال

36:35.750 --> 36:38.541
ماکوندو نمی‌تونه بیشتر از این
برای این جنگ کشته بده

36:39.625 --> 36:40.708
عصر خوبی داشته باشید

37:18.666 --> 37:20.666
ترسوندیم -
ببخشید -

37:51.666 --> 37:52.500
آمارانتا؟

37:56.500 --> 37:57.375
شمع‌ها چیشدن؟

37:58.041 --> 38:00.125
دارم میام، الان میارمشون

38:06.000 --> 38:07.791
آروم باش، ما رو ندید

38:09.625 --> 38:10.458
امروز ندید

38:12.125 --> 38:14.125
اما اگه اینجوری ادامه بدیم، به زودی می‌بینه

38:22.916 --> 38:24.416
بفرما مامان

38:25.583 --> 38:27.416
زمانی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

38:27.500 --> 38:30.916
داشت دزدکی از راه‌های باریک زیرزمینی
عبور می‌کرد

38:31.000 --> 38:35.666
ژنرال مونکادا سربازها رو
با پلیس‌های بی‌سلاح عوض می‌کرد

38:35.750 --> 38:37.583
و جَوّی از اعتماد ساخت

38:37.666 --> 38:41.083
که باعث شد از نظر مردم جنگ مثل
کابوسی مزخرف از گذشته‌شون بشه

38:42.041 --> 38:45.833
هیچ‌چیزی بالاتر از جایگاه انسان نیست

38:46.458 --> 38:49.791
برای همین همه مردم ماکوندو
باید حق و حقوق یکسانی داشته باشند

38:50.500 --> 38:52.041
باید فرصت‌های یکسانی داشته باشند

38:53.208 --> 38:55.458
این چیزیه که بنیان‌گذاران این شهر می‌خواستن

38:56.583 --> 39:00.416
...و قدم اول برای رسیدن بهش

39:01.541 --> 39:04.541
تضمین کردن آموزش عمومیه

39:06.416 --> 39:08.083
،بنابراین، از امروز به بعد

39:08.958 --> 39:15.166
این فضا دوباره به هدف اصلی خودش برمی‌گرده

39:28.083 --> 39:31.375
باید اعتراف کنم که
فکر نمی‌کردم سر حرفتون بمونین

39:32.958 --> 39:36.666
یا اینکه من اونقدر زنده باشم تا دوباره
ماکوندو رو مثل زمان خوزه آرکادیو ببینم

39:37.291 --> 39:38.666
اون زمان اینجا چه شکلی بود؟

39:39.750 --> 39:40.791
هیچ حزبی نبود

39:41.708 --> 39:42.666
یا هیچ سربازی

39:45.500 --> 39:47.250
ما نمی‌دونستیم ترس چیه

39:48.791 --> 39:51.958
و مردم خونه‌هاشون رو
به هر رنگی که دلشون می‌خواست رنگ می‌کردن

39:54.041 --> 39:56.875
خوبه که داریم درست پیش می‌ریم

39:57.375 --> 39:58.208
درسته

40:04.250 --> 40:05.833
خبری از آئورلیانو نشد؟

40:09.500 --> 40:10.333
نه

40:13.125 --> 40:15.916
فقط امیدوارم که
قصد داشته باشه سلاح‌هاشو زمین بذاره

40:18.041 --> 40:20.291
مردم به جنگ عادت می‌کنن

40:22.458 --> 40:24.625
و دیگه نمی‌تونن ازش خلاص بشن

41:23.750 --> 41:24.875
من عمه‌اتم

41:24.958 --> 41:26.625
کاری که داریم می‌کنیم وحشتناکه

41:26.708 --> 41:28.708
نه، نیست، خیلی قشنگه

41:39.375 --> 41:40.208
برو بیرون

41:49.250 --> 41:50.833
نمی‌فهمی داری چیکار می‌کنی؟

41:50.916 --> 41:52.250
این گناهه

41:52.333 --> 41:53.791
دست از سرم بردار، لطفا

41:56.666 --> 41:58.333
واقعا این چیزیه که می‌خوای؟

42:00.958 --> 42:03.083
دوباره بهم بگو که برم،‏
و واقعا میرم

42:09.791 --> 42:12.083
ازت می‌خوام تا جایی که می‌تونی از من دور شی

42:15.958 --> 42:18.291
در این صورت
بذار منو بکشن

42:20.125 --> 42:21.708
بهتر از اینه که تو انقدر سرد باشی

44:33.833 --> 44:35.250
پدربزرگت کجاست؟

44:36.458 --> 44:37.625
اون پشته

44:38.250 --> 44:39.916
کل صبح رو اونجوری بوده

44:55.416 --> 44:56.916
همین الان یه نامه گرفتیم

44:57.875 --> 44:59.125
از طرف آئورلیانو

45:17.541 --> 45:19.416
دوباره داره پیش‌بینی می‌کنه

45:37.833 --> 45:39.291
!خدارو شکر

46:11.083 --> 46:16.208
،اورسولا، مامان
مراقب بابا باش

46:16.291 --> 46:21.125
چون قراره بمیره
آئورلیانو

46:27.083 --> 46:29.125
خوزه آرکادیو بوئندیا هنوز هم
قدرتش کم نشده بود

46:30.083 --> 46:33.000
اما در شرایطی نبود که بخواد مقاومت کنه

46:34.041 --> 46:36.875
پیرمرد عظیم‌الجثه‌ی
آفتاب‌دیده و بارون‌چشیده‌ای که

46:38.041 --> 46:39.750
نسبت به همه‌چیز بی‌تفاوت بود

47:10.375 --> 47:11.583
باید ببینی که سرنوشتشون هم

47:12.916 --> 47:15.041
به هم گره خورده

47:19.250 --> 47:20.958
سعی کن یکم بخوابی

47:23.333 --> 47:25.208
این بعداز‌ظهر خیلی قشنگه

47:26.625 --> 47:27.458
خیلی خوبه

48:01.583 --> 48:02.791
صبر کن، عزیزم

48:04.416 --> 48:06.166
من خوابم نمیاد

48:07.166 --> 48:11.541
خوزه آرکادیو بوئندیا خودش رو
با رویای اتاق‌های بی‌انتها تسلی می‌داد

48:12.208 --> 48:14.708
خواب می‌دید که از تخت بیرون می‌ره

48:15.750 --> 48:19.083
در رو باز می‌کنه و
وارد اتاق دیگه‌ایی می‌شه

48:35.666 --> 48:36.708
پسرم

49:11.375 --> 49:12.416
ملکیادس

49:14.125 --> 49:15.250
دوست عزیز و قدیمی من

49:28.041 --> 49:29.458
و اتاق بعدی

49:30.333 --> 49:32.083
سالنی از آینه‌ها بود

49:32.875 --> 49:35.625
تا اینکه در یکی از اون‌ها
یکی از نوادگانش را پیدا کرد

49:36.500 --> 49:38.125
آئورلیانو بابیلونیا

49:38.208 --> 49:40.333
درحال خوندن نوشته‌های ملکیادس

49:40.416 --> 49:42.125
چندین سال بعد

49:43.791 --> 49:46.166
در همون لحظه‌ایی که داشت زندگی می‌کرد

49:51.541 --> 49:52.750
پرودنسیو

50:33.583 --> 50:36.375
بارون ملایمی از گل‌های زرد ریز

50:36.458 --> 50:39.333
تمام شب روی شهر بارید
مثل یه طوفان بی‌صدا

50:49.041 --> 50:51.708
سقف‌ها رو پوشوندن و جلوی درها رو گرفتن

50:56.833 --> 51:00.333
اونقدر گل ریخته بود که مجبور شدن
با بیل خیابون‌ها رو تمیز کنن

51:00.416 --> 51:03.625
که مردم عزادار بتونن رد بشن

52:43.250 --> 52:45.458
،چندین سال بعد از مرگ پدرش

52:46.583 --> 52:47.666
در اول اکتبر

52:48.916 --> 52:50.333
سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

52:50.416 --> 52:53.083
با هزاران مرد مسلح به ماکوندو برگشت

52:54.083 --> 52:57.333
و نگهبان‌ها
دستور گرفتن که تا آخر مقاومت کنن

52:57.416 --> 53:00.708
،خانم‌ها و آقایون
!برگردین به خونه‌هاتون

53:08.416 --> 53:11.083
!از خودتون دفاع کنید
!اونا رسیدن، زود باشین

53:11.166 --> 53:14.500
بریم، برو جلو
!توپو ببر جلو

53:16.583 --> 53:17.416
خیلی خوبه

53:18.666 --> 53:19.625
!خوزه راکل

53:20.500 --> 53:22.041
خوزه راکل، چه اتفاقی افتاده؟

53:22.541 --> 53:23.583
آئورلیانو

53:24.125 --> 53:26.041
اون و ارتشش صبح رسیدن اینجا

53:30.625 --> 53:31.666
چیکار می‌خوای بکنی؟

53:32.333 --> 53:33.416
،اگه بهمون حمله کنن‌

53:33.916 --> 53:34.958
ما هم می‌جنگیم

53:35.458 --> 53:38.166
!مسلسل رو بیار اینجا
اونم ببر جلو

53:39.291 --> 53:42.125
همه‌چی آمادس؟ -
نمی‌دونم کدومتون احمق‌تره -

54:10.666 --> 54:13.458
اورسولا احساس می‌کرد پسرش یه غریبه‌ست

54:15.750 --> 54:18.208
چهره‌اش در هم رفته بود

54:18.916 --> 54:22.583
و این اولین نشونه‌ی مقاومت
در برابر حس آشناپنداری بود

54:28.000 --> 54:28.833
آئورلیانو

54:29.875 --> 54:30.750
مادر

54:34.166 --> 54:35.875
می‌خوای به ماکوندو حمله کنی؟

54:37.083 --> 54:38.333
مسخره‌ست

54:38.958 --> 54:40.291
راه دیگه‌ایی نیست

54:40.833 --> 54:42.791
باید دولت رو سرنگون کنیم

54:43.791 --> 54:45.083
آئورلیانو، وای خدا

54:47.500 --> 54:50.166
ما خیلی وقت بود همچین آرامشی نداشتیم

54:52.208 --> 54:55.166
هیچکس اینجا از سیاست حرف نمی‌زد

54:57.750 --> 54:58.916
این کارو نکن پسرم

55:11.250 --> 55:13.750
به مونکادا گزینه تسلیم شدن رو هم میدم

55:14.500 --> 55:15.916
همین هم زیاده

55:16.666 --> 55:19.125
تو رهبر این یاغی‌هایی

55:19.208 --> 55:22.166
اینکه ماکوندو به کام جنگ
کشیده بشه یا نه، دستِ توئـه!‏

55:22.791 --> 55:25.500
می‌دونی من چند سال منتظر بودم

55:25.583 --> 55:27.916
تا ماکوندو رو پس بگیرم؟

55:31.125 --> 55:32.200
نمی‌دونم

55:36.166 --> 55:37.666
اما چیزی که می‌دونم

55:39.083 --> 55:41.583
اینه که تو هنوزم می‌تونی کار درست رو
انجام بدی

55:53.208 --> 55:56.708
«ما مسلحیم و به پیروزی می‌رسیم»

55:58.750 --> 55:59.750
مرحوم باایمان،‏

56:00.583 --> 56:04.333
خداوند پسر، نجات‌دهنده جهان،‏
بر روح درگذشتگان رحمت کن

56:06.791 --> 56:10.625
خداوند پسر، نجات‌دهنده جهان،‏
بر روح درگذشتگان رحمت کن

56:12.750 --> 56:15.750
تویی که کلید مرگ و جهنم را در دست داری

56:16.750 --> 56:17.916
...ما از تو خواهش می‌کنیم

56:19.541 --> 56:20.708
ای نجات‌دهنده جهان

56:21.375 --> 56:24.166
به ارواح مومنان درگذشته رحم کن

56:27.625 --> 56:30.333
خدای سه‌گانه، خدای یکتا

56:30.416 --> 56:31.833
خدایا، مالک بهشت

56:31.916 --> 56:34.291
به روح درگذشتگان رحم کن

56:35.375 --> 56:38.583
...تویی که کلید مرگ و جهنم را در دست داری

56:40.416 --> 56:41.500
از تو خواهش می‌کنیم

57:01.625 --> 57:04.750
ما ازش فرار نکردیم، خوزه آرکادیو بوئندیا

57:08.791 --> 57:10.833
ما یه ازش هیولا ساختیم

57:10.916 --> 57:13.916
!حمله

57:19.000 --> 57:22.000
‏«بر اساس رمان صد سال تنهایی،‏
اثر گابریل گارسیا مارکز»‏

57:22.524 --> 57:42.524
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
