WEBVTT

00:06.000 --> 00:07.250
« این قسمت شامل محتوای خودآزاری می‌باشد »

00:08.274 --> 00:19.274
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:19.298 --> 00:26.298
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:27.322 --> 00:31.322
‫ترجمه از iredprincess

00:53.583 --> 00:54.666
‫« ژاندارمری »

00:58.500 --> 00:59.875
‫به چه حقی این کار رو کردی؟

01:02.541 --> 01:04.083
‫گفتم به چه حقی؟!

01:05.416 --> 01:08.250
‫از آشنایی با شما خوش‌وقتم.
‫بنده آپولینار موسکوته هستم و...

01:11.375 --> 01:13.333
‫به عنوان آژان این شهر منتصب شدم

01:15.942 --> 01:18.358
ما با نامه به مردم دستور نمی‌دیم

01:18.916 --> 01:22.625
‫مأمور دولت هم نمی‌خوایم،
!چون اینجا دولتی نداریم

01:23.094 --> 01:25.407
‫حواست رو جمع کن، من مسلح‌ام

01:58.053 --> 01:59.720
‫ترجیح میدم زنده دورِت بدم،

02:00.416 --> 02:03.000
‫تا اینکه بخواد دستم به خونِت آلوده بشه

02:41.250 --> 02:45.166
‫« صد سال تنهایی »
‫« فصل اول: قسمت چهارم »

02:48.135 --> 02:51.052
،وقتی اورسولا گسترش خونه رو به عهده گرفت

02:51.866 --> 02:54.824
‫دستور داد یه اتاق مخصوص
‫برای ملکیادس بسازن تا

02:55.376 --> 02:59.802
بتونه ساعت‌ها وقتش رو
صرفِ نوشته‌های عجیب‌غریبش بکنه

03:03.083 --> 03:04.083
‫آرکادیو...

03:07.625 --> 03:08.791
‫سال‌ها بعد...

03:09.349 --> 03:13.149
‫آرکادیو یادش میاد که
‫ملکیادس اون رو وادار کرد به

03:13.174 --> 03:15.889
‫چندین صفحه از نوشته‌های
‫غیرقابل‌فهمش گوش کنه

03:16.500 --> 03:18.500
‫البته که هیچ‌کدومش رو نمی‌فهمید

03:19.541 --> 03:23.416
‫اما همگی پیش‌بینی‌هایی از مرگش بودن

04:42.333 --> 04:45.416
‫« خیابان مسکوت »

04:45.500 --> 04:50.958
‫تصویر رمدیوس درد به جونِ آئورلیانو می‌انداخت

04:52.250 --> 04:55.750
‫جوری که قدم برداشتن براش سخت میشد،

04:56.541 --> 04:58.500
‫عین ریگی توی کفشش

05:01.875 --> 05:02.875
‫برو کنار!

05:18.541 --> 05:21.833
‫ما سعی کردیم با روی خوش حالیش کنیم.
‫اما انگار باید یه درس عبرت بهش بدیم.

05:22.375 --> 05:24.833
‫کافیـه لب تَر کنید،
‫من گوش به فرمان شمام

05:24.916 --> 05:27.125
‫می‌دونید که می‌تونید
‫روی من و پسرم حساب کنید

05:27.208 --> 05:28.333
‫تک‌تک‌مون

05:28.416 --> 05:29.416
‫می‌دونم

05:30.416 --> 05:31.583
‫تنها نیست

05:32.708 --> 05:34.916
‫خبر داریم با خودش سرباز مسلح آورده

05:36.916 --> 05:38.541
‫زن و دخترهاش رو هم آورده

05:40.708 --> 05:41.708
‫موسکوته!

05:42.750 --> 05:44.125
‫بیا بیرون ببینم!

05:51.666 --> 05:53.125
‫چی می‌خوای، بوئندیا؟

05:53.625 --> 05:54.708
‫خوب گوش‌هات رو وا کن

05:55.416 --> 05:59.208
‫حدوداً سی سال پیش،
‫من و این آقایون این شهر رو از صفر ساختیم

05:59.291 --> 06:01.708
‫جاده‌ها رو ساختیم،
‫به خیابون‌ها سر و سامون دادیم،

06:01.791 --> 06:03.208
‫خونه بنا کردیم و

06:04.291 --> 06:07.208
‫توی هیچکدوم‌شون هم دولت دستی نداشت

06:07.875 --> 06:09.666
‫می‌خوایم که همین روند ادامه پیدا کنه

06:11.208 --> 06:14.125
‫اگه می‌خوای اینجا بمونی،
‫باید با شرایط کنار بیای

06:15.791 --> 06:18.916
‫به خاطر این نیست که چهارتا
‫قلچماق دورت رو گرفتن و مراقبت‌ان...

06:20.666 --> 06:23.916
‫بلکه به احترام همسرت و دخترهاتـه

06:30.583 --> 06:32.416
‫البته دوتا شرط داریم

06:33.708 --> 06:36.166
‫یک اینکه هر کس خونه‌اش رو
هر رنگی بخواد می‌زنه و

06:36.250 --> 06:38.481
دو اینکه همین امروز سربازهات رو
‫می‌فرستی پی کارشون

06:41.083 --> 06:43.000
‫اونوقت کی اعمال قانون می‌کنه؟

06:46.875 --> 06:47.875
‫خودمون

06:49.958 --> 06:51.708
‫به قدری اینجا صلح و آرامش حاکمـه که

06:51.791 --> 06:55.375
‫هنوز کسی حتی به خاطر مرگ طبیعی هم فوت نکرده

06:56.833 --> 06:58.791
‫حتی گورستون هم نداریم

07:00.166 --> 07:01.166
‫قول شرف میدی؟

07:03.000 --> 07:04.416
‫به دشمنم قول شرف میدم

07:05.375 --> 07:07.583
‫چون هنوز هم دشمن همدیگه‌ایم

07:13.875 --> 07:17.541
‫« مهمانسرای جیکوب »
‫« تأسیس در سال ۱۸۸۰ »

07:52.291 --> 07:54.375
‫آمپارو، یه پیاز بردار

07:54.458 --> 07:55.458
‫چشم، خانم

08:01.250 --> 08:02.666
‫پوسیده

08:02.750 --> 08:04.041
‫خانم موسکوته

08:05.166 --> 08:07.500
‫من اورسولا ایگوآران‌ام،
‫همسر آقای بوئندیا

08:09.458 --> 08:11.625
‫حتماً از زبون همسرتون
‫درمورد بنده شنیدید

08:12.125 --> 08:14.125
‫همسرهامون شروع بدی با همدیگه داشتن،

08:15.125 --> 08:18.458
‫اما من و شما می‌تونیم
‫جور دیگه پیش بریم، قبول دارید؟

08:21.375 --> 08:24.625
‫خانم اورسولا، شنیدم خونه‌تون
‫زیباترین خونه‌ی این شهره

08:24.708 --> 08:28.208
‫دَرِ خونه‌مون همیشه به روی شما بازه.
‫هر وقت دوست داشتید تشریف بیارید.

08:28.291 --> 08:29.625
‫ممنونم

08:29.708 --> 08:32.291
‫خوشحال شدم از آشنایی‌تون، خانم اورسولا

08:32.375 --> 08:34.291
‫همچنین، خانم موسکوته

08:37.791 --> 08:39.041
‫- بفرمایید
‫- هزینه‌شون رو پرداخت می‌کنم

08:39.125 --> 08:41.708
‫- نیازی نیست، خانم. مهمون من باشید
‫- ممنونم

09:01.625 --> 09:04.541
‫اگه بفهمه از دوربینش استفاده کردم،
سر به تنم نمی‌ذاره

09:05.041 --> 09:08.250
‫خب، بهش بگو
‫دوربین رو فراموش کرده...

09:10.541 --> 09:11.833
‫به خاطر همین دادمش به تو

09:34.375 --> 09:36.250
‫جاودانه شدم

09:39.833 --> 09:40.726
‫« وبا »

09:40.750 --> 09:43.125
‫«شما باید تسلیم سخنان پیچیده و

09:43.208 --> 09:47.000
‫ مُهملِ بی‌عرضه‌ترین
‫دانشجویان کلاس منشی‌گریتان...»

09:48.583 --> 09:49.666
‫بفرمایید تو

09:49.750 --> 09:51.416
‫ممنون از لطف‌تون

09:53.208 --> 09:54.583
‫یه هدیه‌ی ناقابل آوردم خدمت‌تون

09:54.666 --> 09:55.875
‫دست شما درد نکنه

09:55.958 --> 09:59.833
‫هنر دستِ دخترهامـه.
‫از رومیزی‌ها نگم براتون.

09:59.916 --> 10:02.333
‫جز این بود تعجب می‌کردم. ویسیتاسیون؟

10:02.416 --> 10:05.208
‫لطفاً کلوچه و نون برای موسکوته بیار

10:06.000 --> 10:07.000
‫کیـه؟

10:09.916 --> 10:11.791
‫خانم موسکوته و دخترهاشون

10:18.541 --> 10:20.125
‫اینجا اتاق نشیمنـه

10:20.208 --> 10:21.208
‫چقدر قشنگـه

10:22.000 --> 10:24.708
‫اگه بدونید برای درست کردن
‫همچین خونه‌ای چه‌ها که نکشیدیم

10:25.208 --> 10:28.583
‫می‌فهمم. سرپا نگه داشتن خونه کار سختیـه

10:28.666 --> 10:32.541
‫همینطوره. دخترهای گلم، آمارانتا و ربکا

10:32.625 --> 10:33.916
‫- از دیدن‌تون خوشحالم
‫- خوش اومدید

10:34.000 --> 10:34.976
‫از آشنایی باهاتون خوشحال شدم

10:35.000 --> 10:37.125
‫بیاید خونه رو به خانم لئونور و
‫دخترهاشون نشون بدیم

10:37.208 --> 10:38.708
‫- خوش اومدید
‫- ممنون

10:40.500 --> 10:41.916
‫عه، پیانولا!

10:42.000 --> 10:43.625
‫بله، اما کوک نیست

10:47.833 --> 10:49.833
‫« پیترو کرسپی »

10:50.750 --> 10:51.750
‫نمیاید؟

10:53.958 --> 10:56.583
‫الحق که خونه‌ی قشنگی دارید، خانم اورسولا

10:57.083 --> 10:58.083
‫ممنونم

10:59.875 --> 11:01.958
‫خب، اینجا سرسرای بگونیاست

11:11.500 --> 11:13.416
‫اتاق دخترها اون طرفـه

11:16.333 --> 11:17.916
‫اونجا هم آشپزخونه‌ست

11:21.083 --> 11:22.083
‫بفرمایید

11:23.291 --> 11:24.291
‫ممنونم

11:35.291 --> 11:36.833
‫انبار غله‌مون هم اون طرفـه

11:40.041 --> 11:41.041
‫چه قشنگـه

11:41.375 --> 11:42.375
‫شما ساختیدش؟

11:44.916 --> 11:46.500
‫- اینجا هم...
‫- خوشتون اومده؟

11:50.791 --> 11:52.708
‫اون هم آزمایشگاه خوزه آکاردیوئـه

11:53.250 --> 11:54.250
‫بفرما

11:54.833 --> 11:55.833
‫مال شما

11:59.291 --> 12:00.708
‫رمدیوس، بیا بیرون

12:02.125 --> 12:03.125
‫ممنونم

12:13.500 --> 12:14.791
‫اون روز عصر،

12:15.916 --> 12:18.125
‫آئورلیانو به‌قدری تشنه‌ی

12:18.208 --> 12:20.708
‫دیدنش بود که
‫کاسه‌ی صبرش لبریز شد و

12:22.750 --> 12:25.791
‫اون عمارت... تماماً لبریز از عشق شد

12:36.000 --> 12:39.125
‫ربکای نازنینم.
‫تموم فکر و ذکر من تویی.

12:40.333 --> 12:42.125
‫هر لحظه توی خواب و خیالمی

12:53.041 --> 12:55.958
‫رمدیوس توی حال‌ و هوای
‫خواب‌آورِ ساعتِ دوی بعد از ظهر

12:56.541 --> 12:59.333
‫رمدیوس توی رایحه‌ی گل‌های رز

12:59.416 --> 13:03.041
‫پیتروی عزیزم،
‫دیگه زندگی من مثل سابق نیست

13:03.125 --> 13:05.208
‫فقط می‌خوام برگردم ماکوندو

13:05.916 --> 13:09.166
‫رمدیوس، همه جا

13:10.166 --> 13:11.625
‫رمدیوس، تا ابد

13:39.958 --> 13:42.916
‫رمدیوس، همه جا

13:46.541 --> 13:49.375
‫چند روزی میشه که
‫دیگه نامه‌ای ازت به دستم نرسیده

13:49.458 --> 13:50.708
‫یعنی دوباره می‌بینمت؟

13:55.041 --> 13:56.041
‫آمپارو!

13:57.583 --> 13:59.166
‫هنوز خبری از پستچی نشده

15:21.666 --> 15:23.333
‫آئورلیانو. تعریف کن

15:24.875 --> 15:27.208
‫بگو ببینم این دختر کیـه که
‫به این روز انداختت؟

15:27.291 --> 15:28.750
‫به کدوم روز؟

15:29.250 --> 15:30.333
‫به همین روز گوهی

15:37.666 --> 15:41.000
‫آئورلیانو! ساعت نزدیک یازدهـه!

15:50.666 --> 15:54.000
‫ سپس آئورلیانو حافظه‌اش رو از دست داد،

15:55.083 --> 15:57.041
درست مثل زمان طاعون

15:59.166 --> 16:01.958
‫یک سپیده‌دمِ عجیب، ‫به خودش اومد

16:03.166 --> 16:06.166
‫دید توی یه اتاق ناآشناست

16:11.125 --> 16:13.583
‫نمی‌دونست چطوری پاش ‫به اونجا باز شده،

16:14.875 --> 16:16.875
‫اما می‌دونست هدفش چیـه

16:20.666 --> 16:23.666
‫چون از زمان طفولیت،
‫این راز رو توی اعماقِ

16:25.000 --> 16:27.458
‫سینه‌اش مدفون کرده بود

17:12.833 --> 17:13.833
‫کیـه؟

17:18.000 --> 17:19.375
‫خودت رو خالی کن

17:20.416 --> 17:23.208
‫غم و غصه داره نابودت می‌کنه،
‫من هم فضولیم گُل کرده

17:32.125 --> 17:33.333
‫رمدیوس موسکوته

17:47.291 --> 17:49.625
‫قبلش باید از سدّ بابات رد بشی و

17:50.583 --> 17:52.041
‫بعدش هم نوبت به آژان میرسه

18:01.166 --> 18:02.625
‫از تمسخرش،

18:03.208 --> 18:05.958
‫آئورلیانو به چیزی پی بُرد

18:07.250 --> 18:10.541
‫نه تنها دیگه شک و شبهه‌ای
‫درخصوص مردونگیش نداشت

18:12.333 --> 18:16.583
‫بلکه بار سنگین و سختی که ماه‌ها
قلبش به دوش می‌کشید رو رها کرد

18:28.083 --> 18:29.083
‫چی شده؟

18:30.750 --> 18:33.041
‫خواهرت دوباره شروع کرده به خاک خوردن

19:01.833 --> 19:02.833
‫«نازنینم...»

19:09.208 --> 19:10.500
‫«دوست دارم...»

19:10.583 --> 19:11.708
‫من هم دوست دارم

19:29.666 --> 19:30.666
‫اینا چیـه؟

19:33.500 --> 19:35.375
‫این نامه‌ها چطوری اومدن اینجا؟

19:48.333 --> 19:49.333
‫آب آوردم

19:54.041 --> 19:55.125
‫چیکار داری می‌کنی؟

19:58.875 --> 19:59.916
‫اون ایتالیاییه فرستادتشون

20:02.916 --> 20:04.875
‫«ربکا، دلبر نازنینم»

20:06.750 --> 20:09.541
‫«نمی‌دونم کِی میرم یا کِی می‌رسم،

20:09.625 --> 20:13.000
‫حتی نمی‌دونم همه‌ی اینا
‫واقعیـه یا خواب و خیال»

20:14.750 --> 20:18.875
‫ «تموم تصمیماتی که الان می‌گیرم
‫ با تصمیمات سابقم در تضاده»

20:19.958 --> 20:24.208
‫«با وجود تموم معادلاتی که توی ذهنمـه،
‫تصمیم گرفتم بیام ماکوندو و

20:24.291 --> 20:26.541
‫ازت خواستگاری کنم»

20:28.208 --> 20:31.500
‫«توی نامه‌ی بعدی تاریخ دقیق اومدنم رو میگم»

20:59.500 --> 21:02.916
‫درد عشق یکطرفه ‫مثل خوره
به جون آمارانتا هم افتاده بود

21:03.000 --> 21:04.416
‫آمارانتا، در رو باز کن

21:06.208 --> 21:07.541
‫خودش رو توی حموم حبس کرد،

21:08.666 --> 21:12.208
‫تا خودش رو از درد و رنج
‫این عشق بی‌ثمر رها کنه

21:20.166 --> 21:21.833
‫آمارانتا، چیزی شده؟

21:23.291 --> 21:25.291
‫آمارانتا، خواهشاً در رو باز کن

21:44.041 --> 21:45.791
‫برای آمارانتا هم نامه می‌نوشته؟

21:48.833 --> 21:49.833
‫نه

21:50.833 --> 21:52.208
‫آمارانتا براش نامه نوشته...

21:54.208 --> 21:55.625
‫اما براش نفرستاده

21:58.333 --> 22:00.791
‫ای کاش هیچوقت به فکرِ
‫خریدن اون پیانولای وامونده نمیفتادم

22:19.000 --> 22:20.000
‫یکی دیگه

22:25.000 --> 22:26.000
‫اون هم هست

22:29.625 --> 22:30.750
‫چندتان؟

22:31.500 --> 22:32.500
‫بیشتر از ده‌تا

22:33.833 --> 22:34.833
‫اوناهاش

22:42.000 --> 22:43.000
‫موسکوته

22:44.833 --> 22:45.833
‫بوئندیا

22:48.583 --> 22:49.583
‫یه قراری با هم داشتیم

22:50.125 --> 22:51.250
‫من هم سر قرارم موندم

22:52.166 --> 22:54.916
‫خودت قبول کردی کسی خونه‌اش رو آبی نکنه

22:55.000 --> 22:56.000
‫نه، جناب

22:56.458 --> 22:57.750
‫دقیقاً این جمله رو بهم گفتی:

22:57.833 --> 23:01.083
هر کس خونه‌اش رو»
«هر رنگی بخواد می‌زنه

23:01.166 --> 23:02.142
‫اینا هم دارن همین کار رو می‌کنن

23:02.166 --> 23:04.958
‫یعنی تو دستی توی این ماجرا نداشتی؟

23:05.041 --> 23:07.000
‫دولت رنگ‌ها رو پخش می‌کنه

23:07.083 --> 23:08.166
‫من هم تحویل میدم

23:08.750 --> 23:10.041
‫انتخاب با خودشونـه

23:11.250 --> 23:12.250
‫اوغور بخیر

23:17.833 --> 23:19.333
‫بدبختی تا کجا آخه؟

23:19.875 --> 23:20.875
‫جریان چیـه؟

23:22.250 --> 23:23.250
‫موسکوته

23:24.541 --> 23:26.625
‫خیال کرده می‌تونه به ریش‌مون بخنده

23:32.333 --> 23:33.333
‫چی شده؟

23:34.625 --> 23:35.833
‫پسرم، اتفاقی افتاده؟

23:40.291 --> 23:41.291
‫عاشق شدم

23:43.750 --> 23:45.208
‫تو هم عاشق کرسپی شدی؟

23:46.083 --> 23:47.083
‫معلومـه که نه

23:53.583 --> 23:55.000
‫عاشق رمدیوس موسکوته شدم

24:04.291 --> 24:06.750
‫عاشق دختر دشمن من شدی؟

24:09.875 --> 24:11.041
‫عشق عینهو مَرَضـه

24:14.291 --> 24:15.291
‫بیا

24:16.333 --> 24:17.333
‫بیا اینجا

24:23.250 --> 24:24.666
‫اون هم دوستت داره؟

24:25.625 --> 24:26.625
‫نمی‌دونم

24:27.291 --> 24:28.458
‫چیزی بهش نگفتم

24:29.416 --> 24:31.666
‫پس بیخیال این هوس زودگذر شو، پسرم

24:32.583 --> 24:33.958
‫هوس زودگذر نیست

24:34.541 --> 24:37.125
‫واقعاً دلم رو بُرده و می‌خوام زنم شه

24:37.208 --> 24:39.708
‫دخترهاش حرف ندارن، خوزه آرکادیو

24:39.791 --> 24:41.916
‫با پدرشون مشکل داری، نه دخترها

24:42.000 --> 24:44.916
‫اجازه نمیدم آپولینار موسکوته
‫بشه جزوی از خونواده‌ی من

24:51.416 --> 24:52.791
‫وجود این خونواده

24:53.875 --> 24:57.250
‫صدقه سر اینـه که تو و مامان جرأت داشتید
‫تو روی پدر و مادر خودتون بایستید

24:59.083 --> 25:04.500
‫چطور می‌تونی خرافات احمقانه‌ی پدربزرگ و
‫مادربزرگت رو با خطری که

25:04.583 --> 25:07.458
‫موسکوته برای ماکوندو داره مقایسه کنی؟

25:07.541 --> 25:08.541
‫کافیـه!

25:13.125 --> 25:14.708
‫من میرم خواستگاریش

25:18.708 --> 25:20.416
‫چه پشتم باشی یا که نباشی

25:24.083 --> 25:25.333
‫خوزه آرکادیو بوئندیا...

25:28.125 --> 25:29.416
‫داغ یه پسر که دیدی

25:30.875 --> 25:32.583
‫می‌خوای دومیش رو هم از دست بدی؟

25:42.791 --> 25:46.125
‫اگه بنا به این باشه که بذاریم
‫آئورلیانو با دختر موسکوته ازدواج کنه،

25:46.916 --> 25:49.416
‫پس می‌ذاریم ربکا هم زنِ کرسپی بشه

26:04.291 --> 26:07.958
‫این خبر که به گوش ربکا رسید،
‫حالش بهتر شد و

26:09.708 --> 26:11.916
‫درمورد این خبر خوش
‫برای نامزدش نامه نوشت و

26:12.000 --> 26:14.458
‫بهش گفت که پدر و مادرش رضایت دادن

26:15.958 --> 26:19.750
‫آمارانتا وانمود کرد که
‫با این اتفاق کنار اومده

27:43.166 --> 27:46.541
‫خب، آئورلیانو،
‫با کدوم دخترم می‌خوای ازدواج کنی؟

27:52.708 --> 27:53.708
‫رمدیوس

27:58.041 --> 27:59.416
‫منظورت آمپاروئـه؟

28:01.875 --> 28:02.875
‫نه، جناب

28:03.750 --> 28:04.791
‫رمدیوس

28:07.083 --> 28:10.125
‫دولوروس، بی‌زحمت برو رمدیوس رو بیار

28:18.500 --> 28:19.500
‫مشکلی هست؟

28:20.291 --> 28:22.125
‫من شیش‌تا دختر دم بخت دارم

28:22.208 --> 28:25.583
‫بعد آئورلیانو چشمش دنبال اونیـه که
‫هنوز ‫دهنش بوی شیر میده

28:25.666 --> 28:26.666
‫چی؟

28:28.916 --> 28:29.916
‫چی شده؟

28:31.541 --> 28:32.625
‫برید بیرون

28:35.208 --> 28:36.208
‫با همتونم!

28:36.958 --> 28:37.958
‫یالا!

28:41.958 --> 28:43.250
‫بسپارش به من

28:44.208 --> 28:46.875
‫خانم اورسولا، امکانش هست
‫با هم صحبت کنیم؟

28:47.424 --> 28:48.424
‫خصوصی

28:51.448 --> 28:58.448
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

29:01.041 --> 29:02.208
‫ما اصلاً روحمون هم خبر نداشت

29:03.750 --> 29:06.125
‫- چی از این بهتر که فامیل بشیم؟
‫- آره

29:06.208 --> 29:08.916
‫- اما رمدیوس هنوز به بلوغ نرسیده
‫- مشخصـه

29:09.916 --> 29:12.458
‫اگه می‌دونستیم دست روی
‫کدوم دخترتون گذاشته که

29:12.541 --> 29:14.022
‫اصلاً پامون رو هم اینجا نمی‌ذاشتیم

29:26.791 --> 29:29.333
‫قبول می‌کنیم رمدیوس همسر آئورلیانو بشه،

29:29.416 --> 29:33.124
‫اما باید صبر کنیم تا
‫به سن باروری برسه

29:35.291 --> 29:36.500
‫به یه شرط

29:37.750 --> 29:38.750
‫چی؟

29:39.666 --> 29:42.083
‫باید عروسی رو توی کلیسا برگزار کنیم

29:44.041 --> 29:46.166
‫از همون روز اول،
‫اینجا رو از دین سَوا کردیم

29:46.750 --> 29:50.375
‫نمی‌تونم پیوندی رو بپذیرم که
‫زیر سایه‌ی خداوند اتفاق نیفتاده

29:51.250 --> 29:54.333
‫اگه خواسته‌تون اینـه که
‫توی کلیسا عروسی کنیم،

29:55.500 --> 29:56.666
‫من قبول می‌کنم

30:15.041 --> 30:17.750
‫ملکیادس، باید باهات مشورت کنم

30:19.708 --> 30:25.250
‫این آژان احمق می‌خواد
‫توی ماکوندو کلیسا بنا کنه

30:32.750 --> 30:34.458
‫کِی کشیش جماعت به دردمون خورده؟

30:35.208 --> 30:36.208
‫کِی؟

30:41.208 --> 30:42.208
‫ملکیادس؟

31:04.250 --> 31:05.250
‫کولی؟

31:06.875 --> 31:08.375
‫چند روزی میشه که این وضعیـه

31:10.166 --> 31:11.250
‫از کِی؟

31:12.000 --> 31:13.541
‫از وقتی‌ که کتابش رو تموم کرد

31:18.666 --> 31:19.958
‫هر وقت مُردم...

31:22.958 --> 31:25.583
‫سه روز متوالی جیوه بسوزون

31:27.958 --> 31:29.625
‫دوست من، منظورت چیـه؟

31:49.625 --> 31:53.208
‫فردا ببرش رودخونه، کمکش کن
‫درست و حسابی حموم کنه

31:55.166 --> 31:56.541
‫آب حالش رو بهتر می‌کنه

32:35.541 --> 32:36.541
‫ملکیادس؟

32:40.750 --> 32:41.750
‫ملکیادس؟

32:46.291 --> 32:47.291
‫ملکیادس!

33:10.708 --> 33:13.333
‫- ملکیادس!
‫- ملکیادس!

33:28.750 --> 33:31.291
‫هیچوقت به خاطر این کوتاهیت ازت نمی‌گذرم

34:03.916 --> 34:05.416
‫پیداش کردیم!

34:05.500 --> 34:06.500
‫این طرف!

34:27.291 --> 34:29.208
‫کمک کنید تا آزمایشگاه ببریمش

34:29.916 --> 34:32.208
‫منتظر چی هستید؟ دست بجنبونید!

34:58.625 --> 35:02.541
‫جناب خوزه آرکادیو،
‫به عنوان آژان این شهر،

35:02.625 --> 35:05.875
‫وظیفه دارم بهتون اطلاع بدم که
‫دفن نکردن یک شخص غرق‌شده

35:05.958 --> 35:07.250
‫برای سلامت عمومی خطرناکـه

35:07.333 --> 35:08.916
‫ملکیادس نمُرده!

35:10.166 --> 35:11.166
‫جاودانه‌ست

35:12.666 --> 35:15.666
‫پرده از فرمولی برداشته که ‫می‌تونه احیاش کنه

35:26.375 --> 35:27.500
‫یک، دو، سه!

35:29.750 --> 35:31.166
‫آرکادیو، کوره

35:32.208 --> 35:33.458
‫جیوه!

36:23.333 --> 36:24.333
‫خوزه آرکادیو...

36:28.750 --> 36:30.041
‫خوزه آرکادیو، تمومش کن

36:31.666 --> 36:32.666
‫خواهش می‌کنم

36:33.708 --> 36:36.208
‫وقتش رسیده که ملکیادس در آرامش بخوابـه

36:59.791 --> 37:03.833
‫زمان از حرکت باز ایستاد و
‫جاودانگی از سَر گرفت

37:05.000 --> 37:06.458
‫ما همه از آب‌ایم

37:07.708 --> 37:12.833
‫زمان از حرکت باز ایستاد و
‫جاودانگی از سَر گرفت

37:32.416 --> 37:33.916
‫زمان از حرکت باز ایستاد و

37:34.958 --> 37:36.666
‫جاودانگی از سَر گرفت، ملکیادس

39:04.291 --> 39:06.375
‫آرکادیو هرگز نفهمید که

39:07.416 --> 39:10.250
‫زنی که پدیدار شد و
‫برای تسکینش اون رو در آغوش کشید

39:11.458 --> 39:12.958
‫مادر واقعی خودش بود

40:46.750 --> 40:48.000
‫- ربکا
‫- پیترو

40:50.041 --> 40:51.541
‫این هدیه برای توئـه

40:54.250 --> 40:57.625
‫یک، دو، سه

41:00.541 --> 41:01.541
‫بالرینـه

41:11.458 --> 41:12.458
‫دوستش داری؟

41:19.375 --> 41:20.375
‫بفرما

41:25.875 --> 41:26.875
‫عصبانیـه

41:30.291 --> 41:31.291
‫الان برمی‌گردم

41:49.375 --> 41:50.500
‫بانو آمارانتا

41:53.166 --> 41:54.166
‫بله؟

41:54.708 --> 41:55.833
‫امیدوارم حالتون خوب باشه

41:56.541 --> 41:59.750
‫می‌خواستم بهتون بگم با برادرم برونو،
‫داریم یه مغازه‌ی آلات موسیقی

41:59.833 --> 42:01.666
‫دست و پا می‌کنیم

42:04.541 --> 42:05.541
‫خب؟

42:06.041 --> 42:07.666
‫می‌تونم ترتیب آشنایی‌تون رو بدم

42:18.041 --> 42:20.250
‫قسم می‌خورم نذارم
‫با خواهرم عروسی کنی

42:21.583 --> 42:24.583
‫حتی اگه لازم باشه کاری می‌کنم
از روی جنازه‌ی من رد شی

43:17.375 --> 43:19.875
‫آمارانتا پیترو رو تهدید کرده و
گفته خودش رو می‌کُشه

43:23.875 --> 43:26.083
‫گمونم باید ببریمش سفری چیزی

43:29.291 --> 43:32.583
‫شاید اگه چندتا آدم جدید ببینه،
‫قلب شکسته‌اش آروم بگیره

43:40.583 --> 43:42.000
‫نگران توئم

43:44.541 --> 43:46.916
‫نمی‌خوام توی این وضعیت تنهات بذارم

43:48.291 --> 43:49.583
‫نگران من نباش

43:51.166 --> 43:52.416
‫من خوبم

43:53.875 --> 43:55.979
‫اولویت‌مون اینـه که نذاریم
‫مصیبتی دامن‌مون رو بگیره

44:16.708 --> 44:17.708
‫مراقب خودت باش

44:35.958 --> 44:37.458
‫دلت رو صابون نزن، آبجی

44:38.208 --> 44:41.875
‫حتی اگه شده تو رو می‌کُشم که
‫این عروسی سَر نگیره

44:56.958 --> 44:57.958
‫مراقب خودت باش

45:39.708 --> 45:40.708
‫مرگ

45:43.041 --> 45:44.041
‫مرگ؟

45:46.458 --> 45:49.000
‫کارت‌ها رو نباید با اسم‌شون تفسیر کرد

45:51.083 --> 45:52.833
‫خب معنیش چیـه؟

45:52.916 --> 45:53.916
‫خوشبخت میشم؟

45:56.583 --> 45:57.583
‫بله...

45:59.250 --> 46:01.250
‫اما مسیر ناهمواری رو در پیش داری

46:03.458 --> 46:06.083
‫عینهو توفان،
‫زندگیت رو کن‌فیکون می‌کنه

46:08.083 --> 46:10.500
‫نه، ربکا. درست نیست. نه

46:10.583 --> 46:12.125
‫ربکا، ما توی خونه‌ی شماییم

46:12.625 --> 46:14.166
‫نه، ربکا. خواهش می‌کنم

46:14.250 --> 46:15.416
‫ربکا، دختر گلم

46:16.833 --> 46:17.833
‫باباجون

46:17.916 --> 46:19.625
‫عصر بخیر، آقای بوئندیا

46:21.375 --> 46:22.791
‫ملکیادس رو ندیدی؟

46:26.666 --> 46:28.166
‫ببین پیترو چی برام آورده

46:50.291 --> 46:54.333
حیواناتِ مکانیکی شگفت‌انگیز و باارزشی که
پیترو کرسپی آورده بود

46:55.500 --> 46:59.833
سنگینی غم مرگ ملکیادس رو از روی شونه‌های
خوزه آرکادیو بوئندیا کم کردن و

47:01.041 --> 47:04.416
باعث شدن مثل قدیم‌ها به کیمیاگری روی بیاره

47:06.250 --> 47:07.750
‫یجور نقشه‌ست...

47:08.333 --> 47:10.333
،آئورلیانو، به نوبه‌ی خود

47:10.958 --> 47:14.458
بیخیال کارگاه شده بود و
مشغول آموزش به رمدیوسِ جوان شد

47:17.625 --> 47:20.541
‫تنها کسی که توی خونواده‌ام
‫به سن قانونی رسیده، منم

47:21.166 --> 47:24.333
‫البته بچه‌ی بزرگترم
آپریلِ امسال ۲۱ ساله میشه

47:24.416 --> 47:27.416
‫- همه بچه‌های خودتون‌ان؟
‫- این چه حرفیـه! همشون حلال‌زاده‌ان

47:27.500 --> 47:28.833
‫گرایش سیاسی چطور؟

47:30.208 --> 47:32.583
خوزه آرکادیو بوئندیا تونست که

47:32.666 --> 47:35.708
عروسک رقاص باله رو به
مکانیزم ساعت متصل کنه و

47:36.416 --> 47:38.791
عروسک هم بی‌وقفه و هماهنگ با

47:38.875 --> 47:41.666
موسیقیِ خودش به مدت سه روز رقصید

47:41.750 --> 47:42.750
‫سه روزِ تموم

47:44.833 --> 47:46.666
‫سه روز تمومـه که داره کار می‌کنه

47:47.250 --> 47:49.250
‫می‌دونی یعنی چی؟

47:50.541 --> 47:52.375
این اکتشاف بیشتر از تمومِ پروژه‌های

47:52.458 --> 47:54.875
دیوانه‌وارش هیجان‌زده‌اش کرده بود

47:56.208 --> 48:00.166
،حالا که اورسولا نبود تا حواسش بهش باشه
غرق تخیلات خودش شده بود

48:00.666 --> 48:02.500
‫پوستش شد پوستِ درخت

48:03.375 --> 48:05.041
‫موهاش شدن شاخه و برگ

48:06.125 --> 48:07.125
‫بیچاره آپولو

48:07.750 --> 48:10.708
‫بالأخره آپولو سر عقل اومد و فهمید که
‫دختره هیچوقت عاشقش نمیشه و

48:10.791 --> 48:13.708
‫باهاش ازدواج نمی‌کنه ‫اما
یه قولی به دختره داد

48:13.791 --> 48:16.333
‫که از اون لحظه به بعد،
‫می‌تونه درختش باشه

48:17.625 --> 48:18.708
‫گوش بده، موسکوته

48:19.250 --> 48:23.583
‫اینجا خبری از گرایشات سیاسی نیست.
‫آخه چه نیازی به سرشماری هست؟

48:23.666 --> 48:26.875
‫- ما همه همدیگه رو می‌شناسیم
‫- دستور از سمت دولتـه

48:31.416 --> 48:32.416
‫خوزه آرکادیو؟

48:33.583 --> 48:34.583
‫خوزه آرکادیو؟

48:37.166 --> 48:40.041
‫این فامیل‌تون دیگه
‫داره پاش رو از گلیمش درازتر می‌کنه ها

48:40.833 --> 48:44.166
‫بی‌ادبی نباشه، درستـه که
‫دخترش قراره با آئورلیانو ازدواج کنه

48:44.250 --> 48:46.791
‫اما این دلیل نمیشه که
‫هر کاری می‌خواد بکنه

48:46.875 --> 48:48.750
‫باید جلوش رو بگیری

48:53.416 --> 48:54.583
‫امروز چندشنبه‌ست؟

48:55.166 --> 48:56.250
‫سه‌شنبه. چطور؟

48:59.125 --> 49:00.666
‫من هم همین فکر رو می‌کردم...

49:03.750 --> 49:05.208
‫اما در واقع دوشنبه‌ست

49:39.166 --> 49:43.708
‫نبودِ اورسولا باعث شده بود
‫خونه بزرگ و در عین حال پوچ و خالی بشه

50:11.708 --> 50:12.708
‫پرودنسیو

50:14.375 --> 50:15.625
‫پرودنسیو آگیلار

50:17.416 --> 50:19.166
‫چطور شد که اینقدر ازم دور شدی؟

50:22.916 --> 50:25.500
‫نیاز به یه همدم باعث شد
‫بیام دنبالت بگردم

50:26.500 --> 50:28.333
‫دشمن جانِ دیرینه

50:29.458 --> 50:30.875
‫خیلی لِفتش دادی

50:36.958 --> 50:40.000
شهر ماکوندو با مردگان ناآشنا بود

50:40.083 --> 50:42.750
تا اینکه اولین جنازه در شهر دفن شد

50:43.958 --> 50:44.958
‫ملکیادس

50:45.875 --> 50:47.875
‫باعث شد یه نقطه‌ی سیاه کوچولو...

50:50.708 --> 50:52.175
‫روی نقشه‌ی مرگ حک بشه

51:40.916 --> 51:41.916
‫بابا...

51:46.750 --> 51:47.750
‫مامان...

51:52.125 --> 51:53.125
‫بابا...

51:56.666 --> 51:57.666
‫مامان...

51:58.666 --> 52:00.041
‫عذر می‌خوام، آقای بوئندیا

52:01.250 --> 52:02.833
‫- اوضاع روبراهـه؟
‫- بابا...

52:06.125 --> 52:07.125
‫پرودنسیو...

52:08.791 --> 52:09.791
‫ملکیادس...

52:11.625 --> 52:14.583
‫اون دنیا تک و تنهان

52:31.583 --> 52:32.666
‫امروز چندشنبه‌ست؟

52:33.500 --> 52:34.500
‫پنجشنبه

52:36.208 --> 52:37.708
‫هنوز دوشنبه‌ست

52:39.041 --> 52:41.250
‫ماشین زمان خراب شده و

52:42.916 --> 52:45.291
‫اورسولا و آمارانتا فرسخ‌ها از من دورن

53:17.000 --> 53:18.000
‫بس کن!

53:19.166 --> 53:20.375
‫زمان از حرکت باز ایستاده و

53:20.458 --> 53:22.250
‫جاودانگی از سر گرفته!

53:23.583 --> 53:26.666
‫- کمک!
‫- اما جاودانگی توی تقدیر...

53:36.833 --> 53:39.458
‫مرگ توی سرنوشت‌مونـه!

53:39.541 --> 53:41.416
‫- چه خبره؟!
‫- همسایه‌ها رو خبر کن!

53:41.500 --> 53:44.458
‫- که به طبیعت...
‫- کمک! به دادمون برسید!

53:47.125 --> 53:50.250
‫...به طبیعت برگردیم!

53:50.333 --> 53:51.625
‫آقای بوئندیا!

53:54.625 --> 53:55.708
‫تمومش کن!

54:37.208 --> 54:39.958
‫کافیـه!

54:43.041 --> 54:44.583
‫آروم

56:20.041 --> 56:22.250
‫مرگ توی سرنوشت‌مونـه

56:26.958 --> 56:28.708
‫به طبیعت...

57:17.750 --> 57:19.500
‫جاودانگی از سَر گرفته

57:23.583 --> 57:26.750
‫جاودانگی توی تقدیر انسان‌ها نیست

57:28.500 --> 57:31.541
‫مرگ توی سرنوشت‌مونـه

57:33.625 --> 57:35.875
‫تا به طبیعت برگردیم

57:37.208 --> 57:42.041
تا به خاطراتی تبدیل بشیم که
در قلب انسان‌ها به فراموشی سپرده میشن

57:43.065 --> 58:03.065
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

59:37.708 --> 59:40.125
‫« بر اساس رُمانی نوشته‌ی گابریل گارسیا مارکز »
