WEBVTT

00:05.000 --> 00:16.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:16.024 --> 00:23.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:24.048 --> 00:28.048
‫«ترجمه از «امیرعلی

01:23.041 --> 01:26.958
‫« صد سال تنهایی »
‫« فصل اول: قسمت دوم »

01:56.250 --> 01:57.083
‫خوزه آرکادیو.

02:00.333 --> 02:01.166
‫خوزه آرکادیو.

02:01.916 --> 02:04.416
‫نمی‌دونم داری چی‌کار می‌کنی،
‫ولی باید صحبت کنیم.

02:04.500 --> 02:06.625
‫دارم یه سلاح خورشیدی رو طراحی می‌کنم.

02:09.291 --> 02:10.416
‫چی؟

02:10.500 --> 02:12.458
‫سلاحی که با نور خورشید کار می‌کنه.

02:12.541 --> 02:13.625
‫طراحیش رو ببین.

02:14.875 --> 02:16.708
‫به باروت نیاز نداره، اورسولا.

02:17.208 --> 02:18.791
‫یه ایده‌ی شگفت‌انگیزه.

02:18.875 --> 02:21.500
‫- برای کی شگفت‌انگیزه؟
‫- هر ارتشی.

02:21.583 --> 02:23.583
‫اگه بتونم یه مدل سالم بسازم،

02:24.708 --> 02:26.416
‫می‌تونم به دولت بفروشمش.

02:27.083 --> 02:30.500
‫واقعاً امیدوارم که یه روز
‫بتونی این ایده‌های بزرگی

02:31.583 --> 02:33.000
‫که فقط خودت می‌فهمی رو بفروشی.

02:38.541 --> 02:43.166
‫دهکده‌ی ساده‌ی پارسال
‫به شهری پرتحرک

02:43.250 --> 02:45.750
‫با فروشگاه و مغازه تبدیل شده،

02:45.833 --> 02:49.833
‫که یه روز، اعرابی با لباس‌های سبک و گوشواره به گوش
‫بهش خواهند آمد.

02:49.916 --> 02:51.500
‫- ماتیلدا!
‫- اومدم.

02:53.666 --> 02:54.833
‫- صبح بخیر.
‫- سلام.

02:55.333 --> 02:56.416
‫آماده‌ان.

02:57.333 --> 02:59.708
‫گمونم یه سال دیگه بتونه بپوشه‌شون.

02:59.791 --> 03:02.333
‫ولی به خوزه آرکادیو بگو
‫اینقدر سریع بزرگ نشه.

03:03.625 --> 03:04.458
‫بگیر.

03:08.583 --> 03:10.625
‫بیخیال. لازم نیست.

03:12.791 --> 03:13.666
‫ممنون.

03:14.500 --> 03:16.458
‫برای تو و بچه‌ها آبنبات آوردم.

03:16.541 --> 03:18.291
‫ممنون. بذارشون اونجا.

03:20.500 --> 03:22.291
‫هی، خیلی خوشمزه‌ان.

03:23.000 --> 03:25.625
‫جدی میگم، اورسولا. باید بفروشی‌شون.

03:25.708 --> 03:28.208
‫ماتیلدا، با وجود تمام کارهایی که دارم وقت نمی‌کنم.

03:28.875 --> 03:29.875
‫بهش فکر کن.

03:44.000 --> 03:46.000
‫کولی‌ها مارس برگشتن.

04:24.916 --> 04:25.916
‫جالبه.

04:26.583 --> 04:29.000
‫تو یه مخترع واقعی هستی.

04:31.166 --> 04:33.166
‫فکر کردم دیگه نمی‌بینمت.

04:34.333 --> 04:36.291
‫دنیا جای بزرگیه، خوزه آرکادیو.

04:38.333 --> 04:40.208
‫پیمودنش زمان‌بره.

04:42.000 --> 04:44.000
‫باور کن، بخشی از نقشه‌ام

04:45.541 --> 04:46.791
‫این بود که دوباره ببینمت.

04:48.625 --> 04:50.375
‫ولی نشونم بده. یادم بده.

04:53.916 --> 04:56.625
‫اورسولا نمی‌خواد جلوی بچه‌هامون بگم...

04:58.625 --> 05:00.291
‫ولی به این نتیجه رسیدم

05:01.583 --> 05:04.000
‫که دنیا گِرده، مثل یه پرتقال.

05:13.000 --> 05:14.583
‫تو هم فکر می‌کنی دیوونه شدم؟

05:15.166 --> 05:16.958
‫کاملاً برعکس، دوست من.

05:17.750 --> 05:19.833
‫همیشه می‌دونستم که واقعاً باهوشی.

05:22.875 --> 05:24.791
‫واسه‌ی همین برات یه چیزی آوردم.

05:27.083 --> 05:28.791
‫به عنوان نشونه‌ی تحسینش،

05:30.166 --> 05:33.916
‫همون روز ظهر، ملکیداس
‫به خوزه آرکادیو بوئندیا هدیه‌ای داد

05:35.333 --> 05:39.375
‫که تأثیر عمیقی روی آینده‌ی دهکده می‌گذاشت.

05:46.041 --> 05:49.458
‫آئورلیانو! به بابات بگو میرم بازار.

05:57.625 --> 06:00.416
‫- بابا، مامان فرستادم که بگم...
‫- برو بیرون.

06:09.041 --> 06:10.083
‫این‌ها چیه؟

06:10.791 --> 06:12.833
‫این؟ کیمیاگریه.

06:14.500 --> 06:17.333
‫- کیمیاگری؟
‫- قدیمی‌ترین علم تاریخ.

06:18.875 --> 06:23.250
‫می‌خوایم یه آزمایشگاه راه بندازیم
‫که بتونی با عناصر آزمایش کنی.

06:25.000 --> 06:25.875
‫کدوم عناصر؟

06:27.791 --> 06:29.875
‫همون‌هایی که ماده‌ی جهان رو می‌سازن.

06:30.541 --> 06:33.541
‫آمونیاک. سرب. جیوه.

06:34.166 --> 06:35.250
‫سولفور.

06:37.000 --> 06:40.125
‫دوست من، کیمیاگری، هنر استاد شدن در ماده است

06:41.500 --> 06:45.666
‫و تماشایی‌ترین و عالی‌ترین قدرتی
‫که یک انسان می‌تونه داشته باشه.

06:48.000 --> 06:48.875
‫بعد از این،

06:49.750 --> 06:50.958
‫میشه خدا.

06:55.625 --> 06:56.500
‫آئورلیانو!

06:57.541 --> 06:58.833
‫آئورلیانو، بیا اینجا!

06:59.958 --> 07:01.208
‫آئورلیانو، بیا اینجا!

07:12.875 --> 07:16.208
‫در حالی که خوزه آرکادیو بوئندیا
‫خودش رو وقف کیمیاگری کرده بود،

07:17.666 --> 07:21.416
‫اورسولا یه کسب و کار آبنبات‌فروشی فوق‌العاده راه انداخت.

07:22.541 --> 07:26.500
‫روزی دو بار فروخته می‌شدن،
‫به روی چوب بالسا.

07:42.750 --> 07:45.166
‫- تابلوی طعم رو بذار.
‫- آبنبات!

07:48.583 --> 07:50.375
‫هی. خوزه آرکادیو کجاست؟

08:00.083 --> 08:05.416
‫افرادی که از زمان تأسیس ماکوندو
‫خوزه آرکادیو بوئندیا رو می‌شناختن

08:06.000 --> 08:10.125
‫شگفت‌زده شده بودن
‫که به خاطر نفوذ ملکیداس، چقدر تغییر کرده.

08:11.416 --> 08:15.083
‫هر کیمیاگری تلاش می‌کنه
‫تا رازهای ماده رو کشف کنه،

08:15.166 --> 08:17.541
‫و بزرگ‌ترین مدرک از این راز...

08:19.416 --> 08:20.541
‫تبدیل

08:22.166 --> 08:23.708
‫فلزات اصلی...

08:25.708 --> 08:26.833
‫به طلاست.

08:29.291 --> 08:30.791
‫امکان نداره.

08:31.500 --> 08:34.750
‫اگه اونقدر آسون بود،
‫همه انجامش می‌دادن.

08:34.833 --> 08:36.250
‫امکان داره.

08:36.916 --> 08:38.500
‫برای یه کیمیاگر ممکنه.

08:45.625 --> 08:46.458
‫ببین.

08:49.750 --> 08:51.833
‫کلی مهارت و تمرین نیاز داره،

08:52.333 --> 08:55.625
‫پس توصیه می‌کنم با یه چیز ساده‌تر شروع کنی.

09:00.541 --> 09:02.791
‫«تبدیل فلزات»
‫«دوبرابر کردن طلا»

09:04.083 --> 09:07.291
‫...چون ایده‌ی دوبرابر کردن برام حیرت‌انگیزه.

09:07.375 --> 09:10.000
‫اورسولا، ملکیداس واسه‌ی غذا می‌مونه.

09:12.375 --> 09:15.000
‫هر چی می‌تونی بخور.
‫هر چی داریم، همینه که می‌بینی.

09:15.875 --> 09:18.333
‫لازم نیست، ممنون. باید برم.

09:18.875 --> 09:20.750
‫توی اردوگاه منتظرم هستن.

09:20.833 --> 09:21.666
‫خانم.

09:23.541 --> 09:26.250
‫ملکیداس، امشب شروع می‌کنم...

09:31.375 --> 09:32.541
‫فردا می‌بینمت.

09:33.125 --> 09:34.833
‫متأسفانه ممکن نیست.

09:35.333 --> 09:36.666
‫داریم وسایل‌مون رو جمع می‌کنیم.

09:37.458 --> 09:38.625
‫سپیده‌دم راه می‌افتیم.

09:39.250 --> 09:41.416
‫ولی تازه آزمایشات رو شروع کردیم.

09:41.958 --> 09:45.625
‫می‌دونم، ولی هر چیزی که برای ادامه دادن نیازه رو داری.

09:47.375 --> 09:48.416
‫به من نیاز نداری.

09:51.791 --> 09:52.750
‫ولی نگران نباش،

09:53.333 --> 09:55.125
‫قول میدم بر می‌گردم، دوست من.

10:09.166 --> 10:12.791
‫اگه می‌خوای دوست‌هات رو برای غذا دعوت کنی،
‫اول بپرس غذا براشون داریم یا نه.

10:12.875 --> 10:15.541
‫خودت رو توی اون دفتر زندانی کردی
‫و توی دنیای خودت زندگی می‌کنی.

10:15.625 --> 10:18.125
‫محض اطلاعت،
‫یه آزمایشگاه کیمیاگریه.

10:18.833 --> 10:20.000
‫و می‌دونی چیه...

10:22.333 --> 10:23.541
‫قراره پولدارمون کنه.

10:23.625 --> 10:24.791
‫دیگه وقتشه.

10:25.375 --> 10:27.500
‫ارثیه‌ی بابام داره ته می‌کشه.

10:36.125 --> 10:39.416
‫خوزه آرکادیو بوئندیا،
‫ایده‌های اون کولی رو از سرت بیرون کن.

10:39.500 --> 10:41.125
‫باید شکم خانواده‌مون رو سیر کنیم.

10:53.000 --> 10:55.500
‫خوزه آرکادیو، آئورلیانو. بیاید صبحونه.

10:58.708 --> 11:00.083
‫بچه‌ها رو دیدی؟

11:02.750 --> 11:03.583
‫نه.

11:30.125 --> 11:32.458
‫داره اون طرفی میره!

11:40.375 --> 11:43.000
‫برو اون طرف، آئورلیانو! بدو.

12:41.416 --> 12:43.500
‫پیلار، بچه‌هام رو ندیدی؟

12:46.291 --> 12:48.125
‫صبح زود رفتن و هنوز برنگشتن.

12:49.458 --> 12:51.166
‫حتماً یه جایی این اطرافن.

12:52.208 --> 12:55.416
‫نگران نباش. حالا که اومدی،
‫چطوره برات فال بگیرم؟

13:07.375 --> 13:08.375
‫بپرس.

13:09.291 --> 13:10.583
‫خوزه آرکادیو بوئندیا.

13:12.708 --> 13:13.541
‫بردار.

13:25.625 --> 13:27.583
‫دنیا رو یه جور دیگه می‌بینه.

13:32.583 --> 13:35.041
‫او مردی سرشار از شور و دلبستگی‌هاست.

13:35.125 --> 13:37.833
‫شکرگزار باش که نه خبری از خانم‌ها هست
‫نه بقیه‌ی گناه‌ها،

13:37.916 --> 13:40.166
‫وگرنه همیشه توی می‌خونه‌ی کاتارینو مست بود.

13:42.541 --> 13:45.875
‫قراره حسابی تنبیه بشن.
‫بعداً تمومش می‌کنیم. ممنون.

13:48.000 --> 13:49.416
‫خوزه آرکادیو.

13:49.500 --> 13:50.333
‫آئورلیانو!

13:59.791 --> 14:01.541
‫«تبدیل فلزات»
‫«دوبرابر کردن طلا»

14:14.041 --> 14:16.708
‫پسرها پیداشون شد.
‫عمراً حدس بزنی چی دست‌شونه.

14:18.916 --> 14:20.916
‫بهم بگو که سکه‌ها رو برنداشتی.

14:21.958 --> 14:23.000
‫کجان؟

14:23.583 --> 14:25.583
‫قدم به قدم فرمول رو تکرار کردم.

14:26.166 --> 14:27.416
‫کدوم فرمول؟

14:28.291 --> 14:30.583
‫یه فرایند علمی برای دوبرابر کردن طلا.

14:32.416 --> 14:34.708
‫اون توده به نظرت شبیه طلاست؟

14:35.666 --> 14:37.166
‫شاید بتونم جداش کنم.

14:37.666 --> 14:40.500
‫باید یکم دیگه سولفور استفاده کنم، سرب کمتر.

14:40.583 --> 14:43.250
‫چطور تونستی بدون پرسیدن از من انجامش بدی؟

14:43.333 --> 14:46.041
‫اون سکه‌ها برای کسب و کار آبنباتم بودن.

14:48.541 --> 14:49.458
‫کدوم کسب و کار؟

14:50.791 --> 14:53.083
‫علاوه بر اینکه هیچ کاری
‫برای این خانواده نمی‌کنی،

14:53.166 --> 14:56.000
‫اینقدری پُررو هستی
‫که هر چیز کمی که داریم رو نابود می‌کنی.

14:58.208 --> 15:00.708
‫هر گرم از طلا رو بر می‌گردونم.

15:01.583 --> 15:02.416
‫قول میدم.

15:04.208 --> 15:07.291
‫نه. نمی‌خوام طلا رو برگردونی.

15:08.125 --> 15:10.500
‫می‌خوام به خانواده‌ات رسیدگی کنی،

15:10.583 --> 15:13.250
‫به بچه‌هات، که به امون خدا رها شدن.

15:13.333 --> 15:15.041
‫مثل وحشی‌ها شدن. نگاه‌شون کن.

15:34.333 --> 15:35.250
‫خوزه آرکادیو.

15:36.500 --> 15:37.375
‫آئورلیانو.

15:39.416 --> 15:40.250
‫بیاید اینجا.

15:50.000 --> 15:50.833
‫بیاید داخل.

16:08.333 --> 16:12.291
‫از اون شب به بعد، خوزه آرکادیو بوئندیا
‫بهترین ساعت‌های عمرش رو براشون گذاشت.

16:13.458 --> 16:16.083
‫- سواد بهشون یاد داد.
‫- صبور باشید.

16:16.791 --> 16:19.750
‫- شگفتی‌های دنیا رو توضیح داد...
‫- یکی گرفتم!

16:19.833 --> 16:23.750
‫...محدودیت‌های تخیلات‌شون رو
‫به غایت شگفت‌انگیز رسوند.

16:25.291 --> 16:27.000
‫پسرها اونجوری یاد گرفتن

16:27.083 --> 16:29.750
‫که میشه پیاده از دریای اژه عبور کرد...

16:29.833 --> 16:30.916
‫...در آفریقای جنوبی...

16:31.000 --> 16:34.416
‫...جزیره به جزیره سفر کردن
‫تا به بندر سالونیک برسی.

16:34.500 --> 16:36.833
‫...تنها تفریح‌شون نشستن و فکر کردنه.

16:53.333 --> 16:54.666
‫حتی فکرشم نکن.

16:55.208 --> 16:56.916
‫این‌ها آماده‌ی فروشن.

16:58.125 --> 17:00.083
‫به خوزه آرکادیو میگم آماده بشه.

17:01.541 --> 17:04.250
‫باید به حضورت برسونم که شمردم‌شون
‫اگه یه وقت خواستی شیطونی بکنی.

17:14.541 --> 17:16.958
‫یه روز صبح، اورسولا وارد اتاق شد

17:17.958 --> 17:22.000
‫و با دیدن پسرش که اینقدر برای زندگی
‫مجهز بود که به نظرش غیرعادی می‌اومد،

17:23.083 --> 17:25.958
‫احساس شرم گیج‌کننده‌ای رو تجربه کرد.

17:26.875 --> 17:29.666
‫و وحشت‌های تازه عروسی خودش رو به یاد آورد.

17:31.000 --> 17:32.166
‫این چه قیافه‌ایه؟

17:32.916 --> 17:35.291
‫انگار روح پرودنسیو آگیلار رو دیدی.

17:37.791 --> 17:39.125
‫یه چیز بدتر دیدم.

17:39.208 --> 17:40.833
‫چی می‌تونه از اون بدتر باشه؟

17:42.625 --> 17:43.791
‫خوزه آرکادیو.

17:44.375 --> 17:45.875
‫الان لخت دیدمش.

17:45.958 --> 17:46.875
‫که چی؟

17:48.625 --> 17:49.958
‫عضو تنومندی داره.

17:53.458 --> 17:54.666
‫اورسولا، طبیعیه.

17:54.750 --> 17:57.541
‫داره رشد می‌کنه.
‫همه‌چیز همزمان رشد می‌کنه.

17:57.625 --> 17:59.083
‫طبیعی نیست، پیلار.

18:00.083 --> 18:01.666
‫مثل نقص عضو می‌مونه.

18:01.750 --> 18:03.500
‫از دمِ خوک بدتره.

18:06.666 --> 18:09.166
‫شاید محکومش کردم
‫که تا ابد تنها باشه.

18:09.916 --> 18:11.083
‫کاملاً برعکس.

18:11.666 --> 18:12.708
‫خوشبخت میشه.

18:15.000 --> 18:17.500
‫ولی اگه باعث آرامشت میشه،
‫می‌تونم آینده‌اش رو بخونم.

18:19.333 --> 18:20.166
‫بله لطفاً.

18:27.208 --> 18:28.041
‫بُر بزن.

18:39.708 --> 18:41.875
‫آروم باش، خوزه آرکادیو. درد نداره.

18:42.750 --> 18:43.625
‫سه‌تا بکش.

18:52.041 --> 18:53.083
‫چی میگن؟

18:59.208 --> 19:01.333
‫که تو رام‌نشدنی هستی، مثل تندباد.

19:14.416 --> 19:15.375
‫خدای من.

19:18.166 --> 19:21.875
‫خوزه آرکادیو حس کرد
‫انگار استخوان‌هاش داره با کف پُر میشه.

19:23.166 --> 19:26.958
‫یه ترس سست
‫و علاقه‌ی شدیدی به گریه کردن رو تجربه کرد.

19:31.291 --> 19:32.750
‫خب، کارت‌ها چی گفتن؟

19:33.750 --> 19:36.000
‫به خاطر خانم‌ها یا اولاد زجر نمی‌کشه.

19:40.166 --> 19:41.041
‫قول میدم.

20:20.666 --> 20:23.291
‫در آن شب وحشتناک بی‌خوابی،

20:24.000 --> 20:27.333
‫با اضطرابی بی‌رحمانه دوباره پیلار ترنرا رو می‌خواست.

20:31.875 --> 20:33.416
‫می‌خواست باهاش باشه...

20:37.041 --> 20:39.208
‫که هیچوقت از انبار خارج نشن،

20:39.958 --> 20:41.833
‫و پیلار بگه، «خدای من!»

21:03.291 --> 21:04.375
‫چهارشنبه...

22:43.000 --> 22:45.500
‫پیلار ترنرا بهش اجازه داد بفهمه

22:46.291 --> 22:48.583
‫که چرا مردها از مرگ می‌ترسن.

22:51.208 --> 22:53.500
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر. چه طعم‌هایی داری؟

22:53.583 --> 22:56.750
‫- تمبر هندی، کوروزو، لیمویی و پرتقالی.
‫- پرتقالی و کوروزو، لطفاً.

22:56.833 --> 22:57.791
‫باشه.

22:57.875 --> 22:59.791
‫- عزیزم.
‫- پیلار.

23:00.333 --> 23:01.416
‫کار و کاسبی خوبه؟

23:01.500 --> 23:02.833
‫به زور می‌تونیم خودمون رو برسونیم.

23:04.083 --> 23:05.166
‫پیش بچه‌ها بمون.

23:05.250 --> 23:07.625
‫- میرم از خونه بازم آبنبات بیارم.
‫- حتماً، برو.

23:07.708 --> 23:10.541
‫- لیمویی و کوروزو، لطفاً.
‫- بگیرشون.

23:12.083 --> 23:14.583
‫- یه پرتقالی.
‫- پرتقالی‌ها خوشمزه‌ان.

23:16.500 --> 23:19.458
‫خوزه آرکادیو، آبنبات رو بهم بده.

23:45.125 --> 23:46.208
‫کجا بودی؟

23:52.958 --> 23:55.125
‫شب اولی نیست که جیم زدی.

24:00.166 --> 24:01.625
‫قرار نیست بهم بگی؟

24:06.833 --> 24:07.875
‫با یه زن آشنا شدم.

24:08.916 --> 24:11.958
‫یه زن؟ با یه زن چی‌کار می‌کردی؟

24:12.791 --> 24:14.708
‫در واقع باید گفت، اون با من چی‌کار می‌کرد؟

24:18.541 --> 24:20.791
‫بدنش بوی دود میده...

24:29.250 --> 24:31.583
‫و خنده‌اش کبوترها رو فراری میده.

24:34.458 --> 24:35.666
‫وقتی لمسم می‌کنه،

24:36.333 --> 24:38.958
‫انگار بدنم رو بهتر از خودم می‌شناسه.

24:44.000 --> 24:47.208
‫کاش می‌دونستی زبون چه کارهایی می‌تونه بکنه، آئورلیانو.

24:48.666 --> 24:50.041
‫تعجب می‌کردی.

24:54.791 --> 24:58.875
‫و یه لحظه پیش میاد
‫که از لذت تقریباً دچار فروپاشی میشیم.

25:11.958 --> 25:13.166
‫چه حسی داره؟

25:15.666 --> 25:17.250
‫مثل زمین‌لرزه است.

25:24.125 --> 25:26.583
‫اشعه خورشید در لنز جمع میشه،

25:28.291 --> 25:30.541
‫بعدش هدف شروع به سوختن می‌کنه.

25:42.583 --> 25:44.875
‫با متمرکز کردنش روی فقط یک نقطه،

25:45.541 --> 25:47.625
‫اشعه خورشید می‌تونه هدف رو بسوزونه.

26:10.416 --> 26:12.666
‫- خودشه!
‫- مامان!

26:17.000 --> 26:18.541
‫دیدیش، اورسولا؟

26:18.625 --> 26:19.458
‫موفق شدیم.

26:21.000 --> 26:21.833
‫جواب میده.

26:24.250 --> 26:26.083
‫خیلی سال بعد،

26:26.166 --> 26:28.708
‫قبل از اینکه یه افسر ارتش
‫دستور شلیک رو بده،

26:29.291 --> 26:32.666
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫به یاد اون بعد از ظهر گرم مارس افتاد

26:32.750 --> 26:35.000
‫که پدرش درس آموزشیش رو قطع کرد،

26:35.500 --> 26:38.416
‫و شنید که کولی‌ها به دهکده برگشتن.

26:38.916 --> 26:39.833
‫مالکیداس.

27:09.000 --> 27:11.333
‫بیاید!

27:12.375 --> 27:13.250
‫بیاید جلوتر.

27:14.125 --> 27:18.000
‫آخرین اکتشاف حکیمان ممفیس رو ببینید!

27:20.000 --> 27:23.875
‫شگفتی‌ای که به شاه سلیمان تعلق داشته.

27:28.625 --> 27:29.791
‫سی رئال.

27:39.815 --> 27:46.815
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

28:12.625 --> 28:15.666
‫صندوق یه بخار سردی داشت.

28:16.375 --> 28:19.208
‫داخلش یه بلوک بزرگ و شفاف بود،

28:19.875 --> 28:22.500
‫که سوزن‌های داخلی بی‌نهایتی داشت

28:22.583 --> 28:27.208
‫که توش نور غروب آفتاب به ستاره‌های رنگی شکسته شده بود.

28:27.291 --> 28:29.625
‫بزرگ‌ترین الماس دنیا.

28:29.708 --> 28:30.541
‫نه، جناب.

28:31.375 --> 28:32.625
‫اون یخه.

28:40.333 --> 28:42.708
‫این بزرگ‌ترین اختراع دوران ماست.

28:43.875 --> 28:46.041
‫اگه می‌خوای بهش دست بزنی
‫پنج رئال.

29:21.916 --> 29:22.833
‫می‌جوشه.

29:25.208 --> 29:32.208
‫«شگفتی‌های مجلل حکیمان ممفیس»

29:36.500 --> 29:39.916
‫قدرت فرمول سومری رو ببینید،

29:40.541 --> 29:43.541
‫که قرن‌ها مخفی بوده.

29:43.625 --> 29:49.000
‫«اقلیدس نامدار»

29:49.083 --> 29:50.375
‫این شربت

29:51.333 --> 29:52.625
‫شما رو

29:53.583 --> 29:55.000
‫نامرئی می‌کنه.

29:58.666 --> 30:02.083
‫ببخشید قربان. شما مالکیداسِ کیمیاگر رو می‌شناسید؟

30:02.166 --> 30:03.583
‫مالکیداس در کرانه‌های شنی سنگاپور

30:04.708 --> 30:06.500
‫مُرد.

30:10.666 --> 30:13.333
‫امکان نداره.
‫مالکیداس باید...

31:13.416 --> 31:14.583
‫مالکیداس مُرده.

31:41.833 --> 31:45.416
‫بهترین راه ادای احترام
‫اینه که نذارم کیمیاگری از بین بره.

32:11.041 --> 32:11.916
‫خوزه آرکادیو.

32:26.916 --> 32:28.250
‫خوزه آرکادیو...

33:05.333 --> 33:08.166
‫یک پنجشنبه در ماه ژانویه،
‫ساعت دو صبح،

33:08.666 --> 33:09.791
‫آمارانتا به دنیا اومد.

33:11.500 --> 33:14.083
‫اورسولا با دقت معاینه‌اش کرد.

33:15.416 --> 33:17.958
‫مثل سوسمار سبک و خیس بود،

33:19.458 --> 33:21.500
‫ولی تمام اعضای بدنش انسانی بود.

33:34.583 --> 33:37.666
‫- خیلی خوشگله.
‫- بدجوری یه دختر می‌خواستی.

33:38.666 --> 33:41.166
‫هنوز گریه نکرده. دختر خیلی آرومیه.

33:41.250 --> 33:43.791
‫- بله، تبریک میگم.
‫- هی، این کوکی عالیه.

33:43.875 --> 33:45.000
‫مال کارمنه.

33:45.083 --> 33:45.958
‫نون رو امتحان کن.

33:46.625 --> 33:48.458
‫خودم این نون عسلی رو درست کردم.

33:49.375 --> 33:50.666
‫هی، باباش کجاست؟

33:51.916 --> 33:53.500
‫حتماً توی کارگاهه.

33:53.583 --> 33:55.666
‫- می‌خوام بغلش کنم.
‫- به زودی میاد.

33:56.333 --> 33:58.916
‫موفق شدیم! اورسولا!

33:59.000 --> 34:00.291
‫- مامان!
‫- اورسولا!

34:02.041 --> 34:03.208
‫مهمون داریم.

34:03.708 --> 34:05.291
‫شاه کوهستان.

34:05.375 --> 34:07.500
‫آره، چون قرار بود اون بالا بمیره.

34:07.583 --> 34:09.958
‫دوستان من، ماگنیفیکو، خرینلدو.

34:11.250 --> 34:12.833
‫دارید به سکه‌های طلا نگاه می‌کنید.

34:13.875 --> 34:15.958
‫از یک آلیاژ غیرممکن به دست اومده.

34:17.125 --> 34:18.000
‫واقعیه؟

34:18.083 --> 34:18.916
‫آره.

34:19.500 --> 34:21.333
‫نمی‌دونی چقدر خوشحالم می‌کنه.

34:22.416 --> 34:24.000
‫- تبریک میگم.
‫- چندتا بز میشه باهاش خرید؟

34:24.083 --> 34:25.250
‫بیا از کسب و کار حرف بزنیم.

34:26.666 --> 34:28.416
‫پسرم، نظرت چیه؟

34:28.916 --> 34:30.291
‫مثل عن سگ می‌مونه.

34:31.833 --> 34:32.708
‫درست صحبت کن!

34:43.708 --> 34:44.958
‫بیاید جشن بگیریم!

34:45.041 --> 34:46.458
‫- بله.
‫- یه مشروب.

34:47.333 --> 34:49.041
‫- خوشگله.
‫- آره.

34:49.125 --> 34:51.166
‫چه دست کوچولوی قشنگی داری.

34:53.375 --> 34:55.291
‫بیا داخل. برادرهام خونه نیستن.

34:57.416 --> 35:00.958
‫تحقیرم می‌کنه!
‫هنوز مثل یه پسربچه باهام رفتار می‌کنه.

35:03.041 --> 35:05.375
‫اینقدر درگیر این مسائل احمقانه نشو.

35:07.041 --> 35:09.708
‫حاضر نیستم دوباره خودم رو
‫توی اون آزمایشگاه زندانی کنم.

35:12.125 --> 35:13.666
‫زندگی رو به روش خودم می‌گذرونم.

35:17.333 --> 35:18.208
‫آروم باش.

35:25.416 --> 35:28.166
‫خب چرا به بابات نمیگی
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

35:35.583 --> 35:36.541
‫چیزی که می‌خوام

35:37.333 --> 35:38.500
‫با تو بودنه.

35:56.375 --> 35:57.291
‫منم همینطور.

36:22.791 --> 36:25.750
‫«برای اولین بار در آمریکا»
‫«فرش جادویی»

36:27.750 --> 36:28.583
‫ببین!

36:42.250 --> 36:45.666
‫در مقایسه با حسم وقتی باهمیم، هیچی نیست.

36:51.250 --> 36:52.541
‫حالا مرد شدی.

36:58.750 --> 37:00.125
‫قراره پسردار بشی.

37:18.666 --> 37:22.583
‫«اجراها»

37:37.041 --> 37:37.958
‫چی‌شده؟

37:38.500 --> 37:39.458
‫هیچی.

37:42.666 --> 37:43.583
‫خوزه آرکادیو.

37:45.333 --> 37:46.166
‫بذار بخوابم!

38:06.083 --> 38:09.041
‫خوزه آرکادیو بی‌اشتها شده بود
‫و خوابش نمی‌برد.

38:11.500 --> 38:15.833
‫اینقدر اوضاع خراب بود که،
‫گزیده شده از کینه‌ای شدید نسبت به دنیا،

38:17.458 --> 38:21.333
‫یک شب از تختش بلند شد
‫تا در هیاهوی جشنواره غرق شود

38:22.458 --> 38:24.458
‫و در آنجا کمی آرامش پیدا کنه.

38:31.416 --> 38:35.125
‫بعد از سرگردانی در میان
‫همه‌جور اختراعی،

38:36.166 --> 38:38.291
‫یه دختر کولی خیلی جوون رو دید.

38:39.333 --> 38:42.083
‫قشنگ‌ترین زنی که تا حالا توی زندگیش دیده بود.

38:57.791 --> 39:00.333
‫با اولین ارتباط،

39:01.375 --> 39:05.083
‫استخوان‌های دختر انگار با یه صدای شکستن نامنظم از مفصل در اومدن،

39:05.750 --> 39:07.625
‫مثل صدای یه جعبه دومینو.

39:12.166 --> 39:13.833
‫زود باشید بچه‌ها. بیدار شید.

39:16.916 --> 39:18.125
‫برادرت کجاست؟

39:19.000 --> 39:20.208
‫برنگشته.

39:34.375 --> 39:35.208
‫ماتیلدا.

39:38.625 --> 39:39.875
‫پسرم رو دیدی؟

39:41.833 --> 39:42.833
‫نه.

39:42.916 --> 39:44.750
‫آخرین بار توی خونه‌ی تو دیدمش.

39:44.833 --> 39:46.083
‫بریم از پیلار بپرسیم.

39:53.833 --> 39:54.666
‫پیلار!

39:57.083 --> 39:58.708
‫خوزه آرکادیو رو دیدی؟

40:07.291 --> 40:08.291
‫کاتارینو!

40:12.500 --> 40:15.250
‫- کاتارینو، پسرم رو دیدی؟
‫- پسرت رو؟ نه.

40:15.333 --> 40:17.291
‫دیشب پیش کولی‌ها دیدمش.

40:46.500 --> 40:47.708
‫کولی شده.

40:52.625 --> 40:54.666
‫برو. برو خونه.

40:55.416 --> 40:56.750
‫به بابات بگو.

41:20.041 --> 41:24.875
‫ظرف چند ساعت، خوزه آرکادیو بوئندیا
‫یه گروه از مردهای مجهز رو جمع کرد.

41:42.458 --> 41:46.958
‫بعد از سه روز جستجوی بی‌فایده... برگشتن.

42:46.083 --> 42:47.250
‫تا چند هفته،

42:47.333 --> 42:51.333
‫خوزه آرکادیو بوئندیا
‫از آشگفتی سرشار شده بود.

43:22.250 --> 43:24.500
‫نقره توی رشته‌ها بهتر عمل می‌کنه.

43:26.125 --> 43:26.958
‫خواهی دید.

43:36.833 --> 43:38.125
‫نگران نباش.

43:39.541 --> 43:41.041
‫برادرت بر می‌گرده.

43:43.833 --> 43:44.666
‫زود باش.

43:45.666 --> 43:46.666
‫چکش رو بردار.

43:52.083 --> 43:54.500
‫باید با چکش به نقره شکل بدی.

43:58.041 --> 43:58.875
‫از زیر.

44:39.333 --> 44:41.583
‫زمان چیزها رو در جای خودشون قرار داد.

44:51.208 --> 44:53.333
‫بابا؟

44:54.458 --> 44:55.375
‫سبد!

44:56.666 --> 44:58.833
‫- بابا!
‫- اون خواص ماده است.

44:58.916 --> 45:01.416
‫اگه درکش کنی
‫چیز خارق‌العاده‌ای نیست.

45:06.166 --> 45:07.583
‫در دوران زندانش،

45:08.833 --> 45:11.750
‫خوزه آرکادیو بوئندیا از ته قلبش دعا می‌کرد

45:11.833 --> 45:15.458
‫که معجزه، تبدیل فلزات به طلا نباشه،

45:16.916 --> 45:18.375
‫بلکه بازگشت اورسولا باشه.

45:49.833 --> 45:51.250
‫بابا! نگاهش کن.

46:01.708 --> 46:03.875
‫پنج ماه بعد، اورسولا برگشت.

46:03.958 --> 46:05.916
‫مامانته. برو.

46:06.000 --> 46:08.375
‫از اون سمت باتلاق بزرگ اومد،

46:08.458 --> 46:11.291
‫جایی که شهرهایی داشت
‫که هر ماه نامه می‌گرفتن

46:11.875 --> 46:14.041
‫و با روال زندگی خوب آشنا بودن.

46:23.250 --> 46:24.500
‫خوزه آرکادیو کجاست؟

46:29.208 --> 46:30.916
‫هیچوقت کولی‌ها رو پیدا نکردم.

46:32.708 --> 46:34.458
‫و هیچکس ازش چیزی نمی‌دونست.

46:59.166 --> 47:00.000
‫ببین.

47:02.041 --> 47:03.000
‫خوشگله.

47:14.916 --> 47:16.458
‫این آدم‌ها کی‌ان؟

47:22.083 --> 47:24.750
‫همه‌شون می‌خواستن شگفتی این شهری

47:25.333 --> 47:27.000
‫که وسط باتلاق بزرگه رو ببینن.

47:28.375 --> 47:29.250
‫موفق شدی.

47:30.333 --> 47:33.333
‫مسیرهایی که ماکوندو رو
‫به دنیا متصل می‌کنه رو پیدا کردی.

47:38.500 --> 47:40.958
‫می‌خوام به ویسیتاسیون و کاتائوره معرفیت کنم.

47:42.125 --> 47:44.083
‫توی سفر همراهم بودن.

47:44.791 --> 47:46.291
‫قراره با ما زندگی کنن.

47:51.333 --> 47:52.291
‫خوش اومدین.

47:52.375 --> 47:53.458
‫آقا، حالت چطوره؟

47:57.708 --> 47:58.916
‫حالت چطوره، آقا؟

47:59.000 --> 47:59.958
‫خوش اومدین.

48:12.250 --> 48:13.083
‫مراقب باش.

49:06.958 --> 49:08.333
‫دیگه هیچوقت نرو.

49:10.625 --> 49:11.500
‫تو هم همینطور.

49:21.333 --> 49:22.208
‫پیلار.

49:26.083 --> 49:27.375
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

49:34.333 --> 49:35.458
‫اون بچه‌ی کیه؟

49:37.375 --> 49:38.208
‫بچه‌ی منه.

49:39.833 --> 49:40.791
‫یه پسربچه است.

49:41.416 --> 49:42.708
‫پدرش کیه؟

49:45.958 --> 49:47.083
‫خوزه آرکادیو.

49:48.833 --> 49:50.500
‫اومدم بدمش به شما.

49:51.416 --> 49:52.833
‫حتماً داری شوخی می‌کنی.

49:56.916 --> 49:58.416
‫ما عاشق همدیگه شدیم، اورسولا.

50:00.208 --> 50:01.250
‫امکان نداره.

50:02.875 --> 50:04.000
‫ولی شدیم.

50:04.500 --> 50:05.708
‫آروم باش، آروم باش عزیزم.

50:06.208 --> 50:07.583
‫تو بودی.

50:09.333 --> 50:11.708
‫تو باعث شدی پسرم غیبش بزنه.

50:14.708 --> 50:18.041
‫اگه با جادوگری‌هات گولش زدی
‫و اون بچه رو درست کردی،

50:20.041 --> 50:21.791
‫خودت تنهایی اون حرومزاده رو بزرگ کن.

50:24.500 --> 50:25.333
‫نگاهش کن.

50:26.583 --> 50:27.416
‫نگاهش کن.

50:28.750 --> 50:30.750
‫ببین اورسولا. اون گوشت و خون تو رو داره.

50:39.666 --> 50:41.208
‫قیافه‌ی والدین‌مون رو داره.

50:42.333 --> 50:43.250
‫آروم، آروم...

50:45.291 --> 50:48.125
‫اگه اون یه بوئندیاست، باید پیش خانواده‌اش بزرگ بشه.

50:48.208 --> 50:49.708
‫باشه. اون بچه رو قبول می‌کنم.

50:51.416 --> 50:54.041
‫تا وقتی اون فاحشه
‫دیگه پاش رو توی این خونه نذاره.

50:55.416 --> 50:57.291
‫هیچوقت نمی‌فهمه کی به دنیا آوردتش

50:57.375 --> 51:00.208
‫چون کاری که اون کرده
‫باعث ننگ این خانواده است.

51:03.541 --> 51:05.208
‫شرایط اینه، پیلار.

51:10.000 --> 51:11.416
‫اینجا وضعش بهتره.

51:27.875 --> 51:30.333
‫اسم خوزه آرکادیو روی بچه گذاشته شد،

51:31.541 --> 51:34.333
‫ولی بهش می‌گفتن آرکادیو که باعث گیج شدن نشه.

51:52.708 --> 51:56.416
‫آئورلیانو ساعات پایان‌ناپذیری رو
‫توی آزمایشگاه می‌گذروند،

51:57.416 --> 52:00.916
‫هنر کار با نقره رو
‫با آزمایشات خودش یاد می‌گرفت.

52:07.750 --> 52:10.625
‫بلوغ نرمی صداش رو ازش گرفته بود.

52:11.541 --> 52:13.166
‫اون ساکت و

52:14.291 --> 52:16.208
‫منزوی شد.

52:19.666 --> 52:24.333
‫اما نگاه نافذی که موقع تولد در چشمانش داشت،
‫برگشته بود.

52:35.208 --> 52:36.875
‫بریم بازی!

52:37.541 --> 52:38.500
‫زود باش.

52:39.166 --> 52:40.375
‫برو قایم شو!

52:41.166 --> 52:42.291
‫اون چیه؟

52:43.250 --> 52:44.083
‫بدو!

53:00.250 --> 53:01.083
‫بدو!

53:03.500 --> 53:04.666
‫اون چیه؟

53:06.958 --> 53:08.125
‫- بدو!
‫- بدو!

53:09.750 --> 53:10.583
‫بدو!

53:11.708 --> 53:12.541
‫برو قایم شو.

53:15.083 --> 53:15.916
‫بدو.

53:16.541 --> 53:17.500
‫اون چیه؟

53:21.666 --> 53:23.250
‫آرکادیو، آمارانتا.

53:23.333 --> 53:24.916
‫دیگه وایو حرف نزن.

53:25.458 --> 53:27.125
‫گفتم اسپانیایی صحبت کن.

53:30.000 --> 53:30.958
‫چت شده؟

53:35.041 --> 53:36.125
‫یکی داره میاد.

53:48.750 --> 53:51.166
‫«بر اساس رمان گابریل گارسیا مارکز»

53:52.190 --> 54:12.190
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
