WEBVTT

00:05.200 --> 00:16.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:16.224 --> 00:23.224
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:24.248 --> 00:28.248
‫مــترجم: وحــید فرحناکی

02:16.916 --> 02:18.541
‫سال‌ها بعد...

02:20.416 --> 02:22.583
‫وقتی سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

02:26.958 --> 02:28.958
‫در مقابل جوخه‌ی اعدام قرار گرفت...

02:30.708 --> 02:33.166
‫بعد از ظهر دور دستی را به یاد آورد

02:35.750 --> 02:38.250
‫که پدرش او را برای کشف یخ برده بود

02:40.208 --> 02:44.447
‫«صد سال تنهایی»
‫«قسمت اول: ماکوندو»

03:08.625 --> 03:11.791
‫خوزه آرکادیو بوئندیا
‫و اورسولا ایگوآران دختر عمو- پسر عمو بودن.

03:13.291 --> 03:15.666
‫و با هم تو دهکده‌ی قدیمی بزرگ شده بودن

03:15.750 --> 03:19.958
‫همون جایی که اجدادشون
‫به یکی از بهترین شهرهای منطقه تبدیلش کرده بودن.

03:23.958 --> 03:26.708
‫خوزه آرکادیو بوئندیا،
‫بذار اورسولا یه نفس بکشه.

03:26.791 --> 03:28.208
‫یه کم دیگه صبر کن!

03:28.291 --> 03:30.166
یه‌کم خوش باشین. جشن شماست نا سلامتی

03:30.250 --> 03:32.291
‫- یالا دیگه مرد. بجنب.
‫- بریم!

03:39.833 --> 03:42.250
‫با اینکه همه می‌دونستن ازدواج می‌کنن،

03:42.958 --> 03:47.291
‫وقتی خواستن با هم ازدواج کنن،
‫اقوام سعی کردن جلوشون رو بگیرن.

03:55.458 --> 03:58.166
‫می‌ترسیدن که دو تا آدم سالم از دو نسل

03:58.250 --> 04:00.333
‫که قرن‌ها با هم آمیخته شده بودن

04:00.416 --> 04:03.041
‫ننگ به دنیا آوردن ایگوانا* رو به دوش بکشن

04:03.181 --> 04:08.745
‫( در فرهنگ آمریکای لاتین، ایگوانا یک نماد کهن از چیزهای غیرطبیعی و ناخوشایند محسوب می‌شه)

04:17.000 --> 04:20.625
‫اگه مادر اورسولا با پیشگویی‌های شومش درباره‌ی بچه‌هاشون

04:20.708 --> 04:24.208
‫اونا رو نترسونده بود، خوشبخت می‌شدن.

04:39.208 --> 04:41.166
‫هی! بیا اینجا!

06:20.083 --> 06:21.125
‫این چیه؟

06:26.458 --> 06:27.541
‫مامانم بهم داده.

06:30.958 --> 06:34.458
‫باورم نمیشه هنوزم با این خرافات
‫داره اذیتت می‌کنه

06:35.458 --> 06:37.291
‫یا اینکه تو اصلاً گوش می‌دی.

06:38.166 --> 06:39.911
‫این خرافات نیست.

06:39.935 --> 06:41.868
‫یه چیز وحشتناک بهم گفته.

06:42.291 --> 06:45.166
‫چی می‌تونه وحشتناک‌تر از
‫این چیزی باشه که پوشیدی؟

06:49.208 --> 06:50.500
‫به دنیا آوردن یه هیولا.

06:52.250 --> 06:55.287
‫دخترعمو و پسرعموی مامانم با هم ازدواج کردن
‫و یه بچه‌ی ناقص داشتن.

06:55.333 --> 06:58.291
‫تمام عمرش با خجالت زندگی کرد.

07:00.833 --> 07:01.958
‫چه جور نقصی؟

07:03.166 --> 07:04.416
‫دم خوک داشت.

07:06.041 --> 07:08.791
‫یه روده‌ی پیچ خورده که سرش پر از مو بود،
‫درست عین چوب‌پنبه کِش.

07:12.875 --> 07:14.500
‫چرا باید همچین چیزی رو سر هم کنه؟

07:15.375 --> 07:17.688
‫بهم گفت وقتی با یه ساطور دمش رو قطع کردن

07:17.722 --> 07:19.583
‫خونریزی کرد و مُرد.

07:20.916 --> 07:23.125
‫برام مهم نیست اگه بچه خوک بیاریم

07:24.208 --> 07:25.791
‫همین‌‌که بتونن حرف بزنن کافیه.

07:28.250 --> 07:29.375
‫ولی برای من مهمه.

07:30.625 --> 07:32.208
‫من خوک نمی‌زام!

07:55.541 --> 07:56.833
‫در روز،

07:57.708 --> 07:59.791
‫خوزه از خروس‌های جنگیش مراقبت می‌کرد،

07:59.875 --> 08:01.208
‫و اورسولا گلدوزی می‌کرد.

08:05.958 --> 08:11.041
‫در شب، ساعت‌ها با خشونتی پر از عذاب
‫با هم گلاویز می‌شدن

08:12.208 --> 08:14.875
‫و گویا جایگزینی برای عشق‌بازی بود.

08:55.166 --> 08:59.000
‫خوزه آرکادیو بوئندیا و اورسولا ایگوآران
‫چند ماه اینجوری زندگی کردن.

09:09.416 --> 09:11.166
‫فکر نمی‌کردم بیای.

09:11.958 --> 09:14.125
‫رو خروست شرط بستم. آماده‌ست؟

09:14.208 --> 09:16.666
‫چون آماده‌ست آوردمش، رفیق.

09:18.208 --> 09:19.791
‫مگنیفیکو، مردم چطور شرط بستن؟

09:19.875 --> 09:23.541
‫- خوزه، مثل همیشه بهت ایمان دارن.
‫- آها، بوئندیا!

09:25.250 --> 09:27.871
‫این‌همه صبر کردی تا باهام رو در رو بشی،

09:28.188 --> 09:29.834
‫فقط واسه اینکه امروز شکست بخوری.

09:30.416 --> 09:31.791
‫باورنکردنیه!

09:32.541 --> 09:35.208
‫امیدوارم سوپ مرغ دوست داشته باشی
‫چون کارش تمومه.

09:35.291 --> 09:36.904
‫می‌فهمی چی میگم؟

09:55.333 --> 09:56.500
‫یالا!

09:57.708 --> 09:58.791
‫یالا!

10:03.375 --> 10:05.500
‫نوکش بزن! آفرین!

10:06.125 --> 10:07.708
‫بکشش!

10:07.791 --> 10:09.208
‫نوکش بزن!

10:09.291 --> 10:11.583
‫بکشش! کارش رو بساز!

10:11.666 --> 10:14.416
‫بکشش!

10:15.000 --> 10:18.208
‫نوکش بزن!

10:18.291 --> 10:22.875
‫د یالا، لعنتی! بزنش! کارشو بساز!

10:22.958 --> 10:26.166
‫آفرین! بکشش!

10:27.791 --> 10:29.375
‫پا شو!

10:29.458 --> 10:31.166
‫یالا! پا شو!

10:31.250 --> 10:35.000
‫خروسم!

10:37.958 --> 10:39.083
‫ایولا

10:46.500 --> 10:49.583
‫ببین رفیق، زندگی همینه دیگه.

10:50.791 --> 10:53.250
‫حیوون خوبی داری. تبریک میگم.

10:57.833 --> 10:59.083
‫بیا اینجا خوشگله.

11:00.541 --> 11:01.500
‫هی، بوئندیا!

11:03.416 --> 11:05.125
‫شاید این خروست

11:06.125 --> 11:08.257
‫بتونه یه لطفی در حق زنت بکنه.

11:18.708 --> 11:20.291
‫برو خونه یه سلاح بردار.

11:20.833 --> 11:22.166
‫می‌خوام بکشمت.

11:22.958 --> 11:24.250
‫عصبانیه.

11:25.916 --> 11:27.166
‫عصبانیه.

11:34.583 --> 11:36.000
‫چه مرگته؟

11:39.208 --> 11:41.166
‫- عالی بود.
‫- واقعاً.

11:49.958 --> 11:50.875
‫خوزه آرکادیو.

11:54.208 --> 11:55.208
‫خوزه آرکادیو!

13:21.041 --> 13:23.583
‫اگه ایگوانا به دنیا بیاری،
‫همون ایگوانا رو بزرگ می‌کنیم.

13:24.625 --> 13:27.708
‫ولی دیگه تو این شهر
‫به خاطر ما کسی نمی‌میره.

15:08.208 --> 15:11.291
‫به عنوان مقامات ارشد این شهر،

15:11.375 --> 15:15.666
‫من و شهردار به یه نتیجه رسیدیم.

15:15.750 --> 15:18.833
‫با اینکه مرگ
‫پرودنسیو آگیلار یه تراژدیه،

15:19.416 --> 15:23.083
‫ما به این نتیجه رسیدیم
‫که حاصل یه دوئل شرافتمندانه بوده.

15:24.541 --> 15:29.708
‫بنابراین، جناب خوزه آرکادیو بوئندیا

15:30.375 --> 15:32.208
‫بی‌گناه شناخته شده.

15:32.291 --> 15:33.708
‫- نه!
‫- این عادلانه نیست!

15:33.791 --> 15:34.625
‫افتضاحه!

15:35.333 --> 15:37.583
‫بسه!
‫ یکم نزاکت داشته باشین!

15:52.916 --> 15:55.125
‫آفرین. ممنون.

15:55.875 --> 15:59.166
‫فقط به چند تا نوشیدنی نیاز داری
‫تا همه اینا رو فراموش کنی.

17:11.083 --> 17:12.500
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

17:13.416 --> 17:15.291
‫می‌دونی که خودت خواستی و حقت بود.

17:16.375 --> 17:17.291
‫برو به جهنم.

17:44.333 --> 17:47.708
‫اگه هزار بارم برگردی،
‫هر دفعه می‌کشمت.

17:50.166 --> 17:53.166
‫خوزه آرکادیو بوئندیا
‫جرأت نکرد نیزه‌ش رو پرت کنه،

17:54.625 --> 17:56.583
‫و پرودنسیو آگیلار نرفت.

18:05.166 --> 18:07.208
‫بعد از اون هیچوقت آرامش نداشتن.

18:15.500 --> 18:18.348
‫نگاهِ پر از تنهایی و درماندگیِ پرودنسیو در آن شب،

18:18.368 --> 18:20.458
‫رهاشون نمی‌کرد...

18:27.416 --> 18:30.083
‫دلتنگی عمیقش وقتی
‫حسرت زنده‌ها رو می‌خورد...

18:39.083 --> 18:41.125
‫بی‌قراری و اضطرابش موقع گشتن خونه

18:41.208 --> 18:44.041
‫برای پیدا کردن کمی آب جهت
‫خیس کردن گلوی حصیری‌اش

18:48.875 --> 18:52.708
‫اورسولا وقتی دید مرده در به در دنبال آب،
‫ در قابلمه‌ها رو بر می‌داره

18:52.791 --> 18:55.250
‫دلش چنان به رحم اومد که همه جای خانه کوزه‌های آب گذاشت.

18:57.833 --> 19:00.000
‫چیکار باید بکنم که بری؟

19:27.958 --> 19:29.500
‫اشکال نداره، پرودنسیو.

19:31.083 --> 19:33.916
‫تا جایی که می‌تونیم از
‫این شهر دور می‌شیم،

19:34.458 --> 19:36.000
‫و هیچوقت برنمی‌گردیم.

20:06.000 --> 20:07.166
‫کجا می‌ریم؟

20:14.625 --> 20:17.125
‫اون طرف کوهستان دریاست.

20:21.333 --> 20:22.490
‫مسخره‌ست.

20:22.514 --> 20:24.208
‫هیچکس این مسیر رو نرفته.

20:25.541 --> 20:26.500
‫دقیقاً.

20:28.833 --> 20:30.375
‫یه جایی رو پیدا می‌کنیم

20:31.833 --> 20:34.916
‫که ترس‌های اجدادمون
‫روی دوشمون سنگینی نکنه.

20:36.125 --> 20:38.375
‫جایی که بتونیم با آرامش عاشق هم باشیم...

20:40.583 --> 20:41.916
‫و بچه‌هامون رو بزرگ کنیم.

20:52.958 --> 20:53.833
‫دریا.

20:56.666 --> 20:57.500
‫دریا.

21:14.041 --> 21:14.958
‫ممنون بابا.

21:18.666 --> 21:19.500
‫خداحافظ مامان.

21:22.916 --> 21:23.750
‫اورسولا...

21:26.750 --> 21:28.208
‫هر جا که بری...

21:31.166 --> 21:33.948
‫نمی‌تونی از سرنوشتت فرار کنی.

21:43.250 --> 21:44.666
‫مراقب خودتون باشین.

22:10.166 --> 22:11.500
‫بریم رفیق.

22:36.458 --> 22:39.291
‫اینجوری بود که تصمیم گرفتن
‫از کوه‌ها رد بشن.

22:40.833 --> 22:44.333
‫چند تا از دوست‌های خوزه آرکادیو بوئندیا،
‫جوون‌هایی مثل خودش،

22:45.666 --> 22:47.333
‫هیجان‌زده از این ماجراجویی،

22:48.708 --> 22:51.916
‫با زن و بچه‌هاشون بار و بندیل بستن

22:51.947 --> 22:54.500
‫و راهی جایی شدن
‫که سرزمین موعود هیچ‌کس نبود.

23:29.583 --> 23:30.416
‫خطرناکه

23:31.791 --> 23:34.041
‫مرد حلق‌آویز دنیا رو متفاوت می‌بینه.

23:39.916 --> 23:41.458
‫برات فال گرفته؟

23:41.541 --> 23:42.875
‫مدتیه که می‌گیره.

23:44.375 --> 23:45.208
‫ممنون.

25:45.125 --> 25:46.250
‫با تمام توان زور بزن!

25:46.916 --> 25:48.083
‫یه بار دیگه! زور بزن!

25:48.958 --> 25:51.833
‫محکم! داره میاد!

26:13.625 --> 26:17.708
‫با معده‌ای که از خوردن گوشت میمون
‫و خورشت مار داغون شده بود،

26:19.000 --> 26:20.776
‫اورسولا با کمک پیلار ترنرا

26:20.800 --> 26:23.795
‫یه پسر به دنیا آورد که کاملاً انسان بود.

27:05.083 --> 27:06.291
‫بریم!

27:13.250 --> 27:15.166
‫هی! آروم!

27:15.250 --> 27:17.833
‫آروم باش پسر!

27:20.958 --> 27:21.833
‫بگیرش!

27:38.208 --> 27:39.083
‫یالا گری.

28:25.416 --> 28:28.416
‫نگران نباش، گرینلدو.
‫الان دیگه به دریا نزدیکیم.

28:45.416 --> 28:47.021
‫یه روز صبح،

28:47.045 --> 28:48.958
‫بعد از تقریباً دو سال راه رفتن،

28:49.041 --> 28:53.333
‫اولین انسان‌هایی بودن که شیب غربی
‫رشته کوه رو دیدن.

29:01.250 --> 29:02.583
‫از قله‌ی ابری،

29:02.666 --> 29:06.166
‫پهنه‌ی عظیم آب مرداب بزرگ رو دیدند

29:07.500 --> 29:10.974
‫ که دامنش تا آن سوی جهان کشیده شده بود.

29:14.125 --> 29:16.533
‫ولی هیچوقت دریا رو ندیدن.

29:18.541 --> 29:21.666
‫- دریا کدوم گوریه؟! کجاست؟!
‫- هی! بس کن!

29:21.750 --> 29:22.958
‫گرینلدو، آروم باش!

29:25.916 --> 29:27.916
‫باید اون طرف مرداب بزرگ باشه.

30:19.083 --> 30:20.166
‫هی!

30:20.750 --> 30:22.208
‫وایسا، خواهش می‌کنم!

30:22.916 --> 30:23.750
‫وایسا!

30:36.375 --> 30:37.916
‫داریم دور خودمون می‌چرخیم.

30:39.416 --> 30:41.291
‫به‌خدا اگه بدونه کجاییم.

30:43.333 --> 30:45.416
‫باید از خشکی راهمون رو پیدا کنیم.

30:58.208 --> 30:59.041
‫در بعد از ظهری،

30:59.875 --> 31:03.291
‫بعد از چند ماه سرگردانی در مرداب‌ها،

31:04.763 --> 31:06.313
‫در ساحل رودخانه‌ای اردو زدن

31:06.339 --> 31:09.810
‫که آب زلال آن از روی سنگ‌های صیغلی بزرگی می‌گذشت

31:16.583 --> 31:18.791
‫مرداب بزرگ باید یه جایی تموم بشه.

31:20.750 --> 31:24.125
‫باید راهی پیدا کنیم که از این طرف
‫بریم اون طرف و به دریا برسیم.

31:27.250 --> 31:28.625
‫خوزه آرکادیو بوئندیا،

31:30.375 --> 31:32.375
‫وقتشه از این خیال بیای بیرون.

31:35.458 --> 31:37.416
‫وضع مردمت رو دیدی؟

31:38.440 --> 31:44.440
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:46.625 --> 32:49.083
‫خوزه آرکادیو بوئندیا اون شب خواب دید

32:50.458 --> 32:53.416
‫که یه شهر پر جنب و جوش اونجا بنا شده...

32:55.291 --> 32:57.416
‫با خونه‌هایی که دیوارهای آینه‌ای داشتن.

32:59.250 --> 33:00.916
‫پرسید این چه شهریه،

33:01.750 --> 33:04.833
‫در پاسخ اسمی به اون گفتن
‫که نه تا حالا شنیده بود،

33:06.375 --> 33:08.375
‫نه براش هیچ معنایی نداشت...

33:10.333 --> 33:13.333
‫ولی تو خوابش طنین ماورایی داشت...

33:16.708 --> 33:17.920
‫«ماکوندو»

33:28.500 --> 33:29.333
‫بیا.

33:30.458 --> 33:31.375
‫بیا.

33:47.208 --> 33:48.041
‫گرینلدو...

33:52.666 --> 33:54.625
‫می‌دونم نه دریا رو پیدا کردیم

33:55.416 --> 33:57.291
‫و نه جایی برای زندگی،

33:59.250 --> 34:01.935
‫ولی مسخره‌ست که باز هم بگردیم.

34:05.875 --> 34:08.666
‫هر کی آزاده راه خودش رو انتخاب کنه...

34:10.875 --> 34:12.708
‫ولی ما همین‌جا می‌مونیم.

34:15.166 --> 34:17.500
‫جایی رو که آرزوش رو داشتیم می‌سازیم.

34:18.166 --> 34:19.666
‫خونه‌ی بچه‌هامون رو

34:21.333 --> 34:25.083
‫جایی که هیچکس نتونه برای بقیه تصمیم بگیره.
‫حتی برای مردنشون.

34:30.750 --> 34:31.875
‫و اسم این دهکده رو...

34:34.250 --> 34:35.833
‫ماکوندو می‌ذاریم.

34:45.541 --> 34:48.291
‫خوزه آرکادیو، چرا لختی؟
‫برگرد خونه.

34:49.250 --> 34:53.125
‫ماکوندو یه دهکده با بیست تا خونه بود
‫که از خشت خام و نی ساخته شده بودن،

34:54.250 --> 34:56.500
‫و در ساحل رودخونه‌ای با آب زلال

34:56.583 --> 34:59.708
‫که از بستری پر از سنگ‌های صیقلی می‌گذشت بنا شده بود،

34:59.791 --> 35:03.183
‫سنگ‌هایی سفید و عظیم،
‫ مثل تخم‌های حیوانات ماقبل تاریخ.

35:08.500 --> 35:10.416
‫- سلام بابایی!
‫- پسرم!

35:11.000 --> 35:14.500
‫دنیای اطراف آنها اونقدر جدید بود
‫که خیلی چیزها هنوز اسم نداشتن.

35:15.500 --> 35:18.250
‫برای نام بردن‌شون،
‫باید به سمت‌شون اشاره می‌کردی.

35:18.333 --> 35:19.166
‫خوزه آرکادیو!

35:22.500 --> 35:26.875
‫عزیزم، این کوروزوها رو بده به مامانت
‫تا برات آب میوه درست کنه.

35:26.958 --> 35:27.791
‫ممنون.

35:30.416 --> 35:33.708
‫خوزه آرکادیو بوئندیا
‫خونه‌ها رو جوری چیده بود

35:34.708 --> 35:36.916
‫که از هر خونه‌ای،
‫می‌شد به رودخونه رسید

35:37.000 --> 35:39.083
‫و به طور مساوی آب برداشت.

35:40.791 --> 35:42.958
‫خیابون‌ها رو با چنان عقل سلیمی ساخته بود

35:43.041 --> 35:46.000
‫که هیچ خونه‌ای تو گرمای روز
‫بیشتر از بقیه آفتاب نمی‌گرفت.

35:55.416 --> 35:57.083
‫- سلام مامانی.
‫- باز که لختی؟

35:57.166 --> 35:58.416
‫خجالت نمی‌کشی؟

35:59.458 --> 36:00.541
‫این کوروزوها چیه آوردی؟

36:01.208 --> 36:02.375
‫آب میوه می‌خوای؟

36:02.875 --> 36:04.083
‫باشه. بیا بریم.

36:14.291 --> 36:15.125
‫نگاه کن!

36:17.208 --> 36:18.333
‫چه قشنگه.

36:20.041 --> 36:22.166
‫- کجا قراره زندگی کنه؟
‫- بیا.

36:39.041 --> 36:41.000
‫پرنده کوچولو اینجا زندگی می‌کنه.

36:45.791 --> 36:47.333
‫در سال‌های بعد،

36:48.250 --> 36:51.500
‫خوزه آرکادیو بوئندیا نه تنها خونه خودش رو،
‫بلکه که کل دهکده رو

36:51.583 --> 36:54.291
‫پر از انواع پرنده تروپیال، قناری،

36:55.125 --> 36:56.958
‫سهره و سینه‌سرخ کرد.

37:02.166 --> 37:05.708
‫همهمه‌ی این همه پرنده
‫اونقدر گیج‌کننده شده بود

37:06.833 --> 37:09.125
‫که اورسولا گوش‌هاش رو
‫با موم زنبور می‌بست

37:09.208 --> 37:11.000
‫تا عقلش رو از دست نده.

37:11.083 --> 37:12.291
‫اونو بذار اونجا.

37:15.375 --> 37:16.375
‫اورسولا!

37:22.500 --> 37:23.458
‫یه تخت.

37:29.000 --> 37:30.083
‫راحته.

37:30.875 --> 37:32.125
‫بیا امتحانش کنیم.

37:34.125 --> 37:34.958
‫همین الان؟

38:28.750 --> 38:29.833
‫اون چی بود؟

39:23.333 --> 39:24.625
‫تو کی هستی؟

39:26.000 --> 39:27.333
‫اسمم ملکیادسه.

39:28.750 --> 39:29.958
‫و اینم خانواده‌م هستن.

39:31.291 --> 39:33.125
‫گروه نمایش ما از راه دوری میاد.

39:35.958 --> 39:37.208
‫چطوری ما رو پیدا کردین؟

39:39.333 --> 39:40.208
‫پرنده‌ها.

39:41.166 --> 39:43.666
‫داشتیم از مرداب بزرگ رد می‌شدیم

39:45.250 --> 39:47.166
‫و صدای آوازشون ما رو به اینجا کشوند.

39:48.083 --> 39:49.750
‫از آشناییتون خوشبختم.

39:54.833 --> 39:56.416
‫من خوزه آرکادیو بوئندیا هستم...

39:59.000 --> 40:01.041
‫و اسم این شهر ماکوندوئه.

40:07.375 --> 40:09.307
‫خانم‌ها و آقایون،

40:09.331 --> 40:11.458
‫ما به این سرزمین‌ دوردست،

40:12.250 --> 40:16.080
‫ هشتمین عجایب دانشمندان کیمیاگر مقدونیه رو آوردیم.

40:16.875 --> 40:19.773
‫هر کس که می‌خواد شاهد

40:19.797 --> 40:21.583
‫این اختراع خارق‌العاده باشه،

40:22.166 --> 40:24.152
‫با من بیاد، لطفاً.

40:41.000 --> 40:43.500
‫امروز می‌بینید که همهٔ اشیاء جون دارن.

40:46.875 --> 40:49.333
‫فقط کافیه روحشون رو بیدار کنیم.

41:40.833 --> 41:41.750
‫این جادوئه!

41:43.708 --> 41:44.625
‫نه خانم.

41:45.333 --> 41:46.333
‫این علمه.

41:48.458 --> 41:50.000
‫و اگه می‌خواین بیشتر ببینید،

41:51.041 --> 41:53.250
‫همه‌تون دعوتید به نمایش ما سر بزنید.

42:00.416 --> 42:01.875
‫خوزه آرکادیو بوئندیا،

42:03.125 --> 42:04.541
‫که تخیلات افسارگسیخته‌ش

42:04.625 --> 42:07.750
‫همواره از نبوغ طبیعت،
‫معجزات و جادو فراتر می‌رفت،

42:07.833 --> 42:09.041
‫فکر می‌کرد می‌تونه

42:10.083 --> 42:11.516
‫از این اختراع بی‌مصرف

42:11.540 --> 42:15.441
‫برای استخراج طلا از زمین استفاده کنه.

42:20.291 --> 42:21.500
‫نمی‌ذارم ببریشون.

42:21.583 --> 42:23.583
‫ولی فلزات به این چیزا جذب می‌شن.

42:23.666 --> 42:25.750
‫ما به بزها برای غذا نیاز داریم.

42:25.833 --> 42:27.791
‫نمی‌بینی که ممکنه کلی طلا پیدا کنیم؟

42:27.875 --> 42:30.000
‫طلا تو این شهر به چه دردمون می‌خوره؟

42:30.583 --> 42:33.250
‫عزیزم،
‫ماکوندو همیشه اینجوری نمی‌مونه.

42:33.875 --> 42:35.583
‫باید به آینده فکر کنیم.

43:47.458 --> 43:50.541
‫متأسفانه نمی‌تونم آهن‌رباها رو
‫برای این هدف بهتون بفروشم.

43:52.541 --> 43:54.000
‫حرفت روی کاغذ درسته،

43:55.041 --> 43:58.458
‫ولی در کمال تعجب،
‫فلزات قیمتی جذبشون نمی‌شن.

44:11.708 --> 44:14.083
‫شاید با مقدارهای کم کار نکنه...

44:16.791 --> 44:19.625
‫ولی مطمئنم برای بیرون کشیدن
‫سنگ‌های بزرگ

44:20.166 --> 44:21.841
‫یا گنج‌های کامل کار می‌کنه.

44:22.666 --> 44:24.000
‫می‌تونم پولش رو بدم.

44:24.879 --> 44:27.421
‫نمی‌تونم با وجدان راحت
‫بفروشمشون، باور کنید.

44:28.250 --> 44:29.625
‫سرمایه‌تون از دست می‌ره.

44:34.750 --> 44:36.500
‫بذار خودم امتحانش کنم.

44:37.250 --> 44:38.750
‫چیزی برای از دست دادن نداری.

44:47.250 --> 44:48.083
‫بسیار خب.

44:49.958 --> 44:51.416
‫از شور و شوقت خوشم میاد.

45:00.416 --> 45:02.125
‫گرینلدو، داری چیکار می‌کنی؟

45:02.208 --> 45:04.166
‫قبلاً اینجا رو امتحان کردیم. اونجا رو نگاه کن.

45:04.250 --> 45:06.416
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

45:06.500 --> 45:09.125
‫معلومه دیگه. چون خری.

45:09.208 --> 45:11.625
‫- همونجا وایسا. من می‌گردم.
‫- باشه. برگرد سر کارت.

45:14.791 --> 45:16.666
‫هی! بیاین اینجا!

45:24.375 --> 45:26.000
‫باید یه چیز بزرگ باشه.

45:38.500 --> 45:39.375
‫یه اسکلت.

45:41.333 --> 45:45.916
‫تنها چیزی که بعد از یه هفته تونستیم
‫پیدا کنیم یه اسکلت لعنتیه.

46:59.541 --> 47:01.916
‫اون همه طلایی که می‌خواستی
‫از زمین در بیاری کجاست؟

47:11.333 --> 47:13.333
‫باید بزها رو برگردونی.

47:14.375 --> 47:15.791
‫دیگه مال ما نیستن.

47:18.666 --> 47:21.500
‫اگه تو با اون کولی کلاهبردار
‫حرف نمی‌زنی، من می‌زنم.

47:25.666 --> 47:28.166
‫نمی‌تونیم حیوون‌هامون رو اینجوری بدیم بره.

47:30.333 --> 47:31.250
‫مخصوصاً الان.

47:33.250 --> 47:34.208
‫مخصوصاً الان؟

47:38.541 --> 47:39.500
‫من حامله‌م.

47:44.833 --> 47:46.208
‫خبر فوق‌العاده‌ایه.

47:55.416 --> 47:57.791
‫زنم حتی نمی‌خواد تو خونه باشن.

47:59.458 --> 48:01.416
‫حداقل خودت با چشمای خودت دیدی.

48:02.958 --> 48:04.861
‫تجربه...

48:05.245 --> 48:06.818
‫در زندگی همه‌چیزه.

48:08.083 --> 48:09.961
‫راحت باش بزهات رو ببر.

48:09.985 --> 48:11.333
‫منتظرت هستن.

48:18.000 --> 48:18.916
‫ملکیادس...

48:21.541 --> 48:22.958
‫می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

48:23.958 --> 48:24.791
‫البته.

48:29.500 --> 48:31.875
‫چطوری تو این مرداب‌ها گم نشدین؟

48:31.958 --> 48:33.125
‫خیلی خطرناکن.

48:34.583 --> 48:36.750
‫سفر طولانی و سختی بود،

48:37.333 --> 48:39.750
‫ولی ابزارهامون همیشه راهنمامون بودن.

48:41.458 --> 48:42.500
‫چه ابزارهایی؟

48:46.333 --> 48:47.208
‫یه لحظه.

48:53.958 --> 48:55.405
‫نگاه کن.

48:55.429 --> 48:56.750
‫این یه اسطرلاب هست.

48:57.458 --> 49:00.252
‫قرن‌هاست که انسان‌ها سعی کردن

49:00.276 --> 49:03.291
‫آسمون رو مطالعه کنن تا زمین رو بفهمن.

49:03.375 --> 49:04.250
‫بیا.

49:05.458 --> 49:07.458
‫علم داره فاصله‌ها رو از بین می‌بره.

49:10.541 --> 49:12.666
‫نگاه کن.
‫ این یه قطب‌نماست.

49:13.708 --> 49:14.708
‫و این یه زاویه‌سنج.

49:15.916 --> 49:20.416
‫خیلی زود، انسان می‌تونه تو هر جای دنیا ببینه

49:20.500 --> 49:22.083
‫چه اتفاقی داره می‌افته

49:23.416 --> 49:25.000
‫اونم بدون اینکه از خونه بیرون بره!

49:26.375 --> 49:28.791
‫اینا نقشه‌های پرتغالی هستن.
‫ قدیمی هستن.

49:30.041 --> 49:30.875
‫نگاه کن.

49:33.635 --> 49:36.051
‫این بهت کمک می‌کنه یاد بگیری چطور ازشون استفاده کنی.

49:43.416 --> 49:44.333
‫مال تو.

49:46.666 --> 49:47.875
‫ممنونم، ملکیادس.

49:48.375 --> 49:51.625
‫اون روز،
‫خوزه آرکادیو بوئندیا مطمئن شد

49:52.500 --> 49:55.375
‫که این شروع یه دوستی بزرگه.

50:13.208 --> 50:16.791
‫تمام شب رو
‫به تماشای مسیر ستاره‌ها می‌گذروند.

50:19.666 --> 50:23.250
‫وقتی تو استفاده و کار با ابزارهاش
‫استاد شد،

50:24.083 --> 50:28.166
‫درکی از فضا به دست آورد
‫که بهش اجازه می‌داد تو دریاهای ناشناخته سفر کنه،

50:29.083 --> 50:31.333
‫از سرزمین‌های مسکونی دیدن کنه،

50:32.166 --> 50:34.833
‫و با موجودات شگفت‌انگیز
‫ارتباط برقرار کنه.

50:42.875 --> 50:44.363
‫نمی‌دونم با این نقشه‌ها
‫داری چیکار می‌کنی،

50:44.387 --> 50:46.250
‫ولی برو یه جای دیگه انجامش بده.

50:47.375 --> 50:49.125
‫می‌خوام بفهمم ماکوندو کجاست

50:49.208 --> 50:51.791
‫تا بالاخره بتونم یه راه
‫به سمت تمدن پیدا کنم.

50:52.291 --> 50:53.625
‫من جوابش رو می‌دونم.

50:54.166 --> 50:56.708
‫ماکوندو همین‌جاست،
‫و سر تو تو آسمون‌هاست.

50:58.125 --> 50:59.833
‫خوزه آرکادیو، وقت غذاست!

51:04.250 --> 51:06.791
‫اول دستات رو بشور. کثیفن.

51:07.583 --> 51:08.458
‫بریم.

51:46.875 --> 51:48.208
‫خداحافظ بابا!

51:50.250 --> 51:51.208
‫خداحافظ پسرم!

52:35.958 --> 52:38.375
‫این کشتی باید حدود ۲۰۰ سال قدمت داشته باشه.

53:13.250 --> 53:14.625
‫باید نزدیک باشه.

53:17.458 --> 53:18.875
‫چی باید نزدیک باشه؟

53:19.666 --> 53:20.500
‫دریا!

53:39.041 --> 53:42.208
‫این کشف روح
‫خوزه آرکادیو بوئندیا رو در هم شکست.

53:44.375 --> 53:46.250
‫فکر می‌کرد این حقه‌ی سرنوشتشه

53:46.333 --> 53:48.708
‫که بعد از این همه فداکاری و دنبال دریا گشتن

53:49.208 --> 53:50.791
‫اونو نتونسته بود پیدا کنه

53:51.333 --> 53:54.000
‫و حالا بدون اینکه
‫دنبالش بگرده پیداش کرده.

54:03.875 --> 54:06.708
‫درست قبل از پیدا کردن دریا
‫تسلیم شدیم، اورسولا.

54:06.791 --> 54:08.416
‫ماکوندو دورتادورش آبه.

54:19.000 --> 54:23.208
‫یه سری اندازه‌گیری انجام دادیم،
‫ولی برای تکمیل نقشه باید بازم انجام بدیم.

54:25.166 --> 54:27.625
‫باید یه سفر اکتشافی دیگه بریم.

54:33.125 --> 54:35.000
‫باید با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنیم.

54:35.916 --> 54:38.416
‫نمی‌تونی دوباره بری،
‫خوزه آرکادیو بوئندیا.

54:41.458 --> 54:43.083
‫نمی‌بینی که بهت نیاز داریم؟

55:11.041 --> 55:11.958
‫خوزه آرکادیو.

55:12.791 --> 55:13.666
‫گوش کن.

55:17.625 --> 55:18.666
‫اون چیه؟

55:33.291 --> 55:34.166
‫بیا اینجا.

55:35.833 --> 55:36.750
‫گوش کن.

55:47.625 --> 55:49.541
‫بچه داره تو شکمم گریه می‌کنه.

55:56.458 --> 55:57.833
‫ماتیلدا، کمپرس‌ها رو بیار!

55:57.916 --> 55:59.208
‫- عجله کن!
‫- اومدم!

56:01.083 --> 56:03.458
‫نفس بکش! نفس عمیق بکش!

56:03.541 --> 56:06.291
‫زور نزن. فقط نفس بکش.

56:06.375 --> 56:10.208
‫اورسولا از این یقین به خودش لرزید
‫که این زوزه‌ی عمیق

56:10.291 --> 56:12.916
‫اولین نشونه‌ی دم خوک وحشتناکه.

56:14.875 --> 56:18.083
‫به درگاه خدا التماس کرد
‫که بذاره اون موجود تو رحمش بمیره.

56:20.541 --> 56:21.875
‫تقریباً تمومه.

56:21.958 --> 56:25.375
‫داره میاد!

56:25.458 --> 56:28.860
‫آفرین! یه بار دیگه! همینه!

56:50.250 --> 56:53.708
‫آئورلیانو اولین انسانی بود
‫که در ماکوندو به دنیا اومد.

56:56.815 --> 56:58.666
‫اون با چشم‌های باز به دنیا اومد،

56:59.791 --> 57:02.708
‫و با کنجکاوی بی‌تفاوتی
‫به دنیا نگاه می‌کرد.

57:04.291 --> 57:07.625
‫اورسولا دیگه سنگینی و عمق
‫اون نگاه رو دوباره به یاد نیاورد،

57:08.166 --> 57:09.500
‫تا این‌که سال‌ها بعد

57:10.208 --> 57:13.416
‫در بعد از ظهری، سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫اولین پیشگوییش رو کرد.

57:15.291 --> 57:17.458
‫مامان، قابلمه داره می‌افته.

57:18.875 --> 57:20.458
‫قابلمه که جاش خوبه، آئورلیانو.

57:34.333 --> 57:38.940
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا وقتی تازه داشت
‫از پیش‌بینی‌هاش سر در می‌آورد،

57:41.381 --> 57:43.897
‫فکر می‌کرد که مرگ

57:43.917 --> 57:47.695
‫حتما با نشونه‌ای قطعی، بی‌چون و چرا،

57:47.719 --> 57:50.708
‫و برگشت‌ناپذیر بهش اعلام می‌شه.

57:54.083 --> 57:56.333
‫اما تا لحظاتی قبل از مرگش هم...

57:59.166 --> 58:00.916
‫خبری از هیچ نشونه‌ای نبود.

58:07.259 --> 58:09.676
‫«بر اساس رمان صد سال تنهایی
‫اثر گابریل گارسیا مارکز»

58:10.538 --> 58:30.538
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
