1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:13,510 --> 00:00:15,510
‫داریم می‌آییم، هاروکی!

3
00:00:16,010 --> 00:00:17,140
‫من آماده‌ام!

4
00:00:22,980 --> 00:00:23,970
‫هیمه-چان!

5
00:00:23,970 --> 00:00:24,960
‫هیمه‌کو!

6
00:00:35,950 --> 00:00:37,770
‫آخ!

7
00:00:38,450 --> 00:00:39,950
‫کارت عالی بود، هاروکی!

8
00:00:40,280 --> 00:00:42,480
‫هیمه‌کو، برو به گنِ پیر بگو!

9
00:00:42,480 --> 00:00:43,950
‫ب-باشه!

10
00:00:44,270 --> 00:00:46,640
‫خوشحالم که برای هیمه‌کو اتفاقی نیفتاد.

11
00:00:46,640 --> 00:00:50,340
‫مامان عصبانی می‌شد.
‫«نمی‌تونی بذاری یه دختر کوچولو آسیب ببینه!»

12
00:00:51,210 --> 00:00:53,090
‫ولی برات مهم نیست اگه من آسیب ببینم؟

13
00:00:53,540 --> 00:00:54,970
‫من نگران تو نیستم، هاروکی.

14
00:00:57,270 --> 00:01:00,600
‫می‌دونستم طوری‌ت نمیشه، شریک!

15
00:01:01,380 --> 00:01:04,350
‫شریک، هان؟ فکر کنم پس مشکلی نیست.

16
00:01:10,300 --> 00:01:13,760
‫عجب، داشتم خاطرات قدیمی رو مرور می‌کردم.

17
00:01:33,670 --> 00:01:42,180
‫اوه پسر، چقدر درباره‌ش اشتباه می‌کردم

18
00:02:51,500 --> 00:02:55,460
‫قسمت ۵ «انضباط، دوشیزه جوان»

19
00:02:54,920 --> 00:02:59,420
‫وقتی سبزیجات گل می‌دن یا میوه می‌دن،
‫کم‌کم مواد مغذی‌شون تموم می‌شه.

20
00:02:59,710 --> 00:03:03,300
‫آره. واسه همینه که باید
‫مدام بهشون کود بدیم.

21
00:03:03,300 --> 00:03:05,050
‫سبزیجات دقیقاً مثل آدمان.

22
00:03:05,050 --> 00:03:07,680
‫وقتی بیش از حد انرژی مصرف می‌کنن،
‫از پا در میان.

23
00:03:08,610 --> 00:03:11,310
‫سبزیجات دقیقاً مثل آدمان...

24
00:03:11,310 --> 00:03:12,190
‫باشه!

25
00:03:12,700 --> 00:03:13,750
‫همین کافیه.

26
00:03:13,750 --> 00:03:16,440
‫خیلی ممنون بابت کمکت!

27
00:03:16,440 --> 00:03:17,050
‫آره.

28
00:03:22,500 --> 00:03:23,680
‫چیزی شده؟

29
00:03:23,680 --> 00:03:25,110
‫نه، فقط...

30
00:03:29,540 --> 00:03:30,580
‫میتاکه-سان.

31
00:03:31,270 --> 00:03:32,960
‫اگه قراره تو این گرما
‫فعالیت باشگاهی داشته باشی،

32
00:03:32,960 --> 00:03:36,460
‫شاید بهتر باشه یه فکری
‫به حال لباسات بکنی.

33
00:03:36,460 --> 00:03:40,710
‫در حال حاضر، برای پسرا زیادی
‫حواس‌پرت‌کن هستی.

34
00:03:40,710 --> 00:03:41,840
‫هارو—

35
00:03:42,410 --> 00:03:43,700
‫نیکایدو!

36
00:03:45,840 --> 00:03:48,420
‫شافل، شافل. چرخش! ووروم!

37
00:03:50,020 --> 00:03:51,100
‫منحرف.

38
00:03:51,390 --> 00:03:53,980
‫نه! این‌طور نیست... ببین، فقط داشتم...

39
00:03:54,240 --> 00:03:55,730
‫چشم‌غره.

40
00:03:54,240 --> 00:03:58,230
‫ام، من، خب، ام...

41
00:03:58,230 --> 00:03:59,980
‫چشم‌غره.

42
00:04:00,730 --> 00:04:01,790
‫ببخشید.

43
00:04:01,790 --> 00:04:02,740
‫هوف!

44
00:04:07,220 --> 00:04:08,930
‫چه وضعیه.

45
00:04:15,930 --> 00:04:16,750
‫هوف!

46
00:04:20,930 --> 00:04:22,380
‫خب، برای امروز کافیه.

47
00:04:22,880 --> 00:04:24,430
‫وقتی نکات کلیدی امروز رو مرور می‌کنید،

48
00:04:24,430 --> 00:04:27,890
‫لطفاً اون‌ها رو با برگه
‫چاپ‌شده قبلی مقایسه کنید.

49
00:04:27,890 --> 00:04:29,620
‫برگه چاپ‌شده؟

50
00:04:29,620 --> 00:04:32,150
‫شاید مال قبل از انتقالی‌ام باشه؟

51
00:04:32,890 --> 00:04:36,530
‫ام، خب، نیکایدو-سان؟

52
00:04:39,160 --> 00:04:40,020
‫ممنون!

53
00:04:40,020 --> 00:04:41,480
‫حتماً، می‌تونی از کپی من استفاده کنی،

54
00:04:41,480 --> 00:04:45,150
‫فقط مثل اون دختره قبلی، منحرفونه
‫بهش چشم‌چرونی نکن، باشه؟

55
00:04:46,060 --> 00:04:48,370
‫صبر کن، منحرفونه چی؟

56
00:04:48,370 --> 00:04:52,310
‫هی، کیریشیما، نیکایدو-سان دقیقاً
‫مچت رو موقع چه کاری گرفت؟

57
00:04:52,310 --> 00:04:54,620
‫همون دوست دوران بچگی بود
‫که قبلاً گفته بود؟

58
00:04:54,620 --> 00:04:57,460
‫نه، اون... حالا
‫صبر کن! من نبودم—

59
00:04:57,460 --> 00:04:58,750
‫خب، کیریشیما.

60
00:04:59,120 --> 00:05:02,240
‫دقیقاً چطور منحرفونه به چیزی
‫چشم‌چرونی می‌کنی؟

61
00:05:02,240 --> 00:05:04,130
‫لو دادی که
‫فتیش عجیبی داری؟

62
00:05:04,130 --> 00:05:06,420
‫اوه، معلومه. منطقی به نظر می‌رسه.

63
00:05:05,890 --> 00:05:06,940
‫آره، درک می‌کنم.

64
00:05:06,940 --> 00:05:08,010
‫دقیقاً.

65
00:05:08,010 --> 00:05:10,340
‫راستش، من خیلی به زیربغل علاقه دارم.

66
00:05:10,340 --> 00:05:11,810
‫من به مچ پا علاقه دارم.

67
00:05:11,810 --> 00:05:12,830
‫استخوان ترقوه برای من.

68
00:05:12,830 --> 00:05:13,770
‫خط خنده!

69
00:05:13,770 --> 00:05:16,270
‫نه! گوش بدید! اصلاً
‫اون‌طوری که فکر می‌کنید نبود!

70
00:05:13,770 --> 00:05:15,470
‫این دیگه خیلی خفنه.

71
00:05:13,770 --> 00:05:14,610
‫نرمه گوش!

72
00:05:14,610 --> 00:05:15,470
‫ریشه‌ی ناخن!

73
00:05:15,470 --> 00:05:16,270
‫گودی کمر!

74
00:05:16,670 --> 00:05:18,270
‫سینه‌ست. سینه.

75
00:05:18,270 --> 00:05:19,180
‫ها؟

76
00:05:19,900 --> 00:05:23,900
‫ظاهراً کیریشیما-کون خیلی
‫به سینه علاقه داره.

77
00:05:23,900 --> 00:05:27,530
‫چی؟! هارو... نیکایدو!

78
00:05:29,120 --> 00:05:32,790
‫کلمه زیبای «سینه» رو مستقیم
‫از دهن نیکایدو-سان شنیدیم!

79
00:05:32,790 --> 00:05:34,640
‫پسرا چندشید!

80
00:05:34,640 --> 00:05:36,960
‫تو هم کیریشیما-کون؟

81
00:05:38,660 --> 00:05:41,100
‫لبخند رو صورت نیکایدو رو ببین.

82
00:05:41,100 --> 00:05:42,040
‫چیه، موری؟

83
00:05:46,260 --> 00:05:48,180
‫ای وروجک...

84
00:05:49,590 --> 00:05:50,800
‫نمی‌گی!

85
00:05:51,250 --> 00:05:53,710
‫پس داداش بزرگم به سینه علاقه داره، هان؟

86
00:05:53,710 --> 00:05:56,310
‫آره، انگار تبدیل به یه حیوون شده بود.

87
00:05:56,610 --> 00:06:00,000
‫منظورم اینه که باید قیافه
‫هیزش رو می‌دیدی.

88
00:06:00,000 --> 00:06:02,280
‫اون دختره واقعاً انقدر بزرگ بود؟

89
00:06:02,280 --> 00:06:06,860
‫خب، قطعاً از من بزرگتر بود.
‫دو، شاید سه رتبه بالاتر.

90
00:06:06,860 --> 00:06:10,400
‫راستش، منم نتونستم
‫جلوی خودم رو بگیرم و نگاه نکنم.

91
00:06:11,100 --> 00:06:12,930
‫مقاومت در برابرش حتماً غیرممکن بوده.

92
00:06:12,930 --> 00:06:14,450
‫فکر کنم بتونم ببخشمت، هایاتو.

93
00:06:14,450 --> 00:06:19,270
‫باشه. ممنون. ولی می‌شه حرف زدن رو
‫تموم کنی و شام‌ت رو بخوری؟

94
00:06:19,270 --> 00:06:20,380
‫باشه.

95
00:06:19,270 --> 00:06:20,380
‫باشه.

96
00:06:20,380 --> 00:06:21,540
‫راستش، من یه بشقاب دیگه هم می‌خوام.

97
00:06:21,540 --> 00:06:22,710
‫منم همین‌طور!

98
00:06:26,710 --> 00:06:30,220
‫با این حال، اصلاً هایاتو چشه؟

99
00:06:30,590 --> 00:06:33,450
‫دو تا دختر خوشگل همین‌جا
‫جلوی روش هستن

100
00:06:33,450 --> 00:06:35,350
‫اون‌وقت داره به دخترای دیگه خیره می‌شه؟

101
00:06:36,580 --> 00:06:40,940
‫می‌دونم، مگه نه؟
‫باید به من و... قناعت کنه.

102
00:06:40,940 --> 00:06:42,350
‫شانس!

103
00:06:43,780 --> 00:06:45,370
‫بردی!

104
00:06:46,160 --> 00:06:48,430
‫بردم!

105
00:06:48,430 --> 00:06:50,260
‫چی؟ هارو-چان؟

106
00:06:51,340 --> 00:06:54,340
‫هارو-چان؟ الو؟ کسی خونه‌ست؟

107
00:06:54,340 --> 00:06:56,580
‫ام، هیمه-چان...

108
00:06:56,580 --> 00:06:59,830
‫ام، آره، بهتره دیگه برم.

109
00:06:59,830 --> 00:07:01,250
‫لازم نیست تا دم در بیای.

110
00:07:01,250 --> 00:07:02,000
‫خداحافظ!

111
00:07:02,000 --> 00:07:03,530
‫هارو-چان؟

112
00:07:04,860 --> 00:07:06,820
‫هاروکی همین‌طوری یهو رفت؟

113
00:07:06,820 --> 00:07:08,260
‫آره، فکر کنم.

114
00:07:08,670 --> 00:07:10,470
‫نخواست ما تا دم در همراهیش کنیم؟

115
00:07:10,470 --> 00:07:14,300
‫شرط می‌بندم فکر کرده اگه باهاش بیای،
‫به سینه‌اش چشم‌چرونی می‌کنی.

116
00:07:14,300 --> 00:07:15,640
‫اصلاً همچین چیزی نیست!

117
00:07:15,980 --> 00:07:18,740
‫چرت و پرت نگو و برو حموم.
‫آماده‌ست.

118
00:07:18,740 --> 00:07:20,270
‫باشه.

119
00:07:22,270 --> 00:07:25,650
‫پسر، هارو-چان هم گاهی
‫واقعاً لجباز می‌شه.

120
00:07:26,080 --> 00:07:30,150
‫چرا نمی‌تونه بدون کمک من
‫با داداشم آشتی کنه؟

121
00:07:30,690 --> 00:07:33,910
‫و نمی‌دونم
‫امروز چه مرگش بود.

122
00:07:33,910 --> 00:07:38,190
‫نکنه واقعاً داره به داداشم
‫علاقه‌مند می‌شه یا چی؟

123
00:07:38,190 --> 00:07:39,660
‫نه، امکان نداره.

124
00:07:48,780 --> 00:07:49,870
‫من اومدم!

125
00:07:54,430 --> 00:07:55,800
‫چه سرده!

126
00:08:07,060 --> 00:08:08,320
‫چی شده...

127
00:08:09,640 --> 00:08:14,040
‫می‌دونم، مگه نه؟
‫باید به من و... قناعت کنه.

128
00:08:15,860 --> 00:08:19,740
‫نکنه نگرانم که یه دختر دیگه
‫زودتر هایاتو رو بقاپه؟

129
00:08:25,170 --> 00:08:26,750
‫اوه، بیخیال!

130
00:08:26,750 --> 00:08:29,360
‫هر چی که باشه، بازم تقصیر هایاتوعه!

131
00:08:32,260 --> 00:08:33,760
‫تماس ورودی
‫کیریشیما هیمه‌کو

132
00:08:34,610 --> 00:08:36,260
‫چی شده، هیمه-چان؟

133
00:08:36,260 --> 00:08:38,760
‫هارو-چان، اوضاع روبه‌راهه؟

134
00:08:39,030 --> 00:08:41,010
‫ام، منظورت چیه؟

135
00:08:41,950 --> 00:08:43,260
‫من...

136
00:08:43,260 --> 00:08:45,270
‫کامل چهار کیلو چاق شدم!

137
00:08:49,300 --> 00:08:52,160
‫هارو-چان، امروز تو هم
‫یه بشقاب دیگه خوردی، نه؟

138
00:08:52,160 --> 00:08:53,610
‫تو چی؟ تو چطور؟

139
00:08:53,940 --> 00:08:56,450
‫من... باید خوب باشم.

140
00:08:56,450 --> 00:08:58,490
‫آره. مطمئنم که خوبم.

141
00:08:58,490 --> 00:09:01,240
‫تماس ورودی
‫کیریشیما هیمه‌کو

142
00:08:58,490 --> 00:09:01,240
‫باید با واقعیت روبرو بشی.
‫همین الان برو خودت رو وزن کن!

143
00:09:02,450 --> 00:09:05,570
‫اوه، مسخره‌بازی در نیار!

144
00:09:17,630 --> 00:09:20,340
‫ما قرار بود با هم رژیم بگیریم، مگه نه؟

145
00:09:24,770 --> 00:09:26,960
‫رژیم؟

146
00:09:27,700 --> 00:09:29,440
‫آره، رژیم.

147
00:09:29,440 --> 00:09:31,260
‫تا حالا رژیم گرفتی؟

148
00:09:31,260 --> 00:09:32,000
‫ها؟

149
00:09:32,650 --> 00:09:35,140
‫ف-فکر می‌کنی اضافه وزن دارم؟

150
00:09:35,140 --> 00:09:37,180
‫ف-فکر می‌کنی باید رژیم بگیرم؟

151
00:09:37,180 --> 00:09:41,160
‫نه، نه! خواهرم ازم خواست
‫که تو این کار کمکش کنم.

152
00:09:41,160 --> 00:09:44,100
‫اصلاً فکر نمی‌کنم نیاز باشه
‫رژیم بگیری.

153
00:09:44,100 --> 00:09:47,730
‫م-متاسفم. باز هم
‫زود قضاوت کردم.

154
00:09:49,090 --> 00:09:54,170
‫من همیشه براش غذا می‌پزم، واسه همین
‫گفتم شاید دستور غذای رژیمی بلد باشی.

155
00:09:54,480 --> 00:09:57,430
‫اوه، تو هم آشپزی می‌کنی، کیریشیما-سان؟

156
00:09:57,430 --> 00:10:02,010
‫خب، از روی اجبار شروع کردم
‫چون مادرم دیگه نمی‌تونه.

157
00:10:02,010 --> 00:10:04,180
‫درسته، واسه همین
‫بیمارستان بودی.

158
00:10:05,060 --> 00:10:07,930
‫تو برادر خیلی خوبی هستی، کیریشیما-سان.

159
00:10:08,310 --> 00:10:11,100
‫خب، نمی‌دونم بشه گفت خوبم یا نه.

160
00:10:11,100 --> 00:10:14,100
‫به نظرم خیلی عالیه که حاضری
‫یه مهارت جدید یاد بگیری

161
00:10:14,100 --> 00:10:15,940
‫تا به کسی کمک کنی!

162
00:10:16,300 --> 00:10:18,690
‫پدربزرگ من هم...

163
00:10:18,690 --> 00:10:20,200
‫میتاکه-سان...

164
00:10:21,780 --> 00:10:25,790
‫یه لحظه پیش، ازم پرسیدی
‫که «تو هم» آشپزی می‌کنی؟

165
00:10:25,790 --> 00:10:26,980
‫تو هم آشپزی می‌کنی؟

166
00:10:26,980 --> 00:10:28,830
‫ها؟ خب، آره.

167
00:10:29,250 --> 00:10:32,460
‫اگه دستور غذای مورد علاقه‌ای داری،
‫شاید بتونی باهام در میون بذاری.

168
00:10:32,460 --> 00:10:38,400
‫مشکلی ندارم، ولی بیشترشون
‫چیزایی‌ان که پدربزرگم دوست داره.

169
00:10:38,400 --> 00:10:40,610
‫پس احتمالاً برای رژیم هم خوبن.

170
00:10:40,610 --> 00:10:41,090
‫اوه!

171
00:10:41,760 --> 00:10:43,470
‫شاید حق با تو باشه!

172
00:10:44,490 --> 00:10:45,750
‫ا-ام!

173
00:10:46,760 --> 00:10:48,600
‫ممنون که اومدی منو ببینی.

174
00:10:51,310 --> 00:10:53,480
‫این اعتراف عشقیه؟

175
00:10:53,830 --> 00:10:57,120
‫پسری که باهاشه کایدو-سانه.

176
00:10:57,120 --> 00:10:58,110
‫کایدو؟

177
00:10:58,110 --> 00:10:59,950
‫کایدو کازوکی-سان.

178
00:10:59,950 --> 00:11:03,470
‫توی باشگاه فوتباله و همه می‌دونن
‫که بین دخترا خیلی محبوبه.

179
00:11:04,490 --> 00:11:08,830
‫الان ردش می‌کنه و
‫اونم فرار می‌کنه.

180
00:11:08,830 --> 00:11:09,750
‫دیدی؟

181
00:11:10,100 --> 00:11:12,190
‫از کجا می‌دونستی ردش می‌کنه؟

182
00:11:12,190 --> 00:11:13,940
‫خیلی خوشگل به نظر می‌رسید.

183
00:11:13,940 --> 00:11:17,680
‫به خاطر چیزایی که دخترا
‫درباره‌اش می‌گن.

184
00:11:17,680 --> 00:11:18,380
‫اوه؟

185
00:11:18,740 --> 00:11:22,240
‫اینکه کایدو-سان فکر می‌کنه
‫نیکایدو-سان همونیه که می‌خواد.

186
00:11:29,310 --> 00:11:32,020
‫هاروکی همونیه که می‌خواد، هان؟

187
00:11:32,660 --> 00:11:33,680
‫صبح بخیر...

188
00:11:33,680 --> 00:11:35,900
‫هی، کیریشیما.

189
00:11:36,200 --> 00:11:38,900
‫ها؟ اون دخترا دارن درباره چی حرف می‌زنن؟

190
00:11:38,900 --> 00:11:41,650
‫فقط گوش کن، دستت میاد.

191
00:11:41,990 --> 00:11:45,460
‫اونایی که می‌گن «فقط همین یه چیز رو بخور»
‫همه‌شون کلاهبرداریه!

192
00:11:46,100 --> 00:11:48,160
‫ورزش سنگین هم یه تله‌ست.

193
00:11:48,160 --> 00:11:51,700
‫ولی حالا می‌فهمم چرا می‌گن
‫گرسنگی بهترین چاشنیه.

194
00:11:51,700 --> 00:11:52,660
‫اوهوم.

195
00:11:53,050 --> 00:11:56,500
‫پس در واقع، ورزش ملایم
‫و مراقب خورد و خوراک بودن

196
00:11:56,500 --> 00:11:58,170
‫مهم‌ترین چیزاست، درسته؟

197
00:11:58,470 --> 00:12:00,760
‫خب، آره، دارن درباره رژیم حرف می‌زنن.

198
00:12:00,760 --> 00:12:03,930
‫خواهر کوچیکم هم چند روز پیش
‫داشت درباره رژیم چرت و پرت می‌گفت.

199
00:12:03,930 --> 00:12:05,150
‫مد شده؟

200
00:12:05,150 --> 00:12:07,430
‫دیگه وقتشه که لباسای
‫تابستونی بپوشیم.

201
00:12:07,790 --> 00:12:10,280
‫اوه، درسته. یه نصیحت
‫می‌تونم بهت بکنم.

202
00:12:10,280 --> 00:12:13,310
‫دخترا وقتی رژیم می‌گیرن، از نظر روحی
‫ناپایدارن.

203
00:12:13,310 --> 00:12:17,300
‫باید باهاشون مثل یه حیوون زخمی و
‫گرسنه رفتار کنی یا یه همچین چیزی.

204
00:12:17,300 --> 00:12:19,830
‫انگار داری از روی
‫تجربه حرف می‌زنی.

205
00:12:20,470 --> 00:12:21,830
‫چون دوست‌دختر منم همین‌طوریه.

206
00:12:21,830 --> 00:12:23,570
‫اون هم همین‌طوریه؟

207
00:12:23,990 --> 00:12:26,980
‫خب، خیلی وقته
‫با هم هستین؟

208
00:12:26,980 --> 00:12:31,640
‫اوه، از آخر راهنمایی،
‫پس خیلی وقت نیست.

209
00:12:31,640 --> 00:12:33,670
‫البته دوستای دوران بچگی هم بودیم.

210
00:12:33,670 --> 00:12:36,820
‫از اون نظر، فکر کنم
‫خیلی وقته با همیم.

211
00:12:37,710 --> 00:12:39,520
‫یه نصیحت دیگه.

212
00:12:39,520 --> 00:12:43,720
‫وقتی شکم یه دختر خالیه، به جاش بهش محبت کن!

213
00:12:44,910 --> 00:12:45,950
‫چی؟

214
00:12:45,950 --> 00:12:50,390
‫از تلاشش تعریف کن، لوسش کن
‫و کلی بهش توجه فیزیکی نشون بده!

215
00:12:50,390 --> 00:12:52,970
‫انتظار داری این کارا رو
‫با خواهر کوچیکم بکنم؟

216
00:12:54,850 --> 00:12:56,890
‫باید پروتئین زیادی مصرف کنی.

217
00:12:56,890 --> 00:12:59,730
‫آره، شنیده بودم.

218
00:13:05,110 --> 00:13:06,110
‫بدون قند
‫ساده

219
00:13:06,110 --> 00:13:07,110
‫آب سبزیجات

220
00:13:11,370 --> 00:13:12,700
‫یه گاز می‌زنی؟

221
00:13:12,700 --> 00:13:14,210
‫م-من نمی‌تونم اینو بخورم!

222
00:13:14,210 --> 00:13:14,870
‫ولی هارو...

223
00:13:14,870 --> 00:13:18,510
‫من همین الانش چ-چهار کیلو چاق شدم!

224
00:13:18,510 --> 00:13:21,100
‫ولی اصلاً به نظر نمیاد
‫این‌قدر چاق شده باشی.

225
00:13:21,100 --> 00:13:22,130
‫هایاتو!

226
00:13:22,410 --> 00:13:26,200
‫تو نمی‌دونی چهار کیلو
‫چقدر زیاده!

227
00:13:26,200 --> 00:13:27,380
‫مشکلت چیه؟

228
00:13:27,380 --> 00:13:29,850
‫شیر نورث کانتری

229
00:13:27,720 --> 00:13:30,280
‫گوش کن. این معادل اینه که حدود
‫چهار پاکت شیر،

230
00:13:29,850 --> 00:13:32,600
‫تخت ♭

231
00:13:30,280 --> 00:13:32,640
‫هفت تا مجله هفتگی مانگا،

232
00:13:32,640 --> 00:13:36,520
‫یه هندونه متوسط، یا یه کیسه
‫کوچیک برنج

233
00:13:33,890 --> 00:13:36,520
‫برنج

234
00:13:36,520 --> 00:13:40,020
‫گوشت اضافه شده
‫به بدنت باشه!

235
00:13:40,360 --> 00:13:43,280
‫ا-اوه. جدی؟

236
00:13:51,870 --> 00:13:54,100
‫ام، من...

237
00:13:54,100 --> 00:13:55,040
‫همم؟

238
00:13:55,040 --> 00:13:56,540
‫از دستم عصبانی هستی؟

239
00:13:56,840 --> 00:13:57,540
‫ها؟

240
00:13:57,820 --> 00:14:02,020
‫آخه هایاتو، کل روز یه قیافه
‫خیلی جدی داشتی.

241
00:14:02,020 --> 00:14:03,800
‫خب، اون فقط...

242
00:14:03,800 --> 00:14:09,430
‫فکر کنم دیروز دوباره
‫زیاده‌روی کردم، متاسفم.

243
00:14:09,430 --> 00:14:10,430
‫زیاده‌روی؟

244
00:14:12,500 --> 00:14:15,520
‫دخترا وقتی رژیم می‌گیرن، از نظر روحی
‫ناپایدارن.

245
00:14:15,850 --> 00:14:19,980
‫وقتی شکم یه دختر خالیه،
‫به جاش بهش محبت کن!

246
00:14:20,560 --> 00:14:23,110
‫از نظر روحی ناپایدار، هان؟

247
00:14:23,450 --> 00:14:27,110
‫به خاطر چیزایی که دخترا
‫درباره‌اش می‌گن.

248
00:14:27,110 --> 00:14:30,450
‫اینکه کایدو-سان فکر می‌کنه
‫نیکایدو-سان همونیه که می‌خواد.

249
00:14:32,200 --> 00:14:33,290
‫هاروکی.

250
00:14:33,720 --> 00:14:34,560
‫چی...

251
00:14:37,090 --> 00:14:38,050
‫موهات.

252
00:14:38,050 --> 00:14:39,510
‫آ-آره؟

253
00:14:40,210 --> 00:14:43,610
‫نمی‌گن اگه زیاد رژیم بگیری و
‫مواد مغذی به بدنت نرسه،

254
00:14:43,610 --> 00:14:45,650
‫به موهات آسیب می‌زنه؟

255
00:14:46,680 --> 00:14:48,380
‫نمی‌خوام این اتفاق بیفته.

256
00:14:48,380 --> 00:14:48,970
‫ها؟

257
00:14:49,390 --> 00:14:51,780
‫ا-اوه. مراقبش می‌شم.

258
00:14:52,580 --> 00:14:54,190
‫زیاده‌روی نکن، باشه؟

259
00:14:54,190 --> 00:14:57,670
‫من اینجام که کمکت کنم، پس عجله نکن
‫و آروم پیش برو.

260
00:14:57,670 --> 00:14:59,980
‫اوهوم. سعی می‌کنم.

261
00:14:59,980 --> 00:15:02,740
‫آره، و می‌دونی،

262
00:15:02,740 --> 00:15:04,980
‫موهات خیلی نرمه،
‫می‌تونم بهش معتاد بشم.

263
00:15:04,980 --> 00:15:06,800
‫و-واقعاً؟

264
00:15:07,740 --> 00:15:10,140
‫همیشه خوب ازشون مراقبت می‌کنم.

265
00:15:10,140 --> 00:15:10,740
‫اوه.

266
00:15:10,740 --> 00:15:14,310
‫ولی اگه زیاد این کارو بکنم،
‫همه رو بهم می‌ریزم،

267
00:15:14,310 --> 00:15:15,480
‫پس بهتره همین‌جا تمومش کنم.

268
00:15:15,480 --> 00:15:16,240
‫ام...

269
00:15:17,730 --> 00:15:19,290
‫هایاتو؟

270
00:15:20,260 --> 00:15:22,500
‫ه-هاروکی؟

271
00:15:22,790 --> 00:15:23,630
‫من...

272
00:15:24,420 --> 00:15:25,300
‫من؟

273
00:15:26,000 --> 00:15:28,270
‫منننن!

274
00:15:28,270 --> 00:15:29,260
‫هاروکی؟

275
00:15:29,590 --> 00:15:32,380
‫چ-چیکار داری می‌کنی؟!

276
00:15:34,330 --> 00:15:37,820
‫ک-کی یاد گرفتی این کارا رو بکنی، هایاتو؟!

277
00:15:37,820 --> 00:15:41,520
‫تا حالا چند تا دختر دیگه
‫اسیر این کلک‌های کثیفت شدن؟!

278
00:15:41,520 --> 00:15:44,500
‫صبر کن! آروم باش!
‫کلکی در کار نیست!

279
00:15:44,500 --> 00:15:47,000
‫توی تسوکینوسه که اصلاً کسی
‫هم‌سن و سال من نبود!

280
00:15:47,000 --> 00:15:50,280
‫یعنی، غیر از هیمه‌کو، کلاً فقط
‫گوسفند و گربه بودن!

281
00:15:50,280 --> 00:15:52,380
‫ت-تو این کارو با هیمه‌-چان کردی؟!

282
00:15:52,380 --> 00:15:55,660
‫این، این، می‌دونی... این همون
‫چیزیه که بهش می‌گن... می‌دونی!

283
00:15:55,660 --> 00:15:59,160
‫چرت نگو. بیخیال بابا.

284
00:16:02,820 --> 00:16:04,290
‫بیخیال.

285
00:16:04,650 --> 00:16:09,680
‫من عادت ندارم کسی ازم تعریف کنه
‫و لوسم کنه و این حرفا!

286
00:16:09,680 --> 00:16:13,600
‫تا حالا هم کسی موهامو این‌طوری
‫نوازش نکرده بود.

287
00:16:13,600 --> 00:16:16,800
‫خب این عجیبه. مگه
‫خیلی محبوب نیستی؟

288
00:16:17,080 --> 00:16:22,020
‫فکر می‌کردم به اینکه پسرا بهت
‫ابراز علاقه کنن عادت داشته باشی.

289
00:16:22,020 --> 00:16:23,060
‫اصلاً.

290
00:16:23,510 --> 00:16:25,690
‫تا حالا کسی بهم همچین چیزی نگفته بود.

291
00:16:26,150 --> 00:16:28,820
‫همیشه یه جوری رفتار می‌کردم
‫که ازم دور بمونن.

292
00:16:28,820 --> 00:16:30,530
‫اوه، واقعاً؟

293
00:16:31,140 --> 00:16:32,460
‫یه رسوایی.

294
00:16:33,320 --> 00:16:38,900
‫وقتی سلبریتی‌ها با کسی وارد رابطه می‌شن
‫و روی کارشون اثر می‌ذاره،

295
00:16:38,900 --> 00:16:41,990
‫می‌تونه براشون
‫دردسر بزرگی بشه.

296
00:16:41,990 --> 00:16:43,540
‫آره، حدس می‌زنم.

297
00:16:43,830 --> 00:16:47,440
‫پس من—یعنی، اون دختر خوبه
‫نیکایدو هاروکی—

298
00:16:47,440 --> 00:16:49,540
‫نمی‌تونم با کسی وارد رابطه بشم.

299
00:16:50,820 --> 00:16:51,920
‫باشه.

300
00:16:52,550 --> 00:16:55,490
‫فکر کنم می‌فهمم
‫چی می‌خواد بگه،

301
00:16:55,490 --> 00:16:57,940
‫ولی یه چیز دیگه‌ای هم پشتش هست.

302
00:16:57,940 --> 00:17:01,560
‫اون هفت سالِ از دست رفته
‫سد راهم شده و مخفیش کرده.

303
00:17:01,900 --> 00:17:05,770
‫به هر حال، حداقل برای سلامتی‌ام
‫باید رژیم رو رعایت کنم.

304
00:17:05,770 --> 00:17:07,560
‫برای سلامتی‌ام.

305
00:17:10,070 --> 00:17:13,570
‫هوم... دستور پخت برای رژیم...

306
00:17:13,570 --> 00:17:17,070
‫امروز کلاً غذای ایزاکایا بود.

307
00:17:17,420 --> 00:17:21,450
‫آره، می‌دونم.
‫خودمم حس کردم یه جای کار می‌لنگه.

308
00:17:21,780 --> 00:17:24,020
‫ولی خوشمزه بود.

309
00:17:24,020 --> 00:17:26,180
‫قبلاً از میتاکه-سان مشورت گرفتم،

310
00:17:26,180 --> 00:17:28,710
‫و دوستای دختر زیادی هم ندارم.

311
00:17:28,710 --> 00:17:29,710
‫اوه!

312
00:17:30,500 --> 00:17:34,200
‫هیمه‌کو، می‌تونی اطلاعات تماس
‫مورا‌ئو-سان رو بهم بدی؟

313
00:17:34,200 --> 00:17:36,540
‫ها؟ منظورت ساکی-چانه؟

314
00:17:36,540 --> 00:17:39,590
‫هایاتو، می‌دونم که عرضه نداری با کسی وارد
‫رابطه بشی،

315
00:17:39,590 --> 00:17:43,440
‫ولی مخ زدن دوستای خواهرت

316
00:17:43,440 --> 00:17:44,970
‫خیلی حرکت ضایعیه.

317
00:17:44,970 --> 00:17:47,410
‫چی؟ به خاطر این نیست که می‌پرسم!

318
00:17:47,410 --> 00:17:49,850
‫فقط... یه چیزی هست که باید ازش بپرسم.

319
00:17:49,850 --> 00:17:51,430
‫آره، نمی‌دونم.

320
00:17:51,430 --> 00:17:55,920
‫اونم از اولش خیلی
‫ازت خوشش نمی‌اومد.

321
00:17:55,920 --> 00:17:57,860
‫این که درسته.

322
00:17:59,540 --> 00:18:02,850
‫خیلی خب. آدرس‌ت رو به
‫ساکی-چان می‌دم،

323
00:18:02,850 --> 00:18:05,570
‫ولی دیگه به خودش بستگی داره که
‫بخواد بهت پیام بده یا نه.

324
00:18:05,570 --> 00:18:07,120
‫باختی!

325
00:18:12,940 --> 00:18:17,490
‫نمی‌دونم چرا، ولی داداشم
‫اطلاعات تماس تو رو می‌خواست.

326
00:18:17,490 --> 00:18:22,260
‫عجیب نیست؟ به هر حال، این آدرسشه،
‫ولی اگه خواستی نادیده‌اش بگیر.

327
00:18:27,270 --> 00:18:29,890
‫بلاک / افزودن دوست

328
00:18:29,890 --> 00:18:33,400
‫اینجا مورا‌ئو ساکی‌ئه.
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

329
00:18:33,400 --> 00:18:34,730
‫ارسال

330
00:18:47,120 --> 00:18:51,620
‫اینجا مورا‌ئو ساکی‌ئه.
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

331
00:18:47,120 --> 00:18:49,620
‫همین الان جواب داد؟

332
00:18:49,620 --> 00:18:51,620
‫باید زودتر بهش پیام می‌دادم.

333
00:18:53,670 --> 00:18:56,270
‫فکر کنم خیلی وقته ندیدمت.

334
00:18:56,270 --> 00:19:00,640
‫ببخشید مزاحم شدم، ولی دیروز هیمه‌کو
‫یهو گفت می‌خواد رژیم بگیره.

335
00:19:00,640 --> 00:19:03,010
‫دستور پخت خوبی سراغ داری
‫که به دردش بخوره؟

336
00:19:03,010 --> 00:19:07,670
‫راستش، فکر کردم چون دختری،
‫شاید ایده‌های بهتری داشته باشی.

337
00:19:08,890 --> 00:19:10,770
‫واو! چقدر سریع!

338
00:19:10,770 --> 00:19:12,290
‫متوجه شدم.

339
00:19:12,290 --> 00:19:16,080
‫من تا حالا رژیم نگرفتم، پس
‫نمی‌تونم نظر قطعی بدم،

340
00:19:16,080 --> 00:19:21,150
‫ولی اگه کلمات «رژیم»، «غذا» و
‫«پیشنهادی» رو سرچ کنی چی؟

341
00:19:21,510 --> 00:19:24,410
‫آره، شاید واقعاً
‫ازم خوشش نمیاد.

342
00:19:24,410 --> 00:19:26,370
‫خیلی خب. ممنون.

343
00:19:26,370 --> 00:19:27,740
‫فقط همین رو می‌خواستی؟

344
00:19:27,740 --> 00:19:29,660
‫اگه چیز دیگه‌ای پیش اومد
‫دوباره بهت پیام می‌دم.

345
00:19:29,950 --> 00:19:31,040
‫متوجه شدم

346
00:19:35,210 --> 00:19:38,420
‫خیلی کوتاه جواب دادم؟

347
00:19:38,420 --> 00:19:41,850
‫نه، نمی‌تونم این فرصت خوب برای
‫حرف زدن باهاش رو از دست بدم!

348
00:19:41,850 --> 00:19:43,180
‫باید ادامه بدم!

349
00:19:43,520 --> 00:19:47,430
‫چیز دیگه‌ای هست که در موردش
‫حرف بزنم؟ هر چیزی؟

350
00:19:55,940 --> 00:19:58,480
‫خوابم برد. هوم؟

351
00:19:58,480 --> 00:20:04,320
‫پاستای شیراتاکی / دستور پخت سینه مرغ /
‫املت برنج با قارچ

352
00:19:58,480 --> 00:20:01,690
‫واو! مورا‌ئو-سان کلی تحقیق کرده.

353
00:20:01,690 --> 00:20:04,320
‫فکر کنم می‌خواسته به هیمه‌کو کمک کنه.

354
00:20:04,580 --> 00:20:06,570
‫صبر کن. این چیه؟

355
00:20:10,590 --> 00:20:12,660
‫این لباس منه برای
‫جشنواره امسال.

356
00:20:12,660 --> 00:20:13,710
‫نظرت چیه؟

357
00:20:14,250 --> 00:20:15,910
‫صبر کن. ام...

358
00:20:16,460 --> 00:20:19,700
‫هیمه‌کو احتمالاً وقتی کار روی لباس
‫خودش رو شروع کنه، می‌خواد اینو ببینه.

359
00:20:19,700 --> 00:20:21,820
‫حتماً برای همین فرستاده‌اش.

360
00:20:21,820 --> 00:20:24,480
‫ممنون. هیمه‌کو از دیدن این
‫خیلی ذوق‌زده می‌شه.

361
00:20:24,480 --> 00:20:27,940
‫تو هر سال لباس‌های خیلی
‫قشنگی می‌پوشی.

362
00:20:27,940 --> 00:20:28,850
‫این واقعاً بامزه‌ست.

363
00:20:43,860 --> 00:20:45,360
‫متوجه شدم

364
00:20:45,800 --> 00:20:47,180
‫اصلاً اهل حاشیه نیست.

365
00:20:47,180 --> 00:20:48,900
‫چه خبر، کیریشیما؟

366
00:20:48,900 --> 00:20:50,490
‫اوه، حالا دیگه دخترای معبد؟

367
00:20:50,490 --> 00:20:51,970
‫صبر کن، موری!

368
00:20:51,970 --> 00:20:55,900
‫این اصلاً سبک من نیست. برای
‫جشنواره‌ست... یعنی...

369
00:20:55,900 --> 00:20:58,630
‫آره آره. تو هم که عاشق جشنواره‌ای.
‫گرفتم چی شد.

370
00:20:58,630 --> 00:21:01,860
‫دخترای معبد قطعاً یکی از
‫مزایای جشنواره‌ان، قبول،

371
00:21:01,860 --> 00:21:04,260
‫ولی یکی دیگه دیدن دخترا با یوکاتا‌ست!

372
00:21:04,580 --> 00:21:06,710
‫نمی‌تونم بگم مخالفم.

373
00:21:06,710 --> 00:21:07,510
‫واو!

374
00:21:07,510 --> 00:21:10,410
‫یوکاتا واقعاً حس و حال
‫یه موقعیت خاص رو می‌ده.

375
00:21:10,410 --> 00:21:12,920
‫وقتی موهاشون رو متناسب با
‫یوکاتا درست می‌کنن،

376
00:21:12,920 --> 00:21:14,520
‫و پشت گردنشون معلوم می‌شه...

377
00:21:14,520 --> 00:21:17,100
‫با اینکه پوست زیادی معلوم نیست،
‫ولی خیلی سکسیه.

378
00:21:18,500 --> 00:21:21,690
‫یعنی پسرا واقعاً از دخترا
‫با یوکاتا خوششون میاد؟

379
00:21:21,690 --> 00:21:22,460
‫آره!

380
00:21:21,690 --> 00:21:22,460
‫آره!

381
00:21:22,460 --> 00:21:23,400
‫معلومه که خوشمون میاد!

382
00:21:23,400 --> 00:21:24,980
‫حالا که بحثش شد، نیکایدو-سان،

383
00:21:24,980 --> 00:21:27,530
‫می‌شه به ما نشون بدی
‫که با یوکاتا چه شکلی می‌شی؟

384
00:21:27,530 --> 00:21:28,280
‫ها؟

385
00:21:28,580 --> 00:21:30,630
‫لطفاً با ما بیا جشنواره!

386
00:21:28,580 --> 00:21:30,630
‫لطفاً با ما بیا جشنواره!

387
00:21:30,630 --> 00:21:33,540
‫ها؟ ن-نمی‌تونم!

388
00:21:33,540 --> 00:21:34,900
‫لطفاً، یه راهی پیدا کن!

389
00:21:34,900 --> 00:21:35,920
‫واقعاً نمی‌تونم!

390
00:21:34,900 --> 00:21:37,690
‫نیکایدو خیلی عوض شده، نه؟

391
00:21:35,920 --> 00:21:37,690
‫فقط برای یه مدت کوتاه!

392
00:21:37,690 --> 00:21:38,690
‫واقعاً، واقعاً نمی‌تونم!

393
00:21:37,690 --> 00:21:40,040
‫فکر کنم من خبر ندارم.

394
00:21:38,690 --> 00:21:39,120
‫لطفاً!

395
00:21:39,120 --> 00:21:39,530
‫متاسفم!

396
00:21:39,530 --> 00:21:40,040
‫لطفاً!

397
00:21:40,040 --> 00:21:40,630
‫متاسفم!

398
00:21:40,630 --> 00:21:41,010
‫لطفاً!

399
00:21:41,010 --> 00:21:41,510
‫متاسفم!

400
00:21:41,510 --> 00:21:43,030
‫الان خیلی خوش‌برخوردتر به نظر میاد.

401
00:21:41,880 --> 00:21:42,410
‫خواهش می‌کنم!

402
00:21:42,410 --> 00:21:42,820
‫ببخشید!

403
00:21:42,820 --> 00:21:43,240
‫خواهش می‌کنم!

404
00:21:43,030 --> 00:21:45,250
‫خیلی راحت‌تر
‫از قبل شده.

405
00:21:43,240 --> 00:21:43,590
‫ببخشید!

406
00:21:43,590 --> 00:21:44,020
‫خواهش می‌کنم!

407
00:21:44,020 --> 00:21:44,460
‫ببخشید!

408
00:21:44,460 --> 00:21:44,880
‫خواهش می‌کنم!

409
00:21:44,880 --> 00:21:45,800
‫ببخشید!

410
00:21:45,800 --> 00:21:49,480
‫فکر کنم اون شایعه‌ای که دخترا
‫پخش کردن، حقیقت داره.

411
00:21:49,480 --> 00:21:50,430
‫شایعه؟

412
00:21:50,840 --> 00:21:53,930
‫اینکه نیکایدو هاروکی حالا دوست‌پسر داره.

413
00:21:54,320 --> 00:21:55,180
‫ها؟

414
00:21:56,460 --> 00:21:57,440
‫ببخشید.

415
00:21:57,700 --> 00:21:59,940
‫اوه. دیدی؟ دقیقاً سر بزنگاه.

416
00:22:00,420 --> 00:22:01,940
‫همون پسره‌ست.

417
00:22:02,960 --> 00:22:05,190
‫نیکایدو-سان هست؟

418
00:22:05,210 --> 00:22:20,210
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
