WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:13.510 --> 00:15.510
‫داریم می‌آییم، هاروکی!

00:16.010 --> 00:17.140
‫من آماده‌ام!

00:22.980 --> 00:23.970
‫هیمه-چان!

00:23.970 --> 00:24.960
‫هیمه‌کو!

00:35.950 --> 00:37.770
‫آخ!

00:38.450 --> 00:39.950
‫کارت عالی بود، هاروکی!

00:40.280 --> 00:42.480
‫هیمه‌کو، برو به گنِ پیر بگو!

00:42.480 --> 00:43.950
‫ب-باشه!

00:44.270 --> 00:46.640
‫خوشحالم که برای هیمه‌کو اتفاقی نیفتاد.

00:46.640 --> 00:50.340
‫مامان عصبانی می‌شد.
‫«نمی‌تونی بذاری یه دختر کوچولو آسیب ببینه!»

00:51.210 --> 00:53.090
‫ولی برات مهم نیست اگه من آسیب ببینم؟

00:53.540 --> 00:54.970
‫من نگران تو نیستم، هاروکی.

00:57.270 --> 01:00.600
‫می‌دونستم طوری‌ت نمیشه، شریک!

01:01.380 --> 01:04.350
‫شریک، هان؟ فکر کنم پس مشکلی نیست.

01:10.300 --> 01:13.760
‫عجب، داشتم خاطرات قدیمی رو مرور می‌کردم.

01:33.670 --> 01:42.180
‫اوه پسر، چقدر درباره‌ش اشتباه می‌کردم

02:51.500 --> 02:55.460
‫قسمت ۵ «انضباط، دوشیزه جوان»

02:54.920 --> 02:59.420
‫وقتی سبزیجات گل می‌دن یا میوه می‌دن،
‫کم‌کم مواد مغذی‌شون تموم می‌شه.

02:59.710 --> 03:03.300
‫آره. واسه همینه که باید
‫مدام بهشون کود بدیم.

03:03.300 --> 03:05.050
‫سبزیجات دقیقاً مثل آدمان.

03:05.050 --> 03:07.680
‫وقتی بیش از حد انرژی مصرف می‌کنن،
‫از پا در میان.

03:08.610 --> 03:11.310
‫سبزیجات دقیقاً مثل آدمان...

03:11.310 --> 03:12.190
‫باشه!

03:12.700 --> 03:13.750
‫همین کافیه.

03:13.750 --> 03:16.440
‫خیلی ممنون بابت کمکت!

03:16.440 --> 03:17.050
‫آره.

03:22.500 --> 03:23.680
‫چیزی شده؟

03:23.680 --> 03:25.110
‫نه، فقط...

03:29.540 --> 03:30.580
‫میتاکه-سان.

03:31.270 --> 03:32.960
‫اگه قراره تو این گرما
‫فعالیت باشگاهی داشته باشی،

03:32.960 --> 03:36.460
‫شاید بهتر باشه یه فکری
‫به حال لباسات بکنی.

03:36.460 --> 03:40.710
‫در حال حاضر، برای پسرا زیادی
‫حواس‌پرت‌کن هستی.

03:40.710 --> 03:41.840
‫هارو—

03:42.410 --> 03:43.700
‫نیکایدو!

03:45.840 --> 03:48.420
‫شافل، شافل. چرخش! ووروم!

03:50.020 --> 03:51.100
‫منحرف.

03:51.390 --> 03:53.980
‫نه! این‌طور نیست... ببین، فقط داشتم...

03:54.240 --> 03:55.730
‫چشم‌غره.

03:54.240 --> 03:58.230
‫ام، من، خب، ام...

03:58.230 --> 03:59.980
‫چشم‌غره.

04:00.730 --> 04:01.790
‫ببخشید.

04:01.790 --> 04:02.740
‫هوف!

04:07.220 --> 04:08.930
‫چه وضعیه.

04:15.930 --> 04:16.750
‫هوف!

04:20.930 --> 04:22.380
‫خب، برای امروز کافیه.

04:22.880 --> 04:24.430
‫وقتی نکات کلیدی امروز رو مرور می‌کنید،

04:24.430 --> 04:27.890
‫لطفاً اون‌ها رو با برگه
‫چاپ‌شده قبلی مقایسه کنید.

04:27.890 --> 04:29.620
‫برگه چاپ‌شده؟

04:29.620 --> 04:32.150
‫شاید مال قبل از انتقالی‌ام باشه؟

04:32.890 --> 04:36.530
‫ام، خب، نیکایدو-سان؟

04:39.160 --> 04:40.020
‫ممنون!

04:40.020 --> 04:41.480
‫حتماً، می‌تونی از کپی من استفاده کنی،

04:41.480 --> 04:45.150
‫فقط مثل اون دختره قبلی، منحرفونه
‫بهش چشم‌چرونی نکن، باشه؟

04:46.060 --> 04:48.370
‫صبر کن، منحرفونه چی؟

04:48.370 --> 04:52.310
‫هی، کیریشیما، نیکایدو-سان دقیقاً
‫مچت رو موقع چه کاری گرفت؟

04:52.310 --> 04:54.620
‫همون دوست دوران بچگی بود
‫که قبلاً گفته بود؟

04:54.620 --> 04:57.460
‫نه، اون... حالا
‫صبر کن! من نبودم—

04:57.460 --> 04:58.750
‫خب، کیریشیما.

04:59.120 --> 05:02.240
‫دقیقاً چطور منحرفونه به چیزی
‫چشم‌چرونی می‌کنی؟

05:02.240 --> 05:04.130
‫لو دادی که
‫فتیش عجیبی داری؟

05:04.130 --> 05:06.420
‫اوه، معلومه. منطقی به نظر می‌رسه.

05:05.890 --> 05:06.940
‫آره، درک می‌کنم.

05:06.940 --> 05:08.010
‫دقیقاً.

05:08.010 --> 05:10.340
‫راستش، من خیلی به زیربغل علاقه دارم.

05:10.340 --> 05:11.810
‫من به مچ پا علاقه دارم.

05:11.810 --> 05:12.830
‫استخوان ترقوه برای من.

05:12.830 --> 05:13.770
‫خط خنده!

05:13.770 --> 05:16.270
‫نه! گوش بدید! اصلاً
‫اون‌طوری که فکر می‌کنید نبود!

05:13.770 --> 05:15.470
‫این دیگه خیلی خفنه.

05:13.770 --> 05:14.610
‫نرمه گوش!

05:14.610 --> 05:15.470
‫ریشه‌ی ناخن!

05:15.470 --> 05:16.270
‫گودی کمر!

05:16.670 --> 05:18.270
‫سینه‌ست. سینه.

05:18.270 --> 05:19.180
‫ها؟

05:19.900 --> 05:23.900
‫ظاهراً کیریشیما-کون خیلی
‫به سینه علاقه داره.

05:23.900 --> 05:27.530
‫چی؟! هارو... نیکایدو!

05:29.120 --> 05:32.790
‫کلمه زیبای «سینه» رو مستقیم
‫از دهن نیکایدو-سان شنیدیم!

05:32.790 --> 05:34.640
‫پسرا چندشید!

05:34.640 --> 05:36.960
‫تو هم کیریشیما-کون؟

05:38.660 --> 05:41.100
‫لبخند رو صورت نیکایدو رو ببین.

05:41.100 --> 05:42.040
‫چیه، موری؟

05:46.260 --> 05:48.180
‫ای وروجک...

05:49.590 --> 05:50.800
‫نمی‌گی!

05:51.250 --> 05:53.710
‫پس داداش بزرگم به سینه علاقه داره، هان؟

05:53.710 --> 05:56.310
‫آره، انگار تبدیل به یه حیوون شده بود.

05:56.610 --> 06:00.000
‫منظورم اینه که باید قیافه
‫هیزش رو می‌دیدی.

06:00.000 --> 06:02.280
‫اون دختره واقعاً انقدر بزرگ بود؟

06:02.280 --> 06:06.860
‫خب، قطعاً از من بزرگتر بود.
‫دو، شاید سه رتبه بالاتر.

06:06.860 --> 06:10.400
‫راستش، منم نتونستم
‫جلوی خودم رو بگیرم و نگاه نکنم.

06:11.100 --> 06:12.930
‫مقاومت در برابرش حتماً غیرممکن بوده.

06:12.930 --> 06:14.450
‫فکر کنم بتونم ببخشمت، هایاتو.

06:14.450 --> 06:19.270
‫باشه. ممنون. ولی می‌شه حرف زدن رو
‫تموم کنی و شام‌ت رو بخوری؟

06:19.270 --> 06:20.380
‫باشه.

06:20.380 --> 06:21.540
‫راستش، من یه بشقاب دیگه هم می‌خوام.

06:21.540 --> 06:22.710
‫منم همین‌طور!

06:26.710 --> 06:30.220
‫با این حال، اصلاً هایاتو چشه؟

06:30.590 --> 06:33.450
‫دو تا دختر خوشگل همین‌جا
‫جلوی روش هستن

06:33.450 --> 06:35.350
‫اون‌وقت داره به دخترای دیگه خیره می‌شه؟

06:36.580 --> 06:40.940
‫می‌دونم، مگه نه؟
‫باید به من و... قناعت کنه.

06:40.940 --> 06:42.350
‫شانس!

06:43.780 --> 06:45.370
‫بردی!

06:46.160 --> 06:48.430
‫بردم!

06:48.430 --> 06:50.260
‫چی؟ هارو-چان؟

06:51.340 --> 06:54.340
‫هارو-چان؟ الو؟ کسی خونه‌ست؟

06:54.340 --> 06:56.580
‫ام، هیمه-چان...

06:56.580 --> 06:59.830
‫ام، آره، بهتره دیگه برم.

06:59.830 --> 07:01.250
‫لازم نیست تا دم در بیای.

07:01.250 --> 07:02.000
‫خداحافظ!

07:02.000 --> 07:03.530
‫هارو-چان؟

07:04.860 --> 07:06.820
‫هاروکی همین‌طوری یهو رفت؟

07:06.820 --> 07:08.260
‫آره، فکر کنم.

07:08.670 --> 07:10.470
‫نخواست ما تا دم در همراهیش کنیم؟

07:10.470 --> 07:14.300
‫شرط می‌بندم فکر کرده اگه باهاش بیای،
‫به سینه‌اش چشم‌چرونی می‌کنی.

07:14.300 --> 07:15.640
‫اصلاً همچین چیزی نیست!

07:15.980 --> 07:18.740
‫چرت و پرت نگو و برو حموم.
‫آماده‌ست.

07:18.740 --> 07:20.270
‫باشه.

07:22.270 --> 07:25.650
‫پسر، هارو-چان هم گاهی
‫واقعاً لجباز می‌شه.

07:26.080 --> 07:30.150
‫چرا نمی‌تونه بدون کمک من
‫با داداشم آشتی کنه؟

07:30.690 --> 07:33.910
‫و نمی‌دونم
‫امروز چه مرگش بود.

07:33.910 --> 07:38.190
‫نکنه واقعاً داره به داداشم
‫علاقه‌مند می‌شه یا چی؟

07:38.190 --> 07:39.660
‫نه، امکان نداره.

07:48.780 --> 07:49.870
‫من اومدم!

07:54.430 --> 07:55.800
‫چه سرده!

08:07.060 --> 08:08.320
‫چی شده...

08:09.640 --> 08:14.040
‫می‌دونم، مگه نه؟
‫باید به من و... قناعت کنه.

08:15.860 --> 08:19.740
‫نکنه نگرانم که یه دختر دیگه
‫زودتر هایاتو رو بقاپه؟

08:25.170 --> 08:26.750
‫اوه، بیخیال!

08:26.750 --> 08:29.360
‫هر چی که باشه، بازم تقصیر هایاتوعه!

08:32.260 --> 08:33.760
‫تماس ورودی
‫کیریشیما هیمه‌کو

08:34.610 --> 08:36.260
‫چی شده، هیمه-چان؟

08:36.260 --> 08:38.760
‫هارو-چان، اوضاع روبه‌راهه؟

08:39.030 --> 08:41.010
‫ام، منظورت چیه؟

08:41.950 --> 08:43.260
‫من...

08:43.260 --> 08:45.270
‫کامل چهار کیلو چاق شدم!

08:49.300 --> 08:52.160
‫هارو-چان، امروز تو هم
‫یه بشقاب دیگه خوردی، نه؟

08:52.160 --> 08:53.610
‫تو چی؟ تو چطور؟

08:53.940 --> 08:56.450
‫من... باید خوب باشم.

08:56.450 --> 08:58.490
‫آره. مطمئنم که خوبم.

08:58.490 --> 09:01.240
‫تماس ورودی
‫کیریشیما هیمه‌کو

08:58.490 --> 09:01.240
‫باید با واقعیت روبرو بشی.
‫همین الان برو خودت رو وزن کن!

09:02.450 --> 09:05.570
‫اوه، مسخره‌بازی در نیار!

09:17.630 --> 09:20.340
‫ما قرار بود با هم رژیم بگیریم، مگه نه؟

09:24.770 --> 09:26.960
‫رژیم؟

09:27.700 --> 09:29.440
‫آره، رژیم.

09:29.440 --> 09:31.260
‫تا حالا رژیم گرفتی؟

09:31.260 --> 09:32.000
‫ها؟

09:32.650 --> 09:35.140
‫ف-فکر می‌کنی اضافه وزن دارم؟

09:35.140 --> 09:37.180
‫ف-فکر می‌کنی باید رژیم بگیرم؟

09:37.180 --> 09:41.160
‫نه، نه! خواهرم ازم خواست
‫که تو این کار کمکش کنم.

09:41.160 --> 09:44.100
‫اصلاً فکر نمی‌کنم نیاز باشه
‫رژیم بگیری.

09:44.100 --> 09:47.730
‫م-متاسفم. باز هم
‫زود قضاوت کردم.

09:49.090 --> 09:54.170
‫من همیشه براش غذا می‌پزم، واسه همین
‫گفتم شاید دستور غذای رژیمی بلد باشی.

09:54.480 --> 09:57.430
‫اوه، تو هم آشپزی می‌کنی، کیریشیما-سان؟

09:57.430 --> 10:02.010
‫خب، از روی اجبار شروع کردم
‫چون مادرم دیگه نمی‌تونه.

10:02.010 --> 10:04.180
‫درسته، واسه همین
‫بیمارستان بودی.

10:05.060 --> 10:07.930
‫تو برادر خیلی خوبی هستی، کیریشیما-سان.

10:08.310 --> 10:11.100
‫خب، نمی‌دونم بشه گفت خوبم یا نه.

10:11.100 --> 10:14.100
‫به نظرم خیلی عالیه که حاضری
‫یه مهارت جدید یاد بگیری

10:14.100 --> 10:15.940
‫تا به کسی کمک کنی!

10:16.300 --> 10:18.690
‫پدربزرگ من هم...

10:18.690 --> 10:20.200
‫میتاکه-سان...

10:21.780 --> 10:25.790
‫یه لحظه پیش، ازم پرسیدی
‫که «تو هم» آشپزی می‌کنی؟

10:25.790 --> 10:26.980
‫تو هم آشپزی می‌کنی؟

10:26.980 --> 10:28.830
‫ها؟ خب، آره.

10:29.250 --> 10:32.460
‫اگه دستور غذای مورد علاقه‌ای داری،
‫شاید بتونی باهام در میون بذاری.

10:32.460 --> 10:38.400
‫مشکلی ندارم، ولی بیشترشون
‫چیزایی‌ان که پدربزرگم دوست داره.

10:38.400 --> 10:40.610
‫پس احتمالاً برای رژیم هم خوبن.

10:40.610 --> 10:41.090
‫اوه!

10:41.760 --> 10:43.470
‫شاید حق با تو باشه!

10:44.490 --> 10:45.750
‫ا-ام!

10:46.760 --> 10:48.600
‫ممنون که اومدی منو ببینی.

10:51.310 --> 10:53.480
‫این اعتراف عشقیه؟

10:53.830 --> 10:57.120
‫پسری که باهاشه کایدو-سانه.

10:57.120 --> 10:58.110
‫کایدو؟

10:58.110 --> 10:59.950
‫کایدو کازوکی-سان.

10:59.950 --> 11:03.470
‫توی باشگاه فوتباله و همه می‌دونن
‫که بین دخترا خیلی محبوبه.

11:04.490 --> 11:08.830
‫الان ردش می‌کنه و
‫اونم فرار می‌کنه.

11:08.830 --> 11:09.750
‫دیدی؟

11:10.100 --> 11:12.190
‫از کجا می‌دونستی ردش می‌کنه؟

11:12.190 --> 11:13.940
‫خیلی خوشگل به نظر می‌رسید.

11:13.940 --> 11:17.680
‫به خاطر چیزایی که دخترا
‫درباره‌اش می‌گن.

11:17.680 --> 11:18.380
‫اوه؟

11:18.740 --> 11:22.240
‫اینکه کایدو-سان فکر می‌کنه
‫نیکایدو-سان همونیه که می‌خواد.

11:29.310 --> 11:32.020
‫هاروکی همونیه که می‌خواد، هان؟

11:32.660 --> 11:33.680
‫صبح بخیر...

11:33.680 --> 11:35.900
‫هی، کیریشیما.

11:36.200 --> 11:38.900
‫ها؟ اون دخترا دارن درباره چی حرف می‌زنن؟

11:38.900 --> 11:41.650
‫فقط گوش کن، دستت میاد.

11:41.990 --> 11:45.460
‫اونایی که می‌گن «فقط همین یه چیز رو بخور»
‫همه‌شون کلاهبرداریه!

11:46.100 --> 11:48.160
‫ورزش سنگین هم یه تله‌ست.

11:48.160 --> 11:51.700
‫ولی حالا می‌فهمم چرا می‌گن
‫گرسنگی بهترین چاشنیه.

11:51.700 --> 11:52.660
‫اوهوم.

11:53.050 --> 11:56.500
‫پس در واقع، ورزش ملایم
‫و مراقب خورد و خوراک بودن

11:56.500 --> 11:58.170
‫مهم‌ترین چیزاست، درسته؟

11:58.470 --> 12:00.760
‫خب، آره، دارن درباره رژیم حرف می‌زنن.

12:00.760 --> 12:03.930
‫خواهر کوچیکم هم چند روز پیش
‫داشت درباره رژیم چرت و پرت می‌گفت.

12:03.930 --> 12:05.150
‫مد شده؟

12:05.150 --> 12:07.430
‫دیگه وقتشه که لباسای
‫تابستونی بپوشیم.

12:07.790 --> 12:10.280
‫اوه، درسته. یه نصیحت
‫می‌تونم بهت بکنم.

12:10.280 --> 12:13.310
‫دخترا وقتی رژیم می‌گیرن، از نظر روحی
‫ناپایدارن.

12:13.310 --> 12:17.300
‫باید باهاشون مثل یه حیوون زخمی و
‫گرسنه رفتار کنی یا یه همچین چیزی.

12:17.300 --> 12:19.830
‫انگار داری از روی
‫تجربه حرف می‌زنی.

12:20.470 --> 12:21.830
‫چون دوست‌دختر منم همین‌طوریه.

12:21.830 --> 12:23.570
‫اون هم همین‌طوریه؟

12:23.990 --> 12:26.980
‫خب، خیلی وقته
‫با هم هستین؟

12:26.980 --> 12:31.640
‫اوه، از آخر راهنمایی،
‫پس خیلی وقت نیست.

12:31.640 --> 12:33.670
‫البته دوستای دوران بچگی هم بودیم.

12:33.670 --> 12:36.820
‫از اون نظر، فکر کنم
‫خیلی وقته با همیم.

12:37.710 --> 12:39.520
‫یه نصیحت دیگه.

12:39.520 --> 12:43.720
‫وقتی شکم یه دختر خالیه، به جاش بهش محبت کن!

12:44.910 --> 12:45.950
‫چی؟

12:45.950 --> 12:50.390
‫از تلاشش تعریف کن، لوسش کن
‫و کلی بهش توجه فیزیکی نشون بده!

12:50.390 --> 12:52.970
‫انتظار داری این کارا رو
‫با خواهر کوچیکم بکنم؟

12:54.850 --> 12:56.890
‫باید پروتئین زیادی مصرف کنی.

12:56.890 --> 12:59.730
‫آره، شنیده بودم.

13:05.110 --> 13:06.110
‫بدون قند
‫ساده

13:06.110 --> 13:07.110
‫آب سبزیجات

13:11.370 --> 13:12.700
‫یه گاز می‌زنی؟

13:12.700 --> 13:14.210
‫م-من نمی‌تونم اینو بخورم!

13:14.210 --> 13:14.870
‫ولی هارو...

13:14.870 --> 13:18.510
‫من همین الانش چ-چهار کیلو چاق شدم!

13:18.510 --> 13:21.100
‫ولی اصلاً به نظر نمیاد
‫این‌قدر چاق شده باشی.

13:21.100 --> 13:22.130
‫هایاتو!

13:22.410 --> 13:26.200
‫تو نمی‌دونی چهار کیلو
‫چقدر زیاده!

13:26.200 --> 13:27.380
‫مشکلت چیه؟

13:27.380 --> 13:29.850
‫شیر نورث کانتری

13:27.720 --> 13:30.280
‫گوش کن. این معادل اینه که حدود
‫چهار پاکت شیر،

13:29.850 --> 13:32.600
‫تخت ♭

13:30.280 --> 13:32.640
‫هفت تا مجله هفتگی مانگا،

13:32.640 --> 13:36.520
‫یه هندونه متوسط، یا یه کیسه
‫کوچیک برنج

13:33.890 --> 13:36.520
‫برنج

13:36.520 --> 13:40.020
‫گوشت اضافه شده
‫به بدنت باشه!

13:40.360 --> 13:43.280
‫ا-اوه. جدی؟

13:51.870 --> 13:54.100
‫ام، من...

13:54.100 --> 13:55.040
‫همم؟

13:55.040 --> 13:56.540
‫از دستم عصبانی هستی؟

13:56.840 --> 13:57.540
‫ها؟

13:57.820 --> 14:02.020
‫آخه هایاتو، کل روز یه قیافه
‫خیلی جدی داشتی.

14:02.020 --> 14:03.800
‫خب، اون فقط...

14:03.800 --> 14:09.430
‫فکر کنم دیروز دوباره
‫زیاده‌روی کردم، متاسفم.

14:09.430 --> 14:10.430
‫زیاده‌روی؟

14:12.500 --> 14:15.520
‫دخترا وقتی رژیم می‌گیرن، از نظر روحی
‫ناپایدارن.

14:15.850 --> 14:19.980
‫وقتی شکم یه دختر خالیه،
‫به جاش بهش محبت کن!

14:20.560 --> 14:23.110
‫از نظر روحی ناپایدار، هان؟

14:23.450 --> 14:27.110
‫به خاطر چیزایی که دخترا
‫درباره‌اش می‌گن.

14:27.110 --> 14:30.450
‫اینکه کایدو-سان فکر می‌کنه
‫نیکایدو-سان همونیه که می‌خواد.

14:32.200 --> 14:33.290
‫هاروکی.

14:33.720 --> 14:34.560
‫چی...

14:37.090 --> 14:38.050
‫موهات.

14:38.050 --> 14:39.510
‫آ-آره؟

14:40.210 --> 14:43.610
‫نمی‌گن اگه زیاد رژیم بگیری و
‫مواد مغذی به بدنت نرسه،

14:43.610 --> 14:45.650
‫به موهات آسیب می‌زنه؟

14:46.680 --> 14:48.380
‫نمی‌خوام این اتفاق بیفته.

14:48.380 --> 14:48.970
‫ها؟

14:49.390 --> 14:51.780
‫ا-اوه. مراقبش می‌شم.

14:52.580 --> 14:54.190
‫زیاده‌روی نکن، باشه؟

14:54.190 --> 14:57.670
‫من اینجام که کمکت کنم، پس عجله نکن
‫و آروم پیش برو.

14:57.670 --> 14:59.980
‫اوهوم. سعی می‌کنم.

14:59.980 --> 15:02.740
‫آره، و می‌دونی،

15:02.740 --> 15:04.980
‫موهات خیلی نرمه،
‫می‌تونم بهش معتاد بشم.

15:04.980 --> 15:06.800
‫و-واقعاً؟

15:07.740 --> 15:10.140
‫همیشه خوب ازشون مراقبت می‌کنم.

15:10.140 --> 15:10.740
‫اوه.

15:10.740 --> 15:14.310
‫ولی اگه زیاد این کارو بکنم،
‫همه رو بهم می‌ریزم،

15:14.310 --> 15:15.480
‫پس بهتره همین‌جا تمومش کنم.

15:15.480 --> 15:16.240
‫ام...

15:17.730 --> 15:19.290
‫هایاتو؟

15:20.260 --> 15:22.500
‫ه-هاروکی؟

15:22.790 --> 15:23.630
‫من...

15:24.420 --> 15:25.300
‫من؟

15:26.000 --> 15:28.270
‫منننن!

15:28.270 --> 15:29.260
‫هاروکی؟

15:29.590 --> 15:32.380
‫چ-چیکار داری می‌کنی؟!

15:34.330 --> 15:37.820
‫ک-کی یاد گرفتی این کارا رو بکنی، هایاتو؟!

15:37.820 --> 15:41.520
‫تا حالا چند تا دختر دیگه
‫اسیر این کلک‌های کثیفت شدن؟!

15:41.520 --> 15:44.500
‫صبر کن! آروم باش!
‫کلکی در کار نیست!

15:44.500 --> 15:47.000
‫توی تسوکینوسه که اصلاً کسی
‫هم‌سن و سال من نبود!

15:47.000 --> 15:50.280
‫یعنی، غیر از هیمه‌کو، کلاً فقط
‫گوسفند و گربه بودن!

15:50.280 --> 15:52.380
‫ت-تو این کارو با هیمه‌-چان کردی؟!

15:52.380 --> 15:55.660
‫این، این، می‌دونی... این همون
‫چیزیه که بهش می‌گن... می‌دونی!

15:55.660 --> 15:59.160
‫چرت نگو. بیخیال بابا.

16:02.820 --> 16:04.290
‫بیخیال.

16:04.650 --> 16:09.680
‫من عادت ندارم کسی ازم تعریف کنه
‫و لوسم کنه و این حرفا!

16:09.680 --> 16:13.600
‫تا حالا هم کسی موهامو این‌طوری
‫نوازش نکرده بود.

16:13.600 --> 16:16.800
‫خب این عجیبه. مگه
‫خیلی محبوب نیستی؟

16:17.080 --> 16:22.020
‫فکر می‌کردم به اینکه پسرا بهت
‫ابراز علاقه کنن عادت داشته باشی.

16:22.020 --> 16:23.060
‫اصلاً.

16:23.510 --> 16:25.690
‫تا حالا کسی بهم همچین چیزی نگفته بود.

16:26.150 --> 16:28.820
‫همیشه یه جوری رفتار می‌کردم
‫که ازم دور بمونن.

16:28.820 --> 16:30.530
‫اوه، واقعاً؟

16:31.140 --> 16:32.460
‫یه رسوایی.

16:33.320 --> 16:38.900
‫وقتی سلبریتی‌ها با کسی وارد رابطه می‌شن
‫و روی کارشون اثر می‌ذاره،

16:38.900 --> 16:41.990
‫می‌تونه براشون
‫دردسر بزرگی بشه.

16:41.990 --> 16:43.540
‫آره، حدس می‌زنم.

16:43.830 --> 16:47.440
‫پس من—یعنی، اون دختر خوبه
‫نیکایدو هاروکی—

16:47.440 --> 16:49.540
‫نمی‌تونم با کسی وارد رابطه بشم.

16:50.820 --> 16:51.920
‫باشه.

16:52.550 --> 16:55.490
‫فکر کنم می‌فهمم
‫چی می‌خواد بگه،

16:55.490 --> 16:57.940
‫ولی یه چیز دیگه‌ای هم پشتش هست.

16:57.940 --> 17:01.560
‫اون هفت سالِ از دست رفته
‫سد راهم شده و مخفیش کرده.

17:01.900 --> 17:05.770
‫به هر حال، حداقل برای سلامتی‌ام
‫باید رژیم رو رعایت کنم.

17:05.770 --> 17:07.560
‫برای سلامتی‌ام.

17:10.070 --> 17:13.570
‫هوم... دستور پخت برای رژیم...

17:13.570 --> 17:17.070
‫امروز کلاً غذای ایزاکایا بود.

17:17.420 --> 17:21.450
‫آره، می‌دونم.
‫خودمم حس کردم یه جای کار می‌لنگه.

17:21.780 --> 17:24.020
‫ولی خوشمزه بود.

17:24.020 --> 17:26.180
‫قبلاً از میتاکه-سان مشورت گرفتم،

17:26.180 --> 17:28.710
‫و دوستای دختر زیادی هم ندارم.

17:28.710 --> 17:29.710
‫اوه!

17:30.500 --> 17:34.200
‫هیمه‌کو، می‌تونی اطلاعات تماس
‫مورا‌ئو-سان رو بهم بدی؟

17:34.200 --> 17:36.540
‫ها؟ منظورت ساکی-چانه؟

17:36.540 --> 17:39.590
‫هایاتو، می‌دونم که عرضه نداری با کسی وارد
‫رابطه بشی،

17:39.590 --> 17:43.440
‫ولی مخ زدن دوستای خواهرت

17:43.440 --> 17:44.970
‫خیلی حرکت ضایعیه.

17:44.970 --> 17:47.410
‫چی؟ به خاطر این نیست که می‌پرسم!

17:47.410 --> 17:49.850
‫فقط... یه چیزی هست که باید ازش بپرسم.

17:49.850 --> 17:51.430
‫آره، نمی‌دونم.

17:51.430 --> 17:55.920
‫اونم از اولش خیلی
‫ازت خوشش نمی‌اومد.

17:55.920 --> 17:57.860
‫این که درسته.

17:59.540 --> 18:02.850
‫خیلی خب. آدرس‌ت رو به
‫ساکی-چان می‌دم،

18:02.850 --> 18:05.570
‫ولی دیگه به خودش بستگی داره که
‫بخواد بهت پیام بده یا نه.

18:05.570 --> 18:07.120
‫باختی!

18:12.940 --> 18:17.490
‫نمی‌دونم چرا، ولی داداشم
‫اطلاعات تماس تو رو می‌خواست.

18:17.490 --> 18:22.260
‫عجیب نیست؟ به هر حال، این آدرسشه،
‫ولی اگه خواستی نادیده‌اش بگیر.

18:27.270 --> 18:29.890
‫بلاک / افزودن دوست

18:29.890 --> 18:33.400
‫اینجا مورا‌ئو ساکی‌ئه.
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

18:33.400 --> 18:34.730
‫ارسال

18:47.120 --> 18:51.620
‫اینجا مورا‌ئو ساکی‌ئه.
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

18:47.120 --> 18:49.620
‫همین الان جواب داد؟

18:49.620 --> 18:51.620
‫باید زودتر بهش پیام می‌دادم.

18:53.670 --> 18:56.270
‫فکر کنم خیلی وقته ندیدمت.

18:56.270 --> 19:00.640
‫ببخشید مزاحم شدم، ولی دیروز هیمه‌کو
‫یهو گفت می‌خواد رژیم بگیره.

19:00.640 --> 19:03.010
‫دستور پخت خوبی سراغ داری
‫که به دردش بخوره؟

19:03.010 --> 19:07.670
‫راستش، فکر کردم چون دختری،
‫شاید ایده‌های بهتری داشته باشی.

19:08.890 --> 19:10.770
‫واو! چقدر سریع!

19:10.770 --> 19:12.290
‫متوجه شدم.

19:12.290 --> 19:16.080
‫من تا حالا رژیم نگرفتم، پس
‫نمی‌تونم نظر قطعی بدم،

19:16.080 --> 19:21.150
‫ولی اگه کلمات «رژیم»، «غذا» و
‫«پیشنهادی» رو سرچ کنی چی؟

19:21.510 --> 19:24.410
‫آره، شاید واقعاً
‫ازم خوشش نمیاد.

19:24.410 --> 19:26.370
‫خیلی خب. ممنون.

19:26.370 --> 19:27.740
‫فقط همین رو می‌خواستی؟

19:27.740 --> 19:29.660
‫اگه چیز دیگه‌ای پیش اومد
‫دوباره بهت پیام می‌دم.

19:29.950 --> 19:31.040
‫متوجه شدم

19:35.210 --> 19:38.420
‫خیلی کوتاه جواب دادم؟

19:38.420 --> 19:41.850
‫نه، نمی‌تونم این فرصت خوب برای
‫حرف زدن باهاش رو از دست بدم!

19:41.850 --> 19:43.180
‫باید ادامه بدم!

19:43.520 --> 19:47.430
‫چیز دیگه‌ای هست که در موردش
‫حرف بزنم؟ هر چیزی؟

19:55.940 --> 19:58.480
‫خوابم برد. هوم؟

19:58.480 --> 20:04.320
‫پاستای شیراتاکی / دستور پخت سینه مرغ /
‫املت برنج با قارچ

19:58.480 --> 20:01.690
‫واو! مورا‌ئو-سان کلی تحقیق کرده.

20:01.690 --> 20:04.320
‫فکر کنم می‌خواسته به هیمه‌کو کمک کنه.

20:04.580 --> 20:06.570
‫صبر کن. این چیه؟

20:10.590 --> 20:12.660
‫این لباس منه برای
‫جشنواره امسال.

20:12.660 --> 20:13.710
‫نظرت چیه؟

20:14.250 --> 20:15.910
‫صبر کن. ام...

20:16.460 --> 20:19.700
‫هیمه‌کو احتمالاً وقتی کار روی لباس
‫خودش رو شروع کنه، می‌خواد اینو ببینه.

20:19.700 --> 20:21.820
‫حتماً برای همین فرستاده‌اش.

20:21.820 --> 20:24.480
‫ممنون. هیمه‌کو از دیدن این
‫خیلی ذوق‌زده می‌شه.

20:24.480 --> 20:27.940
‫تو هر سال لباس‌های خیلی
‫قشنگی می‌پوشی.

20:27.940 --> 20:28.850
‫این واقعاً بامزه‌ست.

20:43.860 --> 20:45.360
‫متوجه شدم

20:45.800 --> 20:47.180
‫اصلاً اهل حاشیه نیست.

20:47.180 --> 20:48.900
‫چه خبر، کیریشیما؟

20:48.900 --> 20:50.490
‫اوه، حالا دیگه دخترای معبد؟

20:50.490 --> 20:51.970
‫صبر کن، موری!

20:51.970 --> 20:55.900
‫این اصلاً سبک من نیست. برای
‫جشنواره‌ست... یعنی...

20:55.900 --> 20:58.630
‫آره آره. تو هم که عاشق جشنواره‌ای.
‫گرفتم چی شد.

20:58.630 --> 21:01.860
‫دخترای معبد قطعاً یکی از
‫مزایای جشنواره‌ان، قبول،

21:01.860 --> 21:04.260
‫ولی یکی دیگه دیدن دخترا با یوکاتا‌ست!

21:04.580 --> 21:06.710
‫نمی‌تونم بگم مخالفم.

21:06.710 --> 21:07.510
‫واو!

21:07.510 --> 21:10.410
‫یوکاتا واقعاً حس و حال
‫یه موقعیت خاص رو می‌ده.

21:10.410 --> 21:12.920
‫وقتی موهاشون رو متناسب با
‫یوکاتا درست می‌کنن،

21:12.920 --> 21:14.520
‫و پشت گردنشون معلوم می‌شه...

21:14.520 --> 21:17.100
‫با اینکه پوست زیادی معلوم نیست،
‫ولی خیلی سکسیه.

21:18.500 --> 21:21.690
‫یعنی پسرا واقعاً از دخترا
‫با یوکاتا خوششون میاد؟

21:21.690 --> 21:22.460
‫آره!

21:22.460 --> 21:23.400
‫معلومه که خوشمون میاد!

21:23.400 --> 21:24.980
‫حالا که بحثش شد، نیکایدو-سان،

21:24.980 --> 21:27.530
‫می‌شه به ما نشون بدی
‫که با یوکاتا چه شکلی می‌شی؟

21:27.530 --> 21:28.280
‫ها؟

21:28.580 --> 21:30.630
‫لطفاً با ما بیا جشنواره!

21:30.630 --> 21:33.540
‫ها؟ ن-نمی‌تونم!

21:33.540 --> 21:34.900
‫لطفاً، یه راهی پیدا کن!

21:34.900 --> 21:35.920
‫واقعاً نمی‌تونم!

21:34.900 --> 21:37.690
‫نیکایدو خیلی عوض شده، نه؟

21:35.920 --> 21:37.690
‫فقط برای یه مدت کوتاه!

21:37.690 --> 21:38.690
‫واقعاً، واقعاً نمی‌تونم!

21:37.690 --> 21:40.040
‫فکر کنم من خبر ندارم.

21:38.690 --> 21:39.120
‫لطفاً!

21:39.120 --> 21:39.530
‫متاسفم!

21:39.530 --> 21:40.040
‫لطفاً!

21:40.040 --> 21:40.630
‫متاسفم!

21:40.630 --> 21:41.010
‫لطفاً!

21:41.010 --> 21:41.510
‫متاسفم!

21:41.510 --> 21:43.030
‫الان خیلی خوش‌برخوردتر به نظر میاد.

21:41.880 --> 21:42.410
‫خواهش می‌کنم!

21:42.410 --> 21:42.820
‫ببخشید!

21:42.820 --> 21:43.240
‫خواهش می‌کنم!

21:43.030 --> 21:45.250
‫خیلی راحت‌تر
‫از قبل شده.

21:43.240 --> 21:43.590
‫ببخشید!

21:43.590 --> 21:44.020
‫خواهش می‌کنم!

21:44.020 --> 21:44.460
‫ببخشید!

21:44.460 --> 21:44.880
‫خواهش می‌کنم!

21:44.880 --> 21:45.800
‫ببخشید!

21:45.800 --> 21:49.480
‫فکر کنم اون شایعه‌ای که دخترا
‫پخش کردن، حقیقت داره.

21:49.480 --> 21:50.430
‫شایعه؟

21:50.840 --> 21:53.930
‫اینکه نیکایدو هاروکی حالا دوست‌پسر داره.

21:54.320 --> 21:55.180
‫ها؟

21:56.460 --> 21:57.440
‫ببخشید.

21:57.700 --> 21:59.940
‫اوه. دیدی؟ دقیقاً سر بزنگاه.

22:00.420 --> 22:01.940
‫همون پسره‌ست.

22:02.960 --> 22:05.190
‫نیکایدو-سان هست؟

22:05.210 --> 22:20.210
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
