1
00:00:10,000 --> 00:00:20,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:20,024 --> 00:00:30,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:41,583 --> 00:00:43,292
‫آماده، حرکت، هات!‬

4
00:00:50,800 --> 00:00:53,260
‫نیوسام! این چه وضعشه؟

5
00:00:53,261 --> 00:00:55,095
‫ببخشید، مربی، پوشش رو اشتباه خوندم.‬

6
00:00:55,096 --> 00:00:58,600
‫۰-۴ شدیم. چطوره جوری رفتار
‫کنی که به عمرت توپ فوتبال دیدی.

7
00:01:03,354 --> 00:01:04,856
‫هی، مربی، باید گرم کردن رو شروع کنم؟‬

8
00:01:05,440 --> 00:01:06,441
‫- نه.‬
‫- نه.‬

9
00:01:08,151 --> 00:01:10,944
‫ببین، من پنج دقیقه دیگه با سرپرست کار دارم،‬

10
00:01:10,945 --> 00:01:16,325
‫پس همین‌طوری بهشون پاس‌های بلند بده تا وقتی
‫که یه کوارتربک بالاخره یکیش رو درست پرتاب کنه!‬

11
00:01:16,326 --> 00:01:17,994
‫- دو سرعت می‌زنی!‬
‫- چشم.‬

12
00:01:18,578 --> 00:01:19,579
‫خوش‌حالم که برگشتی.‬

13
00:01:24,010 --> 00:01:26,888
‫خیلی خب، حواستون جمع باشه آقایون.‬
‫مربی والتر داره میاد.‬

14
00:01:27,837 --> 00:01:31,173
‫خب، تو و آلن بالاخره آماده‌اید‬
‫که بذارید من توپ رو بگیرم و بدوم، یا...‬

15
00:01:31,174 --> 00:01:33,926
‫نه. زبرا ۳۴!‬

16
00:01:33,927 --> 00:01:35,928
‫یه بازی پاسکاری دیگه؟ تو رو خدا.‬

17
00:01:35,929 --> 00:01:37,888
‫نمی‌خوام دستم رو تو هفته‌ی استراحت‬
‫از کار بندازم.‬

18
00:01:37,889 --> 00:01:41,308
‫اینطور که ما می‌بینیم، انگار‬
‫اصلاً تلاشی نمی‌کنی.‬

19
00:01:41,309 --> 00:01:44,269
‫جدی می‌گم. دائم داری خطا می‌زنی،‬
‫و گیرنده‌ها رو از دست می‌دی.‬

20
00:01:44,270 --> 00:01:46,522
‫هفته‌ی پیش سه تا پرتاب اشتباه دادی.‬
‫اصلاً برات مهم نیست.‬

21
00:01:46,523 --> 00:01:49,776
‫می‌دونی، تو از بابامم بدتر گیر میدی. برام مهمه.‬

22
00:01:50,777 --> 00:01:51,778
‫پس ثابتش کن.‬

23
00:01:52,362 --> 00:01:53,696
‫رو پاس دادنت کار کن.‬

24
00:01:55,156 --> 00:01:56,449
‫زبرا ۳۴!‬

25
00:01:58,368 --> 00:02:01,663
‫خیلی خب بچه‌ها، بریم.‬
‫حرف مربی رو شنیدید. آماده!‬

26
00:02:02,539 --> 00:02:04,331
‫- زبرا ۳۴.‬
‫- زبرا ۳۴.‬

27
00:02:04,332 --> 00:02:05,499
‫خیلی خب، بچه‌ها.‬

28
00:02:05,500 --> 00:02:08,461
‫- اینو ببینید.‬
‫- مایک رو ببینید! مایک رو ببینید!‬

29
00:02:09,045 --> 00:02:09,878
‫آماده!‬

30
00:02:09,879 --> 00:02:11,338
‫هی، اون پیرهن رو درست کن.‬

31
00:02:11,339 --> 00:02:13,758
‫- پایین، حاضر، هات!‬
‫- شروع شد.‬

32
00:02:18,138 --> 00:02:19,013
‫لعنتی!‬

33
00:02:19,681 --> 00:02:20,722
‫پشتشم! پشتشم!‬

34
00:02:22,267 --> 00:02:23,434
‫بزن بریم، عشقی.‬

35
00:02:25,603 --> 00:02:27,188
‫یالا.‬

36
00:02:27,689 --> 00:02:29,481
‫هی، مربی، فقط بذار کارم رو بکنم!‬

37
00:02:30,775 --> 00:02:31,692
‫- هی!‬
‫- یالا!‬

38
00:02:31,693 --> 00:02:32,902
‫حتی ۳۴ هم نبود.‬

39
00:02:35,738 --> 00:02:37,823
‫می‌دونی، می‌تونیم در وقت صرفه‌جویی کنیم‬

40
00:02:37,824 --> 00:02:40,701
‫و از سندروم تونل کارپال جلوگیری کنیم‬
‫فقط کافیه فتوشاپشون کنیم؟

41
00:02:40,702 --> 00:02:43,997
‫آره، اما یه ارزشی تو کار دستی هست.‬

42
00:02:44,706 --> 00:02:48,167
‫من رو یاد اون مغازه‌ی دست دوم فروشی‬
‫کوچیک تو گرین‌پوینت میندازه که لوسی دوست داشت.‬

43
00:02:48,168 --> 00:02:50,544
‫من همیشه پایه‌ی کارای هنری و دستی هستم.‬

44
00:02:50,545 --> 00:02:51,671
‫ممنون، دنی.‬

45
00:03:01,222 --> 00:03:03,349
‫کول خبر رابطه‌ی تو و ارین رو‬
‫چه‌جوری هضم کرد؟‬

46
00:03:03,933 --> 00:03:05,643
‫فرصت نکردم بهش بگم.‬

47
00:03:06,352 --> 00:03:07,853
‫شما که با هم هم‌اتاقی هستید.‬

48
00:03:07,854 --> 00:03:09,354
‫چی باید بگم؟‬

49
00:03:09,355 --> 00:03:10,856
‫«شب بخیر، خوب بخوابی.»‬

50
00:03:10,857 --> 00:03:13,358
‫«امیدوارم ناراحت نشی که دارم‬
‫با دوست‌دختر سابقت قرار می‌ذارم.»‬

51
00:03:13,359 --> 00:03:16,069
‫هر چی بیشتر این موضوع رو کش بدی،‬
‫احتمال بیشتری داره که اون‬

52
00:03:16,109 --> 00:03:18,195
‫به روش بدتری بفهمه.‬

53
00:03:19,824 --> 00:03:21,158
‫انجامش میدم.

54
00:03:21,159 --> 00:03:22,284
‫امشب.‬

55
00:03:22,285 --> 00:03:23,786
‫خوبه. از پسش برمیای.‬

56
00:03:26,539 --> 00:03:28,791
‫برو. به ارین بگو سلام رسوندم.‬

57
00:03:34,631 --> 00:03:36,798
‫نه، نه.‬

58
00:03:36,799 --> 00:03:39,259
‫تا تکالیف‌ت رو تموم نکنی،‬
‫گرگوری پک رو بیرون نمی‌بری.‬

59
00:03:39,260 --> 00:03:40,802
‫شاید بتونه کمک کنه؟‬

60
00:03:40,803 --> 00:03:43,096
‫تلاش خوبی بود، ولی من که هالو نیستم.‬

61
00:03:43,097 --> 00:03:44,514
‫- هی، مامان؟‬
‫- بله؟‬

62
00:03:44,515 --> 00:03:46,516
‫آخر هفته باید برای بازی کوکی ببرم.‬

63
00:03:46,517 --> 00:03:49,561
‫- می‌خوای بعداً با من بپزی‌شون؟‬
‫- آره.‬

64
00:03:49,562 --> 00:03:52,398
‫- شکلاتی یا جو دوسر؟‬
‫- هردو.‬

65
00:03:52,786 --> 00:03:54,662
‫سلام، جردن، روزت چطور بود؟‬

66
00:03:54,776 --> 00:03:56,319
‫قبل از این صحبت بهتر بود.‬

67
00:03:58,780 --> 00:04:00,448
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

68
00:04:00,981 --> 00:04:03,190
‫برای فروشگاه موقت فردا آماده‌اید؟‬

69
00:04:03,284 --> 00:04:04,534
‫تقریباً،‬

70
00:04:04,535 --> 00:04:07,454
‫اما راستش، هنوز امیدوارم چند تا‬
‫کمک مالی دیگه بگیریم.‬

71
00:04:07,455 --> 00:04:10,040
‫مجبور شدیم یه جعبه رو بندازیم دور‬
‫چون یکی فکر کرده بود سطل آشغاله.‬

72
00:04:10,041 --> 00:04:13,168
‫- خیلی چندش بود.‬
‫- راستی چقدر می‌خواید پول جمع کنید؟‬

73
00:04:13,169 --> 00:04:14,378
‫هزار دلار.‬

74
00:04:14,379 --> 00:04:17,047
‫می‌تونی هر چی می‌خوای از تو کمد من‬
‫برداری.‬

75
00:04:17,048 --> 00:04:18,131
‫واقعاً؟‬

76
00:04:18,132 --> 00:04:19,967
‫البته. هر چی می‌خوای بردار.‬

77
00:04:19,968 --> 00:04:23,054
‫فقط به خاطر گندکاری‌های فشن سابقم‬
‫قضاوت نکن.‬

78
00:04:24,389 --> 00:04:26,307
‫دقیقاً چقدر بدن مگه؟

79
00:04:26,730 --> 00:04:28,632
‫اسم گروه «وَم!» رو شنیدی؟‬

80
00:04:41,322 --> 00:04:42,906
‫باور کن، گریسی،‬

81
00:04:42,907 --> 00:04:46,076
‫این ماجرای مزرعه‌ی مهمان‌نوازی‬
‫داره منو عصبی می‌کنه.‬

82
00:04:46,077 --> 00:04:47,786
‫آخه یه مشت اتاقک چادریه، مامان.‬

83
00:04:47,787 --> 00:04:49,914
‫الان یه مشت اتاقکه.‬

84
00:04:50,415 --> 00:04:51,748
‫ولی کمی بعد،‬

85
00:04:51,749 --> 00:04:55,544
‫ما می‌شیم تلوراید یا اَسپن بعدی،‬

86
00:04:55,545 --> 00:04:59,339
‫با هتل‌ها و مجموعه‌ها و ویلاهای‬
‫تعطیلاتی سلبریتی‌ها.‬

87
00:04:59,340 --> 00:05:01,258
‫آخه این به نظرت جذابه؟‬

88
00:05:01,259 --> 00:05:03,135
‫شاید اگه سلبریتی مناسبی باشه.‬

89
00:05:03,136 --> 00:05:05,971
‫یعنی، اگه تیموتی شالامه بخواد‬
‫بیاد اینجا تعطیلات،‬

90
00:05:05,972 --> 00:05:08,098
‫خودم شخصاً براش فرش قرمز پهن می‌کنم.‬

91
00:05:08,099 --> 00:05:10,435
‫آه، همه‌ش سرگرمیه، عزیزم.‬

92
00:05:10,905 --> 00:05:13,407
‫تا وقتی که دیگه نتونیم‬
‫از پس زندگی اینجا بربیایم.‬

93
00:05:25,325 --> 00:05:26,617
‫خب، بهتر شدم؟‬

94
00:05:29,555 --> 00:05:30,972
‫- سلام، گریس.‬
‫- سلام.‬

95
00:05:30,997 --> 00:05:33,041
‫- جکی بالاست.‬
‫- باشه، ممنون.‬

96
00:05:34,959 --> 00:05:36,294
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

97
00:05:37,295 --> 00:05:39,755
‫ممنون که برای شام نگه‌ش داشتی.‬

98
00:05:39,756 --> 00:05:42,215
‫باب تا دیروقت سر کاره، و من یه...‬

99
00:05:42,216 --> 00:05:43,425
‫یه کاری دارم.‬

100
00:05:43,426 --> 00:05:46,637
‫- هر وقت بخواد می‌تونه بیاد. خودت می‌دونی.‬
‫- باشه.‬

101
00:05:47,972 --> 00:05:49,307
‫خب، اوضاع چطور بوده؟‬

102
00:05:50,141 --> 00:05:52,352
‫من... خوب بودم.‬

103
00:05:53,436 --> 00:05:55,480
‫داشتم کارهای عقب‌افتاده رو انجام می‌دادم.‬

104
00:05:59,984 --> 00:06:03,404
‫ببین، قبل از اینکه مجبور شیم در مورد‬
‫آب‌و‌هوا حرف بزنیم، می‌خوام تکلیف رو روشن کنم.‬

105
00:06:06,783 --> 00:06:08,742
‫جو، تو اولین کسی بودی که من‬
‫تو سیلور فالز دیدم‬

106
00:06:08,743 --> 00:06:10,119
‫که فامیلیش والتر نبود.‬

107
00:06:11,162 --> 00:06:13,872
‫و من تمام تلاشم رو می‌کنم که مطمئن شم‬
‫این کسب‌و‌کار‬

108
00:06:13,873 --> 00:06:15,916
‫آرامش هیچ‌کس رو به هم نمی‌زنه،‬

109
00:06:15,917 --> 00:06:20,380
‫اما... واقعاً دلم نمی‌خواد این موضوع‬
‫بین ما فاصله بندازه.‬

110
00:06:22,755 --> 00:06:23,758
‫منم همین‌طور.‬

111
00:06:25,825 --> 00:06:26,951
‫پس نمی‌ذاریم این اتفاق بیفته.‬

112
00:06:27,720 --> 00:06:29,137
‫- باشه؟‬
‫- باشه.‬

113
00:06:29,138 --> 00:06:31,474
‫- تو کلوپ کتاب می‌بینمت. باشه.‬
‫- آره.‬

114
00:06:31,974 --> 00:06:34,018
‫حرفای زیادی در مورد فصل پنج دارم.‬

115
00:06:46,447 --> 00:06:51,159
‫خیلی خب، مورف. اگه رکوردمون رو بشکونیم،‬
‫شاید یه جایزه‌ای در انتظارت باشه.‬

116
00:06:51,160 --> 00:06:52,078
‫ها؟‬

117
00:06:52,578 --> 00:06:53,412
‫آخرین دور.‬

118
00:06:53,413 --> 00:06:56,541
‫پاهات رو محکم کن، کلاهت رو بکش پایین،‬
‫و بزن بریم.‬

119
00:07:02,964 --> 00:07:04,674
‫ایول.‬

120
00:07:09,887 --> 00:07:10,972
‫یالا، مورف.‬

121
00:07:18,187 --> 00:07:19,021
‫و...‬

122
00:07:21,023 --> 00:07:21,858
‫تمومه.

123
00:07:31,117 --> 00:07:33,243
‫- باشه.‬
‫- تحت تأثیر قرار گرفتم.‬

124
00:07:33,244 --> 00:07:34,286
‫واقعاً؟‬

125
00:07:34,287 --> 00:07:37,164
‫تحت تأثیر قرار گرفتم که نیفتادی،‬
‫چون یکم لرزون بودی.‬

126
00:07:37,165 --> 00:07:39,667
‫اما اگه رکاب‌ها رو کوتاه‌تر کنیم‬
‫و روی تعادلت کار کنی، خب،‬

127
00:07:40,209 --> 00:07:41,293
‫موفق می‌شی.‬

128
00:07:41,294 --> 00:07:42,462
‫و زمان‌مون؟‬

129
00:07:44,005 --> 00:07:46,382
‫دو ثانیه بهتر شد. رکورد شخصی جدیدته.‬

130
00:07:46,883 --> 00:07:48,967
‫باشه. می‌تونستی اول اینو بگی.‬

131
00:07:48,968 --> 00:07:51,471
‫می‌تونستم، ولی وظیفه‌م اینه که متواضع‬
‫نگه‌ت‌ دارم.‬

132
00:07:52,555 --> 00:07:53,973
‫- کارت عالی بود، رفیق.‬
‫- ممنون.‬

133
00:07:54,599 --> 00:07:56,558
‫ من با اسبه بودم.‬

134
00:07:56,559 --> 00:07:58,936
‫با تو حرف می‌زد. شنیدی؟‬

135
00:08:04,233 --> 00:08:06,569
‫این اَنی اوکلی قضیه‌ش چیه؟‬

136
00:08:07,069 --> 00:08:09,321
‫اسمش بلیکه. ۱۸ سالشه،‬

137
00:08:09,322 --> 00:08:13,534
‫و داره بهش یاد می‌ده چه‌جوری تو کارای‬
‫خطرناک گاوبازی نمیره.‬

138
00:08:14,094 --> 00:08:16,262
‫مطمئنی فقط همینا رو بهش یاد می‌ده؟‬

139
00:08:16,287 --> 00:08:21,125
‫نمی‌دونم و برام مهم نیست.‬
‫خودش خواست تنها باشه، پس تنها می‌مونه.‬

140
00:08:23,753 --> 00:08:26,755
‫پدهای شانه‌ی عجیبیه، بتمن!‬

141
00:08:26,756 --> 00:08:27,798
‫می‌تونم اینو قرض بگیرم؟‬

142
00:08:28,799 --> 00:08:30,301
‫به شرط اینکه قول بدی گمش کنی.‬

143
00:08:46,359 --> 00:08:47,443
‫اینا چین؟‬

144
00:08:49,403 --> 00:08:51,113
‫مال مامانمه.

145
00:08:55,952 --> 00:08:57,286
‫طراحی‌های اونن.‬

146
00:09:17,139 --> 00:09:17,973
‫ده!‬

147
00:09:20,726 --> 00:09:22,018
‫خیلی خب، بچه‌ها، یادتون نره.‬

148
00:09:22,019 --> 00:09:24,188
‫امشب تو خونه‌ی من مشروب‌خوری داریم، باشه؟‬
‫فقط با دعوت.‬

149
00:09:24,689 --> 00:09:25,773
‫بابات چی؟‬

150
00:09:26,274 --> 00:09:28,483
‫اگه روی امتیاز کوارتربک بودنم‬
‫یا رکوردمون تأثیر نذاره،‬

151
00:09:28,484 --> 00:09:30,402
‫اصلاً براش مهم نیست چی کار می‌کنم.‬

152
00:09:30,403 --> 00:09:33,196
‫تازه، رفته دِنوِر با معشوقه‌ی جدیدش‬
‫سرگرمه.‬

153
00:09:33,197 --> 00:09:35,783
‫هی، بچه‌ها، می‌شه یه لحظه ما رو‬
‫تنها بذارید؟‬

154
00:09:40,621 --> 00:09:41,622
‫چی شده، مربی؟‬

155
00:09:42,498 --> 00:09:46,042
‫می‌دونی چی شده. امروز اون بیرون‬
‫تاکتیک من رو نادیده گرفتی.‬

156
00:09:46,043 --> 00:09:47,836
‫آروم باش، برادر. فقط داشتم خوش می‌گذروندم.‬

157
00:09:47,837 --> 00:09:51,423
‫تو وقت خودت خوش بگذرون، باشه؟‬
‫وقتی مربی نیست، من مسئولم.‬

158
00:09:51,424 --> 00:09:54,677
‫آره، اما... واقعاً مسئول نیستی،‬
‫هستی؟‬

159
00:09:55,344 --> 00:09:57,178
‫ مشکلت چیه، هان؟‬

160
00:09:57,179 --> 00:09:59,640
‫فکر کردم خوش‌حالی که برگشتم تو تیم.‬

161
00:10:01,142 --> 00:10:04,145
‫این قبل از این بود که بفهمم قراره‬
‫بشی نوچه‌ی آلن.‬

162
00:10:09,817 --> 00:10:12,902
‫پس داری می‌گی نمی‌دونستی ده تا‬
‫لباسِ برندِ طراحی‌شده‬

163
00:10:12,903 --> 00:10:14,697
‫توی کمدت خاک می‌خورد؟‬

164
00:10:15,036 --> 00:10:19,123
‫راستش، روزهای قبل از اومدن به اینجا‬
‫رو اصلاً یادم نمیاد.‬

165
00:10:19,285 --> 00:10:21,703
‫مردم می‌اومدن و می‌رفتن،‬
‫همه‌جا پر از جعبه بود.‬

166
00:10:21,704 --> 00:10:24,373
‫فکر کنم اشتباهی با وسایل من‬
‫بارگیری شدن.‬

167
00:10:24,874 --> 00:10:27,250
‫خب، شاید بتونیم چند تاشون رو‬
‫تو فروشگاه موقت بفروشیم.‬

168
00:10:27,251 --> 00:10:30,045
‫یعنی مطمئنم سریع‌تر از پودینگ موزِ‬
‫خانم سَپ‬

169
00:10:30,046 --> 00:10:31,380
‫تو مهمونی‌های کلیسا فروش می‌رن.‬

170
00:10:37,845 --> 00:10:38,929
‫ خدای من.‬

171
00:10:39,430 --> 00:10:41,848
‫... به حرف من گوش نده. ببخشید.‬
‫اصلاً فکر نکردم...‬

172
00:10:41,849 --> 00:10:43,392
‫نه، خب که حق با توئه.‬

173
00:10:44,435 --> 00:10:48,229
‫حتی با این کمک‌های لحظه‌ی آخری،‬
‫هنوز جنس کم داریم.‬

174
00:10:48,230 --> 00:10:50,774
‫فروختن لباس‌ها منطقیه.‬

175
00:10:50,775 --> 00:10:53,443
‫آره... هی، ولش کن.‬

176
00:10:53,444 --> 00:10:57,489
‫اشکالی نداره. اگه مجبوریم بی خیال‬
‫غرفه‌ی عکس بشیم‬

177
00:10:57,490 --> 00:11:00,868
‫و از اَندرو نویلِ تاریخ اروپا‬
‫بخوایم دی‌جی بشه، اشکالی نداره.‬

178
00:11:01,410 --> 00:11:03,621
‫عالی می‌شه. باشه؟‬

179
00:11:18,177 --> 00:11:21,931
‫هو! هو! هو! هو!‬

180
00:11:24,019 --> 00:11:26,187
‫- چی کار می‌کنی؟‬
‫- تو چی کار می‌کنی؟‬

181
00:11:26,212 --> 00:11:29,340
‫- آقای والتر مجوز تخریب داده.‬
‫- اون منم. من آقای والترم.‬

182
00:11:30,356 --> 00:11:31,899
‫کسی که مسئول اینجاست.‬

183
00:11:32,483 --> 00:11:33,317
‫که...‬

184
00:11:36,737 --> 00:11:39,907
‫باشه، فقط... به این آلونک دست نزن. باشه؟‬

185
00:11:45,523 --> 00:11:48,026
‫کاری نیست که بتونی برای تسریع روند‬
‫انجام بدی؟‬

186
00:11:48,999 --> 00:11:51,543
‫نه، مگر اینکه تو اداره‌ی برنامه‌ریزی‬
‫شهرداری آشنا داشته باشی.‬

187
00:11:51,544 --> 00:11:52,586
‫نه. نه، ندارم.‬

188
00:11:53,254 --> 00:11:56,464
‫هی، خب، خبر خوب اینه که مجوز‬
‫ساخت‌و‌ساز تأیید شده.‬

189
00:11:56,465 --> 00:11:57,841
‫به محض اینکه اون آلونک تبدیل به هیزم بشه، ‬

190
00:11:57,842 --> 00:12:00,719
‫ریچارد می‌خواد حفاری کانال‌ها برای خط‬
‫خدمات جدید رو شروع کنیم.‬

191
00:12:00,720 --> 00:12:02,846
‫- باشه.‬
‫- هی، دِرن، من جرج‌ام.‬

192
00:12:02,847 --> 00:12:05,265
‫باید یه دقیقه با بچه‌ام حرف بزنم، باشه؟‬

193
00:12:05,266 --> 00:12:07,434
‫- آره. حتماً، جرج.‬
‫- ممنون.‬

194
00:12:07,435 --> 00:12:08,436
‫دوباره زنگ می‌زنم.‬

195
00:12:10,396 --> 00:12:11,230
‫چی شده؟‬

196
00:12:11,829 --> 00:12:14,415
‫جلوی یه بولدوزر رو گرفتم که داشت‬
‫آلونک رو خراب می‌کرد.‬

197
00:12:15,609 --> 00:12:17,027
‫چیزی در موردش می‌دونی؟‬

198
00:12:18,034 --> 00:12:20,328
‫بابا، اون قدیمیه. سقفش سوراخ داره،‬

199
00:12:20,941 --> 00:12:22,483
‫و ما برای مهمون‌هامون به تأسیسات نیاز داریم.‬

200
00:12:22,508 --> 00:12:25,803
‫تو بدون حرف زدن با من، برای مزرعه‌ی من‬
‫تصمیم نمی‌گیری.‬

201
00:12:26,954 --> 00:12:30,331
‫ببین، من واقعاً دارم سعی می‌کنم از دیدگاه‬
‫تو حمایت کنم و سختگیری نکنم،‬

202
00:12:30,332 --> 00:12:35,170
‫اما اون آلونک رو پدربزرگِ پدربزرگت ساخته،‬
‫باشه؟‬

203
00:12:35,171 --> 00:12:37,047
‫و من اونجا خاطره دارم، خب...‬

204
00:12:37,631 --> 00:12:41,176
‫ببین، نمی‌تونیم دورش کانال بکنیم و‬
‫تأسیسات رو ببریم اون‌طرف؟‬

205
00:12:41,177 --> 00:12:42,177
‫نه، من...‬

206
00:12:42,178 --> 00:12:45,847
‫باشه، پس منتقلش کن. آلونک رو جابه‌جا کن.‬
‫بذارش... بذارش جایی که قبلاً سیلو بود.‬

207
00:12:45,848 --> 00:12:48,892
‫جابه‌جا کردنش دو برابر خراب کردنش‬
‫هزینه‌اش می‌شه، و...‬

208
00:12:48,893 --> 00:12:50,394
‫وایسا.‬

209
00:12:51,491 --> 00:12:52,667
‫باید جواب بدم.‬

210
00:12:54,023 --> 00:12:56,192
‫هی، مارلی، ممنون که زنگ زدی.‬

211
00:12:56,859 --> 00:12:58,693
‫آره. یه سؤال دارم.‬

212
00:12:58,694 --> 00:13:01,363
‫برادرت پَت هنوز تو اداره‌ی پارک‌ها و‬
‫حیات وحش کلرادو کار می‌کنه؟‬

213
00:13:06,457 --> 00:13:07,541
‫هی!‬

214
00:13:09,038 --> 00:13:09,872
‫اگه بشینم مشکلی نداره؟‬

215
00:13:10,998 --> 00:13:12,208
‫کشور آزاده.‬

216
00:13:13,793 --> 00:13:14,668
‫باشه.‬

217
00:13:21,342 --> 00:13:22,843
‫بهترین منظره‌ی شهر، مگه نه؟‬

218
00:13:23,761 --> 00:13:25,513
‫وقتی ساکته بیشتر دوستش دارم.‬

219
00:13:28,390 --> 00:13:31,518
‫می‌دونی، بعضی وقتا میام اینجا و فقط...‬
‫تصور می‌کنم‬

220
00:13:31,519 --> 00:13:33,604
‫تو اون خونه‌ها پایین چه خبره.‬

221
00:13:35,231 --> 00:13:36,648
‫مثلاً اون یکی که سقفش قرمزه؟‬

222
00:13:36,649 --> 00:13:38,943
‫آره، اونا احتمالاً بعد از یه مهمونی بزرگ‬
‫خوابیدن.‬

223
00:13:41,320 --> 00:13:42,196
‫یا اونجا؟‬

224
00:13:43,864 --> 00:13:47,700
‫می‌دونی، شرط می‌بندم یه کلاس دومی‬
‫داره از ملکش در مقابل دو تا دزد دفاع می‌کنه‬

225
00:13:47,701 --> 00:13:50,162
‫که خانواده‌اش برای تعطیلات رفتن.‬

226
00:13:51,413 --> 00:13:53,957
‫- این که خلاصه‌ی فیلم تنها در خانه‌ست.‬
‫- گرفتمت.‬

227
00:13:53,958 --> 00:13:56,001
‫دیدی، می‌دونستم به من بی‌محلی‬
‫نمی‌کنی.‬

228
00:13:57,002 --> 00:13:59,588
‫نکنه شرط بستی که می‌تونی منو معروف کنی‬؟

229
00:14:00,464 --> 00:14:01,297
‫نه، من...‬

230
00:14:01,298 --> 00:14:04,760
‫چون راستش، هیچ تمایلی ندارم اون کمدی‬
‫رمانتیک دهه‌ی ۹۰ رو اجرا کنم.‬

231
00:14:06,387 --> 00:14:07,763
‫آخ.‬

232
00:14:08,326 --> 00:14:10,287
‫تعارف نکن بگو واقعاً چه حسی داری.‬

233
00:14:14,895 --> 00:14:16,730
‫، برای شیفتم دیرم شده.‬

234
00:14:20,825 --> 00:14:23,077
‫واقعاً همه‌ش دنبال کار و تفریح نکردن هستی، نه؟‬

235
00:14:24,689 --> 00:14:27,526
‫آره، خب، هر کسی این امتیاز رو نداره‬
‫که خوش بگذرونه.

236
00:14:37,710 --> 00:14:39,628
‫داشتم فکر می‌کردم، امم،‬

237
00:14:40,379 --> 00:14:42,046
‫این مسیرهای موانع باحالن و اینا،‬

238
00:14:42,047 --> 00:14:45,633
‫اما شاید بتونیم برای شروع کارم اسب‌های سرکش پیدا کنیم؟

239
00:14:45,634 --> 00:14:47,927
‫منظورم اینه که قبلاً هم انجامش دادم،‬
‫درسته؟‬

240
00:14:47,928 --> 00:14:49,638
‫درسته، و اون دفعه چه‌جوری شد؟‬

241
00:14:50,347 --> 00:14:53,434
‫پرت شدی پایین و حسابی کتک خوردی،‬
‫که همین تو رو رسوند به من.‬

242
00:14:59,148 --> 00:15:00,024
‫ببین، اَلکس،‬

243
00:15:00,524 --> 00:15:02,775
‫جدی می‌گم، پیشرفت جدی داشتی،‬

244
00:15:02,776 --> 00:15:04,193
‫اما نمی‌تونی عجله کنی.‬

245
00:15:04,194 --> 00:15:06,488
‫هر بار سواری می‌تونه آخرین بارت باشه.‬
‫فهمیدی؟‬

246
00:15:08,657 --> 00:15:09,658
‫اوم.‬

247
00:15:12,870 --> 00:15:14,621
‫فردا، گفتم یه اردوی بیرون از شهر بریم،‬

248
00:15:14,622 --> 00:15:16,581
‫رقیبات رو بررسی کنیم.‬

249
00:15:16,582 --> 00:15:19,626
‫می‌دونی، البته اگه کار بهتری نداری‬.

250
00:15:19,627 --> 00:15:20,794
‫در خدمتتم.‬

251
00:15:29,637 --> 00:15:31,262
‫تو جونم رو نجات دادی، پَت. ممنون.‬

252
00:15:31,263 --> 00:15:33,390
‫- خواهش می‌کنم. بعداً باهات حرف می‌زنم.‬
‫- خداحافظ.‬

253
00:15:41,440 --> 00:15:43,650
‫کلید خونه‌ت رو گم کردی یا چی؟‬

254
00:15:43,651 --> 00:15:46,654
‫نه. نه، فقط بدون هیلی خیلی ساکت شده.‬

255
00:15:47,321 --> 00:15:48,446
‫حتماً خیلی دلت براش تنگ شده.‬

256
00:15:48,447 --> 00:15:52,076
‫آره، اما این ترمی که خارج از کشوره،‬
‫براش فرصت فوق‌العاده‌ایه.‬

257
00:15:53,243 --> 00:15:56,038
‫انیاز داره که من حامیش باشم،‬
‫پس دارم سعی می‌کنم.‬

258
00:16:02,294 --> 00:16:05,047
‫هی، ویل، با بابا راه بیا، باشه؟‬

259
00:16:06,256 --> 00:16:07,299
‫اونم داره تلاش می‌کنه.‬

260
00:16:17,338 --> 00:16:20,758
‫- آماده‌ای قهرمان؟‬
‫- من تمام عمرم برای این آماده بودم.‬

261
00:16:28,320 --> 00:16:29,738
‫می‌خوای در موردش حرف بزنی؟‬

262
00:16:35,035 --> 00:16:36,036
‫در مورد چی؟‬

263
00:16:38,455 --> 00:16:41,291
‫در مورد دلیلی که جمعه شب خونه‌ای‬
‫و داری رودی می‌بینی.‬

264
00:16:41,792 --> 00:16:43,793
‫هی، رودی یه فیلم کلاسیکه.‬

265
00:16:43,794 --> 00:16:47,381
‫آره، یه فیلم کلاسیک که فقط بعد از‬
‫یه تمرین بد می‌بینیش.‬

266
00:16:48,048 --> 00:16:51,927
‫خب، من بیشتر مایلم در مورد کارایی که تو‬
‫داشتی می‌کردی حرف بزنم.‬

267
00:16:53,053 --> 00:16:54,847
‫با این تیپ کجا بودی؟‬

268
00:16:55,672 --> 00:17:00,927
‫ اِیمی چند نفر از ما رو دعوت کرده بود‬
‫واسه کیک تولد و کارائوکه.‬

269
00:17:01,020 --> 00:17:01,937
‫کدوم اِیمی؟‬

270
00:17:03,564 --> 00:17:04,815
‫اِیمیِ انجمن تئاتر

271
00:17:07,359 --> 00:17:08,318
‫به‌نظر خوش می‌گذره.‬

272
00:17:08,819 --> 00:17:09,737
‫حتماً.‬

273
00:17:29,465 --> 00:17:32,593
‫هی، امیدوار بودم بتونیم برنامه‌ی‬
‫کلاس‌های رانندگی رو چک کنیم.‬

274
00:17:37,222 --> 00:17:38,057
‫وای.‬

275
00:17:39,641 --> 00:17:41,268
‫این مجموعه رو یادمه.‬

276
00:17:42,978 --> 00:17:44,312
‫مجله‌ی وُگ بهش گفته بود:‬

277
00:17:44,313 --> 00:17:47,441
‫«جذابیتی امروزی، با سادگیِ بی‌زحمت.»‬

278
00:17:48,108 --> 00:17:51,028
‫جواهرات اَنجلیکا هاوارد.‬

279
00:17:52,696 --> 00:17:54,114
‫خب، جریان چیه؟‬

280
00:17:55,376 --> 00:17:57,837
‫گریس پیشنهاد داد چند تاش رو برای‬
‫فروشگاه موقت ببریم.‬

281
00:18:03,082 --> 00:18:04,500
‫خب، نظر خودت چیه؟‬

282
00:18:06,335 --> 00:18:08,462
‫من یه لیست مزایا و معایب درست کردم.‬

283
00:18:09,129 --> 00:18:11,715
‫و همه‌ی دلایلی که باید این کارو بکنم،‬
‫موجه‌ان.‬

284
00:18:12,257 --> 00:18:15,552
‫ولی من... نمی‌دونم.‬

285
00:18:16,220 --> 00:18:18,721
‫می‌دونی هیچ‌کس سرزنشت نمی‌کنه‬
‫اگه بخوای نگهشون داری.‬

286
00:18:18,722 --> 00:18:21,809
‫اینا لباس‌های معمولی نیستن.‬
‫هنر مادرتن.‬

287
00:18:22,692 --> 00:18:26,313
‫هنری که باید پوشیده بشه، نه اینکه‬
‫تو جعبه‌ها انبار بشه.‬

288
00:18:32,277 --> 00:18:35,029
‫می‌دونی، خیلی قبل‌تر از اینکه مادرت‬
‫بره سراغ لباس پوشوندن به اون سلبریتی‌ها،‬

289
00:18:35,030 --> 00:18:37,574
‫برای همه‌جور مراسمی به ماها‬
‫لباس می‌داد.‬

290
00:18:39,034 --> 00:18:42,787
‫سال سوم دبیرستان، با یه پسری قرار‬
‫می‌ذاشتم، برایان فلانی‬

291
00:18:42,788 --> 00:18:45,540
‫و یادمه یه روز بهم زنگ زد‬

292
00:18:45,541 --> 00:18:47,918
‫و گفت، «باید حرف بزنیم.»‬

293
00:18:48,544 --> 00:18:51,629
‫خب... معلوم بود که تموم شده.‬

294
00:18:51,630 --> 00:18:54,757
‫خب مادرت چی کار کرد؟ منو کشوند بیرون‬
‫خرید،‬

295
00:18:54,758 --> 00:18:56,844
‫و مجبورم کرد این لباس رو بخرم.‬

296
00:19:00,806 --> 00:19:02,933
‫آخه، ببین این لباس انتقامی رو.‬

297
00:19:04,643 --> 00:19:07,229
‫تمام فکرش این بود که مطمئن شه‬
‫من احساس شکست‌ناپذیری بکنم.‬

298
00:19:08,522 --> 00:19:11,942
‫«فشن زرهیه برای بقا در واقعیت‬
‫زندگی روزمره.»‬

299
00:19:13,277 --> 00:19:15,696
‫این جمله‌ی بیل کانینگام بود که همیشه‬
‫رو میز کارش داشت.‬

300
00:19:16,994 --> 00:19:20,789
‫می‌دونی، جکی، هر تصمیمی بگیری،‬
‫همون درسته.‬

301
00:19:24,913 --> 00:19:28,250
‫و صد در صد مطمئنی که هیچ‌کدوم‬
‫از اینا رو نمی‌خوای؟‬

302
00:19:30,127 --> 00:19:30,961
‫کاملاً.‬

303
00:19:33,255 --> 00:19:36,175
‫از کجا معلوم؟ شاید این بشه زرهی که‬
‫یکی دیگه بهش نیاز داره.‬

304
00:19:48,709 --> 00:19:52,857
‫خب، چون هنوز برای بخش
‫«چه خبره در سیلور فالز»،‬ به یه مطلب نیاز داریم‬

305
00:19:52,858 --> 00:19:55,443
‫فکر کردم ارزش داره تا گردهمایی عمومی‬
‫هفته‌ی پیش رو برجسته کنیم.‬

306
00:19:55,444 --> 00:19:56,777
‫مردم خیلی هیجان‌زده نیستن‬

307
00:19:56,778 --> 00:19:59,364
‫که سیلور فالز‬
‫رو به روی گردشگری باز کنن.‬

308
00:20:00,324 --> 00:20:01,450
‫نمی‌دونم.‬

309
00:20:02,534 --> 00:20:04,160
‫واقعاً فکر می‌کنی دبیرستانی‌ها براشون‬
‫مهمه‬

310
00:20:04,161 --> 00:20:06,078
‫که تو مزرعه‌ی خانواده‌ی من چه خبره؟‬

311
00:20:06,079 --> 00:20:09,833
‫آخه یه تحول مهمیه که‬
‫می‌تونه کل جامعه رو تحت تأثیر قرار بده.‬

312
00:20:13,462 --> 00:20:16,632
‫باشه، بریم سراغ پوشش فروشگاه موقت، باشه؟‬

313
00:20:17,341 --> 00:20:19,759
‫زک داره عکاسی رو انجام می‌ده، طبیعتا.‬

314
00:20:19,760 --> 00:20:20,760
‫نِیت، اسم تو به عنوان نویسنده می‌ره،‬

315
00:20:20,761 --> 00:20:22,553
‫اما چون هم‌زمان داری نقش دی‌جی رو‬
‫هم بازی می‌کنی،‬

316
00:20:22,554 --> 00:20:24,931
‫که شورای دانش‌آموزی خیلی قدردانشه،‬

317
00:20:24,932 --> 00:20:27,391
‫با کمال میل حاضرم دیدگاه‌های‬
‫مختلف رو جمع‌آوری کنیم،‬

318
00:20:27,392 --> 00:20:30,895
‫نقل قول‌ها، و غیره. برای مسئله‌ی اصلی‬
‫پشت فروشگاه موقت. کاهش بودجه.‬

319
00:20:30,896 --> 00:20:32,313
‫آره، باشه.‬

320
00:20:32,314 --> 00:20:34,941
‫و می‌خوام با آقای دافی‬
‫در مورد گروه مارش‬

321
00:20:34,942 --> 00:20:37,818
‫که امسال لباس فرم‌های جدیدی که بهشون‬
‫وعده داده شده بود رو نگرفتن، صحبت کنم‬

322
00:20:37,819 --> 00:20:42,114
‫و با خانم همپتون در مورد کنار کشیدن‬
‫از المپیاد ریاضی به خاطر هزینه‌های سفر.‬

323
00:20:42,115 --> 00:20:45,701
‫اما خب، تا وقتی که ورزش‌های مدرسه‬
‫رو به رشده، همه چی خوبه، مگه نه؟‬

324
00:20:45,702 --> 00:20:47,245
‫دقیقاً.‬

325
00:20:47,246 --> 00:20:50,040
‫الان وقت نوشتن مقاله‌ی تعریفی نیست.‬
‫خودت رو کنترل نکن.‬

326
00:20:52,709 --> 00:20:54,211
‫خودت رو کنترل نکن‬

327
00:20:54,878 --> 00:20:58,674
‫می‌خوام رها بشم چون داره توی تن‌ت می‌خونه‬

328
00:20:59,341 --> 00:21:01,926
‫و من با اون صدا، حمل می‌شم‬

329
00:21:01,927 --> 00:21:03,679
‫معلومه که پرفیوم جِنیِس رو می‌شناسی.‬

330
00:21:04,972 --> 00:21:08,558
‫البته که به اندازه‌ی تِرَش دالز‬
‫ناشناخته نیست، خب...‬

331
00:21:09,184 --> 00:21:10,602
‫و اینا گروه‌ان؟‬

332
00:21:14,147 --> 00:21:16,899
‫- خب...‬
‫- پرفیوم جِنیِس یه نفر بیشتر نیست.‬

333
00:21:16,900 --> 00:21:18,402
‫اما تِرَش دالز یه گروهه.‬

334
00:21:19,069 --> 00:21:22,197
‫همون‌طور که می‌بینی، زک، بدون این‬
‫از نظر موسیقی گم می‌شدم.‬

335
00:21:22,848 --> 00:21:24,016
‫خواهش می‌کنم.‬

336
00:21:25,791 --> 00:21:26,709
‫امم.‬

337
00:21:27,286 --> 00:21:29,328
‫فکر کنم یه لیوان دیگه بگیرم. کس دیگه‌ای نخواست؟‬

338
00:21:29,329 --> 00:21:30,706
‫- نه.‬
‫- نه، ممنون.‬

339
00:21:35,544 --> 00:21:38,213
‫فکر کنم یکی یه کم ازت خوشش اومده.‬

340
00:21:39,381 --> 00:21:40,589
‫نه.‬

341
00:21:40,590 --> 00:21:43,969
‫ما... ما از موسیقی مشابه خوشمون می‌آد و...‬

342
00:21:44,803 --> 00:21:49,016
‫هی، حتی اگه اون... حتی اگه خوشش هم اومده‬
‫باشه، من با خوش‌حالی خودم در رابطه‌ام.‬

343
00:21:50,475 --> 00:21:51,934
‫حق با توئه.‬

344
00:21:51,935 --> 00:21:53,687
‫وم.‬

345
00:22:00,861 --> 00:22:01,861
‫اَلکس!‬

346
00:22:01,862 --> 00:22:04,488
‫می‌تونستم واقعاً بهت آسیب بزنم.‬

347
00:22:04,489 --> 00:22:06,575
‫می‌دونی، داری تو این کار خیلی خوب می‌شی.‬

348
00:22:07,213 --> 00:22:09,924
‫اگه نمی‌دونستم، می‌گفتم توی مزرعه‬
‫بزرگ شدی.‬

349
00:22:11,621 --> 00:22:12,622
‫باشه، خب،‬

350
00:22:13,498 --> 00:22:14,624
‫سواری خوبی داشته باشی.‬

351
00:22:15,625 --> 00:22:16,835
‫ممنون.‬

352
00:22:18,420 --> 00:22:19,379
‫همین کارو می‌کنم.‬

353
00:22:24,092 --> 00:22:25,427
‫سواری خوبی داشته باشی؟‬

354
00:22:36,772 --> 00:22:38,023
‫چی شده؟‬

355
00:22:39,358 --> 00:22:40,275
‫کارای مزرعه.‬

356
00:22:42,361 --> 00:22:43,652
‫قهوه می‌خوای؟‬

357
00:22:43,653 --> 00:22:46,239
‫بیشتر شبیه اینه که به شدت لازم دارم.‬

358
00:22:49,242 --> 00:22:53,245
‫اخیراً چیز عجیبی تو دنی ندیدی؟‬

359
00:22:55,457 --> 00:22:56,291
‫چه‌جوری عجیب؟‬

360
00:22:56,917 --> 00:23:01,879
‫نمی‌دونم، مثلاً، تو تابستون اتفاقی افتاده؟‬

361
00:23:01,880 --> 00:23:04,341
‫اگه نگران چیزی هستی، چرا از خودش‬
‫نمی‌پرسیش؟‬

362
00:23:04,966 --> 00:23:08,845
‫نمی‌دونم. احتمالاً دارم خیال‌بافی می‌کنم‬
‫یا همچین چیزی.

363
00:23:21,525 --> 00:23:22,651
‫آروم باش، یه...‬

364
00:23:23,693 --> 00:23:25,654
‫فقط یه کم کاه توی موهات گیر کرده.‬

365
00:23:30,659 --> 00:23:31,701
‫فهمیدم.‬

366
00:23:36,540 --> 00:23:38,083
‫- ، سلام، جکی.‬
‫- سلام.‬

367
00:23:38,917 --> 00:23:40,292
‫هی، حالت چطوره؟‬

368
00:23:40,293 --> 00:23:41,211
‫عالی.‬

369
00:23:42,546 --> 00:23:45,298
‫آره، شنیدم تمرین سخت بود، نه؟‬

370
00:23:45,882 --> 00:23:47,842
‫آره، اینم یه مدلشه، آره.‬

371
00:23:47,843 --> 00:23:49,761
‫می‌خوای در موردش تعریف کنی؟‬

372
00:23:51,346 --> 00:23:54,349
‫فکر کردم... فکر کردم دیلن قراره کار رو‬
‫برام آسون‌تر کنه.‬

373
00:23:55,976 --> 00:23:57,727
‫ولی هر فرصتی که گیر میاره‬
‫داره منو تضعیف می‌کنه.‬

374
00:23:58,395 --> 00:23:59,228
‫هوم.‬

375
00:23:59,229 --> 00:24:01,564
‫مگر اینکه من یه مربی افتضاح باشم.‬

376
00:24:01,565 --> 00:24:03,691
‫خب، تو مربی افتضاحی نیستی. باشه؟‬

377
00:24:03,692 --> 00:24:07,486
‫آلن این کار رو بهت پیشنهاد داد‬
‫چون ذاتاً یه رهبری، درسته؟‬

378
00:24:07,487 --> 00:24:08,822
‫هیچ‌کس مثل تو بازی رو نمی‌شناسه.‬

379
00:24:09,406 --> 00:24:10,281
‫تو یه نقش جدید داری.‬

380
00:24:10,282 --> 00:24:12,241
‫زمان می‌بره تا احترام اونا رو به دست بیاری.‬

381
00:24:12,242 --> 00:24:14,535
‫یه جورایی سخته که احترام به دست بیاری‬
‫و رهبر باشی‬

382
00:24:14,536 --> 00:24:17,289
‫وقتی کوارتربک اصلیت ازت حرف‌شنوی نداره.‬

383
00:24:18,457 --> 00:24:21,918
‫- نمی‌خوام تو این کار شکست بخورم.‬
‫- خب، تو خودت باش.‬

384
00:24:22,374 --> 00:24:24,667
‫باشه؟ به غرایزت اعتماد کن. اثر می‌کنه.‬

385
00:24:33,180 --> 00:24:35,556
‫خب، تیم. وضعیتمون چطوره؟‬

386
00:24:35,557 --> 00:24:37,309
‫بخوام ملایم بگم، تیره و تار.‬

387
00:24:37,809 --> 00:24:39,894
‫خیلی مفید بود، اولیویا. ممنون.‬

388
00:24:39,895 --> 00:24:41,770
‫دارم حقیقت رو میگم دیگه.

389
00:24:41,771 --> 00:24:45,650
‫ما به مردم قول چیزای وینتیج دادیم.‬
‫اینا همه بوی «بعد از پوشیدن، بسوزانید» می‌دن.‬

390
00:24:46,134 --> 00:24:47,968
‫دو تا جعبه‌ی دیگه تو ماشینمه.‬

391
00:24:48,069 --> 00:24:51,530
‫بذار حدس بزنم. بقیه گنج‌های بخش‬
‫اشیای گمشده‌ی کلیسا؟‬

392
00:24:51,531 --> 00:24:55,451
‫بامزه بود، ولی نه. راستش، جکی منو‬
‫با بعضی از لباس‌های قدیمی کاترین فرستاد.‬

393
00:24:55,452 --> 00:24:57,786
‫وایسا، جکی کجاست؟‬

394
00:24:57,787 --> 00:25:00,624
‫سلام. من نیروی کمکی آوردم.‬

395
00:25:01,917 --> 00:25:03,543
‫حالا این شد یه چیزی!‬

396
00:25:04,024 --> 00:25:06,359
‫محاله اینا مال مامان کول باشه.‬

397
00:25:06,869 --> 00:25:09,122
‫در واقع، مامان خودم اینا رو طراحی کرده.‬

398
00:25:18,225 --> 00:25:21,269
‫جکی، باورم نمی‌شه که آوردیشون.‬

399
00:25:38,870 --> 00:25:40,372
‫- سلام، عزیزم.‬
‫- هوم.‬

400
00:25:41,122 --> 00:25:43,040
‫اون بولدوزر از دیروز تکون نخورده،‬

401
00:25:43,041 --> 00:25:45,293
‫پس فکر کنم می‌تونی به نگهبانیت پایان بدی.‬

402
00:25:46,253 --> 00:25:48,296
‫یا شاید منتظرن تا من دست از مراقبت‬
‫بردارم.‬

403
00:25:52,217 --> 00:25:53,175
‫کجا می‌ری؟‬

404
00:25:53,176 --> 00:25:56,554
‫باید برم درمانگاه، و بعدش می‌خوام‬
‫لوری رو ببینم بریم یه مشروبی بخوریم.‬

405
00:25:56,555 --> 00:25:59,056
‫- خوبه.‬
‫- و فکر کنم سری به فروشگاه موقت هم بزنم.‬

406
00:25:59,057 --> 00:26:01,725
‫و مطمئن شم که جکی خوبه.‬

407
00:26:01,726 --> 00:26:03,311
‫خب، چرا نباید خوب باشه؟‬

408
00:26:03,890 --> 00:26:06,934
‫مثل اینکه بالاخره تصمیم گرفت لباس‌های‬
‫اَنجلیکا رو بیاره.‬

409
00:26:06,982 --> 00:26:09,441
‫، خب، اینکه این یه پیشرفته،‬
‫مگه نه؟‬

410
00:26:09,442 --> 00:26:10,527
‫شاید.‬

411
00:26:11,639 --> 00:26:13,738
‫- یا شاید نه. نمی‌دونم.‬
‫- خب، می‌بینیم.‬

412
00:26:14,781 --> 00:26:16,283
‫- سلام  ، مامان.‬
‫- سلام، عزیزم.‬

413
00:26:17,075 --> 00:26:18,075
‫حالت چطوره؟‬

414
00:26:18,076 --> 00:26:19,410
‫خوبم. بابا؟‬

415
00:26:19,411 --> 00:26:20,578
‫ویلیام.‬

416
00:26:20,579 --> 00:26:22,454
‫گفتمیه سر بریم‬
‫ماهی‌گیری.

417
00:26:22,455 --> 00:26:23,999
‫- هوم.‬
‫- امروز.‬

418
00:26:25,166 --> 00:26:27,835
‫نه. نه، نه، دارم بار علوفه میارم،‬

419
00:26:27,836 --> 00:26:29,378
‫و باید یه سفارش غلات ثبت کنم، خب...‬

420
00:26:29,379 --> 00:26:32,548
‫ما حدس زدیم اینو بگی، برای همین لی قراره‬
‫علوفه‌ها رو جمع و جور کنه،‬

421
00:26:32,549 --> 00:26:34,467
‫و دنی هم سفارش غلات رو پیگیری می‌کنه.‬

422
00:26:38,013 --> 00:26:39,139
‫تو به یه روز استراحت نیاز داری.‬

423
00:26:40,265 --> 00:26:41,266
‫هر دوی شما.‬

424
00:26:44,399 --> 00:26:45,812
‫لطفاً.‬

425
00:26:47,355 --> 00:26:49,315
‫خب، چرا که نه؟ حتماً.‬

426
00:26:49,316 --> 00:26:50,358
‫خوبه.‬

427
00:26:52,152 --> 00:26:53,695
‫مزرعه که جایی نمی‌ره.‬

428
00:27:46,873 --> 00:27:48,082
‫کایلی!‬

429
00:27:48,083 --> 00:27:50,292
‫تو هم باید یکی بخری. برای رقص.‬

430
00:27:50,293 --> 00:27:53,879
‫رقص‌های مدرسه با اعتقادات... و‬
‫برنامه‌ی کاری من جور در نمی‌آن.‬

431
00:27:56,675 --> 00:27:57,676
‫وظیفه صدا می‌زنه.‬

432
00:28:05,475 --> 00:28:07,184
‫بفرما، اینم مال تو.‬

433
00:28:10,313 --> 00:28:11,731
‫همه چی روبه‌راهه؟‬

434
00:28:12,607 --> 00:28:15,652
‫آره. ممنون که از شورای
‫دانش‌آموزی SFH حمایت می‌کنین.‬

435
00:28:21,366 --> 00:28:22,492
‫جکی،‬

436
00:28:23,159 --> 00:28:25,703
‫می‌دونم نه نظرِ منو می‌خوای،‬

437
00:28:25,704 --> 00:28:28,289
‫نه بهش احتیاج داری، ولی بازم می‌گم، باشه؟‬

438
00:28:30,792 --> 00:28:33,002
‫به نظرم اهدا کردنِ اون لباس‌ها خیلی شجاعانه بود.‬

439
00:28:34,129 --> 00:28:36,047
‫چرا؟ اونا که فقط چندتا چیزِ بی‌ارزش بودن.‬

440
00:28:54,583 --> 00:28:57,001
‫هی، کمکی نمی‌خوای؟‬

441
00:28:57,026 --> 00:28:57,986
‫خودم انجامش می‌دم.‬

442
00:29:08,955 --> 00:29:10,665
‫ما اینجا داریم چیکار می‌کنیم، ویل؟‬

443
00:29:11,875 --> 00:29:13,334
‫آخه تو از ماهی‌گیری متنفری.‬

444
00:29:15,134 --> 00:29:17,720
‫واقعاً با این ایده‌ی مزرعه‌ی تفریحی موافقی؟‬

445
00:29:20,216 --> 00:29:23,011
‫چون جدیداً انگار ما با هم هم‌نظر نیستیم، بابا.‬

446
00:29:24,304 --> 00:29:27,182
‫اول سر جلسه‌ی شهرداری،
بعد هم با اون آلونک. یعنی...‬

447
00:29:27,568 --> 00:29:29,320
‫من موافقم، بهت قول می‌دم.‬

448
00:29:30,351 --> 00:29:31,186
‫فقط...‬

449
00:29:32,437 --> 00:29:35,940
‫نمی‌خوام یه روز صبح از خواب بیدار شم
‫و حتی حیاطِ پشتی خودمو نشناسم.‬

450
00:29:36,441 --> 00:29:38,109
‫و تو فکر می‌کنی من اینو می‌خوام؟‬

451
00:29:38,449 --> 00:29:40,117
‫نگرانیِ من بابتِ تو نیست.‬

452
00:29:41,362 --> 00:29:44,114
‫ببین، من ریچاردو دوست دارم. اون عمویِ جکیه،‬

453
00:29:44,139 --> 00:29:47,142
‫ولی دلیل نمیشه بهش برای مزرعه‌مون اعتماد کنم.‬

454
00:29:47,786 --> 00:29:48,912
‫پس به من اعتماد کن.‬

455
00:29:50,163 --> 00:29:50,997
‫اعتماد دارم.‬

456
00:29:54,584 --> 00:29:56,836
‫اگه طوری رفتار کردم که انگار اعتماد ندارم، متأسفم.‬

457
00:30:01,090 --> 00:30:02,133
‫ممنون که اینو گفتی.‬

458
00:30:06,221 --> 00:30:07,138
‫باشه.‬

459
00:30:08,389 --> 00:30:10,683
‫لطفاً بهم نشون بده کجایِ کارم اشتباهه.‬

460
00:30:11,184 --> 00:30:12,519
‫خب، برای شروع...‬

461
00:30:14,354 --> 00:30:17,147
‫همه چیز، ویل.‬

462
00:30:17,148 --> 00:30:20,400
‫باشه، هی، ببین.
خب، نخو بگیر. از این شروع کن.‬

463
00:30:20,401 --> 00:30:22,403
‫- باشه. اوکی.
- باید نخ رو کنترل کنی.‬

464
00:30:29,244 --> 00:30:30,411
‫می‌دونم داری چیکار می‌کنی.‬

465
00:30:32,306 --> 00:30:34,182
‫دارم از فروشگاهِ موقت برای روزنامه عکس می‌گیرم؟‬

466
00:30:34,207 --> 00:30:35,791
‫فقط همین نیست.

467
00:30:35,792 --> 00:30:37,918
‫دارم مستندسازی می‌کنم، مثل هر خبرنگارِ خوبی.‬

468
00:31:04,654 --> 00:31:05,821
‫کول!‬

469
00:31:08,366 --> 00:31:09,534
‫نظرت چیه؟‬

470
00:31:11,744 --> 00:31:12,620
‫خیلی خوبه.‬

471
00:31:14,330 --> 00:31:15,540
‫دیشب کجا بودی؟‬

472
00:31:17,250 --> 00:31:20,670
‫- دیشب چی بود؟
- دیلن کلِ تیم رو دعوت کرده بود خونه‌شون.‬

473
00:31:22,088 --> 00:31:22,964
‫آها.‬

474
00:31:23,965 --> 00:31:26,509
‫اگه آرومت می‌کنه،
چیزی رو از دست ندادی.‬

475
00:31:27,302 --> 00:31:28,303
‫مطمئنم.‬

476
00:31:30,013 --> 00:31:32,223
‫هی! فوق‌العاده نیست؟‬

477
00:31:32,724 --> 00:31:35,601
‫اسکایلر همین الان با ماتو صحبت کرد،
و اون از همه چی خیلی راضیه.‬

478
00:31:35,602 --> 00:31:37,604
‫ممکنه واقعاً بتونیم از پسِ این کار بربیایم.‬

479
00:31:41,441 --> 00:31:42,275
‫ نه.‬

480
00:31:46,195 --> 00:31:48,530
‫هی! لعنتی، چته تو؟‬

481
00:31:48,531 --> 00:31:52,159
‫- آروم باش.
- به من نگو آروم باش، روبی.‬

482
00:31:52,160 --> 00:31:55,245
‫هی، جکی، چیزِ مهمی نیست که.‬

483
00:31:55,246 --> 00:31:58,874
‫اگه قرار بود لباس چاک داشته باشه،
خودش چاک داشت.‬

484
00:31:58,875 --> 00:32:02,544
‫شاید اگه این‌قدر برات مهم بودن،
باید می‌ذاشتیشون خونه.‬

485
00:32:02,545 --> 00:32:03,754
‫باشه، شاید بهتره ...

486
00:32:03,755 --> 00:32:06,548
‫جلویِ کسایی که روشون حساب کردیم
‫تا هزینه‌ی جشنمونو تأمین کنن قشقرق به پا نکنیم.‬

487
00:32:06,549 --> 00:32:08,050
‫روبی، برو درش بیار!‬

488
00:32:08,051 --> 00:32:10,010
‫خرابش کردی، باید بخریش.‬

489
00:32:10,011 --> 00:32:11,429
‫نیتن، موزیک.‬

490
00:32:13,306 --> 00:32:14,766
‫- جکی...
- من میرم قدم بزنم.‬

491
00:32:16,545 --> 00:32:18,561
‫کول، بذار بره.‬

492
00:32:19,103 --> 00:32:20,271
‫باید یه لحظه تنها باشه.‬

493
00:32:27,612 --> 00:32:28,446
‫جکی؟‬

494
00:32:30,281 --> 00:32:31,115
‫جکی.‬

495
00:32:32,867 --> 00:32:34,035
‫حالت خوبه؟‬

496
00:32:37,097 --> 00:32:38,890
‫فقط نیاز داشتم یکم هوایِ تازه بخورم.‬

497
00:32:40,750 --> 00:32:42,460
‫یکم، هوا خفه‌ست اون تو؟‬

498
00:32:43,086 --> 00:32:44,337
‫آره.‬

499
00:32:50,969 --> 00:32:53,512
‫یکی از دخترا یکی از لباس‌هایِ مامانمو پاره کرد.‬

500
00:32:53,513 --> 00:32:55,222
‫اون یه کارِ اورجینالِ آنجلیکا هاوارد رو پاره کرد؟‬

501
00:32:55,223 --> 00:32:56,557
‫چون می‌خواست چاک داشته باشه.‬

502
00:32:59,310 --> 00:33:00,144
‫باشه.‬

503
00:33:01,437 --> 00:33:02,438
‫اسمش چیه؟‬

504
00:33:02,939 --> 00:33:05,315
‫چون می‌خوام برم تو، اون لباس رو از دستش بکشم،‬

505
00:33:05,316 --> 00:33:07,026
‫و ببرمش خونه و درستش کنم.‬

506
00:33:08,611 --> 00:33:09,862
‫عیبی نداره.‬

507
00:33:11,280 --> 00:33:15,410
‫فقط فکر نمی‌کردم دل کندن ازشون این‌قدر سخت باشه.‬

508
00:33:20,581 --> 00:33:21,833
‫می‌خوای بریم خونه؟‬

509
00:33:23,042 --> 00:33:25,378
‫خوبم. فقط... یه کم وقت نیاز دارم.‬

510
00:33:26,329 --> 00:33:27,229
‫ب‌ام‌اب‌ین

511
00:33:28,673 --> 00:33:29,590
‫و یه بغل؟‬

512
00:33:32,010 --> 00:33:32,844
‫آره.‬

513
00:33:54,657 --> 00:33:56,575
‫باشه، اون وایلدر هولته.‬

514
00:33:56,576 --> 00:33:59,453
‫ستاره‌یِ نوظهور بینِ اسب‌سوارای زیرِ ۲۵ ساله‬

515
00:33:59,454 --> 00:34:00,913
‫و دلیلِ اینجا بودن ماست.

516
00:34:02,123 --> 00:34:03,207
‫پس حواس جمع باش.‬

517
00:34:11,299 --> 00:34:13,551
‫باشه!‬

518
00:34:29,317 --> 00:34:30,442
‫من بهش ۸۰ از ۱۰۰ می‌دم.‬

519
00:34:30,443 --> 00:34:32,403
‫، منتقدِ سرسخت.‬

520
00:34:47,960 --> 00:34:48,961
‫سلام، وایلدر.‬

521
00:34:50,129 --> 00:34:51,838
‫- خیلی وقت بود ندیده بودمت.
- بلیک هارتفورد.‬

522
00:34:51,839 --> 00:34:54,091
‫واقعاً. دوستت کیه؟‬

523
00:34:54,092 --> 00:34:56,218
‫وایلدر هولت، الکس والتر.‬

524
00:34:56,219 --> 00:34:58,345
‫الکس اینجا دنبالِ هیجانِ آدرنالینه.‬

525
00:34:58,346 --> 00:35:01,515
‫خب، اگه کسی بتونه تو رو تو مسابقه راه بندازه،
‫ بلیک برایِ این کار ساخته شده.‬

526
00:35:01,516 --> 00:35:02,891
‫اسب‌سواری تو خونِ بلیکه.‬

527
00:35:02,892 --> 00:35:06,144
‫آره. ولی بابام بازم ترجیح می‌داد پسر داشته باشه.‬

528
00:35:06,145 --> 00:35:09,482
‫هارتفورد، تو تخمات
‫از نصفِ مردهایِ این میدون بیشتره.‬

529
00:35:10,504 --> 00:35:11,876
‫کاش می‌تونستم بمونم و با هم باشیم،‬

530
00:35:11,901 --> 00:35:13,903
‫اما باید فردا صبحِ زود وگاس باشیم.‬

531
00:35:14,654 --> 00:35:15,947
‫غریبی نکن، خب؟‬

532
00:35:16,805 --> 00:35:19,224
‫امیدوارم یه روز تو میدون ببینمت، الکس والتر.‬

533
00:35:23,371 --> 00:35:25,622
‫دیدی؟ من کارمو بلدم.‬

534
00:35:25,623 --> 00:35:28,041
‫آره، آره، آره.‬

535
00:35:28,042 --> 00:35:33,464
‫همون‌طور که می‌دونم فقط یه چیزه
‫که وایلدر رو از بزرگیِ واقعی دور نگه داشته.‬

536
00:35:34,048 --> 00:35:35,216
‫حدسی دارین، بچه‌ها؟‬

537
00:35:35,967 --> 00:35:39,052
‫- با اسب می‌جنگه به جایِ اینکه همراهش بشه.
- آفرین.‬

538
00:35:39,053 --> 00:35:41,930
‫فقط آویزون بودن، از کسی کابویِ واقعی نمی‌سازه.‬

539
00:35:41,931 --> 00:35:45,726
‫موضوع ارتباطه،
مثلِ ارتباطی که با مورفی داری.‬

540
00:35:46,310 --> 00:35:49,730
‫اینو درست انجام بده، والتر حسابی ازت عقب میفته.

541
00:35:50,356 --> 00:35:51,274
‫نه برعکس.‬

542
00:35:53,037 --> 00:35:55,414
‫اما احتمالاً باید تو رو برسونیم خونه.‬

543
00:35:56,362 --> 00:35:59,323
‫یا شاید مجبور نیستیم
‫همین الان شب رو تموم کنیم.‬

544
00:36:01,075 --> 00:36:02,534
‫تو قرار نیست صبح زود تمرین کنی؟‬

545
00:36:02,535 --> 00:36:05,745
‫شنیدم مربی‌ت خیلی سخت‌گیره.‬

546
00:36:05,746 --> 00:36:07,915
‫هیچی نیست که از پسش برنیام.‬

547
00:36:09,667 --> 00:36:10,501
‫باشه.‬

548
00:36:11,752 --> 00:36:12,712
‫راهو نشون بده.‬

549
00:36:16,048 --> 00:36:17,258
‫الکس والتر.‬

550
00:36:35,443 --> 00:36:36,277
‫هی، ویل.‬

551
00:36:36,777 --> 00:36:38,904
‫بیا، ام... بیا دوباره این کارو بکنیم، باشه؟‬

552
00:36:38,905 --> 00:36:39,988
‫آره، عالی میشه.‬

553
00:36:39,989 --> 00:36:42,302
‫دفعه‌یِ بعد لازم نیست کاری باشه که ازش متنفری.‬

554
00:36:45,828 --> 00:36:50,499
‫من نتونستم جایِ دقیقِ سیلو قدیمی رو
‫یادم بیاد، پس امیدوارم این نقشه کار کنه.‬

555
00:36:56,313 --> 00:36:57,356
‫بابا،‬

556
00:36:57,787 --> 00:37:01,374
‫مزرعه، و تاریخچه‌ش،
برایِ منم مهمن.‬

557
00:37:03,012 --> 00:37:05,181
‫من می‌خوام این کار نتیجه بده چون برام مهمه.‬

558
00:37:06,182 --> 00:37:08,142
‫بعضی وقتا شاید نگرانِ چیزایِ اشتباه باشم، اما‬

559
00:37:09,388 --> 00:37:10,514
‫تلاشمو بیشتر می‌کنم.‬

560
00:37:12,369 --> 00:37:13,356
‫هر دوتامون.‬

561
00:38:01,419 --> 00:38:04,254
‫- ، سلام.
- ، سلام.‬

562
00:38:04,323 --> 00:38:05,824
‫نشنیدم اومدی تو.‬

563
00:38:05,825 --> 00:38:08,451
‫آره، دویدم اومدم اینجا تا مقاله‌مو زودتر شروع کنم.‬

564
00:38:08,452 --> 00:38:09,370
‫عالیه.‬

565
00:38:10,705 --> 00:38:13,415
‫- خب، اون فروشگاهِ موقت چطور پیش رفت؟
- می‌دونی، به نظرم موفق بود.‬

566
00:38:13,416 --> 00:38:16,585
‫وقتی رفتم، بیشترِ قفسه‌ها خالی شده بودن.
لباس‌هایِ جکی فروش رفته بودن.‬

567
00:38:17,173 --> 00:38:18,003
‫.‬

568
00:38:22,049 --> 00:38:23,175
‫عکسِ قشنگیه.‬

569
00:38:23,983 --> 00:38:25,859
‫انگار چشمِ یکی رو گرفته.‬

570
00:38:27,193 --> 00:38:28,306
‫خوشگله.‬

571
00:38:38,125 --> 00:38:40,960
‫می‌تونیم یه تورِ سفر در زمان
‫با اسب ارائه بدیم، می‌دونی،‬

572
00:38:40,985 --> 00:38:43,653
‫و انبار، آلونک، گاریِ آب‌میوه‌گیری رو نشون بدیم،‬

573
00:38:43,654 --> 00:38:45,613
‫اون جویباری که آموس والتر توش طلا پیدا کرد.‬

574
00:38:45,614 --> 00:38:49,200
‫بیا تاریخچه‌یِ خانوادگی‌مون رو
‫بخشی از این تجارت کنیم، می‌دونی؟‬

575
00:38:49,201 --> 00:38:50,869
‫ویل، عاشقِ این ایده‌ام. عالیه.‬

576
00:38:50,870 --> 00:38:53,414
‫ولی آموس والتر پیریت پیدا کرد.‬

577
00:38:54,457 --> 00:38:57,459
‫آره، ولی «بیاین ببینین کجا آموس والتر
‫طلایِ احمق‌ها رو پیدا کرد»‬

578
00:38:57,460 --> 00:38:58,793
‫اثرِ مشابهی نداره.‬

579
00:38:58,794 --> 00:38:59,878
‫، خوبه!‬

580
00:38:59,879 --> 00:39:02,130
‫- ، سلام!
- دیگه می‌تونم به گروهِ جستجو بگم برگردن.‬

581
00:39:02,131 --> 00:39:04,257
‫ببخشید. اومدیم تا یه چیزی بخوریم.‬

582
00:39:04,258 --> 00:39:05,301
‫مأموریت با موفقیت انجام شد.‬

583
00:39:06,218 --> 00:39:07,970
‫کسی خونه‌ست؟‬

584
00:39:11,766 --> 00:39:14,434
‫ریچارد. سلام، تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

585
00:39:14,435 --> 00:39:15,603
‫قضیه به جکی مربوطه؟‬

586
00:39:17,897 --> 00:39:19,065
‫دقیقاً نه.‬

587
00:39:21,859 --> 00:39:24,403
‫- ببین، راهِ آسونی برای گفتنِ این حرف نیست.
- پس فقط بگو.‬

588
00:39:28,407 --> 00:39:29,283
‫باشه.‬

589
00:39:29,909 --> 00:39:32,994
‫من اینجام چون جلسه‌یِ شهرداری رو خراب کردی،
‫و ما نمی‌تونیم به این جامعه اجازه بدیم‬

590
00:39:32,995 --> 00:39:34,705
‫که شروعِ کار رو بیشتر از این به تأخیر بندازه.‬

591
00:39:35,216 --> 00:39:37,343
‫ما نه وقتِ بازی کردن داریم، نه پولش رو.‬

592
00:39:38,283 --> 00:39:39,952
‫چطور از جلسه‌یِ شهرداری خبردار شدی؟‬

593
00:39:40,492 --> 00:39:42,077
‫داری ما رو زیرِ نظر می‌گیری؟‬

594
00:39:46,759 --> 00:39:47,968
‫چون من زنگ زدم بهش.‬

595
00:40:02,149 --> 00:40:04,235
‫خب، نتیجه چی شد؟‬

596
00:40:04,985 --> 00:40:07,737
‫خب، با سهمِ ما از فروشِ پیتزا،
به اضافه‌یِ لباس‌ها،‬

597
00:40:07,738 --> 00:40:10,031
‫بیش از ۲۰۰ دلار بیشتر از هدفمون درآمد داشتیم.‬

598
00:40:10,032 --> 00:40:11,158
‫باشه.‬

599
00:40:12,368 --> 00:40:16,330
‫باید اعتراف کنم،
بعضی وقتا، ایده‌هایِ خوبی داری.‬

600
00:40:16,853 --> 00:40:18,730
‫باید اینو کتبی ازت بگیرم.‬

601
00:40:20,918 --> 00:40:25,089
‫در موردِ اون اتفاقِه، می‌دونم
نباید اون‌جوری از کوره در می‌رفتم.‬

602
00:40:25,798 --> 00:40:26,841
‫عذرخواهی نکن.‬

603
00:40:27,936 --> 00:40:31,523
‫منظورم همون چیزی بود که گفتم.
اهدا کردنِ اون لباس‌ها واقعاً شجاعانه بود.‬

604
00:40:33,556 --> 00:40:35,724
‫چنین شجاعتی شایسته‌یِ پاداشه.‬

605
00:40:44,358 --> 00:40:45,359
‫فکر کردم...‬

606
00:40:47,266 --> 00:40:50,478
‫ارین، اینو برایِ من کنار گذاشته بودی؟‬

607
00:40:53,802 --> 00:40:56,178
‫می‌دونم اگه من یه چیزی از بابام پیدا می‌کردم،‬

608
00:40:56,203 --> 00:40:59,206
‫هیچ‌وقت... نمی‌خواستم از دستش بدم.‬

609
00:41:01,417 --> 00:41:03,419
‫تازه، این کاملاً مناسب خودته.‬

610
00:41:04,295 --> 00:41:07,715
‫حالا یه لباسِ عالی
‫واسه جشن داری که خودت نجاتش دادی.‬

611
00:41:17,391 --> 00:41:18,391
‫هی، کایلی.‬

612
00:41:18,392 --> 00:41:19,768
‫چند دقیقه بهتون فرصت می‌دم.‬

613
00:41:25,524 --> 00:41:27,776
‫من دارم میرم،
اگه می‌خوای با من بیای.‬

614
00:41:29,682 --> 00:41:32,184
‫دوست‌ها گاهی همدیگه رو می‌رسونن خونه.‬

615
00:41:33,282 --> 00:41:35,825
‫ولی می‌تونی صندلیِ عقب بشینی.‬

616
00:41:35,826 --> 00:41:38,370
‫اگه این‌جوری راحت‌تری، وانمود کن راننده‌ام.‬

617
00:41:45,252 --> 00:41:46,295
‫خیلی خب.‬

618
00:41:47,338 --> 00:41:48,839
‫تو هیچ کدوم از این چیزا رو داری؟‬

619
00:41:50,424 --> 00:41:51,592
‫هر وقت آماده باشی، منم آماده‌ام.‬

620
00:41:53,636 --> 00:41:57,097
‫دیشب خیلی نزدیک بودم
‫که این رو رُک و پوست‌کنده بهش بگم، اما...‬

621
00:41:59,141 --> 00:42:00,601
‫داشت رودی رو تماشا می‌کرد.‬

622
00:42:01,101 --> 00:42:03,228
‫و اون واقعاً فقط...‬

623
00:42:03,229 --> 00:42:05,813
‫فقط وقتی تمرینِ بدی داشته، رودی رو می‌بینه.‬

624
00:42:05,814 --> 00:42:07,191
‫- آره.
- می‌دونم.‬

625
00:42:08,776 --> 00:42:09,610
‫خوبه.‬

626
00:42:10,986 --> 00:42:12,655
‫نه، خوب نیست.‬

627
00:42:13,197 --> 00:42:16,325
‫ما نباید برایِ فیلم دیدن مجبور
‫باشیم تا شهرِ بعدی رانندگی کنیم.‬

628
00:42:16,951 --> 00:42:19,828
‫منظورم اینه که دلم می‌خواد
با دوست‌پسرِم برم به جشن.‬

629
00:42:22,498 --> 00:42:23,749
‫من دوست‌پسرتم؟‬

630
00:42:26,168 --> 00:42:27,044
‫یعنی،‬

631
00:42:28,045 --> 00:42:28,879
‫آره.‬

632
00:42:31,090 --> 00:42:32,174
‫اگه مشکلی نیست.‬

633
00:42:39,723 --> 00:42:42,726
‫تبریک بابتِ یه جشنِ خیریه‌یِ موفقِ دیگه، نیویورک.‬

634
00:42:44,762 --> 00:42:45,680
‫حالت خوبه؟‬

635
00:42:46,272 --> 00:42:47,398
‫فردا ازم بپرس.‬

636
00:42:51,402 --> 00:42:52,278
‫چی؟‬

637
00:43:00,411 --> 00:43:01,828
‫، دنی.‬

638
00:43:04,164 --> 00:43:05,248
‫می‌دونستی؟‬

639
00:43:05,272 --> 00:43:13,272
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

640
00:43:13,296 --> 00:43:23,296
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
