1
00:00:15,680 --> 00:00:16,720
‫باید حرف بزنیم.‬

2
00:00:19,930 --> 00:00:20,770
‫می‌دونم.‬

3
00:00:23,440 --> 00:00:24,690
‫واقعاً چرا برگشتی؟‬

4
00:00:29,320 --> 00:00:30,570
‫نیویورک...‬

5
00:00:32,570 --> 00:00:34,150
‫پیچیده بود.‬

6
00:00:35,700 --> 00:00:39,910
‫فکر می‌کردم اونجا می‌رم که فکر کنم،‬
‫اما عوضش تمام تابستون رو با فکر کردن‬

7
00:00:39,910 --> 00:00:44,120
‫به اینکه چرا و چطور رفتم، گذروندم.‬

8
00:00:47,830 --> 00:00:49,790
‫الان تنها خونه‌ای که دارم اینجاست،‬

9
00:00:50,960 --> 00:00:52,260
‫و نزدیک بود از دستش بدم.‬

10
00:00:54,170 --> 00:00:55,720
‫تو هیچوقت نمی‌تونی همچین کاری کنی.‬

11
00:00:58,090 --> 00:00:59,300
‫خیلی مطمئن نباش.‬

12
00:00:59,890 --> 00:01:02,180
‫چند نفری هستن که از برگشتنم خوشحال نیستن.‬

13
00:01:02,180 --> 00:01:03,140
‫من خوشحالم.‬

14
00:01:04,180 --> 00:01:06,350
‫دلم برات تنگ شده بود... خیلی.‬

15
00:01:09,650 --> 00:01:10,730
‫نکن.‬

16
00:01:12,110 --> 00:01:13,740
‫- چیکار نکنم؟‬
‫- خودت می‌دونی چی رو.‬

17
00:01:14,990 --> 00:01:18,320
‫هر چی بین ما اتفاق افتاد،‬
‫باعث شروع این فاجعه شد.‬

18
00:01:18,320 --> 00:01:21,330
‫من... باورم نمی‌شه این کار رو با الکس کردم.‬

19
00:01:25,000 --> 00:01:27,080
‫وقتی بهش گفتی چی گفت؟‬

20
00:01:27,080 --> 00:01:28,330
‫هنوز نگفتم.‬

21
00:01:29,130 --> 00:01:32,000
‫سعی کردم، اما نخواست بشنوه،‬

22
00:01:32,000 --> 00:01:35,010
‫پس اگه الان بهش بگم، فقط برای اینه که‬
‫خودم حس بهتری پیدا کنم.‬

23
00:01:36,760 --> 00:01:37,930
‫خب، حالا می‌خوای چی کار کنی؟‬

24
00:01:40,510 --> 00:01:42,600
‫اگه قرار باشه اینجا جا بیفتم،‬

25
00:01:43,350 --> 00:01:45,140
‫اگه قرار باشه یه والتر باشم...‬

26
00:01:47,480 --> 00:01:50,270
‫پس هیچ چیزی نباید بین ما اتفاق بیفته.‬

27
00:01:51,820 --> 00:01:54,230
‫به خاطر الکس، به خاطر تمام خانواده،‬

28
00:01:55,440 --> 00:01:56,400
‫و به خاطر خودم.‬

29
00:02:01,660 --> 00:02:03,200
‫فکر کنم به یکم فاصله نیاز دارم.‬

30
00:02:07,330 --> 00:02:08,870
‫اگه این چیزیه که تو می‌خوای.‬

31
00:02:11,750 --> 00:02:12,750
‫این چیزیه که من می‌خوام.‬

32
00:02:12,774 --> 00:02:22,774
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

33
00:02:24,640 --> 00:02:29,310
‫خب، این پسره، سم، اسب‌سواره. یه نمایش‬
‫برای ما تو مونتانا اجرا کرد.‬

34
00:02:29,310 --> 00:02:31,560
‫- عالی بود.‬
‫- آره. باحال.‬

35
00:02:31,560 --> 00:02:34,190
‫- یه بار سواریِ بیلی اِتباوِر رو دیدم.‬
‫- واقعاً؟‬

36
00:02:34,190 --> 00:02:36,030
‫می‌خوای بدونی چی رو هیچوقت فراموش نمی‌کنم؟‬

37
00:02:36,860 --> 00:02:40,070
‫انرژی اون استادیوم تو اون روز. خیلی زیاد بود، می‌تونستی...‬

38
00:02:40,570 --> 00:02:43,280
‫و طرز سواریش، انگار همه می‌دونستن‬
‫که اون یارو قراره برنده شه.‬

39
00:02:46,700 --> 00:02:49,330
‫یا آسیب ببینه. جدی آسیب ببینه.‬

40
00:02:50,920 --> 00:02:52,420
‫خب، پس... شماها چی فکر می‌کنین؟‬

41
00:02:52,420 --> 00:02:53,420
‫اوم...‬

42
00:02:56,750 --> 00:02:57,920
‫اون برس.‬

43
00:02:57,920 --> 00:03:01,760
‫باشه، ببین. الکس،‬
‫اسب‌سواری ده برابر خطرناک‌تره‬

44
00:03:01,760 --> 00:03:03,340
‫از هر کاری که قبلاً انجام دادی.‬

45
00:03:03,340 --> 00:03:07,060
‫فکر کنم، اما کلی پسر هم‌سن من‬
‫اسب‌سواری می‌کنن.‬

46
00:03:07,060 --> 00:03:09,770
‫یعنی، همه اونایی که تو مدرسه گاوبازی بودن،‬
‫سال‌ها بود که این کارو می‌کردن.‬

47
00:03:09,770 --> 00:03:12,060
‫خب، اونا پسر من نیستن. تو هستی.‬

48
00:03:12,060 --> 00:03:15,270
‫ولی مامان، جایزه پولش سه برابر‬
‫تمام رویدادهای دیگه با هم هست.‬

49
00:03:15,270 --> 00:03:17,730
‫اگه بخوام به اندازه کافی پول پس‌انداز کنم‬
‫که برم دانشگاه...‬

50
00:03:17,730 --> 00:03:19,230
‫کلی راه برای پول درآوردن هست.‬

51
00:03:19,240 --> 00:03:21,610
‫ولی این کاریه که من توش خوبم.‬
‫می‌تونم واقعاً توش عالی باشم.‬

52
00:03:21,610 --> 00:03:25,070
‫باشه، فقط کافیه یه افتادن بد داشته باشی‬
‫و حتی نتونی بری دانشگاه.‬

53
00:03:26,080 --> 00:03:27,490
‫ارزش این ریسک رو نداره.‬

54
00:03:27,990 --> 00:03:30,250
‫بابا، تو... دیدی. می‌دونی.‬

55
00:03:31,080 --> 00:03:33,000
‫ببین، ما با این قضیه راحت نیستیم، باشه؟‬

56
00:03:33,000 --> 00:03:35,500
‫پس، متأسفم، الکس. فقط نه.‬

57
00:03:40,340 --> 00:03:41,170
‫باحاله.‬

58
00:03:42,220 --> 00:03:43,130
‫این رو ببین.‬

59
00:03:44,300 --> 00:03:45,140
‫هِی، کول!‬

60
00:03:46,180 --> 00:03:49,010
‫- تو مربی تیم فوتبالی؟‬
‫- کی بهت گفت؟‬

61
00:03:49,020 --> 00:03:50,140
‫آیزاک.‬

62
00:03:50,140 --> 00:03:51,810
‫وای، این خیلی خفنه.‬

63
00:03:51,810 --> 00:03:54,440
‫بالاخره می‌تونی مربی رو متقاعد کنی‬
‫که اون بازی‌های چرت رو کنار بذاره‬

64
00:03:54,440 --> 00:03:56,100
‫و واقعاً بذاره من توپ رو پرتاب کنم.‬

65
00:03:56,110 --> 00:03:58,360
‫اشتباه شنیدی. من مربی نیستم.‬

66
00:03:59,150 --> 00:04:02,490
‫هِی، اه، می‌دونی ما این فصل‬
‫همه بازی‌ها رو باختیم؟‬

67
00:04:03,700 --> 00:04:05,700
‫این چه ربطی به من داره؟‬

68
00:04:06,950 --> 00:04:10,200
‫من نمی‌تونم تیم رو تنها بکشم، مرد.‬
‫به کمکت نیاز دارم.‬

69
00:04:16,960 --> 00:04:19,090
‫می‌دونم. هیچکس نمی‌خواد اون رو قبول کنه.‬

70
00:04:19,630 --> 00:04:20,840
‫آروم باشید، همه.‬

71
00:04:20,840 --> 00:04:22,760
‫باشه، چند تا اعلامیه دارم.‬

72
00:04:22,760 --> 00:04:24,880
‫به دلیل حساسیت به آناناس،‬

73
00:04:24,880 --> 00:04:27,010
‫کافتریا پیتزا مرغ باربکیو سرو می‌کنه‬

74
00:04:27,010 --> 00:04:28,350
‫به جای هاوایی.‬

75
00:04:28,350 --> 00:04:30,640
‫و متأسفانه، به دلیل محدودیت‌های مالی،‬

76
00:04:30,640 --> 00:04:33,930
‫مدرسه دیگه واحد سفالگری رو ارائه نمی‌ده.‬

77
00:04:33,940 --> 00:04:35,600
‫و رقص پاییزه هم کنسل شده.‬

78
00:04:35,600 --> 00:04:36,940
‫- چی؟‬
‫- شوخی می‌کنی؟‬

79
00:04:36,940 --> 00:04:38,060
‫- جدی میگی؟‬
‫- چی؟‬

80
00:04:38,060 --> 00:04:39,820
‫ولی همه خبرها بد نیست.‬

81
00:04:39,820 --> 00:04:42,780
‫هیئت مدیره مدرسه یه اتوبوس جدید‬
‫برای بازی‌های بیرون از خانه تیم فوتبال تأیید کرده.‬

82
00:04:42,780 --> 00:04:44,030
‫فوق‌العاده‌ست.‬

83
00:04:46,280 --> 00:04:49,160
‫اینکه این مدرسه تیم فوتبال رو اینقدر‬
‫می‌پرسته، خیلی چندش‌آوره.‬

84
00:04:49,160 --> 00:04:52,160
‫- حتی اونقدر هم خوب نیستن.‬
‫- نه، حداقل الان که نیستن.‬

85
00:04:52,660 --> 00:04:55,210
‫من خیلی منتظر رقص پاییزه بودم.‬

86
00:04:55,920 --> 00:04:58,420
‫یعنی، واقعاً انقدر مهمه؟‬
‫فقط یه رقص ساده‌ست.‬

87
00:04:58,420 --> 00:05:01,670
‫شاید برای تو مهم نباشه،‬
‫خانم مدرسه خصوصیِ بزرگِ منهتن،‬

88
00:05:01,670 --> 00:05:02,710
‫اما برای ما مهمه.‬

89
00:05:03,550 --> 00:05:05,800
‫باشه، ببین،‬
‫رقص پاییزه فقط یه رقص نیست.‬

90
00:05:05,800 --> 00:05:08,680
‫همه می‌رن، و ما همیشه یه تم عجیب و غریب‬
‫انتخاب می‌کردیم.‬

91
00:05:08,680 --> 00:05:10,890
‫انگار یه رسم قدیمی تو سیلور فالزئه.‬

92
00:05:10,890 --> 00:05:12,640
‫نیتن خیلی ناراحت می‌شه.‬

93
00:05:12,640 --> 00:05:15,180
‫هفته‌هاست داریم درباره ست کردن لباس‌هامون‬
‫حرف می‌زنیم.‬

94
00:05:15,180 --> 00:05:16,560
‫اون خیلی هیجان‌زده بود‬

95
00:05:16,560 --> 00:05:19,610
‫در مورد کل قضیه‬
‫رقص با اولین دوست‌پسر.‬

96
00:05:20,110 --> 00:05:21,270
‫بعداً می‌بینمتون.‬

97
00:05:22,400 --> 00:05:25,320
‫مامان و بابای من‬
‫اولین قرارشون تو رقص پاییزه بود.‬

98
00:05:32,240 --> 00:05:33,330
‫بله، جکی؟‬

99
00:05:33,330 --> 00:05:35,620
‫باید کاری کرد که رقص دوباره برگزار شه.‬

100
00:05:35,620 --> 00:05:38,790
‫می‌دونم که دانش‌آموزان ناامید شدن، اما مدرسه‬
‫امسال کاهش بودجه زیادی داشته.‬

101
00:05:38,790 --> 00:05:40,210
‫اصلاً پولی نیست.‬

102
00:05:44,170 --> 00:05:47,720
‫می‌دونم، نیک، ولی خب،‬
‫تولد مامانمه و...‬

103
00:05:49,970 --> 00:05:53,010
‫آه، حتماً، آره، خب، باشه.‬
‫من فقط... تنها می‌رم.‬

104
00:05:54,270 --> 00:05:56,980
‫باید برم. آره. باشه. خداحافظ.‬

105
00:06:00,020 --> 00:06:01,020
‫بیا داخل!‬

106
00:06:02,690 --> 00:06:04,940
‫جکی! اوه، سلام.‬

107
00:06:04,940 --> 00:06:06,820
‫- سلام.‬
‫- امروز چی کار می‌تونم براتون انجام بدم؟‬

108
00:06:06,820 --> 00:06:07,740
‫رقص پاییزه.‬

109
00:06:07,740 --> 00:06:09,820
‫می‌تونین مدیر رو متقاعد کنین‬
‫که تو سالن ورزشی برگزار شه؟‬

110
00:06:09,820 --> 00:06:12,280
‫می‌دونم که دانش‌آموزان از این بابت‬
‫ناامید شدن،‬

111
00:06:12,280 --> 00:06:14,910
‫اما حتی برگزاری یه رقص‬
‫تو سالن ورزشی هم پول می‌خواد.‬

112
00:06:14,910 --> 00:06:16,830
‫و مدرسه بودجه خاصی رو اختصاص داده برای...‬

113
00:06:16,830 --> 00:06:19,830
‫اگه خودمون پولش رو جمع کنیم،‬
‫اون وقت می‌تونیم سالن ورزشی رو داشته باشیم؟‬

114
00:06:19,830 --> 00:06:23,540
‫خب، حدود هزار دلار نیاز دارین.‬
‫فکر می‌کنین بتونین اینقدر جمع کنین؟‬

115
00:06:23,540 --> 00:06:25,170
‫بله، می‌تونیم.‬

116
00:06:25,170 --> 00:06:28,550
‫رقص پاییزه یه سنت تو سیلور فالزئه.‬
‫خاصه.‬

117
00:06:28,550 --> 00:06:30,090
‫باید اجازه داشته باشیم که این رو برگزار کنیم.‬

118
00:06:30,090 --> 00:06:32,890
‫باشه. با مدیر ویتمور صحبت می‌کنم.‬

119
00:06:34,100 --> 00:06:35,810
‫- ممنون.‬
‫- خواهش می‌کنم.‬

120
00:06:44,820 --> 00:06:47,190
‫خب، بعد از توپ چی میاد؟‬

121
00:06:49,490 --> 00:06:52,070
‫بچه‌ها، بیاید. اینا چیزهای اولیه هستن.‬

122
00:06:53,490 --> 00:06:57,200
‫بعد از توپ چی میاد؟ روش کار کردیم.‬

123
00:07:00,920 --> 00:07:02,870
‫- بله.‬
‫- یه بچه؟‬

124
00:07:02,880 --> 00:07:04,750
‫خوب گفتی، الکس. ممنون.‬

125
00:07:07,800 --> 00:07:10,800
‫باشه، یادتون باشه این آخر هفته‬
‫یکم رانندگی تمرین کنید.‬

126
00:07:10,800 --> 00:07:12,720
‫هفته دیگه یه آزمون دیگه داریم.‬

127
00:07:12,720 --> 00:07:14,800
‫باور کن، دوست نداری رد شی.‬

128
00:07:15,300 --> 00:07:17,810
‫مواظب دوچرخه‌ها و توپ‌ها و بچه‌ها باشید.‬

129
00:07:21,440 --> 00:07:23,520
‫خب، خیلی دوست دارم یه وقتی سواریت رو ببینم.‬

130
00:07:23,520 --> 00:07:25,150
‫- آره؟‬
‫- اِم‌هم.‬

131
00:07:25,150 --> 00:07:26,940
‫خب، ببینم چی کار می‌تونم بکنم.‬

132
00:07:34,910 --> 00:07:35,740
‫هِی.‬

133
00:07:36,780 --> 00:07:37,870
‫سلام.‬

134
00:07:38,740 --> 00:07:40,830
‫در مورد آزمون رانندگی چه حسی داری؟‬

135
00:07:40,830 --> 00:07:44,420
‫اصلاً مطمئن نیستم که آزمون رانندگی‬
‫با ماشین ساختگی چطور چیزیه.‬

136
00:07:44,420 --> 00:07:48,670
‫بیخیال، جکی. یه آزمون کتبیه.‬
‫خودت می‌دونی که خوب انجام می‌دی.‬

137
00:07:49,460 --> 00:07:51,970
‫شاید کلاس رانندگیمون‬
‫با کاترین کمک کنه؟‬

138
00:07:51,970 --> 00:07:53,430
‫هنوز برنامه‌مون سرجاشه، نه؟‬

139
00:07:53,430 --> 00:07:55,680
‫اَه، حتماً. باید برم.‬

140
00:08:01,930 --> 00:08:03,980
‫پس، اه، کلاس خوبی بود.‬

141
00:08:04,480 --> 00:08:05,310
‫موافقم.‬

142
00:08:06,230 --> 00:08:09,860
‫شاید بتونیم، اه، با هم‬
‫بیشتر تمرین‌های بازیگری رو انجام بدیم؟‬

143
00:08:09,860 --> 00:08:12,860
‫دوست دارم، اما حدس می‌زنم‬
‫هنوز به کول نگفتی؟‬

144
00:08:12,860 --> 00:08:15,450
‫اینطور نیست که بخوام مخفی نگهش دارم،‬
‫می‌دونی؟‬

145
00:08:15,450 --> 00:08:18,070
‫من... فقط نمی‌خوام بهش آسیب بزنم،‬
‫می‌دونی؟‬

146
00:08:18,080 --> 00:08:18,990
‫می‌فهمم.‬

147
00:08:19,910 --> 00:08:22,080
‫هِی، یواشکی انجام دادن‬
‫یه جورایی باحاله، نه؟‬

148
00:08:33,840 --> 00:08:34,720
‫هِی، مرد.‬

149
00:08:36,090 --> 00:08:36,930
‫هِی.‬

150
00:08:37,930 --> 00:08:40,390
‫اَه، تو همیشه اینجا وایساده بودی؟‬

151
00:08:40,390 --> 00:08:41,430
‫اَه...‬

152
00:08:41,430 --> 00:08:43,560
‫نه. من... دنبال آیزاک می‌گردم.‬

153
00:08:45,480 --> 00:08:47,520
‫- تو چته؟‬
‫- من؟ اَه...‬

154
00:08:48,480 --> 00:08:50,690
‫هیچی. نه، من فقط هیجان‌زده‌ام برای، اَه...‬

155
00:08:52,320 --> 00:08:53,150
‫برای ریاضی.‬

156
00:08:53,950 --> 00:08:55,200
‫باشه. اَه...‬

157
00:08:56,110 --> 00:08:58,950
‫می‌دونی اون به همه داره می‌گه‬
‫من مربی تیم فوتبالم؟‬

158
00:09:03,200 --> 00:09:05,330
‫می‌کشَمش. می‌کشَمش.‬

159
00:09:07,460 --> 00:09:10,840
‫من کاملاً با برگردوندن رقص موافقم،‬
‫اما دقیقاً برنامه‌تون چیه؟‬

160
00:09:10,840 --> 00:09:12,840
‫هنوز در موردش تصمیم نگرفتیم.‬

161
00:09:13,420 --> 00:09:16,800
‫اما ما خیلی سریع فکر می‌کنیم.‬
‫من تو بداهه‌پردازی عالیم، پس...‬

162
00:09:16,800 --> 00:09:19,680
‫گریس، من از کلاس اول دبستان‬
‫تو کلاس تئاتر تو بودم.‬

163
00:09:19,680 --> 00:09:21,470
‫این قطعاً درست نیست.‬

164
00:09:24,180 --> 00:09:25,430
‫بی‌ادب.‬

165
00:09:25,430 --> 00:09:26,850
‫باشه. متأسفم.‬

166
00:09:26,850 --> 00:09:28,730
‫خب، چی کار می‌خوایم بکنیم؟‬

167
00:09:29,650 --> 00:09:31,610
‫به مردم نگو‬
‫من مربی تیم فوتبالم.‬

168
00:09:31,610 --> 00:09:35,530
‫بیخیال. تو تمام تابستون به من مربیگری کردی،‬
‫و ببین چقدر خوب از آب دراومد.‬

169
00:09:35,530 --> 00:09:37,450
‫حق با توئه.‬
‫یادم باشه دیگه این کارو نکنم.‬

170
00:09:37,450 --> 00:09:39,910
‫چرا فقط امتحانش نمی‌کنی؟ تیم بهت نیاز داره.‬

171
00:09:39,910 --> 00:09:41,490
‫چون نمی‌خوام.‬

172
00:09:41,490 --> 00:09:44,540
‫برخلاف شماها،‬
‫من خارج از فوتبال هم زندگی دارم.‬

173
00:09:48,830 --> 00:09:50,080
‫بیخیال شو. باشه؟‬

174
00:09:50,590 --> 00:09:51,420
‫باشه.‬

175
00:09:54,800 --> 00:09:57,510
‫همیشه. خب، پس چی کار می‌خوایم بکنیم؟‬

176
00:09:57,510 --> 00:09:59,970
‫- با اِرین، شورای دانش‌آموزی صحبت کنیم؟‬
‫- آره. می‌خوای این کارو بکنی؟‬

177
00:09:59,970 --> 00:10:01,220
‫- آره.‬
‫- تو مشکلی نداری؟‬

178
00:10:01,930 --> 00:10:02,760
‫می‌بینمت، مرد.‬

179
00:10:02,760 --> 00:10:03,970
‫هِی، تی‌شرت باحالیه.‬

180
00:10:04,470 --> 00:10:06,020
‫اوه، ممنون.‬

181
00:10:06,020 --> 00:10:08,390
‫آره، فقط‬
‫این یه گروه آلمانیه که دوستش دارم.‬

182
00:10:08,390 --> 00:10:11,610
‫اوه آره، من تمام تابستون رو غرق در‬
‫«خشم طلایی» گذروندم.‬

183
00:10:12,400 --> 00:10:14,400
‫- تو «عروسک‌های آشغالی» رو می‌شناسی؟‬
‫- عاشق «عروسک‌های آشغالی»ام.‬

184
00:10:15,190 --> 00:10:16,860
‫وای.‬

185
00:10:16,860 --> 00:10:19,780
‫وای. من تو فروم‌ها حسابی دنبال کسی‬
‫می‌گشتم‬

186
00:10:19,780 --> 00:10:22,120
‫که حتی اسمشون رو شنیده باشه، و، اِم...‬

187
00:10:22,950 --> 00:10:24,870
‫این احتمالاً‬
‫یه اعتراف شرم‌آوره.‬

188
00:10:25,450 --> 00:10:27,500
‫نه، سخت می‌شه آدم‌های با سلیقه خوب پیدا کرد.‬

189
00:10:30,290 --> 00:10:31,130
‫قطعاً.‬

190
00:10:36,840 --> 00:10:40,130
‫واضحاً، بودجه مسئله اصلی ماست،‬
‫پس از خانم جیکوبز پرسیدم،‬

191
00:10:40,130 --> 00:10:42,680
‫و ایشون گفتن که با مدیر در مورد‬
‫استفاده از سالن ورزشی صحبت می‌کنن.‬

192
00:10:42,680 --> 00:10:45,600
‫پس تنها چیزی که واقعاً نیاز داریم‬
‫موسیقی، تنقلات و تزئیناته.‬

193
00:10:45,600 --> 00:10:48,770
‫- که همشون پول می‌خوان.‬
‫- می‌تونیم یه شیرینی‌پزی یا همچین چیزی راه بندازیم؟‬

194
00:10:48,770 --> 00:10:51,480
‫براونی‌های ۵۰ سنتی‬
‫کارو راه نمی‌ندازن، اولیویا.‬

195
00:10:52,020 --> 00:10:54,360
‫در مورد جمع‌آوری لباس چی؟‬

196
00:10:54,360 --> 00:10:56,480
‫آره. اه، ما این کارو تو کلیسا‬
‫همیشه انجام می‌دیم.‬

197
00:10:56,480 --> 00:10:58,490
‫مردم لباس اهدا می‌کنن، و ما می‌فروشیمشون.‬

198
00:10:58,490 --> 00:11:00,150
‫ترکیبی از سمساری و فروشگاه موقت.‬

199
00:11:00,150 --> 00:11:01,780
‫آره. «لباس‌های دست دوم برای فروش.»‬

200
00:11:07,700 --> 00:11:10,160
‫کی می‌خواد لباس دست دوم بخره؟‬

201
00:11:10,750 --> 00:11:12,120
‫حق با اونه.‬

202
00:11:12,120 --> 00:11:16,800
‫باید یه چیزی جذاب باشه،‬
‫مثلاً «کُتور سیلور فالز». یا...‬

203
00:11:16,800 --> 00:11:20,630
‫یا «سیلور فالز وینتج». یعنی،‬
‫مردم عاشق چیزهای وینتج‌ان.‬

204
00:11:21,300 --> 00:11:24,220
‫آیا یه فروشگاه موقت واقعاً‬
‫پولی جمع می‌کنه؟‬

205
00:11:24,930 --> 00:11:26,760
‫می‌تونیم یه رویداد کاملش کنیم.‬

206
00:11:26,760 --> 00:11:29,470
‫یه شنبه برگزارش می‌کنیم‬
‫تا حس یه مهمونی رو داشته باشه.‬

207
00:11:29,480 --> 00:11:30,640
‫و به یه مکان نیاز داریم.‬

208
00:11:30,640 --> 00:11:32,440
‫مونته چطوره؟‬

209
00:11:32,440 --> 00:11:34,520
‫یعنی، یه جورایی فضای وینتج داره.‬

210
00:11:34,520 --> 00:11:36,940
‫اگه فکر می‌کنی بابات‬
‫مایل به این کار باشه، اسکای؟‬

211
00:11:36,940 --> 00:11:41,280
‫باهاش صحبت می‌کنم. اگه کسی عاشق‬
‫یه رویداد سیلور فالز باشه، اون بابامه.‬

212
00:11:42,990 --> 00:11:46,030
‫باشه، پس. همه موافق فروشگاه موقت.‬

213
00:11:56,630 --> 00:12:00,260
‫باشه. امتحانش می‌کنیم.‬
‫بیاید این رقص رو دوباره راه بندازیم.‬

214
00:12:04,340 --> 00:12:05,970
‫وقتی که نمای کلی رو تموم کردم،‬

215
00:12:05,970 --> 00:12:08,350
‫مسائل مالی رو که ریچارد فرستاده‬
‫بررسی می‌کنم‬

216
00:12:08,350 --> 00:12:10,850
‫و چند دقیقه هم برای سؤالات‬
‫در آخر می‌ذارم.‬

217
00:12:15,650 --> 00:12:17,570
‫هِی، عالیه. واقعاً عالیه.‬

218
00:12:18,150 --> 00:12:20,530
‫هِی، اه، مجوزهای ما‬
‫چطور پیش می‌رن؟‬

219
00:12:20,530 --> 00:12:23,740
‫درخواست‌ها ارسال شده.‬
‫احتمالاً چند روز دیگه آماده می‌شن.‬

220
00:12:24,910 --> 00:12:28,370
‫خب، از اه، متو می‌پرسم‬
‫تا به اداره ساخت و ایمنی یه تلنگر بزنه.‬

221
00:12:28,950 --> 00:12:31,660
‫هیچ کاری نمی‌تونه بکنه.‬
‫فردی که من تو اداره می‌شناسم...‬

222
00:12:31,660 --> 00:12:33,830
‫متو نفوذ بیشتری داره‬
‫تا کسی که پشت میزه.‬

223
00:12:33,830 --> 00:12:35,210
‫من حلش می‌کنم.‬

224
00:12:35,210 --> 00:12:37,670
‫- ببین. می‌دونم تو توانایی داری، ویل، ولی...‬
‫- ولی چی؟‬

225
00:12:37,670 --> 00:12:40,210
‫یا فکر می‌کنی از پسش برمیای‬
‫یا نه.‬

226
00:12:44,130 --> 00:12:47,220
‫هِی، حق با توئه. حق با توئه. متأسفم.‬
‫من فقط، اِم...‬

227
00:12:48,430 --> 00:12:50,100
‫فقط می‌خوام خوب پیش بره. نه؟‬

228
00:12:50,100 --> 00:12:52,060
‫اگه بتونیم مردم شهر رو‬
‫نصف ما هیجان‌زده کنیم،‬

229
00:12:52,060 --> 00:12:53,770
‫پس فکر کنم همه چیز ردیفه.‬

230
00:12:54,390 --> 00:12:56,770
‫نگران نباش. اونا خوششون می‌آد.‬

231
00:12:58,230 --> 00:12:59,110
‫امیدوارم.‬

232
00:13:05,740 --> 00:13:08,320
‫- هِی، کول.‬
‫- چطوری؟‬

233
00:13:10,490 --> 00:13:11,540
‫خوبی؟‬

234
00:13:13,000 --> 00:13:14,210
‫مثل هلو.‬

235
00:13:16,580 --> 00:13:19,290
‫می‌دونی آیزاک فقط به خاطر این به مردم می‌گه‬
‫که تو مربیگری می‌کنی‬

236
00:13:19,290 --> 00:13:20,670
‫چون می‌دونه تو توش خوب خواهی بود.‬

237
00:13:20,670 --> 00:13:21,960
‫بیخیال، دنی.‬

238
00:13:22,880 --> 00:13:24,210
‫تو هم دیگه نه.‬

239
00:13:24,220 --> 00:13:26,590
‫باشه، نمی‌خوای مربیگری کنی،‬
‫نکن.‬

240
00:13:27,840 --> 00:13:29,970
‫اما واقعاً به خاطر اینه که‬
‫نمی‌خوای؟‬

241
00:13:30,470 --> 00:13:32,470
‫بله، به خاطر اینه که نمی‌خوام.‬

242
00:13:41,980 --> 00:13:43,150
‫می‌دونی، می‌فهمم.‬

243
00:13:45,190 --> 00:13:47,570
‫ممکنه سخت باشه‬
‫اینقدر نزدیک به چیزی باشی که دوستش داری‬

244
00:13:47,570 --> 00:13:48,740
‫اما می‌دونی نمی‌تونی داشته باشیش.‬

245
00:13:51,160 --> 00:13:54,290
‫اما، می‌دونی،‬
‫آیا تلاش برای مربیگری ارزشش رو نداره؟‬

246
00:13:55,120 --> 00:13:56,750
‫می‌دونی، حتی اگه دردناک باشه.‬

247
00:13:57,460 --> 00:13:59,830
‫آیا اصلاً نداشتن فوتبال‬
‫سخت‌تر نخواهد بود؟‬

248
00:14:01,960 --> 00:14:05,710
‫به علاوه، نتیجه‌شون ۰-۳ئه،‬
‫پس اونا... اونا واقعاً بهت نیاز دارن.‬

249
00:14:06,920 --> 00:14:09,130
‫خب، حداقل یه نفر نیاز داره.‬

250
00:14:09,130 --> 00:14:10,760
‫- کول، این...‬
‫- هِی، والتر.‬

251
00:14:12,350 --> 00:14:13,680
‫- آماده‌ای؟‬
‫- بله.‬

252
00:14:14,930 --> 00:14:15,930
‫بریم.‬

253
00:14:17,810 --> 00:14:19,230
‫ممنون برای دلگرمیت.‬

254
00:14:24,530 --> 00:14:25,360
‫هِی.‬

255
00:14:26,320 --> 00:14:27,150
‫سلام.‬

256
00:14:28,240 --> 00:14:29,610
‫این رو یه نگاه بنداز.‬

257
00:14:29,610 --> 00:14:32,200
‫کمی تنگ خواهد بود، اما فکر کنم راهی پیدا کردم‬
‫که بودجه رقص رو کم کنم.‬

258
00:14:34,410 --> 00:14:38,080
‫- چیه؟‬
‫- خب... خبر بد.‬

259
00:14:39,080 --> 00:14:41,210
‫- بابات گفت نه.‬
‫- بابام گفت نه.‬

260
00:14:41,210 --> 00:14:44,290
‫چرا؟ فکر کردم گفتی‬
‫اون از این جور رویدادها خیلی استقبال می‌کنه.‬

261
00:14:44,300 --> 00:14:47,590
‫آره، خب یه مقدارش‬
‫شاید تقصیر من بود.‬

262
00:14:48,340 --> 00:14:50,050
‫اون پرسید که می‌تونیم چهارشنبه برگزارش کنیم‬
‫چون شنبه شلوغ‌ترین روزشه.‬

263
00:14:50,050 --> 00:14:52,140
‫بعد من گفتم باید شنبه باشه،‬
‫وگرنه هیچکس نمی‌آد.‬

264
00:14:52,140 --> 00:14:55,720
‫که اون هم گفت: «می‌خوای مشتری‌های ثابت‌مون رو‬
‫با برگزاری یه رویداد دور کنم‬

265
00:14:55,720 --> 00:14:58,520
‫که هیچکس نمی‌خواد بهش بیاد؟‬

266
00:14:58,520 --> 00:15:01,100
‫که من واقعاً جوابی براش نداشتم.‬

267
00:15:01,100 --> 00:15:03,230
‫اسکایلر، من دوستت دارم. تو خیلی بااستعدادی،‬
‫اما تو مذاکره‌کننده خیلی خوبی نیستی.‬

268
00:15:03,230 --> 00:15:07,730
‫فکر کنم حق با توئه.‬

269
00:15:07,740 --> 00:15:09,610
‫خب، چی کار می‌خوایم بکنیم؟‬

270
00:15:09,610 --> 00:15:11,450
‫شانس آوردی.‬
‫من اتفاقاً مذاکره‌کننده عالی هستم.‬

271
00:15:11,450 --> 00:15:15,330
‫اِم‌هم.‬

272
00:15:15,330 --> 00:15:16,330
‫- می‌خوای یه سفر کوچولو با من بری؟‬
‫- بریم.‬

273
00:15:16,830 --> 00:15:19,120
‫باشه، ولش کن! ولش کن!‬

274
00:15:19,120 --> 00:15:20,960
‫راننده‌ها! راننده‌ها!‬

275
00:15:24,840 --> 00:15:25,960
‫ملاحظه راننده‌ها.‬

276
00:15:25,960 --> 00:15:28,670
‫باشه، این یه علم موشکی نیست.‬

277
00:15:28,670 --> 00:15:32,840
‫بکش عقب، محکم بگیر.‬
‫وقتی آماده بودی به بچه‌ها اشاره کن.‬

278
00:15:32,840 --> 00:15:34,590
‫باهام راه بیا.‬

279
00:15:34,600 --> 00:15:36,680
‫اِم‌هم.‬

280
00:15:36,680 --> 00:15:38,850
‫وای!‬

281
00:15:40,680 --> 00:15:43,480
‫الکس!‬

282
00:15:43,480 --> 00:15:44,730
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟‬

283
00:15:45,690 --> 00:15:48,610
‫حالت خوبه؟‬

284
00:15:48,610 --> 00:15:51,240
‫به مامانم نگو.‬

285
00:15:53,450 --> 00:15:54,410
‫باشه.‬

286
00:15:55,820 --> 00:15:59,500
‫- صبح بخیر.‬
‫- صبح بخیر.‬

287
00:16:00,200 --> 00:16:01,450
‫فقط یه قهوه می‌خورم،‬
‫بعد می‌تونیم بریم.‬

288
00:16:01,460 --> 00:16:05,170
‫عیبی نداره.‬
‫من دارم دنبال چند تا فایل قدیمی می‌گردم.‬

289
00:16:14,720 --> 00:16:15,550
‫برای تکالیف مدرسه؟‬

290
00:16:18,060 --> 00:16:19,180
‫نه. دارم بودجه‬
‫رقص پاییزه رو آماده می‌کنم،‬

291
00:16:20,270 --> 00:16:21,100
‫و باید به بودجه‌ای که‬
‫برای آخرین رقص تو نیویورک تنظیم کردم، نگاه کنم،‬

292
00:16:26,610 --> 00:16:28,150
‫اما پیداش نمی‌کنم.‬

293
00:16:28,940 --> 00:16:30,070
‫عزیزم، این یه مقدار...‬

294
00:16:31,190 --> 00:16:33,320
‫مطمئنی الان آماده‌ای‬
‫که به همه این چیزا بپردازی؟‬

295
00:16:34,200 --> 00:16:36,320
‫آره، خوبم.‬

296
00:16:37,240 --> 00:16:39,160
‫هِی، مامان، می‌تونی منو ببری کَمز؟‬

297
00:16:39,660 --> 00:16:40,740
‫متأسفم عزیزم، من دارم جکی و الکس رو‬
‫برای اولین درس رانندگی‌شون می‌برم.‬

298
00:16:41,290 --> 00:16:42,540
‫ولی ما قرار بود‬
‫قبل از مدرسه تدوین صدا رو انجام بدیم.‬

299
00:16:45,920 --> 00:16:46,750
‫نمی‌تونی فردا ببریشون؟‬

300
00:16:48,130 --> 00:16:49,590
‫من نمی‌تونم همه چیز رو ول کنم‬
‫فقط چون تو می‌خوای بری خونه دوستت.‬

301
00:16:49,590 --> 00:16:52,710
‫اگه فقط الکس بود، می‌بردی.‬

302
00:16:52,720 --> 00:16:56,180
‫- تو فقط نمی‌تونی به جکی نه بگی.‬
‫- جردن!‬

303
00:16:56,180 --> 00:16:58,800
‫- این خیلی بی‌ادبانه‌ست.‬
‫- عیبی نداره.‬

304
00:16:58,800 --> 00:17:01,060
‫نه، عیبی نداره نیست.‬

305
00:17:01,060 --> 00:17:04,020
‫بعداً در مورد رفتارت‬
‫صحبت می‌کنیم.‬

306
00:17:04,980 --> 00:17:06,270
‫- کاترین، می‌تونیم زمان رو تغییر بدیم.‬
‫- نه، ما از قبل اینو برنامه‌ریزی کرده بودیم.‬

307
00:17:06,270 --> 00:17:07,520
‫و من هیجان‌زده‌ام.‬

308
00:17:07,520 --> 00:17:09,560
‫بریم.‬

309
00:17:09,570 --> 00:17:11,150
‫باشه. دست‌ها روی ساعت نه و سه.‬

310
00:17:11,150 --> 00:17:13,900
‫آینه‌هاتون رو چک کنید.‬
‫مراقب ماشین‌های اطراف باشید.‬

311
00:17:13,900 --> 00:17:17,070
‫باشه. خوبه.‬

312
00:17:18,120 --> 00:17:18,990
‫افتادن رو زمین و دوباره بلند شدن...‬

313
00:17:21,990 --> 00:17:24,620
‫اوه!‬

314
00:17:25,410 --> 00:17:29,330
‫متأسفم. من متأسفم.‬

315
00:17:30,000 --> 00:17:32,500
‫نه، عیبی نداره.‬

316
00:17:33,090 --> 00:17:35,550
‫بیا دوباره امتحان کنیم.‬

317
00:17:36,300 --> 00:17:37,380
‫کمکم می‌کنی؟ ‬

318
00:17:39,300 --> 00:17:42,260
‫می‌تونی... یه کم ملایم‌تر.‬

319
00:17:43,270 --> 00:17:44,600
‫اون پشت چطوری؟‬

320
00:17:44,600 --> 00:17:46,230
‫اَه، خوبم.‬

321
00:17:46,230 --> 00:17:48,400
‫حالت خوبه؟‬

322
00:17:49,560 --> 00:17:53,230
‫الکس، چی شدی؟‬

323
00:17:54,190 --> 00:17:58,240
‫و داستان‌هایی رو که‬
‫دوست نداری، از نو بنویسی...‬

324
00:18:00,780 --> 00:18:01,870
‫اووه... اه...‬

325
00:18:06,960 --> 00:18:09,330
‫تقصیر منه.‬

326
00:18:14,420 --> 00:18:15,800
‫حواسم نبود،‬

327
00:18:18,970 --> 00:18:20,680
‫و درِ مرغدونی رو باز گذاشتم،‬

328
00:18:22,760 --> 00:18:25,020
‫و الکس باید کمکم می‌کرد تا پیداشون کنیم،‬
‫اما اون پاش لیز خورد.‬

329
00:18:25,890 --> 00:18:26,770
‫صد بار از جورج خواستم اون قفل رو تعمیر کنه...‬
‫مواظب باش!‬

330
00:18:27,390 --> 00:18:28,980
‫همیشه بهت نیاز خواهم داشت‬

331
00:18:30,270 --> 00:18:33,230
‫به هیچکس اعتماد نکردم...‬

332
00:18:36,030 --> 00:18:36,860
‫واقعاً دوست دارم‬
‫یه نفر دیگه الان رانندگی کنه.‬

333
00:18:37,400 --> 00:18:38,280
‫شاید به خودم اعتماد کنم‬

334
00:18:39,150 --> 00:18:40,660
‫آقایان.‬

335
00:18:40,660 --> 00:18:42,410
‫آقایان، قبل از اینکه به سمت‬
‫همایش شور و هیجان بریم،‬

336
00:18:42,410 --> 00:18:46,580
‫خوشحالم که مربی دستیار جدیدمون،‬

337
00:18:47,830 --> 00:18:50,920
‫والترِ خودمون رو معرفی کنم!‬

338
00:18:51,460 --> 00:18:55,130
‫بیا!‬

339
00:18:56,340 --> 00:18:57,170
‫وقت نمایشه، رفقا.‬

340
00:18:58,010 --> 00:19:00,550
‫بریم!‬

341
00:19:00,550 --> 00:19:02,760
‫- چی باعث شد نظرت عوض شه؟‬
‫- چی...‬

342
00:19:02,760 --> 00:19:04,180
‫نیوسام اینجا بهم گفت چقدر شماها‬
‫به جادوی کول والتر نیاز دارین.‬

343
00:19:04,180 --> 00:19:06,140
‫می‌دونستم که نظرت عوض می‌شه.‬

344
00:19:06,140 --> 00:19:09,020
‫باید با مربی صحبت کنی‬
‫تا منو تو ترکیب اصلی بذاره.‬

345
00:19:09,940 --> 00:19:12,980
‫با بازیکن بهتری بودن‬
‫وارد ترکیب اصلی میشی.‬

346
00:19:14,150 --> 00:19:16,860
‫اووه.‬

347
00:19:18,280 --> 00:19:22,530
‫بگو بهمون‬
‫نگه وسط زمین ندوییم.‬

348
00:19:57,730 --> 00:20:00,030
‫- آره، اون هیچوقت کار نمی‌کنه.‬
‫- بچه‌ها، من نمی‌تونم فقط...‬

349
00:20:00,030 --> 00:20:01,190
‫- ما تمرین شنبه نمی‌خوایم.‬
‫- وایستا، اون به حرف من گوش نمی‌ده.‬

350
00:20:01,200 --> 00:20:03,200
‫حتماً گوش می‌ده! تو الان رئیس هستی، والتر.‬
‫می‌تونی هر کاری دلت می‌خواد بکنی.‬

351
00:20:03,200 --> 00:20:06,330
‫هِی، بچه‌ها! بچه‌ها!‬

352
00:20:08,040 --> 00:20:09,410
‫والتر! والتر! والتر! والتر! والتر!‬

353
00:20:14,000 --> 00:20:15,000
‫اووه، نه. بچه‌ها، آروم. آروم.‬

354
00:20:22,010 --> 00:20:23,470
‫باشه.‬
‫باشه، بیاید... بیاید از اینجا بریم بیرون.‬

355
00:20:23,470 --> 00:20:24,380
‫اون هی سعی می‌کنه شماره منو بگیره،‬
‫و انگار می‌گم، آروم باش.‬

356
00:20:37,690 --> 00:20:38,980
‫ما با هم یه قورباغه کالبدشکافی کردیم.‬
‫که ازدواج که نکردیم.‬

357
00:20:40,070 --> 00:20:41,150
‫- باشه، ببین نظرت چیه.‬
‫- باشه.‬

358
00:20:42,070 --> 00:20:43,360
‫ببخشید؟‬

359
00:20:45,280 --> 00:20:46,200
‫تو و دنی تو مرحله‬
‫«تلفنی حرف زدن» هستین؟‬

360
00:20:51,910 --> 00:20:53,660
‫نه، هیچی نیست.‬

361
00:20:53,660 --> 00:20:56,960
‫پیامک یه چیزه.‬

362
00:20:56,960 --> 00:20:58,830
‫تماس گرفتن مثل رفتن به مرحله دومه...‬
‫از نظر ارتباطی.‬

363
00:20:58,840 --> 00:21:00,170
‫اوه خدای من.‬

364
00:21:00,170 --> 00:21:03,130
‫آه، به خاطر همینه که اینقدر شیمی دارین.‬
‫شماها الان با هم قرار می‌ذارین یا چی؟‬

365
00:21:03,130 --> 00:21:04,340
‫نه. هیس! لیو، هیچکس نباید بدونه.‬

366
00:21:04,340 --> 00:21:06,470
‫اوه.‬

367
00:21:06,470 --> 00:21:08,390
‫می‌تونم اینو ببینم.‬

368
00:21:09,140 --> 00:21:11,640
‫یعنی، اون یه بچه درس‌خون تئاتره،‬
‫و تو یه تشویق‌کننده جذاب.‬

369
00:21:14,690 --> 00:21:16,690
‫اون واقعاً پسر خوبی به نظر می‌رسه.‬

370
00:21:16,690 --> 00:21:18,400
‫نه، نه، من از اون خجالت نمی‌کشم.‬

371
00:21:21,730 --> 00:21:24,190
‫اوه.‬

372
00:21:24,700 --> 00:21:28,910
‫پس چرا رازه؟‬

373
00:21:28,910 --> 00:21:31,830
‫اون هنوز به کول نگفته.‬

374
00:21:31,830 --> 00:21:33,040
‫اوه.‬

375
00:21:33,040 --> 00:21:36,370
‫عاشق اینم برات.‬

376
00:21:36,370 --> 00:21:37,750
‫تو کاملاً لیاقت‬
‫کسی رو داری که خوشحالت می‌کنه.‬

377
00:21:37,750 --> 00:21:40,290
‫ممنون، لیو. منم یه جورایی همین فکر رو می‌کنم.‬

378
00:21:40,880 --> 00:21:42,840
‫هنوز هیچ چیز رسمی نیست،‬
‫ولی هیجان‌زده‌ای؟‬

379
00:21:42,840 --> 00:21:44,420
‫اوه خدای من.‬
‫بی‌صبرانه منتظرم تو رو با کت و شلوار ببینم.‬

380
00:21:47,300 --> 00:21:49,260
‫اسکایلر!‬

381
00:21:52,890 --> 00:21:56,020
‫- وایسا.‬
‫- زک. هِی، نیتن رو می‌شناسی، نه؟‬

382
00:21:56,770 --> 00:21:57,890
‫ما از قدیم‌الایام با هم دوستیم.‬

383
00:21:58,850 --> 00:21:59,770
‫- عالیه.‬
‫- واقعاً؟‬

384
00:22:07,150 --> 00:22:09,240
‫یعنی، فقط یه چیزه.‬

385
00:22:09,240 --> 00:22:11,990
‫من آدم‌های زیادی رو می‌شناسم.‬
‫نه خوبه نه بد.‬

386
00:22:11,990 --> 00:22:13,490
‫فقط به خاطر روزنامه گفتم.‬

387
00:22:16,200 --> 00:22:18,710
‫- تو تو روزنامه کار می‌کنی؟‬
‫- من عکاسم.‬

388
00:22:18,710 --> 00:22:19,620
‫بیا عزیزم.‬

389
00:22:20,250 --> 00:22:21,580
‫بازم ممنون‬
‫که اینو ترتیب دادی، رفیق.‬

390
00:22:21,590 --> 00:22:22,590
‫قدردانیم.‬

391
00:22:22,590 --> 00:22:24,300
‫خواهش می‌کنم.‬

392
00:22:26,550 --> 00:22:28,340
‫خب چطوری؟ آماده‌ای که بری؟‬

393
00:22:28,340 --> 00:22:30,180
‫فکر کنم آره. آره، یه مشت نکته و سؤال‬
‫آماده کردم.‬

394
00:22:30,180 --> 00:22:31,470
‫دوباره اعداد رو با ریچارد چک کردم،‬
‫ولی یادداشت‌هام رو پیدا نمی‌کنم.‬

395
00:22:31,470 --> 00:22:33,140
‫راستش رو بخوای، هیچکس به اعداد‬
‫اونقدر دقیق توجه نمی‌کنه.‬

396
00:22:33,810 --> 00:22:34,680
‫خوبی؟‬

397
00:22:35,930 --> 00:22:37,560
‫الکس، چی شدی؟‬

398
00:22:37,560 --> 00:22:41,270
‫و داستانایی رو بازنویسی کنی‬
‫که دوست نداری...‬

399
00:22:41,270 --> 00:22:42,650
‫اوه... اِم...‬

400
00:22:44,520 --> 00:22:45,730
‫تقصیر منه.‬

401
00:22:45,730 --> 00:22:47,110
‫حواسم نبود،‬

402
00:22:47,110 --> 00:22:48,900
‫و درِ مرغدونی رو باز گذاشتم،‬

403
00:22:48,900 --> 00:22:51,990
‫و الکس مجبور شد کمکم کنه پیداشون کنیم،‬
‫اما پاش گیر کرد و افتاد.‬

404
00:22:51,990 --> 00:22:54,490
‫صد بار به جورج گفتم اون چفت رو درست کنه... بپا!‬

405
00:22:54,490 --> 00:22:57,370
‫من همیشه بهت نیاز دارم‬

406
00:22:57,370 --> 00:22:59,120
‫به هیچ‌کس دیگه‌ای اعتماد نداشتم...‬

407
00:22:59,120 --> 00:23:01,210
‫واقعاً دوست دارم‬
‫یه نفر دیگه رانندگی کنه الان.‬

408
00:23:01,210 --> 00:23:04,040
‫شاید به خودم اعتماد کنم‬

409
00:23:04,040 --> 00:23:05,130
‫آقایان.‬

410
00:23:06,340 --> 00:23:08,460
‫آقایان، قبل از اینکه بریم‬
‫به گردهمایی تشویقی،‬

411
00:23:08,470 --> 00:23:11,430
‫خیلی خوشحالم که کمک مربی جدیدمون رو معرفی کنم،‬

412
00:23:11,430 --> 00:23:14,680
‫کسی نیست جز کول والتر خودمون!‬

413
00:23:14,680 --> 00:23:15,600
‫یالا!‬

414
00:23:19,770 --> 00:23:21,100
‫وقتشه، رفقا.‬

415
00:23:23,270 --> 00:23:24,110
‫بریم!‬

416
00:23:25,520 --> 00:23:27,530
‫- چی شد نظرت عوض شد؟‬
‫- چی...‬

417
00:23:27,530 --> 00:23:30,530
‫نیوسوم اینجا بهم گفت که چقدر شماها‬
‫به جادوی کول والتر نیاز داشتین.‬

418
00:23:30,530 --> 00:23:31,780
‫می‌دونستم که بالاخره قبول می‌کنی.‬

419
00:23:31,780 --> 00:23:34,120
‫باید با مربی حرف بزنی‬
‫که من رو بذاره تو ترکیب اصلی.‬

420
00:23:34,120 --> 00:23:36,490
‫اگه بازیکن بهتری باشی‬
‫می‌ری تو ترکیب اصلی.‬

421
00:23:36,490 --> 00:23:37,910
‫اوه.‬

422
00:23:37,910 --> 00:23:40,120
‫مجبورش کن دیگه‬
‫از وسط ندویم.‬

423
00:23:40,120 --> 00:23:42,290
‫- آره، اون هیچ‌وقت جواب نمی‌ده.‬
‫- بچه‌ها، من که نمی‌تونم...‬

424
00:23:42,290 --> 00:23:46,090
‫- ما تمرین شنبه نمی‌خوایم.‬
‫- صبر کن، اون که به حرف من گوش نمی‌ده.‬

425
00:23:46,090 --> 00:23:49,970
‫معلومه که گوش می‌ده! تو الان رئیس هستی، والتر.‬
‫هر کاری بخوای می‌تونی بکنی.‬

426
00:23:51,380 --> 00:23:52,970
‫هی، پسرها! پسرها!‬

427
00:23:52,970 --> 00:23:57,050
‫والتر! والتر! والتر! والتر! والتر!‬

428
00:23:57,060 --> 00:24:00,560
‫آه، نه. بچه‌ها، ساکت شین.‬
‫ساکت شین.‬

429
00:24:00,560 --> 00:24:03,810
‫باشه.‬
‫باشه، بریم... بریم از اینجا.‬

430
00:24:03,810 --> 00:24:07,360
‫مدام سعی می‌کنه شماره‌م رو بگیره،‬
‫و منم که می‌گم، آروم باش.‬

431
00:24:07,360 --> 00:24:10,740
‫فقط یه قورباغه رو با هم کالبدشکافی کردیم.‬
‫که ازدواج نکردیم یا چیزی.‬

432
00:24:11,780 --> 00:24:13,700
‫- خب، ببین نظرت چیه.‬
‫- باشه.‬

433
00:24:16,620 --> 00:24:17,700
‫ببخشید؟‬

434
00:24:18,200 --> 00:24:20,700
‫تو و دنی به مرحله‌ی‬
‫«تلفنی حرف زدن» رسیدین؟‬

435
00:24:20,700 --> 00:24:22,620
‫نه، چیزی نیست.‬

436
00:24:22,620 --> 00:24:24,040
‫پیام دادن یه چیزه.‬

437
00:24:24,040 --> 00:24:29,210
‫زنگ زدن انگار رسیدن به مرحله‌ی دومه...‬
‫از نظر ارتباطی.‬

438
00:24:29,210 --> 00:24:30,300
‫وای خدای من.‬

439
00:24:30,300 --> 00:24:33,720
‫آه، واسه همینه که انقدر با هم جورین.‬
‫شماها الان دارین قرار می‌ذارین یا چی؟‬

440
00:24:33,720 --> 00:24:36,590
‫نه. هیس! لیو، قرار نیست کسی بدونه.‬

441
00:24:36,600 --> 00:24:37,600
‫آه.‬

442
00:24:37,600 --> 00:24:38,890
‫آره، مشخصه.‬

443
00:24:38,890 --> 00:24:42,350
‫خب، می‌دونی، اون یه خرخون تئاتریه،‬
‫و تو تشویق‌کننده جذابی.‬

444
00:24:42,350 --> 00:24:44,060
‫اون واقعاً خیلی مهربون به نظر میاد.‬

445
00:24:44,060 --> 00:24:46,100
‫نه، نه، ازش خجالت نمی‌کشم.‬

446
00:24:46,100 --> 00:24:47,230
‫آه.‬

447
00:24:48,060 --> 00:24:49,270
‫پس چرا رازه؟‬

448
00:24:50,190 --> 00:24:51,610
‫هنوز به کول نگفته.‬

449
00:24:51,610 --> 00:24:53,030
‫آه.‬

450
00:24:54,110 --> 00:24:56,570
‫این برات خیلی خوبه.‬

451
00:24:56,570 --> 00:24:58,660
‫کاملاً حقته‬
‫که یکی خوشحالت کنه.‬

452
00:24:58,660 --> 00:25:01,700
‫ممنون، لیو. منم یه جورایی همین فکر رو می‌کنم.‬

453
00:25:03,290 --> 00:25:05,920
‫هنوز هیچی رسمی نیست،‬
‫ولی هیجان‌زده‌ای؟‬

454
00:25:05,920 --> 00:25:08,290
‫وای خدای من.‬
‫بی‌صبرانه منتظرم تو رو با کت و شلوار ببینم.‬

455
00:25:08,290 --> 00:25:09,210
‫اسکایلر!‬

456
00:25:09,920 --> 00:25:12,460
‫- صبر کن.‬
‫- زک. هی، نیتن رو می‌شناسی، درسته؟‬

457
00:25:14,130 --> 00:25:15,340
‫ما خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم.‬

458
00:25:15,340 --> 00:25:17,050
‫- عالیه.‬
‫- واقعاً؟‬

459
00:25:17,050 --> 00:25:18,390
‫یعنی، یه چیز عادیه.‬

460
00:25:18,390 --> 00:25:20,640
‫من کلی آدم می‌شناسم.‬
‫نه خوبه نه بد.‬

461
00:25:20,640 --> 00:25:22,850
‫فقط منظورم به خاطر روزنامه بود.‬

462
00:25:23,680 --> 00:25:26,690
‫- تو توی روزنامه کار می‌کنی؟‬
‫- من عکاسم.‬

463
00:25:27,480 --> 00:25:28,810
‫یالا، عزیزم.‬

464
00:25:40,910 --> 00:25:42,700
‫بازم ممنون‬
‫که این رو هماهنگ کردی، رفیق.‬

465
00:25:42,700 --> 00:25:43,660
‫قدردانی می‌کنیم.‬

466
00:25:43,660 --> 00:25:44,870
‫خواهش می‌کنم.‬

467
00:25:45,540 --> 00:25:47,790
‫خب حالت چطوره؟ آماده‌ای بری؟‬

468
00:25:47,790 --> 00:25:51,380
‫فکر کنم آره. بله، یه سری‬
‫نکات و سوالات آماده کردم.‬

469
00:25:51,380 --> 00:25:54,380
‫دوباره اعداد رو با ریچارد مرور کردم،‬
‫ولی جزوهام رو پیدا نمی‌کنم.‬

470
00:25:54,970 --> 00:25:57,970
‫راستش رو بخوای، هیچ‌کس به هیچ‌کدوم‬
‫از این اعداد توجه زیادی نمی‌کنه.‬

471
00:25:57,970 --> 00:25:59,970
‫دوستت دارن. خانواده‌ات رو دوست دارن.‬

472
00:25:59,970 --> 00:26:02,970
‫- عالی کار می‌کنی.‬
‫- خودم بهتر از این نمی‌تونستم بگم.‬

473
00:26:14,150 --> 00:26:15,820
‫- سلام جو.‬
‫- سلام.‬

474
00:26:15,820 --> 00:26:17,990
‫لازمه چیزی برای کانون کتاب‌خوانی‬
‫بیارم؟‬

475
00:26:18,490 --> 00:26:21,320
‫می‌تونم از اون مغازه چیزکیک فروشی‬
‫کنار دفترم یه سر بزنم.‬

476
00:26:21,320 --> 00:26:23,410
‫خب... من همه چی دارم.‬

477
00:26:24,240 --> 00:26:26,120
‫می‌دونم سرت خیلی شلوغه.‬

478
00:26:27,620 --> 00:26:30,290
‫جوآن، من کی تا حالا خونه تو‬
‫دست خالی اومدم؟‬

479
00:26:31,250 --> 00:26:32,790
‫بعداً می‌بینیمت.‬

480
00:26:41,850 --> 00:26:43,260
‫- ممنون.‬
‫- از دیدنت خوشحال شدم.‬

481
00:26:43,260 --> 00:26:45,140
‫- چطوری؟‬
‫- خوبم، ممنون.‬

482
00:26:45,140 --> 00:26:47,560
‫پسر شما الکس توی رینگ‬
‫خیلی قوی به نظر می‌رسه.‬

483
00:26:47,560 --> 00:26:49,940
‫آه، خب،‬
‫اون عاشق تمرین کردن اونجاست با شما.‬

484
00:26:49,940 --> 00:26:52,560
‫اصلاً نمی‌دونستم که اون‬
‫همین الانم داره اسب‌سواری حرفه‌ای می‌کنه.‬

485
00:26:54,360 --> 00:26:57,150
‫هه، پس شدیم دو نفر.‬

486
00:26:57,150 --> 00:27:00,110
‫آه، بهتره این جلسه رو شروع کنم.‬

487
00:27:00,110 --> 00:27:02,660
‫سلام به همگی. عصر بخیر.‬

488
00:27:15,130 --> 00:27:18,550
‫یه دست بزنیم‬
‫برای گروه پپ سیلور فالز!‬

489
00:27:18,550 --> 00:27:21,180
‫هوو!‬

490
00:27:22,590 --> 00:27:25,760
‫خب، قبل از اینکه‬
‫تشویق‌کننده‌هامون رو بیاریم بیرون،‬

491
00:27:25,760 --> 00:27:30,350
‫می‌خوام یادآوری کنم که بلیط‌های‬
‫رویدادهای پیش روی دبیرستان سیلور فالز رو تهیه کنید.‬

492
00:27:30,350 --> 00:27:32,770
‫اوم، کانون نمایش داره بلیط می‌فروشه‬

493
00:27:32,770 --> 00:27:36,230
‫برای تعبیر جدیدشون‬
‫از ترویلوس و کرسیدا.‬

494
00:27:39,570 --> 00:27:43,780
‫تیم فوتبال پسران داره‬
‫کارواش سالیانه رو برگزار می‌کنه.‬

495
00:27:48,790 --> 00:27:52,710
‫و شورای دانش‌آموزی داره برای مغازه‬
‫دست‌دوم فروشیشون پیتزا می‌فروشه.‬

496
00:27:54,630 --> 00:27:56,210
‫اوم، مغازه وینتیجه.‬

497
00:27:57,050 --> 00:27:59,090
‫ببخشید. مغازه وینتیج.‬

498
00:28:00,970 --> 00:28:03,680
‫- برای جشن.‬
‫- جشن احتمالی.‬

499
00:28:04,970 --> 00:28:08,850
‫و حالا،‬
‫تشویق‌کنندگان دبیرستان سیلور فالز!‬

500
00:28:08,850 --> 00:28:10,060
‫برمی‌گردم.‬

501
00:28:18,530 --> 00:28:19,690
‫وقتی بزرگ شم‬

502
00:28:19,690 --> 00:28:22,610
‫می‌خوام مشهور شم‬
‫می‌خوام ستاره شم، می‌خوام توی فیلم باشم‬

503
00:28:22,610 --> 00:28:24,320
‫وقتی بزرگ شم، می‌خوام دنیا رو ببینم...‬

504
00:28:24,320 --> 00:28:26,570
‫- خب، چند تا داریم؟‬
‫- چهل و دو تا.‬

505
00:28:26,570 --> 00:28:28,790
‫اگه اونایی که خودت خریدی رو‬
‫حساب نکنیم چی؟‬

506
00:28:30,080 --> 00:28:30,950
‫بیست و دو تا.‬

507
00:28:30,950 --> 00:28:32,540
‫وقتی بزرگ شم، شیک و تمیز‬

508
00:28:32,540 --> 00:28:35,120
‫دختر شماره یک‬
‫وقتی وارد صحنه میشم‬

509
00:28:35,130 --> 00:28:39,000
‫اما مواظب باش چی آرزو می‌کنی‬
‫چون ممکنه بهش برسی‬

510
00:28:39,000 --> 00:28:42,970
‫چون ممکنه بهش برسی‬

511
00:28:42,970 --> 00:28:45,300
‫اما مواظب باش چی آرزو می‌کنی‬
‫چون فقط...‬

512
00:28:45,300 --> 00:28:47,800
‫سلام. دوست دارین‬
‫چند تا کوپن پیتزا بخرین؟‬

513
00:28:47,800 --> 00:28:50,100
‫چرا کوپن؟‬
‫فکر کردم شما پیتزا می‌فروشین.‬

514
00:28:50,100 --> 00:28:51,350
‫اوم، می‌فروشیم.‬

515
00:28:51,350 --> 00:28:53,140
‫اما برای رویدادیه که‬
‫چند هفته دیگه برگزار می‌شه.‬

516
00:28:53,140 --> 00:28:55,850
‫امشب اینجا پیتزا نداریم.‬
‫واسه همین کوپنه.‬

517
00:28:55,850 --> 00:28:58,480
‫می‌خواین دو هفته قبل از موعد‬
‫پیتزا بخریم؟‬

518
00:28:59,150 --> 00:29:01,280
‫آره، نه.‬

519
00:29:01,280 --> 00:29:03,150
‫می‌خوام ستاره شم‬
‫می‌خوام توی فیلم باشم‬

520
00:29:03,150 --> 00:29:05,110
‫وقتی بزرگ شم، می‌خوام دنیا رو ببینم‬

521
00:29:05,110 --> 00:29:07,240
‫ماشینای خفن سوار شم، می‌خوام طرفدار داشته باشم‬

522
00:29:07,240 --> 00:29:09,200
‫وقتی بزرگ شم، توی تلویزیون باشم‬

523
00:29:09,200 --> 00:29:11,330
‫مردم منو بشناسن، روی مجله باشم‬

524
00:29:11,330 --> 00:29:13,700
‫این تقریباً تمام چیزاییه‬
‫که توی طرحمون هست.‬

525
00:29:13,710 --> 00:29:17,790
‫نکته اصلی اینه که امیدواریم ببینید‬
‫این نه فقط به ما کمک می‌کنه،‬

526
00:29:17,790 --> 00:29:20,130
‫بلکه به همه توی سیلور فالز هم کمک می‌کنه.‬

527
00:29:22,010 --> 00:29:22,880
‫ادامه بده.‬

528
00:29:24,840 --> 00:29:26,300
‫آره، بفرمایید، باب.‬

529
00:29:26,300 --> 00:29:28,760
‫- آره، ام، شما اشاره به سوارکاری در مسیرها کردید؟‬
‫- بله.‬

530
00:29:28,760 --> 00:29:31,430
‫آره، ما امیدواریم روزی دو تا سه تا‬
‫تور سوارکاری توی ماه‌های تابستون برگزار کنیم.‬

531
00:29:31,430 --> 00:29:33,970
‫اون سوارکاری‌ها توی‬
‫ملکتون می‌مونه؟‬

532
00:29:33,980 --> 00:29:36,730
‫خب نه، از مزرعه شروع می‌شن‬

533
00:29:36,730 --> 00:29:39,810
‫و بعد از مسیرهایی می‌گذرن‬
‫که خط‌الرأس‌های شمال شرقی رو پوشوندن.‬

534
00:29:40,570 --> 00:29:44,610
‫اما اون مسیرها به پشت‬
‫خیلی از خونه‌ها و زمین‌های ما می‌رسن.‬

535
00:29:44,610 --> 00:29:47,700
‫البته، اما اونا مسیرهای عمومیه.‬

536
00:29:48,780 --> 00:29:51,070
‫چطور انتظار دارین اعتماد کنم‬
‫که کسی از اون مسیرهای سوارکاری شما منحرف نشه‬

537
00:29:51,080 --> 00:29:53,830
‫و وارد زمینم، وارد خونم نشه؟‬

538
00:29:53,830 --> 00:29:55,450
‫- آره.‬
‫- زوده، درسته؟‬

539
00:29:55,460 --> 00:29:57,370
‫هنوز یه سری مشکل داریم‬
‫که باید حلشون کنیم.‬

540
00:29:57,370 --> 00:29:58,960
‫من اینو نمی‌گم.‬

541
00:29:58,960 --> 00:30:03,340
‫ما هیچ کاری نمی‌کنیم‬
‫مگر اینکه همه شما کاملاً موافق باشید.‬

542
00:30:04,170 --> 00:30:05,170
‫بسیار خب.‬

543
00:30:06,220 --> 00:30:08,220
‫- ترافیک چی؟‬
‫- بله.‬

544
00:30:08,220 --> 00:30:10,550
‫این شهر فقط یه راه ورود داره‬
‫و یه راه خروج.‬

545
00:30:10,550 --> 00:30:14,350
‫وقتی این جاده پر از مهمون‌های شما بشه‬
‫قصد دارین چی کار کنین؟‬

546
00:30:14,350 --> 00:30:18,440
‫ما داریم در مورد ۲۰، ۳۰ مهمون همزمان صحبت می‌کنیم.‬
‫ترافیکی از ۳۰ ماشین ایجاد نمی‌شه.‬

547
00:30:18,440 --> 00:30:20,350
‫- اگه شد چی؟‬
‫- آره.‬

548
00:30:20,360 --> 00:30:22,980
‫خب، پس می‌تونیم به فکر ساخت و ساز باشیم.‬

549
00:30:22,980 --> 00:30:25,900
‫حالا دارین از مزاحمت بیشتری صحبت می‌کنین؟‬

550
00:30:25,900 --> 00:30:27,570
‫نه، فکر نمی‌کنم.‬

551
00:30:27,570 --> 00:30:28,860
‫تا چشم رو هم بذاریم،‬

552
00:30:28,860 --> 00:30:31,620
‫رستوران‌های زنجیره‌ای‬
‫و کلوپ‌های شبانه خواهیم داشت.‬

553
00:30:31,620 --> 00:30:32,780
‫باب، بیا دیگه.‬

554
00:30:33,620 --> 00:30:36,830
‫هی، چرا همه‌مون یه نفس عمیق نکشیم؟ باشه؟ ام...‬

555
00:30:38,160 --> 00:30:42,040
‫ما طرح رو دوباره بررسی می‌کنیم، باشه؟‬
‫و یه راه حل پیدا می‌کنیم‬

556
00:30:42,040 --> 00:30:43,290
‫که برای همه مناسب باشه.‬

557
00:30:43,290 --> 00:30:44,210
‫باشه؟‬

558
00:30:45,460 --> 00:30:46,800
‫از همگی ممنونم که اومدین.‬

559
00:30:57,060 --> 00:31:01,440
‫تکل چپ ما، شماره ۲۷، تی‌جی موریس!‬

560
00:31:06,480 --> 00:31:07,780
‫بسیار خب، شماره ۸،‬

561
00:31:08,530 --> 00:31:11,780
‫بابی بارتلی بزرگ! بیا اینجا!‬

562
00:31:11,780 --> 00:31:14,200
‫دیل، جی، بیاین اینجا.‬

563
00:31:15,410 --> 00:31:16,660
‫چه خبر، مربی جدید؟‬

564
00:31:18,370 --> 00:31:19,870
‫فکر می‌کنین بعد از اینکه مربی صداتون زد،‬

565
00:31:19,870 --> 00:31:22,670
‫می‌تونین برین سر میز شورای دانش‌آموزی تا بلیط بخرین؟‬

566
00:31:23,290 --> 00:31:24,710
‫می‌خواین بریم یه مغازه وینتیج؟‬

567
00:31:25,630 --> 00:31:27,550
‫واقعاً لازم نیست برین،‬

568
00:31:27,550 --> 00:31:31,130
‫اما اگه شما بلیط بخرین،‬
‫اون وقت همه بلیط می‌خرن.‬

569
00:31:31,130 --> 00:31:32,800
‫داری می‌گی ما مروج مد هستیم.‬

570
00:31:32,800 --> 00:31:35,680
‫تنها چیزی که می‌گم اینه که‬
‫چند تا بلیط بخرین، باشه؟‬

571
00:31:35,680 --> 00:31:37,270
‫دیلن نیوزوم!‬

572
00:31:38,220 --> 00:31:39,600
‫چشم، مربی جدید.‬

573
00:31:42,020 --> 00:31:43,650
‫اوه آره، بزن بریم، مربی.‬

574
00:31:44,150 --> 00:31:46,110
‫- نوزده!‬
‫- بله. ممنون.‬

575
00:31:48,690 --> 00:31:51,820
‫خیلی خب، جی،‬
‫می‌بینم که بازوهای بزرگی داری...‬

576
00:31:51,820 --> 00:31:53,160
‫ام، پس پیتزا؟ آره؟‬

577
00:31:53,160 --> 00:31:54,950
‫جی‌جی آبراهامز!‬

578
00:31:56,410 --> 00:31:57,410
‫آره.‬

579
00:31:59,830 --> 00:32:01,790
‫پس من بلیط رو می‌خرم؟ آره، اوکی، عالیه.‬

580
00:32:04,380 --> 00:32:06,250
‫اوه، آره. ام...‬

581
00:32:06,250 --> 00:32:07,170
‫ممنون.‬

582
00:32:07,170 --> 00:32:09,210
‫باشه پس. برو داخل.‬

583
00:32:10,010 --> 00:32:12,630
‫- سلام! اوکی، عالیه، ممنون.‬
‫- خیلی ممنون.‬

584
00:32:14,430 --> 00:32:15,760
‫سلام. عالیه.‬

585
00:32:18,640 --> 00:32:20,140
‫جکی، می‌تونی...‬

586
00:32:20,140 --> 00:32:21,980
‫- آره.‬
‫- ممنون. ببخشید.‬

587
00:32:22,890 --> 00:32:23,730
‫ممنون.‬

588
00:32:24,810 --> 00:32:26,310
‫اونجا چی شد؟‬

589
00:32:26,310 --> 00:32:28,650
‫سیلور فالز زیاد با تغییرات کنار نمیاد.‬

590
00:32:28,650 --> 00:32:29,980
‫اونا به یه دقیقه زمان نیاز دارن.‬

591
00:32:29,980 --> 00:32:32,650
‫من در مورد شهر حرف نمی‌زنم.‬
‫در مورد تو حرف می‌زنم.‬

592
00:32:33,820 --> 00:32:35,530
‫تو کاملاً منو خراب کردی.‬

593
00:32:36,120 --> 00:32:37,160
‫چی؟‬

594
00:32:37,160 --> 00:32:39,330
‫من یه برنامه داشتم، بابا،‬
‫و تو خرابش کردی.‬

595
00:32:39,330 --> 00:32:42,080
‫قصد نداشتم خرابش کنم، ویل.‬
‫داشتم کمک می‌کردم.‬

596
00:32:42,080 --> 00:32:43,290
‫من به کمک تو نیاز نداشتم.‬

597
00:32:43,290 --> 00:32:44,330
‫چرا، داشتی.‬

598
00:32:44,330 --> 00:32:46,750
‫باب یه سری نگرانی‌های خیلی منطقی اونجا داشت.‬

599
00:32:46,750 --> 00:32:48,210
‫و این هنوزم زمین منه.‬

600
00:32:48,210 --> 00:32:49,340
‫شاید زمین تو باشه،‬

601
00:32:49,340 --> 00:32:51,630
‫اما این موضوع خیلی کمتر در مورد بابه‬
‫و خیلی بیشتر در مورد توئه.‬

602
00:32:51,630 --> 00:32:54,170
‫- اوه، ویل.‬
‫- و این دقیقاً یعنی چی؟‬

603
00:32:54,180 --> 00:32:57,260
‫تو انقدر نگران خوب بودن هستی که داری قول‌هایی می‌دی‬

604
00:32:57,260 --> 00:32:58,680
‫که نمی‌تونیم بهشون عمل کنیم.‬

605
00:32:58,680 --> 00:33:00,810
‫هیچ راهی برای راضی کردن همه وجود نداره.‬

606
00:33:01,890 --> 00:33:02,810
‫اما اگه به تلاش کردن ادامه بدی،‬

607
00:33:02,810 --> 00:33:05,690
‫این کسب و کار رو قبل از اینکه شروع بشه‬
‫به فنا می‌دی.‬

608
00:33:06,440 --> 00:33:07,270
‫ویل.‬

609
00:33:10,270 --> 00:33:13,110
‫خانواده ما نسل‌هاست که اینجاست،‬

610
00:33:13,110 --> 00:33:15,070
‫و این یه معنی خاصی داره.‬

611
00:33:15,070 --> 00:33:17,700
‫باشه؟‬
‫من در این شهر مسئولیت دارم.‬

612
00:33:20,870 --> 00:33:21,910
‫ویل.‬

613
00:33:21,910 --> 00:33:22,830
‫ویل!‬

614
00:33:27,920 --> 00:33:29,340
‫حالش خوب می‌شه.‬

615
00:33:29,840 --> 00:33:31,090
‫باهاش حرف می‌زنم.‬

616
00:33:31,920 --> 00:33:32,840
‫خوبی؟‬

617
00:33:33,340 --> 00:33:34,760
‫الکس شروع کرده به اسب‌سواری حرفه‌ای.‬

618
00:33:35,550 --> 00:33:37,180
‫- چی؟‬
‫- متو دیدتش.‬

619
00:33:39,510 --> 00:33:41,060
‫من زیادی والدگری می‌کنم؟‬

620
00:33:42,680 --> 00:33:43,520
‫حقیقت رو بگم؟‬

621
00:33:43,520 --> 00:33:45,600
‫می‌دونی چند تا بچه‬
‫توی اسب‌سواری حرفه‌ای آسیب می‌بینن؟‬

622
00:33:45,600 --> 00:33:47,350
‫باشه، عزیزم،‬
‫اما اگه قراره به هر حال این کار رو بکنه،‬

623
00:33:47,350 --> 00:33:49,100
‫پس یا می‌تونیم باهاش بجنگیم‬

624
00:33:49,110 --> 00:33:52,110
‫یا می‌تونیم کمکش کنیم که با ایمنی این کار رو بکنه.‬

625
00:33:55,780 --> 00:33:58,950
‫به نظر میاد باید یاد بگیریم‬
‫کمی رها کنیم،‬

626
00:34:00,240 --> 00:34:01,830
‫چه بخوایم چه نخوایم.‬

627
00:34:19,300 --> 00:34:21,890
‫الکس، حقیقت رو بهم بگو.‬

628
00:34:22,600 --> 00:34:24,600
‫مچ دستت توی اسب‌سواری حرفه‌ای آسیب دید؟‬

629
00:34:25,850 --> 00:34:29,310
‫مامان، تو... تو نمی‌فهمی.‬
‫اولین بارم بود.‬

630
00:34:29,310 --> 00:34:32,440
‫برام مهم نیست.‬
‫گفتیم نه، و تو به هر حال انجامش دادی.‬

631
00:34:36,400 --> 00:34:38,150
‫- ببخشید.‬
‫- در واقع، صبر کن.‬

632
00:34:38,150 --> 00:34:41,620
‫خوشحالم که اینجایی‬
‫چون از هر دو شما ناامید شدم.‬

633
00:34:44,580 --> 00:34:46,500
‫بچه‌ها، می‌دونم شما‬
‫قانون خبرچینی نکردن رو دارین،‬

634
00:34:46,500 --> 00:34:48,460
‫اما اون نمی‌تونه اعمال بشه‬
‫اگه کسی ممکنه آسیب ببینه.‬

635
00:34:48,460 --> 00:34:51,210
‫بله. ببخشید، کاترین.‬

636
00:34:52,960 --> 00:34:54,170
‫و اما تو...‬

637
00:34:57,550 --> 00:34:59,630
‫اسب‌سواری حرفه‌ای چیزیه که‬
‫ترجیح می‌دم انجام ندی.‬

638
00:35:02,640 --> 00:35:03,550
‫اما...‬

639
00:35:04,510 --> 00:35:05,350
‫اما داره؟‬

640
00:35:06,100 --> 00:35:08,180
‫واقعاً فکر می‌کنی برای این کار آماده‌ای؟‬

641
00:35:08,180 --> 00:35:10,730
‫- واقعاً فکر می‌کنم.‬
‫- پس حدس می‌زنم جلوتو نمی‌گیرم.‬

642
00:35:10,730 --> 00:35:12,900
‫- جدی می‌گی؟‬
‫- اما قوانینی داره.‬

643
00:35:12,900 --> 00:35:15,650
‫با متو حرف زدم.‬
‫اون یه مربی، بلیک هارتفورد رو پیدا کرده،‬

644
00:35:15,650 --> 00:35:17,980
‫که حاضره درس‌ها رو‬
‫با خدمات دامپزشکی معاوضه کنه.‬

645
00:35:17,990 --> 00:35:20,530
‫چون اگه این کار رو می‌کنی،‬
‫به یه معلم واجد شرایط نیاز داری‬

646
00:35:20,530 --> 00:35:21,950
‫که ازت محافظت کنه.‬

647
00:35:22,450 --> 00:35:24,330
‫- ممنون، مامان.‬
‫- هنوز از من تشکر نکن.‬

648
00:35:24,830 --> 00:35:26,620
‫هنوز هم به خاطر دروغ گفتن تنبیه می‌شی، پس‬

649
00:35:27,830 --> 00:35:29,960
‫باید دو برابر وظیفه سرویس بهداشتی رو انجام بدی.‬

650
00:35:29,960 --> 00:35:31,040
‫کاملاً منصفانه است.‬

651
00:35:34,210 --> 00:35:36,130
‫و تو باید اصطبل‌ها رو تمیز کنی.‬

652
00:35:36,960 --> 00:35:39,550
‫برای همه اسب‌ها. هر روز این هفته.‬

653
00:35:44,720 --> 00:35:46,100
‫ممنون که پوشش دادی.‬

654
00:35:46,810 --> 00:35:48,350
‫هر چقدر که ارزش داشت.‬

655
00:35:51,850 --> 00:35:55,610
‫می‌دونم سعی کردی‬
‫بین ما اوضاع رو بهتر کنی.‬

656
00:35:56,820 --> 00:35:58,320
‫و بهتر می‌شه.‬

657
00:35:59,280 --> 00:36:02,030
‫فقط برای الان، به کمی زمان نیاز دارم. باشه؟‬

658
00:36:03,450 --> 00:36:04,280
‫البته.‬

659
00:36:05,160 --> 00:36:06,070
‫حتماً.‬

660
00:36:06,080 --> 00:36:09,200
‫اگه گفتی، «هی، بیا دوباره امتحان کنیم»‬

661
00:36:09,200 --> 00:36:12,080
‫بدون هیچ تردیدی می‌گفتم آره‬

662
00:36:12,080 --> 00:36:15,170
‫اگه گفتی،‬
‫«بیا بیشتر از دوست باشیم»‬

663
00:36:15,170 --> 00:36:18,170
‫بدون هیچ تردیدی می‌گفتم آره...‬

664
00:36:18,170 --> 00:36:20,420
‫اوه، به خاطر خدا...‬

665
00:36:20,970 --> 00:36:24,800
‫ممکنه قلبم رو بشکنی‬
‫و من بازم راهت می‌دادم‬

666
00:36:26,720 --> 00:36:29,390
‫چون من احمقم، کُندم...‬

667
00:36:29,390 --> 00:36:32,270
‫چرا همه زباله‌ها رو حمل می‌کنی؟‬

668
00:36:32,270 --> 00:36:34,020
‫چون دارم سعی می‌کنم جبران کنم.‬

669
00:36:36,230 --> 00:36:37,060
‫برای چی؟‬

670
00:36:37,060 --> 00:36:39,940
‫خب، اول از همه، مامانت رو ناامید کردم.‬

671
00:36:39,940 --> 00:36:42,990
‫اوه، سخنرانی ناامیدی رو گرفتی؟‬

672
00:36:43,490 --> 00:36:44,320
‫سخته.‬

673
00:36:44,820 --> 00:36:50,080
‫خب، خوب می‌شه. فکر کنم تو ممکنه،‬
‫خب، فرد مورد علاقه مامانم باشی.‬

674
00:36:50,080 --> 00:36:51,830
‫امروز که قطعاً نه.‬

675
00:36:52,540 --> 00:36:53,660
‫دیگه چی؟‬

676
00:36:58,750 --> 00:36:59,590
‫من فقط...‬

677
00:36:59,590 --> 00:37:04,090
‫می‌دونستم همه چی قرار نیست‬
‫فوراً عالی بشه،‬

678
00:37:04,090 --> 00:37:08,390
‫اما هر بار که یه کمی توی یه جا‬
‫پیشرفت می‌کنم،‬

679
00:37:08,390 --> 00:37:10,560
‫حس می‌کنم توی یه جای دیگه‬
‫عقب‌گرد می‌کنم.‬

680
00:37:11,640 --> 00:37:13,640
‫انگار مهم نیست چقدر تلاش می‌کنم.‬

681
00:37:14,350 --> 00:37:15,850
‫فقط زمان می‌بره، نیویورک.‬

682
00:37:16,600 --> 00:37:17,440
‫بهش می‌رسی.‬

683
00:37:23,320 --> 00:37:25,150
‫پس، تصمیم گرفتی مربی بشی؟‬

684
00:37:25,150 --> 00:37:26,280
‫آره.‬

685
00:37:27,990 --> 00:37:29,030
‫چطوره؟‬

686
00:37:29,740 --> 00:37:30,830
‫یه جورایی افتضاحه.‬

687
00:37:33,700 --> 00:37:36,040
‫فقط زمان می‌بره، کلرادو.‬

688
00:37:36,040 --> 00:37:37,120
‫بهش می‌رسی.‬

689
00:37:40,670 --> 00:37:42,840
‫راستی، ممنونم.‬

690
00:37:43,550 --> 00:37:46,050
‫می‌دونم این تو بودی‬
‫که دیلن و تیم فوتبال رو راضی کردی‬

691
00:37:46,050 --> 00:37:47,930
‫تا برای مغازه موقت بلیط بخرن.‬

692
00:37:48,840 --> 00:37:51,260
‫تقریباً دو برابر چیزی که لازم داشتیم فروختیم.‬

693
00:37:51,850 --> 00:37:54,520
‫نه. اونا خودشون این کارو کردن.‬

694
00:37:55,100 --> 00:37:56,020
‫جدی می‌گم.‬

695
00:37:57,270 --> 00:37:58,350
‫ممنون.‬

696
00:38:06,820 --> 00:38:07,820
‫خب،‬

697
00:38:09,200 --> 00:38:11,280
‫چرا اینقدر به این جشن اهمیت می‌دی؟‬

698
00:38:12,030 --> 00:38:14,830
‫یادم نمیاد قبل از اینکه لغو بشه‬
‫حتی از رفتن بهش حرفی زده باشی،‬

699
00:38:14,830 --> 00:38:17,250
‫و الان، چی، داری برنامه‌ریزی می‌کنی؟‬

700
00:38:17,250 --> 00:38:20,250
‫آره، کلاً موضوع همینه.‬

701
00:38:21,500 --> 00:38:25,720
‫آخرین باری که یه جشن رو برنامه‌ریزی کردم‬
‫شبی بود که خانواده‌ام...‬

702
00:38:27,050 --> 00:38:28,550
‫- جکی.‬
‫- من فقط...‬

703
00:38:28,550 --> 00:38:30,180
‫واقعاً به یه شروع مجدد نیاز دارم‬

704
00:38:30,890 --> 00:38:32,970
‫از همه اتفاقاتی که سال گذشته افتاد.‬

705
00:38:32,970 --> 00:38:33,890
‫پس،‬

706
00:38:35,270 --> 00:38:38,640
‫برای الان، برای امروز،‬

707
00:38:39,940 --> 00:38:41,190
‫اون جشنه.‬

708
00:38:43,400 --> 00:38:46,190
‫خب، پس خوشحالم‬
‫که تیم فوتبال تونست کمک کنه.‬

709
00:38:47,650 --> 00:38:48,650
‫بذار اینا رو بگیرم.‬

710
00:38:51,990 --> 00:38:52,870
‫هی، کول.‬

711
00:38:54,870 --> 00:38:57,080
‫می‌دونم خودم بودم‬
‫که گفتم به فضا نیاز دارم،‬

712
00:38:57,080 --> 00:38:59,920
‫اما... این خوبه.‬

713
00:39:01,170 --> 00:39:03,130
‫آره. هست.‬

714
00:39:04,920 --> 00:39:07,840
‫ام، چی می‌گی‬

715
00:39:07,840 --> 00:39:12,350
‫اگه کل... دوستی رو امتحان کنیم؟‬

716
00:39:15,180 --> 00:39:16,020
‫دوستی.‬

717
00:39:17,270 --> 00:39:18,100
‫آره.‬

718
00:39:18,124 --> 00:39:26,124
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

719
00:39:26,148 --> 00:39:34,148
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

720
00:39:34,240 --> 00:39:35,120
‫تو الکسی؟‬

721
00:39:35,700 --> 00:39:36,700
‫آره.‬

722
00:39:38,120 --> 00:39:39,080
‫من بلیک هستم.‬

723
00:39:41,460 --> 00:39:42,630
‫مربی رودئو؟‬

724
00:39:46,250 --> 00:39:47,670
‫من اینجام تا مطمئن شم نمی‌میری.‬

725
00:39:52,300 --> 00:39:54,510
‫وقتی اوضاع سخت می‌شه‬
‫باید یه کم عشق بگیری‬

726
00:39:54,510 --> 00:39:57,060
‫بذار کمی توی اسبت باشه، هی هی هی‬

727
00:39:57,060 --> 00:39:59,140
‫وقتشه که اتفاق بیفته‬
‫چون حس خیلی خوبی داره‬

728
00:39:59,140 --> 00:40:01,640
‫آواز خوندن توی آینه‬
‫انگار هالیووده‬

729
00:40:01,640 --> 00:40:03,940
‫زندگی داره کوتاه‌تر می‌شه‬
‫باید ازش لذت برد‬

730
00:40:03,940 --> 00:40:06,190
‫وقتشه بدرخشی همونطور که می‌دونم باید‬

731
00:40:06,190 --> 00:40:08,230
‫به چپ سر بخور‬

732
00:40:08,230 --> 00:40:10,650
‫بعد به راست سر بخور‬

733
00:40:10,650 --> 00:40:13,070
‫بپر توی هوا‬
‫تا ده فوت بالا بری، آره‬

734
00:40:13,070 --> 00:40:15,280
‫بیا، بیا‬
‫و شب مال خودت کن‬

735
00:40:15,280 --> 00:40:17,740
‫لبخندهای طولانی‬

736
00:40:17,740 --> 00:40:19,990
‫- روی اسبم بکشم‬
‫- صورتم‬

737
00:40:20,000 --> 00:40:22,160
‫بپوشش، به اشتراک بذارش‬

738
00:40:22,160 --> 00:40:23,790
‫چون وقت برای هدر دادن نداریم‬

739
00:40:23,790 --> 00:40:24,710
‫انجامش بده‬

740
00:40:24,710 --> 00:40:26,960
‫سوار بر اسبت، هی هی هی‬

741
00:40:26,960 --> 00:40:28,460
‫سوار بر اسبت‬

742
00:40:29,380 --> 00:40:31,590
‫مست توی شهر‬
‫گیج توی فنجون‬

743
00:40:31,590 --> 00:40:33,130
‫سوار بر اسبت‬

744
00:40:33,930 --> 00:40:36,090
‫وقتی اوضاع سخت می‌شه‬
‫باید یه کم عشق بگیری‬

745
00:40:36,100 --> 00:40:38,560
‫بذار کمی توی اسبت باشه، هی هی هی‬

746
00:40:38,560 --> 00:40:44,230
‫لا، لا، لا، لا، لا، لا‬

747
00:40:44,230 --> 00:40:46,900
‫لا، لا، لا، لا‬

748
00:40:46,900 --> 00:40:48,110
‫هی هی هی‬
