WEBVTT

00:03.000 --> 00:14.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:14.120 --> 00:15.916
‫ندو، راه برو!

00:26.040 --> 00:27.080
‫یواش!

00:31.840 --> 00:36.600
‫«گرت عزیزم، پدر و مادرم بهم
‫قول آزادی داده بودن،

00:37.320 --> 00:41.920
‫ولی بدهی‌شون شده یه بار سنگین که
‫افتاده رو دوشم.»

00:49.560 --> 00:51.576
‫«دارم تلاش می‌کنم واست
‫یه نامزد پیدا کنم، باور کن

00:51.600 --> 00:55.200
‫ولی گزینه‌هام ته کشیدن.»

00:57.360 --> 01:00.960
‫به نظر من بهتره شش‌تا بچه بیاریم،
‫حتی شاید هفت یا هشت‌تا

01:01.840 --> 01:04.536
‫کمبود و دعا، خانم ملوین

01:04.560 --> 01:06.616
‫خواسته‌ی خداوند همینـه

01:06.640 --> 01:08.056
‫آقای جابسون، باور کنید که

01:08.080 --> 01:09.936
‫بیشتر عمرم رو با کمبود گذروندم

01:09.960 --> 01:12.640
‫ولی دعا هیچ دردی ازم دوا نکرد

01:26.000 --> 01:33.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:33.400 --> 01:36.216
‫بنازم، این مدت چقدر
‫سرتون شلوغ بوده، خانم‌ها

01:36.240 --> 01:39.696
‫انگار همه‌ی مردهای این منطقه
‫بهتون سر زدن

01:39.720 --> 01:41.776
‫متأسفانه هیچ کدوم مناسب نیستن

01:41.800 --> 01:44.856
‫حیف شد که بهترین شانسش رو خراب کرد

01:44.880 --> 01:46.536
‫احیاناً منظورت هری که نیست؟

01:46.560 --> 01:50.976
‫خب، بعد از مهمونیت، فکر کردم
‫دیگه هری جزو گزینه‌ها نیست

01:51.000 --> 01:52.136
‫نه، درسته

01:52.160 --> 01:54.576
‫ولی با خودم گفتم شاید
‫فرانک هاودن مناسب باشه

01:54.600 --> 02:00.296
‫آره، نه، هنوز یه امیدی هست.
‫ولی سیبیلا باید یه تکونی به خودش بده.

02:00.320 --> 02:01.776
‫عجله واسه چیه؟

02:01.800 --> 02:03.976
‫ریچارد

02:04.000 --> 02:06.816
‫- بازم دردسر درست کرده
‫- طبعاً

02:06.840 --> 02:10.176
‫نرخ بهره‌ی وام بالاست و
‫اگه امسال پرداختش نکنن،

02:10.200 --> 02:12.176
‫دار و ندارشون رو از دست میدن

02:12.200 --> 02:15.120
‫کی تصورش رو می‌کرد که
‫این بلاها سر طفلک لوسی بیاد؟

02:15.300 --> 02:17.496
‫بهش فکر می‌کم، دلم می‌شکنه

02:17.520 --> 02:20.600
‫هر کی خربزه می‌خوره،
‫باید پای لرزش هم بشینه

02:22.400 --> 02:24.920
‫سیبیلا کجاست؟

02:25.640 --> 02:27.960
‫خیلی امیدوار بودم که امروز ببینمش

02:30.280 --> 02:32.336
‫رئیس اداره پست داشت برام
‫از روز امپراتوری می‌گفت

02:32.360 --> 02:33.976
‫ظاهراً کل منطقه تعطیل میشه

02:34.000 --> 02:36.640
‫- یه بازی هم دارن به اسم دو سکه
‫- قمار؟

02:37.280 --> 02:40.296
‫آره. کاش یکی نحوه‌ی بازیش رو
‫یادم می‌داد

02:40.320 --> 02:43.656
‫شیر یا خط می‌ندازی و پولت رو به باد میدی.
‫بابای من این شکلی بازیش می‌کنه.

02:43.680 --> 02:46.880
‫یه مسابقه‌ی تخم‌مرغ و قاشق هم هست.
‫لازمـه قوانینش رو برات توضیح بدم؟

02:50.560 --> 02:51.936
‫این یکی از خواستگارهاتـه؟

02:51.960 --> 02:54.496
‫چون واسه شما خیلی فقیر و
‫سطح‌پایینم، آقای هاودن،

02:54.520 --> 02:58.336
‫دلیل نمیشه فکر کنی جز نقشه‌های ازدواج
‫مادربزرگم هیچ زندگی دیگه‌ای ندارم

02:58.360 --> 03:02.256
‫ببین، اون شب شنیدی چی گفتم،
‫دیگه آبیـه که ریخته شده

03:02.280 --> 03:04.016
‫حالا که ما واسه ازدواج،
‫انتخاب ِهمدیگه نیستیم،

03:04.040 --> 03:05.816
‫هیچ‌جوره راه نداره
‫رابطه‌مون یه چیز دیگه باشه؟

03:05.840 --> 03:06.880
‫مثلاً چی؟

03:07.400 --> 03:08.400
‫مثلاً دوست باشیم؟

03:10.440 --> 03:11.440
‫رفیق؟

03:12.640 --> 03:15.120
‫- شریک، هر چی!
‫- بهش فکر می‌کن

03:16.400 --> 03:18.560
‫- می‌تونم؟
‫- باید بگی «میشه»؟

03:20.160 --> 03:21.616
‫سیبیلای عزیز

03:21.640 --> 03:23.176
‫یه قیل‌وقال حسابی راه افتاده

03:23.200 --> 03:24.976
‫نه، اصلاً و ابداً

03:25.000 --> 03:27.800
‫- میز رو نمی‌ذارم
‫- پیانو چی؟

03:28.640 --> 03:30.176
‫به‌عنوان ضمانت برش می‌دارم

03:30.200 --> 03:32.880
‫اگه ماه بعد هم قسط رو ندی،
‫دوباره میایم و چیزهای بیشتری می‌بریم

03:34.960 --> 03:36.776
‫نـه!

03:36.800 --> 03:40.120
‫- پیانومون رو از دست دادیم (گم کردیم)
‫- وسیله‌ی به اون بزرگی، چطوری گم کردید؟

03:41.720 --> 03:42.720
‫می‌دونم جوک افتضاحی بود

03:43.680 --> 03:44.736
‫آره

03:44.760 --> 03:47.440
‫دفعه‌ی بعد بهترش رو میگم، هم‌رزم

03:49.520 --> 03:51.816
‫به این زودی بهار شده، باورت میشه؟

03:51.840 --> 03:53.176
‫بیا، اینا واسه تو هستن

03:53.200 --> 03:56.336
‫- توی «روز امپراتوری» می‌بینیمت؟
‫- من یکی که نیستم

03:56.360 --> 04:01.136
‫- با امپراتوری مشکل داره
‫- نه. گروه سازهای بادی توماس وین...

04:01.160 --> 04:03.256
‫- خوب شد گفتی
‫- باید بیای

04:03.280 --> 04:04.856
‫میام، ولی داشتم فکر می‌کردم که

04:04.880 --> 04:06.896
‫چرا یه مدت از این شوهر پیدا کردن
‫دست نمی‌کشید و

04:06.920 --> 04:09.616
‫سیبیلا رو تا روز امپراتوری نمی‌فرستید
‫پیش من توی «فایو باب»؟

04:09.640 --> 04:11.536
‫- نه. مزاحم نمی‌شیم
‫- اختیار داری، وینفرد

04:11.560 --> 04:15.576
‫بابت لوسی خیلی ناراحتم و
‫گمونم بتونم کمک کنم

04:15.600 --> 04:19.336
‫خیلی لطف داری، ولی تو
‫هیچ تجربه‌ای از زن‌های جوون نداری

04:19.360 --> 04:22.816
‫توی انجمن زنان، داریم به زن‌های
‫آسیب‌دیده‌ی شهر کمک می‌کنیم

04:22.840 --> 04:24.080
‫نوه‌ی من آسیب‌دیده نیست

04:25.160 --> 04:27.016
‫آخ

04:27.040 --> 04:28.680
‫تو خوبی؟

04:29.760 --> 04:30.960
‫خوبم

04:31.560 --> 04:33.816
‫یکم لطافت و شیک‌بودن هم بد نیست والا

04:33.840 --> 04:34.920
‫بذار کمک کنم

04:36.200 --> 04:37.376
‫از کجا معلوم

04:37.400 --> 04:40.896
‫شاید یکم دوری باعث بشه فرانک هاودن
‫بیشتر قدرش رو بدونه

04:40.920 --> 04:42.600
‫سلام

04:43.400 --> 04:44.400
‫خانم بوسیه

04:45.440 --> 04:46.440
‫خانم‌ها

04:46.960 --> 04:48.440
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

05:02.000 --> 05:04.040
‫یوهو!

05:09.580 --> 05:11.580
‫« فایو باب داونز »

05:20.640 --> 05:23.536
‫سلام. دنبالم بیا

05:34.840 --> 05:36.896
‫ممنون، خانم کلاین

05:36.920 --> 05:39.400
‫گربه‌ی ولگرد جدیدت

05:39.960 --> 05:43.816
‫باهاش آشنا بشی، می‌فهمی خیلی مهربونـه.
‫قبلاً زنِ باغبونِ ارشد بوده.

05:43.840 --> 05:45.856
‫صد سالـه که اینجاست.
‫گوشش سنگینـه،

05:45.880 --> 05:48.360
‫ولی از ریز و درشتِ اتفاقات خبر داره

05:49.640 --> 05:54.376
‫چینی‌ها معتقدن که پوشیدن کفش
‫توی خونه بدشانسی میاره

05:54.400 --> 05:57.976
‫مامان هری اصرار داشت،
‫ما هم حفظ سنت کردیم

05:58.000 --> 05:59.480
‫دمپایی‌هات

06:03.960 --> 06:06.160
‫این اتاق مورد علاقمـه

06:06.880 --> 06:08.136
‫به نظر هل بیش از حد زرق و برق داره،

06:08.160 --> 06:10.400
‫ولی من دوست دارم بگم یه حال‌وهوای
‫بعدازظهری بهش دادم

06:12.520 --> 06:14.900
‫مامان‌بزرگ میگه باید اول از همه
‫بابت اون شلوغ‌بازی‌ که

06:14.901 --> 06:16.577
‫تو مهمونیت درآوردم عذرخواهی کنم

06:16.600 --> 06:21.016
‫آره. شعر نوین توی کاداگات

06:21.040 --> 06:25.120
‫بوته استعاره از عشق ممنوعه‌ست

06:26.240 --> 06:29.096
‫به نظرت اصلاً چرا دعوتت کردم؟

06:29.120 --> 06:33.216
‫بیا. بیا. بیا بشین

06:33.240 --> 06:36.336
‫خاله و مادربزرگت ماجرای
‫وضعیت وحشتناکِ

06:36.360 --> 06:38.856
‫پاسم گالی رو برام تعریف کردن

06:38.880 --> 06:40.868
‫دارم سعیم رو می‌کنم، ولی قطعاً هیچکس

06:40.869 --> 06:42.857
‫ازم انتظار نداره با کسی
‫ازدواج کنم که دوستش ندارم

06:42.880 --> 06:44.120
‫با کسی که دوستش داری چطور؟

06:44.300 --> 06:46.400
‫هنوز همچین کسی رو ندیدم و
‫بعید می‌دونم قسمت بشه

06:46.401 --> 06:51.296
‫خوبه. چون من اصلاً قصد ندارم
‫تو رو به کسی شوهر بدم

06:51.320 --> 06:53.976
‫ولی مادرت رو خیلی دوست دارم و
‫می‌خوام کمکش کنم،

06:54.000 --> 06:59.000
‫پس یه سؤال دارم، سیبیلا،
‫باید هم روراست جوابم رو بدی

06:59.520 --> 07:04.040
‫به نظرت نویسنده‌ی خوبی هستی؟

07:04.500 --> 07:05.500
‫آره

07:05.501 --> 07:08.200
‫پس باید با نوشتن خودت رو
‫از این وضع خلاص کنی

07:08.201 --> 07:10.456
‫دقیقاً می‌خوام همین کار رو بکنم

07:10.480 --> 07:13.816
‫باید محتوای مناسبی برای
‫یه نشریه‌ی مناسب بنویسی

07:13.840 --> 07:15.816
‫- داشتم روی چندتا شعر کار می‌کردم
‫- نه، نه

07:15.840 --> 07:19.976
‫حتی بهترین شعر هم آخرش
‫به حلقه‌ی ازدواج ختم میشه

07:20.000 --> 07:25.400
‫نه، ما سوژه‌ها و مقالاتی می‌خوایم که
‫مردها خریدارش باشن

07:27.200 --> 07:29.056
‫فکر می‌کردم تو طرفدار
‫حق رأی زن‌ها هستی

07:29.080 --> 07:33.320
‫چه راهی بهتر برای پیشرفت زن‌ها از اینکه
‫مردها رو تو بازیِ خودشون شکست بدن؟

07:34.080 --> 07:35.736
‫این مدتی که اینجا پیشم هستی، سیبیلا

07:35.760 --> 07:39.976
‫یه مقاله می‌نویسی و میدی چاپش کنن

07:40.000 --> 07:42.736
‫- به چاپ رسوندن آسونـه؟
‫- بدون پارتی نه

07:42.760 --> 07:45.920
‫ولی من می‌تونم جورش کنم،
‫مادامی که کارت خوب باشه

07:47.120 --> 07:50.040
‫فقط باید دست به قلم بشی

07:52.280 --> 07:54.136
‫اگه مادربزرگ پرسید که
‫دارم چیکار می‌کنم؟

07:54.160 --> 07:58.680
‫قول داده بودم که بهت
‫ظرافت یاد بدم، حالا وقتشـه

08:11.160 --> 08:14.216
‫می‌تونم تا آخر عمرم اینجا بمونم

08:14.240 --> 08:16.136
‫توی این زندگی نه

08:16.160 --> 08:20.360
‫کلی کاغذ روی میزه. جوهر هم هست.
‫سر شام در مورد ایده‌هات بحث می‌کنیم.

08:23.920 --> 08:26.176
‫جسور باش، سیبیلا

08:26.200 --> 08:30.920
‫مثل یه مرد فکر کن. عین یه مرد بنویس.
‫عین یه مرد پول در بیار.

09:00.280 --> 09:02.640
‫راحتی؟

09:07.560 --> 09:08.920
‫تنهات میذارم

09:11.440 --> 09:14.856
‫چقدر کتاب. قصد داری همه رو
‫امشب بخونی؟

09:14.880 --> 09:18.136
‫تحقیقاتـه. دارم یه مقاله
‫واسه آگوستا می‌نویسم

09:18.160 --> 09:20.280
‫الحق که عاشق پروژه‌ست

09:21.240 --> 09:22.400
‫وایسا

09:26.680 --> 09:29.416
‫نمی‌خوای انگورها رو با خودت ببری؟

09:29.440 --> 09:30.760
‫نه، مرسی

09:31.800 --> 09:34.216
‫میز رو چی؟

09:34.240 --> 09:37.880
‫راحتم. مزیت خانواده‌ی پرجمعیت
‫اینـه که همه‌جا می‌تونم بنویسم

09:38.800 --> 09:39.880
‫لابد خیلی خوبـه

09:40.640 --> 09:43.176
‫- فقر؟
‫- منظورم خواهر و برادرهاست

09:43.200 --> 09:45.880
‫اغلب مایه‌ی دردسر هستن

09:46.480 --> 09:48.760
‫بذار کمکت کنم

10:21.920 --> 10:23.480
‫« موبی دیک، نهنگ »

10:23.640 --> 10:28.160
‫«برای هری، تولد 12 سالگیت مبارک.
‫از ماجراجویی لذت ببر، پسرم. از طرف بابا»

10:29.000 --> 10:31.040
‫یه لحظه وقت داری؟

10:31.800 --> 10:32.800
‫آره

10:38.560 --> 10:41.096
‫به نظر من بعضی چیزها
‫اونقدر ارزشمندن که

10:41.120 --> 10:42.376
‫نمی‌تونیم صاحبشون باشیم؛

10:42.400 --> 10:44.560
‫فقط نگهبان‌شون هستیم

10:47.600 --> 10:48.600
‫واسه توئـه

10:50.680 --> 10:53.400
‫امیدوارم واست مایه‌ی راحتی و الهام باشه

10:59.560 --> 11:00.880
‫آگوستا

11:08.960 --> 11:11.736
‫یکی از دخترهای انجمنم درستش کرده

11:11.760 --> 11:15.000
‫اگه هنرهای زنانه رو جدی می‌گرفتن،
‫الان نابغه محسوب می‌شد

11:15.760 --> 11:18.016
‫این لباس مورد علاقه‌ی جدیدمـه

11:18.040 --> 11:20.320
‫راستی، داستان چطور پیش میره؟

11:21.360 --> 11:24.496
‫- گمونم قهرمان‌مون رو پیدا کردم
‫- بگو ببینم

11:24.520 --> 11:27.960
‫اسم رجی سیلورتونـه.
‫راهزن جنگلیـه.

11:28.480 --> 11:30.960
‫همه‌جا عکسش رو زدن و تحت تعقیبـه، ولی...

11:32.000 --> 11:33.776
‫هیچکس به پلیس لوش نمیده

11:33.800 --> 11:36.296
‫چون هر چی می‌دزده با بقیه تقسیم می‌کنه

11:36.320 --> 11:39.480
‫عین رابین‌هود. من که طرفدارشم.
‫ادامه بده.

11:48.960 --> 11:50.240
‫ادامه بده

12:01.200 --> 12:03.928
‫رجی نزدیک یه میخونه حوالی
‫گولبرن توقف می‌کنه و

12:03.929 --> 12:06.177
‫یه غریبه شامش رو حساب می‌کنه

12:06.200 --> 12:08.136
‫اونجا بود که با همدستش آشنا شد

12:08.160 --> 12:10.920
‫یه زوج خلافکار. چقدر جالب

12:13.080 --> 12:14.080
‫همین رو می‌خوایم

12:14.800 --> 12:16.256
‫ولی طرف دختره

12:16.280 --> 12:19.656
‫به این میگن یه پیچشِ جذاب

12:19.680 --> 12:21.720
‫مگه نه، خانم کلاین؟

12:23.200 --> 12:24.736
‫اسپریتز روسو می‌خوری، هری؟

12:24.760 --> 12:28.176
‫دارم به سیبیلا یاد میدم چطور درستش کنه،
‫واسه اولین سواریش با قایق گوندولا

12:28.200 --> 12:29.456
‫مگه می‌تونم بگم نه؟

12:29.480 --> 12:33.600
‫- «توی ونیز فقط این نوشیدنی رو می‌خورن»
‫- الان ادای منو در آوردی؟

12:35.640 --> 12:40.336
‫داشتیم در مورد دخترِ راهزن جنگلی
‫سیبیلا حرف می‌زدیم

12:40.360 --> 12:41.680
‫دوستتـه؟!

12:45.320 --> 12:46.320
‫شخصیتش رو ساختم

12:47.160 --> 12:49.496
‫ولی یه دختره هست توی کاداگات،
‫نیل کربی

12:49.520 --> 12:51.696
‫نل رو می‌شناسم.
‫اسب‌سوار معرکه‌ایـه.

12:51.720 --> 12:54.056
‫دقیقاً. از اون الهام گرفتم

12:54.080 --> 12:56.096
‫ولی اسمش رو نمی‌ذاریم نل.
‫وگرنه پوستم رو می‌کـَنه.

12:56.120 --> 12:58.360
‫- اسمش رو می‌ذارم کورا.
‫- آره بهتره

12:58.960 --> 13:00.560
‫هیچکس جرئت نداره نل رو ناراحت کنه

13:01.800 --> 13:04.280
‫واسه من روسوش بیشتر،
‫اسپریتزش کمتر باشه، گاس

13:04.281 --> 13:06.761
‫برو گم شو. داری دستور تهیه‌ام رو
‫خراب می‌کنی

13:07.640 --> 13:10.040
‫خب؟

13:11.240 --> 13:14.896
‫تجربه‌ی ونیز داخل لیوان. گمونم

13:14.920 --> 13:17.696
‫به چی می‌خندی؟
‫خودت هم تابحال نرفتی ونیز

13:17.720 --> 13:19.096
‫خب هیچوقت منو نبردی

13:19.120 --> 13:21.800
‫چون هیچ‌‌وقت نمی‌خوای از فایو باب
‫پات رو بذاری بیرون، هل

13:21.801 --> 13:23.120
‫حرف حق

13:24.800 --> 13:29.600
‫وینز شهر مورد علاقه‌ی منـه.
‫خیلی اسرارآمیزه.

13:30.160 --> 13:31.320
‫مرموزه

13:32.400 --> 13:34.616
‫لنگه نداره

13:34.640 --> 13:36.720
‫من تابحال حتی اقیانوس رو هم ندیدم

13:42.960 --> 13:46.080
‫ولی تخیل اینطوری آدم رو می‌بره

13:51.360 --> 13:55.520
‫ماه‌های تابستون، آغاز
‫سال 1900 رو می‌سوزوند

13:56.240 --> 13:58.816
‫آفتاب با همون بی‌رحمی و سنگدلی بانک‌ها،

13:58.840 --> 14:00.920
‫زمین رو می‌سوزوند

14:01.440 --> 14:05.920
‫رجی سیلورتون چنان مشهور بود که
‫باد و تیرهای تلگراف هم می‌شناختنش

14:06.960 --> 14:12.000
‫رجی سیلورتون مرد خاصی بود،
‫سخت‌کوشی و اراده، سنگ‌بنای شخصیتش بود

14:18.640 --> 14:20.000
‫کمک می‌خوای؟

14:21.960 --> 14:22.960
‫نه

14:36.280 --> 14:38.800
‫عالیه. 28تای دیگه موند

14:43.240 --> 14:45.480
‫اینم مُزدت

14:51.000 --> 14:54.160
‫- چرا ازدواج نکردی؟
‫- یکم یواش، اینقدر سرراست نپرس

14:56.440 --> 14:59.240
‫جواب این سؤال حتی واسم مهم نیست

15:00.120 --> 15:03.920
‫اینکه اینجا بودم و یه مدت به هیچ‌کدومش
‫فکر نکردم، واقعاً برام نعمت بود

15:06.560 --> 15:09.920
‫می‌خواستم یه چیزی در مورد
‫تولد گاسی بگم

15:12.240 --> 15:13.416
‫می‌تونم همه‌چی رو گردن هاودن بندازم

15:13.440 --> 15:16.000
‫ولی اینکه درباره‌ی تو اونجوری حرف بزنیم،
‫در شأن هیچ‌کدوم‌مون نبود

15:18.280 --> 15:19.280
‫مشکلی نیست

15:21.440 --> 15:24.800
‫راستش به نظرم خیلی هم الهام‌بخشـه

15:28.440 --> 15:29.880
‫«خوشمزه‌ست»

15:30.400 --> 15:31.856
‫«آدم رو قلقلک میده»

15:31.880 --> 15:34.376
‫«مثل مورچه‌ای که زیر پوسته‌ی درخت
‫وول می‌خوره»

15:34.400 --> 15:38.216
‫- اینکه تو بگی خیلی بامزه و عجیبـه. نه
‫- «دنبال جاهای مخفیـه»

15:38.240 --> 15:40.256
‫بس کن! بس کن!

15:40.280 --> 15:42.360
‫بس کن

15:44.040 --> 15:47.456
‫- اصلاً چطوری یادتـه؟
‫- مگه میشه یادم بره؟

15:47.480 --> 15:50.120
‫خانم بوسیه وایستاده بود جلوم.
‫نمی‌دونستم کجا رو نگاه کنم.

15:54.040 --> 15:55.640
‫هلن گفت یتیم هستی

15:56.280 --> 15:57.680
‫آره، یتیمم

15:58.240 --> 16:01.920
‫پدرم وقتی 12 سالم بود مُرد، مادرم هم
‫درست بعد از تولدم از دنیا رفت

16:03.800 --> 16:04.920
‫به نظر تک و تنها بودی

16:05.300 --> 16:07.880
‫نه. تابحال خاله‌ام رو دیدی؟

16:13.200 --> 16:14.920
‫مادرت اهل چی بود، نه؟

16:15.560 --> 16:16.880
‫از کجا فهمیدی؟

16:24.960 --> 16:25.960
‫من یه بیچام هستم

16:27.360 --> 16:29.560
‫سه نسلـه که اینجاییم

16:30.080 --> 16:31.520
‫هیچ‌جا هم نمیرم

16:39.920 --> 16:42.976
‫رجی اون شب رو توی
‫میخونه‌ی خلوت موند

16:43.000 --> 16:45.936
‫وقتی اون اومد، هنوز
‫یه جرعه هم نخورده بود

16:45.960 --> 16:47.536
‫اسمش...

16:47.560 --> 16:48.800
‫کورا بود

16:51.800 --> 16:55.080
‫کورا... فراریـه

16:55.880 --> 16:57.480
‫عین رجی

16:58.800 --> 17:00.160
‫همین خوبـه

17:20.560 --> 17:26.440
‫♪ می‌خوای بری نمایشگاه اسکاربرو؟ ♪

17:26.960 --> 17:32.760
‫♪ جعفری، مریم‌گُلی، رزماری و آویشن ♪

18:16.800 --> 18:19.336
‫چارلی!

18:19.360 --> 18:21.616
‫- اون کیه؟
‫- روز بخیر، بانو

18:21.640 --> 18:25.336
‫چارلیـه. تازه یه گله گوسفند رو از
‫ملک‌مون توی کوئینزلند آورده

18:25.360 --> 18:29.736
‫- یه ملک دیگه هم دارید؟
‫- وایامبیت. هیچوقت اونجا نمیرم. خیلی خشکـه

18:29.760 --> 18:33.720
‫چارلی و هری با هم بزرگ شدن.
‫خیلی صمیمی هستن.

18:35.680 --> 18:38.256
‫هری با تصوری که ازش داشتم فرق می‌کنه

18:38.280 --> 18:40.696
‫هری وقتی خونه‌ست
‫به شخصیت واقعیش نزدیک‌تره

18:40.720 --> 18:43.080
‫آورد!

18:48.160 --> 18:50.296
‫مرسی، خانم کلاین

18:50.320 --> 18:52.640
‫ولخرجی هم حدی داره

18:56.800 --> 18:58.680
‫اینا رو سفارش دادم
‫مخصوص واسم فرستادن

18:59.640 --> 19:02.696
‫اگه نمی‌تونی اقیانوس رو ببینی،
‫باید اقلاً مزه‌اش رو بچشی

19:02.720 --> 19:04.480
‫صدف خوراکی!

19:05.000 --> 19:07.800
‫یه مُحرک جنسی قوی

19:08.680 --> 19:12.496
‫زن‌های مستقل می‌تونن بدون دردسرِ شوهر،
‫رابطه‌ی عاطفی داشته باشن؛

19:12.520 --> 19:15.000
‫برای همین این اطلاعات خیلی مهمـه

19:16.360 --> 19:19.336
‫بعضیا میگن باید درسته قورتش بدی

19:19.360 --> 19:23.456
‫ولی به نظر من بهتره
‫یکی دو بار بجویی بعد قورتش بدی

19:23.480 --> 19:24.840
‫آماده‌ای؟

19:56.400 --> 19:57.400
‫بازم من؟

19:59.880 --> 20:03.656
‫این بازی رو به پسرعموی سوم
‫شاهزاده فردیناند بلغارستانی یاد دادم

20:03.680 --> 20:06.160
‫- حالا نمی‌خواد پُز بدی
‫- عه! ملکه اومد وسط

20:06.620 --> 20:09.176
‫انگار خیلی سنگدل و بی‌احساسی، هری

20:09.200 --> 20:10.456
‫خوب تو رو شناخته ها

20:10.480 --> 20:12.096
‫شما دوتا علیه من دست به یکی کردید

20:12.120 --> 20:15.856
‫هیچوقت ورق‌ بازی کردنت خوب نبوده.
‫اصلاً بلد نیست بلوف بزنه.

20:15.880 --> 20:18.376
‫حالت چهره‌اش دقیقاً
‫همونیـه که توی ذهنشـه

20:18.400 --> 20:20.000
‫گمونم اینو خودم فهمیده باشم

20:22.800 --> 20:24.336
‫من نیستم

20:24.360 --> 20:27.056
‫نه، الان وسط دستیم، هل

20:27.080 --> 20:29.616
‫- عجب بازنده‌ی بدی هستی
‫- به خاطر باختنم نیست

20:29.640 --> 20:31.296
‫اینجا یکی باید کار کنه

20:31.320 --> 20:36.176
‫خیال کردی این چیه؟
‫تمرین ظرافت و درس زندگیـه

20:36.200 --> 20:38.776
‫واسه موقعی که پسرعموی سوم
‫شاهزاده فرناندو رو دیدی

20:38.800 --> 20:40.000
‫فرناند، نه فرناندو

20:40.600 --> 20:43.520
‫تازه، خدا رو چه دیدی؟
‫باشه پس، برو اگه میری

20:44.160 --> 20:45.840
‫موقع شام می‌بینم‌تون

20:51.080 --> 20:53.120
‫داری بهش فکر می‌کنی، نه؟

20:54.240 --> 20:55.920
‫رجی سیلورتون

20:56.960 --> 20:58.760
‫نه، هنوز روی کورا موندم

20:59.320 --> 21:00.856
‫رجی برام منطقیـه

21:00.880 --> 21:03.616
‫بانک خانواده‌اش رو نابود کرد،
‫دنبال انتقامـه

21:03.640 --> 21:06.880
‫ولی چرا کورا برای بودن با رجی،
‫همچین ریسک بزرگی می‌کنه؟

21:07.880 --> 21:09.000
‫اگه نل بود چیکار می‌کردی؟

21:10.120 --> 21:12.496
‫سرش توی لاک خودشـه، بسته‌ست

21:12.520 --> 21:15.536
‫حتی نمی‌دونم از من خوشش میاد یا نه،
‫چه برسه به دونستن انگیزه‌هاش

21:15.560 --> 21:20.816
‫چند سال پیش توی لندن
‫با رادیارد کیپلینگ آشنا شدم

21:20.840 --> 21:22.720
‫عجب سبیل جذابی داشت

21:23.240 --> 21:25.696
‫معتقد بود بدون شخصیت‌شناسی

21:25.720 --> 21:28.600
‫نمیشه ماجراجویی خوبی نوشت

21:38.300 --> 21:39.936
‫هزینه‌ی خوراک سر به فلک کشیده

21:39.960 --> 21:42.440
‫هیچ علفی نمونده که اسب‌ها بخورن

21:43.000 --> 21:44.720
‫چقدر عجیبـه

21:45.240 --> 21:46.896
‫آگوستا بیچام یه یادداشت فرستاده و

21:46.920 --> 21:49.856
‫می‌خواد واسه امروز
‫نل رو بفرستیم فایو باب

21:49.880 --> 21:51.536
‫- چرا نل؟
‫- اوه

21:51.560 --> 21:54.856
‫سیبیلا از اون کُره‌اسب واسشون
‫تعریف کرده. می‌خوان ببیننش.

21:54.880 --> 21:57.096
‫- من هم باهاش برم؟
‫- فکر نکنم

21:57.120 --> 22:00.496
‫سیبیلا و هری دارن با همدیگه
‫خوش می‌‌گذرونن

22:00.520 --> 22:02.896
‫- این خبر خوبیـه
‫- قطعاً

22:02.920 --> 22:05.080
‫لطفاً خودت به نل خبر بده

22:13.780 --> 22:15.216
‫عجیبـه

22:15.240 --> 22:19.496
‫- علاقه‌ی ناگهانی آگوستا به اسب‌ها
‫- شرط می‌بندم بیچام خودش خواسته

22:19.520 --> 22:22.200
‫مامان که ناراحت نمیشه.
‫از خداشـه کُره‌اسبش رو به رخ بکِشه.

22:23.520 --> 22:24.896
‫اینجاش واسم جالبـه که

22:24.920 --> 22:27.480
‫گویا نظرش در مورد سیبیلا عوض شده

22:29.320 --> 22:31.280
‫به نظرت علاقه‌مند شده؟

22:32.280 --> 22:34.336
‫اون دوست‌داشتنیـه، نه؟

22:34.360 --> 22:35.896
‫وقتی باهاش آشنا میشی

22:35.920 --> 22:39.720
‫صد درصد. باید بگم که
‫داره توی دل همه‌مون جا باز می‌کنه

22:44.000 --> 22:51.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:55.500 --> 22:57.080
‫یکم دَرَن‌دشتـه

22:58.600 --> 22:59.640
‫گم شدی؟

23:02.200 --> 23:05.536
‫دنبال سیبیلا می‌گردم.
‫می‌خواست منو ببینه.

23:05.560 --> 23:07.576
‫پس تو باید همون نلی باشی که
‫شدی وِرد زبون‌شون

23:07.600 --> 23:08.800
‫شاید

23:09.400 --> 23:10.400
‫چارلی هستم

23:11.280 --> 23:13.000
‫بیا دنبالم

23:18.880 --> 23:22.096
‫خانم کلاین از صبح مشغول آشپزی بود

23:22.120 --> 23:24.216
‫این لامینگتون‌ها رو امتحان کن

23:24.240 --> 23:27.200
‫کیک‌ها خوشمزه‌ان،
‫ولی صدف‌ها یه چیز دیگه‌ان، نل

23:28.880 --> 23:32.480
‫امتحان کن. انگار اقیانوس رو
‫گذاشتی توی دهنت

23:33.420 --> 23:35.040
‫وای، نه

23:35.600 --> 23:37.320
‫ببخشید

23:38.240 --> 23:40.080
‫از اقیانوس خوشم نمیاد

23:44.320 --> 23:48.320
‫داشتم برای آگوستا تعریف می‌کردم که
‫چطوری بو رو تعلیم میدی

23:48.920 --> 23:51.200
‫آره...

23:51.720 --> 23:54.336
‫مادیانِ خانم بوسیه در رفت،
‫رفت پیش اسب‌های وحشی،

23:54.360 --> 23:58.296
‫وقتی گرفتیمش دیگه آبستن شده بود

23:58.320 --> 24:00.656
‫تصادفی بود، ولی تصادفِ خوبی بود

24:00.680 --> 24:02.296
‫محشره

24:02.320 --> 24:04.056
‫شاید بهتره اسب کورا، اسب وحشی باشه

24:04.080 --> 24:06.120
‫آره. ردیفـه

24:07.320 --> 24:09.360
‫- آره
‫- یه سؤال دارم

24:10.240 --> 24:12.136
‫تا حالا به پوشیدن لباس زنونه فکر کردی؟

24:12.160 --> 24:14.656
‫مخصوصاً اگه بخوای تغییر قیافه بدی؟

24:14.680 --> 24:17.456
‫حیفـه شلوار نپوشه

24:17.480 --> 24:20.360
‫شلوار ظاهرت رو خاص کرده، مگه نه نل؟

24:21.320 --> 24:23.736
‫نمی‌دونم

24:23.760 --> 24:27.296
‫لباس زنونه، شلوار...
‫اینا رو شماها اینجا باب کردید

24:28.400 --> 24:29.696
‫چرا از من می‌پرسید؟

24:29.720 --> 24:33.856
‫دارم یه داستان می‌نویسم،
‫یه شخصیتش رو هم از تو الهام گرفتم

24:33.880 --> 24:35.496
‫یکی از شخصیت‌هاش رو از روی من نوشتی؟

24:35.520 --> 24:39.616
‫دقیقِ دقیق تو نیستی، نل.
‫اسمش رو عوض کردم. گذاشتم کورا.

24:39.640 --> 24:40.536
‫کورا

24:40.560 --> 24:42.480
‫تو سوژه‌ی تحقیقاتیم هستی

24:44.000 --> 24:46.640
‫- بابت داستان بهت پول میدن؟
‫- نقشه همینـه

24:47.960 --> 24:49.360
‫خب چی گیر من میاد ازش؟

25:24.680 --> 25:25.856
‫چی می‌خواید بدونید؟

25:25.880 --> 25:27.416
‫- اسب‌ها یا آدم‌ها؟
‫- اسب‌ها

25:27.440 --> 25:30.016
‫- چرا از آدم‌ها خوشت نمیاد؟
‫- سطح توقعم بالاست

25:30.040 --> 25:33.000
‫- این واسه کورا عالیه!
‫- آره

25:54.840 --> 25:56.576
‫انگار داره خیلی بهت خوش می‌گذره

25:56.600 --> 26:00.256
‫آره، فقط دارم به این فکر می‌کنم که
‫سفیدپوست‌ها چقدر عجیبن

26:00.280 --> 26:02.160
‫درسته

26:07.160 --> 26:09.040
‫اینجات...

26:13.040 --> 26:15.376
‫واسه مراسم روز امپراتوری میری؟

26:15.400 --> 26:18.480
‫نمی‌دونم. کلاً زیاد با امپراتوری حال نمی‌کنم

26:19.520 --> 26:20.520
‫چرا پرسیدی؟

26:21.320 --> 26:24.080
‫نمی‌دونم. گفتم شاید اونجا ببینمت؟

26:25.920 --> 26:27.160
‫آره، ردیفـه

26:39.200 --> 26:40.520
‫«ردیفـه»

26:44.520 --> 26:46.320
‫کورا با کسی گرم نمی‌گیره

26:47.720 --> 26:49.560
‫واسه همین دوستی نداره

26:50.720 --> 26:52.520
‫برای همینـه که میره دنبال رجی

26:53.240 --> 26:55.080
‫رجی اولین دوستشـه. وای!

26:55.680 --> 26:56.816
‫وای

26:56.840 --> 26:58.256
‫خوشم اومد

26:58.280 --> 27:02.456
‫موهاش پر از خاک و سرکشی بود
‫وقتی به سمتش قدم برداشت

27:02.480 --> 27:05.760
‫همدیگه رو کامل می‌کنن.
‫دو روی سکه همدیگه رو جذب می‌کنن.

27:06.720 --> 27:08.536
‫با احتیاط بهش چشم دوخته بود،

27:08.560 --> 27:11.976
‫از اتاق رد شد، مثل چوپانی که
‫می‌خواد گله رو جمع کنه

27:12.000 --> 27:15.100
‫وقتی رجی ازش پرسید در ازاش چی میدی،
‫کورا بی‌درنگ جواب داد:

27:15.501 --> 27:18.000
‫«آزادی»

27:24.600 --> 27:27.520
‫- فکر کردم مار نیشت زد
‫- نه بابا

27:28.920 --> 27:30.000
‫می‌خوای بیای پیشم؟

27:31.480 --> 27:34.536
‫- تا مارها جفت‌مون رو نیش بزنن؟
‫- بیخیال، هری

27:34.560 --> 27:36.600
‫زاویه‌ی دیدت رو عوض کن

27:48.200 --> 27:50.920
‫- اون اَبر شبیه سگ نیست؟
‫- هیس

28:02.880 --> 28:05.600
‫« یک هفته بعد »

28:13.520 --> 28:15.240
‫عاشقشم

28:20.600 --> 28:22.816
‫- نگران پایان‌بندیشم
‫- نه. هیچیش رو عوض نکن

28:22.840 --> 28:25.320
‫- خانم کلاین، می‌دونم اونجایی!
‫- اوه

28:26.520 --> 28:28.816
‫اینو بگیر. بذارش توی یه پاکت

28:28.840 --> 28:32.080
‫می‌بریمش شهر تا بدیمش
‫به دوستم توی نشریه‌ی بولیتن

28:33.920 --> 28:35.920
‫واقعاً به نظرت چیز دندون‌گیریـه؟

28:36.880 --> 28:37.880
‫بیشتر از این حرفا

28:39.000 --> 28:40.760
‫به نظرم بی‌نظیره

28:42.200 --> 28:43.360
‫من کِی می‌تونم بخونمش؟

28:44.760 --> 28:46.960
‫هر وقت رفتی مجله‌ی بولیتن رو خریدی!

28:48.000 --> 28:49.416
‫اشتراکش رو می‌گیرم

28:49.440 --> 28:51.880
‫نکته این نیست، هل

28:52.720 --> 28:55.296
‫سیبیلا باید بابت کارش پول بگیره

28:55.320 --> 28:58.216
‫یه کاری می‌تونی بکنی

28:58.240 --> 29:02.320
‫کل هفته توی خونه حبس بوده.
‫ببرش بیرون و فایو باب رو نشونش بده.

29:04.920 --> 29:06.896
‫چشمات رو بسته نگه دار

29:06.920 --> 29:09.440
‫قدم‌هات رو یکی یکی بردار. وایسا

29:10.600 --> 29:11.600
‫باز کن

29:17.200 --> 29:19.000
‫خارق‌العاده‌ست

29:31.840 --> 29:33.600
‫اینجا پاتوق مورد علاقمـه

29:39.360 --> 29:40.960
‫صدای آب نیست؟

29:43.760 --> 29:44.760
‫چرا

29:46.040 --> 29:47.600
‫بیا، هری

29:51.480 --> 29:52.960
‫سیب، وایسا

29:56.400 --> 29:58.280
‫انگار برکه رو پیدا کردی

30:02.760 --> 30:04.000
‫سیبیلا؟

30:12.680 --> 30:13.960
‫سیبیلا؟

30:15.280 --> 30:16.280
‫سیبیلا؟

30:32.560 --> 30:34.040
‫سیبیلا؟!

30:34.840 --> 30:36.040
‫هوی!

30:37.120 --> 30:39.240
‫چرا اینقدر طولش دادی؟

30:44.120 --> 30:45.656
‫فکر کردم غرق شدی

30:45.680 --> 30:49.520
‫عمراً. سه نسل شناگر بودیم!

30:50.520 --> 30:52.080
‫شوخی قشنگی نیست

30:57.320 --> 30:58.720
‫هری!

30:59.800 --> 31:01.760
‫آهای. هری!

31:02.960 --> 31:06.000
‫هری، وایسا! فکر می‌کردم بخندی

31:31.700 --> 31:33.300
‫دردسر ازت می‌باره

31:34.960 --> 31:37.240
‫در این مورد صد درصد حق با توئـه

32:25.880 --> 32:28.120
‫به قدرت نیاز داره... یا مهارت؟

32:28.720 --> 32:29.720
‫بذار ببینیم

32:39.320 --> 32:40.320
‫دستت رو بیار بالا

32:42.080 --> 32:44.520
‫حالا رهاش کن.
‫بازوت رو شل نگه دار.

32:47.720 --> 32:49.440
‫زیادی فشار میاری

32:50.080 --> 32:52.200
‫بذار وزن بازوت کار رو انجام بده

33:05.280 --> 33:06.280
‫صاف وایسا

33:12.480 --> 33:13.520
‫بهم اعتماد داری؟

34:43.160 --> 34:44.800
‫پس اینجایید

34:45.480 --> 34:49.200
‫آهنگ مورد علاقه‌ی مادرت.
‫سال‌ها بود که نشنیده بودمش.

34:50.720 --> 34:52.000
‫مرثیه‌ست

34:52.960 --> 34:54.160
‫آره

34:56.960 --> 34:58.760
‫موهات خیس شدن، سیبیلا؟

34:59.600 --> 35:01.096
‫- یه دوش گرفتم
‫- بارون بارید

35:01.120 --> 35:04.080
‫یکم بارون بارید، واسه همین دوش گرفتم

35:06.800 --> 35:07.800
‫چقدر غیر عادی

35:18.280 --> 35:19.560
‫«اوه، گرت

35:20.120 --> 35:23.280
‫می‌دونم که گفتم هری بیچام
‫بی‌ادب‌ترین انسان جهانـه، ولی...

35:24.440 --> 35:27.600
‫وقتی باهاش آشنا بشی، بامزه‌ست

35:28.960 --> 35:31.080
‫و مهربونـه

35:32.040 --> 35:33.640
‫باهوشـه

35:35.480 --> 35:37.560
‫خودت می‌دونی دست و پام رو
‫گم می‌کنم وقتی حرف از ... میشه»

35:39.720 --> 35:40.720
‫« عشق »

36:11.600 --> 36:15.320
‫انگار بارون جادویی عصر رو ندیدم

36:16.200 --> 36:18.456
‫چرا حرف دلت رو نمی‌زنی، گاسی؟

36:18.480 --> 36:20.800
‫باشه، نظرت در مورد سیبیلا چیه؟

36:21.520 --> 36:24.576
‫- به نظرم دختر خوبیـه
‫- به من دروغ نگو، هل

36:24.600 --> 36:26.440
‫چی می‌خوای بگم؟

36:27.080 --> 36:28.336
‫که ازش خوشم میاد؟

36:28.360 --> 36:31.376
‫اینکه طی چند روز گذشته
‫فکر و ذکرم سیبیلا بوده؟

36:31.400 --> 36:36.056
‫- که صد دل عاشقش شدم؟
‫- نه. اصلاً واسه این نیومده اینجا

36:36.080 --> 36:38.056
‫می‌دونم. دست‌پرورده‌ی توئـه

36:38.080 --> 36:40.696
‫هری، نباید با دختری مثل سیبیلا
‫بری توی رابطه

36:40.720 --> 36:42.120
‫اون اصلاً مناسب نیست

36:42.920 --> 36:44.560
‫خودم تصمیم می‌گیرم

36:46.280 --> 36:50.240
‫پدرت یه انتخاب کرد، که یعنی الان،
‫تو حق انتخابی نداری

36:50.420 --> 36:53.576
‫یعنی میگی چون مامانم چینی بوده،
‫حق انتخاب ندارم؟

36:53.600 --> 36:56.720
‫میگم سیبیلا توی دنیای ما بزرگ نشده

36:57.640 --> 37:00.256
‫تو هم یکی رو می‌خوای که
‫سربارت نباشه

37:00.280 --> 37:03.216
‫- بوسیه‌ها خانواده‌ی خوبی هستن
‫- صحیح

37:03.240 --> 37:08.896
‫با این‌حال، نیمه‌لخت با یه مرد مجرد
‫پریده توی برکه

37:08.920 --> 37:12.376
‫- همین مونده تو این حرف رو بزنی
‫- اینکه من چی کار می‌کنم مهم نیست

37:12.400 --> 37:18.320
‫ولی همه‌چی، این خونه،
‫مزرعه‌مون، میراث خانوادگی،

37:18.840 --> 37:21.496
‫همه‌اش به این بستگی داره که تو
‫یه انتخاب درست برای ازدواج داشته باشی

37:21.520 --> 37:24.296
‫که فکر می‌کردم قبلاً
‫گزینه‌ی درستی انتخاب کردی

37:24.320 --> 37:26.440
‫اونجا هیچی نیست که برگشت‌پذیر نباشه

37:27.560 --> 37:29.400
‫چقدر احمقی

37:30.040 --> 37:34.056
‫از سیبیلا ملوین جز دردسر
‫چیزی عایدت نمیشه

37:34.080 --> 37:35.600
‫اشتباه می‌کنی

37:38.080 --> 37:39.560
‫خدا کنه

37:40.160 --> 37:43.280
‫چون تصمیمت هر چی باشه،
‫روی جفت‌مون اثر میذاره

37:51.800 --> 37:53.800
‫« روز امپراتوری »

38:10.000 --> 38:12.136
‫مامان باور نشد بهش گفتم امروز اومدی

38:12.160 --> 38:14.520
‫آره، ولی نمی‌مونم زیاد

38:16.000 --> 38:18.616
‫آهای جماعت، حتماً همه رو بردارید

38:18.640 --> 38:19.880
‫هیچ کدوم نمونن

38:24.640 --> 38:27.456
‫- چرا به اون بی‌بی‌فیس لبخند زدی؟
‫- مؤدب باش

38:27.480 --> 38:30.720
‫صورتش هم بی‌بی‌فیس نیست.
‫خوبه.

38:31.720 --> 38:34.256
‫- نباید به پلیس‌جماعت اعتماد کنی
‫- می‌دونم

38:34.280 --> 38:35.280
‫سلام، نل

38:36.680 --> 38:38.280
‫- اون کیه؟
‫- هیچکس

38:38.960 --> 38:41.336
‫- توی فایو باب کار می‌کنه. اسمش چارلیـه
‫- چارلی!

38:41.360 --> 38:43.640
‫- اینجاییم
‫- بس کن. زشتـه. خجالت‌آوره!

38:52.520 --> 38:53.736
‫اوه...

38:53.760 --> 38:55.976
‫چارلی، خواهرم بتی

38:56.000 --> 38:57.040
‫روز بخیر، بتی

38:57.800 --> 39:00.216
‫گمونم حالا فهمیدم که چرا خواهرم
‫امروز اومده اینجا

39:00.240 --> 39:02.560
‫تابحال هیچوقت نیومده بود
‫مراسم روز امپراتوری

39:03.840 --> 39:06.960
‫آخه... فرصت خوبی
‫واسه دیدار با خانواده‌ست

39:08.800 --> 39:11.240
‫آره، اگه بخوای این اسم رو
‫روش بذاری، خواهری

39:13.000 --> 39:14.816
‫چارلی، بریم یه چیزی بخوریم؟

39:14.840 --> 39:16.560
‫می‌تونی از خودت واسمون بگی

39:17.280 --> 39:18.840
‫آره، چرا که نه

39:19.600 --> 39:20.600
‫پس بیا

39:25.560 --> 39:30.680
‫و... برگ‌ها چی بهمون میگن؟

39:31.880 --> 39:34.000
‫نه، معلومـه که مزخرفـه

39:35.000 --> 39:38.936
‫یادته سال پیش خانم کلاین پیش‌بینی کرد
‫که جولیوس میره سفر، واقعاً هم رفت

39:38.960 --> 39:42.120
‫- از قبل سوار قایق شده بود
‫- اون که نمی‌دونست

39:43.640 --> 39:45.296
‫یه گل رز می‌بینم

39:45.320 --> 39:47.056
‫اوه! چه قشنگ

39:47.080 --> 39:49.720
‫گلِ رزت به زودی شکوفه می‌کنه

39:51.400 --> 39:56.216
‫هیس! برید پی کارتون همگی!
‫برید یه جای دیگه خوش بگذرونید!

39:56.240 --> 39:59.520
‫- این مراسم مقدسـه، ممنون
‫- برو، هری

40:01.520 --> 40:03.336
‫- «یه رز»
‫- از اول شروع کن، خانم کلاین

40:03.360 --> 40:04.880
‫هیچی رو از قلم ننداز

40:10.520 --> 40:12.280
‫شرط‌هاتون رو ببندید! یکی دیگه

40:14.880 --> 40:19.456
‫یالا! شرط‌هاتون رو ببندید. خیلی‌خب!

40:19.480 --> 40:20.640
‫پرتابش کن!

40:21.240 --> 40:22.736
‫- شیر
‫- خط

40:22.760 --> 40:24.776
‫- شیر اومد
‫- بی‌نظیره

40:24.800 --> 40:27.256
‫بالاخره دارم فرهنگ استرالیا رو می‌بینم

40:27.280 --> 40:28.936
‫خیلی‌خب رفقا.
‫شرط‌هاتون رو ببندید.

40:28.960 --> 40:31.536
‫اینجا واسه زن‌ها مناسب نیست

40:31.560 --> 40:34.200
‫- پرتاب!
‫- اینو که گفتی حتماً میرم بازی کنم، هری

40:34.720 --> 40:36.096
‫شرمنده

40:36.120 --> 40:38.656
‫- ببخشید. دارم رد میشم
‫- آهای، بپا!

40:38.680 --> 40:41.040
‫یکی دیگه. یکی دیگه

40:41.640 --> 40:42.640
‫شرط‌ها رو ببندید

40:45.640 --> 40:48.976
‫اوه! ولی مگه نگفتی گل رزه؟

40:49.000 --> 40:51.736
‫هیس، هیس! دوتا خاندان

40:51.760 --> 40:54.480
‫یکی شکوفا میشه. یکی نه

40:55.000 --> 40:56.616
‫چقدر بدشگون

40:56.640 --> 40:58.400
‫یعنی چی؟

41:00.960 --> 41:04.976
‫خیلی‌خب. شرط‌هاتون رو ببندید

41:05.000 --> 41:06.696
‫آهای

41:06.720 --> 41:09.096
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- هری رو دیدم که رفت داخل

41:09.120 --> 41:11.600
‫- ما اجازه نداریم بریم داخل
‫- می‌دونم

41:13.280 --> 41:15.400
‫- یالا، پرتاب کن
‫- برو که رفتیم

41:19.640 --> 41:21.240
‫خیلی‌خب، سریع

41:24.040 --> 41:25.680
‫پرتابش کن

41:26.300 --> 41:28.620
‫این یارو رو نگاه، اشتباه اومده.
‫اینجا معدن طلا نیست.

41:28.621 --> 41:30.601
‫شاید همه‌ی طلاهات رو از دست داده باشی

41:31.200 --> 41:35.000
‫یا شاید هم انگلیسی بلد نیست

41:35.680 --> 41:38.576
‫- بهتره بریم، سیبیلا
‫- هری، تازه رسیدیم اول صف

41:38.600 --> 41:40.656
‫من تازه وسط یاد گرفتن قوانین بازی‌ام

41:40.680 --> 41:43.840
‫نباید بهش اعتماد کنی، خانم.
‫این جماعت همگی تریاکی هستن.

41:45.360 --> 41:46.840
‫حرف دهنت رو بفهم

41:48.320 --> 41:50.240
‫- چی گفتی؟
‫- بیخیال شو، سیبیلا

41:51.760 --> 41:54.016
‫این هری بیچامـه

41:54.040 --> 41:56.736
‫- چطور جرئت می‌کنی بهش تیکه بندازی؟
‫- سیب

41:56.760 --> 42:01.456
‫همچین دخترهایی وقتی معتاد میشن،
‫هر حرفی رو می‌زنن

42:01.480 --> 42:03.240
‫شرط‌هاتون رو ببندید

42:08.320 --> 42:09.296
‫بیا، بیا بریم

42:09.320 --> 42:14.240
‫دعوا! دعوا! دعوا! دعوا!

42:17.960 --> 42:19.896
‫- سلام گروهبان
‫- آقای هاودن

42:19.920 --> 42:22.856
‫- داخل یه مشت اراذل و اوباش هستن
‫- حله

42:22.880 --> 42:24.936
‫- پلیس!
‫- جفت‌تون هم باید برید

42:24.960 --> 42:26.936
‫درست میگه. الان اون پلیسه میاد

42:26.960 --> 42:28.536
‫برگردیم فایو باب

42:28.560 --> 42:31.800
‫هری. خیلی متأسفم

42:43.680 --> 42:44.760
‫وایسا!

42:45.440 --> 42:47.856
‫دیگه ادامه نمی‌دیم.
‫چقدر بهت بدهکارم؟

42:47.880 --> 42:50.760
‫یه کمک مالی به گروه سازهای بادی

42:51.880 --> 42:53.640
‫از طرف هلن میدمش

43:04.720 --> 43:07.056
‫- هری رفت؟
‫- با چارلی رفت

43:07.080 --> 43:10.016
‫باهام بیا، سیبیلا

43:10.040 --> 43:12.360
‫حرف‌های زنونه داریم، فرانک

43:16.080 --> 43:18.096
‫باید یه اعترافی بکنم

43:18.120 --> 43:22.720
‫دیدم که همگی با عجله
‫از چادر بازی دو سکه زدید بیرون

43:24.000 --> 43:25.960
‫نگران نباش، به مادربزرگت نمیگم

43:27.040 --> 43:28.800
‫نفرت‌انگیز بود

43:29.640 --> 43:32.040
‫طوری با هری حرف زدن که
‫انگار نخاله‌ست،

43:32.560 --> 43:35.720
‫در حالی که خوشون
‫دوتا گاگولِ مست بودن

43:37.000 --> 43:39.696
‫از هری بعیده همچین جایی بره

43:39.720 --> 43:42.320
‫تقصیر اون نیست. من اصرار کردم

43:43.880 --> 43:44.880
‫که اینطور

43:47.240 --> 43:48.776
‫باید اون رو ببخشی

43:48.800 --> 43:52.640
‫وقتی خیلی از بلانش دور می‌مونه،
‫عقل از سرش می‌پره

43:54.160 --> 43:55.160
‫بلانش کیه؟

43:56.320 --> 43:58.320
‫نامزدش دیگه

44:00.160 --> 44:01.456
‫هری نامزد کرده؟

44:01.480 --> 44:05.240
‫تقریباً. نشون‌کرده‌ی همدیگه هستن

44:05.760 --> 44:09.760
‫همین روزهاست که رسماً اعلام بشه،
‫ولی تا اون موقع صداش رو در نمیاریم

44:13.240 --> 44:15.120
‫اصلاً اسمش رو نیاورده بود

44:17.400 --> 44:19.600
‫امروز برمی‌گردی فایو باب؟

44:23.160 --> 44:25.216
‫اشکالی نداره برم خونه پیش مادربزرگم؟

44:25.240 --> 44:26.840
‫البته که اشکالی نداره

44:28.120 --> 44:30.360
‫میگم وسایلت رو برات بفرستن

44:32.760 --> 44:36.600
‫دعا می‌کنم خیلی زود خبرهای خوبی
‫در مورد داستانت بشنویم

44:38.840 --> 44:40.656
‫مهم‌ترین چیزی که باید بدونی

44:40.680 --> 44:46.160
‫اینـه که تو نویسنده‌ی
‫خیلی بااستعدادی هستی، عزیزم

44:49.400 --> 44:51.120
‫حالا، ادامه بدیم؟

44:53.200 --> 44:54.720
‫زودی میام

44:58.000 --> 45:18.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
