WEBVTT

00:13.490 --> 00:15.410
‫کسی اینجاست؟

00:17.410 --> 00:19.200
‫دووم بیار، همه‌چیز درست میشه

00:21.330 --> 00:22.790
‫نه!

00:37.640 --> 00:39.350
‫چی بود...

00:39.430 --> 00:42.730
‫- حالت خوبه؟
‫- اسمت چیه؟

00:44.020 --> 00:46.520
‫سایلس استون. حالم خوبه اما...

00:46.600 --> 00:48.690
‫کمک! یکی به دادم برسه!

00:48.730 --> 00:51.190
‫باید برم. مطمئنی که روبه‌راهی؟

00:51.230 --> 00:53.650
‫الان... روبه‌راه شدم، سوپرمن

00:58.120 --> 00:59.740
‫وای، نگاهش کن

01:00.660 --> 01:02.290
جون سالم به در بُردی

01:02.370 --> 01:04.330
حیف شد کارمون به اینجا کشیده شد

01:04.370 --> 01:07.960
‫فکر کن اگه پسرت خونه بود چی می‌شد

01:08.040 --> 01:10.290
‫چند سالشه؟ نُه؟ ده؟

01:11.300 --> 01:12.880
خودت ‫می‌دونی باید چیکار کنی

01:17.720 --> 01:19.850
‫پاک کردم. همه‌اش رو

01:20.600 --> 01:21.600
‫باریکلا

01:21.680 --> 01:24.230
‫دیگه قرار بود چیکار بکنی؟

01:24.270 --> 01:26.850
‫خفه‌خون می‌گیرم

01:26.874 --> 01:38.437
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:38.461 --> 01:50.023
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:50.048 --> 01:51.486
‫« ماجراجویی‌های من با سوپرمن »
‫[فصل دوم، قسمت سوم]

01:52.240 --> 01:56.146
‫نوآوری و امنیت با «آمرتک».
« دانشمند تمام‌فلز »

01:56.170 --> 01:59.010
‫ما داریم آینده‌ و جوامعی

01:59.090 --> 02:01.600
‫ایمن‌تر پایه‌ریزی می‌کنیم

02:01.640 --> 02:05.020
‫که به همین خاطر هم
جدیدترین نیروگاه‌مون رو

02:05.100 --> 02:06.850
‫توی متروپلیس افتتاح می‌کنیم

02:06.930 --> 02:09.140
‫ولی به حرف ما اکتفا نکنید

02:09.230 --> 02:10.150
‫از من بشنوید

02:10.230 --> 02:11.770
‫بنده دکتر جان آیرونز هستم

02:11.860 --> 02:13.730
‫مهندس ارشد آمرتک

02:13.770 --> 02:15.400
‫خودم بچه‌ی متروپلیسـم

02:15.440 --> 02:17.820
‫همینجا توی بیکرلاین بزرگ شدم

02:17.900 --> 02:19.450
‫از طرف مردم جامعه‌ی خودم،

02:19.530 --> 02:22.410
‫باافتخار از ورود آمرتک
‫به محله‌مون استقبال می‌کنم

02:23.530 --> 02:25.450
‫فلیپ، برای بار هزارم میگم

02:25.540 --> 02:28.160
‫اجازه نمیدم تنهایی بری
‫داستان‌های جدیدمون رو پوشش بدی!

02:28.250 --> 02:29.790
‫ناسلامتی ده سالته!

02:29.870 --> 02:32.630
‫آقای اولسن، اولاً من 11 سالمه

02:32.670 --> 02:35.590
‫تازه‌شم شک ندارم این رو ببینید
‫نظرتون عوض میشه

02:37.050 --> 02:38.380
‫هلی‌کوپتر اسباب‌بازی؟

02:38.470 --> 02:40.010
منبع خبر پرنده

02:40.090 --> 02:42.930
‫کاملاً کاربردیه،
قابلیت اتصال به وای‌فای رو داره

02:42.970 --> 02:45.390
‫بعلاوه یه دوربین کاملاً قانونی هم بهش وصله

02:45.470 --> 02:46.850
‫- کادوی تولدمه
‫- پیشت، جیمی

02:46.930 --> 02:48.930
‫می‌تونیم برای نوشتن خبرهای فلیم‌برد
‫ازش استفاده کنیم!

02:48.980 --> 02:50.850
‫البته ناگفته نمونده...
‫من و گبی یه تفنگ‌

02:50.940 --> 02:52.860
‫کاملاً ایمن هم بهش وصل کردیم که احتمالاً

02:52.940 --> 02:54.980
‫- لباس‌هام
‫- ...خیلی قانونی نباشه

02:55.020 --> 02:57.740
‫می‌دونم الان چی می‌گید ها، آقای اولسن

02:57.820 --> 02:59.700
‫- اما به حرف‌هام گوش بدید
‫- عالی شد

02:59.780 --> 03:04.330
‫- واقعاً؟
‫- نه، تو رو نمی‌گم. صبر کن

03:04.410 --> 03:06.660
‫- میگم آقای لین...
‫- ژنرال

03:06.740 --> 03:09.330
‫آها، درسته. عذر می‌خوام.
‫یه فکری به سرم زد

03:09.410 --> 03:10.870
‫شاید بتونید اینجا رو مرتب کنید

03:10.960 --> 03:13.670
‫یه سطل آشغال اون طرفه

03:13.710 --> 03:15.880
‫انتظار داری به خروجی پشت کنم؟

03:15.960 --> 03:18.510
‫هیچوقت به خروجی پشت نکن، پسرم

03:18.550 --> 03:21.180
‫آها! درمورد «ربات‌های دیوونه»
برامون خبر آوردن

03:21.220 --> 03:23.010
‫- می‌تونم اینو پوشش بدم؟
‫- نخیر!

03:23.090 --> 03:26.640
‫- اولسن، تفنگ بذارن روی پیشونی‌ات...
‫- پیشت

03:26.680 --> 03:30.390
‫- یاد می‌گیری که خروجی‌ها رو زیرنظر داشته باشی
‫- کافیه!

03:30.480 --> 03:35.440
‫فلیپ، اجازه نمیدم با هلی‌کوپتر اسباب‌بازیت
‫بری درمورد ربات‌های دیوونه اطلاعات جمع کنی

03:35.480 --> 03:38.980
‫من رئیسـتم، تو هم باید به حرف‌هام گوش کنی

03:39.030 --> 03:42.910
‫حرف من هم اینه که
‫از این خبرها نیست!

03:42.990 --> 03:46.410
‫شمام واقعاً دیگه باید
‫آشغال‌هات رو جمع کنی

03:48.540 --> 03:49.700
‫موفق باشی، رفیق

03:54.040 --> 03:56.380
‫صبح... بخیر، آقای لین

03:56.420 --> 03:57.920
‫دیشب کجا تشریف داشتی؟

03:59.630 --> 04:04.340
‫بیدار که شدم دیدم نیستی.
‫تازه اولین بارت هم نبوده

04:04.390 --> 04:06.800
‫اینجوری شد که یه دودوتا چهارتا کردم و

04:07.600 --> 04:08.970
‫شصتم خبردار شد...

04:09.060 --> 04:09.970
‫آم...

04:10.810 --> 04:12.980
‫که تو...

04:14.400 --> 04:16.020
‫مشنگی!

04:17.230 --> 04:18.650
‫دست‌وپاچلفتی هستی

04:18.730 --> 04:21.650
‫همیشه دیرت میشه،
‫تو باغ نیستی

04:21.740 --> 04:25.870
‫یه روزی هم این اسکل‌بازی‌هات
‫دخترم رو ناراحت می‌کنه

04:25.910 --> 04:28.200
‫آقای لین، من...

04:28.240 --> 04:30.330
‫دیرم شده،
‫با لوئیس قرار داشتیم!

04:34.500 --> 04:36.540
‫لوئیس! من پشت کافه‌ی ویدم الان...

04:36.580 --> 04:38.380
‫عه، من نمی‌رسم بیام

04:38.420 --> 04:41.420
‫آقای وایت فرستادتم
‫بیام کنفرانس مطبوعاتی آمرتک

04:41.460 --> 04:44.430
‫آمرتک؟
‫همون آمرتکِ جان آیرونز؟

04:44.510 --> 04:46.220
‫وای، طرف نابغه‌ی رباتیکه

04:46.260 --> 04:47.930
‫کارهاش هم توی جامعه...

04:48.010 --> 04:50.180
‫ولی برای یه چیز دیگه می‌خواستم ببینمت

04:50.260 --> 04:52.850
‫یه مسئله‌ای هست که
‫واقعاً لازمه درموردش با هم صحبت کنیم، لوئیس

04:52.930 --> 04:55.440
‫کلارک، می‌دونم بابام اخلاق‌های خاصی داره
‫اما باید یه جایی مخفی بشه

04:55.520 --> 04:56.650
‫منظورم این نیست

04:56.730 --> 04:58.860
‫ولی حالا که حرف از خونواده شد،
‫من یه...

04:58.940 --> 05:00.610
‫وای، کنفرانس داره شروع میشه

05:00.690 --> 05:02.940
‫الان باید برم ولی قول میدم
‫حتماً بعداً صحبت کنیم

05:04.280 --> 05:06.860
‫خیلی‌خب. درسته روز خوبی نیست

05:06.950 --> 05:09.330
‫ولی بعداً با لوئیس حرف می‌زنم...

05:10.993 --> 05:11.719
‫« مقاله‌م چی شد، کنت؟ »

05:11.790 --> 05:14.870
البته اول باید مقاله‌ی
عقب‌افتاده‌م رو بنویسم

05:16.540 --> 05:19.210
‫سلام، مردم متروپلیس!

05:19.290 --> 05:20.460
‫اسم من توماس وستونـه،

05:20.540 --> 05:23.710
‫اومدم اینجا تا بهتون خوشامد بگم برای...

05:23.800 --> 05:25.510
‫توروخدا بیخیال شو

05:25.590 --> 05:27.550
‫بزن، آدری!

05:31.060 --> 05:34.020
‫انقلاب آمرتک!

05:34.100 --> 05:37.940
‫خیابون‌ها انقدر امن میشه که
‫حتی یه بچه هم می‌تونه تنهایی بره بیرون

05:37.980 --> 05:39.770
‫درصد جرائم به صفر می‌رسه

05:39.810 --> 05:44.150
‫بعلاوه‌ی خیلی چیزهای دیگه که قراره به حقیقت
‫بپیونده، وقتی آمرتک رونمایی کنه از...

05:44.190 --> 05:47.360
‫متالو!

05:53.120 --> 05:56.750
‫بله!
‫قدرت شلیک‌ش مثل یه تانکـه

05:56.830 --> 05:59.540
‫قدرتی فرای ابرانسان‌ها داره!

05:59.630 --> 06:04.550
‫بعلاوه صد در صد با محیط زیست سازگاره،
‫اونم به لطفِ...

06:08.590 --> 06:11.350
‫آمرفیوژن!

06:11.390 --> 06:12.680
‫تمیزتر از سوخت فسیلیه،

06:12.760 --> 06:15.810
‫راکتورهای آمرفیوژن
‫سوخت متالوها و همچنین نیروگاهی

06:15.850 --> 06:20.100
‫که قراره فردا افتتاح کنیم رو تأمین می‌کنن

06:29.200 --> 06:30.740
‫خب، خب ممنون که قدم‌رنجه فرمودید و...

06:30.820 --> 06:33.200
‫- مدیر عامل وستون، من...
‫- من یه سوال دارم

06:33.240 --> 06:35.200
‫ویکی ویل هستم از گازتای گاتهام

06:35.240 --> 06:37.040
‫نحوه‌ی کار آمرفیوژن به چه صورته؟

06:37.120 --> 06:38.370
‫لوئیس لین هستم از دیلی پلنت

06:38.460 --> 06:40.710
‫مهندس ارشدتون، دکتر آیرونز کجاست؟

06:40.750 --> 06:43.130
‫سرشون شلوغه

06:43.210 --> 06:46.420
‫همیشه خودشون شخصاً به مسائل
‫مطبوعاتی‌تون رسیدگی می‌کردن

06:46.510 --> 06:48.720
‫غیاب‌شون به این معناست
‫که مشکلی پیش اومده؟

06:48.760 --> 06:51.720
‫نه! نه، نه. اصلاً و ابداً

06:51.760 --> 06:54.260
‫اصلاً مشکلی وجود نداره.
‫توی آزمایشگاهـش مشغوله

06:54.350 --> 06:55.510
‫من هم سرم شلوغه

06:55.560 --> 06:57.600
‫پس، دیگه سوال نپرسید. ممنون!

06:57.680 --> 06:59.390
‫لوئیس

06:59.480 --> 07:01.900
‫باید حدس می‌زدم بعد از ترفیعی که
‫گرفتی، امروز بیای اینجا

07:01.940 --> 07:05.270
‫شما... خبر دارید؟

07:05.360 --> 07:08.030
‫همیشه استعدادهای درخشان رو زیر نظر دارم

07:08.070 --> 07:10.610
‫بعلاوه اون مقاله‌ای که برای ردّ مقاله‌م
‫درمورد سوپرمن نوشتی هم

07:10.700 --> 07:12.570
‫بی‌نظیر بود

07:12.660 --> 07:14.580
‫مقاله‌م رو خوندید؟

07:14.660 --> 07:16.580
‫یعنی، چه خوب

07:17.240 --> 07:18.910
‫آم، ولی با اجازه‌تون باید برم

07:19.000 --> 07:21.120
‫باید با این مدیر عامل صحبت کنم، پس...

07:23.670 --> 07:25.340
‫شرمنده، آقای وستون در دسترس نیستن

07:25.380 --> 07:26.590
‫خیلی‌خب، بهشون بگید لوئیس...

07:26.670 --> 07:28.090
‫پالمرتک در حال جذب نیروئـه،

07:28.170 --> 07:29.630
‫مصاحبه‌کننده‌شون آشنای منـه،
‫ده دقیقه بهم وقت بده

07:29.720 --> 07:31.760
‫تا هروقت دلتون بخواد
‫می‌تونید برید داخل. شما و...

07:31.840 --> 07:33.640
‫فقط خودم، تنهایی

07:33.720 --> 07:35.260
‫شرمنده، لوئیس

07:35.300 --> 07:38.180
‫کارت حرف نداره ها ولی
‫رو دستِ ویکی ویل کسی نمیاد

07:43.730 --> 07:46.440
‫حالا نشونت میدم

07:46.480 --> 07:48.570
‫خیلی‌خب، کنت.
‫تو که تند تایپ می‌کنی

07:48.610 --> 07:50.860
‫فقط باید یه ایده داشتی باشی

07:53.820 --> 07:55.780
‫کلارک! یه مشکلی پیش اومده

07:55.870 --> 07:59.160
‫فلیپ رفته! فکر می‌کردم حتماً
‫بخاطر منبع خبر پرنده‌ش دلخور شده

07:59.250 --> 08:01.460
‫حالا داستانش مُفصلـه،
‫اما بعدش اینو دیدم

08:01.540 --> 08:04.130
‫فلیم‌برد، تا دیر نشده
‫باید این اطلاعات

08:04.210 --> 08:05.460
‫رو منتشر کنیم

08:05.540 --> 08:07.840
‫چندتا ربات‌ قاتل توی متروپلیس هست

08:07.920 --> 08:09.800
‫یه صدایی میاد. باید برم

08:09.840 --> 08:14.470
‫شاید فلیپ پیِ این داستانی که
‫شدیداً خطرناک به نظر میاد رو نگرفته

08:14.550 --> 08:15.970
‫سلام، آقای اولسن

08:16.010 --> 08:17.640
‫چک کردم ببینم چطوری
‫ردّ یه تماسی رو بزنم

08:17.720 --> 08:19.560
‫من و منبع خبر پرنده‌م میریم سراغش

08:19.584 --> 08:26.746
‫ترجمه از «iredprincess»

08:28.770 --> 08:31.780
‫دکتر آیرونز. شرمنده مزاحم شدم، من...

08:33.530 --> 08:34.660
‫وای

08:36.320 --> 08:37.200
‫ها؟

08:41.200 --> 08:42.660
‫جان آیرونز،

08:42.750 --> 08:45.250
‫خیابون سیکامور، پلاک 1234

08:45.330 --> 08:46.710
‫عالیه، بعدش میرم اونجا

08:46.790 --> 08:49.050
‫عه! اینجا چیکار می‌کنی؟

08:49.130 --> 08:50.210
‫مثل خودت

08:50.300 --> 08:52.010
‫وستون حاضر نشد به سوال‌هام جواب بده

08:52.050 --> 08:54.760
‫من هم یواشکی در رفتم
‫ببینم چه خبره

08:54.840 --> 08:57.930
‫که به اینجا رسیدم،
‫خبری از دکتر آیرونز نیست

08:58.010 --> 09:00.810
‫آزمایشگاه هم ترکیده

09:00.850 --> 09:02.810
‫توی آمرتک یه خبرهاییه

09:02.850 --> 09:05.640
‫منم مو رو از لای ماست می‌کشم بیرون

09:08.020 --> 09:08.730
‫هی!

09:08.810 --> 09:10.190
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

09:12.780 --> 09:14.070
‫فرار!

09:16.820 --> 09:18.490
‫خیلی‌خب، حالا کدوم طرفی بریم؟

09:18.530 --> 09:20.370
‫چی! ما؟

09:22.410 --> 09:25.620
‫شرمنده لین ولی هیچکس رو دست ویکی ویل نمیاد!

09:27.040 --> 09:30.290
‫ایست! وایسا!
‫نباید اینجا باشه

09:31.420 --> 09:32.760
‫صبر کن، خانم! وایسا!

09:32.784 --> 09:35.784
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

09:45.524 --> 09:47.514
رسیدیم. فلیپ اونجاست

09:50.150 --> 09:52.110
‫سلام، سوپرمن.
‫سلام، جیمی.

09:52.190 --> 09:55.570
‫سلام و مرض.
‫ربات‌های قاتل گفت، فلیپ

09:55.610 --> 09:57.360
‫خبرش درمورد ربات‌های دیوونه نبود

09:57.410 --> 09:58.910
‫برای ربات‌هات قاتل بود!

09:58.990 --> 10:01.240
‫می‌دونم. خفنـه، نه؟

10:01.280 --> 10:04.290
‫نه، راه بیفت باید از این...

10:04.370 --> 10:07.290
‫خونه‌ی جذاب بریم.
‫صبر کن ببینم، کجاییم ما؟

10:07.370 --> 10:08.540
‫وای، خدایا شکرت

10:08.580 --> 10:10.250
‫سوپرمن رو هم آوردی

10:10.290 --> 10:14.170
‫نمی... نمی‌دونستم با کی تماس بگیرم،
‫اما خواهرزادم، ناتاشا...

10:14.210 --> 10:16.050
‫یکی از طرفدارهای فلیم‌برده

10:16.090 --> 10:18.510
‫ویدیوهاتون رو نشونم داد، آقای اولسن

10:18.590 --> 10:19.930
‫من هم فکر کردم می‌تونید کمکم کنید

10:19.970 --> 10:22.720
‫ببینید، شرمنده،
‫می‌دونم به نظر میاد خل شده باشم...

10:22.760 --> 10:24.930
‫جان آیرونز.
‫مهندس ارشد آمرتک

10:24.970 --> 10:26.560
‫توی... تلویزیون دیدم‌تون

10:26.600 --> 10:29.600
‫آم، دکتر آیرونز. داستان از چه قراره؟

10:29.650 --> 10:32.310
‫بهتره خودتون ببینید

10:32.400 --> 10:35.320
‫اوایل که آمرتک استخدامم کرده بود،
‫در پوست خودم نمی‌گنجیدم

10:35.400 --> 10:36.860
‫می‌تونستم برگردم خونه

10:36.940 --> 10:40.240
‫با خواهرزاده‌م وقت بگذرونم و
‫به شهرم خدمت کنم

10:40.280 --> 10:44.620
‫می‌دونستم که دقیقاً باید چیکار کنم،
‫زره فولادی!

10:44.700 --> 10:46.410
‫برای اولین امدادگرهاست

10:46.450 --> 10:49.870
‫می‌تونن آتش یا دمای زیر صفر رو
‫تاب بیارن. هرچی که فکرش رو بکنید

10:49.960 --> 10:51.920
‫ولی وستون دنبال یه چیز چشم‌گیرتر بود

10:51.960 --> 10:55.300
‫بخاطر همین هول‌هولکی تولید
‫متالوها رو پیش بردیم و بعد...

10:57.760 --> 10:59.760
‫نقصی که توی هسته‌ی قدرت‌شون هست

10:59.800 --> 11:02.220
‫باعث میشه شدیداً بی‌ثبات باشن

11:02.300 --> 11:05.930
‫وقتی داشتیم با نمونه‌ی اولیه کار می‌کردیم
‫متوجهِ این موضوع نشدیم

11:05.970 --> 11:09.810
‫اما وقتی چندتایی فعال میشن،
‫با همدیگه ادغام میشن

11:09.890 --> 11:12.150
‫بعد که به جرم بحرانی می‌رسن...

11:16.570 --> 11:20.650
‫هسته‌ی آمرفیوژنی که انرژی ‫این
نیروگاه رو تأمین می‌کنه، دقیقاً همین‌جوریه

11:20.740 --> 11:23.160
‫اما 300 برابر بزرگ‌تره

11:23.200 --> 11:25.910
‫ما متروپلیس رو به سمت امنیت پیش نبردیم

11:25.990 --> 11:29.870
‫بلکه یه بمب ساختیم.
‫باید همه‌چیز رو تعطیل کنیم

11:29.960 --> 11:32.290
‫- نه
‫- نه؟

11:32.330 --> 11:33.710
‫همین الان دیدی...

11:33.790 --> 11:35.880
‫یه بار بیشتر که نبود. دیگه پیش نمیاد

11:35.960 --> 11:39.090
‫نخبه‌ها رو جمع کن،
‫یه پیتزا سفارش بده و مشکلش رو حل کنید

11:39.170 --> 11:43.550
‫تام، مشکلش یه شبه حل نمیشه ‌ها!

11:43.640 --> 11:45.010
‫پس یه راهی پیدا کن!

11:45.050 --> 11:47.100
‫کلی کارخونه هست که

11:47.180 --> 11:49.680
‫سعی دارن جای ایمیزو رو بگیرن،

11:49.730 --> 11:53.520
‫بعد انتظار داری از فرصتم برای اینکه
‫صدر این لیست باشم، دست بکشم؟

11:53.560 --> 11:56.860
‫من به مردم گفتم آمرتک
‫برای کمک بهشون به اینجا اومده

11:56.900 --> 11:58.690
‫اینجا خونه‌ی منـه

11:58.730 --> 12:01.030
‫این هم فرصت منـه

12:01.070 --> 12:03.450
‫به نظرت کدوم توی اولویته؟

12:08.160 --> 12:10.250
‫من و سایلس یواشکی اینو ضبط کردیم

12:10.330 --> 12:13.250
‫ولی وستون هرکسی که قرار بود
‫افشاگری کنه رو با پول خریده

12:13.330 --> 12:14.750
‫اخراج‌مون کرد

12:14.830 --> 12:17.040
‫بعد امروز، سایلس همه‌ی اطلاعات‌مون
‫رو از راه دور پاک کرد و

12:17.670 --> 12:19.340
‫ناپدید شد

12:19.380 --> 12:20.380
‫سایلس استون

12:20.420 --> 12:22.130
‫دیشب توی خونه‌ش آتش‌سوزی شده بود

12:22.220 --> 12:24.220
‫فکر می‌کردم اتفاقی بوده، اما...

12:24.300 --> 12:27.050
‫من تنها کسی‌ام که مدرک دارم

12:27.140 --> 12:29.060
‫که یعنی هرکسی رفته سراغ سایلس...

12:30.390 --> 12:31.310
‫گزینه‌ی بعدیش منم

12:36.400 --> 12:38.860
‫دکتر آیرونز!
‫لوئیس لین هستم از دیلی...

12:39.730 --> 12:42.280
‫سوپرمن؟ جیمی؟ فلیپ؟

12:42.360 --> 12:45.740
‫دکتر آیرونز!
‫ویکی ویل هستم از...

12:45.780 --> 12:48.910
‫سوپرمن؟
‫وای، چقدر جذاب شده

12:48.990 --> 12:51.040
‫آم، آقای اولسن؟

12:51.080 --> 12:52.290
‫الان وقتـش نیست، فلیپ!

12:52.370 --> 12:53.910
‫باید بریم یه جای امن

12:54.000 --> 12:55.580
‫نه تا وقتی که یه مصاحبه نگرفتم

12:55.670 --> 12:57.840
‫- جیمی
‫- اول باید همه رو خبردار کنیم

12:57.920 --> 13:00.550
‫- جیمی!
‫- چیه، فلیپ؟

13:00.590 --> 13:02.920
‫اون یکی خانمه که بیرونه کیه؟

13:03.010 --> 13:04.430
‫از جلوی پنجره برو کنار...

13:09.810 --> 13:12.180
‫شرمنده، دکتر آیرونز

13:12.270 --> 13:14.270
‫ولی ما دو تا با همدیگه کار داریم

13:14.850 --> 13:16.350
‫لایووایر؟

13:16.440 --> 13:19.190
‫وای، بیخیال. قرار بود
‫بی‌دردسر کارم رو بکنم

13:27.740 --> 13:28.820
‫خیلی‌خب

13:28.910 --> 13:31.790
‫در هر صورت، هدفـم تو نیستی

13:33.580 --> 13:35.080
‫نه!

13:38.420 --> 13:39.500
‫مدارکم

13:40.800 --> 13:42.760
‫نگفته بودی سوپرمن هم قاتی این قضایاست

13:42.800 --> 13:45.970
‫اونقدری بهم پول نمیدی
‫که بخوام با سوپرمن سروکله بزنم، وستون

13:46.010 --> 13:47.640
‫خودم هم خبر نداشتم

13:47.720 --> 13:50.430
‫ترتیب‌ش رو دادی دیگه، نه؟

13:50.470 --> 13:52.600
‫لایووایر؟ الو؟

13:53.430 --> 13:54.520
‫چی!

13:54.600 --> 13:57.980
‫نه! نمی‌ذارم جلوم رو بگیرن

14:06.450 --> 14:09.820
‫نه، وستون نیروگاه رو فعال کرده

14:09.910 --> 14:11.660
‫پس باید بریم، همین حالا

14:18.210 --> 14:21.040
‫توماس، جون هزاران نفر در خطره

14:21.130 --> 14:22.500
‫تمومش کن

14:22.590 --> 14:23.630
‫عمراً

14:28.050 --> 14:29.510
‫چطوری جلوی راکتورها رو بگیریم؟

14:29.550 --> 14:32.600
‫باید خاموشش کنیم،
‫ولی کنترل دست وستونـه

14:53.620 --> 14:55.660
‫ایناهاشی

15:23.310 --> 15:26.320
مگه نگفتم فرار کن، دکتر آیرونز؟

15:26.400 --> 15:29.650
مگه نگفته بودم اینجا خونه‌ی منه؟

15:31.910 --> 15:33.740
از جام تکون نمی‌خورم

15:33.780 --> 15:36.040
‫خب! حالا چی، دُکی؟

15:36.080 --> 15:37.950
‫دستی خاموشش می‌کنیم

15:38.040 --> 15:41.210
‫ستون‌ها رو که تخریب کنیم،
‫انرژی بدون هیچگونه خطری از بین میره

15:41.250 --> 15:43.420
‫فقط باید از بین این متالوها رد بشیم

16:06.440 --> 16:08.820
‫دیگه دیر شده.
‫هسته‌ها ترکیب شدن

16:08.900 --> 16:10.440
‫الان راکتور منفجر میشه

16:10.530 --> 16:12.660
‫می‌تونم مهارش کنم،
‫تو ستون‌ها رو تخریب کن

16:32.260 --> 16:36.220
‫وستون نیروگاه رو مُهروموم کرده.
‫هیچ‌جوره نمی‌تونیم بفهمیم سوپرمن حالش خوبه یا نه

16:36.300 --> 16:37.850
‫یا که من خبر جدیدم گیرم بیاد

16:37.930 --> 16:39.390
‫در اشتباه‌اید

16:39.470 --> 16:41.810
‫یکی از اعضای تیمم هست
‫که همیشه آماده‌ به رزمه

16:41.850 --> 16:45.350
‫فلیپ، هنوز هم منبع خبر پرنده‌ات رو داری؟

16:57.990 --> 16:58.950
‫بجنب

17:01.500 --> 17:04.250
‫بیشتر از این نمی‌تونم نگه‌ش دارم

17:04.330 --> 17:07.500
‫طاقت بیار، سوپرمن.
‫فقط یه‌دونه دیگه ستون مونده

17:09.750 --> 17:12.050
‫بجنب!

17:12.130 --> 17:15.680
‫نمی‌ذارم جلوم رو بگیری!

17:25.850 --> 17:27.900
‫آره. حالا چی، رئیس؟

17:27.980 --> 17:29.320
‫بزن. بزن. دوباره بزن‌شون.

17:42.370 --> 17:44.500
‫دکتر آیرونز!

17:44.547 --> 17:45.417
‫طاقت بیار

18:06.390 --> 18:09.020
‫موفق شدیم، سوپرمن

18:09.060 --> 18:11.650
‫فقط می‌خواستم سَری تو سرها دربیارم

18:12.820 --> 18:14.900
‫من آدم بدی نیستم

18:14.990 --> 18:18.780
‫آخه سوپرمن مجبور شد جلوت رو بگیره
‫تا شهر رو منفجر نکنی

18:18.860 --> 18:21.660
‫شاید بهتر باشه توی تصمیم‌های
‫زندگیت تجدیدنظر کنی

18:23.410 --> 18:26.750
‫- هی، حالت خوبه؟
‫- بگی نگی

18:26.790 --> 18:30.080
‫فکر می‌کردم رئیس بودن
‫یعنی فقط امر و نهی کردن

18:30.170 --> 18:33.050
‫ولی نیست. بعد از امروز...

18:33.090 --> 18:35.260
شک دارم مدیر خوبی‌ام یا نه

18:35.300 --> 18:37.380
‫آقای اولسن، رهبری کردن

18:37.430 --> 18:40.220
نه تنها ‫به معنای امر و نهی کردن نیست

18:40.260 --> 18:42.100
‫درسته، فلیم‌برد

18:42.180 --> 18:43.970
بلکه ‫یعنی بقیه رو بالا بکشی و
‫بذاری خودشون رو نشون بدن

18:44.060 --> 18:45.520
‫...همینجا

18:45.600 --> 18:48.520
‫تا جایی که من دیدم،
‫راه رو داری درست میری

18:48.600 --> 18:50.810
‫ایول! تلاش خوبی بود، لین

18:50.900 --> 18:55.480
‫ولی همین الان داستانـم رو فرستادم.
‫به پری‌پری بگو ایشالا دفعه‌ی بعدی.

18:55.570 --> 18:58.110
‫حتماً ولی کل روز مشغول

18:58.200 --> 19:01.200
‫نوشتن داستانم بودم

19:01.280 --> 19:02.660
‫ده دقیقه پیش هم پُست‌ش کردم

19:02.740 --> 19:06.160
‫بعله. لوئیس لین رو دست نداره

19:06.250 --> 19:08.250
‫حالا دیگه چی میگی؟

19:08.290 --> 19:10.000
‫

19:10.080 --> 19:12.880
‫نظرت چیه خبرنگار گازت بشی؟

19:13.920 --> 19:14.960
‫چی؟

19:16.300 --> 19:18.130
‫داری بهم پیشنهاد شغلی میدی؟

19:18.170 --> 19:22.430
‫لوئیس، با اینکه پشت ون آویزون شدی
‫تونستی ازم جلو بزنی

19:22.470 --> 19:25.140
‫پتانسیل خارق‌العاده شدن رو داری

19:25.180 --> 19:28.890
‫از خدامه با شما کار کنم

19:30.310 --> 19:33.480
‫ولی این یعنی از متروپلیس برم...

19:33.560 --> 19:36.940
‫متروپلیس؟ گوش کن.
‫تو بلندپروازی

19:36.980 --> 19:41.200
‫دیر یا زود، اگه بخوای پیشرفت کنی،
‫باید بیخیال اینجا بشی

19:41.280 --> 19:43.320
هیچ چیز موندگار نیست

19:43.410 --> 19:44.580
‫بهش فکر کن

19:48.540 --> 19:50.460
‫کلارک؟

19:51.120 --> 19:52.670
‫حق با باباتـه

19:52.750 --> 19:55.670
‫همیشه دیر می‌رسم و
‫کلاً تو باغ نیستم

19:55.710 --> 19:59.510
‫امروز هم، نیروگاه داشت
‫همه رو به کشتن می‌داد

19:59.590 --> 20:02.760
‫اولاً که دیگه نشنوم
‫بگی حق با بابامـه

20:02.840 --> 20:03.970
‫دوماً...

20:04.010 --> 20:07.350
‫در نهایت،
‫باز هم سوپرمن به داد مردم رسید

20:07.430 --> 20:09.430
‫فقط یکمی کمک لازم داشت

20:09.520 --> 20:12.850
‫خودشه. مقاله‌م همینه

20:12.900 --> 20:14.650
‫کدوم مقاله؟

20:15.440 --> 20:18.440
‫داستانش مفصله. فقط...

20:18.530 --> 20:22.490
‫باید مقاله بنویسم ولی
‫بعداً با هم حرف می‌زنیم. خب؟

20:25.570 --> 20:28.620
‫خیلی‌خب. بعداً حرف می‌زنیم

20:35.250 --> 20:39.920
‫دیروز، دوباره سوپرمن به دادمون رسید

20:40.010 --> 20:43.180
‫اما این بار، تنها نبود

20:43.220 --> 20:48.010
‫شجاعت دکتر آیرونز بود که باعث شد
‫سوپرمن سر از خطرات آمرتک دربیاره

20:48.060 --> 20:53.560
‫وقتی هم که سوپرمن زمین خورد،
‫دکتر آیرونز بود که به داد همه رسید

20:54.560 --> 20:56.730
‫متروپلیس چیزی فرای از یه شهره

20:56.770 --> 20:58.860
توی مردمش خلاصه میشه

20:58.900 --> 21:02.700
‫ما بدون نقص نیستیم
‫اما با فرصتی که داریم،

21:02.740 --> 21:06.490
‫رفته رفته می‌تونیم قهرمان بشیم

21:06.570 --> 21:10.580
‫متروپلیس نسبت به گذشته تغییر کرده

21:10.620 --> 21:12.660
‫ولی به این معنا نیست که
‫داغون شده

21:12.750 --> 21:16.290
‫با توجه به دیدگاه خبرنگار،
‫تا زمانی که افرادی مثل دکتر آیرونز رو داریم،

21:16.380 --> 21:19.630
‫هیچ مشکلی برای متروپلیس پیش نمیاد

21:19.710 --> 21:24.130
‫شرمنده اما دستور داریم که
‫شما رو از اینجا خارج کنیم

21:24.220 --> 21:27.140
‫- برای همیشه
‫- چی؟ کی دستور داده؟

21:27.220 --> 21:33.310
‫من! از امروز آمرتک و همه‌ی
‫آی‌پی‌هاش مال لکس‌کورپه

21:33.390 --> 21:34.940
‫که یعنی هرچیزی که توی این ساختمونه

21:35.020 --> 21:36.440
‫به همراه این زره

21:36.520 --> 21:38.980
‫پس داری میری، درش بیار

21:39.070 --> 21:42.940
‫دلم نمی‌خواد قهرمان متروپلیس رو
‫به جرم دزدی دستگیر کنم

21:44.490 --> 21:45.700
‫لازمه؟

21:55.724 --> 22:15.724
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
