WEBVTT

00:16.320 --> 00:18.660
‫سرنوشتت دستِ خودته

00:18.700 --> 00:21.120
‫تویی که امروزت رو رقم میزنی

00:21.160 --> 00:23.870
‫هرجوری با کائنات رفتار کنی،
‫همون به تو برمی‌گرده

00:23.960 --> 00:26.880
‫امروز، آتش به پا می‌کنی

00:26.960 --> 00:28.460
‫آماندا

01:01.700 --> 01:03.290
‫دو قاشق شکر، بدون شیر

01:03.370 --> 01:05.500
‫همون‌جوری که قهوه‌ت رو می‌خوری

01:07.750 --> 01:08.920
‫مناسبت‌ش چیه؟

01:09.000 --> 01:11.880
‫وای، سم. معلومه دیگه

01:11.960 --> 01:14.380
‫امروز قراره زبون باز کنی

01:14.788 --> 01:24.626
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:34.511 --> 01:35.511
‫« ماجراجویی‌های من با سوپرمن »
‫[فصل دوم، قسمت دوم]

01:36.943 --> 01:39.295
‫بابام هرجایی باشه، شک ندارم
‫والر زندونی‌ش کرده

01:39.320 --> 01:42.410
‫احتمالاً هم یه مقر جدید باشه،
‫چون قبلی رو خودت ترکوندی
‫[ماجراجویی با دوست‌دخترم]

01:42.450 --> 01:44.500
‫فقط باید ردّشون رو بزنیم

01:44.580 --> 01:46.870
‫کل شهر رو زیر و رو می‌کنیم

01:46.910 --> 01:49.630
‫اگه اینجا نباشه،

01:49.710 --> 01:53.800
‫حتماً توی یه سوراخ‌موشی مخفی‌ش کردن و
‫هیچوقت هم دیگه دست‌مون بهش نمی‌رسه

01:53.880 --> 01:55.920
‫امکان نداره همچین اتفاقی بیفته

01:55.970 --> 01:57.550
‫اون هم وقتی که لوئیس لین،

01:57.590 --> 01:59.590
‫بهترین روزنامه‌نگار تحقیقاتی دنیا
‫داره روی این پرونده کار می‌کنه

02:00.340 --> 02:02.680
‫مرسی، کلارک

02:02.760 --> 02:05.730
‫وقت نشد این مسئله رو باهات درمیون بذارم

02:05.770 --> 02:08.520
‫اما یه چیزی هست که می‌خواستم بهت بگم

02:08.600 --> 02:10.270
‫- لوئیس
‫- ببخشید...

02:10.310 --> 02:12.270
‫شما کلارک کنت و لوئیس لین هستید؟

02:12.310 --> 02:14.150
‫بله. کمکی از دست‌مون ساخته‌ست؟

02:14.230 --> 02:16.610
‫نه، اما سوپرمن می‌تونه

02:16.690 --> 02:18.490
‫می‌دونم باهاش دوستید

02:18.570 --> 02:20.360
‫میشه یه پیغام از طرف من بهش برسونید؟

02:21.280 --> 02:22.490
‫البته

02:22.580 --> 02:24.160
‫می‌خوای چی به سوپرمن بگم؟

02:24.240 --> 02:26.330
‫من بیلی‌ام، اینـم بابامه

02:26.410 --> 02:28.870
‫کتابدار افتخاری زندون استرایکره

02:28.960 --> 02:32.460
‫می‌گفت سرکارشون
‫یه خبرهایی شده

02:32.500 --> 02:34.420
‫که بقیه غیب‌شون میزنه

02:34.460 --> 02:36.760
‫بعدش هم دیگه خودش برنگشت خونه

02:36.800 --> 02:40.630
‫من نمی‌تونم پیداش کنم اما
‫سوپرمن هرکاری ازش برمیاد

02:40.680 --> 02:43.260
‫میشه ازش بخواید
‫پدرم رو پیدا کنه؟

02:43.720 --> 02:44.720
‫توروخدا؟

02:44.760 --> 02:46.470
‫حتماً، قول میدم

02:47.810 --> 02:49.100
‫خیلی ممنونم

02:49.140 --> 02:50.770
‫بهش بگید توی خونه منتظرشم

02:54.480 --> 02:56.780
‫ناپدید شدن مردم خیلی شبیه
‫به کارهای نیروهای ویژه‌ی ایکسه

02:56.820 --> 02:58.320
‫به جیمی میگم بیاد اونجا پیشمون

02:58.360 --> 02:59.820
‫پاشو بریم استرایکر

03:02.030 --> 03:03.490
‫معلومه که هستم!

03:03.530 --> 03:04.620
‫الان راه میفتم...

03:04.660 --> 03:06.240
‫به کجا چنین شتابان، اولسن؟

03:06.330 --> 03:08.160
‫وای، پری‌پری‌جون.
‫وقت واسه حرف زدن ندارم

03:08.240 --> 03:09.790
‫باید برم دیدن کلارک و لوئیس

03:09.830 --> 03:12.040
‫نخیر. باید به بخشت برسی

03:12.120 --> 03:13.250
‫فلیم‌برد

03:13.330 --> 03:14.420
‫تیمم چی میشه پس؟

03:14.500 --> 03:17.000
‫کلارک و لوئیس هم‌تیمی‌های تو نیستن

03:17.050 --> 03:18.960
‫با تیم فلیم‌برد آشنا شو

03:19.010 --> 03:20.420
‫یا فایر فلاک

03:20.510 --> 03:22.300
‫یا هرچیزی که شما بچه‌مچه‌ها بهش می‌گید

03:22.340 --> 03:25.100
‫آقای وایت،
‫من کارم تک‌نفره‌ست

03:25.180 --> 03:26.510
‫اولسن،

03:26.560 --> 03:28.970
‫لازمه به طور مرتب
‫هر روز ویدیو بذاریم

03:29.020 --> 03:32.140
‫کارمون روزانه‌ست توی دیلی‌پلنت

03:32.190 --> 03:35.310
‫تا حالا فلیم‌برد، یعنی تو،

03:35.360 --> 03:37.110
‫هیچی پست نذاشتی

03:37.190 --> 03:39.190
‫حالا استیو هست و
‫کارآموز جدیدها...

03:39.280 --> 03:41.280
که می‌تونن فیلم‌برداری کنن

03:41.360 --> 03:45.200
‫اینجوری به محتوایی می‌رسیم
‫که بتونیم بالأخره به ویکی رودست بزنیم

03:45.280 --> 03:47.740
‫رهاشون نکن

03:47.830 --> 03:48.990
‫فهمیدی؟

03:50.200 --> 03:51.750
‫بچه‌ها، انقدر گربه رو دنبال نکنید!

03:51.830 --> 03:54.710
‫آقای وایت، کارآموزها اصلاً
‫به حرف من گوش نمیدن

04:02.470 --> 04:04.470
‫می‌دونی، اینجور وقت‌هاست که...

04:06.600 --> 04:09.390
‫جیمی! جیمی! جیمی!

04:10.850 --> 04:13.310
‫جیمی گفت جایی گیر کرده و
‫ما بریم. پس...

04:13.390 --> 04:14.730
‫خیلی‌خب، اینجوری راه‌مون رو باز می‌کنیم

04:14.770 --> 04:16.900
‫من یه بیوۀ ثروتمند و دلربام

04:16.980 --> 04:18.980
‫تو هم بادیگارد جذاب منی...

04:19.070 --> 04:21.190
‫...که دلت رو بردم اما نمی‌تونی
‫احساساتت رو بروز بدی

04:21.240 --> 04:23.570
‫اومدم که به کتابخونه
‫کمک مالی کنم

04:23.610 --> 04:25.660
‫داخل که رفتیم، یه کلید کارتی
‫کِش میریم و در میریم!

04:25.740 --> 04:27.530
‫بادیگارد جذاب؟

04:27.580 --> 04:29.790
‫لوئیس، وقت واسه این کارها نداریم.
‫بیا طبق نقشۀ من پیش بریم

04:29.870 --> 04:32.540
‫خیلی‌خب، بگو ببینم نقشه‌ات... وای!

04:35.920 --> 04:39.460
‫آم، تا اینجا با نقشه‌ات مشکلی ندارم

04:41.050 --> 04:44.680
‫اینجا همون قسمتیـه
‫که کتابخونه توشه...

04:44.760 --> 04:47.640
‫ولی زندونی‌ها کجان؟

04:52.140 --> 04:54.440
‫کل اینجا خالیه

04:59.270 --> 05:01.320
‫وایسا ببینم، رنگ این دیوار خشک نشده

05:01.400 --> 05:02.820
‫همم

05:05.110 --> 05:06.360
‫یه دره...

05:10.160 --> 05:12.870
‫چالۀ... آسانسوره؟

05:12.950 --> 05:16.210
‫تَه نداره. خودم هم اصلاً نمی‌تونم
‫ببینم به کجا ختم میشه

05:16.290 --> 05:18.420
‫- ها؟
‫- نه

05:18.460 --> 05:20.090
‫مگه می‌دونی می‌خوام چیکار کنم؟

05:20.130 --> 05:22.170
‫بله. می‌خوای از چاله بپری پایین

05:22.250 --> 05:23.550
‫چی؟

05:23.630 --> 05:26.340
‫نه

05:26.430 --> 05:27.930
‫نه

05:27.970 --> 05:30.010
‫لوئیس، من... می‌تونم ببینم
‫که داری سمت‌ش میری

05:30.100 --> 05:32.430
‫ها؟ چی؟ نه!
‫عمراً اگه...

05:32.470 --> 05:35.140
‫وای نه، سُر خوردم!

05:39.810 --> 05:42.650
‫وای، واقعاً عاشق اینی که
‫از اینور و اونور بپری

05:42.690 --> 05:45.360
‫چون می‌دونم همیشه هستی
‫که منو بگیری، اسمال‌ویل

05:46.610 --> 05:48.570
‫بریم ببینیم تهِ این...

05:49.410 --> 05:50.870
‫چاله چیه

05:50.894 --> 05:55.894
‫ترجمه از «iredprincess»

06:16.890 --> 06:19.850
‫حق با من بود.
‫کار نیروهای ویژه‌ی ایکسه

06:26.440 --> 06:28.200
‫پشت دیوار رو نمی‌تونم ببینم

06:28.240 --> 06:31.070
‫یه چیزی دارن که جلوی
دید اشعۀ ایکسـم رو می‌گیره

06:32.370 --> 06:33.740
‫

06:36.750 --> 06:39.040
‫پس برگردیم سراغ نقشۀ خودم

06:40.960 --> 06:42.540
‫سلام، همکارهای عزیز

06:42.630 --> 06:46.630
‫شیفت من شده، برید خوش باشید!

06:49.090 --> 06:50.890
‫خیلی‌خب، جواب نداد

06:56.390 --> 06:57.680
‫نگاه کن، کلارک!

07:09.070 --> 07:10.070
‫فانوس اینجاست

07:12.450 --> 07:14.620
‫فانوس؟ کدوم فانوس؟

07:14.700 --> 07:16.290
‫می‌خواستم راجع به همین باهات صحبت کنم

07:16.370 --> 07:20.830
‫توی قطب جنوب، فهمیدم که
‫دخترعموم هم از کریپتون فرار کرده

07:20.920 --> 07:23.790
‫با اون فانوس،
‫می‌تونم پیداش کنم

07:23.880 --> 07:25.210
‫صبر کن، وایسا. آرومتر

07:25.250 --> 07:27.760
‫می‌خوای کریپتونی‌های بیشتری
‫رو بکشونی اینجا و...

07:27.840 --> 07:29.260
‫بعداً راجع‌بهش صحبت می‌کنیم

07:31.930 --> 07:34.760
‫وقت زیاده.
‫الان باید بابام رو نجات بدیم!

07:39.810 --> 07:40.690
‫

07:43.560 --> 07:48.150
‫دوست داری درمورد پناهگاه‌های مخفی‌ت
‫چی بهم بگی، سم؟

07:48.230 --> 07:51.900
‫به نفع خودت داری
‫باهام گپ می‌زنی؟

07:51.950 --> 07:55.320
‫بیخیال، مندی.
‫خودم این شگرد رو یادت دادم دیگه

07:55.410 --> 07:58.740
یک صدم از اون همه تکنولوژی‌ای
‫که لازم دارم الان دستمه

07:58.790 --> 08:02.830
‫می‌دونم که بیشترش رو مخفی کردی.
‫فقط بگو کجان

08:02.920 --> 08:05.130
‫اگه همه‌چیز تحت کنترلت بود،

08:05.170 --> 08:06.790
‫حتماً پیداش می‌کردی

08:06.840 --> 08:09.550
‫اگه همون‌قدری که وانمود می‌کردی
‫از سِمتت اطمینان خاطر داشتی،

08:09.630 --> 08:11.340
‫اصلاً مخفی‌ش نمی‌کردی

08:11.420 --> 08:14.470
‫یه کاردرست رو از صد فرسخی
‫تشخیص میدم

08:14.550 --> 08:17.220
‫درمورد بی‌عرضه‌هام صدق می‌کنه

08:17.300 --> 08:19.560
‫سر قطب جنوب هم
‫بی‌عرضه‌بازی درآوردید؟

08:21.060 --> 08:23.600
‫اون‌وقت از کجا خبردار شدی؟

08:23.640 --> 08:26.400
‫بیست ساله که این عملیات دست من بوده

08:26.480 --> 08:31.070
‫مختاری زندونیم بکنی
‫ولی من همیشه از همه‌چیز خبر دارم

08:31.150 --> 08:34.820
‫اگر هم چیزی ندونم،
رنگ رخسار خبر می‌دهد از سرّ درون

08:37.160 --> 08:41.750
‫نیروهای ویژه‌ی ایکس هنوز هم مال منه و
‫خودت خوب می‌دونی

08:42.620 --> 08:45.500
‫خیلی جذاب بود، سم

08:45.580 --> 08:48.420
‫با دخترت هم همینطوری
‫صحبت می‌کنی؟

08:50.000 --> 08:54.300
‫درسته. بیست سال تموم
‫همه‌چیز روی دست تو چرخیده و

08:54.340 --> 08:56.390
‫من پشت پرده بودم

08:56.470 --> 08:59.560
‫ولی همون‌طوری که می‌دونم
‫دوست داری قهوه‌ات چطوری باشه...

08:59.640 --> 09:01.350
‫بلدم خرد و خاکشیرت کنم

09:13.780 --> 09:16.570
‫والر فرستادتت؟
‫بهش بگو...

09:17.570 --> 09:20.870
‫بابا! اومدم نجاتت بدم!

09:20.910 --> 09:24.120
‫- نه!
‫- نترس، با سوپرمن اومدم!

09:26.710 --> 09:28.580
‫نه!

09:29.291 --> 09:32.395
‫خیلی‌خب رفقا،
‫کارمون فقط ویدیو ساختنه

09:32.420 --> 09:35.670
‫بیشتر کارهای یه ویدیو درمورد
‫پری‌های دریایی خلیج متروپلیس رو انجام دادم...

09:35.720 --> 09:37.800
‫پری دریایی دیگه خبرش سوخته!

09:37.890 --> 09:42.560
‫اولسن، یه فرصتی هست که می‌تونیم
‫معیارهامون رو ده برابر تغییر بدیم

09:42.640 --> 09:44.520
‫توی یه کلمه...

09:44.560 --> 09:46.230
‫- قایق تفریحی
‫- چی؟

09:46.270 --> 09:48.020
‫تصور کن

09:48.060 --> 09:51.230
‫ماجراجویی دریایی متروپلیس
‫با بازی سرزنده‌ترینِ خبرگزاری‌ها...

09:51.320 --> 09:53.230
‫وای! من عاشق قایقـم

09:53.320 --> 09:54.820
‫همین چند وقت پیش
‫اردو رفته بودیم لنگرگاه...

09:54.900 --> 09:56.570
‫به ناخدای قایقم زنگ می‌زنم،
‫یه قایق باری جور می‌کنیم...

09:56.610 --> 09:58.200
‫...با بیگ‌وردز و گبی اما...

09:58.240 --> 10:01.240
‫...یه سریال کامل با حضور من
‫توی دریاهای آزاد می‌سازیم

10:01.280 --> 10:04.250
‫...والیبال بازی می‌کنیم.
‫باید ویدیوی والیبالی بسازیم!

10:04.330 --> 10:05.580
‫هی! باید طبق چشم‌انداز پیش بریم

10:05.660 --> 10:07.420
‫چشم‌اندازشم قایق تفریحیه!

10:07.460 --> 10:09.000
‫- هم وسیلۀ نقلیه‌ست و هم سبک زندگیه، فلیپ!
‫- باید دیدمون رو وسیع کنیم!

10:09.080 --> 10:10.420
‫- حماسیه!
‫- حماسی!

10:10.460 --> 10:12.750
‫- کی دیگه والیبال بازی می‌کنه!
‫- والیبال! والیبال!

10:12.904 --> 10:15.185
‫« پیامک به کلارک کنت تحویل داده نشد »

10:16.260 --> 10:18.380
‫باید به عنوان یه تیم،
‫با همدیگه اخت بگیریم

10:18.430 --> 10:20.720
‫اون هم چی بهتر از اینکه دسته‌جمعی بریم اردو

10:20.760 --> 10:24.100
‫اون هم یه جایی مثل... نمی‌دونم،
‫مثل زندون استرایکر!

10:24.140 --> 10:26.230
‫گربه رو هم می‌تونیم بیاریم؟

10:26.270 --> 10:29.650
‫همۀ اعضای تیم رو بیارید.
‫همه بیان پری دیگه عصبانی نمیشه!

10:29.730 --> 10:30.860
‫بریم!

10:34.480 --> 10:37.900
‫بابا، بجنب! داری سرعت
‫تیم نجاتت رو کم می‌کنی ها

10:37.950 --> 10:39.530
‫چون نباید می‌اومدید اینجا!

10:39.610 --> 10:41.870
‫چطور حاضر شدید
‫همچین ریسکی بکنید؟

10:41.950 --> 10:43.990
‫خب، ناسلامتی دزدیدنت ها!
‫مجبور می‌شدم نمایش راه بندازم یا...

10:44.080 --> 10:46.790
‫پس هول‌‌هولکی وارد عمل شدید،
‫بدون اینکه بدونید طرف مقابل‌تون کیه و چیه؟

10:46.830 --> 10:48.620
از جونتون سیر شدید؟

10:48.660 --> 10:52.880
‫یا که این فقط از عواقب
‫این نقشۀ کاملاً احمقانه بوده؟

10:52.960 --> 10:55.050
‫جناب. لوئیس نگران شما بود

10:55.130 --> 10:57.090
‫چرا این فضایی رو آوردی اینجا؟

10:57.130 --> 10:59.050
‫اون خل‌وچله کجاست؟ کنت!

10:59.130 --> 11:01.470
‫چجور دوست‌پسریه که گذاشته
‫تنهایی پا شی بیای اینجا؟

11:01.550 --> 11:03.180
‫کلارک... مشغله داشت!

11:03.260 --> 11:05.640
‫سوپرمن کمکم کرد پیدات کنم

11:05.720 --> 11:08.060
‫دلم نمی‌خواست پیدام کنی

11:08.140 --> 11:11.810
‫من و مندی حرف همدیگه رو می‌فهمیم،
‫ما با هم پیشینه داریم

11:11.900 --> 11:13.730
‫تو نمی‌دونی اینجا چه خبره، لوئیس

11:13.810 --> 11:15.980
‫همه‌چیز تحت کنترلمه

11:16.030 --> 11:21.240
‫در کمال احترام باید بگم وقتی توی یه
‫چهاردیواری حبس شدید نشون میده که چیزی تحت کنترل‌تون نیست

11:21.320 --> 11:23.990
‫بابا، یه لحظه صبر کن

11:24.030 --> 11:27.240
‫وقتی اومدیم نجاتش بدیم،
‫انقدر باهاش کل کل نکن!

11:27.330 --> 11:31.170
‫من؟ لوئیس، اون من رو دزدید.
‫عملاً قدم اول رو خودش برداشت

11:31.250 --> 11:33.960
‫خداوکیلی الان می‌خوای
‫سر این موضوع باهام بحث کنی؟

11:34.000 --> 11:35.960
‫ببین، من ذهنم بیشتر درگیر
‫پیدا کردن پدر بیلی‌ـه

11:36.000 --> 11:37.670
‫بعدشم هنوز هم باید فانوس رو پیدا کنیم...

11:37.710 --> 11:39.010
‫مطمئن نیستم!

11:39.630 --> 11:41.800
‫چی؟

11:41.840 --> 11:44.850
‫خودت گفتی فانوس
‫واسه روز صفره

11:44.930 --> 11:48.520
تهاجم ناموفقی بود، کلارک

11:48.600 --> 11:51.230
‫ما هم چیزی درمورد
‫دخترعموت نمی‌دونیم و...

11:51.310 --> 11:52.690
‫پدرم گفت...

11:52.730 --> 11:55.360
‫بیا بریم بابای بیلی رو پیدا کنیم و
‫هردوشون رو از اینجا ببریم بیرون

11:56.730 --> 11:59.650
‫بابا؟ بابا!

11:59.690 --> 12:03.160
‫آخه چطوری لین تونسته دقیقاً
‫بعد از اینکه من از اونجا رفتم، از سلول‌ش خارج بشه؟

12:03.200 --> 12:05.530
‫بیست و دو سال تموم
‫مدیر اینجا بوده

12:05.620 --> 12:08.540
‫احتمالاً راه مخفی‌هایی رو بلده
‫که ما ازشون خبر نداریم

12:08.580 --> 12:12.420
‫اینجا نه. من اینجا رو ساختم...

12:12.500 --> 12:13.790
‫ژنرال!

12:13.870 --> 12:15.960
‫نگران نباش، بسپرش به من

12:18.590 --> 12:19.880
‫می‌بینی، مندی؟

12:19.960 --> 12:21.550
‫بدون من نمی‌تونی
‫این عملیات رو از پیش ببری

12:21.630 --> 12:25.010
‫هنوز هم می‌تونیم دو نفری
‫از این سیاره محافظت کنیم

12:25.050 --> 12:27.220
‫تا وقتی‌که حرف اول رو تو بزنی؟

12:27.300 --> 12:29.010
‫شرمنده، سم

12:29.060 --> 12:31.480
‫من دیگه با اون قوانین پیش نمیرم

12:37.190 --> 12:38.570
‫چی؟

12:38.650 --> 12:40.900
‫از اونجایی که به وضوح گفتی
‫که نمی‌تونم کنترلت کنم،

12:40.940 --> 12:42.740
‫مجبور میشم حذفت کنم

12:42.820 --> 12:45.240
‫مأمور مارتین، بفرمایید

12:49.490 --> 12:51.580
‫آخه کیه که نخواد نجات پیدا کنه؟

12:51.660 --> 12:54.460
‫یه آدم خودبینی که عادت داره
‫همیشه حرف خودش رو به کرسی بنشونه

12:54.540 --> 12:56.130
‫خیلی‌خب، می‌دونم آبتون توی یه جوب نمیره

12:56.210 --> 12:58.040
‫ولی میشه منطقی باهاش
‫برخورد کنی و فقط...

12:58.090 --> 13:01.710
‫لوئیس، من واقعاً دارم منطقی پیش میرم.
‫واسه همینه که الان اینجام دیگه

13:01.760 --> 13:03.130
‫پس چرا ناراحتی؟

13:04.430 --> 13:08.180
‫از طرز برخوردش با تو ناراحتم

13:08.260 --> 13:12.100
‫تو فوق‌العاده‌ای و کاری می‌کنه
‫احساس حقارت کنی

13:12.180 --> 13:14.600
‫من آدم کینه‌ای‌ای نیستم
‫اما نمی‌تونم بخاطر همچین چیزی ازش بگذرم

13:15.940 --> 13:17.900
‫لوئیس!

13:17.940 --> 13:21.360
‫فرار کن! از اینجا برید! یالا!

13:35.620 --> 13:36.830
‫باید کاری کنیم که گم‌مون کنه!

13:36.920 --> 13:38.460
‫به نظرت داریم چیکار می‌کنیم، بابا؟

13:38.540 --> 13:39.420
‫سفت بچسبید!

13:52.100 --> 13:54.730
‫نیروهای ویژه‌ی ایکس با این آدم‌ها چیکار داره؟

13:54.810 --> 13:57.480
‫نمی... نمی‌دونم.

13:57.520 --> 14:00.440
‫روحمم خبر نداره
‫اینجا کجاست

14:00.480 --> 14:03.030
‫سوپرمن؟

14:03.110 --> 14:05.320
‫نگران نباشید، جناب.
‫از طرف بیلی اومدیم

14:05.400 --> 14:07.030
‫می‌تونی بهمون بگی چی شده؟

14:07.110 --> 14:09.820
‫داشتم توی کتابخونه
نزدیک بند سی کار می‌کردم

14:09.910 --> 14:13.370
‫همه‌چیز روال بود تا اینکه دیدم
‫چند تا از زندونی‌ها ناپدید شدن

14:13.450 --> 14:15.120
‫اکثراً مجرمین غیرخشونتی هستن

14:15.160 --> 14:17.250
‫که نمی‌تونن وثیقه بذارن

14:17.330 --> 14:20.460
‫بعد از اینکه پرس و جو کردم،
‫بیدار که شدم دیدم اینجام

14:20.500 --> 14:22.380
‫گفتن کسی نمیاد سراغ‌مون

14:22.460 --> 14:24.840
‫چون بود و نبود این مردم
برای کسی مهم نیست

14:24.920 --> 14:26.380
‫روشون آزمایش انجام می‌دادن

14:26.470 --> 14:28.970
‫با تکنولوژی‌های عجیب و غریب ور میرن

14:29.010 --> 14:32.140
‫آدم‌ها رو دارن
‫تبدیل می‌کنن به تسلیحات متحرک

14:32.180 --> 14:35.850
‫مثل همون بلایی که سرِ
‫«لایووایر» اومد، اما این یکی عمدیه

14:35.890 --> 14:38.270
‫مأموری که توی قطب جنوب باهات جنگید،

14:38.310 --> 14:41.520
‫حتماً دارن تکنولوژی کریپتونی رو
‫روی این مردم آزمایش می‌کنن،

14:41.560 --> 14:44.730
‫بعدش هرچیزی که جواب بده رو
‫روی سربازهاشون استفاده می‌کنن

14:44.820 --> 14:45.940
‫دیگه تموم شد

14:50.910 --> 14:52.870
‫باورم نمیشه

14:52.910 --> 14:55.330
‫چطور تونستی با شهروندها
‫این کار رو بکنی؟

14:55.370 --> 14:57.460
‫خیلی راحت

14:57.540 --> 15:01.000
‫کاری که لازمه رو انجام میدم،
‫بعد بابت خدماتشون به ایالات متحدۀ

15:01.040 --> 15:03.630
‫آمریکا قدردانی می‌کنم

15:04.880 --> 15:06.300
‫مأمور مارتین؟

15:15.310 --> 15:18.640
‫یالا! همه برید بیرون!
‫برید، برید، برید!

15:26.610 --> 15:29.360
‫برید دنبال سوژه‌های آزمایشی

15:29.400 --> 15:33.070
‫مأمور مارتین به حساب سوپرمن می‌رسه

15:33.160 --> 15:35.950
‫نه! می‌دونستم این اتفاق
‫همین امروز میفته!

15:38.910 --> 15:40.500
‫ظاهراً داستان‌مون رو پیدا کردیم

15:40.580 --> 15:44.920
‫نخیر، عمراً اگه بذارم چهار تا
‫کارآموز برن تو دل شعله‌های جهنم

15:45.000 --> 15:46.380
‫شما همینجا می‌مونید

15:46.420 --> 15:47.960
‫باور نمیشه دارم این حرف رو می‌زنم

15:48.050 --> 15:50.970
‫ولی گفته بودی یه ناخدای کشتی می‌شناسی، آره؟

15:59.980 --> 16:01.640
‫فانوس!

16:01.730 --> 16:06.230
‫هی، مرد پولادین، روحت
‫هم خبر نداره با چی درافتادی

16:07.070 --> 16:09.490
‫طوری طراحی شدم
‫که تو رو شکست بدم

16:09.570 --> 16:13.320
‫طوری طراحی شدم
‫که تو رو نابود کنم

16:17.490 --> 16:20.910
‫خودت رو بی‌مصرف بدون

17:17.430 --> 17:19.850
‫یه بن‌بست دیگه، سَم

17:22.980 --> 17:24.730
‫نمی‌تونی همچین کاری کنی

17:24.810 --> 17:28.230
‫برخلاف قوانین و اصول اخلاقی‌مونه!

17:28.310 --> 17:31.150
‫ببین، بخاطر همینه که گذاشتم لایووایر

17:31.190 --> 17:33.400
‫و بقیۀ زندونی‌ها فرار کنن

17:33.490 --> 17:36.660
‫بخاطر همین چک‌میت تونست
‫چیزی که من دیدم رو ببینه

17:36.700 --> 17:39.240
‫که زیادی برای رهبری ما،
‫نازک‌دل بودی

17:39.700 --> 17:40.870
‫تو...

17:40.950 --> 17:42.870
‫این مأموریت رو خراب کردی

17:42.910 --> 17:44.660
‫من رو خراب کردی

17:44.710 --> 17:48.250
‫مشکلت اینه که فکر می‌کنی
‫هردوشون مثل همدیگه‌ان

17:48.330 --> 17:51.800
‫مأموریت امن نگه‌داشتن کرۀ زمینـه

17:51.880 --> 17:55.670
‫پس اگه نیاز باشه گروهی از مردم بمیرن
‫تا بشریت نجات پیدا کنه...

17:56.720 --> 17:58.220
‫خب پس، به درک

18:00.350 --> 18:03.890
‫ویلسون، نباید اجازه بدی
‫همچین اتفاقی بیفته

18:03.970 --> 18:06.140
‫این مسئله فرای من و شماست!

18:06.230 --> 18:09.020
‫باید میذاشتی خودم شانسم رو امتحان کنم، لین

18:11.020 --> 18:11.900
‫ها؟

18:13.230 --> 18:16.950
‫هی! این طرف!
‫هی! لوئیس! من اینجام!

18:17.030 --> 18:17.910
‫بکشیدشون!

18:19.410 --> 18:20.620
‫دهنت صاف، سوپرمن

18:27.580 --> 18:29.630
‫- لوئیس!
‫- قایق گرفتیم!

18:29.710 --> 18:31.170
‫همه بپرید!

18:40.090 --> 18:41.720
‫چی؟

19:02.740 --> 19:05.120
‫- حالت خوبه؟
‫- آره. تو چی؟

19:05.200 --> 19:06.580
‫آره

19:06.620 --> 19:09.040
‫آم، یه چیزی هست که
‫باید درموردش صحبت کنیم

19:09.120 --> 19:13.130
‫کلارک، چیزی نیست. شرمنده
‫که داشتم باهات بحث می‌کردم

19:13.170 --> 19:14.460
‫بیا...

19:15.670 --> 19:16.880
‫بعداً درموردش صحبت کنیم، خب؟

19:18.420 --> 19:20.720
‫باشه. باشه برای بعد

19:23.720 --> 19:26.140
‫حاضر بود به مردم عادی آسیب برسونه

19:26.180 --> 19:30.690
‫فکر می‌کردم می‌دونستم مأموریت چیه،
‫آدم‌های دوروبرم رو می‌شناسم...

19:31.400 --> 19:32.900
‫چی ساختم من؟

19:34.150 --> 19:36.320
‫حدأقل الان می‌دونم باید چیکار کنم

19:36.400 --> 19:38.570
‫آفتابی نشم و
‫از جامعه دور شم

19:44.870 --> 19:46.660
‫بیا پیش من بمون

19:49.500 --> 19:52.920
‫هویت‌م لو رفته، لوئیس.
‫نمی‌تونم روی تو قمار کنم

19:56.170 --> 19:57.210
‫فهمیدم!

19:57.300 --> 19:58.920
‫می‌تونی پیش کلارک و جیمی بمونی

19:59.010 --> 20:01.680
‫اینجوری من توی خطر نمیفتم،
‫اما نزدیکم هم می‌مونی!

20:01.720 --> 20:04.350
‫آم، خب، من...

20:04.430 --> 20:06.260
‫خوبه انگار

20:06.350 --> 20:10.020
‫اینجوری کنت می‌تونه
‫تنها گذاشتن دخترم توی این معرکۀ

20:10.060 --> 20:12.600
‫خطرناک رو جبران کنه

20:12.690 --> 20:14.690
‫محشره، پس برنامه جور شد

20:18.860 --> 20:20.700
‫کاری کردی
‫مأموریت فوق محرمانه‌مون

20:20.780 --> 20:22.700
‫تیتر اول خبرگزاری‌ها بشه

20:22.740 --> 20:26.700
‫دیگه تکرار نمیشه.
‫همه‌چیز تحت کنترلمه

20:26.780 --> 20:29.620
‫لین هم همین حرف رو زده بود.
‫دوباره قراره اون داستان تکرار بشه، والر؟

20:29.700 --> 20:34.040
‫خودت رو جمع و جور کن.
‫تو تنها گزینۀ مناسب برای رهبری این گروه نیستی

20:52.230 --> 20:56.110
‫شرمنده زودتر از این‌ها
‫نرسیدم خدمتتون، ژنرال والر

20:56.190 --> 21:00.070
‫دوست دارم بدونم کی هستی اما
‫برام جالبه بدونم از کجا پیدامون کردی

21:00.150 --> 21:02.950
‫و اینکه چطوری این کار رو کردی

21:03.030 --> 21:05.280
‫من همونی‌ام که لباس پاراسایت رو ساخته

21:05.360 --> 21:07.620
‫دستیار آیوو بودم...

21:07.700 --> 21:09.410
‫و روی این تکنولوژی کار کردم

21:09.490 --> 21:11.080
‫تکنولوژی شما

21:11.120 --> 21:12.790
‫من باب پیدا کردنتون هم

21:12.870 --> 21:15.880
‫ردیابی کردن اینکه تکنولوژی
مال کجاست، کار آسونی بود

21:15.920 --> 21:17.330
‫حالا هم که اینجاییم

21:17.420 --> 21:19.670
‫یکی بهم گفت برای
‫رسیدن به آینده‌ای که می‌خوام،

21:19.750 --> 21:21.760
‫باید خودم مسیرم رو هموار کنم

21:21.840 --> 21:24.220
‫بنابراین برنامه‌م هم همینه

21:24.260 --> 21:27.890
‫می‌خوام کمکت کنم تا از زمین در مقابل
‫هرگونه تهدیدی که وجود داره، محافظت کنی

21:27.930 --> 21:31.350
‫فضایی‌ها و سوپرمن

21:32.560 --> 21:34.640
‫ژنرال! مقاومت‌مون شکسته،
‫من دارم...

21:34.730 --> 21:36.850
‫چهل و پنج ثانیه دیر رسیدی، ویلسون

21:36.940 --> 21:41.110
‫وقتی که عقب مونده بودی،
‫این مرد جوان ترتیب آیوو رو داد

21:43.440 --> 21:45.950
‫- اسمت چیه؟
‫- ال...

21:48.450 --> 21:54.160
‫لکس. لکس لوتر.
‫دانشمند ارشد جدیدتون

21:54.250 --> 21:59.170
‫بسیارخب، لکس.
‫آخرین سوالم رو هم می‌پرسم

21:59.250 --> 22:01.130
‫قهوه‌ات رو چطوری می‌خوری؟

22:01.154 --> 22:21.154
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
