WEBVTT

00:10.780 --> 00:12.780
m 1103 8 l 1903 8 1903 271 1103 271

00:10.780 --> 00:12.780
m 21 6 l 758 6 758 270 21 270

00:10.780 --> 00:12.780
‫آیا گذشته‌ی من حرف آینده‌ی خودشو باور می‌کنه؟ اگه فقط روح و ذهنم به گذشته برگــرده،
‫چطور با سیلفی و روکسی روبه‌رو بشم؟ می‌خوام دوباره ببینمشون، وقت بیشتری باهــاشون
‫بگذرونم. می‌خوام بهشون بگم منو ببخشن. اما طاقت اینو ندارم که منی که الان این شکلی
‫شدم، جای اون منِ روزهای خوش رو بگیره. باید آزمایش‌های بیشتری انجام بدم؟ یه حـسـی
‫بهم می‌گه نباید این کارو بکنم. نمی‌دونم پـــارادوکـــس زمانی چه عواقبی داره. فرض کنیم
‫چند روز برم به گذشته. شاید فقط هوشیاریم برگرده و خاطراتم توی این دنیا جا بمونه.

00:10.780 --> 00:12.780
‫اون‌وقت برای همیشه توی یه چرخه‌ی بی‌مــعــنی گیر میفتم، حتی بدون اینکه بتونم
‫بمیرم. اگه قراره این ریسکو به جون بخرم، حداقل ترجیح می‌دم یه بار دیگه سـیلفی
‫و روکسی رو ببینم، حتی شده— نه، بیخیـال. دیگه سر چیزای نامعلوم عذاب وجدان
‫نمی‌کشم. به‌هرحال چیزی برام نمونده. نتونستم به هیچی برسم. فقط اکسیژن حروم
‫کردم. حالا مگه چی می‌شه اگه شکست بخورم و تاوان داشته باشه؟ به درک، بذار هـر
‫چی می‌خواد بشه. ولی اگه موفق بشم، شاید بتونم حال هیتوگامی رو حسابی بگیرم.

00:12.800 --> 00:22.800
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:22.830 --> 00:32.830
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:34.690 --> 00:36.210
‫ر ــ رودی.

00:36.930 --> 00:39.560
‫چیزی شده...؟ حالت خوبه؟

00:45.440 --> 00:47.410
‫ر ــ رودی؟

00:54.280 --> 00:57.160
‫می‌دونستم، حالت خوب نیست پس.

00:57.790 --> 01:00.350
‫من همیشه این‌جام تا آرومت کنم.

01:01.290 --> 01:06.020
‫سیلفی دل به این بزرگی داره،
‫اون‌وقت منِ آینده باز بهش خیانت می‌کنم.

01:06.790 --> 01:08.920
‫سیلفی، شرمنده‌تم.

01:08.920 --> 01:15.310
‫می‌دونی... اگه یه روز حالم خیلی خراب بود،
‫ممکنه برگردم حرف‌های خیلی زشتی بهت بزنم.

01:15.980 --> 01:17.930
‫این حرفا چیه یهو می‌زنی؟

01:17.930 --> 01:21.140
‫ولی خواهش می‌کنم... هیچ‌وقت تنهام نذار و نرو.

01:22.480 --> 01:28.420
‫اگه همچین اتفاقی بیفته، شاید منم
‫باهات سرسنگین بشم و کارمون به دعوا بکشه.

01:32.730 --> 01:35.940
‫اما همیشه می‌تونیم دوباره باهم آشتی کنیم، مگه نه؟

01:37.600 --> 01:39.390
‫معلومه که می‌تونیم.

01:39.950 --> 01:43.000
‫آره... همیشه می‌تونیم آشتی کنیم.

03:11.590 --> 03:18.970
Translation & TypeSetting: Tenshi Hunter & Dawn

03:25.710 --> 03:29.750
‫روکسی، این اواخر تغییر یا حس عجیبی توی خودت حس نکردی؟

03:29.750 --> 03:32.950
‫توی کمال سلامتم. چطور مگه؟

03:33.850 --> 03:39.220
‫همین‌طوری... فقط داشتم فکر می‌کردم
‫چقدر دلم می‌خواد عمر طولانی‌ای داشته باشی.

03:39.220 --> 03:44.350
‫با توجه به طول عمر نژادمون، احتمالاً بیشتر از تو عمر می‌کنم.

03:44.350 --> 03:47.650
‫واسه همین باید تا می‌تونی به پای من پیر شی، رودی.

03:47.650 --> 03:48.960
‫معلومه.

03:50.720 --> 03:52.710
‫جفتشون هنوز زنده‌ان.

03:53.170 --> 03:56.580
‫به هر قیمتی که شده باید جلوی سرنوشتِ اون دفترچه خاطرات رو بگیرم.

03:57.920 --> 04:01.290
‫یادم اومد توی اتاقم یه کاری دارم که باید برم سراغش.

04:01.290 --> 04:03.760
‫باشه. هرکاری هست موفق باشی.

04:07.870 --> 04:10.710
‫به‌نظرت رودی امروز یکم عجیب رفتار نمی‌کنه؟

04:10.710 --> 04:11.750
‫آره.

04:12.230 --> 04:16.800
‫ولی معمولاً سعی می‌کنه درد و غمش رو تو خودش بریزه.

04:17.910 --> 04:22.240
‫بهتره دخالت نکنیم، اما هروقت بهمون احتیاج داشت آماده‌ی کمک باشیم.

04:22.680 --> 04:23.410
‫اوهوم...

04:23.730 --> 04:25.990
دفترچه خاطرات

04:23.730 --> 04:25.990
رودئوس گری‌رت

04:24.200 --> 04:25.080
‫موافقم.

04:27.990 --> 04:30.340
‫سه تا کار هست که باید انجام بدم:

04:30.750 --> 04:32.350
‫مشورت با ناناهوشی،

04:32.820 --> 04:36.120
‫بی‌اعتمادی به هیتوگامی... ولی باهاش دشمنی نکنم،

04:36.640 --> 04:39.050
‫و اینکه به اریس نامه بنویسم.

04:42.490 --> 04:44.720
‫فکر کنم اول از همه برم سراغ نامه.

04:45.050 --> 04:49.240
‫به اولین عشقم... کسی که دوستش داشتم،

04:49.240 --> 04:52.720
‫و همون کسی که بی‌خبر ولم کرد و رفت.

04:53.670 --> 04:56.500
‫به کسی که حسابی بهش حس متناقض و پیچیده‌ای دارم.

05:02.190 --> 05:06.060
‫اول با سیلفی و روکسی در میون می‌ذارم و بعد این نامه رو می‌فرستم.

05:07.480 --> 05:08.860
‫داداشی!

05:09.060 --> 05:10.940
‫غذا حاضره!

05:11.530 --> 05:12.740
‫اومدم!

05:12.980 --> 05:14.410
‫بیا باهم بخوریم!

05:14.410 --> 05:16.970
‫دختر، صورتت سسی شده.

05:19.300 --> 05:20.510
‫مرسی.

05:20.960 --> 05:26.480
‫ظاهراً آیشا هرچقدرم به خاک سیاه بشینم باهام می‌مونه.

05:27.730 --> 05:30.780
‫آیشا، چیزی هست که این روزا دلت بخواد؟

05:30.780 --> 05:32.980
‫ها؟ این حرفا چیه یهو می‌زنی؟

05:32.980 --> 05:37.760
‫نکنه می‌خوای بهم رشوه بدی تا شورت‌های
‫آبجی سیلفی و آبجی روکسی رو برات کش برم؟!

05:37.760 --> 05:40.850
‫باشه، باشه. خب، بیا بریم غذا بخوریم.

05:40.850 --> 05:41.980
‫چــــــشـــــم.

05:46.420 --> 05:50.060
‫امروز همه‌چی یه مزه‌ی فوق‌العاده‌ای می‌ده.

05:50.750 --> 05:52.360
‫عــا... نورن.

05:52.360 --> 05:53.470
‫جانم؟

05:53.470 --> 05:55.630
‫اوضاع مدرسه چطوره؟

05:55.630 --> 06:00.010
‫درس و شمشیرزنیم هنوز کار داره، ولی توی شورا تمام تلاشمو می‌کنم.

06:00.010 --> 06:01.210
‫که این‌طور.

06:01.640 --> 06:03.760
‫مشکلی پیش اومد حتماً بهم بگو.

06:03.760 --> 06:04.730
‫چشم.

06:06.620 --> 06:09.920
‫ارباب رودئوس، غذا به مذاقتون خوش نیومد؟

06:10.310 --> 06:13.730
‫برعکس، حتی از همیشه هم خوشمزه‌تر شده بود.

06:13.730 --> 06:16.000
‫خوشحالم که این‌طور فکر می‌کنید.

06:16.000 --> 06:20.540
‫آیشا امروز صبح حسابی سنگ تموم گذاشت تا حال و هواتون عوض بشه.

06:28.400 --> 06:33.360
‫حداقلش، باید به‌خاطر این خانواده‌ی
‫مهربون هم که شده... خودمو سرپا نگه دارم.

06:39.770 --> 06:43.670
‫سیلفی، روکسی. ممنونم که اومدین.

06:44.430 --> 06:49.170
‫چیزه... روکسی، این اواخر چیزی نگرانت نکرده یا مشکلی نداشتی؟

06:49.610 --> 06:53.040
‫یه مسئله‌ای هست که ذهنمو مشغول کرده،

06:53.040 --> 06:55.920
‫ولی قبل از اینکه بگم می‌خوام اول ازش مطمئن بشم.

06:57.010 --> 06:58.860
‫بی‌صبرانه منتظرم بشنومش.

06:59.280 --> 07:02.820
‫سیلفی، واسه تو چی؟ چیزی اذیتت نکرده؟

07:02.820 --> 07:08.760
‫نه. البته اگه پنهان‌کاری‌های شوهرم رو در نظر نگیریم.

07:10.090 --> 07:12.430
‫اوه... معذرت می‌خوام.

07:15.380 --> 07:18.690
‫دقیقاً واسه همین بود... که خواستم با جفتتون صحبت کنم.

07:21.460 --> 07:27.400
‫چندوقت پیش، با یه‌جور فرزند متبرک روبه‌رو شدم... که آینده رو می‌دید.

07:27.950 --> 07:32.490
‫بهم گفت یه نفر برای خانواده‌مون دندون تیز کرده و نقشه کشیده.

07:32.490 --> 07:34.750
‫می‌تونم بپرسم چرا؟

07:34.750 --> 07:36.350
‫نمی‌دونم.

07:36.350 --> 07:39.060
‫ولی توی بدترین حالت، قراره کشته بدیم.

07:40.740 --> 07:43.230
‫می‌شه به این حرف اعتماد کرد؟

07:43.230 --> 07:46.090
‫راست می‌گه. شاید توهم زدی و داری بزرگش می‌کنی.

07:46.370 --> 07:50.350
‫راستش، با خیلی از چیزایی که حس می‌کردم
‫جور درمیاد، واسه همین تقریباً مطمئنم.

07:50.890 --> 07:52.600
‫که این‌طور.

07:54.390 --> 07:56.750
‫خیلی‌خب. حرفتو باور می‌کنم.

07:57.860 --> 08:02.040
‫ولی... بازم قراره سر از یه جای خطرناک در بیاری، مگه نه؟

08:02.040 --> 08:04.180
‫شاید کار به اون‌جا هم بکشه.

08:04.580 --> 08:07.700
‫اصلاً از این موضوع خوشم نمیاد.

08:12.660 --> 08:14.080
‫می‌فهمم چی می‌گی.

08:14.470 --> 08:18.970
‫تا وقتی نیستی، خودم حواسم به خانواده هست و ازشون محافظت می‌کنم.

08:18.970 --> 08:20.750
‫روکسی، تو مشکلی نداری؟

08:20.750 --> 08:22.520
‫اگه بلایی سر خانواده بیاد...

08:22.520 --> 08:25.510
‫حال رودی خیلی بدتر از این می‌شه که سر خودش بیاد.

08:25.950 --> 08:27.350
‫ولی...

08:27.350 --> 08:32.730
‫البته که منم قرار نیست دست روی دست
‫بذارم و رفتنش توی دهن شیر رو تماشا کنم.

08:33.480 --> 08:39.760
‫اگه ببینیم اوضاع زیادی خطرناکه،
‫اون موقع خودمون می‌ریم به دادش می‌رسیم.

08:41.460 --> 08:43.030
‫درست می‌گی.

08:43.640 --> 08:46.140
‫باشه. منم قبول می‌کنم.

08:46.140 --> 08:50.190
‫نمی‌خوام رودی موقع انجام کارش نگران این‌جا باشه.

08:53.050 --> 08:57.670
‫کاری که فکر می‌کنی درسته رو بدون اینکه نگران پشت‌سرت باشی انجام بده.

08:58.040 --> 08:59.670
‫خیلی ازتون ممنونم.

09:01.630 --> 09:04.680
‫خب... یه موضوع دیگه هم هست.

09:05.370 --> 09:08.490
‫درست نمی‌دونم چطور باید توضیحش بدم.

09:08.490 --> 09:10.950
‫مسئله‌ی مهمیه؟

09:12.590 --> 09:14.800
‫کاملاً مطمئن نیستم،

09:16.180 --> 09:19.950
‫ولی ممکنه یه زنِ دیگه هم بهمون اضافه بشه.

09:24.830 --> 09:27.200
‫کی؟ ناناهوشی؟

09:27.420 --> 09:29.690
‫نه، ناناهوشی نیست.

09:31.580 --> 09:33.340
‫اسمش اریسه.

09:33.340 --> 09:34.800
‫اریس...

09:37.090 --> 09:41.410
‫مگه همون نبود که باعث شد اون بیماری رو بگیری؟

09:41.410 --> 09:42.390
‫خب...

09:43.400 --> 09:44.470
‫درسته.

09:44.960 --> 09:47.850
‫اون‌وقت هنوزم همچین آدمی رو دوست داری؟

09:47.850 --> 09:50.110
‫الان شماها رو خیلی بیشتر دوست دارم.

09:52.890 --> 09:57.860
‫پس... یعنی بعد از اینکه ولت کرد و رفت،
‫حالا می‌خواد برگرده و همه‌چی رو درست کنه؟

09:57.860 --> 10:03.360
‫خب، به نظر میاد در مورد قضیه‌ی ول کردن
‫و رفتنش... من زود قضاوت کرده بودم.

10:04.980 --> 10:08.760
‫ولی قبل از ازدواجمون خیلی داغون و افسرده بودی.

10:09.370 --> 10:13.070
‫خیلی خشن‌تر و پرخاشگرتر از الان به نظر می‌رسیدی.

10:13.070 --> 10:16.380
‫نمی‌خوام دوباره اون حال و روز بهت دست بده.

10:17.690 --> 10:19.300
‫ممنونم.

10:19.300 --> 10:21.790
‫منم تا همین چندوقت پیش دقیقاً همین حس رو داشتم.

10:22.320 --> 10:26.030
‫اما درست به‌خاطر همینه که می‌خوام با اریس روبه‌رو بشم.

10:27.120 --> 10:31.030
‫ظاهراً تمام این‌مدت داشته به‌خاطر من تمرین می‌کرده و عذاب می‌کشیده.

10:31.450 --> 10:36.310
‫اگه با وجود همه‌ی اینا پسش بزنم،
‫نگرانم همون بلایی که سر من اومد سر اونم بیاد.

10:37.150 --> 10:38.420
‫رودی...

10:40.120 --> 10:46.200
‫اوهوم. می‌فهمم بعد از این‌همه تلاش کردن، پس‌زده شدن چقدر دردناکه.

10:46.810 --> 10:50.780
‫توی بوئنا خودِ منم کلی تلاش کردم تا بتونم بهت برسم.

10:51.150 --> 10:56.470
‫ولی... از کجا مطمئن باشیم واقعاً به‌خاطر تو تمرین می‌کرده؟

10:57.000 --> 10:59.300
‫پس... مخالفی؟

10:59.300 --> 11:03.740
‫مخالف که نیستم. فقط نگرانتم.

11:03.740 --> 11:06.810
‫اگه بازم بهت آسیب بزنه و دلت بشکنه چی؟

11:11.130 --> 11:11.930
‫می‌گم...

11:12.250 --> 11:15.760
‫چرا صبر نکنیم تا اول اریس رو ببینیم و بعد تصمیم بگیریم؟

11:16.100 --> 11:20.040
‫رودی، مطمئنم خیلی چیزا هست که تا نبینیش خودتم نمی‌فهمی.

11:20.040 --> 11:21.540
‫راست می‌گی.

11:21.540 --> 11:24.730
‫تازه، یادته قبلاً چی گفتی، سیلفی؟

11:25.200 --> 11:29.210
‫«بهتره که اول بیاریش پیش خودمون.»

11:30.860 --> 11:32.460
‫درسته.

11:33.210 --> 11:35.540
‫من حتی هنوز ندیدمش.

11:36.430 --> 11:42.650
‫پیش خودم فکر می‌کردم اریس آدم وحشتناکیه،
‫ولی شاید در مورد اونم اشتباه قضاوت کرده باشم.

11:42.650 --> 11:46.420
‫مخصوصاً اگه اونم مثل من تمام این‌مدت عاشقت بوده باشه.

11:46.940 --> 11:47.850
‫آره...

11:48.850 --> 11:50.530
‫احتمالاً حق با توئه.

11:51.410 --> 11:54.280
‫در این صورت، اریس رو بیار تا ببینیمش.

11:54.680 --> 11:58.190
‫باهاش حرف می‌زنیم و اگه نتونه رضایت سیلفی رو جلب کنه،

11:58.190 --> 12:01.400
‫اون موقع... منم باهاش مخالفت می‌کنم.

12:02.430 --> 12:03.570
‫چشم.

12:05.820 --> 12:07.570
‫ممنونم، روکسی.

12:07.570 --> 12:11.310
‫خواهش می‌کنم. احساسات تو باید اولویت اول باشه.

12:11.310 --> 12:13.240
‫ببخشید، سیلفی.

12:13.240 --> 12:16.840
‫اشکالی نداره. مرسی که اول از همه با خودمون درمیون گذاشتی.

12:17.220 --> 12:19.160
‫می‌بینمش و تصمیمم رو می‌گیرم.

12:19.160 --> 12:22.230
‫اون موقع... حسم رو بهت می‌گم.

12:28.000 --> 12:29.460
‫شب بخیر.

12:29.730 --> 12:31.350
‫شب بخیر.

12:31.610 --> 12:34.190
‫شبتون بخیر، سیلفی، روکسی.

12:44.040 --> 12:46.750
‫قشنگ زدی کاسه کوزه‌مو به هم ریختیا!

12:47.110 --> 12:51.110
‫آخه از آینده اومدی؟! این کجاش عادلانه‌ست؟

12:51.110 --> 12:54.120
‫اونم درست وقتی که همه‌چی داشت طبق نقشه پیش می‌رفت.

12:54.120 --> 12:56.590
‫حالا که اینقدر اعصابت خورده،

12:56.590 --> 12:59.120
‫حدس می‌زنم اون پیرمرد حقیقتو گفته، نه؟

12:59.120 --> 13:02.310
‫والا چی بگم.

13:02.620 --> 13:07.260
‫به نظر میاد خود آینده‌ت درمورد خیلی چیزا
‫دچار سوءتفاهم شده بود.

13:07.260 --> 13:11.670
‫ببین، همون‌طور که خودِ آینده‌م گفت، نمی‌خوام باهات بجنگم.

13:11.940 --> 13:15.250
‫برای همین می‌شه لطفاً دست از سر خانواده‌م برداری؟

13:15.250 --> 13:17.430
‫چقدر منطقی برخورد می‌کنی!

13:17.670 --> 13:21.360
‫خب، تو هنوز آسیبی بهم نزدی.

13:21.360 --> 13:23.850
‫امیدوارم بتونیم با هم کنار بیایم.

13:26.530 --> 13:30.610
‫اگه بگم هدفم صلح جهانیه باورت می‌شه؟

13:30.610 --> 13:33.210
‫جدی؟ بهتر از این نمی‌شه.

13:33.210 --> 13:35.990
‫شعار منم «لاو اند پیس»ـه.

13:35.990 --> 13:37.780
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

13:38.030 --> 13:41.010
‫خدای اژدها رو می‌شناسی دیگه؟ اورستدو می‌گم.

13:41.010 --> 13:45.470
‫هدف نهاییش نابودی این دنیاست.

13:45.470 --> 13:47.050
‫واقعاً؟

13:47.050 --> 13:51.260
‫اگه من بمیرم، این دنیا از هم می‌پاشه و نابود می‌شه.

13:51.260 --> 13:55.770
‫برای همینه که اورستد می‌خواد منو بکشه.

13:55.770 --> 13:59.500
‫خب برو سراغ اون، با من چی‌کار داری؟

13:59.500 --> 14:02.050
‫برنامه‌م همین بود.

14:04.270 --> 14:06.230
‫تا اینکه سر و کله‌ی تو پیدا شد.

14:06.230 --> 14:08.870
‫مگه من چی‌کار کردم؟

14:09.100 --> 14:11.500
‫اورستد قویه، ولی تک و تنهاست.

14:11.500 --> 14:14.040
‫چون این‌طوری نفرین شده.

14:14.040 --> 14:17.570
‫و تا وقتی تنها باشه، عمراً بتونه شکستم بده.

14:17.570 --> 14:23.120
‫اما انگار نفرینش روی تو و نوادگانت هیچ اثری نداره.

14:23.120 --> 14:28.880
‫توی آینده، اورستد و نواده‌ی تو دست به یکی می‌کنن تا منو بکشن.

14:28.880 --> 14:30.400
‫فهمیدم.

14:30.400 --> 14:33.280
‫پس واسه همین وقتی دیدی روکسی حامله‌ست رفتی سراغش؟

14:35.080 --> 14:38.800
‫اما اگه این‌طوره، چرا زودتر از اینا نیومدی سراغ خودم؟

14:38.800 --> 14:40.710
‫معلومه که اومدم.

14:40.710 --> 14:44.560
‫ولی سرنوشت تو سگ‌جون‌تر از این حرفاست.

14:44.560 --> 14:46.770
‫منظورت از «سرنوشت» چیه؟

14:46.770 --> 14:49.310
‫چطوری برات بگم؟

14:49.310 --> 14:55.150
‫من می‌تونم مسیرهای کلی آینده رو ببینم و تا حدودی دستکاریشون کنم.

14:55.150 --> 14:59.290
‫ولی نمی‌تونم کسایی که سرنوشت قدرتمندی دارن رو طوری که می‌خوام کنترل کنم.

14:59.520 --> 15:01.500
‫واقعاً ساز و کارش این‌طوریه؟

15:01.500 --> 15:05.620
‫همسرها و نوادگانت هم سرنوشت‌های خیلی قوی‌ای دارن.

15:05.620 --> 15:10.140
‫اما یه زمانی هست که سرنوشت زن‌ها متزلزل و آسیب‌پذیر می‌شه.

15:11.020 --> 15:12.490
‫نکنه منظورت...

15:12.790 --> 15:17.220
‫آفرین. وقتی که بچه‌ تو شکمشون دارن.

15:18.090 --> 15:20.920
‫فکر می‌کردم نقشه‌م مو لا درزش نمی‌ره.

15:20.920 --> 15:24.060
‫قدم به قدم هُلت دادم جلو،

15:24.060 --> 15:29.480
‫تا درست توی ضعیف‌ترین لحظه‌تون کاری‌ترین ضربه رو بهتون بزنم.

15:29.810 --> 15:33.150
‫ولی یه‌وقت فکر نکنی کوتاه اومدما.

15:33.150 --> 15:36.030
‫منم درست مثل خودت دلم نمی‌خواد بمیرم.

15:36.030 --> 15:38.000
‫خب، اینو درک می‌کنم.

15:38.460 --> 15:41.060
‫ولی راه دیگه‌ای وجود نداره؟

15:41.060 --> 15:44.490
‫اگه به‌خاطر نجات خانواده‌م باشه حاضرم هرکاری بکنم.

15:44.490 --> 15:47.750
‫هـا؟ گفتی «هرکاری» می‌کنی؟

15:47.750 --> 15:49.360
‫آ ــ آره.

15:50.530 --> 15:51.960
‫خب پس...

15:52.500 --> 15:55.280
‫اورستد رو بکش.

15:56.520 --> 15:57.850
‫رودی...

15:57.850 --> 15:59.920
‫رودی، دردم گرفت!

16:00.550 --> 16:03.030
‫رودی! رودی!

16:04.460 --> 16:06.480
‫دردم گرفت رودی!

16:06.920 --> 16:08.380
‫مـ ــ معذرت.

16:10.220 --> 16:11.850
‫حالت خوبه؟

16:12.760 --> 16:15.520
‫یعنی الان... خواب دیدم؟

16:15.950 --> 16:17.870
‫نه. خواب نبود.

16:18.220 --> 16:20.290
‫مطمئنم خودِ هیتوگامی بود.

16:26.170 --> 16:29.220
‫چی شده رودی؟ حالت خوبه؟

16:34.000 --> 16:35.080
‫رودی؟

16:37.320 --> 16:38.350
‫انگار...

16:39.190 --> 16:40.190
‫یه‌جورایی...

16:40.440 --> 16:41.900
‫مجبورم یکی رو بکشم.

16:44.870 --> 16:48.420
‫رودی، منظورت از این حرف چیه؟

16:51.320 --> 16:52.350
‫ببخشید.

17:11.590 --> 17:13.530
‫اورستد رو می‌کشم.

17:13.890 --> 17:17.790
‫می‌کشمش تا جون خانواده‌م حفظ بشه.

17:18.350 --> 17:19.270
‫حتی...

17:19.560 --> 17:20.600
‫خودم بمیرم،

17:21.140 --> 17:24.000
‫و خانواده‌م به‌خاطرش عزادار بشن.

17:32.120 --> 17:35.490
‫می‌گم، مطمئنی موهام عجیب نشده؟

17:35.780 --> 17:40.050
‫حالا چرا انقدر گیر دادی؟ توی راه شاریا به‌هرحال داغون می‌شه.

17:40.400 --> 17:41.720
‫راست می‌گی.

17:41.720 --> 17:45.110
‫راستی، یه سری شایعه درمورد اون دوست‌پسرت شنیدم.

17:45.110 --> 17:46.350
‫چه شایعه‌ای؟!

17:46.350 --> 17:51.060
‫می‌گن یه هزارتوی افسانه‌ای رو فتح کرده،
‫یه پادشاه شیاطین نامیرا رو شکست داده،

17:51.060 --> 17:55.090
‫و حتی یکی از هفت قدرت بزرگ دنیا رو هم حسابی به چالش کشیده.

17:55.090 --> 17:58.880
‫رودئوس خودمه دیگه! کمتر از اینم ازش انتظار نمی‌رفت!

17:58.880 --> 18:02.800
‫اینم شنیدم که از دخترای سینه‌کوچیک خوشش میاد.

18:04.940 --> 18:06.210
‫چیزی نمی‌شه.

18:06.610 --> 18:11.160
‫تازه می‌گن یه چشم‌چرون هیزه که همیشه با یه زن متفاوته.

18:14.140 --> 18:15.610
‫ببین، اریس،

18:15.960 --> 18:17.700
‫به نظرت ممکنه کلاً...

18:17.700 --> 18:20.480
‫تو رو فراموش کرده باشه؟

18:23.050 --> 18:25.000
‫همه‌ش شایعه‌ست.

18:25.980 --> 18:27.050
‫اریس.

18:28.950 --> 18:30.460
‫ببخشید دیر کردم.

18:30.460 --> 18:34.490
‫ای خدا، فقط نینا اومده بدرقه‌تون؟

18:34.490 --> 18:36.660
‫گالِ جوون کجا غیبش زده باز؟

18:36.660 --> 18:41.530
‫استاد، خدای شمشیر جنبه‌ی الکل نداره.

18:41.850 --> 18:44.830
‫جفتتون دارین برمی‌گردین آسورا؟

18:44.830 --> 18:45.970
‫بله.

18:46.420 --> 18:48.280
‫دلم براتون تنگ می‌شه.

18:48.730 --> 18:52.820
‫گذرت به آسورا افتاد حتماً بهم سر بزن.

18:52.820 --> 18:54.740
‫شهرو نشونت می‌دم.

18:54.740 --> 18:59.470
‫نه مرسی. شهریا فقط به یه دختر دهاتی مثل من می‌خندن.

18:59.880 --> 19:03.440
‫هرکی بهمون بخنده درجا تیکه‌تیکه‌ش می‌کنیم!

19:05.660 --> 19:08.200
‫وقتی تو اینو می‌گی اصلاً شبیه شوخی به نظر نمیاد.

19:08.200 --> 19:10.730
‫اصلاً و ابداً. حداقل به مشت زدن بسنده کن.

19:10.730 --> 19:11.600
‫باشه!

19:11.600 --> 19:13.420
‫منظورم این نبود بابا!

19:13.710 --> 19:15.880
‫خب دیگه، راه بیفتیم؟

19:15.880 --> 19:16.610
‫باشه!

19:16.610 --> 19:19.170
‫اریس!

19:19.410 --> 19:21.930
‫برات از طرف یکی به اسم رودئوس نامه اومده!

19:21.930 --> 19:23.170
‫رودئوس؟!

19:43.170 --> 19:45.760
‫خـ ــ خب، چی نوشته؟

19:45.760 --> 19:47.250
‫ساکت شو!

19:47.250 --> 19:49.470
‫کلی کلمه این‌جاست که بلد نیستم!

19:49.470 --> 19:50.690
‫نینا، تو بخونش!

19:50.690 --> 19:53.490
‫ها؟ من که سواد ندارم.

19:53.880 --> 19:55.860
‫آروم باشین.

19:55.860 --> 19:57.570
‫من می‌خونمش.

19:57.570 --> 19:58.590
‫لطفاً.

19:59.970 --> 20:03.710
‫«اریس عزیزم، خیلی وقته ندیدمت.»

20:03.710 --> 20:05.800
‫«من رودئوس گری‌رتم.»

20:06.150 --> 20:09.490
‫«هنوز اولین شبی که باهم گذروندیم رو به یاد داری؟»

20:09.900 --> 20:14.750
‫«اون شب قسم خوردم تا وقتی زنده‌ام به پات بمونم.»

20:15.060 --> 20:20.130
‫«اما... صبح که بیدار شدم، کنارم نبودی.»

20:20.130 --> 20:26.230
‫«حس پوچی و تنهایی‌ای که اون روز کشیدم،
‫تاریکی عمیقی توی وجودم به‌پا کرد.»

20:28.240 --> 20:31.210
‫من... من که یادداشت گذاشته بودم.

20:32.040 --> 20:35.160
‫«با این‌حال الان دارم این نامه رو برات می‌نویسم»

20:35.160 --> 20:40.630
‫«چون بهم گفتن دلت همیشه پیش من بوده.»

20:40.630 --> 20:44.370
‫«مطمئن بودم که منو ول کردی و رفتی.»

20:44.780 --> 20:51.650
‫«اگه احساسی که داشتی هنوز عوض نشده،
‫حاضرم با تمام وجودم بپذیرمش.»

20:51.980 --> 20:58.260
‫«اما درحال حاضر دو تا همسر دارم، برای همین همسر سومم می‌شی.»

20:58.710 --> 21:01.070
‫«اگه نمی‌تونی منو ببخشی،»

21:01.070 --> 21:03.910
‫«حاضرم مشت‌هات رو به جون بخرم.»

21:04.390 --> 21:10.570
‫«حتی اگه نشه بام خانواده بشیم،‫ امیدوارم دوستیمون دوباره زنده بشه.»

21:11.110 --> 21:12.540
‫«با احترام.»

21:13.710 --> 21:14.940
‫چه عوضی!

21:14.940 --> 21:17.080
‫زنا رو چی فرض کرده؟!

21:17.360 --> 21:19.790
‫به نظر من که خیلی باانصاف بود و مراعات کرد.

21:19.790 --> 21:22.880
‫باانصاف؟! حتی نگفت دوستش داره!

21:22.880 --> 21:26.000
‫اریس هم به‌خاطر ول کردنش بی‌تقصیر نیست خب.

21:26.000 --> 21:28.520
‫مطمئنم اریس رو فقط واسه بدنش می‌خواد!

21:28.520 --> 21:31.180
‫اگه قضیه این باشه که رسماً گور خودشو کنده.

21:31.180 --> 21:36.010
‫اریس، شاریا رو بی‌خیال شو و با ما بیا آسورا!

21:36.750 --> 21:38.770
‫می‌گم، یه صفحه دیگه هم هست.

21:38.770 --> 21:39.800
‫عـه‌وا؟

21:40.270 --> 21:41.910
‫بذار ببینم...

21:41.910 --> 21:43.230
‫«پی‌نوشت:»

21:43.230 --> 21:48.610
‫«دارم می‌رم... تا خدای اژدها، اورستد رو به چالش بکشم و باهاش بجنگم.

21:49.790 --> 21:52.410
‫«نمی‌دونم می‌تونم شکستش بدم یا نه.»

21:52.690 --> 21:57.280
‫«امیدوارم اگه زنده برگشتم خونه، صحبت‌مون ادامه پیدا کنه.»

22:02.360 --> 22:05.410
‫باید عجله کنیم وگرنه دیر می‌شه!

22:06.600 --> 22:08.300
‫بزن بریم، گیلین!

22:09.740 --> 22:11.770
‫مراقب خودت باش!

22:15.500 --> 22:17.270
‫دارم میام پیشت،

22:17.270 --> 22:18.850
‫رودئوس!

22:17.270 --> 22:19.560
قسمت ۱۴
عزم و اراده

22:19.560 --> 22:39.560
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:34.970 --> 23:40.050
‫خیلی ممنون
‫بابت تماشا!

23:34.970 --> 23:40.050
‫لطفاً منتظر
‫بخش دوم باشین!
