1
00:00:10,780 --> 00:00:12,780
m 1103 8 l 1903 8 1903 271 1103 271

2
00:00:10,780 --> 00:00:12,780
m 21 6 l 758 6 758 270 21 270

3
00:00:10,780 --> 00:00:12,780
‫آیا گذشته‌ی من حرف آینده‌ی خودشو باور می‌کنه؟ اگه فقط روح و ذهنم به گذشته برگــرده،
‫چطور با سیلفی و روکسی روبه‌رو بشم؟ می‌خوام دوباره ببینمشون، وقت بیشتری باهــاشون
‫بگذرونم. می‌خوام بهشون بگم منو ببخشن. اما طاقت اینو ندارم که منی که الان این شکلی
‫شدم، جای اون منِ روزهای خوش رو بگیره. باید آزمایش‌های بیشتری انجام بدم؟ یه حـسـی
‫بهم می‌گه نباید این کارو بکنم. نمی‌دونم پـــارادوکـــس زمانی چه عواقبی داره. فرض کنیم
‫چند روز برم به گذشته. شاید فقط هوشیاریم برگرده و خاطراتم توی این دنیا جا بمونه.

4
00:00:10,780 --> 00:00:12,780
‫اون‌وقت برای همیشه توی یه چرخه‌ی بی‌مــعــنی گیر میفتم، حتی بدون اینکه بتونم
‫بمیرم. اگه قراره این ریسکو به جون بخرم، حداقل ترجیح می‌دم یه بار دیگه سـیلفی
‫و روکسی رو ببینم، حتی شده— نه، بیخیـال. دیگه سر چیزای نامعلوم عذاب وجدان
‫نمی‌کشم. به‌هرحال چیزی برام نمونده. نتونستم به هیچی برسم. فقط اکسیژن حروم
‫کردم. حالا مگه چی می‌شه اگه شکست بخورم و تاوان داشته باشه؟ به درک، بذار هـر
‫چی می‌خواد بشه. ولی اگه موفق بشم، شاید بتونم حال هیتوگامی رو حسابی بگیرم.

5
00:00:12,800 --> 00:00:22,800
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

6
00:00:22,830 --> 00:00:32,830
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

7
00:00:34,690 --> 00:00:36,210
‫ر ــ رودی.

8
00:00:36,930 --> 00:00:39,560
‫چیزی شده...؟ حالت خوبه؟

9
00:00:45,440 --> 00:00:47,410
‫ر ــ رودی؟

10
00:00:54,280 --> 00:00:57,160
‫می‌دونستم، حالت خوب نیست پس.

11
00:00:57,790 --> 00:01:00,350
‫من همیشه این‌جام تا آرومت کنم.

12
00:01:01,290 --> 00:01:06,020
‫سیلفی دل به این بزرگی داره،
‫اون‌وقت منِ آینده باز بهش خیانت می‌کنم.

13
00:01:06,790 --> 00:01:08,920
‫سیلفی، شرمنده‌تم.

14
00:01:08,920 --> 00:01:15,310
‫می‌دونی... اگه یه روز حالم خیلی خراب بود،
‫ممکنه برگردم حرف‌های خیلی زشتی بهت بزنم.

15
00:01:15,980 --> 00:01:17,930
‫این حرفا چیه یهو می‌زنی؟

16
00:01:17,930 --> 00:01:21,140
‫ولی خواهش می‌کنم... هیچ‌وقت تنهام نذار و نرو.

17
00:01:22,480 --> 00:01:28,420
‫اگه همچین اتفاقی بیفته، شاید منم
‫باهات سرسنگین بشم و کارمون به دعوا بکشه.

18
00:01:32,730 --> 00:01:35,940
‫اما همیشه می‌تونیم دوباره باهم آشتی کنیم، مگه نه؟

19
00:01:37,600 --> 00:01:39,390
‫معلومه که می‌تونیم.

20
00:01:39,950 --> 00:01:43,000
‫آره... همیشه می‌تونیم آشتی کنیم.

21
00:03:11,590 --> 00:03:18,970
Translation & TypeSetting: Tenshi Hunter & Dawn

22
00:03:25,710 --> 00:03:29,750
‫روکسی، این اواخر تغییر یا حس عجیبی توی خودت حس نکردی؟

23
00:03:29,750 --> 00:03:32,950
‫توی کمال سلامتم. چطور مگه؟

24
00:03:33,850 --> 00:03:39,220
‫همین‌طوری... فقط داشتم فکر می‌کردم
‫چقدر دلم می‌خواد عمر طولانی‌ای داشته باشی.

25
00:03:39,220 --> 00:03:44,350
‫با توجه به طول عمر نژادمون، احتمالاً بیشتر از تو عمر می‌کنم.

26
00:03:44,350 --> 00:03:47,650
‫واسه همین باید تا می‌تونی به پای من پیر شی، رودی.

27
00:03:47,650 --> 00:03:48,960
‫معلومه.

28
00:03:50,720 --> 00:03:52,710
‫جفتشون هنوز زنده‌ان.

29
00:03:53,170 --> 00:03:56,580
‫به هر قیمتی که شده باید جلوی سرنوشتِ اون دفترچه خاطرات رو بگیرم.

30
00:03:57,920 --> 00:04:01,290
‫یادم اومد توی اتاقم یه کاری دارم که باید برم سراغش.

31
00:04:01,290 --> 00:04:03,760
‫باشه. هرکاری هست موفق باشی.

32
00:04:07,870 --> 00:04:10,710
‫به‌نظرت رودی امروز یکم عجیب رفتار نمی‌کنه؟

33
00:04:10,710 --> 00:04:11,750
‫آره.

34
00:04:12,230 --> 00:04:16,800
‫ولی معمولاً سعی می‌کنه درد و غمش رو تو خودش بریزه.

35
00:04:17,910 --> 00:04:22,240
‫بهتره دخالت نکنیم، اما هروقت بهمون احتیاج داشت آماده‌ی کمک باشیم.

36
00:04:22,680 --> 00:04:23,410
‫اوهوم...

37
00:04:23,730 --> 00:04:25,990
دفترچه خاطرات

38
00:04:23,730 --> 00:04:25,990
دفترچه خاطرات

39
00:04:23,730 --> 00:04:25,990
رودئوس گری‌رت

40
00:04:24,200 --> 00:04:25,080
‫موافقم.

41
00:04:27,990 --> 00:04:30,340
‫سه تا کار هست که باید انجام بدم:

42
00:04:30,750 --> 00:04:32,350
‫مشورت با ناناهوشی،

43
00:04:32,820 --> 00:04:36,120
‫بی‌اعتمادی به هیتوگامی... ولی باهاش دشمنی نکنم،

44
00:04:36,640 --> 00:04:39,050
‫و اینکه به اریس نامه بنویسم.

45
00:04:42,490 --> 00:04:44,720
‫فکر کنم اول از همه برم سراغ نامه.

46
00:04:45,050 --> 00:04:49,240
‫به اولین عشقم... کسی که دوستش داشتم،

47
00:04:49,240 --> 00:04:52,720
‫و همون کسی که بی‌خبر ولم کرد و رفت.

48
00:04:53,670 --> 00:04:56,500
‫به کسی که حسابی بهش حس متناقض و پیچیده‌ای دارم.

49
00:05:02,190 --> 00:05:06,060
‫اول با سیلفی و روکسی در میون می‌ذارم و بعد این نامه رو می‌فرستم.

50
00:05:07,480 --> 00:05:08,860
‫داداشی!

51
00:05:09,060 --> 00:05:10,940
‫غذا حاضره!

52
00:05:11,530 --> 00:05:12,740
‫اومدم!

53
00:05:12,980 --> 00:05:14,410
‫بیا باهم بخوریم!

54
00:05:14,410 --> 00:05:16,970
‫دختر، صورتت سسی شده.

55
00:05:19,300 --> 00:05:20,510
‫مرسی.

56
00:05:20,960 --> 00:05:26,480
‫ظاهراً آیشا هرچقدرم به خاک سیاه بشینم باهام می‌مونه.

57
00:05:27,730 --> 00:05:30,780
‫آیشا، چیزی هست که این روزا دلت بخواد؟

58
00:05:30,780 --> 00:05:32,980
‫ها؟ این حرفا چیه یهو می‌زنی؟

59
00:05:32,980 --> 00:05:37,760
‫نکنه می‌خوای بهم رشوه بدی تا شورت‌های
‫آبجی سیلفی و آبجی روکسی رو برات کش برم؟!

60
00:05:37,760 --> 00:05:40,850
‫باشه، باشه. خب، بیا بریم غذا بخوریم.

61
00:05:40,850 --> 00:05:41,980
‫چــــــشـــــم.

62
00:05:46,420 --> 00:05:50,060
‫امروز همه‌چی یه مزه‌ی فوق‌العاده‌ای می‌ده.

63
00:05:50,750 --> 00:05:52,360
‫عــا... نورن.

64
00:05:52,360 --> 00:05:53,470
‫جانم؟

65
00:05:53,470 --> 00:05:55,630
‫اوضاع مدرسه چطوره؟

66
00:05:55,630 --> 00:06:00,010
‫درس و شمشیرزنیم هنوز کار داره، ولی توی شورا تمام تلاشمو می‌کنم.

67
00:06:00,010 --> 00:06:01,210
‫که این‌طور.

68
00:06:01,640 --> 00:06:03,760
‫مشکلی پیش اومد حتماً بهم بگو.

69
00:06:03,760 --> 00:06:04,730
‫چشم.

70
00:06:06,620 --> 00:06:09,920
‫ارباب رودئوس، غذا به مذاقتون خوش نیومد؟

71
00:06:10,310 --> 00:06:13,730
‫برعکس، حتی از همیشه هم خوشمزه‌تر شده بود.

72
00:06:13,730 --> 00:06:16,000
‫خوشحالم که این‌طور فکر می‌کنید.

73
00:06:16,000 --> 00:06:20,540
‫آیشا امروز صبح حسابی سنگ تموم گذاشت تا حال و هواتون عوض بشه.

74
00:06:28,400 --> 00:06:33,360
‫حداقلش، باید به‌خاطر این خانواده‌ی
‫مهربون هم که شده... خودمو سرپا نگه دارم.

75
00:06:39,770 --> 00:06:43,670
‫سیلفی، روکسی. ممنونم که اومدین.

76
00:06:44,430 --> 00:06:49,170
‫چیزه... روکسی، این اواخر چیزی نگرانت نکرده یا مشکلی نداشتی؟

77
00:06:49,610 --> 00:06:53,040
‫یه مسئله‌ای هست که ذهنمو مشغول کرده،

78
00:06:53,040 --> 00:06:55,920
‫ولی قبل از اینکه بگم می‌خوام اول ازش مطمئن بشم.

79
00:06:57,010 --> 00:06:58,860
‫بی‌صبرانه منتظرم بشنومش.

80
00:06:59,280 --> 00:07:02,820
‫سیلفی، واسه تو چی؟ چیزی اذیتت نکرده؟

81
00:07:02,820 --> 00:07:08,760
‫نه. البته اگه پنهان‌کاری‌های شوهرم رو در نظر نگیریم.

82
00:07:10,090 --> 00:07:12,430
‫اوه... معذرت می‌خوام.

83
00:07:15,380 --> 00:07:18,690
‫دقیقاً واسه همین بود... که خواستم با جفتتون صحبت کنم.

84
00:07:21,460 --> 00:07:27,400
‫چندوقت پیش، با یه‌جور فرزند متبرک روبه‌رو شدم... که آینده رو می‌دید.

85
00:07:27,950 --> 00:07:32,490
‫بهم گفت یه نفر برای خانواده‌مون دندون تیز کرده و نقشه کشیده.

86
00:07:32,490 --> 00:07:34,750
‫می‌تونم بپرسم چرا؟

87
00:07:34,750 --> 00:07:36,350
‫نمی‌دونم.

88
00:07:36,350 --> 00:07:39,060
‫ولی توی بدترین حالت، قراره کشته بدیم.

89
00:07:40,740 --> 00:07:43,230
‫می‌شه به این حرف اعتماد کرد؟

90
00:07:43,230 --> 00:07:46,090
‫راست می‌گه. شاید توهم زدی و داری بزرگش می‌کنی.

91
00:07:46,370 --> 00:07:50,350
‫راستش، با خیلی از چیزایی که حس می‌کردم
‫جور درمیاد، واسه همین تقریباً مطمئنم.

92
00:07:50,890 --> 00:07:52,600
‫که این‌طور.

93
00:07:54,390 --> 00:07:56,750
‫خیلی‌خب. حرفتو باور می‌کنم.

94
00:07:57,860 --> 00:08:02,040
‫ولی... بازم قراره سر از یه جای خطرناک در بیاری، مگه نه؟

95
00:08:02,040 --> 00:08:04,180
‫شاید کار به اون‌جا هم بکشه.

96
00:08:04,580 --> 00:08:07,700
‫اصلاً از این موضوع خوشم نمیاد.

97
00:08:12,660 --> 00:08:14,080
‫می‌فهمم چی می‌گی.

98
00:08:14,470 --> 00:08:18,970
‫تا وقتی نیستی، خودم حواسم به خانواده هست و ازشون محافظت می‌کنم.

99
00:08:18,970 --> 00:08:20,750
‫روکسی، تو مشکلی نداری؟

100
00:08:20,750 --> 00:08:22,520
‫اگه بلایی سر خانواده بیاد...

101
00:08:22,520 --> 00:08:25,510
‫حال رودی خیلی بدتر از این می‌شه که سر خودش بیاد.

102
00:08:25,950 --> 00:08:27,350
‫ولی...

103
00:08:27,350 --> 00:08:32,730
‫البته که منم قرار نیست دست روی دست
‫بذارم و رفتنش توی دهن شیر رو تماشا کنم.

104
00:08:33,480 --> 00:08:39,760
‫اگه ببینیم اوضاع زیادی خطرناکه،
‫اون موقع خودمون می‌ریم به دادش می‌رسیم.

105
00:08:41,460 --> 00:08:43,030
‫درست می‌گی.

106
00:08:43,640 --> 00:08:46,140
‫باشه. منم قبول می‌کنم.

107
00:08:46,140 --> 00:08:50,190
‫نمی‌خوام رودی موقع انجام کارش نگران این‌جا باشه.

108
00:08:53,050 --> 00:08:57,670
‫کاری که فکر می‌کنی درسته رو بدون اینکه نگران پشت‌سرت باشی انجام بده.

109
00:08:58,040 --> 00:08:59,670
‫خیلی ازتون ممنونم.

110
00:09:01,630 --> 00:09:04,680
‫خب... یه موضوع دیگه هم هست.

111
00:09:05,370 --> 00:09:08,490
‫درست نمی‌دونم چطور باید توضیحش بدم.

112
00:09:08,490 --> 00:09:10,950
‫مسئله‌ی مهمیه؟

113
00:09:12,590 --> 00:09:14,800
‫کاملاً مطمئن نیستم،

114
00:09:16,180 --> 00:09:19,950
‫ولی ممکنه یه زنِ دیگه هم بهمون اضافه بشه.

115
00:09:24,830 --> 00:09:27,200
‫کی؟ ناناهوشی؟

116
00:09:27,420 --> 00:09:29,690
‫نه، ناناهوشی نیست.

117
00:09:31,580 --> 00:09:33,340
‫اسمش اریسه.

118
00:09:33,340 --> 00:09:34,800
‫اریس...

119
00:09:37,090 --> 00:09:41,410
‫مگه همون نبود که باعث شد اون بیماری رو بگیری؟

120
00:09:41,410 --> 00:09:42,390
‫خب...

121
00:09:43,400 --> 00:09:44,470
‫درسته.

122
00:09:44,960 --> 00:09:47,850
‫اون‌وقت هنوزم همچین آدمی رو دوست داری؟

123
00:09:47,850 --> 00:09:50,110
‫الان شماها رو خیلی بیشتر دوست دارم.

124
00:09:52,890 --> 00:09:57,860
‫پس... یعنی بعد از اینکه ولت کرد و رفت،
‫حالا می‌خواد برگرده و همه‌چی رو درست کنه؟

125
00:09:57,860 --> 00:10:03,360
‫خب، به نظر میاد در مورد قضیه‌ی ول کردن
‫و رفتنش... من زود قضاوت کرده بودم.

126
00:10:04,980 --> 00:10:08,760
‫ولی قبل از ازدواجمون خیلی داغون و افسرده بودی.

127
00:10:09,370 --> 00:10:13,070
‫خیلی خشن‌تر و پرخاشگرتر از الان به نظر می‌رسیدی.

128
00:10:13,070 --> 00:10:16,380
‫نمی‌خوام دوباره اون حال و روز بهت دست بده.

129
00:10:17,690 --> 00:10:19,300
‫ممنونم.

130
00:10:19,300 --> 00:10:21,790
‫منم تا همین چندوقت پیش دقیقاً همین حس رو داشتم.

131
00:10:22,320 --> 00:10:26,030
‫اما درست به‌خاطر همینه که می‌خوام با اریس روبه‌رو بشم.

132
00:10:27,120 --> 00:10:31,030
‫ظاهراً تمام این‌مدت داشته به‌خاطر من تمرین می‌کرده و عذاب می‌کشیده.

133
00:10:31,450 --> 00:10:36,310
‫اگه با وجود همه‌ی اینا پسش بزنم،
‫نگرانم همون بلایی که سر من اومد سر اونم بیاد.

134
00:10:37,150 --> 00:10:38,420
‫رودی...

135
00:10:40,120 --> 00:10:46,200
‫اوهوم. می‌فهمم بعد از این‌همه تلاش کردن، پس‌زده شدن چقدر دردناکه.

136
00:10:46,810 --> 00:10:50,780
‫توی بوئنا خودِ منم کلی تلاش کردم تا بتونم بهت برسم.

137
00:10:51,150 --> 00:10:56,470
‫ولی... از کجا مطمئن باشیم واقعاً به‌خاطر تو تمرین می‌کرده؟

138
00:10:57,000 --> 00:10:59,300
‫پس... مخالفی؟

139
00:10:59,300 --> 00:11:03,740
‫مخالف که نیستم. فقط نگرانتم.

140
00:11:03,740 --> 00:11:06,810
‫اگه بازم بهت آسیب بزنه و دلت بشکنه چی؟

141
00:11:11,130 --> 00:11:11,930
‫می‌گم...

142
00:11:12,250 --> 00:11:15,760
‫چرا صبر نکنیم تا اول اریس رو ببینیم و بعد تصمیم بگیریم؟

143
00:11:16,100 --> 00:11:20,040
‫رودی، مطمئنم خیلی چیزا هست که تا نبینیش خودتم نمی‌فهمی.

144
00:11:20,040 --> 00:11:21,540
‫راست می‌گی.

145
00:11:21,540 --> 00:11:24,730
‫تازه، یادته قبلاً چی گفتی، سیلفی؟

146
00:11:25,200 --> 00:11:29,210
‫«بهتره که اول بیاریش پیش خودمون.»

147
00:11:30,860 --> 00:11:32,460
‫درسته.

148
00:11:33,210 --> 00:11:35,540
‫من حتی هنوز ندیدمش.

149
00:11:36,430 --> 00:11:42,650
‫پیش خودم فکر می‌کردم اریس آدم وحشتناکیه،
‫ولی شاید در مورد اونم اشتباه قضاوت کرده باشم.

150
00:11:42,650 --> 00:11:46,420
‫مخصوصاً اگه اونم مثل من تمام این‌مدت عاشقت بوده باشه.

151
00:11:46,940 --> 00:11:47,850
‫آره...

152
00:11:48,850 --> 00:11:50,530
‫احتمالاً حق با توئه.

153
00:11:51,410 --> 00:11:54,280
‫در این صورت، اریس رو بیار تا ببینیمش.

154
00:11:54,680 --> 00:11:58,190
‫باهاش حرف می‌زنیم و اگه نتونه رضایت سیلفی رو جلب کنه،

155
00:11:58,190 --> 00:12:01,400
‫اون موقع... منم باهاش مخالفت می‌کنم.

156
00:12:02,430 --> 00:12:03,570
‫چشم.

157
00:12:05,820 --> 00:12:07,570
‫ممنونم، روکسی.

158
00:12:07,570 --> 00:12:11,310
‫خواهش می‌کنم. احساسات تو باید اولویت اول باشه.

159
00:12:11,310 --> 00:12:13,240
‫ببخشید، سیلفی.

160
00:12:13,240 --> 00:12:16,840
‫اشکالی نداره. مرسی که اول از همه با خودمون درمیون گذاشتی.

161
00:12:17,220 --> 00:12:19,160
‫می‌بینمش و تصمیمم رو می‌گیرم.

162
00:12:19,160 --> 00:12:22,230
‫اون موقع... حسم رو بهت می‌گم.

163
00:12:28,000 --> 00:12:29,460
‫شب بخیر.

164
00:12:29,730 --> 00:12:31,350
‫شب بخیر.

165
00:12:31,610 --> 00:12:34,190
‫شبتون بخیر، سیلفی، روکسی.

166
00:12:44,040 --> 00:12:46,750
‫قشنگ زدی کاسه کوزه‌مو به هم ریختیا!

167
00:12:47,110 --> 00:12:51,110
‫آخه از آینده اومدی؟! این کجاش عادلانه‌ست؟

168
00:12:51,110 --> 00:12:54,120
‫اونم درست وقتی که همه‌چی داشت طبق نقشه پیش می‌رفت.

169
00:12:54,120 --> 00:12:56,590
‫حالا که اینقدر اعصابت خورده،

170
00:12:56,590 --> 00:12:59,120
‫حدس می‌زنم اون پیرمرد حقیقتو گفته، نه؟

171
00:12:59,120 --> 00:13:02,310
‫والا چی بگم.

172
00:13:02,620 --> 00:13:07,260
‫به نظر میاد خود آینده‌ت درمورد خیلی چیزا
‫دچار سوءتفاهم شده بود.

173
00:13:07,260 --> 00:13:11,670
‫ببین، همون‌طور که خودِ آینده‌م گفت، نمی‌خوام باهات بجنگم.

174
00:13:11,940 --> 00:13:15,250
‫برای همین می‌شه لطفاً دست از سر خانواده‌م برداری؟

175
00:13:15,250 --> 00:13:17,430
‫چقدر منطقی برخورد می‌کنی!

176
00:13:17,670 --> 00:13:21,360
‫خب، تو هنوز آسیبی بهم نزدی.

177
00:13:21,360 --> 00:13:23,850
‫امیدوارم بتونیم با هم کنار بیایم.

178
00:13:26,530 --> 00:13:30,610
‫اگه بگم هدفم صلح جهانیه باورت می‌شه؟

179
00:13:30,610 --> 00:13:33,210
‫جدی؟ بهتر از این نمی‌شه.

180
00:13:33,210 --> 00:13:35,990
‫شعار منم «لاو اند پیس»ـه.

181
00:13:35,990 --> 00:13:37,780
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

182
00:13:38,030 --> 00:13:41,010
‫خدای اژدها رو می‌شناسی دیگه؟ اورستدو می‌گم.

183
00:13:41,010 --> 00:13:45,470
‫هدف نهاییش نابودی این دنیاست.

184
00:13:45,470 --> 00:13:47,050
‫واقعاً؟

185
00:13:47,050 --> 00:13:51,260
‫اگه من بمیرم، این دنیا از هم می‌پاشه و نابود می‌شه.

186
00:13:51,260 --> 00:13:55,770
‫برای همینه که اورستد می‌خواد منو بکشه.

187
00:13:55,770 --> 00:13:59,500
‫خب برو سراغ اون، با من چی‌کار داری؟

188
00:13:59,500 --> 00:14:02,050
‫برنامه‌م همین بود.

189
00:14:04,270 --> 00:14:06,230
‫تا اینکه سر و کله‌ی تو پیدا شد.

190
00:14:06,230 --> 00:14:08,870
‫مگه من چی‌کار کردم؟

191
00:14:09,100 --> 00:14:11,500
‫اورستد قویه، ولی تک و تنهاست.

192
00:14:11,500 --> 00:14:14,040
‫چون این‌طوری نفرین شده.

193
00:14:14,040 --> 00:14:17,570
‫و تا وقتی تنها باشه، عمراً بتونه شکستم بده.

194
00:14:17,570 --> 00:14:23,120
‫اما انگار نفرینش روی تو و نوادگانت هیچ اثری نداره.

195
00:14:23,120 --> 00:14:28,880
‫توی آینده، اورستد و نواده‌ی تو دست به یکی می‌کنن تا منو بکشن.

196
00:14:28,880 --> 00:14:30,400
‫فهمیدم.

197
00:14:30,400 --> 00:14:33,280
‫پس واسه همین وقتی دیدی روکسی حامله‌ست رفتی سراغش؟

198
00:14:35,080 --> 00:14:38,800
‫اما اگه این‌طوره، چرا زودتر از اینا نیومدی سراغ خودم؟

199
00:14:38,800 --> 00:14:40,710
‫معلومه که اومدم.

200
00:14:40,710 --> 00:14:44,560
‫ولی سرنوشت تو سگ‌جون‌تر از این حرفاست.

201
00:14:44,560 --> 00:14:46,770
‫منظورت از «سرنوشت» چیه؟

202
00:14:46,770 --> 00:14:49,310
‫چطوری برات بگم؟

203
00:14:49,310 --> 00:14:55,150
‫من می‌تونم مسیرهای کلی آینده رو ببینم و تا حدودی دستکاریشون کنم.

204
00:14:55,150 --> 00:14:59,290
‫ولی نمی‌تونم کسایی که سرنوشت قدرتمندی دارن رو طوری که می‌خوام کنترل کنم.

205
00:14:59,520 --> 00:15:01,500
‫واقعاً ساز و کارش این‌طوریه؟

206
00:15:01,500 --> 00:15:05,620
‫همسرها و نوادگانت هم سرنوشت‌های خیلی قوی‌ای دارن.

207
00:15:05,620 --> 00:15:10,140
‫اما یه زمانی هست که سرنوشت زن‌ها متزلزل و آسیب‌پذیر می‌شه.

208
00:15:11,020 --> 00:15:12,490
‫نکنه منظورت...

209
00:15:12,790 --> 00:15:17,220
‫آفرین. وقتی که بچه‌ تو شکمشون دارن.

210
00:15:18,090 --> 00:15:20,920
‫فکر می‌کردم نقشه‌م مو لا درزش نمی‌ره.

211
00:15:20,920 --> 00:15:24,060
‫قدم به قدم هُلت دادم جلو،

212
00:15:24,060 --> 00:15:29,480
‫تا درست توی ضعیف‌ترین لحظه‌تون کاری‌ترین ضربه رو بهتون بزنم.

213
00:15:29,810 --> 00:15:33,150
‫ولی یه‌وقت فکر نکنی کوتاه اومدما.

214
00:15:33,150 --> 00:15:36,030
‫منم درست مثل خودت دلم نمی‌خواد بمیرم.

215
00:15:36,030 --> 00:15:38,000
‫خب، اینو درک می‌کنم.

216
00:15:38,460 --> 00:15:41,060
‫ولی راه دیگه‌ای وجود نداره؟

217
00:15:41,060 --> 00:15:44,490
‫اگه به‌خاطر نجات خانواده‌م باشه حاضرم هرکاری بکنم.

218
00:15:44,490 --> 00:15:47,750
‫هـا؟ گفتی «هرکاری» می‌کنی؟

219
00:15:47,750 --> 00:15:49,360
‫آ ــ آره.

220
00:15:50,530 --> 00:15:51,960
‫خب پس...

221
00:15:52,500 --> 00:15:55,280
‫اورستد رو بکش.

222
00:15:56,520 --> 00:15:57,850
‫رودی...

223
00:15:57,850 --> 00:15:59,920
‫رودی، دردم گرفت!

224
00:16:00,550 --> 00:16:03,030
‫رودی! رودی!

225
00:16:04,460 --> 00:16:06,480
‫دردم گرفت رودی!

226
00:16:06,920 --> 00:16:08,380
‫مـ ــ معذرت.

227
00:16:10,220 --> 00:16:11,850
‫حالت خوبه؟

228
00:16:12,760 --> 00:16:15,520
‫یعنی الان... خواب دیدم؟

229
00:16:15,950 --> 00:16:17,870
‫نه. خواب نبود.

230
00:16:18,220 --> 00:16:20,290
‫مطمئنم خودِ هیتوگامی بود.

231
00:16:26,170 --> 00:16:29,220
‫چی شده رودی؟ حالت خوبه؟

232
00:16:34,000 --> 00:16:35,080
‫رودی؟

233
00:16:37,320 --> 00:16:38,350
‫انگار...

234
00:16:39,190 --> 00:16:40,190
‫یه‌جورایی...

235
00:16:40,440 --> 00:16:41,900
‫مجبورم یکی رو بکشم.

236
00:16:44,870 --> 00:16:48,420
‫رودی، منظورت از این حرف چیه؟

237
00:16:51,320 --> 00:16:52,350
‫ببخشید.

238
00:17:11,590 --> 00:17:13,530
‫اورستد رو می‌کشم.

239
00:17:13,890 --> 00:17:17,790
‫می‌کشمش تا جون خانواده‌م حفظ بشه.

240
00:17:18,350 --> 00:17:19,270
‫حتی...

241
00:17:19,560 --> 00:17:20,600
‫خودم بمیرم،

242
00:17:21,140 --> 00:17:24,000
‫و خانواده‌م به‌خاطرش عزادار بشن.

243
00:17:32,120 --> 00:17:35,490
‫می‌گم، مطمئنی موهام عجیب نشده؟

244
00:17:35,780 --> 00:17:40,050
‫حالا چرا انقدر گیر دادی؟ توی راه شاریا به‌هرحال داغون می‌شه.

245
00:17:40,400 --> 00:17:41,720
‫راست می‌گی.

246
00:17:41,720 --> 00:17:45,110
‫راستی، یه سری شایعه درمورد اون دوست‌پسرت شنیدم.

247
00:17:45,110 --> 00:17:46,350
‫چه شایعه‌ای؟!

248
00:17:46,350 --> 00:17:51,060
‫می‌گن یه هزارتوی افسانه‌ای رو فتح کرده،
‫یه پادشاه شیاطین نامیرا رو شکست داده،

249
00:17:51,060 --> 00:17:55,090
‫و حتی یکی از هفت قدرت بزرگ دنیا رو هم حسابی به چالش کشیده.

250
00:17:55,090 --> 00:17:58,880
‫رودئوس خودمه دیگه! کمتر از اینم ازش انتظار نمی‌رفت!

251
00:17:58,880 --> 00:18:02,800
‫اینم شنیدم که از دخترای سینه‌کوچیک خوشش میاد.

252
00:18:04,940 --> 00:18:06,210
‫چیزی نمی‌شه.

253
00:18:06,610 --> 00:18:11,160
‫تازه می‌گن یه چشم‌چرون هیزه که همیشه با یه زن متفاوته.

254
00:18:14,140 --> 00:18:15,610
‫ببین، اریس،

255
00:18:15,960 --> 00:18:17,700
‫به نظرت ممکنه کلاً...

256
00:18:17,700 --> 00:18:20,480
‫تو رو فراموش کرده باشه؟

257
00:18:23,050 --> 00:18:25,000
‫همه‌ش شایعه‌ست.

258
00:18:25,980 --> 00:18:27,050
‫اریس.

259
00:18:28,950 --> 00:18:30,460
‫ببخشید دیر کردم.

260
00:18:30,460 --> 00:18:34,490
‫ای خدا، فقط نینا اومده بدرقه‌تون؟

261
00:18:34,490 --> 00:18:36,660
‫گالِ جوون کجا غیبش زده باز؟

262
00:18:36,660 --> 00:18:41,530
‫استاد، خدای شمشیر جنبه‌ی الکل نداره.

263
00:18:41,850 --> 00:18:44,830
‫جفتتون دارین برمی‌گردین آسورا؟

264
00:18:44,830 --> 00:18:45,970
‫بله.

265
00:18:46,420 --> 00:18:48,280
‫دلم براتون تنگ می‌شه.

266
00:18:48,730 --> 00:18:52,820
‫گذرت به آسورا افتاد حتماً بهم سر بزن.

267
00:18:52,820 --> 00:18:54,740
‫شهرو نشونت می‌دم.

268
00:18:54,740 --> 00:18:59,470
‫نه مرسی. شهریا فقط به یه دختر دهاتی مثل من می‌خندن.

269
00:18:59,880 --> 00:19:03,440
‫هرکی بهمون بخنده درجا تیکه‌تیکه‌ش می‌کنیم!

270
00:19:05,660 --> 00:19:08,200
‫وقتی تو اینو می‌گی اصلاً شبیه شوخی به نظر نمیاد.

271
00:19:08,200 --> 00:19:10,730
‫اصلاً و ابداً. حداقل به مشت زدن بسنده کن.

272
00:19:10,730 --> 00:19:11,600
‫باشه!

273
00:19:11,600 --> 00:19:13,420
‫منظورم این نبود بابا!

274
00:19:13,710 --> 00:19:15,880
‫خب دیگه، راه بیفتیم؟

275
00:19:15,880 --> 00:19:16,610
‫باشه!

276
00:19:16,610 --> 00:19:19,170
‫اریس!

277
00:19:19,410 --> 00:19:21,930
‫برات از طرف یکی به اسم رودئوس نامه اومده!

278
00:19:21,930 --> 00:19:23,170
‫رودئوس؟!

279
00:19:43,170 --> 00:19:45,760
‫خـ ــ خب، چی نوشته؟

280
00:19:45,760 --> 00:19:47,250
‫ساکت شو!

281
00:19:47,250 --> 00:19:49,470
‫کلی کلمه این‌جاست که بلد نیستم!

282
00:19:49,470 --> 00:19:50,690
‫نینا، تو بخونش!

283
00:19:50,690 --> 00:19:53,490
‫ها؟ من که سواد ندارم.

284
00:19:53,880 --> 00:19:55,860
‫آروم باشین.

285
00:19:55,860 --> 00:19:57,570
‫من می‌خونمش.

286
00:19:57,570 --> 00:19:58,590
‫لطفاً.

287
00:19:59,970 --> 00:20:03,710
‫«اریس عزیزم، خیلی وقته ندیدمت.»

288
00:20:03,710 --> 00:20:05,800
‫«من رودئوس گری‌رتم.»

289
00:20:06,150 --> 00:20:09,490
‫«هنوز اولین شبی که باهم گذروندیم رو به یاد داری؟»

290
00:20:09,900 --> 00:20:14,750
‫«اون شب قسم خوردم تا وقتی زنده‌ام به پات بمونم.»

291
00:20:15,060 --> 00:20:20,130
‫«اما... صبح که بیدار شدم، کنارم نبودی.»

292
00:20:20,130 --> 00:20:26,230
‫«حس پوچی و تنهایی‌ای که اون روز کشیدم،
‫تاریکی عمیقی توی وجودم به‌پا کرد.»

293
00:20:28,240 --> 00:20:31,210
‫من... من که یادداشت گذاشته بودم.

294
00:20:32,040 --> 00:20:35,160
‫«با این‌حال الان دارم این نامه رو برات می‌نویسم»

295
00:20:35,160 --> 00:20:40,630
‫«چون بهم گفتن دلت همیشه پیش من بوده.»

296
00:20:40,630 --> 00:20:44,370
‫«مطمئن بودم که منو ول کردی و رفتی.»

297
00:20:44,780 --> 00:20:51,650
‫«اگه احساسی که داشتی هنوز عوض نشده،
‫حاضرم با تمام وجودم بپذیرمش.»

298
00:20:51,980 --> 00:20:58,260
‫«اما درحال حاضر دو تا همسر دارم، برای همین همسر سومم می‌شی.»

299
00:20:58,710 --> 00:21:01,070
‫«اگه نمی‌تونی منو ببخشی،»

300
00:21:01,070 --> 00:21:03,910
‫«حاضرم مشت‌هات رو به جون بخرم.»

301
00:21:04,390 --> 00:21:10,570
‫«حتی اگه نشه بام خانواده بشیم،‫ امیدوارم دوستیمون دوباره زنده بشه.»

302
00:21:11,110 --> 00:21:12,540
‫«با احترام.»

303
00:21:13,710 --> 00:21:14,940
‫چه عوضی!

304
00:21:14,940 --> 00:21:17,080
‫زنا رو چی فرض کرده؟!

305
00:21:17,360 --> 00:21:19,790
‫به نظر من که خیلی باانصاف بود و مراعات کرد.

306
00:21:19,790 --> 00:21:22,880
‫باانصاف؟! حتی نگفت دوستش داره!

307
00:21:22,880 --> 00:21:26,000
‫اریس هم به‌خاطر ول کردنش بی‌تقصیر نیست خب.

308
00:21:26,000 --> 00:21:28,520
‫مطمئنم اریس رو فقط واسه بدنش می‌خواد!

309
00:21:28,520 --> 00:21:31,180
‫اگه قضیه این باشه که رسماً گور خودشو کنده.

310
00:21:31,180 --> 00:21:36,010
‫اریس، شاریا رو بی‌خیال شو و با ما بیا آسورا!

311
00:21:36,750 --> 00:21:38,770
‫می‌گم، یه صفحه دیگه هم هست.

312
00:21:38,770 --> 00:21:39,800
‫عـه‌وا؟

313
00:21:40,270 --> 00:21:41,910
‫بذار ببینم...

314
00:21:41,910 --> 00:21:43,230
‫«پی‌نوشت:»

315
00:21:43,230 --> 00:21:48,610
‫«دارم می‌رم... تا خدای اژدها، اورستد رو به چالش بکشم و باهاش بجنگم.

316
00:21:49,790 --> 00:21:52,410
‫«نمی‌دونم می‌تونم شکستش بدم یا نه.»

317
00:21:52,690 --> 00:21:57,280
‫«امیدوارم اگه زنده برگشتم خونه، صحبت‌مون ادامه پیدا کنه.»

318
00:22:02,360 --> 00:22:05,410
‫باید عجله کنیم وگرنه دیر می‌شه!

319
00:22:06,600 --> 00:22:08,300
‫بزن بریم، گیلین!

320
00:22:09,740 --> 00:22:11,770
‫مراقب خودت باش!

321
00:22:15,500 --> 00:22:17,270
‫دارم میام پیشت،

322
00:22:17,270 --> 00:22:18,850
‫رودئوس!

323
00:22:17,270 --> 00:22:19,560
قسمت ۱۴

عزم و اراده

324
00:22:19,560 --> 00:22:39,560
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

325
00:23:34,970 --> 00:23:40,050
‫خیلی ممنون
‫بابت تماشا!

326
00:23:34,970 --> 00:23:40,050
‫لطفاً منتظر
‫بخش دوم باشین!
