1
00:00:09,650 --> 00:00:12,490
‫اســــــــــــتــــــــــــــــــــــــاد!

2
00:00:39,970 --> 00:00:43,590
‫اگه پروگیوس درست همون موقع سر و کله‌ش پیدا نمی‌شد،

3
00:00:43,590 --> 00:00:46,720
‫شاید دیگه هیچ‌وقت هیچ‌کدومشونو نمی‌دیدم.

4
00:00:49,110 --> 00:00:51,850
‫رودی؟ چیزی شده؟

5
00:00:54,480 --> 00:00:56,120
‫الان دیگه جات امنه.

6
00:01:08,030 --> 00:01:09,030
‫زانوبا.

7
00:01:09,390 --> 00:01:10,600
‫استاد!

8
00:01:10,970 --> 00:01:13,200
‫زخم‌هاتون خوب شدن؟

9
00:01:13,510 --> 00:01:14,010
‫آره.

10
00:01:14,760 --> 00:01:16,480
‫اوضاع خودت چطوره، زانوبا؟

11
00:01:16,480 --> 00:01:18,200
‫بله، خودتون ببینین.

12
00:01:18,520 --> 00:01:21,730
‫شرمنده واقعاً... که جادوم به تو هم خورد.

13
00:01:21,730 --> 00:01:24,740
‫مطمئنم کاری رو کردین که به نظرتون بهترین بود.

14
00:01:24,740 --> 00:01:28,820
‫حالا بیاین به سلامتیِ برگشتمون جشن بگیریم!

15
00:01:28,820 --> 00:01:30,120
‫فکر خوبیه.

16
00:01:30,560 --> 00:01:33,850
‫حالا اگه ناناهوشی هم خوب بشه، دیگه همه‌چی ختم‌به‌خیر می‌شه.

17
00:01:33,850 --> 00:01:35,700
‫حال ناناهوشی خوبه.

18
00:01:35,700 --> 00:01:38,550
‫کم و بیش وضعیتش تثبیت شده.

19
00:01:39,060 --> 00:01:42,400
‫الان بیشتر نگران کلیفم تا اون.

20
00:01:42,400 --> 00:01:44,600
‫به‌خاطر چشم بصیرتیه که از کیشیریکا گرفتی؟

21
00:01:44,600 --> 00:01:45,620
‫آره.

22
00:01:45,970 --> 00:01:48,660
‫گفت اسمش «چشم ژرف‌بینی»ـه.

23
00:01:49,110 --> 00:01:52,220
‫درباره‌ی هرچیزی که می‌بینم بهم اطلاعات می‌ده،

24
00:01:52,220 --> 00:01:54,250
‫واسه همین انگار همه‌جا پر از نوشته‌ست.

25
00:01:54,740 --> 00:01:58,750
‫منم درست بعد از گرفتن چشم بصیرتم همین دردسرو داشتم.

26
00:01:58,750 --> 00:02:01,410
‫چیزی نیست که، خیلی زود افسارش میاد دستم.

27
00:02:01,760 --> 00:02:05,520
‫اگه بازم همچین اتفاقی افتاد می‌تونی روم حساب کنی.

28
00:02:05,880 --> 00:02:06,860
‫حتماً.

29
00:02:06,860 --> 00:02:09,970
‫اگه می‌خوای یه سر به ناناهوشی بزنی، برو.

30
00:02:10,320 --> 00:02:12,220
‫احتمالاً هنوز بیداره.

31
00:02:12,220 --> 00:02:14,700
‫خوبه. می‌رم پیشش.

32
00:02:14,720 --> 00:02:24,720
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

33
00:02:24,750 --> 00:02:32,750
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

34
00:02:34,100 --> 00:02:35,800
‫حال و احوالت چطوره؟

35
00:02:36,420 --> 00:02:38,190
‫خیلی بهترم.

36
00:02:38,600 --> 00:02:42,450
‫ولی بهم گفتن باید یه ماه دیگه هم استراحت کنم.

37
00:02:43,370 --> 00:02:46,800
‫به‌خاطر کارایی که برام کردی... خیلی ممنونم.

38
00:02:48,260 --> 00:02:52,160
‫شنیدم فقط برای پیدا کردن داروی من رفتی یه جای فوق‌العاده خطرناک.

39
00:02:52,520 --> 00:02:53,320
‫چیزه...

40
00:02:54,450 --> 00:02:55,560
‫واقعاً ازت ممنونم.

41
00:02:55,920 --> 00:02:58,320
‫چه مبادی آداب شده برامون.

42
00:02:58,620 --> 00:03:00,020
‫چیز خاصی نبود بابا.

43
00:03:00,380 --> 00:03:06,980
‫یاد گذشته‌ها که می‌کنم، می‌بینم با اینکه سنت
‫ از من بیشتره خیلی باهات بی‌پروا و خودمونی برخورد کردم.

44
00:03:06,980 --> 00:03:08,490
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

45
00:03:08,490 --> 00:03:10,070
‫بی‌خیال، به دل نگرفتم.

46
00:03:10,070 --> 00:03:12,170
‫من این‌جا تازه ۱۸ سالمه.

47
00:03:12,460 --> 00:03:14,540
‫می‌تونم بپرسم قبلاً چند سالت بود؟

48
00:03:14,540 --> 00:03:19,170
‫سی و... ولش کن، اصلاً بیا در مورد سن حرف نزنیم.

49
00:03:19,170 --> 00:03:21,030
‫لازمم نیست این‌قدر لفظ قلم و باادب باشی.

50
00:03:21,030 --> 00:03:22,700
‫بذار رابطه‌مون همون‌طوری که بود بمونه.

51
00:03:23,120 --> 00:03:24,010
‫چشم.

52
00:03:28,320 --> 00:03:31,470
‫حتماً شنیدی، ولی وضعیت مریضی‌ت...

53
00:03:31,470 --> 00:03:33,920
‫هیچ‌وقت خوب نمی‌شه. می‌دونم.

54
00:03:35,650 --> 00:03:40,490
‫گیاه سوکاس فقط می‌تونه موقتاً مانای توی بدنشو پاکسازی کنه،

55
00:03:40,490 --> 00:03:43,620
‫ولی در نهایت دوباره مانا توی بدنش جمع می‌شه.

56
00:03:43,950 --> 00:03:48,740
‫نمی‌تونه توی این دنیا زندگی کنه، ولی با مانا در تماس نباشه.

57
00:03:50,230 --> 00:03:53,910
‫ناناهوشی، تو حتماً باید برگردی به خونه‌ت.

58
00:03:53,910 --> 00:03:56,040
‫نباید توی این دنیا بمیری.

59
00:03:57,580 --> 00:03:58,740
‫درسته.

60
00:03:58,740 --> 00:04:01,040
‫هر کمکی از دستم بربیاد برات انجام می‌دم.

61
00:04:08,670 --> 00:04:10,920
‫خـ ــ خیلی ممنونم.

62
00:04:14,150 --> 00:04:16,780
‫من... برمی‌گردم خونه.

63
00:04:16,780 --> 00:04:20,650
‫معلومه که برمی‌گردی. مطمئنم ثانیه‌شماری می‌کنی واسه برگشتن.

64
00:04:20,650 --> 00:04:24,870
‫منظورم این نیست، حرفم اینه که قبل از رفتنم
‫نمی‌تونم همه‌ی خوبی‌ها و زحماتت رو جبران کنم.

65
00:04:24,870 --> 00:04:27,260
‫زحمت و جبران رو بریز دور بابا.

66
00:04:27,260 --> 00:04:31,450
‫عــا... البته، خوشحال می‌شم هروقت نیاز داشتم بهم مشاوره بدی.

67
00:04:32,200 --> 00:04:33,460
‫باشه، حتماً.

68
00:04:35,890 --> 00:04:37,860
‫خب، اینم از این پس.

69
00:04:37,860 --> 00:04:39,080
‫مراقب خودت باش.

70
00:04:39,480 --> 00:04:42,380
‫چشم. واقعاً ازت ممنونم.

71
00:04:44,460 --> 00:04:50,590
‫و بعدش استادم یه جادوی بنفش رها کردن
‫که قشنگ آتوفه رو سوزوند و جزغاله کرد.

72
00:04:50,590 --> 00:04:55,730
‫جـــــدی؟ پس هنر و جادوی اون بوده
‫که آتوفه رو این‌قدر ضعیف و ناتوان کرده.

73
00:04:55,730 --> 00:04:58,520
‫خب... بعدش چی شد؟

74
00:04:58,520 --> 00:05:02,490
‫خب راستش، من درست توی اون لحظه بی‌هوش شدم، واسه همین—

75
00:05:02,490 --> 00:05:04,240
‫همگی مشغول چای خوردنین؟

76
00:05:04,240 --> 00:05:06,730
‫استــــــاد! بله دقیقاً!

77
00:05:06,730 --> 00:05:11,490
‫اعلی‌حضرت پروگیوس مایل بودن ماجرای نبردمون با آتوفه رو بشنون،

78
00:05:11,490 --> 00:05:14,520
‫برای همین داشتم داستان رو با جزئیات براشون تعریف می‌کردم.

79
00:05:14,520 --> 00:05:16,360
‫شنیدم چطور جنگیدی، رودئوس.

80
00:05:16,560 --> 00:05:21,470
‫ظاهراً جادوی تو بوده که آتوفه رو به این روز انداخته.

81
00:05:22,490 --> 00:05:25,750
‫هنوزم قیافه‌ی مضحک و خنده‌دارش جلوی چشممه.

82
00:05:25,750 --> 00:05:28,580
‫این‌قدر ازش متنفره یعنی؟

83
00:05:28,580 --> 00:05:30,170
‫خوشحال به نظر می‌رسین.

84
00:05:30,170 --> 00:05:35,540
‫اصلاً انتظار نداشتم همچین فرصتی برای انتقام‌گرفتن گیرم بیاد.

85
00:05:35,540 --> 00:05:37,530
‫انتقام، سرورم؟

86
00:05:37,530 --> 00:05:38,780
‫درسته.

87
00:05:38,960 --> 00:05:43,300
‫توی جنگ لاپلاس بارها روزگارم رو سیاه کرده بود.

88
00:05:43,300 --> 00:05:46,210
‫برنامه‌م این بود که بالأخره یه روزی حسابم رو باهاش صاف کنم،

89
00:05:46,210 --> 00:05:52,520
‫اما دوستم خدای شمال کالمن، جنگیدن
‫تا پای جون رو بین من و آتوفه ممنوع کرده بود.

90
00:05:52,520 --> 00:05:56,660
‫قبل از اینکه به خودم بیام، دیدم فرصت انتقامم
‫ از دست رفته و تقریباً ناامید شده بودم.

91
00:05:57,100 --> 00:06:00,540
‫اصلاً به خوابم هم نمی‌دیدم که اون خودش اولین ضربه رو بزنه.

92
00:06:01,130 --> 00:06:03,010
‫باید ازت تشکر کنم.

93
00:06:03,720 --> 00:06:05,500
‫کارت عالی بود.

94
00:06:05,500 --> 00:06:08,560
‫مشکلی با زیر پا گذاشتن قولتون ندارین؟

95
00:06:08,560 --> 00:06:11,180
‫کال مبارزه تا پای جون رو ممنوع کرده بود.

96
00:06:11,180 --> 00:06:15,030
‫مخالفتی با یه کتک مفصل و یه‌طرفه نداشت.

97
00:06:15,030 --> 00:06:17,940
‫تازه، کشتن اون به این چیزها بند نیست.

98
00:06:19,870 --> 00:06:23,390
‫انگار یه مقداری در موردت اشتباه قضاوت کرده بودم.

99
00:06:23,390 --> 00:06:26,830
‫مثل اینکه باید یه پاداشی چیزی بهت بدم.

100
00:06:26,830 --> 00:06:28,110
‫پاداش...

101
00:06:30,630 --> 00:06:36,360
‫امکانش هست... چندتا تکنیک رزمی بهم یاد بدین، سرورم؟

102
00:06:37,630 --> 00:06:42,420
‫رویارویی با آتوفه رگ غیرتت رو جنبونده؟ یا نکنه هوا برت داشته؟

103
00:06:42,420 --> 00:06:47,930
‫نه، فقط... پیش خودم گفتم دلم می‌خواد انقدری
‫قدرت داشته باشم که از خانواده‌م محافظت کنم.

104
00:06:49,810 --> 00:06:53,800
‫راهی برای برقراری ارتباط با خودم بهت می‌دم.

105
00:06:54,130 --> 00:06:55,530
‫سیلواریل.

106
00:06:58,400 --> 00:07:01,590
‫از اون توی مکانی استفاده کن که پیوندی با من داشته باشه.

107
00:07:01,590 --> 00:07:06,160
‫«کلیرنایت» صدات رو می‌شنوه و آلمانفی میاد سراغت.

108
00:07:06,900 --> 00:07:10,780
‫یعنی منظورش اینه هروقت تو دردسر افتادم میاد نجاتم می‌ده؟

109
00:07:10,780 --> 00:07:15,610
‫بشین کنارمون. حتماً حرف‌های بیشتری برای گفتن هست.

110
00:07:16,480 --> 00:07:21,200
‫پروگیوس... وقتی باهاش آشنا شی می‌بینی آدم باحالی از آب درمیاد.

111
00:07:21,540 --> 00:07:25,330
‫اون‌قدری اطلاعات نداشتم که از خیلی حرفاش سر دربیارم،

112
00:07:25,680 --> 00:07:29,330
‫ولی صرفاً گوش دادن بهش حس کنجکاویمو قلقلک می‌داد.

113
00:07:29,330 --> 00:07:35,390
‫سرورم، در آینده‌ای نزدیک قصد داریم مجسمه‌های
‫ دست‌ساز استادم رو برای فروش بذاریم.

114
00:07:35,390 --> 00:07:38,350
‫با یه نظر صادقانه و رُک مفتخرمون می‌کنید؟

115
00:07:40,070 --> 00:07:44,560
‫با اینکه می‌دونی چقدر از شیاطین بیزارم اینو می‌پرسی؟

116
00:07:44,560 --> 00:07:48,230
‫باید می‌دونستم که با یه نگاه متوجهش می‌شید، سرورم.

117
00:07:48,700 --> 00:07:53,430
‫زانوبا هم مثل من باید بدونه پروگیوس چشم دیدن شیاطینو نداره.

118
00:07:53,430 --> 00:07:54,900
‫هدفش چیه یعنی؟

119
00:07:54,900 --> 00:07:58,860
‫می‌خوای همچین چیزی رو بفروشی؟ بهتره تجدیدنظر کنی.

120
00:07:59,190 --> 00:08:05,010
‫اما سرورم، شخصِ خودتون به الگوی این مجسمه مدیون هستید.

121
00:08:05,010 --> 00:08:06,370
‫من، به این مدیونم؟

122
00:08:10,180 --> 00:08:13,880
‫نکنه منظورت اینه که این... رویجرد اسپردیاست؟

123
00:08:13,880 --> 00:08:16,110
‫دقیقاً همین‌طوره، سرورم.

124
00:08:16,110 --> 00:08:19,610
‫شما با بزرگواری ماجرای نبرد نهایی با لاپلاس رو برام تعریف کردید.

125
00:08:19,950 --> 00:08:25,490
‫توی همون نبرد، همین رویجرد بود که به کمک شما و یارهاتون اومد.

126
00:08:25,750 --> 00:08:31,740
‫طبیعتاً، بیزاری و تنفر شما از شیاطین رو کاملاً درک می‌کنم، سرورم.

127
00:08:31,740 --> 00:08:37,400
‫هرچند، اگه هنر دست استادم به گوش
‫بقیه برسه غوغایی توی دنیای هنر به پا می‌کنه.

128
00:08:37,400 --> 00:08:39,820
‫دلتون نمی‌خواد شاهدش باشید؟

129
00:08:39,820 --> 00:08:43,040
‫که ببینید دنیایی به این قشنگی غرق در آثار هنری شده؟

130
00:08:43,040 --> 00:08:48,400
‫من از اسپردها متنفرم. اون‌ها بدون
‫استثنا آدم‌های بی‌گناه رو قتل عام کردن.

131
00:08:48,400 --> 00:08:53,420
‫با این‌حال، اگه رویجرد نبود جونم رو از دست می‌دادم.

132
00:08:53,780 --> 00:08:56,610
‫ولی با این وجود... هـــــوم...

133
00:08:57,260 --> 00:09:01,940
‫سرورم، رویجرد از کارهایی که کرده پشیمونه.

134
00:09:01,940 --> 00:09:03,570
‫واقعاً؟

135
00:09:03,570 --> 00:09:10,320
‫لاپلاس فریبش داد تا آبروی مردمش رو
‫ببره و خانواده‌ی خودش رو به قتل برسونه.

136
00:09:10,320 --> 00:09:11,830
‫کار لاپلاس بود، ها؟

137
00:09:12,230 --> 00:09:17,820
‫اون از لاپلاس متنفره و داره دور دنیا
‫سفر می‌کنه تا نام نیکِ قبیله‌ش رو برگردونه.

138
00:09:18,160 --> 00:09:21,580
‫این مجسمه‌ها توی این مسیر بهش کمک می‌کنن.

139
00:09:21,880 --> 00:09:24,830
‫به‌خاطر اونم که شده برکت و اجازه‌تون رو بهمون می‌دید؟

140
00:09:25,260 --> 00:09:29,400
‫شرف و آبروی اسپردها برام پشیزی ارزش نداره.

141
00:09:30,030 --> 00:09:33,220
‫ولی خب، بدهی‌هام رو باید بپردازم.

142
00:09:33,220 --> 00:09:35,340
‫اوووه.. یعنی منظورتون...

143
00:09:35,340 --> 00:09:36,940
‫هرکاری دوست دارین بکنین.

144
00:09:37,340 --> 00:09:39,420
‫از بزرگواری‌تون خیلی سپاسگزارم.

145
00:09:39,420 --> 00:09:42,440
‫بی‌نهایت سپاسگزارم، سرورم!

146
00:09:40,040 --> 00:09:44,570
‫اینم یه قدم دیگه برای برگردوندن اعتبار و آبروی اسپردها.

147
00:09:44,950 --> 00:09:47,190
‫فقط یکم صبر کن، رویجرد.

148
00:09:47,190 --> 00:09:48,680
‫راستی، استاد.

149
00:09:48,680 --> 00:09:52,650
‫چرا به پادشاه پروگیوس نشون نمی‌دین چطور مجسمه‌هاتون رو می‌سازین؟

150
00:09:52,650 --> 00:09:54,340
‫ساخت مجسمه‌هام؟

151
00:09:54,340 --> 00:09:55,720
‫چرا که نه؟

152
00:09:55,720 --> 00:09:58,030
‫جادوت برام جالبه.

153
00:09:58,520 --> 00:09:59,780
‫بسیار خب.

154
00:10:03,070 --> 00:10:04,940
‫این سیلواریله؟

155
00:10:05,370 --> 00:10:10,280
‫واقعاً شگفت‌زده شدم که کسی
‫جادوی خاک رو برای همچین هدفی به کار برده.

156
00:10:10,280 --> 00:10:13,570
‫هرچیزی که سفارش بدین براتون می‌سازم.

157
00:10:13,570 --> 00:10:17,810
‫جدی؟ اگه یه چیز باکیفیت و درست و حسابی ساختی، بیارش پیش خودم.

158
00:10:17,810 --> 00:10:19,680
‫از دستت می‌خرمش.

159
00:10:19,680 --> 00:10:21,230
‫اگه به این‌جور چیزها علاقه دارید،

160
00:10:21,230 --> 00:10:25,470
‫پادشاهی آسورا هم سنگ‌تراش‌های ماهری توی دل خودش داره.

161
00:10:25,470 --> 00:10:30,420
‫وقتی به تخت سلطنت برسم، به افتخارتون یه تندیس آماده می‌کنم.

162
00:10:31,270 --> 00:10:36,300
‫پشیزی به تندیس‌هایی که صرفاً برای ارضای
‫غرور و خودنمایی ساخته می‌شن اهمیت نمی‌دم.

163
00:10:37,490 --> 00:10:41,750
‫اگه به تخت بشینی، مطمئناً مسائل مهم‌تری برای رسیدگی داری، نه؟

164
00:10:42,160 --> 00:10:43,870
‫خـ ــ خب...

165
00:10:46,180 --> 00:10:48,250
‫آریل آنموی آسورا،

166
00:10:48,620 --> 00:10:51,530
‫از نظر تو پادشاه یعنی چی؟

167
00:10:51,530 --> 00:10:54,740
‫به نظرت مفهوم «یه پادشاه واقعی» چیه؟

168
00:10:54,740 --> 00:10:56,330
‫خب...

169
00:10:56,660 --> 00:11:02,060
‫پادشاه دانایی که به حرف وزیرهاش
‫گوش کنه، جایگاهشون رو درک کنه، و...

170
00:11:02,060 --> 00:11:03,280
‫فکر نکنم.

171
00:11:03,770 --> 00:11:09,870
‫دوستم گائونیس فریان آسورا یه پادشاه واقعی بود،
‫ولی سر سوزنی به این تعریفت شباهت نداشت.

172
00:11:10,250 --> 00:11:15,460
‫از اون‌هایی بود که از جنگ فراری بودن،
‫عاشق چشم‌چرونی به خدمتکارهای میکده بود...

173
00:11:15,460 --> 00:11:17,650
‫اون یه همچین آدمی بود.

174
00:11:18,260 --> 00:11:22,310
‫اما مهم‌ترین خصلت یه پادشاه رو توی وجودش داشت.

175
00:11:22,670 --> 00:11:27,480
‫به همین خاطر، اون رو یه پادشاه واقعی به حسا میارم.

176
00:11:28,330 --> 00:11:30,610
‫اون خصلت حیاتی چیه؟

177
00:11:30,610 --> 00:11:35,270
‫اگه تونستی با زبون خودت بهم بگی چیه، کمکت می‌کنم.

178
00:11:35,980 --> 00:11:39,540
‫گرفتم. داره آریل رو محک می‌زنه.

179
00:11:39,770 --> 00:11:43,350
‫رودئوس، تو می‌دونی چیه؟

180
00:11:43,350 --> 00:11:46,070
‫منظورتون اینه که چی باعث می‌شه یه شخص پادشاه باشه؟

181
00:11:48,430 --> 00:11:50,080
‫شخصاً...

182
00:11:50,680 --> 00:11:56,190
‫پادشاهی رو ترجیح می‌دم که خودش رو بذاره جای رعیتش.

183
00:11:56,190 --> 00:11:57,230
‫اوه؟

184
00:11:57,980 --> 00:12:01,400
‫جواب این مرد از مال تو خیلی بهتر بود.

185
00:12:03,130 --> 00:12:07,320
‫خوب بهش فکر کن، آریل آنموی آسورا.

186
00:12:11,780 --> 00:12:16,140
‫مهم‌ترین خصلتی که یه پادشاه باید داشته باشه...

187
00:12:20,400 --> 00:12:22,000
‫ما برگشتیم!

188
00:12:22,000 --> 00:12:24,850
‫اومدم! خوش اومدین!

189
00:12:25,850 --> 00:12:28,230
‫داداشی! آبجی سیلفی!

190
00:12:28,230 --> 00:12:29,140
‫ما اومدیم.

191
00:12:29,140 --> 00:12:30,960
‫تموم شد؟

192
00:12:30,960 --> 00:12:33,390
‫خانم ناناهوشی رو نجات دادین؟

193
00:12:33,710 --> 00:12:34,790
‫یا اینکه—

194
00:12:34,790 --> 00:12:36,650
‫دوتاتون خوش برگشتین.

195
00:12:37,050 --> 00:12:38,400
‫ما اومدیم.

196
00:12:38,400 --> 00:12:41,320
‫حالت خوبه، سیلفی؟

197
00:12:41,320 --> 00:12:44,790
‫آره. ببخشید که دست‌تنها گذاشتمت.

198
00:12:44,790 --> 00:12:46,080
‫حرفشم نزن.

199
00:12:46,080 --> 00:12:50,440
‫راستش... اولش قرار بود من زودتر بیام خونه.

200
00:12:50,950 --> 00:12:54,220
‫حدس می‌زنم همه‌چی خوب پیش رفته، نه؟

201
00:12:54,220 --> 00:12:57,450
‫آره. بعداً همه‌چیو برات تعریف می‌کنم.

202
00:12:57,450 --> 00:12:59,330
‫ولی قبلش...

203
00:13:01,530 --> 00:13:02,670
‫من برگشتم.

204
00:13:04,610 --> 00:13:06,100
‫خوش اومدی.

205
00:13:09,310 --> 00:13:12,910
‫خلاصه فعلاً خطر از بیخ گوش ناناهوشی گذشت.

206
00:13:13,310 --> 00:13:18,750
‫اما درباره‌ی وضعیت مامان، تنها چیزی
‫که فهمیدیم اینه که احتمالاً یه جور نفرینه.

207
00:13:19,090 --> 00:13:20,220
‫شرمنده‌.

208
00:13:20,530 --> 00:13:23,200
‫همینم پیشرفت خیلی بزرگیه.

209
00:13:23,480 --> 00:13:28,630
‫می‌خوام بازم به قلعه‌ی معلق سر بزنم و دنبال درمانش بگردم.

210
00:13:28,630 --> 00:13:33,120
‫منم برای محافظت از شاهدخت آریل احتمالاً یه مدت نیستم.

211
00:13:33,370 --> 00:13:34,720
‫فهمیدم.

212
00:13:34,720 --> 00:13:36,700
‫اصلاً نگران این‌جا نباشین.

213
00:13:37,000 --> 00:13:38,220
‫ببخشید واقعاً.

214
00:13:38,220 --> 00:13:40,950
‫هروقت که تونستم برمی‌گردم میام خونه.

215
00:13:40,950 --> 00:13:42,880
‫لوسی رو می‌سپرم به خودت.

216
00:13:42,880 --> 00:13:45,920
‫خونه رو هم بسپارید به من.

217
00:13:45,920 --> 00:13:47,460
‫خیلی ممنونم.

218
00:13:49,040 --> 00:13:52,970
‫اینم از گزارش. بازم خبر جدیدی شد بهتون می‌گم.

219
00:13:57,740 --> 00:14:03,530
‫تو همین مدت کوتاهی که رفتیم پیش پروگیوس، کلی اتفاق افتاد.

220
00:14:03,910 --> 00:14:06,880
‫ناناهوشی غش کرد، رفتیم قاره‌ی شیاطین،

221
00:14:06,880 --> 00:14:09,850
‫کیشیریکا رو دیدیم، آتوفه رو فشاری کردیم...

222
00:14:12,430 --> 00:14:14,020
‫ولی جدی خیلی خرزور بود.

223
00:14:16,180 --> 00:14:19,620
‫منم دیگه باید... کم‌کم قوی‌تر بشم.

224
00:14:20,180 --> 00:14:26,000
‫از این نظر، شاگردی کردن پیش پروگیوس قدم درستیه.

225
00:14:27,040 --> 00:14:29,920
‫دیگه... چی بود؟

226
00:14:31,190 --> 00:14:36,300
‫انقدر ذهنم درگیره که همه‌ش مسائل قدیمی رو یادم می‌ره.

227
00:14:36,300 --> 00:14:39,950
‫اگه همین‌طوری پیش بره، اشتباهات قبلیمو دوباره تکرار می‌کنم.

228
00:14:40,540 --> 00:14:42,900
‫فهمیدم. دفتر خاطرات می‌نویسم.

229
00:14:42,900 --> 00:14:45,870
‫همین الان می‌نویسم. وقت تلف کردن فایده نداره.

230
00:14:57,740 --> 00:14:58,750
‫بفرما.

231
00:15:00,670 --> 00:15:00,800
دفترچه خاطرات

232
00:15:00,800 --> 00:15:00,920
دفترچه خاطرات

233
00:15:00,800 --> 00:15:00,920
رودئوس گری‌رت

234
00:15:00,920 --> 00:15:01,050
دفترچه خاطرات

235
00:15:00,920 --> 00:15:01,050
رودئوس گری‌رت

236
00:15:01,050 --> 00:15:02,800
دفترچه خاطرات

237
00:15:01,050 --> 00:15:01,170
رودئوس گری‌رت

238
00:15:01,170 --> 00:15:02,800
رودئوس گری‌رت

239
00:15:03,340 --> 00:15:06,060
‫خب، از کجا شروع کنم؟

240
00:15:06,950 --> 00:15:09,660
‫چندوقت شده که خاطره ننوشتم؟

241
00:15:09,670 --> 00:15:16,730
‫امروز تصمیم گرفتم خاطره بنویسم...
‫بگذریم، این چند روز گذشته...

242
00:15:10,270 --> 00:15:13,100
‫امیدوارم این دفعه واقعاً ادامه‌ش بدم و ولش نکنم.

243
00:15:23,320 --> 00:15:24,280
‫سلام!

244
00:15:24,940 --> 00:15:26,150
‫بازم تویی؟

245
00:15:26,870 --> 00:15:29,660
‫انگار خوابم برده پس.

246
00:15:29,660 --> 00:15:31,120
‫مشتاق دیدار.

247
00:15:31,120 --> 00:15:36,830
‫آره. سه سال آزگار مشغول ماجراجویی بودم و حتی یه بارم پیدات نشد.

248
00:15:36,830 --> 00:15:39,740
‫می‌دونم اون موقع اوضاع روحی و حالم تعریفی نداشت، ولی...

249
00:15:39,740 --> 00:15:40,970
‫گل گفتی.

250
00:15:40,970 --> 00:15:45,840
‫در عوض، این اواخر حسابی رو دور افتاده بودی.

251
00:15:45,840 --> 00:15:49,760
‫خب آره. ازدواج کردم، خانواده‌ای دارم که عاشقشونم.

252
00:15:49,760 --> 00:15:53,360
‫اوضاعم این‌قدر خوبه که با زندگی قبلیم اصلاً قابل مقایسه نیست.

253
00:15:53,760 --> 00:15:56,340
‫تازه با پروگیوس هم آشنا شدی.

254
00:15:56,340 --> 00:15:59,370
‫آها، پروگیوس؟ آدم خفنیه، نه؟

255
00:15:59,370 --> 00:16:01,440
‫آتوفه هم که حسابی ازت خوشش اومده.

256
00:16:01,440 --> 00:16:05,490
‫می‌دونی، واقعاً ترجیح می‌دادم ازم خوشش نیاد.

257
00:16:05,490 --> 00:16:09,740
‫اگه روکسی اون جادوی آبِ سطح پادشاه رو
‫یادم نداده بود وضع خراب بود.

258
00:16:09,740 --> 00:16:12,780
‫راست می‌گی. اون جادوت منم حسابی شوکه کرد.

259
00:16:12,780 --> 00:16:18,630
‫کم پیش میاد جادویی ببینی که «هاله‌ی نبرد»
‫رو نادیده می‌گیره و بدن رو فلج کنه.

260
00:16:18,630 --> 00:16:21,080
‫هاله‌ی نبرد؟ اون چیه دیگه؟

261
00:16:21,330 --> 00:16:26,090
‫یه روش استفاده از مانای داخل بدنه
‫که توانایی‌های جسمانی رو تقویت می‌کنه.

262
00:16:26,090 --> 00:16:32,230
‫استاد شدن توش باعث می‌شه سریع‌تر
‫حرکت کنی و کم‌تر هم آسیب می‌بینی.

263
00:16:32,230 --> 00:16:36,440
‫شنیدم وقتی بدنت رو تمرین بدی، این توانایی همین‌طوری پیداش می‌شه.

264
00:16:36,440 --> 00:16:40,970
‫منم بدنم رو تمرین دادم، ولی همچین چیزی برام فعال نشده.

265
00:16:40,970 --> 00:16:42,870
‫پیش میاد دیگه.

266
00:16:42,870 --> 00:16:46,180
‫بعضیا هرچقدرم پا بزنن و تمرین کنن، نمی‌تونن هاله تولید کنن.

267
00:16:46,430 --> 00:16:48,200
‫همه‌ش به استعداد بستگی داره.

268
00:16:48,610 --> 00:16:50,260
‫ممنون بابت یادآوریت.

269
00:16:50,260 --> 00:16:52,190
‫حالا انقدر ناامید نشو.

270
00:16:52,190 --> 00:16:58,290
‫تو جادویی داری که می‌تونه هاله رو نادیده بگیره.
‫حتی روی اورستد هم باید جواب بده.

271
00:16:58,290 --> 00:16:59,870
‫واقعاً جواب می‌ده؟

272
00:16:59,870 --> 00:17:02,960
‫الو، اصلاً دلم نمی‌خواد با اورستد دربیفتم.

273
00:17:02,960 --> 00:17:04,560
‫باهاشم مشکلی ندارم.

274
00:17:04,560 --> 00:17:05,720
‫عجب، که این‌طور.

275
00:17:05,720 --> 00:17:09,420
‫راستی یادم اومد. سر قضیه‌ی بگاریت بهت مدیونم.

276
00:17:09,790 --> 00:17:12,530
‫نمی‌تونم منکر این بشم که پشیمونی‌هایی دارم،

277
00:17:12,530 --> 00:17:17,550
‫ولی با اینکه به توصیه‌ت گوش نکردم، قضیه ختم‌به‌خیر شد.

278
00:17:17,550 --> 00:17:20,220
‫خب، انتخاب خودت بود.

279
00:17:20,220 --> 00:17:25,040
‫صرفاً محض کنجکاوی می‌پرسم... ولی اگه نمی‌رفتم چی می‌شد؟

280
00:17:25,040 --> 00:17:26,280
‫اگه نمی‌رفتی،

281
00:17:26,280 --> 00:17:31,440
‫پدرت یه راهی پیدا می‌کرد بدون اینکه خودش بمیره مادرت رو نجات بده.

282
00:17:31,440 --> 00:17:38,090
‫تو هم با هر دوتا شاهدخت نژاد نیمه‌انسان ازدواج
‫می‌کردی و به خوبی و خوشی زندگی می‌کردی.

283
00:17:38,440 --> 00:17:40,170
‫داری شوخی می‌کنی.

284
00:17:40,170 --> 00:17:43,380
‫یعنی پائول به‌خاطر این مُرد که من رفتم پیشش؟

285
00:17:43,610 --> 00:17:45,050
‫دقیقاً.

286
00:17:45,050 --> 00:17:51,620
‫چون تو اون‌جا بودی اوضاع خراب شد و
‫اون سعی کرد جلوت خودی نشون بده، یادت نمیاد؟

287
00:17:51,950 --> 00:17:55,130
‫نه... یه لحظه... ولی آخه...

288
00:17:55,130 --> 00:17:59,390
‫اگه کارو به خودش می‌سپردی، مادرتو نجات می‌داد.

289
00:17:59,390 --> 00:18:01,410
‫البته که شامل روکسی هم می‌شد.

290
00:18:02,250 --> 00:18:04,730
‫باور کردنش خیلی سخته.

291
00:18:04,730 --> 00:18:07,020
‫زیادی رویایی به نظر می‌رسه، می‌دونی؟

292
00:18:07,020 --> 00:18:11,310
‫شاید. ولی سرنوشت همینه دیگه.

293
00:18:11,580 --> 00:18:13,260
‫جدی؟

294
00:18:13,260 --> 00:18:15,880
‫پس بدون من اوضاع بهتر پیش می‌رفت.

295
00:18:16,370 --> 00:18:19,570
‫لعنتی. شنیدنش حالمو گرفت.

296
00:18:19,870 --> 00:18:21,480
‫دیگه کار از کار گذشته.

297
00:18:22,350 --> 00:18:25,830
‫راست می‌گی. پشیمونی چیزی رو عوض نمی‌کنه.

298
00:18:26,270 --> 00:18:28,880
‫الان حس خوشبختی دارم.

299
00:18:29,240 --> 00:18:33,330
‫شاید انتخاب غلطی کرده باشم، ولی خوشبختیم یه واقعیته.

300
00:18:33,690 --> 00:18:37,840
‫از دید من، همه‌چیزم برام بد تموم نشد.

301
00:18:37,840 --> 00:18:39,300
‫همیشه خوش‌بینی.

302
00:18:39,810 --> 00:18:42,470
‫راستی، امروز چه خبره؟

303
00:18:42,470 --> 00:18:44,540
‫اومدی باز نصیحتم کنی؟

304
00:18:44,540 --> 00:18:48,160
‫نه، بیشتر اومدم یه خواهشی ازت بکنم.

305
00:18:48,160 --> 00:18:50,360
‫خواهش؟ این یکی جدیده.

306
00:18:50,360 --> 00:18:53,350
‫حتی منم هرازگاهی به یه کمکی نیاز پیدا می‌کنم.

307
00:18:53,780 --> 00:18:55,330
‫خب، باشه مشکلی نیست.

308
00:18:55,330 --> 00:19:00,570
‫داشتم فکر می‌کردم بد نیست گهگاهی به توصیه‌هات گوش بدم.

309
00:19:00,570 --> 00:19:02,020
‫اوه، جدی؟

310
00:19:02,020 --> 00:19:04,040
‫از شنیدنش خوشحال شدم.

311
00:19:04,040 --> 00:19:06,760
‫خب... آخه خیلی جاها کمکم کردی.

312
00:19:06,760 --> 00:19:09,580
‫تازه، شرمنده که قبلاً بهت شک داشتم.

313
00:19:09,580 --> 00:19:12,100
‫خیر سرم خداما.

314
00:19:12,100 --> 00:19:15,630
‫خوشم نمیاد تفریحم سر کار گذاشتن مردم باشه.

315
00:19:15,870 --> 00:19:17,010
‫منطقیه.

316
00:19:17,400 --> 00:19:19,720
‫خب، باید چی‌کار کنم؟

317
00:19:19,720 --> 00:19:21,310
‫چیز خاصی نیست.

318
00:19:21,840 --> 00:19:26,680
‫می‌خوام یه سر بری زیرزمین خونه‌ت و ببینی چیز غیرعادی‌ای هست یا نه.

319
00:19:26,680 --> 00:19:30,220
‫اگه چیزی پیدا نکردی، قضیه همین‌جا تموم می‌شه.

320
00:19:30,220 --> 00:19:33,150
‫غیرعادی یعنی چی؟ چرا؟

321
00:19:33,530 --> 00:19:35,360
‫نه، حله فهمیدم.

322
00:19:35,360 --> 00:19:39,260
‫این‌دفعه بدون سوال‌پیچ کردنت انجامش می‌دم.

323
00:19:40,100 --> 00:19:41,480
‫جدی؟

324
00:19:47,440 --> 00:19:49,400
‫ممنونم.

325
00:20:00,220 --> 00:20:02,490
‫سیلفی روم پتو انداخته یا روکسی؟

326
00:20:03,360 --> 00:20:05,400
‫باید بیدارم می‌کردن.

327
00:20:11,360 --> 00:20:11,480
دفترچه خاطرات

328
00:20:11,360 --> 00:20:11,480
رودئوس گری‌رت

329
00:20:11,480 --> 00:20:11,610
دفترچه خاطرات

330
00:20:11,480 --> 00:20:11,610
رودئوس گری‌رت

331
00:20:11,610 --> 00:20:12,980
دفترچه خاطرات

332
00:20:11,610 --> 00:20:12,980
رودئوس گری‌رت

333
00:20:12,970 --> 00:20:14,490
‫خب—

334
00:20:15,460 --> 00:20:17,220
‫چه سوزی میاد.

335
00:20:17,690 --> 00:20:20,980
‫قرار بود زیرزمینو چک کنم، درسته؟

336
00:20:20,980 --> 00:20:23,040
‫نصیحت عجیبی بود، ولی بی‌خیال.

337
00:20:23,970 --> 00:20:27,520
‫نکنه بلایی سر گنجینه‌ی مقدسم اومده باشه.

338
00:20:27,520 --> 00:20:29,530
‫نه بابا، عمراً.

339
00:20:41,460 --> 00:20:43,110
‫حتماً توهم زدم.

340
00:20:45,510 --> 00:20:47,320
‫کور خوندی!

341
00:20:47,740 --> 00:20:48,960
‫الکی مثلًا—

342
00:20:53,260 --> 00:20:56,350
‫موفق... شدم؟

343
00:20:57,880 --> 00:21:01,230
‫نه، می‌بینم که شکست خوردم.

344
00:21:01,900 --> 00:21:04,580
‫معلوم بود که کار نمی‌کنه.

345
00:21:04,580 --> 00:21:06,230
‫تــ ــ تو کی هستی؟

346
00:21:07,520 --> 00:21:10,170
‫نکنه... هیتوگامی، خودتی؟

347
00:21:12,690 --> 00:21:15,300
‫نرو تو زیرزمین.

348
00:21:15,300 --> 00:21:18,580
‫هیتوگامی فریبت داده.

349
00:21:18,580 --> 00:21:22,800
‫یه لحظه وایسا. اصلاً تو کی هستی؟

350
00:21:22,800 --> 00:21:24,710
‫چطوری اومدی این‌جا؟

351
00:21:25,860 --> 00:21:27,070
‫من...

352
00:21:29,800 --> 00:21:31,470
‫ اسم من...

353
00:21:37,200 --> 00:21:41,640
‫اسمی بود که تو این دنیا هیچ‌کس جز خودم نمی‌دونست.

354
00:21:42,440 --> 00:21:46,310
‫اسمی که قرار بود با خودم به گور ببرم.

355
00:21:46,950 --> 00:21:49,100
‫اسمی که حتی نمی‌خواستم به یاد بیارم.

356
00:21:49,690 --> 00:21:52,770
‫اسم کسی که اصلاً تو این دنیا وجود خارجی نداره.

357
00:21:53,540 --> 00:21:54,540
‫اون...

358
00:21:55,380 --> 00:21:57,250
‫اسمم توی زندگی قبلیم بود.

359
00:21:58,060 --> 00:21:59,050
‫من...

360
00:22:00,130 --> 00:22:01,690
‫از آینده اومدم.

361
00:22:02,000 --> 00:22:05,000
قسمت ۱۱

نقطه‌ی عطف ۴

362
00:22:05,020 --> 00:22:15,020
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

363
00:23:35,020 --> 00:23:40,020
قسمت بعد

364
00:23:35,480 --> 00:23:40,020
یک پـایـان و یــک آغــــاز
