1
00:00:03,450 --> 00:00:06,500
‫از وقتی ناناهوشی بی‌هوش شد، سه روز می‌گذره.

2
00:00:07,350 --> 00:00:11,550
‫هنوز به هوش نیومده و نمی‌دونیم چرا خون بالا آورد.

3
00:00:12,290 --> 00:00:18,290
‫«یوروزوی کفاره» قدرت انتقال سلامتی و سرزندگی رو داره،

4
00:00:18,290 --> 00:00:21,080
‫و به‌نظر میاد می‌تونه بیشتر بیماری‌ها رو درمان کنه.

5
00:00:21,870 --> 00:00:26,530
‫سیلفی اعتقاد داره ناناهوشی به‌خاطر جادوی اون بی‌هوش شده.

6
00:00:27,330 --> 00:00:32,250
‫احساس گناه می‌کنه و نمی‌ذاره کس دیگه‌ای توی روند درمان کمک کنه.

7
00:00:32,250 --> 00:00:36,670
‫امیدوارم به خاطر جفتشون هم
‫که شده ناناهوشی زودتر خوب بشه. ولی بازم...

8
00:00:38,880 --> 00:00:41,320
‫کارووانته، اوضاع چطوره؟

9
00:00:41,320 --> 00:00:45,440
‫به‌جز جادوی سم‌زدایی، هیچ اثری از دخالت عوامل بیرونی دیده نمی‌شه.

10
00:00:45,830 --> 00:00:49,690
‫جریان مانا توی بدنش راکد به‌نظر میاد،

11
00:00:49,690 --> 00:00:51,020
‫اما دلیلش رو نمی‌دونم.

12
00:00:51,540 --> 00:00:53,280
‫پس آرشیو رو بگردید.

13
00:00:53,280 --> 00:00:54,200
‫اطاعت!

14
00:00:54,460 --> 00:00:56,170
‫مـ... منم کمک می‌کنم.

15
00:00:56,170 --> 00:00:57,160
‫لازم نکرده.

16
00:00:58,040 --> 00:01:00,400
‫غریبه‌ها حق ورود به آرشیوم رو ندارن.

17
00:01:00,420 --> 00:01:07,420
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

18
00:01:08,200 --> 00:01:10,620
‫به‌ نظرت... ناناهوشی خوب می‌شه؟

19
00:01:11,190 --> 00:01:14,150
‫هرچیزی خواست میلیسِ بزرگ باشه همون می‌شه.

20
00:01:19,280 --> 00:01:25,050
‫یه‌بار یه فیلم دیدم که توش موجودات فضایی
‫اومدن زمین و یه سرماخوردگی ساده همه‌شون رو کشت.

21
00:01:26,380 --> 00:01:29,070
‫یعنی اونم... ممکنه بمیره؟

22
00:01:32,780 --> 00:01:35,730
‫ماهیت بیماریِ دوشیزه ناناهوشی رو پیدا کردیم.

23
00:01:36,200 --> 00:01:37,760
‫به «سندروم دراین» مبتلا شدن.

24
00:01:38,270 --> 00:01:43,630
‫این بیماری برمی‌گرده به گذشته‌های دور،
‫زمانی که آدم‌ها مانای خیلی کمتری نسبت به الان داشتن.

25
00:01:44,030 --> 00:01:50,290
‫کسایی که نمی‌تونستن مانای وارد شده به
‫بدنشون رو خنثی کنن، بدون استثنا می‌مردن.

26
00:01:50,290 --> 00:01:51,790
‫یا حداقل اسناد این‌طور می‌گن.

27
00:01:51,790 --> 00:01:55,930
‫این که... با وضعیت فعلی ناناهوشی کاملاً همخونی داره.

28
00:01:56,520 --> 00:01:58,180
‫درمانی هم داره؟

29
00:01:58,380 --> 00:01:59,780
‫اطلاعی ندارم.

30
00:01:59,780 --> 00:02:02,500
‫فقط، گفته شده که این بیماری...

31
00:02:02,500 --> 00:02:06,190
‫۷۰۰۰ سال پیش با قوی‌تر شدن مانای مردم ریشه‌کن شد.

32
00:02:06,480 --> 00:02:10,810
‫برمی‌گرده به دوره‌ی اولین جنگ بین انسان‌ها و شیاطین.

33
00:02:11,460 --> 00:02:13,680
‫خب، حالا قصد دارید چی‌کار کنید؟

34
00:02:13,680 --> 00:02:19,070
‫به «اسکرکوتِ زمان» دستور می‌دم
‫جریان زمان رو برای ناناهوشی متوقف کنه.

35
00:02:19,070 --> 00:02:23,450
‫توی این‌مدت، کسایی که روی زمینن می‌تونن دنبال درمانش بگردن.

36
00:02:23,720 --> 00:02:27,370
‫قطعاً نفوذ و اعتبار جنابعالی می‌تونه توی این راه کمک کنه، درسته؟

37
00:02:27,370 --> 00:02:30,700
‫من و ناناهوشی فقط یه معامله با هم داشتیم.

38
00:02:30,700 --> 00:02:34,840
‫برای نجات دادنش خودم رو مدیون کسی نمی‌کنم.

39
00:02:36,310 --> 00:02:38,330
‫سوءتفاهم نشه.

40
00:02:38,330 --> 00:02:42,110
‫اون مهمون منه؛ حداقل کاری که از دستم برمیاد رو براش انجام می‌دم.

41
00:02:42,580 --> 00:02:45,050
‫اما قرار نیست سنگ تموم بذارم.

42
00:02:45,050 --> 00:02:51,490
‫من فقط برای این هدف زنده‌ام که اگه روزی
‫لاپلاس دوباره برگشت، پیداش کنم و شکستش بدم.

43
00:02:51,710 --> 00:02:53,760
‫لاپلاس «دوباره برمی‌گرده»؟

44
00:02:53,760 --> 00:02:56,600
‫یعنی اون طلسم و مهر و موم تا ابد دووم نمیاره؟

45
00:02:56,600 --> 00:02:59,580
‫وقتی برگرده چه اتفاقی میفته؟

46
00:02:59,580 --> 00:03:05,860
‫شناختی که ازش دارم نشون می‌ده دوباره
‫شیاطین رو برای نابودی نسل بشر رهبری می‌کنه.

47
00:03:08,090 --> 00:03:10,630
‫در واقع چون همه‌ی تمرکزش روی اونه،

48
00:03:10,630 --> 00:03:14,130
‫حاضر نیست بیش از حد خودش رو برای کمک به ما به زحمت بندازه.

49
00:03:14,130 --> 00:03:16,130
‫یعنی می‌خوای ناناهوشی رو به امون خدا رها کنی؟!

50
00:03:16,470 --> 00:03:18,760
‫نگفتم قراره رهاش کنم به امون خدا.

51
00:03:18,760 --> 00:03:23,370
‫دروغه! می‌دونم کسی با جایگاه شما راحت می‌تونه درمانش رو پیدا کنه!

52
00:03:24,970 --> 00:03:28,150
‫قادر بودن به معنی موظف بودن نیست.

53
00:03:28,150 --> 00:03:32,430
‫معلومه که هست! قوی‌ترها وظیفه دارن به ضعیف‌ترها کمک کنن!

54
00:03:33,400 --> 00:03:36,810
‫عقاید مزخرف و نفرت‌انگیز میلیسی‌ت رو به من تحمیل نکن.

55
00:03:36,810 --> 00:03:37,950
‫چی گفتی؟!

56
00:03:37,950 --> 00:03:41,020
‫حرفات دقیقاً مصداق اینه که ناناهوشی رو بندازی جلوی گرگ‌ها!

57
00:03:41,390 --> 00:03:42,990
‫اگه قراره کمک کنی، تا تهشـ ــ

58
00:03:42,990 --> 00:03:43,740
‫بس کن!

59
00:03:44,440 --> 00:03:47,010
‫می‌فهمم چه حسی داری، ولی خودت رو کنترل کن.

60
00:03:47,370 --> 00:03:50,690
‫نمی‌خوام سر یه همچین چیزی از دستت بدم.

61
00:03:57,910 --> 00:04:01,530
‫اگه اعتراضی داری، پیشنهاد می‌کنم خودت دست به کار شی.

62
00:04:01,530 --> 00:04:04,090
‫قطعاً خدای خودت هم همینو می‌گه.

63
00:04:04,090 --> 00:04:08,180
‫فکر کنم می‌گه: «برای کمک گرفتن به دیگران وابسته نباش»، درسته؟

64
00:04:11,890 --> 00:04:14,150
‫می‌خوام ناناهوشی رو نجات بدم.

65
00:04:14,150 --> 00:04:17,320
‫ولی خب، حتی پروگیوس هم محدودیت‌های خودش رو داره.

66
00:04:17,560 --> 00:04:20,220
‫ولی آخه... چه کاری از من برمیاد؟

67
00:04:24,570 --> 00:04:25,830
‫با اجازه‌تون.

68
00:04:27,360 --> 00:04:30,170
‫دوشیزه ناناهوشی به هوش اومدن.

69
00:04:37,730 --> 00:04:39,190
‫حالت خوبه؟

70
00:04:43,580 --> 00:04:45,840
‫به نظرت حالم خوبه؟

71
00:04:50,480 --> 00:04:54,600
‫بهم گفتن... بیماری‌ای که گرفتم درمانی نداره.

72
00:04:54,600 --> 00:04:59,000
‫ولی لاعلاج نیست. فقط الان نمی‌دونیم چطور درمانش کنیم!

73
00:04:59,000 --> 00:05:02,230
‫دقیقاً. فقط کافیه درمانش رو پیدا کنیم.

74
00:05:02,230 --> 00:05:04,420
‫نباید امیدت رو از دست بدی.

75
00:05:03,570 --> 00:05:09,740
‫دلگرمی‌های الکی و کلیشه‌ای آخرین چیزیه
‫که یه آدم با درد و رنج واقعی می‌خواد بشنوه.

76
00:05:04,420 --> 00:05:09,330
‫وقتی حالت خوب نیست، ناامیدی فقط روند بهبودی رو سخت‌تر می‌کنه.

77
00:05:12,880 --> 00:05:15,240
‫نمی‌دونم چی بگم.

78
00:05:28,950 --> 00:05:34,250
‫فکر کنم از همون اولم آدم سالم و سلامتی نبودم.

79
00:05:34,930 --> 00:05:41,370
‫نه اینکه همه‌ش مریض باشم، ولی حداقل
‫سالی یه‌بار یه سرماخوردگیِ سفت‌وسخت می‌گرفتم.

80
00:05:41,980 --> 00:05:46,370
‫پزشکی هم که توی این دنیا هیچ پیشرفتی نکرده، می‌دونی؟

81
00:05:46,370 --> 00:05:51,370
‫می‌دونم جادو دارن، ولی حتی زخم‌ها رو هم ضدعفونی نمی‌کنن.

82
00:05:52,000 --> 00:05:56,520
‫خیلی‌ها به‌خاطر همین قضیه جونشون رو از دست می‌دن.

83
00:05:56,520 --> 00:05:57,920
‫مسخره‌ست، نه؟

84
00:05:59,910 --> 00:06:07,010
‫من... از وقتی فهمیدم جادو بلد نیستم خیلی حواسم رو جمع کردم.

85
00:06:07,500 --> 00:06:10,250
‫آخه... پیش خودم فکر کردم اگه مریض بشم،

86
00:06:11,440 --> 00:06:15,500
‫احتمالاً... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست حالم خوب بشه.

87
00:06:16,260 --> 00:06:20,050
‫به‌هرحال، اصلاً هیچی توی این دنیا سر جاش نیست و منطقی نداره.

88
00:06:20,050 --> 00:06:23,510
‫کل وجودش قوانین فیزیک رو نقض می‌کنه.

89
00:06:23,770 --> 00:06:29,410
‫منظورم اینه که حتی خودمم
‫اولش که اومدم فکر می‌کردم جای باحالیه.

90
00:06:30,010 --> 00:06:32,400
‫اگه بگم از بودن توی دنیای شمشیر و جادو...

91
00:06:32,400 --> 00:06:36,630
‫هیجان‌زده نشده بودم... مثل چی دروغ گفتم.

92
00:06:45,170 --> 00:06:48,540
‫نمی‌خوام بمیرم. اونم توی همچین جایی!

93
00:06:49,620 --> 00:06:51,090
‫نمی‌خوام بــــمـــیـــرم!

94
00:06:51,090 --> 00:06:53,960
‫نمی‌خوام توی این دنیای مسخره بمیرم!

95
00:06:54,280 --> 00:06:56,170
‫آخه چـــــرا؟! اصلاً منطقی نیست!

96
00:06:56,590 --> 00:07:00,780
‫می‌گم... می‌دونستی توی این
‫هشت سال حتی یه‌ذره هم تغییر نکردم؟!

97
00:07:00,780 --> 00:07:03,190
‫نه قدم بلندتر می‌شه، نه حتی موهام تغییری می‌کنه!

98
00:07:03,190 --> 00:07:06,640
‫گرسنه‌م می‌شه، غذا می‌خورم و دستشویی می‌رم،

99
00:07:06,640 --> 00:07:09,020
‫اما ناخنام رشد نمی‌کنه و هیچ‌وقت هم پریود نمی‌شم!

100
00:07:09,020 --> 00:07:11,870
‫من مال این دنیا نیستم!

101
00:07:11,870 --> 00:07:13,780
‫نمی‌تونم این‌جا زندگی کنم!

102
00:07:13,780 --> 00:07:15,930
‫انگار یه جنازه‌ام!

103
00:07:16,850 --> 00:07:19,770
‫پس چرا... چـرا...

104
00:07:20,610 --> 00:07:23,870
‫چرا با همه‌ی اینا بازم باید مریض بــــــشـــــم!

105
00:07:25,690 --> 00:07:27,490
‫کجاش با عقل جور درمیــــــــاد؟!

106
00:07:27,490 --> 00:07:30,920
‫چرا آخه باید این‌جوری عذاب بکـــــشــــم؟!

107
00:07:31,310 --> 00:07:32,890
‫نمی‌خوام بـــمـــیـــرم!

108
00:07:32,890 --> 00:07:37,180
‫نمی‌خـ... نمی‌خوام توی این دنیای مزخرف بمیرم!

109
00:07:37,180 --> 00:07:41,300
‫آخه من... حتی تا حالا کسی رو نبوسیدم!

110
00:07:41,300 --> 00:07:44,800
‫از یکی خوشم میومد، ولی حتی فرصت نشد بهش بگم «دوستت دارم»!

111
00:07:44,010 --> 00:07:44,800
‫آ ــ آروم باش...

112
00:07:44,800 --> 00:07:47,070
‫حسودیم می‌شه بهت، می‌دونی؟!

113
00:07:47,450 --> 00:07:50,380
‫همیشه خوشحالی! واسه خودت خونه زندگی داری!

114
00:07:50,380 --> 00:07:51,730
‫مشکلت چیه مگه؟!

115
00:07:51,730 --> 00:07:53,360
‫بابات مُرده؟!

116
00:07:53,360 --> 00:07:56,110
‫مامانت مریض افتاده یه گوشه؟!

117
00:07:56,110 --> 00:07:58,710
‫خب که چــــــــی؟! بازم تو خوش‌شانسی!!

118
00:07:58,710 --> 00:08:03,180
‫با این وضعیتی که من دارم، حتی موقع مرگ بابامم پیشش نیستم!

119
00:08:03,180 --> 00:08:07,390
‫اگه این‌جا بیفتم بمیرم مامانم حتی روحشم خبردار نمی‌شه!

120
00:08:08,240 --> 00:08:13,840
‫می‌خوام ببینمشون... می‌خوام مامانم... و بابام رو ببینم.

121
00:08:18,990 --> 00:08:20,230
‫یادمه...

122
00:08:21,110 --> 00:08:22,810
‫اون روز صبح چطوری بود.

123
00:08:23,770 --> 00:08:28,190
‫بابام... گفت اون روز زود میاد خونه.

124
00:08:29,420 --> 00:08:34,140
‫مامانم... گفت برای شام ماهی سانما درست می‌کنه.

125
00:08:34,720 --> 00:08:40,310
‫به بابام گفتم... نیازی نیست عجله کنه چون دوستام میان خونه‌مون،

126
00:08:40,810 --> 00:08:45,330
‫سر مامانم هم... غُر زدم که حالم از اون ماهی به هم می‌خوره.

127
00:08:45,930 --> 00:08:48,660
‫چرا... اون‌طوری رفتار کردم آخه؟!

128
00:08:49,450 --> 00:08:53,710
‫مطمئنم جفتشون از نگرانی دارن دق می‌کنن.

129
00:08:54,630 --> 00:08:56,320
‫می‌خوام ببینمشون.

130
00:08:56,320 --> 00:08:57,720
‫می‌خوام برگردم خونه.

131
00:08:58,320 --> 00:09:00,310
‫نمی‌خوام بمیرم.

132
00:09:00,310 --> 00:09:03,410
‫نمی‌خوام این‌جا بمیرم.

133
00:09:08,470 --> 00:09:11,600
‫«می‌خوام برم خونه.» «می‌خوام خانواده‌م رو ببینم.»

134
00:09:11,600 --> 00:09:17,620
‫اگه اوایلِ اومدنم به این دنیا بود، این حرفا برام هیچ معنی‌ای نداشت.

135
00:09:18,240 --> 00:09:20,420
‫ولی... الان درکش می‌کنم.

136
00:09:21,090 --> 00:09:24,320
‫می‌دونم فقط زندگی کردن کنار خانواده چقدر ارزش داره،

137
00:09:24,750 --> 00:09:26,910
‫و از دست دادنش چقدر وحشتناکه.

138
00:09:27,970 --> 00:09:33,350
‫اگه چیزی آرامش خونه‌م رو تهدید کنه،
‫تا پای جون برای محافظت ازش می‌جنگم.

139
00:09:34,060 --> 00:09:40,670
‫شاید... تنها دلخوشی ناناهوشی من بودم.
‫کسی که براش ژاپن رو تداعی می‌کرد.

140
00:09:41,240 --> 00:09:47,000
‫چیزی که کمک می‌کرد به اون دنیا
‫و زندگیِ از دست‌رفته‌ش احساس تعلق کنه.

141
00:09:47,530 --> 00:09:50,560
‫یکی... کمکم کنه.

142
00:10:01,350 --> 00:10:02,630
‫چی شده؟

143
00:10:02,630 --> 00:10:03,980
‫می‌خوام یه کاری بکنم.

144
00:10:04,250 --> 00:10:09,630
‫ممنون می‌شم از هر کمکی که باعث
‫به‌ خطر افتادن وظایفتون می‌شه دریغ نکنید.

145
00:10:09,630 --> 00:10:13,130
‫اوه؟ پس می‌خوای «دست به کار» بشی، ها؟

146
00:10:17,650 --> 00:10:18,890
‫بسیار خب.

147
00:10:18,890 --> 00:10:23,070
‫خودم هم طاقت دیدن مرگ ناناهوشی رو ندارم.

148
00:10:23,070 --> 00:10:24,560
‫خیلی ازتون ممنونم.

149
00:10:25,140 --> 00:10:30,120
‫قصد جسارت ندارم سرورم، اما می‌تونید
‫با خدای اژدها، اورستد ارتباط برقرار کنید؟

150
00:10:30,120 --> 00:10:31,510
‫نمی‌تونم.

151
00:10:31,770 --> 00:10:35,010
‫در ضمن، اون یه قرن و اندی پیش سروکله‌ش پیدا شد.

152
00:10:35,010 --> 00:10:40,170
‫با همه‌ی دانشش، بعیده از یه بیماریِ ۷۰۰۰ ساله باخبر باشه.

153
00:10:40,560 --> 00:10:41,880
‫که این‌طور.

154
00:10:42,160 --> 00:10:44,960
‫هــــوم؟ هفت هزار سال پیش؟

155
00:10:45,460 --> 00:10:49,280
‫در این صورت، می‌تونید منو به قاره‌ی شیاطین بفرستید؟

156
00:10:49,280 --> 00:10:50,800
‫قاره‌ی شیاطین؟

157
00:10:51,590 --> 00:10:52,660
‫اون‌جا می‌خوای چی‌کار کنی؟

158
00:10:54,130 --> 00:10:58,650
‫می‌خوام برم دیدن امپراتور بزرگ دنیای شیاطین، کیشیریکا کیشیریسو.

159
00:10:59,600 --> 00:11:02,760
‫امپراتور بزرگ دنیای شیاطین، کیشیریکا کیشیریسو.

160
00:11:02,760 --> 00:11:05,300
‫همونی که «چشم بصیرت» رو بهم داد.

161
00:11:05,620 --> 00:11:07,820
‫شاید باورتون نشه، اما توی کتاب‌های تاریخ اومده...

162
00:11:07,820 --> 00:11:12,940
‫که اون در کانون جنگ‌های انسان‌ها
‫و شیاطین بوده که ۷۰۰۰ سال پیش شروع شد.

163
00:11:13,240 --> 00:11:18,180
‫ردش رو پیدا می‌کنم و ازش درباره‌ی
‫درمان بیماری می‌پرسم. حداقل برنامه‌م اینه.

164
00:11:18,580 --> 00:11:23,190
‫مشکل این‌جاست که هدفمون مدام توی قاره‌ی شیاطین در حال چرخیدنه.

165
00:11:23,190 --> 00:11:25,490
‫همین پیدا کردنش رو چالش‌برانگیز می‌کنه.

166
00:11:25,490 --> 00:11:27,890
‫کی می‌دونه چند ماه ممکنه طول بکشه؟

167
00:11:27,890 --> 00:11:32,700
‫با این وجود، از همه‌تون می‌خوام کمکم کنین ناناهوشی رو نجات بدم.

168
00:11:32,700 --> 00:11:37,470
‫در این صورت، هزینه‌ها و وسایل سفرتون رو مهیا می‌کنم.

169
00:11:37,470 --> 00:11:39,040
‫خیلی ممنونم.

170
00:11:39,450 --> 00:11:43,350
‫زانوبا و الینالیزه، ازتون می‌خوام به‌عنوان محافظ همراهم بیاین.

171
00:11:43,350 --> 00:11:44,990
‫من که در خدمتم، استاد!

172
00:11:44,990 --> 00:11:46,260
‫با کمال میل.

173
00:11:46,780 --> 00:11:47,940
‫منم باهات میام!

174
00:11:48,550 --> 00:11:52,480
‫منم مثل هرکس دیگه‌ای حس غربت و دلتنگی ناناهوشی رو درک می‌کنم!

175
00:11:52,480 --> 00:11:55,720
‫بذار بیام! می‌خوام یه کمکی بهش بکنم!

176
00:11:56,000 --> 00:11:57,070
‫خواهش می‌کنم!

177
00:11:59,330 --> 00:12:00,490
‫خیلی‌خب.

178
00:12:00,490 --> 00:12:01,530
‫جدی می‌گی؟

179
00:12:01,530 --> 00:12:03,770
‫آره. خوشحال می‌شم کمکم کنی.

180
00:12:03,770 --> 00:12:04,900
‫روم حساب کن پس.

181
00:12:05,130 --> 00:12:07,600
‫من باید چی‌کار بکنم؟

182
00:12:07,600 --> 00:12:11,770
‫می‌خوام یه مدت همین‌جا بمونی و
‫خستگی‌ت رو بابت درمان ناناهوشی در کنی.

183
00:12:11,770 --> 00:12:13,620
‫باشه. بعدش چی؟

184
00:12:13,880 --> 00:12:15,740
‫وقتی حالت جا اومد...

185
00:12:17,750 --> 00:12:21,670
‫می‌خوام برگردی خونه و مراقب لوسی باشی.

186
00:12:22,750 --> 00:12:25,690
‫شاید یه مدتی نتونم بیام خونه،

187
00:12:25,690 --> 00:12:30,390
‫و فکر نمی‌کنم درست باشه یه نوزاد
‫این‌همه مدت پدر و مادری بالای سرش نباشن.

188
00:12:32,190 --> 00:12:34,870
‫باشه. حق با توئه.

189
00:12:35,290 --> 00:12:39,850
‫اگه تو نباشی، حواسم باید حسابی به لوسی باشه.

190
00:12:39,850 --> 00:12:41,070
‫ببخشید.

191
00:12:41,070 --> 00:12:42,230
‫اشکالی نداره.

192
00:12:42,620 --> 00:12:46,620
‫سیلفی، تو سهم خودتو انجام دادی. بقیه‌شو بسپار به ما.

193
00:12:47,230 --> 00:12:48,040
‫باشه.

194
00:12:48,650 --> 00:12:51,860
‫ولی... یه‌وقت یه بلایی سر اون‌یکی دستتم نیاری ها.

195
00:12:52,360 --> 00:12:53,970
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.

196
00:12:55,090 --> 00:12:56,250
‫عـــــــه؟!

197
00:12:56,250 --> 00:12:58,370
‫داری دوباره می‌ری یه سفر طولانی؟

198
00:12:58,370 --> 00:12:59,930
‫مؤدب باش، آیشا.

199
00:12:59,930 --> 00:13:02,080
‫آخه... مامان...

200
00:13:02,080 --> 00:13:05,230
‫قصدم اینه هرازگاهی بیام یه سری به خونه بزنم.

201
00:13:06,170 --> 00:13:08,840
‫این دفعه پروگیوس هوام رو داره.

202
00:13:08,840 --> 00:13:11,100
‫این یعنی زمان رفت و آمدم تقریباً صفره.

203
00:13:11,400 --> 00:13:13,690
‫هروقت بخوام می‌تونم بیام خونه، مشکلی نیست.

204
00:13:14,460 --> 00:13:16,860
‫مراقب خودت باش، داداش.

205
00:13:16,860 --> 00:13:20,350
‫ممنون. به کارات توی شورای دانش‌آموزی برس.

206
00:13:20,350 --> 00:13:21,460
‫چشم.

207
00:13:27,370 --> 00:13:29,740
‫خب، تا من نیستم مراقب خونه باشین.

208
00:13:29,740 --> 00:13:32,030
‫خیالت از بابت خونه راحت باشه.

209
00:13:32,030 --> 00:13:35,250
‫ارباب رودئوس، موفق باشین.

210
00:13:35,710 --> 00:13:36,750
‫ممنونم.

211
00:13:41,910 --> 00:13:46,440
‫اووووه! اصلاً خوابشم نمی‌دیدم زیر زمین یه همچین تالاری باشه.

212
00:13:46,800 --> 00:13:53,220
‫ارباب پروگیوس معتقدن این دایره‌ی جادو شما
‫رو به نزدیک‌ترین نقطه به امپراتور شیاطین می‌رسونه.

213
00:13:53,220 --> 00:13:57,520
‫یعنی پادشاه پروگیوس نظری دارن که امپراتور کیشیریکا کجاست؟

214
00:13:57,520 --> 00:13:59,140
‫طبیعتاً.

215
00:13:59,140 --> 00:14:04,020
‫ولی از وضعیت دقیق اون‌جا خبر نداریم. مراقب باشید.

216
00:14:04,020 --> 00:14:07,310
‫خب، اگه اوضاع خطری شد برمی‌گردیم.

217
00:14:08,230 --> 00:14:09,870
‫مراقب خودتون باشید.

218
00:14:09,870 --> 00:14:10,800
‫حتماً.

219
00:14:15,790 --> 00:14:18,870
‫خیلی‌خب. برو که رفتیم زانوبا روبو! درو باز کن!

220
00:14:18,870 --> 00:14:20,610
‫چشم، اســـتـــاد!

221
00:14:23,970 --> 00:14:27,250
‫راستی استاد، «روبو» یعنی چی؟

222
00:14:27,250 --> 00:14:32,660
‫یه اصطلاح محلیه واسه مرد قدرتمندی
‫که بدنش مثل فولاد سفت و سخته.

223
00:14:32,660 --> 00:14:36,320
‫که این‌طور. علمتون همیشه آدمو به تحسین وامی‌داره، استاد.

224
00:14:37,080 --> 00:14:39,540
‫پس قاره‌ی شیاطین که می‌گن این‌جاست!

225
00:14:42,230 --> 00:14:48,100
‫مراقب باش، کلیف. این‌جا پر از هیولاهای بزرگ و خطرناکه.

226
00:14:48,370 --> 00:14:50,090
‫آره، می‌دونم.

227
00:14:50,450 --> 00:14:53,930
‫در ضمن، بعید می‌دونم این‌جا پیروان میلیس چندانی پیدا کنی.

228
00:14:53,930 --> 00:14:56,670
‫تا جایی که می‌تونی سعی کن دعوا راه نندازی.

229
00:14:56,670 --> 00:14:58,670
‫لازم نیست تو بهم بگـ ــ

230
00:14:59,160 --> 00:15:01,440
‫نه، حق با توئه. حواسم هست.

231
00:15:01,770 --> 00:15:05,880
‫خدای شیطان

232
00:15:01,770 --> 00:15:05,880
‫ما که زبون «ماجینگو» بلد نیستیم، پس از این بابت مشکلی پیش نمیاد.

233
00:15:05,880 --> 00:15:07,680
‫عـه... راست می‌گی.

234
00:15:08,270 --> 00:15:09,400
‫استاد!

235
00:15:10,810 --> 00:15:12,260
‫چیزی دیدی؟

236
00:15:19,890 --> 00:15:22,610
‫پس منظورش از «کجا» این بود؟

237
00:15:22,880 --> 00:15:29,370
‫قبلاً با اریس و رویجرد این‌جا اومده
‫بودم و خاطره‌ی چندان خوشی ازش ندارم.

238
00:15:29,900 --> 00:15:31,510
‫این‌جا ریکاریسوـه.

239
00:15:36,910 --> 00:15:37,790
‫ها؟

240
00:15:38,120 --> 00:15:39,410
‫صبر کنید.

241
00:15:39,410 --> 00:15:40,540
‫مشکلی هست؟

242
00:15:40,540 --> 00:15:42,920
‫نه، فقط باید اون زنه رو بگردیم.

243
00:15:47,790 --> 00:15:49,040
‫کمکی از دستم برمیاد؟

244
00:15:49,250 --> 00:15:50,090
‫نظرت چیه؟

245
00:15:50,090 --> 00:15:51,010
‫هوم...

246
00:15:54,540 --> 00:15:58,820
‫نمی‌شه گفت اصلاً شبیه الینالیزه نیست،
‫ولی توی بحث «سایز» یه اختلاف اساسی دارن.

247
00:15:58,820 --> 00:16:00,400
‫البته نمی‌گم کجاشون.

248
00:16:00,390 --> 00:16:03,100
‫اون نیست. می‌تونین رد شین.

249
00:16:03,100 --> 00:16:04,440
‫اتفاقی افتاده؟

250
00:16:04,440 --> 00:16:07,520
‫به شماها ربطی نداره.

251
00:16:07,760 --> 00:16:10,350
‫مثل اینکه دنبال کسی می‌گردن.

252
00:16:10,350 --> 00:16:12,010
‫این‌طور به‌نظر میاد.

253
00:16:34,030 --> 00:16:35,630
‫ببخشید معطل شدین.

254
00:16:36,160 --> 00:16:37,990
‫حالا چی‌کار کنیم؟

255
00:16:37,990 --> 00:16:43,520
‫اگه حق با پروگیوس باشه، شاید
‫یکی  کیشیریکا رو دیده باشه.

256
00:16:43,520 --> 00:16:45,240
‫اول از همه می‌ریم پرس‌وجـ ــ

257
00:16:44,770 --> 00:16:46,270
‫سلام به همگی!

258
00:16:46,270 --> 00:16:48,690
‫پارسال دوست، امسال آشنا!

259
00:16:48,690 --> 00:16:51,440
‫می‌بینم که سرومر گنده‌ای!

260
00:16:53,870 --> 00:16:55,830
‫این همون یاروئه که...

261
00:16:56,490 --> 00:16:59,410
‫دیگه با روکسی همسفر نیستی؟

262
00:16:59,410 --> 00:16:59,960
‫عـــــه؟

263
00:16:59,960 --> 00:17:03,760
‫اوووه... تو توی پارتیِ قبلی روکسی بودی، نه؟

264
00:17:03,760 --> 00:17:04,370
‫عـــه؟

265
00:17:04,370 --> 00:17:05,920
‫چـــ ــ... چی شد؟

266
00:17:05,920 --> 00:17:08,320
‫الینالیزه جان، باید با جزئیات برام تعریف کنی!

267
00:17:08,320 --> 00:17:11,210
‫رودئوس، حرفاشو برامون ترجمه کن.

268
00:17:11,210 --> 00:17:13,680
‫این بنده‌خدا روکسی رو می‌شناسه.

269
00:17:14,210 --> 00:17:16,470
‫من نوکوپارا هستم.

270
00:17:16,470 --> 00:17:19,770
‫مثل اینکه بلدی به زبون ما حرف بزنی. آره داداش؟

271
00:17:20,890 --> 00:17:23,180
‫آره، نوکوپارا.

272
00:17:23,180 --> 00:17:26,270
‫من می‌تونم به زبون خدای شیاطین حرف بزنم.

273
00:17:26,270 --> 00:17:31,420
‫این شهرو مثل کف دستش می‌شناسه. چرا ازش کمک نگیریم؟

274
00:17:31,420 --> 00:17:32,890
‫فکر بدی نیست.

275
00:17:33,610 --> 00:17:36,740
‫اسمم باتلاقه. از دیدنت خوشحالم.

276
00:17:36,740 --> 00:17:38,530
‫اوه... باتلاق، ها؟

277
00:17:38,530 --> 00:17:42,490
‫می‌گم... ما قبلاً جایی همدیگه رو ندیدیم؟

278
00:17:42,490 --> 00:17:44,200
‫نه، بعید می‌دونم.

279
00:17:44,200 --> 00:17:46,040
‫دنبال یه نفر می‌گردیم.

280
00:17:46,040 --> 00:17:47,370
‫یه کمکی می‌کنی بهمون؟

281
00:17:47,370 --> 00:17:50,130
‫چقدر سر کیسه رو شل می‌کنی؟

282
00:17:50,290 --> 00:17:53,670
‫دوتا سکه‌ی سنگ سبز.

283
00:17:53,670 --> 00:17:55,300
‫اگه پیداش هم بکنی...

284
00:17:55,300 --> 00:17:57,880
‫دوتا دیگه هم روش، نظرت چیه؟

285
00:17:57,880 --> 00:18:01,890
‫چهارتــــــــــا؟! مـ ــ مطمئنی می‌خوای این‌قدر بسلفی؟

286
00:18:01,890 --> 00:18:04,640
‫معنیش اینه که چقدر کارمون واجبه.

287
00:18:04,640 --> 00:18:09,020
‫ولی فقط چون پول داریم فکرای ناجور به سرت نزنه.

288
00:18:09,020 --> 00:18:15,860
‫چه حرفیه بابا! فکر کردین من یه‌وقت می‌خوام دوستای روکسی رو دور بزنم؟

289
00:18:15,860 --> 00:18:17,740
‫خیالت تخت!

290
00:18:19,710 --> 00:18:22,640
‫خب، نظرتون چیه ما هم دست به کار شیم و بگردیم؟

291
00:18:32,490 --> 00:18:34,130
‫اینم از ایده‌ی نابِ من.

292
00:18:34,550 --> 00:18:39,010
‫فکر این‌جاشو نکرده بودم که جلیل و ویسکل خیلی وقته از این‌جا رفتن.

293
00:18:39,010 --> 00:18:41,420
‫خیلی شرمنده‌م، استاد.

294
00:18:41,420 --> 00:18:43,700
‫کاش ما هم زبون ماجینگو رو بلد بودیم.

295
00:18:43,700 --> 00:18:45,010
‫فدای سرت.

296
00:18:45,310 --> 00:18:47,640
‫این‌جایی که.

297
00:18:48,560 --> 00:18:51,900
‫یه خبرِ دست‌اول برات دارم.

298
00:18:52,560 --> 00:18:57,450
‫ببین، مثل اینکه شاه شیاطین هم داره دنبال...

299
00:18:57,450 --> 00:18:59,700
‫امپراتور بزرگ دنیای شیاطین می‌گرده.

300
00:18:59,700 --> 00:19:01,660
‫جدی داره می‌گرده؟

301
00:19:01,660 --> 00:19:06,540
‫آره، از حدود یه سال پیش و اینا داره دنبالش می‌گرده.

302
00:19:06,540 --> 00:19:10,250
‫اون شاه شیاطینی که میگی، احیاناً...

303
00:19:10,250 --> 00:19:12,420
‫اسمش بادیگادی نیست؟

304
00:19:12,420 --> 00:19:15,040
‫نه، شاه بادی نیست.

305
00:19:15,040 --> 00:19:17,800
‫خواهر بزرگترشه، شاه آتوفه.

306
00:19:17,800 --> 00:19:21,680
‫کی فکرش رو می‌کرد بادی خواهر بزرگتر داشته باشه؟

307
00:19:21,680 --> 00:19:25,680
‫اگه این‌طوره... چرا نریم از خود آتوفه نپرسیم؟

308
00:19:25,680 --> 00:19:27,930
‫هـ... هی، اصلاً فکرشم نکن.

309
00:19:27,930 --> 00:19:30,770
‫شاه آتوفه خودِ دردسره.

310
00:19:30,770 --> 00:19:33,310
‫بهتره هرجا دیدیش راهتو کج کنی.

311
00:19:33,310 --> 00:19:34,600
‫جدی؟

312
00:19:35,850 --> 00:19:37,180
‫چیزی شده؟

313
00:19:37,180 --> 00:19:39,320
‫یه لقمه غذا می‌چسبه الان.

314
00:19:39,580 --> 00:19:42,230
‫می‌رم از اون‌جا برای همه غذا بگیرم.

315
00:19:42,230 --> 00:19:43,690
‫منم باهات میام.

316
00:19:43,690 --> 00:19:45,240
‫مراقب باشید.

317
00:19:47,940 --> 00:19:50,400
‫اوه، استاد. چیزی دستگیرتون شد؟

318
00:19:50,400 --> 00:19:52,990
‫درباره‌ی یه شاه شیاطینه کـ ــ

319
00:19:53,310 --> 00:19:55,090
‫صبر کن، کلیف اینا کجان پس؟

320
00:19:55,090 --> 00:19:58,590
‫رفتن اون سمت تا غذا تهیه کنن.

321
00:19:58,590 --> 00:20:00,010
‫که این‌طور.

322
00:20:02,840 --> 00:20:08,400
‫استاد، نیازی نیست به‌خاطر حال و روز
‫بانو ناناهوشی خودتون رو مقصر بدونین.

323
00:20:08,400 --> 00:20:09,630
‫احتمالاً آره.

324
00:20:10,020 --> 00:20:15,980
‫البته، حتی منم یه چیزایی از تمایلش برای برگشت به وطن درک می‌کنم.

325
00:20:15,980 --> 00:20:18,190
‫برای همینه که این‌جام تا کمک کنم.

326
00:20:18,190 --> 00:20:19,480
‫واقعاً؟

327
00:20:19,480 --> 00:20:22,780
‫فکر می‌کردم از زندگی فعلیت راضی هستی.

328
00:20:23,010 --> 00:20:24,810
‫راضی که هستم، معلومه،

329
00:20:24,810 --> 00:20:30,170
‫ولی خب، گاهی دلم واسه دیدن مناظر زادگاهم پر می‌کشه.

330
00:20:30,170 --> 00:20:33,740
‫بانو ناناهوشی هم با این همه اصراری که برای برگشت داره،

331
00:20:33,740 --> 00:20:37,740
‫حتماً چیز باارزشی رو توی سرزمینش جا گذاشته.

332
00:20:38,420 --> 00:20:41,790
‫کسی که دوستش داره و خانواده‌ش. حداقل خودش این‌طوری گفت.

333
00:20:42,340 --> 00:20:46,430
‫متأسفانه من هیچ درکی از این دوتا دلیل ندارم.

334
00:20:46,710 --> 00:20:48,920
‫ارزشش واسه اون درست مثل ارزش مجسمه‌ها واسه توئه.

335
00:20:49,300 --> 00:20:53,280
‫که این‌طور. پس باید براش خیلی باارزش باشن.

336
00:20:54,980 --> 00:20:56,270
‫اه! چه بویی می‌دی!

337
00:20:56,270 --> 00:20:57,440
‫خیلی کثیفی!

338
00:20:57,440 --> 00:21:00,980
‫غذا... کسی هست بهم غذا بده؟

339
00:21:00,980 --> 00:21:02,650
‫نزدیک من نیا.

340
00:21:02,650 --> 00:21:04,320
‫بو گند می‌دی!

341
00:21:04,320 --> 00:21:05,650
‫برو رد کارت!

342
00:21:10,220 --> 00:21:12,330
‫بیا، اینو بخور.

343
00:21:12,330 --> 00:21:14,690
‫ممنونم! ممنونم!

344
00:21:15,860 --> 00:21:16,960
‫چه خوشمزه‌ست!

345
00:21:16,960 --> 00:21:19,420
‫خوشمزه‌ست! عالیه! چقدر لذیذه!

346
00:21:19,420 --> 00:21:21,710
‫ها؟ چرا حس دژاوو بهم دست داد؟

347
00:21:21,710 --> 00:21:25,960
‫عجب چیزیه!

348
00:21:32,170 --> 00:21:34,820
‫از لطف و معرفتت سپاسگزارم.

349
00:21:34,820 --> 00:21:36,430
‫خـ ــ خواهش می‌کنم.

350
00:21:36,430 --> 00:21:38,820
‫من...

351
00:21:38,820 --> 00:21:42,170
‫کیشیریکا کیشیریسو هستم!

352
00:21:42,170 --> 00:21:45,040
‫به من می‌گن...

353
00:21:45,450 --> 00:21:49,420
‫امپراتور بزرگ دنیای شیاطین!

354
00:21:50,330 --> 00:21:51,210
‫خودِ خودمم!

355
00:21:53,030 --> 00:21:54,550
‫خودِ خودمم!

356
00:21:55,030 --> 00:21:57,900
‫جونم رو بهت مدیونم!

357
00:21:57,900 --> 00:21:58,830
‫واسه همین،

358
00:21:58,830 --> 00:22:01,920
‫یه آرزوت رو برآورده می‌کنم!

359
00:22:01,920 --> 00:22:03,950
‫زووووووودباش!

360
00:22:01,920 --> 00:22:04,920
‫قسمت ۹

سـوگـواری

361
00:22:04,920 --> 00:22:14,920
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

362
00:23:34,930 --> 00:23:40,010
قسمت بعد

363
00:23:35,520 --> 00:23:40,010
دیداری با پادشاه نامیرای شیاطین
