1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,370 --> 00:00:13,230
‫ولی پسر... عجب جاییه‌ ها.

3
00:00:13,230 --> 00:00:19,710
‫بهم گفتن انسان‌ها موقع جنگ این‌جا سنگر
‫گرفته بودن، تا جلوی هجوم شیاطین مقاومت کنن.

4
00:00:19,710 --> 00:00:24,000
‫آخرش هم نتونستن مقاومت کنن و قلعه سقوط کرد.

5
00:00:24,000 --> 00:00:25,170
‫عــــــــه.

6
00:00:25,170 --> 00:00:30,130
‫پادشاه اژدهای زره‌پوش؛ پروگیوس،
‫اون... قهرمان جنگ لاپلاس بود.

7
00:00:30,680 --> 00:00:36,050
‫همراه با دوازده خادمش، یه قلعه‌ی معلق باستانی رو تعمیر کرد،

8
00:00:36,050 --> 00:00:38,600
‫و با یارانش، لاپلاس رو مهر و موم کرد.

9
00:00:38,990 --> 00:00:44,080
‫بعد از اون، مردم به افتخارش
‫از تقویم اژدهای زره‌پوش استفاده کردن.

10
00:00:44,430 --> 00:00:48,910
‫دوشیزه ناناهوشی، ازتون ممنونم که اجازه دادید همراهیتون کنیم.

11
00:00:48,910 --> 00:00:51,200
‫سیلفی یه لطفی در حقم کرده بود.

12
00:00:55,620 --> 00:00:56,830
‫رسیدیم.

13
00:01:01,100 --> 00:01:02,750
‫حالا باید چی‌کار کنیم؟

14
00:01:02,750 --> 00:01:03,900
‫سرویسمون رو صدا بزنیم.

15
00:01:11,040 --> 00:01:12,790
‫صدایی نمی‌شنوما.

16
00:01:14,650 --> 00:01:15,780
‫اومد.

17
00:01:20,570 --> 00:01:23,380
‫آلمانفیِ درخشان، در خدمت شماست.

18
00:01:26,130 --> 00:01:27,360
‫این یارو...

19
00:01:28,410 --> 00:01:32,020
‫وقتی اسم پروگیوس اومد وسط،
‫نگران بودم با این بابا روبه‌رو بشم.

20
00:01:32,680 --> 00:01:35,020
‫تعدادمون که زیاد نیست، هست؟

21
00:01:35,020 --> 00:01:36,770
‫تعداد مشکلی ایجاد نمی‌کنه.

22
00:01:36,770 --> 00:01:37,830
‫هرچند،

23
00:01:37,830 --> 00:01:39,470
‫ورود شیاطین غدغنه.

24
00:01:41,350 --> 00:01:43,010
‫نمی‌شه یه استثنائی قائل بشی؟

25
00:01:43,520 --> 00:01:48,070
‫ارباب پروگیوس خیلی بخشنده هستن، اما از شیاطین متنفرن.

26
00:01:48,070 --> 00:01:51,850
‫اشکالی نداره. این‌جور مسائل دیگه برام عادی شدن.

27
00:01:52,160 --> 00:01:54,130
‫برات سوغاتی میارم.

28
00:01:54,130 --> 00:01:58,140
‫همین که برگردی و بغلم کنی برام کافیه.

29
00:02:01,600 --> 00:02:03,260
‫این چیه دیگه؟

30
00:02:03,260 --> 00:02:05,050
‫فقط توی دست‌تون نگهش دارید.

31
00:02:05,430 --> 00:02:07,880
‫یه لحظه صبر کنید. خیلی طول نمی‌کشه.

32
00:02:08,960 --> 00:02:10,940
‫واقعاً هیجان‌انگیز نیست؟

33
00:02:10,940 --> 00:02:12,230
‫آره، واقعاً.

34
00:02:24,700 --> 00:02:25,660
‫هـــا؟

35
00:02:41,460 --> 00:02:44,250
‫این جادوی تله‌پورت پروگیوس بود؟

36
00:02:44,730 --> 00:02:46,430
‫هوی، این‌ورو نگاه کنین!

37
00:03:00,420 --> 00:03:05,810
‫آیا منظره‌ی قلعه‌ی پرنده‌ی ما به دل شما عزیزان نشسته؟

38
00:03:06,110 --> 00:03:12,370
‫من اولین خادم ارباب پروگیوس، سیلواریلِ خلاء هستم.

39
00:03:13,070 --> 00:03:18,910
‫اجازه بدید امروز شما رو داخل
‫قلعه‌ی پرنده‌ی آشوب‌شکن راهنمایی کنم.

40
00:03:29,640 --> 00:03:31,460
‫از دیدن دوباره‌ت خوشحالم، خانم سیلواریل.

41
00:03:31,460 --> 00:03:33,400
‫بله. به همچینن، دوشیزه ناناهوشی.

42
00:03:33,400 --> 00:03:36,160
‫اوضاع چطـ... می‌بینم که تعریفی نداره.

43
00:03:53,110 --> 00:03:54,540
‫اوه؟

44
00:03:55,430 --> 00:03:57,080
‫چیزی شده؟

45
00:03:57,080 --> 00:04:00,190
‫نه، چیز قابل توجهی نیست.

46
00:04:00,550 --> 00:04:04,470
‫هرچند... می‌تونم یه سؤال ازتون بپرسم؟

47
00:04:04,470 --> 00:04:05,790
‫چیزی شده؟

48
00:04:05,790 --> 00:04:09,740
‫انسان‌خدا

49
00:04:05,790 --> 00:04:09,740
‫شنیدن اسم «هیتوگامی» چیزی رو یادتون نمیاره؟

50
00:04:15,090 --> 00:04:17,190
‫نه، اصلاً.

51
00:04:17,190 --> 00:04:22,760
‫پس، شنیدن این اسم حس خشم
‫یا کینه‌ای رو درونتون بیدار نمی‌کنه؟

52
00:04:22,760 --> 00:04:24,140
‫نه، نمی‌کنه.

53
00:04:24,140 --> 00:04:25,670
‫منم همین‌طورم.

54
00:04:25,930 --> 00:04:29,820
‫در این صورت، از جانب بنده سخن دیگه‌ای باقی نمونده.

55
00:04:49,990 --> 00:04:52,160
‫آماده‌ی ورود هستید؟

56
00:04:52,700 --> 00:04:58,410
‫ارباب پروگیوس خیلی بخشنده هستن، ولی لطفاً
‫حواستون باشه به ایشون بی‌احترامی نکنید.

57
00:05:26,500 --> 00:05:30,610
‫من پادشاه اژدهای زره‌پوش، پروگیوس دولا هستم.

58
00:05:31,400 --> 00:05:34,010
‫از دیدن دوباره‌تون خوشحالم، عالیجناب پروگیوس.

59
00:05:34,390 --> 00:05:35,800
‫تویی، ناناهوشی.

60
00:05:36,130 --> 00:05:38,370
‫حالا که برگشتی این‌جا،

61
00:05:38,370 --> 00:05:42,690
‫حتماً درمورد احضار از جهان‌های دیگه
‫چیز جدیدی کشف کردی، درسته؟

62
00:05:42,690 --> 00:05:47,150
‫همین‌طوره، هرچند مطمئن نیستم
‫نتیجه‌ای باشه که سرورم انتظارش رو داشتن.

63
00:05:47,150 --> 00:05:48,650
‫نتیجه مهم نیست.

64
00:05:48,650 --> 00:05:53,280
‫کاوش و جستجوی دانش، سرنوشتِ نژاد اژدهاست.

65
00:05:53,280 --> 00:05:59,130
‫امیدوارم همون‌طور که قول دادید، جادوی
‫احضار این جهان رو بهم آموزش بدید.

66
00:05:59,130 --> 00:06:00,280
‫خیلی‌خب.

67
00:06:00,630 --> 00:06:04,530
‫راستی، می‌بینم که با یه کاروانِ پر و پیمون اومدی.

68
00:06:04,530 --> 00:06:08,120
‫همین‌طوره. اون‌ها توی تحقیقاتم بهم کمک کردن.

69
00:06:08,440 --> 00:06:12,460
‫به‌عنوان پاداش، می‌خواستن به حضور شما شرفیاب بشن.

70
00:06:12,460 --> 00:06:13,420
‫اوه؟

71
00:06:14,490 --> 00:06:16,760
‫اجازه بدید خودم رو معرفی کنم.

72
00:06:16,760 --> 00:06:22,350
‫من شاهدخت دوم پادشاهی آسورا، آریل آنه‌موی آسورا هستم.

73
00:06:22,350 --> 00:06:24,930
‫آشنایی با شما مایه‌ی افتخاره.

74
00:06:24,930 --> 00:06:27,670
‫آریل آنه‌موی آسورا، درسته؟

75
00:06:27,950 --> 00:06:30,180
‫امیدوارم نظر مثبتی نسبت بهم داشته باشید.

76
00:06:30,180 --> 00:06:34,640
‫با امید به اینکه حمایتم رو جلب کنی اومدی این‌جا؟

77
00:06:35,020 --> 00:06:40,340
‫خیر. فقط آرزوم بود دیداری با
‫قهرمان پرآوازه‌ی جهان داشته باشم.

78
00:06:40,340 --> 00:06:44,640
‫نمی‌تونی نیتت رو ازم پنهان کنی، آریل آنه‌موی آسورا.

79
00:06:47,580 --> 00:06:52,000
‫اما همین که به این‌جا اومدی، خودش دستِ سرنوشته.

80
00:06:52,270 --> 00:06:54,620
‫می‌تونی توی قلعه‌م بمونی.

81
00:06:54,930 --> 00:06:58,070
‫از لـ ــ لطف و بزرگواری‌تون سپاسگزارم.

82
00:06:58,070 --> 00:07:00,040
‫خب، تو کی هستی؟

83
00:07:00,410 --> 00:07:02,630
‫از دیدنتون خوش‌وقتم.

84
00:07:02,630 --> 00:07:04,770
‫اسم من رودئوس گری‌رته.

85
00:07:04,770 --> 00:07:07,100
‫رودئوس گری‌رت.

86
00:07:07,100 --> 00:07:11,280
‫تله‌پورت کردنت یه مقدار سخت و سنگین بود.

87
00:07:11,530 --> 00:07:16,530
‫اگه واقعاً مقاومت می‌کردی، بعید می‌دونم از پسش میومدم.

88
00:07:17,460 --> 00:07:20,550
‫ای وای... شرمنده‌ام که به زحمت انداختمتون.

89
00:07:20,740 --> 00:07:25,510
‫مهم نیست. ولی مانات منو یاد لاپلاس میندازه.

90
00:07:25,510 --> 00:07:31,050
‫حالم رو به‌هم می‌زنه. مبادا فکر استفاده
‫ازش توی تالارهای قصر من به سرت بزنه.

91
00:07:35,960 --> 00:07:40,330
‫نفرمایید. به هیچ وجه قصد نافرمانی جنابعالی رو ندارم.

92
00:07:40,330 --> 00:07:45,090
‫سرورم، اون توی تحقیقاتم خیلی بهم کمک کرده.

93
00:07:45,090 --> 00:07:47,730
‫می‌شه لطفاً یه‌ذره مهربون‌تر باهاش رفتار کنید؟

94
00:07:49,360 --> 00:07:51,740
‫خیلی‌خب. باهاش با مهربونی تا می‌کنم.

95
00:07:51,740 --> 00:07:55,870
‫همکارِ ناناهوشی، چه خواسته‌ای از من داری؟

96
00:07:56,290 --> 00:07:59,010
‫ثروته؟ یا دنبال قدرتی؟

97
00:07:59,470 --> 00:08:02,460
‫حالا که بحثش رو مطرح کردید، یه درخواست دارم.

98
00:08:04,580 --> 00:08:07,440
‫که این‌طور. مریضیِ مادرت.

99
00:08:07,950 --> 00:08:13,880
‫شنیدم که هزارتوهای باستانی آدم‌ها رو گیر
‫میندازن تا ازشون به‌عنوان قلب خودشون استفاده کنن.

100
00:08:14,530 --> 00:08:17,840
‫کسایی که قلب هزارتو می‌شن، به‌وسیله‌ی مانا تغییر می‌کنن.

101
00:08:17,840 --> 00:08:20,270
‫بدون استثنا حافظه‌شون رو از دست می‌دن...

102
00:08:20,270 --> 00:08:24,390
‫و همچنین... به قدرت‌های مرموزی دست پیدا می‌کنن.

103
00:08:24,390 --> 00:08:26,250
‫چه‌جور قدرت‌هایی؟

104
00:08:26,250 --> 00:08:31,200
‫از اون دست قدرت‌هایی که بهشون می‌گفتید
‫«فرزندان نفرین‌شده» یا «فرزندان متبرک».

105
00:08:31,200 --> 00:08:33,400
‫بیشتر از این درباره‌شون نمی‌دونم.

106
00:08:33,400 --> 00:08:38,330
‫ولی زنی رو می‌شناسم که به سرنوشت مشابهی دچار شده بود.

107
00:08:40,650 --> 00:08:43,290
‫الینالیزه دراگون‌رود.

108
00:08:43,950 --> 00:08:50,860
‫مگه دوستم حدود ۲۰۰ سال پیش تو رو از هزارتوی بائو نجات نداد؟

109
00:08:51,810 --> 00:08:53,180
‫فکر کنم همین‌طور باشه.

110
00:08:53,540 --> 00:08:55,700
‫چرا بهش نگفتی؟

111
00:08:55,700 --> 00:08:59,920
‫باهم اومدین این‌جا، پس قاعدتاً باید همدیگه رو بشناسین.

112
00:09:00,300 --> 00:09:01,690
‫راستش...

113
00:09:09,760 --> 00:09:11,780
‫معذرت می‌خوام، رودئوس.

114
00:09:11,780 --> 00:09:15,610
‫هرچند می‌دونستم باید بهت بگم، ولی دلم راضی نمی‌شد.

115
00:09:15,970 --> 00:09:19,240
‫لطفاً بعداً کل ماجرا رو برام تعریف کن.

116
00:09:22,210 --> 00:09:24,120
‫بقیه‌تون چی؟

117
00:09:24,120 --> 00:09:26,940
‫بنده هم اجازه دارم یه سوال بپرسم؟

118
00:09:26,940 --> 00:09:28,200
‫تو کی باشی؟

119
00:09:28,200 --> 00:09:29,750
‫عذرخواهی می‌کنم.

120
00:09:29,750 --> 00:09:34,260
‫من سومین شاهزاده‌ی شیرون، زانوبا شیرون هستم.

121
00:09:34,260 --> 00:09:37,680
‫تو هم بابت نزاع و درگیری سرِ تاج و تخت حمایت می‌خوای؟

122
00:09:37,680 --> 00:09:40,500
‫نه، این‌جور مسائل ذره‌ای برام اهمیت ندارن.

123
00:09:40,500 --> 00:09:46,140
‫این نشان، شباهت عجیبی به نشان‌های
‫روی دروازه و دیوارهای بیرونی‌تون داره.

124
00:09:46,140 --> 00:09:47,770
‫می‌شناسیدش؟

125
00:09:47,770 --> 00:09:51,690
‫آره. این نشان متعلق به پادشاه اژدهای دیوانه، کائوسه.

126
00:09:51,690 --> 00:09:55,390
‫اوه! حالا کــ ــ کجا می‌تونم ارباب کائوس رو پیدا کنم؟

127
00:09:55,660 --> 00:09:56,840
‫مُرده.

128
00:09:59,150 --> 00:10:02,530
‫پـ ــ پس که این‌طور؟

129
00:10:02,530 --> 00:10:04,450
‫چند دهه پیش مُرده.

130
00:10:04,450 --> 00:10:07,320
‫نمی‌دونم جانشینی داره یا نه.

131
00:10:07,320 --> 00:10:10,410
‫اما بگو ببینم، اون رو از کجا پیدا کردی؟

132
00:10:10,410 --> 00:10:16,760
‫توی شاریا، شهر جادو؛ کنار یه عروسک خیمه‌شب‌بازی
‫که به اراده‌ی خودش حرکت می‌کنه.

133
00:10:16,760 --> 00:10:20,110
‫که این‌طور. یه عروسک متحرک بوده پس.

134
00:10:20,470 --> 00:10:22,760
‫کیفیت ساختش شگفت‌انگیز بود؟

135
00:10:22,760 --> 00:10:24,410
‫معلومه که داشت!

136
00:10:24,410 --> 00:10:27,480
‫ظرافتی که توی ریزترین جزئیاتش به کار رفته، نفس آدمو بند میاره!

137
00:10:27,480 --> 00:10:32,440
‫قشنگ عشق و علاقه‌ی سازنده‌ش رو به این عروسک‌ها نشون می‌ده!

138
00:10:34,040 --> 00:10:37,580
‫می‌بینم که از هنر سر درمیاری.

139
00:10:37,580 --> 00:10:42,830
‫بسیار خب. بین گنجینه‌هام چند تا اثر از کائوس دارم.

140
00:10:42,830 --> 00:10:44,540
‫بعداً نشونت می‌دمشون.

141
00:10:44,540 --> 00:10:47,410
‫اووووه! بی‌نهایت خوشحال می‌شم!

142
00:10:48,030 --> 00:10:51,240
‫منم... می‌تونم سوالی از حضورتون بپرسم؟

143
00:10:51,240 --> 00:10:52,760
‫تو کی باشی؟

144
00:10:52,760 --> 00:10:56,640
‫محافظ شاهدخت دوم آسورا، یعنی بانو آریل هستم،

145
00:10:56,640 --> 00:10:58,840
‫و همچنین همسر رودئوس گری‌رت.

146
00:10:58,840 --> 00:11:01,150
‫اسم من سیلفیت گری‌رته.

147
00:11:02,500 --> 00:11:04,770
‫پس زن و شوهر هستید.

148
00:11:05,030 --> 00:11:07,250
‫قبل از اینکه سوالت رو بپرسی، جواب یکی از سوال‌های منو بده.

149
00:11:07,610 --> 00:11:09,790
‫فرزند پسری هم دارید؟

150
00:11:09,790 --> 00:11:12,890
‫عــــه؟ نه، فقط یه دختر داریم.

151
00:11:12,890 --> 00:11:18,030
‫اگه زمانی پسردار شدید، بیاریدش پیش من.

152
00:11:18,030 --> 00:11:19,890
‫خودم براش اسم انتخاب می‌کنم.

153
00:11:20,300 --> 00:11:21,470
‫چشم.

154
00:11:21,470 --> 00:11:23,850
‫خب، سوالت چی بود؟

155
00:11:24,220 --> 00:11:27,350
‫می‌خواستم در مورد تله‌پورت دسته‌جمعی ازتون بپرسم.

156
00:11:27,350 --> 00:11:31,400
‫عامل اصلی‌ای که باعث رخ‌دادن این حادثه شد کی بود؟

157
00:11:31,400 --> 00:11:33,290
‫مطمئن نیستم.

158
00:11:33,290 --> 00:11:37,670
‫اوایل به لاپلاس یا متحدانش مشکوک بودم،

159
00:11:37,940 --> 00:11:41,480
‫ولی حتی خود منم نمی‌تونستم ناناهوشی رو احضار کنم.

160
00:11:41,800 --> 00:11:46,500
‫در این صورت، هیچ‌کس توی این جهان
‫از پس چنین کاری بر نمیومده.

161
00:11:46,900 --> 00:11:48,220
‫یعنی چی؟

162
00:11:48,220 --> 00:11:53,040
‫اون فاجعه ساخته‌ی دست کسی نبوده. اتفاقی رخ داده.

163
00:11:53,650 --> 00:11:56,010
‫که... این‌طور.

164
00:11:56,010 --> 00:11:57,740
‫خیلی ممنونم.

165
00:11:57,740 --> 00:11:59,470
‫کس دیگه‌ای حرفی نداره؟

166
00:12:00,980 --> 00:12:04,310
‫پس سر فرصت از قلعه‌ی معلقم لذت ببرین.

167
00:12:04,310 --> 00:12:06,320
‫این‌جا مایه‌ی افتخار و غرور منه.

168
00:12:07,950 --> 00:12:08,980
‫بفرما.

169
00:12:09,450 --> 00:12:11,030
‫خیلی ممنون.

170
00:12:11,030 --> 00:12:11,960
‫خواهش می‌کنم.

171
00:12:14,410 --> 00:12:18,900
‫۲۰۰ سال پیش، وقتی از هزارتو نجاتم دادن،

172
00:12:18,900 --> 00:12:21,830
‫هم خاطراتم و هم احساساتم رو از دست داده بودم.

173
00:12:22,310 --> 00:12:26,550
‫منو به یه روستای الف دادن،

174
00:12:26,550 --> 00:12:30,540
‫اونا هم با اینکه نسبتی باهاشون نداشتم، با مهربونی قبولم کردن.

175
00:12:31,240 --> 00:12:34,500
‫در نتیجه، فکر می‌کنم، هرچند کاملاً مطمئن نیستم...

176
00:12:34,500 --> 00:12:40,160
‫احساساتم چند سال بعد برگشت و با مردی از همون روستا ازدواج کردم.

177
00:12:40,720 --> 00:12:45,650
‫خاطراتم هیچ‌وقت برنگشت، ولی با این‌حال خوشبخت بودم.

178
00:12:46,760 --> 00:12:48,720
‫همه‌چی از همون‌جا شروع شد.

179
00:12:48,720 --> 00:12:54,730
‫نفرینم خودشو نشون داد و تقریباً هر شب دنبال رابطه‌ی جنسی بودم.

180
00:12:55,250 --> 00:13:01,930
‫و بعدش... بدنم... هر ماه که می‌شد،
‫یه کریستال مانای کوچیک از خودش تولید می‌کرد.

181
00:13:02,310 --> 00:13:08,090
‫اوایل می‌ترسیدم ولی راستشو بخوای
‫به اوضاع مالی خونه‌مون خیلی کمک می‌کرد.

182
00:13:08,820 --> 00:13:14,790
‫اما یه روز، وقتی همسرم رفته بود کریستال‌ها
‫رو بفروشه، راهزن‌ها بهش حمله کردن...

183
00:13:14,790 --> 00:13:16,990
‫و جونش رو از دست داد.

184
00:13:17,580 --> 00:13:23,830
‫با یاد و خاطره‌ی همسرم توی قلبم، تصمیم گرفتم تنها زندگی کنم.

185
00:13:23,830 --> 00:13:27,320
‫هرچند... نفرینم بهم چنین اجازه‌ای نداد.

186
00:13:27,320 --> 00:13:33,290
‫چون نمی‌تونستم تمایلاتمو کنترل کنم،
‫یکی یکی خودمو مینداختم رو مردهای روستا.

187
00:13:33,590 --> 00:13:38,950
‫همین‌طور به وحشی‌گری‌هام ادامه دادم تا اینکه اهالی روستا بیرونم کردن.

188
00:13:39,720 --> 00:13:42,830
‫از اون موقع خیلی اتفاقا افتاده،

189
00:13:42,830 --> 00:13:46,800
‫ولی تهش شدم همین ماجراجویی که الان می‌شناسی.

190
00:13:47,660 --> 00:13:51,290
‫خب... تقریباً کل داستان زندگیم همین بود.

191
00:13:52,800 --> 00:13:55,590
‫از اون به بعد یاد گرفتم چطور با نفرینم کنار بیام،

192
00:13:55,590 --> 00:13:58,340
‫و از هم‌نشینی با آقایون لذت ببرم.

193
00:13:58,340 --> 00:14:01,530
‫البته الان دیگه کلیف برام تکه و فقط اونو می‌خوام.

194
00:14:03,310 --> 00:14:06,150
‫هیچ‌وقت حافظه‌تون برنگشت؟

195
00:14:06,150 --> 00:14:08,600
‫نه، تا الان که برنگشته.

196
00:14:08,600 --> 00:14:13,170
‫اما وضعیت زنیث کاملاً با من فرق داره.

197
00:14:13,170 --> 00:14:15,960
‫احتمالاً اون دچار یه نفرین دیگه شده.

198
00:14:15,960 --> 00:14:17,520
‫متوجه‌ش می‌شین؟

199
00:14:17,520 --> 00:14:19,790
‫فقط یه حسه.

200
00:14:20,160 --> 00:14:23,020
‫به‌هرحال، باید حواست جمع باشه.

201
00:14:23,020 --> 00:14:26,290
‫پس آخرشم باز باید صبر کنیم و ببینیم چی می‌شه؟

202
00:14:26,290 --> 00:14:29,920
‫معذرت می‌خوام. باید زودتر بهت می‌گفتم.

203
00:14:29,920 --> 00:14:34,190
‫نه، من معذرت می‌خوام مجبورتون کردم
‫چیزایی که دوست ندارین براتون یادآوری بشن.

204
00:14:34,190 --> 00:14:38,310
‫خودم خوب حس اینکه نخوای درمورد گذشته‌ حرف بزنی رو درک می‌کنم.

205
00:14:38,560 --> 00:14:41,730
‫برای همین، اصلاً قضاوتش نمی‌کنم.

206
00:14:48,880 --> 00:14:50,490
‫می‌بینم که همگی این‌جایید.

207
00:14:50,780 --> 00:14:54,000
‫در این صورت، اجازه بدید درستون رو شروع کنیم.

208
00:14:54,880 --> 00:15:00,240
‫درسته که به درمان زنیث نزدیک‌تر نشدم، ولی یه چیز غیرمنتظره گیرم اومد.

209
00:15:00,660 --> 00:15:06,210
‫ناناهوشی لطف کرد و گذاشت ما هم
‫توی کلاس‌های احضارش شرکت کنیم.

210
00:15:06,680 --> 00:15:09,420
‫تا الان فقط اصول اولیه‌شو یاد گرفتم،

211
00:15:09,420 --> 00:15:11,390
‫ولی برای یادگیری ادامه‌ش مشتاقم.

212
00:15:15,090 --> 00:15:17,730
‫فکر کنم وقتشه یه استراحتی بکنیم.

213
00:15:17,730 --> 00:15:20,510
‫دوستان، غذای خاصی باب میلتون هست؟

214
00:15:21,600 --> 00:15:23,250
‫فرقی نداره.

215
00:15:23,250 --> 00:15:25,740
‫غذاهای میلیسی هم سرو می‌کنین؟

216
00:15:25,740 --> 00:15:30,520
‫بله. هر موادی که کم داشته باشیم، آلمانفی سریعاً برامون تدارک می‌بینه.

217
00:15:30,520 --> 00:15:34,570
‫اشکال نداره ازش به‌عنوان پیک موتوری سریع‌السیر استفاده کنیم؟

218
00:15:35,530 --> 00:15:38,190
‫صبر کن ببینم. این می‌تونه یه فرصت باشه.

219
00:15:43,080 --> 00:15:45,470
‫مطمئنید که همین کفایت می‌کنه؟

220
00:15:45,470 --> 00:15:47,330
‫آره، عالیه.

221
00:15:47,330 --> 00:15:50,630
‫آدم هرازگاهی هوس می‌کنه دیگه، نه؟

222
00:15:51,100 --> 00:15:53,080
‫خب... آره گمونم.

223
00:15:54,300 --> 00:15:56,860
‫خیلی‌خب، دستاتونو به هم بچسبونین.

224
00:15:58,210 --> 00:15:59,480
‫ایتاداکیماس.

225
00:15:59,890 --> 00:16:01,290
‫ایتاداکیماس.

226
00:16:03,690 --> 00:16:07,120
‫همین‌طوری شانسی ازشون خواستم تو این دنیا دنبال سس سویا بگردن،

227
00:16:07,120 --> 00:16:09,200
‫ولی خب معلوم بود توقع زیادیه.

228
00:16:09,200 --> 00:16:15,830
‫ولی به‌جاش، از پادشاهی بیهریل لوبیای تخمیرشده آوردن.

229
00:16:15,830 --> 00:16:20,450
‫با همونم ازشون خواستم برامون ناهار ژاپنی درست کنن.

230
00:16:22,200 --> 00:16:25,210
‫حتی برای این سوپ میسو عصاره‌ی داشی درست نکردن.

231
00:16:22,200 --> 00:16:25,210
‫داشی یا خمیر سویا یک نوع ماده‌ی غذایی است
‫که از تخمیر غلات به دست می‌آید.

232
00:16:32,600 --> 00:16:35,180
‫راستش... اصلاً خوشمزه نبود.

233
00:16:35,690 --> 00:16:40,090
‫می‌دونم غذاهای ژاپنی‌ای که یادمونه طعم خیلی ملایم‌تر و بهتری داشتن.

234
00:16:41,030 --> 00:16:44,450
‫ولی با این‌حال، دست از خوردنش برنمی‌داشتیم.

235
00:16:48,690 --> 00:16:51,340
‫بابت غذا ممنونم.

236
00:16:57,780 --> 00:17:00,690
‫بگذریم، این قلعه واقعاً بزرگه.

237
00:17:01,050 --> 00:17:06,760
‫همین‌طور مات و مبهوتم که چطور
‫همچین سازه‌ی عظیمی توی هوا معلق مونده.

238
00:17:09,410 --> 00:17:10,710
‫هــــــوم...

239
00:17:11,140 --> 00:17:12,540
‫دارین گشت می‌زنین؟

240
00:17:13,350 --> 00:17:17,000
‫اوه، رودئوس. کنجکاو شدیم ببینیم این راه به کجا می‌رسه.

241
00:17:17,000 --> 00:17:19,620
‫عه، جالب به‌نظر میاد.

242
00:17:19,620 --> 00:17:21,140
‫منم باهاتون میام.

243
00:17:21,140 --> 00:17:22,560
‫خوشحال می‌شیم بیای،

244
00:17:22,880 --> 00:17:25,400
‫ولی داشتیم فکر می‌کردیم شاید بهتر باشه قبل از ورود اجازه بگیریم.

245
00:17:25,400 --> 00:17:27,750
‫نکته‌ی خوبیه.

246
00:17:28,180 --> 00:17:29,690
‫مسئله‌ای نیست.

247
00:17:29,690 --> 00:17:31,690
‫قبلاً رفتی اون پایین؟

248
00:17:31,690 --> 00:17:35,200
‫آره. بیشتر اتاقا قفلن،

249
00:17:35,200 --> 00:17:37,950
‫ولی یه چیزِ باحال اون‌جاست.

250
00:17:41,570 --> 00:17:44,330
‫اون «چیز باحال» این بود؟

251
00:17:44,330 --> 00:17:46,500
‫نه. بعد از این‌جاست.

252
00:17:48,830 --> 00:17:51,860
‫می‌دونم سنم از این چیزا گذشته ولی دست خودم نیست.

253
00:17:51,860 --> 00:17:52,840
‫منم همین‌طور.

254
00:17:52,840 --> 00:17:54,060
‫منم همین‌طور!

255
00:17:54,060 --> 00:17:56,740
‫پسرا واقعاً عاشق اینجور چیزان.

256
00:18:07,840 --> 00:18:08,720
‫این دیگه چیه؟!

257
00:18:08,970 --> 00:18:10,520
‫فوق‌العاده‌ست!

258
00:18:10,520 --> 00:18:13,740
‫نقاشی دیواریه؟ خیلی قدیمی به‌نظر میاد.

259
00:18:14,670 --> 00:18:19,120
‫حس می‌کنم داستانشو یه جایی شنیدم.

260
00:18:19,120 --> 00:18:22,010
‫منم همین‌طور. اما کجا؟

261
00:18:23,670 --> 00:18:25,410
‫دارین چی‌کار می‌کنین؟

262
00:18:26,900 --> 00:18:28,970
‫ای وای، عالی‌جناب پروگیوس.

263
00:18:29,860 --> 00:18:32,040
‫لازم نیست. بلند شین.

264
00:18:32,040 --> 00:18:35,210
‫قلعه‌ی پرنده‌تون واقعاً لایق شهرت و آوازه‌شه.

265
00:18:35,210 --> 00:18:38,510
‫حتی توی همچین جاهایی هم چیزایی پیدا می‌شن که منو به وجد بیارن.

266
00:18:38,790 --> 00:18:43,610
‫با این‌حال، انگار با ورود بی‌اجازه‌مون بهتون بی‌احترامی کردیم.

267
00:18:43,990 --> 00:18:45,130
‫مهم نیست.

268
00:18:45,470 --> 00:18:50,140
‫درمورد این نقاشی دیواری هم باید بگم به سلیقه‌ی من این‌جا کشیده نشده.

269
00:18:50,140 --> 00:18:52,480
‫می‌شه بیشتر توضیح بدید؟

270
00:18:52,480 --> 00:18:58,110
‫وقتی این قلعه‌ی پرنده رو به دست آوردم،
‫تقریباً هیچی داخلش باقی نمونده بود.

271
00:18:58,660 --> 00:19:03,830
‫همون‌طور که می‌بینین، فقط همین نقاشی دیواری تقریباً سالم مونده بود.

272
00:19:04,300 --> 00:19:08,700
‫با اینکه همه‌چی خاکستر شده بود، تنها این نقاشی سالم بود.

273
00:19:09,150 --> 00:19:12,010
‫درونش اراده‌ی گذشتگانم رو دیدم.

274
00:19:12,010 --> 00:19:16,280
‫اراده‌ی اینکه حداقل این پیامو به آیندگان برسونن.

275
00:19:16,710 --> 00:19:19,350
‫واقعاً به آدم حس الهام‌بخشی می‌ده.

276
00:19:19,350 --> 00:19:24,100
‫منم می‌خوام اینطوری فکر کنم، اما اصلاً از این نقاشی خوشم نمیاد.

277
00:19:24,100 --> 00:19:29,720
‫یه حس خفقان‌آور، دلگیر و منزجرکننده‌ای توش به چشمم می‌خوره.

278
00:19:29,720 --> 00:19:34,100
‫در این صورت، بهتره بیشتر از این این‌جا نمونیم.

279
00:19:36,100 --> 00:19:39,410
‫آلمانفی، این اطرافو نشونشون بده.

280
00:19:39,410 --> 00:19:40,350
‫چـشـم!

281
00:19:51,080 --> 00:19:53,790
‫اوضاع با شاهدخت آریل چطور پیش رفت؟

282
00:19:53,790 --> 00:19:56,710
‫خب، انگار وضع‌شون خوب نیست.

283
00:19:56,950 --> 00:20:01,970
‫برای نشون دادن دوستی‌شون القاب اشرافی و زمین پیشنهاد دادن،

284
00:20:01,970 --> 00:20:04,460
‫اونم گفت: «من نیازی به این چیزا ندارم.»

285
00:20:04,460 --> 00:20:08,620
‫به‌هرحال یه قهرمانه. این‌طوری رشوه دادن نتیجه‌ی برعکسی نداره؟

286
00:20:08,620 --> 00:20:10,050
‫فکر کنم همین‌طوری باشه.

287
00:20:10,410 --> 00:20:12,230
‫رودی، تو بودی چی‌کار می‌کردی؟

288
00:20:12,230 --> 00:20:14,980
‫شاید اول از همه سعی می‌کردم بشناسمش؟

289
00:20:14,980 --> 00:20:18,100
‫مثلاً درمورد سرگرمی‌هاش یا داستان‌هاش یا این‌جور چیزا بپرسم.

290
00:20:18,100 --> 00:20:20,160
‫وقتی یه آشنا ازت کمک می‌خواد،

291
00:20:20,160 --> 00:20:22,340
‫دوست داری یه کاری براش بکنی دیگه، نه؟

292
00:20:22,340 --> 00:20:25,280
‫این‌طوری که می‌گی، شاید حق با تو باشه.

293
00:20:25,280 --> 00:20:28,370
‫مرسی. به شاهدخت آریل منتقلش می‌کنم.

294
00:20:28,370 --> 00:20:30,210
‫کار خودت چطور پیش رفت؟

295
00:20:30,210 --> 00:20:32,590
‫خب، بد نبود فکر کنم.

296
00:20:32,590 --> 00:20:35,570
‫با ناناهوشی و بچه‌ها احضار رو یاد گرفتیم.

297
00:20:35,570 --> 00:20:39,960
‫راستی، برای ناهار هم دادیم غذای وطن ناناهوشیو بازسازی کنن.

298
00:20:39,960 --> 00:20:41,910
‫خیلی افتضاح شد ولی...

299
00:20:41,910 --> 00:20:44,760
‫رودی، خیلی با ناناهوشی گرم گرفتیا، نه؟

300
00:20:46,350 --> 00:20:47,210
‫عــــــه؟!

301
00:20:47,210 --> 00:20:50,520
‫اصلاً و ابداً! اصلاً این‌جور حسی بهش ندارم!

302
00:20:50,780 --> 00:20:52,570
‫خواهش می‌کنم باور کن!

303
00:20:53,980 --> 00:20:55,260
‫ببخشید، ببخشید.

304
00:20:55,260 --> 00:20:57,280
‫فقط دلم خواست یه‌ذره سربه‌سرت بذارم.

305
00:20:57,280 --> 00:20:58,890
‫ا ــ ای بابا.

306
00:20:58,890 --> 00:21:02,240
‫پیش سیلفی باید حواسمو جمع کنم که اسم ناناهوشیو نیارم.

307
00:21:05,130 --> 00:21:06,350
‫اومدم.

308
00:21:07,400 --> 00:21:08,920
‫ناناهوشی!

309
00:21:10,650 --> 00:21:13,790
‫ببخشید، مزاحم که نشدم؟

310
00:21:13,790 --> 00:21:15,750
‫نه مشکلی نیست...

311
00:21:15,750 --> 00:21:17,650
‫می‌گم، حالت خوبه؟

312
00:21:17,650 --> 00:21:20,010
‫می‌خوام روم جادوی سم‌زدایی اجرا کنی.

313
00:21:20,010 --> 00:21:21,410
‫من انجامش می‌دم.

314
00:21:21,410 --> 00:21:22,800
‫ممنون.

315
00:21:22,800 --> 00:21:24,740
‫اما اگه حالت بهتر نمی‌شه،

316
00:21:24,740 --> 00:21:27,550
‫شاید بهتره از کلیف بخوای جادوی سطح پیشرفته اجرا کنه.

317
00:21:29,220 --> 00:21:31,810
‫ها؟ یه چیزی عجیب می‌زنه.

318
00:21:32,100 --> 00:21:34,060
‫ماناش یه حالت...

319
00:21:40,310 --> 00:21:41,710
‫ناناهوشی؟

320
00:21:43,310 --> 00:21:44,400
‫و ــ وایسا.

321
00:21:52,400 --> 00:21:54,490
‫نه، من که کاری نکردم...

322
00:21:54,490 --> 00:21:56,350
‫بــ ــ ببخشید—

323
00:21:58,100 --> 00:21:59,240
‫ناناهوشی!

324
00:21:59,530 --> 00:22:01,580
‫هوی! ناناهوشی!

325
00:22:02,000 --> 00:22:05,000
‫قسمت ۸

قــلــعــه‌ی مـعـلـق

326
00:22:05,020 --> 00:22:15,020
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

327
00:23:35,010 --> 00:23:40,090
قسمت بعد

328
00:23:35,770 --> 00:23:40,090
ســوگــواری
