1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:14,040
Translation & TypeSetting: Tenshi Hunter & Dawn

3
00:00:14,710 --> 00:00:19,060
‫به‌عنوان نماینده‌ی فارغ‌التحصیلان... لینیانا ددولدیا!

4
00:00:19,060 --> 00:00:22,130
‫همچنین، پورسنا آددولدیا!

5
00:00:24,080 --> 00:00:30,590
‫حالا دیپلم و گواهینامه‌ی کلاس «دی» گیلد جادوگران رو بهتون تقدیم می‌کنم!

6
00:01:59,330 --> 00:02:04,060
‫از دیدن شما دوتا توی مراسم فارغ‌التحصیلی لینیا و پورسنا غافلگیر شدم.

7
00:02:04,060 --> 00:02:08,690
‫با وجود اختلافاتمون، اون‌ها به شما وفادار بودن، استاد.

8
00:02:08,690 --> 00:02:13,440
‫با این اوصاف، کینه به دل گرفتن اصلاً برازنده‌ی من نیست.

9
00:02:13,830 --> 00:02:18,300
‫راستش رو بخوای، انقدر بی‌ادبن که هیچ‌وقت زیاد باهاشون سروکار نداشتم،

10
00:02:18,300 --> 00:02:22,690
‫اما به‌عنوان یه دانش‌آموز انتقالی، اون‌ها رو هم‌کلاسی خودم می‌دونم.

11
00:02:23,170 --> 00:02:25,790
‫برای همین خواستم بدرقه‌شون کنم.

12
00:02:27,120 --> 00:02:33,170
‫وقتی اومدم این‌جا، هیچ‌کدوم از دانش‌آموزای انتقالی باهم نمی‌ساختن.

13
00:02:33,930 --> 00:02:36,060
‫انگار این بچه‌ها هم عوض شدن.

14
00:02:40,230 --> 00:02:42,260
‫ناناهوشی، دارم میام تو.

15
00:02:42,260 --> 00:02:43,450
‫بفرما.

16
00:02:46,670 --> 00:02:48,450
‫بازم سرما خوردی؟

17
00:02:49,460 --> 00:02:51,010
‫آره انگاری.

18
00:02:51,010 --> 00:02:55,710
‫وضعیت سلامتی ناناهوشی تو سال گذشته اصلاً خوب نبوده.

19
00:02:55,710 --> 00:02:58,280
‫سرفه‌ی خشک، تب و این‌جور چیزا.

20
00:02:58,280 --> 00:03:02,070
‫هربار با جادو درمانش می‌کنم،

21
00:03:02,070 --> 00:03:04,670
‫ولی دوباره می‌شه همون آش و همون کاسه.

22
00:03:04,920 --> 00:03:08,830
‫جادوی سم‌زدایی نمی‌تونه بدن ناسالم رو درمان کنه.

23
00:03:08,830 --> 00:03:12,550
‫حداقل باید تا وقتی کاملاً خوب بشی استراحت کنی.

24
00:03:12,550 --> 00:03:16,710
‫نمی‌تونم وقتی تحقیقاتم داره این‌قدر خوب پیش می‌ره توی رختخواب بمونم.

25
00:03:16,710 --> 00:03:19,780
‫ناناهوشی از این نظر که داره پیشرفت می‌کنه راست می‌گه.

26
00:03:20,130 --> 00:03:22,280
‫الان رسیده به فاز سوم.

27
00:03:22,280 --> 00:03:27,200
‫هدف اینه که یه موجود زنده احضار کنیم،
‫حالا یا یه گیاه یا یه حیوون کوچیک.

28
00:03:27,520 --> 00:03:31,220
‫طولی نمی‌کشه که سبزیجات دنیای قدیمی‌مون تو این دنیا پیدا می‌شن.

29
00:03:31,690 --> 00:03:33,230
‫به این می‌گن یه پیشرفت ناب.

30
00:03:33,680 --> 00:03:36,060
‫خیلی‌خب. وقت شروع آزمایشه.

31
00:03:37,730 --> 00:03:38,730
‫بفرما.

32
00:03:41,920 --> 00:03:43,340
‫ببخشیدمیو.

33
00:03:43,340 --> 00:03:44,630
‫اومدیم تو.

34
00:03:44,630 --> 00:03:46,720
‫رئیس، دنبالت می‌گشتیمیو.

35
00:03:46,720 --> 00:03:48,940
‫یه چند دقیقه‌ای وقتت رو بهمون بده.

36
00:03:48,940 --> 00:03:51,890
‫امروز یکم متفاوت به‌نظر می‌رسن.

37
00:03:51,890 --> 00:03:53,450
‫نکنه بازم می‌خوان مبارزه کنن؟

38
00:03:53,900 --> 00:03:57,710
‫شاید فکر می‌کنن نمی‌تونن بدون شکست دادن من از این‌جا برن.

39
00:03:57,710 --> 00:03:59,770
‫رئیس، بیا بی‌زحمت.

40
00:03:59,770 --> 00:04:01,200
‫این کار رو برامون بکن.

41
00:04:03,150 --> 00:04:04,740
‫خب، چرا که نه؟

42
00:04:04,740 --> 00:04:06,500
‫یه‌جور خداحافظیه دیگه.

43
00:04:06,910 --> 00:04:08,220
‫باشه.

44
00:04:08,460 --> 00:04:10,430
‫ناناهوشی، یه سر می‌رم و برمی‌گردم.

45
00:04:10,430 --> 00:04:13,460
‫اول من ازت خواستم. پس آزمایش چی می‌شه؟

46
00:04:13,460 --> 00:04:15,060
‫شما هم میاینمیو.

47
00:04:15,060 --> 00:04:17,420
‫به‌عنوان یه لطف ویژه دعوت‌تون می‌کنم.

48
00:04:17,420 --> 00:04:20,320
‫منم اجازه‌شو می‌دمیو. بهتره قدردان باشینمیو.

49
00:04:20,320 --> 00:04:22,120
‫و ــ وایسا. قضیه چیه؟

50
00:04:22,120 --> 00:04:24,030
‫من سرم شلوغه!

51
00:04:31,330 --> 00:04:32,770
‫همین‌جا خوبه.

52
00:04:32,770 --> 00:04:34,630
‫چه خاطراتی زنده شدنمیو.

53
00:04:34,910 --> 00:04:40,050
‫این همون‌جاست که من و زانوبا یه بار لینیا و پورسنا رو دزدیدیم.

54
00:04:40,770 --> 00:04:45,890
‫اولین جاییه که باهاشون جنگیدم، واسه همین یه جورایی نوستالژیکه.

55
00:04:46,350 --> 00:04:50,770
‫استاد، به نظرتون این قضیه قراره به یه مبارزه‌ی مجدد ختم بشه؟

56
00:04:54,100 --> 00:04:55,790
‫احتمالش هست.

57
00:05:01,350 --> 00:05:02,240
‫هـــا؟

58
00:05:02,710 --> 00:05:05,690
‫می‌خوایم رئیس و بقیه‌تون شاهد این ماجرا باشین.

59
00:05:05,960 --> 00:05:07,360
‫می‌خواین چی‌کار کنین؟

60
00:05:07,360 --> 00:05:11,730
‫قراره مشخص کنیم بین من و لینیا، کدوم یکی‌مون قوی‌تریم.

61
00:05:11,730 --> 00:05:13,570
‫برای چی اون‌وقت؟

62
00:05:13,570 --> 00:05:17,340
‫برنده‌ی دوئل می‌شه رئیس قبلیه‌ی دولدیامیو.

63
00:05:18,490 --> 00:05:22,240
‫ولی دِدولدیا و آدولدیا که هرکدوم واسه خودشون یه قبیله‌ی جدان.

64
00:05:22,240 --> 00:05:25,090
‫نمی‌تونین هرکدوم‌تون رئیس یکی‌شون بشین؟

65
00:05:25,090 --> 00:05:28,190
‫ما هم اولش دقیقاً همین فکرو می‌کردیمیو.

66
00:05:28,190 --> 00:05:32,340
‫تا اینکه تو فصل جفت‌گیری قبلی، تمام
‫خواستگارهایی که برامون اومدنو لت‌وپار کردیمیو.

67
00:05:32,340 --> 00:05:36,990
‫هیچ‌وقت مردی قوی‌تر از خودمون پیدا نکردیم.

68
00:05:36,990 --> 00:05:42,470
‫برای همین، اونی که قوی‌تره رئیس می‌شه و اون یکی آزاد زندگی می‌کنه.

69
00:05:42,470 --> 00:05:45,180
‫زندگی فقط رئیس شدن نیست.

70
00:05:45,180 --> 00:05:46,820
‫کدورتی هم در کار نیستمیو.

71
00:05:46,820 --> 00:05:48,720
‫این چه منطقیه آخه؟

72
00:05:48,720 --> 00:05:50,190
‫فهمیدم.

73
00:05:50,190 --> 00:05:53,280
‫اگه این‌طوری راضی می‌شین، تا جایی که می‌خواین باهم بجنگین.

74
00:05:53,280 --> 00:05:56,360
‫مطمئنی؟ می‌خوای کمک کنی یه دعوا راه بیفته؟

75
00:05:56,360 --> 00:05:59,250
‫حتی اگه منم این‌جا نبودم، بازم کار خودشونو می‌کردن.

76
00:05:59,250 --> 00:06:00,880
‫یکی طلبتونمیو.

77
00:06:00,880 --> 00:06:02,250
‫ممنون.

78
00:06:04,000 --> 00:06:06,760
‫حدس می‌زنم جفت‌شون هم‌سطح باشن.

79
00:06:07,100 --> 00:06:11,520
‫بهتره حداقل برای جلوگیری هر اتفاق بدی هم که شده تماشاشون کنم.

80
00:06:12,440 --> 00:06:16,650
‫تازه، نمی‌خوام مته به خشخاش بذارم، ولی این که دعوا نیست. دوئله.

81
00:06:16,650 --> 00:06:19,000
‫دارن برای حل یه مسئله‌ای می‌جنگن.

82
00:06:23,140 --> 00:06:28,060
‫ما قراره شاهد دو تا هیولا باشیم که جداً می‌خوان همدیگه رو بکشن.

83
00:06:28,060 --> 00:06:31,710
‫پورسنا، خیلی‌وقته می‌خواستم اینو بهت بگم.

84
00:06:31,710 --> 00:06:34,040
‫حقیقت اینه که اصلاً نمی‌تونم تحملت کنمیو!

85
00:06:34,040 --> 00:06:35,830
‫دقیقاً حرف دل منو زدی که!

86
00:06:35,830 --> 00:06:40,880
‫وقتی بچه بودیم عین این خواهر کوچولوها راه میفتادی دنبالم،

87
00:06:40,880 --> 00:06:42,500
‫ولی تازگیا خیلی از خود راضی شدی!

88
00:06:42,500 --> 00:06:45,600
‫هــــــــــــــا؟! اونی که خواهر کوچولوئه تو بودیمیو!

89
00:06:45,600 --> 00:06:50,680
‫یادت رفته چهار سالمون که بود رختخوابتو
‫خیس کردی و منم برات قایمش کردمیو؟!

90
00:06:50,680 --> 00:06:53,980
‫می‌گن یه آدولدیا تا صد سال لطف بقیه رو یادش می‌مونه.

91
00:06:53,980 --> 00:06:55,560
‫جمع کنین این خزعبلاتومیو!

92
00:06:55,560 --> 00:06:58,720
‫وقتی افتادی تو رودخونه و داشتی غرق می‌شدی، من نجاتت دادم!

93
00:06:58,720 --> 00:06:59,970
‫این به اون در!

94
00:06:59,970 --> 00:07:03,600
‫با این اخلاق نمک‌نشناست هیچ‌وقت نمی‌تونی واسه خودت یه مرد پیدا کنیمیو!

95
00:07:03,600 --> 00:07:06,940
‫فقط به‌خاطر اینکه تو تمام خواستگارهامون رو پروندی!

96
00:07:06,940 --> 00:07:08,410
‫پورسنای فضول!

97
00:07:08,410 --> 00:07:09,700
‫لینیای احمق!

98
00:07:09,700 --> 00:07:11,150
‫پورسنای...

99
00:07:11,150 --> 00:07:12,610
‫چاقالو!

100
00:07:13,160 --> 00:07:16,860
‫عـــه... ‫مـ ـ من... من چـــــــاق نیستــــــــــم!

101
00:07:25,690 --> 00:07:30,110
‫ای وایـــــــی! پورسنا مثل یه تانک سنگین
‫به پیش می‌ره و لینیا اون رو به عقب می‌رونه!

102
00:07:30,110 --> 00:07:33,850
‫پورسنا تو قدرت دست بالا رو داره، ولی لینیا تو سرعت ازش جلوتره!

103
00:07:33,850 --> 00:07:36,510
‫پورسنا همین الان یه مشت راست مستقیم ول داد!

104
00:07:36,510 --> 00:07:37,440
‫لینیا داره تلوتلو می‌خوره!

105
00:07:37,440 --> 00:07:38,810
‫ولی پورسنا ول‌کنش نیست!

106
00:07:38,810 --> 00:07:40,170
‫لینیا چی‌کار می‌خواد بکنه؟!

107
00:07:40,170 --> 00:07:42,080
‫فرار می‌کنه؟! یا مقاومت می‌کنه؟!

108
00:07:42,080 --> 00:07:43,840
‫مقاومت کرد!

109
00:07:43,840 --> 00:07:45,830
‫لینیا یه ضربه‌ی چپ می‌زنه! یکی دیگه هم پشتش!

110
00:07:45,830 --> 00:07:47,510
‫پورسنا دیگه زیاد دووم نمیاره!

111
00:07:47,510 --> 00:07:50,480
‫ولی پورسنا می‌ره جلو تا مشت راست لینیا رو دفع کنه!

112
00:07:50,480 --> 00:07:54,320
‫اووووووه! لباس‌های پورسنا پاره‌ پوره شدن!

113
00:07:51,000 --> 00:07:52,940
‫این نامـــــــــردی بود!

114
00:07:54,320 --> 00:07:56,340
‫نمی‌شه اینا رو تو تلویزیون نشون داد!

115
00:07:56,340 --> 00:07:58,630
‫نظر شما چیه، همکار عزیزم زانوبا؟!

116
00:08:01,340 --> 00:08:03,660
‫پورسنا می‌ره یه نبرد نزدیک!

117
00:08:03,660 --> 00:08:06,630
‫مشت‌های پورسنا دارن پاهای لینیا از کار میندازن!

118
00:08:06,630 --> 00:08:10,850
‫آیا مثل یه پروانه‌ی بدون بال، تسلیم قهرمان زمینی می‌شه؟!

119
00:08:10,850 --> 00:08:13,040
‫ولی لینیا دندون‌هاش رو تا استخون فرو کرده!

120
00:08:13,040 --> 00:08:15,720
‫داره پورسنا رو با خودش می‌کشه روی زمین!

121
00:08:15,720 --> 00:08:17,990
‫ولی پورسنا هم دندون داره!

122
00:08:17,990 --> 00:08:20,310
‫اونم داره گاز می‌گیره!

123
00:08:20,310 --> 00:08:22,420
‫عجب مبارزه‌ی کثیفی راه انداختن.

124
00:08:22,420 --> 00:08:25,100
‫انگار دوتا بچه دارن می‌زنن تو سروکله‌ی هم.

125
00:08:25,100 --> 00:08:27,760
‫اوهوم... خب، این‌جوری هم می‌شه بهش نگاه کرد.

126
00:08:28,080 --> 00:08:34,030
‫می‌گم... چرا وقتی اونا این‌قدر جدی
‫گرفتن، تو داری مسخره‌بازی درمیاری؟

127
00:08:37,100 --> 00:08:38,600
‫معذرت می‌خوام.

128
00:08:55,870 --> 00:08:57,430
‫من بردم.

129
00:09:00,770 --> 00:09:02,940
‫مبارزه‌ی نفس‌گیری بود...

130
00:09:03,610 --> 00:09:05,160
‫واقعاً تماشایی بودم.

131
00:09:05,590 --> 00:09:08,610
‫می‌شد فهمید که بعد از یه مبارزه‌ی بی‌رحمانه پیروز شده.

132
00:09:15,860 --> 00:09:17,700
‫من بردم.

133
00:09:18,090 --> 00:09:20,170
‫آره. تبریک می‌گم.

134
00:09:20,170 --> 00:09:22,050
‫با یه جادوی شفابخش درمانت می‌کنم.

135
00:09:22,360 --> 00:09:25,180
‫ممنونم... ولی نیازی بهش ندارم.

136
00:09:25,490 --> 00:09:27,700
‫این زخم‌ها نشان افتخارن.

137
00:09:27,700 --> 00:09:32,000
‫نمی‌دونم دیگه روزگاری لینیا رو می‌بینم یا نه، برای همین می‌ذارم بمونن.

138
00:09:33,010 --> 00:09:36,650
‫صبر کن... ولی، مگه تا وقتی از شهر برین باهم نمی‌مونین؟

139
00:09:37,370 --> 00:09:39,320
‫راه ما این‌جا از هم جدا می‌شه.

140
00:09:39,320 --> 00:09:42,830
‫وسایلمون رو جمع کردیم، پس همین امروز می‌ریم.

141
00:09:43,670 --> 00:09:46,760
‫از قبل سر این توافق کرده بودن؟

142
00:09:46,760 --> 00:09:50,050
‫که این‌جا خداحافظی کنن، جایی که مسیرشون از هم جدا می‌شه؟

143
00:09:52,230 --> 00:09:54,420
‫یه‌جورایی... باحاله.

144
00:09:55,150 --> 00:09:59,040
‫باید خودت رو درمان کنی، حتی اگه با جادو نباشه.

145
00:09:59,040 --> 00:10:00,660
‫می‌دونم.

146
00:10:00,660 --> 00:10:03,260
‫رئیس، دیگه وقت خداحافظیه.

147
00:10:13,040 --> 00:10:15,500
‫هر دوشون خوبی‌های خودشون رو دارن.

148
00:10:17,090 --> 00:10:18,030
‫حالا...

149
00:10:22,430 --> 00:10:23,870
‫زنده‌ای؟

150
00:10:25,120 --> 00:10:27,020
‫آره، زنده‌میو.

151
00:10:27,020 --> 00:10:29,060
‫صورت خوشگلت به فنا رفت.

152
00:10:29,060 --> 00:10:30,720
‫دوباره بگومیو.

153
00:10:32,790 --> 00:10:34,650
‫ممنونمیو.

154
00:10:37,480 --> 00:10:39,320
‫باختمیو.

155
00:10:39,320 --> 00:10:40,990
‫مبارزه‌ی خوبی بود.

156
00:10:40,990 --> 00:10:43,780
‫رئیس، تمام مدت صداتو می‌شنیدمیو.

157
00:10:43,780 --> 00:10:46,330
‫معلوم بود خیلی داره بهت خوش می‌گذره‌میو.

158
00:10:46,640 --> 00:10:50,070
‫اوهوم... اعتراف می‌کنم شاید خیلی خوب جوّ رو درک نکرده بودم.

159
00:10:50,450 --> 00:10:52,990
‫ولی، مبارزه‌ی خوب و هیجان‌انگیزی بود.

160
00:10:53,340 --> 00:10:57,020
‫خب، خوشحالم که برای بار آخر بهت خوش گذشتمیو.

161
00:10:57,020 --> 00:10:59,800
‫برای بقیه حتماً شبیه یه دعوای معمولی به‌نظر می‌رسید.

162
00:10:59,800 --> 00:11:01,890
‫آدم باید از هر فرصتی برای خوش گذروندن استفاده کنه‌میو.

163
00:11:01,890 --> 00:11:04,120
‫تو هم... جادوی شفابخش نمی‌خوای؟

164
00:11:04,120 --> 00:11:07,580
‫راستش دلم می‌خواد نشونه‌های شکستم رو پاک کنم.

165
00:11:07,580 --> 00:11:10,610
‫ولی... خب، این یه‌بارو تحملشون می‌کنمیو.

166
00:11:10,610 --> 00:11:14,940
‫اگه به‌اندازه‌ی کافی صبر کنم، بعداً می‌تونم بهشون افتخار کنم.

167
00:11:14,940 --> 00:11:17,170
‫اون‌ها زخم‌های افتخارآمیزی هستن.

168
00:11:17,170 --> 00:11:22,230
‫من از دوئل نیمه‌انسان‌ها چیز زیادی نمی‌دونم،
‫اما مبارزه‌ی شما رو مسحورکننده دیدم.

169
00:11:22,230 --> 00:11:25,000
‫فکر نمی‌کردم از زبون تو تعریف بشنوم.

170
00:11:25,000 --> 00:11:28,240
‫نسبت به اون موقعی که ما رو دزدیدین خیلی فرق کردین.

171
00:11:28,540 --> 00:11:31,250
‫بابت عروسکت متأسفمیو.

172
00:11:31,250 --> 00:11:34,760
‫استادم قبلاً شما رو بابت اون اتفاق بخشیدن.

173
00:11:34,760 --> 00:11:38,760
‫من دیگه کینه‌ای از شما به دل ندارم.

174
00:11:44,390 --> 00:11:47,410
‫الان می‌خوای چی‌کار کنی؟

175
00:11:47,410 --> 00:11:51,030
‫هرجا جادّه ببرتم می‌رم و بعدش وارد تجارت می‌شمیو.

176
00:11:51,310 --> 00:11:54,760
‫تجارت، ها؟ فکر نکنم خوب پیش بره.

177
00:11:55,000 --> 00:11:57,650
‫برنامه‌ی خاصی هم دارین؟

178
00:11:57,650 --> 00:11:59,410
‫معلوم که دارمیو.

179
00:11:59,410 --> 00:12:01,980
‫اگه هدفی داره، شاید جواب بده.

180
00:12:02,590 --> 00:12:05,620
‫بی‌خیال. هنوزم نمی‌تونم تصورش کنم.

181
00:12:05,620 --> 00:12:10,790
‫یه حسی بهم می‌گه بدون فکر عمل می‌کنه و خودشو تو دردسر میندازه.

182
00:12:11,160 --> 00:12:14,920
‫قصد دارم تا پنج سال دیگه تو پول غلت بزنمیو.

183
00:12:15,250 --> 00:12:20,080
‫خب... می‌دونی، اگه به مشکلی چیزی خوردی بگو کمکت کنم.

184
00:12:20,080 --> 00:12:22,140
‫منم بهتون کمک می‌کنم.

185
00:12:23,060 --> 00:12:26,540
‫وقتی پولدار شدم بهتون وام می‌دم.

186
00:12:29,780 --> 00:12:32,990
‫یعنی واقعاً دیگه هیچ‌وقت همدیگه رو نمی‌بینن؟

187
00:12:33,460 --> 00:12:35,430
‫آخه اونا خیلی به هم وابسته بودن.

188
00:12:37,400 --> 00:12:43,280
‫ولی نمی‌تونستم جلوی این فکرم رو بگیرم که
‫این روش زندگی یه جورایی باحاله.

189
00:12:45,480 --> 00:12:49,050
‫بعدها، یه نفر بهم گفت...

190
00:12:45,560 --> 00:12:47,990
‫قرار بود خداحافظی کنیمیو!

191
00:12:47,990 --> 00:12:51,870
‫تو دنبال من راه افتادی! یه فکری به حال این وابستگیت بکن!

192
00:12:49,050 --> 00:12:54,240
‫که دو تا زن نیمه‌انسان باندپیچی شده رو
‫دیده که تو یه دلیجان با هم دعوا می‌کردن.

193
00:12:51,870 --> 00:12:54,250
‫اونی که دست از سر من برنمی‌داره تویی! گمشو پایین، میو!

194
00:12:54,250 --> 00:12:55,660
‫نه! تو گمشو پایین!

195
00:12:55,190 --> 00:13:00,100
‫شرط می‌بندم چون ساعت حرکتش رو چک نکرده بودن به هم خوردن.

196
00:12:55,660 --> 00:12:56,290
‫تو گمشو پایین، میو!

197
00:12:56,290 --> 00:12:57,190
‫تو گمشو پایین، لینیا!

198
00:12:57,190 --> 00:12:58,370
‫نه، تو، پورسنا!

199
00:12:58,370 --> 00:13:01,440
‫لینیا! لینیا! لینیا!

200
00:13:00,100 --> 00:13:01,800
‫عجب ضدحالی.

201
00:13:01,440 --> 00:13:02,740
‫پورسنا، میو!

202
00:13:10,150 --> 00:13:12,120
‫خب... شروع کن.

203
00:13:13,850 --> 00:13:15,880
‫الان تزریق مانا رو شروع می‌کنم.

204
00:13:18,530 --> 00:13:21,450
‫این واقعاً خیلی مانا می‌بره.

205
00:13:21,450 --> 00:13:24,450
‫کسی غیر از من اصلاً می‌تونه ازش استفاده کنه؟

206
00:13:25,070 --> 00:13:26,770
‫یکم طول می‌کشه.

207
00:13:26,770 --> 00:13:28,700
‫شاید بهتر باشه رو ارتقـ—

208
00:13:27,730 --> 00:13:28,700
‫هیس!

209
00:13:34,930 --> 00:13:37,180
‫قبلاً همچین درخششی دیدم.

210
00:13:37,720 --> 00:13:41,830
‫این همونیه که درست قبل از تله‌پورت دسته‌جمعی دیدم.

211
00:13:42,480 --> 00:13:44,390
‫یعنی چی؟ تمومش کنم؟

212
00:13:44,750 --> 00:13:46,820
‫نباید بذارم دوباره اون اتفاق بیفته.

213
00:13:47,970 --> 00:13:52,980
‫نه. کلی تحقیق کردیم تا مطمئن بشیم اون اتفاق نمیفته.

214
00:13:53,570 --> 00:13:56,450
‫می‌تونیم انجامش بدیم. جای نگرانی نیست.

215
00:14:11,980 --> 00:14:13,150
‫موفقیت‌آمیز بود!

216
00:14:14,070 --> 00:14:15,080
‫موفق...

217
00:14:15,080 --> 00:14:16,580
‫شدیم!

218
00:14:16,580 --> 00:14:18,810
‫تبریک می‌گم، استاد!

219
00:14:18,810 --> 00:14:19,920
‫انجامش دادیم!

220
00:14:19,920 --> 00:14:22,720
‫با این‌حال، اون خطوط خیلی شوم به‌نظر می‌رسن.

221
00:14:22,720 --> 00:14:24,600
‫واقعاً دست زدن بهش خطری نداره؟

222
00:14:24,600 --> 00:14:27,380
‫آره، اما مراقب باش نندازیش.

223
00:14:27,380 --> 00:14:28,920
‫از چیزی که به‌نظر می‌رسه شکننده‌تره.

224
00:14:28,920 --> 00:14:33,440
‫می‌گم، ناناهوشی، اون هندونه مال دنیای دیگه‌ست، درسته؟

225
00:14:33,440 --> 00:14:35,430
‫آخه احتمالاً این‌جا وجود ندارن.

226
00:14:35,430 --> 00:14:36,770
‫به احتمال زیاد.

227
00:14:36,770 --> 00:14:40,180
‫به‌هرحال، هنوز نمی‌تونم هدف دقیقی تعیین کنم.

228
00:14:40,610 --> 00:14:43,690
‫راستش می‌خواستم یه کلم احضار کنم.

229
00:14:43,940 --> 00:14:45,810
‫از اون چیزی که فکر می‌کردم متراکم‌تر و سنگین‌تره.

230
00:14:44,020 --> 00:14:47,550
‫این دنیا سبزیجاتی شبیه به کلم داره.

231
00:14:45,810 --> 00:14:47,660
‫به‌خاطر اینه که بیشترش مایعه.

232
00:14:47,550 --> 00:14:51,170
‫اما واقعاً می‌تونستیم فرقشو با سبزیجات دنیای دیگه تشخیص بدیم؟

233
00:14:47,660 --> 00:14:49,550
‫یه خوراکی شیرین خوشمزه‌ست.

234
00:14:49,550 --> 00:14:51,300
‫شیرین؟ بهش نمیاد.

235
00:14:51,570 --> 00:14:54,230
‫حالا که می‌گی، زیادم اشتهاآور به نظر نمی‌رسه.

236
00:14:51,780 --> 00:14:57,260
‫شاید نقشه‌مون برای احضار یه سبزی از همون اول اشتباه بود.

237
00:14:54,230 --> 00:14:57,580
‫اما اون پوستشه. توش قسمت شیرینشه.

238
00:14:57,580 --> 00:15:00,460
‫منتظر بمونین بعداً یکم براتون بیارم.

239
00:15:00,880 --> 00:15:02,800
‫نه، مشکلی نیست.

240
00:15:02,800 --> 00:15:05,940
‫ما وقتی کلم می‌خواستیم یه هندونه احضار کردیم،

241
00:15:05,940 --> 00:15:08,210
‫ولی بازم می‌شه گفت موفق شدیم.

242
00:15:08,210 --> 00:15:11,790
‫حالا که موفق شدیم، امشب باید جشن بگیریم.

243
00:15:11,790 --> 00:15:13,600
‫آره، حق با توئه.

244
00:15:13,930 --> 00:15:15,860
‫به سلامتی!

245
00:15:16,380 --> 00:15:18,740
‫نمی‌دونم از کی شروع شد،

246
00:15:18,740 --> 00:15:21,880
‫اما هروقت یکی‌مون چیزی برای جشن گرفتن داره مهمونی می‌گیریم.

247
00:15:22,440 --> 00:15:25,560
‫هرچند لینیا و پورسنا رو کم داریم.

248
00:15:25,560 --> 00:15:28,610
‫روکسی و نورن جاشونو پر کردن.

249
00:15:28,850 --> 00:15:32,870
‫بادی‌گادی هم نیست، برای همین سرزنده‌ترین اعضا رو کم داریم،

250
00:15:32,870 --> 00:15:35,730
‫اما فکر نمی‌کنم حال و هوای کلی عوض شده باشه.

251
00:15:36,250 --> 00:15:40,200
‫به‌هرحال، کم پیش میاد ببینم ناناهوشی این‌قدر خوشحاله.

252
00:15:40,200 --> 00:15:42,320
‫بفرما، رودی.

253
00:15:42,320 --> 00:15:45,370
‫ممنون. خودت نمی‌خوای، سیلفی؟

254
00:15:45,370 --> 00:15:50,630
‫وقتی ساکه می‌خورم یکم عجیب و غریب می‌شم،
‫برای همین نمی‌خوام زیاده‌روی کنم.

255
00:15:50,630 --> 00:15:51,880
‫اوه، باشه.

256
00:15:52,220 --> 00:15:54,340
‫یادت نره، این بار شب نمی‌مونیم.

257
00:15:54,340 --> 00:15:57,350
‫می‌ریم خونه و لوسی رو می‌خوابونیم.

258
00:15:57,350 --> 00:15:58,640
‫می‌دونم.

259
00:15:58,640 --> 00:16:02,010
‫ولی سیلفیِ مست خیلی بانمکه.

260
00:16:02,010 --> 00:16:03,220
‫رودی.

261
00:16:03,640 --> 00:16:06,140
‫صندلیت رو یکم بکش بیرون.

262
00:16:08,950 --> 00:16:10,960
‫روکسی، مستی؟

263
00:16:10,960 --> 00:16:12,260
‫یکم.

264
00:16:12,260 --> 00:16:14,650
‫ای کاش بعداً این کار رو واسه منم بکنی.

265
00:16:14,650 --> 00:16:16,110
‫البته که می‌کنم.

266
00:16:16,400 --> 00:16:21,490
‫والا بدم نمیاد روکسی سمت چپم باشه و سیلفی سمت راستم.

267
00:16:21,490 --> 00:16:22,560
‫داداش.

268
00:16:24,370 --> 00:16:27,570
‫ببخشید، نورن. دارم خجالت‌زده‌ت می‌کنم؟

269
00:16:27,570 --> 00:16:29,260
‫نه، مشکلی نیست.

270
00:16:29,590 --> 00:16:34,000
‫من... چیزه... می‌خواستم درباره‌ی
‫یه موضوعی حرف بزنم. یه لحظه وقت داری؟

271
00:16:34,320 --> 00:16:35,890
‫حتماً. چیه؟

272
00:16:35,890 --> 00:16:40,380
‫باشه. می‌دونی... درباره‌ی شورای دانش‌آموزیه.

273
00:16:40,680 --> 00:16:42,170
‫آها، اون.

274
00:16:42,170 --> 00:16:47,090
‫حالا که فکرشو می‌کنم، نورن تو مراسم فارغ‌التحصیلی باهاشون بود.

275
00:16:47,360 --> 00:16:49,860
‫خانم آریل دعوتم کردن عضوشون بشم.

276
00:16:50,720 --> 00:16:53,950
‫نمراتم تعریفی ندارن...

277
00:16:53,950 --> 00:16:58,620
‫اما گفتن تو جذب آدم‌ها استعداد دارم.

278
00:16:58,620 --> 00:16:59,940
‫صحیح.

279
00:16:59,940 --> 00:17:03,730
‫راست می‌گه. شنیدم نورن تو مدرسه طرفدار زیاد داره.

280
00:17:03,730 --> 00:17:05,790
‫سیلفی، تو خبر داشتی؟

281
00:17:05,790 --> 00:17:07,500
‫آره. کم و بیش.

282
00:17:07,500 --> 00:17:09,440
‫پس در جریان بوده.

283
00:17:09,440 --> 00:17:11,190
‫شاید روکسی هم می‌دونسته.

284
00:17:13,040 --> 00:17:15,160
‫یعنی فقط من بی‌خبر بودم؟

285
00:17:15,160 --> 00:17:16,580
‫باورم نمی‌شه.

286
00:17:16,580 --> 00:17:20,530
‫ببخشید. فکر می‌کردم نورن جان خودش باید بهت بگه.

287
00:17:20,530 --> 00:17:21,680
‫که این‌طور.

288
00:17:22,210 --> 00:17:27,320
‫پس... اگه رسماً به شورای دانش‌آموزی ملحق بشم اشکالی نداره، داداش؟

289
00:17:27,320 --> 00:17:28,570
‫معلومـ—

290
00:17:28,570 --> 00:17:33,100
‫صبر کن. نورن الان داره رو شمشیرزنی و نویسندگی کار می‌کنه.

291
00:17:33,100 --> 00:17:37,070
‫می‌تونه علاوه‌بر اینا از پس کارای شورای دانش‌آموزی هم بر بیاد؟

292
00:17:37,650 --> 00:17:38,760
‫نورن.

293
00:17:38,760 --> 00:17:39,750
‫بله؟

294
00:17:39,750 --> 00:17:45,200
‫مخالف عضویتت نیستم، اما می‌تونی این‌همه کار باهم انجام بدی؟

295
00:17:45,590 --> 00:17:49,370
‫مطمئنم با شروع سال سوم، درس‌هات سخت‌تر می‌شن.

296
00:17:49,790 --> 00:17:53,720
‫تو نویسندگی و شمشیرزنی و مدرسه هم سخت تلاش می‌کنم.

297
00:17:54,120 --> 00:17:57,360
‫گفتنش آسونه. با این‌حال...

298
00:17:58,840 --> 00:17:59,920
‫رودی.

299
00:18:01,090 --> 00:18:04,560
‫نورن جان تا الان از پس مسئولیت‌هاش براومده.

300
00:18:04,560 --> 00:18:08,290
‫بیشتر از یه ساله که داره به شورای دانش‌آموزی کمک می‌کنه.

301
00:18:08,290 --> 00:18:09,350
‫هــا؟

302
00:18:09,350 --> 00:18:13,510
‫یعنی... حتی قبل از اینکه بهش شمشیرزنی یاد بدم؟

303
00:18:14,330 --> 00:18:17,770
‫اون از پسش برمیاد، رودی. خودم تضمین می‌کنم.

304
00:18:18,580 --> 00:18:21,670
‫فهمیدم. این درباره‌ی تونستن یا نتونستنش نیست.

305
00:18:21,670 --> 00:18:23,540
‫قبل از اینکه بپرسه ثابت کرده که می‌تونه.

306
00:18:23,540 --> 00:18:26,280
‫در این صورت، من کی باشم که بهش نه بگم؟

307
00:18:26,640 --> 00:18:28,790
‫خیلی سخت تلاش کردی، نه نورن؟

308
00:18:29,190 --> 00:18:33,560
‫فکر نمی‌کنم به اجازه‌ی من نیاز داشته باشی، ولی به‌هرحال اجازه‌ می‌دم.

309
00:18:34,530 --> 00:18:36,300
‫خیلی ممنونم!

310
00:18:37,750 --> 00:18:39,720
‫توجه کنین، همگی!

311
00:18:39,720 --> 00:18:41,800
‫وقت قاچ کردن هندونه‌ست!

312
00:18:41,800 --> 00:18:45,060
‫در نهایت، همه‌چی به تلاش خودش برمی‌گرده.

313
00:18:45,540 --> 00:18:49,780
‫ناناهوشی هم  چون داره زحمت می‌کشه نتیجه می‌گیره.

314
00:18:49,780 --> 00:18:51,810
‫درمورد لینیا و پورسنا هم همین‌طوره.

315
00:18:52,100 --> 00:18:56,700
‫اما فکر می‌کنم همه‌مون وظیفه داریم تشویقشون کنیم.

316
00:18:56,960 --> 00:19:01,250
‫اگه آدم‌های زندگیم ازم حمایت نمی‌کردن، الان اینی که هستم نبودم.

317
00:19:01,820 --> 00:19:05,400
‫بنابراین، من هم همیشه برای حمایت از اونا آماده‌م.

318
00:19:10,450 --> 00:19:12,110
‫خسته نباشـ—

319
00:19:12,810 --> 00:19:14,330
‫حالت خوبه؟

320
00:19:15,100 --> 00:19:17,000
‫می‌خوای جادوی سم‌زدایی اجرا کنم؟

321
00:19:17,500 --> 00:19:20,970
‫قبلاً به سیلفی گفتم، برای همین فعلاً خوبم.

322
00:19:21,240 --> 00:19:23,870
‫به‌هرحال، این بار هم کمک بزرگی کردی.

323
00:19:23,870 --> 00:19:26,210
‫حالا بالأخره می‌تونم برم سراغ فاز بعدی.

324
00:19:26,610 --> 00:19:31,150
‫درباره‌ی مشخص کردن دقیق چیزیه که احضار می‌کنی، درسته؟

325
00:19:31,150 --> 00:19:35,600
‫درسته. یه متخصص تو این زمینه می‌شناسم،
‫برای همین می‌خوام برم ازش بپرسم.

326
00:19:35,600 --> 00:19:39,120
‫همون «متخصص احضار» همیشگی، ها؟

327
00:19:41,120 --> 00:19:44,090
‫منظورت که اورستد نیست، هست؟

328
00:19:44,090 --> 00:19:45,550
‫اون نه.

329
00:19:46,960 --> 00:19:52,500
‫برای همین... البته در حد پیشنهاده ها،
‫ولی می‌دونی که هنوزم بابت آزمایش قبلی بهت بدهکارم.

330
00:19:52,500 --> 00:19:56,180
‫اوه، حالا که گفتی یادم اومد. این‌قدر سرم
‫شلوغ بود که جبرانش رو انداختم عقب.

331
00:19:56,180 --> 00:20:02,090
‫چطوره تو رو به اون جادوگر معرفی کنم تا
‫هم امروز هم سری‌های پیش رو جبران کنه؟

332
00:20:02,090 --> 00:20:03,900
‫معرفی، ها؟

333
00:20:03,900 --> 00:20:07,850
‫اما واقعاً آدم مهمیه که دیدنش به‌اندازه‌ی دو تا پاداش می‌ارزه؟

334
00:20:07,850 --> 00:20:14,610
‫آره. حتی این احتمال هم وجود داره... که بتونه
‫برای مشکل فراموشی مادرت هم یه راه چاره‌ای پیدا کنه.

335
00:20:15,650 --> 00:20:17,100
‫چـــی؟

336
00:20:17,410 --> 00:20:20,120
‫داری... راست می‌گی؟

337
00:20:20,370 --> 00:20:25,370
‫مطمئن نیستم. اما خیلی‌وقته که زنده‌ست، پس احتمالش وجود داره.

338
00:20:27,090 --> 00:20:30,460
‫فکر می‌کنم زنیث داره بهبودی پایداری پیدا می‌کنه،

339
00:20:30,460 --> 00:20:34,030
‫اما سخته که بفهمیم آیا حافظه‌شو به‌دست میاره یا نه.

340
00:20:34,450 --> 00:20:36,180
‫حتی اگه نتونه درمانش کنه،

341
00:20:36,180 --> 00:20:41,180
‫فهمیدن اسم بیماریش و یه سری موارد مشابه می‌تونه مفید باشه.

342
00:20:42,100 --> 00:20:44,370
‫چون تازه الان داری بهم می‌گی،

343
00:20:44,370 --> 00:20:46,920
‫فرض می‌کنم دلیلی داشته که نمی‌تونستی زودتر ما رو به هم معرفی کنی؟

344
00:20:46,920 --> 00:20:50,340
‫همین‌طوره. ببخشید، اما شرایط خودمم مهم بود.

345
00:20:50,690 --> 00:20:53,860
‫منظورتون استاد جادوی شماست؟

346
00:20:53,860 --> 00:20:58,230
‫اگه داری معرفی می‌کنی، منم می‌خوام باهاش آشنا بشم.

347
00:20:58,230 --> 00:20:59,250
‫خب...

348
00:20:59,250 --> 00:21:02,630
‫شما هم کمکم کردین، برای همین مشکلی ندارم.

349
00:21:02,630 --> 00:21:03,610
‫چیزه...

350
00:21:03,610 --> 00:21:05,950
‫منم یکم کنجکاو شدم.

351
00:21:05,950 --> 00:21:09,350
‫ولی اگه همه باهم بریم مزاحمش نمی‌شیم؟

352
00:21:09,350 --> 00:21:10,980
‫مشکلی نیست.

353
00:21:10,980 --> 00:21:13,700
‫گفت تا دوازده نفر مشکلی نداره.

354
00:21:13,700 --> 00:21:16,820
‫ولی... رفتن پیشش زمان نمی‌بره؟

355
00:21:16,820 --> 00:21:19,210
‫اگه بخوام می‌تونم تو یه روز برم پیشش.

356
00:21:19,210 --> 00:21:21,470
‫عه. پس مال همین اطرافه؟

357
00:21:21,470 --> 00:21:24,030
‫احیاناً قبلاً همدیگه رو ندیدیم؟

358
00:21:24,030 --> 00:21:28,580
‫مال این‌جا نیست و تو هم ندیدیش، اما یه راهی برای دیدنش بلدم.

359
00:21:28,580 --> 00:21:30,090
‫که... این‌طور.

360
00:21:30,370 --> 00:21:32,940
‫خب پس، اسم این یارو چیه؟

361
00:21:38,220 --> 00:21:41,450
‫می‌خوام این موضوع رو پیش خودت نگه‌دارین. باشه؟

362
00:21:45,280 --> 00:21:47,490
‫اون پروگیوس‌ـه، پادشاه اژدهای زره‌پوش.

363
00:21:49,600 --> 00:21:51,740
‫پروگیوس، پادشاه اژدهای زره‌پوش.

364
00:21:52,090 --> 00:21:55,740
‫این اسم یکی از سه قهرمانی بود که خدای شیطانی رو کشتن...

365
00:21:55,740 --> 00:22:01,210
‫و چهارصد سال پیش بشریت رو به
‫سمت پیروزی تو جنگ لاپلاس هدایت کردن.

366
00:22:02,010 --> 00:22:05,010
‫قسمت ۷

فــاز چــهــارم

367
00:22:05,010 --> 00:22:15,010
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

368
00:23:35,020 --> 00:23:40,100
قسمت بعد

369
00:23:35,020 --> 00:23:40,100
قــلــعــه‌ی مـعـلـق
