WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:14.040
Translation & TypeSetting: Tenshi Hunter & Dawn

00:14.710 --> 00:19.060
‫به‌عنوان نماینده‌ی فارغ‌التحصیلان... لینیانا ددولدیا!

00:19.060 --> 00:22.130
‫همچنین، پورسنا آددولدیا!

00:24.080 --> 00:30.590
‫حالا دیپلم و گواهینامه‌ی کلاس «دی» گیلد جادوگران رو بهتون تقدیم می‌کنم!

01:59.330 --> 02:04.060
‫از دیدن شما دوتا توی مراسم فارغ‌التحصیلی لینیا و پورسنا غافلگیر شدم.

02:04.060 --> 02:08.690
‫با وجود اختلافاتمون، اون‌ها به شما وفادار بودن، استاد.

02:08.690 --> 02:13.440
‫با این اوصاف، کینه به دل گرفتن اصلاً برازنده‌ی من نیست.

02:13.830 --> 02:18.300
‫راستش رو بخوای، انقدر بی‌ادبن که هیچ‌وقت زیاد باهاشون سروکار نداشتم،

02:18.300 --> 02:22.690
‫اما به‌عنوان یه دانش‌آموز انتقالی، اون‌ها رو هم‌کلاسی خودم می‌دونم.

02:23.170 --> 02:25.790
‫برای همین خواستم بدرقه‌شون کنم.

02:27.120 --> 02:33.170
‫وقتی اومدم این‌جا، هیچ‌کدوم از دانش‌آموزای انتقالی باهم نمی‌ساختن.

02:33.930 --> 02:36.060
‫انگار این بچه‌ها هم عوض شدن.

02:40.230 --> 02:42.260
‫ناناهوشی، دارم میام تو.

02:42.260 --> 02:43.450
‫بفرما.

02:46.670 --> 02:48.450
‫بازم سرما خوردی؟

02:49.460 --> 02:51.010
‫آره انگاری.

02:51.010 --> 02:55.710
‫وضعیت سلامتی ناناهوشی تو سال گذشته اصلاً خوب نبوده.

02:55.710 --> 02:58.280
‫سرفه‌ی خشک، تب و این‌جور چیزا.

02:58.280 --> 03:02.070
‫هربار با جادو درمانش می‌کنم،

03:02.070 --> 03:04.670
‫ولی دوباره می‌شه همون آش و همون کاسه.

03:04.920 --> 03:08.830
‫جادوی سم‌زدایی نمی‌تونه بدن ناسالم رو درمان کنه.

03:08.830 --> 03:12.550
‫حداقل باید تا وقتی کاملاً خوب بشی استراحت کنی.

03:12.550 --> 03:16.710
‫نمی‌تونم وقتی تحقیقاتم داره این‌قدر خوب پیش می‌ره توی رختخواب بمونم.

03:16.710 --> 03:19.780
‫ناناهوشی از این نظر که داره پیشرفت می‌کنه راست می‌گه.

03:20.130 --> 03:22.280
‫الان رسیده به فاز سوم.

03:22.280 --> 03:27.200
‫هدف اینه که یه موجود زنده احضار کنیم،
‫حالا یا یه گیاه یا یه حیوون کوچیک.

03:27.520 --> 03:31.220
‫طولی نمی‌کشه که سبزیجات دنیای قدیمی‌مون تو این دنیا پیدا می‌شن.

03:31.690 --> 03:33.230
‫به این می‌گن یه پیشرفت ناب.

03:33.680 --> 03:36.060
‫خیلی‌خب. وقت شروع آزمایشه.

03:37.730 --> 03:38.730
‫بفرما.

03:41.920 --> 03:43.340
‫ببخشیدمیو.

03:43.340 --> 03:44.630
‫اومدیم تو.

03:44.630 --> 03:46.720
‫رئیس، دنبالت می‌گشتیمیو.

03:46.720 --> 03:48.940
‫یه چند دقیقه‌ای وقتت رو بهمون بده.

03:48.940 --> 03:51.890
‫امروز یکم متفاوت به‌نظر می‌رسن.

03:51.890 --> 03:53.450
‫نکنه بازم می‌خوان مبارزه کنن؟

03:53.900 --> 03:57.710
‫شاید فکر می‌کنن نمی‌تونن بدون شکست دادن من از این‌جا برن.

03:57.710 --> 03:59.770
‫رئیس، بیا بی‌زحمت.

03:59.770 --> 04:01.200
‫این کار رو برامون بکن.

04:03.150 --> 04:04.740
‫خب، چرا که نه؟

04:04.740 --> 04:06.500
‫یه‌جور خداحافظیه دیگه.

04:06.910 --> 04:08.220
‫باشه.

04:08.460 --> 04:10.430
‫ناناهوشی، یه سر می‌رم و برمی‌گردم.

04:10.430 --> 04:13.460
‫اول من ازت خواستم. پس آزمایش چی می‌شه؟

04:13.460 --> 04:15.060
‫شما هم میاینمیو.

04:15.060 --> 04:17.420
‫به‌عنوان یه لطف ویژه دعوت‌تون می‌کنم.

04:17.420 --> 04:20.320
‫منم اجازه‌شو می‌دمیو. بهتره قدردان باشینمیو.

04:20.320 --> 04:22.120
‫و ــ وایسا. قضیه چیه؟

04:22.120 --> 04:24.030
‫من سرم شلوغه!

04:31.330 --> 04:32.770
‫همین‌جا خوبه.

04:32.770 --> 04:34.630
‫چه خاطراتی زنده شدنمیو.

04:34.910 --> 04:40.050
‫این همون‌جاست که من و زانوبا یه بار لینیا و پورسنا رو دزدیدیم.

04:40.770 --> 04:45.890
‫اولین جاییه که باهاشون جنگیدم، واسه همین یه جورایی نوستالژیکه.

04:46.350 --> 04:50.770
‫استاد، به نظرتون این قضیه قراره به یه مبارزه‌ی مجدد ختم بشه؟

04:54.100 --> 04:55.790
‫احتمالش هست.

05:01.350 --> 05:02.240
‫هـــا؟

05:02.710 --> 05:05.690
‫می‌خوایم رئیس و بقیه‌تون شاهد این ماجرا باشین.

05:05.960 --> 05:07.360
‫می‌خواین چی‌کار کنین؟

05:07.360 --> 05:11.730
‫قراره مشخص کنیم بین من و لینیا، کدوم یکی‌مون قوی‌تریم.

05:11.730 --> 05:13.570
‫برای چی اون‌وقت؟

05:13.570 --> 05:17.340
‫برنده‌ی دوئل می‌شه رئیس قبلیه‌ی دولدیامیو.

05:18.490 --> 05:22.240
‫ولی دِدولدیا و آدولدیا که هرکدوم واسه خودشون یه قبیله‌ی جدان.

05:22.240 --> 05:25.090
‫نمی‌تونین هرکدوم‌تون رئیس یکی‌شون بشین؟

05:25.090 --> 05:28.190
‫ما هم اولش دقیقاً همین فکرو می‌کردیمیو.

05:28.190 --> 05:32.340
‫تا اینکه تو فصل جفت‌گیری قبلی، تمام
‫خواستگارهایی که برامون اومدنو لت‌وپار کردیمیو.

05:32.340 --> 05:36.990
‫هیچ‌وقت مردی قوی‌تر از خودمون پیدا نکردیم.

05:36.990 --> 05:42.470
‫برای همین، اونی که قوی‌تره رئیس می‌شه و اون یکی آزاد زندگی می‌کنه.

05:42.470 --> 05:45.180
‫زندگی فقط رئیس شدن نیست.

05:45.180 --> 05:46.820
‫کدورتی هم در کار نیستمیو.

05:46.820 --> 05:48.720
‫این چه منطقیه آخه؟

05:48.720 --> 05:50.190
‫فهمیدم.

05:50.190 --> 05:53.280
‫اگه این‌طوری راضی می‌شین، تا جایی که می‌خواین باهم بجنگین.

05:53.280 --> 05:56.360
‫مطمئنی؟ می‌خوای کمک کنی یه دعوا راه بیفته؟

05:56.360 --> 05:59.250
‫حتی اگه منم این‌جا نبودم، بازم کار خودشونو می‌کردن.

05:59.250 --> 06:00.880
‫یکی طلبتونمیو.

06:00.880 --> 06:02.250
‫ممنون.

06:04.000 --> 06:06.760
‫حدس می‌زنم جفت‌شون هم‌سطح باشن.

06:07.100 --> 06:11.520
‫بهتره حداقل برای جلوگیری هر اتفاق بدی هم که شده تماشاشون کنم.

06:12.440 --> 06:16.650
‫تازه، نمی‌خوام مته به خشخاش بذارم، ولی این که دعوا نیست. دوئله.

06:16.650 --> 06:19.000
‫دارن برای حل یه مسئله‌ای می‌جنگن.

06:23.140 --> 06:28.060
‫ما قراره شاهد دو تا هیولا باشیم که جداً می‌خوان همدیگه رو بکشن.

06:28.060 --> 06:31.710
‫پورسنا، خیلی‌وقته می‌خواستم اینو بهت بگم.

06:31.710 --> 06:34.040
‫حقیقت اینه که اصلاً نمی‌تونم تحملت کنمیو!

06:34.040 --> 06:35.830
‫دقیقاً حرف دل منو زدی که!

06:35.830 --> 06:40.880
‫وقتی بچه بودیم عین این خواهر کوچولوها راه میفتادی دنبالم،

06:40.880 --> 06:42.500
‫ولی تازگیا خیلی از خود راضی شدی!

06:42.500 --> 06:45.600
‫هــــــــــــــا؟! اونی که خواهر کوچولوئه تو بودیمیو!

06:45.600 --> 06:50.680
‫یادت رفته چهار سالمون که بود رختخوابتو
‫خیس کردی و منم برات قایمش کردمیو؟!

06:50.680 --> 06:53.980
‫می‌گن یه آدولدیا تا صد سال لطف بقیه رو یادش می‌مونه.

06:53.980 --> 06:55.560
‫جمع کنین این خزعبلاتومیو!

06:55.560 --> 06:58.720
‫وقتی افتادی تو رودخونه و داشتی غرق می‌شدی، من نجاتت دادم!

06:58.720 --> 06:59.970
‫این به اون در!

06:59.970 --> 07:03.600
‫با این اخلاق نمک‌نشناست هیچ‌وقت نمی‌تونی واسه خودت یه مرد پیدا کنیمیو!

07:03.600 --> 07:06.940
‫فقط به‌خاطر اینکه تو تمام خواستگارهامون رو پروندی!

07:06.940 --> 07:08.410
‫پورسنای فضول!

07:08.410 --> 07:09.700
‫لینیای احمق!

07:09.700 --> 07:11.150
‫پورسنای...

07:11.150 --> 07:12.610
‫چاقالو!

07:13.160 --> 07:16.860
‫عـــه... ‫مـ ـ من... من چـــــــاق نیستــــــــــم!

07:25.690 --> 07:30.110
‫ای وایـــــــی! پورسنا مثل یه تانک سنگین
‫به پیش می‌ره و لینیا اون رو به عقب می‌رونه!

07:30.110 --> 07:33.850
‫پورسنا تو قدرت دست بالا رو داره، ولی لینیا تو سرعت ازش جلوتره!

07:33.850 --> 07:36.510
‫پورسنا همین الان یه مشت راست مستقیم ول داد!

07:36.510 --> 07:37.440
‫لینیا داره تلوتلو می‌خوره!

07:37.440 --> 07:38.810
‫ولی پورسنا ول‌کنش نیست!

07:38.810 --> 07:40.170
‫لینیا چی‌کار می‌خواد بکنه؟!

07:40.170 --> 07:42.080
‫فرار می‌کنه؟! یا مقاومت می‌کنه؟!

07:42.080 --> 07:43.840
‫مقاومت کرد!

07:43.840 --> 07:45.830
‫لینیا یه ضربه‌ی چپ می‌زنه! یکی دیگه هم پشتش!

07:45.830 --> 07:47.510
‫پورسنا دیگه زیاد دووم نمیاره!

07:47.510 --> 07:50.480
‫ولی پورسنا می‌ره جلو تا مشت راست لینیا رو دفع کنه!

07:50.480 --> 07:54.320
‫اووووووه! لباس‌های پورسنا پاره‌ پوره شدن!

07:51.000 --> 07:52.940
‫این نامـــــــــردی بود!

07:54.320 --> 07:56.340
‫نمی‌شه اینا رو تو تلویزیون نشون داد!

07:56.340 --> 07:58.630
‫نظر شما چیه، همکار عزیزم زانوبا؟!

08:01.340 --> 08:03.660
‫پورسنا می‌ره یه نبرد نزدیک!

08:03.660 --> 08:06.630
‫مشت‌های پورسنا دارن پاهای لینیا از کار میندازن!

08:06.630 --> 08:10.850
‫آیا مثل یه پروانه‌ی بدون بال، تسلیم قهرمان زمینی می‌شه؟!

08:10.850 --> 08:13.040
‫ولی لینیا دندون‌هاش رو تا استخون فرو کرده!

08:13.040 --> 08:15.720
‫داره پورسنا رو با خودش می‌کشه روی زمین!

08:15.720 --> 08:17.990
‫ولی پورسنا هم دندون داره!

08:17.990 --> 08:20.310
‫اونم داره گاز می‌گیره!

08:20.310 --> 08:22.420
‫عجب مبارزه‌ی کثیفی راه انداختن.

08:22.420 --> 08:25.100
‫انگار دوتا بچه دارن می‌زنن تو سروکله‌ی هم.

08:25.100 --> 08:27.760
‫اوهوم... خب، این‌جوری هم می‌شه بهش نگاه کرد.

08:28.080 --> 08:34.030
‫می‌گم... چرا وقتی اونا این‌قدر جدی
‫گرفتن، تو داری مسخره‌بازی درمیاری؟

08:37.100 --> 08:38.600
‫معذرت می‌خوام.

08:55.870 --> 08:57.430
‫من بردم.

09:00.770 --> 09:02.940
‫مبارزه‌ی نفس‌گیری بود...

09:03.610 --> 09:05.160
‫واقعاً تماشایی بودم.

09:05.590 --> 09:08.610
‫می‌شد فهمید که بعد از یه مبارزه‌ی بی‌رحمانه پیروز شده.

09:15.860 --> 09:17.700
‫من بردم.

09:18.090 --> 09:20.170
‫آره. تبریک می‌گم.

09:20.170 --> 09:22.050
‫با یه جادوی شفابخش درمانت می‌کنم.

09:22.360 --> 09:25.180
‫ممنونم... ولی نیازی بهش ندارم.

09:25.490 --> 09:27.700
‫این زخم‌ها نشان افتخارن.

09:27.700 --> 09:32.000
‫نمی‌دونم دیگه روزگاری لینیا رو می‌بینم یا نه، برای همین می‌ذارم بمونن.

09:33.010 --> 09:36.650
‫صبر کن... ولی، مگه تا وقتی از شهر برین باهم نمی‌مونین؟

09:37.370 --> 09:39.320
‫راه ما این‌جا از هم جدا می‌شه.

09:39.320 --> 09:42.830
‫وسایلمون رو جمع کردیم، پس همین امروز می‌ریم.

09:43.670 --> 09:46.760
‫از قبل سر این توافق کرده بودن؟

09:46.760 --> 09:50.050
‫که این‌جا خداحافظی کنن، جایی که مسیرشون از هم جدا می‌شه؟

09:52.230 --> 09:54.420
‫یه‌جورایی... باحاله.

09:55.150 --> 09:59.040
‫باید خودت رو درمان کنی، حتی اگه با جادو نباشه.

09:59.040 --> 10:00.660
‫می‌دونم.

10:00.660 --> 10:03.260
‫رئیس، دیگه وقت خداحافظیه.

10:13.040 --> 10:15.500
‫هر دوشون خوبی‌های خودشون رو دارن.

10:17.090 --> 10:18.030
‫حالا...

10:22.430 --> 10:23.870
‫زنده‌ای؟

10:25.120 --> 10:27.020
‫آره، زنده‌میو.

10:27.020 --> 10:29.060
‫صورت خوشگلت به فنا رفت.

10:29.060 --> 10:30.720
‫دوباره بگومیو.

10:32.790 --> 10:34.650
‫ممنونمیو.

10:37.480 --> 10:39.320
‫باختمیو.

10:39.320 --> 10:40.990
‫مبارزه‌ی خوبی بود.

10:40.990 --> 10:43.780
‫رئیس، تمام مدت صداتو می‌شنیدمیو.

10:43.780 --> 10:46.330
‫معلوم بود خیلی داره بهت خوش می‌گذره‌میو.

10:46.640 --> 10:50.070
‫اوهوم... اعتراف می‌کنم شاید خیلی خوب جوّ رو درک نکرده بودم.

10:50.450 --> 10:52.990
‫ولی، مبارزه‌ی خوب و هیجان‌انگیزی بود.

10:53.340 --> 10:57.020
‫خب، خوشحالم که برای بار آخر بهت خوش گذشتمیو.

10:57.020 --> 10:59.800
‫برای بقیه حتماً شبیه یه دعوای معمولی به‌نظر می‌رسید.

10:59.800 --> 11:01.890
‫آدم باید از هر فرصتی برای خوش گذروندن استفاده کنه‌میو.

11:01.890 --> 11:04.120
‫تو هم... جادوی شفابخش نمی‌خوای؟

11:04.120 --> 11:07.580
‫راستش دلم می‌خواد نشونه‌های شکستم رو پاک کنم.

11:07.580 --> 11:10.610
‫ولی... خب، این یه‌بارو تحملشون می‌کنمیو.

11:10.610 --> 11:14.940
‫اگه به‌اندازه‌ی کافی صبر کنم، بعداً می‌تونم بهشون افتخار کنم.

11:14.940 --> 11:17.170
‫اون‌ها زخم‌های افتخارآمیزی هستن.

11:17.170 --> 11:22.230
‫من از دوئل نیمه‌انسان‌ها چیز زیادی نمی‌دونم،
‫اما مبارزه‌ی شما رو مسحورکننده دیدم.

11:22.230 --> 11:25.000
‫فکر نمی‌کردم از زبون تو تعریف بشنوم.

11:25.000 --> 11:28.240
‫نسبت به اون موقعی که ما رو دزدیدین خیلی فرق کردین.

11:28.540 --> 11:31.250
‫بابت عروسکت متأسفمیو.

11:31.250 --> 11:34.760
‫استادم قبلاً شما رو بابت اون اتفاق بخشیدن.

11:34.760 --> 11:38.760
‫من دیگه کینه‌ای از شما به دل ندارم.

11:44.390 --> 11:47.410
‫الان می‌خوای چی‌کار کنی؟

11:47.410 --> 11:51.030
‫هرجا جادّه ببرتم می‌رم و بعدش وارد تجارت می‌شمیو.

11:51.310 --> 11:54.760
‫تجارت، ها؟ فکر نکنم خوب پیش بره.

11:55.000 --> 11:57.650
‫برنامه‌ی خاصی هم دارین؟

11:57.650 --> 11:59.410
‫معلوم که دارمیو.

11:59.410 --> 12:01.980
‫اگه هدفی داره، شاید جواب بده.

12:02.590 --> 12:05.620
‫بی‌خیال. هنوزم نمی‌تونم تصورش کنم.

12:05.620 --> 12:10.790
‫یه حسی بهم می‌گه بدون فکر عمل می‌کنه و خودشو تو دردسر میندازه.

12:11.160 --> 12:14.920
‫قصد دارم تا پنج سال دیگه تو پول غلت بزنمیو.

12:15.250 --> 12:20.080
‫خب... می‌دونی، اگه به مشکلی چیزی خوردی بگو کمکت کنم.

12:20.080 --> 12:22.140
‫منم بهتون کمک می‌کنم.

12:23.060 --> 12:26.540
‫وقتی پولدار شدم بهتون وام می‌دم.

12:29.780 --> 12:32.990
‫یعنی واقعاً دیگه هیچ‌وقت همدیگه رو نمی‌بینن؟

12:33.460 --> 12:35.430
‫آخه اونا خیلی به هم وابسته بودن.

12:37.400 --> 12:43.280
‫ولی نمی‌تونستم جلوی این فکرم رو بگیرم که
‫این روش زندگی یه جورایی باحاله.

12:45.480 --> 12:49.050
‫بعدها، یه نفر بهم گفت...

12:45.560 --> 12:47.990
‫قرار بود خداحافظی کنیمیو!

12:47.990 --> 12:51.870
‫تو دنبال من راه افتادی! یه فکری به حال این وابستگیت بکن!

12:49.050 --> 12:54.240
‫که دو تا زن نیمه‌انسان باندپیچی شده رو
‫دیده که تو یه دلیجان با هم دعوا می‌کردن.

12:51.870 --> 12:54.250
‫اونی که دست از سر من برنمی‌داره تویی! گمشو پایین، میو!

12:54.250 --> 12:55.660
‫نه! تو گمشو پایین!

12:55.190 --> 13:00.100
‫شرط می‌بندم چون ساعت حرکتش رو چک نکرده بودن به هم خوردن.

12:55.660 --> 12:56.290
‫تو گمشو پایین، میو!

12:56.290 --> 12:57.190
‫تو گمشو پایین، لینیا!

12:57.190 --> 12:58.370
‫نه، تو، پورسنا!

12:58.370 --> 13:01.440
‫لینیا! لینیا! لینیا!

13:00.100 --> 13:01.800
‫عجب ضدحالی.

13:01.440 --> 13:02.740
‫پورسنا، میو!

13:10.150 --> 13:12.120
‫خب... شروع کن.

13:13.850 --> 13:15.880
‫الان تزریق مانا رو شروع می‌کنم.

13:18.530 --> 13:21.450
‫این واقعاً خیلی مانا می‌بره.

13:21.450 --> 13:24.450
‫کسی غیر از من اصلاً می‌تونه ازش استفاده کنه؟

13:25.070 --> 13:26.770
‫یکم طول می‌کشه.

13:26.770 --> 13:28.700
‫شاید بهتر باشه رو ارتقـ—

13:27.730 --> 13:28.700
‫هیس!

13:34.930 --> 13:37.180
‫قبلاً همچین درخششی دیدم.

13:37.720 --> 13:41.830
‫این همونیه که درست قبل از تله‌پورت دسته‌جمعی دیدم.

13:42.480 --> 13:44.390
‫یعنی چی؟ تمومش کنم؟

13:44.750 --> 13:46.820
‫نباید بذارم دوباره اون اتفاق بیفته.

13:47.970 --> 13:52.980
‫نه. کلی تحقیق کردیم تا مطمئن بشیم اون اتفاق نمیفته.

13:53.570 --> 13:56.450
‫می‌تونیم انجامش بدیم. جای نگرانی نیست.

14:11.980 --> 14:13.150
‫موفقیت‌آمیز بود!

14:14.070 --> 14:15.080
‫موفق...

14:15.080 --> 14:16.580
‫شدیم!

14:16.580 --> 14:18.810
‫تبریک می‌گم، استاد!

14:18.810 --> 14:19.920
‫انجامش دادیم!

14:19.920 --> 14:22.720
‫با این‌حال، اون خطوط خیلی شوم به‌نظر می‌رسن.

14:22.720 --> 14:24.600
‫واقعاً دست زدن بهش خطری نداره؟

14:24.600 --> 14:27.380
‫آره، اما مراقب باش نندازیش.

14:27.380 --> 14:28.920
‫از چیزی که به‌نظر می‌رسه شکننده‌تره.

14:28.920 --> 14:33.440
‫می‌گم، ناناهوشی، اون هندونه مال دنیای دیگه‌ست، درسته؟

14:33.440 --> 14:35.430
‫آخه احتمالاً این‌جا وجود ندارن.

14:35.430 --> 14:36.770
‫به احتمال زیاد.

14:36.770 --> 14:40.180
‫به‌هرحال، هنوز نمی‌تونم هدف دقیقی تعیین کنم.

14:40.610 --> 14:43.690
‫راستش می‌خواستم یه کلم احضار کنم.

14:43.940 --> 14:45.810
‫از اون چیزی که فکر می‌کردم متراکم‌تر و سنگین‌تره.

14:44.020 --> 14:47.550
‫این دنیا سبزیجاتی شبیه به کلم داره.

14:45.810 --> 14:47.660
‫به‌خاطر اینه که بیشترش مایعه.

14:47.550 --> 14:51.170
‫اما واقعاً می‌تونستیم فرقشو با سبزیجات دنیای دیگه تشخیص بدیم؟

14:47.660 --> 14:49.550
‫یه خوراکی شیرین خوشمزه‌ست.

14:49.550 --> 14:51.300
‫شیرین؟ بهش نمیاد.

14:51.570 --> 14:54.230
‫حالا که می‌گی، زیادم اشتهاآور به نظر نمی‌رسه.

14:51.780 --> 14:57.260
‫شاید نقشه‌مون برای احضار یه سبزی از همون اول اشتباه بود.

14:54.230 --> 14:57.580
‫اما اون پوستشه. توش قسمت شیرینشه.

14:57.580 --> 15:00.460
‫منتظر بمونین بعداً یکم براتون بیارم.

15:00.880 --> 15:02.800
‫نه، مشکلی نیست.

15:02.800 --> 15:05.940
‫ما وقتی کلم می‌خواستیم یه هندونه احضار کردیم،

15:05.940 --> 15:08.210
‫ولی بازم می‌شه گفت موفق شدیم.

15:08.210 --> 15:11.790
‫حالا که موفق شدیم، امشب باید جشن بگیریم.

15:11.790 --> 15:13.600
‫آره، حق با توئه.

15:13.930 --> 15:15.860
‫به سلامتی!

15:16.380 --> 15:18.740
‫نمی‌دونم از کی شروع شد،

15:18.740 --> 15:21.880
‫اما هروقت یکی‌مون چیزی برای جشن گرفتن داره مهمونی می‌گیریم.

15:22.440 --> 15:25.560
‫هرچند لینیا و پورسنا رو کم داریم.

15:25.560 --> 15:28.610
‫روکسی و نورن جاشونو پر کردن.

15:28.850 --> 15:32.870
‫بادی‌گادی هم نیست، برای همین سرزنده‌ترین اعضا رو کم داریم،

15:32.870 --> 15:35.730
‫اما فکر نمی‌کنم حال و هوای کلی عوض شده باشه.

15:36.250 --> 15:40.200
‫به‌هرحال، کم پیش میاد ببینم ناناهوشی این‌قدر خوشحاله.

15:40.200 --> 15:42.320
‫بفرما، رودی.

15:42.320 --> 15:45.370
‫ممنون. خودت نمی‌خوای، سیلفی؟

15:45.370 --> 15:50.630
‫وقتی ساکه می‌خورم یکم عجیب و غریب می‌شم،
‫برای همین نمی‌خوام زیاده‌روی کنم.

15:50.630 --> 15:51.880
‫اوه، باشه.

15:52.220 --> 15:54.340
‫یادت نره، این بار شب نمی‌مونیم.

15:54.340 --> 15:57.350
‫می‌ریم خونه و لوسی رو می‌خوابونیم.

15:57.350 --> 15:58.640
‫می‌دونم.

15:58.640 --> 16:02.010
‫ولی سیلفیِ مست خیلی بانمکه.

16:02.010 --> 16:03.220
‫رودی.

16:03.640 --> 16:06.140
‫صندلیت رو یکم بکش بیرون.

16:08.950 --> 16:10.960
‫روکسی، مستی؟

16:10.960 --> 16:12.260
‫یکم.

16:12.260 --> 16:14.650
‫ای کاش بعداً این کار رو واسه منم بکنی.

16:14.650 --> 16:16.110
‫البته که می‌کنم.

16:16.400 --> 16:21.490
‫والا بدم نمیاد روکسی سمت چپم باشه و سیلفی سمت راستم.

16:21.490 --> 16:22.560
‫داداش.

16:24.370 --> 16:27.570
‫ببخشید، نورن. دارم خجالت‌زده‌ت می‌کنم؟

16:27.570 --> 16:29.260
‫نه، مشکلی نیست.

16:29.590 --> 16:34.000
‫من... چیزه... می‌خواستم درباره‌ی
‫یه موضوعی حرف بزنم. یه لحظه وقت داری؟

16:34.320 --> 16:35.890
‫حتماً. چیه؟

16:35.890 --> 16:40.380
‫باشه. می‌دونی... درباره‌ی شورای دانش‌آموزیه.

16:40.680 --> 16:42.170
‫آها، اون.

16:42.170 --> 16:47.090
‫حالا که فکرشو می‌کنم، نورن تو مراسم فارغ‌التحصیلی باهاشون بود.

16:47.360 --> 16:49.860
‫خانم آریل دعوتم کردن عضوشون بشم.

16:50.720 --> 16:53.950
‫نمراتم تعریفی ندارن...

16:53.950 --> 16:58.620
‫اما گفتن تو جذب آدم‌ها استعداد دارم.

16:58.620 --> 16:59.940
‫صحیح.

16:59.940 --> 17:03.730
‫راست می‌گه. شنیدم نورن تو مدرسه طرفدار زیاد داره.

17:03.730 --> 17:05.790
‫سیلفی، تو خبر داشتی؟

17:05.790 --> 17:07.500
‫آره. کم و بیش.

17:07.500 --> 17:09.440
‫پس در جریان بوده.

17:09.440 --> 17:11.190
‫شاید روکسی هم می‌دونسته.

17:13.040 --> 17:15.160
‫یعنی فقط من بی‌خبر بودم؟

17:15.160 --> 17:16.580
‫باورم نمی‌شه.

17:16.580 --> 17:20.530
‫ببخشید. فکر می‌کردم نورن جان خودش باید بهت بگه.

17:20.530 --> 17:21.680
‫که این‌طور.

17:22.210 --> 17:27.320
‫پس... اگه رسماً به شورای دانش‌آموزی ملحق بشم اشکالی نداره، داداش؟

17:27.320 --> 17:28.570
‫معلومـ—

17:28.570 --> 17:33.100
‫صبر کن. نورن الان داره رو شمشیرزنی و نویسندگی کار می‌کنه.

17:33.100 --> 17:37.070
‫می‌تونه علاوه‌بر اینا از پس کارای شورای دانش‌آموزی هم بر بیاد؟

17:37.650 --> 17:38.760
‫نورن.

17:38.760 --> 17:39.750
‫بله؟

17:39.750 --> 17:45.200
‫مخالف عضویتت نیستم، اما می‌تونی این‌همه کار باهم انجام بدی؟

17:45.590 --> 17:49.370
‫مطمئنم با شروع سال سوم، درس‌هات سخت‌تر می‌شن.

17:49.790 --> 17:53.720
‫تو نویسندگی و شمشیرزنی و مدرسه هم سخت تلاش می‌کنم.

17:54.120 --> 17:57.360
‫گفتنش آسونه. با این‌حال...

17:58.840 --> 17:59.920
‫رودی.

18:01.090 --> 18:04.560
‫نورن جان تا الان از پس مسئولیت‌هاش براومده.

18:04.560 --> 18:08.290
‫بیشتر از یه ساله که داره به شورای دانش‌آموزی کمک می‌کنه.

18:08.290 --> 18:09.350
‫هــا؟

18:09.350 --> 18:13.510
‫یعنی... حتی قبل از اینکه بهش شمشیرزنی یاد بدم؟

18:14.330 --> 18:17.770
‫اون از پسش برمیاد، رودی. خودم تضمین می‌کنم.

18:18.580 --> 18:21.670
‫فهمیدم. این درباره‌ی تونستن یا نتونستنش نیست.

18:21.670 --> 18:23.540
‫قبل از اینکه بپرسه ثابت کرده که می‌تونه.

18:23.540 --> 18:26.280
‫در این صورت، من کی باشم که بهش نه بگم؟

18:26.640 --> 18:28.790
‫خیلی سخت تلاش کردی، نه نورن؟

18:29.190 --> 18:33.560
‫فکر نمی‌کنم به اجازه‌ی من نیاز داشته باشی، ولی به‌هرحال اجازه‌ می‌دم.

18:34.530 --> 18:36.300
‫خیلی ممنونم!

18:37.750 --> 18:39.720
‫توجه کنین، همگی!

18:39.720 --> 18:41.800
‫وقت قاچ کردن هندونه‌ست!

18:41.800 --> 18:45.060
‫در نهایت، همه‌چی به تلاش خودش برمی‌گرده.

18:45.540 --> 18:49.780
‫ناناهوشی هم  چون داره زحمت می‌کشه نتیجه می‌گیره.

18:49.780 --> 18:51.810
‫درمورد لینیا و پورسنا هم همین‌طوره.

18:52.100 --> 18:56.700
‫اما فکر می‌کنم همه‌مون وظیفه داریم تشویقشون کنیم.

18:56.960 --> 19:01.250
‫اگه آدم‌های زندگیم ازم حمایت نمی‌کردن، الان اینی که هستم نبودم.

19:01.820 --> 19:05.400
‫بنابراین، من هم همیشه برای حمایت از اونا آماده‌م.

19:10.450 --> 19:12.110
‫خسته نباشـ—

19:12.810 --> 19:14.330
‫حالت خوبه؟

19:15.100 --> 19:17.000
‫می‌خوای جادوی سم‌زدایی اجرا کنم؟

19:17.500 --> 19:20.970
‫قبلاً به سیلفی گفتم، برای همین فعلاً خوبم.

19:21.240 --> 19:23.870
‫به‌هرحال، این بار هم کمک بزرگی کردی.

19:23.870 --> 19:26.210
‫حالا بالأخره می‌تونم برم سراغ فاز بعدی.

19:26.610 --> 19:31.150
‫درباره‌ی مشخص کردن دقیق چیزیه که احضار می‌کنی، درسته؟

19:31.150 --> 19:35.600
‫درسته. یه متخصص تو این زمینه می‌شناسم،
‫برای همین می‌خوام برم ازش بپرسم.

19:35.600 --> 19:39.120
‫همون «متخصص احضار» همیشگی، ها؟

19:41.120 --> 19:44.090
‫منظورت که اورستد نیست، هست؟

19:44.090 --> 19:45.550
‫اون نه.

19:46.960 --> 19:52.500
‫برای همین... البته در حد پیشنهاده ها،
‫ولی می‌دونی که هنوزم بابت آزمایش قبلی بهت بدهکارم.

19:52.500 --> 19:56.180
‫اوه، حالا که گفتی یادم اومد. این‌قدر سرم
‫شلوغ بود که جبرانش رو انداختم عقب.

19:56.180 --> 20:02.090
‫چطوره تو رو به اون جادوگر معرفی کنم تا
‫هم امروز هم سری‌های پیش رو جبران کنه؟

20:02.090 --> 20:03.900
‫معرفی، ها؟

20:03.900 --> 20:07.850
‫اما واقعاً آدم مهمیه که دیدنش به‌اندازه‌ی دو تا پاداش می‌ارزه؟

20:07.850 --> 20:14.610
‫آره. حتی این احتمال هم وجود داره... که بتونه
‫برای مشکل فراموشی مادرت هم یه راه چاره‌ای پیدا کنه.

20:15.650 --> 20:17.100
‫چـــی؟

20:17.410 --> 20:20.120
‫داری... راست می‌گی؟

20:20.370 --> 20:25.370
‫مطمئن نیستم. اما خیلی‌وقته که زنده‌ست، پس احتمالش وجود داره.

20:27.090 --> 20:30.460
‫فکر می‌کنم زنیث داره بهبودی پایداری پیدا می‌کنه،

20:30.460 --> 20:34.030
‫اما سخته که بفهمیم آیا حافظه‌شو به‌دست میاره یا نه.

20:34.450 --> 20:36.180
‫حتی اگه نتونه درمانش کنه،

20:36.180 --> 20:41.180
‫فهمیدن اسم بیماریش و یه سری موارد مشابه می‌تونه مفید باشه.

20:42.100 --> 20:44.370
‫چون تازه الان داری بهم می‌گی،

20:44.370 --> 20:46.920
‫فرض می‌کنم دلیلی داشته که نمی‌تونستی زودتر ما رو به هم معرفی کنی؟

20:46.920 --> 20:50.340
‫همین‌طوره. ببخشید، اما شرایط خودمم مهم بود.

20:50.690 --> 20:53.860
‫منظورتون استاد جادوی شماست؟

20:53.860 --> 20:58.230
‫اگه داری معرفی می‌کنی، منم می‌خوام باهاش آشنا بشم.

20:58.230 --> 20:59.250
‫خب...

20:59.250 --> 21:02.630
‫شما هم کمکم کردین، برای همین مشکلی ندارم.

21:02.630 --> 21:03.610
‫چیزه...

21:03.610 --> 21:05.950
‫منم یکم کنجکاو شدم.

21:05.950 --> 21:09.350
‫ولی اگه همه باهم بریم مزاحمش نمی‌شیم؟

21:09.350 --> 21:10.980
‫مشکلی نیست.

21:10.980 --> 21:13.700
‫گفت تا دوازده نفر مشکلی نداره.

21:13.700 --> 21:16.820
‫ولی... رفتن پیشش زمان نمی‌بره؟

21:16.820 --> 21:19.210
‫اگه بخوام می‌تونم تو یه روز برم پیشش.

21:19.210 --> 21:21.470
‫عه. پس مال همین اطرافه؟

21:21.470 --> 21:24.030
‫احیاناً قبلاً همدیگه رو ندیدیم؟

21:24.030 --> 21:28.580
‫مال این‌جا نیست و تو هم ندیدیش، اما یه راهی برای دیدنش بلدم.

21:28.580 --> 21:30.090
‫که... این‌طور.

21:30.370 --> 21:32.940
‫خب پس، اسم این یارو چیه؟

21:38.220 --> 21:41.450
‫می‌خوام این موضوع رو پیش خودت نگه‌دارین. باشه؟

21:45.280 --> 21:47.490
‫اون پروگیوس‌ـه، پادشاه اژدهای زره‌پوش.

21:49.600 --> 21:51.740
‫پروگیوس، پادشاه اژدهای زره‌پوش.

21:52.090 --> 21:55.740
‫این اسم یکی از سه قهرمانی بود که خدای شیطانی رو کشتن...

21:55.740 --> 22:01.210
‫و چهارصد سال پیش بشریت رو به
‫سمت پیروزی تو جنگ لاپلاس هدایت کردن.

22:02.010 --> 22:05.010
‫قسمت ۷
فــاز چــهــارم

22:05.010 --> 22:15.010
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:35.020 --> 23:40.100
قسمت بعد

23:35.020 --> 23:40.100
قــلــعــه‌ی مـعـلـق
