1
00:00:01,970 --> 00:00:05,080
‫لوسی‌ملوسی، بابا اومده.

2
00:00:05,080 --> 00:00:06,600
‫بپر بالا!

3
00:00:08,600 --> 00:00:11,000
‫اوه، خیلی بامزه‌ست.

4
00:00:11,000 --> 00:00:15,250
‫توی دنیا چیزی ملوس‌تر از لوسیِ خندون هم پیدا می‌شه؟

5
00:00:15,530 --> 00:00:19,670
‫اگه فرشته‌ها وجود داشته باشن، دختر کوچولوی من قطعاً یکی‌شونه.

6
00:00:19,980 --> 00:00:21,860
‫می‌گم، رودئوس.

7
00:00:21,860 --> 00:00:25,260
‫می‌دونی که منم می‌تونم تکونش بدم. یعنی دایه‌شم ها.

8
00:00:25,260 --> 00:00:29,320
‫کاش این‌قدر تلاش نمی‌کردی این لحظات خوش رو ازم بگیری، سوزان.

9
00:00:29,320 --> 00:00:32,760
‫خب، اگه خودت می‌خوای که جلوت رو نمی‌گیرم.

10
00:00:32,760 --> 00:00:35,260
‫کدوم مردی دلش نمی‌خواد آخه؟

11
00:00:35,260 --> 00:00:38,160
‫شوهر من که قطعاً دلش نمی‌خواد.

12
00:00:38,160 --> 00:00:42,370
‫شاید آقای تیموتی باید بیشتر به پدری‌کردن فکر کنه.

13
00:00:43,540 --> 00:00:45,150
‫مگه نه، لوسی؟

14
00:00:43,930 --> 00:00:47,070
‫هه... خیلی جالبه.

15
00:00:47,380 --> 00:00:52,220
‫بگذریم حالا، اصلاً خبر نداشتم اومدی شاریا سوزان.

16
00:00:52,220 --> 00:00:53,660
‫خودتو بگو.

17
00:00:53,660 --> 00:00:57,480
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ازدواج کنی و حتی یه دختر داشته باشی.

18
00:00:58,440 --> 00:01:01,090
‫پارتی‌تون از هم پاشید، نه؟

19
00:01:01,090 --> 00:01:05,110
‫آره. یکم بعد از اینکه راهمون از تو جدا شد.

20
00:01:05,110 --> 00:01:09,880
‫تو سطح ما، از دست دادن یه عضو خیلی گرون تموم می‌شه.

21
00:01:12,430 --> 00:01:14,640
‫سارا... چه اتفاقی براش افتاد؟

22
00:01:14,640 --> 00:01:16,330
‫واقعاً می‌خوای بدونی؟

23
00:01:16,330 --> 00:01:18,050
‫خب، آره فکر کنم.

24
00:01:18,460 --> 00:01:21,240
‫اون هنوز داره به ماجراجویی ادامه می‌ده.

25
00:01:22,340 --> 00:01:25,700
‫اگه می‌خوای باهاش حرف بزنی، هر چی زودتر بهتر.

26
00:01:25,700 --> 00:01:28,480
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی یه ماجراجو کی قراره بمیره.

27
00:01:30,310 --> 00:01:34,230
‫نه، حرف خاصی ندارم که بهش بزنم.

28
00:01:35,000 --> 00:01:36,250
‫جدی؟

29
00:01:37,710 --> 00:01:40,080
‫عذر می‌خوام، ارباب رودئوس.

30
00:01:40,080 --> 00:01:44,680
‫بانو نگران دوشیزه لوسی بودن، برای همین آوردمشون این‌جا.

31
00:01:44,680 --> 00:01:48,540
‫مامان، لوسی مثل همیشه خوشحال و سرحاله.

32
00:01:52,550 --> 00:01:55,810
‫لوسی‌ملوسی، مامان‌بزرگتو دوست داری مگه نه؟

33
00:02:05,460 --> 00:02:08,360
‫ارباب رودئوس، با اجازه‌تون.

34
00:02:10,690 --> 00:02:13,190
‫نازی نازی. چیزی شده عزیزم؟

35
00:02:13,540 --> 00:02:15,680
‫پوشکت رو کثیف کردی؟

36
00:02:17,430 --> 00:02:19,500
‫مثل اینکه گرسنه‌شه.

37
00:02:22,540 --> 00:02:27,330
‫نکنه... متوجه شده بود که لوسی گرسنه‌ست و شیر می‌خواد؟

38
00:02:28,070 --> 00:02:31,620
‫امیدوارم اینم یه نشونه‌ی دیگه از بهتر شدن حالش باشه.

39
00:02:41,880 --> 00:02:45,300
‫ممنون که این کارو قبول کردی.

40
00:02:45,300 --> 00:02:48,390
‫من که درخواست تو رو رد نمی‌کنم.

41
00:02:48,610 --> 00:02:54,020
‫مهم‌تر از اون، محافظت از شاهدخت رانوآ؟
‫همیشه می‌دونستم آدم خاصی هستی.

42
00:02:54,020 --> 00:02:56,240
‫نه، همین‌طوری اتفاقی شد.

43
00:02:56,570 --> 00:03:00,730
‫ظاهراً خاندان سلطنتی رانوآ موظفن یه سفری برن...

44
00:03:00,730 --> 00:03:04,160
‫تا قبل از رسیدن به سن قانونی خودشون رو ثابت کنن.

45
00:03:04,480 --> 00:03:08,000
‫سفر خیلی بزرگی هم نیست، فقط یه گشت‌وگذار تو زیارتگاه‌های محلیه.

46
00:03:08,000 --> 00:03:11,080
‫ولی باید خودشون به فکر محافظت‌کردن از خودشون باشن.

47
00:03:11,900 --> 00:03:16,430
‫یکی از ماجراجوهای پارتی‌ای که ازش محافظت می‌کردن مریض شده، درسته؟

48
00:03:16,430 --> 00:03:20,350
‫آره. ما قراره جاش رو پر کنیم.

49
00:03:20,870 --> 00:03:24,000
‫یه چیزایی شنیدم که شاهدخت آریل هم قراره بهمون ملحق بشه.

50
00:03:24,000 --> 00:03:27,810
‫فکر کنم می‌خواد با شاهدخت رانوآ بیشتر آشنا بشه.

51
00:03:27,810 --> 00:03:31,670
‫برام جالبه که حاضره بره تو یه جنگل پر از هیولا،

52
00:03:31,670 --> 00:03:34,190
‫حتی اگه صرفاً برای دوست و آشنا پیدا کردن باشه.

53
00:03:34,190 --> 00:03:39,550
‫شخصاً، بیشتر بابت اینکه الان باید
‫از دو عضو خاندان سلطنتی محافظت کنیم...

54
00:03:39,550 --> 00:03:42,560
‫احساس نگرانی می‌کنم و دل‌شوره دارم.

55
00:03:44,180 --> 00:03:48,320
‫برای همین، اینکه همراهم اومدی یه باری رو از روی دوشم برمی‌داره.

56
00:03:48,660 --> 00:03:51,150
‫تا وقتی من هستم لازم نیست نگران چیزی باشی.

57
00:03:51,150 --> 00:03:52,780
‫روش حساب می‌کنم.

58
00:03:52,800 --> 00:04:00,800
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

59
00:04:01,470 --> 00:04:04,170
‫عــه‌وا! یعنی شما توی آسورا هم از این‌ها دارین؟

60
00:04:04,170 --> 00:04:07,420
‫بله. توی قلعه‌هامون باغ داریم.

61
00:04:07,680 --> 00:04:10,880
‫پس فکر کنم همه‌جا همین‌طوری باشه!

62
00:04:11,700 --> 00:04:12,930
‫چقدر عالی!

63
00:04:13,960 --> 00:04:17,050
‫شما کی هستین؟ خودتون رو معرفی کنین.

64
00:04:17,050 --> 00:04:18,480
‫از دیدنتون خوش‌وقتم.

65
00:04:18,480 --> 00:04:21,170
‫روکسی میگوردیا گری‌رت هستم.

66
00:04:21,170 --> 00:04:22,940
‫منم رودئوس گری‌رت هستم.

67
00:04:23,220 --> 00:04:29,700
‫بانو گریس، این همون زوجی هستن که
‫بهتون گفتم قراره از علیاحضرت محافظت کنن.

68
00:04:30,370 --> 00:04:33,020
‫اوه، پس شمایین.

69
00:04:33,620 --> 00:04:35,460
‫کل ماجرا رو شنیدم.

70
00:04:35,460 --> 00:04:37,710
‫من شوالیه، گریس هستم.

71
00:04:37,710 --> 00:04:39,260
‫خوشحالم که امروز همراه‌مون هستین.

72
00:04:39,660 --> 00:04:43,350
‫شنیدیم که ماجراجوهای دیگه‌ای هم قراره باشن.

73
00:04:43,350 --> 00:04:46,670
‫یه پارتی ماجراجوها به اسم «ایسِ آمازون».

74
00:04:46,670 --> 00:04:49,400
‫هر لحظه ممکنه برگردن.

75
00:04:48,670 --> 00:04:50,550
‫حرفای غیرمنطقی نزن!

76
00:04:50,550 --> 00:04:53,850
‫غیرمنطقی؟! یادت رفته دفعه‌ی پیش چی شد؟!

77
00:04:53,850 --> 00:04:57,730
‫ چون اون احمقا طبق نقشه پیش نرفتن تینا و ملانی نزدیک بود بمیرن!

78
00:04:57,730 --> 00:04:59,550
‫من نمی‌خوام هیچ دخالتی تو این قضیه داشته باشم!

79
00:04:59,550 --> 00:05:02,520
‫چی‌کارش کنم؟ کار همینه دیگه.

80
00:05:02,520 --> 00:05:06,330
‫همون بهتر که تنها کار کنم تا با یه مشت آدم عجیب‌وغریب!

81
00:05:06,330 --> 00:05:12,280
‫دوست دارم فکر کنم محدودیت‌های خودمو اون‌قدر
‫خوب می‌دونم که نذارم تنهایی مراقبم باشی.

82
00:05:12,280 --> 00:05:16,260
‫باید یاد بگیری با هر کسی که هم‌گروه می‌شی کار کنی.

83
00:05:16,590 --> 00:05:17,970
‫شاید الان مهم به نظر نیاد،

84
00:05:17,970 --> 00:05:21,280
‫ولی نمی‌تونی که تا ابد با یه پارتی بمونی.

85
00:05:28,400 --> 00:05:29,720
‫تو رو استخدام کردن؟

86
00:05:29,720 --> 00:05:31,550
‫کیه؟‌می‌شناسیش؟

87
00:05:31,550 --> 00:05:33,180
‫آره... بگی‌نگی.

88
00:05:37,450 --> 00:05:41,700
‫سارا. شک دارم هیچ‌وقت بتونم فراموشش کنم.

89
00:05:42,130 --> 00:05:47,430
‫یکم خشنه... کله‌شقم هست، ولی عقلش درست کار می‌کنه.

90
00:05:47,970 --> 00:05:52,650
‫کلی کار با هم انجام دادیم... و آخرش هم عاشقم شد.

91
00:05:53,310 --> 00:05:55,510
‫حداقل، قشنگ مطمئنم که شد.

92
00:05:56,250 --> 00:06:00,080
‫از طرف دیگه، هیچ‌وقت درست نفهمیدم چه حسی بهش دارم.

93
00:06:00,550 --> 00:06:05,010
‫رابطه‌مون پیش رفت و قبل از اینکه بتونم مطمئن شم... تموم شد و رفت.

94
00:06:05,470 --> 00:06:07,550
‫درسته. تموم شد و رفت.

95
00:06:07,920 --> 00:06:10,720
‫قرار نبود... دیگه هیچ‌وقت ببینمش.

96
00:06:11,640 --> 00:06:13,890
‫یا حداقل... این‌طور فکر می‌کردم.

97
00:06:15,590 --> 00:06:18,850
‫آلیسا! سارا! دو تا اومدن سمت شما!

98
00:06:19,090 --> 00:06:22,400
‫باشد که محافظت عظیم آتش بر مکانی که می‌جویی سایه افکند.

99
00:06:22,660 --> 00:06:25,280
‫گرمای سوزانِ یک مشعل را همین‌جا و همین لحظه فرا می‌خوانم.

100
00:06:25,280 --> 00:06:26,830
‫گلوله‌ی آتشین!

101
00:06:30,780 --> 00:06:33,910
‫بگذار جرقه‌ای سوزان نعمتی عظیم را خاکستر کند!

102
00:06:34,190 --> 00:06:35,860
‫شعله‌افکن!

103
00:06:44,800 --> 00:06:46,160
‫عــــــه.

104
00:06:50,370 --> 00:06:52,700
‫اون‌جا همه‌چی مرتبه؟

105
00:06:52,700 --> 00:06:53,760
‫مشکلی نیست!

106
00:07:05,180 --> 00:07:07,210
‫عــــا... ای خدا.

107
00:07:07,210 --> 00:07:09,900
‫اینکه عین آب‌خوردن بود.

108
00:07:09,900 --> 00:07:13,380
‫می‌گن یه معلم هزارتوی تله‌پورت کننده رو پاکسازی کرده.

109
00:07:13,380 --> 00:07:15,510
‫مثل اینکه شایعات حقیقت داشتن.

110
00:07:15,510 --> 00:07:19,150
‫قشنگ تو کفِش مونده بودم که چه‌جوری
‫جادوی هجومی و جادوی شفابخش رو بالانس کردی!

111
00:07:19,150 --> 00:07:22,990
‫هیچ‌وقت خوابشم نمی‌دیدم کسی بتونه
‫چیزای تئوری رو این‌قدر تمیز عملی کنه!

112
00:07:22,990 --> 00:07:24,590
‫این‌جا رو باش.

113
00:07:24,590 --> 00:07:28,320
‫کی بود می‌گفت «باورم نمی‌شه گیر این بچه کوچولو افتادم»؟

114
00:07:28,320 --> 00:07:30,470
‫غلط کردم دهنم چفت‌و‌بست نداشت!

115
00:07:30,470 --> 00:07:33,680
‫عـــه... اشکالی نداره. همیشه پیش میاد.

116
00:07:33,680 --> 00:07:38,780
‫واقعاً حس خوبی داره وقتی می‌بینی مردم
‫با روکسی اون‌جوری که لایقشه برخورد می‌کنن.

117
00:07:39,610 --> 00:07:41,950
‫می‌گما... در جریانین که استادِ منه؟

118
00:07:46,670 --> 00:07:50,920
‫خب، باید قبل از اینکه شاهدخت‌ها برگردن غذا رو آماده کنیم!

119
00:07:50,920 --> 00:07:51,780
‫می‌گم، رودئـ ــ

120
00:07:51,780 --> 00:07:53,750
‫اوه، من ترتیب کارهای آشپزی رو می‌دم!

121
00:07:53,750 --> 00:07:55,920
‫آخه تو مبارزه و این‌جور چیزا زیاد به درد نمی‌خورم!

122
00:07:55,920 --> 00:07:57,400
‫عـــــه؟ ولی...

123
00:07:57,400 --> 00:07:58,820
‫ناامیدتون نمی‌کنم!

124
00:07:58,820 --> 00:08:00,900
‫شاید بهم نیاد، ولی آشپز خوبی‌ام!

125
00:08:00,900 --> 00:08:03,120
‫قبلاً با هم بودن پس؟

126
00:08:03,530 --> 00:08:06,000
‫خبر داری بینشون چه اتفاقی افتاده؟

127
00:08:06,000 --> 00:08:08,300
‫یه چیزایی می‌دونم.

128
00:08:10,060 --> 00:08:13,170
‫ممکنه تو راه برگشت به هیولاهای بیشتری بربخوریم.

129
00:08:13,450 --> 00:08:16,680
‫اگه کار دیگه‌ای هم هست، فقط لب تر کنین.

130
00:08:13,540 --> 00:08:16,050
‫دلم می‌خواد همه حواسشون جمع باشه.

131
00:08:18,970 --> 00:08:21,920
‫پس مراسم توی زیارتگاه خوب پیش رفت؟

132
00:08:21,920 --> 00:08:22,930
‫بله.

133
00:08:22,930 --> 00:08:27,150
‫فکر کنم با کمک شما می‌تونم زیارتم رو این‌جا با خیال راحت تموم کنم.

134
00:08:27,150 --> 00:08:28,980
‫شنیدنش باعث خوشحالیه.

135
00:08:28,980 --> 00:08:33,390
‫خواهر گلم! می‌شه لطفاً تو راه به منم جادو یاد بدین؟

136
00:08:33,390 --> 00:08:35,180
‫خب، مشکلی که ندارم.

137
00:08:35,180 --> 00:08:36,560
‫ایــــــــــول!

138
00:08:36,560 --> 00:08:37,940
‫خیلی ممنون، خواهر گلم!

139
00:08:37,940 --> 00:08:40,460
‫ببخشین... کی شدم خواهر گلت؟

140
00:08:42,390 --> 00:08:45,190
‫یکم می‌سوزم می‌بینم دارن این‌قدر با روکسی گرم می‌گیرن.

141
00:08:45,190 --> 00:08:46,810
‫کاش منم می‌تونستم قاطی‌شون بشم.

142
00:08:47,240 --> 00:08:50,590
‫تازه خیلی دوست داشتم روکسی منو «برادر گلم» صدا می‌زد.

143
00:08:50,590 --> 00:08:53,160
‫رودی، شما دو تا همدیگه رو می‌شناسین، درسته؟

144
00:08:54,140 --> 00:08:56,320
‫چرا حداقل باهاش حرف نمی‌زنی؟

145
00:08:56,320 --> 00:08:59,250
‫خب، می‌دونم که باید حرف بزنم...

146
00:09:00,260 --> 00:09:03,990
‫اوه، گلوم بدجور خشک شده.

147
00:09:04,360 --> 00:09:07,520
‫مطمئنم توی مسیرمون میوه‌های زرد دیدم.

148
00:09:07,520 --> 00:09:11,750
‫می‌دونم حرفم خیلی خودخواهانه‌ست،
‫ولی واقعاً دلم می‌خواد یکی‌شون رو بخورم.

149
00:09:11,750 --> 00:09:13,730
‫می‌شه برام یکم بیارین؟

150
00:09:17,290 --> 00:09:19,860
‫خیلی‌خب. می‌رم بیارم.

151
00:09:20,250 --> 00:09:23,950
‫اصلاً با اینکه تنهایی بری توی جنگل موافق نیستم.

152
00:09:23,950 --> 00:09:28,120
‫رودئوس، فیتز. لطفاً همراهیش کنین.

153
00:09:28,120 --> 00:09:32,490
‫فکر کنم... داره سعی می‌کنه ملاحظه‌م رو بکنه؟

154
00:09:32,910 --> 00:09:34,060
‫ولی...

155
00:09:34,060 --> 00:09:36,770
‫راستش، فکر کنم رودی کافی باشه.

156
00:09:37,520 --> 00:09:40,010
‫من کنار علیاحضرت می‌مونم.

157
00:09:40,010 --> 00:09:41,740
‫مطمئنی؟

158
00:09:41,740 --> 00:09:43,020
‫مشکلی پیش نمیاد.

159
00:09:43,020 --> 00:09:44,770
‫فرار نمی‌کنه.

160
00:09:48,260 --> 00:09:52,040
‫اوه، الان فهمیدم. من داشتم فرار می‌کردم.

161
00:09:55,620 --> 00:09:58,730
‫ولی فکر کنم نمی‌تونم تا ابد فرار کنم، نه؟

162
00:09:59,400 --> 00:10:02,170
‫رودئوس، مشکلی نداری؟

163
00:10:04,100 --> 00:10:05,250
‫اصلاً.

164
00:10:18,560 --> 00:10:21,010
‫پس، چسبیدی به ماجراجویی.

165
00:10:21,460 --> 00:10:23,220
‫منظورت از این حرف چیه؟

166
00:10:24,560 --> 00:10:26,980
‫خب کانتر اَرو از هم پاشید،

167
00:10:26,980 --> 00:10:30,680
‫سوزان و تیموتی هم ازدواج کردن و ماجراجویی رو بوسیدن گذاشتن کنار.

168
00:10:31,030 --> 00:10:35,440
‫پاتریس هم برگشت آسورا تا سرباز بشه.

169
00:10:40,670 --> 00:10:42,590
‫تو این‌مدت چی‌کار می‌کردی، سارا؟

170
00:10:42,590 --> 00:10:44,940
‫از این پارتی به اون پارتی می‌پریدم.

171
00:10:44,940 --> 00:10:48,790
‫ولی از وقتی رسیدم به رنک اِی، با اینا بودم.

172
00:10:48,790 --> 00:10:51,830
‫تا حالا یه پارتی تمام‌زنانه ندیده بودم.

173
00:10:51,830 --> 00:10:55,330
‫فکر کنم تو رنک‌های پایین خیلی رایج باشن.

174
00:10:55,330 --> 00:10:59,270
‫فکر کنم از رنک سی به بالا دیگه نمی‌بینیشون چون آدما...

175
00:10:59,270 --> 00:11:00,950
‫بیشتر دنبال مهارتن تا جنسیت.

176
00:11:00,950 --> 00:11:02,340
‫هـــــــــه.

177
00:11:02,650 --> 00:11:05,130
‫این اولین گروهیه که عضوش شدم،

178
00:11:05,490 --> 00:11:07,600
‫ولی همین تمام‌زنانه بودنش کلی مزیت داره.

179
00:11:07,870 --> 00:11:10,720
‫مثلاً یه دلیلش اینه که بعضی از
‫مشتری‌ها ما رو به‌خاطر همین ترجیح می‌دن.

180
00:11:10,720 --> 00:11:14,840
‫یه پارتی تمام‌زنانه واقعاً برای محافظت از یه شاهدخت گزینه‌ی ایده‌آلیه.

181
00:11:16,750 --> 00:11:18,640
‫به‌هر‌حال، استرسش کمتره.

182
00:11:18,640 --> 00:11:21,650
‫دیگه نگران درگیری‌های عاشقونه و این‌جور چیزا نیستی، می‌دونی؟

183
00:11:28,830 --> 00:11:30,650
‫اوضاع تو چطور بوده؟

184
00:11:30,990 --> 00:11:32,310
‫منظورت چیه؟

185
00:11:32,310 --> 00:11:38,910
‫سوزان می‌گه ازدواج کردی، بچه داری و
‫با دو تا زنت با خوشحالی زندگی می‌کنی.

186
00:11:38,910 --> 00:11:40,550
‫خب، راستش...

187
00:11:42,030 --> 00:11:42,890
‫ببخشید.

188
00:11:42,890 --> 00:11:45,480
‫من دنبال عذرخواهی نیستم!

189
00:12:05,210 --> 00:12:06,300
‫سارا...

190
00:12:06,900 --> 00:12:10,860
‫مطمئنم عذرخواهی نمی‌خوای، ولی معذرت می‌خوام.

191
00:12:11,690 --> 00:12:15,450
‫ما خوب راه‌مون از هم جدا نشد.

192
00:12:15,990 --> 00:12:19,920
‫برای همین وقتی یهو دوباره دیدمت، نمی‌دونستم چی بگم.

193
00:12:19,920 --> 00:12:22,960
‫ولی بازم نباید نادیده‌ت می‌گرفتم.

194
00:12:23,400 --> 00:12:24,370
‫ببخشید.

195
00:12:25,240 --> 00:12:29,720
‫بهت که گفتم، دنبال عذرخواهی نیستم.

196
00:12:30,890 --> 00:12:32,860
‫اشکالی نداره بشینم کنارت؟

197
00:12:32,860 --> 00:12:35,970
‫مطمئنی؟ زنات گوشتو می‌پیچوننا.

198
00:12:35,970 --> 00:12:39,180
‫به محض اینکه با میوه برگشتیم براشون توضیح می‌دم.

199
00:12:39,180 --> 00:12:43,960
‫اوه، محافظ شاهدخت. یکی‌شون اونه، نه؟

200
00:12:43,960 --> 00:12:45,960
‫سوزان بهت نگفت؟

201
00:12:45,960 --> 00:12:48,440
‫فقط گفت اسمش سیلفیت‌ـه.

202
00:12:49,060 --> 00:12:51,720
‫ولی خب الان خیلی چیزا روشن شد.

203
00:12:51,720 --> 00:12:55,260
‫روکسی هم همین‌طور. همون شیطان مو آبی.

204
00:12:55,260 --> 00:12:57,000
‫ها؟ اونم هست؟

205
00:12:57,000 --> 00:12:58,430
‫وایسا، روکسی؟

206
00:12:58,430 --> 00:13:00,970
‫اوه، همونی که گفتی بهت جادو یاد داده؟

207
00:13:00,970 --> 00:13:02,080
‫آره.

208
00:13:02,080 --> 00:13:03,690
‫هوم...

209
00:13:09,250 --> 00:13:14,220
‫می‌دونی، تمام این مدت حس می‌کردم یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

210
00:13:14,220 --> 00:13:16,800
‫تو می‌خوای از من عذرخواهی کنی؟

211
00:13:17,130 --> 00:13:18,180
‫آره.

212
00:13:18,180 --> 00:13:24,050
‫بعد از اینکه جدا شدیم... فهمیدم که تو... چیزه... مریض بودی.

213
00:13:24,830 --> 00:13:31,480
‫ولی فکر می‌کردم فقط منم که دارم عذاب می‌کشم و همه‌چیو انداختم گردن تو.

214
00:13:35,820 --> 00:13:38,470
‫اگه یکم بالغ‌تر بودم، شاید می‌فهمیدم...

215
00:13:39,050 --> 00:13:42,160
‫که اون‌قدر بد بهت آسیب زدم که تو هم می‌خواستی بمیری.

216
00:13:44,840 --> 00:13:45,870
‫ببخشید.

217
00:13:49,880 --> 00:13:52,160
‫الان که بهش فکر می‌کنم تازه اینو فهمیدم،

218
00:13:52,750 --> 00:13:58,440
‫ولی فکر نکنم اون‌موقع واقعاً اون‌قدر هم دوستت داشتم.

219
00:13:58,440 --> 00:13:59,710
‫منظورت چیه؟

220
00:14:00,360 --> 00:14:02,460
‫دلیلشم برمی‌گرده به همون «بیماری».

221
00:14:02,950 --> 00:14:07,150
‫یه دختری به اسم اریس بود، فکر می‌کردم ولم کرده.

222
00:14:07,640 --> 00:14:10,510
‫بعدشم تو داشتی عاشقم می‌شدی،

223
00:14:10,980 --> 00:14:15,830
‫برای همین احتمالاً می‌خواستم به جلو برم و گذشته رو پشت‌سر بذارم.

224
00:14:16,170 --> 00:14:21,260
‫ولی جواب نداد و منم برای محافظت از خودم حرفای افتضاحی زدم.

225
00:14:21,900 --> 00:14:25,000
‫باهات روراست نبودم.

226
00:14:25,780 --> 00:14:28,560
‫برای همین نیازی نیست معذرت بخوای.

227
00:14:29,110 --> 00:14:30,100
‫واقعاً...

228
00:14:30,560 --> 00:14:31,590
‫عوض شدی.

229
00:14:31,590 --> 00:14:32,760
‫جدی؟

230
00:14:32,760 --> 00:14:37,490
‫آره. تویی که قلاً می‌شناختم حتی به دروغ هم عمراً همچین چیزی می‌گفت.

231
00:14:37,890 --> 00:14:41,440
‫عمراً باهام این‌قدر راحت و خودمونی حرف می‌زدی.

232
00:14:41,440 --> 00:14:47,380
‫راست می‌گه. اون‌موقع واقعاً سعی می‌کردم بقیه رو از خودم دور نگه دارم.

233
00:14:47,700 --> 00:14:51,140
‫می‌ترسیدم دوباره همون‌طوری ضربه بخورم.

234
00:14:51,140 --> 00:14:52,840
‫نمی‌خواستم کسی ازم متنفر بشه.

235
00:14:53,360 --> 00:14:54,600
‫ولی الان...

236
00:14:55,350 --> 00:14:57,090
‫اعتمادبه‌نفس پیدا کردم.

237
00:14:57,580 --> 00:14:58,870
‫به لطف زنات؟

238
00:14:58,870 --> 00:15:04,380
‫آره. سیلفی خیلی تلاش کرد تا بیماریم رو درمان کنه.

239
00:15:05,060 --> 00:15:09,830
‫با اینکه بار اولش بود، نه تنها از بدن خودش استفاده کرد...

240
00:15:09,830 --> 00:15:11,840
‫حتی از داروی محرک هم استفاده کرد.

241
00:15:11,840 --> 00:15:16,170
‫عـــــــه. چیزه، چطوری بگم... چه جالب.

242
00:15:16,710 --> 00:15:21,430
‫وایسا. یعنی با اینکه این‌همه کار برات کرد بازم سرش هوو آوردی؟

243
00:15:21,430 --> 00:15:23,240
‫خیلی داغون به نظر میاد، نه؟

244
00:15:23,830 --> 00:15:26,480
‫روکسی هم همین‌کارو برام کرد.

245
00:15:26,860 --> 00:15:32,290
‫وقتی یکی از عزیزانم رو از دست داده
‫بودم و همه‌چی برام بی‌معنی شده بود،

246
00:15:32,290 --> 00:15:34,000
‫اون نجاتم داد.

247
00:15:34,490 --> 00:15:35,520
‫که این‌طور.

248
00:15:38,720 --> 00:15:41,170
‫انگار... من نمی‌تونستم همچین کاری کنم.

249
00:15:41,670 --> 00:15:44,960
‫احتمالاً حتی اگه از بیماریت خبر داشتم هم بازم نمی‌تونستم.

250
00:15:45,630 --> 00:15:47,170
‫شاید دلیلش همینه.

251
00:15:47,170 --> 00:15:50,310
‫دلیلی که نتونستم کاری کنم عاشقم بشی.

252
00:15:53,910 --> 00:15:58,670
‫حرفش منطقیه. سیلفی و روکسی جفتشون هنوزم دوستم دارن.

253
00:15:58,670 --> 00:16:02,220
‫ولی من جفتشون رو همون‌قدر یا حتی بیشتر دوست دارم.

254
00:16:02,840 --> 00:16:06,730
‫اگه چیزی باشه که اونا رو از سارا و بقیه‌ی زنا متمایز کنه، حتماً همینه.

255
00:16:11,020 --> 00:16:13,930
‫گوش کن. اشتباه برداشت نکنی ها!

256
00:16:13,930 --> 00:16:16,460
‫احساسات من به تو همون روز تموم شد!

257
00:16:16,460 --> 00:16:21,800
‫آره، می‌خواستم عذرخواهی کنم چون بدون اینکه
‫درک کنم تو چه وضعیتی هستی حرفای بدی بهت زدم،

258
00:16:21,800 --> 00:16:23,080
‫همین و بس!

259
00:16:23,080 --> 00:16:26,610
‫اصلاً دلم نمی‌خواد بعد از این‌همه مدت
‫دوباره باهات وارد رابطه بشم! حتی یه ذره!

260
00:16:27,090 --> 00:16:31,710
‫پس تو هم الکی قیافه‌ی پشیمون به خودت نگیر.

261
00:16:32,710 --> 00:16:36,080
‫فقط مثل یه هم‌رزم قدیمی باهام رفتار کن.

262
00:16:40,530 --> 00:16:42,780
‫حتماً. فهمیدم.

263
00:17:01,290 --> 00:17:02,250
‫روکسی!

264
00:17:27,990 --> 00:17:31,050
‫بانو آریل، بازم می‌بینمتون؟

265
00:17:31,050 --> 00:17:33,850
‫بله. یه روزی حتماً می‌شه.

266
00:17:33,850 --> 00:17:38,460
‫آبجی روکسی، کاش وقت داشتم جادوهای بیشتری ازتون یاد می‌گرفتم!

267
00:17:38,460 --> 00:17:39,480
‫نه، چیزه...

268
00:17:39,480 --> 00:17:43,250
‫اوه، اصلاً چطوره عضو پارتی‌مون بشید؟!

269
00:17:43,250 --> 00:17:48,740
‫از پیشنهادت ممنونم ولی از کار فعلیم راضیم و شوهرم دارم.

270
00:17:48,740 --> 00:17:50,130
‫اونو بیخیال!

271
00:17:50,130 --> 00:17:52,320
‫یه مردو یه مدت به حال خودش بذاری،

272
00:17:52,320 --> 00:17:54,950
‫هروقت دوباره ببینیش حسابی لوست می‌کنه!

273
00:17:54,950 --> 00:17:57,740
‫آلیسا! دیگه بس کن.

274
00:17:57,740 --> 00:17:59,060
‫چــــشـــــم.

275
00:18:01,560 --> 00:18:04,550
‫خب، رودئوس... فکر کنم وقت خداحافظیه.

276
00:18:04,550 --> 00:18:06,670
‫آره. مراقب خودت باش.

277
00:18:06,670 --> 00:18:08,110
‫تو هم همین‌طور.

278
00:18:08,110 --> 00:18:12,510
‫به نظر میاد با جفت زنات صمیمی هستی،
‫ولی بهتره با هم مقایسه‌شون نکنی.

279
00:18:12,510 --> 00:18:15,530
‫اوه، درسته. حتما آویزه‌ی گوشم می‌کنم.

280
00:18:15,530 --> 00:18:16,900
‫عالیه!

281
00:18:18,280 --> 00:18:19,410
‫می‌بینمت!

282
00:18:29,840 --> 00:18:33,840
‫می‌گم، رودی... اشکال نداشت گذاشتی همین‌طوری بره؟

283
00:18:33,840 --> 00:18:35,220
‫منظورت چیه؟

284
00:18:35,640 --> 00:18:39,600
‫قبلاً از اون دختره خوشت میومد، نه؟

285
00:18:40,470 --> 00:18:43,760
‫فکر نکنم... این‌طوری باشه.

286
00:18:44,240 --> 00:18:48,220
‫چون خیلی خام بودم، یکم گیج شده بودم.

287
00:18:49,760 --> 00:18:50,930
‫جــدی؟

288
00:18:53,480 --> 00:18:56,400
‫خب پس بگو... کلاً از چه‌جور دخترایی خوشت میاد؟

289
00:18:57,520 --> 00:19:00,180
‫مــ ــ منم دوست دارم بدونم!

290
00:19:02,750 --> 00:19:04,360
‫بذار ببینم...

291
00:19:04,830 --> 00:19:10,060
‫به‌نظرم عاشق دخترایی می‌شم که وقتی تو بد وضعیتی‌ام نجاتم می‌دن.

292
00:19:10,370 --> 00:19:12,030
‫پس...

293
00:19:13,930 --> 00:19:15,260
‫بگو ببینم، رودی،

294
00:19:15,260 --> 00:19:18,130
‫یعنی ما برات خاصیم؟

295
00:19:18,130 --> 00:19:21,010
‫آره. جفت‌تون خاصین.

296
00:19:22,690 --> 00:19:27,010
‫دخترای خاصی که وقتی واقعاً نیاز دارم نجاتم می‌دن خیلی کمیابن.

297
00:19:27,860 --> 00:19:31,830
‫پس نیاز نیست نگران باشی، سیلفی.

298
00:19:31,830 --> 00:19:34,270
‫دیگه با هیچ زن دیگه‌ای ازدواج نمی‌کنم.

299
00:19:34,740 --> 00:19:35,840
‫قول می‌دم.

300
00:19:36,300 --> 00:19:38,950
‫ممنون. ولی می‌دونی، رودی...

301
00:19:38,950 --> 00:19:44,910
‫اگه کسی برات خاصه و اونم حس می‌کنه تو براش خاصی،

302
00:19:44,910 --> 00:19:47,720
‫با دو سه نفر این‌طوری مشکلی ندارم.

303
00:19:48,190 --> 00:19:49,400
‫خاص...

304
00:19:52,300 --> 00:19:54,380
‫اون ولم کرد.

305
00:19:54,840 --> 00:19:59,910
‫ولی رویجرد یه‌بار بهم گفت که حتماً یه سوءتفاهمی شده.

306
00:20:02,500 --> 00:20:03,740
‫سیلفی.

307
00:20:04,190 --> 00:20:06,010
‫مطمئن نیستم...

308
00:20:06,430 --> 00:20:09,380
‫ولی ممکنه دوباره بزنم زیر قولم.

309
00:20:10,740 --> 00:20:11,850
‫اشکالی نداره.

310
00:20:13,020 --> 00:20:17,360
‫ولی وقتی این کارو کردی، بهتره بیاریش پیش ما.

311
00:20:17,360 --> 00:20:23,430
‫نمی‌تونم تحمل کنم یکی وقتی حتی دوستت نداره بخواد باهات ازدواج کنه.

312
00:20:23,430 --> 00:20:24,400
‫حتماً.

313
00:20:24,750 --> 00:20:26,660
‫اینو بهم قول بده.

314
00:20:26,660 --> 00:20:32,760
‫اگه پشت سرم با یکی بریزی رو هم و یهو بخوای ‫با یه بچه غافلگیرم کنی...

315
00:20:32,760 --> 00:20:34,130
‫حتی منم یه تحملی دارم.

316
00:20:34,130 --> 00:20:35,670
‫ا ــ البته.

317
00:20:37,270 --> 00:20:42,600
‫خب پس، مشتاقم ببینم دفعه‌ی بعدی چه جور دختری میاری خونه.

318
00:20:44,660 --> 00:20:48,800
‫مهارت شما همین الانشم از سطح یه قدیس شمشیر بالاتره.

319
00:20:48,800 --> 00:20:52,810
‫فکر کنم وقتشه اولین پادشاه شمشیر بعد از گیلین رو انتخاب کنم.

320
00:20:52,810 --> 00:20:54,630
‫ولی اول، یه سوال دارم.

321
00:20:54,630 --> 00:20:58,010
‫تیغه‌ی نور تکنیک نهایی سبک خدای شمشیره.

322
00:20:58,010 --> 00:21:01,620
‫اما بازم کسایی که یادش گرفتن رو رتبه‌بندی می‌کنیم.

323
00:21:01,620 --> 00:21:06,100
‫قدیس‌ شمشیر، پادشاه شمشیر، امپراتورهای شمشیر و خدای شمشیر.

324
00:21:06,460 --> 00:21:08,850
‫به‌نظرت چی اینا رو از هم متمایز می‌کنه، جینو.

325
00:21:09,550 --> 00:21:14,340
‫هرچیزی جز تکنیک. مثلاً حرکات پا، قدرت بدنی یا...

326
00:21:14,340 --> 00:21:16,910
‫شــ ــ شاید کیفیت سلاح‌هاشون؟

327
00:21:16,370 --> 00:21:17,700
‫سلاح‌هاشون؟!

328
00:21:17,900 --> 00:21:19,730
‫چند ساله داری تمرین می‌کنی؟!

329
00:21:19,730 --> 00:21:21,800
‫عــ ــ عذر می‌خوام!

330
00:21:21,800 --> 00:21:24,340
‫شاید هنوز برای فهمیدنش خیلی جوونی.

331
00:21:24,340 --> 00:21:25,650
‫خب، بی‌خیال.

332
00:21:25,650 --> 00:21:28,790
‫ حتی اگه ندونی چرا، قوی‌ها هنوزم قوی‌ان.

333
00:21:28,790 --> 00:21:31,470
‫خیلی‌خب، نینا. بذار جواب تو رو بشنویم.

334
00:21:32,240 --> 00:21:33,970
‫خواسته‌ست؟

335
00:21:33,970 --> 00:21:37,890
‫هـــــه! انگار این چندوقت طرزفکرت مثل پسرا شده.

336
00:21:38,220 --> 00:21:42,000
‫پس این «خواسته‌»ـت تا کجا می‌تونه ببرتت؟

337
00:21:42,000 --> 00:21:44,050
‫یعنی چی؟

338
00:21:44,050 --> 00:21:45,440
‫برای مثال،

339
00:21:45,440 --> 00:21:50,410
‫فرض کن بهت بگم بین ازدواج با جینو
‫و پادشاه شمشیر شدن یکیو انتخاب کن.

340
00:21:50,410 --> 00:21:51,530
‫کدومو انتخاب می‌کنی؟

341
00:21:53,540 --> 00:21:55,290
‫پادشاه شمشیر شدن رو انتخاب می‌کنم.

342
00:21:56,230 --> 00:21:58,810
‫می‌بینم مثل همیشه تو دنیای خودت زندگی می‌کنی.

343
00:21:59,230 --> 00:22:01,380
‫خب، اریس. تو چی؟

344
00:22:01,840 --> 00:22:02,870
‫عزم.

345
00:22:02,870 --> 00:22:06,050
‫عزم؟ فکر نکنم این باشه ها.

346
00:22:06,300 --> 00:22:09,050
‫اتفاقاً هست. عزمه.

347
00:22:09,280 --> 00:22:12,130
‫پس اگه پادشاه شمشیر نشدی هم برات مهم نیست؟

348
00:22:12,130 --> 00:22:14,060
‫اون‌قدرا هم اهمیتی نداره.

349
00:22:14,060 --> 00:22:16,100
‫مگه نمی‌خوای قوی‌تر بشی؟

350
00:22:16,100 --> 00:22:17,850
‫چرا، می‌خوام.

351
00:22:18,180 --> 00:22:20,900
‫اما مگه مهمه بقیه با چه اسمی صدات می‌کنن؟

352
00:22:22,070 --> 00:22:24,440
‫خب. اریس و نینا.

353
00:22:24,740 --> 00:22:28,180
‫هرکدوم‌تون برنده بشه پادشاه شمشیر می‌شه!

354
00:22:30,760 --> 00:22:34,430
‫یاد روز اولی که اومدی این‌جا افتادم.

355
00:22:34,430 --> 00:22:35,830
‫آره، منم.

356
00:22:35,830 --> 00:22:37,570
‫امروز من برنده می‌شم.

357
00:22:43,360 --> 00:22:44,840
‫رودئوس...

358
00:22:44,860 --> 00:22:51,860
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

359
00:22:51,890 --> 00:22:58,890
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

360
00:22:59,110 --> 00:23:00,980
‫تا کی می‌خواین زل بزنین به هم؟

361
00:23:08,320 --> 00:23:09,360
‫کافیه!

362
00:23:14,360 --> 00:23:16,190
‫حرصت در اومده، نینا؟

363
00:23:16,870 --> 00:23:18,080
‫بله.

364
00:23:18,080 --> 00:23:19,790
‫تو هنوز جای رشد داری.

365
00:23:20,050 --> 00:23:21,110
‫نهایت استفاده رو ازش ببر.

366
00:23:22,560 --> 00:23:24,480
‫بله، پدر...

367
00:23:26,480 --> 00:23:28,050
‫کارت عالی بود، اریس.

368
00:23:28,750 --> 00:23:31,340
‫بهت لقب پادشاه شمشیر رو اعطا می‌کنم!

369
00:23:32,050 --> 00:23:35,050
‫قسمت ۶

فاجعه‌ای دیگر در خانه؟

370
00:23:35,050 --> 00:23:40,130
قسمت بعد

371
00:23:35,050 --> 00:23:40,130
فـــاز چــهــارم
