WEBVTT

00:01.970 --> 00:05.080
‫لوسی‌ملوسی، بابا اومده.

00:05.080 --> 00:06.600
‫بپر بالا!

00:08.600 --> 00:11.000
‫اوه، خیلی بامزه‌ست.

00:11.000 --> 00:15.250
‫توی دنیا چیزی ملوس‌تر از لوسیِ خندون هم پیدا می‌شه؟

00:15.530 --> 00:19.670
‫اگه فرشته‌ها وجود داشته باشن، دختر کوچولوی من قطعاً یکی‌شونه.

00:19.980 --> 00:21.860
‫می‌گم، رودئوس.

00:21.860 --> 00:25.260
‫می‌دونی که منم می‌تونم تکونش بدم. یعنی دایه‌شم ها.

00:25.260 --> 00:29.320
‫کاش این‌قدر تلاش نمی‌کردی این لحظات خوش رو ازم بگیری، سوزان.

00:29.320 --> 00:32.760
‫خب، اگه خودت می‌خوای که جلوت رو نمی‌گیرم.

00:32.760 --> 00:35.260
‫کدوم مردی دلش نمی‌خواد آخه؟

00:35.260 --> 00:38.160
‫شوهر من که قطعاً دلش نمی‌خواد.

00:38.160 --> 00:42.370
‫شاید آقای تیموتی باید بیشتر به پدری‌کردن فکر کنه.

00:43.540 --> 00:45.150
‫مگه نه، لوسی؟

00:43.930 --> 00:47.070
‫هه... خیلی جالبه.

00:47.380 --> 00:52.220
‫بگذریم حالا، اصلاً خبر نداشتم اومدی شاریا سوزان.

00:52.220 --> 00:53.660
‫خودتو بگو.

00:53.660 --> 00:57.480
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ازدواج کنی و حتی یه دختر داشته باشی.

00:58.440 --> 01:01.090
‫پارتی‌تون از هم پاشید، نه؟

01:01.090 --> 01:05.110
‫آره. یکم بعد از اینکه راهمون از تو جدا شد.

01:05.110 --> 01:09.880
‫تو سطح ما، از دست دادن یه عضو خیلی گرون تموم می‌شه.

01:12.430 --> 01:14.640
‫سارا... چه اتفاقی براش افتاد؟

01:14.640 --> 01:16.330
‫واقعاً می‌خوای بدونی؟

01:16.330 --> 01:18.050
‫خب، آره فکر کنم.

01:18.460 --> 01:21.240
‫اون هنوز داره به ماجراجویی ادامه می‌ده.

01:22.340 --> 01:25.700
‫اگه می‌خوای باهاش حرف بزنی، هر چی زودتر بهتر.

01:25.700 --> 01:28.480
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی یه ماجراجو کی قراره بمیره.

01:30.310 --> 01:34.230
‫نه، حرف خاصی ندارم که بهش بزنم.

01:35.000 --> 01:36.250
‫جدی؟

01:37.710 --> 01:40.080
‫عذر می‌خوام، ارباب رودئوس.

01:40.080 --> 01:44.680
‫بانو نگران دوشیزه لوسی بودن، برای همین آوردمشون این‌جا.

01:44.680 --> 01:48.540
‫مامان، لوسی مثل همیشه خوشحال و سرحاله.

01:52.550 --> 01:55.810
‫لوسی‌ملوسی، مامان‌بزرگتو دوست داری مگه نه؟

02:05.460 --> 02:08.360
‫ارباب رودئوس، با اجازه‌تون.

02:10.690 --> 02:13.190
‫نازی نازی. چیزی شده عزیزم؟

02:13.540 --> 02:15.680
‫پوشکت رو کثیف کردی؟

02:17.430 --> 02:19.500
‫مثل اینکه گرسنه‌شه.

02:22.540 --> 02:27.330
‫نکنه... متوجه شده بود که لوسی گرسنه‌ست و شیر می‌خواد؟

02:28.070 --> 02:31.620
‫امیدوارم اینم یه نشونه‌ی دیگه از بهتر شدن حالش باشه.

02:41.880 --> 02:45.300
‫ممنون که این کارو قبول کردی.

02:45.300 --> 02:48.390
‫من که درخواست تو رو رد نمی‌کنم.

02:48.610 --> 02:54.020
‫مهم‌تر از اون، محافظت از شاهدخت رانوآ؟
‫همیشه می‌دونستم آدم خاصی هستی.

02:54.020 --> 02:56.240
‫نه، همین‌طوری اتفاقی شد.

02:56.570 --> 03:00.730
‫ظاهراً خاندان سلطنتی رانوآ موظفن یه سفری برن...

03:00.730 --> 03:04.160
‫تا قبل از رسیدن به سن قانونی خودشون رو ثابت کنن.

03:04.480 --> 03:08.000
‫سفر خیلی بزرگی هم نیست، فقط یه گشت‌وگذار تو زیارتگاه‌های محلیه.

03:08.000 --> 03:11.080
‫ولی باید خودشون به فکر محافظت‌کردن از خودشون باشن.

03:11.900 --> 03:16.430
‫یکی از ماجراجوهای پارتی‌ای که ازش محافظت می‌کردن مریض شده، درسته؟

03:16.430 --> 03:20.350
‫آره. ما قراره جاش رو پر کنیم.

03:20.870 --> 03:24.000
‫یه چیزایی شنیدم که شاهدخت آریل هم قراره بهمون ملحق بشه.

03:24.000 --> 03:27.810
‫فکر کنم می‌خواد با شاهدخت رانوآ بیشتر آشنا بشه.

03:27.810 --> 03:31.670
‫برام جالبه که حاضره بره تو یه جنگل پر از هیولا،

03:31.670 --> 03:34.190
‫حتی اگه صرفاً برای دوست و آشنا پیدا کردن باشه.

03:34.190 --> 03:39.550
‫شخصاً، بیشتر بابت اینکه الان باید
‫از دو عضو خاندان سلطنتی محافظت کنیم...

03:39.550 --> 03:42.560
‫احساس نگرانی می‌کنم و دل‌شوره دارم.

03:44.180 --> 03:48.320
‫برای همین، اینکه همراهم اومدی یه باری رو از روی دوشم برمی‌داره.

03:48.660 --> 03:51.150
‫تا وقتی من هستم لازم نیست نگران چیزی باشی.

03:51.150 --> 03:52.780
‫روش حساب می‌کنم.

03:52.800 --> 04:00.800
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:01.470 --> 04:04.170
‫عــه‌وا! یعنی شما توی آسورا هم از این‌ها دارین؟

04:04.170 --> 04:07.420
‫بله. توی قلعه‌هامون باغ داریم.

04:07.680 --> 04:10.880
‫پس فکر کنم همه‌جا همین‌طوری باشه!

04:11.700 --> 04:12.930
‫چقدر عالی!

04:13.960 --> 04:17.050
‫شما کی هستین؟ خودتون رو معرفی کنین.

04:17.050 --> 04:18.480
‫از دیدنتون خوش‌وقتم.

04:18.480 --> 04:21.170
‫روکسی میگوردیا گری‌رت هستم.

04:21.170 --> 04:22.940
‫منم رودئوس گری‌رت هستم.

04:23.220 --> 04:29.700
‫بانو گریس، این همون زوجی هستن که
‫بهتون گفتم قراره از علیاحضرت محافظت کنن.

04:30.370 --> 04:33.020
‫اوه، پس شمایین.

04:33.620 --> 04:35.460
‫کل ماجرا رو شنیدم.

04:35.460 --> 04:37.710
‫من شوالیه، گریس هستم.

04:37.710 --> 04:39.260
‫خوشحالم که امروز همراه‌مون هستین.

04:39.660 --> 04:43.350
‫شنیدیم که ماجراجوهای دیگه‌ای هم قراره باشن.

04:43.350 --> 04:46.670
‫یه پارتی ماجراجوها به اسم «ایسِ آمازون».

04:46.670 --> 04:49.400
‫هر لحظه ممکنه برگردن.

04:48.670 --> 04:50.550
‫حرفای غیرمنطقی نزن!

04:50.550 --> 04:53.850
‫غیرمنطقی؟! یادت رفته دفعه‌ی پیش چی شد؟!

04:53.850 --> 04:57.730
‫ چون اون احمقا طبق نقشه پیش نرفتن تینا و ملانی نزدیک بود بمیرن!

04:57.730 --> 04:59.550
‫من نمی‌خوام هیچ دخالتی تو این قضیه داشته باشم!

04:59.550 --> 05:02.520
‫چی‌کارش کنم؟ کار همینه دیگه.

05:02.520 --> 05:06.330
‫همون بهتر که تنها کار کنم تا با یه مشت آدم عجیب‌وغریب!

05:06.330 --> 05:12.280
‫دوست دارم فکر کنم محدودیت‌های خودمو اون‌قدر
‫خوب می‌دونم که نذارم تنهایی مراقبم باشی.

05:12.280 --> 05:16.260
‫باید یاد بگیری با هر کسی که هم‌گروه می‌شی کار کنی.

05:16.590 --> 05:17.970
‫شاید الان مهم به نظر نیاد،

05:17.970 --> 05:21.280
‫ولی نمی‌تونی که تا ابد با یه پارتی بمونی.

05:28.400 --> 05:29.720
‫تو رو استخدام کردن؟

05:29.720 --> 05:31.550
‫کیه؟‌می‌شناسیش؟

05:31.550 --> 05:33.180
‫آره... بگی‌نگی.

05:37.450 --> 05:41.700
‫سارا. شک دارم هیچ‌وقت بتونم فراموشش کنم.

05:42.130 --> 05:47.430
‫یکم خشنه... کله‌شقم هست، ولی عقلش درست کار می‌کنه.

05:47.970 --> 05:52.650
‫کلی کار با هم انجام دادیم... و آخرش هم عاشقم شد.

05:53.310 --> 05:55.510
‫حداقل، قشنگ مطمئنم که شد.

05:56.250 --> 06:00.080
‫از طرف دیگه، هیچ‌وقت درست نفهمیدم چه حسی بهش دارم.

06:00.550 --> 06:05.010
‫رابطه‌مون پیش رفت و قبل از اینکه بتونم مطمئن شم... تموم شد و رفت.

06:05.470 --> 06:07.550
‫درسته. تموم شد و رفت.

06:07.920 --> 06:10.720
‫قرار نبود... دیگه هیچ‌وقت ببینمش.

06:11.640 --> 06:13.890
‫یا حداقل... این‌طور فکر می‌کردم.

06:15.590 --> 06:18.850
‫آلیسا! سارا! دو تا اومدن سمت شما!

06:19.090 --> 06:22.400
‫باشد که محافظت عظیم آتش بر مکانی که می‌جویی سایه افکند.

06:22.660 --> 06:25.280
‫گرمای سوزانِ یک مشعل را همین‌جا و همین لحظه فرا می‌خوانم.

06:25.280 --> 06:26.830
‫گلوله‌ی آتشین!

06:30.780 --> 06:33.910
‫بگذار جرقه‌ای سوزان نعمتی عظیم را خاکستر کند!

06:34.190 --> 06:35.860
‫شعله‌افکن!

06:44.800 --> 06:46.160
‫عــــــه.

06:50.370 --> 06:52.700
‫اون‌جا همه‌چی مرتبه؟

06:52.700 --> 06:53.760
‫مشکلی نیست!

07:05.180 --> 07:07.210
‫عــــا... ای خدا.

07:07.210 --> 07:09.900
‫اینکه عین آب‌خوردن بود.

07:09.900 --> 07:13.380
‫می‌گن یه معلم هزارتوی تله‌پورت کننده رو پاکسازی کرده.

07:13.380 --> 07:15.510
‫مثل اینکه شایعات حقیقت داشتن.

07:15.510 --> 07:19.150
‫قشنگ تو کفِش مونده بودم که چه‌جوری
‫جادوی هجومی و جادوی شفابخش رو بالانس کردی!

07:19.150 --> 07:22.990
‫هیچ‌وقت خوابشم نمی‌دیدم کسی بتونه
‫چیزای تئوری رو این‌قدر تمیز عملی کنه!

07:22.990 --> 07:24.590
‫این‌جا رو باش.

07:24.590 --> 07:28.320
‫کی بود می‌گفت «باورم نمی‌شه گیر این بچه کوچولو افتادم»؟

07:28.320 --> 07:30.470
‫غلط کردم دهنم چفت‌و‌بست نداشت!

07:30.470 --> 07:33.680
‫عـــه... اشکالی نداره. همیشه پیش میاد.

07:33.680 --> 07:38.780
‫واقعاً حس خوبی داره وقتی می‌بینی مردم
‫با روکسی اون‌جوری که لایقشه برخورد می‌کنن.

07:39.610 --> 07:41.950
‫می‌گما... در جریانین که استادِ منه؟

07:46.670 --> 07:50.920
‫خب، باید قبل از اینکه شاهدخت‌ها برگردن غذا رو آماده کنیم!

07:50.920 --> 07:51.780
‫می‌گم، رودئـ ــ

07:51.780 --> 07:53.750
‫اوه، من ترتیب کارهای آشپزی رو می‌دم!

07:53.750 --> 07:55.920
‫آخه تو مبارزه و این‌جور چیزا زیاد به درد نمی‌خورم!

07:55.920 --> 07:57.400
‫عـــــه؟ ولی...

07:57.400 --> 07:58.820
‫ناامیدتون نمی‌کنم!

07:58.820 --> 08:00.900
‫شاید بهم نیاد، ولی آشپز خوبی‌ام!

08:00.900 --> 08:03.120
‫قبلاً با هم بودن پس؟

08:03.530 --> 08:06.000
‫خبر داری بینشون چه اتفاقی افتاده؟

08:06.000 --> 08:08.300
‫یه چیزایی می‌دونم.

08:10.060 --> 08:13.170
‫ممکنه تو راه برگشت به هیولاهای بیشتری بربخوریم.

08:13.450 --> 08:16.680
‫اگه کار دیگه‌ای هم هست، فقط لب تر کنین.

08:13.540 --> 08:16.050
‫دلم می‌خواد همه حواسشون جمع باشه.

08:18.970 --> 08:21.920
‫پس مراسم توی زیارتگاه خوب پیش رفت؟

08:21.920 --> 08:22.930
‫بله.

08:22.930 --> 08:27.150
‫فکر کنم با کمک شما می‌تونم زیارتم رو این‌جا با خیال راحت تموم کنم.

08:27.150 --> 08:28.980
‫شنیدنش باعث خوشحالیه.

08:28.980 --> 08:33.390
‫خواهر گلم! می‌شه لطفاً تو راه به منم جادو یاد بدین؟

08:33.390 --> 08:35.180
‫خب، مشکلی که ندارم.

08:35.180 --> 08:36.560
‫ایــــــــــول!

08:36.560 --> 08:37.940
‫خیلی ممنون، خواهر گلم!

08:37.940 --> 08:40.460
‫ببخشین... کی شدم خواهر گلت؟

08:42.390 --> 08:45.190
‫یکم می‌سوزم می‌بینم دارن این‌قدر با روکسی گرم می‌گیرن.

08:45.190 --> 08:46.810
‫کاش منم می‌تونستم قاطی‌شون بشم.

08:47.240 --> 08:50.590
‫تازه خیلی دوست داشتم روکسی منو «برادر گلم» صدا می‌زد.

08:50.590 --> 08:53.160
‫رودی، شما دو تا همدیگه رو می‌شناسین، درسته؟

08:54.140 --> 08:56.320
‫چرا حداقل باهاش حرف نمی‌زنی؟

08:56.320 --> 08:59.250
‫خب، می‌دونم که باید حرف بزنم...

09:00.260 --> 09:03.990
‫اوه، گلوم بدجور خشک شده.

09:04.360 --> 09:07.520
‫مطمئنم توی مسیرمون میوه‌های زرد دیدم.

09:07.520 --> 09:11.750
‫می‌دونم حرفم خیلی خودخواهانه‌ست،
‫ولی واقعاً دلم می‌خواد یکی‌شون رو بخورم.

09:11.750 --> 09:13.730
‫می‌شه برام یکم بیارین؟

09:17.290 --> 09:19.860
‫خیلی‌خب. می‌رم بیارم.

09:20.250 --> 09:23.950
‫اصلاً با اینکه تنهایی بری توی جنگل موافق نیستم.

09:23.950 --> 09:28.120
‫رودئوس، فیتز. لطفاً همراهیش کنین.

09:28.120 --> 09:32.490
‫فکر کنم... داره سعی می‌کنه ملاحظه‌م رو بکنه؟

09:32.910 --> 09:34.060
‫ولی...

09:34.060 --> 09:36.770
‫راستش، فکر کنم رودی کافی باشه.

09:37.520 --> 09:40.010
‫من کنار علیاحضرت می‌مونم.

09:40.010 --> 09:41.740
‫مطمئنی؟

09:41.740 --> 09:43.020
‫مشکلی پیش نمیاد.

09:43.020 --> 09:44.770
‫فرار نمی‌کنه.

09:48.260 --> 09:52.040
‫اوه، الان فهمیدم. من داشتم فرار می‌کردم.

09:55.620 --> 09:58.730
‫ولی فکر کنم نمی‌تونم تا ابد فرار کنم، نه؟

09:59.400 --> 10:02.170
‫رودئوس، مشکلی نداری؟

10:04.100 --> 10:05.250
‫اصلاً.

10:18.560 --> 10:21.010
‫پس، چسبیدی به ماجراجویی.

10:21.460 --> 10:23.220
‫منظورت از این حرف چیه؟

10:24.560 --> 10:26.980
‫خب کانتر اَرو از هم پاشید،

10:26.980 --> 10:30.680
‫سوزان و تیموتی هم ازدواج کردن و ماجراجویی رو بوسیدن گذاشتن کنار.

10:31.030 --> 10:35.440
‫پاتریس هم برگشت آسورا تا سرباز بشه.

10:40.670 --> 10:42.590
‫تو این‌مدت چی‌کار می‌کردی، سارا؟

10:42.590 --> 10:44.940
‫از این پارتی به اون پارتی می‌پریدم.

10:44.940 --> 10:48.790
‫ولی از وقتی رسیدم به رنک اِی، با اینا بودم.

10:48.790 --> 10:51.830
‫تا حالا یه پارتی تمام‌زنانه ندیده بودم.

10:51.830 --> 10:55.330
‫فکر کنم تو رنک‌های پایین خیلی رایج باشن.

10:55.330 --> 10:59.270
‫فکر کنم از رنک سی به بالا دیگه نمی‌بینیشون چون آدما...

10:59.270 --> 11:00.950
‫بیشتر دنبال مهارتن تا جنسیت.

11:00.950 --> 11:02.340
‫هـــــــــه.

11:02.650 --> 11:05.130
‫این اولین گروهیه که عضوش شدم،

11:05.490 --> 11:07.600
‫ولی همین تمام‌زنانه بودنش کلی مزیت داره.

11:07.870 --> 11:10.720
‫مثلاً یه دلیلش اینه که بعضی از
‫مشتری‌ها ما رو به‌خاطر همین ترجیح می‌دن.

11:10.720 --> 11:14.840
‫یه پارتی تمام‌زنانه واقعاً برای محافظت از یه شاهدخت گزینه‌ی ایده‌آلیه.

11:16.750 --> 11:18.640
‫به‌هر‌حال، استرسش کمتره.

11:18.640 --> 11:21.650
‫دیگه نگران درگیری‌های عاشقونه و این‌جور چیزا نیستی، می‌دونی؟

11:28.830 --> 11:30.650
‫اوضاع تو چطور بوده؟

11:30.990 --> 11:32.310
‫منظورت چیه؟

11:32.310 --> 11:38.910
‫سوزان می‌گه ازدواج کردی، بچه داری و
‫با دو تا زنت با خوشحالی زندگی می‌کنی.

11:38.910 --> 11:40.550
‫خب، راستش...

11:42.030 --> 11:42.890
‫ببخشید.

11:42.890 --> 11:45.480
‫من دنبال عذرخواهی نیستم!

12:05.210 --> 12:06.300
‫سارا...

12:06.900 --> 12:10.860
‫مطمئنم عذرخواهی نمی‌خوای، ولی معذرت می‌خوام.

12:11.690 --> 12:15.450
‫ما خوب راه‌مون از هم جدا نشد.

12:15.990 --> 12:19.920
‫برای همین وقتی یهو دوباره دیدمت، نمی‌دونستم چی بگم.

12:19.920 --> 12:22.960
‫ولی بازم نباید نادیده‌ت می‌گرفتم.

12:23.400 --> 12:24.370
‫ببخشید.

12:25.240 --> 12:29.720
‫بهت که گفتم، دنبال عذرخواهی نیستم.

12:30.890 --> 12:32.860
‫اشکالی نداره بشینم کنارت؟

12:32.860 --> 12:35.970
‫مطمئنی؟ زنات گوشتو می‌پیچوننا.

12:35.970 --> 12:39.180
‫به محض اینکه با میوه برگشتیم براشون توضیح می‌دم.

12:39.180 --> 12:43.960
‫اوه، محافظ شاهدخت. یکی‌شون اونه، نه؟

12:43.960 --> 12:45.960
‫سوزان بهت نگفت؟

12:45.960 --> 12:48.440
‫فقط گفت اسمش سیلفیت‌ـه.

12:49.060 --> 12:51.720
‫ولی خب الان خیلی چیزا روشن شد.

12:51.720 --> 12:55.260
‫روکسی هم همین‌طور. همون شیطان مو آبی.

12:55.260 --> 12:57.000
‫ها؟ اونم هست؟

12:57.000 --> 12:58.430
‫وایسا، روکسی؟

12:58.430 --> 13:00.970
‫اوه، همونی که گفتی بهت جادو یاد داده؟

13:00.970 --> 13:02.080
‫آره.

13:02.080 --> 13:03.690
‫هوم...

13:09.250 --> 13:14.220
‫می‌دونی، تمام این مدت حس می‌کردم یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

13:14.220 --> 13:16.800
‫تو می‌خوای از من عذرخواهی کنی؟

13:17.130 --> 13:18.180
‫آره.

13:18.180 --> 13:24.050
‫بعد از اینکه جدا شدیم... فهمیدم که تو... چیزه... مریض بودی.

13:24.830 --> 13:31.480
‫ولی فکر می‌کردم فقط منم که دارم عذاب می‌کشم و همه‌چیو انداختم گردن تو.

13:35.820 --> 13:38.470
‫اگه یکم بالغ‌تر بودم، شاید می‌فهمیدم...

13:39.050 --> 13:42.160
‫که اون‌قدر بد بهت آسیب زدم که تو هم می‌خواستی بمیری.

13:44.840 --> 13:45.870
‫ببخشید.

13:49.880 --> 13:52.160
‫الان که بهش فکر می‌کنم تازه اینو فهمیدم،

13:52.750 --> 13:58.440
‫ولی فکر نکنم اون‌موقع واقعاً اون‌قدر هم دوستت داشتم.

13:58.440 --> 13:59.710
‫منظورت چیه؟

14:00.360 --> 14:02.460
‫دلیلشم برمی‌گرده به همون «بیماری».

14:02.950 --> 14:07.150
‫یه دختری به اسم اریس بود، فکر می‌کردم ولم کرده.

14:07.640 --> 14:10.510
‫بعدشم تو داشتی عاشقم می‌شدی،

14:10.980 --> 14:15.830
‫برای همین احتمالاً می‌خواستم به جلو برم و گذشته رو پشت‌سر بذارم.

14:16.170 --> 14:21.260
‫ولی جواب نداد و منم برای محافظت از خودم حرفای افتضاحی زدم.

14:21.900 --> 14:25.000
‫باهات روراست نبودم.

14:25.780 --> 14:28.560
‫برای همین نیازی نیست معذرت بخوای.

14:29.110 --> 14:30.100
‫واقعاً...

14:30.560 --> 14:31.590
‫عوض شدی.

14:31.590 --> 14:32.760
‫جدی؟

14:32.760 --> 14:37.490
‫آره. تویی که قلاً می‌شناختم حتی به دروغ هم عمراً همچین چیزی می‌گفت.

14:37.890 --> 14:41.440
‫عمراً باهام این‌قدر راحت و خودمونی حرف می‌زدی.

14:41.440 --> 14:47.380
‫راست می‌گه. اون‌موقع واقعاً سعی می‌کردم بقیه رو از خودم دور نگه دارم.

14:47.700 --> 14:51.140
‫می‌ترسیدم دوباره همون‌طوری ضربه بخورم.

14:51.140 --> 14:52.840
‫نمی‌خواستم کسی ازم متنفر بشه.

14:53.360 --> 14:54.600
‫ولی الان...

14:55.350 --> 14:57.090
‫اعتمادبه‌نفس پیدا کردم.

14:57.580 --> 14:58.870
‫به لطف زنات؟

14:58.870 --> 15:04.380
‫آره. سیلفی خیلی تلاش کرد تا بیماریم رو درمان کنه.

15:05.060 --> 15:09.830
‫با اینکه بار اولش بود، نه تنها از بدن خودش استفاده کرد...

15:09.830 --> 15:11.840
‫حتی از داروی محرک هم استفاده کرد.

15:11.840 --> 15:16.170
‫عـــــــه. چیزه، چطوری بگم... چه جالب.

15:16.710 --> 15:21.430
‫وایسا. یعنی با اینکه این‌همه کار برات کرد بازم سرش هوو آوردی؟

15:21.430 --> 15:23.240
‫خیلی داغون به نظر میاد، نه؟

15:23.830 --> 15:26.480
‫روکسی هم همین‌کارو برام کرد.

15:26.860 --> 15:32.290
‫وقتی یکی از عزیزانم رو از دست داده
‫بودم و همه‌چی برام بی‌معنی شده بود،

15:32.290 --> 15:34.000
‫اون نجاتم داد.

15:34.490 --> 15:35.520
‫که این‌طور.

15:38.720 --> 15:41.170
‫انگار... من نمی‌تونستم همچین کاری کنم.

15:41.670 --> 15:44.960
‫احتمالاً حتی اگه از بیماریت خبر داشتم هم بازم نمی‌تونستم.

15:45.630 --> 15:47.170
‫شاید دلیلش همینه.

15:47.170 --> 15:50.310
‫دلیلی که نتونستم کاری کنم عاشقم بشی.

15:53.910 --> 15:58.670
‫حرفش منطقیه. سیلفی و روکسی جفتشون هنوزم دوستم دارن.

15:58.670 --> 16:02.220
‫ولی من جفتشون رو همون‌قدر یا حتی بیشتر دوست دارم.

16:02.840 --> 16:06.730
‫اگه چیزی باشه که اونا رو از سارا و بقیه‌ی زنا متمایز کنه، حتماً همینه.

16:11.020 --> 16:13.930
‫گوش کن. اشتباه برداشت نکنی ها!

16:13.930 --> 16:16.460
‫احساسات من به تو همون روز تموم شد!

16:16.460 --> 16:21.800
‫آره، می‌خواستم عذرخواهی کنم چون بدون اینکه
‫درک کنم تو چه وضعیتی هستی حرفای بدی بهت زدم،

16:21.800 --> 16:23.080
‫همین و بس!

16:23.080 --> 16:26.610
‫اصلاً دلم نمی‌خواد بعد از این‌همه مدت
‫دوباره باهات وارد رابطه بشم! حتی یه ذره!

16:27.090 --> 16:31.710
‫پس تو هم الکی قیافه‌ی پشیمون به خودت نگیر.

16:32.710 --> 16:36.080
‫فقط مثل یه هم‌رزم قدیمی باهام رفتار کن.

16:40.530 --> 16:42.780
‫حتماً. فهمیدم.

17:01.290 --> 17:02.250
‫روکسی!

17:27.990 --> 17:31.050
‫بانو آریل، بازم می‌بینمتون؟

17:31.050 --> 17:33.850
‫بله. یه روزی حتماً می‌شه.

17:33.850 --> 17:38.460
‫آبجی روکسی، کاش وقت داشتم جادوهای بیشتری ازتون یاد می‌گرفتم!

17:38.460 --> 17:39.480
‫نه، چیزه...

17:39.480 --> 17:43.250
‫اوه، اصلاً چطوره عضو پارتی‌مون بشید؟!

17:43.250 --> 17:48.740
‫از پیشنهادت ممنونم ولی از کار فعلیم راضیم و شوهرم دارم.

17:48.740 --> 17:50.130
‫اونو بیخیال!

17:50.130 --> 17:52.320
‫یه مردو یه مدت به حال خودش بذاری،

17:52.320 --> 17:54.950
‫هروقت دوباره ببینیش حسابی لوست می‌کنه!

17:54.950 --> 17:57.740
‫آلیسا! دیگه بس کن.

17:57.740 --> 17:59.060
‫چــــشـــــم.

18:01.560 --> 18:04.550
‫خب، رودئوس... فکر کنم وقت خداحافظیه.

18:04.550 --> 18:06.670
‫آره. مراقب خودت باش.

18:06.670 --> 18:08.110
‫تو هم همین‌طور.

18:08.110 --> 18:12.510
‫به نظر میاد با جفت زنات صمیمی هستی،
‫ولی بهتره با هم مقایسه‌شون نکنی.

18:12.510 --> 18:15.530
‫اوه، درسته. حتما آویزه‌ی گوشم می‌کنم.

18:15.530 --> 18:16.900
‫عالیه!

18:18.280 --> 18:19.410
‫می‌بینمت!

18:29.840 --> 18:33.840
‫می‌گم، رودی... اشکال نداشت گذاشتی همین‌طوری بره؟

18:33.840 --> 18:35.220
‫منظورت چیه؟

18:35.640 --> 18:39.600
‫قبلاً از اون دختره خوشت میومد، نه؟

18:40.470 --> 18:43.760
‫فکر نکنم... این‌طوری باشه.

18:44.240 --> 18:48.220
‫چون خیلی خام بودم، یکم گیج شده بودم.

18:49.760 --> 18:50.930
‫جــدی؟

18:53.480 --> 18:56.400
‫خب پس بگو... کلاً از چه‌جور دخترایی خوشت میاد؟

18:57.520 --> 19:00.180
‫مــ ــ منم دوست دارم بدونم!

19:02.750 --> 19:04.360
‫بذار ببینم...

19:04.830 --> 19:10.060
‫به‌نظرم عاشق دخترایی می‌شم که وقتی تو بد وضعیتی‌ام نجاتم می‌دن.

19:10.370 --> 19:12.030
‫پس...

19:13.930 --> 19:15.260
‫بگو ببینم، رودی،

19:15.260 --> 19:18.130
‫یعنی ما برات خاصیم؟

19:18.130 --> 19:21.010
‫آره. جفت‌تون خاصین.

19:22.690 --> 19:27.010
‫دخترای خاصی که وقتی واقعاً نیاز دارم نجاتم می‌دن خیلی کمیابن.

19:27.860 --> 19:31.830
‫پس نیاز نیست نگران باشی، سیلفی.

19:31.830 --> 19:34.270
‫دیگه با هیچ زن دیگه‌ای ازدواج نمی‌کنم.

19:34.740 --> 19:35.840
‫قول می‌دم.

19:36.300 --> 19:38.950
‫ممنون. ولی می‌دونی، رودی...

19:38.950 --> 19:44.910
‫اگه کسی برات خاصه و اونم حس می‌کنه تو براش خاصی،

19:44.910 --> 19:47.720
‫با دو سه نفر این‌طوری مشکلی ندارم.

19:48.190 --> 19:49.400
‫خاص...

19:52.300 --> 19:54.380
‫اون ولم کرد.

19:54.840 --> 19:59.910
‫ولی رویجرد یه‌بار بهم گفت که حتماً یه سوءتفاهمی شده.

20:02.500 --> 20:03.740
‫سیلفی.

20:04.190 --> 20:06.010
‫مطمئن نیستم...

20:06.430 --> 20:09.380
‫ولی ممکنه دوباره بزنم زیر قولم.

20:10.740 --> 20:11.850
‫اشکالی نداره.

20:13.020 --> 20:17.360
‫ولی وقتی این کارو کردی، بهتره بیاریش پیش ما.

20:17.360 --> 20:23.430
‫نمی‌تونم تحمل کنم یکی وقتی حتی دوستت نداره بخواد باهات ازدواج کنه.

20:23.430 --> 20:24.400
‫حتماً.

20:24.750 --> 20:26.660
‫اینو بهم قول بده.

20:26.660 --> 20:32.760
‫اگه پشت سرم با یکی بریزی رو هم و یهو بخوای ‫با یه بچه غافلگیرم کنی...

20:32.760 --> 20:34.130
‫حتی منم یه تحملی دارم.

20:34.130 --> 20:35.670
‫ا ــ البته.

20:37.270 --> 20:42.600
‫خب پس، مشتاقم ببینم دفعه‌ی بعدی چه جور دختری میاری خونه.

20:44.660 --> 20:48.800
‫مهارت شما همین الانشم از سطح یه قدیس شمشیر بالاتره.

20:48.800 --> 20:52.810
‫فکر کنم وقتشه اولین پادشاه شمشیر بعد از گیلین رو انتخاب کنم.

20:52.810 --> 20:54.630
‫ولی اول، یه سوال دارم.

20:54.630 --> 20:58.010
‫تیغه‌ی نور تکنیک نهایی سبک خدای شمشیره.

20:58.010 --> 21:01.620
‫اما بازم کسایی که یادش گرفتن رو رتبه‌بندی می‌کنیم.

21:01.620 --> 21:06.100
‫قدیس‌ شمشیر، پادشاه شمشیر، امپراتورهای شمشیر و خدای شمشیر.

21:06.460 --> 21:08.850
‫به‌نظرت چی اینا رو از هم متمایز می‌کنه، جینو.

21:09.550 --> 21:14.340
‫هرچیزی جز تکنیک. مثلاً حرکات پا، قدرت بدنی یا...

21:14.340 --> 21:16.910
‫شــ ــ شاید کیفیت سلاح‌هاشون؟

21:16.370 --> 21:17.700
‫سلاح‌هاشون؟!

21:17.900 --> 21:19.730
‫چند ساله داری تمرین می‌کنی؟!

21:19.730 --> 21:21.800
‫عــ ــ عذر می‌خوام!

21:21.800 --> 21:24.340
‫شاید هنوز برای فهمیدنش خیلی جوونی.

21:24.340 --> 21:25.650
‫خب، بی‌خیال.

21:25.650 --> 21:28.790
‫ حتی اگه ندونی چرا، قوی‌ها هنوزم قوی‌ان.

21:28.790 --> 21:31.470
‫خیلی‌خب، نینا. بذار جواب تو رو بشنویم.

21:32.240 --> 21:33.970
‫خواسته‌ست؟

21:33.970 --> 21:37.890
‫هـــــه! انگار این چندوقت طرزفکرت مثل پسرا شده.

21:38.220 --> 21:42.000
‫پس این «خواسته‌»ـت تا کجا می‌تونه ببرتت؟

21:42.000 --> 21:44.050
‫یعنی چی؟

21:44.050 --> 21:45.440
‫برای مثال،

21:45.440 --> 21:50.410
‫فرض کن بهت بگم بین ازدواج با جینو
‫و پادشاه شمشیر شدن یکیو انتخاب کن.

21:50.410 --> 21:51.530
‫کدومو انتخاب می‌کنی؟

21:53.540 --> 21:55.290
‫پادشاه شمشیر شدن رو انتخاب می‌کنم.

21:56.230 --> 21:58.810
‫می‌بینم مثل همیشه تو دنیای خودت زندگی می‌کنی.

21:59.230 --> 22:01.380
‫خب، اریس. تو چی؟

22:01.840 --> 22:02.870
‫عزم.

22:02.870 --> 22:06.050
‫عزم؟ فکر نکنم این باشه ها.

22:06.300 --> 22:09.050
‫اتفاقاً هست. عزمه.

22:09.280 --> 22:12.130
‫پس اگه پادشاه شمشیر نشدی هم برات مهم نیست؟

22:12.130 --> 22:14.060
‫اون‌قدرا هم اهمیتی نداره.

22:14.060 --> 22:16.100
‫مگه نمی‌خوای قوی‌تر بشی؟

22:16.100 --> 22:17.850
‫چرا، می‌خوام.

22:18.180 --> 22:20.900
‫اما مگه مهمه بقیه با چه اسمی صدات می‌کنن؟

22:22.070 --> 22:24.440
‫خب. اریس و نینا.

22:24.740 --> 22:28.180
‫هرکدوم‌تون برنده بشه پادشاه شمشیر می‌شه!

22:30.760 --> 22:34.430
‫یاد روز اولی که اومدی این‌جا افتادم.

22:34.430 --> 22:35.830
‫آره، منم.

22:35.830 --> 22:37.570
‫امروز من برنده می‌شم.

22:43.360 --> 22:44.840
‫رودئوس...

22:44.860 --> 22:51.860
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

22:51.890 --> 22:58.890
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:59.110 --> 23:00.980
‫تا کی می‌خواین زل بزنین به هم؟

23:08.320 --> 23:09.360
‫کافیه!

23:14.360 --> 23:16.190
‫حرصت در اومده، نینا؟

23:16.870 --> 23:18.080
‫بله.

23:18.080 --> 23:19.790
‫تو هنوز جای رشد داری.

23:20.050 --> 23:21.110
‫نهایت استفاده رو ازش ببر.

23:22.560 --> 23:24.480
‫بله، پدر...

23:26.480 --> 23:28.050
‫کارت عالی بود، اریس.

23:28.750 --> 23:31.340
‫بهت لقب پادشاه شمشیر رو اعطا می‌کنم!

23:32.050 --> 23:35.050
‫قسمت ۶
فاجعه‌ای دیگر در خانه؟

23:35.050 --> 23:40.130
قسمت بعد

23:35.050 --> 23:40.130
فـــاز چــهــارم
