1
00:00:09,930 --> 00:00:12,620
‫کلیف، منم رودئوس.

2
00:00:13,440 --> 00:00:16,400
‫بیا تو. در قفل نیست.

3
00:00:24,890 --> 00:00:26,540
‫خودت تنهایی؟

4
00:00:26,540 --> 00:00:30,680
‫آره، کلیف داره برای عروسی آماده می‌شه.

5
00:00:31,100 --> 00:00:36,770
‫وقتی داشتیم می‌رفتیم سمت بگاريت، کلیف از الینالیزه خواستگاری کرد.

6
00:00:37,140 --> 00:00:40,000
‫درسته. دارن باهم ازدواج می‌کنن.

7
00:00:40,640 --> 00:00:43,420
‫به‌هر‌حال، مبارک باشه.

8
00:00:45,030 --> 00:00:47,360
‫چیزی ذهنتو درگیر کرده؟

9
00:00:47,360 --> 00:00:52,440
‫کلیف این‌روزا این‌قدر سرش شلوغه که فقط
‫سه‌روزی یه‌بار می‌تونم راضیش کنم ترتیبمو بده.

10
00:00:53,230 --> 00:00:57,290
‫ولی وقتی خونه‌ی عاشقونه‌تون آماده بشه،
‫شرط می‌بندم تا یه هفته ازش بیرون نمیای.

11
00:00:58,290 --> 00:01:00,810
‫چقدر که بهت حسودیم می‌شه، رودئوس.

12
00:01:00,810 --> 00:01:04,140
‫آخه تو داری همزمان با سیلفی و روکسی می‌خوابی.

13
00:01:04,140 --> 00:01:05,540
‫اوه، نه، نه، نه!

14
00:01:05,540 --> 00:01:07,680
‫سه‌تایی باهم که کاری نمی‌کنیم.

15
00:01:07,680 --> 00:01:10,300
‫عـه‌وا، نمی‌کنین؟

16
00:01:10,300 --> 00:01:13,800
‫گروهی انجام دادنشم بدجوری حال می‌ده ها.

17
00:01:13,800 --> 00:01:16,000
‫باید حداقل یه‌بار امتحانش کنی.

18
00:01:17,500 --> 00:01:20,500
‫وایسا! این کار شیطونه که داره توی گوشِت می‌خونه!

19
00:01:20,500 --> 00:01:24,820
‫فقط کافیه همچین پیشنهادی مطرح کنی
‫تا ببینی چطوری جفت رابطه‌هات به باد فنا می‌ره!

20
00:01:25,230 --> 00:01:26,920
‫به حرفش گوش نکن، رودئوس!

21
00:01:26,920 --> 00:01:28,320
‫دور شو، ای مارا!

22
00:01:28,320 --> 00:01:29,520
‫اگه دلت می‌خواد،

23
00:01:29,520 --> 00:01:33,940
‫خودم بدم نمیاد با اون دوتا یکم برات زمینه‌سازی کنم.

24
00:01:34,150 --> 00:01:36,440
‫لطفاً این کارو بکنین، الینالیزهه‌ی کبیر!

25
00:01:36,440 --> 00:01:37,830
‫عـه‌وا، عـه‌وا.

26
00:01:37,830 --> 00:01:41,490
‫ولی اون‌وقت این کار چه سودی به حال من داره؟

27
00:01:43,100 --> 00:01:47,230
‫چه کاری... از دست این بنده‌ی حقیر برمیاد؟

28
00:01:47,680 --> 00:01:52,290
‫شنیدم یه داروی محرک جنسی
‫خیلی باارزش توی پادشاهی آسورا هست.

29
00:01:52,290 --> 00:01:55,390
‫اصلاً نیازی هم بهش داری، الینالیزهه؟

30
00:01:55,390 --> 00:02:00,180
‫دلم می‌خواد کلیف حداقل توی شب
‫عروسیمون عین وحشی‌ها بیفته به جونم.

31
00:02:01,760 --> 00:02:05,340
‫حله. هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم تا برات گیرش بیارم.

32
00:02:06,370 --> 00:02:10,480
‫وقتی تصور می‌کنم کلیف به‌خاطر اون دارو کنترلشو از دست می‌ده...

33
00:02:23,240 --> 00:02:26,170
‫آیا جنابعالی؛ کلیف گریمور...

34
00:02:26,170 --> 00:02:31,390
‫عهد می‌بندید تا زمانی که زنده هستید،
‫فقط به الینالیزهه دراگون‌رود عشق بورزید؟

35
00:02:31,390 --> 00:02:34,630
‫عهد می‌بندم تا روزی که زنده‌ام عاشق الینالیزه باشم.

36
00:02:34,860 --> 00:02:38,120
‫آیا شما بانو؛ الینالیزه دراگون‌رود،

37
00:02:38,120 --> 00:02:42,500
‫عهد می‌بندید تا زمانی که زنده هستید،
‫فقط به کلیف گریمور عشق بورزید؟

38
00:02:42,500 --> 00:02:46,350
‫عهد می‌بندم تا وقتی که جون در بدن دارم عاشق کلیف باشم.

39
00:02:48,750 --> 00:02:52,950
‫خیلی‌خب، پس اجازه بدیم شوهر گردنبد میلیس رو تقدیم همسرش کنه.

40
00:02:54,610 --> 00:02:56,840
‫لیزه، اگه می‌شه یکم خم شو.

41
00:02:56,840 --> 00:02:58,750
‫عــه‌وا. ببخشید.

42
00:03:02,190 --> 00:03:05,550
‫اجازه بدیم همسر برای محکم‌کردن عهدشون بوسه‌ای تقدیم شوهرش کنه.

43
00:03:05,550 --> 00:03:06,470
‫با کمال میل.

44
00:03:18,560 --> 00:03:19,840
‫پروردگارا!

45
00:03:19,840 --> 00:03:25,360
‫به این دو، عشقی ابدی و سعادتی جاودانه عطا فرما!

46
00:03:25,380 --> 00:03:40,380
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

47
00:03:41,490 --> 00:03:43,160
‫چقدر معرکه بود!

48
00:03:43,160 --> 00:03:45,660
‫الینالیزه‌خانوم خیلی خوشگل شده بود!

49
00:03:45,660 --> 00:03:47,530
‫دلم می‌خواد منم از اون لباسا بپوشم!

50
00:03:47,750 --> 00:03:51,930
‫به‌نظرتون همه‌ی دخترها رویای همچین چیزی رو دارن؟

51
00:03:51,930 --> 00:03:58,070
‫آره گمونم. ولی عروسی ما هم به نوبه‌ی خودش خودمونی و قشنگ بود.

52
00:03:58,070 --> 00:03:59,220
‫درسته.

53
00:04:06,810 --> 00:04:09,740
‫تو هم دلت می‌خواد یه عروسی بزرگ داشته باشی، روکسی؟

54
00:04:09,740 --> 00:04:10,730
‫نه.

55
00:04:11,270 --> 00:04:14,730
‫من و روکسی هیچ مراسمی نداشتیم.

56
00:04:14,730 --> 00:04:17,030
‫ظاهراً توی رسومات میگوردها همچین چیزی نیست.

57
00:04:17,280 --> 00:04:22,050
‫با این‌حال، شرط می‌بندم دیدن اون مراسم
‫باعث شد بالأخره دلش یکی بخواد.

58
00:04:22,360 --> 00:04:27,580
‫نیازی به مراسم ندارم، ولی خب... می‌دونی دیگه؟

59
00:04:38,230 --> 00:04:41,280
‫ببخشید. پیشونیت خیلی خوشگل بود.

60
00:04:41,280 --> 00:04:43,310
‫جـ ـ جدی می‌گی؟

61
00:04:44,410 --> 00:04:47,170
‫رودی... منم می‌خوام، منم می‌خوام.

62
00:04:52,560 --> 00:04:57,910
‫داداش، می‌شه جلوی جمع دست از این کارا برداری؟

63
00:04:57,910 --> 00:04:59,950
‫چی‌کارت کنم تو رو؟

64
00:05:00,800 --> 00:05:03,700
‫چــی! ولم کن ببینم!

65
00:05:07,140 --> 00:05:11,660
‫از دست تو. چطور می‌تونی این‌قدر بی‌حیا باشی، داداش؟

66
00:05:11,660 --> 00:05:12,660
‫آیشا.

67
00:05:14,130 --> 00:05:15,780
‫داداشی!

68
00:05:18,330 --> 00:05:21,710
‫آیشا، پاهات رو دورشون حلقه نکن.

69
00:05:21,710 --> 00:05:22,960
‫چـــشـــم.

70
00:05:22,960 --> 00:05:26,600
‫خدایا. یعنی دیگه یازده سالت شده.

71
00:05:26,600 --> 00:05:29,750
‫کاش یاد می‌گرفتی مثل یه خانم باوقار حواست به رفتارت باشه.

72
00:05:29,750 --> 00:05:32,220
‫طوری نیست حالا. همه‌مون از یه خانواده‌ایم.

73
00:05:32,540 --> 00:05:34,610
‫وایسا ببینم. یازده؟

74
00:05:34,610 --> 00:05:37,470
‫داداشی منو بوسم کرد.

75
00:05:34,950 --> 00:05:39,660
‫من این‌طور فکر می‌کنم یا واقعاً هیچ‌کس تولد
‫پنج سالگی و ده سالگی‌شون رو جشن نگرفت؟

76
00:05:37,470 --> 00:05:39,660
‫ارزونیت باشه.

77
00:05:40,350 --> 00:05:44,570
‫شک دارم پائول وسط اون مکافاتِ
‫تله‌پورت دسته‌جمعی اصلاً فرصتشو پیدا کرده باشه.

78
00:05:45,110 --> 00:05:48,650
‫وقتی برگشتیم خونه، باید با حضور همه یه مهمونی گنده راه بندازیم.

79
00:05:49,600 --> 00:05:51,280
‫خیلی‌خب. اینم از این.

80
00:05:51,820 --> 00:05:53,460
‫می‌خوام یه مهمونی راه بندازم.

81
00:06:03,100 --> 00:06:06,400
‫این موقع از سال، شهر همیشه خیلی پرجنب‌وجوشه.

82
00:06:06,400 --> 00:06:10,300
‫آره. کلی آدم جورواجور برای جشنواره‌ی برداشت محصول میان این‌جا.

83
00:06:10,590 --> 00:06:13,780
‫بهترین فرصت برای گیرآوردن جنس‌‌های مرغوب بقیه‌ی کشورهاست.

84
00:06:13,780 --> 00:06:15,980
‫جون می‌ده برای پیدا کردن کادو.

85
00:06:15,980 --> 00:06:18,280
‫شرط می‌بندم جفتشون غافلگیر می‌شن.

86
00:06:18,530 --> 00:06:21,570
‫به محض اینکه تصمیم گرفتم برای
‫خواهرام یه مهمونی سورپرایز ترتیب بدم،

87
00:06:21,570 --> 00:06:24,840
‫اولین کاری که کردم این بود که
‫سیلفی و روکسی رو وارد ماجرا کردم.

88
00:06:24,840 --> 00:06:29,530
‫ولی این تنها دلیلی نیست که
‫امروز زدیم بیرون و اومدیم توی شهر.

89
00:06:29,880 --> 00:06:32,740
‫همون‌طور که قول دادم، زمینه‌سازی رو برات انجام دادم.

90
00:06:34,860 --> 00:06:37,720
‫رودی؟ رودی؟

91
00:06:38,130 --> 00:06:39,350
‫حالت خوبه؟

92
00:06:39,350 --> 00:06:43,340
‫آب از لب و لوچه‌ت راه افتاده. هنوز هیچی نشده گرسنه‌ت شد؟

93
00:06:43,340 --> 00:06:46,880
‫ای وای، ای وای. گذاشتم فانتزیام بهم غلبه کنن.

94
00:06:46,880 --> 00:06:49,870
‫اول سر حوصله کادوهای نورن و آیشا رو انتخاب می‌کنم.

95
00:06:49,870 --> 00:06:52,290
‫حواسمم هست که اون دوتا از قرارمون حسابی لذت ببرن.

96
00:06:52,290 --> 00:06:53,840
‫جفتش مهمه.

97
00:06:53,840 --> 00:06:57,350
‫ببخشید. فکر کنم یه لحظه حواسم پرت شد و دهنم باز موند.

98
00:06:57,350 --> 00:06:59,220
‫خب خب، منتظر چی هستیم؟

99
00:07:01,600 --> 00:07:08,140
‫این قابلمه‌ که وقتی بهش مانا می‌دی محتویاتش رو
‫منجمد می‌کنه، شاید برای آیشا جان خوب باشه.

100
00:07:08,140 --> 00:07:11,850
‫به‌نظرم آیشا کوچولو از چیزای ناز بیشتر خوشش میاد.

101
00:07:11,850 --> 00:07:13,460
‫اوه، نکته‌ی خوبی بود.

102
00:07:13,460 --> 00:07:17,120
‫راستی تا یادم نرفته، به نظرت
‫نورن کوچولو از چی ممکنه خوشش بیاد؟

103
00:07:17,390 --> 00:07:20,150
‫نورن، ها؟ نمی‌دونم والا.

104
00:07:20,150 --> 00:07:25,370
‫به‌نظر میاد از همون چیزایی که پسرها دوست دارن
‫خوشش میاد. زره، شمشیر، اسب و این‌جور چیزها

105
00:07:25,630 --> 00:07:27,870
‫عــــه؟ تعجب کردم اینو می‌دونستی.

106
00:07:28,120 --> 00:07:31,760
‫آخه... دلم می‌خواد باهاش دوست بشم.

107
00:07:33,500 --> 00:07:34,910
‫هـــــــوم...

108
00:08:07,180 --> 00:08:10,540
‫ببخشید... که مجبورتون کردم به‌جز
‫بقیه‌ی کارها به انتخاب لباس منم کمک کنین.

109
00:08:10,540 --> 00:08:14,040
‫این حرف‌ها چیه. به منم خیلی خوش گذشت اتفاقاً.

110
00:08:14,630 --> 00:08:16,500
‫به‌نظرتون دیگه وقت شام نرسیده؟

111
00:08:17,740 --> 00:08:20,600
‫راستش رو بخواین، از قبل یه‌جا میز رزرو کردم.

112
00:08:24,090 --> 00:08:25,900
‫این‌جا رو می‌شناسم.

113
00:08:25,900 --> 00:08:28,400
‫مادربزرگم در موردش بهم گفته بود.

114
00:08:28,400 --> 00:08:32,660
‫می‌گفت اگه یه‌وقت با هم دعوامون شد، بیایم این‌جا و آشتی کنیم.

115
00:08:32,660 --> 00:08:35,310
‫عـــه... به تو هم گفت، سیلفی؟

116
00:08:35,310 --> 00:08:37,250
‫آخه الینالیزه به منم گفت...

117
00:08:37,660 --> 00:08:39,370
‫که رودی ممکنه تو و سیلفی رو...

118
00:08:39,370 --> 00:08:42,380
‫یه‌وقت به این مسافرخونه دعوت کنه.

119
00:08:42,820 --> 00:08:44,130
‫پس واقعاً...

120
00:08:44,420 --> 00:08:45,170
‫این...

121
00:08:45,590 --> 00:08:46,760
‫چـ ـ چیزه...

122
00:08:48,890 --> 00:08:50,630
‫پس که این‌طور.

123
00:08:51,630 --> 00:08:53,820
‫شهوت‌پرستی رودی هیچ حد و مرزی نداره.

124
00:08:53,820 --> 00:08:56,280
‫مهم نیست پشتم چی می‌گن.

125
00:08:56,280 --> 00:08:59,890
‫الینالیزه‌ی کبیر از قبل بذرش رو کاشته!

126
00:08:59,890 --> 00:09:03,650
‫اوه، ولی اگه شب رو این‌جا بمونیم،
‫پس تکلیف لوسی چی می‌شه؟

127
00:09:03,650 --> 00:09:06,910
‫نگران نباش. از لیلیا خواستم مراقبش باشه.

128
00:09:06,910 --> 00:09:08,460
‫به همین راحتی؟

129
00:09:08,460 --> 00:09:12,030
‫خب... می‌دونم اگه پیش لیلیا باشه هیچ جای نگرانی‌ای نیست.

130
00:09:12,030 --> 00:09:17,150
‫سیلفی احتمالاً از این ایده که جفتمون
‫شب رو خونه نباشیم خوشش نمیاد.

131
00:09:17,150 --> 00:09:18,910
‫خودمم می‌دونم نباید چنین کاری کنم.

132
00:09:18,910 --> 00:09:22,570
‫ولی... اوهوم... هیچ بهونه‌ای نمیارم.

133
00:09:23,020 --> 00:09:27,190
‫ببخشید، لوسی... پدرت رو ببخش که تسلیم هوس‌هاش شد.

134
00:09:28,420 --> 00:09:30,710
‫خیلی‌خب... گوش کنین.

135
00:09:30,710 --> 00:09:31,680
‫بله؟

136
00:09:30,710 --> 00:09:32,080
‫چی شده؟

137
00:09:34,970 --> 00:09:36,060
‫راستش...

138
00:09:36,560 --> 00:09:36,970
‫هــه...

139
00:09:37,810 --> 00:09:38,470
‫یه اتاق...

140
00:09:39,310 --> 00:09:40,420
‫واسه خودمون گرفتم.

141
00:09:40,420 --> 00:09:43,310
‫این جمله‌ایه که همیشه دلم می‌خواست
‫حداقل یه‌بار توی زندگیم بگم.

142
00:09:46,600 --> 00:09:47,680
‫اوهوم.

143
00:09:48,060 --> 00:09:51,590
‫چیزه... روکسی، می‌دونم قبلاً هم این حرفو زدم،

144
00:09:51,590 --> 00:09:53,980
‫ولی مشکلی نداری که باهم انجامش بدیم، نه؟

145
00:09:53,980 --> 00:09:56,790
‫نه. کاملاً آمادگیش رو دارم.

146
00:09:56,790 --> 00:09:58,510
‫لطفاً بهم سخت نگیرین.

147
00:10:07,350 --> 00:10:10,410
‫این احتمالاً بهترین شب زندگیم می‌شه.

148
00:10:18,770 --> 00:10:21,710
‫امروز روزِ مهمونی سورپرایز تولده.

149
00:10:22,230 --> 00:10:24,600
‫کلی چیز هست که باید آماده کنیم،

150
00:10:24,600 --> 00:10:28,910
‫ولی اول باید به یه بهونه‌ای جفت خواهرام رو از خونه بیرون کنیم.

151
00:10:47,230 --> 00:10:49,130
‫عــــا، این‌جا بودین پس.

152
00:10:49,130 --> 00:10:51,080
‫روکسی، نورن، آیشا.

153
00:10:51,080 --> 00:10:54,120
‫یه صحبتی باهاتون داشتم. یه لحظه میاین؟

154
00:10:54,120 --> 00:10:55,580
‫صحبت در مورد چی؟

155
00:10:55,580 --> 00:10:58,300
‫خیلی‌خب. باهات میایم.

156
00:10:59,020 --> 00:11:01,510
‫ارباب رودئوس دارن دعوت‌تون می‌کنن بیرون.

157
00:11:01,510 --> 00:11:03,720
‫آیشا، همراه‌شون برو.

158
00:11:14,680 --> 00:11:16,070
‫ماهی‌گیری؟

159
00:11:16,070 --> 00:11:19,810
‫آره. خوراک اینه که همدیگه رو بهتر بشناسیم، مگه نه؟

160
00:11:22,910 --> 00:11:26,450
‫نورن هنوز با روکسی سرد و سرسنگین رفتار می‌کنه.

161
00:11:26,450 --> 00:11:28,860
‫روکسی هم گفت که می‌خواد باهاش دوست بشه،

162
00:11:29,240 --> 00:11:32,020
‫برای همین امیدوارم این‌طوری به هم نزدیک‌تر بشن.

163
00:11:35,710 --> 00:11:38,810
‫من تاحالا ماهی‌گیری نکردم.

164
00:11:38,810 --> 00:11:40,480
‫منم! منم!

165
00:11:40,920 --> 00:11:44,190
‫برای همین همیشه می‌خواستم امتحانش کنم!

166
00:11:46,810 --> 00:11:50,890
‫داداشی، بیا مسابقه بدیم ببینیم کی بیشتر می‌تونه بگیره!

167
00:11:50,890 --> 00:11:52,930
‫بــ ــ باشه! من که پایه‌م.

168
00:11:52,930 --> 00:11:56,710
‫چطوره بازنده مجبور باشه به یه حرف برنده گوش بده؟

169
00:11:56,710 --> 00:11:57,720
‫حله!

170
00:12:01,680 --> 00:12:04,900
‫عه، داداش! اینو چی‌کار کنم؟

171
00:12:06,650 --> 00:12:08,500
‫منم نمی‌دونم.

172
00:12:08,500 --> 00:12:11,120
‫به‌هرحال، تو عمرم یه بارم ماهی نگرفتم.

173
00:12:12,890 --> 00:12:13,980
‫می‌گم...

174
00:12:17,210 --> 00:12:19,380
‫می‌خوای من بهت یاد بدم؟

175
00:12:21,910 --> 00:12:23,760
‫بله لطفاً.

176
00:12:25,750 --> 00:12:29,200
‫بدون اینکه کرم رو پاره کنی، بزنش سر قلاب.

177
00:12:30,070 --> 00:12:34,210
‫فکر کنم بهتره از این‌جا قلاب رو بندازیم تو رود اون‌طرف. زیر اون درختا.

178
00:12:34,860 --> 00:12:36,500
‫به‌نظرت از پسش برمیای؟

179
00:12:36,500 --> 00:12:38,070
‫سعی‌مو می‌کنم.

180
00:12:47,730 --> 00:12:49,540
‫کارت خوبه.

181
00:12:49,540 --> 00:12:51,470
‫لطف دارین.

182
00:12:55,700 --> 00:12:57,460
‫چقدر بهش عادت دارین.

183
00:12:57,460 --> 00:13:03,330
‫وقتی تنها سفر می‌کردم، تا جایی که می‌شد باید خودم غذامو جور می‌کردم.

184
00:13:11,230 --> 00:13:12,550
‫راستی...

185
00:13:12,550 --> 00:13:16,930
‫موقعی که با آقای رویجرد سفر می‌کردیم برامون ماهی می‌گرفتن.

186
00:13:16,930 --> 00:13:18,360
‫اونم ماهی‌گیری می‌کنه؟

187
00:13:18,360 --> 00:13:24,640
‫نه. نیزه‌شون رو می‌زدن تو آب و سه‌تا ماهی به سیخ می‌کشیدن.

188
00:13:25,650 --> 00:13:28,530
‫اوه، نورن جان، یه ماهی گرفتی.

189
00:13:29,300 --> 00:13:30,310
‫سعی کن قلابو بکشی.

190
00:13:30,310 --> 00:13:31,200
‫بــ‌ ــ باشه!

191
00:13:36,110 --> 00:13:37,930
‫درسته. همین‌طوری.

192
00:13:37,930 --> 00:13:39,040
‫بکش! بکش!

193
00:13:39,040 --> 00:13:41,550
‫تو می‌تونی. زیاد زور نزن.

194
00:13:49,980 --> 00:13:53,080
‫تــ ــ تونستم! یه ماهی گرفتم!

195
00:13:53,080 --> 00:13:54,340
‫اولین ماهیم رو گرفتم!

196
00:13:54,660 --> 00:13:57,350
‫عالیه! چقدر گنده‌ست!

197
00:13:58,170 --> 00:14:01,250
‫بالأخره دیر یا زود باهم صمیمی می‌شدن.

198
00:14:01,250 --> 00:14:02,270
‫گرفتم!

199
00:14:02,780 --> 00:14:04,740
‫این شد سومی!

200
00:14:10,390 --> 00:14:14,100
‫داداشی، انگار خیلی اوضاع به کامت نیست.

201
00:14:14,100 --> 00:14:16,060
‫خدا بد نده چیزی شده؟

202
00:14:16,060 --> 00:14:17,700
‫چطور ممکنه این‌طوری بشه؟

203
00:14:17,700 --> 00:14:19,500
‫یعنی ازت چی بخوام؟

204
00:14:19,500 --> 00:14:22,990
‫چطوره بگم کل شب تو گوشم زمزمه کنی «آیشا تو نازترینی»،

205
00:14:22,990 --> 00:14:25,760
‫تــــازه... تا خود صبحم بغلم کنی؟

206
00:14:26,090 --> 00:14:29,160
‫والا اگه همه‌ش همینه که مشکلی ندارم.

207
00:14:29,160 --> 00:14:33,940
‫ولی وایسا. بهتره نشونش بده داداشش
‫چی ازش بر میاد و تحت تأثیر قرارش بدم.

208
00:14:35,120 --> 00:14:37,560
‫فــــــــــــیــــــــــــــش!

209
00:14:38,140 --> 00:14:39,650
‫ایول! یه گنده‌شوــــ

210
00:14:42,660 --> 00:14:44,270
‫داداشی...

211
00:14:44,270 --> 00:14:47,900
‫تمیز نگه داشتن محل ماهی‌گیری هم وظیفه‌ی یه ماهی‌گیره.

212
00:14:48,450 --> 00:14:51,160
‫آیشا، می‌خوام جدی شم.

213
00:14:51,160 --> 00:14:53,540
‫نه که تا الان نبودی.

214
00:14:53,540 --> 00:14:55,080
‫بشین و ببین.

215
00:15:02,560 --> 00:15:03,840
‫اون...

216
00:15:03,840 --> 00:15:08,720
‫از وقتی جادوی صاعقه رو از روکسی یاد گرفتم باهاش کلی آزمایش کردم.

217
00:15:09,030 --> 00:15:11,860
‫چیزی که تو این جادو مهمه فشرده‌سازیه.

218
00:15:11,860 --> 00:15:14,820
‫کلی مانا تو آسمون پخش می‌کنی تا ابر تولید کنی،

219
00:15:14,820 --> 00:15:17,430
‫بعد فشرده‌شون می‌کنی تا رعدوبرق به وجود بیاری.

220
00:15:17,970 --> 00:15:20,940
‫ولی اگه اندازه‌ی ابرا رو از همون اولش تحت کنترل داشته باشم،

221
00:15:20,940 --> 00:15:24,060
‫می‌تونم یه صاعقه‌ی ضعیف‌تر آزاد کنم.

222
00:15:24,730 --> 00:15:25,850
‫اسمشو می‌ذارم...

223
00:15:26,560 --> 00:15:27,900
‫الکتریک!

224
00:15:37,940 --> 00:15:40,970
‫چطور بود؟! این‌طوری دیگه داداشیت برنده شد!

225
00:15:41,290 --> 00:15:43,700
‫داداشی، جادوگری جرزنیه!

226
00:15:43,700 --> 00:15:44,860
‫داداش...

227
00:15:44,860 --> 00:15:47,740
‫رودی، یعنی بزرگ شدی ولی عین بچه‌ها می‌مونی.

228
00:15:53,710 --> 00:15:56,680
‫ببینین! ببینین چقدر ماهی گرفتم!

229
00:15:56,680 --> 00:15:58,620
‫آبجی نورن، تو چی؟

230
00:15:59,510 --> 00:16:03,390
‫از آبجی روکسی یادم گرفتم و یه ماهی به این بزرگی گرفتم!

231
00:16:05,880 --> 00:16:08,540
‫آبجی روکسی، این‌بار به منم یاد بده!

232
00:16:08,540 --> 00:16:11,840
‫نــــخـــیــــرم. تو که بیشتر ماهی گرفتی، آیشا.

233
00:16:11,840 --> 00:16:14,860
‫آبجی روکسی باید بازم به من یاد بده!

234
00:16:15,250 --> 00:16:17,780
‫بچه‌ها... سر من دعوا نکنین.

235
00:16:17,780 --> 00:16:19,890
‫به دوتاتون یاد می‌دم.

236
00:16:21,210 --> 00:16:22,950
‫ما اومدیم!

237
00:16:25,900 --> 00:16:27,760
‫تولدتون مبارک!

238
00:16:30,140 --> 00:16:31,880
‫تولدتون مبارک.

239
00:16:30,140 --> 00:16:31,270
‫تولدتون مبارک.

240
00:16:32,170 --> 00:16:35,770
‫چیزه... ولی ما که یازده‌ سالمونه.

241
00:16:35,770 --> 00:16:39,920
‫می‌دونیم. ولی وقتی ده سال‌تون شد نتونستیم براتون تولد بگیریم.

242
00:16:39,920 --> 00:16:44,070
‫برای همین رودی گفت اشکالش چیه یه سال دیر بشه؟

243
00:16:44,070 --> 00:16:45,890
‫داداشی اینو گفت؟

244
00:16:45,890 --> 00:16:47,720
‫خب، برین تو.

245
00:16:55,500 --> 00:16:56,580
‫ا ــ اهم.

246
00:16:57,110 --> 00:17:00,140
‫بچه‌ها، همگی نوشیدنی‌هاتون آماده‌ست؟

247
00:17:01,440 --> 00:17:04,120
‫از حادثه‌ی تله‌پورت دسته‌جمعی فیتوآ هفت سال می‌گذره.

248
00:17:04,510 --> 00:17:07,670
‫مدت زیادی گذشته اما بالأخره همه‌مون دوباره دورهم جمع شدیم.

249
00:17:08,420 --> 00:17:12,500
‫بابا دیگه بین‌مون نیست و نمی‌دونیم مامان دوباره مثل قبل می‌شه یا نه.

250
00:17:13,160 --> 00:17:17,680
‫ولی نمی‌شه که تا ابد عزادار باشیم... بابا هم قطعاً‌ همچین چیزی نمی‌خواد.

251
00:17:18,390 --> 00:17:23,080
‫برای همین فکر می‌کنم من... ما، باید لبخند بزنیم.

252
00:17:23,630 --> 00:17:26,220
‫وقتی بابا رو تو بگاریت دیدم،

253
00:17:26,220 --> 00:17:29,680
‫بهش قول دادم اگه همه‌مون برگشتیم پیش هم یه مهمونی بزرگ می‌گیریم.

254
00:17:32,060 --> 00:17:35,840
‫بیاین امروز همون‌طور که اون می‌خواست، شل بگیریم و لذت ببریم.

255
00:17:38,190 --> 00:17:39,300
‫به سلامتی!

256
00:17:39,580 --> 00:17:41,020
‫به سلامتی!

257
00:17:44,150 --> 00:17:46,670
‫بیاین... این از طرف رودی و ماست...

258
00:17:47,050 --> 00:17:48,290
‫هدیه‌های شماست.

259
00:17:48,870 --> 00:17:51,380
‫امیدواریم ازشون خوش‌تون بیاد.

260
00:17:51,960 --> 00:17:53,800
‫خیلی ممنونم.

261
00:18:01,300 --> 00:18:03,070
‫می‌شه بازش کنم؟!

262
00:18:03,070 --> 00:18:04,530
‫البته که می‌تونی.

263
00:18:19,980 --> 00:18:21,530
‫چه خوشگله!

264
00:18:21,530 --> 00:18:24,420
‫ببین آبجی نون! مال من پوتینه!

265
00:18:24,700 --> 00:18:28,150
‫دوتاتون کادوهای خوبی گرفتین.

266
00:18:28,470 --> 00:18:30,080
‫ببین، ببین مامان!

267
00:18:30,080 --> 00:18:31,300
‫یه کادو گرفتم!

268
00:18:31,300 --> 00:18:34,430
‫دفعه‌ی بعد که باهم رفتیم بیرون می‌پوشمش، باشه؟

269
00:18:41,790 --> 00:18:43,940
‫الان لبخند زد؟

270
00:18:46,880 --> 00:18:48,270
‫مامان...

271
00:18:57,390 --> 00:18:58,730
‫بانوی من...

272
00:18:59,290 --> 00:19:00,530
‫خیلی خوشحالم.

273
00:19:07,360 --> 00:19:10,880
‫این از طرف من و بانو برای شما دوتاست.

274
00:19:10,880 --> 00:19:13,370
‫ازتون ممنونم، خانم لیلیا.

275
00:19:13,720 --> 00:19:17,610
‫می‌گم، مامان، اشکال نداره منم کادو بگیرم؟

276
00:19:17,610 --> 00:19:20,040
‫نه، معلومه که نه.

277
00:19:20,040 --> 00:19:23,730
‫تو هم دختر ارباب پائولی.

278
00:19:26,170 --> 00:19:28,580
‫ممنونم، مامان.

279
00:19:31,760 --> 00:19:35,490
‫بانوی من... امیدوارم اوقات خوش بیشتری کنار هم بگذرونیم.

280
00:19:46,360 --> 00:19:48,020
‫ازتون خیلی ممنونم.

281
00:19:52,810 --> 00:19:53,960
‫روکسی.

282
00:19:57,590 --> 00:19:59,710
‫بله؟ چی شده؟

283
00:19:59,710 --> 00:20:02,640
‫بفرما. این از طرف مائه.

284
00:20:02,640 --> 00:20:05,470
‫ها؟ اوه، عه...

285
00:20:05,470 --> 00:20:06,610
‫برای چی؟

286
00:20:06,610 --> 00:20:08,260
‫کادوی عروسیه.

287
00:20:08,260 --> 00:20:11,110
‫روکسی، ازدواجت با رودی رو تبریک می‌گم.

288
00:20:11,110 --> 00:20:12,830
‫عه، چیزه..

289
00:20:12,830 --> 00:20:14,490
‫بیا. بازش کن.

290
00:20:22,110 --> 00:20:23,450
‫این...

291
00:20:23,980 --> 00:20:28,750
‫یادته بهت گفتم خیلی خوش‌شانسم؟

292
00:20:28,750 --> 00:20:29,870
‫بله.

293
00:20:29,870 --> 00:20:36,780
‫اگه با رودی آشنا نمی‌شدم، فکر نمی‌کنم الان زنده و این‌جا می‌بودم.

294
00:20:37,270 --> 00:20:38,830
‫داری پیازداغشو زیاد می‌کنی.

295
00:20:38,830 --> 00:20:40,380
‫نه بابا.

296
00:20:40,780 --> 00:20:44,260
‫آشنا شدن با رودی زندگیم رو عوض کرد.

297
00:20:44,660 --> 00:20:52,260
‫برای همین، خوشحالم کسی که زندگیش رو بهتر کرد هم عاشقشه.

298
00:20:54,500 --> 00:21:00,890
‫ولی اگه به خاطر من رودی نمی‌تونست
‫جواب احساساتش رو بده، چیزه... اون‌وقت منم...

299
00:21:01,730 --> 00:21:04,030
‫ای بابا، نمی‌تونم درست بیانش کنم.

300
00:21:06,340 --> 00:21:08,370
‫برای همین، روکسی،

301
00:21:09,500 --> 00:21:13,420
‫بیا ما هم مثل خانم زنیث و خانم لیلیا باشیم.

302
00:21:17,990 --> 00:21:20,830
‫خیلی... ممنونم.

303
00:21:23,460 --> 00:21:26,220
‫ما یه خانواده‌ی بزرگ، خوشحال و خندانیم.

304
00:21:26,940 --> 00:21:31,050
‫مطمئنم این چیزیه که پائول خواستارش بود.

305
00:21:38,220 --> 00:21:40,270
‫بلو بلو، باه!

306
00:21:39,230 --> 00:21:42,990
‫خب لوسی! بخند!

307
00:21:41,610 --> 00:21:44,100
‫آیشا، اون چه قیافه‌ایه؟

308
00:21:46,760 --> 00:21:50,570
‫رودئوس، تولد پنج‌ سالگیت مبارک!

309
00:21:46,760 --> 00:21:50,570
‫ارباب رودئوس، تولد پنج سالگی‌تون مبارک.

310
00:21:50,570 --> 00:21:52,360
‫خوب نشد، لوسی؟

311
00:21:52,360 --> 00:21:56,260
‫بیا وقتی ۱۵ ساله شدن، بازم مهمونی بگیریم.

312
00:21:53,480 --> 00:21:56,950
‫دالی!

313
00:21:57,520 --> 00:21:59,510
‫عه ببینین. خندید.

314
00:21:59,510 --> 00:22:00,600
‫لوسی!

315
00:22:00,600 --> 00:22:01,970
‫چه نازه!

316
00:22:01,960 --> 00:22:04,960
‫قسمت ۵

جـشـن گـرفـتـن

317
00:22:05,000 --> 00:22:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

318
00:23:34,970 --> 00:23:40,050
قسمت بعد

319
00:23:35,520 --> 00:23:40,050
‫فاجعه‌ای دیگر در خانه؟
