WEBVTT

00:09.930 --> 00:12.620
‫کلیف، منم رودئوس.

00:13.440 --> 00:16.400
‫بیا تو. در قفل نیست.

00:24.890 --> 00:26.540
‫خودت تنهایی؟

00:26.540 --> 00:30.680
‫آره، کلیف داره برای عروسی آماده می‌شه.

00:31.100 --> 00:36.770
‫وقتی داشتیم می‌رفتیم سمت بگاريت، کلیف از الینالیزه خواستگاری کرد.

00:37.140 --> 00:40.000
‫درسته. دارن باهم ازدواج می‌کنن.

00:40.640 --> 00:43.420
‫به‌هر‌حال، مبارک باشه.

00:45.030 --> 00:47.360
‫چیزی ذهنتو درگیر کرده؟

00:47.360 --> 00:52.440
‫کلیف این‌روزا این‌قدر سرش شلوغه که فقط
‫سه‌روزی یه‌بار می‌تونم راضیش کنم ترتیبمو بده.

00:53.230 --> 00:57.290
‫ولی وقتی خونه‌ی عاشقونه‌تون آماده بشه،
‫شرط می‌بندم تا یه هفته ازش بیرون نمیای.

00:58.290 --> 01:00.810
‫چقدر که بهت حسودیم می‌شه، رودئوس.

01:00.810 --> 01:04.140
‫آخه تو داری همزمان با سیلفی و روکسی می‌خوابی.

01:04.140 --> 01:05.540
‫اوه، نه، نه، نه!

01:05.540 --> 01:07.680
‫سه‌تایی باهم که کاری نمی‌کنیم.

01:07.680 --> 01:10.300
‫عـه‌وا، نمی‌کنین؟

01:10.300 --> 01:13.800
‫گروهی انجام دادنشم بدجوری حال می‌ده ها.

01:13.800 --> 01:16.000
‫باید حداقل یه‌بار امتحانش کنی.

01:17.500 --> 01:20.500
‫وایسا! این کار شیطونه که داره توی گوشِت می‌خونه!

01:20.500 --> 01:24.820
‫فقط کافیه همچین پیشنهادی مطرح کنی
‫تا ببینی چطوری جفت رابطه‌هات به باد فنا می‌ره!

01:25.230 --> 01:26.920
‫به حرفش گوش نکن، رودئوس!

01:26.920 --> 01:28.320
‫دور شو، ای مارا!

01:28.320 --> 01:29.520
‫اگه دلت می‌خواد،

01:29.520 --> 01:33.940
‫خودم بدم نمیاد با اون دوتا یکم برات زمینه‌سازی کنم.

01:34.150 --> 01:36.440
‫لطفاً این کارو بکنین، الینالیزهه‌ی کبیر!

01:36.440 --> 01:37.830
‫عـه‌وا، عـه‌وا.

01:37.830 --> 01:41.490
‫ولی اون‌وقت این کار چه سودی به حال من داره؟

01:43.100 --> 01:47.230
‫چه کاری... از دست این بنده‌ی حقیر برمیاد؟

01:47.680 --> 01:52.290
‫شنیدم یه داروی محرک جنسی
‫خیلی باارزش توی پادشاهی آسورا هست.

01:52.290 --> 01:55.390
‫اصلاً نیازی هم بهش داری، الینالیزهه؟

01:55.390 --> 02:00.180
‫دلم می‌خواد کلیف حداقل توی شب
‫عروسیمون عین وحشی‌ها بیفته به جونم.

02:01.760 --> 02:05.340
‫حله. هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم تا برات گیرش بیارم.

02:06.370 --> 02:10.480
‫وقتی تصور می‌کنم کلیف به‌خاطر اون دارو کنترلشو از دست می‌ده...

02:23.240 --> 02:26.170
‫آیا جنابعالی؛ کلیف گریمور...

02:26.170 --> 02:31.390
‫عهد می‌بندید تا زمانی که زنده هستید،
‫فقط به الینالیزهه دراگون‌رود عشق بورزید؟

02:31.390 --> 02:34.630
‫عهد می‌بندم تا روزی که زنده‌ام عاشق الینالیزه باشم.

02:34.860 --> 02:38.120
‫آیا شما بانو؛ الینالیزه دراگون‌رود،

02:38.120 --> 02:42.500
‫عهد می‌بندید تا زمانی که زنده هستید،
‫فقط به کلیف گریمور عشق بورزید؟

02:42.500 --> 02:46.350
‫عهد می‌بندم تا وقتی که جون در بدن دارم عاشق کلیف باشم.

02:48.750 --> 02:52.950
‫خیلی‌خب، پس اجازه بدیم شوهر گردنبد میلیس رو تقدیم همسرش کنه.

02:54.610 --> 02:56.840
‫لیزه، اگه می‌شه یکم خم شو.

02:56.840 --> 02:58.750
‫عــه‌وا. ببخشید.

03:02.190 --> 03:05.550
‫اجازه بدیم همسر برای محکم‌کردن عهدشون بوسه‌ای تقدیم شوهرش کنه.

03:05.550 --> 03:06.470
‫با کمال میل.

03:18.560 --> 03:19.840
‫پروردگارا!

03:19.840 --> 03:25.360
‫به این دو، عشقی ابدی و سعادتی جاودانه عطا فرما!

03:25.380 --> 03:40.380
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:41.490 --> 03:43.160
‫چقدر معرکه بود!

03:43.160 --> 03:45.660
‫الینالیزه‌خانوم خیلی خوشگل شده بود!

03:45.660 --> 03:47.530
‫دلم می‌خواد منم از اون لباسا بپوشم!

03:47.750 --> 03:51.930
‫به‌نظرتون همه‌ی دخترها رویای همچین چیزی رو دارن؟

03:51.930 --> 03:58.070
‫آره گمونم. ولی عروسی ما هم به نوبه‌ی خودش خودمونی و قشنگ بود.

03:58.070 --> 03:59.220
‫درسته.

04:06.810 --> 04:09.740
‫تو هم دلت می‌خواد یه عروسی بزرگ داشته باشی، روکسی؟

04:09.740 --> 04:10.730
‫نه.

04:11.270 --> 04:14.730
‫من و روکسی هیچ مراسمی نداشتیم.

04:14.730 --> 04:17.030
‫ظاهراً توی رسومات میگوردها همچین چیزی نیست.

04:17.280 --> 04:22.050
‫با این‌حال، شرط می‌بندم دیدن اون مراسم
‫باعث شد بالأخره دلش یکی بخواد.

04:22.360 --> 04:27.580
‫نیازی به مراسم ندارم، ولی خب... می‌دونی دیگه؟

04:38.230 --> 04:41.280
‫ببخشید. پیشونیت خیلی خوشگل بود.

04:41.280 --> 04:43.310
‫جـ ـ جدی می‌گی؟

04:44.410 --> 04:47.170
‫رودی... منم می‌خوام، منم می‌خوام.

04:52.560 --> 04:57.910
‫داداش، می‌شه جلوی جمع دست از این کارا برداری؟

04:57.910 --> 04:59.950
‫چی‌کارت کنم تو رو؟

05:00.800 --> 05:03.700
‫چــی! ولم کن ببینم!

05:07.140 --> 05:11.660
‫از دست تو. چطور می‌تونی این‌قدر بی‌حیا باشی، داداش؟

05:11.660 --> 05:12.660
‫آیشا.

05:14.130 --> 05:15.780
‫داداشی!

05:18.330 --> 05:21.710
‫آیشا، پاهات رو دورشون حلقه نکن.

05:21.710 --> 05:22.960
‫چـــشـــم.

05:22.960 --> 05:26.600
‫خدایا. یعنی دیگه یازده سالت شده.

05:26.600 --> 05:29.750
‫کاش یاد می‌گرفتی مثل یه خانم باوقار حواست به رفتارت باشه.

05:29.750 --> 05:32.220
‫طوری نیست حالا. همه‌مون از یه خانواده‌ایم.

05:32.540 --> 05:34.610
‫وایسا ببینم. یازده؟

05:34.610 --> 05:37.470
‫داداشی منو بوسم کرد.

05:34.950 --> 05:39.660
‫من این‌طور فکر می‌کنم یا واقعاً هیچ‌کس تولد
‫پنج سالگی و ده سالگی‌شون رو جشن نگرفت؟

05:37.470 --> 05:39.660
‫ارزونیت باشه.

05:40.350 --> 05:44.570
‫شک دارم پائول وسط اون مکافاتِ
‫تله‌پورت دسته‌جمعی اصلاً فرصتشو پیدا کرده باشه.

05:45.110 --> 05:48.650
‫وقتی برگشتیم خونه، باید با حضور همه یه مهمونی گنده راه بندازیم.

05:49.600 --> 05:51.280
‫خیلی‌خب. اینم از این.

05:51.820 --> 05:53.460
‫می‌خوام یه مهمونی راه بندازم.

06:03.100 --> 06:06.400
‫این موقع از سال، شهر همیشه خیلی پرجنب‌وجوشه.

06:06.400 --> 06:10.300
‫آره. کلی آدم جورواجور برای جشنواره‌ی برداشت محصول میان این‌جا.

06:10.590 --> 06:13.780
‫بهترین فرصت برای گیرآوردن جنس‌‌های مرغوب بقیه‌ی کشورهاست.

06:13.780 --> 06:15.980
‫جون می‌ده برای پیدا کردن کادو.

06:15.980 --> 06:18.280
‫شرط می‌بندم جفتشون غافلگیر می‌شن.

06:18.530 --> 06:21.570
‫به محض اینکه تصمیم گرفتم برای
‫خواهرام یه مهمونی سورپرایز ترتیب بدم،

06:21.570 --> 06:24.840
‫اولین کاری که کردم این بود که
‫سیلفی و روکسی رو وارد ماجرا کردم.

06:24.840 --> 06:29.530
‫ولی این تنها دلیلی نیست که
‫امروز زدیم بیرون و اومدیم توی شهر.

06:29.880 --> 06:32.740
‫همون‌طور که قول دادم، زمینه‌سازی رو برات انجام دادم.

06:34.860 --> 06:37.720
‫رودی؟ رودی؟

06:38.130 --> 06:39.350
‫حالت خوبه؟

06:39.350 --> 06:43.340
‫آب از لب و لوچه‌ت راه افتاده. هنوز هیچی نشده گرسنه‌ت شد؟

06:43.340 --> 06:46.880
‫ای وای، ای وای. گذاشتم فانتزیام بهم غلبه کنن.

06:46.880 --> 06:49.870
‫اول سر حوصله کادوهای نورن و آیشا رو انتخاب می‌کنم.

06:49.870 --> 06:52.290
‫حواسمم هست که اون دوتا از قرارمون حسابی لذت ببرن.

06:52.290 --> 06:53.840
‫جفتش مهمه.

06:53.840 --> 06:57.350
‫ببخشید. فکر کنم یه لحظه حواسم پرت شد و دهنم باز موند.

06:57.350 --> 06:59.220
‫خب خب، منتظر چی هستیم؟

07:01.600 --> 07:08.140
‫این قابلمه‌ که وقتی بهش مانا می‌دی محتویاتش رو
‫منجمد می‌کنه، شاید برای آیشا جان خوب باشه.

07:08.140 --> 07:11.850
‫به‌نظرم آیشا کوچولو از چیزای ناز بیشتر خوشش میاد.

07:11.850 --> 07:13.460
‫اوه، نکته‌ی خوبی بود.

07:13.460 --> 07:17.120
‫راستی تا یادم نرفته، به نظرت
‫نورن کوچولو از چی ممکنه خوشش بیاد؟

07:17.390 --> 07:20.150
‫نورن، ها؟ نمی‌دونم والا.

07:20.150 --> 07:25.370
‫به‌نظر میاد از همون چیزایی که پسرها دوست دارن
‫خوشش میاد. زره، شمشیر، اسب و این‌جور چیزها

07:25.630 --> 07:27.870
‫عــــه؟ تعجب کردم اینو می‌دونستی.

07:28.120 --> 07:31.760
‫آخه... دلم می‌خواد باهاش دوست بشم.

07:33.500 --> 07:34.910
‫هـــــــوم...

08:07.180 --> 08:10.540
‫ببخشید... که مجبورتون کردم به‌جز
‫بقیه‌ی کارها به انتخاب لباس منم کمک کنین.

08:10.540 --> 08:14.040
‫این حرف‌ها چیه. به منم خیلی خوش گذشت اتفاقاً.

08:14.630 --> 08:16.500
‫به‌نظرتون دیگه وقت شام نرسیده؟

08:17.740 --> 08:20.600
‫راستش رو بخواین، از قبل یه‌جا میز رزرو کردم.

08:24.090 --> 08:25.900
‫این‌جا رو می‌شناسم.

08:25.900 --> 08:28.400
‫مادربزرگم در موردش بهم گفته بود.

08:28.400 --> 08:32.660
‫می‌گفت اگه یه‌وقت با هم دعوامون شد، بیایم این‌جا و آشتی کنیم.

08:32.660 --> 08:35.310
‫عـــه... به تو هم گفت، سیلفی؟

08:35.310 --> 08:37.250
‫آخه الینالیزه به منم گفت...

08:37.660 --> 08:39.370
‫که رودی ممکنه تو و سیلفی رو...

08:39.370 --> 08:42.380
‫یه‌وقت به این مسافرخونه دعوت کنه.

08:42.820 --> 08:44.130
‫پس واقعاً...

08:44.420 --> 08:45.170
‫این...

08:45.590 --> 08:46.760
‫چـ ـ چیزه...

08:48.890 --> 08:50.630
‫پس که این‌طور.

08:51.630 --> 08:53.820
‫شهوت‌پرستی رودی هیچ حد و مرزی نداره.

08:53.820 --> 08:56.280
‫مهم نیست پشتم چی می‌گن.

08:56.280 --> 08:59.890
‫الینالیزه‌ی کبیر از قبل بذرش رو کاشته!

08:59.890 --> 09:03.650
‫اوه، ولی اگه شب رو این‌جا بمونیم،
‫پس تکلیف لوسی چی می‌شه؟

09:03.650 --> 09:06.910
‫نگران نباش. از لیلیا خواستم مراقبش باشه.

09:06.910 --> 09:08.460
‫به همین راحتی؟

09:08.460 --> 09:12.030
‫خب... می‌دونم اگه پیش لیلیا باشه هیچ جای نگرانی‌ای نیست.

09:12.030 --> 09:17.150
‫سیلفی احتمالاً از این ایده که جفتمون
‫شب رو خونه نباشیم خوشش نمیاد.

09:17.150 --> 09:18.910
‫خودمم می‌دونم نباید چنین کاری کنم.

09:18.910 --> 09:22.570
‫ولی... اوهوم... هیچ بهونه‌ای نمیارم.

09:23.020 --> 09:27.190
‫ببخشید، لوسی... پدرت رو ببخش که تسلیم هوس‌هاش شد.

09:28.420 --> 09:30.710
‫خیلی‌خب... گوش کنین.

09:30.710 --> 09:31.680
‫بله؟

09:30.710 --> 09:32.080
‫چی شده؟

09:34.970 --> 09:36.060
‫راستش...

09:36.560 --> 09:36.970
‫هــه...

09:37.810 --> 09:38.470
‫یه اتاق...

09:39.310 --> 09:40.420
‫واسه خودمون گرفتم.

09:40.420 --> 09:43.310
‫این جمله‌ایه که همیشه دلم می‌خواست
‫حداقل یه‌بار توی زندگیم بگم.

09:46.600 --> 09:47.680
‫اوهوم.

09:48.060 --> 09:51.590
‫چیزه... روکسی، می‌دونم قبلاً هم این حرفو زدم،

09:51.590 --> 09:53.980
‫ولی مشکلی نداری که باهم انجامش بدیم، نه؟

09:53.980 --> 09:56.790
‫نه. کاملاً آمادگیش رو دارم.

09:56.790 --> 09:58.510
‫لطفاً بهم سخت نگیرین.

10:07.350 --> 10:10.410
‫این احتمالاً بهترین شب زندگیم می‌شه.

10:18.770 --> 10:21.710
‫امروز روزِ مهمونی سورپرایز تولده.

10:22.230 --> 10:24.600
‫کلی چیز هست که باید آماده کنیم،

10:24.600 --> 10:28.910
‫ولی اول باید به یه بهونه‌ای جفت خواهرام رو از خونه بیرون کنیم.

10:47.230 --> 10:49.130
‫عــــا، این‌جا بودین پس.

10:49.130 --> 10:51.080
‫روکسی، نورن، آیشا.

10:51.080 --> 10:54.120
‫یه صحبتی باهاتون داشتم. یه لحظه میاین؟

10:54.120 --> 10:55.580
‫صحبت در مورد چی؟

10:55.580 --> 10:58.300
‫خیلی‌خب. باهات میایم.

10:59.020 --> 11:01.510
‫ارباب رودئوس دارن دعوت‌تون می‌کنن بیرون.

11:01.510 --> 11:03.720
‫آیشا، همراه‌شون برو.

11:14.680 --> 11:16.070
‫ماهی‌گیری؟

11:16.070 --> 11:19.810
‫آره. خوراک اینه که همدیگه رو بهتر بشناسیم، مگه نه؟

11:22.910 --> 11:26.450
‫نورن هنوز با روکسی سرد و سرسنگین رفتار می‌کنه.

11:26.450 --> 11:28.860
‫روکسی هم گفت که می‌خواد باهاش دوست بشه،

11:29.240 --> 11:32.020
‫برای همین امیدوارم این‌طوری به هم نزدیک‌تر بشن.

11:35.710 --> 11:38.810
‫من تاحالا ماهی‌گیری نکردم.

11:38.810 --> 11:40.480
‫منم! منم!

11:40.920 --> 11:44.190
‫برای همین همیشه می‌خواستم امتحانش کنم!

11:46.810 --> 11:50.890
‫داداشی، بیا مسابقه بدیم ببینیم کی بیشتر می‌تونه بگیره!

11:50.890 --> 11:52.930
‫بــ ــ باشه! من که پایه‌م.

11:52.930 --> 11:56.710
‫چطوره بازنده مجبور باشه به یه حرف برنده گوش بده؟

11:56.710 --> 11:57.720
‫حله!

12:01.680 --> 12:04.900
‫عه، داداش! اینو چی‌کار کنم؟

12:06.650 --> 12:08.500
‫منم نمی‌دونم.

12:08.500 --> 12:11.120
‫به‌هرحال، تو عمرم یه بارم ماهی نگرفتم.

12:12.890 --> 12:13.980
‫می‌گم...

12:17.210 --> 12:19.380
‫می‌خوای من بهت یاد بدم؟

12:21.910 --> 12:23.760
‫بله لطفاً.

12:25.750 --> 12:29.200
‫بدون اینکه کرم رو پاره کنی، بزنش سر قلاب.

12:30.070 --> 12:34.210
‫فکر کنم بهتره از این‌جا قلاب رو بندازیم تو رود اون‌طرف. زیر اون درختا.

12:34.860 --> 12:36.500
‫به‌نظرت از پسش برمیای؟

12:36.500 --> 12:38.070
‫سعی‌مو می‌کنم.

12:47.730 --> 12:49.540
‫کارت خوبه.

12:49.540 --> 12:51.470
‫لطف دارین.

12:55.700 --> 12:57.460
‫چقدر بهش عادت دارین.

12:57.460 --> 13:03.330
‫وقتی تنها سفر می‌کردم، تا جایی که می‌شد باید خودم غذامو جور می‌کردم.

13:11.230 --> 13:12.550
‫راستی...

13:12.550 --> 13:16.930
‫موقعی که با آقای رویجرد سفر می‌کردیم برامون ماهی می‌گرفتن.

13:16.930 --> 13:18.360
‫اونم ماهی‌گیری می‌کنه؟

13:18.360 --> 13:24.640
‫نه. نیزه‌شون رو می‌زدن تو آب و سه‌تا ماهی به سیخ می‌کشیدن.

13:25.650 --> 13:28.530
‫اوه، نورن جان، یه ماهی گرفتی.

13:29.300 --> 13:30.310
‫سعی کن قلابو بکشی.

13:30.310 --> 13:31.200
‫بــ‌ ــ باشه!

13:36.110 --> 13:37.930
‫درسته. همین‌طوری.

13:37.930 --> 13:39.040
‫بکش! بکش!

13:39.040 --> 13:41.550
‫تو می‌تونی. زیاد زور نزن.

13:49.980 --> 13:53.080
‫تــ ــ تونستم! یه ماهی گرفتم!

13:53.080 --> 13:54.340
‫اولین ماهیم رو گرفتم!

13:54.660 --> 13:57.350
‫عالیه! چقدر گنده‌ست!

13:58.170 --> 14:01.250
‫بالأخره دیر یا زود باهم صمیمی می‌شدن.

14:01.250 --> 14:02.270
‫گرفتم!

14:02.780 --> 14:04.740
‫این شد سومی!

14:10.390 --> 14:14.100
‫داداشی، انگار خیلی اوضاع به کامت نیست.

14:14.100 --> 14:16.060
‫خدا بد نده چیزی شده؟

14:16.060 --> 14:17.700
‫چطور ممکنه این‌طوری بشه؟

14:17.700 --> 14:19.500
‫یعنی ازت چی بخوام؟

14:19.500 --> 14:22.990
‫چطوره بگم کل شب تو گوشم زمزمه کنی «آیشا تو نازترینی»،

14:22.990 --> 14:25.760
‫تــــازه... تا خود صبحم بغلم کنی؟

14:26.090 --> 14:29.160
‫والا اگه همه‌ش همینه که مشکلی ندارم.

14:29.160 --> 14:33.940
‫ولی وایسا. بهتره نشونش بده داداشش
‫چی ازش بر میاد و تحت تأثیر قرارش بدم.

14:35.120 --> 14:37.560
‫فــــــــــــیــــــــــــــش!

14:38.140 --> 14:39.650
‫ایول! یه گنده‌شوــــ

14:42.660 --> 14:44.270
‫داداشی...

14:44.270 --> 14:47.900
‫تمیز نگه داشتن محل ماهی‌گیری هم وظیفه‌ی یه ماهی‌گیره.

14:48.450 --> 14:51.160
‫آیشا، می‌خوام جدی شم.

14:51.160 --> 14:53.540
‫نه که تا الان نبودی.

14:53.540 --> 14:55.080
‫بشین و ببین.

15:02.560 --> 15:03.840
‫اون...

15:03.840 --> 15:08.720
‫از وقتی جادوی صاعقه رو از روکسی یاد گرفتم باهاش کلی آزمایش کردم.

15:09.030 --> 15:11.860
‫چیزی که تو این جادو مهمه فشرده‌سازیه.

15:11.860 --> 15:14.820
‫کلی مانا تو آسمون پخش می‌کنی تا ابر تولید کنی،

15:14.820 --> 15:17.430
‫بعد فشرده‌شون می‌کنی تا رعدوبرق به وجود بیاری.

15:17.970 --> 15:20.940
‫ولی اگه اندازه‌ی ابرا رو از همون اولش تحت کنترل داشته باشم،

15:20.940 --> 15:24.060
‫می‌تونم یه صاعقه‌ی ضعیف‌تر آزاد کنم.

15:24.730 --> 15:25.850
‫اسمشو می‌ذارم...

15:26.560 --> 15:27.900
‫الکتریک!

15:37.940 --> 15:40.970
‫چطور بود؟! این‌طوری دیگه داداشیت برنده شد!

15:41.290 --> 15:43.700
‫داداشی، جادوگری جرزنیه!

15:43.700 --> 15:44.860
‫داداش...

15:44.860 --> 15:47.740
‫رودی، یعنی بزرگ شدی ولی عین بچه‌ها می‌مونی.

15:53.710 --> 15:56.680
‫ببینین! ببینین چقدر ماهی گرفتم!

15:56.680 --> 15:58.620
‫آبجی نورن، تو چی؟

15:59.510 --> 16:03.390
‫از آبجی روکسی یادم گرفتم و یه ماهی به این بزرگی گرفتم!

16:05.880 --> 16:08.540
‫آبجی روکسی، این‌بار به منم یاد بده!

16:08.540 --> 16:11.840
‫نــــخـــیــــرم. تو که بیشتر ماهی گرفتی، آیشا.

16:11.840 --> 16:14.860
‫آبجی روکسی باید بازم به من یاد بده!

16:15.250 --> 16:17.780
‫بچه‌ها... سر من دعوا نکنین.

16:17.780 --> 16:19.890
‫به دوتاتون یاد می‌دم.

16:21.210 --> 16:22.950
‫ما اومدیم!

16:25.900 --> 16:27.760
‫تولدتون مبارک!

16:30.140 --> 16:31.880
‫تولدتون مبارک.

16:30.140 --> 16:31.270
‫تولدتون مبارک.

16:32.170 --> 16:35.770
‫چیزه... ولی ما که یازده‌ سالمونه.

16:35.770 --> 16:39.920
‫می‌دونیم. ولی وقتی ده سال‌تون شد نتونستیم براتون تولد بگیریم.

16:39.920 --> 16:44.070
‫برای همین رودی گفت اشکالش چیه یه سال دیر بشه؟

16:44.070 --> 16:45.890
‫داداشی اینو گفت؟

16:45.890 --> 16:47.720
‫خب، برین تو.

16:55.500 --> 16:56.580
‫ا ــ اهم.

16:57.110 --> 17:00.140
‫بچه‌ها، همگی نوشیدنی‌هاتون آماده‌ست؟

17:01.440 --> 17:04.120
‫از حادثه‌ی تله‌پورت دسته‌جمعی فیتوآ هفت سال می‌گذره.

17:04.510 --> 17:07.670
‫مدت زیادی گذشته اما بالأخره همه‌مون دوباره دورهم جمع شدیم.

17:08.420 --> 17:12.500
‫بابا دیگه بین‌مون نیست و نمی‌دونیم مامان دوباره مثل قبل می‌شه یا نه.

17:13.160 --> 17:17.680
‫ولی نمی‌شه که تا ابد عزادار باشیم... بابا هم قطعاً‌ همچین چیزی نمی‌خواد.

17:18.390 --> 17:23.080
‫برای همین فکر می‌کنم من... ما، باید لبخند بزنیم.

17:23.630 --> 17:26.220
‫وقتی بابا رو تو بگاریت دیدم،

17:26.220 --> 17:29.680
‫بهش قول دادم اگه همه‌مون برگشتیم پیش هم یه مهمونی بزرگ می‌گیریم.

17:32.060 --> 17:35.840
‫بیاین امروز همون‌طور که اون می‌خواست، شل بگیریم و لذت ببریم.

17:38.190 --> 17:39.300
‫به سلامتی!

17:39.580 --> 17:41.020
‫به سلامتی!

17:44.150 --> 17:46.670
‫بیاین... این از طرف رودی و ماست...

17:47.050 --> 17:48.290
‫هدیه‌های شماست.

17:48.870 --> 17:51.380
‫امیدواریم ازشون خوش‌تون بیاد.

17:51.960 --> 17:53.800
‫خیلی ممنونم.

18:01.300 --> 18:03.070
‫می‌شه بازش کنم؟!

18:03.070 --> 18:04.530
‫البته که می‌تونی.

18:19.980 --> 18:21.530
‫چه خوشگله!

18:21.530 --> 18:24.420
‫ببین آبجی نون! مال من پوتینه!

18:24.700 --> 18:28.150
‫دوتاتون کادوهای خوبی گرفتین.

18:28.470 --> 18:30.080
‫ببین، ببین مامان!

18:30.080 --> 18:31.300
‫یه کادو گرفتم!

18:31.300 --> 18:34.430
‫دفعه‌ی بعد که باهم رفتیم بیرون می‌پوشمش، باشه؟

18:41.790 --> 18:43.940
‫الان لبخند زد؟

18:46.880 --> 18:48.270
‫مامان...

18:57.390 --> 18:58.730
‫بانوی من...

18:59.290 --> 19:00.530
‫خیلی خوشحالم.

19:07.360 --> 19:10.880
‫این از طرف من و بانو برای شما دوتاست.

19:10.880 --> 19:13.370
‫ازتون ممنونم، خانم لیلیا.

19:13.720 --> 19:17.610
‫می‌گم، مامان، اشکال نداره منم کادو بگیرم؟

19:17.610 --> 19:20.040
‫نه، معلومه که نه.

19:20.040 --> 19:23.730
‫تو هم دختر ارباب پائولی.

19:26.170 --> 19:28.580
‫ممنونم، مامان.

19:31.760 --> 19:35.490
‫بانوی من... امیدوارم اوقات خوش بیشتری کنار هم بگذرونیم.

19:46.360 --> 19:48.020
‫ازتون خیلی ممنونم.

19:52.810 --> 19:53.960
‫روکسی.

19:57.590 --> 19:59.710
‫بله؟ چی شده؟

19:59.710 --> 20:02.640
‫بفرما. این از طرف مائه.

20:02.640 --> 20:05.470
‫ها؟ اوه، عه...

20:05.470 --> 20:06.610
‫برای چی؟

20:06.610 --> 20:08.260
‫کادوی عروسیه.

20:08.260 --> 20:11.110
‫روکسی، ازدواجت با رودی رو تبریک می‌گم.

20:11.110 --> 20:12.830
‫عه، چیزه..

20:12.830 --> 20:14.490
‫بیا. بازش کن.

20:22.110 --> 20:23.450
‫این...

20:23.980 --> 20:28.750
‫یادته بهت گفتم خیلی خوش‌شانسم؟

20:28.750 --> 20:29.870
‫بله.

20:29.870 --> 20:36.780
‫اگه با رودی آشنا نمی‌شدم، فکر نمی‌کنم الان زنده و این‌جا می‌بودم.

20:37.270 --> 20:38.830
‫داری پیازداغشو زیاد می‌کنی.

20:38.830 --> 20:40.380
‫نه بابا.

20:40.780 --> 20:44.260
‫آشنا شدن با رودی زندگیم رو عوض کرد.

20:44.660 --> 20:52.260
‫برای همین، خوشحالم کسی که زندگیش رو بهتر کرد هم عاشقشه.

20:54.500 --> 21:00.890
‫ولی اگه به خاطر من رودی نمی‌تونست
‫جواب احساساتش رو بده، چیزه... اون‌وقت منم...

21:01.730 --> 21:04.030
‫ای بابا، نمی‌تونم درست بیانش کنم.

21:06.340 --> 21:08.370
‫برای همین، روکسی،

21:09.500 --> 21:13.420
‫بیا ما هم مثل خانم زنیث و خانم لیلیا باشیم.

21:17.990 --> 21:20.830
‫خیلی... ممنونم.

21:23.460 --> 21:26.220
‫ما یه خانواده‌ی بزرگ، خوشحال و خندانیم.

21:26.940 --> 21:31.050
‫مطمئنم این چیزیه که پائول خواستارش بود.

21:38.220 --> 21:40.270
‫بلو بلو، باه!

21:39.230 --> 21:42.990
‫خب لوسی! بخند!

21:41.610 --> 21:44.100
‫آیشا، اون چه قیافه‌ایه؟

21:46.760 --> 21:50.570
‫رودئوس، تولد پنج‌ سالگیت مبارک!

21:46.760 --> 21:50.570
‫ارباب رودئوس، تولد پنج سالگی‌تون مبارک.

21:50.570 --> 21:52.360
‫خوب نشد، لوسی؟

21:52.360 --> 21:56.260
‫بیا وقتی ۱۵ ساله شدن، بازم مهمونی بگیریم.

21:53.480 --> 21:56.950
‫دالی!

21:57.520 --> 21:59.510
‫عه ببینین. خندید.

21:59.510 --> 22:00.600
‫لوسی!

22:00.600 --> 22:01.970
‫چه نازه!

22:01.960 --> 22:04.960
‫قسمت ۵
جـشـن گـرفـتـن

22:05.000 --> 22:15.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:34.970 --> 23:40.050
قسمت بعد

23:35.520 --> 23:40.050
‫فاجعه‌ای دیگر در خانه؟
