WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:20.040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:20.070 --> 00:26.070
Tenshi Hunter & Dawn :ترجمه و تایپ‌ستینگ

00:30.140 --> 00:32.110
‫یه الهه جلوی روم بودم.

00:39.010 --> 00:42.650
‫یه الهه‌ی در حال استراحت، درست مثل بودا.

00:42.650 --> 00:46.360
‫یه شخصیت مقدس که به‌هیچ‌وجه نباید بهش بی‌احترامی کنم.

00:55.770 --> 00:57.680
‫کمرش قوسی نداره.

00:57.680 --> 01:00.320
‫هیکلش آدمو به شک میندازه که نکنه زیادی بچه باشه.

01:00.770 --> 01:04.130
‫در فرهنگ بودایی واژه‌ی اورنا به معنای «گنج مو»، علامتی مارپیچ
‫یا دایره‌شکل است که به‌عنوان نشانی فرخنده بر پیشانی تـصاویـر
‫بودایی قرار می‌گیرد.

01:00.770 --> 01:04.130
‫نکنه اونی که روی سینه‌شه یه نشان مقدس اورناست؟

01:05.790 --> 01:07.300
‫سرده.

01:09.890 --> 01:11.930
‫جفتمون سختی‌های زیادی کشیدیم،

01:11.930 --> 01:15.080
‫ولی خوشحالم که این‌طوری با روکسی ازدواج کردم.

01:15.530 --> 01:16.720
‫اوه... ای‌وای.

01:16.720 --> 01:19.300
‫صبح‌ها وقت تنگه. باید زود پاشیم.

01:19.940 --> 01:22.850
‫روکسی، بیدار شو... صبح شده.

01:27.670 --> 01:29.760
‫صبحت بخیر باشه.

01:31.280 --> 01:33.660
‫صبحت بخیر باشـــــــ ـ...

01:34.960 --> 01:38.540
‫چی شده؟ چرا انگار کشتی‌هات غرق شدن؟

01:38.540 --> 01:44.380
‫هیچی، فقط دلم می‌خواست می‌تونستم
‫توی یه نور و نمای بهتر حسابی تماشات کنم.

01:46.170 --> 01:47.300
‫خدایا.

01:47.300 --> 01:50.720
‫بهتره دست بجنبونیم. بقیه تا الان دیگه بیدار شدن.

01:52.980 --> 01:54.180
‫چشم!

02:02.000 --> 02:03.510
‫صبح بخیر، سیلفی.

02:03.900 --> 02:05.490
‫صبح بخیر، رودی.

02:06.820 --> 02:09.110
‫لوسی مثل همیشه قبراق و سرحاله.

02:09.110 --> 02:11.250
‫صبح بخیر، لوسی.

02:11.250 --> 02:13.820
‫با وجود همه‌ی نگرانی‌هام،

02:13.820 --> 02:16.280
‫لوسی داره سریع بزرگ میشه.

02:16.650 --> 02:18.570
‫سیلفی هم از زمان زایمانش حالش خوب بوده.

02:18.570 --> 02:20.280
‫هردوشون توی سلامت کاملن.

02:20.550 --> 02:22.790
‫دختر کوچولومون مثل همیشه نازه.

02:22.790 --> 02:26.670
‫قطعاً همین‌طوره. موندم چطوری
‫می‌تونه این‌قدر دوست‌داشتنی باشه.

02:26.670 --> 02:28.880
‫شرط می‌بندم به مامانش رفته که این‌قدر نازه.

02:29.250 --> 02:30.630
‫از دست تو.

02:30.630 --> 02:32.380
‫ممنون، رودی.

02:35.740 --> 02:37.350
‫صبح بخیر، روکسی.

02:37.930 --> 02:38.470
‫صـ ــ...

02:39.760 --> 02:41.510
‫صبحتون بخیر باشه.

02:42.100 --> 02:44.170
‫چیزه... روکسی،

02:44.170 --> 02:46.200
‫رودی دیشب چطور بود؟

02:46.200 --> 02:50.120
‫اوه... عا... عــه... چیزه... باهام خوب تا کرد.

02:50.120 --> 02:52.130
‫رودی مهربون بود و اینکه...

02:52.130 --> 02:54.020
‫چیز... معذرت می‌خوام.

02:54.020 --> 02:56.110
‫نیازی به معذرت‌خواهی کردن نیست.

02:56.110 --> 02:57.590
‫جدی می‌گین؟

02:57.590 --> 02:58.850
‫آره.

03:01.960 --> 03:03.450
‫صبح بخیر، نورن.

03:03.450 --> 03:05.450
‫صبحت بخیر باشه، داداش.

03:05.690 --> 03:09.380
‫یکم دیگه از داستان‌های آقای رویجرد رو نوشتم.

03:09.380 --> 03:11.160
‫می‌شه یه نگاهی بهش بندازی؟

03:11.160 --> 03:12.290
‫حتماً.

03:12.780 --> 03:17.670
‫برنامه داشتم یه کتاب بنویسم سابقه‌ی اسپردها رو پاک کنم،

03:17.670 --> 03:19.800
‫ولی بیشتر زحمتش رو نورن کشیده بود.

03:20.130 --> 03:23.670
‫هنوز داره یاد می‌گیره، ولی قشنگ
‫مشخصه که داره تمام تلاشش رو می‌کنه،

03:23.940 --> 03:27.050
‫واسه همین مطمئنم داستانش بهتر از
‫چیزی که من می‌خواستم بنویسم از آب درمیاد.

03:27.610 --> 03:29.240
‫بی‌صبرانه منتظرشم.

03:33.540 --> 03:35.430
‫صبح بخیر، مامان.

03:36.430 --> 03:38.820
‫مامان، داداش اومده.

03:45.200 --> 03:49.160
‫ماه‌ها از زمانی که برگشتیم شاریا می‌گذره،

03:49.160 --> 03:51.100
‫ولی حافظه‌ی زنیث هنوز برنگشته.

03:51.580 --> 03:56.600
‫داره کم‌کم تغییر می‌کنه، ولی فعلاً تنها کاری
‫که ازم برمیاد اینه که صبر کنم ببینم چی می‌شه.

03:58.090 --> 04:01.050
‫صبحونه! صبحونه!

04:01.050 --> 04:03.560
‫صبحونه آماده‌ی نوش‌جان کردنه!

04:06.030 --> 04:09.090
‫صبحتون بخیر باشه، داداشی و بانوی من.

04:09.090 --> 04:10.680
‫صبح بخیر، آیشا.

04:10.680 --> 04:12.840
‫امروز صبحانه چی داریم؟

04:12.840 --> 04:16.630
‫تقریباً همون چیزایی‌ان که همیشه داشتیم!

04:16.630 --> 04:17.940
‫آیشا.

04:18.170 --> 04:22.220
‫کله‌شق‌بازی رو بذار کنار و قشنگ بهش بگو چی داریم.

04:22.600 --> 04:27.810
‫سوپ لوبیا و سیب‌زمینی یوکو و نون گندم با شیر مقوی مادیان داریم!

04:28.270 --> 04:33.440
‫ارباب رودئوس، بانو سیلفیت، بانو روکسی، صبحتون بخیر باشه.

04:33.440 --> 04:35.460
‫صبحت بخیر باشه، خانم لیلیا.

04:35.800 --> 04:41.420
‫آیشا و خانم لیلیا مثل همیشه به‌عنوان
‫خدمتکارامون دارن خونه رو می‌چرخونن.

04:36.140 --> 04:39.880
‫خب آیشا، حالا بیا قبل از اینکه غذا از دهن بیفته سروش کنیم.

04:39.880 --> 04:41.140
‫چـــشـــم!

04:41.420 --> 04:44.680
‫صبحونه! صبحونه! صبحونه آماده‌ی نوش‌جان کردنه!

04:41.420 --> 04:47.670
‫آیشا یکم مایه‌ی دردسره و خانم لیلیا همیشه‌ی خدا
‫دعواش می‌کنه، ولی هر دوشون خوشحال به‌نظر میان.

04:43.380 --> 04:45.930
‫آیشا! محض رضای خدا جدی باش!

04:48.490 --> 04:50.940
‫ما تو کل دنیا پخش شده بودیم،

04:50.940 --> 04:54.190
‫ولی بالأخره تونستیم دوباره
‫به‌عنوان یه خانواده دورهم جمع بشیم.

04:54.570 --> 04:57.280
‫الان، همین برای خوشحال‌کردنم کافیه.

04:57.780 --> 05:00.270
‫خیلی‌خب، شروع کنیم پس.

05:14.160 --> 05:17.490
‫من و سیلفی از امروز داریم برمی‌گردیم مدرسه.

05:17.950 --> 05:20.330
‫البته، ماها تنها کسایی نیستیم که می‌ریم.

05:22.000 --> 05:23.750
‫مشکلی پیش اومده؟

05:23.750 --> 05:25.700
‫نه بابا، چیزی نیست.

05:25.700 --> 05:26.970
‫مطمئنی؟

05:26.970 --> 05:31.400
‫راستی، روکسی رو توی مدرسه به همه معرفی کردی؟

05:31.400 --> 05:32.260
‫آره.

05:32.570 --> 05:36.460
‫موقعی که استاد روکسی رو به‌عنوان مدرس به دانشکده معرفی کردم،

05:36.460 --> 05:40.510
‫وقتی داشتم دانشکده رو بهش نشون می‌دادم
‫به همه گفتم که چقدر باکمالات و فوق‌العاده‌ست!!

05:40.510 --> 05:45.080
‫اون‌قدر آدم بزرگیه که آشنا شدن با ذات والای اون...

05:45.080 --> 05:48.250
‫می‌تونه برای بقیه تو هر کاری که می‌کنن یه امتیاز مثبت باشه!

05:49.390 --> 05:51.020
‫همیشه همین بودی.

05:52.800 --> 05:56.760
‫ممنونم که منو به این همه آدم معرفی کردی،

05:56.760 --> 06:02.510
‫ولی رودی، تو همیشه بهشون می‌گفتی من
‫«استادتم» و هیچ‌وقت نگفتی «همسرتم».

06:03.960 --> 06:05.370
‫رودی؟

06:05.370 --> 06:07.850
‫ر... روم سیاه، روکسی.

06:07.850 --> 06:10.700
‫آه، یکی یه‌دونه‌ی من.

06:10.700 --> 06:12.920
‫ولی من واقعاً عاشقتم.

06:14.010 --> 06:16.690
‫خـ ــ خیلی ممنونم.

06:16.690 --> 06:20.040
‫می‌گم رودی... احیاناً به منم نمی‌خوای چیزی بگی؟

06:20.480 --> 06:23.140
‫معلومه که عاشق تو هم هستم، سیلفی.

06:23.140 --> 06:24.520
‫من که آخه...

06:26.160 --> 06:28.030
‫عــــــاشـــــــق جــفـــت‌تونم!

06:29.910 --> 06:31.630
‫دست‌خوش، باتلاق!

06:30.160 --> 06:31.130
‫عـ ــ عه چیزه!

06:31.130 --> 06:32.230
‫رودی؟!

06:31.630 --> 06:33.420
‫رئیس خودمونه دیگه!

06:32.230 --> 06:34.400
‫دیگه توی مدرسه از این کارها نکن.

06:33.420 --> 06:35.700
‫حسودیم شد، پدرسگ خرشانس!

06:34.400 --> 06:35.660
‫راست می‌گه.

06:35.660 --> 06:38.270
‫داداش، آب شدم از خجالت.

06:43.160 --> 06:45.900
‫خب بااجازه. من از این‌طرف می‌رم.

06:45.900 --> 06:48.290
‫باشه. نورن، توی درس‌هات موفق باشی.

06:48.290 --> 06:49.180
‫چشم.

06:51.120 --> 06:54.180
‫داداش، امروز هم میام خونه.

06:58.770 --> 06:59.850
‫صبح بخیر.

06:59.850 --> 07:01.130
‫چقدر طولش دادی.

07:01.130 --> 07:02.030
‫صبح بخیر.

07:02.030 --> 07:03.610
‫صبح بخیر، نورن.

07:03.610 --> 07:06.310
‫می‌بینم که نورن خیلی محبوبه.

07:06.310 --> 07:08.220
‫نورن دختر نازیه.

07:08.220 --> 07:11.280
‫به‌خاطر اینه که همه می‌بینن چقدر سخت‌کوشه.

07:11.280 --> 07:13.240
‫بخوای نخوای طرفدارش می‌شی.

07:13.240 --> 07:16.160
‫به‌عنوان برادرش، خوشحالم که محبوبه،

07:16.480 --> 07:20.880
‫ولی... اگه هرکدوم از این پسرا بخوان بهش
‫دست‌درازی کنن، به خاک سیاه می‌شونمشون.

07:21.250 --> 07:25.970
‫عمراً بذارم یه غریبه‌ی مشکوک به خواهر نازنینم نزدیک بشه.

07:21.250 --> 07:23.470
‫باید یه بار بریم تو شهر خرید کنیم.

07:23.470 --> 07:25.970
‫آهای! نورن با ما میاد، گفته باشم!

07:26.320 --> 07:28.130
‫مگه نه، بابا؟

07:27.050 --> 07:29.160
‫پس بیاین همه‌ باهم بریم.

07:35.170 --> 07:36.270
‫بفرمایید.

07:37.160 --> 07:38.590
‫با اجازه‌تون.

07:41.200 --> 07:43.340
‫بـ ـ بااجازه.

07:44.190 --> 07:46.100
‫منتظرتون بودم.

07:47.250 --> 07:50.430
‫رودئوس، از امروز دوباره به تحصیلت برمی‌گردی؟

07:50.430 --> 07:55.400
‫بله. اون‌روز فقط برای احوال‌پرسی اومدم،
‫ولی دوباره قراره تحت آموزش خودتون باشم.

07:55.400 --> 07:58.330
‫ما هم خوشحالیم که دوباره برگشتی.

07:59.380 --> 08:03.490
‫در مورد روکسی هم، این اولین روز تدریست توی مجموعه‌ست.

08:03.490 --> 08:05.050
‫استرس داری؟

08:05.350 --> 08:06.260
‫بله...

08:08.290 --> 08:09.290
‫استاد.

08:10.870 --> 08:16.550
‫چقدر عوض شدی. پس کجا رفت اون روکسی
‫که می‌گفت به هیچ معلم و استادی نیاز ندارم؟

08:16.550 --> 08:19.690
‫درسته. خودمم موندم چی شده واقعاً.

08:19.690 --> 08:22.530
‫اون‌موقع‌ها مغرور و از خود راضی بودم.

08:22.530 --> 08:28.440
‫ول الان... فکر می‌کنم بتونم کمی از
‫لذت‌های آموزش‌دادن به بقیه رو درک کنم.

08:30.720 --> 08:34.080
‫خوشحالیم که بهمون محلق شدین، استاد روکسی.

08:34.400 --> 08:35.420
‫ممنون!

08:37.350 --> 08:40.320
‫بااجازه پس، من زودتر از شما می‌رم سر کلاس.

08:40.320 --> 08:42.360
‫باشه. بعداً می‌بینمت.

08:45.680 --> 08:47.360
‫صبح بخیر.

08:48.200 --> 08:50.620
‫نه بابا... انگار زودتر از همه اومد.

08:50.620 --> 08:52.120
‫اوه، رئیس.

08:52.830 --> 08:54.790
‫صحبتون میوخیر.

08:54.790 --> 08:56.260
‫صبح بخیر.

08:56.260 --> 08:57.750
‫صبح هردوتون بخیر.

08:58.170 --> 09:00.150
‫رئیس، حواسمون بهت بودامیو.

09:00.460 --> 09:04.610
‫حتماً کیفت کوکه سر صبحی پاشدی با دوتا زنات اومدی مدرسه.

09:04.610 --> 09:08.790
‫چطور تونستی مارو بپیچونی یه زنِ دیگه بیاری خونه؟ خجالت.

09:08.790 --> 09:12.650
‫ما هم امسال درسمون تموم می‌شه، پس باید یکیو پیدا کنیمیو.

09:12.650 --> 09:15.410
‫راست می‌گی. امسال دوئل می‌کنیم.

09:15.670 --> 09:18.140
‫واسه خودمون یه مرد تور می‌کنیم می‌بریم خونه.

09:18.140 --> 09:20.390
‫منم یه مشتی‌شو پیدا می‌کنمیو!

09:20.390 --> 09:24.000
‫همیشه‌ی خدا جوری رفتار می‌کردن
‫که انگار وقت عشق و عاشقی‌کردن ندارن،

09:24.000 --> 09:27.920
‫ولی انگار وقتی دیدن اینور و اونورمو دوتا حوری گرفتن،‌ حسودیشون شده.

09:27.920 --> 09:29.180
‫استاد!

09:29.180 --> 09:32.810
‫استاد خودتونین که! صبحتون بخیر باشه.

09:32.810 --> 09:35.660
‫صبحتون بخیر باشه، استاد بزرگ.

09:35.660 --> 09:37.250
‫صبح بخیر، زانوبا.

09:37.600 --> 09:39.180
‫جولی، صبح تو هم بخیر.

09:39.180 --> 09:42.450
‫از اونجایی که تو کلاسین، قراره دوباره بهمون ملحق بشین؟

09:42.450 --> 09:45.150
‫آره. می‌تونیم با هم تحقیقات بیشتری انجام بدیم.

09:45.150 --> 09:47.070
‫بهتر از این نمی‌شد که.

09:47.070 --> 09:49.860
‫یه چیزی هست که دوست دارم بعداً یه نگاهی بهش بندازین.

09:49.860 --> 09:51.460
‫پروژه‌ی جدیدی داری؟

09:53.350 --> 09:56.860
‫ثمره‌ی ناقابل این شیش‌ماهیه که تحقیق می‌کردم!

09:58.140 --> 10:01.180
‫خـ ـ خیلی‌خب. مشتاقشم.

10:09.930 --> 10:11.210
‫صبح بخیر.

10:11.720 --> 10:13.010
‫صبح بخیر.

10:14.250 --> 10:15.470
‫خوبی؟

10:15.980 --> 10:17.610
‫آره خوبم.

10:17.610 --> 10:20.360
‫بگذریم، حالا که برگشتی مدرسه،

10:20.360 --> 10:22.730
‫این‌طور فرض می‌کنم که یه‌مدت قرار نیست جایی بری.

10:22.730 --> 10:23.710
‫نه.

10:24.250 --> 10:25.250
‫خوبه.

10:25.820 --> 10:28.410
‫پس می‌تونم آزمایشاتمو ادامه بدم.

10:29.070 --> 10:30.480
‫رودئوس!

10:30.720 --> 10:33.380
‫کلیف. صبحت بخیر.

10:33.380 --> 10:36.580
‫لیزه بهم گفت با هم برگشتین،

10:36.580 --> 10:40.040
‫می‌مردی بیای یه سلام بدی؟

10:40.040 --> 10:41.540
‫ببخشید.

10:41.540 --> 10:43.860
‫اومدم سر بزنم، ولی...

10:44.140 --> 10:46.990
‫سرتون با الینالیزه شلوغ بود.

10:47.940 --> 10:49.630
‫صـ ــ صحیح.

10:49.630 --> 10:52.130
‫خب پس نمی‌شد کاریش کرد.

10:52.130 --> 10:53.800
‫بخشیش تقصیر خودم بود.

10:54.140 --> 10:59.250
‫بازم، کم کمش می‌تونستی بیای بگی بچه‌ت به‌دنیا اومده.

10:59.250 --> 11:01.170
‫ر ــ راست می‌گین.

11:01.170 --> 11:03.720
‫مطمئنم سرت با بچه‌ت شلوغه...

11:03.720 --> 11:06.940
‫ولی یه‌طوریه که انگار این چندوقت داری ازم دوری می‌کنی.

11:07.200 --> 11:09.360
‫شایدم همینطوریه.

11:09.360 --> 11:11.400
‫اون یکی از پیروان میلیس‌ـه،

11:11.400 --> 11:15.930
‫برای همین گفتم چون دوتا زن دارم بهم گیر می‌ده.

11:15.930 --> 11:19.920
‫یا نکنه یه دلیلی هست که نمی‌خواستی ببینیم؟

11:24.100 --> 11:24.950
‫راستشو بگم...

11:24.950 --> 11:26.220
‫من یه زنـ...

11:24.950 --> 11:26.660
‫صبح‌تون بخیر.

11:27.620 --> 11:30.130
‫خب، بشینین سرجاتون.

11:31.290 --> 11:33.840
‫من روکسی میگوردیا گری‌رت هستم.

11:34.360 --> 11:39.460
‫از امروز، ایشون در دانشکده‌ی جادویی رانوئا تدریس می‌کنن.

11:39.460 --> 11:45.850
‫اولش منم کمک‌شون می‌کنم اما قراره استاد جدید کلاس‌تون باشن،

11:45.850 --> 11:48.440
‫برای همین امیدوارم همه‌تون درست رفتار کنین.

11:49.240 --> 11:52.560
‫فکر می‌کنم همین الانشم به بیشترتون معرفی شدم...

11:52.560 --> 11:57.140
‫ولی من همسر دوم رودئوس گری‌رت، روکسی گری‌رت هستم.

11:57.140 --> 12:01.100
‫مطمئن باشین به‌عنوان استاد و شاگرد رفتارمون با هم فرق می‌کنه،

12:01.100 --> 12:02.860
‫اما مشتاق آشنا شدن با همه‌تونم.

12:03.420 --> 12:05.230
‫اینجا رو ببین...

12:05.530 --> 12:08.400
‫زن دوم؟

12:20.960 --> 12:24.970
‫رودئوس، بویی از وفادار بودن نبردی؟

12:24.970 --> 12:29.640
‫بله. به‌نظر خودمم می‌تونستم یکم بهتر عمل کنم.

12:31.480 --> 12:36.900
‫می‌دونی اون‌روز چون گفتی می‌تونی سلیفی
‫رو دوست‌داشته باشی بهت برکتمو دادم دیگه؟

12:36.900 --> 12:41.820
‫می‌دونم و بابت حرف‌هایی که اون‌روز زدین ازتون ممنونم.

12:41.820 --> 12:47.780
‫می‌دونم پیروی میلیس نیستی، برای همین بیخیالش می‌شم.

12:48.200 --> 12:50.670
‫درواقع، خوشحالی هم می‌کنم.

12:52.080 --> 12:53.850
‫مبارکت باشه.

12:53.850 --> 12:55.700
‫ممنونم.

13:00.690 --> 13:04.330
‫بعضی‌وقتا خواهرتو تو کلیسای شهر می‌بینم.

13:05.960 --> 13:10.900
‫بهم گفت می‌خواد یه روزی مثل تو و سیلفی...

13:10.900 --> 13:13.590
‫یه ازدواج موفق داشته باشه.

13:14.340 --> 13:18.860
‫وقتی زن دومتو آوردی خونه چی گفت؟

13:20.580 --> 13:22.320
‫خیلی عصبانی بود.

13:22.320 --> 13:24.070
‫منطقی هم هست!

13:24.070 --> 13:28.230
‫تقریباً هرروز دعا می‌کرد تو و پدرت سالم برگردین خونه.

13:28.230 --> 13:33.110
‫مطمئنم وقتی زنده برگشتی خوشحال شده بود.

13:33.620 --> 13:38.320
‫ولی الان که پدرشو از دست داده، فقط تو براش موندی.

13:38.880 --> 13:42.520
‫فکر نمی‌کنی بیشتر باید حواست به احساسات نورن باشه؟

13:43.130 --> 13:44.370
‫چرا.

13:44.950 --> 13:49.090
‫زیاد زن داشتن خوب نیست.

13:49.090 --> 13:50.490
‫درسته.

13:50.980 --> 13:53.000
‫چیزه، کلیف...

13:53.000 --> 13:54.920
‫بله، رودئوس؟

13:54.920 --> 13:59.270
‫جام مراقب نورن بودین، نه؟ دستت درد نکنه.

14:00.580 --> 14:04.040
‫فقط چون تو کلیسا دیدمش نشستم به حرفاش گوش کردم.

14:04.040 --> 14:06.510
‫اوه و یه‌چیز دیگه.

14:06.510 --> 14:09.360
‫نباید بذاری دختری تو اون سن تنها تو شهر بچرخه.

14:09.630 --> 14:14.710
‫اینجا محل امنیه، ولی تو کوچه پس ‌کوچه‌ها آدم‌ربا هست.

14:14.710 --> 14:17.130
‫راست می‌گین. حواسمو جمع می‌کنم.

14:17.130 --> 14:19.390
‫جدی؟ تو همیشـ...

14:19.390 --> 14:22.310
‫خب دیگه. چطوره همینجا تمومش کنی؟

14:22.310 --> 14:25.140
‫به‌هرحال، زنده و سرحال برگشتن پیشمون.

14:26.270 --> 14:29.630
‫خب، اتفاقاً پشیمون هم به نظر می‌رسه.

14:29.630 --> 14:32.110
‫گناهانت رو می‌بخشم.

14:32.110 --> 14:35.560
‫میلیس کبیر بخشنده‌ان.

14:35.560 --> 14:37.250
‫لطف دارین.

14:41.750 --> 14:43.800
‫لیزه جریانشو بهم گفت،

14:43.800 --> 14:46.850
‫ولی چیزی که دستتو قطع کرد واقعاً اونقدر خطرناک بود؟

14:48.170 --> 14:50.490
‫یه هایدرا بود و جادو روش اثر نداشت.

14:50.490 --> 14:52.360
‫مقابل جادو مقاوم بود؟

14:52.820 --> 14:55.340
‫پس منطقیه چرا این‌قدر دست‌وپا زدی.

14:55.770 --> 14:57.370
‫خوب تونستی دخلشو بیاری.

14:57.370 --> 14:59.650
‫همه‌ش به‌لطف پدرم و بقیه‌ست.

15:00.280 --> 15:04.480
‫درسته که برنده شدیم ولی چیزای زیادی رو از دست دادیم.

15:08.520 --> 15:11.420
‫استاد، یه‌لحظه صبر کنین.

15:15.300 --> 15:17.470
‫اینو ببینین.

15:17.470 --> 15:19.140
‫این چیه؟

15:19.140 --> 15:21.730
‫اون چیزی که تو کلاس بهتون گفتم.

15:21.730 --> 15:23.740
‫ثمره‌ی تحقیقات‌مون.

15:23.740 --> 15:25.780
‫خب، دست چپ‌تون رو بیارین جلو.

15:25.780 --> 15:26.980
‫بـ ــ باشه.

15:34.210 --> 15:36.020
‫به مو بنده که.

15:36.020 --> 15:39.620
‫وردش اینه، «ای خاک. دست من شو.»

15:39.620 --> 15:40.640
‫ببخشید؟

15:40.640 --> 15:42.920
‫بفرمایین بخونینش.

15:44.230 --> 15:47.060
‫«ای خاک، دست من شو.»

15:56.150 --> 15:58.150
‫عــ ــ عه!

15:58.150 --> 16:00.450
‫تکون می‌خوره! تکون می‌خوره!

16:00.450 --> 16:02.090
‫بیا، رودئوس.

16:05.350 --> 16:08.780
‫عالیه! حتی می‌تونم نوک انگشتا هم حس کنم!

16:08.780 --> 16:09.990
‫این چیه؟

16:09.990 --> 16:13.750
‫یه ابزار جادویی که طبق خواست فرد تکون می‌خوره!

16:13.750 --> 16:15.820
‫وقتی داشتم عروسک متحرک رو بررسی می‌کردم،

16:15.820 --> 16:19.610
‫برای کمک به جناب کلیف رو زدم و با هم تونستیم ‫به اینجا برسونیمش!

16:19.610 --> 16:24.690
‫با این، می‌تونم زور مسخره‌م رو مهار کنم و فیگور بسازم.

16:24.690 --> 16:26.540
‫چه عالی!

16:26.540 --> 16:30.510
‫اگه هم قدرت خواستی، هرچقدر بهش مانا بدی قوی‌تر می‌شه.

16:30.930 --> 16:32.250
‫جدی؟

16:36.130 --> 16:38.900
‫به‌خاطر حرفی که زدم عصبانی‌ای، نه؟!

16:38.900 --> 16:44.480
‫مطمئن نبودیم با یه دست بشه کنترلش کرد ولی انگار مشکلی نداره.

16:44.480 --> 16:48.210
‫می‌گم، می‌شه با این دست جادو هم اجرا کرد؟

16:49.180 --> 16:51.720
‫می‌شه ولم کنــ...

16:51.720 --> 16:54.140
‫خب، چطوره امتحان کنیم؟

16:53.030 --> 16:54.140
‫بیشتر فشار نده!

16:59.610 --> 17:00.940
‫اون چیه؟

17:00.940 --> 17:02.440
‫شاید یه دوئل دیگه‌ست؟

17:02.440 --> 17:03.120
‫واقعاً؟

17:07.650 --> 17:10.050
‫آماده‌ایم!

17:10.050 --> 17:12.190
‫خب. امتحانش کن.

17:12.840 --> 17:14.510
‫آماده!

17:44.030 --> 17:47.550
‫انگار موقعی که اینو پوشیدی راحت می‌تونی جادو اجرا کنی.

17:47.550 --> 17:48.430
‫آره.

17:50.150 --> 17:52.760
‫بی‌نظیره، استاد! هیچوقت آدمو ناامید نمی‌کنین!

17:52.760 --> 17:56.210
‫این اختراع خیلی خوبیه. واقعاً شوکه شدم.

17:56.210 --> 17:57.880
‫ممنونم!

17:57.880 --> 18:01.360
‫اگه می‌خواینش، خوشحال می‌شم بدمش بهتون.

18:01.920 --> 18:03.000
‫جدی می‌گی؟

18:03.000 --> 18:07.440
‫بله. یه نمونه‌ی اولیه‌ست ولی بازم بهتر از هیچیه.

18:07.440 --> 18:14.440
‫با کمک شما و جناب کلیف هم می‌تونم سریع یکی مشابهش رو بسازم.

18:14.440 --> 18:17.780
‫راستی حالا که بحثش شد، این ابزار جادویی اسمی هم داره؟

18:18.450 --> 18:21.400
‫هنوز بهش اسمی ندادیم.

18:21.400 --> 18:26.420
‫نه من نه جناب کلیف استعداد اسم‌گذاری نداریم.

18:26.420 --> 18:29.660
‫حالا که خودت اینجایی، چطوره تو بهش اسم بدی؟

18:29.660 --> 18:32.500
‫درسته. ممنون می‌شم.

18:40.510 --> 18:45.270
‫اگه این‌طوره، یه تیکه از اسم دوتاتون رو
برمی‌دارم ‫و اسمش رو می‌ذارم دست زالیف.

18:45.590 --> 18:48.150
‫اسم خودت جا موند.

18:48.150 --> 18:51.240
‫اشکالی نداره. من که کمک نکردم.

18:51.240 --> 18:54.790
‫به‌سختی می‌شه گفت کمکی نکردین...

18:58.560 --> 18:59.810
‫ولی ایرادی نداره.

18:59.810 --> 19:00.660
‫خب پس،

19:00.660 --> 19:04.840
‫اون دست، دست زالیفه. نمونه‌ی اولیه‌ی شماره یک.

19:23.730 --> 19:27.150
‫خوش برگشتی، داداشی!

19:30.830 --> 19:33.820
‫غذا می‌خوری؟ یا حموم می‌خوای؟

19:33.820 --> 19:35.660
‫یا شایدم...

19:35.660 --> 19:38.860
‫منِ... کوچولو... رو؟

19:40.190 --> 19:44.310
‫اگه این‌طوریه... پس تو رو می‌خوام!

19:44.310 --> 19:46.670
‫قلقلک قلقلک قلقلک!

19:46.220 --> 19:48.750
‫داداشی بهم حمله کرد!

19:48.750 --> 19:49.780
‫ها؟

19:54.100 --> 19:55.410
‫من اومدم.

20:00.710 --> 20:03.500
‫اون دست مصنوعی یه ابزار جادوییه؟

20:03.500 --> 20:07.490
‫آره. ثمره‌ی تحقیقات زانوبا و کلیفه.

20:07.490 --> 20:11.200
‫چه خوبه. مثل یه دست واقعی تکون می‌خوره.

20:11.200 --> 20:15.420
‫میزان تحرکش برای کارهای روزمره کافیه.

20:15.420 --> 20:16.830
‫و اینکه...

20:16.830 --> 20:20.190
‫دیگه می‌تونم از دوتاتون با هم لذت ببرم!

20:20.490 --> 20:22.040
‫ای بابا، رودی.

20:22.040 --> 20:24.210
‫الو! دستت داره کجا می‌ره؟

20:24.210 --> 20:26.830
‫داداشی، داری خجالتم می‌دی.

20:26.830 --> 20:33.160
‫غذا! غذا! غذا آماده‌ست!

20:34.210 --> 20:37.840
‫غذای امروزم تقریباً مثل همیشه‌ست.

20:37.840 --> 20:39.240
‫آیشا!

20:39.240 --> 20:40.750
‫می‌دونم.

20:41.300 --> 20:43.000
‫بابت غذا ممنونیم.

20:43.980 --> 20:49.020
‫از زمان تله‌پورت دسته‌جمعی فیتوآ اتفاقات زیادی افتاده.

20:49.490 --> 20:53.090
‫ماجراجویی تو قاره‌ی شیاطین، جدا شدن از اریس،

20:53.540 --> 20:56.990
‫درمان شدنم، ازدواج با سیلفی،

20:57.410 --> 21:01.030
‫تجدید دیدار با روکسی، نجات دادن مامان...

21:01.690 --> 21:05.080
‫تو مسیر یه‌سری چیز هم از دست دادم...

21:05.580 --> 21:07.840
‫ولی به زندگی عادیم برگشتم.

21:08.780 --> 21:12.550
‫می‌خوام این «عادی» رو عزیز بشمارم.

21:48.310 --> 21:51.370
‫زندگی آرومم رو پس گرفتم...

21:56.320 --> 21:59.940
‫پس باری دیگه دارم در سکوت دعا می‌کنم.

22:02.000 --> 22:05.000
‫قسمت ۳
زندگی در خانه

22:05.000 --> 22:15.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:35.010 --> 23:40.090
قسمت بعد

23:35.600 --> 23:40.090
یک جادوگر آب سطح پادشاه
