1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:20,040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:20,070 --> 00:00:26,070
Tenshi Hunter & Dawn :ترجمه و تایپ‌ستینگ

4
00:00:30,140 --> 00:00:32,110
‫یه الهه جلوی روم بودم.

5
00:00:39,010 --> 00:00:42,650
‫یه الهه‌ی در حال استراحت، درست مثل بودا.

6
00:00:42,650 --> 00:00:46,360
‫یه شخصیت مقدس که به‌هیچ‌وجه نباید بهش بی‌احترامی کنم.

7
00:00:55,770 --> 00:00:57,680
‫کمرش قوسی نداره.

8
00:00:57,680 --> 00:01:00,320
‫هیکلش آدمو به شک میندازه که نکنه زیادی بچه باشه.

9
00:01:00,770 --> 00:01:04,130
‫در فرهنگ بودایی واژه‌ی اورنا به معنای «گنج مو»، علامتی مارپیچ
‫یا دایره‌شکل است که به‌عنوان نشانی فرخنده بر پیشانی تـصاویـر
‫بودایی قرار می‌گیرد.

10
00:01:00,770 --> 00:01:04,130
‫نکنه اونی که روی سینه‌شه یه نشان مقدس اورناست؟

11
00:01:05,790 --> 00:01:07,300
‫سرده.

12
00:01:09,890 --> 00:01:11,930
‫جفتمون سختی‌های زیادی کشیدیم،

13
00:01:11,930 --> 00:01:15,080
‫ولی خوشحالم که این‌طوری با روکسی ازدواج کردم.

14
00:01:15,530 --> 00:01:16,720
‫اوه... ای‌وای.

15
00:01:16,720 --> 00:01:19,300
‫صبح‌ها وقت تنگه. باید زود پاشیم.

16
00:01:19,940 --> 00:01:22,850
‫روکسی، بیدار شو... صبح شده.

17
00:01:27,670 --> 00:01:29,760
‫صبحت بخیر باشه.

18
00:01:31,280 --> 00:01:33,660
‫صبحت بخیر باشـــــــ ـ...

19
00:01:34,960 --> 00:01:38,540
‫چی شده؟ چرا انگار کشتی‌هات غرق شدن؟

20
00:01:38,540 --> 00:01:44,380
‫هیچی، فقط دلم می‌خواست می‌تونستم
‫توی یه نور و نمای بهتر حسابی تماشات کنم.

21
00:01:46,170 --> 00:01:47,300
‫خدایا.

22
00:01:47,300 --> 00:01:50,720
‫بهتره دست بجنبونیم. بقیه تا الان دیگه بیدار شدن.

23
00:01:52,980 --> 00:01:54,180
‫چشم!

24
00:02:02,000 --> 00:02:03,510
‫صبح بخیر، سیلفی.

25
00:02:03,900 --> 00:02:05,490
‫صبح بخیر، رودی.

26
00:02:06,820 --> 00:02:09,110
‫لوسی مثل همیشه قبراق و سرحاله.

27
00:02:09,110 --> 00:02:11,250
‫صبح بخیر، لوسی.

28
00:02:11,250 --> 00:02:13,820
‫با وجود همه‌ی نگرانی‌هام،

29
00:02:13,820 --> 00:02:16,280
‫لوسی داره سریع بزرگ میشه.

30
00:02:16,650 --> 00:02:18,570
‫سیلفی هم از زمان زایمانش حالش خوب بوده.

31
00:02:18,570 --> 00:02:20,280
‫هردوشون توی سلامت کاملن.

32
00:02:20,550 --> 00:02:22,790
‫دختر کوچولومون مثل همیشه نازه.

33
00:02:22,790 --> 00:02:26,670
‫قطعاً همین‌طوره. موندم چطوری
‫می‌تونه این‌قدر دوست‌داشتنی باشه.

34
00:02:26,670 --> 00:02:28,880
‫شرط می‌بندم به مامانش رفته که این‌قدر نازه.

35
00:02:29,250 --> 00:02:30,630
‫از دست تو.

36
00:02:30,630 --> 00:02:32,380
‫ممنون، رودی.

37
00:02:35,740 --> 00:02:37,350
‫صبح بخیر، روکسی.

38
00:02:37,930 --> 00:02:38,470
‫صـ ــ...

39
00:02:39,760 --> 00:02:41,510
‫صبحتون بخیر باشه.

40
00:02:42,100 --> 00:02:44,170
‫چیزه... روکسی،

41
00:02:44,170 --> 00:02:46,200
‫رودی دیشب چطور بود؟

42
00:02:46,200 --> 00:02:50,120
‫اوه... عا... عــه... چیزه... باهام خوب تا کرد.

43
00:02:50,120 --> 00:02:52,130
‫رودی مهربون بود و اینکه...

44
00:02:52,130 --> 00:02:54,020
‫چیز... معذرت می‌خوام.

45
00:02:54,020 --> 00:02:56,110
‫نیازی به معذرت‌خواهی کردن نیست.

46
00:02:56,110 --> 00:02:57,590
‫جدی می‌گین؟

47
00:02:57,590 --> 00:02:58,850
‫آره.

48
00:03:01,960 --> 00:03:03,450
‫صبح بخیر، نورن.

49
00:03:03,450 --> 00:03:05,450
‫صبحت بخیر باشه، داداش.

50
00:03:05,690 --> 00:03:09,380
‫یکم دیگه از داستان‌های آقای رویجرد رو نوشتم.

51
00:03:09,380 --> 00:03:11,160
‫می‌شه یه نگاهی بهش بندازی؟

52
00:03:11,160 --> 00:03:12,290
‫حتماً.

53
00:03:12,780 --> 00:03:17,670
‫برنامه داشتم یه کتاب بنویسم سابقه‌ی اسپردها رو پاک کنم،

54
00:03:17,670 --> 00:03:19,800
‫ولی بیشتر زحمتش رو نورن کشیده بود.

55
00:03:20,130 --> 00:03:23,670
‫هنوز داره یاد می‌گیره، ولی قشنگ
‫مشخصه که داره تمام تلاشش رو می‌کنه،

56
00:03:23,940 --> 00:03:27,050
‫واسه همین مطمئنم داستانش بهتر از
‫چیزی که من می‌خواستم بنویسم از آب درمیاد.

57
00:03:27,610 --> 00:03:29,240
‫بی‌صبرانه منتظرشم.

58
00:03:33,540 --> 00:03:35,430
‫صبح بخیر، مامان.

59
00:03:36,430 --> 00:03:38,820
‫مامان، داداش اومده.

60
00:03:45,200 --> 00:03:49,160
‫ماه‌ها از زمانی که برگشتیم شاریا می‌گذره،

61
00:03:49,160 --> 00:03:51,100
‫ولی حافظه‌ی زنیث هنوز برنگشته.

62
00:03:51,580 --> 00:03:56,600
‫داره کم‌کم تغییر می‌کنه، ولی فعلاً تنها کاری
‫که ازم برمیاد اینه که صبر کنم ببینم چی می‌شه.

63
00:03:58,090 --> 00:04:01,050
‫صبحونه! صبحونه!

64
00:04:01,050 --> 00:04:03,560
‫صبحونه آماده‌ی نوش‌جان کردنه!

65
00:04:06,030 --> 00:04:09,090
‫صبحتون بخیر باشه، داداشی و بانوی من.

66
00:04:09,090 --> 00:04:10,680
‫صبح بخیر، آیشا.

67
00:04:10,680 --> 00:04:12,840
‫امروز صبحانه چی داریم؟

68
00:04:12,840 --> 00:04:16,630
‫تقریباً همون چیزایی‌ان که همیشه داشتیم!

69
00:04:16,630 --> 00:04:17,940
‫آیشا.

70
00:04:18,170 --> 00:04:22,220
‫کله‌شق‌بازی رو بذار کنار و قشنگ بهش بگو چی داریم.

71
00:04:22,600 --> 00:04:27,810
‫سوپ لوبیا و سیب‌زمینی یوکو و نون گندم با شیر مقوی مادیان داریم!

72
00:04:28,270 --> 00:04:33,440
‫ارباب رودئوس، بانو سیلفیت، بانو روکسی، صبحتون بخیر باشه.

73
00:04:33,440 --> 00:04:35,460
‫صبحت بخیر باشه، خانم لیلیا.

74
00:04:35,800 --> 00:04:41,420
‫آیشا و خانم لیلیا مثل همیشه به‌عنوان
‫خدمتکارامون دارن خونه رو می‌چرخونن.

75
00:04:36,140 --> 00:04:39,880
‫خب آیشا، حالا بیا قبل از اینکه غذا از دهن بیفته سروش کنیم.

76
00:04:39,880 --> 00:04:41,140
‫چـــشـــم!

77
00:04:41,420 --> 00:04:44,680
‫صبحونه! صبحونه! صبحونه آماده‌ی نوش‌جان کردنه!

78
00:04:41,420 --> 00:04:47,670
‫آیشا یکم مایه‌ی دردسره و خانم لیلیا همیشه‌ی خدا
‫دعواش می‌کنه، ولی هر دوشون خوشحال به‌نظر میان.

79
00:04:43,380 --> 00:04:45,930
‫آیشا! محض رضای خدا جدی باش!

80
00:04:48,490 --> 00:04:50,940
‫ما تو کل دنیا پخش شده بودیم،

81
00:04:50,940 --> 00:04:54,190
‫ولی بالأخره تونستیم دوباره
‫به‌عنوان یه خانواده دورهم جمع بشیم.

82
00:04:54,570 --> 00:04:57,280
‫الان، همین برای خوشحال‌کردنم کافیه.

83
00:04:57,780 --> 00:05:00,270
‫خیلی‌خب، شروع کنیم پس.

84
00:05:14,160 --> 00:05:17,490
‫من و سیلفی از امروز داریم برمی‌گردیم مدرسه.

85
00:05:17,950 --> 00:05:20,330
‫البته، ماها تنها کسایی نیستیم که می‌ریم.

86
00:05:22,000 --> 00:05:23,750
‫مشکلی پیش اومده؟

87
00:05:23,750 --> 00:05:25,700
‫نه بابا، چیزی نیست.

88
00:05:25,700 --> 00:05:26,970
‫مطمئنی؟

89
00:05:26,970 --> 00:05:31,400
‫راستی، روکسی رو توی مدرسه به همه معرفی کردی؟

90
00:05:31,400 --> 00:05:32,260
‫آره.

91
00:05:32,570 --> 00:05:36,460
‫موقعی که استاد روکسی رو به‌عنوان مدرس به دانشکده معرفی کردم،

92
00:05:36,460 --> 00:05:40,510
‫وقتی داشتم دانشکده رو بهش نشون می‌دادم
‫به همه گفتم که چقدر باکمالات و فوق‌العاده‌ست!!

93
00:05:40,510 --> 00:05:45,080
‫اون‌قدر آدم بزرگیه که آشنا شدن با ذات والای اون...

94
00:05:45,080 --> 00:05:48,250
‫می‌تونه برای بقیه تو هر کاری که می‌کنن یه امتیاز مثبت باشه!

95
00:05:49,390 --> 00:05:51,020
‫همیشه همین بودی.

96
00:05:52,800 --> 00:05:56,760
‫ممنونم که منو به این همه آدم معرفی کردی،

97
00:05:56,760 --> 00:06:02,510
‫ولی رودی، تو همیشه بهشون می‌گفتی من
‫«استادتم» و هیچ‌وقت نگفتی «همسرتم».

98
00:06:03,960 --> 00:06:05,370
‫رودی؟

99
00:06:05,370 --> 00:06:07,850
‫ر... روم سیاه، روکسی.

100
00:06:07,850 --> 00:06:10,700
‫آه، یکی یه‌دونه‌ی من.

101
00:06:10,700 --> 00:06:12,920
‫ولی من واقعاً عاشقتم.

102
00:06:14,010 --> 00:06:16,690
‫خـ ــ خیلی ممنونم.

103
00:06:16,690 --> 00:06:20,040
‫می‌گم رودی... احیاناً به منم نمی‌خوای چیزی بگی؟

104
00:06:20,480 --> 00:06:23,140
‫معلومه که عاشق تو هم هستم، سیلفی.

105
00:06:23,140 --> 00:06:24,520
‫من که آخه...

106
00:06:26,160 --> 00:06:28,030
‫عــــــاشـــــــق جــفـــت‌تونم!

107
00:06:29,910 --> 00:06:31,630
‫دست‌خوش، باتلاق!

108
00:06:30,160 --> 00:06:31,130
‫عـ ــ عه چیزه!

109
00:06:31,130 --> 00:06:32,230
‫رودی؟!

110
00:06:31,630 --> 00:06:33,420
‫رئیس خودمونه دیگه!

111
00:06:32,230 --> 00:06:34,400
‫دیگه توی مدرسه از این کارها نکن.

112
00:06:33,420 --> 00:06:35,700
‫حسودیم شد، پدرسگ خرشانس!

113
00:06:34,400 --> 00:06:35,660
‫راست می‌گه.

114
00:06:35,660 --> 00:06:38,270
‫داداش، آب شدم از خجالت.

115
00:06:43,160 --> 00:06:45,900
‫خب بااجازه. من از این‌طرف می‌رم.

116
00:06:45,900 --> 00:06:48,290
‫باشه. نورن، توی درس‌هات موفق باشی.

117
00:06:48,290 --> 00:06:49,180
‫چشم.

118
00:06:51,120 --> 00:06:54,180
‫داداش، امروز هم میام خونه.

119
00:06:58,770 --> 00:06:59,850
‫صبح بخیر.

120
00:06:59,850 --> 00:07:01,130
‫چقدر طولش دادی.

121
00:07:01,130 --> 00:07:02,030
‫صبح بخیر.

122
00:07:02,030 --> 00:07:03,610
‫صبح بخیر، نورن.

123
00:07:03,610 --> 00:07:06,310
‫می‌بینم که نورن خیلی محبوبه.

124
00:07:06,310 --> 00:07:08,220
‫نورن دختر نازیه.

125
00:07:08,220 --> 00:07:11,280
‫به‌خاطر اینه که همه می‌بینن چقدر سخت‌کوشه.

126
00:07:11,280 --> 00:07:13,240
‫بخوای نخوای طرفدارش می‌شی.

127
00:07:13,240 --> 00:07:16,160
‫به‌عنوان برادرش، خوشحالم که محبوبه،

128
00:07:16,480 --> 00:07:20,880
‫ولی... اگه هرکدوم از این پسرا بخوان بهش
‫دست‌درازی کنن، به خاک سیاه می‌شونمشون.

129
00:07:21,250 --> 00:07:25,970
‫عمراً بذارم یه غریبه‌ی مشکوک به خواهر نازنینم نزدیک بشه.

130
00:07:21,250 --> 00:07:23,470
‫باید یه بار بریم تو شهر خرید کنیم.

131
00:07:23,470 --> 00:07:25,970
‫آهای! نورن با ما میاد، گفته باشم!

132
00:07:26,320 --> 00:07:28,130
‫مگه نه، بابا؟

133
00:07:27,050 --> 00:07:29,160
‫پس بیاین همه‌ باهم بریم.

134
00:07:35,170 --> 00:07:36,270
‫بفرمایید.

135
00:07:37,160 --> 00:07:38,590
‫با اجازه‌تون.

136
00:07:41,200 --> 00:07:43,340
‫بـ ـ بااجازه.

137
00:07:44,190 --> 00:07:46,100
‫منتظرتون بودم.

138
00:07:47,250 --> 00:07:50,430
‫رودئوس، از امروز دوباره به تحصیلت برمی‌گردی؟

139
00:07:50,430 --> 00:07:55,400
‫بله. اون‌روز فقط برای احوال‌پرسی اومدم،
‫ولی دوباره قراره تحت آموزش خودتون باشم.

140
00:07:55,400 --> 00:07:58,330
‫ما هم خوشحالیم که دوباره برگشتی.

141
00:07:59,380 --> 00:08:03,490
‫در مورد روکسی هم، این اولین روز تدریست توی مجموعه‌ست.

142
00:08:03,490 --> 00:08:05,050
‫استرس داری؟

143
00:08:05,350 --> 00:08:06,260
‫بله...

144
00:08:08,290 --> 00:08:09,290
‫استاد.

145
00:08:10,870 --> 00:08:16,550
‫چقدر عوض شدی. پس کجا رفت اون روکسی
‫که می‌گفت به هیچ معلم و استادی نیاز ندارم؟

146
00:08:16,550 --> 00:08:19,690
‫درسته. خودمم موندم چی شده واقعاً.

147
00:08:19,690 --> 00:08:22,530
‫اون‌موقع‌ها مغرور و از خود راضی بودم.

148
00:08:22,530 --> 00:08:28,440
‫ول الان... فکر می‌کنم بتونم کمی از
‫لذت‌های آموزش‌دادن به بقیه رو درک کنم.

149
00:08:30,720 --> 00:08:34,080
‫خوشحالیم که بهمون محلق شدین، استاد روکسی.

150
00:08:34,400 --> 00:08:35,420
‫ممنون!

151
00:08:37,350 --> 00:08:40,320
‫بااجازه پس، من زودتر از شما می‌رم سر کلاس.

152
00:08:40,320 --> 00:08:42,360
‫باشه. بعداً می‌بینمت.

153
00:08:45,680 --> 00:08:47,360
‫صبح بخیر.

154
00:08:48,200 --> 00:08:50,620
‫نه بابا... انگار زودتر از همه اومد.

155
00:08:50,620 --> 00:08:52,120
‫اوه، رئیس.

156
00:08:52,830 --> 00:08:54,790
‫صحبتون میوخیر.

157
00:08:54,790 --> 00:08:56,260
‫صبح بخیر.

158
00:08:56,260 --> 00:08:57,750
‫صبح هردوتون بخیر.

159
00:08:58,170 --> 00:09:00,150
‫رئیس، حواسمون بهت بودامیو.

160
00:09:00,460 --> 00:09:04,610
‫حتماً کیفت کوکه سر صبحی پاشدی با دوتا زنات اومدی مدرسه.

161
00:09:04,610 --> 00:09:08,790
‫چطور تونستی مارو بپیچونی یه زنِ دیگه بیاری خونه؟ خجالت.

162
00:09:08,790 --> 00:09:12,650
‫ما هم امسال درسمون تموم می‌شه، پس باید یکیو پیدا کنیمیو.

163
00:09:12,650 --> 00:09:15,410
‫راست می‌گی. امسال دوئل می‌کنیم.

164
00:09:15,670 --> 00:09:18,140
‫واسه خودمون یه مرد تور می‌کنیم می‌بریم خونه.

165
00:09:18,140 --> 00:09:20,390
‫منم یه مشتی‌شو پیدا می‌کنمیو!

166
00:09:20,390 --> 00:09:24,000
‫همیشه‌ی خدا جوری رفتار می‌کردن
‫که انگار وقت عشق و عاشقی‌کردن ندارن،

167
00:09:24,000 --> 00:09:27,920
‫ولی انگار وقتی دیدن اینور و اونورمو دوتا حوری گرفتن،‌ حسودیشون شده.

168
00:09:27,920 --> 00:09:29,180
‫استاد!

169
00:09:29,180 --> 00:09:32,810
‫استاد خودتونین که! صبحتون بخیر باشه.

170
00:09:32,810 --> 00:09:35,660
‫صبحتون بخیر باشه، استاد بزرگ.

171
00:09:35,660 --> 00:09:37,250
‫صبح بخیر، زانوبا.

172
00:09:37,600 --> 00:09:39,180
‫جولی، صبح تو هم بخیر.

173
00:09:39,180 --> 00:09:42,450
‫از اونجایی که تو کلاسین، قراره دوباره بهمون ملحق بشین؟

174
00:09:42,450 --> 00:09:45,150
‫آره. می‌تونیم با هم تحقیقات بیشتری انجام بدیم.

175
00:09:45,150 --> 00:09:47,070
‫بهتر از این نمی‌شد که.

176
00:09:47,070 --> 00:09:49,860
‫یه چیزی هست که دوست دارم بعداً یه نگاهی بهش بندازین.

177
00:09:49,860 --> 00:09:51,460
‫پروژه‌ی جدیدی داری؟

178
00:09:53,350 --> 00:09:56,860
‫ثمره‌ی ناقابل این شیش‌ماهیه که تحقیق می‌کردم!

179
00:09:58,140 --> 00:10:01,180
‫خـ ـ خیلی‌خب. مشتاقشم.

180
00:10:09,930 --> 00:10:11,210
‫صبح بخیر.

181
00:10:11,720 --> 00:10:13,010
‫صبح بخیر.

182
00:10:14,250 --> 00:10:15,470
‫خوبی؟

183
00:10:15,980 --> 00:10:17,610
‫آره خوبم.

184
00:10:17,610 --> 00:10:20,360
‫بگذریم، حالا که برگشتی مدرسه،

185
00:10:20,360 --> 00:10:22,730
‫این‌طور فرض می‌کنم که یه‌مدت قرار نیست جایی بری.

186
00:10:22,730 --> 00:10:23,710
‫نه.

187
00:10:24,250 --> 00:10:25,250
‫خوبه.

188
00:10:25,820 --> 00:10:28,410
‫پس می‌تونم آزمایشاتمو ادامه بدم.

189
00:10:29,070 --> 00:10:30,480
‫رودئوس!

190
00:10:30,720 --> 00:10:33,380
‫کلیف. صبحت بخیر.

191
00:10:33,380 --> 00:10:36,580
‫لیزه بهم گفت با هم برگشتین،

192
00:10:36,580 --> 00:10:40,040
‫می‌مردی بیای یه سلام بدی؟

193
00:10:40,040 --> 00:10:41,540
‫ببخشید.

194
00:10:41,540 --> 00:10:43,860
‫اومدم سر بزنم، ولی...

195
00:10:44,140 --> 00:10:46,990
‫سرتون با الینالیزه شلوغ بود.

196
00:10:47,940 --> 00:10:49,630
‫صـ ــ صحیح.

197
00:10:49,630 --> 00:10:52,130
‫خب پس نمی‌شد کاریش کرد.

198
00:10:52,130 --> 00:10:53,800
‫بخشیش تقصیر خودم بود.

199
00:10:54,140 --> 00:10:59,250
‫بازم، کم کمش می‌تونستی بیای بگی بچه‌ت به‌دنیا اومده.

200
00:10:59,250 --> 00:11:01,170
‫ر ــ راست می‌گین.

201
00:11:01,170 --> 00:11:03,720
‫مطمئنم سرت با بچه‌ت شلوغه...

202
00:11:03,720 --> 00:11:06,940
‫ولی یه‌طوریه که انگار این چندوقت داری ازم دوری می‌کنی.

203
00:11:07,200 --> 00:11:09,360
‫شایدم همینطوریه.

204
00:11:09,360 --> 00:11:11,400
‫اون یکی از پیروان میلیس‌ـه،

205
00:11:11,400 --> 00:11:15,930
‫برای همین گفتم چون دوتا زن دارم بهم گیر می‌ده.

206
00:11:15,930 --> 00:11:19,920
‫یا نکنه یه دلیلی هست که نمی‌خواستی ببینیم؟

207
00:11:24,100 --> 00:11:24,950
‫راستشو بگم...

208
00:11:24,950 --> 00:11:26,220
‫من یه زنـ...

209
00:11:24,950 --> 00:11:26,660
‫صبح‌تون بخیر.

210
00:11:27,620 --> 00:11:30,130
‫خب، بشینین سرجاتون.

211
00:11:31,290 --> 00:11:33,840
‫من روکسی میگوردیا گری‌رت هستم.

212
00:11:34,360 --> 00:11:39,460
‫از امروز، ایشون در دانشکده‌ی جادویی رانوئا تدریس می‌کنن.

213
00:11:39,460 --> 00:11:45,850
‫اولش منم کمک‌شون می‌کنم اما قراره استاد جدید کلاس‌تون باشن،

214
00:11:45,850 --> 00:11:48,440
‫برای همین امیدوارم همه‌تون درست رفتار کنین.

215
00:11:49,240 --> 00:11:52,560
‫فکر می‌کنم همین الانشم به بیشترتون معرفی شدم...

216
00:11:52,560 --> 00:11:57,140
‫ولی من همسر دوم رودئوس گری‌رت، روکسی گری‌رت هستم.

217
00:11:57,140 --> 00:12:01,100
‫مطمئن باشین به‌عنوان استاد و شاگرد رفتارمون با هم فرق می‌کنه،

218
00:12:01,100 --> 00:12:02,860
‫اما مشتاق آشنا شدن با همه‌تونم.

219
00:12:03,420 --> 00:12:05,230
‫اینجا رو ببین...

220
00:12:05,530 --> 00:12:08,400
‫زن دوم؟

221
00:12:20,960 --> 00:12:24,970
‫رودئوس، بویی از وفادار بودن نبردی؟

222
00:12:24,970 --> 00:12:29,640
‫بله. به‌نظر خودمم می‌تونستم یکم بهتر عمل کنم.

223
00:12:31,480 --> 00:12:36,900
‫می‌دونی اون‌روز چون گفتی می‌تونی سلیفی
‫رو دوست‌داشته باشی بهت برکتمو دادم دیگه؟

224
00:12:36,900 --> 00:12:41,820
‫می‌دونم و بابت حرف‌هایی که اون‌روز زدین ازتون ممنونم.

225
00:12:41,820 --> 00:12:47,780
‫می‌دونم پیروی میلیس نیستی، برای همین بیخیالش می‌شم.

226
00:12:48,200 --> 00:12:50,670
‫درواقع، خوشحالی هم می‌کنم.

227
00:12:52,080 --> 00:12:53,850
‫مبارکت باشه.

228
00:12:53,850 --> 00:12:55,700
‫ممنونم.

229
00:13:00,690 --> 00:13:04,330
‫بعضی‌وقتا خواهرتو تو کلیسای شهر می‌بینم.

230
00:13:05,960 --> 00:13:10,900
‫بهم گفت می‌خواد یه روزی مثل تو و سیلفی...

231
00:13:10,900 --> 00:13:13,590
‫یه ازدواج موفق داشته باشه.

232
00:13:14,340 --> 00:13:18,860
‫وقتی زن دومتو آوردی خونه چی گفت؟

233
00:13:20,580 --> 00:13:22,320
‫خیلی عصبانی بود.

234
00:13:22,320 --> 00:13:24,070
‫منطقی هم هست!

235
00:13:24,070 --> 00:13:28,230
‫تقریباً هرروز دعا می‌کرد تو و پدرت سالم برگردین خونه.

236
00:13:28,230 --> 00:13:33,110
‫مطمئنم وقتی زنده برگشتی خوشحال شده بود.

237
00:13:33,620 --> 00:13:38,320
‫ولی الان که پدرشو از دست داده، فقط تو براش موندی.

238
00:13:38,880 --> 00:13:42,520
‫فکر نمی‌کنی بیشتر باید حواست به احساسات نورن باشه؟

239
00:13:43,130 --> 00:13:44,370
‫چرا.

240
00:13:44,950 --> 00:13:49,090
‫زیاد زن داشتن خوب نیست.

241
00:13:49,090 --> 00:13:50,490
‫درسته.

242
00:13:50,980 --> 00:13:53,000
‫چیزه، کلیف...

243
00:13:53,000 --> 00:13:54,920
‫بله، رودئوس؟

244
00:13:54,920 --> 00:13:59,270
‫جام مراقب نورن بودین، نه؟ دستت درد نکنه.

245
00:14:00,580 --> 00:14:04,040
‫فقط چون تو کلیسا دیدمش نشستم به حرفاش گوش کردم.

246
00:14:04,040 --> 00:14:06,510
‫اوه و یه‌چیز دیگه.

247
00:14:06,510 --> 00:14:09,360
‫نباید بذاری دختری تو اون سن تنها تو شهر بچرخه.

248
00:14:09,630 --> 00:14:14,710
‫اینجا محل امنیه، ولی تو کوچه پس ‌کوچه‌ها آدم‌ربا هست.

249
00:14:14,710 --> 00:14:17,130
‫راست می‌گین. حواسمو جمع می‌کنم.

250
00:14:17,130 --> 00:14:19,390
‫جدی؟ تو همیشـ...

251
00:14:19,390 --> 00:14:22,310
‫خب دیگه. چطوره همینجا تمومش کنی؟

252
00:14:22,310 --> 00:14:25,140
‫به‌هرحال، زنده و سرحال برگشتن پیشمون.

253
00:14:26,270 --> 00:14:29,630
‫خب، اتفاقاً پشیمون هم به نظر می‌رسه.

254
00:14:29,630 --> 00:14:32,110
‫گناهانت رو می‌بخشم.

255
00:14:32,110 --> 00:14:35,560
‫میلیس کبیر بخشنده‌ان.

256
00:14:35,560 --> 00:14:37,250
‫لطف دارین.

257
00:14:41,750 --> 00:14:43,800
‫لیزه جریانشو بهم گفت،

258
00:14:43,800 --> 00:14:46,850
‫ولی چیزی که دستتو قطع کرد واقعاً اونقدر خطرناک بود؟

259
00:14:48,170 --> 00:14:50,490
‫یه هایدرا بود و جادو روش اثر نداشت.

260
00:14:50,490 --> 00:14:52,360
‫مقابل جادو مقاوم بود؟

261
00:14:52,820 --> 00:14:55,340
‫پس منطقیه چرا این‌قدر دست‌وپا زدی.

262
00:14:55,770 --> 00:14:57,370
‫خوب تونستی دخلشو بیاری.

263
00:14:57,370 --> 00:14:59,650
‫همه‌ش به‌لطف پدرم و بقیه‌ست.

264
00:15:00,280 --> 00:15:04,480
‫درسته که برنده شدیم ولی چیزای زیادی رو از دست دادیم.

265
00:15:08,520 --> 00:15:11,420
‫استاد، یه‌لحظه صبر کنین.

266
00:15:15,300 --> 00:15:17,470
‫اینو ببینین.

267
00:15:17,470 --> 00:15:19,140
‫این چیه؟

268
00:15:19,140 --> 00:15:21,730
‫اون چیزی که تو کلاس بهتون گفتم.

269
00:15:21,730 --> 00:15:23,740
‫ثمره‌ی تحقیقات‌مون.

270
00:15:23,740 --> 00:15:25,780
‫خب، دست چپ‌تون رو بیارین جلو.

271
00:15:25,780 --> 00:15:26,980
‫بـ ــ باشه.

272
00:15:34,210 --> 00:15:36,020
‫به مو بنده که.

273
00:15:36,020 --> 00:15:39,620
‫وردش اینه، «ای خاک. دست من شو.»

274
00:15:39,620 --> 00:15:40,640
‫ببخشید؟

275
00:15:40,640 --> 00:15:42,920
‫بفرمایین بخونینش.

276
00:15:44,230 --> 00:15:47,060
‫«ای خاک، دست من شو.»

277
00:15:56,150 --> 00:15:58,150
‫عــ ــ عه!

278
00:15:58,150 --> 00:16:00,450
‫تکون می‌خوره! تکون می‌خوره!

279
00:16:00,450 --> 00:16:02,090
‫بیا، رودئوس.

280
00:16:05,350 --> 00:16:08,780
‫عالیه! حتی می‌تونم نوک انگشتا هم حس کنم!

281
00:16:08,780 --> 00:16:09,990
‫این چیه؟

282
00:16:09,990 --> 00:16:13,750
‫یه ابزار جادویی که طبق خواست فرد تکون می‌خوره!

283
00:16:13,750 --> 00:16:15,820
‫وقتی داشتم عروسک متحرک رو بررسی می‌کردم،

284
00:16:15,820 --> 00:16:19,610
‫برای کمک به جناب کلیف رو زدم و با هم تونستیم ‫به اینجا برسونیمش!

285
00:16:19,610 --> 00:16:24,690
‫با این، می‌تونم زور مسخره‌م رو مهار کنم و فیگور بسازم.

286
00:16:24,690 --> 00:16:26,540
‫چه عالی!

287
00:16:26,540 --> 00:16:30,510
‫اگه هم قدرت خواستی، هرچقدر بهش مانا بدی قوی‌تر می‌شه.

288
00:16:30,930 --> 00:16:32,250
‫جدی؟

289
00:16:36,130 --> 00:16:38,900
‫به‌خاطر حرفی که زدم عصبانی‌ای، نه؟!

290
00:16:38,900 --> 00:16:44,480
‫مطمئن نبودیم با یه دست بشه کنترلش کرد ولی انگار مشکلی نداره.

291
00:16:44,480 --> 00:16:48,210
‫می‌گم، می‌شه با این دست جادو هم اجرا کرد؟

292
00:16:49,180 --> 00:16:51,720
‫می‌شه ولم کنــ...

293
00:16:51,720 --> 00:16:54,140
‫خب، چطوره امتحان کنیم؟

294
00:16:53,030 --> 00:16:54,140
‫بیشتر فشار نده!

295
00:16:59,610 --> 00:17:00,940
‫اون چیه؟

296
00:17:00,940 --> 00:17:02,440
‫شاید یه دوئل دیگه‌ست؟

297
00:17:02,440 --> 00:17:03,120
‫واقعاً؟

298
00:17:07,650 --> 00:17:10,050
‫آماده‌ایم!

299
00:17:10,050 --> 00:17:12,190
‫خب. امتحانش کن.

300
00:17:12,840 --> 00:17:14,510
‫آماده!

301
00:17:44,030 --> 00:17:47,550
‫انگار موقعی که اینو پوشیدی راحت می‌تونی جادو اجرا کنی.

302
00:17:47,550 --> 00:17:48,430
‫آره.

303
00:17:50,150 --> 00:17:52,760
‫بی‌نظیره، استاد! هیچوقت آدمو ناامید نمی‌کنین!

304
00:17:52,760 --> 00:17:56,210
‫این اختراع خیلی خوبیه. واقعاً شوکه شدم.

305
00:17:56,210 --> 00:17:57,880
‫ممنونم!

306
00:17:57,880 --> 00:18:01,360
‫اگه می‌خواینش، خوشحال می‌شم بدمش بهتون.

307
00:18:01,920 --> 00:18:03,000
‫جدی می‌گی؟

308
00:18:03,000 --> 00:18:07,440
‫بله. یه نمونه‌ی اولیه‌ست ولی بازم بهتر از هیچیه.

309
00:18:07,440 --> 00:18:14,440
‫با کمک شما و جناب کلیف هم می‌تونم سریع یکی مشابهش رو بسازم.

310
00:18:14,440 --> 00:18:17,780
‫راستی حالا که بحثش شد، این ابزار جادویی اسمی هم داره؟

311
00:18:18,450 --> 00:18:21,400
‫هنوز بهش اسمی ندادیم.

312
00:18:21,400 --> 00:18:26,420
‫نه من نه جناب کلیف استعداد اسم‌گذاری نداریم.

313
00:18:26,420 --> 00:18:29,660
‫حالا که خودت اینجایی، چطوره تو بهش اسم بدی؟

314
00:18:29,660 --> 00:18:32,500
‫درسته. ممنون می‌شم.

315
00:18:40,510 --> 00:18:45,270
‫اگه این‌طوره، یه تیکه از اسم دوتاتون رو
برمی‌دارم ‫و اسمش رو می‌ذارم دست زالیف.

316
00:18:45,590 --> 00:18:48,150
‫اسم خودت جا موند.

317
00:18:48,150 --> 00:18:51,240
‫اشکالی نداره. من که کمک نکردم.

318
00:18:51,240 --> 00:18:54,790
‫به‌سختی می‌شه گفت کمکی نکردین...

319
00:18:58,560 --> 00:18:59,810
‫ولی ایرادی نداره.

320
00:18:59,810 --> 00:19:00,660
‫خب پس،

321
00:19:00,660 --> 00:19:04,840
‫اون دست، دست زالیفه. نمونه‌ی اولیه‌ی شماره یک.

322
00:19:23,730 --> 00:19:27,150
‫خوش برگشتی، داداشی!

323
00:19:30,830 --> 00:19:33,820
‫غذا می‌خوری؟ یا حموم می‌خوای؟

324
00:19:33,820 --> 00:19:35,660
‫یا شایدم...

325
00:19:35,660 --> 00:19:38,860
‫منِ... کوچولو... رو؟

326
00:19:40,190 --> 00:19:44,310
‫اگه این‌طوریه... پس تو رو می‌خوام!

327
00:19:44,310 --> 00:19:46,670
‫قلقلک قلقلک قلقلک!

328
00:19:46,220 --> 00:19:48,750
‫داداشی بهم حمله کرد!

329
00:19:48,750 --> 00:19:49,780
‫ها؟

330
00:19:54,100 --> 00:19:55,410
‫من اومدم.

331
00:20:00,710 --> 00:20:03,500
‫اون دست مصنوعی یه ابزار جادوییه؟

332
00:20:03,500 --> 00:20:07,490
‫آره. ثمره‌ی تحقیقات زانوبا و کلیفه.

333
00:20:07,490 --> 00:20:11,200
‫چه خوبه. مثل یه دست واقعی تکون می‌خوره.

334
00:20:11,200 --> 00:20:15,420
‫میزان تحرکش برای کارهای روزمره کافیه.

335
00:20:15,420 --> 00:20:16,830
‫و اینکه...

336
00:20:16,830 --> 00:20:20,190
‫دیگه می‌تونم از دوتاتون با هم لذت ببرم!

337
00:20:20,490 --> 00:20:22,040
‫ای بابا، رودی.

338
00:20:22,040 --> 00:20:24,210
‫الو! دستت داره کجا می‌ره؟

339
00:20:24,210 --> 00:20:26,830
‫داداشی، داری خجالتم می‌دی.

340
00:20:26,830 --> 00:20:33,160
‫غذا! غذا! غذا آماده‌ست!

341
00:20:34,210 --> 00:20:37,840
‫غذای امروزم تقریباً مثل همیشه‌ست.

342
00:20:37,840 --> 00:20:39,240
‫آیشا!

343
00:20:39,240 --> 00:20:40,750
‫می‌دونم.

344
00:20:41,300 --> 00:20:43,000
‫بابت غذا ممنونیم.

345
00:20:43,980 --> 00:20:49,020
‫از زمان تله‌پورت دسته‌جمعی فیتوآ اتفاقات زیادی افتاده.

346
00:20:49,490 --> 00:20:53,090
‫ماجراجویی تو قاره‌ی شیاطین، جدا شدن از اریس،

347
00:20:53,540 --> 00:20:56,990
‫درمان شدنم، ازدواج با سیلفی،

348
00:20:57,410 --> 00:21:01,030
‫تجدید دیدار با روکسی، نجات دادن مامان...

349
00:21:01,690 --> 00:21:05,080
‫تو مسیر یه‌سری چیز هم از دست دادم...

350
00:21:05,580 --> 00:21:07,840
‫ولی به زندگی عادیم برگشتم.

351
00:21:08,780 --> 00:21:12,550
‫می‌خوام این «عادی» رو عزیز بشمارم.

352
00:21:48,310 --> 00:21:51,370
‫زندگی آرومم رو پس گرفتم...

353
00:21:56,320 --> 00:21:59,940
‫پس باری دیگه دارم در سکوت دعا می‌کنم.

354
00:22:02,000 --> 00:22:05,000
‫قسمت ۳

زندگی در خانه

355
00:22:05,000 --> 00:22:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

356
00:23:35,010 --> 00:23:40,090
قسمت بعد

357
00:23:35,600 --> 00:23:40,090
یک جادوگر آب سطح پادشاه
