WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:12.980 --> 00:13.750
‫رودی!

00:13.750 --> 00:15.500
‫چه خبره؟

00:15.500 --> 00:18.530
‫یعنی این‌قدر دلش واسه زنش تنگ شده؟

00:20.160 --> 00:21.000
‫چرا؟

00:21.710 --> 00:24.160
‫چرا زودتر به عقلم نرسید؟

00:24.610 --> 00:25.780
‫لعنتی!

00:25.780 --> 00:28.470
‫اگه بری سمت بگاریت، پشیمون می‌شی.

00:28.790 --> 00:30.800
‫درسته که پائول مرده،

00:30.800 --> 00:33.580
‫ولی اون ناراحتی بود، نه پشیمونی!

00:36.620 --> 00:39.090
‫باید بری به بگاریت و برگردی.

00:39.090 --> 00:43.050
‫می‌خوای تمام این‌مدت زنت رو به‌حال خودش تنها بذاری؟

00:45.230 --> 00:46.460
‫سیلفی.

00:55.150 --> 00:56.560
‫سیلفی!

01:04.330 --> 01:07.420
‫سیلفی! آیشا! نورن!

01:08.610 --> 01:10.230
‫کسی خونه نیست؟!

01:28.120 --> 01:30.860
‫نه. امکان نداره.

01:37.330 --> 01:39.070
‫عـــه؟ اونی-چان؟

01:39.070 --> 01:40.850
‫آیشا.

01:41.940 --> 01:43.670
‫صدمه‌ای چیزی که ندیدی، نه؟!

01:43.670 --> 01:45.970
‫صدمه ببینم؟ چرا آخه بــ ــ

01:46.720 --> 01:48.540
‫اونی-چان، دستت چی شده؟!

01:48.540 --> 01:50.580
‫نورن چی؟! سیلفی چی؟!

01:50.580 --> 01:54.460
‫چـ ــ چیزه، آبجی نورن مدرسه‌ست،

01:54.460 --> 01:56.190
‫ولی آبجی سیلفیـ ــ

01:54.940 --> 01:56.190
‫رودی؟

02:03.410 --> 02:06.180
‫رودی، چـ ــ چی شده؟

02:06.180 --> 02:08.600
‫سیلفی. حالت خوبه؟

02:08.600 --> 02:10.020
‫چیزیت که نشده؟

02:10.020 --> 02:13.900
‫عـــه؟ نه. همه حواسشون بهم بود،

02:13.900 --> 02:16.150
‫و آیشا-چان هم کلی به زحمت افتاد.

02:16.150 --> 02:18.740
‫بقیه چی؟ نورن چطوره؟

02:18.740 --> 02:21.460
‫لینیا و زانوبا؟ کلیف اینا حالشون خوبه؟

02:21.460 --> 02:24.040
‫«خوبن؟» ما که هیچ مشکلی نداشتیم.

02:24.330 --> 02:27.050
‫کسی مریض نشده یا صدمه‌ای ندیده؟

02:27.050 --> 02:29.560
‫نــ ــ نه، هیچی.

02:30.950 --> 02:32.830
‫که این‌طور.

02:32.830 --> 02:33.780
‫ر ــ رودی؟

02:33.780 --> 02:35.160
‫اونی-چان؟

02:36.140 --> 02:38.210
‫خدا رو شکر.

02:40.580 --> 02:43.680
‫رودی، خوش اومدی.

02:46.150 --> 02:47.520
‫خوشحالم برگشتم.

03:06.350 --> 03:09.310
‫اونی-چان، آبجی نورن رو آوردم!

03:09.310 --> 03:10.500
‫نی-سان!

03:12.780 --> 03:15.010
‫حتماً از مسافرت طولانی خسته‌ای.

03:15.420 --> 03:18.010
‫آره. خوشحالم که برگشتم، نورن.

03:30.310 --> 03:33.830
‫حالا که همه‌مون اینجاییم، باید حرف بزنیم.

03:33.830 --> 03:35.910
‫عـــا، نی-سان،

03:36.670 --> 03:38.190
‫بابا کجاست؟

03:41.670 --> 03:46.130
‫پدرمون، پائول گری‌رت،

03:49.560 --> 03:50.890
‫فوت شده.

04:15.390 --> 04:17.010
‫این تمام چیزیه که ازش مونده.

04:17.570 --> 04:19.400
‫و این‌یکی.

04:26.060 --> 04:29.460
‫چــ ــ چرا؟! تو که باهاش بودی!

04:29.460 --> 04:31.860
‫پس چطوره که بابا مرده؟!

04:33.430 --> 04:36.070
‫شرمنده‌م. من کم‌کاری کردم.

04:36.070 --> 04:38.290
‫ولی نی-سانـ ــ

04:40.990 --> 04:43.070
‫می‌دونستم که تو...

04:46.880 --> 04:49.930
‫همه‌چی رو بهتون توضیح می‌دم.

04:53.520 --> 04:54.440
‫باشه.

05:02.490 --> 05:05.450
‫و این اتفاقی بود که افتاد.

05:09.590 --> 05:14.940
‫پس، بابا نجات پیدا نکرد و مامان هم حافظه‌ش...

05:16.650 --> 05:17.580
‫درسته.

05:22.430 --> 05:25.290
‫نی-سان تو هرکاری تونستی کردی، مگه نه؟

05:26.100 --> 05:28.310
‫فکر کنم تمام تلاشم رو کردم.

05:28.750 --> 05:33.000
‫پس، اگه تمام تلاشِ تو کافی نبوده، هیچ‌کس دیگه‌ای هم نمی‌تونسته.

05:33.580 --> 05:36.290
‫هرکاری هم که می‌کردیم...

05:39.060 --> 05:45.200
‫نمی‌تونستیم بابا رو نجات بدیم.

06:15.050 --> 06:16.180
‫نی-سان.

06:16.540 --> 06:20.690
‫اشکالی نداره... اگه من اون شمشیر رو بردارم؟

06:23.210 --> 06:27.060
‫نه. راست می‌گی، باید پیش تو باشه نورن.

06:28.170 --> 06:30.560
‫ولی بدون دلیل ازش استفاده نکن.

06:31.360 --> 06:36.910
‫وقتی که شمشیر حمل می‌کنی،
‫باید یه شمشیر هم توی قلبت داشته باشی.

06:37.720 --> 06:42.180
‫بدون آمادگی ذهنی نمی‌تونی
‫از چیزی که برات باارزشه دفاع کنی.

06:45.080 --> 06:51.580
‫شاید اون شمشیر دستت باشه،
‫ولی فکر نکن اونه که باعث قوی‌شدنت می‌شه.

06:52.530 --> 06:53.890
‫متوجه‌م.

07:04.220 --> 07:05.540
‫مامان؟

07:13.980 --> 07:15.330
‫بانو!

07:26.690 --> 07:28.160
‫اون خوب می‌شه؟

07:28.940 --> 07:30.170
‫معلوم نیست.

07:31.480 --> 07:35.110
‫می‌خوام که مامان همین‌جا پیش خودمون زندگی کنه.

07:36.590 --> 07:41.270
‫مراقبت‌کردن از اون رو می‌سپارم به لیلیا-سان،

07:41.270 --> 07:45.110
‫ولی فکر کنم همه‌مون باید یکم سختی رو تحمل کنیم.

07:45.110 --> 07:47.700
‫فهمیدم. منم هرکاری بتونم می‌کنم.

07:48.200 --> 07:52.360
‫می‌گم، یعنی منظورت اینه که مامانم هم باهامون زندگی می‌کنه؟

07:52.360 --> 07:56.610
‫درسته. قصد دارم که برای رودئوس-ساما مفید واقع بشم.

07:57.020 --> 08:00.500
‫پس قراره با هم تقسیم وظایف کنیم؟

08:00.860 --> 08:03.010
‫بعداً می‌تونیم در موردش صحبت کنیم.

08:03.920 --> 08:04.760
‫چشم.

08:05.980 --> 08:07.620
‫ببین، آیشا.

08:07.620 --> 08:10.400
نیازی نیست که به‌خاطر ما جلوی خودت رو بگیری.

08:27.210 --> 08:29.650
‫مــ ــ مامان!

08:30.130 --> 08:34.210
‫خیلی خوشحالم که حالت خوبه!

08:34.210 --> 08:36.340
‫خوشحالم که برگشتم، آیشا.

08:43.250 --> 08:47.370
‫ خب، ما هم بهتره بریم دنبال یه مسافرخونه بگردیم.

08:48.070 --> 08:50.720
‫حداقل می‌تونید یه امشب رو پیش‌مون بمونید.

08:51.350 --> 08:54.330
‫سنپای، چرت‌و‌پرت نگو.

08:54.330 --> 08:58.340
‫واقعاً‌ چه بنجل‌هایی باید باشیم که بخوایم
‫ مزاحم اوقاتت با خانواده‌ت بشیم.

08:59.540 --> 09:05.340
‫بچه‌ها، از اینکه توی این سفر طولانی
‫به پدرم کمک کردید خیلی ممنونم.

09:05.340 --> 09:09.800
‫این‌طور نگو، فقط شرمنده‌م که نتونستیم بیشتر کمک کنیم.

09:09.800 --> 09:14.810
‫ما توی شهر می‌مونیم، پس وقتی که رئیس رو
‫خاک کردید بهمون خبر بدید که سنگ قبرش کجاست.

09:15.080 --> 09:17.660
‫ورا-سان، شرا-سان...

09:17.660 --> 09:21.200
‫این‌قدر ماتم نگیر حالا، سنپای!

09:21.520 --> 09:25.250
‫هــــوم. ما کاری نکردیم که لایق تشکر کردنت باشیم.

09:25.250 --> 09:27.700
‫اونی که باید ازمون تشکر کنه پائوله.

09:28.130 --> 09:30.720
‫گیس-سان، تال‌هند-سان.

09:30.720 --> 09:33.220
‫هوی هوی! همچنین نکن پسر.

09:33.220 --> 09:36.770
‫فقط بگو، «هوی تازه‌کار!» همون‌طوری که همیشه می‌گی.

09:37.250 --> 09:40.280
‫چرا این‌قدر روی «تازه‌کار» موندنت پافشاری می‌کنی؟

09:40.280 --> 09:41.790
‫خوش‌شانسی میاره.

09:41.790 --> 09:46.340
‫خدایا. شما مردها عاشق اینید که خفن‌بازی در بیارید.

09:46.720 --> 09:50.030
‫خب دیگه، منم می‌رم که کلیف رو ببینم.

09:50.030 --> 09:52.980
‫الینالیزه-سان، خیلی مدیونت شدم.

09:53.930 --> 09:56.810
‫بابت پائول معذرت می‌خوام.

09:56.810 --> 09:58.270
‫نه، اون که تقصیر منــ ـ

09:58.270 --> 10:03.430
‫وظیفه‌ی من توی اون گروه این بود
‫که مطمئن بشم چنین اتفاق‌هایی نیفتن.

10:03.430 --> 10:07.070
‫مرگ پائول به گردن من هم هست.

10:07.710 --> 10:10.580
‫من شما رو سرزنش نمی‌کنم. یا کس دیگه‌ای رو.

10:10.900 --> 10:13.840
‫پس، نباید خودت رو هم سرزنش کنی.

10:14.520 --> 10:15.410
‫چشم.

10:19.990 --> 10:21.170
‫سیلفی،

10:21.720 --> 10:25.260
‫رودئوس تو رو خیلی دوست داره.

10:27.030 --> 10:28.030
‫درسته.

10:31.950 --> 10:34.270
‫خب، تا بعد سنپای.

10:41.480 --> 10:42.580
‫سیلفی،

10:43.710 --> 10:45.490
‫یه موضوع مهم باید بگم.

10:55.790 --> 10:57.910
‫اوهوم. گوش می‌کنم.

10:57.930 --> 11:05.930
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

11:15.490 --> 11:20.330
‫می‌خوام که روکسی رو به‌عنوان همسر دومم به خونه‌مون دعوت کنم.

11:22.920 --> 11:23.760
‫عــــه؟

11:24.600 --> 11:26.170
‫مــ ــ منظورت چیه؟

11:26.960 --> 11:34.290
‫وقتی بابا مرد، این‌قدر ناراحت و شکسته بودم
‫که انگار زندگی‌کردن دیگه برام اهمیتی نداشت.

11:34.290 --> 11:37.780
‫روکسی من رو از اون حالت نجات داد.

11:45.070 --> 11:46.430
‫شرمنده‌م، سیلفی.

11:46.760 --> 11:48.730
‫گفتم که بهت وفادار می‌مونم،

11:49.430 --> 11:51.310
‫ولی قولم رو شکستم.

11:51.810 --> 11:53.330
‫نی-چان.

11:53.330 --> 11:55.950
‫سیلفی، لطفاً من رو ببخش.

11:58.080 --> 12:00.330
‫چرا ببخشه؟!

12:00.730 --> 12:05.770
‫هیچ می‌دونی سیلفی نه-سان وقتی که
‫چشم‌انتظار تو بود چه حالی داشت؟!

12:07.540 --> 12:10.370
‫هر روز خدا می‌گفت، «یعنی رودی حالش خوبه؟»

12:10.370 --> 12:11.730
‫«دلم برای رودی تنگ شده.»

12:11.730 --> 12:14.360
‫«یعنی الان رودی هم داره غذا می‌خوره؟»

12:14.360 --> 12:19.240
‫هیچ خبر داری که سیلفی نه-سان چقدر تنها و بی‌کس شده بود؟!

12:20.870 --> 12:24.610
‫قبول کردم که نتونستی بابا رو نجات بدی!

12:24.610 --> 12:29.270
‫دست چپت رو هم از دست دادی،
‫پس فهمیدم که اوضاع چقدر به‌هم‌ریخته بوده!

12:29.270 --> 12:32.280
‫با خودم گفتم نمی‌تونم تو رو مقصر بدونم!

12:34.940 --> 12:40.480
‫ولی این‌قدر اوضاع بر وفق مرادت بوده
‫که وقت داشتی بری و با یه زن دیگه بخوابی؟!

12:40.810 --> 12:43.880
‫نخیر.

12:43.880 --> 12:47.800
‫وقتی اونقدر داغون بودم، روکسی احساساتشو
‫فدا کرد تا نجاتم بده.

12:47.800 --> 12:52.420
‫سیلفی نه-سانم اگه اونجا بود نجاتت می‌داد!

12:53.290 --> 12:55.460
‫خودت که می‌دونی چه حسی داره.

12:55.460 --> 12:59.920
‫وقتی کاملاً نااُمید شدی و خودتو توی اتاقت زندانی می‌کنی.

12:59.920 --> 13:04.280
می‌تونی کسی که از همچین‌چیزی
‫نجاتت داده رو ول کنی؟

13:04.280 --> 13:07.480
‫درک می‌کنم! ازتم ممنونم!

13:07.480 --> 13:09.920
‫ولی هیچ ربطی نداره!

13:09.920 --> 13:14.300
‫میلیس-ساما عمراً اجازه‌ی دوهمسره بودنو بدن!

13:14.750 --> 13:18.140
‫و چرا دختر بچه‌ای مثل این؟!

13:18.140 --> 13:20.650
‫سنش که زیادم با من فرق نداره!

13:21.730 --> 13:25.520
‫شاید کوچیک باشم، ولی یه زن بالغم.

13:25.520 --> 13:28.410
‫پس به‌نظرت کارت بی‌شرمانه نیست؟!

13:28.810 --> 13:32.160
‫شرمت نمی‌شه کله‌تو انداختی پایین اومدی اینجا؟

13:32.160 --> 13:33.810
‫نورن، بسه دیگه!

13:33.810 --> 13:36.790
‫ازدواج با روکسی ایده‌ی من بود!

13:36.790 --> 13:39.420
‫باید منو مقصر بدونی، نه اونو!

13:39.420 --> 13:41.800
‫خودشم سعی کرد کنار بکشه!

13:41.800 --> 13:43.890
نی-سان تو خفه شو.

13:44.300 --> 13:49.080
‫اگه می‌خواستی کنار بکشی، پس چرا نظرتو عوض کردی؟

13:49.080 --> 13:52.560
‫آخرشم، صرفاً از پیشنهادش سوءاستفاده کردی، نه؟!

13:58.410 --> 14:01.620
‫درسته. بی‌شرمانه رفتار کردم.

14:01.620 --> 14:03.410
‫معذرت می‌خوام.

14:07.200 --> 14:09.570
‫می‌دونستم قراره باهاش مخالفت بشه،

14:10.140 --> 14:14.770
‫ولی نمی‌تونم بذارم روکسی انقدر بدبختانه برگرده.

14:15.830 --> 14:18.200
‫تصمیم گرفتم خوشبختش کنم.

14:18.820 --> 14:21.910
‫الان چی؟ باید چیکار کنم؟

14:22.930 --> 14:24.140
‫صبــ ــ

14:22.930 --> 14:24.140
‫صبر کنید!

14:33.450 --> 14:35.980
‫روکسی-سان، صبر کنید.

14:39.850 --> 14:43.620
‫آبـ ــ آبجی سیلفی چرا جلوشو گرفتی؟!

14:43.620 --> 14:45.450
‫بذار بره دیگه!

14:46.360 --> 14:49.160
‫ببخشید نورن-چان. می‌دونم به‌خاطر من می‌گی.

14:49.660 --> 14:51.200
‫ولی اشکال نداره.

14:51.530 --> 14:52.660
‫ممنون.

14:53.780 --> 14:59.090
‫یکم گیج شده بودم، ولی به رودی کمک کردید دیگه؟

15:00.110 --> 15:05.580
‫آره، ولی نمی‌خوام بهونه‌ش کنم. به‌هرحال یه قصد دیگه داشتم.

15:05.910 --> 15:10.230
‫اگه می‌گفتید قصدی نداشتید اتفاقاً باورم نمی‌شد.

15:10.230 --> 15:14.510
‫اگه منم بودم احتمالاً همین‌کارو می‌کردم.

15:15.270 --> 15:19.480
‫راستش، فکر می‌کردم دیر یا زود،

15:19.480 --> 15:21.880
‫رودی به‌هرحال یه زن دیگه هم میاره خونه.

15:21.880 --> 15:22.530
‫ها؟

15:22.530 --> 15:23.510
‫عه؟

15:23.510 --> 15:26.320
‫آخه می‌دونید چقدر منحرفه که.

15:26.320 --> 15:30.930
‫گفتم اگه من نباشم، با یکی دیگه انجامش می‌ده.

15:31.230 --> 15:34.940
‫و همینکه دیدم چطوری نگاهش می‌کنید، فهمیدم.

15:34.940 --> 15:38.820
‫گفتم، «ای وای. منم قیافه‌م اونطوری بود پس.»

15:39.540 --> 15:43.030
‫ببخشید شاهد همچین چیز ناپسندی بودید.

15:43.720 --> 15:45.410
‫ناپسند نبود.

15:45.990 --> 15:46.790
‫چی؟

15:47.570 --> 15:49.610
‫چطوری بگم؟

15:50.730 --> 15:55.310
‫راستش، رودی همیشه راجع بهتون صحبت می‌کرد.

15:56.340 --> 15:57.550
‫چی می‌گه؟

15:59.130 --> 16:03.050
‫«تنها جادوگریه که تحسینش می‌کنم.»

16:04.260 --> 16:07.230
‫باعث... افتخاره.

16:07.230 --> 16:10.790
‫برای همین بخشی ازم حسودیش می‌شد.

16:10.790 --> 16:13.320
‫گفتم حتماً فرد خیلی خاصی هستید.

16:13.680 --> 16:18.810
‫ولی الان که دیدم‌تون و فهمیدم صرفاً
‫یه دختر عادی‌اید که عاشق رودیه،

16:18.810 --> 16:21.030
‫کل حسودیم از بین رفت.

16:21.030 --> 16:23.090
‫آخه، مثل خودمید.

16:25.690 --> 16:29.740
‫می‌دونم نورن-چان چی گفت، ولی قدمت روی چشمامه.

16:35.050 --> 16:38.110
‫بیا با هم از رودی حمایت کنیم.

16:41.880 --> 16:43.720
‫خیلی ممنونم.

16:52.870 --> 16:54.000
‫اصلاً!

16:54.320 --> 16:55.660
‫نمی‌تونم!

16:55.660 --> 16:57.830
‫قبول کنم!

16:57.830 --> 16:59.140
‫نــ ــ نورن!

16:59.140 --> 17:00.960
‫تمرینه ها! انقدر وحشیانه شمشیرو تاب نده!

17:00.960 --> 17:03.510
‫تقصیر خودته!

17:04.610 --> 17:09.030
‫نورن-چان، رودی که پیروی دین میلیس نیست. ‫ولش کن دیگه.

17:11.010 --> 17:12.300
‫ولی...

17:12.910 --> 17:15.640
‫پائول-سانم دوتا زن داشت ها.

17:16.590 --> 17:19.130
‫آره خب، بازم...

17:19.490 --> 17:22.630
‫نورن-چان، به لیلیا-سانم همینو می‌گی؟

17:27.630 --> 17:29.140
‫ببخشید آیشا.

17:29.140 --> 17:34.060
‫مهم نیست. می‌دونم قبل از فکر کردن حرفتو می‌زنی.

17:34.060 --> 17:35.580
‫یعنی چی خب؟!

17:35.580 --> 17:37.800
‫آبجی نورن عصبانی شد!

17:37.140 --> 17:38.960
‫برگرد ببینم!

17:38.960 --> 17:40.920
‫می‌خواستم معذرت‌خواهی کنم!

17:40.140 --> 17:45.060
‫ولی بازم، انتظار نداشتم نورن بخواد شمشیرزنی یاد بگیره.

17:40.920 --> 17:42.860
‫نخواستیم!

17:45.060 --> 17:49.080
‫آره، ولی فک کنم درکش می‌کنم.

17:49.080 --> 17:49.760
‫عه؟

17:50.110 --> 17:56.120
‫اینکه منتظر بشینی و عزیزانت برن
‫یه‌جای دور مبارزه کنن، خیلی سخته.

17:57.520 --> 17:58.790
‫سیلفی.

17:59.340 --> 18:01.500
‫کِی بچه به‌دنیا میاد؟

18:01.970 --> 18:04.340
‫یکم بیشتر از یه‌ماه.

18:04.340 --> 18:07.020
‫ولی روکسی، مطمئنی؟

18:07.020 --> 18:10.110
‫نیازی نیست برای ازدواج کردن انقدر صبر کنی.

18:10.110 --> 18:15.040
‫نه. راستش، به‌خاطر اینکه همه‌ی
‫اینا برات چه معنی‌ای داره، عذاب وجدان دارم،

18:15.040 --> 18:17.100
‫برای همین بذار تا بعد از زایمانت صبر کنم.

18:17.550 --> 18:20.210
‫بعد از اون زن رسمیش می‌شم.

18:20.680 --> 18:26.130
‫باشه، اگه خودت اینو می‌خوای، درک می‌کنم.

18:27.850 --> 18:30.240
‫مشتاق دیدن نی‌نی‌ام.

18:30.240 --> 18:32.620
‫آره. منم.

18:47.720 --> 18:49.430
‫بــ ــ به دنیا اومد!

18:49.430 --> 18:50.850
‫به‌دنیا اومد!

18:53.550 --> 18:57.350
‫سیلفی، تونستی!

18:57.890 --> 19:01.280
‫تبریک می‌گم، سیلفیت-ساما.

19:03.680 --> 19:07.430
‫خدا رو شکر. موهاش سبز نیست.

19:11.010 --> 19:13.030
‫رودی، تو هم بغلش کن.

19:13.030 --> 19:14.250
‫ها؟

19:14.250 --> 19:16.160
‫بــ ــ باشه.

19:17.990 --> 19:20.080
‫خب، ارباب.

19:23.740 --> 19:25.310
‫بچه‌ی تو هم هستا، رودی.

19:26.430 --> 19:27.560
‫مال منه؟

19:29.800 --> 19:35.630
‫این بچه‌ی منه. سیلفی به‌دنیاش آورد.

20:06.670 --> 20:10.130
‫پائول، بابا، مشتاق دیدار.

20:12.640 --> 20:14.820
‫پدر شدم.

20:16.080 --> 20:17.410
‫یه دختر دارم.

20:17.900 --> 20:21.020
‫دختر سیلفیه، مطمئنم قراره خیلی خوشگل بشه.

20:22.120 --> 20:24.200
‫ای‌کاش می‌تونستی ببینیش.

20:25.120 --> 20:28.760
‫بابا، تو مردی، اما بچه‌م به‌دنیا اومد.

20:29.550 --> 20:34.740
‫چون اون‌روز نجاتم دادی، می‌تونم الان دخترمو بغل کنم.

20:35.660 --> 20:38.970
‫اگه به‌خاطر تو نبود، من...

20:43.230 --> 20:47.290
‫تصمیم گرفتیم اسمشو لوسی بذاریم. لوسی گری‌رت.

20:47.290 --> 20:49.970
‫بخشی از اسم خودمو سیلفیو گذاشتیم روش.

20:49.970 --> 20:53.620
‫راستی، با استاد روکسی هم ازدواج کردم.

20:53.620 --> 20:56.930
‫الان مثل خودت، دوتا زن دارم.

20:56.930 --> 21:00.360
‫ای‌کاش برای این‌جور مواقع هم یه‌چیزایی یادم می‌دادی.

21:01.530 --> 21:06.550
‫تاحالا به این فکر کرده بودی که با
‫گیلینا یا الینالیزه ازدواج کنی؟

21:07.930 --> 21:11.880
‫عا، ولی تویی دیگه، شک دارم زیاد روش فکر کرده باشی.

21:13.210 --> 21:16.570
‫شاید منم نباید زیاد فکر کنم.

21:19.190 --> 21:22.520
‫بابا، من یه پسر به‌دردنخور بودم.

21:23.000 --> 21:28.920
‫خاطرات زندگی قبلیمو دارم، برای همین نتونستم
‫مثل یه پسر واقعی باهات روبه‌رو بشم.

21:32.110 --> 21:36.360
‫ولی دیگه خودمو پسر پائول گری‌رت می‌بینم.

21:40.010 --> 21:42.250
‫بالاخره فهمیدم.

21:42.250 --> 21:44.990
‫فهمیدم که هنوز بچه‌م،

21:44.990 --> 21:48.370
‫صرفاً یه بچه که با خاطرات زندگی
‫قبلیش داره ادای بزرگ‌سالا رو در میاره.

21:49.190 --> 21:54.420
‫الان خودمم یه پدرم که بچه‌دار شده،
‫برای همین می‌دونم باید سریع بزرگ شم.

21:57.530 --> 22:01.970
‫ولی مطمئنم بازم کلی شکست می‌خورم.

22:02.430 --> 22:05.300
‫باید کم کم عوض بشم.

22:05.300 --> 22:07.220
‫وگرنه نمی‌تونم بالغ بشم.

22:09.110 --> 22:10.980
‫خودتم همینطوری بودی، نه؟

22:18.840 --> 22:20.960
‫حسابی تلاش می‌کنم.

22:21.610 --> 22:26.480
‫مثل خودت، از چیزایی که برام باقی گذاشتی محافظت می‌کنم.

22:28.170 --> 22:30.080
‫خب، بازم میام.

22:30.710 --> 22:32.560
‫دفعه‌ی بعد، همه رو میارم.

22:54.850 --> 22:57.750
‫خیلی چیزا متوقف شدن.

22:58.590 --> 23:00.010
‫بعضی وقتا بهم سخت گذشت،

23:00.580 --> 23:01.770
‫بعضی وقتا هم لذت بردم.

23:02.730 --> 23:05.360
‫زیاد گند زدم، و همیشه هم ازشون درس نگرفتم.

23:06.750 --> 23:08.770
‫ولی این آخرش نیست.

23:09.270 --> 23:12.550
‫به زندگی تو این دنیا ادامه می‌دم.

23:13.710 --> 23:16.340
‫جوری که هروقت مردم

23:19.210 --> 23:20.270
‫پشیمون نشم.

23:20.290 --> 23:29.290
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:30.010 --> 23:35.010
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39

23:30.010 --> 23:35.010
‫قسمت ۲۴
وراثـــت

23:35.010 --> 23:40.010
موشُکو تنسه: تناسخ یک علاف ۲

23:35.010 --> 23:40.010
‫ممنون که تماشا کردید!

23:41.660 --> 23:44.990
‫برای محافظت از چیز عزیزی که تازه متولد شده.

23:45.410 --> 23:48.190
‫من، با غیرممکن‌ها روبه‌رو می‌شم.

23:48.360 --> 23:51.730
‫تناسخ یک علاف: به دنیای دیگه برم تمام تلاشمو می‌کنم.

23:51.840 --> 23:52.770
‫فصل سوم.

23:52.900 --> 23:54.120
‫تأیید شده است.
