1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:12,980 --> 00:00:13,750
‫رودی!

3
00:00:13,750 --> 00:00:15,500
‫چه خبره؟

4
00:00:15,500 --> 00:00:18,530
‫یعنی این‌قدر دلش واسه زنش تنگ شده؟

5
00:00:20,160 --> 00:00:21,000
‫چرا؟

6
00:00:21,710 --> 00:00:24,160
‫چرا زودتر به عقلم نرسید؟

7
00:00:24,610 --> 00:00:25,780
‫لعنتی!

8
00:00:25,780 --> 00:00:28,470
‫اگه بری سمت بگاریت، پشیمون می‌شی.

9
00:00:28,790 --> 00:00:30,800
‫درسته که پائول مرده،

10
00:00:30,800 --> 00:00:33,580
‫ولی اون ناراحتی بود، نه پشیمونی!

11
00:00:36,620 --> 00:00:39,090
‫باید بری به بگاریت و برگردی.

12
00:00:39,090 --> 00:00:43,050
‫می‌خوای تمام این‌مدت زنت رو به‌حال خودش تنها بذاری؟

13
00:00:45,230 --> 00:00:46,460
‫سیلفی.

14
00:00:55,150 --> 00:00:56,560
‫سیلفی!

15
00:01:04,330 --> 00:01:07,420
‫سیلفی! آیشا! نورن!

16
00:01:08,610 --> 00:01:10,230
‫کسی خونه نیست؟!

17
00:01:28,120 --> 00:01:30,860
‫نه. امکان نداره.

18
00:01:37,330 --> 00:01:39,070
‫عـــه؟ اونی-چان؟

19
00:01:39,070 --> 00:01:40,850
‫آیشا.

20
00:01:41,940 --> 00:01:43,670
‫صدمه‌ای چیزی که ندیدی، نه؟!

21
00:01:43,670 --> 00:01:45,970
‫صدمه ببینم؟ چرا آخه بــ ــ

22
00:01:46,720 --> 00:01:48,540
‫اونی-چان، دستت چی شده؟!

23
00:01:48,540 --> 00:01:50,580
‫نورن چی؟! سیلفی چی؟!

24
00:01:50,580 --> 00:01:54,460
‫چـ ــ چیزه، آبجی نورن مدرسه‌ست،

25
00:01:54,460 --> 00:01:56,190
‫ولی آبجی سیلفیـ ــ

26
00:01:54,940 --> 00:01:56,190
‫رودی؟

27
00:02:03,410 --> 00:02:06,180
‫رودی، چـ ــ چی شده؟

28
00:02:06,180 --> 00:02:08,600
‫سیلفی. حالت خوبه؟

29
00:02:08,600 --> 00:02:10,020
‫چیزیت که نشده؟

30
00:02:10,020 --> 00:02:13,900
‫عـــه؟ نه. همه حواسشون بهم بود،

31
00:02:13,900 --> 00:02:16,150
‫و آیشا-چان هم کلی به زحمت افتاد.

32
00:02:16,150 --> 00:02:18,740
‫بقیه چی؟ نورن چطوره؟

33
00:02:18,740 --> 00:02:21,460
‫لینیا و زانوبا؟ کلیف اینا حالشون خوبه؟

34
00:02:21,460 --> 00:02:24,040
‫«خوبن؟» ما که هیچ مشکلی نداشتیم.

35
00:02:24,330 --> 00:02:27,050
‫کسی مریض نشده یا صدمه‌ای ندیده؟

36
00:02:27,050 --> 00:02:29,560
‫نــ ــ نه، هیچی.

37
00:02:30,950 --> 00:02:32,830
‫که این‌طور.

38
00:02:32,830 --> 00:02:33,780
‫ر ــ رودی؟

39
00:02:33,780 --> 00:02:35,160
‫اونی-چان؟

40
00:02:36,140 --> 00:02:38,210
‫خدا رو شکر.

41
00:02:40,580 --> 00:02:43,680
‫رودی، خوش اومدی.

42
00:02:46,150 --> 00:02:47,520
‫خوشحالم برگشتم.

43
00:03:06,350 --> 00:03:09,310
‫اونی-چان، آبجی نورن رو آوردم!

44
00:03:09,310 --> 00:03:10,500
‫نی-سان!

45
00:03:12,780 --> 00:03:15,010
‫حتماً از مسافرت طولانی خسته‌ای.

46
00:03:15,420 --> 00:03:18,010
‫آره. خوشحالم که برگشتم، نورن.

47
00:03:30,310 --> 00:03:33,830
‫حالا که همه‌مون اینجاییم، باید حرف بزنیم.

48
00:03:33,830 --> 00:03:35,910
‫عـــا، نی-سان،

49
00:03:36,670 --> 00:03:38,190
‫بابا کجاست؟

50
00:03:41,670 --> 00:03:46,130
‫پدرمون، پائول گری‌رت،

51
00:03:49,560 --> 00:03:50,890
‫فوت شده.

52
00:04:15,390 --> 00:04:17,010
‫این تمام چیزیه که ازش مونده.

53
00:04:17,570 --> 00:04:19,400
‫و این‌یکی.

54
00:04:26,060 --> 00:04:29,460
‫چــ ــ چرا؟! تو که باهاش بودی!

55
00:04:29,460 --> 00:04:31,860
‫پس چطوره که بابا مرده؟!

56
00:04:33,430 --> 00:04:36,070
‫شرمنده‌م. من کم‌کاری کردم.

57
00:04:36,070 --> 00:04:38,290
‫ولی نی-سانـ ــ

58
00:04:40,990 --> 00:04:43,070
‫می‌دونستم که تو...

59
00:04:46,880 --> 00:04:49,930
‫همه‌چی رو بهتون توضیح می‌دم.

60
00:04:53,520 --> 00:04:54,440
‫باشه.

61
00:05:02,490 --> 00:05:05,450
‫و این اتفاقی بود که افتاد.

62
00:05:09,590 --> 00:05:14,940
‫پس، بابا نجات پیدا نکرد و مامان هم حافظه‌ش...

63
00:05:16,650 --> 00:05:17,580
‫درسته.

64
00:05:22,430 --> 00:05:25,290
‫نی-سان تو هرکاری تونستی کردی، مگه نه؟

65
00:05:26,100 --> 00:05:28,310
‫فکر کنم تمام تلاشم رو کردم.

66
00:05:28,750 --> 00:05:33,000
‫پس، اگه تمام تلاشِ تو کافی نبوده، هیچ‌کس دیگه‌ای هم نمی‌تونسته.

67
00:05:33,580 --> 00:05:36,290
‫هرکاری هم که می‌کردیم...

68
00:05:39,060 --> 00:05:45,200
‫نمی‌تونستیم بابا رو نجات بدیم.

69
00:06:15,050 --> 00:06:16,180
‫نی-سان.

70
00:06:16,540 --> 00:06:20,690
‫اشکالی نداره... اگه من اون شمشیر رو بردارم؟

71
00:06:23,210 --> 00:06:27,060
‫نه. راست می‌گی، باید پیش تو باشه نورن.

72
00:06:28,170 --> 00:06:30,560
‫ولی بدون دلیل ازش استفاده نکن.

73
00:06:31,360 --> 00:06:36,910
‫وقتی که شمشیر حمل می‌کنی،
‫باید یه شمشیر هم توی قلبت داشته باشی.

74
00:06:37,720 --> 00:06:42,180
‫بدون آمادگی ذهنی نمی‌تونی
‫از چیزی که برات باارزشه دفاع کنی.

75
00:06:45,080 --> 00:06:51,580
‫شاید اون شمشیر دستت باشه،
‫ولی فکر نکن اونه که باعث قوی‌شدنت می‌شه.

76
00:06:52,530 --> 00:06:53,890
‫متوجه‌م.

77
00:07:04,220 --> 00:07:05,540
‫مامان؟

78
00:07:13,980 --> 00:07:15,330
‫بانو!

79
00:07:26,690 --> 00:07:28,160
‫اون خوب می‌شه؟

80
00:07:28,940 --> 00:07:30,170
‫معلوم نیست.

81
00:07:31,480 --> 00:07:35,110
‫می‌خوام که مامان همین‌جا پیش خودمون زندگی کنه.

82
00:07:36,590 --> 00:07:41,270
‫مراقبت‌کردن از اون رو می‌سپارم به لیلیا-سان،

83
00:07:41,270 --> 00:07:45,110
‫ولی فکر کنم همه‌مون باید یکم سختی رو تحمل کنیم.

84
00:07:45,110 --> 00:07:47,700
‫فهمیدم. منم هرکاری بتونم می‌کنم.

85
00:07:48,200 --> 00:07:52,360
‫می‌گم، یعنی منظورت اینه که مامانم هم باهامون زندگی می‌کنه؟

86
00:07:52,360 --> 00:07:56,610
‫درسته. قصد دارم که برای رودئوس-ساما مفید واقع بشم.

87
00:07:57,020 --> 00:08:00,500
‫پس قراره با هم تقسیم وظایف کنیم؟

88
00:08:00,860 --> 00:08:03,010
‫بعداً می‌تونیم در موردش صحبت کنیم.

89
00:08:03,920 --> 00:08:04,760
‫چشم.

90
00:08:05,980 --> 00:08:07,620
‫ببین، آیشا.

91
00:08:07,620 --> 00:08:10,400
نیازی نیست که به‌خاطر ما جلوی خودت رو بگیری.

92
00:08:27,210 --> 00:08:29,650
‫مــ ــ مامان!

93
00:08:30,130 --> 00:08:34,210
‫خیلی خوشحالم که حالت خوبه!

94
00:08:34,210 --> 00:08:36,340
‫خوشحالم که برگشتم، آیشا.

95
00:08:43,250 --> 00:08:47,370
‫ خب، ما هم بهتره بریم دنبال یه مسافرخونه بگردیم.

96
00:08:48,070 --> 00:08:50,720
‫حداقل می‌تونید یه امشب رو پیش‌مون بمونید.

97
00:08:51,350 --> 00:08:54,330
‫سنپای، چرت‌و‌پرت نگو.

98
00:08:54,330 --> 00:08:58,340
‫واقعاً‌ چه بنجل‌هایی باید باشیم که بخوایم
‫ مزاحم اوقاتت با خانواده‌ت بشیم.

99
00:08:59,540 --> 00:09:05,340
‫بچه‌ها، از اینکه توی این سفر طولانی
‫به پدرم کمک کردید خیلی ممنونم.

100
00:09:05,340 --> 00:09:09,800
‫این‌طور نگو، فقط شرمنده‌م که نتونستیم بیشتر کمک کنیم.

101
00:09:09,800 --> 00:09:14,810
‫ما توی شهر می‌مونیم، پس وقتی که رئیس رو
‫خاک کردید بهمون خبر بدید که سنگ قبرش کجاست.

102
00:09:15,080 --> 00:09:17,660
‫ورا-سان، شرا-سان...

103
00:09:17,660 --> 00:09:21,200
‫این‌قدر ماتم نگیر حالا، سنپای!

104
00:09:21,520 --> 00:09:25,250
‫هــــوم. ما کاری نکردیم که لایق تشکر کردنت باشیم.

105
00:09:25,250 --> 00:09:27,700
‫اونی که باید ازمون تشکر کنه پائوله.

106
00:09:28,130 --> 00:09:30,720
‫گیس-سان، تال‌هند-سان.

107
00:09:30,720 --> 00:09:33,220
‫هوی هوی! همچنین نکن پسر.

108
00:09:33,220 --> 00:09:36,770
‫فقط بگو، «هوی تازه‌کار!» همون‌طوری که همیشه می‌گی.

109
00:09:37,250 --> 00:09:40,280
‫چرا این‌قدر روی «تازه‌کار» موندنت پافشاری می‌کنی؟

110
00:09:40,280 --> 00:09:41,790
‫خوش‌شانسی میاره.

111
00:09:41,790 --> 00:09:46,340
‫خدایا. شما مردها عاشق اینید که خفن‌بازی در بیارید.

112
00:09:46,720 --> 00:09:50,030
‫خب دیگه، منم می‌رم که کلیف رو ببینم.

113
00:09:50,030 --> 00:09:52,980
‫الینالیزه-سان، خیلی مدیونت شدم.

114
00:09:53,930 --> 00:09:56,810
‫بابت پائول معذرت می‌خوام.

115
00:09:56,810 --> 00:09:58,270
‫نه، اون که تقصیر منــ ـ

116
00:09:58,270 --> 00:10:03,430
‫وظیفه‌ی من توی اون گروه این بود
‫که مطمئن بشم چنین اتفاق‌هایی نیفتن.

117
00:10:03,430 --> 00:10:07,070
‫مرگ پائول به گردن من هم هست.

118
00:10:07,710 --> 00:10:10,580
‫من شما رو سرزنش نمی‌کنم. یا کس دیگه‌ای رو.

119
00:10:10,900 --> 00:10:13,840
‫پس، نباید خودت رو هم سرزنش کنی.

120
00:10:14,520 --> 00:10:15,410
‫چشم.

121
00:10:19,990 --> 00:10:21,170
‫سیلفی،

122
00:10:21,720 --> 00:10:25,260
‫رودئوس تو رو خیلی دوست داره.

123
00:10:27,030 --> 00:10:28,030
‫درسته.

124
00:10:31,950 --> 00:10:34,270
‫خب، تا بعد سنپای.

125
00:10:41,480 --> 00:10:42,580
‫سیلفی،

126
00:10:43,710 --> 00:10:45,490
‫یه موضوع مهم باید بگم.

127
00:10:55,790 --> 00:10:57,910
‫اوهوم. گوش می‌کنم.

128
00:10:57,930 --> 00:11:05,930
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

129
00:11:15,490 --> 00:11:20,330
‫می‌خوام که روکسی رو به‌عنوان همسر دومم به خونه‌مون دعوت کنم.

130
00:11:22,920 --> 00:11:23,760
‫عــــه؟

131
00:11:24,600 --> 00:11:26,170
‫مــ ــ منظورت چیه؟

132
00:11:26,960 --> 00:11:34,290
‫وقتی بابا مرد، این‌قدر ناراحت و شکسته بودم
‫که انگار زندگی‌کردن دیگه برام اهمیتی نداشت.

133
00:11:34,290 --> 00:11:37,780
‫روکسی من رو از اون حالت نجات داد.

134
00:11:45,070 --> 00:11:46,430
‫شرمنده‌م، سیلفی.

135
00:11:46,760 --> 00:11:48,730
‫گفتم که بهت وفادار می‌مونم،

136
00:11:49,430 --> 00:11:51,310
‫ولی قولم رو شکستم.

137
00:11:51,810 --> 00:11:53,330
‫نی-چان.

138
00:11:53,330 --> 00:11:55,950
‫سیلفی، لطفاً من رو ببخش.

139
00:11:58,080 --> 00:12:00,330
‫چرا ببخشه؟!

140
00:12:00,730 --> 00:12:05,770
‫هیچ می‌دونی سیلفی نه-سان وقتی که
‫چشم‌انتظار تو بود چه حالی داشت؟!

141
00:12:07,540 --> 00:12:10,370
‫هر روز خدا می‌گفت، «یعنی رودی حالش خوبه؟»

142
00:12:10,370 --> 00:12:11,730
‫«دلم برای رودی تنگ شده.»

143
00:12:11,730 --> 00:12:14,360
‫«یعنی الان رودی هم داره غذا می‌خوره؟»

144
00:12:14,360 --> 00:12:19,240
‫هیچ خبر داری که سیلفی نه-سان چقدر تنها و بی‌کس شده بود؟!

145
00:12:20,870 --> 00:12:24,610
‫قبول کردم که نتونستی بابا رو نجات بدی!

146
00:12:24,610 --> 00:12:29,270
‫دست چپت رو هم از دست دادی،
‫پس فهمیدم که اوضاع چقدر به‌هم‌ریخته بوده!

147
00:12:29,270 --> 00:12:32,280
‫با خودم گفتم نمی‌تونم تو رو مقصر بدونم!

148
00:12:34,940 --> 00:12:40,480
‫ولی این‌قدر اوضاع بر وفق مرادت بوده
‫که وقت داشتی بری و با یه زن دیگه بخوابی؟!

149
00:12:40,810 --> 00:12:43,880
‫نخیر.

150
00:12:43,880 --> 00:12:47,800
‫وقتی اونقدر داغون بودم، روکسی احساساتشو
‫فدا کرد تا نجاتم بده.

151
00:12:47,800 --> 00:12:52,420
‫سیلفی نه-سانم اگه اونجا بود نجاتت می‌داد!

152
00:12:53,290 --> 00:12:55,460
‫خودت که می‌دونی چه حسی داره.

153
00:12:55,460 --> 00:12:59,920
‫وقتی کاملاً نااُمید شدی و خودتو توی اتاقت زندانی می‌کنی.

154
00:12:59,920 --> 00:13:04,280
می‌تونی کسی که از همچین‌چیزی
‫نجاتت داده رو ول کنی؟

155
00:13:04,280 --> 00:13:07,480
‫درک می‌کنم! ازتم ممنونم!

156
00:13:07,480 --> 00:13:09,920
‫ولی هیچ ربطی نداره!

157
00:13:09,920 --> 00:13:14,300
‫میلیس-ساما عمراً اجازه‌ی دوهمسره بودنو بدن!

158
00:13:14,750 --> 00:13:18,140
‫و چرا دختر بچه‌ای مثل این؟!

159
00:13:18,140 --> 00:13:20,650
‫سنش که زیادم با من فرق نداره!

160
00:13:21,730 --> 00:13:25,520
‫شاید کوچیک باشم، ولی یه زن بالغم.

161
00:13:25,520 --> 00:13:28,410
‫پس به‌نظرت کارت بی‌شرمانه نیست؟!

162
00:13:28,810 --> 00:13:32,160
‫شرمت نمی‌شه کله‌تو انداختی پایین اومدی اینجا؟

163
00:13:32,160 --> 00:13:33,810
‫نورن، بسه دیگه!

164
00:13:33,810 --> 00:13:36,790
‫ازدواج با روکسی ایده‌ی من بود!

165
00:13:36,790 --> 00:13:39,420
‫باید منو مقصر بدونی، نه اونو!

166
00:13:39,420 --> 00:13:41,800
‫خودشم سعی کرد کنار بکشه!

167
00:13:41,800 --> 00:13:43,890
نی-سان تو خفه شو.

168
00:13:44,300 --> 00:13:49,080
‫اگه می‌خواستی کنار بکشی، پس چرا نظرتو عوض کردی؟

169
00:13:49,080 --> 00:13:52,560
‫آخرشم، صرفاً از پیشنهادش سوءاستفاده کردی، نه؟!

170
00:13:58,410 --> 00:14:01,620
‫درسته. بی‌شرمانه رفتار کردم.

171
00:14:01,620 --> 00:14:03,410
‫معذرت می‌خوام.

172
00:14:07,200 --> 00:14:09,570
‫می‌دونستم قراره باهاش مخالفت بشه،

173
00:14:10,140 --> 00:14:14,770
‫ولی نمی‌تونم بذارم روکسی انقدر بدبختانه برگرده.

174
00:14:15,830 --> 00:14:18,200
‫تصمیم گرفتم خوشبختش کنم.

175
00:14:18,820 --> 00:14:21,910
‫الان چی؟ باید چیکار کنم؟

176
00:14:22,930 --> 00:14:24,140
‫صبــ ــ

177
00:14:22,930 --> 00:14:24,140
‫صبر کنید!

178
00:14:33,450 --> 00:14:35,980
‫روکسی-سان، صبر کنید.

179
00:14:39,850 --> 00:14:43,620
‫آبـ ــ آبجی سیلفی چرا جلوشو گرفتی؟!

180
00:14:43,620 --> 00:14:45,450
‫بذار بره دیگه!

181
00:14:46,360 --> 00:14:49,160
‫ببخشید نورن-چان. می‌دونم به‌خاطر من می‌گی.

182
00:14:49,660 --> 00:14:51,200
‫ولی اشکال نداره.

183
00:14:51,530 --> 00:14:52,660
‫ممنون.

184
00:14:53,780 --> 00:14:59,090
‫یکم گیج شده بودم، ولی به رودی کمک کردید دیگه؟

185
00:15:00,110 --> 00:15:05,580
‫آره، ولی نمی‌خوام بهونه‌ش کنم. به‌هرحال یه قصد دیگه داشتم.

186
00:15:05,910 --> 00:15:10,230
‫اگه می‌گفتید قصدی نداشتید اتفاقاً باورم نمی‌شد.

187
00:15:10,230 --> 00:15:14,510
‫اگه منم بودم احتمالاً همین‌کارو می‌کردم.

188
00:15:15,270 --> 00:15:19,480
‫راستش، فکر می‌کردم دیر یا زود،

189
00:15:19,480 --> 00:15:21,880
‫رودی به‌هرحال یه زن دیگه هم میاره خونه.

190
00:15:21,880 --> 00:15:22,530
‫ها؟

191
00:15:22,530 --> 00:15:23,510
‫عه؟

192
00:15:23,510 --> 00:15:26,320
‫آخه می‌دونید چقدر منحرفه که.

193
00:15:26,320 --> 00:15:30,930
‫گفتم اگه من نباشم، با یکی دیگه انجامش می‌ده.

194
00:15:31,230 --> 00:15:34,940
‫و همینکه دیدم چطوری نگاهش می‌کنید، فهمیدم.

195
00:15:34,940 --> 00:15:38,820
‫گفتم، «ای وای. منم قیافه‌م اونطوری بود پس.»

196
00:15:39,540 --> 00:15:43,030
‫ببخشید شاهد همچین چیز ناپسندی بودید.

197
00:15:43,720 --> 00:15:45,410
‫ناپسند نبود.

198
00:15:45,990 --> 00:15:46,790
‫چی؟

199
00:15:47,570 --> 00:15:49,610
‫چطوری بگم؟

200
00:15:50,730 --> 00:15:55,310
‫راستش، رودی همیشه راجع بهتون صحبت می‌کرد.

201
00:15:56,340 --> 00:15:57,550
‫چی می‌گه؟

202
00:15:59,130 --> 00:16:03,050
‫«تنها جادوگریه که تحسینش می‌کنم.»

203
00:16:04,260 --> 00:16:07,230
‫باعث... افتخاره.

204
00:16:07,230 --> 00:16:10,790
‫برای همین بخشی ازم حسودیش می‌شد.

205
00:16:10,790 --> 00:16:13,320
‫گفتم حتماً فرد خیلی خاصی هستید.

206
00:16:13,680 --> 00:16:18,810
‫ولی الان که دیدم‌تون و فهمیدم صرفاً
‫یه دختر عادی‌اید که عاشق رودیه،

207
00:16:18,810 --> 00:16:21,030
‫کل حسودیم از بین رفت.

208
00:16:21,030 --> 00:16:23,090
‫آخه، مثل خودمید.

209
00:16:25,690 --> 00:16:29,740
‫می‌دونم نورن-چان چی گفت، ولی قدمت روی چشمامه.

210
00:16:35,050 --> 00:16:38,110
‫بیا با هم از رودی حمایت کنیم.

211
00:16:41,880 --> 00:16:43,720
‫خیلی ممنونم.

212
00:16:52,870 --> 00:16:54,000
‫اصلاً!

213
00:16:54,320 --> 00:16:55,660
‫نمی‌تونم!

214
00:16:55,660 --> 00:16:57,830
‫قبول کنم!

215
00:16:57,830 --> 00:16:59,140
‫نــ ــ نورن!

216
00:16:59,140 --> 00:17:00,960
‫تمرینه ها! انقدر وحشیانه شمشیرو تاب نده!

217
00:17:00,960 --> 00:17:03,510
‫تقصیر خودته!

218
00:17:04,610 --> 00:17:09,030
‫نورن-چان، رودی که پیروی دین میلیس نیست. ‫ولش کن دیگه.

219
00:17:11,010 --> 00:17:12,300
‫ولی...

220
00:17:12,910 --> 00:17:15,640
‫پائول-سانم دوتا زن داشت ها.

221
00:17:16,590 --> 00:17:19,130
‫آره خب، بازم...

222
00:17:19,490 --> 00:17:22,630
‫نورن-چان، به لیلیا-سانم همینو می‌گی؟

223
00:17:27,630 --> 00:17:29,140
‫ببخشید آیشا.

224
00:17:29,140 --> 00:17:34,060
‫مهم نیست. می‌دونم قبل از فکر کردن حرفتو می‌زنی.

225
00:17:34,060 --> 00:17:35,580
‫یعنی چی خب؟!

226
00:17:35,580 --> 00:17:37,800
‫آبجی نورن عصبانی شد!

227
00:17:37,140 --> 00:17:38,960
‫برگرد ببینم!

228
00:17:38,960 --> 00:17:40,920
‫می‌خواستم معذرت‌خواهی کنم!

229
00:17:40,140 --> 00:17:45,060
‫ولی بازم، انتظار نداشتم نورن بخواد شمشیرزنی یاد بگیره.

230
00:17:40,920 --> 00:17:42,860
‫نخواستیم!

231
00:17:45,060 --> 00:17:49,080
‫آره، ولی فک کنم درکش می‌کنم.

232
00:17:49,080 --> 00:17:49,760
‫عه؟

233
00:17:50,110 --> 00:17:56,120
‫اینکه منتظر بشینی و عزیزانت برن
‫یه‌جای دور مبارزه کنن، خیلی سخته.

234
00:17:57,520 --> 00:17:58,790
‫سیلفی.

235
00:17:59,340 --> 00:18:01,500
‫کِی بچه به‌دنیا میاد؟

236
00:18:01,970 --> 00:18:04,340
‫یکم بیشتر از یه‌ماه.

237
00:18:04,340 --> 00:18:07,020
‫ولی روکسی، مطمئنی؟

238
00:18:07,020 --> 00:18:10,110
‫نیازی نیست برای ازدواج کردن انقدر صبر کنی.

239
00:18:10,110 --> 00:18:15,040
‫نه. راستش، به‌خاطر اینکه همه‌ی
‫اینا برات چه معنی‌ای داره، عذاب وجدان دارم،

240
00:18:15,040 --> 00:18:17,100
‫برای همین بذار تا بعد از زایمانت صبر کنم.

241
00:18:17,550 --> 00:18:20,210
‫بعد از اون زن رسمیش می‌شم.

242
00:18:20,680 --> 00:18:26,130
‫باشه، اگه خودت اینو می‌خوای، درک می‌کنم.

243
00:18:27,850 --> 00:18:30,240
‫مشتاق دیدن نی‌نی‌ام.

244
00:18:30,240 --> 00:18:32,620
‫آره. منم.

245
00:18:47,720 --> 00:18:49,430
‫بــ ــ به دنیا اومد!

246
00:18:49,430 --> 00:18:50,850
‫به‌دنیا اومد!

247
00:18:53,550 --> 00:18:57,350
‫سیلفی، تونستی!

248
00:18:57,890 --> 00:19:01,280
‫تبریک می‌گم، سیلفیت-ساما.

249
00:19:03,680 --> 00:19:07,430
‫خدا رو شکر. موهاش سبز نیست.

250
00:19:11,010 --> 00:19:13,030
‫رودی، تو هم بغلش کن.

251
00:19:13,030 --> 00:19:14,250
‫ها؟

252
00:19:14,250 --> 00:19:16,160
‫بــ ــ باشه.

253
00:19:17,990 --> 00:19:20,080
‫خب، ارباب.

254
00:19:23,740 --> 00:19:25,310
‫بچه‌ی تو هم هستا، رودی.

255
00:19:26,430 --> 00:19:27,560
‫مال منه؟

256
00:19:29,800 --> 00:19:35,630
‫این بچه‌ی منه. سیلفی به‌دنیاش آورد.

257
00:20:06,670 --> 00:20:10,130
‫پائول، بابا، مشتاق دیدار.

258
00:20:12,640 --> 00:20:14,820
‫پدر شدم.

259
00:20:16,080 --> 00:20:17,410
‫یه دختر دارم.

260
00:20:17,900 --> 00:20:21,020
‫دختر سیلفیه، مطمئنم قراره خیلی خوشگل بشه.

261
00:20:22,120 --> 00:20:24,200
‫ای‌کاش می‌تونستی ببینیش.

262
00:20:25,120 --> 00:20:28,760
‫بابا، تو مردی، اما بچه‌م به‌دنیا اومد.

263
00:20:29,550 --> 00:20:34,740
‫چون اون‌روز نجاتم دادی، می‌تونم الان دخترمو بغل کنم.

264
00:20:35,660 --> 00:20:38,970
‫اگه به‌خاطر تو نبود، من...

265
00:20:43,230 --> 00:20:47,290
‫تصمیم گرفتیم اسمشو لوسی بذاریم. لوسی گری‌رت.

266
00:20:47,290 --> 00:20:49,970
‫بخشی از اسم خودمو سیلفیو گذاشتیم روش.

267
00:20:49,970 --> 00:20:53,620
‫راستی، با استاد روکسی هم ازدواج کردم.

268
00:20:53,620 --> 00:20:56,930
‫الان مثل خودت، دوتا زن دارم.

269
00:20:56,930 --> 00:21:00,360
‫ای‌کاش برای این‌جور مواقع هم یه‌چیزایی یادم می‌دادی.

270
00:21:01,530 --> 00:21:06,550
‫تاحالا به این فکر کرده بودی که با
‫گیلینا یا الینالیزه ازدواج کنی؟

271
00:21:07,930 --> 00:21:11,880
‫عا، ولی تویی دیگه، شک دارم زیاد روش فکر کرده باشی.

272
00:21:13,210 --> 00:21:16,570
‫شاید منم نباید زیاد فکر کنم.

273
00:21:19,190 --> 00:21:22,520
‫بابا، من یه پسر به‌دردنخور بودم.

274
00:21:23,000 --> 00:21:28,920
‫خاطرات زندگی قبلیمو دارم، برای همین نتونستم
‫مثل یه پسر واقعی باهات روبه‌رو بشم.

275
00:21:32,110 --> 00:21:36,360
‫ولی دیگه خودمو پسر پائول گری‌رت می‌بینم.

276
00:21:40,010 --> 00:21:42,250
‫بالاخره فهمیدم.

277
00:21:42,250 --> 00:21:44,990
‫فهمیدم که هنوز بچه‌م،

278
00:21:44,990 --> 00:21:48,370
‫صرفاً یه بچه که با خاطرات زندگی
‫قبلیش داره ادای بزرگ‌سالا رو در میاره.

279
00:21:49,190 --> 00:21:54,420
‫الان خودمم یه پدرم که بچه‌دار شده،
‫برای همین می‌دونم باید سریع بزرگ شم.

280
00:21:57,530 --> 00:22:01,970
‫ولی مطمئنم بازم کلی شکست می‌خورم.

281
00:22:02,430 --> 00:22:05,300
‫باید کم کم عوض بشم.

282
00:22:05,300 --> 00:22:07,220
‫وگرنه نمی‌تونم بالغ بشم.

283
00:22:09,110 --> 00:22:10,980
‫خودتم همینطوری بودی، نه؟

284
00:22:18,840 --> 00:22:20,960
‫حسابی تلاش می‌کنم.

285
00:22:21,610 --> 00:22:26,480
‫مثل خودت، از چیزایی که برام باقی گذاشتی محافظت می‌کنم.

286
00:22:28,170 --> 00:22:30,080
‫خب، بازم میام.

287
00:22:30,710 --> 00:22:32,560
‫دفعه‌ی بعد، همه رو میارم.

288
00:22:54,850 --> 00:22:57,750
‫خیلی چیزا متوقف شدن.

289
00:22:58,590 --> 00:23:00,010
‫بعضی وقتا بهم سخت گذشت،

290
00:23:00,580 --> 00:23:01,770
‫بعضی وقتا هم لذت بردم.

291
00:23:02,730 --> 00:23:05,360
‫زیاد گند زدم، و همیشه هم ازشون درس نگرفتم.

292
00:23:06,750 --> 00:23:08,770
‫ولی این آخرش نیست.

293
00:23:09,270 --> 00:23:12,550
‫به زندگی تو این دنیا ادامه می‌دم.

294
00:23:13,710 --> 00:23:16,340
‫جوری که هروقت مردم

295
00:23:19,210 --> 00:23:20,270
‫پشیمون نشم.

296
00:23:20,290 --> 00:23:29,290
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

297
00:23:30,010 --> 00:23:35,010
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39

298
00:23:30,010 --> 00:23:35,010
‫قسمت ۲۴
وراثـــت

299
00:23:35,010 --> 00:23:40,010
موشُکو تنسه: تناسخ یک علاف ۲

300
00:23:35,010 --> 00:23:40,010
‫ممنون که تماشا کردید!

301
00:23:41,660 --> 00:23:44,990
‫برای محافظت از چیز عزیزی که تازه متولد شده.

302
00:23:45,410 --> 00:23:48,190
‫من، با غیرممکن‌ها روبه‌رو می‌شم.

303
00:23:48,360 --> 00:23:51,730
‫تناسخ یک علاف: به دنیای دیگه برم تمام تلاشمو می‌کنم.

304
00:23:51,840 --> 00:23:52,770
‫فصل سوم.

305
00:23:52,900 --> 00:23:54,120
‫تأیید شده است.
