WEBVTT

00:01.480 --> 00:03.720
‫من می‌رم به بگاریت.

00:03.720 --> 00:09.730
‫گفتنش راحته، ولی مطمئنم که اگه به سیلفی بگم و
‫اون شروع کنه به گریه کردن، شهامتمو از دست می‌دم.

00:10.090 --> 00:13.490
‫برای همین تصمیم گرفتم اول قضیه رو با الینالیزه مطرح کنم.

00:13.880 --> 00:16.860
‫فکر کنم بهت گفتم که همین‌جا بمونی.

00:17.220 --> 00:19.630
‫آره، ولی...

00:23.440 --> 00:27.010
‫عـــاه، کاریش نمی‌شه کرد.

00:27.010 --> 00:28.370
‫با همدیگه بریم پس؟

00:29.070 --> 00:30.850
‫خیلی ممنونم!

00:31.990 --> 00:35.680
‫من قبلاً به بگاریت نرفتم،

00:35.680 --> 00:39.590
‫ولی این سفر رفت‌ و برگشتش هرکدوم حدود هشت‌ماه زمان می‌بره.

00:39.960 --> 00:44.530
‫از چیزی که فکر می‌کردم خیلی سریع‌تره. به سلامتی خِرَد سنی!

00:44.530 --> 00:47.100
‫من رو تحریک نکن.

00:47.100 --> 00:48.850
‫مشکلات بزرگ‌تری هم داریم،

00:49.210 --> 00:52.100
‫مثل اینکه چطور با نفرین من کنار بیایم.

00:58.080 --> 01:01.610
‫توی طول سفر من هیچ‌کاری باهات نمی‌کنم، الینالیزه-سان.

01:01.890 --> 01:03.670
‫نه، نمی‌کنیم.

01:04.010 --> 01:07.320
‫نمی‌تونیم از اون شی‌ء جادویی که کلیف-سنپای ساخت استفاده کنیم؟

01:07.320 --> 01:09.280
‫می‌تونه به تسکین علائمت کمک کنه.

01:09.280 --> 01:14.750
‫اگه اون رو ببریم، مجبوریم به کلیف هم در مورد سفر بگیم.

01:14.750 --> 01:16.610
‫مگه هنوز بهش نگفتی؟

01:18.510 --> 01:20.210
‫باهاش درست‌و‌حسابی حرف بزن.

01:20.210 --> 01:23.140
‫در مورد جداشدن نه. در مورد آینده.

01:24.480 --> 01:27.060
‫فکر کنم... درست می‌گی.

01:29.440 --> 01:31.350
‫یه سفر رفت و برگشت ۱۶ ماهه.

01:31.920 --> 01:35.480
‫بسته به اینکه وقتی می‌رسیم اونجا اوضاع
‫چقدر وخیم باشه، امکان داره دو سال زمان ببره.

01:35.480 --> 01:37.810
‫بهتره حداقل برم خداحافظی‌هامو بکنم.

01:43.380 --> 01:44.660
‫بفرمایید.

01:47.310 --> 01:50.750
‫چی شده؟ وقت قرار همیشگی‌مون نیست.

01:51.260 --> 01:56.130
‫راستش، اخبار بدی دارم که باید بهت بگم.

01:56.470 --> 01:58.460
‫اخبار بد؟

01:59.830 --> 02:04.560
‫من دارم می‌رم به شهر هزارتوی راپان توی قاره‌ی بگاریت.

02:04.560 --> 02:06.840
‫احتمالاً حدود دو سال اینجا نباشم.

02:11.740 --> 02:16.500
‫بگاریت؟ شهر هزارتوی راپان؟ دو سال؟

02:17.490 --> 02:20.630
‫می‌دونم قول دادم که بهت کمک کنم. معذرت می‌خوام.

02:21.090 --> 02:24.280
‫ولی این سفریه که حتماً باید برم.

02:32.650 --> 02:33.940
‫دو سال...

02:36.220 --> 02:38.420
‫خب، با اجازه‌ت رفع زحمت کنم...

02:39.300 --> 02:40.510
‫صبر کن.

02:52.640 --> 02:53.740
‫این رو ببین.

02:56.650 --> 02:57.680
‫این چیه؟

02:59.820 --> 03:04.920
‫یه نقشه از حلقه‌های جادویی تله‌پورت سراسر جهان.

03:04.920 --> 03:06.360
‫هـــا؟

03:06.360 --> 03:12.840
‫اون صفحه بهت نشون می‌ده که از شاریا
‫تا بگاریت کجا یه حلقه‌ی جادویی پیدا کنی.

03:15.200 --> 03:18.530
‫تو... گفتی که یادت نمیاد اونا کجا بودن!

03:18.530 --> 03:20.750
‫زیپ دهنم رو کشیده بودم.

03:21.130 --> 03:24.370
‫اگه درست یادم باشه اسم «راپان» رو یه‌جایی شنیده بودم.

03:24.370 --> 03:27.610
‫مسیرِ بازار نزدیک حلقه‌ی جادویی رو که پیش بگیری،

03:25.640 --> 03:26.640
صحرای اوچو

03:25.640 --> 03:26.640
رفسنگ‌های شردال‌ها

03:25.640 --> 03:26.640
بازاز

03:26.640 --> 03:31.140
کوهستان

03:26.640 --> 03:31.140
صحرای اوچو

03:27.610 --> 03:31.150
‫یه سفر یک‌ماهه به‌سمت شمال باید به اونجا برسونتت.

03:31.150 --> 03:33.670
‫همه‌ش یه ماه؟

03:33.670 --> 03:36.390
‫قبل‌از اینکه سیلفی وضع حمل کنه برمی‌گردم.

03:36.710 --> 03:38.840
‫ولی، سعی کن صداش رو در نیاری.

03:38.840 --> 03:44.110
‫استفاده از حلقه‌های جادویی تله‌پورت قدغنه.
‫دولت هرکدوم‌شون رو که پیدا کنه پاک می‌کنه.

03:45.830 --> 03:47.700
‫ممنونم، ناناهوشی.

03:48.270 --> 03:49.490
‫مدیونت شدم.

03:49.490 --> 03:52.260
‫صرفاً دارم لطفت رو جبران می‌کنم.

03:53.250 --> 03:56.260
‫زود برگرد و توی تحقیقاتم بهم کمک کن.

03:57.320 --> 03:58.240
‫چشم.

03:58.260 --> 04:08.260
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:34.230 --> 05:37.490
‫می‌خوام برم کمک مامان و بابا.

05:37.490 --> 05:38.680
‫عـــه؟

05:41.440 --> 05:44.200
‫متوجه‌م. خونه رو بسپار به من.

05:44.870 --> 05:49.160
‫معذرت می‌خوام نتونستم قولم رو نگه دارم که از پیشت غیبم نزنه.

05:49.160 --> 05:50.680
‫نگهش داشتی.

05:50.680 --> 05:52.840
‫آخه، این که «غیب شدن» نیست.

05:53.700 --> 05:58.220
‫چیزه، چه‌ مدت قراره اینجا نباشی؟ حدود دو سال؟

06:00.860 --> 06:06.630
‫راستش، با کمک ناناهوشی، می‌تونم از
‫حلقه‌های جادویی تله‌پورت استفاده کنم.

06:06.630 --> 06:09.510
‫برای همین، فکر کنم می‌تونم قبل‌از اینکه وضع حمل کنی برگردم.

06:11.110 --> 06:14.010
‫تله‌پورت؟ مشکلی پیش نمیاد؟

06:24.430 --> 06:27.680
‫نگران نباش. قول می‌دم که حتماً برگردم.

06:29.670 --> 06:30.560
‫اوهوم.

06:32.580 --> 06:33.440
‫آیشا.

06:33.680 --> 06:35.270
‫جـ ــ جانم؟

06:35.270 --> 06:36.380
‫می‌تونم روت حساب کنم؟

06:36.380 --> 06:38.960
‫فــ... فکر کنم از پس کارها بر بیام.

06:38.960 --> 06:42.620
‫اگه مشکلی پیش اومد، از کسایی که فکر
‫می‌کنی می‌تونی بهشون اعتماد کنی کمک بگیر.

06:43.070 --> 06:45.180
‫سعی نکن همه‌چیز رو خودت به دوش بکشی.

06:45.180 --> 06:45.990
‫چشم.

06:46.380 --> 06:47.340
‫نورن.

06:47.340 --> 06:49.280
‫بله، داداش؟

06:49.280 --> 06:53.830
‫اگه سیلفی یا آیشا دستشون بند بود، بهشون کمک کن.

06:53.830 --> 06:54.850
‫چشم!

06:55.510 --> 07:00.020
‫راستی، بیاید قبل از اینکه برم برای بچه یه اسم انتخاب کنیم.

07:00.020 --> 07:02.820
‫ا... اسم؟ رودی...

07:02.820 --> 07:05.560
‫داداشی، چرا باید همچین حرفی بزنی؟

07:05.560 --> 07:06.860
‫داداش...

07:07.410 --> 07:12.250
‫اگه قبل‌از اینکه بری سفر اسم بچه رو انتخاب کنی، هیچ‌وقت برنمی‌گردی.

07:12.250 --> 07:16.020
‫ای وای. یعنی اینا توی این دنیا
‫حکم همون آخرین حرف‌های معروف رو دارن؟

07:16.380 --> 07:18.450
‫چطوره این‌ کارو بکنیم؟

07:18.450 --> 07:21.870
‫بعد از اینکه برگشتی اسم بچه رو انتخاب می‌کنی،

07:21.870 --> 07:25.670
‫ولی اگه قبل‌از اون به دنیا اومد، صداش می‌کنیم رودئوس جونیور.

07:25.670 --> 07:29.240
‫فهمیدم. سیلفی تو هم با این قضیه موافقی؟

07:29.240 --> 07:30.170
‫اوهوم.

07:39.760 --> 07:40.870
‫سیلفی...

07:41.750 --> 07:42.600
‫جانم.

07:54.160 --> 07:58.280
‫وقتی فهمیدم که دیگه دارم می‌رم،
‫به هر کسی که می‌شناختم یه سری زدم.

07:58.730 --> 08:03.670
‫از اون‌موقع دیگه بادیگادی رو ندیدم، ولی مطمئنم که حالش خوبه.

08:04.410 --> 08:07.120
‫از ناظم جیناس درخواست مرخصی کردم،

08:07.550 --> 08:12.500
‫و اجازه گرفتم که یه کتاب در مورد تله‌پورت
‫و یکی هم در مورد بگاریت قرض بگیرم.

08:12.960 --> 08:14.650
‫صرفاً محض احتیاط.

08:15.450 --> 08:17.270
‫نقشه‌‌ی سفر از این قراره؛

08:17.780 --> 08:21.400
‫یه سفر یه هفته‌ای از اینجا تا
‫جنگلی که حلقه‌ی جادویی تله‌پورت هست می‌ریم.

08:21.900 --> 08:26.900
‫از اونجا، به بگاریت تله‌پورت می‌کنیم و
‫یه سفر یک‌ماهه‌ی دیگه می‌ریم تا به راپان برسیم.

08:27.300 --> 08:31.400
‫بعدش به سرعت خانواده‌م رو نجات می‌دیم
‫و به همون شکل برمی‌گردیم.

08:32.420 --> 08:34.150
‫هرچی که لازم داشتم رو بردم.

08:40.910 --> 08:43.580
‫رودئوس، بار و بندیلت رو بستی؟

08:43.580 --> 08:45.760
‫آره. هیچ مشکلی نیست.

08:45.760 --> 08:46.690
‫رودئوس.

08:47.420 --> 08:51.630
‫هنوز با کامل‌شدن خیلی فاصله دارم،
‫ولی موفق شدم بازم کوچیک‌ترش کنم.

08:51.630 --> 08:55.710
‫طوری ساختمش که انعاف‌پذیر باشه،
‫پس نباید با لباس پوشیدن روش مشکلی پیش بیاد.

08:57.970 --> 08:59.540
‫مراقب لیزه باش.

09:00.370 --> 09:01.360
‫چشم.

09:01.710 --> 09:03.030
‫کلیف...

09:05.610 --> 09:09.120
‫لیزه، وقتی برگشتی خونه، بیا باهم ازدواج کنیم.

09:09.120 --> 09:13.540
‫هنوز از شر نفرینت خلاص نشدم،
‫ولی بیا یه خونه بخریم و باهم زندگی کنیم.

09:14.010 --> 09:17.990
‫چون هنوز این کارو نکردم باعث شدم به‌هم بریزی، نه؟

09:17.990 --> 09:19.460
‫نگران بودی که اهل عمل نباشم.

09:19.680 --> 09:22.430
‫اوه، کلیف.

09:22.430 --> 09:26.460
‫من زن افتضاحی‌ام. می‌خواستم بدون اینکه بهت بگم ترکت کنم.

09:26.460 --> 09:28.880
‫با یه مراسم به سبک میلیس که مشکلی نداری، نه؟

09:28.880 --> 09:31.960
‫می‌دونم که پیروی دین میلیس نیستی، ولی...

09:32.880 --> 09:37.300
‫کلیف! بیشتر از هرکسی تو دنیا عاشقتم!

09:38.120 --> 09:39.280
‫رودی.

09:40.500 --> 09:44.550
‫سیلفی، زودی برمی‌گردم.

09:45.630 --> 09:47.940
‫اوهوم. می‌دونم.

09:49.180 --> 09:51.940
‫نورن، آیشا. وقتی نیستم مواظب خونه باشید.

09:52.300 --> 09:56.740
‫نگران نباش. تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم.

09:56.740 --> 09:58.530
‫داداشی، موفق باشی!

10:02.660 --> 10:03.740
‫سیلفی.

10:04.350 --> 10:08.000
‫نگران نباش. خودم از رودئوس محافظت می‌کنم.

10:08.000 --> 10:10.800
‫قبل از اینکه وضع حمل کنی برمی‌گردیم.

10:10.800 --> 10:13.960
‫بله. مامان‌بزرگ، خودتون هم مواظب باشین.

10:13.960 --> 10:17.830
‫نترس. قرار نیست چیزی بشه.

10:17.830 --> 10:19.970
‫خب پس، بهتره راه بیفتیم.

10:20.600 --> 10:21.940
‫به سلامت.

11:23.150 --> 11:26.660
‫پیداش کردم. همین سنگه، نه؟

11:27.510 --> 11:31.080
‫مثل گزارش ناناهوشیه، پس حتماً خودشه.

11:32.330 --> 11:33.990
‫حفاظ رو از بین می‌برم.

11:35.430 --> 11:38.460
‫«آن اژدها تنها برای اعتقادش زندگی کرد.»

11:38.460 --> 11:42.680
‫«هیچ موجودی قادر به فرار از دستان باشکوهش نبود.»

11:43.110 --> 11:44.830
‫«دومین اژدهایی که از دنیا رفت.»

11:45.290 --> 11:49.550
‫«اژدهای مرشدی با فانی‌ترین چشمان، فلس‌هایی سبز و نقره‌ای.»

11:49.550 --> 11:54.800
‫«به‌نام فرمانروا اژدهای مقدس شیراد، هم‌اکنون، مهروموم را از بین می‌برم.»

12:01.770 --> 12:02.970
‫عالیه.

12:02.970 --> 12:05.960
‫تاحالا همچین جادویی ندیده بودم.

12:12.940 --> 12:15.700
‫دقیقاً حس یه خرابه‌ی باستانی می‌ده.

12:15.700 --> 12:18.200
‫بعضی‌وقتا هزارتوها این‌شکلی می‌شن.

12:18.620 --> 12:21.740
‫محض اطمینان، حواست به تله‌ها باشه.

12:21.740 --> 12:22.820
‫بله.

12:25.250 --> 12:27.040
‫چقد مشکوکه.

12:27.490 --> 12:28.520
‫بریم.

12:34.350 --> 12:36.940
‫این یه حلقه‌ی تله‌پورته؟

12:37.260 --> 12:40.300
‫احتمالاً همین‌طور باشه. بررسیش می‌کنم.

12:42.000 --> 12:43.690
‫اون چیه؟

12:43.990 --> 12:49.790
‫اکتشاف هزارتوی تله‌پورت ‌کننده،
‫یه کتاب درمورد تمام حلقه‌های تله‌پورت‌ کننده‌ست.

12:49.790 --> 12:55.080
‫یه‌سری جزئیاتش فرق دارن، ولی بدون‌شک حلقه‌ی
‫تله‌پورت دوطرفه‌ست.

12:55.490 --> 13:00.410
‫حین تحقیق رو تله‌پورت دسته‌جمعی فیتوآ با
‫سیلفی این کتابو پیدا کردم،

13:00.410 --> 13:03.330
‫ولی انتظارشم نداشتم اینطوری به‌دردم بخوره.

13:03.910 --> 13:07.730
‫می‌گه صرفاً نیازه موقع پا گذاشتن روش،
‫هم‌دیگه رو لمس کنیم.

13:08.730 --> 13:09.830
‫چی شده؟

13:09.830 --> 13:14.860
‫هیچی. صرفاً تجربه‌ی ناخوش‌آیندی از تله‌پورت دارم.

13:15.170 --> 13:18.230
‫منم همین‌طورم خب.

13:18.950 --> 13:20.490
‫درسته.

13:20.810 --> 13:23.170
‫شروع کنیم؟

13:23.170 --> 13:24.040
‫بله.

13:37.180 --> 13:38.750
‫انگار جهش داشتیم.

13:39.060 --> 13:40.740
‫آره انگار.

13:44.850 --> 13:47.780
‫چطوره یه‌بار برگردیم تا ببینیم کار می‌کنه؟

13:47.780 --> 13:49.420
‫من می‌رم.

13:49.420 --> 13:54.430
‫اصلاً دلم نمی‌خواد چیزی بشه و به پائول بگم گمت کردم.

13:54.430 --> 13:56.670
‫باشه، روت حساب می‌کنم.

14:04.770 --> 14:06.330
‫خیلی دیر کرده.

14:22.000 --> 14:24.250
‫صحیح و سالم برگشتم.

14:24.250 --> 14:26.160
‫یکم دیر کردی.

14:26.160 --> 14:29.510
‫واقعاً؟ به‌نظر خودم درجا برگشتم.

14:29.810 --> 14:31.810
‫شاید لَگ زمانی داره.

14:31.810 --> 14:35.500
‫تا وقتی بشه برگشت، مهم نیست.

14:47.740 --> 14:51.990
‫به‌نظر می‌رسه رسیدیم قاره‌ی بگاریت.

14:52.280 --> 14:55.700
‫اینجا هم زیر شن دفن شده، ولی مطمئنم یه خرابه‌ست.

14:56.330 --> 15:01.390
‫ما می‌بینیمش، ولی احتمالاً جادو از بیرون
‫غیرقابل مشاهده‌ش کرده.

15:01.390 --> 15:05.060
‫چیکار کنیم؟ یه‌مقدار از مسیر رو بریم؟

15:05.060 --> 15:09.180
‫خورشید داره غروب می‌کنه، زیاد نمی‌تونیم پیشروی کنیم.

15:09.180 --> 15:12.590
‫یکم زوده، ولی بیا امروز رو تو این خرابه استراحت کنیم.

16:01.930 --> 16:03.840
‫کلیف...

16:07.270 --> 16:08.970
‫نزدیک بودا!

16:08.970 --> 16:13.070
‫فکر می‌کردم فعلاً مشکلی ندارم،
‫ولی انگار کمرم زیادی پر شده.

16:13.070 --> 16:14.880
‫سرم گیج می‌ره.

16:37.550 --> 16:38.570
‫رودئوس!

16:40.190 --> 16:41.480
‫به خودت بیا!

16:41.750 --> 16:43.260
‫این ساکیباس‌ـه!

16:57.820 --> 17:00.530
‫واقعاً که. از بوش متنفرم.

17:03.230 --> 17:04.460
‫خوبی؟!

17:04.870 --> 17:09.620
‫الینالیزه-سان، فقط یه‌بار.

17:09.620 --> 17:11.960
‫بیا هرزه‌‌بازی در بیاریم.

17:12.960 --> 17:14.740
‫زودباش خودتو زهرزدایی کن.

17:18.250 --> 17:25.740
‫چیزه، الینالیزه-سان، ببخشید.

17:25.740 --> 17:28.230
‫«بیا هرزه‌بازی در بیاریم»؟

18:29.020 --> 18:31.730
‫من یکم می‌رم بیرون.

18:31.730 --> 18:33.000
‫کجا می‌ری؟

18:33.920 --> 18:35.820
‫می‌رم مردبازی.

18:35.820 --> 18:38.300
‫منتظرم نمون.

18:38.300 --> 18:39.630
‫باشه.

18:40.010 --> 18:43.700
‫شی‌ء جادویی شدت نفرینش رو کم می‌کنه،

18:43.700 --> 18:46.050
‫ولی انگار هنوز کلی جا داره.

18:46.540 --> 18:50.500
‫برای دوتامون بهتره زودتر زنیث رو نجات بدیم و برگردیم.

18:57.290 --> 19:00.250
‫رودئوس، یه‌چی می‌بینم.

19:01.000 --> 19:02.310
‫بیا ببینیم چیه.

19:06.080 --> 19:07.520
‫مسیر رو عوض کنیم؟

19:07.520 --> 19:09.500
‫نه، بیا ازش بریم بالا.

19:09.500 --> 19:10.750
‫سوار شو.

19:16.740 --> 19:21.130
‫ممنون. خیلی خوبه یکی داشته باشی که
‫کلی مانا داره.

19:21.130 --> 19:22.810
‫بسپارش به خودم.

19:22.810 --> 19:26.230
‫برای میانبر هرکاری شده می‌کنم.

19:27.400 --> 19:28.380
‫بخواب!

19:39.690 --> 19:41.770
‫یه جفت شیردال.

19:42.270 --> 19:43.860
‫اون‌یکی با خودت.

19:44.220 --> 19:45.480
‫بله!

19:48.240 --> 19:49.150
‫داره میاد!

20:11.430 --> 20:12.740
‫الینالیزه-سان!

20:15.400 --> 20:16.950
‫نمی‌ذارم فرار کنی!

20:30.070 --> 20:32.250
‫بفرما. حسابی کباب شده.

20:32.870 --> 20:36.110
‫واقعاً از ادویه‌هات خوشم میاد.

20:36.500 --> 20:37.930
‫خیلی هم ممنون.

20:41.180 --> 20:44.720
‫الینالیزه-سان، حواست به آدابت باشه.

20:44.720 --> 20:48.290
‫عه‌وا، دقیقاً شبیه زنیث شدی.

20:48.860 --> 20:50.680
‫مامان‌ زیاد دعوات می‌کرد؟

20:50.990 --> 20:54.690
‫«یادت نره تو یه دختری! باید حواست به
‫کلی چیز باشه!»

20:56.680 --> 21:02.800
راستی، وقتی اولین‌بار زنیث رو دیدم
هم‌سن خودت بود.ك

21:02.800 --> 21:04.910
‫۱۶ سالش بود؟

21:04.910 --> 21:08.740
‫آره. یه دختر چشم و گوش بسته بود.

21:08.740 --> 21:11.670
‫پائول مخش رو زد و باهامون آوردش.

21:15.140 --> 21:20.130
‫انگار بابام می‌خواست ازت بابت چیزی
‫معذرت بخواد.

21:20.130 --> 21:22.030
‫می‌شه بپرسم چی شد؟

21:23.370 --> 21:25.280
‫بهتره نپرسی.

21:25.730 --> 21:30.010
‫خودتم نمی‌خوای راجع به روابط عاشقانه‌ی
‫داغون پدرت بشنوی، می‌خوای؟

21:30.010 --> 21:33.000
‫نه، اصلاً.

21:33.000 --> 21:38.330
‫پائوله دیگه، تا حدودی می‌تونم تصور کنم چه‌خبره.

21:38.330 --> 21:41.910
‫ولی مطمئنم وقتی به راپان رسیدیم،
‫معذرت‌خواهی می‌کنه.

21:43.050 --> 21:45.360
‫هرچی هم بگه نمی‌بخشمش.

21:53.660 --> 21:56.300
‫انگار بالاخره رسیدیم!

21:56.300 --> 21:57.470
‫اوه!

22:02.000 --> 22:05.010
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39

22:02.000 --> 22:05.010
قسمت ۱۹
سفر صحرایی

22:05.030 --> 22:15.030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:35.010 --> 23:40.010
قسمت بعد

23:35.400 --> 23:40.010
به‌سوی هزارتو
