1
00:00:05,260 --> 00:00:06,910
‫نورن از اتاقش بیرون نمیاد.

2
00:00:06,910 --> 00:00:09,430
‫رـ رئیس، صبر کن‌نیا.

3
00:00:09,430 --> 00:00:11,280
‫لینیا، بس کن.

4
00:00:11,280 --> 00:00:14,270
‫به‌نظر می‌رسه که خیلی عصبانیه. من می‌ترسم.

5
00:00:14,740 --> 00:00:19,480
‫اون از اتاقش بیرون نمیاد.
‫برای من، چیزی نمی‌تونه از این مهم‌تر باشه.

6
00:00:26,470 --> 00:00:32,700
‫اگه نورن هم قراره همون جهنمی رو که من
‫گذروندم از سر بگذرونه، می‌خوام که ازش نجاتش بدم.

7
00:00:33,460 --> 00:00:40,440
‫حتی اگه من یا آیشا رو دوست نداشته باشه،
‫یا تمام این زندگی‌ای که الان داره،

8
00:00:41,070 --> 00:00:42,600
‫اون هنوزم خواهرمه.

9
00:00:50,360 --> 00:00:51,830
‫عذر می‌خوام.

10
00:00:57,310 --> 00:01:02,000
‫یه برادر بزرگ‌تر باید از برادرها و
‫خواهرهای کوچیک‌ترش محافظت کنه.

11
00:01:03,410 --> 00:01:05,370
‫نباید ازشون رو برگردونه.

12
00:01:06,000 --> 00:01:16,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

13
00:02:39,340 --> 00:02:43,710
‫ر ــ رودئوس-سان، ما الان وسط کلاسیم، و-

14
00:02:43,710 --> 00:02:46,880
‫کارم زیاد طول نمی‌کشه. مشکلی که نداره؟

15
00:02:46,880 --> 00:02:47,800
‫ولی-

16
00:02:48,380 --> 00:02:51,000
‫گمون می‌کنم تا الان خبر دارید،

17
00:02:51,000 --> 00:02:55,110
‫یه دانش‌آموز دختر توی این کلاس
‫از اومدن به دانشکده دست کشیده.

18
00:02:55,440 --> 00:02:58,350
‫اون دختر، خواهر منه.

19
00:02:58,710 --> 00:03:01,520
‫هنوز باهاش صحبتی نکردم.

20
00:03:01,520 --> 00:03:05,550
‫اما خیلی چیزها هستن که باعث می‌شن
‫یه دانش‌آموز از اومدن به کلاس خودداری کنه،

21
00:03:05,550 --> 00:03:11,360
‫و یقین دارم یه نفر توی این کلاس
‫باعث‌و‌بانی یکی از اون چیزها بوده.

22
00:03:11,840 --> 00:03:12,880
‫کار کدومشونه؟

23
00:03:13,430 --> 00:03:15,120
‫کی چنین کار وحشتناکی باهاش کرده؟

24
00:03:16,110 --> 00:03:16,970
‫تو بودی؟

25
00:03:18,090 --> 00:03:19,010
‫یا تو؟

26
00:03:19,680 --> 00:03:20,540
‫یا تو؟

27
00:03:21,260 --> 00:03:23,840
‫امیدوارم که خودش پا پیش بذاره.

28
00:03:23,840 --> 00:03:25,680
‫قول می‌دم که عصبانی نشم.

29
00:03:26,090 --> 00:03:30,650
‫فقط می‌خوام که بفهمه که خواهرم آسیب دیده و معذرت‌خواهی کنه.

30
00:03:30,920 --> 00:03:33,660
‫لحظه‌ای که یکی‌شون اعتراف کنه، دل‌و‌روده‌ش رو می‌ریزم بیرون.

31
00:03:33,660 --> 00:03:36,750
‫به هیچ‌جام نیست که واقعاً‌ براش قلدری کردن یا نه.

32
00:03:36,750 --> 00:03:39,280
‫هرکدوم‌شون که چشمشو روی این قضیه
‫بسته، به همون اندازه گناهکاره.

33
00:03:40,260 --> 00:03:41,890
‫کاری می‌کنم تقاصشو بدن.

34
00:03:45,280 --> 00:03:46,770
‫چـ ــ چیزه...

35
00:03:49,030 --> 00:03:51,630
‫عذر می‌خوام. بفرمایید.

36
00:03:51,630 --> 00:03:56,740
‫من... من اون روز داشتم با نورن-چان حرف می‌زدم...

37
00:03:56,740 --> 00:04:00,010
‫و بدون اینکه منظوری داشته باشی بهش حرف ناراحت‌کننده‌ای زدی؟

38
00:04:00,010 --> 00:04:02,170
‫ایـ ــ این‌طور نیست!

39
00:04:02,170 --> 00:04:08,930
‫من، چیزه، در مورد شما شنیدم،
‫به‌نظر می‌رسید نورن-چان مشکلی نداره.

40
00:04:08,930 --> 00:04:13,810
‫پس گفتم، «تو مثل برادرت نیستی، نه؟»
‫و اون بدجور عصبانی شد.

41
00:04:13,810 --> 00:04:14,790
‫هـــا؟

42
00:04:14,790 --> 00:04:18,410
‫نورن عصبانی شد؟ چون یکی بهش گفته شبیه من نیست؟

43
00:04:18,830 --> 00:04:19,680
‫اینجا چه خبره؟

44
00:04:19,680 --> 00:04:20,510
‫آه.

45
00:04:20,510 --> 00:04:22,760
‫چیزی یادتون اومد، استاد؟

46
00:04:22,760 --> 00:04:28,160
‫بـ ــ بله. اون‌روز به نورن-سان یه تکلیف دادم...

47
00:04:28,160 --> 00:04:31,960
‫و اون نتونست تمومش کنه، بعدش
‫شما جلوی دفتر دانشکده لختش کردید؟

48
00:04:31,960 --> 00:04:34,100
‫مـ ــ معلومه که نه!

49
00:04:34,100 --> 00:04:40,040
‫عملکردش ضعیف بود، برای همین بهش گفتم
‫برادرش رو الگو قرار بده و بیشتر درس بخونه.

50
00:04:40,380 --> 00:04:45,230
‫اون گفت تلاشش رو می‌کنه، ولی قیافه‌ش
‫طوری بود که انگار می‌خواست بزنه زیر گریه.

51
00:04:46,440 --> 00:04:47,360
‫هـــا؟

52
00:04:50,670 --> 00:04:52,730
‫حالا که بحثش شد، من...

53
00:04:52,730 --> 00:04:53,690
‫و من.

54
00:04:53,690 --> 00:04:55,190
‫منم همین‌طور.

55
00:05:08,940 --> 00:05:10,570
‫تقصیر من بود.

56
00:05:11,430 --> 00:05:13,430
‫تعجبی نداره نورن نتونسته تحمل کنه.

57
00:05:13,430 --> 00:05:16,150
‫مردم همیشه‌ی خدا اونو با آیشا مقایسه می‌کردن.

58
00:05:16,700 --> 00:05:19,070
‫حالا هم با برادری که ازش متنفره مقایسه‌ش می‌کنن.

59
00:05:20,210 --> 00:05:21,450
‫لعنتی.

60
00:05:24,400 --> 00:05:26,140
‫شنیدم چه اتفاقی افتاده.

61
00:05:26,750 --> 00:05:28,730
‫رودی، تو مقصر نیستی.

62
00:05:28,730 --> 00:05:30,440
‫سیلفی...

63
00:05:31,100 --> 00:05:32,640
‫ممنون.

64
00:05:32,640 --> 00:05:35,260
‫آره‌نیا. تقصیر تو نیست رئیس‌نیا.

65
00:05:35,260 --> 00:05:38,090
‫راست می‌گه. نیازی نیست نگران باشی.

66
00:05:38,390 --> 00:05:42,260
‫از هردوتون ممنونم که در مورد نورن بهم اطلاع دادید.

67
00:05:42,260 --> 00:05:44,750
‫ببخشید که پای شما رو هم کشیدم وسط.

68
00:05:45,250 --> 00:05:47,880
‫حتماً خودم رو خیلی احمق جلوه دادم.

69
00:05:48,710 --> 00:05:51,870
‫اینکه بخوای از خواهرت دفاع کنی هیچم احمقانه نیست‌نیا.

70
00:05:51,870 --> 00:05:55,440
‫منم یه خواهر کوچیک‌تر دارم.
‫پس می‌فهمم چه حسی داری رئیس‌نیا.

71
00:05:55,440 --> 00:05:58,360
‫ولی من یکم شوکه شدم. فکر نمی‌کردم از این کارها بکنی.

72
00:06:03,590 --> 00:06:08,190
‫خب رئیس، حالا می‌خوای چیکار کنی؟ می‌ذاریش به حال خودش‌نیا؟

73
00:06:08,190 --> 00:06:10,580
‫کاری نیست که بتونم انجام بدم.

74
00:06:10,580 --> 00:06:12,930
‫به‌خاطر منه که اون خودش رو حبس کرده.

75
00:06:12,930 --> 00:06:14,470
‫خودش رو حبس کرده.

76
00:06:14,470 --> 00:06:17,140
‫درسته. تبدیل به یه منزوی شده.

77
00:06:17,140 --> 00:06:19,660
‫خودمون مجبورش می‌کنیم بره سر کلاس،
‫حتی اگه لازم باشه به زور ببریمش اونجا.

78
00:06:19,660 --> 00:06:20,730
‫درسته‌نیا.

79
00:06:20,730 --> 00:06:23,040
‫اگه از خونه نره بیرون مغزش می‌پوسه.

80
00:06:23,040 --> 00:06:24,440
‫درسته‌نیا، درسته‌نیا.

81
00:06:24,440 --> 00:06:26,420
‫درست مثل مغز پوسیده‌ی لینیا می‌شه.

82
00:06:26,420 --> 00:06:28,080
‫پورسنا راست می‌گه‌نیا-

83
00:06:29,040 --> 00:06:29,490
‫نــیــا؟!

84
00:06:29,780 --> 00:06:31,190
‫منظورت چیه‌نیا؟!

85
00:06:31,190 --> 00:06:32,580
‫همونی که گفتم.

86
00:06:32,580 --> 00:06:36,100
‫هیچ‌کس دلش نمی‌خواد تا ابد خودش رو توی اتاق حبس کنه.

87
00:06:36,660 --> 00:06:40,790
‫اون نمیاد بیرون، چون دلیلی برای بیرون اومدن نداره.

88
00:06:41,390 --> 00:06:44,640
‫به‌زور بیرون آوردنش هیچ مشکلی رو حل نمی‌کنه.

89
00:06:45,220 --> 00:06:46,170
‫ولی...

90
00:06:46,500 --> 00:06:50,900
‫با این وجود، نمی‌تونم هم اجازه بدم خودش رو اون تو زندانی کنه.

91
00:06:50,900 --> 00:06:53,570
‫می‌دنم که بعداً حسرتشو می‌خورم.

92
00:06:54,910 --> 00:06:56,140
‫رودی؟

93
00:06:59,700 --> 00:07:01,530
‫عـــا، رودی!

94
00:07:06,440 --> 00:07:07,450
‫من...

95
00:07:08,140 --> 00:07:09,890
‫من باید یه کاری بکنم.

96
00:07:13,010 --> 00:07:14,040
‫من...

97
00:07:14,830 --> 00:07:16,330
‫می‌خوام چیکار کنم؟

98
00:07:18,600 --> 00:07:19,850
‫رودی!

99
00:07:21,480 --> 00:07:25,110
‫بذار ما هم تو قضیه‌ی خواهرت کمکت کنیم.

100
00:07:25,110 --> 00:07:28,010
‫تو همیشه هوای ما رو داری، رئیس‌نیا.

101
00:07:28,010 --> 00:07:30,020
‫خیلی ممنونم.

102
00:07:30,020 --> 00:07:31,800
‫ولی چطور-

103
00:07:31,800 --> 00:07:33,380
‫یه ایده‌ی ناب دارم!

104
00:07:33,380 --> 00:07:35,300
‫بسپارش دست خودمون‌نیا!

105
00:07:35,800 --> 00:07:38,280
‫عـــه؟ چیه چیه؟ چه خبر شده؟

106
00:07:38,280 --> 00:07:41,150
‫شنیدم شاهدخت آریل می‌خوان
‫توی سالن غذاخوری سخنرانی کنن.

107
00:07:41,150 --> 00:07:44,050
‫عـــــه، جدی می‌گی؟ ولی چرا این‌قدر یهویی؟

108
00:07:44,050 --> 00:07:46,980
‫یالا، عجله کنید! وگرنه بدون ما شروع می‌کنه!

109
00:07:48,830 --> 00:07:49,910
‫رودی.

110
00:07:50,440 --> 00:07:51,560
‫اوضاع چطوره؟

111
00:07:51,560 --> 00:07:54,360
‫امن و امانه. همه رفتن به‌سمت سالن غذاخوری.

112
00:07:54,700 --> 00:07:58,870
‫سخنرانی آریل همه رو از خوابگاه دخترونه دور می‌کنه.

113
00:07:59,180 --> 00:08:03,260
‫در همین حین، من یواشکی می‌رم و نورن رو می‌بینم.

114
00:08:03,580 --> 00:08:06,050
‫یه تشکر حسابی به شاهدخت آریل بدهکارم.

115
00:08:06,620 --> 00:08:08,210
‫لینیا و پورسنا کجان؟

116
00:08:08,210 --> 00:08:09,970
‫اون‌ها آماده‌ن.

117
00:08:09,970 --> 00:08:12,430
‫ببخشید، نتونستم کمک کنم.

118
00:08:12,430 --> 00:08:13,010
‫عـــه؟

119
00:08:13,010 --> 00:08:18,530
‫یکم پیش رفتم دم اتاق نورن-چان، ولی اون به حرف‌هام گوش نمی‌کرد.

120
00:08:19,400 --> 00:08:22,290
‫سیلفی، این که تقصیر تو نیست.

121
00:08:22,290 --> 00:08:25,700
‫نگران نباش. خودم یه‌جوری قضیه رو با نورن حل‌وفصل می‌کنم.

122
00:08:40,280 --> 00:08:41,450
‫ممنون بابت کمک.

123
00:08:41,450 --> 00:08:43,250
‫خوش اومدی‌نیا.

124
00:08:50,210 --> 00:08:52,470
‫خدایا. سعی کن بیشتر مراقب باشی.

125
00:08:52,780 --> 00:08:54,680
‫معذرت می‌خوام.

126
00:08:59,680 --> 00:09:03,410
‫نورن، چه کمکی می‌تونم بهت بکنم؟

127
00:09:04,120 --> 00:09:05,590
‫رسیدیم‌نیا.

128
00:09:07,580 --> 00:09:10,340
‫اتاق خواهرت انتهای اون سالنه.

129
00:09:22,460 --> 00:09:24,350
‫نورن، اونجایی؟

130
00:09:24,350 --> 00:09:26,380
‫منم، رودئوس‌ام.

131
00:09:30,680 --> 00:09:31,620
‫نورن؟

132
00:09:36,430 --> 00:09:37,530
‫نیا داخل!

133
00:10:13,550 --> 00:10:14,600
‫نورن

134
00:10:28,220 --> 00:10:32,690
‫وقتی که یه منزوی شدم،
‫برادر بزرگ‌ترم اومد به اتاقم.

135
00:10:33,350 --> 00:10:38,240
‫اون زمان، با هر نوع بحثی که عقل سلیم حکم می‌کنه اومد سراغم.

136
00:10:39,170 --> 00:10:42,110
‫«آدم‌هایی اون بیرون هستن که از تو بدترشو کشیدن.»

137
00:10:42,590 --> 00:10:47,820
‫«شاید الان سختت باشه، ولی اگه فرار کنی،
‫دیگه تا ابد درحال فرار کردنی.»

138
00:10:47,820 --> 00:10:49,490
‫«این‌یکی سختیش حتی از اونم بیشتره.»

139
00:10:50,430 --> 00:10:53,300
‫«نیازی نیست که درجا برگردی به مدرسه.»

140
00:10:53,300 --> 00:10:56,360
‫«فعلاً، بیا بریم یه غذایی چیزی بخوریم.»

141
00:10:56,970 --> 00:10:58,720
‫از این‌جور بحث‌ها.

142
00:10:59,490 --> 00:11:00,270
‫من...

143
00:11:01,220 --> 00:11:03,630
‫از نظر ذهنی دیگه به هیچ‌جام نبود.

144
00:11:04,320 --> 00:11:08,050
‫حتی سعی نکردم باهاش بحث کنم. صرفاً سگ‌محلی کردم.

145
00:11:08,950 --> 00:11:13,650
‫خودمو قانع کرده بودم که یکی
‫مثل اون نمی‌فهمه من چه حسی دارم.

146
00:11:26,330 --> 00:11:29,890
‫این باید همون حسی باشه که برادرم اون‌موقع داشته.

147
00:11:31,080 --> 00:11:35,830
‫بعداز اون از حرف‌زدن باهام دست کشید.

148
00:11:35,830 --> 00:11:38,920
‫نمی‌دونم که چه فکری می‌کرد.

149
00:11:38,920 --> 00:11:43,230
‫ولی احتمالاً اگه الان عقب بکشم، دیگه نتونم برگردم.

150
00:11:43,820 --> 00:11:46,280
‫نورن هم خودشو توی اتاقش زندانی می‌کنه.

151
00:11:46,920 --> 00:11:48,430
‫نمی‌تونم برم.

152
00:11:49,010 --> 00:11:49,840
‫ولی...

153
00:11:59,060 --> 00:12:00,160
‫آنیکی...

154
00:12:12,910 --> 00:12:14,360
‫موندم...

155
00:12:15,450 --> 00:12:18,460
‫کِی بود که شروع به ترسیدن ازش کردم؟

156
00:12:18,890 --> 00:12:23,500
‫اولین‌بار که دیدمش، بابا رو زد.

157
00:12:24,070 --> 00:12:27,820
‫اون بابایی که تمام مدت ازم محافظت می‌کرد رو.

158
00:12:28,230 --> 00:12:31,730
‫همون بابایی که بیش از هرچیزی منو دوست داشت.

159
00:12:31,730 --> 00:12:33,860
‫بس کن!

160
00:12:34,730 --> 00:12:36,220
‫کافیه!

161
00:12:36,650 --> 00:12:41,070
‫چطوری می‌تونم همچین آدمی رو به‌عنوان خانواده‌م بپذیرم؟

162
00:12:42,290 --> 00:12:45,900
‫ازش متنفر شدم.

163
00:12:47,250 --> 00:12:53,260
‫وقتی هم بعد از مدت‌ها دیدمش، با یه زن مست کرده بود.

164
00:12:53,980 --> 00:12:59,500
‫مطمئنم بابا هنوزم داره با تمام توانش دنبال مامان می‌گرده.

165
00:12:59,500 --> 00:13:03,710
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

166
00:13:04,470 --> 00:13:06,880
‫فقط باید مواظب باشم عصبانیش نکنم.

167
00:13:07,420 --> 00:13:10,630
‫هیچکس اینجا بهم اهمیت نمی‌ده.

168
00:13:11,420 --> 00:13:14,010
‫می‌ترسم پرتم کنن بیرون.

169
00:13:14,670 --> 00:13:17,540
‫آخه، اینجا خیلی سرده.

170
00:13:21,770 --> 00:13:24,440
‫می‌خوام زندگی توی خوابگاه رو امتحان کنم.

171
00:13:28,990 --> 00:13:31,270
‫خوابگاه، ها؟

172
00:13:31,270 --> 00:13:35,620
‫نمی‌شه که! بابا گفت جفتمون با داداشمون زندگی کنیم.

173
00:13:38,420 --> 00:13:42,080
‫فهمیدم. خب نورن، می‌تونی توی خوابگاه زندگی کنی.

174
00:13:42,080 --> 00:13:43,150
‫چرا؟!

175
00:13:43,010 --> 00:13:45,790
‫عه؟ چرا عصبانی نیست؟

176
00:13:43,150 --> 00:13:45,790
‫آبجی نورن که نمره‌ی خوبی نگرفت!

177
00:13:45,790 --> 00:13:47,950
‫چرا هرکاری بخواد می‌کنه؟!

178
00:13:45,790 --> 00:13:48,430
‫نمی‌خواد به‌خاطر خودخواه بودنم سرم داد بزنه؟

179
00:13:49,220 --> 00:13:52,680
‫شاید صرفاً به من علاقه‌ای نداره.

180
00:13:52,970 --> 00:13:56,180
‫درواقع، مطمئنم مزاحمشم.

181
00:13:57,040 --> 00:14:01,450
‫نمی‌دونم چرا وقتی این فکرو می‌کنم، ناراحت می‌شم.

182
00:14:03,370 --> 00:14:07,060
‫نورن گری‌رت هستم، از آشنایی با شما خوشبختم.

183
00:14:07,320 --> 00:14:08,700
‫گری‌رت؟

184
00:14:08,700 --> 00:14:10,080
‫همون گری‌رت؟

185
00:14:11,820 --> 00:14:15,610
‫نکنه با رودئوس گری‌رت-سان ارتباطی داری؟

186
00:14:16,940 --> 00:14:18,250
‫بله.

187
00:14:18,250 --> 00:14:20,000
‫با اون رودئوس-سان؟

188
00:14:20,000 --> 00:14:21,650
‫همون قوی‌ترین دانش‌آموز مدرسه؟

189
00:14:21,650 --> 00:14:23,370
‫عالیه.

190
00:14:26,260 --> 00:14:30,480
‫چه خفن! چون خواهر کوچیک‌ترشی، بهت جادو یاد می‌ده؟!

191
00:14:30,480 --> 00:14:31,670
‫عه، جدی؟!

192
00:14:31,670 --> 00:14:33,880
‫پس تو هم تو زمینه‌ی جادو یه نابغه‌ای؟!

193
00:14:33,880 --> 00:14:36,870
‫داداشت خیلی خفنه! خیلی هم قویه!

194
00:14:36,870 --> 00:14:37,890
‫خوش به‌حالت!

195
00:14:37,890 --> 00:14:42,240
‫ایکاش منم همچین داداشی داشتم، ام...

196
00:14:43,600 --> 00:14:45,040
‫نورن‌ـم.

197
00:14:46,560 --> 00:14:47,590
‫ببخشید!

198
00:14:48,370 --> 00:14:51,210
‫شما خواهر کوچیک‌تر رودئوس-سنپای‌ـید، نه؟

199
00:14:52,300 --> 00:14:54,200
‫بله، نورن گری‌ر-

200
00:14:54,200 --> 00:14:58,700
‫راستش قبلاً رودئوس-سان بهمون کمک
‫کردن یکم جادو یاد بگیریم.

201
00:14:58,700 --> 00:15:01,020
‫می‌شه از طرف‌مون ازشون تشکر کنید؟

202
00:15:02,020 --> 00:15:03,710
‫معذرت می‌خوام.

203
00:15:03,710 --> 00:15:07,430
‫نگران نباش. تازه شروع کردی.

204
00:15:08,210 --> 00:15:11,200
‫مطمئنم می‌تونی جا پای برادرت بذاری.

205
00:15:11,790 --> 00:15:13,310
‫نمی‌خوام.

206
00:15:16,820 --> 00:15:17,940
‫می‌گم.

207
00:15:17,940 --> 00:15:18,720
‫بله؟

208
00:15:18,990 --> 00:15:20,640
‫راستی، داداشت...

209
00:15:21,240 --> 00:15:22,770
‫نمی‌دونم.

210
00:15:29,790 --> 00:15:33,420
‫راجع به رابطه‌ی آریل-ساما و داداشت کنجکاوی؟

211
00:15:33,420 --> 00:15:36,540
‫نگران نباش. برخلاف ظاهرش، داداشت...

212
00:15:36,540 --> 00:15:38,140
‫نمی‌خوام بدونم.

213
00:15:46,630 --> 00:15:47,840
‫خدایا!

214
00:15:47,840 --> 00:15:51,390
‫کم مونده بود دُم به این تله‌ای که پهن کرده بودید بدم.

215
00:15:51,390 --> 00:15:53,510
‫عه رودئوس-سانه.

216
00:15:53,510 --> 00:15:55,350
‫من یه‌بار باهاش حرف زدم!

217
00:15:55,350 --> 00:15:57,230
‫عه؟! خوش به‌حالت!

218
00:15:58,010 --> 00:16:00,950
‫چرا همه این‌طوری راجع بهش حرف می‌زنن؟

219
00:16:36,630 --> 00:16:39,340
‫درکش نمی‌کنم.

220
00:16:40,000 --> 00:16:41,350
‫چون نگرانتم.

221
00:16:44,340 --> 00:16:46,300
‫یکم مراعاتش رو کن.

222
00:16:46,300 --> 00:16:48,300
‫ازش متنفرم!

223
00:16:48,300 --> 00:16:51,270
‫گوش بده، به رودی هم سخت گذشته.

224
00:16:51,860 --> 00:16:54,470
‫بابا زیاد اینو بهم می‌گفت.

225
00:16:54,470 --> 00:16:57,790
‫اون‌موقع برای درکش زیادی بچه بودم.

226
00:16:58,280 --> 00:17:01,700
‫ولی الان، فکر می‌کنم یکم می‌فهمم.

227
00:17:02,140 --> 00:17:07,060
‫شاید اون آدمی که فکر می‌کنم نیست.

228
00:17:07,640 --> 00:17:09,960
‫پس، باید چیکار کنم؟

229
00:17:09,960 --> 00:17:12,950
‫می‌خواد چیکار کنم؟

230
00:17:12,950 --> 00:17:15,420
‫بابا چطوری باهاش آشتی کرد؟

231
00:17:15,780 --> 00:17:17,180
‫نمی‌دونم.

232
00:17:17,180 --> 00:17:20,160
‫هیچکس اینجا بهم کمک نمی‌کنه.

233
00:17:21,930 --> 00:17:23,470
‫نمی‌دونم!

234
00:17:27,470 --> 00:17:28,560
‫چی شده؟

235
00:17:34,150 --> 00:17:36,830
‫می‌خوام برگردم پیش بابا.

236
00:17:37,150 --> 00:17:39,550
‫انقدر از رودئوس بدت میاد؟

237
00:17:40,630 --> 00:17:41,480
‫آره.

238
00:17:42,830 --> 00:17:47,410
‫برادرت، جوری که فکر می‌کنی نیست.

239
00:17:47,410 --> 00:17:52,300
‫قوی، باهوش، و مبارز لایق احترامیه.

240
00:17:52,300 --> 00:17:54,330
‫نمی‌فهمم.

241
00:17:54,790 --> 00:17:57,040
‫یه‌روزی می‌فهمی.

242
00:17:57,610 --> 00:18:01,330
‫دفعه‌ی بعد که دیدیش، فرار نکن و باهاش روبه‌رو شو.

243
00:18:01,670 --> 00:18:04,220
‫شماها خانواده‌این.

244
00:18:04,220 --> 00:18:05,980
‫مطمئنم می‌تونید آشتی کنید.

245
00:18:06,480 --> 00:18:07,360
‫و اینکه...

246
00:18:07,840 --> 00:18:10,280
‫بابات فرار نکرد.

247
00:18:22,640 --> 00:18:23,800
‫دادا-

248
00:18:22,950 --> 00:18:23,800
‫نورن.

249
00:18:25,040 --> 00:18:26,310
‫ببخشید.

250
00:18:27,020 --> 00:18:29,880
‫انگار از وقتی اومدی اینجا بهت سخت می‌گذره.

251
00:18:31,370 --> 00:18:37,530
‫یه شروع دوباره داشتی، ولی به‌خاطر
‫من به این وضع افتاد.

252
00:18:38,170 --> 00:18:39,790
‫نمی‌دونم چی باید بگم.

253
00:18:41,560 --> 00:18:46,140
‫واقعاً، هیچی راجع بهت نمی‌دونم.

254
00:18:46,950 --> 00:18:51,360
‫حتی بعد از این همه اتفاق، بازم نمی‌دونم باید برات چیکار کنم.

255
00:19:19,980 --> 00:19:22,350
‫کنارت هستم.

256
00:19:23,180 --> 00:19:24,780
‫از پیشت نمی‌رم.

257
00:19:25,700 --> 00:19:27,990
‫خوب دارم می‌بینمت.

258
00:19:28,880 --> 00:19:33,690
‫برای همین... اشکالی نداره بمونم؟

259
00:19:37,590 --> 00:19:41,710
‫می‌دونم داداشم هرگز روم دست بلند نمی‌کنه.

260
00:19:41,710 --> 00:19:45,210
‫و مطمئنم دیگه بابا هم نمی‌زنه.

261
00:19:45,570 --> 00:19:49,340
‫بابا فرار نکرد. داداشمم فرار نکرد.

262
00:19:49,780 --> 00:19:51,820
‫پس، من...

263
00:20:18,840 --> 00:20:20,100
‫داداش،

264
00:20:20,730 --> 00:20:22,530
‫صبح‌بخیر.

265
00:20:22,530 --> 00:20:25,530
‫آ ــ آره، صبح‌بخیر نورن.

266
00:20:25,530 --> 00:20:29,450
‫چیز، سیلفی-سان، صبح شما هم بخیر.

267
00:20:29,450 --> 00:20:32,080
‫نورن-چان، صبحت بخیر.

268
00:20:35,230 --> 00:20:39,560
‫نورن-چان انقدر از اون شب سرزنده‌تر شده.

269
00:20:41,020 --> 00:20:44,130
‫در آخر، نتونستم کاری کنم.

270
00:20:44,570 --> 00:20:48,090
‫بعد از اونم نورن بهم چیزی نگفت.

271
00:20:48,090 --> 00:20:53,860
‫هنوزم نمی‌دونم مشکلش چی بود، و نگران چی بود.

272
00:20:53,860 --> 00:20:54,840
‫ولی...

273
00:20:55,180 --> 00:20:57,850
‫مطمئنم دیگه مشکلی نداره.

274
00:20:58,220 --> 00:21:02,240
‫احتمالاً خودش مشکلات احساساتش رو حل کرده.

275
00:21:02,700 --> 00:21:03,970
‫عجب دختری.

276
00:21:04,390 --> 00:21:07,620
‫کاری رو کرد که من تو زندگی قبلیم هرگز نتونستم انجامش بدم.

277
00:21:08,560 --> 00:21:12,600
‫اگه اون‌موقع یکم شبیه نورن بودم...

278
00:21:13,250 --> 00:21:14,460
‫رودی؟

279
00:21:16,260 --> 00:21:17,350
‫چی شده؟

280
00:21:17,350 --> 00:21:18,790
‫چیزی نیست.

281
00:21:18,790 --> 00:21:23,660
‫گذشته تغییری نمی‌کنه. نمی‌تونم ارتباط از بین رفته‌ی خانوادگی رو برگردونم.

282
00:21:23,660 --> 00:21:27,300
‫نه احساسات برادرم رو، و نه چیز دیگه‌ای رو نمی‌فهمم.

283
00:21:27,720 --> 00:21:33,270
‫اما حس می‌کنم از شر چیزی که مدت‌ها گیر
‫کرده بود، خلاص شدم.

284
00:21:34,460 --> 00:21:36,420
‫فک کنم خودتم دیگه مشکلی نداری.

285
00:21:36,420 --> 00:21:37,110
‫ها؟

286
00:21:37,110 --> 00:21:39,280
‫خب، بریم.

287
00:21:39,280 --> 00:21:42,340
‫باید بابت این‌سری از آریل-ساما تشکر کنیم
‫و بهش گزارش هم بدیم.

288
00:21:42,340 --> 00:21:44,980
‫آره. لینیا و پورسنا هم همین‌طور.

289
00:21:47,730 --> 00:21:51,520
‫اگه ناناهوشی بتونه به دنیای قبلی‌مون برگرده،

290
00:21:51,950 --> 00:21:55,850
‫ازش می‌خوام به برادرم یه پیغام بده.

291
00:21:56,470 --> 00:22:02,010
‫«بابت اون‌موقع معذرت می‌خوام، و ازت ممنونم.»

292
00:22:02,000 --> 00:22:05,010
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39

293
00:22:02,000 --> 00:22:05,010
قسمت ۱۷
احساسات داداشم

294
00:22:05,030 --> 00:22:15,030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

295
00:23:35,010 --> 00:23:40,010
قسمت بعد

296
00:23:35,400 --> 00:23:40,010
نقطه‌ی عطف ۳
