WEBVTT

00:07.740 --> 00:09.520
‫خیلی وقته ندیدمت.

00:09.520 --> 00:11.720
‫بله، خیلی وقته.

00:11.720 --> 00:15.720
‫اول، مایلم بابت همراهی خواهرهام ازتون تشکر کنم.

00:15.720 --> 00:17.240
‫نیازی نیست.

00:17.240 --> 00:19.880
‫محافظات از بچه‌ها یه‌چیز عادیه.

00:20.220 --> 00:24.040
‫پس رویجرد محافظیه که پائول گفت.

00:24.040 --> 00:27.260
‫واقعاً مرد قابل اعتمادتری به ذهنم نمی‌رسه.

00:27.510 --> 00:30.850
‫رویجرد-سان، از اون موقع کجا بودین؟

00:30.850 --> 00:33.920
‫چند سالی رو تو جنگل‌های جنوبی گذروندم.

00:33.920 --> 00:39.330
‫بعد رفتم سمت ایست پورت، همونجا
‫هم پدرت رو دیدم.

00:39.330 --> 00:42.590
‫گفت می‌خواد دختراش رو بفرسته پیشت،

00:42.590 --> 00:45.180
‫برای همین من و جینجر داوطلب شدیم
‫محافظ‌شون بشیم.

00:45.180 --> 00:46.930
‫جینجر-سان هم اومدن؟

00:46.930 --> 00:50.530
‫آره. گفت داره برمی‌گرده پیش شاهزاده‌ش.

00:50.530 --> 00:52.410
‫صحیح.

00:52.410 --> 00:54.270
‫استادت هم دیدم.

00:54.580 --> 00:56.310
‫استاد روکسی رو؟

00:56.310 --> 00:57.230
‫آره.

00:57.230 --> 01:01.750
‫به محض دیدن چشم سومم، وحشت‌زده شد.

01:01.750 --> 01:03.180
‫عه.

01:03.180 --> 01:08.460
‫راستی، خود روکسی بهم گفته بود اسپردها ترسناکن.

01:08.460 --> 01:09.580
‫منطقیه.

01:09.580 --> 01:13.240
‫ولی، خیلی سریع رسیدین.

01:13.240 --> 01:15.730
‫چون خواهرت خیلی عجله داشت برسه.

01:15.730 --> 01:16.750
‫کدوم‌شون؟

01:16.750 --> 01:18.080
‫آیشا.

01:18.590 --> 01:24.860
‫چون پیشنهاد داد محافظ کاروان‌ها بشیم،
‫انقدر به موقع رسیدیم،

01:25.290 --> 01:28.600
‫اما فکر می‌کنم خیلی وقته کسی اینجوری
‫ازم کار نکشیده بود.

01:28.600 --> 01:33.650
‫نمی‌دونم چی بگم. به‌خاطر دردسرایی که داد معذرت می‌خوام.

01:33.650 --> 01:35.210
‫بخند، چیز خنده‌داریه.

01:37.230 --> 01:40.250
‫هعی، جدی خیلی گذشته.

01:40.890 --> 01:43.630
‫قبلاًها راجع به چی حرف می‌زدیم؟

01:43.630 --> 01:44.760
‫راستی،

01:44.760 --> 01:46.420
‫اریس چی شد؟

01:50.070 --> 01:51.870
‫شرایط یه‌مقدار پیچیده شد،

01:52.410 --> 01:54.930
‫از پیشم رفت.

01:54.930 --> 01:56.070
‫صحیح.

01:57.910 --> 02:01.740
‫مطمئنم ازت متنفر نیست.

02:01.740 --> 02:05.080
‫ولی گفت با هم جور نیستیم.

02:05.080 --> 02:06.780
‫نمی‌دونی قصد اصلیش چی بوده.

02:06.780 --> 02:12.030
‫شایدم منظورش همون بوده، یا شایدم
‫خودت اشتباه برداشت کردی.

02:12.030 --> 02:14.190
‫اشتباه برداشت کردم، نه؟

02:14.600 --> 02:17.150
‫که یعنی ممکنه منظورش چیز دیگه‌ای بوده باشه؟

02:17.150 --> 02:21.110
‫ولی درهر صورت، سه سال دهنم سرویس شد.

02:21.110 --> 02:24.360
‫و کسی که نجاتم داد، اریس نبود، بلکه سیلفی بود.

02:24.360 --> 02:26.290
‫الان دارم بهش فکر می‌کنم که چی؟

02:27.310 --> 02:29.820
‫رویجرد-سان چند وقت می‌خواید بمونید؟

02:29.820 --> 02:31.270
‫فردا می‌رم.

02:32.080 --> 02:33.900
‫خیلی یهوییه.

02:33.900 --> 02:37.460
‫آره. قصد ندارم مزاحمت بشم.

02:37.460 --> 02:39.080
‫اصلاً هم مزاحم نیستید.

02:44.770 --> 02:46.010
‫رودئوس.

02:46.920 --> 02:49.130
‫اونجوری نگاهم نکن.

02:49.130 --> 02:50.850
‫برمی‌گردم.

02:51.440 --> 02:55.060
‫و اریس همیشه موقع رسوندن منظورش مشکل داشت.

02:55.060 --> 02:57.200
‫ممکنه دلیلی داشته باشه.

02:58.660 --> 03:02.710
‫اگه شانسی پیش اومد که باز ببینیش، آروم بمون
‫و باهاش صحبت کن.

03:02.710 --> 03:06.830
‫اگه هم خودم دیدمش، از دهن خودش جریان رو می‌شنوم.

03:07.610 --> 03:09.190
‫ممنون می‌شم.

03:12.000 --> 03:22.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:15.320 --> 05:17.600
‫خب، پس جریان اینه.

05:25.730 --> 05:27.610
‫رویجرد-سان...

05:29.640 --> 05:33.190
‫بین شما و پادشاه بادی چیزی پیش اومده؟

05:33.190 --> 05:34.540
‫جریان خیلی وقت پیشه.

05:35.550 --> 05:41.610
‫دوتاشون مال زمان جنگ لاپلاس‌ـان، مطمئنم
‫کینه‌های قدیمی‌ای دارن.

05:42.460 --> 05:46.430
‫نگران نباش. قرار نیست باهاش مبارزه کنم.

05:46.430 --> 05:50.490
‫ولی انتظارشم نداشتم اینجا ببینمش.

05:50.490 --> 05:53.870
‫می‌گه این همه راه اومده منو ببینه.

05:54.850 --> 05:58.340
‫بهش می‌خوره اینجوری باشه.

05:59.560 --> 06:01.330
‫کم کم باید بـ-

06:01.330 --> 06:02.270
‫رویجرد-سان.

06:02.920 --> 06:05.750
‫حداقل برای صبحانه بمونید.

06:23.880 --> 06:25.940
‫خب، مواظب خودتون باشید.

06:25.940 --> 06:28.460
‫شما هم همین‌طور، رویجرد-سان.

06:28.460 --> 06:31.880
‫واقعاً بابت رسوندن خواهرهام ممنونم.

06:31.880 --> 06:33.160
‫رویجرد-سان.

06:33.850 --> 06:35.280
‫بابت تمام زحماتتون ممنون.

06:35.970 --> 06:39.940
‫آیشا، از رودئوس درخواست‌های غیرمنطقی نکنیا.

06:39.940 --> 06:41.810
‫بله. نمی‌کنم.

06:44.760 --> 06:45.830
‫مــ ــ می‌گم...

06:46.770 --> 06:48.340
‫رویجرد-سان...

06:52.210 --> 06:55.210
‫نگران نباش. باز همو می‌بینیم.

06:56.480 --> 06:59.180
‫می‌خوام باهاتون بیام!

07:05.030 --> 07:08.520
‫از الان به بعد، جای من باید به رودئوس تکیه کنی.

07:08.890 --> 07:11.780
‫ولی... اون بابایی رو زد!

07:11.780 --> 07:16.370
‫و تازه زنی که پیششه هم اون قبلی نیست.

07:16.370 --> 07:18.440
‫چطوری می‌تونم بهش اعتماد کنم؟!

07:19.040 --> 07:21.140
‫این چیزا هم پیش میاد.

07:21.140 --> 07:24.640
‫قول می‌دم برادرت آدم خائنی نیست.

07:27.370 --> 07:30.860
‫تو... اسمت چی بود؟

07:30.860 --> 07:33.640
‫اوه، بله. سیلفیت هستم.

07:33.640 --> 07:38.020
‫سیلفیت. این دوتا رو به تو و رودئوس می‌سپارم.

07:38.020 --> 07:39.520
‫بــ ــ بله!

07:41.060 --> 07:43.360
‫خب تا دیداری مجدد.

07:55.500 --> 07:58.240
‫خب، یکم دیره.

07:58.600 --> 08:01.370
‫ولی خوشحالم به‌سلامت رسیدید.

08:01.760 --> 08:04.820
‫بله، منم خوشحالم می‌ببینم سرحالی.

08:06.070 --> 08:07.330
‫چیزه خب...

08:07.990 --> 08:12.630
‫شاید اولین‌بارمون باشه که با هم زندگی می‌کنیم،
‫ولی امیدوارم کنار بیایم.

08:12.630 --> 08:13.380
‫بله!

08:13.380 --> 08:17.570
‫ولی باورم نمی‌شه با آبجی سیلفی ازدواج کردی.

08:17.570 --> 08:20.120
‫آبجی نورن، مطمئنم انتظارشو نداشتی، نه؟

08:20.120 --> 08:24.130
‫من زیاد سیلفی-سان رو یادم نیست.

08:25.850 --> 08:27.150
‫عه، یادم رفت!

08:27.150 --> 08:31.610
‫بابا گفت وقتی دیدمت اینو بهت بدم.

08:32.260 --> 08:33.600
‫بفرمایید!

08:42.520 --> 08:44.110
‫بابا چی نوشته؟

08:44.420 --> 08:47.320
‫یکیش مثل نامه قبلیه.

08:47.320 --> 08:50.790
‫تو اون‌یکی هم ازم خواسته شما رو بفرستم مدرسه.

08:50.790 --> 08:54.630
‫عه؟! مدرسه دیگه سودی برام نداره!

08:54.630 --> 08:55.370
‫آره ولی خـ-

08:55.370 --> 08:58.380
‫می‌خوام بهت رسیدگی کنم، داداش!

08:58.380 --> 09:00.050
‫اون‌سری هم قول دادی خب، یادته؟!

09:00.050 --> 09:03.580
‫ببین! هنوزم اونی که اون‌سری بهم دادی دستمه!

09:10.140 --> 09:14.160
‫پس. حداقل آزمون ورودی دانشکده جادو رو بده.

09:14.160 --> 09:15.740
‫براساس نتیجه‌ش تصمیم می‌گیرم.

09:15.740 --> 09:18.020
‫ها؟ عـــا.

09:18.580 --> 09:20.720
‫بله. متوجه شدم.

09:20.720 --> 09:23.630
‫نورن تو چی؟ می‌خوای یه‌بار امتحان کنی؟

09:25.710 --> 09:29.060
‫آبجی نورن، داداش با توئه ها!

09:29.060 --> 09:32.960
‫ولی شاید رد بشم.

09:33.260 --> 09:35.550
‫نگران نباش.

09:35.550 --> 09:38.900
‫اون دانشکده تا وقتی پول باشه، هرکسی رو راه می‌ده.

09:39.640 --> 09:42.010
‫اگه قراره اینجوری باشه، نمی‌خوام برم!

09:42.850 --> 09:45.120
‫ببخشید، خیلی بد گفتم.

09:45.120 --> 09:48.420
‫منظورم این نبود می‌خوام رشوه بدم
‫تا راهت بدن یا چیزی...

09:48.420 --> 09:49.680
‫هوی آبجی نورن!

09:49.680 --> 09:51.730
‫حواست باشه چطوری با داداش حرف می‌زنی.

09:51.730 --> 09:54.850
‫ولی شنیدی که! می‌خواد همه‌چی رو با پول حل کنه!

09:54.850 --> 09:57.940
‫دلیلش اینه که نمی‌تونی درس بخونی!

09:59.140 --> 10:00.960
‫باشه پس! آزمون رو می‌دم!

10:00.960 --> 10:03.480
‫آبجی نورن! حرفامون تموم نشده!

10:03.480 --> 10:04.410
‫خفه!

10:07.450 --> 10:11.630
‫ای بابا. از بچه‌هایی که گوش شنوا ندارن بدم میاد.

10:11.630 --> 10:14.300
‫موافقی، داداش؟

10:14.560 --> 10:15.620
‫آیشا.

10:15.620 --> 10:16.700
‫بله؟

10:16.700 --> 10:21.630
‫نباید به نورن بگی بلد نیست درس بخونه یا تحقیرش کنی.

10:22.080 --> 10:25.220
‫خب آخه حتی تلاشش هم نمی‌کنه.

10:25.660 --> 10:30.980
‫شاید از نظرت اونجوری باشه، ولی اونم داره
‫تمام تلاششو می‌کنه.

10:32.580 --> 10:36.160
‫داداش، اگه اینجوری می‌گی، حواسمو جمع می‌کنم.

10:39.200 --> 10:43.700
‫آیشا می‌گه دلش می‌خواد بیاد مدرسه‌مون و
‫خدمتکارمون بشه.

10:43.700 --> 10:44.970
‫نظرت چیه؟

10:44.970 --> 10:47.800
‫یه‌مدته به خونه توجهی نمی‌کنیم،

10:47.800 --> 10:51.750
‫پس اگه آیشا-چان می‌خواد کمک کنه، من که خوشحال می‌شم.

10:51.750 --> 10:56.260
‫ولی سیلفی، ماها بزرگ‌سال‌هایی هستیم که مسئولیت داریم.

10:56.550 --> 10:57.380
‫اوهوم.

10:57.820 --> 11:03.860
‫به‌نظرت وظیفه‌مون نیست بفرستیمش مدرسه
‫و دیدگاهش رو بازتر کنیم؟

11:03.860 --> 11:08.520
‫به‌نظرم به‌اندازه‌ی کافی به آیشا-چان اعتماد نداری.

11:08.520 --> 11:13.130
‫مطمئنم چه بره مدرسه چه نره، موفق می‌شه.

11:13.130 --> 11:14.160
‫واقعاً؟

11:14.160 --> 11:19.680
‫پس ترجیح می‌دم زیاد بهش فکر نکنم و بذارم
‫هرکاری دلش می‌خواد کنه.

11:19.680 --> 11:22.290
‫بیشتر نگران نورن-چانم.

11:22.290 --> 11:27.510
‫انگار بدون پائول-سان و رویجرد-سان خیلی مضطربه.

11:27.510 --> 11:30.400
‫باید حسابی ازش مراقبت کنیم.

11:30.400 --> 11:31.550
‫درسته.

11:31.860 --> 11:34.460
‫حس می‌کنم می‌شه رو سیلفی حساب کرد.

11:34.460 --> 11:36.570
‫شبیه فیتز-سنپای می‌مونه.

11:36.570 --> 11:39.450
‫ها. فیتز-سنپای هم هست که.

11:39.450 --> 11:42.670
‫به‌نظرت خیلی متکبربازی در آوردم؟

11:42.670 --> 11:46.580
‫نه، بهم کمک کردی منطقی فکر کنم. ممنونم.

11:46.580 --> 11:51.640
‫من چیزهای زیادی در مورد دخترها نمی‌دونم،
‫پس احتمالاً بازم برای مشورت بیام سراغت.

11:51.640 --> 11:55.080
‫اوهوم. خودمون باید هوای همدیگه رو داشته باشیم.

11:55.080 --> 11:56.060
‫آخه ازدواج کردیم دیگه.

11:56.480 --> 11:57.390
‫درسته.

12:01.920 --> 12:03.330
‫سورپرایز!

12:03.330 --> 12:05.340
‫واقعاً؟ نمره‌ی کامل؟

12:05.340 --> 12:07.650
‫الان دیگه نیازی نیست برم مدرسه، مگه نه؟!

12:07.650 --> 12:10.830
‫خودت گفتی تصمیمت به نمره‌م بستگی داره، یادته که؟!

12:10.830 --> 12:15.170
‫باشه. در مورد وظایفت با سیلفی صحبت کن.

12:15.170 --> 12:16.220
‫آخ جون!

12:16.220 --> 12:20.800
‫انتظار کمک برای کارهای خونه رو نداشتم،
‫چه برسه یه خواهر کوچولوی خدمتکار.

12:22.160 --> 12:26.220
‫از اون‌طرف نورن، نمره‌ش حرفی برای گفتن باقی نمی‌ذاره.

12:26.790 --> 12:32.290
‫هرچند که، کارش افتضاح نبود.
‫صرفاً‌ نسبت به سنش یکم از حد متوسط کم‌تر بود.

12:32.290 --> 12:35.240
‫نورن، می‌خوای توی کدوم بخش ثبت‌نام کنی؟

12:36.220 --> 12:41.240
‫خودم خیلی در مورد همه‌شون اطلاع ندارم،
‫ولی چندتا کلاس باحال هم دارن.

12:41.240 --> 12:43.970
‫چرا نمی‌ری سراغ یه چیزی که دلت می‌خواست امتحانش کنی؟

12:43.970 --> 12:45.350
‫مثلاً...

12:46.340 --> 12:49.150
‫می‌خوام زندگی توی خوابگاه رو امتحان کنم.

12:53.760 --> 12:56.050
‫خوابگاه، ها؟

12:56.050 --> 13:00.350
‫نمی‌شه که! بابا گفت جفتمون با داداشمون زندگی کنیم.

13:01.470 --> 13:04.370
‫اینکه بخوام همین‌طوری روشو زمین بزنم آسونه.

13:04.370 --> 13:08.090
‫ولی نورن کلی شجاعت به خرج داد که چنین چیزی بپرسه.

13:08.090 --> 13:11.960
‫اون با آیشا دعوا داره و تحمل دیدن منو نداره، پس...

13:13.020 --> 13:15.570
‫شاید بهتره بذارم یکم به‌حال خودش باشه.

13:16.290 --> 13:19.690
‫فهمیدم. خب نورن، می‌تونی توی خوابگاه زندگی کنی.

13:19.690 --> 13:20.970
‫چرا؟!

13:20.970 --> 13:23.140
‫نورن که نمره‌ی خوبی نگرفت!

13:23.140 --> 13:25.270
‫چرا هرکاری بخواد می‌کنه؟!

13:25.270 --> 13:27.740
‫من کلی تلاش کردم و همه‌چی رو درست انجام دادم!

13:27.740 --> 13:29.230
‫چرا فقط اون؟! منصفانه نیست!

13:29.570 --> 13:33.780
‫آیشا، نمی‌خوام که صرفاً دلش راضی باشه.

13:33.780 --> 13:38.220
‫شاید بتونه توی خوابگاه چندتا دوست پیدا کنه.
‫این‌طوری برای خودش هم بهتره.

13:39.920 --> 13:44.930
‫چون مادر من یه معشوقه بوده
‫داری با آبجی نورن بهتر رفتار می‌کنی؟

13:45.310 --> 13:48.600
‫معشوقه... کی این رو بهت گفته؟

13:49.070 --> 13:53.000
‫مامانم و مامان‌بزرگ نورن.

13:53.850 --> 14:00.270
‫تو نورن رو بیشتر دوست داری... چون از یه مادر نیستیم؟

14:01.770 --> 14:05.670
‫من لیلیا-سان رو یه معشوقه در نظر نمی‌گیرم،

14:05.670 --> 14:09.370
‫از نظر من، همون‌قدر که نورن خواهرمه تو هم هستی.

14:09.370 --> 14:12.170
‫شاید حرف‌هام متقاعدت نکنن،

14:12.170 --> 14:14.820
‫ولی من سعی کردم چیزی که به صلاحتونه رو انتخاب کنم.

14:17.070 --> 14:18.330
‫فهمیدم.

14:38.500 --> 14:39.310
‫نورن.

14:39.740 --> 14:44.820
‫باید قبل‌از اینکه کارت رو توی دانشکده‌ی جادو
‫شروع کنی، چندتا نکته رو بهت بگم.

14:45.420 --> 14:48.780
‫خوابگاه‌ها قوانین خودشون رو دارن. ازشون پیروی کن.

14:48.780 --> 14:53.230
‫خوب درس بخون. با دوست‌هات درست رفتار کن.

14:53.230 --> 14:56.790
‫اگه نمی‌تونی این‌ها رو رعایت کنی، باید بیای خونه و بری دانشکده.

14:57.670 --> 14:58.330
‫چشم.

14:58.330 --> 15:03.950
‫و اگه توی دانشکده هم مشکلی داشتی به خودم یا سیلفی بگو.

15:04.480 --> 15:05.300
‫چشم.

15:05.300 --> 15:09.690
‫راستی، حواست باشه صبح که بیدار می‌شی
‫و شب که می‌خوای بخوابی مسواک بزنی.

15:09.690 --> 15:10.660
‫چشم.

15:10.660 --> 15:12.580
‫حموم هم فراموش نشه.

15:12.580 --> 15:13.480
‫چشم.

15:13.480 --> 15:15.190
‫مشق‌هات رو هم بنویس.

15:15.710 --> 15:16.550
‫چشم.

15:16.550 --> 15:18.130
‫نبینم سرما بخوری.

15:19.760 --> 15:25.020
‫و آخریش، حداقل هر ده‌روز یه‌بار یه سر به خونه بزن.

15:26.150 --> 15:28.440
‫چرا... آخه؟

15:31.310 --> 15:32.870
‫چون نگرانتم.

15:34.380 --> 15:35.900
‫متوجه شدم.

15:47.680 --> 15:48.760
‫نورن-

15:49.550 --> 15:51.750
‫دل تو دلم نیست کلاس بعدی شروع بشه.

15:51.750 --> 15:53.600
‫موندم یعنی با کدوم استاده.

16:01.640 --> 16:05.250
‫نورن از یه‌ماه پیش وارد دانشکده‌ی جادو شد.

16:05.250 --> 16:09.270
‫فکر نمی‌کنم حتی تونسته باشه
‫یه دوستم پیدا کنه، دارم نگرانش می‌شم.

16:11.210 --> 16:13.800
‫این اواخر انگار حال رئیس گرفته‌ست‌نیا.

16:13.800 --> 16:15.700
‫این‌طور به‌نظر میام؟

16:15.700 --> 16:17.190
‫معلومه.

16:18.650 --> 16:22.160
‫واسه همین برات یه هدیه آوردیم تا حالت جا بیادنیا.

16:22.160 --> 16:25.000
‫یک‌ماه تمام طول کشید تا آماده‌ش کنیم.

16:25.400 --> 16:26.930
‫این دیگه چیه؟

16:26.930 --> 16:30.680
‫ناخونک نزن! تا وقتی نرسیدی خونه فضولی موقوف‌نیا.

16:30.680 --> 16:33.950
‫یه‌جای خلوت بازش کن، جایی که هیچ‌کسی دستش بهت نرسه.

16:33.950 --> 16:36.760
‫اینکه بدتر آدم رو نگران می‌کنه.

16:36.760 --> 16:38.900
‫ولی به‌هرحال ممنونم.

16:38.900 --> 16:40.860
‫اصلاً حرفشم نزن‌نیا.

16:40.860 --> 16:43.600
‫خدمت کردن به شما اصلاً آسون نیست، رئیس.

16:45.930 --> 16:48.470
‫هرچی که هست نرم به‌نظر می‌رسه.

16:48.470 --> 16:49.990
‫امیدوارم موشی چیزی نباشه.

16:49.990 --> 16:52.080
داری چیکار می‌کنی؟

16:52.080 --> 16:53.880
‫اوه، هیچی.

16:53.880 --> 16:56.750
‫صرفاً دارم سعی می‌کنم بدون اینکه
‫این کیف رو باز کنم بفهمم داخلش چیه.

16:59.130 --> 17:01.760
‫می‌شه باهام یه‌سر بیای تا دفتر شورای دانش‌آموزی؟

17:01.760 --> 17:04.490
‫مـ ــ متوجه شدم.

17:14.110 --> 17:15.590
‫خسته نباشید.

17:15.590 --> 17:17.770
‫کمکی‌ از دستم برمیاد؟

17:19.430 --> 17:24.510
‫راستش، اخیراً دخترهای ورودی جدید
‫خوابگاه دخترونه آشفته به‌نظر می‌رسن.

17:24.890 --> 17:25.860
‫اوه؟

17:25.860 --> 17:27.280
‫بعداز تحقیقات،

17:27.280 --> 17:32.280
‫به‌نظر می‌رسه این آشفتگی محدود به
‫دخترهایی با سینه‌های کوچیک و چهره‌ی زیبا بوده.

17:32.510 --> 17:35.720
‫نگو که نورن هم پاش به این قضیه باز شده.

17:35.720 --> 17:38.240
‫هرکاری که از دستم بر بیاد انجام می‌دم!

17:38.620 --> 17:42.600
‫امروز، شخصاً از یکی از دخترها بازجویی کردم.

17:42.600 --> 17:45.280
‫اون بهم گفت لینیا و پورسنا، چطوری بگم...

17:45.680 --> 17:49.240
‫ازش خواستن همون‌جا لباس زیرش رو در بیاره.

17:49.240 --> 17:51.200
‫لباس زیرش؟

17:57.220 --> 18:04.780
‫ما در این مورد بیشتر بررسی کردیم و
‫از اظهاراتی مثل، «رئیس عاشق این‌هاست» باخبر شدیم.

18:04.780 --> 18:10.230
‫ظاهراً، اون لباس‌ زیرهایی رو که جمع کردن می‌ریختن توی یه کیف.

18:18.160 --> 18:20.810
‫رودئوس-ساما، بی‌نزاکتی بنده رو ببخشید-

18:20.810 --> 18:24.510
‫من امروز صبح این کیف رو از لینیا و پورسنا گرفتم!

18:24.510 --> 18:25.630
‫هنوز داخلش رو نگاه نکردم،

18:25.630 --> 18:28.020
‫ولی اگه حق با شما باشه، حتماً پر از همون‌هاست که می‌دونید!

18:28.020 --> 18:29.450
‫این‌طوره؟

18:29.450 --> 18:31.330
‫صرفاً از باب تشریفات می‌پرسم،

18:31.330 --> 18:33.900
‫ولی بفرمایید ببینم که اون‌ها تحت فرمان شما عمل می‌کردن؟

18:33.900 --> 18:35.740
‫نه، اصلاً این‌طور نیست!

18:35.740 --> 18:38.090
‫پس می‌فرمایید که هیچ دخلی به این قضیه ندارید؟

18:38.090 --> 18:39.330
‫البته که ندارم!

18:39.330 --> 18:42.810
‫من تازه با سیلفی ازدواج کردم!
‫چطور ممکنه این‌قدر بدبخت شده باشم؟!

18:49.270 --> 18:52.070
‫متوجه شدم. حرف‌تون رو باور می‌کنم.

18:52.380 --> 18:54.070
‫خیلی ازتون ممنونم.

18:54.070 --> 18:55.750
‫خدا رو شکر.

18:55.750 --> 18:59.290
‫داشتم مطمئن می‌شد که حتماً نتونستم راضی نگهت دارم.

19:02.290 --> 19:05.510
‫نه، برای منم عجیب بود.

19:05.510 --> 19:10.710
‫آخه چرا بخواد بره سراغ زن‌های دیگه
‫وقتی می‌تونه شب‌هایی آتشین رو با تو بگذرونه؟

19:10.710 --> 19:13.700
‫سیلفی، نکنه به اعلیاحضرت در مورد خودمون...

19:13.700 --> 19:16.050
‫نـ ــ نه! هرگز در مورد چنین چیزی حرف نزدم!

19:16.300 --> 19:19.000
‫نه، فقط این رو گفتم که امتحانت کنم.

19:19.300 --> 19:22.370
‫خوشحالم که می‌شنوم از زندگی زناشویی‌تون لذت می‌برید.

19:23.350 --> 19:24.500
‫خب،

19:24.890 --> 19:26.650
‫حالا که این مسئله حل شد...

19:26.650 --> 19:28.150
‫چـ ــ چشم.

19:28.150 --> 19:31.780
‫خودم با جفت‌شون صحبت می‌کنم.

19:31.780 --> 19:35.780
‫لطفاً این‌ها رو به قربانی‌هاشون برگردونید، بانو آریل.

19:38.690 --> 19:40.670
‫بله، حتماً.

19:43.160 --> 19:46.950
‫معذرت می‌خوام که لینیا و پورسنا اسباب زحمت‌تون شدن.

19:46.950 --> 19:49.190
‫رهبری یه گله، قطعاً کار آسونی نیست.

19:46.950 --> 19:49.190
‫اشاره به نژاد لینیا و پورسنا

19:49.190 --> 19:51.160
‫عا... همین‌طوره.

19:55.120 --> 19:56.170
‫نورن.

19:58.490 --> 20:01.800
‫چی شده؟ کلاست الان شروع می‌شه ها.

20:03.160 --> 20:07.620
‫از آشنایی‌تون خوش‌وقتم.
‫من به‌عنوان رئیس شورای دانش‌آموزی این مجموعه فعالیت می‌کنم.

20:07.620 --> 20:09.100
‫لطفاً آریل صدام کنید.

20:09.750 --> 20:12.780
‫مـ ــ منم نورن گری‌رت هستم.

20:13.110 --> 20:13.980
‫عه‌وا.

20:16.230 --> 20:19.030
‫سلام، نورن-سان. چه مشکلی پیش اومده؟

20:19.030 --> 20:24.030
‫من، چیزه، نـ ــ نمی‌دونم اتاق تمرین شماره‌ی سه کجاست.

20:24.390 --> 20:25.830
‫این‌طوره؟

20:26.290 --> 20:28.810
‫لوک، راه رو بهش نشون بده.

20:28.810 --> 20:29.530
‫چشم.

20:29.980 --> 20:31.620
‫از این‌طرف. دنبالم بیاید.

20:40.280 --> 20:41.510
‫خدایا!

20:41.790 --> 20:45.130
‫کم مونده بود دُم به این تله‌ای که پهن کرده بودید بدم.

20:45.130 --> 20:47.080
‫شـ ــ شرمنده‌نیا.

20:47.080 --> 20:50.350
‫قصد و نیت بدی نداشتیم، دعوامون نکن.

20:50.350 --> 20:52.860
‫دیدی؟ بهت که گفتم فایده نداره‌نیا.

20:52.860 --> 20:54.390
‫تقصیر توـه، لینیا.

20:54.390 --> 20:56.990
‫تو گفتی رئیس قطعاً عاشقشون می‌شه.

20:56.990 --> 20:59.820
‫تنت می‌خاره انگار، سال‌اولی؟ برو رد کارت!

21:04.550 --> 21:05.740
‫نورن.

21:05.740 --> 21:07.760
‫این سال‌اولیا انگار نمی‌دونن دنیا دست کیه‌نیا.

21:07.760 --> 21:10.910
‫نانی‌نانی. بهشون نشون می‌دیم اینورها رئیس کیه.

21:11.190 --> 21:14.570
‫محض اطلاع‌تون می‌گم، اون بنده خدا خواهر من بود.

21:14.570 --> 21:17.830
‫عـ ــ عـــا، ترجیح می‌دم یه‌خرده جربزه داشته باشن‌نیا.

21:17.830 --> 21:19.950
‫عجب دختر شگفت‌انگیزیه.

21:21.400 --> 21:24.470
‫نبینم پشت‌سرم دسته‌گلی به آب بدین ها.

21:24.470 --> 21:25.750
‫به‌ روی چشم‌نیا.

21:25.750 --> 21:27.810
‫باهاش خوب رفتار می‌کنیم.

21:29.390 --> 21:33.590
‫ماها خانواده‌ایم، ولی معنیش این نیست
‫که به‌طور خودکار با هم اُخت می‌شیم.

21:34.080 --> 21:36.840
‫خب، فعلاً آروم پیش می‌رم و کم‌کم باهاش آشنا می‌شم.

22:02.000 --> 22:05.010
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39

22:02.000 --> 22:05.010
قسمت ۱۶
نورن و آیشا

22:05.030 --> 22:15.030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:35.010 --> 23:40.010
قسمت بعد

23:35.520 --> 23:40.010
احساسات داداشم
