1
00:00:07,740 --> 00:00:09,520
‫خیلی وقته ندیدمت.

2
00:00:09,520 --> 00:00:11,720
‫بله، خیلی وقته.

3
00:00:11,720 --> 00:00:15,720
‫اول، مایلم بابت همراهی خواهرهام ازتون تشکر کنم.

4
00:00:15,720 --> 00:00:17,240
‫نیازی نیست.

5
00:00:17,240 --> 00:00:19,880
‫محافظات از بچه‌ها یه‌چیز عادیه.

6
00:00:20,220 --> 00:00:24,040
‫پس رویجرد محافظیه که پائول گفت.

7
00:00:24,040 --> 00:00:27,260
‫واقعاً مرد قابل اعتمادتری به ذهنم نمی‌رسه.

8
00:00:27,510 --> 00:00:30,850
‫رویجرد-سان، از اون موقع کجا بودین؟

9
00:00:30,850 --> 00:00:33,920
‫چند سالی رو تو جنگل‌های جنوبی گذروندم.

10
00:00:33,920 --> 00:00:39,330
‫بعد رفتم سمت ایست پورت، همونجا
‫هم پدرت رو دیدم.

11
00:00:39,330 --> 00:00:42,590
‫گفت می‌خواد دختراش رو بفرسته پیشت،

12
00:00:42,590 --> 00:00:45,180
‫برای همین من و جینجر داوطلب شدیم
‫محافظ‌شون بشیم.

13
00:00:45,180 --> 00:00:46,930
‫جینجر-سان هم اومدن؟

14
00:00:46,930 --> 00:00:50,530
‫آره. گفت داره برمی‌گرده پیش شاهزاده‌ش.

15
00:00:50,530 --> 00:00:52,410
‫صحیح.

16
00:00:52,410 --> 00:00:54,270
‫استادت هم دیدم.

17
00:00:54,580 --> 00:00:56,310
‫استاد روکسی رو؟

18
00:00:56,310 --> 00:00:57,230
‫آره.

19
00:00:57,230 --> 00:01:01,750
‫به محض دیدن چشم سومم، وحشت‌زده شد.

20
00:01:01,750 --> 00:01:03,180
‫عه.

21
00:01:03,180 --> 00:01:08,460
‫راستی، خود روکسی بهم گفته بود اسپردها ترسناکن.

22
00:01:08,460 --> 00:01:09,580
‫منطقیه.

23
00:01:09,580 --> 00:01:13,240
‫ولی، خیلی سریع رسیدین.

24
00:01:13,240 --> 00:01:15,730
‫چون خواهرت خیلی عجله داشت برسه.

25
00:01:15,730 --> 00:01:16,750
‫کدوم‌شون؟

26
00:01:16,750 --> 00:01:18,080
‫آیشا.

27
00:01:18,590 --> 00:01:24,860
‫چون پیشنهاد داد محافظ کاروان‌ها بشیم،
‫انقدر به موقع رسیدیم،

28
00:01:25,290 --> 00:01:28,600
‫اما فکر می‌کنم خیلی وقته کسی اینجوری
‫ازم کار نکشیده بود.

29
00:01:28,600 --> 00:01:33,650
‫نمی‌دونم چی بگم. به‌خاطر دردسرایی که داد معذرت می‌خوام.

30
00:01:33,650 --> 00:01:35,210
‫بخند، چیز خنده‌داریه.

31
00:01:37,230 --> 00:01:40,250
‫هعی، جدی خیلی گذشته.

32
00:01:40,890 --> 00:01:43,630
‫قبلاًها راجع به چی حرف می‌زدیم؟

33
00:01:43,630 --> 00:01:44,760
‫راستی،

34
00:01:44,760 --> 00:01:46,420
‫اریس چی شد؟

35
00:01:50,070 --> 00:01:51,870
‫شرایط یه‌مقدار پیچیده شد،

36
00:01:52,410 --> 00:01:54,930
‫از پیشم رفت.

37
00:01:54,930 --> 00:01:56,070
‫صحیح.

38
00:01:57,910 --> 00:02:01,740
‫مطمئنم ازت متنفر نیست.

39
00:02:01,740 --> 00:02:05,080
‫ولی گفت با هم جور نیستیم.

40
00:02:05,080 --> 00:02:06,780
‫نمی‌دونی قصد اصلیش چی بوده.

41
00:02:06,780 --> 00:02:12,030
‫شایدم منظورش همون بوده، یا شایدم
‫خودت اشتباه برداشت کردی.

42
00:02:12,030 --> 00:02:14,190
‫اشتباه برداشت کردم، نه؟

43
00:02:14,600 --> 00:02:17,150
‫که یعنی ممکنه منظورش چیز دیگه‌ای بوده باشه؟

44
00:02:17,150 --> 00:02:21,110
‫ولی درهر صورت، سه سال دهنم سرویس شد.

45
00:02:21,110 --> 00:02:24,360
‫و کسی که نجاتم داد، اریس نبود، بلکه سیلفی بود.

46
00:02:24,360 --> 00:02:26,290
‫الان دارم بهش فکر می‌کنم که چی؟

47
00:02:27,310 --> 00:02:29,820
‫رویجرد-سان چند وقت می‌خواید بمونید؟

48
00:02:29,820 --> 00:02:31,270
‫فردا می‌رم.

49
00:02:32,080 --> 00:02:33,900
‫خیلی یهوییه.

50
00:02:33,900 --> 00:02:37,460
‫آره. قصد ندارم مزاحمت بشم.

51
00:02:37,460 --> 00:02:39,080
‫اصلاً هم مزاحم نیستید.

52
00:02:44,770 --> 00:02:46,010
‫رودئوس.

53
00:02:46,920 --> 00:02:49,130
‫اونجوری نگاهم نکن.

54
00:02:49,130 --> 00:02:50,850
‫برمی‌گردم.

55
00:02:51,440 --> 00:02:55,060
‫و اریس همیشه موقع رسوندن منظورش مشکل داشت.

56
00:02:55,060 --> 00:02:57,200
‫ممکنه دلیلی داشته باشه.

57
00:02:58,660 --> 00:03:02,710
‫اگه شانسی پیش اومد که باز ببینیش، آروم بمون
‫و باهاش صحبت کن.

58
00:03:02,710 --> 00:03:06,830
‫اگه هم خودم دیدمش، از دهن خودش جریان رو می‌شنوم.

59
00:03:07,610 --> 00:03:09,190
‫ممنون می‌شم.

60
00:03:12,000 --> 00:03:22,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

61
00:05:15,320 --> 00:05:17,600
‫خب، پس جریان اینه.

62
00:05:25,730 --> 00:05:27,610
‫رویجرد-سان...

63
00:05:29,640 --> 00:05:33,190
‫بین شما و پادشاه بادی چیزی پیش اومده؟

64
00:05:33,190 --> 00:05:34,540
‫جریان خیلی وقت پیشه.

65
00:05:35,550 --> 00:05:41,610
‫دوتاشون مال زمان جنگ لاپلاس‌ـان، مطمئنم
‫کینه‌های قدیمی‌ای دارن.

66
00:05:42,460 --> 00:05:46,430
‫نگران نباش. قرار نیست باهاش مبارزه کنم.

67
00:05:46,430 --> 00:05:50,490
‫ولی انتظارشم نداشتم اینجا ببینمش.

68
00:05:50,490 --> 00:05:53,870
‫می‌گه این همه راه اومده منو ببینه.

69
00:05:54,850 --> 00:05:58,340
‫بهش می‌خوره اینجوری باشه.

70
00:05:59,560 --> 00:06:01,330
‫کم کم باید بـ-

71
00:06:01,330 --> 00:06:02,270
‫رویجرد-سان.

72
00:06:02,920 --> 00:06:05,750
‫حداقل برای صبحانه بمونید.

73
00:06:23,880 --> 00:06:25,940
‫خب، مواظب خودتون باشید.

74
00:06:25,940 --> 00:06:28,460
‫شما هم همین‌طور، رویجرد-سان.

75
00:06:28,460 --> 00:06:31,880
‫واقعاً بابت رسوندن خواهرهام ممنونم.

76
00:06:31,880 --> 00:06:33,160
‫رویجرد-سان.

77
00:06:33,850 --> 00:06:35,280
‫بابت تمام زحماتتون ممنون.

78
00:06:35,970 --> 00:06:39,940
‫آیشا، از رودئوس درخواست‌های غیرمنطقی نکنیا.

79
00:06:39,940 --> 00:06:41,810
‫بله. نمی‌کنم.

80
00:06:44,760 --> 00:06:45,830
‫مــ ــ می‌گم...

81
00:06:46,770 --> 00:06:48,340
‫رویجرد-سان...

82
00:06:52,210 --> 00:06:55,210
‫نگران نباش. باز همو می‌بینیم.

83
00:06:56,480 --> 00:06:59,180
‫می‌خوام باهاتون بیام!

84
00:07:05,030 --> 00:07:08,520
‫از الان به بعد، جای من باید به رودئوس تکیه کنی.

85
00:07:08,890 --> 00:07:11,780
‫ولی... اون بابایی رو زد!

86
00:07:11,780 --> 00:07:16,370
‫و تازه زنی که پیششه هم اون قبلی نیست.

87
00:07:16,370 --> 00:07:18,440
‫چطوری می‌تونم بهش اعتماد کنم؟!

88
00:07:19,040 --> 00:07:21,140
‫این چیزا هم پیش میاد.

89
00:07:21,140 --> 00:07:24,640
‫قول می‌دم برادرت آدم خائنی نیست.

90
00:07:27,370 --> 00:07:30,860
‫تو... اسمت چی بود؟

91
00:07:30,860 --> 00:07:33,640
‫اوه، بله. سیلفیت هستم.

92
00:07:33,640 --> 00:07:38,020
‫سیلفیت. این دوتا رو به تو و رودئوس می‌سپارم.

93
00:07:38,020 --> 00:07:39,520
‫بــ ــ بله!

94
00:07:41,060 --> 00:07:43,360
‫خب تا دیداری مجدد.

95
00:07:55,500 --> 00:07:58,240
‫خب، یکم دیره.

96
00:07:58,600 --> 00:08:01,370
‫ولی خوشحالم به‌سلامت رسیدید.

97
00:08:01,760 --> 00:08:04,820
‫بله، منم خوشحالم می‌ببینم سرحالی.

98
00:08:06,070 --> 00:08:07,330
‫چیزه خب...

99
00:08:07,990 --> 00:08:12,630
‫شاید اولین‌بارمون باشه که با هم زندگی می‌کنیم،
‫ولی امیدوارم کنار بیایم.

100
00:08:12,630 --> 00:08:13,380
‫بله!

101
00:08:13,380 --> 00:08:17,570
‫ولی باورم نمی‌شه با آبجی سیلفی ازدواج کردی.

102
00:08:17,570 --> 00:08:20,120
‫آبجی نورن، مطمئنم انتظارشو نداشتی، نه؟

103
00:08:20,120 --> 00:08:24,130
‫من زیاد سیلفی-سان رو یادم نیست.

104
00:08:25,850 --> 00:08:27,150
‫عه، یادم رفت!

105
00:08:27,150 --> 00:08:31,610
‫بابا گفت وقتی دیدمت اینو بهت بدم.

106
00:08:32,260 --> 00:08:33,600
‫بفرمایید!

107
00:08:42,520 --> 00:08:44,110
‫بابا چی نوشته؟

108
00:08:44,420 --> 00:08:47,320
‫یکیش مثل نامه قبلیه.

109
00:08:47,320 --> 00:08:50,790
‫تو اون‌یکی هم ازم خواسته شما رو بفرستم مدرسه.

110
00:08:50,790 --> 00:08:54,630
‫عه؟! مدرسه دیگه سودی برام نداره!

111
00:08:54,630 --> 00:08:55,370
‫آره ولی خـ-

112
00:08:55,370 --> 00:08:58,380
‫می‌خوام بهت رسیدگی کنم، داداش!

113
00:08:58,380 --> 00:09:00,050
‫اون‌سری هم قول دادی خب، یادته؟!

114
00:09:00,050 --> 00:09:03,580
‫ببین! هنوزم اونی که اون‌سری بهم دادی دستمه!

115
00:09:10,140 --> 00:09:14,160
‫پس. حداقل آزمون ورودی دانشکده جادو رو بده.

116
00:09:14,160 --> 00:09:15,740
‫براساس نتیجه‌ش تصمیم می‌گیرم.

117
00:09:15,740 --> 00:09:18,020
‫ها؟ عـــا.

118
00:09:18,580 --> 00:09:20,720
‫بله. متوجه شدم.

119
00:09:20,720 --> 00:09:23,630
‫نورن تو چی؟ می‌خوای یه‌بار امتحان کنی؟

120
00:09:25,710 --> 00:09:29,060
‫آبجی نورن، داداش با توئه ها!

121
00:09:29,060 --> 00:09:32,960
‫ولی شاید رد بشم.

122
00:09:33,260 --> 00:09:35,550
‫نگران نباش.

123
00:09:35,550 --> 00:09:38,900
‫اون دانشکده تا وقتی پول باشه، هرکسی رو راه می‌ده.

124
00:09:39,640 --> 00:09:42,010
‫اگه قراره اینجوری باشه، نمی‌خوام برم!

125
00:09:42,850 --> 00:09:45,120
‫ببخشید، خیلی بد گفتم.

126
00:09:45,120 --> 00:09:48,420
‫منظورم این نبود می‌خوام رشوه بدم
‫تا راهت بدن یا چیزی...

127
00:09:48,420 --> 00:09:49,680
‫هوی آبجی نورن!

128
00:09:49,680 --> 00:09:51,730
‫حواست باشه چطوری با داداش حرف می‌زنی.

129
00:09:51,730 --> 00:09:54,850
‫ولی شنیدی که! می‌خواد همه‌چی رو با پول حل کنه!

130
00:09:54,850 --> 00:09:57,940
‫دلیلش اینه که نمی‌تونی درس بخونی!

131
00:09:59,140 --> 00:10:00,960
‫باشه پس! آزمون رو می‌دم!

132
00:10:00,960 --> 00:10:03,480
‫آبجی نورن! حرفامون تموم نشده!

133
00:10:03,480 --> 00:10:04,410
‫خفه!

134
00:10:07,450 --> 00:10:11,630
‫ای بابا. از بچه‌هایی که گوش شنوا ندارن بدم میاد.

135
00:10:11,630 --> 00:10:14,300
‫موافقی، داداش؟

136
00:10:14,560 --> 00:10:15,620
‫آیشا.

137
00:10:15,620 --> 00:10:16,700
‫بله؟

138
00:10:16,700 --> 00:10:21,630
‫نباید به نورن بگی بلد نیست درس بخونه یا تحقیرش کنی.

139
00:10:22,080 --> 00:10:25,220
‫خب آخه حتی تلاشش هم نمی‌کنه.

140
00:10:25,660 --> 00:10:30,980
‫شاید از نظرت اونجوری باشه، ولی اونم داره
‫تمام تلاششو می‌کنه.

141
00:10:32,580 --> 00:10:36,160
‫داداش، اگه اینجوری می‌گی، حواسمو جمع می‌کنم.

142
00:10:39,200 --> 00:10:43,700
‫آیشا می‌گه دلش می‌خواد بیاد مدرسه‌مون و
‫خدمتکارمون بشه.

143
00:10:43,700 --> 00:10:44,970
‫نظرت چیه؟

144
00:10:44,970 --> 00:10:47,800
‫یه‌مدته به خونه توجهی نمی‌کنیم،

145
00:10:47,800 --> 00:10:51,750
‫پس اگه آیشا-چان می‌خواد کمک کنه، من که خوشحال می‌شم.

146
00:10:51,750 --> 00:10:56,260
‫ولی سیلفی، ماها بزرگ‌سال‌هایی هستیم که مسئولیت داریم.

147
00:10:56,550 --> 00:10:57,380
‫اوهوم.

148
00:10:57,820 --> 00:11:03,860
‫به‌نظرت وظیفه‌مون نیست بفرستیمش مدرسه
‫و دیدگاهش رو بازتر کنیم؟

149
00:11:03,860 --> 00:11:08,520
‫به‌نظرم به‌اندازه‌ی کافی به آیشا-چان اعتماد نداری.

150
00:11:08,520 --> 00:11:13,130
‫مطمئنم چه بره مدرسه چه نره، موفق می‌شه.

151
00:11:13,130 --> 00:11:14,160
‫واقعاً؟

152
00:11:14,160 --> 00:11:19,680
‫پس ترجیح می‌دم زیاد بهش فکر نکنم و بذارم
‫هرکاری دلش می‌خواد کنه.

153
00:11:19,680 --> 00:11:22,290
‫بیشتر نگران نورن-چانم.

154
00:11:22,290 --> 00:11:27,510
‫انگار بدون پائول-سان و رویجرد-سان خیلی مضطربه.

155
00:11:27,510 --> 00:11:30,400
‫باید حسابی ازش مراقبت کنیم.

156
00:11:30,400 --> 00:11:31,550
‫درسته.

157
00:11:31,860 --> 00:11:34,460
‫حس می‌کنم می‌شه رو سیلفی حساب کرد.

158
00:11:34,460 --> 00:11:36,570
‫شبیه فیتز-سنپای می‌مونه.

159
00:11:36,570 --> 00:11:39,450
‫ها. فیتز-سنپای هم هست که.

160
00:11:39,450 --> 00:11:42,670
‫به‌نظرت خیلی متکبربازی در آوردم؟

161
00:11:42,670 --> 00:11:46,580
‫نه، بهم کمک کردی منطقی فکر کنم. ممنونم.

162
00:11:46,580 --> 00:11:51,640
‫من چیزهای زیادی در مورد دخترها نمی‌دونم،
‫پس احتمالاً بازم برای مشورت بیام سراغت.

163
00:11:51,640 --> 00:11:55,080
‫اوهوم. خودمون باید هوای همدیگه رو داشته باشیم.

164
00:11:55,080 --> 00:11:56,060
‫آخه ازدواج کردیم دیگه.

165
00:11:56,480 --> 00:11:57,390
‫درسته.

166
00:12:01,920 --> 00:12:03,330
‫سورپرایز!

167
00:12:03,330 --> 00:12:05,340
‫واقعاً؟ نمره‌ی کامل؟

168
00:12:05,340 --> 00:12:07,650
‫الان دیگه نیازی نیست برم مدرسه، مگه نه؟!

169
00:12:07,650 --> 00:12:10,830
‫خودت گفتی تصمیمت به نمره‌م بستگی داره، یادته که؟!

170
00:12:10,830 --> 00:12:15,170
‫باشه. در مورد وظایفت با سیلفی صحبت کن.

171
00:12:15,170 --> 00:12:16,220
‫آخ جون!

172
00:12:16,220 --> 00:12:20,800
‫انتظار کمک برای کارهای خونه رو نداشتم،
‫چه برسه یه خواهر کوچولوی خدمتکار.

173
00:12:22,160 --> 00:12:26,220
‫از اون‌طرف نورن، نمره‌ش حرفی برای گفتن باقی نمی‌ذاره.

174
00:12:26,790 --> 00:12:32,290
‫هرچند که، کارش افتضاح نبود.
‫صرفاً‌ نسبت به سنش یکم از حد متوسط کم‌تر بود.

175
00:12:32,290 --> 00:12:35,240
‫نورن، می‌خوای توی کدوم بخش ثبت‌نام کنی؟

176
00:12:36,220 --> 00:12:41,240
‫خودم خیلی در مورد همه‌شون اطلاع ندارم،
‫ولی چندتا کلاس باحال هم دارن.

177
00:12:41,240 --> 00:12:43,970
‫چرا نمی‌ری سراغ یه چیزی که دلت می‌خواست امتحانش کنی؟

178
00:12:43,970 --> 00:12:45,350
‫مثلاً...

179
00:12:46,340 --> 00:12:49,150
‫می‌خوام زندگی توی خوابگاه رو امتحان کنم.

180
00:12:53,760 --> 00:12:56,050
‫خوابگاه، ها؟

181
00:12:56,050 --> 00:13:00,350
‫نمی‌شه که! بابا گفت جفتمون با داداشمون زندگی کنیم.

182
00:13:01,470 --> 00:13:04,370
‫اینکه بخوام همین‌طوری روشو زمین بزنم آسونه.

183
00:13:04,370 --> 00:13:08,090
‫ولی نورن کلی شجاعت به خرج داد که چنین چیزی بپرسه.

184
00:13:08,090 --> 00:13:11,960
‫اون با آیشا دعوا داره و تحمل دیدن منو نداره، پس...

185
00:13:13,020 --> 00:13:15,570
‫شاید بهتره بذارم یکم به‌حال خودش باشه.

186
00:13:16,290 --> 00:13:19,690
‫فهمیدم. خب نورن، می‌تونی توی خوابگاه زندگی کنی.

187
00:13:19,690 --> 00:13:20,970
‫چرا؟!

188
00:13:20,970 --> 00:13:23,140
‫نورن که نمره‌ی خوبی نگرفت!

189
00:13:23,140 --> 00:13:25,270
‫چرا هرکاری بخواد می‌کنه؟!

190
00:13:25,270 --> 00:13:27,740
‫من کلی تلاش کردم و همه‌چی رو درست انجام دادم!

191
00:13:27,740 --> 00:13:29,230
‫چرا فقط اون؟! منصفانه نیست!

192
00:13:29,570 --> 00:13:33,780
‫آیشا، نمی‌خوام که صرفاً دلش راضی باشه.

193
00:13:33,780 --> 00:13:38,220
‫شاید بتونه توی خوابگاه چندتا دوست پیدا کنه.
‫این‌طوری برای خودش هم بهتره.

194
00:13:39,920 --> 00:13:44,930
‫چون مادر من یه معشوقه بوده
‫داری با آبجی نورن بهتر رفتار می‌کنی؟

195
00:13:45,310 --> 00:13:48,600
‫معشوقه... کی این رو بهت گفته؟

196
00:13:49,070 --> 00:13:53,000
‫مامانم و مامان‌بزرگ نورن.

197
00:13:53,850 --> 00:14:00,270
‫تو نورن رو بیشتر دوست داری... چون از یه مادر نیستیم؟

198
00:14:01,770 --> 00:14:05,670
‫من لیلیا-سان رو یه معشوقه در نظر نمی‌گیرم،

199
00:14:05,670 --> 00:14:09,370
‫از نظر من، همون‌قدر که نورن خواهرمه تو هم هستی.

200
00:14:09,370 --> 00:14:12,170
‫شاید حرف‌هام متقاعدت نکنن،

201
00:14:12,170 --> 00:14:14,820
‫ولی من سعی کردم چیزی که به صلاحتونه رو انتخاب کنم.

202
00:14:17,070 --> 00:14:18,330
‫فهمیدم.

203
00:14:38,500 --> 00:14:39,310
‫نورن.

204
00:14:39,740 --> 00:14:44,820
‫باید قبل‌از اینکه کارت رو توی دانشکده‌ی جادو
‫شروع کنی، چندتا نکته رو بهت بگم.

205
00:14:45,420 --> 00:14:48,780
‫خوابگاه‌ها قوانین خودشون رو دارن. ازشون پیروی کن.

206
00:14:48,780 --> 00:14:53,230
‫خوب درس بخون. با دوست‌هات درست رفتار کن.

207
00:14:53,230 --> 00:14:56,790
‫اگه نمی‌تونی این‌ها رو رعایت کنی، باید بیای خونه و بری دانشکده.

208
00:14:57,670 --> 00:14:58,330
‫چشم.

209
00:14:58,330 --> 00:15:03,950
‫و اگه توی دانشکده هم مشکلی داشتی به خودم یا سیلفی بگو.

210
00:15:04,480 --> 00:15:05,300
‫چشم.

211
00:15:05,300 --> 00:15:09,690
‫راستی، حواست باشه صبح که بیدار می‌شی
‫و شب که می‌خوای بخوابی مسواک بزنی.

212
00:15:09,690 --> 00:15:10,660
‫چشم.

213
00:15:10,660 --> 00:15:12,580
‫حموم هم فراموش نشه.

214
00:15:12,580 --> 00:15:13,480
‫چشم.

215
00:15:13,480 --> 00:15:15,190
‫مشق‌هات رو هم بنویس.

216
00:15:15,710 --> 00:15:16,550
‫چشم.

217
00:15:16,550 --> 00:15:18,130
‫نبینم سرما بخوری.

218
00:15:19,760 --> 00:15:25,020
‫و آخریش، حداقل هر ده‌روز یه‌بار یه سر به خونه بزن.

219
00:15:26,150 --> 00:15:28,440
‫چرا... آخه؟

220
00:15:31,310 --> 00:15:32,870
‫چون نگرانتم.

221
00:15:34,380 --> 00:15:35,900
‫متوجه شدم.

222
00:15:47,680 --> 00:15:48,760
‫نورن-

223
00:15:49,550 --> 00:15:51,750
‫دل تو دلم نیست کلاس بعدی شروع بشه.

224
00:15:51,750 --> 00:15:53,600
‫موندم یعنی با کدوم استاده.

225
00:16:01,640 --> 00:16:05,250
‫نورن از یه‌ماه پیش وارد دانشکده‌ی جادو شد.

226
00:16:05,250 --> 00:16:09,270
‫فکر نمی‌کنم حتی تونسته باشه
‫یه دوستم پیدا کنه، دارم نگرانش می‌شم.

227
00:16:11,210 --> 00:16:13,800
‫این اواخر انگار حال رئیس گرفته‌ست‌نیا.

228
00:16:13,800 --> 00:16:15,700
‫این‌طور به‌نظر میام؟

229
00:16:15,700 --> 00:16:17,190
‫معلومه.

230
00:16:18,650 --> 00:16:22,160
‫واسه همین برات یه هدیه آوردیم تا حالت جا بیادنیا.

231
00:16:22,160 --> 00:16:25,000
‫یک‌ماه تمام طول کشید تا آماده‌ش کنیم.

232
00:16:25,400 --> 00:16:26,930
‫این دیگه چیه؟

233
00:16:26,930 --> 00:16:30,680
‫ناخونک نزن! تا وقتی نرسیدی خونه فضولی موقوف‌نیا.

234
00:16:30,680 --> 00:16:33,950
‫یه‌جای خلوت بازش کن، جایی که هیچ‌کسی دستش بهت نرسه.

235
00:16:33,950 --> 00:16:36,760
‫اینکه بدتر آدم رو نگران می‌کنه.

236
00:16:36,760 --> 00:16:38,900
‫ولی به‌هرحال ممنونم.

237
00:16:38,900 --> 00:16:40,860
‫اصلاً حرفشم نزن‌نیا.

238
00:16:40,860 --> 00:16:43,600
‫خدمت کردن به شما اصلاً آسون نیست، رئیس.

239
00:16:45,930 --> 00:16:48,470
‫هرچی که هست نرم به‌نظر می‌رسه.

240
00:16:48,470 --> 00:16:49,990
‫امیدوارم موشی چیزی نباشه.

241
00:16:49,990 --> 00:16:52,080
داری چیکار می‌کنی؟

242
00:16:52,080 --> 00:16:53,880
‫اوه، هیچی.

243
00:16:53,880 --> 00:16:56,750
‫صرفاً دارم سعی می‌کنم بدون اینکه
‫این کیف رو باز کنم بفهمم داخلش چیه.

244
00:16:59,130 --> 00:17:01,760
‫می‌شه باهام یه‌سر بیای تا دفتر شورای دانش‌آموزی؟

245
00:17:01,760 --> 00:17:04,490
‫مـ ــ متوجه شدم.

246
00:17:14,110 --> 00:17:15,590
‫خسته نباشید.

247
00:17:15,590 --> 00:17:17,770
‫کمکی‌ از دستم برمیاد؟

248
00:17:19,430 --> 00:17:24,510
‫راستش، اخیراً دخترهای ورودی جدید
‫خوابگاه دخترونه آشفته به‌نظر می‌رسن.

249
00:17:24,890 --> 00:17:25,860
‫اوه؟

250
00:17:25,860 --> 00:17:27,280
‫بعداز تحقیقات،

251
00:17:27,280 --> 00:17:32,280
‫به‌نظر می‌رسه این آشفتگی محدود به
‫دخترهایی با سینه‌های کوچیک و چهره‌ی زیبا بوده.

252
00:17:32,510 --> 00:17:35,720
‫نگو که نورن هم پاش به این قضیه باز شده.

253
00:17:35,720 --> 00:17:38,240
‫هرکاری که از دستم بر بیاد انجام می‌دم!

254
00:17:38,620 --> 00:17:42,600
‫امروز، شخصاً از یکی از دخترها بازجویی کردم.

255
00:17:42,600 --> 00:17:45,280
‫اون بهم گفت لینیا و پورسنا، چطوری بگم...

256
00:17:45,680 --> 00:17:49,240
‫ازش خواستن همون‌جا لباس زیرش رو در بیاره.

257
00:17:49,240 --> 00:17:51,200
‫لباس زیرش؟

258
00:17:57,220 --> 00:18:04,780
‫ما در این مورد بیشتر بررسی کردیم و
‫از اظهاراتی مثل، «رئیس عاشق این‌هاست» باخبر شدیم.

259
00:18:04,780 --> 00:18:10,230
‫ظاهراً، اون لباس‌ زیرهایی رو که جمع کردن می‌ریختن توی یه کیف.

260
00:18:18,160 --> 00:18:20,810
‫رودئوس-ساما، بی‌نزاکتی بنده رو ببخشید-

261
00:18:20,810 --> 00:18:24,510
‫من امروز صبح این کیف رو از لینیا و پورسنا گرفتم!

262
00:18:24,510 --> 00:18:25,630
‫هنوز داخلش رو نگاه نکردم،

263
00:18:25,630 --> 00:18:28,020
‫ولی اگه حق با شما باشه، حتماً پر از همون‌هاست که می‌دونید!

264
00:18:28,020 --> 00:18:29,450
‫این‌طوره؟

265
00:18:29,450 --> 00:18:31,330
‫صرفاً از باب تشریفات می‌پرسم،

266
00:18:31,330 --> 00:18:33,900
‫ولی بفرمایید ببینم که اون‌ها تحت فرمان شما عمل می‌کردن؟

267
00:18:33,900 --> 00:18:35,740
‫نه، اصلاً این‌طور نیست!

268
00:18:35,740 --> 00:18:38,090
‫پس می‌فرمایید که هیچ دخلی به این قضیه ندارید؟

269
00:18:38,090 --> 00:18:39,330
‫البته که ندارم!

270
00:18:39,330 --> 00:18:42,810
‫من تازه با سیلفی ازدواج کردم!
‫چطور ممکنه این‌قدر بدبخت شده باشم؟!

271
00:18:49,270 --> 00:18:52,070
‫متوجه شدم. حرف‌تون رو باور می‌کنم.

272
00:18:52,380 --> 00:18:54,070
‫خیلی ازتون ممنونم.

273
00:18:54,070 --> 00:18:55,750
‫خدا رو شکر.

274
00:18:55,750 --> 00:18:59,290
‫داشتم مطمئن می‌شد که حتماً نتونستم راضی نگهت دارم.

275
00:19:02,290 --> 00:19:05,510
‫نه، برای منم عجیب بود.

276
00:19:05,510 --> 00:19:10,710
‫آخه چرا بخواد بره سراغ زن‌های دیگه
‫وقتی می‌تونه شب‌هایی آتشین رو با تو بگذرونه؟

277
00:19:10,710 --> 00:19:13,700
‫سیلفی، نکنه به اعلیاحضرت در مورد خودمون...

278
00:19:13,700 --> 00:19:16,050
‫نـ ــ نه! هرگز در مورد چنین چیزی حرف نزدم!

279
00:19:16,300 --> 00:19:19,000
‫نه، فقط این رو گفتم که امتحانت کنم.

280
00:19:19,300 --> 00:19:22,370
‫خوشحالم که می‌شنوم از زندگی زناشویی‌تون لذت می‌برید.

281
00:19:23,350 --> 00:19:24,500
‫خب،

282
00:19:24,890 --> 00:19:26,650
‫حالا که این مسئله حل شد...

283
00:19:26,650 --> 00:19:28,150
‫چـ ــ چشم.

284
00:19:28,150 --> 00:19:31,780
‫خودم با جفت‌شون صحبت می‌کنم.

285
00:19:31,780 --> 00:19:35,780
‫لطفاً این‌ها رو به قربانی‌هاشون برگردونید، بانو آریل.

286
00:19:38,690 --> 00:19:40,670
‫بله، حتماً.

287
00:19:43,160 --> 00:19:46,950
‫معذرت می‌خوام که لینیا و پورسنا اسباب زحمت‌تون شدن.

288
00:19:46,950 --> 00:19:49,190
‫رهبری یه گله، قطعاً کار آسونی نیست.

289
00:19:46,950 --> 00:19:49,190
‫اشاره به نژاد لینیا و پورسنا

290
00:19:49,190 --> 00:19:51,160
‫عا... همین‌طوره.

291
00:19:55,120 --> 00:19:56,170
‫نورن.

292
00:19:58,490 --> 00:20:01,800
‫چی شده؟ کلاست الان شروع می‌شه ها.

293
00:20:03,160 --> 00:20:07,620
‫از آشنایی‌تون خوش‌وقتم.
‫من به‌عنوان رئیس شورای دانش‌آموزی این مجموعه فعالیت می‌کنم.

294
00:20:07,620 --> 00:20:09,100
‫لطفاً آریل صدام کنید.

295
00:20:09,750 --> 00:20:12,780
‫مـ ــ منم نورن گری‌رت هستم.

296
00:20:13,110 --> 00:20:13,980
‫عه‌وا.

297
00:20:16,230 --> 00:20:19,030
‫سلام، نورن-سان. چه مشکلی پیش اومده؟

298
00:20:19,030 --> 00:20:24,030
‫من، چیزه، نـ ــ نمی‌دونم اتاق تمرین شماره‌ی سه کجاست.

299
00:20:24,390 --> 00:20:25,830
‫این‌طوره؟

300
00:20:26,290 --> 00:20:28,810
‫لوک، راه رو بهش نشون بده.

301
00:20:28,810 --> 00:20:29,530
‫چشم.

302
00:20:29,980 --> 00:20:31,620
‫از این‌طرف. دنبالم بیاید.

303
00:20:40,280 --> 00:20:41,510
‫خدایا!

304
00:20:41,790 --> 00:20:45,130
‫کم مونده بود دُم به این تله‌ای که پهن کرده بودید بدم.

305
00:20:45,130 --> 00:20:47,080
‫شـ ــ شرمنده‌نیا.

306
00:20:47,080 --> 00:20:50,350
‫قصد و نیت بدی نداشتیم، دعوامون نکن.

307
00:20:50,350 --> 00:20:52,860
‫دیدی؟ بهت که گفتم فایده نداره‌نیا.

308
00:20:52,860 --> 00:20:54,390
‫تقصیر توـه، لینیا.

309
00:20:54,390 --> 00:20:56,990
‫تو گفتی رئیس قطعاً عاشقشون می‌شه.

310
00:20:56,990 --> 00:20:59,820
‫تنت می‌خاره انگار، سال‌اولی؟ برو رد کارت!

311
00:21:04,550 --> 00:21:05,740
‫نورن.

312
00:21:05,740 --> 00:21:07,760
‫این سال‌اولیا انگار نمی‌دونن دنیا دست کیه‌نیا.

313
00:21:07,760 --> 00:21:10,910
‫نانی‌نانی. بهشون نشون می‌دیم اینورها رئیس کیه.

314
00:21:11,190 --> 00:21:14,570
‫محض اطلاع‌تون می‌گم، اون بنده خدا خواهر من بود.

315
00:21:14,570 --> 00:21:17,830
‫عـ ــ عـــا، ترجیح می‌دم یه‌خرده جربزه داشته باشن‌نیا.

316
00:21:17,830 --> 00:21:19,950
‫عجب دختر شگفت‌انگیزیه.

317
00:21:21,400 --> 00:21:24,470
‫نبینم پشت‌سرم دسته‌گلی به آب بدین ها.

318
00:21:24,470 --> 00:21:25,750
‫به‌ روی چشم‌نیا.

319
00:21:25,750 --> 00:21:27,810
‫باهاش خوب رفتار می‌کنیم.

320
00:21:29,390 --> 00:21:33,590
‫ماها خانواده‌ایم، ولی معنیش این نیست
‫که به‌طور خودکار با هم اُخت می‌شیم.

321
00:21:34,080 --> 00:21:36,840
‫خب، فعلاً آروم پیش می‌رم و کم‌کم باهاش آشنا می‌شم.

322
00:22:02,000 --> 00:22:05,010
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39

323
00:22:02,000 --> 00:22:05,010
قسمت ۱۶
نورن و آیشا

324
00:22:05,030 --> 00:22:15,030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

325
00:23:35,010 --> 00:23:40,010
قسمت بعد

326
00:23:35,520 --> 00:23:40,010
احساسات داداشم
