WEBVTT

00:08.220 --> 00:09.790
‫گری‌رت-سان!

00:10.580 --> 00:14.220
‫خدا رو شکر. دیگه داشتم می‌رفتم که برم سراغ خونه‌تون.

00:14.220 --> 00:16.130
‫براتون نامه اومده، قربان.

00:16.590 --> 00:18.110
‫خیلی ممنونم.

00:19.650 --> 00:21.090
‫یعنی از طرف کیه؟

00:25.270 --> 00:26.750
‫از طرف پائوله که!

00:29.200 --> 00:34.510
‫رودئوس عزیز، ورودت به دانشکده‌ی جادو رو تبریک می‌گم.

00:34.510 --> 00:38.950
‫می‌دونم که اختلافات خودمون رو داشتیم،
‫ولی خوشحالم که داری مسیر خودت رو پیش می‌گیری.

00:39.430 --> 00:44.390
‫احتمالاً الینالیزه بهت گفته،
‫ولی یه سرنخ اساسی از زنیث به‌دست آوردیم.

00:44.390 --> 00:46.430
‫سلام منم بهش برسون.

00:47.020 --> 00:52.710
‫ما الان توی ایست پورتیم، قراره بریم به‌سمت بگاریت.

00:53.230 --> 00:57.120
‫بعداز قاره‌ی شیاطین یکی از بدترین شرایط محیطی رو داره.

00:57.120 --> 00:59.720
‫حس خوبی از بردن بچه‌ها به اونجا ندارم.

01:00.080 --> 01:04.820
‫پس، تصمیم گرفتیم آیشا و نورن رو بفرستیم که بیان پیش تو.

01:05.060 --> 01:08.740
‫البته، نمی‌تونستیم ریسک تنها
‫سفرکردن بچه‌ها رو به جون بخریم.

01:09.300 --> 01:13.310
‫ترجیح می‌دم نزدیکم باشن تا اینکه
‫بخوام همیشه‌ی خدا نگران‌شون باشم.

01:14.000 --> 01:17.740
‫ولی بعدش به یه چهره‌ی آشنا برخوردیم.

01:17.740 --> 01:19.560
‫تو هم می‌شناسیش.

01:19.880 --> 01:24.030
‫اون گفت که بچه‌ها رو همراهی می‌کنه،
‫و منم پیشنهادش رو قبول کردم.

01:24.520 --> 01:26.480
‫شرط می‌بندم وقتی ببینیشون شگفت‌زده می‌شی.

01:27.110 --> 01:31.520
‫مثل خودت، آیشا هم باهوشه و سرش به تنش می‌ارزه.

01:31.520 --> 01:34.310
‫نورن با شما دوتا یه‌کم فرق می‌کنه.

01:34.800 --> 01:39.140
‫اون از تو خوشش نمیاد و با آیشا هم میونه‌ی خیلی خوبی نداره.

01:39.570 --> 01:42.820
‫به‌عنوان برادرش، امیدوارم‌ باهاش راه بیای و مراقبش باشی.

01:43.550 --> 01:45.410
‫بگذریم، خودت متوجهی دیگه.

01:45.730 --> 01:50.540
‫از اینکه همه‌ی این قضایا رو انداختم
‫روی دوش تو، حس افتضاحی دارم.

01:50.540 --> 01:51.980
‫روت حساب می‌کنم.

01:51.980 --> 01:53.590
‫ارادتمند شما، پائول گری‌رت

01:55.870 --> 02:01.500
‫هیچ‌وقت دست از معذرت‌خواهی کردن برنمی‌داره،
‫ولی واضحه که اونم بهم اعتماد داره.

02:01.500 --> 02:04.590
‫باید انتظارشو برآورده کنم.
‫آخه، یعنی من پسر بزرگشم!

02:05.200 --> 02:09.890
‫ولی، موندم یعنی کی برای محافظت ازشون داوطلب شده.

02:11.160 --> 02:12.450
‫مهم نیست.

02:12.470 --> 02:22.470
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:45.100 --> 03:46.730
‫ســــیلفـــی!

03:48.780 --> 03:52.680
‫چی شده؟ رودی، کم پیش میاد این‌طور هیجان‌زده ببینمت.

03:52.680 --> 03:55.550
‫یه نامه از پدرم به‌دستم رسید.

03:55.550 --> 03:57.160
‫عـــه؟! از پائول-سان؟!

03:57.160 --> 03:59.080
‫اوهوم. مثل اینکه همه‌شون حالشون خوبه.

03:59.310 --> 04:00.650
‫واقعاً؟

04:00.650 --> 04:01.790
‫خدا رو شکر!

04:01.790 --> 04:05.830
‫و اینکه، می‌دونم یهوییه ولی،
‫خواهرهای کوچیکم هم دارن میان.

04:06.180 --> 04:09.610
‫می‌خوام توی خونه‌ی خودمون بهشون جا بدم، مشکلی نداره؟

04:09.610 --> 04:11.120
‫البته که نه!

04:11.120 --> 04:12.720
‫اینجا یه‌کمی سرزنده‌تر می‌شه، نه؟

04:13.010 --> 04:13.860
‫اوهوم.

04:17.060 --> 04:22.370
‫ازدواج کردن من و سروسامون گرفتنم
‫شاید برای خانواده‌م هم راه‌حل خوبی باشه.

04:22.370 --> 04:24.990
‫حتی می شه پائول بقیه رو بیاره
‫که همین‌جا پیش خودمون زندگی کنن.

04:25.250 --> 04:29.540
‫ولی پسر، یه نیت سابق پشتوانه‌ی خانواده‌ش باشه؟

04:29.540 --> 04:31.170
‫آدمو به تأمل وا می‌داره.

04:31.730 --> 04:33.620
‫ممنون برای غذا.

04:38.670 --> 04:41.070
‫آه، خوشبختی.

04:41.070 --> 04:42.930
‫باورم نمی‌شه یه جایی رو دارم که بهش بگم خونه.

04:42.930 --> 04:46.700
‫و می‌تونم هرروز خدا با عشقم غذا بخورم.

04:46.700 --> 04:48.680
‫یه تشکر بهت بدهکارم سیلفی.

04:50.890 --> 04:54.550
‫می‌گم سیلفی، کاری هست که بخوای برات انجام بدم؟

04:54.550 --> 04:55.640
‫عـــه؟

04:55.640 --> 04:57.420
‫همم...

04:57.420 --> 04:59.100
‫فهمیدم. بهم اون طلسم رو یاد بده.

04:59.100 --> 05:02.050
‫همونی که توی امتحان ورودی روم اجرا کردی.

05:02.050 --> 05:04.270
‫اوه، طلسم ضدجادو؟

05:04.270 --> 05:08.150
‫از این آسون‌تر نداریم. خودم با مثال عملی یادت می‌دم.

05:08.420 --> 05:11.600
‫در عوضش، منم بهت جادوی درمان یاد می‌دم.

05:11.600 --> 05:14.040
‫محض اطلاع، تا سطح طلسم‌های پیشرفته رو بلدم.

05:14.040 --> 05:16.170
‫اوهوم. ممنونم.

05:16.170 --> 05:21.180
‫خب، بعد از شام کارمون کشید به یاد دادن جادو به‌همدیگه.

05:23.290 --> 05:28.880
‫چیزه، فکر نمی‌کنم درمان بدونِ ورد
‫عملکردش با بقیه‌ی طلسم‌ها فرقی داشته باشه.

05:30.580 --> 05:34.940
‫نکنه درکی از اینکه طرف گیرنده‌ت چه حسی داره نداری؟

05:37.390 --> 05:42.190
‫راست می‌گه. حس نمی‌کنم که جادویی روم اجرا شده باشه.

05:42.190 --> 05:46.060
‫می‌تونم طلسم‌های حمله رو عین جریان خونم حس کنم، ولی...

05:48.900 --> 05:51.180
‫یه‌جورایی خیالم راحت شد.

05:51.180 --> 05:53.490
‫حتی تو هم از پس هرکاری برنمیای.

05:54.040 --> 05:56.370
‫دوست ندارم تأییدش کنم، ولی گمونم حق با توـه.

05:56.950 --> 05:59.110
‫خب، بعدش نوبت توـه.

06:09.120 --> 06:10.760
‫راستی، سیلفی...

06:10.760 --> 06:13.920
‫چـ ــ چیه؟ دارم سعی می‌کنم تمرکز کنم.

06:13.920 --> 06:18.650
‫فکر می‌کنی بچه‌هامون استعدادی توی جادوگری داشته باشن؟

06:21.760 --> 06:26.200
‫خـ ــ خب، تاوقتی که بچه‌دار نشیم نمی‌فهمیم که.

06:26.200 --> 06:27.270
‫راست می‌گی.

06:27.690 --> 06:31.370
‫اوه، من به طرفِ الفی خانواده‌مون رفتم.

06:31.370 --> 06:33.460
‫پس شاید توی بارداری مشکل داشته باشم.

06:34.160 --> 06:40.450
‫چیزه، اگه نتونم بچه‌دار بشم،
‫تو هروقت بخوای می‌تونی معشوقه داشته باشی.

06:42.360 --> 06:44.670
‫هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم.

06:45.050 --> 06:49.940
‫چیزی که من می‌خوام بچه نیست،
‫ثمره‌ی عشقم با کسیه که دوستش دارم.

06:50.240 --> 06:52.680
‫عاشقتم،‌ سیلفی.

06:53.070 --> 06:55.880
‫اوهوم. منم عاشقتم.

06:58.980 --> 07:02.680
‫اگه این حلقه‌ی جادو جواب بده، می‌تونیم وارد فاز بعدی بشیم.

07:02.940 --> 07:06.680
‫ناناهوشی ماه گذشته فقط درحال کشیدن این شاهکار بوده.

07:06.990 --> 07:10.180
‫برای اون، این ماحصل زحمات دوساله‌شه.

07:10.500 --> 07:15.040
‫خب، می‌شه بهم بگی این حلقه‌ی جادو چیکار می‌کنه؟

07:15.040 --> 07:17.410
‫اجسام رو از دنیای دیگه احضار می‌کنه.

07:17.720 --> 07:20.290
‫قرار نیست یه تله‌پورت دسته‌جمعی دیگه بذاره رو دستمون که؟

07:20.290 --> 07:23.010
‫خبری نمی‌شه. حداقل از نظر تئوری.

07:23.270 --> 07:25.350
‫می‌شه این تئوری رو بشنوم؟

07:28.090 --> 07:31.660
‫آزمایشاتمون تا اینجا نشون دادن که...

07:31.660 --> 07:35.840
‫احضار اجسام بزرگ‌تر و با ساختار پیچیده‌تر
‫به مانای بیشتری هم نیاز داره.

07:36.240 --> 07:40.770
‫که یعنی قانون تبدیل انرژی در مورد جادوی این دنیا هم صدق می‌کنه...

07:44.060 --> 07:49.230
‫در واقع، مانا توضیحیه برای عجیب‌ترین چیزهای این دنیا.

07:49.740 --> 07:51.110
‫که این‌طور.

07:51.110 --> 07:54.580
‫پس، وقتی توی هوا با جادوی زمین سنگ می‌سازم،

07:54.580 --> 07:57.630
‫دارم مانای اطرافم رو به سنگ تبدیل می‌کنم.

07:57.630 --> 07:59.740
‫خب، توضیحات تموم شد.

07:59.740 --> 08:01.410
‫بریم سراغ کار.

08:01.410 --> 08:02.410
‫چشم.

08:12.410 --> 08:13.670
‫یه‌جای کار می‌لنگه.

08:14.340 --> 08:17.400
‫انگار یه چیزی داره جلوی روشن‌شدن حلقه رو می‌گیره.

08:30.450 --> 08:32.660
اتصالی کرد؟

08:33.190 --> 08:34.980
‫درهر صورت، این یه...

08:35.440 --> 08:36.830
‫شکسته.

08:54.700 --> 08:56.240
‫خسته نباشی.

08:56.240 --> 08:58.930
‫امروز رو می‌تونی بری خونه.

08:58.930 --> 09:02.220
‫خـ ــ خب، این اتفاقات پیش میاد.

09:05.590 --> 09:07.410
‫پس فعلاً با اجازه.

09:13.780 --> 09:17.610
‫ناناهوشی اخیراً به‌شدت عصبی بوده.

09:18.360 --> 09:21.900
‫حتماً این شکست هم بدجوری بهش ضربه زده.

09:22.240 --> 09:25.970
‫نه. ناناهوشی از چیزی که به‌نظر می‌رسه قوی‌تره.

09:25.970 --> 09:29.170
‫مطمئنم اون‌قدری بزرگ شده که
‫‫یه شکست رو همین‌طوری بپذیره.

09:48.160 --> 09:50.640
‫نمی‌تونم برم خونه!

09:49.360 --> 09:51.310
‫اوه، آروم باش!

09:51.310 --> 09:55.040
‫نمی‌تونم برم خونه! نمی‌تونم برم خونه! نمی‌تونم برم خونه!

09:55.040 --> 09:57.450
‫نمی‌تونم برم خونه!

09:59.730 --> 10:01.990
‫هوی، حالت خوبه؟

10:06.770 --> 10:09.630
‫دیگه داری زیادی به خودت فشار میاری.

10:10.240 --> 10:12.800
‫امروز رو یه استراحت بده، باشه؟

10:14.780 --> 10:16.000
‫چی شده؟

10:15.400 --> 10:16.450
‫چه خبره؟

10:16.450 --> 10:17.450
‫حالش خوبه؟

10:19.740 --> 10:20.580
‫استاد!

10:20.860 --> 10:22.110
‫زانوبا.

10:22.110 --> 10:23.640
‫چه اتفاقی افتاده؟!

10:24.030 --> 10:26.240
‫ناناهوشی وضعش خرابه. کمکم کن.

10:26.590 --> 10:28.180
‫مریض شده؟!

10:28.180 --> 10:30.230
‫بگی نگی همینه.

10:30.230 --> 10:33.020
‫پس بذارید اول ببریمش درمانگاه.

10:33.020 --> 10:35.190
‫استاد، اگه اجازه بدید.

10:35.470 --> 10:36.540
‫مراقبش باش.

10:36.540 --> 10:37.650
‫به روی چشم.

10:37.650 --> 10:39.480
‫خب بریم، سایلنت-دونو

10:41.060 --> 10:42.660
‫راه رو باز کنید!

10:50.920 --> 10:52.240
‫که این‌طور.

10:52.540 --> 10:56.440
‫پس، محض سرگرمی این تحقیقات رو انجام نمی‌داده.

10:56.920 --> 10:58.270
‫نه، فکر نکنم.

11:01.880 --> 11:05.520
‫ارباب بزرگ، قیافه‌تون داغونه.

11:08.110 --> 11:11.130
‫آره. من یه موجود کریهم.

11:13.050 --> 11:17.900
‫با سیلفی صحبت می‌کنم که تا یه‌مدت
‫توی خونه‌ی خودمون از ناناهوشی مراقبت کنیم.

11:18.420 --> 11:20.970
‫نباید ریسک کنیم و توی این وضعیت تنهاش بذاریم.

11:20.970 --> 11:22.990
‫به‌نظر می‌رسه این بهترین راهه.

11:22.990 --> 11:26.290
‫زانوبا، کمک می‌کنی تا خونه ببریمش؟

11:26.290 --> 11:27.510
‫با کمال میل.

11:38.220 --> 11:41.030
‫استاد بزرگ، چی شده؟

11:41.550 --> 11:42.590
‫چیزی نیست.

11:43.090 --> 11:46.140
‫جولی، زانوبا باهات خوب رفتار می‌کنه؟

11:46.140 --> 11:50.570
‫بله. استاد کلی غذا می‌ده.

11:50.570 --> 11:52.030
‫واقعاً؟

11:52.430 --> 11:57.360
‫پس استاد، کلی غذا بهت می‌ده؟

11:58.600 --> 12:02.740
‫بله. استاد کلی غذا می‌ده.

12:02.740 --> 12:04.260
‫دختر خوب.

12:06.140 --> 12:09.740
‫موندم ناناهوشی درست‌حسابی غذا می‌خورده یا نه.

12:10.180 --> 12:15.540
‫غذا خوردن با کسایی که دوست داری،
‫می‌تونه برای اضطراب معجزه کنه.

12:16.060 --> 12:18.140
‫وضعیتش چطور بوده؟

12:19.040 --> 12:25.640
‫دوتامون ژاپنی‌ایم و یه راز داریم،
‫ولی هیچی راجع بهش نمی‌دونم.

12:36.060 --> 12:40.140
‫هنوز خوابیده. انگار خیلی خسته‌ست.

12:40.540 --> 12:43.370
‫محض اطمینان جادوی درمانی روش انجام دادم.

12:43.370 --> 12:46.120
‫ممنون. ببخشید حین انجام وظیفه بهت زحمت دادم.

12:46.120 --> 12:47.100
‫چیزی نیست.

12:47.610 --> 12:50.410
‫راستی. وقتی داشتم لباساشو عوض می‌کردم...

12:55.920 --> 12:58.430
‫ممکنه صرفاً برای کارش باشه.

12:59.520 --> 13:01.520
‫محض اطمینان نگه‌ش می‌دارم.

13:02.320 --> 13:04.750
‫سایلنت-دونو چطورن؟

13:04.750 --> 13:06.880
‫سوال خوبیه.

13:06.880 --> 13:09.260
‫درهرصورت، بهت مدیونم زانوبا.

13:09.260 --> 13:13.240
‫نه نه، استاد، همیشه در حقم لطف داشتید.

13:13.240 --> 13:15.930
‫ولی خودتون چطورید؟

13:15.930 --> 13:16.930
‫چطور؟

13:17.220 --> 13:20.950
‫صورتتون مثل سایلنت-دونو بی‌رنگ و رو شده.

13:23.110 --> 13:27.350
‫یه‌سری... خاطرات دردناک یادم اومد.

13:27.980 --> 13:29.700
‫ممکنه بگید چی هستن؟

13:31.000 --> 13:36.010
‫منم قبلاً دلسرد و منزوی شدم. همین.

13:36.490 --> 13:38.950
‫حسیه که بنده درکش نمی‌کنم.

13:40.930 --> 13:42.930
‫ولی من می‌فهمم.

13:43.360 --> 13:47.700
‫اگه یکم اوضاع فرق داشت، ممکن بود منم وضعم اون بشه.

13:52.270 --> 13:56.860
‫بگذریم، اگه بازم به کمکم نیازی بود خبر بدید.

13:56.860 --> 13:59.850
‫حداقل در زمینه‌ی زور بازو می‌تونم کمک کنم.

14:00.200 --> 14:02.210
‫باش. ممنون.

14:05.480 --> 14:07.590
‫گشنه نیستی؟

14:07.590 --> 14:11.200
‫اگه چیزی می‌خوای بخوری، به سیلفی می‌گم.

14:12.970 --> 14:15.480
‫فهمیدم. چیپس چطوره؟

14:15.480 --> 14:17.380
‫انگار ازشون خوشت اومده بود.

14:19.450 --> 14:21.150
‫حمومم آماده می‌کنم.

14:21.150 --> 14:22.790
‫زیاد می‌گن حموم ذهن هم شست‌شو می‌ده.

14:28.580 --> 14:31.000
‫اگه چیزی نیاز بود صدام کن.

14:32.240 --> 14:34.740
‫فکر می‌کردم تمام سوراخ‌ها رو بستم.

14:35.370 --> 14:38.290
‫حلقه‌های جادویی مثل بوردهای الکترونیکی‌ان.

14:38.290 --> 14:43.780
‫چندین الگو رو کنار هم می‌ذاری تا یه عملکرد به‌وجود بیاد.

14:44.450 --> 14:49.560
‫ولی هرکاری می‌کردم اون یه تیکه متصل نمی‌شد.

14:50.910 --> 14:53.030
‫از نظر فیزیکی غیرممکنه.

14:54.030 --> 14:58.430
‫که یعنی هیچ‌وقت نمی‌تونم برگردم خونه.

15:06.520 --> 15:08.670
‫می‌خوام اینو ببینید.

15:08.670 --> 15:10.100
‫یه حلقه‌ی جادویی؟

15:10.100 --> 15:13.080
‫استاد، این برای چه کاریه؟

15:13.080 --> 15:16.930
‫طرح یه حلقه‌ی احضاره که سایلنت داشت روش کار می‌کرد.

15:16.930 --> 15:20.160
‫یکم به بن‌بست خورده، می‌خوام از دانش شما کمک بگیرم.

15:20.160 --> 15:24.690
‫ولی استاد، هیچکدوم ما توی جادوی احضار تخصص نداریم.

15:24.690 --> 15:27.330
‫خب اگه نشه درستش کرد هم مشکلی نیست.

15:27.330 --> 15:31.440
‫از طرفی اگه تخصص‌مون متفاوت باشه، ممکنه
‫ به ایده‌های متفاوتی برسیم.

15:31.440 --> 15:33.210
‫اول، اینجا رو ببینید.

15:33.790 --> 15:36.860
‫انگار مانا اینجا قطع می‌شه. متوجه می‌شید؟

15:36.860 --> 15:39.820
‫آره. اینجا قطع شده.

15:39.820 --> 15:43.330
‫و این بخش، وصل می‌شه به... اینجا؟

15:43.330 --> 15:46.880
‫راهی هست که بشه مانا رو از اینجا رد کرد؟

15:48.760 --> 15:51.470
‫اون دوتا تیکه اینجوری می‌شن، پس...

15:53.530 --> 15:55.320
‫این‌یکی خیلی سخته.

15:55.320 --> 15:58.160
‫اگه از اول طراحیش کنیم... نه، اونجوری...

15:58.160 --> 15:59.840
‫نمی‌شه.

15:59.840 --> 16:03.240
‫یه طراحی ترکیبی فایده نداره؟

16:03.240 --> 16:06.270
‫«ترکیبی» چیه؟

16:06.270 --> 16:13.230
‫عروسکی که روش درحال تحقیقم از چندین
‫حلقه‌ی جادویی روی هم استفاده می‌کنه تا یه تاثیر تولید کنه.

16:13.510 --> 16:16.340
‫ولی بازم، تازه تحقیق روش رو شروع کردم،

16:16.340 --> 16:19.640
‫تاحالا تو عمرم هم یه حلقه‌ی جادویی نکشیدم.

16:19.640 --> 16:23.200
‫صبر کن. منظورت از عروسک همون اون‌روزیه‌ست؟

16:23.490 --> 16:24.950
‫بذار یه نگاه بهش بندازم.

16:33.940 --> 16:36.300
‫سازنده‌ی این یه نابغه بوده.

16:37.420 --> 16:40.010
‫تاحالا همچین حلقه‌ای ندیدم.

16:40.010 --> 16:42.650
‫نمی‌فهمم چطوری کار می‌کنه.

16:42.940 --> 16:45.660
‫دوتا حلقه‌ی جادوی رو هم لایه‌بندی شدن؟

16:45.660 --> 16:47.960
‫نه، لایه‌هاش بیشتر از این حرفان.

16:47.960 --> 16:50.520
‫همه‌شون باید با هم باشن تا درست‌حسابی کار کنه.

16:50.520 --> 16:53.120
‫اما وقتی شکسته بود هم حرکت می‌کرد.

16:53.120 --> 16:55.490
‫جریان این حلقه‌ها چیه؟!

16:55.490 --> 16:58.230
‫خودمم زیاد نمی‌دونم،

16:58.230 --> 17:03.270
‫طبق کتاب، این حلقه‌ برای کنترل مفصل آرنجه.

17:03.700 --> 17:07.600
‫آروم باش. نابغه‌ای مثل تو درجا بهش پِی می‌بره.

17:07.600 --> 17:09.180
‫مــ ــ می‌دونم بابا!‍

17:09.180 --> 17:13.170
‫کلیف-سنپای، اگه از تکنولوژی این عروسک استفاده کنیم،

17:13.170 --> 17:16.820
‫به‌نظرتون مشکل حلقه‌ی سایلنت رو می‌شه حل کرد؟

17:16.820 --> 17:20.570
‫نمی‌دونم، ولی احتمالش هست.

17:29.520 --> 17:31.410
‫خب پس. نشونش بدید.

17:54.840 --> 17:56.790
‫این... شاید کار بده.

17:57.270 --> 17:59.910
‫فهمیدم. الان فهمیدم.

17:59.910 --> 18:02.340
‫نیازی نبود دوتا بُعد رو بچسبونم به‌هم.

18:02.340 --> 18:06.180
‫آره دیگه. حتی وقتی رو کاغذ کشیده شدن هم عمق دارن!

18:06.180 --> 18:09.470
‫اگه لایه‌بندیشون کنم، می‌تونم حلقه‌ای
‫با هر اندازه‌ای رو درست کنم!

18:09.800 --> 18:13.160
‫چرا همچین چیز ساده‌ای به ذهنم نرسید؟!

18:17.520 --> 18:19.660
‫نه! اینجوری نیست!

18:19.890 --> 18:21.990
‫می‌گم، نباید اینجوری باشه؟

18:24.060 --> 18:25.440
‫عه آره.

18:25.440 --> 18:27.210
‫خیلی باهوشیا.

18:27.210 --> 18:30.160
‫معلومه. چون یه نابغه‌ام.

18:30.500 --> 18:32.250
‫پس این تیکه چی؟

18:32.250 --> 18:33.550
‫صبر کن.

18:33.550 --> 18:36.420
‫می‌شه... از این فرمول استفاده کرد.

18:36.420 --> 18:38.510
‫عه، پس این تیکه‌ش هم باید اینجوری باشه!

18:38.510 --> 18:41.270
‫صحیح. غیرعادیه ولی عملیه.

19:07.900 --> 19:09.910
‫خب پس. فعالش می‌کنم.

19:34.560 --> 19:36.760
‫عجب چیزیه.

19:36.760 --> 19:38.180
‫این چیه؟

19:38.700 --> 19:39.930
‫شیشه‌ست؟

19:39.930 --> 19:42.650
‫نه، زیادی نرمه.

19:43.000 --> 19:44.530
‫صرفاً یه بطری پلاستیکیه.

19:44.530 --> 19:45.400
‫ایول.

19:45.650 --> 19:46.830
‫ایول!

19:47.100 --> 19:49.060
‫ولی یه بطری پلاستیکیه.

19:49.060 --> 19:50.550
‫پس موفقیت‌آمیز بود.

19:51.940 --> 19:54.780
‫بالاخره می‌تونم به فاز بعدی برم!

19:55.030 --> 19:57.110
‫حلقه‌های جادویی لایه‌بندی شده!

19:57.110 --> 20:01.970
‫اگه اینو توسعه بدم، می‌تونم هرچی می‌خوام احضار کنم!

20:04.120 --> 20:06.460
‫ا... انگار بهت دردسر دادم.

20:06.780 --> 20:08.800
‫داد و ستد، یادت رفته؟

20:08.800 --> 20:12.030
‫پس سری بعدی که تو دردسر بودم، کمکم کن.

20:12.030 --> 20:13.720
‫مــ ــ معلومه می‌کنم.

20:13.990 --> 20:16.310
‫بیاید عین چی جشن بگیریم!

20:16.310 --> 20:19.240
‫البته مهمون خودت!

20:19.240 --> 20:20.870
‫کاریش نمی‌شه کرد.

20:20.870 --> 20:24.660
‫ولی بعدش برابر می‌شیما.

20:25.270 --> 20:27.030
‫به سلامتی!

20:45.700 --> 20:49.030
‫بابت امروز، ازتون ممنونم.

20:50.120 --> 20:52.210
‫ایول!

20:55.530 --> 21:00.870
‫از این دورهمیا خوشم نمیاد، برای همین تو زندگی
‫قبلیم هم هیچ‌وقت شرکت نکردم.

21:01.180 --> 21:05.370
‫اما وقتی تو شرایط سختی‌ای و اطرافیانت کمکت می‌کنن،

21:05.690 --> 21:10.490
‫انقدر خوشحال می‌شی که دلت می‌خواد اون
‫خوشی رو با بقیه سهیم بشی.

21:11.260 --> 21:15.510
‫اگه بعضی وقتا همه‌چیز رو فراموش نکنی، نمی‌تونی زندگی کنی.

21:16.860 --> 21:19.540
‫چون زندگی پر از سختیه.

21:23.010 --> 21:26.010
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39

21:23.010 --> 21:26.010
قسمت ۱۵
دوردست‌ها

21:26.030 --> 21:36.030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:58.060 --> 23:02.110
‫کسی خونه نیست؟ الو؟

23:02.110 --> 23:04.850
‫هوی! اونی-چان!

23:04.850 --> 23:08.840
‫آبجی نورن اگه گم نمی‌شدی انقدر دیر نمی‌رسیدیم!

23:08.840 --> 23:11.820
‫آیشا، خودتم با اطمینان گفتی اون‌طرفیه!

23:15.070 --> 23:15.980
‫اونی-چان!

23:16.570 --> 23:19.180
‫اونی-چان! دلم برات تنگ شده بود!

23:21.060 --> 23:22.360
‫رودئوس!

23:26.030 --> 23:27.500
‫مشتاق دیدار.

23:29.280 --> 23:31.520
‫بله! مشتاق دیدار،

23:31.790 --> 23:33.130
‫رویجرد-سان!

23:35.010 --> 23:40.020
قسمت بعد

23:35.600 --> 23:40.020
نورن و آیشا
