1
00:00:08,220 --> 00:00:09,790
‫گری‌رت-سان!

2
00:00:10,580 --> 00:00:14,220
‫خدا رو شکر. دیگه داشتم می‌رفتم که برم سراغ خونه‌تون.

3
00:00:14,220 --> 00:00:16,130
‫براتون نامه اومده، قربان.

4
00:00:16,590 --> 00:00:18,110
‫خیلی ممنونم.

5
00:00:19,650 --> 00:00:21,090
‫یعنی از طرف کیه؟

6
00:00:25,270 --> 00:00:26,750
‫از طرف پائوله که!

7
00:00:29,200 --> 00:00:34,510
‫رودئوس عزیز، ورودت به دانشکده‌ی جادو رو تبریک می‌گم.

8
00:00:34,510 --> 00:00:38,950
‫می‌دونم که اختلافات خودمون رو داشتیم،
‫ولی خوشحالم که داری مسیر خودت رو پیش می‌گیری.

9
00:00:39,430 --> 00:00:44,390
‫احتمالاً الینالیزه بهت گفته،
‫ولی یه سرنخ اساسی از زنیث به‌دست آوردیم.

10
00:00:44,390 --> 00:00:46,430
‫سلام منم بهش برسون.

11
00:00:47,020 --> 00:00:52,710
‫ما الان توی ایست پورتیم، قراره بریم به‌سمت بگاریت.

12
00:00:53,230 --> 00:00:57,120
‫بعداز قاره‌ی شیاطین یکی از بدترین شرایط محیطی رو داره.

13
00:00:57,120 --> 00:00:59,720
‫حس خوبی از بردن بچه‌ها به اونجا ندارم.

14
00:01:00,080 --> 00:01:04,820
‫پس، تصمیم گرفتیم آیشا و نورن رو بفرستیم که بیان پیش تو.

15
00:01:05,060 --> 00:01:08,740
‫البته، نمی‌تونستیم ریسک تنها
‫سفرکردن بچه‌ها رو به جون بخریم.

16
00:01:09,300 --> 00:01:13,310
‫ترجیح می‌دم نزدیکم باشن تا اینکه
‫بخوام همیشه‌ی خدا نگران‌شون باشم.

17
00:01:14,000 --> 00:01:17,740
‫ولی بعدش به یه چهره‌ی آشنا برخوردیم.

18
00:01:17,740 --> 00:01:19,560
‫تو هم می‌شناسیش.

19
00:01:19,880 --> 00:01:24,030
‫اون گفت که بچه‌ها رو همراهی می‌کنه،
‫و منم پیشنهادش رو قبول کردم.

20
00:01:24,520 --> 00:01:26,480
‫شرط می‌بندم وقتی ببینیشون شگفت‌زده می‌شی.

21
00:01:27,110 --> 00:01:31,520
‫مثل خودت، آیشا هم باهوشه و سرش به تنش می‌ارزه.

22
00:01:31,520 --> 00:01:34,310
‫نورن با شما دوتا یه‌کم فرق می‌کنه.

23
00:01:34,800 --> 00:01:39,140
‫اون از تو خوشش نمیاد و با آیشا هم میونه‌ی خیلی خوبی نداره.

24
00:01:39,570 --> 00:01:42,820
‫به‌عنوان برادرش، امیدوارم‌ باهاش راه بیای و مراقبش باشی.

25
00:01:43,550 --> 00:01:45,410
‫بگذریم، خودت متوجهی دیگه.

26
00:01:45,730 --> 00:01:50,540
‫از اینکه همه‌ی این قضایا رو انداختم
‫روی دوش تو، حس افتضاحی دارم.

27
00:01:50,540 --> 00:01:51,980
‫روت حساب می‌کنم.

28
00:01:51,980 --> 00:01:53,590
‫ارادتمند شما، پائول گری‌رت

29
00:01:55,870 --> 00:02:01,500
‫هیچ‌وقت دست از معذرت‌خواهی کردن برنمی‌داره،
‫ولی واضحه که اونم بهم اعتماد داره.

30
00:02:01,500 --> 00:02:04,590
‫باید انتظارشو برآورده کنم.
‫آخه، یعنی من پسر بزرگشم!

31
00:02:05,200 --> 00:02:09,890
‫ولی، موندم یعنی کی برای محافظت ازشون داوطلب شده.

32
00:02:11,160 --> 00:02:12,450
‫مهم نیست.

33
00:02:12,470 --> 00:02:22,470
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

34
00:03:45,100 --> 00:03:46,730
‫ســــیلفـــی!

35
00:03:48,780 --> 00:03:52,680
‫چی شده؟ رودی، کم پیش میاد این‌طور هیجان‌زده ببینمت.

36
00:03:52,680 --> 00:03:55,550
‫یه نامه از پدرم به‌دستم رسید.

37
00:03:55,550 --> 00:03:57,160
‫عـــه؟! از پائول-سان؟!

38
00:03:57,160 --> 00:03:59,080
‫اوهوم. مثل اینکه همه‌شون حالشون خوبه.

39
00:03:59,310 --> 00:04:00,650
‫واقعاً؟

40
00:04:00,650 --> 00:04:01,790
‫خدا رو شکر!

41
00:04:01,790 --> 00:04:05,830
‫و اینکه، می‌دونم یهوییه ولی،
‫خواهرهای کوچیکم هم دارن میان.

42
00:04:06,180 --> 00:04:09,610
‫می‌خوام توی خونه‌ی خودمون بهشون جا بدم، مشکلی نداره؟

43
00:04:09,610 --> 00:04:11,120
‫البته که نه!

44
00:04:11,120 --> 00:04:12,720
‫اینجا یه‌کمی سرزنده‌تر می‌شه، نه؟

45
00:04:13,010 --> 00:04:13,860
‫اوهوم.

46
00:04:17,060 --> 00:04:22,370
‫ازدواج کردن من و سروسامون گرفتنم
‫شاید برای خانواده‌م هم راه‌حل خوبی باشه.

47
00:04:22,370 --> 00:04:24,990
‫حتی می شه پائول بقیه رو بیاره
‫که همین‌جا پیش خودمون زندگی کنن.

48
00:04:25,250 --> 00:04:29,540
‫ولی پسر، یه نیت سابق پشتوانه‌ی خانواده‌ش باشه؟

49
00:04:29,540 --> 00:04:31,170
‫آدمو به تأمل وا می‌داره.

50
00:04:31,730 --> 00:04:33,620
‫ممنون برای غذا.

51
00:04:38,670 --> 00:04:41,070
‫آه، خوشبختی.

52
00:04:41,070 --> 00:04:42,930
‫باورم نمی‌شه یه جایی رو دارم که بهش بگم خونه.

53
00:04:42,930 --> 00:04:46,700
‫و می‌تونم هرروز خدا با عشقم غذا بخورم.

54
00:04:46,700 --> 00:04:48,680
‫یه تشکر بهت بدهکارم سیلفی.

55
00:04:50,890 --> 00:04:54,550
‫می‌گم سیلفی، کاری هست که بخوای برات انجام بدم؟

56
00:04:54,550 --> 00:04:55,640
‫عـــه؟

57
00:04:55,640 --> 00:04:57,420
‫همم...

58
00:04:57,420 --> 00:04:59,100
‫فهمیدم. بهم اون طلسم رو یاد بده.

59
00:04:59,100 --> 00:05:02,050
‫همونی که توی امتحان ورودی روم اجرا کردی.

60
00:05:02,050 --> 00:05:04,270
‫اوه، طلسم ضدجادو؟

61
00:05:04,270 --> 00:05:08,150
‫از این آسون‌تر نداریم. خودم با مثال عملی یادت می‌دم.

62
00:05:08,420 --> 00:05:11,600
‫در عوضش، منم بهت جادوی درمان یاد می‌دم.

63
00:05:11,600 --> 00:05:14,040
‫محض اطلاع، تا سطح طلسم‌های پیشرفته رو بلدم.

64
00:05:14,040 --> 00:05:16,170
‫اوهوم. ممنونم.

65
00:05:16,170 --> 00:05:21,180
‫خب، بعد از شام کارمون کشید به یاد دادن جادو به‌همدیگه.

66
00:05:23,290 --> 00:05:28,880
‫چیزه، فکر نمی‌کنم درمان بدونِ ورد
‫عملکردش با بقیه‌ی طلسم‌ها فرقی داشته باشه.

67
00:05:30,580 --> 00:05:34,940
‫نکنه درکی از اینکه طرف گیرنده‌ت چه حسی داره نداری؟

68
00:05:37,390 --> 00:05:42,190
‫راست می‌گه. حس نمی‌کنم که جادویی روم اجرا شده باشه.

69
00:05:42,190 --> 00:05:46,060
‫می‌تونم طلسم‌های حمله رو عین جریان خونم حس کنم، ولی...

70
00:05:48,900 --> 00:05:51,180
‫یه‌جورایی خیالم راحت شد.

71
00:05:51,180 --> 00:05:53,490
‫حتی تو هم از پس هرکاری برنمیای.

72
00:05:54,040 --> 00:05:56,370
‫دوست ندارم تأییدش کنم، ولی گمونم حق با توـه.

73
00:05:56,950 --> 00:05:59,110
‫خب، بعدش نوبت توـه.

74
00:06:09,120 --> 00:06:10,760
‫راستی، سیلفی...

75
00:06:10,760 --> 00:06:13,920
‫چـ ــ چیه؟ دارم سعی می‌کنم تمرکز کنم.

76
00:06:13,920 --> 00:06:18,650
‫فکر می‌کنی بچه‌هامون استعدادی توی جادوگری داشته باشن؟

77
00:06:21,760 --> 00:06:26,200
‫خـ ــ خب، تاوقتی که بچه‌دار نشیم نمی‌فهمیم که.

78
00:06:26,200 --> 00:06:27,270
‫راست می‌گی.

79
00:06:27,690 --> 00:06:31,370
‫اوه، من به طرفِ الفی خانواده‌مون رفتم.

80
00:06:31,370 --> 00:06:33,460
‫پس شاید توی بارداری مشکل داشته باشم.

81
00:06:34,160 --> 00:06:40,450
‫چیزه، اگه نتونم بچه‌دار بشم،
‫تو هروقت بخوای می‌تونی معشوقه داشته باشی.

82
00:06:42,360 --> 00:06:44,670
‫هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم.

83
00:06:45,050 --> 00:06:49,940
‫چیزی که من می‌خوام بچه نیست،
‫ثمره‌ی عشقم با کسیه که دوستش دارم.

84
00:06:50,240 --> 00:06:52,680
‫عاشقتم،‌ سیلفی.

85
00:06:53,070 --> 00:06:55,880
‫اوهوم. منم عاشقتم.

86
00:06:58,980 --> 00:07:02,680
‫اگه این حلقه‌ی جادو جواب بده، می‌تونیم وارد فاز بعدی بشیم.

87
00:07:02,940 --> 00:07:06,680
‫ناناهوشی ماه گذشته فقط درحال کشیدن این شاهکار بوده.

88
00:07:06,990 --> 00:07:10,180
‫برای اون، این ماحصل زحمات دوساله‌شه.

89
00:07:10,500 --> 00:07:15,040
‫خب، می‌شه بهم بگی این حلقه‌ی جادو چیکار می‌کنه؟

90
00:07:15,040 --> 00:07:17,410
‫اجسام رو از دنیای دیگه احضار می‌کنه.

91
00:07:17,720 --> 00:07:20,290
‫قرار نیست یه تله‌پورت دسته‌جمعی دیگه بذاره رو دستمون که؟

92
00:07:20,290 --> 00:07:23,010
‫خبری نمی‌شه. حداقل از نظر تئوری.

93
00:07:23,270 --> 00:07:25,350
‫می‌شه این تئوری رو بشنوم؟

94
00:07:28,090 --> 00:07:31,660
‫آزمایشاتمون تا اینجا نشون دادن که...

95
00:07:31,660 --> 00:07:35,840
‫احضار اجسام بزرگ‌تر و با ساختار پیچیده‌تر
‫به مانای بیشتری هم نیاز داره.

96
00:07:36,240 --> 00:07:40,770
‫که یعنی قانون تبدیل انرژی در مورد جادوی این دنیا هم صدق می‌کنه...

97
00:07:44,060 --> 00:07:49,230
‫در واقع، مانا توضیحیه برای عجیب‌ترین چیزهای این دنیا.

98
00:07:49,740 --> 00:07:51,110
‫که این‌طور.

99
00:07:51,110 --> 00:07:54,580
‫پس، وقتی توی هوا با جادوی زمین سنگ می‌سازم،

100
00:07:54,580 --> 00:07:57,630
‫دارم مانای اطرافم رو به سنگ تبدیل می‌کنم.

101
00:07:57,630 --> 00:07:59,740
‫خب، توضیحات تموم شد.

102
00:07:59,740 --> 00:08:01,410
‫بریم سراغ کار.

103
00:08:01,410 --> 00:08:02,410
‫چشم.

104
00:08:12,410 --> 00:08:13,670
‫یه‌جای کار می‌لنگه.

105
00:08:14,340 --> 00:08:17,400
‫انگار یه چیزی داره جلوی روشن‌شدن حلقه رو می‌گیره.

106
00:08:30,450 --> 00:08:32,660
اتصالی کرد؟

107
00:08:33,190 --> 00:08:34,980
‫درهر صورت، این یه...

108
00:08:35,440 --> 00:08:36,830
‫شکسته.

109
00:08:54,700 --> 00:08:56,240
‫خسته نباشی.

110
00:08:56,240 --> 00:08:58,930
‫امروز رو می‌تونی بری خونه.

111
00:08:58,930 --> 00:09:02,220
‫خـ ــ خب، این اتفاقات پیش میاد.

112
00:09:05,590 --> 00:09:07,410
‫پس فعلاً با اجازه.

113
00:09:13,780 --> 00:09:17,610
‫ناناهوشی اخیراً به‌شدت عصبی بوده.

114
00:09:18,360 --> 00:09:21,900
‫حتماً این شکست هم بدجوری بهش ضربه زده.

115
00:09:22,240 --> 00:09:25,970
‫نه. ناناهوشی از چیزی که به‌نظر می‌رسه قوی‌تره.

116
00:09:25,970 --> 00:09:29,170
‫مطمئنم اون‌قدری بزرگ شده که
‫‫یه شکست رو همین‌طوری بپذیره.

117
00:09:48,160 --> 00:09:50,640
‫نمی‌تونم برم خونه!

118
00:09:49,360 --> 00:09:51,310
‫اوه، آروم باش!

119
00:09:51,310 --> 00:09:55,040
‫نمی‌تونم برم خونه! نمی‌تونم برم خونه! نمی‌تونم برم خونه!

120
00:09:55,040 --> 00:09:57,450
‫نمی‌تونم برم خونه!

121
00:09:59,730 --> 00:10:01,990
‫هوی، حالت خوبه؟

122
00:10:06,770 --> 00:10:09,630
‫دیگه داری زیادی به خودت فشار میاری.

123
00:10:10,240 --> 00:10:12,800
‫امروز رو یه استراحت بده، باشه؟

124
00:10:14,780 --> 00:10:16,000
‫چی شده؟

125
00:10:15,400 --> 00:10:16,450
‫چه خبره؟

126
00:10:16,450 --> 00:10:17,450
‫حالش خوبه؟

127
00:10:19,740 --> 00:10:20,580
‫استاد!

128
00:10:20,860 --> 00:10:22,110
‫زانوبا.

129
00:10:22,110 --> 00:10:23,640
‫چه اتفاقی افتاده؟!

130
00:10:24,030 --> 00:10:26,240
‫ناناهوشی وضعش خرابه. کمکم کن.

131
00:10:26,590 --> 00:10:28,180
‫مریض شده؟!

132
00:10:28,180 --> 00:10:30,230
‫بگی نگی همینه.

133
00:10:30,230 --> 00:10:33,020
‫پس بذارید اول ببریمش درمانگاه.

134
00:10:33,020 --> 00:10:35,190
‫استاد، اگه اجازه بدید.

135
00:10:35,470 --> 00:10:36,540
‫مراقبش باش.

136
00:10:36,540 --> 00:10:37,650
‫به روی چشم.

137
00:10:37,650 --> 00:10:39,480
‫خب بریم، سایلنت-دونو

138
00:10:41,060 --> 00:10:42,660
‫راه رو باز کنید!

139
00:10:50,920 --> 00:10:52,240
‫که این‌طور.

140
00:10:52,540 --> 00:10:56,440
‫پس، محض سرگرمی این تحقیقات رو انجام نمی‌داده.

141
00:10:56,920 --> 00:10:58,270
‫نه، فکر نکنم.

142
00:11:01,880 --> 00:11:05,520
‫ارباب بزرگ، قیافه‌تون داغونه.

143
00:11:08,110 --> 00:11:11,130
‫آره. من یه موجود کریهم.

144
00:11:13,050 --> 00:11:17,900
‫با سیلفی صحبت می‌کنم که تا یه‌مدت
‫توی خونه‌ی خودمون از ناناهوشی مراقبت کنیم.

145
00:11:18,420 --> 00:11:20,970
‫نباید ریسک کنیم و توی این وضعیت تنهاش بذاریم.

146
00:11:20,970 --> 00:11:22,990
‫به‌نظر می‌رسه این بهترین راهه.

147
00:11:22,990 --> 00:11:26,290
‫زانوبا، کمک می‌کنی تا خونه ببریمش؟

148
00:11:26,290 --> 00:11:27,510
‫با کمال میل.

149
00:11:38,220 --> 00:11:41,030
‫استاد بزرگ، چی شده؟

150
00:11:41,550 --> 00:11:42,590
‫چیزی نیست.

151
00:11:43,090 --> 00:11:46,140
‫جولی، زانوبا باهات خوب رفتار می‌کنه؟

152
00:11:46,140 --> 00:11:50,570
‫بله. استاد کلی غذا می‌ده.

153
00:11:50,570 --> 00:11:52,030
‫واقعاً؟

154
00:11:52,430 --> 00:11:57,360
‫پس استاد، کلی غذا بهت می‌ده؟

155
00:11:58,600 --> 00:12:02,740
‫بله. استاد کلی غذا می‌ده.

156
00:12:02,740 --> 00:12:04,260
‫دختر خوب.

157
00:12:06,140 --> 00:12:09,740
‫موندم ناناهوشی درست‌حسابی غذا می‌خورده یا نه.

158
00:12:10,180 --> 00:12:15,540
‫غذا خوردن با کسایی که دوست داری،
‫می‌تونه برای اضطراب معجزه کنه.

159
00:12:16,060 --> 00:12:18,140
‫وضعیتش چطور بوده؟

160
00:12:19,040 --> 00:12:25,640
‫دوتامون ژاپنی‌ایم و یه راز داریم،
‫ولی هیچی راجع بهش نمی‌دونم.

161
00:12:36,060 --> 00:12:40,140
‫هنوز خوابیده. انگار خیلی خسته‌ست.

162
00:12:40,540 --> 00:12:43,370
‫محض اطمینان جادوی درمانی روش انجام دادم.

163
00:12:43,370 --> 00:12:46,120
‫ممنون. ببخشید حین انجام وظیفه بهت زحمت دادم.

164
00:12:46,120 --> 00:12:47,100
‫چیزی نیست.

165
00:12:47,610 --> 00:12:50,410
‫راستی. وقتی داشتم لباساشو عوض می‌کردم...

166
00:12:55,920 --> 00:12:58,430
‫ممکنه صرفاً برای کارش باشه.

167
00:12:59,520 --> 00:13:01,520
‫محض اطمینان نگه‌ش می‌دارم.

168
00:13:02,320 --> 00:13:04,750
‫سایلنت-دونو چطورن؟

169
00:13:04,750 --> 00:13:06,880
‫سوال خوبیه.

170
00:13:06,880 --> 00:13:09,260
‫درهرصورت، بهت مدیونم زانوبا.

171
00:13:09,260 --> 00:13:13,240
‫نه نه، استاد، همیشه در حقم لطف داشتید.

172
00:13:13,240 --> 00:13:15,930
‫ولی خودتون چطورید؟

173
00:13:15,930 --> 00:13:16,930
‫چطور؟

174
00:13:17,220 --> 00:13:20,950
‫صورتتون مثل سایلنت-دونو بی‌رنگ و رو شده.

175
00:13:23,110 --> 00:13:27,350
‫یه‌سری... خاطرات دردناک یادم اومد.

176
00:13:27,980 --> 00:13:29,700
‫ممکنه بگید چی هستن؟

177
00:13:31,000 --> 00:13:36,010
‫منم قبلاً دلسرد و منزوی شدم. همین.

178
00:13:36,490 --> 00:13:38,950
‫حسیه که بنده درکش نمی‌کنم.

179
00:13:40,930 --> 00:13:42,930
‫ولی من می‌فهمم.

180
00:13:43,360 --> 00:13:47,700
‫اگه یکم اوضاع فرق داشت، ممکن بود منم وضعم اون بشه.

181
00:13:52,270 --> 00:13:56,860
‫بگذریم، اگه بازم به کمکم نیازی بود خبر بدید.

182
00:13:56,860 --> 00:13:59,850
‫حداقل در زمینه‌ی زور بازو می‌تونم کمک کنم.

183
00:14:00,200 --> 00:14:02,210
‫باش. ممنون.

184
00:14:05,480 --> 00:14:07,590
‫گشنه نیستی؟

185
00:14:07,590 --> 00:14:11,200
‫اگه چیزی می‌خوای بخوری، به سیلفی می‌گم.

186
00:14:12,970 --> 00:14:15,480
‫فهمیدم. چیپس چطوره؟

187
00:14:15,480 --> 00:14:17,380
‫انگار ازشون خوشت اومده بود.

188
00:14:19,450 --> 00:14:21,150
‫حمومم آماده می‌کنم.

189
00:14:21,150 --> 00:14:22,790
‫زیاد می‌گن حموم ذهن هم شست‌شو می‌ده.

190
00:14:28,580 --> 00:14:31,000
‫اگه چیزی نیاز بود صدام کن.

191
00:14:32,240 --> 00:14:34,740
‫فکر می‌کردم تمام سوراخ‌ها رو بستم.

192
00:14:35,370 --> 00:14:38,290
‫حلقه‌های جادویی مثل بوردهای الکترونیکی‌ان.

193
00:14:38,290 --> 00:14:43,780
‫چندین الگو رو کنار هم می‌ذاری تا یه عملکرد به‌وجود بیاد.

194
00:14:44,450 --> 00:14:49,560
‫ولی هرکاری می‌کردم اون یه تیکه متصل نمی‌شد.

195
00:14:50,910 --> 00:14:53,030
‫از نظر فیزیکی غیرممکنه.

196
00:14:54,030 --> 00:14:58,430
‫که یعنی هیچ‌وقت نمی‌تونم برگردم خونه.

197
00:15:06,520 --> 00:15:08,670
‫می‌خوام اینو ببینید.

198
00:15:08,670 --> 00:15:10,100
‫یه حلقه‌ی جادویی؟

199
00:15:10,100 --> 00:15:13,080
‫استاد، این برای چه کاریه؟

200
00:15:13,080 --> 00:15:16,930
‫طرح یه حلقه‌ی احضاره که سایلنت داشت روش کار می‌کرد.

201
00:15:16,930 --> 00:15:20,160
‫یکم به بن‌بست خورده، می‌خوام از دانش شما کمک بگیرم.

202
00:15:20,160 --> 00:15:24,690
‫ولی استاد، هیچکدوم ما توی جادوی احضار تخصص نداریم.

203
00:15:24,690 --> 00:15:27,330
‫خب اگه نشه درستش کرد هم مشکلی نیست.

204
00:15:27,330 --> 00:15:31,440
‫از طرفی اگه تخصص‌مون متفاوت باشه، ممکنه
‫ به ایده‌های متفاوتی برسیم.

205
00:15:31,440 --> 00:15:33,210
‫اول، اینجا رو ببینید.

206
00:15:33,790 --> 00:15:36,860
‫انگار مانا اینجا قطع می‌شه. متوجه می‌شید؟

207
00:15:36,860 --> 00:15:39,820
‫آره. اینجا قطع شده.

208
00:15:39,820 --> 00:15:43,330
‫و این بخش، وصل می‌شه به... اینجا؟

209
00:15:43,330 --> 00:15:46,880
‫راهی هست که بشه مانا رو از اینجا رد کرد؟

210
00:15:48,760 --> 00:15:51,470
‫اون دوتا تیکه اینجوری می‌شن، پس...

211
00:15:53,530 --> 00:15:55,320
‫این‌یکی خیلی سخته.

212
00:15:55,320 --> 00:15:58,160
‫اگه از اول طراحیش کنیم... نه، اونجوری...

213
00:15:58,160 --> 00:15:59,840
‫نمی‌شه.

214
00:15:59,840 --> 00:16:03,240
‫یه طراحی ترکیبی فایده نداره؟

215
00:16:03,240 --> 00:16:06,270
‫«ترکیبی» چیه؟

216
00:16:06,270 --> 00:16:13,230
‫عروسکی که روش درحال تحقیقم از چندین
‫حلقه‌ی جادویی روی هم استفاده می‌کنه تا یه تاثیر تولید کنه.

217
00:16:13,510 --> 00:16:16,340
‫ولی بازم، تازه تحقیق روش رو شروع کردم،

218
00:16:16,340 --> 00:16:19,640
‫تاحالا تو عمرم هم یه حلقه‌ی جادویی نکشیدم.

219
00:16:19,640 --> 00:16:23,200
‫صبر کن. منظورت از عروسک همون اون‌روزیه‌ست؟

220
00:16:23,490 --> 00:16:24,950
‫بذار یه نگاه بهش بندازم.

221
00:16:33,940 --> 00:16:36,300
‫سازنده‌ی این یه نابغه بوده.

222
00:16:37,420 --> 00:16:40,010
‫تاحالا همچین حلقه‌ای ندیدم.

223
00:16:40,010 --> 00:16:42,650
‫نمی‌فهمم چطوری کار می‌کنه.

224
00:16:42,940 --> 00:16:45,660
‫دوتا حلقه‌ی جادوی رو هم لایه‌بندی شدن؟

225
00:16:45,660 --> 00:16:47,960
‫نه، لایه‌هاش بیشتر از این حرفان.

226
00:16:47,960 --> 00:16:50,520
‫همه‌شون باید با هم باشن تا درست‌حسابی کار کنه.

227
00:16:50,520 --> 00:16:53,120
‫اما وقتی شکسته بود هم حرکت می‌کرد.

228
00:16:53,120 --> 00:16:55,490
‫جریان این حلقه‌ها چیه؟!

229
00:16:55,490 --> 00:16:58,230
‫خودمم زیاد نمی‌دونم،

230
00:16:58,230 --> 00:17:03,270
‫طبق کتاب، این حلقه‌ برای کنترل مفصل آرنجه.

231
00:17:03,700 --> 00:17:07,600
‫آروم باش. نابغه‌ای مثل تو درجا بهش پِی می‌بره.

232
00:17:07,600 --> 00:17:09,180
‫مــ ــ می‌دونم بابا!‍

233
00:17:09,180 --> 00:17:13,170
‫کلیف-سنپای، اگه از تکنولوژی این عروسک استفاده کنیم،

234
00:17:13,170 --> 00:17:16,820
‫به‌نظرتون مشکل حلقه‌ی سایلنت رو می‌شه حل کرد؟

235
00:17:16,820 --> 00:17:20,570
‫نمی‌دونم، ولی احتمالش هست.

236
00:17:29,520 --> 00:17:31,410
‫خب پس. نشونش بدید.

237
00:17:54,840 --> 00:17:56,790
‫این... شاید کار بده.

238
00:17:57,270 --> 00:17:59,910
‫فهمیدم. الان فهمیدم.

239
00:17:59,910 --> 00:18:02,340
‫نیازی نبود دوتا بُعد رو بچسبونم به‌هم.

240
00:18:02,340 --> 00:18:06,180
‫آره دیگه. حتی وقتی رو کاغذ کشیده شدن هم عمق دارن!

241
00:18:06,180 --> 00:18:09,470
‫اگه لایه‌بندیشون کنم، می‌تونم حلقه‌ای
‫با هر اندازه‌ای رو درست کنم!

242
00:18:09,800 --> 00:18:13,160
‫چرا همچین چیز ساده‌ای به ذهنم نرسید؟!

243
00:18:17,520 --> 00:18:19,660
‫نه! اینجوری نیست!

244
00:18:19,890 --> 00:18:21,990
‫می‌گم، نباید اینجوری باشه؟

245
00:18:24,060 --> 00:18:25,440
‫عه آره.

246
00:18:25,440 --> 00:18:27,210
‫خیلی باهوشیا.

247
00:18:27,210 --> 00:18:30,160
‫معلومه. چون یه نابغه‌ام.

248
00:18:30,500 --> 00:18:32,250
‫پس این تیکه چی؟

249
00:18:32,250 --> 00:18:33,550
‫صبر کن.

250
00:18:33,550 --> 00:18:36,420
‫می‌شه... از این فرمول استفاده کرد.

251
00:18:36,420 --> 00:18:38,510
‫عه، پس این تیکه‌ش هم باید اینجوری باشه!

252
00:18:38,510 --> 00:18:41,270
‫صحیح. غیرعادیه ولی عملیه.

253
00:19:07,900 --> 00:19:09,910
‫خب پس. فعالش می‌کنم.

254
00:19:34,560 --> 00:19:36,760
‫عجب چیزیه.

255
00:19:36,760 --> 00:19:38,180
‫این چیه؟

256
00:19:38,700 --> 00:19:39,930
‫شیشه‌ست؟

257
00:19:39,930 --> 00:19:42,650
‫نه، زیادی نرمه.

258
00:19:43,000 --> 00:19:44,530
‫صرفاً یه بطری پلاستیکیه.

259
00:19:44,530 --> 00:19:45,400
‫ایول.

260
00:19:45,650 --> 00:19:46,830
‫ایول!

261
00:19:47,100 --> 00:19:49,060
‫ولی یه بطری پلاستیکیه.

262
00:19:49,060 --> 00:19:50,550
‫پس موفقیت‌آمیز بود.

263
00:19:51,940 --> 00:19:54,780
‫بالاخره می‌تونم به فاز بعدی برم!

264
00:19:55,030 --> 00:19:57,110
‫حلقه‌های جادویی لایه‌بندی شده!

265
00:19:57,110 --> 00:20:01,970
‫اگه اینو توسعه بدم، می‌تونم هرچی می‌خوام احضار کنم!

266
00:20:04,120 --> 00:20:06,460
‫ا... انگار بهت دردسر دادم.

267
00:20:06,780 --> 00:20:08,800
‫داد و ستد، یادت رفته؟

268
00:20:08,800 --> 00:20:12,030
‫پس سری بعدی که تو دردسر بودم، کمکم کن.

269
00:20:12,030 --> 00:20:13,720
‫مــ ــ معلومه می‌کنم.

270
00:20:13,990 --> 00:20:16,310
‫بیاید عین چی جشن بگیریم!

271
00:20:16,310 --> 00:20:19,240
‫البته مهمون خودت!

272
00:20:19,240 --> 00:20:20,870
‫کاریش نمی‌شه کرد.

273
00:20:20,870 --> 00:20:24,660
‫ولی بعدش برابر می‌شیما.

274
00:20:25,270 --> 00:20:27,030
‫به سلامتی!

275
00:20:45,700 --> 00:20:49,030
‫بابت امروز، ازتون ممنونم.

276
00:20:50,120 --> 00:20:52,210
‫ایول!

277
00:20:55,530 --> 00:21:00,870
‫از این دورهمیا خوشم نمیاد، برای همین تو زندگی
‫قبلیم هم هیچ‌وقت شرکت نکردم.

278
00:21:01,180 --> 00:21:05,370
‫اما وقتی تو شرایط سختی‌ای و اطرافیانت کمکت می‌کنن،

279
00:21:05,690 --> 00:21:10,490
‫انقدر خوشحال می‌شی که دلت می‌خواد اون
‫خوشی رو با بقیه سهیم بشی.

280
00:21:11,260 --> 00:21:15,510
‫اگه بعضی وقتا همه‌چیز رو فراموش نکنی، نمی‌تونی زندگی کنی.

281
00:21:16,860 --> 00:21:19,540
‫چون زندگی پر از سختیه.

282
00:21:23,010 --> 00:21:26,010
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39

283
00:21:23,010 --> 00:21:26,010
قسمت ۱۵
دوردست‌ها

284
00:21:26,030 --> 00:21:36,030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

285
00:22:58,060 --> 00:23:02,110
‫کسی خونه نیست؟ الو؟

286
00:23:02,110 --> 00:23:04,850
‫هوی! اونی-چان!

287
00:23:04,850 --> 00:23:08,840
‫آبجی نورن اگه گم نمی‌شدی انقدر دیر نمی‌رسیدیم!

288
00:23:08,840 --> 00:23:11,820
‫آیشا، خودتم با اطمینان گفتی اون‌طرفیه!

289
00:23:15,070 --> 00:23:15,980
‫اونی-چان!

290
00:23:16,570 --> 00:23:19,180
‫اونی-چان! دلم برات تنگ شده بود!

291
00:23:21,060 --> 00:23:22,360
‫رودئوس!

292
00:23:26,030 --> 00:23:27,500
‫مشتاق دیدار.

293
00:23:29,280 --> 00:23:31,520
‫بله! مشتاق دیدار،

294
00:23:31,790 --> 00:23:33,130
‫رویجرد-سان!

295
00:23:35,010 --> 00:23:40,020
قسمت بعد

296
00:23:35,600 --> 00:23:40,020
نورن و آیشا
