WEBVTT

00:01.520 --> 00:04.650
‫یه هفته پیش تعمیرات خونه رو تموم کردم.

00:04.650 --> 00:07.850
‫تو این دنیا، وقتی ازدواج کنی و خونه‌دار بشی،

00:07.850 --> 00:11.440
‫انگار دعوت تمام آشنایان و غذا ‫خوردن با هم یه امر عادیه.

00:11.860 --> 00:14.150
به عبارتی، یه مهمونی عروسیه.

00:14.650 --> 00:18.860
‫ خب، هرکسی که می‌شناسیم رو
‫دعوت می‌کنیم و یه مهمونی می‌گیریم.

00:19.100 --> 00:19.880
‫چشم.

00:20.330 --> 00:24.280
‫از طرف خودم الینالیزه، زانوبا، جولی، کلیف-سنپای،

00:24.730 --> 00:29.320
‫لینیا، پورسنا، پادشاه بادی، ناظم جیناس
‫و زولدات رو دعوت کردم.

00:29.320 --> 00:33.160
‫تو هم آریل-ساما، لوک و دوتا ملازمشون رو دعوت کردی.

00:33.470 --> 00:37.280
‫می‌خواستم پائول اینا هم دعوت کنم، ولی خیلی دورن.

00:37.280 --> 00:42.320
‫بهش نامه دادم و گفتم ازدواج کردم، ولی
‫معلوم نیست کِی به دستش برسه.

00:42.320 --> 00:45.170
‫عه؟ ناناهوشی-سان چی؟

00:45.170 --> 00:47.610
‫به‌نظرت میاد؟

00:47.610 --> 00:48.820
‫مطمئنم میاد.

00:48.820 --> 00:50.440
‫خب پس بهش خبر بدیم.

00:50.690 --> 00:54.900
‫ولی اگه این همه آماده بشیم و کسی نیاد چی؟

00:54.900 --> 00:58.540
‫حتی اگه کس دیگه‌ای هم نیاد،
‫آریل-ساما و زانوبا-کون حتماً میان.

00:58.540 --> 01:01.510
‫مطمئنم لینیا و پورسنا هم میان.

01:01.510 --> 01:04.900
‫نیمه‌انسان‌ها درخواست رئیس‌شون ‫رو رد نمی‌کنن.

01:04.900 --> 01:07.910
‫کلیف-سنپایم گفت دعوتش کنم، پس حتماً میاد.

01:08.160 --> 01:11.930
‫خودم دلم می‌خواد الینالیزه-سان هم بیاد.

01:13.380 --> 01:15.680
‫ازش یه سؤال دارم.

01:15.680 --> 01:17.420
‫البته چیز مهمی نیست.

01:17.750 --> 01:19.300
‫الینالیزه.

01:19.300 --> 01:20.930
‫بین‌شون خبریه؟

01:21.310 --> 01:24.400
‫تاحالا ندیدم با هم صحبت کنن.

01:26.000 --> 01:36.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:57.390 --> 03:03.030
‫خب، اگه قراره بالای ده‌تا مهمون بیاد،
‫باید کلی آماده‌سازی انجام بدیم.

03:03.030 --> 03:05.310
‫اول از همه، می‌ریم خرید.

03:06.030 --> 03:09.360
‫قبل از خریدن موادغذایی، دلم می‌خواد برات لباس بخریم.

03:09.360 --> 03:11.090
‫ایده‌ی خوبیه.

03:11.090 --> 03:14.550
‫با این خاطره دارم، ولی خیلی داغون شده.

03:14.550 --> 03:16.130
‫پس بریم لباس‌فروشی.

03:16.650 --> 03:19.120
‫هر لباسی می‌خوای تنم کن.

03:19.120 --> 03:20.860
‫اوهوم. بسپارش به خودم.

03:21.780 --> 03:25.380
‫امکانش هست چندتا ردای مناسب جادوگرها بهش نشون بدید؟

03:25.380 --> 03:26.980
‫به روی چشم.

03:26.980 --> 03:30.250
قربنا، ‫می‌شه بفرمایید که مکتب جادویی‌تون چیه؟

03:30.250 --> 03:33.540
‫فکر کنم می‌شه گفت آب و خاکه.

03:33.540 --> 03:34.600
‫پس در اون‌صورت،

03:35.000 --> 03:37.120
‫این‌یکی چطوره؟

03:37.400 --> 03:40.160
‫اگه جادوی خاک رو ترجیح می‌دید، این‌یکی رو هم پیشنهاد می‌کنم.

03:40.160 --> 03:42.780
‫سیلفی، به‌نظرت کدوم خوبه؟

03:43.140 --> 03:45.470
‫فکر کنم این خوب باشه.

03:45.470 --> 03:48.130
‫شبیه همونی که الان داری هم هست.

03:48.130 --> 03:52.720
‫این ردا از خز لاکی‌ رت
‫قاره‌ی شیاطین درست شده.

03:48.130 --> 03:52.720
‫موش خوش‌شانس

03:52.970 --> 03:54.520
‫یکی از کارهای کازراـه.

03:54.520 --> 03:57.460
‫مقابل اسید و سم به‌شدت مقاومه.

03:57.460 --> 04:01.380
‫می‌گن اسم اهمیت زیادی داره. همینو می‌گیرم.

04:02.920 --> 04:05.650
‫و بله. اینم از قیمتی که به‌نظرم به لباس‌ها نمی‌خوره.

04:05.650 --> 04:08.800
‫هعی، چیزمیزای قاره‌ی شیاطین الحق گرونن.

04:08.800 --> 04:11.290
‫راستی، حالا که به اسم اشاره کردید،

04:11.290 --> 04:13.860
‫با عرض معذرت، امکانش هست ‫اسم‌تون رو بدونم؟

04:13.860 --> 04:15.290
‫عا، بله.

04:15.290 --> 04:17.370
‫رودئوس گری‌رت هستم.

04:17.370 --> 04:20.530
‫عجب! متوجه نشدم گری‌رت تشریف دارید.

04:20.530 --> 04:24.390
‫لوک-ساما به‌شدت در حق بنده لطف داشتن.

04:24.390 --> 04:27.290
‫بذارید بهتون تخفیف بدم.

04:47.690 --> 04:49.880
‫امروز کلی چیزمیز خریدیم.

04:49.880 --> 04:53.390
‫ولی انگار یه خونه‌ی گنده، کلی هم
‫خرت‌وپرت نیاز داره.

04:53.680 --> 04:57.400
‫اگه وضع مالی‌مون بد شد، برگردم دوباره ماجراجو بشم؟

04:57.400 --> 04:59.650
‫نه. اگه بمیرم که دیگه فایده‌ای نداره.

05:01.960 --> 05:04.510
‫ام، رودی، خیالت راحت.

05:04.510 --> 05:08.620
‫منم تمام حقوق‌هایی که آریل-ساما بهم دادن رو نگه داشتم.

05:08.620 --> 05:11.410
‫ببخشید انقدر به‌دردنخورم.

05:11.690 --> 05:13.850
‫و آشپزی هم بسپار به خودم.

05:13.850 --> 05:16.800
‫از مادرت و لیلیا-سان یاد گرفتم، کارم عالیه.

05:16.800 --> 05:19.620
‫عا، ولی نمی‌دونم به ذائقه‌ت خوش میاد یا نه.

05:19.620 --> 05:21.790
‫اگه به‌خاطر تو باشه، حتی به ذغال هم می‌گم خوشمزه.

05:21.790 --> 05:23.360
‫«ذغال»؟

05:23.360 --> 05:26.810
‫ای بابا. فکر کردی به‌خاطر کی
‫این‌همه تلاش کردم و یاد گرفتم؟

05:26.810 --> 05:32.850
‫هعی، سیلفیت-سان انقدر عروس ایده‌آلی هستی،
‫نگرانم لیاقتتو نداشته باشم.

05:33.100 --> 05:37.310
‫رودی، چیزه، خودتم شوهر ایده‌آل منی. می‌دونستی؟

05:40.090 --> 05:42.360
‫رودی، عاشقتم.

05:44.720 --> 05:45.730
‫این بده.

05:47.730 --> 05:49.310
‫صــ ــ صبر کن!

05:51.010 --> 05:52.560
‫رودی.

05:53.240 --> 05:54.460
‫ای بابا.

06:01.780 --> 06:04.450
‫و چند روز بعد، وقت مهمونی رسید.

06:04.940 --> 06:08.460
‫روزی که انتخاب کردیم هم حین
‫تعطیلات ماهانه‌مون، دقیق به‌موقع بود.

06:08.840 --> 06:10.360
‫جیناس گفت نمیاد،

06:10.720 --> 06:13.180
‫و زولدات هم گفت سرش زیادی
‫شلوغه و رد کرد.

06:13.590 --> 06:17.020
‫بادی‌گادی به‌طرز عجیبی گفت میاد.
‫انگار از چیزی که فکر می‌کردم بیکارتره.

06:17.020 --> 06:20.020
‫و بقیه هم دعوت رو قبول کردن.

06:20.420 --> 06:21.180
‫بله،

06:21.600 --> 06:24.190
‫حتی ناناهوشی هم قبول کرد.

06:25.910 --> 06:29.170
‫عجیبه که می‌بینم از اتاقت اومدی بیرون.

06:29.170 --> 06:31.060
‫خودت بودی که دعوتم کردی.

06:31.060 --> 06:33.530
‫خب، یه امروزو سخت نگیر.

06:33.530 --> 06:35.460
‫برات چیپس و تنقلات هم آماده کردم.

06:35.460 --> 06:37.160
‫عه؟ واقعاً؟

06:37.160 --> 06:40.570
‫به‌لطف تو، راحت می‌تونیم ‫روغن خوراکی جور کنیم.

06:40.570 --> 06:41.820
‫عالیه.

06:41.820 --> 06:43.990
‫رودی، همه‌چی آماده‌ست.

06:44.430 --> 06:48.710
‫و راجع به اینکه سیلفی همون فیتزه ‫هم به مهمونا گفتیم.

06:48.710 --> 06:52.100
‫خب. فقط مونده بادی‌گادی.

06:52.100 --> 06:56.130
‫آدم‌هایی که بالای چند هزار سال سن دارن،
‫زمان زیاد از دست‌شون در می‌ره.

06:56.130 --> 06:59.820
‫بهتره رو این حساب کنی که
‫یه ماه دیگه اینا می‌رسه.

06:59.820 --> 07:03.130
‫اگه زیاد دیر کنه غذا یخ می‌کنه.

07:03.130 --> 07:04.530
‫ببخشینا، بادی.

07:14.630 --> 07:15.900
‫تو می‌تونی.

07:17.770 --> 07:22.570
‫ممنون که با وجود مشغله‌هاتون، ‫امروز اینجا جمع شدید.

07:22.570 --> 07:26.920
‫از قبل گفتم، ولی من، رودئوس،

07:26.920 --> 07:27.520
‫و-

07:27.520 --> 07:30.770
‫و حالا نوبت ورود باشکوه منه!

07:33.180 --> 07:36.150
‫بادی‌گادی، دیر کردی.

07:36.150 --> 07:42.020
توی گونه‌ی ما؛ سلطنتی‌ها باید در
‫غیرمنتظره‌ترین لحظه از راه برسن،

07:42.020 --> 07:45.570
‫تا مهمونی رو گرم کنن!

07:45.570 --> 07:46.520
‫شوخیه دیگه.

07:46.770 --> 07:48.340
‫نه بابا!

07:48.340 --> 07:50.990
‫فقط به‌‌خاطر تو تمام توانمو گذاشتم!

07:50.990 --> 07:52.830
‫سپاس‌گزار باش!

07:54.030 --> 07:55.730
‫خیلی ممنون.

07:57.020 --> 07:59.530
‫خب، کجا بودم؟

07:59.530 --> 08:03.950
‫ممنون که با وجود مشغله‌هاتون،
‫امروز اینجا جمع شدید.

08:03.950 --> 08:06.220
‫قبلاً هم بهتون گفتم،

08:06.220 --> 08:10.140
‫ولی من، رودئوس، و سیلفیت، قصد ازدواج کردن داریم.

08:10.670 --> 08:14.360
‫با اینکه به‌خاطر خامی‌مون بدون‌‫شک به مشکل می‌خوریم،

08:14.360 --> 08:17.130
‫از همدیگه حمایت می‌کنیم تا، عـه...

08:17.450 --> 08:20.540
‫این بده، زیادی خشک و رسمی بود؟

08:20.540 --> 08:22.770
‫همه بد نگاه می‌کنن.

08:23.380 --> 08:26.090
‫انقدر خشک نباش.

08:26.090 --> 08:31.350
‫شماها عاشق همید، و می‌خواید
‫هرکسی اینجاست هم اینو بفهمه، نه؟

08:43.130 --> 08:44.650
‫خب، درواقع...

08:44.650 --> 08:46.810
‫می‌خوام با سیلفی یه زندگی شروع کنم.

08:46.810 --> 08:48.960
‫اگه به مشکلی خوردیم، روتون حساب می‌کنیم.

08:48.960 --> 08:49.910
‫با تشکر.

08:50.200 --> 08:54.880
‫خوبه! به سلامتی آینده‌ی این زوج جوون!

08:55.150 --> 08:56.890
‫به سلامتی!

09:21.400 --> 09:23.580
‫سیلفی، تبریک عرض می‌کنم.

09:23.890 --> 09:25.520
‫ممنونم.

09:25.520 --> 09:29.990
‫خودش و این خونه در مقایسه با ایده‌آل‌هات چطورن؟

09:29.990 --> 09:32.180
‫از چیزی که فکر می‌کردم بهترن.

09:32.180 --> 09:34.250
‫بهتون گفتم این خونه یه حمام هم داره؟

09:34.250 --> 09:39.130
‫اگه خواستی، یه سال از محافظ بودن مرخصی بگیر.

09:39.400 --> 09:42.880
‫اون... اون باشه برای وقتی که، ام، بچه‌‌دار شدم و...

09:43.820 --> 09:46.310
‫ای بابا، آریل-ساما.

09:46.310 --> 09:51.230
‫مطمئنم هنوز دلخوری، ولی امیدوارم باهم کنار بیایم.

09:51.570 --> 09:54.050
‫من از این دغدغه‌ها ندارم.

09:54.050 --> 09:57.620
‫همچنین، لوک-سنپای.

10:00.850 --> 10:05.890
‫استاد بزرگ، بابت  اینکه دعوتم ‫کردید ازتون ممنونم.

10:05.890 --> 10:09.300
‫استاد، دوباره بهتون تبریک می‌گم.

10:09.620 --> 10:11.460
‫ممنون، زانوبا.

10:11.460 --> 10:15.880
‫بانو، چطوری ممکنه همسر
‫استادم رو با یه مرد اشتباه گرفته باشم؟

10:15.880 --> 10:18.540
‫بابت گستاخیم عذرخواهی می‌کنم.

10:18.540 --> 10:21.350
‫نه بابا. نیازی به تعظیم نیست.

10:21.350 --> 10:25.230
‫حتی خود رودی هم اشتباه فهمیده بود.
‫نمی‌شه کاریش کرد. نه؟

10:25.490 --> 10:29.100
‫با اینکه باعث خجالته، ولی
‫خودمم فکر می‌کردم پسره.

10:29.340 --> 10:33.660
‫آدما معمولاً وسط غذا خوردن
‫احوال‌پرسی می‌کنن‌نیا؟

10:33.660 --> 10:35.320
‫چقدر آداب بدی‌ دارید.

10:35.320 --> 10:37.600
‫شما هم که دارید می‌خورید.

10:37.600 --> 10:39.720
‫از هردوتاتون ممنونم که اومدید.

10:39.720 --> 10:44.050
‫ولی فکرشو نمی‌کرد رئیس و فیتز
‫بخوان ازدواج کنن‌نیا.

10:44.050 --> 10:46.300
‫می‌دونستم فیتز یه دختره.

10:46.300 --> 10:48.820
‫از رو بوش معلوم بود.

10:49.090 --> 10:52.640
‫ولی دیدن آدمای قوی کنار هم خوب چیزیه‌نیا.

10:52.640 --> 10:56.540
‫درسته. با وجود بچه‌های قوی هم قبیله امن می‌مونه.

10:57.010 --> 11:00.290
‫ای کاش به سبک نیمه‌انسانا حرف نمی‌زدن.

11:04.860 --> 11:06.050
‫تبریک می‌گم.

11:06.050 --> 11:07.280
‫ممنون.

11:09.180 --> 11:12.960
‫می‌گم، ناناهوشی-سان، می‌شه یه چیزی بپرسم؟

11:12.960 --> 11:13.980
‫چی شده؟

11:14.320 --> 11:18.190
‫قبلاً گفتید که شما و رودی از یه‌جا اومدید.

11:18.190 --> 11:20.110
‫منظورتون از این حرف چی بود؟

11:28.160 --> 11:31.620
‫صرفاً به‌خاطر اینکه می‌تونست به زبون من صحبت کنه گفتم.

11:38.700 --> 11:44.380
‫پروردگارا، به این دو عشق و سعادت ابدی عطا کن.

11:45.130 --> 11:46.880
‫این بهترین دعایی‌ـه که می‌تونم براتون بکنم.

11:47.360 --> 11:49.630
‫ازدواج‌تون مبارک باشه.

11:49.630 --> 11:50.990
‫خیلی ممنونم.

11:51.360 --> 11:55.750
‫رودئوس؛ خوشحال شدم شنیدم بیماریت رو
‫پشت‌سر گذاشتی.

11:55.750 --> 11:59.610
‫ولی جدی، نباید این‌قدر لفتش می‌دادی تا بهم بگی.

11:59.610 --> 12:04.830
‫مطمئنم بهم می‌گفتی؛ «بذار ببینم راستشو می‌گی یا نه» و می‌پریدی روم.

12:04.830 --> 12:07.410
‫بیخیال. یادت رفت چی بهت گفتم؟

12:07.410 --> 12:11.500
‫هیچ علاقه‌ای ندارم بخوام عروسِ پائول بشم.

12:11.830 --> 12:14.670
‫سیلفیت-سان، بهت تبریک می‌گم.

12:14.670 --> 12:16.080
‫خیلی ازتون ممنونم.

12:16.080 --> 12:19.140
‫با تمام وجود براتون آرزوی خوشبختی...

12:19.140 --> 12:22.730
‫با تمام وجودم... تمام...

12:29.200 --> 12:32.560
‫مـ ـ معذرت می‌خوام. نمی‌دونم چه بلایی سرم اومده.

12:35.300 --> 12:36.940
‫لیزه، چی شده؟

12:38.280 --> 12:44.110
‫نکنه... الینالیزه-سان، شما مادربزرگ من هستید؟

12:47.570 --> 12:53.160
‫پدرم بهم گفت که مادربزرگم با پائول-سان رفته ماجراجویی.

12:53.160 --> 12:55.180
‫ایـ ــ این‌طور نیست.

12:55.180 --> 12:58.190
‫مادربزرگت هیچ‌وقت یه فاحشه‌ای مثلـ ــ

12:58.190 --> 13:01.720
‫شنیدم که به‌خاطر همین پدرم رو از «جنگل عظیم» بیرون کردن.

13:01.720 --> 13:04.190
‫اون هم با ازدواج کردن مشکل داشت.

13:04.890 --> 13:11.750
‫چیزهای کمی که بهم گفت به مشخصات
‫ شما می‌خورد، برای همین فکر کردم...

13:11.750 --> 13:13.140
‫راستش...

13:14.720 --> 13:17.940
‫مـ ــ متأسفم که این موضوع رو پیش کشیدم. چیزه...

13:18.280 --> 13:19.930
‫اون‌ها فامیلن.

13:19.930 --> 13:25.940
‫حالا که فکرشو می‌کنم، گردنبندی که سیلفی
‫برام درست کرد درست شبیه مال الینالیزه بود.

13:26.440 --> 13:28.970
‫و حالا هم که می‌بینم، حالت چهره‌ی مشابهی دارن.

13:29.410 --> 13:30.500
‫کلیف-سنپای.

13:30.500 --> 13:31.880
‫عـــا... چیه؟

13:31.880 --> 13:35.940
‫لطفاً به الینالیزه-سان کمک کن تا برای
‫استراحت بره به یکی از اتاق‌های طبقه‌ی بالا.

13:35.940 --> 13:37.540
‫فـ ــ فهمیدم!

13:37.820 --> 13:41.740
‫سیلفی، این بحث باشه برای بعداً که اون آروم شد.

13:41.740 --> 13:43.430
‫چـ ــ چشم.

13:43.430 --> 13:44.460
‫رودئوس...

13:44.800 --> 13:50.810
‫من... من می‌دونم که چه وضعی دارم،
‫ولی لورس یه پسر عادی بود.

13:50.810 --> 13:53.940
‫و البته که دخترش؛ سیلفی هم همین‌طوره.

13:53.940 --> 13:54.710
‫پس...

13:54.960 --> 13:57.000
‫لطفاً نگران نباش.

13:57.000 --> 14:00.530
‫من هیچ‌وقت سیلفی رو به‌خاطر تو ترک نمی‌کنم.

14:00.530 --> 14:01.430
‫ولی...

14:01.430 --> 14:07.250
‫الان نباید بیشتر نگران این باشی که دیگه با پائول فامیل شدی؟

14:07.710 --> 14:11.640
‫تو هم... الان وقت گیر آوردی برای مزه ریختن؟

14:20.630 --> 14:23.500
‫میو. رئیس، خوشبخت بشی.

14:23.500 --> 14:26.670
‫رئیس، الان دیگه واقعاً رئیس مدرسه شدی.

14:26.670 --> 14:28.340
‫چشم انتظار ترم بعدی‌ام.

14:28.970 --> 14:33.130
‫منم دیگه باید برم. فردا برات آزمایش‌های بیشتری تدارک می‌بینم.

14:33.830 --> 14:37.060
‫راستی، می‌تونم بعضی اوقات بیام از حموم استفاده کنم؟

14:37.670 --> 14:39.920
‫ارباب، حالت خوبه؟

14:39.920 --> 14:43.410
‫مثل اینکه یه‌کم از خود بیخود شدم.

14:43.410 --> 14:46.230
‫این حرف‌ها از یه «فرزند فرخنده» بعیده!

14:55.010 --> 15:01.160
‫چیزه، کلیف-سان، می‌خواستم با مادربزرگـ ــ
‫یعنی، الینالیزه-سان صحبت کنم. مشکلی نداره؟

15:01.870 --> 15:03.010
‫چیکار کنم؟

15:03.690 --> 15:05.290
‫مشکلی نیست.

15:08.190 --> 15:10.820
‫ممنونم، رودی، کلیف-سان.

15:17.060 --> 15:19.690
‫اون دوتا... مشکلی براشون پیش نمیاد؟

15:19.980 --> 15:23.590
‫اگه هم پیش اومد، ما اینجایم که حل‌و‌فصلش کنیم.

15:27.320 --> 15:31.020
‫رودئوس-ساما، ممنون که امروز دعوتمون کردید.

15:31.020 --> 15:33.510
‫نفرمایید، ممنون که تشریف آوردید.

15:33.510 --> 15:35.620
‫برای سیلفی اتفاقی افتاده؟

15:35.620 --> 15:38.680
‫الان، داره با الینالیزه-سان صحبت می‌کنه.

15:38.680 --> 15:41.490
‫که این‌طور. عالی شد پس.

15:42.280 --> 15:44.990
‫می‌شه چند دقیقه وقت‌تون رو بگیرم؟

15:48.200 --> 15:49.380
‫رودئوس-ساما؛

15:49.880 --> 15:52.290
‫می‌دونم که این موضوع گستاخانه به‌نظر می‌رسه،

15:52.290 --> 15:54.930
‫ولی مایلید با لوک یه دوئل داشته باشید؟

15:54.930 --> 15:57.930
‫بدون جادو. شمشیر در برابر شمشیر.

15:59.770 --> 16:02.880
‫خیالتون راحت باشه، همه‌ش محض سرگرمیه.

16:02.880 --> 16:04.900
‫«محض سرگرمی»؟

16:04.900 --> 16:07.850
‫پس ترجیح می‌دم از شمشیر واقعی استفاده نکنم.

16:07.850 --> 16:11.430
‫رودئوس-ساما، می‌تونید یه شمشیر
‫ جادویی تجسم کنید. مشکلی نداره.

16:11.430 --> 16:16.420
‫اگه این‌طوره، لوک بازم می‌تونه به راحتی منو دو نصف کنه.

16:16.750 --> 16:20.620
‫نمی‌فهمم. از دوئل کردن چی عایدش می‌شه؟

16:20.620 --> 16:23.170
‫کاری کردم که باعث ناراحتی‌تون شده؟

16:23.410 --> 16:27.510
‫اصلاً. طبیعتاً، مختارید که دوئل رو قبول نکنید.

16:27.510 --> 16:28.540
‫هرچند؛

16:28.910 --> 16:31.310
‫امیدوارم که قبول کنید.

16:31.620 --> 16:34.050
‫رودئوس، لطفاً.

16:37.300 --> 16:38.620
‫متوجه‌م.

16:53.210 --> 16:53.890
‫شروع!

17:00.810 --> 17:01.670
‫هنوز مونده!

17:01.670 --> 17:02.330
‫نه!

17:05.320 --> 17:06.600
‫تمومه.

17:07.270 --> 17:08.160
‫کافیه!

17:12.390 --> 17:13.450
‫لعنتی!

17:12.700 --> 17:15.110
‫اِلِمو، جادوی شفا.

17:16.250 --> 17:19.290
‫لوک-سنپای، حالت خوبه؟

17:19.290 --> 17:20.570
‫خوبم.

17:22.730 --> 17:25.570
‫خوب از سیلفی مراقبت کن.

17:26.020 --> 17:27.820
‫البته که می‌کنم.

17:27.820 --> 17:32.750
‫ولی، ممنون می‌شم در مورد اینکه چرا من رو
‫ به چالش کشیدید توضیح بدید.

17:32.750 --> 17:34.820
‫چیز مهمی نیست.

17:35.100 --> 17:37.600
‫ما سیلفی رو دوست داریم.

17:37.600 --> 17:41.790
‫و به‌خاطر اینکه ما با اون خطرات مرگباری
‫رو پشت‌سر گذاشتیم، تردیدهای خودمون رو داریم.

17:41.790 --> 17:45.790
‫لطفاً این دوئل رو به چشم یه مسئله‌ی حیثیتی ببینید.

17:46.100 --> 17:51.300
‫گمونم می‌خواستن ببینن که
‫می‌تونن سیلفی رو بسپرن دست من یا نه.

17:51.300 --> 17:54.490
‫حتماً یه روزی به پادشاهی آسورا برمی‌گردم.

17:54.490 --> 17:58.380
‫وقتی برگشتم، یا تخت سلطنت رو به چنگ میارم یا به‌خاطرش می‌میرم.

17:59.060 --> 18:01.180
‫این وظیفه‌ایه که دارم.

18:03.200 --> 18:06.640
‫ولی سیلفی وظیفه‌ای در قبال همراهی من نداره.

18:06.640 --> 18:09.540
‫اون نه از طبقه‌ی اشرافه و نه نجیب‌زادگان،

18:09.540 --> 18:12.800
‫صرفاً یه محافظ که به‌خاطر تله‌پورت دسته‌جمعی بهم ملحق شد.

18:13.350 --> 18:19.830
‫دیگه زمان این شده که دست از لوس کردنش
‫ بردارم و بذارم راه خودش رو بره.

18:20.360 --> 18:26.280
‫به محض اینکه بچه‌دار شد، تمایلش برای اینکه
‫بخواد به ما ملحق بشه به خودی خود محو می‌شه.

18:26.660 --> 18:32.310
‫ولی اگه نشد، ازت می‌خوام که پا پیش بذاری و جلوش رو بگیری.

18:32.640 --> 18:34.030
‫نمی‌دونم.

18:34.410 --> 18:36.360
‫منم به شاهدخت مدیونم.

18:36.360 --> 18:40.340
‫تازه احتمالاً خودمم باهاش برم و کمک کنم.

18:40.340 --> 18:41.490
‫این‌ها به کنار،

18:42.130 --> 18:45.720
‫اگه به سیلفی از گل کم‌تر بگی،

18:45.720 --> 18:48.100
‫ما اون رو پس می‌گیریم.

18:49.310 --> 18:51.100
‫فراموش نمی‌کنم.

19:09.630 --> 19:10.910
‫اوه، رودی.

19:11.320 --> 19:12.590
‫آریل-ساما کجاست؟

19:12.590 --> 19:14.460
‫همین الان رفت.

19:14.460 --> 19:17.720
‫لوک یهویی رودئوس رو برای دوئل به چالش کشید!

19:17.720 --> 19:21.190
‫ولی الحق که رودئوس خودمونه! به راحتی برنده شد!

19:22.290 --> 19:23.720
‫که این‌طور...

19:24.000 --> 19:28.890
‫خب، این خلاصه اتفاق‌هایی بود که افتاد. شما صحبت‌تون تموم شد؟

19:29.140 --> 19:29.950
‫اوهوم.

19:32.700 --> 19:36.640
‫مثل اینکه الینالیزه واقعاً مادربزرگ سیلفی‌ـه.

19:36.880 --> 19:41.620
‫به‌خاطر شخصیتش و نفرینش، مشکلاتش هیچ‌وقت تمومی نداشتن.

19:41.620 --> 19:44.910
‫پس حتی وقتی هم که بچه‌دار شده، اسمش رو ازشون مخفی کرده...

19:45.260 --> 19:51.480
‫و همیشه وقتی که می‌تونستن روی پاهای
‫خودشون وایسن، رابطه‌ش رو باهاشون قطع می‌کرده.

19:51.870 --> 19:56.150
‫اون توی نگاه اول سیلفی رو به‌عنوان نوه یا نتیجه‌ش شناخت.

19:56.150 --> 19:59.040
‫ولی هیچ‌وقت نخواست که هویت خودش رو فاش کنه.

19:59.040 --> 20:03.740
‫بعدش وقتی که دید سیلفی چه‌قدر خوشحاله، احساساتش بهش غلبه کردن.

20:04.170 --> 20:07.110
‫رودئوس، در مورد لیزه...

20:07.110 --> 20:10.800
‫صادقانه بگم، اون شخصی نیست که فکر می‌کردم باشه.

20:11.190 --> 20:12.850
‫اوه؟ خب؟

20:12.850 --> 20:14.980
‫بالأخره ناامید شدی، ها؟

20:14.980 --> 20:18.600
‫خب، معلوم شد عشقش نه تنها بچه داشته،‌ بلکه نوه هم داره.

20:18.600 --> 20:20.060
‫خودمم بدجور شوکه ‌می‌شدم.

20:20.590 --> 20:24.450
‫اون حتی از چیزی که تصور می‌کردم هم باملاحظه‌تر و حساس‌تره.

20:24.810 --> 20:26.830
‫قسم می‌خورم که نفرینش رو از بین ببرم.

20:28.310 --> 20:32.550
‫اما برای اینکه خیالم بیشتر راحت باشه، از تو هم کمک می‌خوام.

20:33.400 --> 20:37.550
‫پس، اون داستان باعث نشد که ناامید بشی؟

20:37.550 --> 20:39.870
‫ناامید؟ معلومه که نه.

20:39.870 --> 20:41.250
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

20:41.250 --> 20:43.100
‫من یکی از پیروان میلیس‌ام.

20:43.100 --> 20:47.200
‫هر شرایطی که داشته باشه و هرچه‌قدر هم با آرمان‌های من در تضاد باشه،

20:47.200 --> 20:51.260
‫وظیفه دارم تا تنها زنی که عاشقمه رو خوشبخت کنم.

20:51.600 --> 20:54.740
‫مخصوصاً به‌خاطر اینکه خودم هم عاشقشم.

20:59.950 --> 21:01.470
‫متوجه‌م.

21:01.470 --> 21:04.450
‫اجازه بده از هر طریقی که می‌تونم کمکت کنم.

21:08.460 --> 21:11.380
‫راستی، ماها دوستیم، مگه نیستیم؟

21:11.380 --> 21:12.580
‫این‌قدر رسمی حرف نزن.

21:13.390 --> 21:14.620
‫نمی‌شه.

21:27.970 --> 21:31.890
‫رودی، داشتم فکر می‌کردم بذارم موهام بلند شه.

21:32.190 --> 21:34.040
‫از این قضیه مطمئنی؟

21:34.040 --> 21:36.120
‫چرا این‌قدر رسمی حرف می‌زنی؟

21:36.120 --> 21:38.620
‫موهام که دیگه سبز نیستن.

21:39.580 --> 21:43.400
‫فکر کنم بهتره سخت تلاش کنم تا همیشه دوستم داشته باشی.

21:43.710 --> 21:46.880
‫عجب حرفی زد! یه کاری می‌کنه اشکم در بیاد.

21:48.290 --> 21:51.030
‫بهتره منم سخت تلاش کنم تا یه‌وقت اون ازم دلخور نشه.

21:51.540 --> 21:54.360
‫سیلفی، بابت امروز خسته نباشی.

21:54.360 --> 21:57.010
‫اوهوم. رودی، خودتم خسته نباشی.

22:02.050 --> 22:05.050
قسمت ۱۴
مهـمانـی عـروسـی

22:02.050 --> 22:05.050
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39

22:05.070 --> 22:15.070
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:35.050 --> 23:40.070
قسمت بعد

23:35.310 --> 23:40.070
دوردست‌ها
