1
00:00:01,520 --> 00:00:04,650
‫یه هفته پیش تعمیرات خونه رو تموم کردم.

2
00:00:04,650 --> 00:00:07,850
‫تو این دنیا، وقتی ازدواج کنی و خونه‌دار بشی،

3
00:00:07,850 --> 00:00:11,440
‫انگار دعوت تمام آشنایان و غذا ‫خوردن با هم یه امر عادیه.

4
00:00:11,860 --> 00:00:14,150
به عبارتی، یه مهمونی عروسیه.

5
00:00:14,650 --> 00:00:18,860
‫ خب، هرکسی که می‌شناسیم رو
‫دعوت می‌کنیم و یه مهمونی می‌گیریم.

6
00:00:19,100 --> 00:00:19,880
‫چشم.

7
00:00:20,330 --> 00:00:24,280
‫از طرف خودم الینالیزه، زانوبا، جولی، کلیف-سنپای،

8
00:00:24,730 --> 00:00:29,320
‫لینیا، پورسنا، پادشاه بادی، ناظم جیناس
‫و زولدات رو دعوت کردم.

9
00:00:29,320 --> 00:00:33,160
‫تو هم آریل-ساما، لوک و دوتا ملازمشون رو دعوت کردی.

10
00:00:33,470 --> 00:00:37,280
‫می‌خواستم پائول اینا هم دعوت کنم، ولی خیلی دورن.

11
00:00:37,280 --> 00:00:42,320
‫بهش نامه دادم و گفتم ازدواج کردم، ولی
‫معلوم نیست کِی به دستش برسه.

12
00:00:42,320 --> 00:00:45,170
‫عه؟ ناناهوشی-سان چی؟

13
00:00:45,170 --> 00:00:47,610
‫به‌نظرت میاد؟

14
00:00:47,610 --> 00:00:48,820
‫مطمئنم میاد.

15
00:00:48,820 --> 00:00:50,440
‫خب پس بهش خبر بدیم.

16
00:00:50,690 --> 00:00:54,900
‫ولی اگه این همه آماده بشیم و کسی نیاد چی؟

17
00:00:54,900 --> 00:00:58,540
‫حتی اگه کس دیگه‌ای هم نیاد،
‫آریل-ساما و زانوبا-کون حتماً میان.

18
00:00:58,540 --> 00:01:01,510
‫مطمئنم لینیا و پورسنا هم میان.

19
00:01:01,510 --> 00:01:04,900
‫نیمه‌انسان‌ها درخواست رئیس‌شون ‫رو رد نمی‌کنن.

20
00:01:04,900 --> 00:01:07,910
‫کلیف-سنپایم گفت دعوتش کنم، پس حتماً میاد.

21
00:01:08,160 --> 00:01:11,930
‫خودم دلم می‌خواد الینالیزه-سان هم بیاد.

22
00:01:13,380 --> 00:01:15,680
‫ازش یه سؤال دارم.

23
00:01:15,680 --> 00:01:17,420
‫البته چیز مهمی نیست.

24
00:01:17,750 --> 00:01:19,300
‫الینالیزه.

25
00:01:19,300 --> 00:01:20,930
‫بین‌شون خبریه؟

26
00:01:21,310 --> 00:01:24,400
‫تاحالا ندیدم با هم صحبت کنن.

27
00:01:26,000 --> 00:01:36,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

28
00:02:57,390 --> 00:03:03,030
‫خب، اگه قراره بالای ده‌تا مهمون بیاد،
‫باید کلی آماده‌سازی انجام بدیم.

29
00:03:03,030 --> 00:03:05,310
‫اول از همه، می‌ریم خرید.

30
00:03:06,030 --> 00:03:09,360
‫قبل از خریدن موادغذایی، دلم می‌خواد برات لباس بخریم.

31
00:03:09,360 --> 00:03:11,090
‫ایده‌ی خوبیه.

32
00:03:11,090 --> 00:03:14,550
‫با این خاطره دارم، ولی خیلی داغون شده.

33
00:03:14,550 --> 00:03:16,130
‫پس بریم لباس‌فروشی.

34
00:03:16,650 --> 00:03:19,120
‫هر لباسی می‌خوای تنم کن.

35
00:03:19,120 --> 00:03:20,860
‫اوهوم. بسپارش به خودم.

36
00:03:21,780 --> 00:03:25,380
‫امکانش هست چندتا ردای مناسب جادوگرها بهش نشون بدید؟

37
00:03:25,380 --> 00:03:26,980
‫به روی چشم.

38
00:03:26,980 --> 00:03:30,250
قربنا، ‫می‌شه بفرمایید که مکتب جادویی‌تون چیه؟

39
00:03:30,250 --> 00:03:33,540
‫فکر کنم می‌شه گفت آب و خاکه.

40
00:03:33,540 --> 00:03:34,600
‫پس در اون‌صورت،

41
00:03:35,000 --> 00:03:37,120
‫این‌یکی چطوره؟

42
00:03:37,400 --> 00:03:40,160
‫اگه جادوی خاک رو ترجیح می‌دید، این‌یکی رو هم پیشنهاد می‌کنم.

43
00:03:40,160 --> 00:03:42,780
‫سیلفی، به‌نظرت کدوم خوبه؟

44
00:03:43,140 --> 00:03:45,470
‫فکر کنم این خوب باشه.

45
00:03:45,470 --> 00:03:48,130
‫شبیه همونی که الان داری هم هست.

46
00:03:48,130 --> 00:03:52,720
‫این ردا از خز لاکی‌ رت
‫قاره‌ی شیاطین درست شده.

47
00:03:48,130 --> 00:03:52,720
‫موش خوش‌شانس

48
00:03:52,970 --> 00:03:54,520
‫یکی از کارهای کازراـه.

49
00:03:54,520 --> 00:03:57,460
‫مقابل اسید و سم به‌شدت مقاومه.

50
00:03:57,460 --> 00:04:01,380
‫می‌گن اسم اهمیت زیادی داره. همینو می‌گیرم.

51
00:04:02,920 --> 00:04:05,650
‫و بله. اینم از قیمتی که به‌نظرم به لباس‌ها نمی‌خوره.

52
00:04:05,650 --> 00:04:08,800
‫هعی، چیزمیزای قاره‌ی شیاطین الحق گرونن.

53
00:04:08,800 --> 00:04:11,290
‫راستی، حالا که به اسم اشاره کردید،

54
00:04:11,290 --> 00:04:13,860
‫با عرض معذرت، امکانش هست ‫اسم‌تون رو بدونم؟

55
00:04:13,860 --> 00:04:15,290
‫عا، بله.

56
00:04:15,290 --> 00:04:17,370
‫رودئوس گری‌رت هستم.

57
00:04:17,370 --> 00:04:20,530
‫عجب! متوجه نشدم گری‌رت تشریف دارید.

58
00:04:20,530 --> 00:04:24,390
‫لوک-ساما به‌شدت در حق بنده لطف داشتن.

59
00:04:24,390 --> 00:04:27,290
‫بذارید بهتون تخفیف بدم.

60
00:04:47,690 --> 00:04:49,880
‫امروز کلی چیزمیز خریدیم.

61
00:04:49,880 --> 00:04:53,390
‫ولی انگار یه خونه‌ی گنده، کلی هم
‫خرت‌وپرت نیاز داره.

62
00:04:53,680 --> 00:04:57,400
‫اگه وضع مالی‌مون بد شد، برگردم دوباره ماجراجو بشم؟

63
00:04:57,400 --> 00:04:59,650
‫نه. اگه بمیرم که دیگه فایده‌ای نداره.

64
00:05:01,960 --> 00:05:04,510
‫ام، رودی، خیالت راحت.

65
00:05:04,510 --> 00:05:08,620
‫منم تمام حقوق‌هایی که آریل-ساما بهم دادن رو نگه داشتم.

66
00:05:08,620 --> 00:05:11,410
‫ببخشید انقدر به‌دردنخورم.

67
00:05:11,690 --> 00:05:13,850
‫و آشپزی هم بسپار به خودم.

68
00:05:13,850 --> 00:05:16,800
‫از مادرت و لیلیا-سان یاد گرفتم، کارم عالیه.

69
00:05:16,800 --> 00:05:19,620
‫عا، ولی نمی‌دونم به ذائقه‌ت خوش میاد یا نه.

70
00:05:19,620 --> 00:05:21,790
‫اگه به‌خاطر تو باشه، حتی به ذغال هم می‌گم خوشمزه.

71
00:05:21,790 --> 00:05:23,360
‫«ذغال»؟

72
00:05:23,360 --> 00:05:26,810
‫ای بابا. فکر کردی به‌خاطر کی
‫این‌همه تلاش کردم و یاد گرفتم؟

73
00:05:26,810 --> 00:05:32,850
‫هعی، سیلفیت-سان انقدر عروس ایده‌آلی هستی،
‫نگرانم لیاقتتو نداشته باشم.

74
00:05:33,100 --> 00:05:37,310
‫رودی، چیزه، خودتم شوهر ایده‌آل منی. می‌دونستی؟

75
00:05:40,090 --> 00:05:42,360
‫رودی، عاشقتم.

76
00:05:44,720 --> 00:05:45,730
‫این بده.

77
00:05:47,730 --> 00:05:49,310
‫صــ ــ صبر کن!

78
00:05:51,010 --> 00:05:52,560
‫رودی.

79
00:05:53,240 --> 00:05:54,460
‫ای بابا.

80
00:06:01,780 --> 00:06:04,450
‫و چند روز بعد، وقت مهمونی رسید.

81
00:06:04,940 --> 00:06:08,460
‫روزی که انتخاب کردیم هم حین
‫تعطیلات ماهانه‌مون، دقیق به‌موقع بود.

82
00:06:08,840 --> 00:06:10,360
‫جیناس گفت نمیاد،

83
00:06:10,720 --> 00:06:13,180
‫و زولدات هم گفت سرش زیادی
‫شلوغه و رد کرد.

84
00:06:13,590 --> 00:06:17,020
‫بادی‌گادی به‌طرز عجیبی گفت میاد.
‫انگار از چیزی که فکر می‌کردم بیکارتره.

85
00:06:17,020 --> 00:06:20,020
‫و بقیه هم دعوت رو قبول کردن.

86
00:06:20,420 --> 00:06:21,180
‫بله،

87
00:06:21,600 --> 00:06:24,190
‫حتی ناناهوشی هم قبول کرد.

88
00:06:25,910 --> 00:06:29,170
‫عجیبه که می‌بینم از اتاقت اومدی بیرون.

89
00:06:29,170 --> 00:06:31,060
‫خودت بودی که دعوتم کردی.

90
00:06:31,060 --> 00:06:33,530
‫خب، یه امروزو سخت نگیر.

91
00:06:33,530 --> 00:06:35,460
‫برات چیپس و تنقلات هم آماده کردم.

92
00:06:35,460 --> 00:06:37,160
‫عه؟ واقعاً؟

93
00:06:37,160 --> 00:06:40,570
‫به‌لطف تو، راحت می‌تونیم ‫روغن خوراکی جور کنیم.

94
00:06:40,570 --> 00:06:41,820
‫عالیه.

95
00:06:41,820 --> 00:06:43,990
‫رودی، همه‌چی آماده‌ست.

96
00:06:44,430 --> 00:06:48,710
‫و راجع به اینکه سیلفی همون فیتزه ‫هم به مهمونا گفتیم.

97
00:06:48,710 --> 00:06:52,100
‫خب. فقط مونده بادی‌گادی.

98
00:06:52,100 --> 00:06:56,130
‫آدم‌هایی که بالای چند هزار سال سن دارن،
‫زمان زیاد از دست‌شون در می‌ره.

99
00:06:56,130 --> 00:06:59,820
‫بهتره رو این حساب کنی که
‫یه ماه دیگه اینا می‌رسه.

100
00:06:59,820 --> 00:07:03,130
‫اگه زیاد دیر کنه غذا یخ می‌کنه.

101
00:07:03,130 --> 00:07:04,530
‫ببخشینا، بادی.

102
00:07:14,630 --> 00:07:15,900
‫تو می‌تونی.

103
00:07:17,770 --> 00:07:22,570
‫ممنون که با وجود مشغله‌هاتون، ‫امروز اینجا جمع شدید.

104
00:07:22,570 --> 00:07:26,920
‫از قبل گفتم، ولی من، رودئوس،

105
00:07:26,920 --> 00:07:27,520
‫و-

106
00:07:27,520 --> 00:07:30,770
‫و حالا نوبت ورود باشکوه منه!

107
00:07:33,180 --> 00:07:36,150
‫بادی‌گادی، دیر کردی.

108
00:07:36,150 --> 00:07:42,020
توی گونه‌ی ما؛ سلطنتی‌ها باید در
‫غیرمنتظره‌ترین لحظه از راه برسن،

109
00:07:42,020 --> 00:07:45,570
‫تا مهمونی رو گرم کنن!

110
00:07:45,570 --> 00:07:46,520
‫شوخیه دیگه.

111
00:07:46,770 --> 00:07:48,340
‫نه بابا!

112
00:07:48,340 --> 00:07:50,990
‫فقط به‌‌خاطر تو تمام توانمو گذاشتم!

113
00:07:50,990 --> 00:07:52,830
‫سپاس‌گزار باش!

114
00:07:54,030 --> 00:07:55,730
‫خیلی ممنون.

115
00:07:57,020 --> 00:07:59,530
‫خب، کجا بودم؟

116
00:07:59,530 --> 00:08:03,950
‫ممنون که با وجود مشغله‌هاتون،
‫امروز اینجا جمع شدید.

117
00:08:03,950 --> 00:08:06,220
‫قبلاً هم بهتون گفتم،

118
00:08:06,220 --> 00:08:10,140
‫ولی من، رودئوس، و سیلفیت، قصد ازدواج کردن داریم.

119
00:08:10,670 --> 00:08:14,360
‫با اینکه به‌خاطر خامی‌مون بدون‌‫شک به مشکل می‌خوریم،

120
00:08:14,360 --> 00:08:17,130
‫از همدیگه حمایت می‌کنیم تا، عـه...

121
00:08:17,450 --> 00:08:20,540
‫این بده، زیادی خشک و رسمی بود؟

122
00:08:20,540 --> 00:08:22,770
‫همه بد نگاه می‌کنن.

123
00:08:23,380 --> 00:08:26,090
‫انقدر خشک نباش.

124
00:08:26,090 --> 00:08:31,350
‫شماها عاشق همید، و می‌خواید
‫هرکسی اینجاست هم اینو بفهمه، نه؟

125
00:08:43,130 --> 00:08:44,650
‫خب، درواقع...

126
00:08:44,650 --> 00:08:46,810
‫می‌خوام با سیلفی یه زندگی شروع کنم.

127
00:08:46,810 --> 00:08:48,960
‫اگه به مشکلی خوردیم، روتون حساب می‌کنیم.

128
00:08:48,960 --> 00:08:49,910
‫با تشکر.

129
00:08:50,200 --> 00:08:54,880
‫خوبه! به سلامتی آینده‌ی این زوج جوون!

130
00:08:55,150 --> 00:08:56,890
‫به سلامتی!

131
00:09:21,400 --> 00:09:23,580
‫سیلفی، تبریک عرض می‌کنم.

132
00:09:23,890 --> 00:09:25,520
‫ممنونم.

133
00:09:25,520 --> 00:09:29,990
‫خودش و این خونه در مقایسه با ایده‌آل‌هات چطورن؟

134
00:09:29,990 --> 00:09:32,180
‫از چیزی که فکر می‌کردم بهترن.

135
00:09:32,180 --> 00:09:34,250
‫بهتون گفتم این خونه یه حمام هم داره؟

136
00:09:34,250 --> 00:09:39,130
‫اگه خواستی، یه سال از محافظ بودن مرخصی بگیر.

137
00:09:39,400 --> 00:09:42,880
‫اون... اون باشه برای وقتی که، ام، بچه‌‌دار شدم و...

138
00:09:43,820 --> 00:09:46,310
‫ای بابا، آریل-ساما.

139
00:09:46,310 --> 00:09:51,230
‫مطمئنم هنوز دلخوری، ولی امیدوارم باهم کنار بیایم.

140
00:09:51,570 --> 00:09:54,050
‫من از این دغدغه‌ها ندارم.

141
00:09:54,050 --> 00:09:57,620
‫همچنین، لوک-سنپای.

142
00:10:00,850 --> 00:10:05,890
‫استاد بزرگ، بابت  اینکه دعوتم ‫کردید ازتون ممنونم.

143
00:10:05,890 --> 00:10:09,300
‫استاد، دوباره بهتون تبریک می‌گم.

144
00:10:09,620 --> 00:10:11,460
‫ممنون، زانوبا.

145
00:10:11,460 --> 00:10:15,880
‫بانو، چطوری ممکنه همسر
‫استادم رو با یه مرد اشتباه گرفته باشم؟

146
00:10:15,880 --> 00:10:18,540
‫بابت گستاخیم عذرخواهی می‌کنم.

147
00:10:18,540 --> 00:10:21,350
‫نه بابا. نیازی به تعظیم نیست.

148
00:10:21,350 --> 00:10:25,230
‫حتی خود رودی هم اشتباه فهمیده بود.
‫نمی‌شه کاریش کرد. نه؟

149
00:10:25,490 --> 00:10:29,100
‫با اینکه باعث خجالته، ولی
‫خودمم فکر می‌کردم پسره.

150
00:10:29,340 --> 00:10:33,660
‫آدما معمولاً وسط غذا خوردن
‫احوال‌پرسی می‌کنن‌نیا؟

151
00:10:33,660 --> 00:10:35,320
‫چقدر آداب بدی‌ دارید.

152
00:10:35,320 --> 00:10:37,600
‫شما هم که دارید می‌خورید.

153
00:10:37,600 --> 00:10:39,720
‫از هردوتاتون ممنونم که اومدید.

154
00:10:39,720 --> 00:10:44,050
‫ولی فکرشو نمی‌کرد رئیس و فیتز
‫بخوان ازدواج کنن‌نیا.

155
00:10:44,050 --> 00:10:46,300
‫می‌دونستم فیتز یه دختره.

156
00:10:46,300 --> 00:10:48,820
‫از رو بوش معلوم بود.

157
00:10:49,090 --> 00:10:52,640
‫ولی دیدن آدمای قوی کنار هم خوب چیزیه‌نیا.

158
00:10:52,640 --> 00:10:56,540
‫درسته. با وجود بچه‌های قوی هم قبیله امن می‌مونه.

159
00:10:57,010 --> 00:11:00,290
‫ای کاش به سبک نیمه‌انسانا حرف نمی‌زدن.

160
00:11:04,860 --> 00:11:06,050
‫تبریک می‌گم.

161
00:11:06,050 --> 00:11:07,280
‫ممنون.

162
00:11:09,180 --> 00:11:12,960
‫می‌گم، ناناهوشی-سان، می‌شه یه چیزی بپرسم؟

163
00:11:12,960 --> 00:11:13,980
‫چی شده؟

164
00:11:14,320 --> 00:11:18,190
‫قبلاً گفتید که شما و رودی از یه‌جا اومدید.

165
00:11:18,190 --> 00:11:20,110
‫منظورتون از این حرف چی بود؟

166
00:11:28,160 --> 00:11:31,620
‫صرفاً به‌خاطر اینکه می‌تونست به زبون من صحبت کنه گفتم.

167
00:11:38,700 --> 00:11:44,380
‫پروردگارا، به این دو عشق و سعادت ابدی عطا کن.

168
00:11:45,130 --> 00:11:46,880
‫این بهترین دعایی‌ـه که می‌تونم براتون بکنم.

169
00:11:47,360 --> 00:11:49,630
‫ازدواج‌تون مبارک باشه.

170
00:11:49,630 --> 00:11:50,990
‫خیلی ممنونم.

171
00:11:51,360 --> 00:11:55,750
‫رودئوس؛ خوشحال شدم شنیدم بیماریت رو
‫پشت‌سر گذاشتی.

172
00:11:55,750 --> 00:11:59,610
‫ولی جدی، نباید این‌قدر لفتش می‌دادی تا بهم بگی.

173
00:11:59,610 --> 00:12:04,830
‫مطمئنم بهم می‌گفتی؛ «بذار ببینم راستشو می‌گی یا نه» و می‌پریدی روم.

174
00:12:04,830 --> 00:12:07,410
‫بیخیال. یادت رفت چی بهت گفتم؟

175
00:12:07,410 --> 00:12:11,500
‫هیچ علاقه‌ای ندارم بخوام عروسِ پائول بشم.

176
00:12:11,830 --> 00:12:14,670
‫سیلفیت-سان، بهت تبریک می‌گم.

177
00:12:14,670 --> 00:12:16,080
‫خیلی ازتون ممنونم.

178
00:12:16,080 --> 00:12:19,140
‫با تمام وجود براتون آرزوی خوشبختی...

179
00:12:19,140 --> 00:12:22,730
‫با تمام وجودم... تمام...

180
00:12:29,200 --> 00:12:32,560
‫مـ ـ معذرت می‌خوام. نمی‌دونم چه بلایی سرم اومده.

181
00:12:35,300 --> 00:12:36,940
‫لیزه، چی شده؟

182
00:12:38,280 --> 00:12:44,110
‫نکنه... الینالیزه-سان، شما مادربزرگ من هستید؟

183
00:12:47,570 --> 00:12:53,160
‫پدرم بهم گفت که مادربزرگم با پائول-سان رفته ماجراجویی.

184
00:12:53,160 --> 00:12:55,180
‫ایـ ــ این‌طور نیست.

185
00:12:55,180 --> 00:12:58,190
‫مادربزرگت هیچ‌وقت یه فاحشه‌ای مثلـ ــ

186
00:12:58,190 --> 00:13:01,720
‫شنیدم که به‌خاطر همین پدرم رو از «جنگل عظیم» بیرون کردن.

187
00:13:01,720 --> 00:13:04,190
‫اون هم با ازدواج کردن مشکل داشت.

188
00:13:04,890 --> 00:13:11,750
‫چیزهای کمی که بهم گفت به مشخصات
‫ شما می‌خورد، برای همین فکر کردم...

189
00:13:11,750 --> 00:13:13,140
‫راستش...

190
00:13:14,720 --> 00:13:17,940
‫مـ ــ متأسفم که این موضوع رو پیش کشیدم. چیزه...

191
00:13:18,280 --> 00:13:19,930
‫اون‌ها فامیلن.

192
00:13:19,930 --> 00:13:25,940
‫حالا که فکرشو می‌کنم، گردنبندی که سیلفی
‫برام درست کرد درست شبیه مال الینالیزه بود.

193
00:13:26,440 --> 00:13:28,970
‫و حالا هم که می‌بینم، حالت چهره‌ی مشابهی دارن.

194
00:13:29,410 --> 00:13:30,500
‫کلیف-سنپای.

195
00:13:30,500 --> 00:13:31,880
‫عـــا... چیه؟

196
00:13:31,880 --> 00:13:35,940
‫لطفاً به الینالیزه-سان کمک کن تا برای
‫استراحت بره به یکی از اتاق‌های طبقه‌ی بالا.

197
00:13:35,940 --> 00:13:37,540
‫فـ ــ فهمیدم!

198
00:13:37,820 --> 00:13:41,740
‫سیلفی، این بحث باشه برای بعداً که اون آروم شد.

199
00:13:41,740 --> 00:13:43,430
‫چـ ــ چشم.

200
00:13:43,430 --> 00:13:44,460
‫رودئوس...

201
00:13:44,800 --> 00:13:50,810
‫من... من می‌دونم که چه وضعی دارم،
‫ولی لورس یه پسر عادی بود.

202
00:13:50,810 --> 00:13:53,940
‫و البته که دخترش؛ سیلفی هم همین‌طوره.

203
00:13:53,940 --> 00:13:54,710
‫پس...

204
00:13:54,960 --> 00:13:57,000
‫لطفاً نگران نباش.

205
00:13:57,000 --> 00:14:00,530
‫من هیچ‌وقت سیلفی رو به‌خاطر تو ترک نمی‌کنم.

206
00:14:00,530 --> 00:14:01,430
‫ولی...

207
00:14:01,430 --> 00:14:07,250
‫الان نباید بیشتر نگران این باشی که دیگه با پائول فامیل شدی؟

208
00:14:07,710 --> 00:14:11,640
‫تو هم... الان وقت گیر آوردی برای مزه ریختن؟

209
00:14:20,630 --> 00:14:23,500
‫میو. رئیس، خوشبخت بشی.

210
00:14:23,500 --> 00:14:26,670
‫رئیس، الان دیگه واقعاً رئیس مدرسه شدی.

211
00:14:26,670 --> 00:14:28,340
‫چشم انتظار ترم بعدی‌ام.

212
00:14:28,970 --> 00:14:33,130
‫منم دیگه باید برم. فردا برات آزمایش‌های بیشتری تدارک می‌بینم.

213
00:14:33,830 --> 00:14:37,060
‫راستی، می‌تونم بعضی اوقات بیام از حموم استفاده کنم؟

214
00:14:37,670 --> 00:14:39,920
‫ارباب، حالت خوبه؟

215
00:14:39,920 --> 00:14:43,410
‫مثل اینکه یه‌کم از خود بیخود شدم.

216
00:14:43,410 --> 00:14:46,230
‫این حرف‌ها از یه «فرزند فرخنده» بعیده!

217
00:14:55,010 --> 00:15:01,160
‫چیزه، کلیف-سان، می‌خواستم با مادربزرگـ ــ
‫یعنی، الینالیزه-سان صحبت کنم. مشکلی نداره؟

218
00:15:01,870 --> 00:15:03,010
‫چیکار کنم؟

219
00:15:03,690 --> 00:15:05,290
‫مشکلی نیست.

220
00:15:08,190 --> 00:15:10,820
‫ممنونم، رودی، کلیف-سان.

221
00:15:17,060 --> 00:15:19,690
‫اون دوتا... مشکلی براشون پیش نمیاد؟

222
00:15:19,980 --> 00:15:23,590
‫اگه هم پیش اومد، ما اینجایم که حل‌و‌فصلش کنیم.

223
00:15:27,320 --> 00:15:31,020
‫رودئوس-ساما، ممنون که امروز دعوتمون کردید.

224
00:15:31,020 --> 00:15:33,510
‫نفرمایید، ممنون که تشریف آوردید.

225
00:15:33,510 --> 00:15:35,620
‫برای سیلفی اتفاقی افتاده؟

226
00:15:35,620 --> 00:15:38,680
‫الان، داره با الینالیزه-سان صحبت می‌کنه.

227
00:15:38,680 --> 00:15:41,490
‫که این‌طور. عالی شد پس.

228
00:15:42,280 --> 00:15:44,990
‫می‌شه چند دقیقه وقت‌تون رو بگیرم؟

229
00:15:48,200 --> 00:15:49,380
‫رودئوس-ساما؛

230
00:15:49,880 --> 00:15:52,290
‫می‌دونم که این موضوع گستاخانه به‌نظر می‌رسه،

231
00:15:52,290 --> 00:15:54,930
‫ولی مایلید با لوک یه دوئل داشته باشید؟

232
00:15:54,930 --> 00:15:57,930
‫بدون جادو. شمشیر در برابر شمشیر.

233
00:15:59,770 --> 00:16:02,880
‫خیالتون راحت باشه، همه‌ش محض سرگرمیه.

234
00:16:02,880 --> 00:16:04,900
‫«محض سرگرمی»؟

235
00:16:04,900 --> 00:16:07,850
‫پس ترجیح می‌دم از شمشیر واقعی استفاده نکنم.

236
00:16:07,850 --> 00:16:11,430
‫رودئوس-ساما، می‌تونید یه شمشیر
‫ جادویی تجسم کنید. مشکلی نداره.

237
00:16:11,430 --> 00:16:16,420
‫اگه این‌طوره، لوک بازم می‌تونه به راحتی منو دو نصف کنه.

238
00:16:16,750 --> 00:16:20,620
‫نمی‌فهمم. از دوئل کردن چی عایدش می‌شه؟

239
00:16:20,620 --> 00:16:23,170
‫کاری کردم که باعث ناراحتی‌تون شده؟

240
00:16:23,410 --> 00:16:27,510
‫اصلاً. طبیعتاً، مختارید که دوئل رو قبول نکنید.

241
00:16:27,510 --> 00:16:28,540
‫هرچند؛

242
00:16:28,910 --> 00:16:31,310
‫امیدوارم که قبول کنید.

243
00:16:31,620 --> 00:16:34,050
‫رودئوس، لطفاً.

244
00:16:37,300 --> 00:16:38,620
‫متوجه‌م.

245
00:16:53,210 --> 00:16:53,890
‫شروع!

246
00:17:00,810 --> 00:17:01,670
‫هنوز مونده!

247
00:17:01,670 --> 00:17:02,330
‫نه!

248
00:17:05,320 --> 00:17:06,600
‫تمومه.

249
00:17:07,270 --> 00:17:08,160
‫کافیه!

250
00:17:12,390 --> 00:17:13,450
‫لعنتی!

251
00:17:12,700 --> 00:17:15,110
‫اِلِمو، جادوی شفا.

252
00:17:16,250 --> 00:17:19,290
‫لوک-سنپای، حالت خوبه؟

253
00:17:19,290 --> 00:17:20,570
‫خوبم.

254
00:17:22,730 --> 00:17:25,570
‫خوب از سیلفی مراقبت کن.

255
00:17:26,020 --> 00:17:27,820
‫البته که می‌کنم.

256
00:17:27,820 --> 00:17:32,750
‫ولی، ممنون می‌شم در مورد اینکه چرا من رو
‫ به چالش کشیدید توضیح بدید.

257
00:17:32,750 --> 00:17:34,820
‫چیز مهمی نیست.

258
00:17:35,100 --> 00:17:37,600
‫ما سیلفی رو دوست داریم.

259
00:17:37,600 --> 00:17:41,790
‫و به‌خاطر اینکه ما با اون خطرات مرگباری
‫رو پشت‌سر گذاشتیم، تردیدهای خودمون رو داریم.

260
00:17:41,790 --> 00:17:45,790
‫لطفاً این دوئل رو به چشم یه مسئله‌ی حیثیتی ببینید.

261
00:17:46,100 --> 00:17:51,300
‫گمونم می‌خواستن ببینن که
‫می‌تونن سیلفی رو بسپرن دست من یا نه.

262
00:17:51,300 --> 00:17:54,490
‫حتماً یه روزی به پادشاهی آسورا برمی‌گردم.

263
00:17:54,490 --> 00:17:58,380
‫وقتی برگشتم، یا تخت سلطنت رو به چنگ میارم یا به‌خاطرش می‌میرم.

264
00:17:59,060 --> 00:18:01,180
‫این وظیفه‌ایه که دارم.

265
00:18:03,200 --> 00:18:06,640
‫ولی سیلفی وظیفه‌ای در قبال همراهی من نداره.

266
00:18:06,640 --> 00:18:09,540
‫اون نه از طبقه‌ی اشرافه و نه نجیب‌زادگان،

267
00:18:09,540 --> 00:18:12,800
‫صرفاً یه محافظ که به‌خاطر تله‌پورت دسته‌جمعی بهم ملحق شد.

268
00:18:13,350 --> 00:18:19,830
‫دیگه زمان این شده که دست از لوس کردنش
‫ بردارم و بذارم راه خودش رو بره.

269
00:18:20,360 --> 00:18:26,280
‫به محض اینکه بچه‌دار شد، تمایلش برای اینکه
‫بخواد به ما ملحق بشه به خودی خود محو می‌شه.

270
00:18:26,660 --> 00:18:32,310
‫ولی اگه نشد، ازت می‌خوام که پا پیش بذاری و جلوش رو بگیری.

271
00:18:32,640 --> 00:18:34,030
‫نمی‌دونم.

272
00:18:34,410 --> 00:18:36,360
‫منم به شاهدخت مدیونم.

273
00:18:36,360 --> 00:18:40,340
‫تازه احتمالاً خودمم باهاش برم و کمک کنم.

274
00:18:40,340 --> 00:18:41,490
‫این‌ها به کنار،

275
00:18:42,130 --> 00:18:45,720
‫اگه به سیلفی از گل کم‌تر بگی،

276
00:18:45,720 --> 00:18:48,100
‫ما اون رو پس می‌گیریم.

277
00:18:49,310 --> 00:18:51,100
‫فراموش نمی‌کنم.

278
00:19:09,630 --> 00:19:10,910
‫اوه، رودی.

279
00:19:11,320 --> 00:19:12,590
‫آریل-ساما کجاست؟

280
00:19:12,590 --> 00:19:14,460
‫همین الان رفت.

281
00:19:14,460 --> 00:19:17,720
‫لوک یهویی رودئوس رو برای دوئل به چالش کشید!

282
00:19:17,720 --> 00:19:21,190
‫ولی الحق که رودئوس خودمونه! به راحتی برنده شد!

283
00:19:22,290 --> 00:19:23,720
‫که این‌طور...

284
00:19:24,000 --> 00:19:28,890
‫خب، این خلاصه اتفاق‌هایی بود که افتاد. شما صحبت‌تون تموم شد؟

285
00:19:29,140 --> 00:19:29,950
‫اوهوم.

286
00:19:32,700 --> 00:19:36,640
‫مثل اینکه الینالیزه واقعاً مادربزرگ سیلفی‌ـه.

287
00:19:36,880 --> 00:19:41,620
‫به‌خاطر شخصیتش و نفرینش، مشکلاتش هیچ‌وقت تمومی نداشتن.

288
00:19:41,620 --> 00:19:44,910
‫پس حتی وقتی هم که بچه‌دار شده، اسمش رو ازشون مخفی کرده...

289
00:19:45,260 --> 00:19:51,480
‫و همیشه وقتی که می‌تونستن روی پاهای
‫خودشون وایسن، رابطه‌ش رو باهاشون قطع می‌کرده.

290
00:19:51,870 --> 00:19:56,150
‫اون توی نگاه اول سیلفی رو به‌عنوان نوه یا نتیجه‌ش شناخت.

291
00:19:56,150 --> 00:19:59,040
‫ولی هیچ‌وقت نخواست که هویت خودش رو فاش کنه.

292
00:19:59,040 --> 00:20:03,740
‫بعدش وقتی که دید سیلفی چه‌قدر خوشحاله، احساساتش بهش غلبه کردن.

293
00:20:04,170 --> 00:20:07,110
‫رودئوس، در مورد لیزه...

294
00:20:07,110 --> 00:20:10,800
‫صادقانه بگم، اون شخصی نیست که فکر می‌کردم باشه.

295
00:20:11,190 --> 00:20:12,850
‫اوه؟ خب؟

296
00:20:12,850 --> 00:20:14,980
‫بالأخره ناامید شدی، ها؟

297
00:20:14,980 --> 00:20:18,600
‫خب، معلوم شد عشقش نه تنها بچه داشته،‌ بلکه نوه هم داره.

298
00:20:18,600 --> 00:20:20,060
‫خودمم بدجور شوکه ‌می‌شدم.

299
00:20:20,590 --> 00:20:24,450
‫اون حتی از چیزی که تصور می‌کردم هم باملاحظه‌تر و حساس‌تره.

300
00:20:24,810 --> 00:20:26,830
‫قسم می‌خورم که نفرینش رو از بین ببرم.

301
00:20:28,310 --> 00:20:32,550
‫اما برای اینکه خیالم بیشتر راحت باشه، از تو هم کمک می‌خوام.

302
00:20:33,400 --> 00:20:37,550
‫پس، اون داستان باعث نشد که ناامید بشی؟

303
00:20:37,550 --> 00:20:39,870
‫ناامید؟ معلومه که نه.

304
00:20:39,870 --> 00:20:41,250
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

305
00:20:41,250 --> 00:20:43,100
‫من یکی از پیروان میلیس‌ام.

306
00:20:43,100 --> 00:20:47,200
‫هر شرایطی که داشته باشه و هرچه‌قدر هم با آرمان‌های من در تضاد باشه،

307
00:20:47,200 --> 00:20:51,260
‫وظیفه دارم تا تنها زنی که عاشقمه رو خوشبخت کنم.

308
00:20:51,600 --> 00:20:54,740
‫مخصوصاً به‌خاطر اینکه خودم هم عاشقشم.

309
00:20:59,950 --> 00:21:01,470
‫متوجه‌م.

310
00:21:01,470 --> 00:21:04,450
‫اجازه بده از هر طریقی که می‌تونم کمکت کنم.

311
00:21:08,460 --> 00:21:11,380
‫راستی، ماها دوستیم، مگه نیستیم؟

312
00:21:11,380 --> 00:21:12,580
‫این‌قدر رسمی حرف نزن.

313
00:21:13,390 --> 00:21:14,620
‫نمی‌شه.

314
00:21:27,970 --> 00:21:31,890
‫رودی، داشتم فکر می‌کردم بذارم موهام بلند شه.

315
00:21:32,190 --> 00:21:34,040
‫از این قضیه مطمئنی؟

316
00:21:34,040 --> 00:21:36,120
‫چرا این‌قدر رسمی حرف می‌زنی؟

317
00:21:36,120 --> 00:21:38,620
‫موهام که دیگه سبز نیستن.

318
00:21:39,580 --> 00:21:43,400
‫فکر کنم بهتره سخت تلاش کنم تا همیشه دوستم داشته باشی.

319
00:21:43,710 --> 00:21:46,880
‫عجب حرفی زد! یه کاری می‌کنه اشکم در بیاد.

320
00:21:48,290 --> 00:21:51,030
‫بهتره منم سخت تلاش کنم تا یه‌وقت اون ازم دلخور نشه.

321
00:21:51,540 --> 00:21:54,360
‫سیلفی، بابت امروز خسته نباشی.

322
00:21:54,360 --> 00:21:57,010
‫اوهوم. رودی، خودتم خسته نباشی.

323
00:22:02,050 --> 00:22:05,050
قسمت ۱۴
مهـمانـی عـروسـی

324
00:22:02,050 --> 00:22:05,050
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39

325
00:22:05,070 --> 00:22:15,070
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

326
00:23:35,050 --> 00:23:40,070
قسمت بعد

327
00:23:35,310 --> 00:23:40,070
دوردست‌ها
