WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:20.040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:26.680 --> 00:28.840
‫صبح بخیر، استاد.

00:28.840 --> 00:32.440
‫صبح بخیر، استاد بزرگ.

00:32.440 --> 00:35.420
‫صبح‌تون بخیر،‌ زانوبا، جولی.

00:45.110 --> 00:46.640
‫اوه، رئیس.

00:46.640 --> 00:48.270
‫صبح بخیرنیا.

00:48.270 --> 00:49.700
‫صبح بخیر.

00:54.750 --> 00:57.040
‫چی شده، رئیس‌نیا؟!

00:57.040 --> 00:58.280
‫چی شده.

00:58.560 --> 01:00.850
‫رئیس بالأخره آتیشی شده!

01:00.850 --> 01:03.980
‫همه‌ش به‌خاطر جذابیت‌های منه. زن اغواگری‌ام.

01:03.980 --> 01:07.590
‫اگه زن رئیس بشی، دیگه هیچ‌وقت کمبود گوشت نداری‌نیا!

01:07.590 --> 01:10.100
‫رودئوس، چه بلایی سرت اومده؟

01:10.100 --> 01:11.670
‫عجیب به‌نظر می‌رسم؟

01:11.670 --> 01:17.130
‫یه‌جورایی انگار... اعتمادبه‌نفست چسبیده به سقف؟

01:20.430 --> 01:23.500
‫یه چیزی هست که می‌خوام به اطلاع‌تون برسونم.

01:23.830 --> 01:29.300
‫هرچند که نمی‌تونم جزئیاتش رو فاش کنم،
‫ولی دیروز از چنگال یه بیماری رها شدم.

01:29.610 --> 01:31.970
‫رئیس، مریضی چیزی بودی؟

01:31.970 --> 01:34.620
‫برای همینه که هیچ‌وقت نپریدی رومون؟

01:34.620 --> 01:37.280
‫تبریک می‌گم، استاد.

01:37.280 --> 01:40.110
‫می‌تونستید رازتونو با من در میون بذارید.

01:40.390 --> 01:43.120
‫که این‌طور. حتماً اذیت شدی.

01:43.120 --> 01:44.900
‫به‌هرحال،‌ تبریک می‌گم.

01:47.050 --> 01:52.310
‫بیماری‌ای که در بدو ورودم به
‫دانشکده‌ی جادو درگیرم کرده بود، درمان شد.

01:52.880 --> 01:57.470
‫سیلفی بهم کمک کردم و حتی
‫یه چیز باارزش رو به‌خاطرش فدا کرد.

02:00.660 --> 02:03.570
‫بالأخره، دوباره احساس انسان بودن دارم.

02:03.570 --> 02:06.450
‫الان حتی بیشتر از قبل آتیشی می‌زنه‌نیا!

02:06.450 --> 02:08.650
‫الان برای پاکدامنی هر دختر
‫توی این دانشکده یه تهدیده‌نیا.

02:08.650 --> 02:10.860
‫زیادی نزدیکش بشی، حامله شدنت قطعیه.

02:10.860 --> 02:14.280
‫چه‌قدر بی‌ادب. من یه جنتلمنم.

02:20.320 --> 02:25.320
‫ناناهوشی-سان، اگه با یکی قرار می‌ذاشتی، ازش چی می‌خواستی؟

02:27.510 --> 02:30.720
‫این دیگه چه بحثی بود یهویی؟ می‌خوای گپ بزنیم؟

02:30.720 --> 02:32.110
‫یه همچین چیزی.

02:32.110 --> 02:34.820
‫ببین، من می‌خوام هرچی زودتر برم خونه.

02:34.820 --> 02:36.290
‫می‌شه قضیه رو جدی بگیری؟

02:36.650 --> 02:39.340
‫همیشه‌ی خدا دهنت داره می‌جنبه.

02:39.340 --> 02:42.560
‫اگه ساکت بمونی می‌تونیم بهتر کار کنیم.

02:42.840 --> 02:47.050
‫ناناهوشی-سان الان گرفتم. تو هیچ‌وقت عاشق نشدی، نه؟

02:50.080 --> 02:53.090
‫حتی منم یکی رو توی دلم دارم، باشه؟

02:53.700 --> 02:56.310
‫هرچند که باهم دعوامون شد و از اون‌موقع دیگه ندیدمش.

02:57.700 --> 03:02.690
‫یادم نبود. ناناهوشی وسط یه دعوا بود که احضار شد.

03:03.040 --> 03:04.530
‫معذرت می‌خوام.

03:04.530 --> 03:07.270
‫معذرت‌خواهی لازم نیست. بچسب به کار.

03:09.360 --> 03:14.270
‫و اگه هم یکی رو دوست داشته باشم،
‫همین‌که باهم وقت بگذرونیم کافیه.

03:18.060 --> 03:21.920
‫اخیراً مرتب داشتم برای پاول نامه می‌فرستادم.

03:21.920 --> 03:26.710
‫حالا که خوب شدم، می‌تونم روی دورهم جمع‌شدن خانواده‌م کار کنم،

03:26.710 --> 03:29.370
‫ولی قبلش یه کاری هست که باید انجام بدم.

03:36.250 --> 03:38.330
‫به خواست سیلفی احترام می‌ذارم.

03:38.740 --> 03:44.770
‫چون‌که بهم کمک کرد، حالا نوبت منه
‫تا کاری که می‌خواد رو انجام بدم.

03:45.410 --> 03:47.000
‫که یعنی...

03:47.710 --> 03:50.780
‫جدی چطوری باید ازدواج کنم؟

03:54.200 --> 03:56.000
‫فرمودید ازدواج؟

03:56.000 --> 04:00.070
‫آره. صرفاً می‌خواستم بدونم وقتی زمانش شد باید چیکار کنم.

04:00.070 --> 04:01.790
‫بذار ببینم...

04:01.790 --> 04:03.450
‫اول باید بری سراغ خونه، نه؟

04:03.450 --> 04:04.130
‫درسته.

04:04.130 --> 04:06.710
‫ه ــ ــا؟ صاف می‌ری سراغ خونه؟

04:06.710 --> 04:08.380
‫معلومه که می‌ری.

04:08.380 --> 04:11.170
‫وقتی یه خونه هم نداری چطوری می‌خوای ازدواج کنی؟

04:11.720 --> 04:17.650
‫راست می‌گه، پاول هم وقتی ازدواج کرد
‫ توی روستای بوئنا ساکن شد.

04:17.650 --> 04:22.240
‫اگه با یه دختر مرفه و ثروتمند ازدواج کنی
‫که خودش خونه داشته باشه یه داستان دیگه‌ست،

04:22.240 --> 04:26.740
‫ولی اگه هیچ‌کدوم‌تون خونه نداشته باشید،
‫مرد باید با خریدن خونه ارزش خودش رو ثابت کنه.

04:27.050 --> 04:29.620
‫گمونم سازوکار این دنیا این‌شکلیه.

04:29.620 --> 04:33.090
‫متوجه شدم. اول می‌ریم سراغ خونه.

04:33.090 --> 04:35.730
‫فردا می‌رم توی شهر دنبالش می‌گردم.

04:35.730 --> 04:38.460
‫رودئوس، نکنه داری ازدواج می‌کنی؟

04:38.460 --> 04:40.000
‫ع ــ ــ ــه، آره.

04:40.000 --> 04:41.000
‫با کی؟

04:41.620 --> 04:45.500
‫چیزه، با همونی که بیماریم رو درمان کرد.

04:45.500 --> 04:47.040
‫که این‌طور.

04:47.370 --> 04:50.260
‫اگه یکی از پیروان میلیس بود بهم خبر بده.

04:50.260 --> 04:53.870
‫هنوز نمی‌تونم مراسم کامل رو انجام بدم،
‫ولی می‌تونم براتون یه دعای خیر بکنم.

04:54.220 --> 04:55.130
‫باشه.

05:01.000 --> 05:02.230
‫همم...

05:02.560 --> 05:05.200
‫گفتم می‌رم دنبال خونه بگردم،

05:05.200 --> 05:09.920
‫ولی حقیقتش اصلاً نمی‌دونم چطور خونه‌ای باید بخرم.

05:09.920 --> 05:14.590
‫سیلفی از یه شاهدخت محافظت می‌کنه.
‫و جدای از بحث کار، دوست‌های خوبی هم هستن.

05:14.590 --> 05:19.200
‫که یعنی شاهدخت آریل هم ممکنه یه سری بهمون بزنه.

05:19.200 --> 05:22.590
‫پس باید یه خونه‌ی مجلل باشه، نه؟

05:23.380 --> 05:27.000
‫شاید بهتر بود سیلفی رو با خودم میاوردم.

05:27.820 --> 05:31.730
‫نه، نه. باید بهش نشون بدم که می‌تونه روم حساب کنه.

05:31.730 --> 05:37.010
‫یه خونه‌ی بزرگ با کلی اتاق که خرج زیادی هم نتراشه-

05:37.010 --> 05:38.250
‫همم؟

05:50.140 --> 05:52.300
‫عجب خونه‌ی خوبیه.

05:52.300 --> 05:56.270
‫ولی برای دو نفر زیادی بزرگ نیست؟

05:56.270 --> 05:59.670
‫یه داستانی داره که باعث افت قیمتش شده.

06:00.070 --> 06:02.510
‫گفتی نفرین‌‌شده بود، آره؟

06:02.800 --> 06:06.580
‫مثل اینکه مردم نصفه‌شب یه صداهایی می‌شنون،

06:06.580 --> 06:09.770
‫و صبح روز بعدش، ساکنین خونه رو مرده پیدا می‌کنن.

06:10.130 --> 06:12.920
‫سعی نکردن برن سراغ جن‌گیری؟

06:12.920 --> 06:16.440
‫بعداز اینکه تلفاتش بیشتر شد
‫گیلد ماجراجوها زیر بارش نرفت،

06:16.440 --> 06:19.830
‫و گیلد جادوگرها هم قبولش نکردن.

06:19.830 --> 06:21.680
‫چه‌قدر بی‌خیال.

06:21.680 --> 06:24.060
‫برای همینه که اومدم سراغ شما دوتا.

06:25.560 --> 06:29.860
‫خب... زانوبا-سان، کلیف-سان، بریم تو کارش.

06:37.870 --> 06:40.950
‫آهای داداش. همین‌طوری همه‌چی رو خرد نکن.

06:40.950 --> 06:44.830
‫ببخشید. در گیر کرده بود و باز نمی‌شد.

06:49.790 --> 06:52.460
‫استاد، برنامه‌مون چیه؟

06:52.460 --> 06:56.660
‫اول،‌ تمام اتاق‌ها رو بررسی می‌کنیم،
‫از سمت راست طبقه‌ی اول شروع می‌کنیم.

06:56.660 --> 06:58.100
‫اطاعت می‌شه.

06:58.100 --> 07:01.270
‫بــ ــ بدجوری سر این قضیه جدی شدی.

07:01.270 --> 07:04.740
‫من در واقع یه ماجراجوی رنک A  ــم.

07:04.740 --> 07:07.100
‫ا ــ اوه. راست می‌گی.

07:07.100 --> 07:09.990
‫خب، من باید چیکار کنم؟

07:09.990 --> 07:14.370
‫اگه با دشمنی روبه‌رو شدیم،
‫با جادوی الهی ساده بهشون حمله کن.

07:14.370 --> 07:16.110
‫فــ ــ فهمیدم.

07:52.960 --> 07:54.860
‫هیچی اینجا نیست، نه؟

07:54.860 --> 07:57.650
‫خب، پس قراره شب رو هم اینجا بگذرونیم؟

07:57.650 --> 08:00.000
‫آره. روتون حساب می‌کنم.

08:00.530 --> 08:03.060
‫خورشید به‌زودی غروب می‌کنه.

08:03.920 --> 08:07.510
‫هرچیزی که مردم رو کشته قراره شب
‫ سرو‌کله‌ش پیدا بشه.

08:07.510 --> 08:11.030
‫حدس می‌زنم یه‌جور هیولاست که اینجا لونه کرده.

08:11.420 --> 08:17.390
‫اگه توی شهره پس نباید خیلی قوی باشه،
‫ولی نباید خیلی شل گرفت.

08:17.800 --> 08:19.750
‫نگران حال جولی‌ام.

08:20.130 --> 08:22.030
‫منم نگران لیزه‌ام.

08:23.550 --> 08:26.150
‫خودمم نگران حال سیلفی‌ام.

08:27.160 --> 08:28.490
‫زانوبا.

08:28.490 --> 08:29.890
‫چیزی شده؟

08:30.230 --> 08:34.640
‫وقتی این‌کار رو تموم کردیم، می‌خوام ازدواج کنم.

08:36.210 --> 08:41.780
‫درسته. بیاید سریع این قضیه رو فیصله بدیم
‫و یه مهمونی بزرگ توی خونه برپا کنیم.

08:41.980 --> 08:45.500
‫به نفعته من و لیزه رو هم دعوت کنی.

08:48.580 --> 08:50.620
‫معلومه که می‌کنم.

09:40.450 --> 09:41.350
‫رودئوس!

09:41.350 --> 09:43.260
‫بیدار شو! یه صدایی شنیدم!

09:51.810 --> 09:53.620
‫زانوبا رو هم بیدار کن.

10:14.780 --> 10:16.360
‫چطور به‌نظر می‌رسه؟

10:16.360 --> 10:18.600
‫من که چیزی به چشم نمی‌بینم.

10:19.310 --> 10:20.720
‫بریم یه سروگوشی آب بدیم.

10:20.720 --> 10:22.210
‫اطاعت می‌شه.

10:20.720 --> 10:22.210
‫بــ ــ باشه.

10:26.390 --> 10:30.330
‫از طبقه‌ی بالا شروع می‌کنیم و
‫هر گوشه‌کناری رو بررسی می‌کنیم.

10:30.330 --> 10:32.000
‫بــ ــ باشه.

10:40.180 --> 10:42.580
‫دیگه فقط زیرزمین مونده.

10:42.580 --> 10:43.370
‫آره.

10:52.040 --> 10:53.580
‫اونجا خبری نیست؟

10:53.580 --> 10:55.780
‫چیز خاصی نیست.

11:00.350 --> 11:01.520
‫چطور پیش رفت؟

11:03.380 --> 11:07.920
‫بیاید برگردیم تو اتاقی که وسایلمون رو
‫گذاشتیم و آماده‌ی حمله بشیم.

11:08.320 --> 11:11.680
‫یه صدایی شنیدم، پس دشمن خودش میاد سراغمون.

11:11.680 --> 11:16.350
‫ولی بازم، احتمالش هست مراقبمون باشه
‫و صبر کنه تا خوابمون ببره.

11:18.710 --> 11:21.000
‫هنوزم ممکنه همین‌جاها در کمین باشه.

11:21.000 --> 11:22.590
‫حواستون جمع باشه.

11:26.020 --> 11:28.010
‫به‌نظر می‌رسه امنه.

11:29.140 --> 11:32.450
‫گمونم آخرشم باید منتظر باشیم وقتی خوابیم شبیخون بزنه.

12:17.080 --> 12:18.510
‫استاد!

12:26.000 --> 12:27.390
‫زانوبا!

12:29.970 --> 12:34.260
‫من یه «فرزند فرخنده»‌ام. جونور حقیری
‫مثل این نمی‌تونه بلایی سرم بیاره.

12:35.080 --> 12:38.090
‫اوه مادر، پروردگار ما که این زمین را با سخاوت برکت بخشیدی!

12:38.090 --> 12:41.430
‫ابلهانی را که به خِرَد پشت می‌کنند ذلیل کن!

12:41.430 --> 12:43.080
‫تـــطـــهــیر شـــو!

12:46.130 --> 12:47.350
‫ای وای...

12:48.690 --> 12:50.710
‫کــ ــ کار نکرد که!

12:52.090 --> 12:53.130
‫کار خودمه!

12:54.190 --> 12:55.870
‫زانوبا، برو کنار!

12:55.870 --> 12:57.120
‫لطفاً صبر کنید، استاد!

12:57.410 --> 12:59.500
‫برو کنار گفتم! خودم ترتیبشو می‌دم!

12:59.500 --> 13:00.600
‫صبر کنید!

13:00.600 --> 13:01.560
‫استاد!

13:02.050 --> 13:03.470
‫التماس می‌کنم!

13:16.480 --> 13:19.180
‫استاد، بیاید به اتاق برگردیم.

13:19.440 --> 13:21.670
‫بــ ــ باشه.

13:25.400 --> 13:27.820
‫مــ ــ من که فرار نکردم!

13:27.820 --> 13:30.690
‫چون راهرو باریک بود، گفتم
‫مزاحم‌تون می‌شم.

13:30.690 --> 13:32.850
‫درسته. تصمیم خوبی بود.

13:32.850 --> 13:34.120
‫مــ ــ مگه نه؟

13:34.360 --> 13:38.520
‫خب، خودمم ترسیدم، بیخیالش.

13:38.520 --> 13:40.590
‫زانوبا، مدیونت شدم.

13:40.590 --> 13:44.620
‫ولی یادت نره خودتم یه ارباب
‫شیاطین نامیرا نیستی.

13:43.670 --> 13:45.550
‫عجب چیزیه، استاد.

13:45.550 --> 13:47.260
‫ا ــ اون...

13:48.320 --> 13:49.500
‫یه عروسکه؟

13:49.770 --> 13:52.950
‫استاد، عجب عروسکی هم هست!

13:52.950 --> 13:56.470
‫زانوبا، می‌دونم از عروسک خوشت میاد، ولی بیخیال.

13:56.710 --> 14:00.190
‫استاد! این‌یکی داشت تکون می‌خورد!

14:00.190 --> 14:02.330
‫یه عروسک متحرکه!

14:03.460 --> 14:05.200
‫یه عروسک متحرک...

14:05.540 --> 14:11.710
‫عروسک‌های متحرک. ربات‌ها، ماشین‌ها.
‫ربات‌های خدمتکار. پشمام.

14:11.970 --> 14:13.580
‫واقعاً هم عجب چیزیه!

14:13.580 --> 14:16.520
‫استاد، بالأخره متوجه شدید؟

14:16.520 --> 14:20.680
‫عالیه. تیزبینیت در رابطه با
‫عروسک‌ها از منم بهتره.

14:21.370 --> 14:24.850
‫توی نگاه اول متوجه شدم یه عروسکه.

14:25.200 --> 14:27.450
‫یه عروسک متحرک داریم.

14:27.450 --> 14:32.620
‫که یعنی اگه روش کارش رو بفهمیم،
‫می‌تونیم مالکیتش رو به‌دست بگیریم.

14:32.620 --> 14:38.230
‫این‌یکی چوبیه، ولی اگه بشه چیزهای
‫سیلیکونی‌ رو تکون بدیم،

14:38.610 --> 14:40.340
‫رؤیاهامون محقق می‌شن.

14:40.550 --> 14:42.620
‫زانوبا، چیکار کنیم؟

14:42.620 --> 14:44.430
‫خیلی هیجان‌زده‌ام.

14:44.430 --> 14:46.090
‫استاد، منم همین‌طور.

14:46.090 --> 14:48.520
‫دلم می‌خواد گریه کنم!

14:48.520 --> 14:50.610
‫هوی! بس کنید دیگه!

14:51.000 --> 14:53.570
‫وقت این کارها رو نداریم!

14:54.330 --> 14:56.910
‫مگه چیزی مهم‌تر از اینم هست؟!

14:57.280 --> 14:59.140
‫یه عروسک خودبه‌خود تکون خورد!

14:59.140 --> 15:00.800
‫چرا نمی‌تونی اهمیتش رو درک کنی؟!

15:00.800 --> 15:04.490
‫بــ ــ بعضی هیولاها هم زره رو تکون می‌دن!

15:04.490 --> 15:07.220
‫زانوبا، ولش کن.

15:07.220 --> 15:09.520
‫و ــ ولی استاد...

15:09.520 --> 15:11.970
‫حرف کلیف-سنپای درسته.

15:11.970 --> 15:15.610
‫احتمالاً این عروسک همون «روح شیطانی» باشه.

15:16.550 --> 15:19.970
‫و تازه ممکنه فقط همین یکی هم نباشه.
‫باید دنبال‌شون بگردیم.

15:17.420 --> 15:21.140
‫نیروی الهی فاخر و مقوی می‌باشد.

15:19.970 --> 15:24.060
‫ممکنه الگوی ساخت‌شون هم پیدا کنیم.

15:21.140 --> 15:25.020
‫قدرتی به کسانی می‌بخشد که نیرویشان را
‫از دست داده‌اند و باعث سرپا کردن‌ آنان می‌شود.

15:24.060 --> 15:26.350
‫بله! نکته‌ی خوبیه!

15:25.020 --> 15:26.350
‫شفا.

15:26.350 --> 15:30.310
‫باید بفهمیم این‌یکی دقیقاً از کجا اومده!

15:35.720 --> 15:38.370
‫نشونه باز و بسته شدن دیوار هست.

15:38.370 --> 15:41.590
‫احتمالاً پشتش یه اتاق باشه.

15:41.590 --> 15:44.030
‫زانوبا، اینجا رو فشار بده.

15:44.030 --> 15:45.500
‫اطاعت می‌شه.

15:49.780 --> 15:51.310
‫اوه...

15:51.310 --> 15:53.180
‫می‌دونستم. یه در مخفیه.

16:00.620 --> 16:04.100
‫کلیف-سنپای، می‌دونی این پایه چیه؟

16:04.100 --> 16:06.460
‫نه، اولین‌باره که می‌بینم.

16:12.400 --> 16:13.780
‫چیزی پیدا کردی؟

16:13.780 --> 16:16.090
‫آره. این رو.

16:16.740 --> 16:19.940
‫انگار چیزی راجع به عروسک‌ها داخلشه!

16:19.940 --> 16:23.630
‫طرح‌ها به‌تنهایی شبیه به حلقه‌های
‫ روی اشیاء جادویی‌ان.

16:23.630 --> 16:24.990
‫واقعاً؟

16:24.990 --> 16:28.930
‫آره. یه‌مدته دارم در مورد اشیاء جادویی تحقیق می‌کنم.

16:28.930 --> 16:31.400
‫و قبلاً حلقه‌های جادویی مشابه رو روشون دیدم.

16:31.400 --> 16:32.680
‫که اینطور.

16:33.050 --> 16:37.120
‫صاحب این اتاق احتمالاً‌ داشته روی
‫اون عروسک تحقیق می‌کرده.

16:37.120 --> 16:41.210
‫تقریباً مطمئنم بهش وظیفه‌ی نگهبانی داده.

16:41.210 --> 16:46.090
‫پس مقتول‌های بدبخت رو به‌عنوان
‫مهاجم تشخیص داده.

16:46.430 --> 16:52.250
‫چیزهای مربوط به تحقیقش هنوز همینجان.
‫احتمالاً تو یه حادثه مرده.

16:53.580 --> 16:57.480
‫بگذریم، انگار فقط همون یه عروسک بود.

16:57.480 --> 16:58.330
‫درسته.

16:58.330 --> 17:01.800
‫در واقع، موضوع رفع شد.

17:06.040 --> 17:10.930
‫کلیف-سنپای، زانوبا. بابت
‫کمک‌تون تو این قضیه ممنونم.

17:10.930 --> 17:14.140
‫چیزی نیست. ما که غریبه نیستیم.

17:14.140 --> 17:17.250
‫راستی، چیزهایی که تو زیرزمین بود ‫رو می‌خوای چیکار کنی؟

17:17.250 --> 17:22.150
‫فکر کنم فعلاً یه اتاق بی‌استفاده رو
‫بگیرم و روشون تحقیق کنم.

17:23.500 --> 17:24.430
‫استاد.

17:25.060 --> 17:26.350
‫بله؟

17:26.640 --> 17:31.890
‫می‌شه مسئولیت تحقیق روی عروسک‌ متحرک
‫رو به بنده بسپارید؟

17:31.890 --> 17:34.110
‫چی شد یهویی؟

17:34.340 --> 17:38.630
‫نه تنها مانام کمه، بلکه دست‌و‌پاچلفتی هم هستم.

17:38.630 --> 17:42.170
‫برای مثال اون عروسک اژدهای قرمزی
‫که داریم برای جولی درست می‌کنیم.

17:42.170 --> 17:46.990
‫همه‌ش توی دست‌وپاتونم، اصلاً کار پیش نمی‌ره.

17:48.290 --> 17:52.280
‫رمزگشایی دست‌نوشته‌ها ممکنه کمی زمان ببره.

17:52.280 --> 17:57.130
‫و حتی شاید اگه خودتون تحقیق کنید
‫خیلی سریع‌تر کار پیش بره.

17:58.840 --> 18:02.510
‫اگه موقع تحقیق عروسکه دوباره وحشی بشه چی؟

18:02.510 --> 18:05.790
‫حتی اگه یکم وحشی‌بازی در بیاره
‫خودم از پسش بر میام.

18:05.790 --> 18:07.600
‫خب آره. ولی...

18:10.470 --> 18:12.460
‫خواهش می‌کنم، استاد!

18:12.460 --> 18:14.570
‫وقتی که نقشه‌هاتون بالأخره نتیجه دادن،

18:14.570 --> 18:19.480
‫دلم می‌خواد کاری جز بخشیدن پول
‫انجام داده باشم!

18:20.990 --> 18:24.930
‫خواهش می‌کنم! تحقیقات رو به من بسپارید!

18:27.770 --> 18:29.130
‫باشه.

18:29.130 --> 18:31.550
‫زانوبا، می‌سپارمش به خودت.

18:31.870 --> 18:33.490
‫جدی می‌فرمایید؟!

18:33.490 --> 18:38.120
‫ولی دلیلی داره که این تحقیقات
‫مخفی شده بود، مواظب باش.

18:38.120 --> 18:39.880
‫سپاس‌گزارم!

18:39.880 --> 18:42.290
‫هرجور شده حواست بهش باشه ها.

18:42.290 --> 18:45.760
‫نمی‌خوام تو مدرسه یه روح پیدا بشه.

18:47.480 --> 18:51.870
‫یه‌چیز غیرمنتظره هم گیرم اومد، ولی
‫اینم از خونه‌ی رویاییم.

18:57.000 --> 18:59.740
‫رودی، چیو می‌خوای نشونم بدی؟

18:59.740 --> 19:01.740
‫خیلی مشتاقم.

19:01.740 --> 19:03.920
‫سیلفی، رفتارت خیلی خشکه.

19:03.920 --> 19:09.530
‫نکنه مخفیانه اطلاعات جمع کردی و
‫الانشم می‌دونی چه خبره؟

19:11.930 --> 19:14.340
‫عه؟ چی می‌گی؟

19:14.340 --> 19:16.210
‫منظورتو نمی‌فهمم.

19:38.830 --> 19:43.500
‫رنگ سقف رو شبیه رنگ قبلی موهات کردم.

19:43.500 --> 19:47.950
‫حتی اگه خودتم دوستش نداشتی،
‫من ازش خوشم می‌اومد.

19:48.230 --> 19:49.220
‫ها؟

19:49.220 --> 19:50.930
‫عا، درسته.

19:55.450 --> 19:58.990
‫خب، بیا بریم داخل رو ببینیم.

20:34.420 --> 20:38.030
‫فعلاً فقط این اتاق رو توی طبقه‌ی دوم تعمیر کردم.

20:38.030 --> 20:39.760
‫عالیه.

20:41.530 --> 20:44.190
‫چرا تخت‌مون انقدر بزرگه؟

20:44.490 --> 20:46.260
‫واقعاً معلوم نیست؟

20:46.780 --> 20:49.930
‫تا بتونم حسابی بخورمت!

20:49.930 --> 20:52.180
‫آها، درسته.

20:52.180 --> 20:53.490
‫همینه دیگه.

21:02.460 --> 21:03.440
‫سیلفی.

21:03.440 --> 21:04.850
‫بــ ــ بله؟

21:04.850 --> 21:09.960
‫قول ازدواج دادم، ولی واقعاً
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.

21:10.370 --> 21:16.200
‫برای شروع این خونه رو خریدم، ولی
‫باید سر کلی چیز با هم صحبت کنیم.

21:16.720 --> 21:21.100
‫خب... هرچندتا بچه بخوای مشکلی نیست.

21:21.100 --> 21:22.720
‫بــ ــ باشه.

21:24.280 --> 21:26.930
‫خوشحالم اینو می‌گی،

21:26.930 --> 21:29.250
‫ولی محافظت از شاهدخت آریل چی می‌شه؟

21:29.640 --> 21:33.300
‫ما دوسال دیگه هم قراره تو این کشور بمونیم،

21:33.300 --> 21:37.190
‫و دقیقاً بعد از فارغ‌التحصیلی هم
‫قرار نیست برگردیم پادشاهی آسورا.

21:37.820 --> 21:40.170
‫پس...

21:41.060 --> 21:42.710
‫ببخشید.

21:42.710 --> 21:46.770
‫الان که بهش فکر می‌کنم، اصلاً
‫ملاحظه‌ت رو نمی‌کنم.

21:46.770 --> 21:51.330
‫به‌خاطر من همچین خونه‌ای رو گرفتی،
‫ولی نمی‌تونم زیاد توش بمونم.

21:52.500 --> 21:56.330
‫سیلفی باعث شد چیز ارزشمندی رو پس بگیرم.

21:56.730 --> 21:58.500
‫و به‌خاطرش از بدن خودش استفاده کرد.

21:58.960 --> 22:03.040
‫تازه، اولین‌بارش بود، منم خیلی
‫خشن برخورد کردم.

22:03.040 --> 22:04.690
‫مطمئنم ترسیده بود.

22:05.550 --> 22:08.880
‫ولی اصلاً به روی خودش نیورد.

22:09.370 --> 22:12.080
‫صبحش که بیدار شدم، بهم لبخندم زد.

22:12.630 --> 22:16.110
‫برای همین تونستم قدرتم رو پس بگیرم.

22:16.430 --> 22:19.890
‫به‌جز سیلفی کی می‌تونه
‫برام کافی باشه؟

22:20.600 --> 22:23.360
‫حق اینو ندارم که زنت بشـ-

22:24.440 --> 22:26.410
‫سیلفی، تو مال منی!

22:26.410 --> 22:27.010
‫ها؟!

22:27.010 --> 22:29.870
‫عا، آره. مال خودتم.

22:39.010 --> 22:41.370
‫پس، لطفاً باهام ازدواج کن.

22:48.350 --> 22:49.230
‫بله.

22:52.390 --> 22:56.360
‫باید هرکاری دلت می‌خواد رو انجام بدی.

22:56.360 --> 22:58.690
‫و اگه با هم به مشکل خوردیم،

22:58.690 --> 23:00.610
‫باید با صحبت کردن حلش کنیم.

23:00.610 --> 23:02.140
‫آره. درست می‌گی.

23:02.470 --> 23:06.490
‫خب، نمی‌خوای بهم چیزی بگی؟

23:10.400 --> 23:13.780
‫یهویی غیبت نزنه ها، باشه؟

23:16.100 --> 23:17.040
‫باشه.

23:17.400 --> 23:20.920
‫فهمیدم. قرار نیست یهویی غیب بشم.

23:21.390 --> 23:22.590
‫قول می‌دم.

23:22.590 --> 23:24.580
‫خوبه، پس قول دادی.

23:24.580 --> 23:31.580
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:32.050 --> 23:35.060
قسمت ۱۳
خونه رویایی من

23:32.050 --> 23:35.060
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39

23:32.050 --> 23:35.060
قسمت ۱۳
خونه رویایی من

23:35.060 --> 23:40.050
قسمت بعد

23:35.480 --> 23:40.050
مهمانی عروسی
