1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:20,040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:26,680 --> 00:00:28,840
‫صبح بخیر، استاد.

4
00:00:28,840 --> 00:00:32,440
‫صبح بخیر، استاد بزرگ.

5
00:00:32,440 --> 00:00:35,420
‫صبح‌تون بخیر،‌ زانوبا، جولی.

6
00:00:45,110 --> 00:00:46,640
‫اوه، رئیس.

7
00:00:46,640 --> 00:00:48,270
‫صبح بخیرنیا.

8
00:00:48,270 --> 00:00:49,700
‫صبح بخیر.

9
00:00:54,750 --> 00:00:57,040
‫چی شده، رئیس‌نیا؟!

10
00:00:57,040 --> 00:00:58,280
‫چی شده.

11
00:00:58,560 --> 00:01:00,850
‫رئیس بالأخره آتیشی شده!

12
00:01:00,850 --> 00:01:03,980
‫همه‌ش به‌خاطر جذابیت‌های منه. زن اغواگری‌ام.

13
00:01:03,980 --> 00:01:07,590
‫اگه زن رئیس بشی، دیگه هیچ‌وقت کمبود گوشت نداری‌نیا!

14
00:01:07,590 --> 00:01:10,100
‫رودئوس، چه بلایی سرت اومده؟

15
00:01:10,100 --> 00:01:11,670
‫عجیب به‌نظر می‌رسم؟

16
00:01:11,670 --> 00:01:17,130
‫یه‌جورایی انگار... اعتمادبه‌نفست چسبیده به سقف؟

17
00:01:20,430 --> 00:01:23,500
‫یه چیزی هست که می‌خوام به اطلاع‌تون برسونم.

18
00:01:23,830 --> 00:01:29,300
‫هرچند که نمی‌تونم جزئیاتش رو فاش کنم،
‫ولی دیروز از چنگال یه بیماری رها شدم.

19
00:01:29,610 --> 00:01:31,970
‫رئیس، مریضی چیزی بودی؟

20
00:01:31,970 --> 00:01:34,620
‫برای همینه که هیچ‌وقت نپریدی رومون؟

21
00:01:34,620 --> 00:01:37,280
‫تبریک می‌گم، استاد.

22
00:01:37,280 --> 00:01:40,110
‫می‌تونستید رازتونو با من در میون بذارید.

23
00:01:40,390 --> 00:01:43,120
‫که این‌طور. حتماً اذیت شدی.

24
00:01:43,120 --> 00:01:44,900
‫به‌هرحال،‌ تبریک می‌گم.

25
00:01:47,050 --> 00:01:52,310
‫بیماری‌ای که در بدو ورودم به
‫دانشکده‌ی جادو درگیرم کرده بود، درمان شد.

26
00:01:52,880 --> 00:01:57,470
‫سیلفی بهم کمک کردم و حتی
‫یه چیز باارزش رو به‌خاطرش فدا کرد.

27
00:02:00,660 --> 00:02:03,570
‫بالأخره، دوباره احساس انسان بودن دارم.

28
00:02:03,570 --> 00:02:06,450
‫الان حتی بیشتر از قبل آتیشی می‌زنه‌نیا!

29
00:02:06,450 --> 00:02:08,650
‫الان برای پاکدامنی هر دختر
‫توی این دانشکده یه تهدیده‌نیا.

30
00:02:08,650 --> 00:02:10,860
‫زیادی نزدیکش بشی، حامله شدنت قطعیه.

31
00:02:10,860 --> 00:02:14,280
‫چه‌قدر بی‌ادب. من یه جنتلمنم.

32
00:02:20,320 --> 00:02:25,320
‫ناناهوشی-سان، اگه با یکی قرار می‌ذاشتی، ازش چی می‌خواستی؟

33
00:02:27,510 --> 00:02:30,720
‫این دیگه چه بحثی بود یهویی؟ می‌خوای گپ بزنیم؟

34
00:02:30,720 --> 00:02:32,110
‫یه همچین چیزی.

35
00:02:32,110 --> 00:02:34,820
‫ببین، من می‌خوام هرچی زودتر برم خونه.

36
00:02:34,820 --> 00:02:36,290
‫می‌شه قضیه رو جدی بگیری؟

37
00:02:36,650 --> 00:02:39,340
‫همیشه‌ی خدا دهنت داره می‌جنبه.

38
00:02:39,340 --> 00:02:42,560
‫اگه ساکت بمونی می‌تونیم بهتر کار کنیم.

39
00:02:42,840 --> 00:02:47,050
‫ناناهوشی-سان الان گرفتم. تو هیچ‌وقت عاشق نشدی، نه؟

40
00:02:50,080 --> 00:02:53,090
‫حتی منم یکی رو توی دلم دارم، باشه؟

41
00:02:53,700 --> 00:02:56,310
‫هرچند که باهم دعوامون شد و از اون‌موقع دیگه ندیدمش.

42
00:02:57,700 --> 00:03:02,690
‫یادم نبود. ناناهوشی وسط یه دعوا بود که احضار شد.

43
00:03:03,040 --> 00:03:04,530
‫معذرت می‌خوام.

44
00:03:04,530 --> 00:03:07,270
‫معذرت‌خواهی لازم نیست. بچسب به کار.

45
00:03:09,360 --> 00:03:14,270
‫و اگه هم یکی رو دوست داشته باشم،
‫همین‌که باهم وقت بگذرونیم کافیه.

46
00:03:18,060 --> 00:03:21,920
‫اخیراً مرتب داشتم برای پاول نامه می‌فرستادم.

47
00:03:21,920 --> 00:03:26,710
‫حالا که خوب شدم، می‌تونم روی دورهم جمع‌شدن خانواده‌م کار کنم،

48
00:03:26,710 --> 00:03:29,370
‫ولی قبلش یه کاری هست که باید انجام بدم.

49
00:03:36,250 --> 00:03:38,330
‫به خواست سیلفی احترام می‌ذارم.

50
00:03:38,740 --> 00:03:44,770
‫چون‌که بهم کمک کرد، حالا نوبت منه
‫تا کاری که می‌خواد رو انجام بدم.

51
00:03:45,410 --> 00:03:47,000
‫که یعنی...

52
00:03:47,710 --> 00:03:50,780
‫جدی چطوری باید ازدواج کنم؟

53
00:03:54,200 --> 00:03:56,000
‫فرمودید ازدواج؟

54
00:03:56,000 --> 00:04:00,070
‫آره. صرفاً می‌خواستم بدونم وقتی زمانش شد باید چیکار کنم.

55
00:04:00,070 --> 00:04:01,790
‫بذار ببینم...

56
00:04:01,790 --> 00:04:03,450
‫اول باید بری سراغ خونه، نه؟

57
00:04:03,450 --> 00:04:04,130
‫درسته.

58
00:04:04,130 --> 00:04:06,710
‫ه ــ ــا؟ صاف می‌ری سراغ خونه؟

59
00:04:06,710 --> 00:04:08,380
‫معلومه که می‌ری.

60
00:04:08,380 --> 00:04:11,170
‫وقتی یه خونه هم نداری چطوری می‌خوای ازدواج کنی؟

61
00:04:11,720 --> 00:04:17,650
‫راست می‌گه، پاول هم وقتی ازدواج کرد
‫ توی روستای بوئنا ساکن شد.

62
00:04:17,650 --> 00:04:22,240
‫اگه با یه دختر مرفه و ثروتمند ازدواج کنی
‫که خودش خونه داشته باشه یه داستان دیگه‌ست،

63
00:04:22,240 --> 00:04:26,740
‫ولی اگه هیچ‌کدوم‌تون خونه نداشته باشید،
‫مرد باید با خریدن خونه ارزش خودش رو ثابت کنه.

64
00:04:27,050 --> 00:04:29,620
‫گمونم سازوکار این دنیا این‌شکلیه.

65
00:04:29,620 --> 00:04:33,090
‫متوجه شدم. اول می‌ریم سراغ خونه.

66
00:04:33,090 --> 00:04:35,730
‫فردا می‌رم توی شهر دنبالش می‌گردم.

67
00:04:35,730 --> 00:04:38,460
‫رودئوس، نکنه داری ازدواج می‌کنی؟

68
00:04:38,460 --> 00:04:40,000
‫ع ــ ــ ــه، آره.

69
00:04:40,000 --> 00:04:41,000
‫با کی؟

70
00:04:41,620 --> 00:04:45,500
‫چیزه، با همونی که بیماریم رو درمان کرد.

71
00:04:45,500 --> 00:04:47,040
‫که این‌طور.

72
00:04:47,370 --> 00:04:50,260
‫اگه یکی از پیروان میلیس بود بهم خبر بده.

73
00:04:50,260 --> 00:04:53,870
‫هنوز نمی‌تونم مراسم کامل رو انجام بدم،
‫ولی می‌تونم براتون یه دعای خیر بکنم.

74
00:04:54,220 --> 00:04:55,130
‫باشه.

75
00:05:01,000 --> 00:05:02,230
‫همم...

76
00:05:02,560 --> 00:05:05,200
‫گفتم می‌رم دنبال خونه بگردم،

77
00:05:05,200 --> 00:05:09,920
‫ولی حقیقتش اصلاً نمی‌دونم چطور خونه‌ای باید بخرم.

78
00:05:09,920 --> 00:05:14,590
‫سیلفی از یه شاهدخت محافظت می‌کنه.
‫و جدای از بحث کار، دوست‌های خوبی هم هستن.

79
00:05:14,590 --> 00:05:19,200
‫که یعنی شاهدخت آریل هم ممکنه یه سری بهمون بزنه.

80
00:05:19,200 --> 00:05:22,590
‫پس باید یه خونه‌ی مجلل باشه، نه؟

81
00:05:23,380 --> 00:05:27,000
‫شاید بهتر بود سیلفی رو با خودم میاوردم.

82
00:05:27,820 --> 00:05:31,730
‫نه، نه. باید بهش نشون بدم که می‌تونه روم حساب کنه.

83
00:05:31,730 --> 00:05:37,010
‫یه خونه‌ی بزرگ با کلی اتاق که خرج زیادی هم نتراشه-

84
00:05:37,010 --> 00:05:38,250
‫همم؟

85
00:05:50,140 --> 00:05:52,300
‫عجب خونه‌ی خوبیه.

86
00:05:52,300 --> 00:05:56,270
‫ولی برای دو نفر زیادی بزرگ نیست؟

87
00:05:56,270 --> 00:05:59,670
‫یه داستانی داره که باعث افت قیمتش شده.

88
00:06:00,070 --> 00:06:02,510
‫گفتی نفرین‌‌شده بود، آره؟

89
00:06:02,800 --> 00:06:06,580
‫مثل اینکه مردم نصفه‌شب یه صداهایی می‌شنون،

90
00:06:06,580 --> 00:06:09,770
‫و صبح روز بعدش، ساکنین خونه رو مرده پیدا می‌کنن.

91
00:06:10,130 --> 00:06:12,920
‫سعی نکردن برن سراغ جن‌گیری؟

92
00:06:12,920 --> 00:06:16,440
‫بعداز اینکه تلفاتش بیشتر شد
‫گیلد ماجراجوها زیر بارش نرفت،

93
00:06:16,440 --> 00:06:19,830
‫و گیلد جادوگرها هم قبولش نکردن.

94
00:06:19,830 --> 00:06:21,680
‫چه‌قدر بی‌خیال.

95
00:06:21,680 --> 00:06:24,060
‫برای همینه که اومدم سراغ شما دوتا.

96
00:06:25,560 --> 00:06:29,860
‫خب... زانوبا-سان، کلیف-سان، بریم تو کارش.

97
00:06:37,870 --> 00:06:40,950
‫آهای داداش. همین‌طوری همه‌چی رو خرد نکن.

98
00:06:40,950 --> 00:06:44,830
‫ببخشید. در گیر کرده بود و باز نمی‌شد.

99
00:06:49,790 --> 00:06:52,460
‫استاد، برنامه‌مون چیه؟

100
00:06:52,460 --> 00:06:56,660
‫اول،‌ تمام اتاق‌ها رو بررسی می‌کنیم،
‫از سمت راست طبقه‌ی اول شروع می‌کنیم.

101
00:06:56,660 --> 00:06:58,100
‫اطاعت می‌شه.

102
00:06:58,100 --> 00:07:01,270
‫بــ ــ بدجوری سر این قضیه جدی شدی.

103
00:07:01,270 --> 00:07:04,740
‫من در واقع یه ماجراجوی رنک A  ــم.

104
00:07:04,740 --> 00:07:07,100
‫ا ــ اوه. راست می‌گی.

105
00:07:07,100 --> 00:07:09,990
‫خب، من باید چیکار کنم؟

106
00:07:09,990 --> 00:07:14,370
‫اگه با دشمنی روبه‌رو شدیم،
‫با جادوی الهی ساده بهشون حمله کن.

107
00:07:14,370 --> 00:07:16,110
‫فــ ــ فهمیدم.

108
00:07:52,960 --> 00:07:54,860
‫هیچی اینجا نیست، نه؟

109
00:07:54,860 --> 00:07:57,650
‫خب، پس قراره شب رو هم اینجا بگذرونیم؟

110
00:07:57,650 --> 00:08:00,000
‫آره. روتون حساب می‌کنم.

111
00:08:00,530 --> 00:08:03,060
‫خورشید به‌زودی غروب می‌کنه.

112
00:08:03,920 --> 00:08:07,510
‫هرچیزی که مردم رو کشته قراره شب
‫ سرو‌کله‌ش پیدا بشه.

113
00:08:07,510 --> 00:08:11,030
‫حدس می‌زنم یه‌جور هیولاست که اینجا لونه کرده.

114
00:08:11,420 --> 00:08:17,390
‫اگه توی شهره پس نباید خیلی قوی باشه،
‫ولی نباید خیلی شل گرفت.

115
00:08:17,800 --> 00:08:19,750
‫نگران حال جولی‌ام.

116
00:08:20,130 --> 00:08:22,030
‫منم نگران لیزه‌ام.

117
00:08:23,550 --> 00:08:26,150
‫خودمم نگران حال سیلفی‌ام.

118
00:08:27,160 --> 00:08:28,490
‫زانوبا.

119
00:08:28,490 --> 00:08:29,890
‫چیزی شده؟

120
00:08:30,230 --> 00:08:34,640
‫وقتی این‌کار رو تموم کردیم، می‌خوام ازدواج کنم.

121
00:08:36,210 --> 00:08:41,780
‫درسته. بیاید سریع این قضیه رو فیصله بدیم
‫و یه مهمونی بزرگ توی خونه برپا کنیم.

122
00:08:41,980 --> 00:08:45,500
‫به نفعته من و لیزه رو هم دعوت کنی.

123
00:08:48,580 --> 00:08:50,620
‫معلومه که می‌کنم.

124
00:09:40,450 --> 00:09:41,350
‫رودئوس!

125
00:09:41,350 --> 00:09:43,260
‫بیدار شو! یه صدایی شنیدم!

126
00:09:51,810 --> 00:09:53,620
‫زانوبا رو هم بیدار کن.

127
00:10:14,780 --> 00:10:16,360
‫چطور به‌نظر می‌رسه؟

128
00:10:16,360 --> 00:10:18,600
‫من که چیزی به چشم نمی‌بینم.

129
00:10:19,310 --> 00:10:20,720
‫بریم یه سروگوشی آب بدیم.

130
00:10:20,720 --> 00:10:22,210
‫اطاعت می‌شه.

131
00:10:20,720 --> 00:10:22,210
‫بــ ــ باشه.

132
00:10:26,390 --> 00:10:30,330
‫از طبقه‌ی بالا شروع می‌کنیم و
‫هر گوشه‌کناری رو بررسی می‌کنیم.

133
00:10:30,330 --> 00:10:32,000
‫بــ ــ باشه.

134
00:10:40,180 --> 00:10:42,580
‫دیگه فقط زیرزمین مونده.

135
00:10:42,580 --> 00:10:43,370
‫آره.

136
00:10:52,040 --> 00:10:53,580
‫اونجا خبری نیست؟

137
00:10:53,580 --> 00:10:55,780
‫چیز خاصی نیست.

138
00:11:00,350 --> 00:11:01,520
‫چطور پیش رفت؟

139
00:11:03,380 --> 00:11:07,920
‫بیاید برگردیم تو اتاقی که وسایلمون رو
‫گذاشتیم و آماده‌ی حمله بشیم.

140
00:11:08,320 --> 00:11:11,680
‫یه صدایی شنیدم، پس دشمن خودش میاد سراغمون.

141
00:11:11,680 --> 00:11:16,350
‫ولی بازم، احتمالش هست مراقبمون باشه
‫و صبر کنه تا خوابمون ببره.

142
00:11:18,710 --> 00:11:21,000
‫هنوزم ممکنه همین‌جاها در کمین باشه.

143
00:11:21,000 --> 00:11:22,590
‫حواستون جمع باشه.

144
00:11:26,020 --> 00:11:28,010
‫به‌نظر می‌رسه امنه.

145
00:11:29,140 --> 00:11:32,450
‫گمونم آخرشم باید منتظر باشیم وقتی خوابیم شبیخون بزنه.

146
00:12:17,080 --> 00:12:18,510
‫استاد!

147
00:12:26,000 --> 00:12:27,390
‫زانوبا!

148
00:12:29,970 --> 00:12:34,260
‫من یه «فرزند فرخنده»‌ام. جونور حقیری
‫مثل این نمی‌تونه بلایی سرم بیاره.

149
00:12:35,080 --> 00:12:38,090
‫اوه مادر، پروردگار ما که این زمین را با سخاوت برکت بخشیدی!

150
00:12:38,090 --> 00:12:41,430
‫ابلهانی را که به خِرَد پشت می‌کنند ذلیل کن!

151
00:12:41,430 --> 00:12:43,080
‫تـــطـــهــیر شـــو!

152
00:12:46,130 --> 00:12:47,350
‫ای وای...

153
00:12:48,690 --> 00:12:50,710
‫کــ ــ کار نکرد که!

154
00:12:52,090 --> 00:12:53,130
‫کار خودمه!

155
00:12:54,190 --> 00:12:55,870
‫زانوبا، برو کنار!

156
00:12:55,870 --> 00:12:57,120
‫لطفاً صبر کنید، استاد!

157
00:12:57,410 --> 00:12:59,500
‫برو کنار گفتم! خودم ترتیبشو می‌دم!

158
00:12:59,500 --> 00:13:00,600
‫صبر کنید!

159
00:13:00,600 --> 00:13:01,560
‫استاد!

160
00:13:02,050 --> 00:13:03,470
‫التماس می‌کنم!

161
00:13:16,480 --> 00:13:19,180
‫استاد، بیاید به اتاق برگردیم.

162
00:13:19,440 --> 00:13:21,670
‫بــ ــ باشه.

163
00:13:25,400 --> 00:13:27,820
‫مــ ــ من که فرار نکردم!

164
00:13:27,820 --> 00:13:30,690
‫چون راهرو باریک بود، گفتم
‫مزاحم‌تون می‌شم.

165
00:13:30,690 --> 00:13:32,850
‫درسته. تصمیم خوبی بود.

166
00:13:32,850 --> 00:13:34,120
‫مــ ــ مگه نه؟

167
00:13:34,360 --> 00:13:38,520
‫خب، خودمم ترسیدم، بیخیالش.

168
00:13:38,520 --> 00:13:40,590
‫زانوبا، مدیونت شدم.

169
00:13:40,590 --> 00:13:44,620
‫ولی یادت نره خودتم یه ارباب
‫شیاطین نامیرا نیستی.

170
00:13:43,670 --> 00:13:45,550
‫عجب چیزیه، استاد.

171
00:13:45,550 --> 00:13:47,260
‫ا ــ اون...

172
00:13:48,320 --> 00:13:49,500
‫یه عروسکه؟

173
00:13:49,770 --> 00:13:52,950
‫استاد، عجب عروسکی هم هست!

174
00:13:52,950 --> 00:13:56,470
‫زانوبا، می‌دونم از عروسک خوشت میاد، ولی بیخیال.

175
00:13:56,710 --> 00:14:00,190
‫استاد! این‌یکی داشت تکون می‌خورد!

176
00:14:00,190 --> 00:14:02,330
‫یه عروسک متحرکه!

177
00:14:03,460 --> 00:14:05,200
‫یه عروسک متحرک...

178
00:14:05,540 --> 00:14:11,710
‫عروسک‌های متحرک. ربات‌ها، ماشین‌ها.
‫ربات‌های خدمتکار. پشمام.

179
00:14:11,970 --> 00:14:13,580
‫واقعاً هم عجب چیزیه!

180
00:14:13,580 --> 00:14:16,520
‫استاد، بالأخره متوجه شدید؟

181
00:14:16,520 --> 00:14:20,680
‫عالیه. تیزبینیت در رابطه با
‫عروسک‌ها از منم بهتره.

182
00:14:21,370 --> 00:14:24,850
‫توی نگاه اول متوجه شدم یه عروسکه.

183
00:14:25,200 --> 00:14:27,450
‫یه عروسک متحرک داریم.

184
00:14:27,450 --> 00:14:32,620
‫که یعنی اگه روش کارش رو بفهمیم،
‫می‌تونیم مالکیتش رو به‌دست بگیریم.

185
00:14:32,620 --> 00:14:38,230
‫این‌یکی چوبیه، ولی اگه بشه چیزهای
‫سیلیکونی‌ رو تکون بدیم،

186
00:14:38,610 --> 00:14:40,340
‫رؤیاهامون محقق می‌شن.

187
00:14:40,550 --> 00:14:42,620
‫زانوبا، چیکار کنیم؟

188
00:14:42,620 --> 00:14:44,430
‫خیلی هیجان‌زده‌ام.

189
00:14:44,430 --> 00:14:46,090
‫استاد، منم همین‌طور.

190
00:14:46,090 --> 00:14:48,520
‫دلم می‌خواد گریه کنم!

191
00:14:48,520 --> 00:14:50,610
‫هوی! بس کنید دیگه!

192
00:14:51,000 --> 00:14:53,570
‫وقت این کارها رو نداریم!

193
00:14:54,330 --> 00:14:56,910
‫مگه چیزی مهم‌تر از اینم هست؟!

194
00:14:57,280 --> 00:14:59,140
‫یه عروسک خودبه‌خود تکون خورد!

195
00:14:59,140 --> 00:15:00,800
‫چرا نمی‌تونی اهمیتش رو درک کنی؟!

196
00:15:00,800 --> 00:15:04,490
‫بــ ــ بعضی هیولاها هم زره رو تکون می‌دن!

197
00:15:04,490 --> 00:15:07,220
‫زانوبا، ولش کن.

198
00:15:07,220 --> 00:15:09,520
‫و ــ ولی استاد...

199
00:15:09,520 --> 00:15:11,970
‫حرف کلیف-سنپای درسته.

200
00:15:11,970 --> 00:15:15,610
‫احتمالاً این عروسک همون «روح شیطانی» باشه.

201
00:15:16,550 --> 00:15:19,970
‫و تازه ممکنه فقط همین یکی هم نباشه.
‫باید دنبال‌شون بگردیم.

202
00:15:17,420 --> 00:15:21,140
‫نیروی الهی فاخر و مقوی می‌باشد.

203
00:15:19,970 --> 00:15:24,060
‫ممکنه الگوی ساخت‌شون هم پیدا کنیم.

204
00:15:21,140 --> 00:15:25,020
‫قدرتی به کسانی می‌بخشد که نیرویشان را
‫از دست داده‌اند و باعث سرپا کردن‌ آنان می‌شود.

205
00:15:24,060 --> 00:15:26,350
‫بله! نکته‌ی خوبیه!

206
00:15:25,020 --> 00:15:26,350
‫شفا.

207
00:15:26,350 --> 00:15:30,310
‫باید بفهمیم این‌یکی دقیقاً از کجا اومده!

208
00:15:35,720 --> 00:15:38,370
‫نشونه باز و بسته شدن دیوار هست.

209
00:15:38,370 --> 00:15:41,590
‫احتمالاً پشتش یه اتاق باشه.

210
00:15:41,590 --> 00:15:44,030
‫زانوبا، اینجا رو فشار بده.

211
00:15:44,030 --> 00:15:45,500
‫اطاعت می‌شه.

212
00:15:49,780 --> 00:15:51,310
‫اوه...

213
00:15:51,310 --> 00:15:53,180
‫می‌دونستم. یه در مخفیه.

214
00:16:00,620 --> 00:16:04,100
‫کلیف-سنپای، می‌دونی این پایه چیه؟

215
00:16:04,100 --> 00:16:06,460
‫نه، اولین‌باره که می‌بینم.

216
00:16:12,400 --> 00:16:13,780
‫چیزی پیدا کردی؟

217
00:16:13,780 --> 00:16:16,090
‫آره. این رو.

218
00:16:16,740 --> 00:16:19,940
‫انگار چیزی راجع به عروسک‌ها داخلشه!

219
00:16:19,940 --> 00:16:23,630
‫طرح‌ها به‌تنهایی شبیه به حلقه‌های
‫ روی اشیاء جادویی‌ان.

220
00:16:23,630 --> 00:16:24,990
‫واقعاً؟

221
00:16:24,990 --> 00:16:28,930
‫آره. یه‌مدته دارم در مورد اشیاء جادویی تحقیق می‌کنم.

222
00:16:28,930 --> 00:16:31,400
‫و قبلاً حلقه‌های جادویی مشابه رو روشون دیدم.

223
00:16:31,400 --> 00:16:32,680
‫که اینطور.

224
00:16:33,050 --> 00:16:37,120
‫صاحب این اتاق احتمالاً‌ داشته روی
‫اون عروسک تحقیق می‌کرده.

225
00:16:37,120 --> 00:16:41,210
‫تقریباً مطمئنم بهش وظیفه‌ی نگهبانی داده.

226
00:16:41,210 --> 00:16:46,090
‫پس مقتول‌های بدبخت رو به‌عنوان
‫مهاجم تشخیص داده.

227
00:16:46,430 --> 00:16:52,250
‫چیزهای مربوط به تحقیقش هنوز همینجان.
‫احتمالاً تو یه حادثه مرده.

228
00:16:53,580 --> 00:16:57,480
‫بگذریم، انگار فقط همون یه عروسک بود.

229
00:16:57,480 --> 00:16:58,330
‫درسته.

230
00:16:58,330 --> 00:17:01,800
‫در واقع، موضوع رفع شد.

231
00:17:06,040 --> 00:17:10,930
‫کلیف-سنپای، زانوبا. بابت
‫کمک‌تون تو این قضیه ممنونم.

232
00:17:10,930 --> 00:17:14,140
‫چیزی نیست. ما که غریبه نیستیم.

233
00:17:14,140 --> 00:17:17,250
‫راستی، چیزهایی که تو زیرزمین بود ‫رو می‌خوای چیکار کنی؟

234
00:17:17,250 --> 00:17:22,150
‫فکر کنم فعلاً یه اتاق بی‌استفاده رو
‫بگیرم و روشون تحقیق کنم.

235
00:17:23,500 --> 00:17:24,430
‫استاد.

236
00:17:25,060 --> 00:17:26,350
‫بله؟

237
00:17:26,640 --> 00:17:31,890
‫می‌شه مسئولیت تحقیق روی عروسک‌ متحرک
‫رو به بنده بسپارید؟

238
00:17:31,890 --> 00:17:34,110
‫چی شد یهویی؟

239
00:17:34,340 --> 00:17:38,630
‫نه تنها مانام کمه، بلکه دست‌و‌پاچلفتی هم هستم.

240
00:17:38,630 --> 00:17:42,170
‫برای مثال اون عروسک اژدهای قرمزی
‫که داریم برای جولی درست می‌کنیم.

241
00:17:42,170 --> 00:17:46,990
‫همه‌ش توی دست‌وپاتونم، اصلاً کار پیش نمی‌ره.

242
00:17:48,290 --> 00:17:52,280
‫رمزگشایی دست‌نوشته‌ها ممکنه کمی زمان ببره.

243
00:17:52,280 --> 00:17:57,130
‫و حتی شاید اگه خودتون تحقیق کنید
‫خیلی سریع‌تر کار پیش بره.

244
00:17:58,840 --> 00:18:02,510
‫اگه موقع تحقیق عروسکه دوباره وحشی بشه چی؟

245
00:18:02,510 --> 00:18:05,790
‫حتی اگه یکم وحشی‌بازی در بیاره
‫خودم از پسش بر میام.

246
00:18:05,790 --> 00:18:07,600
‫خب آره. ولی...

247
00:18:10,470 --> 00:18:12,460
‫خواهش می‌کنم، استاد!

248
00:18:12,460 --> 00:18:14,570
‫وقتی که نقشه‌هاتون بالأخره نتیجه دادن،

249
00:18:14,570 --> 00:18:19,480
‫دلم می‌خواد کاری جز بخشیدن پول
‫انجام داده باشم!

250
00:18:20,990 --> 00:18:24,930
‫خواهش می‌کنم! تحقیقات رو به من بسپارید!

251
00:18:27,770 --> 00:18:29,130
‫باشه.

252
00:18:29,130 --> 00:18:31,550
‫زانوبا، می‌سپارمش به خودت.

253
00:18:31,870 --> 00:18:33,490
‫جدی می‌فرمایید؟!

254
00:18:33,490 --> 00:18:38,120
‫ولی دلیلی داره که این تحقیقات
‫مخفی شده بود، مواظب باش.

255
00:18:38,120 --> 00:18:39,880
‫سپاس‌گزارم!

256
00:18:39,880 --> 00:18:42,290
‫هرجور شده حواست بهش باشه ها.

257
00:18:42,290 --> 00:18:45,760
‫نمی‌خوام تو مدرسه یه روح پیدا بشه.

258
00:18:47,480 --> 00:18:51,870
‫یه‌چیز غیرمنتظره هم گیرم اومد، ولی
‫اینم از خونه‌ی رویاییم.

259
00:18:57,000 --> 00:18:59,740
‫رودی، چیو می‌خوای نشونم بدی؟

260
00:18:59,740 --> 00:19:01,740
‫خیلی مشتاقم.

261
00:19:01,740 --> 00:19:03,920
‫سیلفی، رفتارت خیلی خشکه.

262
00:19:03,920 --> 00:19:09,530
‫نکنه مخفیانه اطلاعات جمع کردی و
‫الانشم می‌دونی چه خبره؟

263
00:19:11,930 --> 00:19:14,340
‫عه؟ چی می‌گی؟

264
00:19:14,340 --> 00:19:16,210
‫منظورتو نمی‌فهمم.

265
00:19:38,830 --> 00:19:43,500
‫رنگ سقف رو شبیه رنگ قبلی موهات کردم.

266
00:19:43,500 --> 00:19:47,950
‫حتی اگه خودتم دوستش نداشتی،
‫من ازش خوشم می‌اومد.

267
00:19:48,230 --> 00:19:49,220
‫ها؟

268
00:19:49,220 --> 00:19:50,930
‫عا، درسته.

269
00:19:55,450 --> 00:19:58,990
‫خب، بیا بریم داخل رو ببینیم.

270
00:20:34,420 --> 00:20:38,030
‫فعلاً فقط این اتاق رو توی طبقه‌ی دوم تعمیر کردم.

271
00:20:38,030 --> 00:20:39,760
‫عالیه.

272
00:20:41,530 --> 00:20:44,190
‫چرا تخت‌مون انقدر بزرگه؟

273
00:20:44,490 --> 00:20:46,260
‫واقعاً معلوم نیست؟

274
00:20:46,780 --> 00:20:49,930
‫تا بتونم حسابی بخورمت!

275
00:20:49,930 --> 00:20:52,180
‫آها، درسته.

276
00:20:52,180 --> 00:20:53,490
‫همینه دیگه.

277
00:21:02,460 --> 00:21:03,440
‫سیلفی.

278
00:21:03,440 --> 00:21:04,850
‫بــ ــ بله؟

279
00:21:04,850 --> 00:21:09,960
‫قول ازدواج دادم، ولی واقعاً
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.

280
00:21:10,370 --> 00:21:16,200
‫برای شروع این خونه رو خریدم، ولی
‫باید سر کلی چیز با هم صحبت کنیم.

281
00:21:16,720 --> 00:21:21,100
‫خب... هرچندتا بچه بخوای مشکلی نیست.

282
00:21:21,100 --> 00:21:22,720
‫بــ ــ باشه.

283
00:21:24,280 --> 00:21:26,930
‫خوشحالم اینو می‌گی،

284
00:21:26,930 --> 00:21:29,250
‫ولی محافظت از شاهدخت آریل چی می‌شه؟

285
00:21:29,640 --> 00:21:33,300
‫ما دوسال دیگه هم قراره تو این کشور بمونیم،

286
00:21:33,300 --> 00:21:37,190
‫و دقیقاً بعد از فارغ‌التحصیلی هم
‫قرار نیست برگردیم پادشاهی آسورا.

287
00:21:37,820 --> 00:21:40,170
‫پس...

288
00:21:41,060 --> 00:21:42,710
‫ببخشید.

289
00:21:42,710 --> 00:21:46,770
‫الان که بهش فکر می‌کنم، اصلاً
‫ملاحظه‌ت رو نمی‌کنم.

290
00:21:46,770 --> 00:21:51,330
‫به‌خاطر من همچین خونه‌ای رو گرفتی،
‫ولی نمی‌تونم زیاد توش بمونم.

291
00:21:52,500 --> 00:21:56,330
‫سیلفی باعث شد چیز ارزشمندی رو پس بگیرم.

292
00:21:56,730 --> 00:21:58,500
‫و به‌خاطرش از بدن خودش استفاده کرد.

293
00:21:58,960 --> 00:22:03,040
‫تازه، اولین‌بارش بود، منم خیلی
‫خشن برخورد کردم.

294
00:22:03,040 --> 00:22:04,690
‫مطمئنم ترسیده بود.

295
00:22:05,550 --> 00:22:08,880
‫ولی اصلاً به روی خودش نیورد.

296
00:22:09,370 --> 00:22:12,080
‫صبحش که بیدار شدم، بهم لبخندم زد.

297
00:22:12,630 --> 00:22:16,110
‫برای همین تونستم قدرتم رو پس بگیرم.

298
00:22:16,430 --> 00:22:19,890
‫به‌جز سیلفی کی می‌تونه
‫برام کافی باشه؟

299
00:22:20,600 --> 00:22:23,360
‫حق اینو ندارم که زنت بشـ-

300
00:22:24,440 --> 00:22:26,410
‫سیلفی، تو مال منی!

301
00:22:26,410 --> 00:22:27,010
‫ها؟!

302
00:22:27,010 --> 00:22:29,870
‫عا، آره. مال خودتم.

303
00:22:39,010 --> 00:22:41,370
‫پس، لطفاً باهام ازدواج کن.

304
00:22:48,350 --> 00:22:49,230
‫بله.

305
00:22:52,390 --> 00:22:56,360
‫باید هرکاری دلت می‌خواد رو انجام بدی.

306
00:22:56,360 --> 00:22:58,690
‫و اگه با هم به مشکل خوردیم،

307
00:22:58,690 --> 00:23:00,610
‫باید با صحبت کردن حلش کنیم.

308
00:23:00,610 --> 00:23:02,140
‫آره. درست می‌گی.

309
00:23:02,470 --> 00:23:06,490
‫خب، نمی‌خوای بهم چیزی بگی؟

310
00:23:10,400 --> 00:23:13,780
‫یهویی غیبت نزنه ها، باشه؟

311
00:23:16,100 --> 00:23:17,040
‫باشه.

312
00:23:17,400 --> 00:23:20,920
‫فهمیدم. قرار نیست یهویی غیب بشم.

313
00:23:21,390 --> 00:23:22,590
‫قول می‌دم.

314
00:23:22,590 --> 00:23:24,580
‫خوبه، پس قول دادی.

315
00:23:24,580 --> 00:23:31,580
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

316
00:23:32,050 --> 00:23:35,060
قسمت ۱۳
خونه رویایی من

317
00:23:32,050 --> 00:23:35,060
m -240 -178 l 221 -178 221 39 -240 39

318
00:23:32,050 --> 00:23:35,060
قسمت ۱۳
خونه رویایی من

319
00:23:35,060 --> 00:23:40,050
قسمت بعد

320
00:23:35,480 --> 00:23:40,050
مهمانی عروسی
