WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:20.040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:36.540 --> 00:37.590
‫اژدهای قرمزو می‌بینی؟

00:37.590 --> 00:40.950
‫لاستر گریزلی به سمت عقربه ساعت دو
‫یه گله‌شون داره میاد!

00:40.950 --> 00:42.460
‫دارن کلی برف از زمین بلند می‌کنن!

00:43.070 --> 00:43.980
‫چندتا هستن؟

00:43.980 --> 00:46.900
‫هشت، نه، ده تا!

00:46.900 --> 00:49.760
‫می‌دونن ما اینجاییم و مستقیم دارن میان سمت ما!

00:49.760 --> 00:50.910
‫خیلی سریعن!

00:52.400 --> 00:53.690
‫پخش بشید!

00:53.690 --> 00:56.160
‫باتلاق، بیا پایین و از ما پشتیبانی کن!

00:56.160 --> 00:57.250
‫اطاعت!

00:57.740 --> 00:58.570
‫باتلاق!

00:58.570 --> 00:59.360
‫حله!

01:01.110 --> 01:02.070
‫حالا!

01:03.470 --> 01:04.640
‫دخلشونو بیارید!

01:38.380 --> 01:39.910
‫اژدهای قرمزه!

01:39.910 --> 01:40.930
‫داره میاد!

01:42.210 --> 01:44.190
‫گریزلی‌ها داشتن از دست اون فرار...

01:55.170 --> 01:57.780
‫باتلاق، چه‌خبره؟!

01:57.780 --> 01:59.610
‫نگو که حواست نبود!

01:59.610 --> 02:01.630
‫نمی‌تونستم بین ابرهایی که
‫برف‌ها درست کرده بودن ببینمش!

02:08.690 --> 02:09.940
‫لعنتی!

02:09.940 --> 02:11.650
‫عقب نشینی، عقب نشینی کنید!

02:14.020 --> 02:15.280
‫یه پرده‌ی دود درست می‌کنم!

02:15.280 --> 02:16.920
‫لطفاً پخش بشید و فرار کنید!

02:52.830 --> 02:54.430
‫اوا! دخلشو آوردم!

03:07.930 --> 03:08.960
‫ایول!

03:09.380 --> 03:11.150
‫کارشو ساخت!

03:14.010 --> 03:15.250
‫بنازم.

03:26.760 --> 03:29.820
‫ولی باتلاق واقعاً قویه.

03:29.820 --> 03:32.650
‫اون حرفات از سفر در قاره شیطان انگار الکی نبود، نه؟

03:32.650 --> 03:35.960
‫می‌دونستم قوی هستی، ولی نمی‌دونستم اینقدر قوی هستی!

03:35.960 --> 03:38.280
‫اون اژدها یه پاش لب گور بود.

03:38.280 --> 03:43.070
‫باتلاق، وقتش نرسیده که
‫دیگه واقعاً عضو پارتی ما بشی؟

03:43.410 --> 03:46.720
‫می‌دونم که تو با ما می‌سازی.

03:46.720 --> 03:51.240
‫شرمنده. هروقت اینجا یه اسمی از
‫خودم در کردم، می‌رم طرف کشور بعدی.

03:51.240 --> 03:53.510
‫هنوز باید دنبال مادرم بگردم.

04:04.680 --> 04:07.270
‫بخاطر یک روز دیگر سپاس‌گزارم.

04:40.640 --> 04:42.300
‫اون موقع بود که پدیدار شد!

04:43.810 --> 04:45.850
‫اژدهایی قرمز!

04:47.790 --> 04:54.100
‫سپس او جانور عظیم‌الجسه را
‫همچو اسمش در باتلاقی گیر انداخت،

04:54.100 --> 04:57.130
‫و تخته سنگی غول‌آسا بر پیکر در تقلای آن...

04:57.130 --> 04:59.270
‫حوصلم سر رفت! یه چی دیگه بخون!

04:59.270 --> 05:01.330
‫آره، داری می‌رینی به مزه مشروب!

05:01.330 --> 05:05.370
‫خیلی بدید، ناسلامتی قهرمان شعر نشسته اینجا.

05:15.700 --> 05:17.620
‫بالاخره پیدات کردم،

05:17.620 --> 05:19.200
‫رودئوس باتلاق.

05:20.300 --> 05:22.680
‫گندش بزنن! باتلاق که اینجا بود!

05:24.750 --> 05:27.180
‫پس بالاخره تونستی پیدام کنی.

05:27.180 --> 05:30.080
‫این حرف رو می‌زنم، ولی هیچ ایده‌ای ندارم این کیه.

05:30.080 --> 05:33.980
‫خیلی سریع بود، همونطور که اون گفت خیلی تابلویی.

05:33.980 --> 05:36.970
‫چند لحظه پیش گفتی «بالاخره»؟

05:36.970 --> 05:39.630
‫فکر می‌کردم بیشتر به سمت شرق باشی.

05:45.060 --> 05:48.020
‫اینجا چه‌خبره؟ عشق در نگاه اول؟

05:48.320 --> 05:52.800
‫یا شایدم دنبال بدن منه؟ تازگیا بدنم مردونه‌تر شده.

05:52.800 --> 05:57.110
‫من یه پسر درحال رشدم، و کلی هم عضله آوردم، عضله!

05:57.110 --> 05:58.040
‫چیزی شده؟

05:58.040 --> 06:00.780
‫نه، چیزی نیست.

06:00.780 --> 06:01.790
‫وای!

06:01.790 --> 06:03.550
‫کی فکرشو می‌کرد باتلاق با زنی باشه؟

06:11.340 --> 06:15.990
‫اسم من الینا‌لیزه هستش، الینالیزه دراگون‌رود.

06:15.990 --> 06:20.060
‫من قبلاً هم پارتی پدرت بودم.

06:20.060 --> 06:20.860
‫که اینطور...

06:20.860 --> 06:23.850
‫و من دوست روکسی هستم.

06:24.150 --> 06:26.110
‫چی؟! استادم رو می‌شناسی؟

06:26.110 --> 06:28.150
‫الآن اون کجاست؟

06:28.150 --> 06:29.790
‫قبل از اون...

06:30.520 --> 06:35.200
‫شنیدم دست تنها یه اژدهای سرگردان رو از پا درآوردی.

06:35.480 --> 06:39.710
‫آ-آره، البته اون رو به موت بود.

06:39.980 --> 06:43.210
‫حالا می‌فهمم چرا روکسی انقدر بهت می‌نازه.

06:43.210 --> 06:47.010
‫واقعاً؟ خجالتم می‌ده...

06:47.010 --> 06:48.380
‫داری به چی دست می‌زنی؟

06:48.380 --> 06:51.710
‫سینه‌ات، وای چقدر قوی!

06:51.710 --> 06:55.800
‫این کارات به چه معنیه؟ نکنه عاشقم هستی؟

06:56.160 --> 07:00.330
‫آره، خیلی مرد‌ونه‌تر از چیزی هستی که فکرشو می کردم.

07:00.330 --> 07:04.550
‫شوکه شدم، انتظار داشتم بیشتر شبیه بچه‌ها باشی.

07:05.940 --> 07:07.560
‫چیزه...

07:08.220 --> 07:10.780
‫خودتون هم خیلی زیبا هستید.

07:11.090 --> 07:15.800
‫این سر به سر گذاشتنا روی من اثری نداره.
‫حاجیت دیگه باکره نیست!

07:18.920 --> 07:19.610
‫چی؟

07:19.960 --> 07:21.230
‫خدایی؟

07:21.230 --> 07:23.400
‫یه سیگنالایی داره می‌ده.

07:23.400 --> 07:27.990
‫واقعاً؟ اشکال نداره اگه لب بگیرم ازش؟

07:28.570 --> 07:29.800
‫اِوا؟

07:29.800 --> 07:33.290
‫اِوا، یکم زمخته ولی خیلی بانمکه.

07:33.290 --> 07:35.250
‫کی اینو بهت داده؟

07:36.200 --> 07:37.800
‫یه دوست قدیمی.

07:38.040 --> 07:41.150
‫دوست قدیمی؟ الف بوده؟

07:41.150 --> 07:44.500
‫ها؟ آره.

07:44.500 --> 07:46.640
‫چطور؟

07:46.640 --> 07:48.420
‫تف توش! فرصتم از دست رفت.

07:48.420 --> 07:51.430
‫هیچی، دلیل خاصی نداشت.

07:51.930 --> 07:53.180
‫یه لحظه صبر کن.

07:54.710 --> 07:56.410
‫ببین؟ ست همدیگه‌ان.

07:57.030 --> 07:58.440
‫گمونم.

07:58.440 --> 08:01.500
‫اوا، پیش خودم چه فکری کرده بودم؟

08:02.260 --> 08:04.540
‫امیدوارم خیلی سر به سر من نذارید.

08:04.540 --> 08:07.970
‫من هیچ‌وقت سر به سر مردا نمی‌ذارم.

08:07.970 --> 08:11.680
‫ولی نمی‌خوام عاقبتم بشه عروس خانواده پائول شدن،

08:11.680 --> 08:14.460
‫همینطور می‌خوام دوستیم با روکسی ادامه داشته باشه.

08:15.780 --> 08:19.730
‫خب، الینا‌لیزه-سان، کاری با من داشتید؟

08:20.660 --> 08:21.710
‫بله.

08:21.970 --> 08:25.720
‫اومدم که خبر خوبی بهت بدم.

08:25.720 --> 08:26.900
‫خبر خوب؟

08:32.490 --> 08:33.400
‫اون روز،

08:33.790 --> 08:35.910
‫فهمیدم زنیس کجاست.

08:36.430 --> 08:42.910
‫اون در راپا، شهر هزارتوها در مرکز قاره بگاریت هستش.

08:43.240 --> 08:48.220
‫پیاده رفتن به اونجا از مکان فعلیم،
‫ممکنه بیش از یه سال طول بکشه.

08:49.540 --> 08:52.760
‫به علاوه که زمستون هم بزودی فرا می‌رسه.

08:55.360 --> 08:59.270
‫برای همین تصمیم گرفتم یه
‫مدت توی این کشور باقی بمونم.

08:59.900 --> 09:05.150
‫طبق گفته‌های الینالیزه، زنیس تبدیل
‫به یه کاوشگر هزارتو بیخیال شده.

09:05.390 --> 09:06.310
‫و...

09:06.720 --> 09:09.670
‫لازم نیست عجله کنی.

09:09.670 --> 09:16.120
‫وقتی بدنبال خونواده پائول بودیم، با
‫روکسی ملاقات کردیم و یه پارتی تشکیل دادیم.

09:16.560 --> 09:21.630
‫بقیه احتمالاً تا الآن به پائول
‫رسیدن و به سمت بگاریت حرکت کردن.

09:21.630 --> 09:26.280
‫چی؟! استاد هم داره توی جست‌وجو کمک می‌کنم؟

09:26.550 --> 09:31.070
‫پائول رو نمی‌دونم، ولی اگه روکسی
‫باهاشونه، چیزی برای نگرانی نیست.

09:40.140 --> 09:43.880
‫اوا، رودی...وس، آه، خوش برگشتی.

09:43.880 --> 09:48.190
‫سلام الینالیزه-سان، امروز هم
‫طبق معمول از اول صبح رفتید رو کار.

09:48.190 --> 09:52.690
‫چی؟ روی کار؟ نـ-نمی‌دونم درمورد چی حرف می‌زنی...

09:53.290 --> 09:56.600
‫هوا سرده، مراقب باشید سرما نخورید.

09:56.600 --> 10:01.670
‫توی این یه هفته‌ای که گذشت،
‫فهمیدم الینالیزه یه جنده واقعیه.

10:02.450 --> 10:06.190
‫آخه تو سه سوت مردا رو میاره تو اتاقش.

10:06.190 --> 10:08.430
‫تازه اونم هر روز!

10:14.370 --> 10:17.460
‫اصلاً موجودیتش خودش یه جرمه.

10:18.120 --> 10:20.860
‫البته، من مشکلی با این موضوع ندارم.

10:21.320 --> 10:25.490
‫درواقع، خیلی دلم می‌خواد منم گرفتار این قضیه بشم،

10:26.080 --> 10:27.600
‫ولی از این خبرا نیست.

10:27.600 --> 10:31.610
‫دو ساله که روح و بدنم

10:32.060 --> 10:34.060
‫از بیماری رنج می‌برن.

10:39.500 --> 10:42.070
‫رک می‌گم: اختلال نعوظ دارم.

10:43.360 --> 10:45.240
‫دیگه تسلیم شدم.

10:45.240 --> 10:48.820
‫اصلاً دیگه امیدی به هیچ نوع رابطه‌ای ندارم.

10:49.580 --> 10:51.430
‫کسی نیست که دیگه دوستش داشته باشم.

10:51.430 --> 10:56.200
‫ترجیح می‌دم نگاه کنم، لمس کنم و حظ کنم
‫تا اینکه یه خیانت دیگه رو تجربه کنم.

10:56.200 --> 10:58.580
‫می‌تونم بدون داشتن آرزوی دیگه‌ای ادامه بدم.

11:00.640 --> 11:03.090
‫کی داره پیاز خورد می‌کنه؟!

11:11.980 --> 11:14.240
‫اونطور که فکر می‌کنی نیست، باتلاق!

11:14.240 --> 11:17.390
‫قصد حرکت زدن روی زن تو رو نداشتم.

11:17.390 --> 11:19.480
‫نه، اشتباه می‌کنی سول.

11:19.480 --> 11:21.990
‫الینالیزه-سان زن من نیست.

11:22.300 --> 11:26.320
‫بجز اون، خودت که می‌دونی سالار بلند نمی‌شه.

11:26.320 --> 11:29.530
‫ا-اوه، راست می‌گی، شرمنده.

11:29.530 --> 11:32.330
‫قصد باز کردن زخمای قدیمی رو نداشتم.

11:32.630 --> 11:34.140
‫اشکالی نداره.

11:34.140 --> 11:36.330
‫حالا خوب بود؟

11:36.330 --> 11:38.420
‫آره، محشر بود!

11:39.970 --> 11:43.250
‫می‌شنوی الینالیزه-سان؟ خوشتون باشه.

11:43.250 --> 11:48.900
‫بله، جز اینم نباید باشه. هر مردی که من
‫باهاش می‌خوابم خوشحال اتاق رو ترک میکنه.

11:49.380 --> 11:51.290
‫آها، که اینطور.

11:51.290 --> 11:58.890
‫می‌دونم که به چندتا دیگه از پسرای پارتی سول هم داده.

11:58.890 --> 12:00.400
‫الینالیزه-سان.

12:00.400 --> 12:02.020
‫چی شده؟

12:02.020 --> 12:07.130
‫با هرکی می‌خوای بخواب، ولی بعدش خراب‌کاری‌هات رو جمع کن.

12:07.130 --> 12:08.500
‫البته.

12:08.500 --> 12:10.930
‫اوی اوی، چی دارین می‌گین؟

12:10.930 --> 12:12.460
‫چیز مهمی نبود.

12:13.320 --> 12:15.650
‫خب، بریم یه‌چیزی بخوریم.

12:15.650 --> 12:17.460
‫شرم و حیا حالیش نیست.

12:17.760 --> 12:21.850
‫اما اون با روکسی از قاره‌ی شیطان عبور کرد

12:19.950 --> 12:22.700
‫بس کن، سولدات.

12:21.850 --> 12:26.220
‫و بعدش به قاره‌ی مرکزی رفت تا خانواده‌ی پائول رو پیدا کنه.

12:22.700 --> 12:24.580
‫رودیوس داره نگاه می‌کنه.

12:26.700 --> 12:30.210
‫«با روکسی». باعث می‌شه قلبم آروم بگیره.

12:27.220 --> 12:30.210
‫اوه، بیخیال. اینکه چیزی نیست.

12:30.600 --> 12:33.100
‫وای خدایا، خیلی شیطونی.

12:30.970 --> 12:34.240
‫لعنت بهش! حتی یه ذره هم حسودیم نمی‌شه، خب؟!

12:34.660 --> 12:40.730
‫الینالیزه چطوری یه حرمسرا رو نگه می‌داره
‫ولی بازم از مشکلات دور می‌مونه؟

12:41.160 --> 12:44.710
‫امیدوارم مطمئن بشه که
‫عواقبش دامن‌گیر من نمی‌شه.

12:44.710 --> 12:46.110
‫بیا بگیر.

12:46.110 --> 12:48.190
‫پولی که قولشو داده بودم.

12:48.190 --> 12:54.040
‫پسر، از اینکه به‌خاطر چیزی که همچین
حال ‫خوبی داد پول می‌گیرم، حس بدی دارم.

12:54.040 --> 12:58.180
‫ولی در عوض، نباید درمورد من جدی بشی.

12:58.420 --> 13:01.760
‫الان گرفتم، پس این یه‌جور فحشای معکوسه.

13:01.760 --> 13:04.080
‫گمونم مشکلی نباشه پس.

13:05.280 --> 13:06.630
‫قطعاً مشکلی هست.

13:22.430 --> 13:25.170
‫برات یه نامه اومده.

13:25.170 --> 13:26.810
‫اوه، ممنون.

13:30.950 --> 13:33.410
‫«رودیوس گری‌رت-ساما،»

13:33.410 --> 13:39.410
‫«عرض ادب. من نایب‌رئیس دانشکده‌ی جادوی رانوآ، جیناس هستم.»

13:39.770 --> 13:43.770
‫دانشکده‌ی جادوی رانوآ؟ این همون دانشگاه روکسیه.

13:44.770 --> 13:52.310
‫«حتی اینجا در رانوآ هم، ما از موفقیت‌هایتان
‫به‌عنوان "رودیوسِ باتلاق" می‌شنویم.»

13:52.310 --> 13:58.690
‫«و همچنین مطلع شدم که شما زیر نظر روکسی،
‫جادوگر آب رده‌ی پادشاهی آموزش دیده‌اید.»

13:59.960 --> 14:04.850
‫«آیا می‌خواهید که مهارت باشکوه
‫خودتان را بیش‌ازپیش تقویت کنید؟»

14:04.850 --> 14:10.310
‫«دانشکده‌ی جادوی رانوآ مشتاق است که از
‫شما به‌عنوان یک دانشجوی خاص استقبال کند.»

14:10.900 --> 14:12.440
‫دانشجوی خاص؟

14:12.910 --> 14:17.000
‫«دانشجویان خاص، هم از درس و هم از شهریه معاف هستند.»

14:17.000 --> 14:23.390
‫«آنها می‌توانند هرطور که صلاح می‌دانند از
‫کتابخانه‌ها و تجهیزات ما برای انجام تحقیقات بهره ببرند.»

14:23.390 --> 14:24.850
‫اونطور که نوشته.

14:24.850 --> 14:26.130
‫خــــب.

14:29.220 --> 14:36.590
‫با یه دعوتنامه به ناکجاآباد که
معلوم نیست کی فرستاده چیکار کنم؟

14:36.980 --> 14:40.980
‫خوشحالم که یکی از زحمات دوساله‌م قدردانی می‌کنه،

14:40.980 --> 14:45.890
‫و جادوی من هم یه‌جورایی راکد مونده، پس مایلم.

14:45.890 --> 14:49.210
‫ولی باید از واقعی ‌بودنش مطمئن بشم.

14:50.930 --> 14:52.590
‫ممنون که منتظر موندین.

14:53.000 --> 14:56.240
‫اوه، دانشجوهای خاص. یادمه.

14:56.240 --> 15:00.580
‫کونراد-سان، شنیدم شما تو دانشکده‌ی جادو درس خوندین.

15:00.580 --> 15:02.860
‫می‌شه یه‌کم بیشتر بهم توضیح بدین؟

15:02.860 --> 15:06.470
‫خب، همینطوره، ولی سال پنجم انصراف دادم.

15:06.470 --> 15:10.750
‫دانشکده با افرادی مثل تو ارتباط برقرار می‌کنه.

15:10.750 --> 15:14.740
‫کسایی که طلسم‌های عجیب‌وغریب
‫اجرا می‌کنن یا کلی مانا دارن.

15:14.740 --> 15:18.780
‫وقتی بعداً معروف ‌شن، باعث
‫می‌شه دانشکده وجهه خوبی پیدا کنه.

15:19.820 --> 15:25.360
‫خب، اگه اونا به‌خاطر اینکه نیازی به
‫وردخوانی ندارم بورسیه‌ام می‌کنن،

15:25.360 --> 15:28.100
‫پس یحتمل کلاهبرداری نیست.

15:28.420 --> 15:32.330
‫صبر کن، پس هیچوقت مدرسه نرفتی، باتلاق؟

15:32.330 --> 15:34.020
‫من معلم خصوصی داشتم.

15:34.020 --> 15:37.110
‫عه؟ وضع خانواده‌ت باید حسابی توپ بوده باشه.

15:37.110 --> 15:40.980
‫همونطور که از اسمم پیداست، با
‫اشراف اعظم آسورا خویشاوندی دارم.

15:41.390 --> 15:44.560
‫شرمنده، دوباره می‌گی فامیلت چی بود؟

15:44.560 --> 15:47.590
‫گری‌رت هستم. رودیوس گری‌رت.

15:47.590 --> 15:48.120
‫ها؟

15:48.670 --> 15:52.090
‫مگه گری‌رت‌ها به استان‌های عظیم آسورا حکمرانی نمی‌کنن؟

15:52.460 --> 15:55.790
‫تو اینجا به‌عنوان یه ماجراجوی تنها چیکار می‌کنی؟

15:57.390 --> 15:58.990
‫خب...

16:00.370 --> 16:01.530
‫هـ- ها؟

16:01.530 --> 16:02.880
‫اوه، شرمنده.

16:02.880 --> 16:05.780
‫بگذریم، دارن بهت پیشنهاد خوبی می‌دن.

16:05.780 --> 16:09.230
‫حداقل کاری که می‌تونی بکنی،
‫اینه که گوش کنی ببینی چی می‌گن.

16:09.230 --> 16:13.330
‫حالا که فکر می‌کنم، من فقط به‌خاطر اینکه

16:13.330 --> 16:16.950
‫برای دانشکده‌ی جادو پس‌انداز کنم، معلم اریس شدم.

16:17.590 --> 16:22.500
‫هدف اصلیم، رفتن به مدرسه با سیلفی بود.

16:24.240 --> 16:27.950
‫سیلفی الان کجاست و چیکار می‌کنه؟

16:27.950 --> 16:29.220
‫امیدوارم حالش خوب باشه.

16:30.780 --> 16:37.880
‫راست می‌گه. بهتره بری مدرسه تا اینکه به پائول بپیوندی.

16:37.880 --> 16:41.860
‫نه، جمع‌کردن خانواده‌ی پراکنده‌م در اولویته.

16:42.160 --> 16:46.240
‫پائول به‌هرحال اونا رو به آسورا برمی‌گردونه.

16:46.240 --> 16:50.800
‫وقتی این کارو کرد، فقط کافیه یه سفری بکنی و ببینیشون.

16:50.800 --> 16:54.860
‫اینا رو فقط به‌خاطر این نمی‌گی که خودت نمی‌خوای ببینیش؟

16:55.120 --> 16:56.380
‫دقیقاً همینه.

16:56.790 --> 16:59.610
‫فکر کنم واقعاً از پائول متنفره.

17:00.170 --> 17:05.610
‫پیشرفت‌دادن مهارت‌هام مهمه، ولی
‫الان نمی‌تونم در اولویت بذارمش.

17:06.060 --> 17:09.910
‫گمونم این دعوت‌نامه‌ی دانشکده‌ی جادو رو رد کنم.

17:23.450 --> 17:25.160
‫دو سال شده، ها؟

17:25.160 --> 17:26.930
‫هوم. پارسال دوست امسال آشنا.

17:26.930 --> 17:31.710
‫چند وقته از این خوابا ندیدم،
‫ولی مثل قبلاً حس بدی نداره.

17:31.710 --> 17:34.410
‫شاید داری خودتو باهاش وفق می‌دی.

17:34.410 --> 17:36.070
‫چه بدونم.

17:36.600 --> 17:41.390
‫بگذریم، وقتی دنبال زنیس
‫می‌گشتم، چندباری صدات کردم.

17:41.390 --> 17:44.770
‫می‌مردی یه لحظه میومدی خودتو نشون می‌دادی؟

17:44.770 --> 17:47.110
‫واسه من هم آسون نیست.

17:47.110 --> 17:48.530
‫اینطوریه؟

17:48.530 --> 17:54.030
‫خب، حداقل یکی پیداش کرد.
‫حس می‌کنم دو سالِ تموم رو هدر دادم.

17:54.030 --> 17:56.880
‫عالی نیست که بدونی مادرت کجاست؟

17:56.880 --> 18:01.450
‫آره. روحم هم خبر نداشت که روکسی هم دنبالشه.

18:01.450 --> 18:03.970
‫اون واقعاً زبر و زرنگه.

18:03.970 --> 18:06.440
‫واقعاً. از اینکه استادمه مفتخرم.

18:06.440 --> 18:10.730
‫و شنیدم اون هم داره می‌ره بگاریت.
‫نمی‌تونم برای دیدنش صبر کنم.

18:10.730 --> 18:11.840
‫مطمئنی؟

18:11.840 --> 18:15.520
‫می‌خوای استادت ببینه که
‫اینطوری شکست خوردی و بی‌مصرفی؟

18:15.520 --> 18:16.800
‫ها؟

18:16.800 --> 18:18.390
‫می‌گم، فکر کن بهش.

18:18.390 --> 18:22.760
‫اریس ترکت کرد، و وقتی با سارا داشت اتفاقای خوبی میفتاد،

18:22.760 --> 18:24.400
‫آقا کوچولوت بی‌خاصیت شد.

18:24.400 --> 18:29.300
‫جادوگریت نسبت به چند سال پیش فقط یه‌کوچولو بهتر شده.

18:29.300 --> 18:34.460
‫هرروز شمشیرزنی تمرین می‌کنی، ولی
‫چیز زیادی برای نشون‌دادن ازش نداری.

18:34.790 --> 18:36.980
‫آره، یه‌کم عضله ساختی،

18:36.980 --> 18:42.170
‫ولی می‌تونی باهاش روبرو بشی و بگی
‫دانش‌آموزی هستی که بهت افتخار کنه؟

18:42.170 --> 18:44.820
‫داری همه‌چیو می‌زنی تو سرم، ها؟

18:44.820 --> 18:46.690
‫بگو بینم، دنبال چی هستی؟

18:47.510 --> 18:51.040
‫این یه فرصت عالی برای رو به راه شدن نیست؟

18:51.040 --> 18:52.620
‫برو دانشکده‌ی جادو،

18:52.620 --> 18:57.820
‫و بیشتر از چیزی که یه ماجراجوی
‫معمولی آرزوشه یاد می‌گیری.

18:58.530 --> 19:01.790
‫تو چی‌ای، معلم مدرسه؟

19:01.790 --> 19:06.840
صبر کن ببینم، یه جور وانمود کردی انگار چیز خاصی نیست، ولی
نکنه الآن داشتی از اون مشورت‌های همیشگی‌ات می‌دادی؟

19:06.840 --> 19:09.080
‫هوم، کم‌وبیش همینطوریه.

19:09.080 --> 19:13.060
‫تو مثل همیشه گریزون و مشکوکی.

19:13.060 --> 19:13.980
‫اینطور فکر می‌کنی؟

19:13.980 --> 19:17.230
‫ولی این دفعه بهتره یه‌کم گوشت با من باشه.

19:17.230 --> 19:22.600
‫چون اگه بری بگاریت، مطمئن باش پشیمون می‌شی.

19:22.600 --> 19:24.710
‫پشیمون؟ چرا؟

19:24.710 --> 19:26.050
‫نمی‌تونم بگم.

19:26.290 --> 19:32.750
‫واقعاً؟ خب، این اولین باری نیست که
‫جزئیات کلیدی رو حذف می‌کنی.

19:32.750 --> 19:37.370
‫ولی باید بفهمی که استدلالت قوی نیست.

19:37.370 --> 19:41.790
‫من می‌خوام آروم بگیرم، ولی
‫وقتی که کل خانواده‌مو پیدا کردم.

19:41.790 --> 19:45.080
‫هوم. نصیحت اصلیم هنوز مونده.

19:45.470 --> 19:47.130
‫خب، بگو بشنویم.

19:47.700 --> 19:48.920
‫اوهوم.

19:48.920 --> 19:53.110
‫رودیوس، در دانشکده‌ی جادوی رانوآ ثبت‌نام کن

19:53.110 --> 19:57.540
‫و تلپورت دسته‌جمعی فیتوآ رو در اونجا بررسی کن.

19:58.810 --> 20:00.050
‫این کارو بکن،

20:00.050 --> 20:05.910
‫و قدرت و غرور مردانه‌ت رو باز خواهی یافت.

20:05.450 --> 20:06.300
‫ها؟

20:06.300 --> 20:07.510
‫جدی می‌گی؟

20:06.300 --> 20:07.560
‫... غرور.

20:07.510 --> 20:13.150
‫دانشکده‌ی جادو مشکل نعوظمو درمان می‌کنه، هیتوگامی-ساما؟!

20:07.560 --> 20:08.810
‫... غرور.

20:08.810 --> 20:10.080
‫... غرور.

20:10.700 --> 20:12.510
‫... غرور.

20:12.510 --> 20:14.310
‫... غرور.

20:32.250 --> 20:34.790
‫بله، سالار همچنان خوابه.

20:46.910 --> 20:50.390
‫پس، وضعیت بهتر می‌شه؟

21:03.800 --> 21:06.050
‫ممنون بابت همه‌چی.

21:06.050 --> 21:07.330
‫موفق باشی.

21:07.330 --> 21:08.590
‫مراقب باش.

21:12.330 --> 21:15.170
‫سول، بابت همه‌چی ممنون.

21:15.170 --> 21:16.140
‫ها؟

21:16.140 --> 21:20.560
‫می‌دونم نتونستم همه‌ی کارایی
‫که در حقم کردی رو جبران کنم.

21:21.130 --> 21:26.890
‫هرچی بگه، این چندسال همیشه حواسش بهم بوده.

21:24.070 --> 21:26.890
‫کاری نکردم که.

21:27.190 --> 21:31.680
‫درواقع، با سوءاستفاده ازت
‫خوب پولی به جیب زدم. پس ممنون.

21:32.420 --> 21:36.500
‫ولی باز، خوشحال نیستی؟ درمان می‌شی، آره؟

21:36.500 --> 21:38.340
‫هنوز مطمئن نیستم.

21:38.340 --> 21:44.020
‫راستی، مطمئنم این روزا برای کار راهمون به رانوآ میفته.

21:44.020 --> 21:48.320
‫وقتی اومدیم، بیا دوباره یه مشروبی
‫بزنیم و بریم خونه خاله، ما دوتا.

21:56.380 --> 22:00.340
‫و بنابراین، به‌سمت پادشاهی رانوآ حرکت کردم.

22:00.360 --> 22:10.360
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:19.880 --> 23:21.420
‫مترجمین: CottonCandy & Bahi
‫ویراستار: MmdSenpai

23:21.420 --> 23:25.380
‫مترجمین: CottonCandy & Bahi
‫ویراستار: MmdSenpai

23:31.890 --> 23:34.890
قسمت چهارم
دعوت‌نامه

23:34.890 --> 23:39.920
‫قسمت بعد
‫دانشکده جادوی رانوآ

23:39.920 --> 23:42.920
‫
