WEBVTT

00:05.800 --> 00:08.260
اون ابر ـه چیه دیگه؟

00:14.140 --> 00:16.560
!واااای! چه خوشگله

00:31.620 --> 00:33.410
مامان؟

00:57.430 --> 00:59.310
!آیشا! آیشا

00:59.310 --> 01:01.270
!آیشا

01:18.160 --> 01:22.170
این امپراطوری شیرونه ـست؟

01:22.170 --> 01:24.420
چطور اومدیم اینجا؟

01:33.760 --> 01:35.300
شما کی هستید؟

01:35.300 --> 01:40.060
معذرت میخوام، فکر میکنم کسی بنام
.روکسی میگوردیا اینجا زندگی میکنه

01:40.060 --> 01:42.480
ممکنه ایشون رو ملاقات کنم؟

01:42.480 --> 01:44.610
.تو مشکوکی
از کجا اومدـــ

01:44.610 --> 01:45.940
.وایسا

01:45.940 --> 01:49.650
تو روکسی رو میشناسی؟

01:49.670 --> 02:03.670
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:04.190 --> 02:08.980
تنا

02:04.400 --> 02:08.980
سخ

02:04.740 --> 02:08.980
یک

02:04.860 --> 02:08.980
بیکار

02:17.430 --> 02:21.560
.سلام. رودیوس مفت‌خور بی‌کار سابق خودمونم.

02:21.560 --> 02:25.440
.امروز با یه آپارتمان مفت تو شیرونه در خدمتتونم

02:25.440 --> 02:28.400
.نه ودیعه می‌خواد، نه شارژ ساختمون و نه اجاره

02:28.400 --> 02:32.610
،زیاد مالی نیست و تخت و دستشویی نداشتنش
،جای نگرانی داره

02:32.610 --> 02:35.110
.ولی همچین قیمت مفتی رو هیچ‌جا پیدا ‌نمی‌کنید

02:35.110 --> 02:37.740
.هر چی نباشه، مفتکی‌ـه

02:40.330 --> 02:43.540
.جون من یه نگاه به این امنیت بالاش بندازید

02:43.540 --> 02:48.960
به محض اینکه پاتو بذاری توش، تمام جادوها
!از کار میفتن و دیگه جای فراری نیست

02:50.300 --> 02:54.550
.دیگه بسه
.قبلا امتحانش کردم

02:54.550 --> 02:59.890
!رویجرد! اریس! لطفا بیاید منو از اینجا نجات بدید

03:19.080 --> 03:25.540
،من، زانوبا شیرونه
.سومین شاهزاده‌ی شیرونه هستم

03:25.540 --> 03:27.920
.آشنایی با شما مایه‌ی افتخاره

03:27.920 --> 03:30.040
.اسم من رودیوس گری‌رت ـه

03:30.040 --> 03:31.340
.خب

03:31.340 --> 03:35.380
چی شما رو امروز به اینجا کشونده؟

03:35.380 --> 03:38.220
اینو از کجا آوردی؟

03:38.220 --> 03:42.640
بگو ببینم. بهم گفته شده که اینو از وسایلی که
.جینجر ازت مصادره کرده، پیدا کردن

03:42.640 --> 03:44.600
.یکی از مجسمه‌های رویجرد ـم

03:44.600 --> 03:49.270
نکنه توی این پادشاهی اینا بت محسوب میشن؟

03:49.270 --> 03:53.650
.اینو خیلی تصادفی هنگام سفرم به قاره‌ی شیاطین بدست آوردم

03:53.650 --> 03:56.950
!می‌دونستم! می‌دونستم کار یه شیطانه

03:56.950 --> 03:59.200
حالا بگو ببینم، اینو دقیقا از کجا پیدا کردی؟

03:59.200 --> 04:01.530
!میدونی هنرمندش کیه؟

04:01.530 --> 04:02.950
.ن...نمیدونم

04:02.950 --> 04:06.540
.من فقط تو نگاه اول ازش خوشم اومد و خریدمش

04:06.540 --> 04:09.790
.من همینا رو میدونم

04:09.790 --> 04:12.500
که اینطور؟

04:23.060 --> 04:26.520
اگه اینطوریه، پس این مجسمه رو میشناسی؟

04:27.520 --> 04:30.810
.این مجسمه‌ایه که خیلی وقت پیش از روی روکسی درست کردم

04:30.810 --> 04:35.440
این مجسمه چهار سال پیش توی یه
.مغازه پیدا شد

04:35.440 --> 04:40.070
،بخاطر شباهتی که به روکسی که اون زمان جادوگر دربار ما بود، داشت

04:40.070 --> 04:43.490
.برادرم اون رو از یه تاجر دوره‌گرد خرید

04:43.490 --> 04:47.910
جادوگر دربار شما «بود»؟

04:47.910 --> 04:49.540
.هوم؟ درسته

04:49.540 --> 04:54.210
آزار جنسی برادرم کاسه‌ی صبرشو لبریز کرده بود
.واسه همین فرار کرد

04:54.210 --> 04:57.260
!ولی اون مهم نیست. حواستو بده به مجسمه

04:57.260 --> 04:58.760
.فقط بهش نگاه کن

04:58.760 --> 05:03.300
تو نگاه اول مثل جادوگری میمونه که داره
.وسایلش رو تکون میده

05:03.300 --> 05:08.270
.و در عین حال حس حرکت هم میده
.نگاه کن رداـش چطور تاب خورده

05:08.270 --> 05:11.060
،یه پاش جلوئه و سلاحش جلوتر

05:11.060 --> 05:14.360
.و این صحنه رو خیلی واضح ترسیم کرده

05:14.360 --> 05:19.860
تقریبا پوستش در معرض دید نیست ولی
.هنوزم یه حس ضعیفی از تمایلات جنسی به آدم میده

05:19.860 --> 05:24.870
تمایلات جنسی تو یه همچین پیکره‌ای،
!بدون جذابیت‌های جنسی عرفی و ذاتا لاغر مردنی

05:24.870 --> 05:26.990
!حالا از پشت ببینش

05:26.990 --> 05:29.500
،یه شنل بدن فرد رو پوشونده

05:29.500 --> 05:32.170
،ولی پایی که بیرون زده پارچه رو محکم میکشه

05:32.170 --> 05:34.840
!و خط باسنش رو خیلی کمرنگ به نمایش میذاره

05:34.840 --> 05:37.670
!باسن ـی که آدم دوست داره لخت ببینتش

05:37.670 --> 05:41.470
!حالا در جواب، اینجا رو باش
.لباسش جدا میشه

05:41.470 --> 05:47.810
شنلش دو تیکه میشه و یه دختر معصوم
.با شرت پاش رو به تصویر میکشه

05:47.810 --> 05:52.980
،حالا از رو به رو نگاهش کن. در کمال تعجب
!دست چپش روی سینه‌هاشو پوشونده

05:52.980 --> 05:57.150
!«!ممکنه با خودت بگی «چه عجیب
«.دستش که سلاحشو گرفته بود»

05:57.150 --> 06:02.820
!بعدش میای اجزای لباسش رو بررسی میکنی و میبینی بله
!دست چپش بهش به صورت مجزاست

06:02.820 --> 06:06.280
!آره! مجسمه سه تا دست داره

06:06.280 --> 06:08.540
،با این ترفند

06:08.540 --> 06:12.250
دو تا مجسمه، یکی با شنل و یکی
!با لباس زیر، با هم میشن یه مجسمه

06:12.250 --> 06:14.880
!عالیه! واقعا باشکوهه

06:14.880 --> 06:21.550
این مجسمه به درجات بالایی میرسه که کارهای
!کوچیک و خام تو خوابشون هم نمیتونن به همچین درجه‌ای برسن

06:21.550 --> 06:23.800
.خرکیف شدم

06:23.800 --> 06:30.100
این به تمام اون تمریناتی که روی ساخت مجسمه
.انجام دادم، ارزش میده

06:30.100 --> 06:31.230
ها؟

06:31.230 --> 06:34.270
.خال زیربغلش رفته

06:35.230 --> 06:38.480
آها اون لکه‌ی سیاه رو میگی؟

06:38.480 --> 06:42.030
فکر کردم که از زیبایی مجسمه کم میکنه
.پس پاکش کردم

06:43.490 --> 06:46.870
پا...پاکش کردی؟

06:47.950 --> 06:50.790
.به جای دستاش نگاه کن

06:53.750 --> 06:57.420
می‌بینی که نمیتونه کامل خودشو بپوشونه؟

06:57.420 --> 07:00.500
متوجهی که دستش نمیرسه؟

07:02.010 --> 07:07.140
یعنی میگی میتونه سینش رو بپوشونه
!ولی خالش رو نه؟

07:08.350 --> 07:10.560
.شت

07:10.560 --> 07:12.220
.نمیشه

07:13.310 --> 07:17.270
و واقعا هم اینطوریه. من خالش رو بعنوان یه
.نوک سینه‌ی اضافی در نظر گرفتم

07:17.270 --> 07:21.530
و خجالت ناشی از ناتوانی ـش تو پوشوندن ـش
.رو به تصویر کشیدم

07:21.530 --> 07:25.740
.م...من چه کوری ـم

07:25.740 --> 07:29.990
.و با نادونی یه اثر هنری رو به گند کشیدم

07:33.830 --> 07:38.210
.البته من همیشه میتونم خال رو برگردونم سر جاش

07:39.460 --> 07:43.760
!پس تو سازنده‌ی مجسمه‌ای؟

07:43.760 --> 07:46.340
!من هر روز کارت رو بررسی میکردم

07:46.340 --> 07:50.600
من به اکتشافات جدیدی دست پیدا کردم و با هر نگاه
!احترامم نسبت بهت بیشتر میشد

07:50.600 --> 07:53.930
!لطفا اجازه بده تو رو استاد خودم صدا کنم

07:53.930 --> 07:58.310
لطفا! من حتی میتونم وفاداریم رو با یه بوسه به ـــ

07:59.400 --> 08:01.730
!این مانع دیگه واسه چیه؟

08:01.730 --> 08:04.070
!کدوم خری اینو گذاشته اینجا؟

08:04.070 --> 08:06.820
!معنی این کارا چیه؟

08:08.320 --> 08:13.000
خیلی منو یاد اون طرفدارای متعصبی انداخت که
تو جشنواره های تابستونی ازدحام میکنن

08:08.820 --> 08:11.910
.بس کنید. این خیلی احمقانه‌ست

08:11.910 --> 08:14.700
!گمشو اونور گرممه

08:13.000 --> 08:14.700
.تا کتاب جدید پیدا کنن

08:14.700 --> 08:18.460
!استااااااااد

08:26.670 --> 08:28.760
.ابرهای سیاه پایین اومدن

08:28.760 --> 08:31.970
.درسته. نزدیک طوفانه

08:37.060 --> 08:40.520
نمیدونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم که با
.این اطلاعیه کوتاه به ما کمک کردین

08:40.520 --> 08:41.980
!این چیزا رو بعدا هم میتونی بگی

08:41.980 --> 08:47.070
...برای الان میخوام بدونم رودی ـــ یعنی
!ارباب سگ‌ها کجاست

08:47.070 --> 08:52.740
در لحظه... «ارباب سگ‌ها» در سیاهچاله‌های
.قصر زندانی شدن

08:52.740 --> 08:54.950
!چـــی؟! من همین الان میرم و نجاتش میدم

08:54.950 --> 08:58.290
!لطفا صبر کنید! قبلش میخوایم درخواستی ازتون داشته باشیم

08:58.290 --> 09:00.580
!و چرا باید این کارو بکنم؟

09:00.580 --> 09:03.290
.اون می‌تونه از پس خودش بربیاد

09:04.710 --> 09:08.470
چی میخواین؟

09:09.510 --> 09:13.600
!میخوایم که خانواده‌هامون رو نجات بدید

09:15.100 --> 09:19.270
.فکر می‌کردم قراره به قصر حمله کنیم. توضیح بده ببینم

09:20.900 --> 09:25.940
.شاهزاده پاکس خانواده‌های ما رو گروگان گرفته

09:25.940 --> 09:27.320
!منظورت چیه؟

09:27.320 --> 09:30.320
.من دربارش شنیده بودم

09:30.320 --> 09:34.080
که شاهزاده پاکس سربازای پادگان قصر رو، با گروگان گرفتن

09:34.080 --> 09:37.080
.خانواده‌هاشون کنترل می‌کنه

09:37.080 --> 09:41.120
،ما هیچوقت امیدمون رو برای مرتب کردن اوضاع از دست نمی‌دیم

09:41.120 --> 09:43.750
.ولی دستمون هم زیاد باز نیست

09:43.750 --> 09:46.630
.ما تو ناامیدی زندگی می‌کنیم

09:48.300 --> 09:49.420
.خواهش می‌کنم

09:49.420 --> 09:52.470
!لطفا! التماستون می‌کنیم

09:54.600 --> 09:56.010
!می‌فهمم

09:56.010 --> 09:58.890
!اگه اینطوریه، پس بریم تو کارش

10:01.190 --> 10:02.560
.باشه

10:02.560 --> 10:04.480
.ولی تو همینجا می‌مونی اریس

10:04.480 --> 10:06.070
!چرا؟

10:06.070 --> 10:09.190
.ما نمی‌تونیم آیشا رو با خودمون ببریم

10:10.780 --> 10:12.820
‫*خواهر

10:10.780 --> 10:12.820
.اونه-چان

10:12.820 --> 10:16.660
عقب‌نشینی برای محافظت از آیشا
.یه وظیفه‌ی حیاتیه

10:18.240 --> 10:20.370
.متوجهم

10:20.370 --> 10:23.170
!بسپرینش به من

10:27.880 --> 10:29.760
!ما راهنماییتون می کنیم

10:29.760 --> 10:33.630
.نیازی نیست. خودم می‌دونم کجان

10:37.430 --> 10:39.770
کجاست، اوف کجا میتونه باشه؟

10:39.770 --> 10:43.520
.نمیتونم سر از طرز کارش در بیارم

10:43.520 --> 10:47.270
توی زیردستاتون کارشناس موانع ندارید عالیجناب؟

10:47.270 --> 10:52.990
من هیچ زیردستی ندارم. آخریشون رو
.با مجسمه‌ی روکسی معاوضه کردم

10:52.990 --> 10:55.570
!چه معامله‌ای بودا

10:55.570 --> 10:58.280
‫این داوش‌مون مغزش تک هسته‌ایه؟

10:58.280 --> 11:02.540
‫به نظر می‌رسه باید به این زودی
‫ تو رو از شاگردیم عزل کنم.

11:02.540 --> 11:04.210
‫چرا خب؟!

11:04.210 --> 11:06.540
‫استاد!

11:08.000 --> 11:10.500
‫وا مصیبتا!

11:10.500 --> 11:12.920
‫البته اگه بتونی منو از اینجا در بیاری،

11:12.920 --> 11:15.470
‫با به شاگردی گرفتنت مشکلی ندارم.

11:15.470 --> 11:18.680
‫اوه! همین کارو کنم کافیه؟

11:18.680 --> 11:20.390
‫با اجازه!

11:25.140 --> 11:30.400
‫به قولی استاد،
‫کافیه ترتیب پاکس رو بدم، درسته؟

11:30.400 --> 11:32.320
‫آره، ‌فکر کنم این راهش باشه.

11:32.320 --> 11:35.740
‫به خوبی فهمیدم. لطفا یکم منتظر باشید.

11:35.740 --> 11:37.660
‫ها؟ یـ ـ یه لحظه وایسا!

11:37.660 --> 11:40.700
‫کجا میری؟ می‌خوای چی کار کنی؟

11:42.240 --> 11:44.750
‫ناموسا؟

11:50.380 --> 11:51.550
‫چه خبر شده؟

11:51.550 --> 11:54.010
‫لعنتی! حالا چرا باید الان اتفاق بیفته؟!

11:54.010 --> 11:57.220
‫هوی‌! زود باش! موقعیت اضطراری‌ـه!

11:57.220 --> 12:02.970
‫این تجهیزات رو برای مهار یه فرد خاصی
‫وقتی که کنترلشو از دست میده، استفاده می‌کنن.

12:02.970 --> 12:05.270
‫بهش میگن «فرزند متبرک».

12:05.270 --> 12:10.520
‫این پادشاهی واسش ارزش زیادی قائله
‫و خیلی با دقت باهاش برخورد می‌کنن.

12:10.520 --> 12:16.570
‫فرزند های متبرک، کسایی هستن که
‫با یه جور قدرت‌های خاصی به دنیا میان.

12:16.570 --> 12:21.700
‫حالا این فرزند متبرک از موقع به دنیا اومدن
‫زور وحشتناک زیادی داره.

12:21.700 --> 12:23.790
‫این مشکلی ایجاد نکرده بوده،

12:23.790 --> 12:28.960
‫ولی به نظر می‌رسه تو سن سه سالگی
‫سر برادر کوچیکشو از جاش کنده.

12:30.500 --> 12:35.010
‫اگه انقدر خرزورـه،
‫دلم می‌خواد یه دست و پنجه‌ای باهاش نرم کنم.

12:43.640 --> 12:44.520
‫زانوبا-ساما!

12:44.520 --> 12:46.390
‫زانوبا-ساما! لطفا تمومش کنید!

12:46.390 --> 12:47.100
‫زانوبا-ساما!

12:48.480 --> 12:52.690
‫تمومش کن! ولم کن، برادر!

12:52.690 --> 12:53.860
‫اون کیه؟

12:53.860 --> 12:56.570
‫او ـ او ـ اون خودشه!

12:56.570 --> 12:59.950
‫شاهزاده‌ی سلاخ، زانوبا شیرونه!

13:01.780 --> 13:03.160
‫اونه-‌چان؟!

13:03.160 --> 13:05.620
‫برادر!

13:05.620 --> 13:10.000
‫استاد! چطوره؟
‫حالا منو شاگرد خودتون می‌کنید؟

13:10.000 --> 13:12.460
‫زانوبا-ساما! ولش کنید!

13:12.460 --> 13:16.840
‫برادر! ولم کن!
‫الان جمجمه‌م رو میشکونی.

13:16.840 --> 13:19.430
‫خفه‌ شو پاکس.

13:20.380 --> 13:23.720
‫خب، داداش، رودیوس-دونو رو آزاد کن.

13:23.720 --> 13:28.680
‫مـ ـ محاله! اون یه طعمه واسه گیر انداختن روکسـ ــ

13:28.680 --> 13:31.770
‫جدی جدی، الان کله‌مو می‌پوکونی!

13:29.560 --> 13:31.770
‫زانوبا-ساما!

13:31.770 --> 13:33.310
‫جینجر! نجاتم بده!

13:33.310 --> 13:37.490
‫واست مهم نیست چه بلایی سر خانواده‌ت میاد؟!

13:37.490 --> 13:40.360
‫اصلا نگران خانواده‌هاتون نباشید.

13:40.360 --> 13:42.620
‫رویجرد رفته که نجاتشون بده.

13:42.620 --> 13:45.030
‫رویجرد کیه؟

13:45.030 --> 13:47.040
‫رویجرد رفیق ماست!

13:47.040 --> 13:50.540
‫یه اسپرد خیلی مهربون!

13:50.540 --> 13:55.210
‫یه اسپرد؟! اون مرده اسپرده؟!

14:04.430 --> 14:08.270
‫چی کار می‌کنی جینجر؟! دست بجنبون!

14:08.270 --> 14:12.770
‫از ابتدا به شاهزاده زانوبا قسم وفاداری خوردم.

14:12.770 --> 14:15.360
‫نمی‌تونم از خواسته اعلی‌حضرت سرپیچی کنم.

14:15.360 --> 14:16.520
‫هوی! چی میگی؟!

14:16.520 --> 14:20.280
‫پاکس، می‌خوای منو معطل بذاری؟!

14:20.280 --> 14:24.780
‫آهان، شاید باید همین الان
‫اون کله‌ت رو از جاش بِکَنم.

14:31.330 --> 14:35.790
‫بـــــراااادر!

14:49.720 --> 14:51.680
‫باشه!

14:51.680 --> 14:55.440
‫آزادش می کنم، پس زودباش ولم کن!

14:55.440 --> 14:57.230
‫خب، بسیار عالی.

14:57.230 --> 15:00.690
‫اگه درستو یاد گرفتی،
‫دیگه شیطونی نکنیا!

15:03.990 --> 15:05.490
‫آخ دستم!

15:05.490 --> 15:08.200
‫دستم!

15:10.450 --> 15:15.500
‫ای بابا! این آدما عجب موجودات شکننده‌ای‌ان.

15:18.170 --> 15:20.960
‫ها؟ختم غائله شد؟

15:20.960 --> 15:23.470
‫جینجر طرف من بوده؟

15:23.470 --> 15:26.140
‫من که دیگه مغزم رد داده.

15:38.480 --> 15:42.900
‫جرقه‌ی شروع این ماجرا رو
‫نجات دادن آیشا زد.

15:42.900 --> 15:47.870
‫و بدون ورد جادو کردنِ من،
‫باعث شد سربازا بفهمن من شاگرد روکسی‌ام.

15:47.870 --> 15:52.200
‫اونا می‌خواستن همه چیز رو واسم تعرف کنن و
‫ ازم بخوان خانواده‌هاشونو نجات بدم.

15:52.200 --> 15:57.000
‫ نقشه به چوخ رفت چون
‫من تو سیاه‌چال حبس شدم،

15:57.000 --> 15:59.210
‫ولی اونا تسلیم نشدن.

15:59.210 --> 16:02.300
‫فکر کنم جینجر تو پشت پرده هم یه کارایی می کرده.

16:02.300 --> 16:06.680
‫احتمالا اون کسی بوده که مجسمه رو داده
‫به زانوبا، که زانوبا بیاد منو ببینه.

16:06.680 --> 16:11.180
‫اگه اینطور بوده، ای کاش
‫همون موقع که منو دید، همه چیزو بهم می‌گفت.

16:11.180 --> 16:14.180
‫من می‌تونستم اوضاع بهتر راست و ریس کنم.

16:14.180 --> 16:16.730
‫احساس می‌کنم آدم حسابم نکردن.

16:18.020 --> 16:23.280
‫خب، فکر کنم نمی‌تونسته سر خانواده ش ریسک کنه.

16:30.740 --> 16:32.410
‫استاااااد!

16:32.410 --> 16:34.950
‫پس سالمی!

16:38.080 --> 16:41.340
‫اوه! جینجر، زودباش جادوی درمانگری اجرا کن!

16:41.340 --> 16:42.800
‫اطاعت میشه!

16:42.800 --> 16:46.300
‫شاید باید عذرشو بخوام!

16:51.720 --> 16:53.060
‫همین‌طوره!

16:53.060 --> 16:56.980
‫روــ ارباب سگ فوق‌العاده‌ست!

16:56.980 --> 16:59.940
‫لطفا بیشتر واسم تعریف کن!

16:59.940 --> 17:01.480
‫خیلی خوب!

17:05.360 --> 17:07.280
‫اینم از این.

17:08.780 --> 17:10.870
‫رودیوس-ساما.

17:13.370 --> 17:15.120
‫این مال شماست.

17:15.120 --> 17:17.830
‫نکنه این...

17:20.250 --> 17:23.790
‫بـ ـ بسیار ممنونم.

17:23.790 --> 17:27.630
‫متوجهم که این واستون خیلی باارزشه،

17:27.630 --> 17:30.930
‫پس تا الان با تمام وجودم ازش نگه‌داری کردم.

17:33.850 --> 17:35.430
‫این چیه؟

17:35.430 --> 17:42.610
‫سیلفیت-ساما می‌خواست اینو واسه
‫تولد ده سالگی‌تون بفرسته.

17:43.610 --> 17:45.900
‫سیلفی...

17:55.870 --> 18:02.250
‫پساپس... تولدتون مبارک باشه.

18:02.250 --> 18:04.340
‫چیزه... لیلیا...

18:04.340 --> 18:07.250
‫چسبیدی بهم ها.

18:07.250 --> 18:08.760
‫الحق که...

18:08.760 --> 18:12.340
‫... یه ذره هم عوض نشدی رودیوس-ساما.

18:13.510 --> 18:16.890
‫خیلی خوشحالم که صحیح و سالمید.

18:19.850 --> 18:22.850
‫لیلیا، منم از اینکه صحیح و سالمی خوشحالم.

18:22.850 --> 18:26.820
‫آیشا بهتون بی‌ادبی که نکرده؟

18:26.820 --> 18:28.530
‫نه بابا.

18:28.530 --> 18:32.950
‫دختر خیلی تیزی‌ـه.
‫باید خیلی خوب بزرگش کرده باشی.

18:32.950 --> 18:40.120
‫نه. آنچنان دختر باهوشی نیست.
‫هنوز هم از درک کامل توانایی‌های شما عاجزه.

18:40.120 --> 18:42.870
‫حالا شما یکم کوتاه بیا!

18:44.460 --> 18:47.380
‫ارباب‌ سگ! ارباب سگ!

18:47.380 --> 18:51.760
‫ارباب سگ! می‌خوام در خفا ازتون یه خواهشی کنم.

18:51.760 --> 18:56.140
‫چی می‌خوای؟
‫اگه ازم بر بیاد، صد البته که انجام میدم.

18:56.140 --> 19:00.520
‫لطفا بهم اجازه بدید
‫تو سفرتون شما رو همراهی کنم!

19:01.850 --> 19:03.020
‫چی؟

19:03.020 --> 19:09.230
‫مادرم می‌خواد وقتی بزرگ شدم
‫به برادر ناتنی‌ـم خدمت کنم، ولی...

19:09.230 --> 19:10.070
‫ولی...

19:10.070 --> 19:11.190
‫من نمی‌خوام!

19:11.190 --> 19:15.320
‫لطفا مثل قبل که نجاتم دادی،
‫منو از چنگال منحرف اون نجات بده!

19:18.030 --> 19:19.200
‫نمیشه؟

19:19.200 --> 19:22.620
‫مادرم گفته قراره حسابی رشد کنم!

19:22.620 --> 19:25.040
‫قراره حسابی مردا رو جذب خودم کنم.

19:25.040 --> 19:29.170
‫لیلیا... به این بچه دقیقا چی یاد دادی؟

19:30.590 --> 19:33.920
‫بچه‌ها نباید چنین چیزایی بگن.

19:49.110 --> 19:51.280
‫اینو بگیر.

19:51.280 --> 19:53.690
‫این چیه، یهویی دادید؟

19:53.690 --> 19:58.620
‫من این هدبند رو خیلی وقته استفاده می‌کنم.

19:58.620 --> 20:03.370
‫نگه داشتن یادگاری از کسی که دوسش داریم
‫می‌تونه آرامش بخش باشه.

20:03.370 --> 20:06.750
‫شاید برادرت هم چنین حسی داشته.

20:09.960 --> 20:12.460
‫آیشا،‌ نظر تو چیه؟

20:26.520 --> 20:29.900
‫فکر کنم یه جورایی فهمیدم!

20:54.920 --> 20:56.050
‫تا بعد!

20:56.050 --> 20:59.720
‫قول میدم بازم همدیگه رو ببینیم!

21:02.810 --> 21:06.390
‫ببخشید بهت گفتم منحرف، داداشی!

21:06.390 --> 21:08.350
‫اشکال نداره.

21:08.350 --> 21:09.980
‫چی؟

21:24.830 --> 21:29.710
‫دیدی؟ اون از اولش می‌دونست!

21:29.710 --> 21:32.590
‫جـ ـ جدی؟

21:49.600 --> 21:51.020
‫ضمیمه:

21:51.020 --> 21:54.360
‫پاکس و زانوبا مسئول این اتفاقات شناخته شدن،

21:54.360 --> 21:58.320
‫و به بهونه‌ی تحصیل تو خارج
‫از کشورشون تبعید شدن.

21:58.320 --> 22:03.030
‫اســــــــتــااااد!

22:03.030 --> 22:06.010
قسمت بیستم

22:03.030 --> 22:06.010
روزی که خواهرم که خدمتکاره به دنیا اومد

22:06.030 --> 22:16.030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:36.040 --> 23:41.030
قسمت بعدی

23:36.650 --> 23:41.030
نقطه‌ی عطف 2
