1
00:00:05,800 --> 00:00:08,260
اون ابر ـه چیه دیگه؟

2
00:00:14,140 --> 00:00:16,560
!واااای! چه خوشگله

3
00:00:31,620 --> 00:00:33,410
مامان؟

4
00:00:57,430 --> 00:00:59,310
!آیشا! آیشا

5
00:00:59,310 --> 00:01:01,270
!آیشا

6
00:01:18,160 --> 00:01:22,170
این امپراطوری شیرونه ـست؟

7
00:01:22,170 --> 00:01:24,420
چطور اومدیم اینجا؟

8
00:01:33,760 --> 00:01:35,300
شما کی هستید؟

9
00:01:35,300 --> 00:01:40,060
معذرت میخوام، فکر میکنم کسی بنام
.روکسی میگوردیا اینجا زندگی میکنه

10
00:01:40,060 --> 00:01:42,480
ممکنه ایشون رو ملاقات کنم؟

11
00:01:42,480 --> 00:01:44,610
.تو مشکوکی
از کجا اومدـــ

12
00:01:44,610 --> 00:01:45,940
.وایسا

13
00:01:45,940 --> 00:01:49,650
تو روکسی رو میشناسی؟

14
00:01:49,670 --> 00:02:03,670
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

15
00:02:04,190 --> 00:02:08,980
تنا

16
00:02:04,400 --> 00:02:08,980
سخ

17
00:02:04,740 --> 00:02:08,980
یک

18
00:02:04,860 --> 00:02:08,980
بیکار

19
00:02:17,430 --> 00:02:21,560
.سلام. رودیوس مفت‌خور بی‌کار سابق خودمونم.

20
00:02:21,560 --> 00:02:25,440
.امروز با یه آپارتمان مفت تو شیرونه در خدمتتونم

21
00:02:25,440 --> 00:02:28,400
.نه ودیعه می‌خواد، نه شارژ ساختمون و نه اجاره

22
00:02:28,400 --> 00:02:32,610
،زیاد مالی نیست و تخت و دستشویی نداشتنش
،جای نگرانی داره

23
00:02:32,610 --> 00:02:35,110
.ولی همچین قیمت مفتی رو هیچ‌جا پیدا ‌نمی‌کنید

24
00:02:35,110 --> 00:02:37,740
.هر چی نباشه، مفتکی‌ـه

25
00:02:40,330 --> 00:02:43,540
.جون من یه نگاه به این امنیت بالاش بندازید

26
00:02:43,540 --> 00:02:48,960
به محض اینکه پاتو بذاری توش، تمام جادوها
!از کار میفتن و دیگه جای فراری نیست

27
00:02:50,300 --> 00:02:54,550
.دیگه بسه
.قبلا امتحانش کردم

28
00:02:54,550 --> 00:02:59,890
!رویجرد! اریس! لطفا بیاید منو از اینجا نجات بدید

29
00:03:19,080 --> 00:03:25,540
،من، زانوبا شیرونه
.سومین شاهزاده‌ی شیرونه هستم

30
00:03:25,540 --> 00:03:27,920
.آشنایی با شما مایه‌ی افتخاره

31
00:03:27,920 --> 00:03:30,040
.اسم من رودیوس گری‌رت ـه

32
00:03:30,040 --> 00:03:31,340
.خب

33
00:03:31,340 --> 00:03:35,380
چی شما رو امروز به اینجا کشونده؟

34
00:03:35,380 --> 00:03:38,220
اینو از کجا آوردی؟

35
00:03:38,220 --> 00:03:42,640
بگو ببینم. بهم گفته شده که اینو از وسایلی که
.جینجر ازت مصادره کرده، پیدا کردن

36
00:03:42,640 --> 00:03:44,600
.یکی از مجسمه‌های رویجرد ـم

37
00:03:44,600 --> 00:03:49,270
نکنه توی این پادشاهی اینا بت محسوب میشن؟

38
00:03:49,270 --> 00:03:53,650
.اینو خیلی تصادفی هنگام سفرم به قاره‌ی شیاطین بدست آوردم

39
00:03:53,650 --> 00:03:56,950
!می‌دونستم! می‌دونستم کار یه شیطانه

40
00:03:56,950 --> 00:03:59,200
حالا بگو ببینم، اینو دقیقا از کجا پیدا کردی؟

41
00:03:59,200 --> 00:04:01,530
!میدونی هنرمندش کیه؟

42
00:04:01,530 --> 00:04:02,950
.ن...نمیدونم

43
00:04:02,950 --> 00:04:06,540
.من فقط تو نگاه اول ازش خوشم اومد و خریدمش

44
00:04:06,540 --> 00:04:09,790
.من همینا رو میدونم

45
00:04:09,790 --> 00:04:12,500
که اینطور؟

46
00:04:23,060 --> 00:04:26,520
اگه اینطوریه، پس این مجسمه رو میشناسی؟

47
00:04:27,520 --> 00:04:30,810
.این مجسمه‌ایه که خیلی وقت پیش از روی روکسی درست کردم

48
00:04:30,810 --> 00:04:35,440
این مجسمه چهار سال پیش توی یه
.مغازه پیدا شد

49
00:04:35,440 --> 00:04:40,070
،بخاطر شباهتی که به روکسی که اون زمان جادوگر دربار ما بود، داشت

50
00:04:40,070 --> 00:04:43,490
.برادرم اون رو از یه تاجر دوره‌گرد خرید

51
00:04:43,490 --> 00:04:47,910
جادوگر دربار شما «بود»؟

52
00:04:47,910 --> 00:04:49,540
.هوم؟ درسته

53
00:04:49,540 --> 00:04:54,210
آزار جنسی برادرم کاسه‌ی صبرشو لبریز کرده بود
.واسه همین فرار کرد

54
00:04:54,210 --> 00:04:57,260
!ولی اون مهم نیست. حواستو بده به مجسمه

55
00:04:57,260 --> 00:04:58,760
.فقط بهش نگاه کن

56
00:04:58,760 --> 00:05:03,300
تو نگاه اول مثل جادوگری میمونه که داره
.وسایلش رو تکون میده

57
00:05:03,300 --> 00:05:08,270
.و در عین حال حس حرکت هم میده
.نگاه کن رداـش چطور تاب خورده

58
00:05:08,270 --> 00:05:11,060
،یه پاش جلوئه و سلاحش جلوتر

59
00:05:11,060 --> 00:05:14,360
.و این صحنه رو خیلی واضح ترسیم کرده

60
00:05:14,360 --> 00:05:19,860
تقریبا پوستش در معرض دید نیست ولی
.هنوزم یه حس ضعیفی از تمایلات جنسی به آدم میده

61
00:05:19,860 --> 00:05:24,870
تمایلات جنسی تو یه همچین پیکره‌ای،
!بدون جذابیت‌های جنسی عرفی و ذاتا لاغر مردنی

62
00:05:24,870 --> 00:05:26,990
!حالا از پشت ببینش

63
00:05:26,990 --> 00:05:29,500
،یه شنل بدن فرد رو پوشونده

64
00:05:29,500 --> 00:05:32,170
،ولی پایی که بیرون زده پارچه رو محکم میکشه

65
00:05:32,170 --> 00:05:34,840
!و خط باسنش رو خیلی کمرنگ به نمایش میذاره

66
00:05:34,840 --> 00:05:37,670
!باسن ـی که آدم دوست داره لخت ببینتش

67
00:05:37,670 --> 00:05:41,470
!حالا در جواب، اینجا رو باش
.لباسش جدا میشه

68
00:05:41,470 --> 00:05:47,810
شنلش دو تیکه میشه و یه دختر معصوم
.با شرت پاش رو به تصویر میکشه

69
00:05:47,810 --> 00:05:52,980
،حالا از رو به رو نگاهش کن. در کمال تعجب
!دست چپش روی سینه‌هاشو پوشونده

70
00:05:52,980 --> 00:05:57,150
!«!ممکنه با خودت بگی «چه عجیب
«.دستش که سلاحشو گرفته بود»

71
00:05:57,150 --> 00:06:02,820
!بعدش میای اجزای لباسش رو بررسی میکنی و میبینی بله
!دست چپش بهش به صورت مجزاست

72
00:06:02,820 --> 00:06:06,280
!آره! مجسمه سه تا دست داره

73
00:06:06,280 --> 00:06:08,540
،با این ترفند

74
00:06:08,540 --> 00:06:12,250
دو تا مجسمه، یکی با شنل و یکی
!با لباس زیر، با هم میشن یه مجسمه

75
00:06:12,250 --> 00:06:14,880
!عالیه! واقعا باشکوهه

76
00:06:14,880 --> 00:06:21,550
این مجسمه به درجات بالایی میرسه که کارهای
!کوچیک و خام تو خوابشون هم نمیتونن به همچین درجه‌ای برسن

77
00:06:21,550 --> 00:06:23,800
.خرکیف شدم

78
00:06:23,800 --> 00:06:30,100
این به تمام اون تمریناتی که روی ساخت مجسمه
.انجام دادم، ارزش میده

79
00:06:30,100 --> 00:06:31,230
ها؟

80
00:06:31,230 --> 00:06:34,270
.خال زیربغلش رفته

81
00:06:34,270 --> 00:06:35,230

82
00:06:35,230 --> 00:06:38,480
آها اون لکه‌ی سیاه رو میگی؟

83
00:06:38,480 --> 00:06:42,030
فکر کردم که از زیبایی مجسمه کم میکنه
.پس پاکش کردم

84
00:06:42,030 --> 00:06:43,490

85
00:06:43,490 --> 00:06:46,870
پا...پاکش کردی؟

86
00:06:47,950 --> 00:06:50,790
.به جای دستاش نگاه کن

87
00:06:50,790 --> 00:06:51,950

88
00:06:53,750 --> 00:06:57,420
می‌بینی که نمیتونه کامل خودشو بپوشونه؟

89
00:06:57,420 --> 00:07:00,500
متوجهی که دستش نمیرسه؟

90
00:07:02,010 --> 00:07:07,140
یعنی میگی میتونه سینش رو بپوشونه
!ولی خالش رو نه؟

91
00:07:08,350 --> 00:07:10,560
.شت

92
00:07:10,560 --> 00:07:12,220
.نمیشه

93
00:07:13,310 --> 00:07:17,270
و واقعا هم اینطوریه. من خالش رو بعنوان یه
.نوک سینه‌ی اضافی در نظر گرفتم

94
00:07:17,270 --> 00:07:21,530
و خجالت ناشی از ناتوانی ـش تو پوشوندن ـش
.رو به تصویر کشیدم

95
00:07:21,530 --> 00:07:25,740
.م...من چه کوری ـم

96
00:07:25,740 --> 00:07:29,990
.و با نادونی یه اثر هنری رو به گند کشیدم

97
00:07:33,830 --> 00:07:38,210
.البته من همیشه میتونم خال رو برگردونم سر جاش

98
00:07:39,460 --> 00:07:43,760
!پس تو سازنده‌ی مجسمه‌ای؟

99
00:07:43,760 --> 00:07:46,340
!من هر روز کارت رو بررسی میکردم

100
00:07:46,340 --> 00:07:50,600
من به اکتشافات جدیدی دست پیدا کردم و با هر نگاه
!احترامم نسبت بهت بیشتر میشد

101
00:07:50,600 --> 00:07:53,930
!لطفا اجازه بده تو رو استاد خودم صدا کنم

102
00:07:53,930 --> 00:07:58,310
لطفا! من حتی میتونم وفاداریم رو با یه بوسه به ـــ

103
00:07:59,400 --> 00:08:01,730
!این مانع دیگه واسه چیه؟

104
00:08:01,730 --> 00:08:04,070
!کدوم خری اینو گذاشته اینجا؟

105
00:08:04,070 --> 00:08:06,820
!معنی این کارا چیه؟

106
00:08:08,320 --> 00:08:13,000
خیلی منو یاد اون طرفدارای متعصبی انداخت که
تو جشنواره های تابستونی ازدحام میکنن

107
00:08:08,820 --> 00:08:11,910
.بس کنید. این خیلی احمقانه‌ست

108
00:08:11,910 --> 00:08:14,700
!گمشو اونور گرممه

109
00:08:13,000 --> 00:08:14,700
.تا کتاب جدید پیدا کنن

110
00:08:14,700 --> 00:08:18,460
!استااااااااد

111
00:08:26,670 --> 00:08:28,760
.ابرهای سیاه پایین اومدن

112
00:08:28,760 --> 00:08:31,970
.درسته. نزدیک طوفانه

113
00:08:37,060 --> 00:08:40,520
نمیدونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم که با
.این اطلاعیه کوتاه به ما کمک کردین

114
00:08:40,520 --> 00:08:41,980
!این چیزا رو بعدا هم میتونی بگی

115
00:08:41,980 --> 00:08:47,070
...برای الان میخوام بدونم رودی ـــ یعنی
!ارباب سگ‌ها کجاست

116
00:08:47,070 --> 00:08:52,740
در لحظه... «ارباب سگ‌ها» در سیاهچاله‌های
.قصر زندانی شدن

117
00:08:52,740 --> 00:08:54,950
!چـــی؟! من همین الان میرم و نجاتش میدم

118
00:08:54,950 --> 00:08:58,290
!لطفا صبر کنید! قبلش میخوایم درخواستی ازتون داشته باشیم

119
00:08:58,290 --> 00:09:00,580
!و چرا باید این کارو بکنم؟

120
00:09:00,580 --> 00:09:03,290
.اون می‌تونه از پس خودش بربیاد

121
00:09:04,710 --> 00:09:08,470
چی میخواین؟

122
00:09:09,510 --> 00:09:13,600
!میخوایم که خانواده‌هامون رو نجات بدید

123
00:09:15,100 --> 00:09:19,270
.فکر می‌کردم قراره به قصر حمله کنیم. توضیح بده ببینم

124
00:09:20,900 --> 00:09:25,940
.شاهزاده پاکس خانواده‌های ما رو گروگان گرفته

125
00:09:25,940 --> 00:09:27,320
!منظورت چیه؟

126
00:09:27,320 --> 00:09:30,320
.من دربارش شنیده بودم

127
00:09:30,320 --> 00:09:34,080
که شاهزاده پاکس سربازای پادگان قصر رو، با گروگان گرفتن

128
00:09:34,080 --> 00:09:37,080
.خانواده‌هاشون کنترل می‌کنه

129
00:09:37,080 --> 00:09:41,120
،ما هیچوقت امیدمون رو برای مرتب کردن اوضاع از دست نمی‌دیم

130
00:09:41,120 --> 00:09:43,750
.ولی دستمون هم زیاد باز نیست

131
00:09:43,750 --> 00:09:46,630
.ما تو ناامیدی زندگی می‌کنیم

132
00:09:48,300 --> 00:09:49,420
.خواهش می‌کنم

133
00:09:49,420 --> 00:09:52,470
!لطفا! التماستون می‌کنیم

134
00:09:54,600 --> 00:09:56,010
!می‌فهمم

135
00:09:56,010 --> 00:09:58,890
!اگه اینطوریه، پس بریم تو کارش

136
00:10:01,190 --> 00:10:02,560
.باشه

137
00:10:02,560 --> 00:10:04,480
.ولی تو همینجا می‌مونی اریس

138
00:10:04,480 --> 00:10:06,070
!چرا؟

139
00:10:06,070 --> 00:10:09,190
.ما نمی‌تونیم آیشا رو با خودمون ببریم

140
00:10:10,780 --> 00:10:12,820
‫*خواهر

141
00:10:10,780 --> 00:10:12,820
.اونه-چان

142
00:10:12,820 --> 00:10:16,660
عقب‌نشینی برای محافظت از آیشا
.یه وظیفه‌ی حیاتیه

143
00:10:18,240 --> 00:10:20,370
.متوجهم

144
00:10:20,370 --> 00:10:23,170
!بسپرینش به من

145
00:10:27,880 --> 00:10:29,760
!ما راهنماییتون می کنیم

146
00:10:29,760 --> 00:10:33,630
.نیازی نیست. خودم می‌دونم کجان

147
00:10:37,430 --> 00:10:39,770
کجاست، اوف کجا میتونه باشه؟

148
00:10:39,770 --> 00:10:43,520
.نمیتونم سر از طرز کارش در بیارم

149
00:10:43,520 --> 00:10:47,270
توی زیردستاتون کارشناس موانع ندارید عالیجناب؟

150
00:10:47,270 --> 00:10:52,990
من هیچ زیردستی ندارم. آخریشون رو
.با مجسمه‌ی روکسی معاوضه کردم

151
00:10:52,990 --> 00:10:55,570
!چه معامله‌ای بودا

152
00:10:55,570 --> 00:10:58,280
‫این داوش‌مون مغزش تک هسته‌ایه؟

153
00:10:58,280 --> 00:11:02,540
‫به نظر می‌رسه باید به این زودی
‫ تو رو از شاگردیم عزل کنم.

154
00:11:02,540 --> 00:11:04,210
‫چرا خب؟!

155
00:11:04,210 --> 00:11:06,540
‫استاد!

156
00:11:08,000 --> 00:11:10,500
‫وا مصیبتا!

157
00:11:10,500 --> 00:11:12,920
‫البته اگه بتونی منو از اینجا در بیاری،

158
00:11:12,920 --> 00:11:15,470
‫با به شاگردی گرفتنت مشکلی ندارم.

159
00:11:15,470 --> 00:11:18,680
‫اوه! همین کارو کنم کافیه؟

160
00:11:18,680 --> 00:11:20,390
‫با اجازه!

161
00:11:25,140 --> 00:11:30,400
‫به قولی استاد،
‫کافیه ترتیب پاکس رو بدم، درسته؟

162
00:11:30,400 --> 00:11:32,320
‫آره، ‌فکر کنم این راهش باشه.

163
00:11:32,320 --> 00:11:35,740
‫به خوبی فهمیدم. لطفا یکم منتظر باشید.

164
00:11:35,740 --> 00:11:37,660
‫ها؟ یـ ـ یه لحظه وایسا!

165
00:11:37,660 --> 00:11:40,700
‫کجا میری؟ می‌خوای چی کار کنی؟

166
00:11:42,240 --> 00:11:44,750
‫ناموسا؟

167
00:11:50,380 --> 00:11:51,550
‫چه خبر شده؟

168
00:11:51,550 --> 00:11:54,010
‫لعنتی! حالا چرا باید الان اتفاق بیفته؟!

169
00:11:54,010 --> 00:11:57,220
‫هوی‌! زود باش! موقعیت اضطراری‌ـه!

170
00:11:57,220 --> 00:12:02,970
‫این تجهیزات رو برای مهار یه فرد خاصی
‫وقتی که کنترلشو از دست میده، استفاده می‌کنن.

171
00:12:02,970 --> 00:12:05,270
‫بهش میگن «فرزند متبرک».

172
00:12:05,270 --> 00:12:10,520
‫این پادشاهی واسش ارزش زیادی قائله
‫و خیلی با دقت باهاش برخورد می‌کنن.

173
00:12:10,520 --> 00:12:16,570
‫فرزند های متبرک، کسایی هستن که
‫با یه جور قدرت‌های خاصی به دنیا میان.

174
00:12:16,570 --> 00:12:21,700
‫حالا این فرزند متبرک از موقع به دنیا اومدن
‫زور وحشتناک زیادی داره.

175
00:12:21,700 --> 00:12:23,790
‫این مشکلی ایجاد نکرده بوده،

176
00:12:23,790 --> 00:12:28,960
‫ولی به نظر می‌رسه تو سن سه سالگی
‫سر برادر کوچیکشو از جاش کنده.

177
00:12:30,500 --> 00:12:35,010
‫اگه انقدر خرزورـه،
‫دلم می‌خواد یه دست و پنجه‌ای باهاش نرم کنم.

178
00:12:43,640 --> 00:12:44,520
‫زانوبا-ساما!

179
00:12:44,520 --> 00:12:46,390
‫زانوبا-ساما! لطفا تمومش کنید!

180
00:12:46,390 --> 00:12:47,100
‫زانوبا-ساما!

181
00:12:48,480 --> 00:12:52,690
‫تمومش کن! ولم کن، برادر!

182
00:12:52,690 --> 00:12:53,860
‫اون کیه؟

183
00:12:53,860 --> 00:12:56,570
‫او ـ او ـ اون خودشه!

184
00:12:56,570 --> 00:12:59,950
‫شاهزاده‌ی سلاخ، زانوبا شیرونه!

185
00:13:01,780 --> 00:13:03,160
‫اونه-‌چان؟!

186
00:13:03,160 --> 00:13:05,620
‫برادر!

187
00:13:05,620 --> 00:13:10,000
‫استاد! چطوره؟
‫حالا منو شاگرد خودتون می‌کنید؟

188
00:13:10,000 --> 00:13:12,460
‫زانوبا-ساما! ولش کنید!

189
00:13:12,460 --> 00:13:16,840
‫برادر! ولم کن!
‫الان جمجمه‌م رو میشکونی.

190
00:13:16,840 --> 00:13:19,430
‫خفه‌ شو پاکس.

191
00:13:20,380 --> 00:13:23,720
‫خب، داداش، رودیوس-دونو رو آزاد کن.

192
00:13:23,720 --> 00:13:28,680
‫مـ ـ محاله! اون یه طعمه واسه گیر انداختن روکسـ ــ

193
00:13:28,680 --> 00:13:31,770
‫جدی جدی، الان کله‌مو می‌پوکونی!

194
00:13:29,560 --> 00:13:31,770
‫زانوبا-ساما!

195
00:13:31,770 --> 00:13:33,310
‫جینجر! نجاتم بده!

196
00:13:33,310 --> 00:13:37,490
‫واست مهم نیست چه بلایی سر خانواده‌ت میاد؟!

197
00:13:37,490 --> 00:13:40,360
‫اصلا نگران خانواده‌هاتون نباشید.

198
00:13:40,360 --> 00:13:42,620
‫رویجرد رفته که نجاتشون بده.

199
00:13:42,620 --> 00:13:45,030
‫رویجرد کیه؟

200
00:13:45,030 --> 00:13:47,040
‫رویجرد رفیق ماست!

201
00:13:47,040 --> 00:13:50,540
‫یه اسپرد خیلی مهربون!

202
00:13:50,540 --> 00:13:55,210
‫یه اسپرد؟! اون مرده اسپرده؟!

203
00:14:04,430 --> 00:14:08,270
‫چی کار می‌کنی جینجر؟! دست بجنبون!

204
00:14:08,270 --> 00:14:12,770
‫از ابتدا به شاهزاده زانوبا قسم وفاداری خوردم.

205
00:14:12,770 --> 00:14:15,360
‫نمی‌تونم از خواسته اعلی‌حضرت سرپیچی کنم.

206
00:14:15,360 --> 00:14:16,520
‫هوی! چی میگی؟!

207
00:14:16,520 --> 00:14:20,280
‫پاکس، می‌خوای منو معطل بذاری؟!

208
00:14:20,280 --> 00:14:24,780
‫آهان، شاید باید همین الان
‫اون کله‌ت رو از جاش بِکَنم.

209
00:14:31,330 --> 00:14:35,790
‫بـــــراااادر!

210
00:14:49,720 --> 00:14:51,680
‫باشه!

211
00:14:51,680 --> 00:14:55,440
‫آزادش می کنم، پس زودباش ولم کن!

212
00:14:55,440 --> 00:14:57,230
‫خب، بسیار عالی.

213
00:14:57,230 --> 00:15:00,690
‫اگه درستو یاد گرفتی،
‫دیگه شیطونی نکنیا!

214
00:15:03,990 --> 00:15:05,490
‫آخ دستم!

215
00:15:05,490 --> 00:15:08,200
‫دستم!

216
00:15:10,450 --> 00:15:15,500
‫ای بابا! این آدما عجب موجودات شکننده‌ای‌ان.

217
00:15:18,170 --> 00:15:20,960
‫ها؟ختم غائله شد؟

218
00:15:20,960 --> 00:15:23,470
‫جینجر طرف من بوده؟

219
00:15:23,470 --> 00:15:26,140
‫من که دیگه مغزم رد داده.

220
00:15:38,480 --> 00:15:42,900
‫جرقه‌ی شروع این ماجرا رو
‫نجات دادن آیشا زد.

221
00:15:42,900 --> 00:15:47,870
‫و بدون ورد جادو کردنِ من،
‫باعث شد سربازا بفهمن من شاگرد روکسی‌ام.

222
00:15:47,870 --> 00:15:52,200
‫اونا می‌خواستن همه چیز رو واسم تعرف کنن و
‫ ازم بخوان خانواده‌هاشونو نجات بدم.

223
00:15:52,200 --> 00:15:57,000
‫ نقشه به چوخ رفت چون
‫من تو سیاه‌چال حبس شدم،

224
00:15:57,000 --> 00:15:59,210
‫ولی اونا تسلیم نشدن.

225
00:15:59,210 --> 00:16:02,300
‫فکر کنم جینجر تو پشت پرده هم یه کارایی می کرده.

226
00:16:02,300 --> 00:16:06,680
‫احتمالا اون کسی بوده که مجسمه رو داده
‫به زانوبا، که زانوبا بیاد منو ببینه.

227
00:16:06,680 --> 00:16:11,180
‫اگه اینطور بوده، ای کاش
‫همون موقع که منو دید، همه چیزو بهم می‌گفت.

228
00:16:11,180 --> 00:16:14,180
‫من می‌تونستم اوضاع بهتر راست و ریس کنم.

229
00:16:14,180 --> 00:16:16,730
‫احساس می‌کنم آدم حسابم نکردن.

230
00:16:18,020 --> 00:16:23,280
‫خب، فکر کنم نمی‌تونسته سر خانواده ش ریسک کنه.

231
00:16:30,740 --> 00:16:32,410
‫استاااااد!

232
00:16:32,410 --> 00:16:34,950
‫پس سالمی!

233
00:16:38,080 --> 00:16:41,340
‫اوه! جینجر، زودباش جادوی درمانگری اجرا کن!

234
00:16:41,340 --> 00:16:42,800
‫اطاعت میشه!

235
00:16:42,800 --> 00:16:46,300
‫شاید باید عذرشو بخوام!

236
00:16:51,720 --> 00:16:53,060
‫همین‌طوره!

237
00:16:53,060 --> 00:16:56,980
‫روــ ارباب سگ فوق‌العاده‌ست!

238
00:16:56,980 --> 00:16:59,940
‫لطفا بیشتر واسم تعریف کن!

239
00:16:59,940 --> 00:17:01,480
‫خیلی خوب!

240
00:17:05,360 --> 00:17:07,280
‫اینم از این.

241
00:17:08,780 --> 00:17:10,870
‫رودیوس-ساما.

242
00:17:13,370 --> 00:17:15,120
‫این مال شماست.

243
00:17:15,120 --> 00:17:17,830
‫نکنه این...

244
00:17:20,250 --> 00:17:23,790
‫بـ ـ بسیار ممنونم.

245
00:17:23,790 --> 00:17:27,630
‫متوجهم که این واستون خیلی باارزشه،

246
00:17:27,630 --> 00:17:30,930
‫پس تا الان با تمام وجودم ازش نگه‌داری کردم.

247
00:17:33,850 --> 00:17:35,430
‫این چیه؟

248
00:17:35,430 --> 00:17:42,610
‫سیلفیت-ساما می‌خواست اینو واسه
‫تولد ده سالگی‌تون بفرسته.

249
00:17:43,610 --> 00:17:45,900
‫سیلفی...

250
00:17:55,870 --> 00:18:02,250
‫پساپس... تولدتون مبارک باشه.

251
00:18:02,250 --> 00:18:04,340
‫چیزه... لیلیا...

252
00:18:04,340 --> 00:18:07,250
‫چسبیدی بهم ها.

253
00:18:07,250 --> 00:18:08,760
‫الحق که...

254
00:18:08,760 --> 00:18:12,340
‫... یه ذره هم عوض نشدی رودیوس-ساما.

255
00:18:13,510 --> 00:18:16,890
‫خیلی خوشحالم که صحیح و سالمید.

256
00:18:19,850 --> 00:18:22,850
‫لیلیا، منم از اینکه صحیح و سالمی خوشحالم.

257
00:18:22,850 --> 00:18:26,820
‫آیشا بهتون بی‌ادبی که نکرده؟

258
00:18:26,820 --> 00:18:28,530
‫نه بابا.

259
00:18:28,530 --> 00:18:32,950
‫دختر خیلی تیزی‌ـه.
‫باید خیلی خوب بزرگش کرده باشی.

260
00:18:32,950 --> 00:18:40,120
‫نه. آنچنان دختر باهوشی نیست.
‫هنوز هم از درک کامل توانایی‌های شما عاجزه.

261
00:18:40,120 --> 00:18:42,870
‫حالا شما یکم کوتاه بیا!

262
00:18:44,460 --> 00:18:47,380
‫ارباب‌ سگ! ارباب سگ!

263
00:18:47,380 --> 00:18:51,760
‫ارباب سگ! می‌خوام در خفا ازتون یه خواهشی کنم.

264
00:18:51,760 --> 00:18:56,140
‫چی می‌خوای؟
‫اگه ازم بر بیاد، صد البته که انجام میدم.

265
00:18:56,140 --> 00:19:00,520
‫لطفا بهم اجازه بدید
‫تو سفرتون شما رو همراهی کنم!

266
00:19:01,850 --> 00:19:03,020
‫چی؟

267
00:19:03,020 --> 00:19:09,230
‫مادرم می‌خواد وقتی بزرگ شدم
‫به برادر ناتنی‌ـم خدمت کنم، ولی...

268
00:19:09,230 --> 00:19:10,070
‫ولی...

269
00:19:10,070 --> 00:19:11,190
‫من نمی‌خوام!

270
00:19:11,190 --> 00:19:15,320
‫لطفا مثل قبل که نجاتم دادی،
‫منو از چنگال منحرف اون نجات بده!

271
00:19:18,030 --> 00:19:19,200
‫نمیشه؟

272
00:19:19,200 --> 00:19:22,620
‫مادرم گفته قراره حسابی رشد کنم!

273
00:19:22,620 --> 00:19:25,040
‫قراره حسابی مردا رو جذب خودم کنم.

274
00:19:25,040 --> 00:19:29,170
‫لیلیا... به این بچه دقیقا چی یاد دادی؟

275
00:19:30,590 --> 00:19:33,920
‫بچه‌ها نباید چنین چیزایی بگن.

276
00:19:49,110 --> 00:19:51,280
‫اینو بگیر.

277
00:19:51,280 --> 00:19:53,690
‫این چیه، یهویی دادید؟

278
00:19:53,690 --> 00:19:58,620
‫من این هدبند رو خیلی وقته استفاده می‌کنم.

279
00:19:58,620 --> 00:20:03,370
‫نگه داشتن یادگاری از کسی که دوسش داریم
‫می‌تونه آرامش بخش باشه.

280
00:20:03,370 --> 00:20:06,750
‫شاید برادرت هم چنین حسی داشته.

281
00:20:09,960 --> 00:20:12,460
‫آیشا،‌ نظر تو چیه؟

282
00:20:26,520 --> 00:20:29,900
‫فکر کنم یه جورایی فهمیدم!

283
00:20:54,920 --> 00:20:56,050
‫تا بعد!

284
00:20:56,050 --> 00:20:59,720
‫قول میدم بازم همدیگه رو ببینیم!

285
00:21:02,810 --> 00:21:06,390
‫ببخشید بهت گفتم منحرف، داداشی!

286
00:21:06,390 --> 00:21:08,350
‫اشکال نداره.

287
00:21:08,350 --> 00:21:09,980
‫چی؟

288
00:21:24,830 --> 00:21:29,710
‫دیدی؟ اون از اولش می‌دونست!

289
00:21:29,710 --> 00:21:32,590
‫جـ ـ جدی؟

290
00:21:49,600 --> 00:21:51,020
‫ضمیمه:

291
00:21:51,020 --> 00:21:54,360
‫پاکس و زانوبا مسئول این اتفاقات شناخته شدن،

292
00:21:54,360 --> 00:21:58,320
‫و به بهونه‌ی تحصیل تو خارج
‫از کشورشون تبعید شدن.

293
00:21:58,320 --> 00:22:03,030
‫اســــــــتــااااد!

294
00:22:03,030 --> 00:22:06,010
قسمت بیستم

295
00:22:03,030 --> 00:22:06,010
روزی که خواهرم که خدمتکاره به دنیا اومد

296
00:22:03,030 --> 00:22:05,030

297
00:22:06,030 --> 00:22:16,030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

298
00:23:36,040 --> 00:23:41,030
قسمت بعدی

299
00:23:36,650 --> 00:23:41,030
نقطه‌ی عطف 2

300
00:23:36,650 --> 00:23:41,030
نقطه‌ی عطف 2

301
00:23:36,650 --> 00:23:41,030
نقطه‌ی عطف 2
