WEBVTT

00:10.890 --> 00:12.640
.گندش بزنن

00:12.640 --> 00:16.180
بلد نیستی سلام کنی؟
.می‌بینم که یذره هم تغییر نکردی

00:16.180 --> 00:18.520
.به کل یادم رفته بود

00:18.520 --> 00:22.230
.از آخرین دیدارمون یه سال میگذره
چرا انقدر یُبس ـی؟

00:22.230 --> 00:26.070
.تو حالا به لطف من یه چشم شیطانی داری
!اینو یادت باشه

00:28.320 --> 00:32.660
،اگه مثل آدم نصیحتم میکردی
.سر از زندان در نمیاوردم

00:32.660 --> 00:35.330
.یا حتی با پائول هم دعوام نمیشد

00:36.500 --> 00:39.580
.ماجراجویی ـت هیچوقت پایان خوش نداره

00:39.580 --> 00:43.750
ولی مطمئنی که میخوای
همه چی رو بندازی گردن من؟

00:45.960 --> 00:47.470
.لعنتی

00:47.470 --> 00:50.970
،وقتی تو این مکانم
.به خود واقعیم برمیگردم

00:50.970 --> 00:55.430
!من همه چی رو از نو شروع کردم
!مطمئنم

00:58.270 --> 00:59.810
!اه گور باباش

00:59.810 --> 01:02.190
!باشه مرسی! دستت درد نکنه! خوب شد؟

01:02.190 --> 01:04.360
!بدون تو الان اینجا نبودم

01:04.360 --> 01:06.780
حالا تخ کن ببینم راهنمایی بعدیت چیه؟

01:06.780 --> 01:10.780
.واو. معمولا خودت سر صحبتو وا نمیکنی

01:10.780 --> 01:16.660
:ولی فقط تو یه چیز کمک میخوام
خانوادم کجان؟

01:16.660 --> 01:20.580
مگه خانوادت توی یه جهان دیگه زندگی نمیکنن؟

01:20.580 --> 01:24.790
.خودت میدونی از کی حرف می‌زنم
.زنیس، لیلیا و آیشا

01:24.790 --> 01:29.800
راجع به سیلفی، گیلین، فیلیپ و
.سائوروس هم می‌خوام بدونم

01:29.800 --> 01:33.510
.هوممم... بذار راجع بهش فکر کنم

01:36.640 --> 01:39.600
.باشه باشه معذرت. از خط قرمز گذشتم

01:39.600 --> 01:42.980
.فقط باید بهم یه قولی بدی

01:44.190 --> 01:45.520
چی؟

01:45.520 --> 01:49.820
اگه راهنمایی بعدیم بهت کمک کرد که
،به خانوادت برسی

01:49.820 --> 01:52.990
.باید دفعه‌ی بعدی بهم اعتماد کنی

01:52.990 --> 01:56.580
بهت اعتماد کنم و بشم عروسک دست تو؟

01:56.580 --> 01:59.410
.ای بابا نه دیگه در اون حد

01:59.410 --> 02:03.750
فقط این همه بدعنقی هی هر بار هر بار
خسته کننده نمیشه؟

02:03.750 --> 02:06.960
.بدون بدعنقی هم خسته‌کنندست

02:06.960 --> 02:09.760
.میخوام جوری که قبلا بودم رو فراموش کنی

02:09.760 --> 02:12.930
تو همش اونو به رخم میکشی و
.باعث میشی افسرده بشم

02:13.930 --> 02:18.970
ولی باشه، اگه این بار منو یه نصیحت درست و حسابی بکنی
.بهش فکر می‌کنم

02:18.970 --> 02:21.140
بهم اعتماد میکنی؟

02:23.190 --> 02:25.690
.بستگی داره چی پیش بیاد

02:26.690 --> 02:29.610
.باشه! فهمیدم. میشه

02:31.650 --> 02:35.200
.حالا اجازه بده بهت یه راهنمایی بدم

02:36.160 --> 02:39.540
.خوب گوش کن رودیوس

02:39.540 --> 02:42.250
.اسمش آیشا گری‌رت ‌ـه

02:42.250 --> 02:46.380
.تو اتفاقی به این صحنه برخورد میکنی

02:46.380 --> 02:48.130
ها؟ وایسا. چی؟

02:48.130 --> 02:51.630
.ولی نباید اسم واقعیتو بهش بگی

02:51.630 --> 02:55.340
از یه اسم مستعار استفاده کن و
.متقاعدش کن تا وضعیتش رو شرح بده

02:55.340 --> 03:00.600
بعد یه نامه بنویس به کسی که توی
.قصر شیرونه میشناسی

03:00.600 --> 03:02.640
وایسا! چرا کسی که می‌شناسم ـــ

03:02.640 --> 03:05.060
این کارو بکن و بعد توی نجات

03:05.060 --> 03:10.270
.هم آیشا و هم لیلیا از قصر شیرونه موفق میشی

03:10.270 --> 03:11.780
ها؟ لیلیا هم؟

03:11.780 --> 03:15.450
،چطوری؟ اگه توی شیرونه باشن
باید تا حالا توسط ـــ

03:25.710 --> 03:27.580
چی شده؟ حالت خوبه؟

03:27.580 --> 03:29.340
.خوبم

03:30.250 --> 03:34.220
.فقط همون دریازدگی‌ـه که از قبل داشتم

03:38.260 --> 03:43.270
بهم کمک کرد یه چشم شیطانی بگیرم تا
بهم همچین چیزی رو نشون بده؟

03:43.270 --> 03:45.230
.نمی‌فهمم

03:45.230 --> 03:47.310
اون دنبال چیه؟

04:10.880 --> 04:14.840
.بالاخره رسیدیم قاره‌ی مرکزی

04:46.450 --> 04:50.080
،تا حالا از اینا نخوردم
!ولی این چیز برنجیه خیلی خوشمزست

04:50.080 --> 04:53.500
!تو هم یکم بخور رودیوس! خوشمزست

04:54.460 --> 04:56.380
.خیلی ممنون

05:18.420 --> 05:22.970
تنا

05:18.630 --> 05:22.970
سخ

05:18.970 --> 05:22.970
یک

05:19.090 --> 05:22.970
بیکار

05:23.010 --> 05:33.010
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:33.040 --> 05:41.040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:41.720 --> 05:45.180
!پس این پایتخت امپراطوری شیرونه‌ست

05:48.720 --> 05:51.810
«اون یارو خداعه بهم گفت به «کسی که میشناسم
.یه نامه بنویسم

05:51.810 --> 05:55.060
،شاید منظورش روکسی بوده

05:55.060 --> 05:57.940
.تازه گفت اینطوری میتونم لیلیا و آیشا رو هم پیدا کنم

05:57.940 --> 06:04.780
،ولی اگه آیشا و لیلیا واقعا اینجا باشن
.روکسی باید خیلی وقت پیش پیداشون میکرد

06:04.780 --> 06:07.830
استادت اینجا زندگی میکنه. نه؟

06:09.910 --> 06:12.160
چی شده رودیوس؟

06:12.160 --> 06:15.130
،ببین... طبق اطلاعاتی که من بدست آوردم

06:15.130 --> 06:19.130
.خانوادم یه جایی توی این امپراطوری زندانی شدن

06:19.130 --> 06:20.300
جدی میگی؟

06:20.300 --> 06:22.340
ها؟ مادرت؟

06:22.340 --> 06:26.970
.نه، لیلیا و آیشا
.خدمتکار سابق ـمون و خواهر کوچیکترم

06:26.970 --> 06:28.260
خواهرت؟

06:28.260 --> 06:31.350
!ولی اون که تو میلیشیون بود
.خیلی مغرور بنظر میرسید

06:31.350 --> 06:33.270
.من دو تا خواهر دارم

06:36.730 --> 06:38.520
پس خوشحال میشم اگه

06:38.520 --> 06:43.860
شما دو تا بخواید توی جمع آوری اطلاعات
.کمکم کنید

06:43.860 --> 06:46.320
.موضوع مربوط به خانواده، پس مجبوریم

06:49.580 --> 06:51.500
.خیلی خیلی ممنونم

06:53.750 --> 06:58.380
خدا رو شکر ازم نپرسیدن که این اطلاعاتو
.از کجام آوردم. فعلا البته

06:58.380 --> 07:02.420
،تا وقتی نفهمیدم اون عوضی رنگ پریده چی تو کلشه

07:02.420 --> 07:06.970
یه حسی بهم میگه باید مواظب باشم که
.به کی راجع بهش میگم

07:08.390 --> 07:12.020
.لطفا این نامه رو به کاخ سلطنتی برسونید

07:12.020 --> 07:15.640
.فکر کنم جواب بده. این نامه غیرمنتظره میشه

07:15.640 --> 07:18.270
.مطمئنم روکسی سورپرایز میشه

07:23.070 --> 07:24.740
حالا چی؟

07:24.740 --> 07:27.620
،اگه به اون هیتوگامی اعتماد کنم

07:27.620 --> 07:33.080
باید کل این شهر گنده رو زیر و رو کنم
.تا اون مکانی که نشونم داد رو پیدا کنم

07:33.080 --> 07:36.080
.پسر... کار سختی بنظر میرسه

07:36.080 --> 07:40.090
ولی چرا سربازا آیشا رو دستگیر کرده بودن؟

07:40.090 --> 07:45.010
خدا-نما یه جوری نشونش داد انگار توی
.کاخ نگهش می‌دارن

08:07.030 --> 08:09.320
کی اونجاست؟ رویجرد؟

08:09.320 --> 08:11.950
.نه، رویجرد خیلی تو تعقیب کردن ماهره

08:11.950 --> 08:14.160
.من هیچوقت متوجهش نمیشم

08:14.160 --> 08:15.580
.اریس هم نیست

08:15.580 --> 08:20.000
اون همینطوری پرسه نمیزنه. فقط باهام میاد
.و یه کلمه هم حرف نمیزنه

08:20.000 --> 08:21.590
پس کیه؟

08:21.590 --> 08:24.510
نکنه کسی تو شیرونه ازم کینه داره؟

08:24.510 --> 08:27.760
.نمیشه که. من تازه پامو گذاشتم اینجا

08:38.940 --> 08:40.860
.وایسا

08:40.860 --> 08:42.400
این همون...؟

08:44.940 --> 08:46.860
ها؟ چطور اون کارو کرد؟

08:46.860 --> 08:48.820
!چی؟! نه! صبر کن

08:48.820 --> 08:49.660
!پسش بده

08:49.660 --> 08:51.620
.س...ساکت باش

08:51.620 --> 08:53.160
.التماست میکنم

08:54.910 --> 08:57.370
!نامه ـمو پس بده

08:57.370 --> 08:59.670
.لطفا بس کن

08:59.670 --> 09:02.840
.متاسفم. ما فقط داریم کارمونو انجام میدیم

09:06.300 --> 09:09.050
!ن...نه! اونطور که تو فکر میکنی نیست

09:09.880 --> 09:13.390
.خب میدونی... یکم باورش سخته

09:14.390 --> 09:18.770
،گوش کن پسر جون، باور کنی یا نه
.ما سربازای پادگان قصریم

09:18.770 --> 09:21.770
ما فقط اومدیم اینجا تا این دخترو برگردونیم خونه
.چون راه گم کرده

09:21.770 --> 09:26.400
!این... این سربازا نامه‌ی منو دزدیدن

09:26.400 --> 09:31.030
چرا موظفی که یه نامه رو از دست یه بچه‌ی گمشده بگیری؟

09:31.030 --> 09:34.030
.خب، زندگی آدم بزرگا پیچیده‌ست

09:36.870 --> 09:39.460
!ل...لطفا نجاتم بده

09:45.090 --> 09:47.630
جادوی بدون ورد! ممکنه که تو...؟

10:01.940 --> 10:04.480
.مقاومت نکن و دختره رو بده به ما

10:04.480 --> 10:06.360
!بهت صدمه نمی‌رسونیم

10:06.360 --> 10:08.440
.محکم بهم بچسب

10:24.920 --> 10:27.550
!اسم من آیشا گری‌رت‌ـه

10:27.550 --> 10:31.880
من خالصانه بخاطر اینکه منو از اون مخمصه
.نجات دادید، متشکرم

10:31.880 --> 10:35.300
.مطمئنم الان شیش سالش ایناست

10:35.300 --> 10:37.430
.خیلی هم با ادبه

10:37.430 --> 10:40.890
ببخشید! میشه اسمتون رو بهم بگید؟

10:45.600 --> 10:48.820
!اسم من شوالیه‌ی مهتاب سایه‌ست

10:48.820 --> 10:51.570
!وای! خیلی عالیه

10:53.280 --> 10:58.530
،از اینکه جسارت کنم متنفرم اونم وقتی منو تازه نجات دادید
اما میتونم درخواستی بکنم؟

10:58.530 --> 10:59.790
.ح...حتما

10:59.790 --> 11:02.160
!مادرم توی قصر زندانیه

11:02.160 --> 11:05.540
!میخوام نامه‌ای به پدرم بنویسم تا مطلع ـش کنم

11:05.540 --> 11:06.790
.که اینطور

11:06.790 --> 11:08.960
.پس اون همون نامه بود

11:08.960 --> 11:13.550
،با همچین دایره لغتی
.مطمئنا که یه دختر خیلی زرنگ بار اومده

11:13.550 --> 11:18.390
ولی مادرت بهت یاد نداده که واسه
پست کردن نامه به پول نیاز داری؟

11:18.390 --> 11:23.770
اون بهم گفت اگه یه دختر خانوم، خیلی شیرین
،التماس کنه تا برای پدرش یه نامه بفرسته

11:23.770 --> 11:26.480
!مردم بقیه ـش رو جور میکنن

11:26.480 --> 11:28.980
.عزیزم، لیلیا. تو چقدر شیطونی آخه

11:28.980 --> 11:35.150
،سعی داشتم با پدرم ارتباط برقرار کنم
.ولی افراد توی قصر نمیذارن

11:35.150 --> 11:40.620
تو کس دیگه‌ای رو داری که روش حساب باز کنی؟
بجز پدرت؟

11:40.620 --> 11:41.910
.نه

11:41.910 --> 11:46.370
مثلا یه خانوم با موهای آبی که مادرت میشناستش؟

11:46.370 --> 11:49.630
یا یه داداش بزرگتر؟

11:49.630 --> 11:52.300
.یه داداش بزرگتر دارم ولی نمیتونم روش حساب کنم

11:52.300 --> 11:56.050
!چرا که نه؟! مگه من همین الان خیلی جنتلمن طور نجاتت ندادم؟

11:56.050 --> 11:58.720
م...میشه بپرسم چرا؟

11:58.720 --> 12:00.600
!معلومه

12:00.600 --> 12:04.100
.یه جعبه تو خونه‌ی ما بود که مادرم ازش نگهداری می‌کرد

12:04.100 --> 12:07.900
،بهم گفت که بهش دست نزنم یا داخلش رو نکاه نکنم
.واسه همین ازش پرسیدم چرا

12:07.900 --> 12:12.070
اون بهم گفت که برادرم چیزی اون تو نگه می‌داره
.که براش خیلی عزیزه

12:12.070 --> 12:15.190
.منم وقتی مامانم نبود، دزدکی توشو نگاه کردم

12:15.190 --> 12:18.200
و فکر می‌کنی توش چی پیدا کردم؟

12:18.200 --> 12:20.530
.وا...واقعا نمیدونم

12:20.530 --> 12:21.530
!شرت زنونه

12:21.530 --> 12:26.290
‫برادرم تو سن چهار یا پنج سالگی،
‫کشته مرده ی لباس زیر زنونه بوده!

12:26.290 --> 12:28.870
‫و سایز اونا هم کوچیک بودن!

12:28.870 --> 12:32.040
‫با توجه به محاسباتم،
‫باید مال یه دختر 14 ساله‌ای چیزی باشه.

12:32.040 --> 12:35.630
‫محاسباتت؟
‫ایـ ـ این دخترک واسه این سن و سال زیادی باهوش نیست؟

12:35.630 --> 12:37.970
‫این جغله مگه 6 سالش نیست؟

12:37.970 --> 12:41.260
‫شـ ـ شاید یه سوء‌تفاهمی پیش اومده باشه؟

12:41.260 --> 12:44.640
‫نه. به طور غیر مستقیم
‫حقیقت رو از زیر زبون مادرم بیرون کشیدم.

12:44.640 --> 12:50.400
‫برادرم اون زن رو تو حموم
‫و پدرم و همسرش رو تو تخت دید می‌زده.

12:50.400 --> 12:52.650
‫به نظر می‌رسه یه بی‌حیای تمام عیاره.

12:52.650 --> 12:56.190
‫به نظر می‌رسه مادرم می‌خواد پنهانش کنه،
‫ولی من شکی درش ندارم.

12:56.190 --> 12:58.490
‫برادرم،‌ بی برو برگرد...

12:58.490 --> 13:03.780
‫... یه منحرفه!

13:03.780 --> 13:07.330
‫که اینطور... پس برادرت منحرفه.

13:07.330 --> 13:10.040
‫باید سخت باشه.

13:10.040 --> 13:12.000
‫فکرش هم نمی‌کردم.

13:12.000 --> 13:14.960
‫لعنتی. پس قضیه از این قرار بوده.

13:14.960 --> 13:18.220
‫پس به خاطر همین هیتوگامی گفت
‫ از اسم مستعار استفاده کنم.

13:18.220 --> 13:20.380
‫حالا همه چیز با عقل جور در میاد.

13:20.380 --> 13:24.850
‫حالا یادم اومد!
‫شوالیه-سان، اسم واقعی‌تون چیه؟

13:26.430 --> 13:28.020
‫این یه رازه.

13:28.020 --> 13:31.400
‫مردم منو به اسم «ارباب سگ»، از «دد اند» می‌شناسن.

13:31.400 --> 13:35.610
‫عه... پس بهت میگن ارباب سگ؟
‫باید داستانی پشت این اسم باشه.

13:35.610 --> 13:37.190
‫خفن به نظر می‌رسه!

13:46.160 --> 13:50.210
‫خیلی خب. پس من مادرتو نجات میدم.

13:50.210 --> 13:52.210
‫ها؟ چرا انقدر یهویی؟

13:52.210 --> 13:55.340
‫مشکلی نیست. موقعیتت رو درک می‌کنم.

13:55.340 --> 13:59.420
‫بسپارش به من!
‫بهت نشون میدم ارباب سگ چند مرده حلاجه!

14:05.390 --> 14:10.100
‫پس از این به بعد وقتی (آیشا) این اطرافه
‫لطفا به من بگید ارباب سگ.

14:10.100 --> 14:12.270
‫واسه چی باید همچین کاری کنیم؟

14:12.270 --> 14:16.190
‫به نظر می‌رسه راجع به برادرش
‫تصور اشتباهی پیدا کرده.

14:16.190 --> 14:20.190
‫پس می خوام با نشون دادن جنبه‌ی خفنم
‫اون تصور رو اصلاح کنم.

14:21.280 --> 14:24.450
‫به نظرم همین‌جوریش هم خفن به نظر می‌رسی.

14:24.450 --> 14:26.410
‫اریس...

14:28.580 --> 14:32.330
‫چرا هر وقت ازت تعریف می‌کنم
‫از این قیافه های مزخرف به خودت می‌گیری.

14:34.250 --> 14:37.000
‫خب حالا که قضیه از این قراره،
‫بزنید بریم واسه حمله.

14:37.000 --> 14:38.840
‫مدت‌هاست به قلعه‌ای حمله نکردم.

14:38.840 --> 14:40.010
‫وا ـ وایستید!

14:40.010 --> 14:41.260
‫چی شده؟

14:41.260 --> 14:45.390
‫نه! فقط صبر کنیم تا خبری از استادم بهمون برسه. باشه؟

14:45.390 --> 14:47.890
‫ای بابا!

14:49.640 --> 14:52.730
‫این دو تا اصلا به فکر کردن قبل از کاری اعتقاد دارن؟

15:07.530 --> 15:09.200
‫صبحتون بخیر!

15:14.420 --> 15:16.080
‫الان میام!

15:19.250 --> 15:21.960
‫شما رودیوس-دونو هستید؟

15:21.960 --> 15:23.260
‫بله.

15:23.260 --> 15:26.890
‫من یکی از محافظ‌های سلطنتی هفتمین شاهزاده‌ی
‫پادشاهی شیرونه هستم.

15:26.890 --> 15:29.600
‫جینجر یورک هستم.

15:29.600 --> 15:31.930
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم.

15:31.930 --> 15:36.770
‫رودیوس-دونو، میشه ازتون بخوام
‫با من به کاخ سلطنتی بیاد؟

15:36.770 --> 15:38.560
‫به چه منظور؟

15:38.560 --> 15:41.320
‫ببخشید. روکسی-دونو شما رو احضار کردن.

15:43.990 --> 15:46.820
‫یـ ـ یه لحظه صبر کنید.

15:46.820 --> 15:49.200
‫به نظر می‌رسه به خاطر آیشا نیست.

15:49.200 --> 15:50.700
‫چه خبر شده؟

15:50.700 --> 15:53.370
‫یه سر میرم بیرون.

15:53.370 --> 15:55.330
‫خیلی داری به خودت می‌رسی.

15:55.330 --> 15:58.290
‫مدت‌هاست که استادم رو ندیدم.

15:59.710 --> 16:02.000
‫باید منم بهش معرفی کنی، باشه؟

16:02.000 --> 16:03.630
‫البته که می‌کنم.

16:03.630 --> 16:06.090
‫وقتی این قضیه حل شه، وقتشو دارید.

16:06.090 --> 16:08.140
‫تنهایی مشکلی واست پیش نمیاد؟

16:08.140 --> 16:12.060
‫نگران نباشید.
‫با کوچیک‌ترین نشونه‌ی خطری، فلنگو می‌بندم.

16:12.060 --> 16:13.890
‫آیشا رو به شما می‌سپارم.

16:13.890 --> 16:15.060
‫حله!

16:15.060 --> 16:17.350
‫به سلامت، رودیوس!

16:24.400 --> 16:25.990
‫چیه؟

16:36.660 --> 16:39.380
‫پس روکسی تو این قلعه زندگی می‌کنه.

16:40.710 --> 16:43.750
‫روکسی-دونو راجع به اینکه شما یه نابغه هستید...

16:43.750 --> 16:47.630
‫... که تونستید تو سنین کم
‫در بدون ورد جادو کردن استاد بشید.

16:47.630 --> 16:49.840
‫استاد اینو راجع به من گفته؟

16:49.840 --> 16:52.890
‫روکسی-دونو اغلب به داشتن شما افتخار می کرد.

16:52.890 --> 16:56.890
‫می‌گفت که واقعا لایق این نبوده
‫که استاد شما باشه.

16:58.060 --> 17:00.600
‫دیگه خیلی اغراق کرده.

17:02.690 --> 17:04.110
‫از این سمت بیاید.

17:08.070 --> 17:09.490
‫که این وریه.

17:21.880 --> 17:24.500
‫* یه نوع سلام نظامی.

17:21.880 --> 17:24.500
‫به خاطر تلاش هاتون متشکریم.

17:26.050 --> 17:28.050
‫شما همون دیروزی‌ها نیستید؟

17:28.050 --> 17:31.010
‫عذر می خوام. میشه عصا و وسایلتون رو به من بدید؟

17:31.010 --> 17:33.220
‫عه؟ آها، بفرمایید.

17:36.140 --> 17:37.600
‫خب حالا هر چی.

17:37.600 --> 17:41.980
‫فعلا باید رو روکسی تمرکز کنم.
‫هر چی باشه هفت سالی هست ندیدمش.

17:41.980 --> 17:44.190
‫چیزای زیادی دارم که واسش تعریف کنم.

17:44.190 --> 17:46.900
‫رودیوس-دونو،...

17:46.900 --> 17:47.990
‫بله؟

17:49.900 --> 17:52.490
‫نه. چیزی نیست.

17:55.030 --> 17:56.450
‫جینجر هستم.

17:56.450 --> 17:59.000
‫رودیوس-دونو رو آوردم.

17:59.000 --> 18:00.750
‫داخل شید.

18:00.750 --> 18:02.880
‫صدای یه مرده؟

18:02.880 --> 18:04.130
‫نگو که...

18:16.140 --> 18:17.560
‫خب...

18:17.560 --> 18:20.730
‫پس رودیوس تویی.

18:20.730 --> 18:23.270
‫پس اینه!

18:23.270 --> 18:26.400
‫پس این بشکه‌ی متحرک همونیه که روکسی‌ــ

18:30.530 --> 18:32.360
‫لـ ـ لیلیا...

18:32.360 --> 18:34.120
‫ایـ ـ اینجا چخبره؟

18:34.120 --> 18:36.160
‫روکسی کجاست؟

18:36.160 --> 18:37.790
‫بندازیدش.

18:51.090 --> 18:52.130
‫آخ.

18:52.130 --> 18:54.800
‫بی‌خیال بابا...

19:18.620 --> 19:20.120
‫بی‌فایده‌ست! بی‌فایده!

19:20.120 --> 19:24.830
‫اون یه دایره‌ی جادویی سطح شاهنشاهی‌ـه
‫که واسه گیر انداختن روکسی دادم بسازن!

19:24.830 --> 19:28.170
‫در برابرش کاملا ناتوانی!

19:28.170 --> 19:29.750
‫تو کی هستی؟

19:29.750 --> 19:31.670
‫پاکس هستم.

19:31.670 --> 19:36.300
‫شاهزاده‌ی هفتم شیرون،
‫پاکس شیرون!

19:36.300 --> 19:39.560
‫پس تو تله افتادم.

19:39.560 --> 19:41.270
‫فهمیدم.

19:41.270 --> 19:43.430
‫بابت دیروز عذر می‌خوام.

19:43.430 --> 19:47.190
‫ولی اول روکسی رو خبر کنید.
‫من شاگرد سابقش و ــ

19:47.190 --> 19:49.190
‫روکسی اینجا نیست.

19:50.320 --> 19:52.570
‫روکسی دیگه اینجا نیست.

19:52.570 --> 19:56.160
‫می‌خوام از تو به عنوان طعمه استفاده کنم،
‫تا اونو به اینجا بکشونم!

19:56.160 --> 20:01.240
‫چه اتفاقی! اصلا انتظارشو نداشتم
‫که معشوق روکسی بیاد شیرون.

20:01.240 --> 20:03.580
‫ها؟ در مورد من حرف می‌زنی؟

20:03.580 --> 20:05.460
‫ها؟ پس تو نیستی؟

20:05.460 --> 20:07.210
‫خـ ـ خدا رو شکر.

20:07.210 --> 20:11.750
‫به نظر می‌رسه دست این هرزه
‫.به ناموس من نخورده

20:11.750 --> 20:14.670
‫این فکرو فراموش کنید! من چنین جراتی ندارم!

20:14.670 --> 20:18.640
‫من فقط شاگرد نالایق ایشون هستم!

20:20.010 --> 20:23.390
‫خب اشکال نداره، به نظر می‌رسه لیلیا
‫به اندازه‌ی کافی خوب نبوده،

20:23.390 --> 20:25.690
‫ولی تو طعمه‌ی فوق‌العاده‌ای هستی!

20:25.690 --> 20:29.770
‫روکسی رو تا آخر عمرش به عنوان
‫برده‌ی جنسی نگه می‌دارم!

20:29.770 --> 20:32.480
‫مجبورش می‌کنم واسم پنج تا وارث به دنیا بیاره!

20:32.480 --> 20:34.740
‫چیزه، میشه یه سوالی بپرسم؟

20:34.740 --> 20:36.070
‫چیه؟

20:36.070 --> 20:40.620
‫حالا فهمیدم! واسه بار اولش
‫جلو چشمای تو بهش تجاوز می‌کنم!

20:40.620 --> 20:43.790
‫بعد میدم گردنتو بزنن و...

20:43.790 --> 20:47.040
‫... وقتی صورتش غرق ناامیدی‌ـه
‫راند دوم رو شروع می‌کنم.

20:47.040 --> 20:51.920
‫تا وقتی نرسیده بودم اینجا
‫راجع به لیلیا چیزی نمی‌دونستم.

20:51.920 --> 20:56.880
‫پس روکسی از کجا می‌خواد بفهمه که
‫شما منو گرفتی؟

20:59.430 --> 21:02.890
‫روکسی باهوشه!
‫یه جوری این به گوشش می‌رسه!

21:02.890 --> 21:06.270
‫پس تا وقتی اطلاعات رو پخش نکنی یا
‫نذاری ما کمک خبر کنیم،

21:06.270 --> 21:09.440
‫مطمئنم کسی نمیاد.

21:09.440 --> 21:11.980
‫تو اومدی، مگه نه؟

21:11.980 --> 21:15.190
‫ها؟! خب اون به خاطر اینه که...

21:15.190 --> 21:17.450
‫تو بلدی بدون ورد گفتن جادو کنی،

21:17.450 --> 21:20.700
‫ولی به نظر می‌رسه قدرت امر کردن من بیشتره!

21:20.700 --> 21:23.660
‫آه! بی‌صبرانه منتظرم! بی‌صبرانه منتظرم!

21:23.660 --> 21:26.750
‫خدا کنه روکسی هر چی زودتر بیاد.

21:26.750 --> 21:28.830
‫زهی خیال باطل.

21:30.040 --> 21:32.590
‫پس هنوز نتونستید اون آیشا رو پیدا کنید؟!

21:32.590 --> 21:37.050
‫سربازا گزارش دادن که نامه‌ش رو نابود کردن.
‫بازم تعقیبش کنیم؟

21:37.050 --> 21:39.630
‫البته که باید تعقیب کنید! پیداش کنید!

21:39.630 --> 21:43.100
‫واست مهم نیست که چه بلایی سر خانواده‌ت میاد؟

21:43.100 --> 21:44.930
‫همین الان یه گروه جست‌وجو می‌فرستم.

21:44.930 --> 21:48.640
‫لعنت بهتون! به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورید!

21:48.640 --> 21:52.020
‫آیشا رو همونطور که
‫هیتوگاهی تو تصوراتم نشون داد ملاقات کردم.

21:52.020 --> 21:55.820
‫از اسم مستعار استفاده کردم و
‫به روکسی نامه فرستادم.

21:55.820 --> 21:58.690
‫راهنمایی‌هاش رو مو به مو عمل کردم.

21:58.690 --> 22:03.030
‫وایسا ببینم. نکنه خواسته بهم کلک بزنه؟

22:03.030 --> 22:06.010
قسمت نوزدهم

22:03.030 --> 22:06.010
انتخاب مسیر

23:36.040 --> 23:41.030
قسمت بعدی

23:36.880 --> 23:41.030
روزی که خواهرم که خدمتکاره به دنیا اومد

23:41.050 --> 23:51.050
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
