WEBVTT

00:06.464 --> 00:11.464
‫♪ Jody Reynolds - Endless Sleep ♪

00:14.223 --> 00:25.223
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:53.094 --> 00:54.679
‫با من کاری داشتی، کلانتر؟

00:54.763 --> 00:56.222
‫اوضاع و احوالت چطوره، فرنک؟

00:56.765 --> 00:58.433
‫همچین تعریفی نداره، کلانتر

00:58.516 --> 00:59.809
‫بیا بشین

01:02.228 --> 01:05.648
‫شنیدم افتادی دنبال خسارت‌گرفتن از
اموال معلوم‌الحال گین

01:05.732 --> 01:07.942
‫بله، شوهر النور آدامز هم همین‌طور

01:08.693 --> 01:11.196
‫یعنی می‌خوای
‫مال‌واموال اِد گین رو حراج بزنی؟

01:11.279 --> 01:12.989
‫دیگه هیچ‌رقمه نمیشه حقم رو بگیرم

01:13.073 --> 01:17.077
‫دکتر میگه به‌قدری روانیـه که
اصلاً ‫جاش تو زندان نیست

01:17.619 --> 01:19.829
‫حتی نمیشه کشوندش دادگاه

01:20.789 --> 01:24.292
‫واسه همین هم یه گوشه
‫توی یه آسایشگاهِ گرم‌ونرم لم داده

01:24.793 --> 01:26.961
داره ‫از زیر همه‌چی قسر در میره، پس...

01:27.045 --> 01:28.546
‫آره، می‌خوام همین کارو کنم

01:30.340 --> 01:31.883
‫به خاطر... به خاطرِ بلایی که

01:32.467 --> 01:33.468
‫سرِ اون،

01:34.719 --> 01:37.222
‫سرِ من و سرِ این همه آدم بی‌گناه آورد

01:39.224 --> 01:41.893
‫فرنک، من اجازه نمیدم. فکر خوبی نیست

01:44.813 --> 01:46.064
‫یاد...

01:46.147 --> 01:48.358
‫یادم نمیاد نظرِ تو رو پرسیده باشم

01:49.526 --> 01:50.860
‫دیگه چه برسه به اجازه

01:50.944 --> 01:53.321
‫هیچ بنی‌بشری واسه وسایل اِد پول نمیده، فرنک

01:53.905 --> 01:57.117
‫حتی فکرش هم قباحت داره.
‫شیطانی و خلاف اصول مسیحیتـه.

01:57.200 --> 02:00.495
آدم باشرف یه سری خط قرمزها داره که
هرگز رد نمی‌کنه و این یکی از اونهاست

02:01.287 --> 02:03.706
‫هنوز کفن مادرِ خدابیامرزت خشک نشده

02:04.833 --> 02:07.043
‫دیگه نبش قبر کردنت واسه چیـه؟

02:07.127 --> 02:08.545
‫جاش نبود همچین حرفی بزنی، آرت

02:08.628 --> 02:11.756
‫بسـه، فرنک، اینقدر الکل نخور

02:12.340 --> 02:14.175
‫همین الان هم مستی، مشخصـه

02:16.136 --> 02:18.721
‫یه چیزی ازت بپرسم؟

02:19.514 --> 02:22.183
‫خداوکیلی بگو. تا حالا شده...

02:23.810 --> 02:27.105
‫بری توی طویله ببینی شکم مادرت رو

02:28.273 --> 02:31.484
‫سفره کردن و عینِ لاشه‌ی خوک از سقف آویزونـه؟

02:32.986 --> 02:34.988
‫سرش از تنش جدا و

02:35.071 --> 02:37.907
‫دل‌وروده‌اش رو
‫لای یه‌ مُشت لباس‌مِباس پیچیده باشن؟

02:40.869 --> 02:41.744
‫نه؟

02:42.453 --> 02:45.498
‫آها، چون به نظرم
‫اگه این بلا سرت اومده بود،

02:46.291 --> 02:50.128
‫الان از الکل‌خوردنم ایراد نمی‌گرفتی

02:51.754 --> 02:53.423
‫من بیخیالِ این حراجی نمیشم، کلانتر

02:54.048 --> 02:55.550
ختم کلام

03:00.000 --> 03:07.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:08.000 --> 03:11.000
‫ترجمه از iredprincess

03:13.818 --> 03:16.738
‫آهای جماعت! بفرمایید تالار وحشت

03:16.821 --> 03:19.782
‫یه تیکه یادگاری از غول پلینفیلد ببرید

03:19.866 --> 03:21.451
‫ورودی نیم دلار

03:21.534 --> 03:22.869
‫بیاید ببینید چی به دردتون می‌خوره

03:22.952 --> 03:24.621
‫حراج یکشنبه‌ست!

03:48.269 --> 03:50.688
‫ریچی، بمیری!

03:50.772 --> 03:51.731
‫ترسیدم

03:51.814 --> 03:53.858
‫بیا بریم، اتاق خوابش رو پیدا کردم

04:14.003 --> 04:16.547
‫نگاه، مو روی سوزنـه

04:19.634 --> 04:21.511
‫لکه‌ی خون

04:22.595 --> 04:23.763
‫اونجا هم هست

04:24.347 --> 04:25.723
‫همین‌طور اونجا

04:25.807 --> 04:27.475
‫می‌دونم صف طولانیـه، عزیزان

04:27.558 --> 04:30.853
‫منتها قول میدم پشیمون نشید.
‫ورودیش هم فقط نیم دلاره.

04:30.937 --> 04:34.941
‫همین‌طور که دارید میرید تو،
‫توی مسیر ماشین خودِ غول رو می‌بینید
‫(ماشین غول پلینفیلد)

04:35.024 --> 04:36.859
‫با همین ماشین این‌وَر اون‌وَر می‌رفته، عزیزان

04:36.943 --> 04:38.653
‫حتماً یه نگاه بهش بندازید

04:38.736 --> 04:41.155
‫باز هم جا هست.
‫دو برابرِ این جمعیت جا داریم.

04:41.239 --> 04:42.115
‫دِ یالا

04:42.198 --> 04:44.325
‫بیاید. بفرمایید. معطل نکنید!

04:46.619 --> 04:50.206
‫این هم ویلچر آگوستا گین. ویلچرِ واقعیشـه

04:50.290 --> 04:51.874
‫یادتون نره یکشنبه برگردید ها

04:51.958 --> 04:53.334
‫خجالت نکشید

04:55.044 --> 04:57.964
‫فرنک، این چه بساطیـه راه انداختی؟
‫(خانه‌ی واقعی قصاب پلینفیلد)

04:59.132 --> 05:00.216
‫داری ورودی می‌گیری؟

05:00.300 --> 05:02.010
‫یه لحظه فکر کن اگه مادرت زنده بود،
‫چی می‌گفت؟

05:03.011 --> 05:04.637
‫دقیقاً دارم به خاطر مادرم این کارو می‌کنم

05:05.722 --> 05:08.474
‫دارم به اسمش یه مؤسسه‌ی خیریه راه میندازم

05:08.558 --> 05:11.936
‫کل عوایدش رو میدم شعبه‌ی ویسکانسینِ
‫سازمان «دختران انقلاب آمریکا»

05:12.020 --> 05:15.106
‫داری خرجِ عرق‌خوری و زن‌بازیت می‌کنیش.
‫همین الانش هم بوی گند میدی.

05:15.189 --> 05:17.608
‫از خواب غفلت بیدار شو، آرت

05:19.444 --> 05:22.113
‫اینجا دیگه اون آمریکایی که
‫تو می‌شناسی نیست

05:23.323 --> 05:24.657
‫چه...

05:25.700 --> 05:28.578
‫چه بخوای چه نخوای،
حال‌وروز ‫مملکتِ امروز اینـه

05:28.661 --> 05:30.538
‫تا خرخره تو لجن فرو رفته

05:31.622 --> 05:34.584
‫از وقتی جنگ تموم شده،
‫خوی وحشی‌گریِ مردم بیدار شده

05:34.667 --> 05:36.627
‫البته به نفع امثال من و تو بوده، آرت

05:36.711 --> 05:39.005
‫کار و کاسبیِ رو به رشد که میگن
یعنی ما؛ پلیس‌جماعت

05:39.088 --> 05:41.257
‫من این سیرک رو جمعش می‌کنم، فرنک

05:43.217 --> 05:44.177
‫نخیر

05:44.719 --> 05:48.139
‫از این خبرها نیست،
‫چون اون تو ۲۰۰ نفر آدم هست که

05:48.222 --> 05:50.725
‫اگه دست از پا خطا کنی،
‫تیکه‌پاره‌ات می‌کنن

05:54.312 --> 05:55.980
‫بفرمایید، عزیزان، خجالت نکشید

05:56.606 --> 05:58.733
‫غول پلینفیلد خجالتی بود و
‫این هم از آخر و عاقبتش

06:00.526 --> 06:01.819
‫فقط نیم دلار!

06:01.844 --> 06:03.254
‫« ماشین غول پلینفیلد »

06:03.279 --> 06:04.864
‫حراج: یکشنبه!

06:05.448 --> 06:06.741
‫حراج: یکشنبه!

06:06.824 --> 06:11.788
‫گین‌بازها، گین‌بازها، قیمتِ
‫پیشنهادی‌تون رو برای ماشینِ غول اعلام کنید

06:11.871 --> 06:15.375
‫از دلِ کابوس بیرون اومده،
‫منتها مثل بنز راه میره

06:41.109 --> 06:43.152
‫چی شد یهو، کلانتر؟

06:43.736 --> 06:46.072
‫چی بگم والا. من هم تازه رسیدم

07:00.086 --> 07:03.673
‫می‌دونم که بسیاری از شما برای شرکت
‫توی مزایده‌ی اقلام خانه‌ی اِد گین اومدید اینجا

07:03.756 --> 07:07.802
‫شوربختانه، خانه و تمامی متعلقاتش در
‫آتش سوخت و خاکستر شد

07:07.885 --> 07:09.387
‫با این حال، ماشینش سالم مونده و

07:09.470 --> 07:12.432
‫تا لحظاتی دیگه،
‫همین‌جا به مزایده گذاشته میشه

07:12.515 --> 07:17.103
‫خدا می‌دونه چه اعمال فجیعی با این وسیله،
‫یا حتی در داخلش،

07:17.186 --> 07:20.731
‫در مسیر رفت‌وآمد به قبرستان یا
‫طی دیگر جنایات بی‌شمارش مرتکب شده

07:21.399 --> 07:23.943
‫چند پیکر بی‌جان رو درِش جای داده؟

07:24.026 --> 07:26.654
‫چندتا یکشنبه رو کنار مادر ‫عزیز و
مرحومش توی جاده گذرونده؟

07:27.613 --> 07:29.157
‫من در جایگاه یکی از قربانیان،

07:29.240 --> 07:32.618
‫وظیفه‌ی خودم می‌دونم که به دیگران
‫برای دریافت غرامت کمک کنم

07:32.702 --> 07:35.121
‫این شما و این شورلت بزرگترین غولِ آمریکا

07:35.204 --> 07:37.206
‫قیمت‌گذاری با قیمتِ پایه‌ی ده دلار آغاز میشه

07:37.290 --> 07:39.208
‫- ممنون
‫- ده دلار!

07:39.792 --> 07:41.461
‫بیست دلار نبود؟
‫بیست دلار

07:41.544 --> 07:44.088
‫۲۵‏، از این آقا. پنجاه کسی نبود؟
‫پنجاه، همین‌جا

07:44.172 --> 07:46.966
‫۷۵‏ چطور؟ ۷۵ دلار.
‫اون ردیفِ عقب. صد دلاره؟

07:47.049 --> 07:50.094
‫صد دلار. ۱۵۰. ۲۰۰ دلار

07:50.178 --> 07:52.096
‫من

07:52.180 --> 07:54.765
‫♪ Pat Boone - A Wonderful Time Up There ♪

08:08.696 --> 08:12.867
‫اولین قدم برای بافت هر قالیچه‌ی دست‌بافتی،
‫استفاده از چارچوب تافتینگـه

08:12.950 --> 08:15.036
‫فکر نکنید فقط یه تیکه چوب ساده‌ست

08:15.119 --> 08:18.414
‫اگه دقت کنید،
‫می‌بینید که نوارهای موکتی روش کار شده

08:18.998 --> 08:20.875
‫کی می‌تونه بگه این چیـه؟

08:21.876 --> 08:23.461
‫تفنگ تافتینگـه

08:24.212 --> 08:25.588
‫الان کارکردش رو بهتون نشون میدم

08:37.683 --> 08:38.935
‫صاف و مرتب

08:42.396 --> 08:44.440
‫سؤالی نیست؟

08:47.985 --> 08:50.446
‫یه بسته آدامس بیچ‌نات، لیندا

08:50.530 --> 08:51.989
‫خدمت شما، اِد

08:52.073 --> 08:53.407
‫روز خوبی داشته باشی

08:54.674 --> 08:56.901
« بیمارستان ایالتی مرکزی »
« تأسیس ۱۹۰۱ »

08:58.788 --> 08:59.664
‫صبح بخیر، دیزی

09:04.252 --> 09:05.503
‫- سالتی
‫- اِد

09:05.586 --> 09:06.629
‫سلام، تونی

09:06.712 --> 09:07.838
‫صبح بخیر

09:10.466 --> 09:12.093
‫سلام، خانم آلیس

09:12.176 --> 09:13.678
‫یه‌کم از موهاتون می‌دید بخورم؟

09:13.761 --> 09:15.513
‫انگار خیلی خوشمزه‌ست

09:15.596 --> 09:16.806
‫نه!

09:16.889 --> 09:18.891
‫مزاح کردم. فعلاً

09:26.482 --> 09:30.736
‫خداوندا، بابت این آب گرم و غذای لذیذ و
تموم این سرگرمی‌ها

09:30.820 --> 09:32.655
‫شکرگزارتم

09:32.738 --> 09:36.867
‫البته اگه به طریقی بذاری سرگرمی قدیمی‌ام رو
‫همین‌جا توی تیمارستان از سر بگیرم،

09:37.493 --> 09:39.161
‫فکر کنم فهمیدی منظورم چیـه،

09:39.245 --> 09:41.289
‫تا ابد شکرگزارت می‌مونم

09:41.372 --> 09:43.666
‫سلام منو به مادر برسون

09:44.375 --> 09:45.334
‫آمین

09:48.337 --> 09:49.589
‫یه چیزی برات آوردم

09:52.675 --> 09:53.759
‫بازش کن

09:54.468 --> 09:55.970
‫همه‌ی آت‌وآشغال‌هات رو فروختن

09:56.637 --> 09:59.557
‫یه مقداریش به خانواده‌ی اونهایی که مادرشون رو
کُشتی رسید، ‫ولی هنوز یه‌کمی برات مونده

10:03.269 --> 10:05.313
‫- ۳۰۰‏ دلاره
‫- آره

10:05.396 --> 10:07.356
‫می‌دونستی معروف شدی؟

10:07.440 --> 10:08.774
‫گمونم، آره

10:08.858 --> 10:11.027
‫پولدار و معروف

10:11.694 --> 10:13.446
‫دیدی عکسم تو مجله‌ی لایف چاپ شد؟

10:17.033 --> 10:19.577
‫- ملت عاشقِ قاتل‌هان
‫- تو هم قبول داری؟

10:20.328 --> 10:22.121
آخرالزمان شده

10:22.204 --> 10:25.708
‫اِد، ببین، ریش و قیچی دست خودتـه، منتها...

10:26.792 --> 10:29.045
‫نظرت چیـه یه سهمی هم به من بدی، رفیق؟

10:29.545 --> 10:30.713
‫بیست دلاری؟

10:31.422 --> 10:32.298
‫پنجاه‌تایی؟

10:32.381 --> 10:35.051
با مابقیش هر چی بخوای برات می‌خرم

10:36.510 --> 10:37.470
‫حتماً

10:38.262 --> 10:40.389
‫آره، باشه، سالتی

10:40.473 --> 10:42.850
‫صبح داشتم کاتالوگِ سیرز و روباک رو
‫نگاه می‌کردم

10:44.852 --> 10:46.062
‫اینو نگاه

10:48.773 --> 10:51.942
‫رادیو آماتوری‌ها رو ببین

10:52.026 --> 10:53.819
‫سه‌تا ازشون می‌خوام

10:53.903 --> 10:55.780
‫چرا سه‌تا؟ یکی کافیـه دیگه

10:57.073 --> 10:58.324
‫تو کاریت نباشه

10:58.991 --> 11:02.203
‫پولِ منـه. وقتی میگم سه‌تا می‌خوام،
‫پس یعنی باید سه‌تا داشته باشم

11:02.286 --> 11:04.497
‫مگه تو مادرمی؟

11:05.206 --> 11:06.874
‫نه، نیستم

11:06.957 --> 11:08.250
‫خب، پس هیچی دیگه

11:09.669 --> 11:10.836
‫راستی، سالتی...

11:15.299 --> 11:17.885
‫می‌تونی سر راهت یه دست

11:17.968 --> 11:20.221
‫شورت‌ و سوتین ساتن برام بخری؟

11:22.098 --> 11:23.808
‫آره، مشکلی نداره

11:24.809 --> 11:26.936
‫الحق که یه تخته‌ات کمـه، اد گین

11:27.019 --> 11:28.312
‫آره، باشه

11:28.396 --> 11:31.691
‫میگما، من می‌خوام زودتر برم،
‫ولی جکی تا ۹ نمیاد

11:31.774 --> 11:34.068
‫بی‌زحمت درِ آشپزخونه و
‫کارگاه نجاری رو قفل می‌کنی؟

11:34.652 --> 11:36.821
‫حتماً، خیالت راحت

11:36.904 --> 11:39.740
‫شب خوش، سالتی

11:41.534 --> 11:46.537
‫« شکستنی »

11:50.960 --> 11:52.336
‫کادوی کریسمس

11:53.337 --> 11:54.463
‫چی؟

11:54.547 --> 11:55.589
‫چی هست؟

12:01.804 --> 12:03.347
‫«ایلزه‌ی عزیز،

12:03.431 --> 12:06.392
‫چند وقتی میشه که می‌خوام
‫این نامه رو برات بنویسم

12:06.475 --> 12:10.020
‫من از طرفدارهای پَر و پا قرص توئم و
‫دوست دارم با هم صحبت کنیم

12:10.104 --> 12:12.022
‫ادوارد گین»

12:29.248 --> 12:30.082
‫الو؟

12:30.166 --> 12:31.959
‫الو؟

12:34.295 --> 12:35.463
‫الو؟

12:36.756 --> 12:38.382
‫الو، بله؟

12:39.508 --> 12:40.926
‫ایلزه، تویی؟

12:44.305 --> 12:45.139
‫ها؟

12:45.723 --> 12:46.807
‫شما؟

12:46.974 --> 12:48.142
‫من اِد گین هستم و

12:48.225 --> 12:50.770
‫این هم رادیو آماتوریـه

12:52.354 --> 12:54.982
‫آخ که چقدر از شنیدن صدات خوشحالم

12:57.777 --> 12:59.862
‫ولی چطوری داریم با هم صحبت می‌کنیم؟

12:59.945 --> 13:02.823
‫رادیو آماتوری امواج رو
‫روی یه فرکانس مشخص

13:02.907 --> 13:05.910
‫ارسال و دریافت می‌کنه

13:05.993 --> 13:07.328
‫من تو رو روی فرکانس پیدا کردم

13:08.245 --> 13:09.914
‫آهان، که اینطور

13:09.997 --> 13:10.998
‫اما...

13:13.834 --> 13:16.420
‫با من چیکار داری؟

13:16.504 --> 13:18.798
‫من به‌شدت شیفته‌ی شمام

13:18.881 --> 13:22.009
‫البته من خودم اهل شهرستانم،
‫صاف و ساده‌ام، منتها...

13:22.092 --> 13:24.512
‫نه، آقای گین

13:24.595 --> 13:26.931
‫من در مورد شما خوندم. می‌دونم کی هستی

13:27.014 --> 13:29.433
‫خب، اگه اینطوره،
‫پس یحتمل اینم بدونی که

13:30.267 --> 13:33.687
‫راستش، من و شما یه‌جورایی هم‌سلیقه‌ایم

13:35.105 --> 13:36.482
‫توی کتاب‌های مصور خوندمش

13:38.359 --> 13:40.528
‫همه‌اش دروغـه. یه کلمه هم حقیقت نداره

13:41.153 --> 13:42.822
‫من آزارم به یه مورچه هم نمی‌رسه

13:42.905 --> 13:45.449
‫یهودی‌ها حساب‌شون سَواست

13:45.533 --> 13:47.243
‫اون کار ضرورت داشت

13:47.326 --> 13:49.078
‫اونها به ملتِ من خیانت کردن

13:49.161 --> 13:50.830
‫کشورم رو نابود کردن

13:50.913 --> 13:52.581
‫پیشوام رو در هم شکستن

13:53.833 --> 13:57.837
‫از پیشوای من هیولا ساختن،
‫درست عین بلایی که سرِ من آوردن

13:57.920 --> 14:02.007
‫پیشوای من همیشه با شاخه‌های درخت کاج

14:02.091 --> 14:06.929
‫تاجِ‌ گل رؤیایی و خوشگلی می‌بافت که

14:07.012 --> 14:08.514
‫درست مثل تاج‌های شاهانه بود

14:09.014 --> 14:10.850
‫یه بار هم یکیش رو به من داد

14:10.933 --> 14:14.103
‫حالا من از شما می‌پرسم،
‫یه هیولا دست به همچین کاری می‌زنه؟

14:16.105 --> 14:18.190
‫خب، آره، احتمالاً

14:18.274 --> 14:21.652
‫من هیچوقت حاضر نمیشم
‫با لباس زیر سوار الاغ بشم و

14:21.735 --> 14:23.153
پستون‌هام رو بیرون بندازم و

14:23.237 --> 14:25.865
‫عین مارلنه دیتریش خودم رو
توی باد ‫به نمایش بذارم

14:26.448 --> 14:28.325
‫محالـه همچین کاری کنم، آقای گین

14:28.409 --> 14:30.327
‫درستـه چندتا مهمونی برگزار کردم

14:30.411 --> 14:31.871
‫داشتم به همسرم کمک می‌کردم

14:31.954 --> 14:36.041
‫اما آباژورهایی از پوستِ خالکوبی‌شده و
‫سرهای کوچیک‌شده،

14:36.125 --> 14:37.793
‫محالـه دست به همچین کاری بزنم

14:37.877 --> 14:40.546
اینها از من هیولا ساختن

14:40.629 --> 14:42.798
بهم میگن ‫عفریته‌ی بوخنوالد

14:42.882 --> 14:44.216
‫اینها رو باور نکن

14:44.300 --> 14:46.927
‫هیولاها به دست مردم بوجود میان

14:47.011 --> 14:49.346
‫چون یکی رو می‌خوان که بابتِ

14:49.430 --> 14:51.640
‫پلشتی‌های ذات بشر سرزنش کنن

14:51.724 --> 14:54.351
‫از همین رو، هیولا رو به دام میندازن و

14:54.435 --> 14:56.478
‫میارنش به میدون اصلی دهکده و

14:56.562 --> 14:59.023
‫جلوی چشم عالم و آدم دارش می‌زنن تا

14:59.106 --> 15:01.734
‫دسته‌جمعی تف‌ و لعنتش کنن

15:01.817 --> 15:04.278
‫بلکه همه چیز دوباره به نظم سابق برگرده و

15:04.361 --> 15:07.072
عوام همه به خط شن

15:07.156 --> 15:09.491
‫شیوه‌ی کنترل جامعه هم همینـه

15:09.575 --> 15:12.202
‫ولی من هیولا نیستم

15:12.286 --> 15:15.122
‫آخه کی دست به کارهایی می‌زنه که
‫به من نسبت میدن؟

15:15.205 --> 15:16.165
‫هوم؟

15:16.665 --> 15:18.375
‫کمربند با نوکِ پستان...

15:18.459 --> 15:20.294
‫از شما می‌پرسم، آقای اِد گین

15:25.883 --> 15:28.385
‫واقعیتش، من این کار رو کردم، ایلزه

15:32.222 --> 15:33.182
‫خب...

15:34.141 --> 15:36.685
‫تو یه حیوون به‌شدت مریضی، آقای گین

15:39.271 --> 15:41.273
‫مریض، مریض، مریض

15:41.774 --> 15:45.527
‫داری یه انجمن از هیولاها تأسیس می‌کنی؟

15:45.611 --> 15:47.446
‫دوست دارم عضوی از این انجمن باشم

15:47.529 --> 15:50.449
‫خب، خودت رو از اعضا بدون

15:52.117 --> 15:54.411
‫الان یه سوتین تنمـه

15:54.495 --> 15:56.288
‫چقدر ناقلایی، ناقلا

15:56.372 --> 15:57.915
‫من شناختمت

15:57.998 --> 15:59.375
‫خب، آقای گین

15:59.458 --> 16:02.586
‫به نظرت، چی باعث شد
‫دست به همچین کارهایی بزنی؟

16:06.966 --> 16:08.384
‫دقیقاً همونطوری که گفتی

16:09.677 --> 16:12.930
‫بهم میگن غولِ تشنه به خون، اما...

16:13.430 --> 16:15.224
‫آخه اگه من اینقدر تشنه‌ی خونم،

16:15.307 --> 16:17.643
‫پس چطوریـه که خون می‌بینم از حال میرم؟

16:18.644 --> 16:21.522
‫- دروغگو
‫- نه، به خاکِ مادرم قسم!

16:23.107 --> 16:25.901
‫بچه که بودم، مامان یه مغازه داشت و

16:26.402 --> 16:28.570
‫یه روز ناغافل رسیدم دیدم داره
‫شکم یه خوک رو جر میده

16:40.666 --> 16:41.959
‫چی می‌خوای؟

16:42.042 --> 16:44.211
‫درجا بالا آوردم

16:45.629 --> 16:48.340
‫هنوز که هنوزه یادش میفتم
‫حالم بد میشه

16:49.550 --> 16:50.926
‫پس، چطور همچین کاری ازم برمیاد؟

16:53.470 --> 16:55.848
‫تازه، میگن من یه پرستار بچه رو کُشتم

16:57.808 --> 16:59.393
‫چطوری آخه؟

17:00.561 --> 17:01.645
‫والا...

17:02.563 --> 17:08.068
‫تو زمین تا آسمون با ذهنیتی که ازت داشتم
‫فرق داری، آقای گین

17:08.986 --> 17:12.698
‫هم خیلی... حساسی و

17:13.198 --> 17:16.035
‫هم خیلی... دل‌نازک

17:17.286 --> 17:19.204
‫عینهو سپیدگوهر

17:21.832 --> 17:23.500
‫سپیدگوهر چیـه؟

17:25.169 --> 17:29.840
‫سپیدگوهر لطیف‌ترین گل دنیاست

17:30.382 --> 17:31.800
‫فقط هم توی برف‌وبوران می‌شکفه

17:33.510 --> 17:35.512
‫خب، گمونم همین‌جوری‌ام

17:35.596 --> 17:36.638
‫حساس

17:38.223 --> 17:40.476
‫به بو هم خیلی حساسم

17:41.226 --> 17:43.896
‫می‌دونی پامو از اینجا بذارم بیرون،
‫چیکار می‌کنم؟

17:43.979 --> 17:47.149
‫جمع می‌کنم میرم استرالیا و
‫یه توالتی اختراع می‌کنم که بو نده

17:48.275 --> 17:49.943
‫البته هنوز طرحش تو ذهنم نیست ها،

17:50.027 --> 17:53.113
‫منتها مطمئنم اگه بگیره، نونم تو روغنـه

17:53.697 --> 17:55.616
‫تو خیلی بانمکی، آقای گین

17:55.699 --> 17:58.160
‫قصه‌هات رو دوست دارم

17:58.243 --> 18:00.954
‫از قتل‌هات برام بگو، آقای گین

18:01.038 --> 18:02.915
‫کُشتن چه حسی داره؟

18:04.708 --> 18:07.294
‫خب، مشکل دقیقاً همین‌جاست.
‫واقعاً نمی‌تونم چیزی بگم.

18:07.961 --> 18:09.922
‫خدایی هیچی یادم نمیاد

18:11.965 --> 18:13.842
‫به همین سوی چراغ قسم

18:13.926 --> 18:16.887
‫دیدی دروغ میگن؟

18:16.970 --> 18:18.180
‫همه‌شون دروغگوئن

18:19.014 --> 18:22.810
ما منحرف نیستیم که بیفتیم
کنج هلفدونی بپوسیم

18:22.893 --> 18:25.062
‫ما فوق بشریم؛

18:25.979 --> 18:30.109
‫حلقه‌ی بعدیِ زنجیره‌ی تکامل بشریت

18:30.192 --> 18:35.322
‫ما نوابغی هستیم که خودمون رو
‫به اخلاقیات پوسیده‌ی عوام محدود نمی‌کنیم

18:35.405 --> 18:40.577
‫ما رهبرهای عصر نوین بشریت هستیم

18:41.620 --> 18:44.331
‫ما گونه‌ی نوظهورِ انسان‌هاییم و

18:44.414 --> 18:46.625
‫اونها انسانیت‌مون رو ازمون گرفتن

18:47.209 --> 18:48.210
‫می‌دونی چیکار کردن؟

18:49.670 --> 18:51.380
‫پاره‌ی تنم رو ازم گرفتن

18:52.089 --> 18:54.091
‫از بغلم کشیدنش بیرون

19:00.514 --> 19:03.684
‫این کارشون هولناک‌تر از
تموم اتهاماتی که ‫به من زدن نیست؟

19:03.767 --> 19:05.644
‫اون هم وقتی همه‌شون کذب محضـه

19:06.145 --> 19:07.646
‫من هیچ کاری نکردم

19:11.942 --> 19:14.278
‫انگار جایی که هستی رو گند و کثافت گرفته

19:15.904 --> 19:18.740
‫حقیقتاً، اینجایی که منو انداختن،
‫خیلی هم بهم می‌سازه

19:18.824 --> 19:22.161
‫شدم عینهو موشی که تو تله افتاده و

19:22.244 --> 19:24.788
‫با بقیه‌ی موش‌ها خو گرفته

19:49.438 --> 19:51.315
‫اما تموم تنم از...

19:52.107 --> 19:55.527
‫از آرتروزی که از ایستادنِ زیاد توی
‫این چهاردیواری گرفتم، تیر می‌کشه و

19:55.611 --> 19:58.238
‫رطوبت تا مغز استخونم رخنه کرده

19:58.322 --> 20:01.742
‫آره، چقدر جالب. اتفاقاً من هم
‫تازگی‌ها همش بدن‌درد دارم و

20:02.701 --> 20:04.494
‫بهم حمله‌ی عصبی دست میده

20:04.578 --> 20:08.040
‫تو رو خدا بهم بگید چم شده

20:08.123 --> 20:10.250
‫تو قاتل زنجیره‌ای هستی، آقای گین

20:10.334 --> 20:12.669
‫من همچین آدمی نیستم

20:12.753 --> 20:15.214
‫تو منحرفی، آقای گین. والسلام

20:15.297 --> 20:17.049
‫ذهن و وجودت

20:17.132 --> 20:18.300
‫معیوبـه

20:18.383 --> 20:19.885
‫هر چی زودتر بپذیریش، به نفع خودتـه

20:19.968 --> 20:22.638
‫تو رو خدا، من واقعاً احتیاج دارم...

20:30.479 --> 20:31.313
‫پرستار

20:31.396 --> 20:34.775
‫حالت خوب میشه، آقای گین.
‫یه تشنج ساده‌ست.

20:37.444 --> 20:38.403
‫ایلزه

20:39.655 --> 20:42.115
‫از کرده‌ی خودت پشیمونی؟

20:42.199 --> 20:43.450
‫کرده‌ی خودم؟

20:44.076 --> 20:46.495
‫من کاری نکردم. هیچ‌کدومش کارِ من نبود

20:46.995 --> 20:48.830
‫فقط مُجریِ اوامر بودم

20:50.082 --> 20:52.542
‫هیچ‌کس به تو امر نکرده بود
‫دست به اون کارها بزنی، ادی

20:54.002 --> 20:54.836
‫نه

20:54.920 --> 20:57.256
‫پس مُجری اوامرِ کی بودی؟

20:59.508 --> 21:00.550
‫مادرم

21:01.051 --> 21:03.303
‫از کرده‌ی خودت پشیمونی؟

21:08.642 --> 21:10.978
‫سؤال دشواری نیست ها

21:12.354 --> 21:13.939
‫ولی... یه‌جورهایی هست

21:15.565 --> 21:17.401
‫وقتِ خاموشیـه

21:17.484 --> 21:20.320
‫خب، من دیگه باید برم، منتها...

21:21.613 --> 21:25.367
‫نذار کسی تو رو هیولا خطاب کنه

21:26.576 --> 21:28.287
‫تو انسانی

21:30.872 --> 21:32.332
‫خداحافظ، ایلزه

22:09.369 --> 22:12.205
‫بی‌اختیار حرف‌هاتون رو شنیدم، خانم کُخ

22:14.333 --> 22:15.751
‫اینکه گفتید مجری اوامر بودید

22:18.003 --> 22:20.047
‫شما سرباز نبودید، خانم کخ

22:20.130 --> 22:23.550
‫بلکه روان‌پریشی بودید که
‫از کَنَدنِ پوست یهودی‌ها لذت می‌برد

22:23.633 --> 22:24.634
‫دوست داشتید از ما آباژور بسازید

22:24.718 --> 22:25.802
‫دروغـه

22:25.886 --> 22:27.596
‫صد درصد که دروغـه

22:33.101 --> 22:34.478
‫تا حالا اسم «گولم» به گوش‌تون خورده؟

22:35.312 --> 22:36.438
‫چی؟

22:36.521 --> 22:37.564
‫گولم

22:40.025 --> 22:41.234
‫« خدا »

22:43.487 --> 22:47.866
‫یه دیوه که محافظ یهودی‌هاست

22:49.743 --> 22:51.536
‫« حقیقت »

23:08.887 --> 23:10.847
‫داره میاد سر وقتت، ایلزه

23:11.932 --> 23:13.475
گیرت میندازه

23:20.774 --> 23:21.900
‫دست از سرم بردار

23:35.288 --> 23:36.289
‫موش‌موشی

23:39.835 --> 23:40.669
‫بیا

23:41.461 --> 23:43.672
‫بیا پیشم، خواهش می‌کنم

23:44.256 --> 23:45.590
‫بیا بیرون

23:46.216 --> 23:47.259
‫بیا

23:48.510 --> 23:49.636
‫بدو

23:52.431 --> 23:54.266
‫بیا دیگه، بیا بیرون

25:17.557 --> 25:19.559
‫چاره‌ی دیگری برایم نمانده، پاره‌های تنم

25:20.185 --> 25:21.978
‫دیگر توانِ زیستن ندارم

25:22.062 --> 25:24.439
‫مرگ، تنها راهِ رهاییِ من است

25:25.023 --> 25:26.191
‫با عشق

25:26.858 --> 25:27.943
‫مادرتان

25:52.467 --> 25:54.261
‫حتماً خاطرتون هست که

25:54.344 --> 25:56.596
‫سال‌ها پیش، نمایش زیبایی
‫به نام «ترانه‌ی طبلِ گل»

25:56.680 --> 25:59.057
‫روی صحنه‌ی برادوی رفت

25:59.140 --> 26:02.477
‫توی اون نمایش بود که پَت سوزوکی،
‫این ترانه‌ی جادویی رو اجرا کرد

26:03.270 --> 26:05.313
‫ترانه‌ای که بعدها،
‫همه من رو با اون شناختن

26:05.981 --> 26:07.566
‫بریم ببینیم یادتون میادش یا نه

26:07.649 --> 26:09.276
‫♪ Pat Suzuki - I Enjoy Being a Girl ♪

26:09.359 --> 26:12.862
‫♪ من یه دخترم و چی از این بهتر آخه؟ ♪

26:12.946 --> 26:16.533
‫♪ خوشم میاد که هیکلم پیچ و تاب داره ♪

26:16.616 --> 26:20.620
‫♪ خوشم میاد از این راه رفتنِ شیرین و دخترونه‌ام ♪

26:20.704 --> 26:24.040
‫♪ با این کمری که هی قر میده و هی تاب می‌خوره ♪

26:24.124 --> 26:28.169
‫♪ می‌میرم واسه لباس‌های چین‌چینی ♪

26:28.253 --> 26:31.673
‫♪ وقتی یارم میاد دمِ در خونه دنبالم ♪

26:31.756 --> 26:35.635
‫♪ با جو یا جان یا بیلی می‌زنم بیرون از خونه ♪

26:35.719 --> 26:39.598
‫♪ مثل اسبِ مسابقه‌ای که آروم و قرار نداره ♪

26:39.681 --> 26:43.560
‫♪ وقتی موهامو یه مدلِ جدید می‌زنم ♪

26:43.643 --> 26:46.896
‫♪ یا وقتی که به مُژه‌هام حسابی فر میدم ♪

26:46.980 --> 26:50.233
‫♪ سبک‌بال، انگار که روی ابرها راه میرم ♪

26:50.317 --> 26:53.862
‫♪ کِیف می‌کنم از اینکه دخترم ♪

26:53.945 --> 26:57.574
‫♪ وقتی آقایون از شیطنت‌هام تعریف می‌کنن ♪

27:00.952 --> 27:03.163
‫خاموشش کن. وقتِ خوابـه

27:03.955 --> 27:06.708
‫اون سوتین رو هم در بیار

27:07.417 --> 27:08.835
‫ببخشید، سالتی

27:08.918 --> 27:11.254
این چه حرفیـه. من کی باشم که قضاوت کنم؟

27:11.338 --> 27:13.506
‫♪ واسه هدیه‌ای که با برگ ساخته باشن، دل‌ضعفه می‌گیرم! ♪

27:14.633 --> 27:17.761
‫♪ ساعت‌ها با تلفن، هی فَک می‌زنم ♪

27:17.844 --> 27:21.181
‫♪ با صورتی که یک کیلو کِرِم خورده ♪
‫(کریستین جورگنسن؛ اولین زنِ ترنسِ آمریکا)

27:21.264 --> 27:23.558
‫♪ من زنم، با تمامِ ذراتِ وجودم ♪

27:24.643 --> 27:26.811
‫چه افتخار بزرگی که
توی شاتو میزبان شما ‫هستیم

27:26.895 --> 27:30.106
‫اگه واقعاً اینقدر باعث افتخارتون بود،
‫یحتمل اتاق ۵۴ رو بدونِ اینکه

27:30.190 --> 27:32.692
‫مجبور بشم سه‌ دفعه درخواست کنم،
‫بهم می‌دادید

27:32.776 --> 27:34.444
یا ‫لازم نبود با مدیر حرف بزنم

27:35.278 --> 27:37.614
‫عذر می‌خوام.
‫آخه فردا شب مراسم اسکار...

27:37.697 --> 27:38.948
‫ولش کنید. مشکلی نیست

27:48.000 --> 27:55.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

28:04.680 --> 28:08.798
‫« کریستین جورگنسن »

28:10.980 --> 28:13.400
‫اَ... الو؟

28:15.735 --> 28:17.195
‫سلام، کریستین

28:20.740 --> 28:22.200
‫شما؟

28:23.118 --> 28:24.285
‫اِد گین

28:25.704 --> 28:27.706
‫من اِد گین‌نامی نمی‌شناسم

28:27.789 --> 28:29.290
‫خب، شاید بشناسید

28:29.999 --> 28:31.793
‫همون قصابِ پلینفیلدم

28:31.876 --> 28:33.586
‫گمونم به این اسم می‌شناسنم

28:33.670 --> 28:35.922
‫شاید هم غول

28:38.800 --> 28:40.468
‫از من چی می‌خوای؟

28:40.552 --> 28:43.012
‫خب، اول از همه باید بگم که
‫من از دوآتیشه‌ترین طرفدارهای شمام

28:43.096 --> 28:44.723
‫راستش، الان...

28:44.806 --> 28:46.141
‫خب، توی تیمارستانم

28:46.224 --> 28:49.310
‫منتها از روزی که بانو شدید،
‫تموم کارهاتون رو دنبال می‌کنم

28:49.394 --> 28:52.021
‫به نظرم شما دردونه‌اید

28:52.647 --> 28:54.816
‫خیلی‌خب، اِد، لطفت رو می‌رسونه

28:54.899 --> 28:56.943
‫باشه یه صفحه از آهنگ‌هام رو
‫یادگاری برات می‌فرستم

28:57.026 --> 28:57.861
‫قربانِ شما

28:57.944 --> 28:59.237
‫نه، وایسا

29:00.363 --> 29:02.532
‫دکترم گفته باید باهاتون صحبت کنم

29:04.492 --> 29:05.660
‫چرا؟

29:06.828 --> 29:08.037
‫خب، احتمال داره که...

29:08.747 --> 29:10.248
‫ترنس‌سکشوال باشم

29:10.957 --> 29:14.169
‫بعد دکترم اسم شما رو آورد؛ کریستین جورگنسن

29:14.252 --> 29:17.922
‫من هم شوکه شدم و گفتم
‫چند وقتی میشه که شما رو زیر نظر دارم

29:18.006 --> 29:22.177
‫برای همین امیدوار بودم بتونم
‫یکی دوتا سؤال ازتون بپرسم

29:22.761 --> 29:25.972
‫رو چه حساب فکر می‌کنید من و شما
‫سرِ سوزنی با هم وجه اشتراک داشته باشیم؟

29:26.055 --> 29:27.390
‫خب، به...

29:28.767 --> 29:30.226
‫به خاطرِ مار توی شلوارم

29:31.728 --> 29:33.938
‫حس، حس می‌کنم...

29:34.522 --> 29:35.774
‫نمی‌دونم، انگار...

29:35.857 --> 29:38.067
‫انگار جزوی از من نیست

29:39.486 --> 29:41.613
‫از کِی همچین حسی بهتون دست داد؟

29:41.696 --> 29:42.864
‫بچه که بودم،

29:45.116 --> 29:46.951
‫مادرم موقع وَر رفتن باهاش
‫مچم رو گرفت

29:47.035 --> 29:49.496
‫کارهای بَد بَد!

29:49.579 --> 29:52.081
‫عضو نجس و شرم‌آور!

29:52.165 --> 29:54.793
‫یه گین‌زاده هیچوقت نباید باهاش ور بره!

29:54.876 --> 29:56.169
‫هیچوقت!

29:56.252 --> 30:00.507
‫عین گیره‌ی آهنگری چنگ انداخت بهش.
‫فکر کردم می‌خواد از جا بکَندش.

30:01.674 --> 30:05.136
‫از اونجا بود که کم‌کم حس کردم
‫باید از شرّش خلاص بشم

30:05.220 --> 30:07.305
‫شما هم از شرّ مال خودتون خلاص شدید، درستـه؟

30:09.432 --> 30:12.852
‫بله، ولی با اختیار تامِ خودم، آقای گین

30:16.815 --> 30:18.024
‫این حس استمرار هم داشت؟

30:18.107 --> 30:22.445
‫- حس اینکه می‌خواستید دیگه نباشه؟
‫- شومبولم رو میگید؟

30:24.155 --> 30:25.907
‫نه حالا در اون حد

30:25.990 --> 30:28.576
‫از کارهایی که میشه
با یکم تمرین باهاش کرد خوشم میاد

30:28.660 --> 30:30.161
‫مثلاً آب‌پاشی و اینها

30:30.245 --> 30:33.122
والا ما که تا حالا نشنیدیم
کسی از این چیزها بدش بیاد

30:33.206 --> 30:36.960
‫رو چه حساب خیال می‌کنید
‫ترنس‌سکشوال هستید، آقای گین؟

30:37.043 --> 30:39.671
‫خب، با چندتا عضو زنونه مواجه شدم

30:41.047 --> 30:43.132
‫می‌دونم به نظر عجیب میاد

30:44.425 --> 30:45.593
‫متوجه نمیشم

30:45.677 --> 30:46.928
‫فرج

30:48.012 --> 30:50.014
‫حالا اینکه از کجا گیرشون آوردم
‫یه داستان دیگه‌ست

30:57.438 --> 30:59.858
‫گذاشتم‌شون نزدیکِ تنم

31:02.026 --> 31:03.528
‫منظورم خیلی نزدیکـه

31:29.095 --> 31:32.432
‫بعدش فقط... یه‌کم باهاشون رقصیدم

31:41.015 --> 31:43.017
‫♪ Q Lazzarus - Goodbye Horses ♪

31:47.113 --> 31:48.781
‫باهاشون یه تن‌پوش درست کردم

31:50.325 --> 31:53.578
‫نمی‌فهمم. چجور تن‌پوشی؟

31:54.412 --> 31:56.080
‫یه تن‌پوش زنونه

31:56.164 --> 31:58.708
‫تا بتونم بپوشمش و بیشتر احساس زنانگی کنم

32:56.599 --> 32:57.600
‫چقدر کردنی‌ام

32:59.102 --> 33:01.187
‫آخ که چقدر کردنی‌ام

33:58.828 --> 33:59.662
‫کات

34:00.329 --> 34:02.457
‫اسلیت پایانی

34:02.540 --> 34:05.835
‫سکوت بره‌ها. صحنه‌ی ۶۲،
‫برداشت نُهم، اسلیت پایانی

34:07.086 --> 34:08.755
‫گرفتیم. بریم بعدی

34:11.632 --> 34:13.176
‫باید برم دست به آب

34:13.718 --> 34:15.636
‫- باهام میای؟
‫- آره، همین‌جاست

34:23.811 --> 34:24.812
‫هنوز اونجایید؟

34:24.896 --> 34:26.230
‫آم...

34:29.192 --> 34:31.319
‫آقای گین، من پزشک نیستم و

34:31.402 --> 34:35.114
‫معتقدم تشخیص چنین مسائلی،
‫نیازمندِ سال‌های سال

34:35.948 --> 34:37.867
‫تحقیق موشکافانه‌ست

34:37.950 --> 34:42.955
‫ولی اِد، بعید می‌دونم
‫من و تو نقطه‌ی اشتراکی داشته باشیم

34:43.706 --> 34:45.124
‫نه، به هیچ وجه

34:47.752 --> 34:49.087
‫خیلی‌خب

34:49.170 --> 34:51.297
‫واسه‌ی چی فرستادنت تیمارستان، اِد؟

34:51.380 --> 34:52.799
‫مگه چیکار کردی؟

34:53.800 --> 34:55.426
‫میگن چند نفری رو کشتم

34:56.135 --> 34:59.680
‫بعلاوه اینکه چند نفر رو نبش قبر کردم

35:01.599 --> 35:03.810
‫البته، کریستین،
‫مُنکر نبش‌قبره نمیشم، منتها

35:03.893 --> 35:06.062
‫خداوکیلی بعید می‌دونم من کشته باشم‌شون

35:06.813 --> 35:09.357
‫که اینطور. خب، آم...

35:12.401 --> 35:16.572
‫فردِ ترنس‌سکشوال،
‫به‌ندرت عامل خشونتـه، آقای گین

35:16.656 --> 35:18.574
‫احتمالِ اینکه قربانی خشونت باشیم،

35:19.283 --> 35:21.244
‫به مراتب بیشتره

35:23.079 --> 35:26.207
‫بعید می‌دونم این زنانگی
‫از اعماق وجودت نشأت گرفته باشه، اِد

35:26.791 --> 35:29.585
‫چه‌بسا حس می‌کنم
‫اصلاً نمی‌خوای زن باشی

35:29.669 --> 35:33.339
‫شما گرایش شدیدی به زن‌ها داری

35:33.881 --> 35:37.510
اون‌قدر به جسم زن به چشم یه ابزار شهوانی نگاه می‌کنید که
آرزو دارید مثل یه لباس بپوشیدش تا

35:37.593 --> 35:39.971
بتونید تصاحبش کنید

35:40.638 --> 35:43.850
‫این هویت نیست، بلکه یه‌جور شهوت تملکـه

35:44.892 --> 35:46.769
‫این عمل خشونت‌آمیزه، آقای گین

35:46.853 --> 35:49.522
‫این کامل‌ترین شکلِ تسخیر یک زنـه

35:49.605 --> 35:54.694
‫اون هم زمانی که مادر سلطه‌گرتون راهِ
طبیعی رسیدن به یه زن رو به روتون بسته بود

35:55.278 --> 35:57.780
‫هیچ گین‌زاده‌ای نباید با زنی هم‌بستر بشه

36:04.036 --> 36:05.872
‫اِد، من دیگه حرفی ندارم

36:05.955 --> 36:08.457
‫دیگه می‌خوام باهات خداحافظی کنم

36:10.084 --> 36:11.669
‫برات آرزوی سلامتی دارم

36:16.174 --> 36:17.175
‫صدامو می‌شنوی؟

36:20.428 --> 36:21.470
‫بله، می‌شنوم

36:26.684 --> 36:30.730
‫حسِ پازلی رو دارم که
‫هیچ‌کدوم از تیکه‌هاش به هم نمی‌خورن

36:34.442 --> 36:36.944
‫یه حسی بهم میگه
‫تا دنیا دنیاست جور در نمیان

36:45.536 --> 36:46.370
‫خداحافظ، اِد

36:50.583 --> 36:52.335
‫خدانگهدار، کریستین

36:58.883 --> 36:59.800
‫هوی!

37:00.760 --> 37:02.261
‫پاشو ببینم

37:03.262 --> 37:04.555
‫شما کی هستید؟

37:05.223 --> 37:07.433
‫بنده سرپرستارِ جدیدم

37:07.516 --> 37:09.352
‫سالتی تنزل مقام گرفت

37:09.435 --> 37:12.521
‫انگار نه انگار تیمارستانـه،
‫اینجا رو کرده بود هتل پنج ستاره

37:14.523 --> 37:16.025
‫تو همونی که لباس زنونه می‌پوشه، نه؟

37:16.901 --> 37:20.321
‫خب، تا من اینجام، دیگه از این خبرها نیست

37:20.404 --> 37:23.574
‫جناب، شما بدنام‌ترین قاتل
‫بعد از جکِ قصاب هستی

37:23.658 --> 37:25.660
‫بنده هم قصد دارم
‫در خور شأنت باهات رفتار کنم

37:25.743 --> 37:29.580
‫مِن‌بعد، هر جا بری،
‫یکی از کارکنان همراهت میاد

37:29.664 --> 37:32.333
‫هر وقت هم خواستی مثانه‌ات رو
‫خالی یا اجابت مزاج کنی،

37:32.416 --> 37:34.710
‫یه نگهبان همراهت میاد و
‫در همه حال چشم ازت برنمی‌داره

37:35.294 --> 37:38.172
‫روزی یه ساعت میری تو حیاط ‫زیر آفتاب،
بعدش هم برمی‌گردی تو اتاقت و

37:38.256 --> 37:41.050
‫درِ اتاقت بیست‌وچهار ساعته قفل می‌مونه

37:42.635 --> 37:44.262
‫این که شد خودِ زندون

37:45.304 --> 37:48.140
ولی قاضی گفت
‫جای من توی زندون نیست

37:48.224 --> 37:49.809
‫به خاطر اینکه جنون دارم

37:49.892 --> 37:52.603
‫آره، ولی نکته‌ی جالبش اینجاست که

37:52.687 --> 37:55.398
‫هیچم به چشم پرستار رز ماهونی دیوونه نیستی

37:56.482 --> 37:59.485
‫اتفاقاً به نظرم یکی از هفت‌خط‌ترین
‫آدم‌هایی هستی که به عمرم دیدم

38:03.030 --> 38:04.115
‫آها

38:04.740 --> 38:07.201
‫دیدمش. خودشـه

38:08.202 --> 38:10.121
‫همین الان دلت خواست منو بکشی

38:10.830 --> 38:11.831
‫چی؟

38:12.707 --> 38:13.916
‫نه

38:14.000 --> 38:15.835
‫نه، من آزارم به یه مورچه هم نمی‌رسه

38:15.918 --> 38:17.086
‫دروغگو

38:41.193 --> 38:44.655
بکُش‌شون

38:49.160 --> 38:52.538
بکُش‌شون

38:55.750 --> 38:59.295
بکُش‌شون

39:00.755 --> 39:01.922
‫چی؟

39:02.006 --> 39:05.426
بکُش‌شون

39:06.802 --> 39:09.889
بکُش‌شون

39:09.972 --> 39:11.349
‫اِدی!

39:13.225 --> 39:14.185
‫کیـه؟

39:14.268 --> 39:16.020
‫سالتی‌ام، اِد

39:18.564 --> 39:21.317
‫الهی، باورم نمیشه
‫همچین کاری باهات کنن

39:22.026 --> 39:26.238
‫همه می‌دونن آزارت به یه مورچه هم نمی‌رسه.
‫فقط یه‌کم ناخوشی.

39:26.322 --> 39:27.823
‫بیا

39:29.533 --> 39:31.202
‫اینها رو یه جا قایم کن

39:31.285 --> 39:34.997
‫حداقلش اینـه که اگه شب‌ها سروصدا نکنی،
‫می‌تونی بری قدم بزنی

39:35.081 --> 39:36.957
‫صبر کن تا نگهبان‌ها خواب‌شون ببره

39:56.435 --> 39:58.813
‫سلام، پرستار ماهونی.
‫این وقتِ شب اینجا چیکار می‌کنید؟

39:58.896 --> 40:00.981
‫یه کوه دفتر دَستَک ریخته رو سرم

40:01.524 --> 40:04.193
‫خاک بر سرِ سالتی مک‌گوایر بی‌خاصیت

40:05.820 --> 40:08.948
‫کاش عمرم کفاف بده
‫این خراب‌شده رو سر و سامون بدم

41:49.173 --> 41:52.134
‫آخیش، حالا بهتر شد

41:53.093 --> 41:55.346
‫من دوست دارم نشسته جیش کنم

42:00.935 --> 42:02.186
‫شما؟

42:02.728 --> 42:04.355
‫- تو...
‫- بله

42:04.438 --> 42:06.899
‫رفیق شفیقت، اِد گینم

42:07.650 --> 42:09.193
‫چطوری اومدی اینجا؟

42:09.902 --> 42:11.529
‫خب، مگه خودت نگفتی؟

42:11.612 --> 42:13.322
‫من هفت‌خط عالمم

42:13.405 --> 42:16.367
‫داشتم با اون آقائه که توی سقف اتاقمـه
‫صحبت می‌کردم

42:16.450 --> 42:20.788
‫براش تعریف کردم بهم گفتی قاتلم و
‫آدم خوبی نیستم

42:20.871 --> 42:23.415
‫اینکه یحتمل اصلاً جنون ندارم

42:23.499 --> 42:25.125
‫اینجوری شد که ذهنم درگیر شد،

42:25.209 --> 42:29.213
‫شاید نه اینجوریـه،

42:29.296 --> 42:30.464
‫نه اونجوری

42:30.548 --> 42:32.841
‫شاید هم جنون دارم و هم قاتلم

42:37.513 --> 42:40.057
‫من به در نزدیک‌ترم تا تو

42:41.100 --> 42:42.601
‫عمراً بتونی در بری

42:44.311 --> 42:46.313
‫خب، می‌تونم جیغ بکشم

42:46.939 --> 42:48.357
‫امتحانش ضرر نداره

43:35.070 --> 43:36.864
‫وای! نه!

43:42.494 --> 43:44.246
‫نه، نه، نه

43:45.706 --> 43:47.374
‫نه، نه، نه!

44:58.946 --> 45:00.155
‫صبح بخیر!

45:09.206 --> 45:10.249
‫نه

45:12.751 --> 45:13.752
‫نه، من تو رو کشتم

45:14.378 --> 45:15.254
‫صبح بخیر، اِد

45:21.760 --> 45:23.095
‫یه جای کار می‌لنگه

45:29.268 --> 45:30.394
‫بکُش

45:39.611 --> 45:41.029
‫چی شده، اِد؟

45:45.743 --> 45:46.994
‫پرستار رز

45:48.662 --> 45:50.998
‫من دیشب کُشتمش

45:53.292 --> 45:54.626
‫اون روحشـه؟

45:59.798 --> 46:00.883
‫ببین، اِد

46:02.593 --> 46:04.428
‫می‌خوای بریم دفترِ من؟

46:19.526 --> 46:21.028
‫وقتی تا این حد آشفته میشی،

46:21.111 --> 46:23.030
‫گاهی‌وقت‌ها بهترین چیز
‫فقط یه لیوان آبـه

46:27.326 --> 46:28.202
‫بهتر شدی؟

46:29.787 --> 46:30.621
‫یه‌کم

46:31.872 --> 46:35.459
‫اِد، مثل اینکه توهم‌هات دارن
‫بیشتر و بیشتر میشن

46:37.544 --> 46:39.922
‫هم یه سری چیزها می‌شنوی و
‫هم یه سری چیزها می‌بینی

46:43.967 --> 46:45.803
‫چیزه...

46:49.139 --> 46:50.349
‫چیـه؟

46:56.897 --> 46:59.191
‫یه صورت تو سقفِ اتاقمـه

47:00.317 --> 47:02.361
‫قبلاً ندیده بودمش

47:02.986 --> 47:04.780
‫باهام حرف می‌زنه

47:05.989 --> 47:08.742
‫از صداش خوشم نمیاد

47:09.493 --> 47:11.036
‫به نظرت کیـه؟

47:13.121 --> 47:14.498
‫گمونم شیطونـه

47:15.624 --> 47:18.544
‫ازم می‌خواد
‫دست به کارهای بدی بزنم

47:19.378 --> 47:21.296
‫تا بتونه روحم رو تسخیر کنه

47:24.466 --> 47:26.218
‫اِد، یکی از پرستارهامون...

47:27.261 --> 47:30.639
‫دیده که داری با رادیو آماتوریت
‫با یکی صحبت می‌کنی

47:32.182 --> 47:33.058
‫کی بود؟

47:34.309 --> 47:36.228
‫کریستین جورگنسن

47:36.311 --> 47:37.855
‫درباره‌ی خودش حرف زدیم

47:39.356 --> 47:42.234
‫یکی از اون رادیو آماتوری‌ها رو براش فرستادم

47:44.319 --> 47:45.904
‫چی گفت بهت اون‌وقت؟

47:47.823 --> 47:50.492
‫خب... خیلی چیزها

47:51.159 --> 47:54.580
‫از همه مهم‌تر گفت که من...

47:55.914 --> 47:57.416
‫گرایش شدیدی به زن‌ها دارم

47:58.959 --> 48:00.961
‫تا حالا همچین چیزی نشنیدم

48:01.545 --> 48:05.090
‫- کریستین جورگنسن این حرف رو بهت زد؟
‫- آره

48:09.219 --> 48:12.222
‫اِد، متأسفم

48:14.850 --> 48:17.102
‫من درباره‌ی این مسئله بهت توضیح دادم

48:19.021 --> 48:21.607
‫اِد، هیچوقت رادیو آماتوری‌هایی که
‫خریدی ارسال نشدن

48:22.357 --> 48:24.109
‫افتادن گوشه‌ی انبار

48:25.235 --> 48:27.863
‫نمی‌دونستیم کجا باید بفرستیم‌شون و
‫حتی اگه می‌تونستیم که نمی‌تونیم،

48:27.946 --> 48:30.449
‫نمیشه اجازه بدیم بیمارها
از چنین وسیله‌ای استفاده کنن

48:31.450 --> 48:35.287
‫گذاشتیم یکیش دستت باشه،
‫چون توی اتاقت هیچ پریزی وجود نداره

48:38.081 --> 48:39.541
‫چی دارید میگید؟

48:39.625 --> 48:41.877
‫اِد، رادیو آماتوریت کار نمی‌کنه

48:43.837 --> 48:45.213
‫اصلاً به برق وصل نیست

48:48.842 --> 48:51.595
‫پس من با کی حرف زدم؟

48:51.678 --> 48:54.306
‫پرستاره گفت داشتی با یه زن صحبت می‌کردی

48:54.389 --> 48:57.559
‫آقای گین، من پزشک نیستم و

48:57.643 --> 48:59.478
‫معتقدم تشخیص چنین مسائلی،

48:59.561 --> 49:04.608
‫نیازمندِ سال‌های سال
‫تحقیق موشکافانه‌ست

49:05.484 --> 49:06.526
‫ولی اِد،

49:07.569 --> 49:10.656
‫بعید می‌دونم
‫من و تو نقطه‌ی اشتراکی داشته باشیم

49:10.739 --> 49:12.157
‫نه، به هیچ وجه

49:13.784 --> 49:14.868
‫خیلی‌خب

49:15.827 --> 49:18.747
‫واسه‌ی چی فرستادنت تیمارستان، اِد؟

49:18.830 --> 49:19.957
‫مگه چیکار کردی؟

49:21.208 --> 49:23.001
‫میگن چند نفری رو کشتم

49:24.461 --> 49:26.505
‫اِد، داشتی صدای هر دو طرف رو درمی‌آوردی

49:27.005 --> 49:29.257
‫داشتی با خودت حرف می‌زدی

49:33.178 --> 49:35.180
‫نمی‌فهمم

49:36.014 --> 49:37.307
‫می‌دونم

49:37.391 --> 49:40.143
‫نمی‌دونم کی هستم یا

49:41.436 --> 49:44.481
‫چرا دست به همچین کارهایی می‌زنم یا

49:45.857 --> 49:47.609
‫چرا یه صداهایی می‌شنوم

49:49.277 --> 49:53.365
‫ایلزه بهم گفت من انسانم، ولی

49:54.408 --> 49:55.909
‫خودم شک دارم

49:57.995 --> 50:01.456
‫نمی‌دونم اصلاً جزو آدم‌ها حساب میشم یا نه

50:01.540 --> 50:04.292
‫شاید فقط یه‌جور موجودم

50:05.043 --> 50:07.254
‫یا یه‌جور هیولا

50:07.796 --> 50:10.507
‫تنها خواسته‌ی قلبیم این بوده که

50:11.591 --> 50:12.926
‫پسرِ خوبی باشم

50:14.094 --> 50:17.222
‫خیلی هم تلاش کردم

50:19.391 --> 50:23.186
‫حس می‌کنم هر چی بیشتر تلاش می‌کردم، فقط...

50:24.271 --> 50:28.942
‫از چیزی که می‌خواستم،
‫دورتر می‌شدم

50:30.694 --> 50:32.112
‫چی می‌خواستی؟

50:36.992 --> 50:39.077
‫که مایه‌ی افتخارش باشم

50:46.168 --> 50:47.210
‫اِدی؟

50:49.004 --> 50:50.130
‫اِد؟

50:51.673 --> 50:54.176
‫من خیلی دقیق و کامل معاینه‌ات کردم و

50:54.843 --> 50:57.095
‫با چندتا از همکارها هم
‫پرونده‌ات رو بررسی کردم و

50:57.179 --> 50:58.722
‫متفق‌القول به یه نتیجه‌ای رسیدیم

51:01.224 --> 51:03.894
‫اینکه صداهای توی سرت
‫یه علتی داره

51:04.519 --> 51:07.689
‫بی‌دلیل نیست چیزهایی رو می‌بینی که
‫وجود خارجی ندارن

51:08.815 --> 51:10.317
‫اینکه چرا کارهایی که کردی رو یادت نمیاد و

51:10.400 --> 51:12.736
‫در عوض، نگران کارهایی هستی که
‫اصلاً انجام ندادی

51:13.403 --> 51:17.824
‫بعلاوه‌ی اینکه باور داری
‫می‌تونی مادرت رو دوباره زنده کنی

51:18.617 --> 51:21.203
‫یا اینکه با پوشیدن پوستش،
‫می‌تونی به یه زن تبدیل بشی

51:21.703 --> 51:23.955
‫همه‌ی اینها نشون‌دهنده‌ی یه تشخیص واحده، اِد

51:25.499 --> 51:26.541
‫چی؟

51:28.085 --> 51:30.045
‫اینکه تو مبتلا به اختلال اسکیزوئیدی

51:31.213 --> 51:32.714
‫تو اسکیزوفرنی داری

51:37.052 --> 51:38.053
‫خیلی‌خب

51:38.595 --> 51:40.430
‫یه‌جور بیماری مغزیـه

51:40.514 --> 51:43.308
‫دقیق از چند و چونش خبر نداریم، منتها...

51:44.935 --> 51:48.271
‫اگه بخوام به ساده‌ترین شکل بگم،

51:48.355 --> 51:52.484
‫زمانی اتفاق میفته که دنیای درون و بیرون آدم
‫با همدیگه تلفیق میشن

51:53.151 --> 51:55.779
‫دوتا نیم‌کره‌ی مغزت
نمی‌تونن مثل یه آدم عادی

51:55.862 --> 51:58.198
‫یه فکر رو با هم ردّ و بدل کنن

51:58.281 --> 52:00.909
‫مثلاً اگه چیزی از دست من بیفته،
‫با خودم میگم:

52:00.992 --> 52:03.578
‫«ای بابا، چقدر دست‌وپاچلفتی و
‫به‌دردنخورم»

52:04.913 --> 52:07.040
‫اما تو این فکر رو جوری می‌شنوی که

52:08.166 --> 52:11.503
‫انگار یه غریبه از اون سرِ خیابون داره
‫سرت داد می‌زنه

52:11.586 --> 52:14.297
‫یا فکر می‌کنی یه پیغامـه
‫از طرف یه سفینه‌ی فضایی

52:14.381 --> 52:16.133
‫درحالی‌که در واقعیت،
یه فکر ساده‌ست

52:21.012 --> 52:22.097
‫یعنی...

52:23.098 --> 52:25.308
‫مغزم دو تیکه شده؟

52:25.392 --> 52:27.144
‫در اصل، متلاشی شده، اِد

52:28.103 --> 52:31.231
‫تصور کن مغزت یه آینه‌ست که
‫از دست یکی افتاده و شکسته

52:31.314 --> 52:35.443
‫در نتیجه، هر چیزی که تا حالا دیدی یا
‫شنیدی یا خوندی یا تصور کردی،

52:36.570 --> 52:38.905
‫مثل دریایی از تیکه‌های شکسته‌ی این آینه هستن که
‫هرکدوم یه چیزی رو نشونت میدن و

52:38.989 --> 52:41.700
‫تو دیگه نمی‌تونی مرزِ بین
‫واقعیت و خیال رو از هم تشخیص بدی

52:41.783 --> 52:43.869
‫اسمش چی بود؟ فِسکیزواِرنی؟

52:43.952 --> 52:45.829
‫اسکیزوفرنی، اِد

52:45.912 --> 52:47.664
‫تو اسکیزوفرنی داری

52:50.000 --> 52:53.670
‫یعنی به خاطر اینـه که
دست به همچین کارهایی زدم؟

52:54.671 --> 52:57.048
‫مثل نبش قبر کردن اون همه خانم؟

52:57.966 --> 53:00.969
‫یا کشتنِ برنیس؟

53:01.052 --> 53:03.096
‫یا دوستم، مری هوگان؟

53:03.180 --> 53:04.598
‫بله

53:07.142 --> 53:09.853
‫متأسفم که این همه مدت رنج و عذاب کشیدی

53:11.730 --> 53:13.148
‫ولی هنوز امیدی هست، اِد

53:25.577 --> 53:26.953
‫یه قرصی هست که می‌تونم بهت بدم

53:28.246 --> 53:29.497
‫چیکار می‌کنه؟

53:30.373 --> 53:33.752
جلوی صداها و توهم‌ها رو می‌گیره

53:34.461 --> 53:35.587
‫بگیر، اِد

53:35.670 --> 53:38.673
‫باعث میشه دیگه فکر نکنی می‌تونی
‫کارهایی بکنی که از یه آدم عادی بر نمیاد

53:40.008 --> 53:42.719
‫باعث میشه بشی عین روز اولت، اِد

54:12.082 --> 54:13.250
‫ممنونم

54:14.000 --> 54:30.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

54:31.017 --> 54:36.982
‫« هیولا - داستان اِد گین »
‫« قسمت سوم: رادیو آماتوری »
