WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:19.000 --> 01:26.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:27.000 --> 01:30.000
‫ترجمه از «امیرعلی»

02:33.653 --> 02:36.614
‫اِدی! دنبال چی هستی، اِدی؟

02:36.698 --> 02:38.324
‫هیس!

02:39.409 --> 02:40.702
‫می‌دونن

02:40.785 --> 02:42.745
‫چی رو؟
‫چی میگی واسه خودت؟

02:42.829 --> 02:44.455
‫ماجرای من رو می‌دونن

02:45.540 --> 02:46.916
‫می‌دونن داشتم چی کار می‌کردم

02:48.626 --> 02:49.669
‫پیدام کردن

03:11.232 --> 03:13.067
‫می‌دونن داشتم چی کار می‌کردم

03:13.902 --> 03:17.530
‫می‌خوان کاری که من می‌کردم رو انجام بدن.
‫می‌خوان با من انجامش بدن

03:20.575 --> 03:22.035
‫عقلت رو از دست دادی؟

03:24.621 --> 03:25.705
‫کسی اونجا نیست

03:39.093 --> 03:42.263
‫گین اسکیزوفرنی داشت، درسته؟

03:41.287 --> 03:42.287
‫[سال ۱۹۵۹]

03:42.347 --> 03:45.225
‫بله. اغلب در اوایل بزرگسالی بروز پیدا می‌کنه

03:45.308 --> 03:46.226
‫و برای اِدی،

03:46.309 --> 03:50.605
‫انگار عامل تحریکش این عکس‌های جنایت‌های نازی‌ها بوده

03:50.688 --> 03:52.774
‫و اگه اون‌ها رو ندیده بود...

03:54.442 --> 03:56.277
‫شاید یه آدم ساده‌لوح روستایی باقی می‌موند

03:56.361 --> 04:01.366
‫قدرت تصویر عکس‌برداری‌شده همینه

04:01.449 --> 04:04.535
‫درسته. نمی‌شه از چیزی که
‫یک عکس نشونت میده، مخفی بشی

04:04.619 --> 04:07.872
‫نمی‌تونی تظاهر کنی ماهیتِ عکس خلافِ اون چیزیه که هست

04:07.956 --> 04:09.707
‫- عکس حقیقته
‫- درسته

04:09.791 --> 04:12.710
‫ادی هم وقتی دید نازی‌ها چی کار کردن،

04:12.794 --> 04:14.337
‫نتونست باهاش کنار بیاد

04:14.420 --> 04:15.460
‫کاملاً حیرت‌زده شد،

04:15.505 --> 04:18.633
‫ولی واقعاً فکر می‌کنم که وحشتِ ماجراش هیچوقت براش جا نیفتاد

04:18.716 --> 04:19.550
‫هوم

04:19.634 --> 04:22.345
‫چیزی که اِدی در اون عکس‌ها دید
‫حقیقت بود،

04:22.428 --> 04:23.680
‫و حقیقت اینه که

04:23.763 --> 04:27.934
‫این هم فقط یه کار دیگه است که مردم انجام دادن

04:28.017 --> 04:30.478
‫مثل موتورسواری یا نقاشی کشیدن

04:30.561 --> 04:33.106
‫پس اِدی هم می‌خواست انجامش بده

04:34.649 --> 04:36.609
‫یه جور شیفتگی ناسالم

04:36.693 --> 04:41.114
‫و واقعاً نمی‌تونست بفهمه که مشکلش چیه

04:41.197 --> 04:42.949
‫منظورت نبش قبره؟

04:44.575 --> 04:47.996
‫خب... همینطور کارهای دیگه

04:53.918 --> 04:55.753
‫باید من رو ببخشید، آقای بلاک

04:55.837 --> 04:59.340
‫روانی کتاب معرکه‌ایه،
‫و بابت موفقیتش بهتون تبریک میگم

04:59.424 --> 05:02.051
‫ولی آلفرد، هیچکس دوست نداره این فیلم رو تماشا کنه

05:02.135 --> 05:05.138
‫از حضورتون رفع زحمت می‌کنم
‫تا یه چیزی نگفتم که پشیمون بشم

05:11.519 --> 05:12.729
‫شب بخیر، جویس

05:12.812 --> 05:14.605
‫راست هم میگه

05:14.689 --> 05:18.359
‫این سینمایی نیست که کسی بشناستش

05:18.443 --> 05:20.862
‫کاملاً جدیده

05:20.945 --> 05:24.824
‫ولی کاملاً اشتباه می‌کنه که میگه مردم تماشاش نمی‌کنن

05:25.408 --> 05:30.246
‫تماشاگران ما در دنیایی زندگی می‌کنن
‫که خدا تبعیدش کرده

05:30.330 --> 05:34.876
‫روزانه در ترس از نابودی هسته‌ای زندگی می‌کنن

05:34.959 --> 05:39.756
‫با ترس و لرز و با ذهنی کرخت،

05:39.839 --> 05:45.094
‫به عظمت محضِ شرّی به اسم هولوکاست نازی‌ها زُل زدن

05:45.178 --> 05:50.725
‫واسه اولین بار در تاریخ دیدن
‫که انسان وقتی قطب‌نمای اخلاقیش خراب باشه

05:50.808 --> 05:53.603
‫از پس چه کارهایی بر میاد

05:54.187 --> 05:55.480
‫گم می‌شن

05:57.357 --> 06:02.195
‫فرانکنشتاین، شبح اپرا

06:02.278 --> 06:05.448
‫دیگه جوابگو نیستن، آقای بلاک

06:06.491 --> 06:10.536
‫تماشاگران ما یه هیولای جدید رو پیدا کردن

06:12.163 --> 06:15.083
‫اون هیولا ما هستیم

06:17.627 --> 06:19.545
‫دوران کودکیش چه شکلی بوده؟

06:19.629 --> 06:24.175
‫باید درک کنی که در سال ۱۹۰۶ به دنیا اومده

06:24.258 --> 06:26.511
‫تو قلب ویسکانسین

06:27.178 --> 06:29.222
‫یکم قبلش اونجا خط مقدم جنگ بوده

06:29.305 --> 06:30.890
‫پس بعضی از سربازهامون

06:30.973 --> 06:33.893
‫همون بلای وحشی‌ها رو سرِ خودشون آوردن

06:33.976 --> 06:37.605
‫و شمشیرهاشون رو گرفتن و گذاشتن رو پیشونی‌های نقاشی‌شده‌شون

06:37.688 --> 06:42.068
‫و پوست سرشون رو از پیشونی تا پشتِ گوش‌ها کَندن

06:42.151 --> 06:45.738
‫این ماجرا رو به بچه‌های توی مدرسه‌تون می‌گفتن، نه؟

06:45.822 --> 06:48.408
‫- کشور خشنی داریم
‫- چه دلربا

06:48.491 --> 06:50.368
‫آدمخوار کسیه که آدم می‌خوره

06:50.451 --> 06:53.454
‫ببین، این یارو طرف رو می‌کشه و بعد قایقش رو می‌بره

06:53.538 --> 06:55.915
‫ولی بعد تو یه جزیره گیر می‌افته و اینجا رو ببین

06:55.998 --> 06:57.125
‫بیا، باهات عوض می‌کنم

07:01.963 --> 07:03.756
‫نه، اون یکی رو دارم

07:03.840 --> 07:06.426
‫شیفته‌ی قصه‌های دریای جنوب بود

07:06.509 --> 07:07.509
‫سَرهای چوروک شده

07:08.094 --> 07:09.804
‫توی کامیک بوک‌ها شرح داده می‌شدن

07:09.887 --> 07:12.014
‫سراسر کشور فروخته می‌شدن، به شدت محبوب بودن

07:12.098 --> 07:14.809
‫پس وقتی نوجوون شد،
‫عاشقـشون شد

07:14.892 --> 07:18.062
‫از مجله‌های جرایم واقعی جدید خسته نمی‌شد

07:18.146 --> 07:20.189
‫که می‌اومدن خون رو با سکس ترکیب می‌کردن

07:20.273 --> 07:24.235
‫پس حالا فقط شیفته نبود، تحریک هم شده بود

07:24.318 --> 07:25.862
‫داشت دیدگاه جنسی پیدا می‌کرد

07:26.446 --> 07:29.615
‫چه چیزیش بیشترین شوک رو بهت وارد کرد؟

07:32.618 --> 07:34.245
‫خب، می‌دونی، همه‌اش شوکه کننده است

07:35.455 --> 07:36.831
‫ولی بیشترین چیز رو بگو

07:40.668 --> 07:41.836
‫خب...

07:41.919 --> 07:44.714
‫یه چیز عجیبی هست
‫که قبلاً خیلی بهش فکر نکردم

07:46.299 --> 07:49.427
‫گین گاهی اوقات که کارش تموم می‌شد

07:49.510 --> 07:50.761
‫استخوان‌ها رو به قبر بر می‌گردوند

07:51.471 --> 07:53.639
‫- ولی معنیش اینه که داشته...
‫- چی؟

07:55.850 --> 07:59.061
‫داشته گوشت رو از اجساد جدا می‌کرده

07:59.145 --> 08:00.229
‫چطوری انجامش داده؟

08:00.313 --> 08:01.772
‫احتمالاً با بوریک اسید

08:01.856 --> 08:03.232
‫یه جور خُمره

08:06.777 --> 08:08.321
‫هستی، مادر؟

08:11.991 --> 08:13.159
‫فقط استراحت کن

08:19.165 --> 08:22.043
‫چون ظاهراً چیزی که می‌خواسته استخوان‌ها نبودن

08:24.170 --> 08:27.006
‫چیز اصلی‌ای که می‌خواسته، پوست بوده

08:30.510 --> 08:32.053
‫پوست‌شون رو می‌کَنده

08:33.012 --> 08:35.598
‫اون کار رو چطوری یاد گرفته

08:39.435 --> 08:40.436
‫ایلسا یادش داده

08:41.896 --> 08:45.358
‫آها، جنده‌ی بوخن‌والت رو میگی

08:46.359 --> 08:48.778
‫اون یه زندانی که می‌خواست رو انتخاب می‌کرد

08:52.073 --> 08:54.200
‫و باهاشون یه چیزهایی درست می‌کرد

09:01.249 --> 09:03.042
‫چیزهایی مثل...

09:03.876 --> 09:04.961
‫لامپ

09:06.504 --> 09:07.713
‫آره، لامپ

09:11.801 --> 09:15.137
‫نتونست درکش کنه.
‫باید یه جوری طبیعیش می‌کرد

09:15.721 --> 09:19.100
‫و یکی از روش‌های طبیعی‌سازیِ چیزی...

09:20.893 --> 09:22.603
‫تکرار کردنشه

09:30.778 --> 09:32.405
‫ای لعنت...

09:32.989 --> 09:35.116
‫خیلی تُند کار می‌کنی!

09:39.287 --> 09:41.122
‫متأسفم مادر!

09:49.130 --> 09:51.132
‫گیری کردیما

09:51.674 --> 09:54.302
‫فقط آروم و پیوسته پیش برو

09:55.261 --> 09:58.639
‫از اول شروع کن.
‫عجله نکن، پسر مهربون

10:01.809 --> 10:03.769
‫اصلاً عجله نکن

10:05.104 --> 10:06.355
‫بله مادر

11:01.327 --> 11:02.787
‫کجایی دختر جون؟

11:06.248 --> 11:09.210
‫مادر، کاسه‌ی من رو ندیدی؟

11:12.213 --> 11:14.173
‫منظورت چیه که کدوم یکی‌شون؟

11:14.674 --> 11:16.384
‫همونی که خاصه

11:18.803 --> 11:21.555
‫اوه، اینجاست

11:46.872 --> 11:48.457
‫اِدی، اوضاعت بی‌ریخته

11:54.880 --> 11:55.965
‫آره، باشه

11:56.048 --> 11:59.301
‫خودت رو ببین.
‫نمی‌دونی چطوری تنهایی زنده بمونی

12:00.219 --> 12:02.388
‫به نظرت خودم نمی‌دونم، مادر؟

12:03.514 --> 12:05.182
‫واسه همین زن می‌خوام

12:05.266 --> 12:08.269
‫نه. نه، نمی‌شه. تو این خونه نه

12:08.352 --> 12:10.271
‫نمی‌شه که تا ابد مجرد بمونم

12:10.354 --> 12:13.607
‫اون جنده رو نمی‌شه بگیری.
‫مثل پاندوراست

12:13.691 --> 12:16.569
‫مثل پاندوراست با اون جعبه‌ی بوگندوی کثیفش

12:16.652 --> 12:20.698
‫اسمش ادلاین‌ـه و از بودن باهاش خوشم میاد

12:20.781 --> 12:22.742
‫فقط پیش اون احساس دیوونه بودن ندارم

12:22.825 --> 12:24.827
‫قرار نیست یه جنده رو بیاری توی این خونه

12:25.953 --> 12:27.788
‫کاری که بخوام رو می‌کنم، مادر

12:34.211 --> 12:36.380
‫تو نمی‌تونی کاریش بکنی

12:41.927 --> 12:43.387
‫هنوز دوستت دارم

13:09.121 --> 13:10.831
‫باید دست همدیگه رو بگیریم، اِدی

13:10.915 --> 13:11.832
‫لازم نیست

13:11.916 --> 13:14.835
‫اومدیم سر قرار. معلومه که لازمه

13:18.464 --> 13:20.633
‫تا حالا شده بزنه به سرت که از این شهر بری؟

13:20.716 --> 13:22.176
‫از ویسکانسین؟

13:23.844 --> 13:25.763
‫فکر نکنم تا حالا فکرش به ذهنم خطور کرده باشه

13:25.846 --> 13:28.140
‫تو بهش فکر کردی؟

13:28.974 --> 13:31.936
‫همیشه فکر می‌کردم.
‫اینجا حس می‌کنم توی قفسـم

13:33.521 --> 13:35.648
‫خب، اصلاً دوست داری بری کجا؟

13:35.731 --> 13:37.817
‫میرم نیویورک سیتی

13:38.526 --> 13:40.110
‫می‌دونی ویجی چیه؟

13:40.945 --> 13:42.863
‫بازی تخته‌ای رو میگی؟

13:42.947 --> 13:44.907
‫نه. ویجی

13:44.990 --> 13:47.493
‫اسم واقعیش این نیست،
‫ولی معروف به اینه

13:47.576 --> 13:49.703
‫عکاس صحنه جرمه

13:49.787 --> 13:52.456
‫پیداش می‌کنم و ازش درخواست می‌کنم شاگردم کنه

13:52.540 --> 13:55.793
‫- ببینم چی می‌تونم یاد بگیرم
‫- از صحنه‌های جرم عکس بگیری؟

13:55.876 --> 13:57.503
‫آره! هیجان‌انگیزه

13:57.586 --> 13:59.672
‫با واحد جنایی میره گشت می‌زنه

13:59.755 --> 14:01.435
‫یا گاهی بهش سرنخ میدن، مثلاً

14:01.465 --> 14:03.968
‫«هی، این خبر از بی‌سیم پخش شده.
‫بیا فلان‌جا دیدن‌مون»

14:04.051 --> 14:05.386
‫«ممکنه حسابی جالب باشه»

14:05.469 --> 14:08.055
‫منظورت قتل‌هاست

14:08.138 --> 14:09.849
‫اوهوم

14:09.932 --> 14:14.353
‫و مثلاً، گاهی از قتل‌هایی که تازه اتفاق افتادن عکس می‌گیره

14:14.436 --> 14:16.564
‫و از روی عکس‌ها هم مشخصه

14:16.647 --> 14:18.315
‫اجساد هنوز گرمـن

14:19.859 --> 14:24.905
‫یه چیزیش... خیلی صمیمیـه

14:37.501 --> 14:39.086
‫پس اگه می‌تونستم این کار رو می‌کردم

14:39.169 --> 14:42.089
‫به آقای ویجی کمک می‌کردم
‫تا وقتی خودم بتونم دفتر بزنم،

14:42.172 --> 14:44.341
‫بعد از اینکه تمام ریز و درشت کار رو یاد گرفتم

14:44.884 --> 14:46.719
‫فکر کنم توی کارش هم خوب باشم

14:47.928 --> 14:49.346
‫و ازش نمی‌ترسم

14:49.430 --> 14:51.990
‫فکر کنم می‌تونم زیبایی رو توش پیدا کنم،
‫اگه همچین چیزی باشه

14:52.516 --> 14:55.060
‫می‌دونم به نظر عجیب میاد

14:55.144 --> 14:58.564
‫این قضیه رو فقط به تو گفتم‌ها

15:16.749 --> 15:17.875
‫اوه

15:18.876 --> 15:21.378
‫- جاسیگاری رو یادته؟
‫- کدوم؟

15:21.462 --> 15:24.381
‫عکسی که نشونم دادی.
‫اونی که جمجمه‌ای بود

15:24.465 --> 15:25.465
‫اونی که ایلسه درست کرده

15:25.883 --> 15:28.344
‫آره، که چی؟

15:28.427 --> 15:32.640
‫خب، ایده رو ازش گرفتم و اجرا کردم

15:35.517 --> 15:38.520
‫ادی گین، این چه شوخی‌ایه دیگه؟

15:38.604 --> 15:40.314
‫شوخی نیست

15:40.397 --> 15:43.359
‫به خدا عکسه رو دیدم و پیش خودم گفتم

15:43.442 --> 15:45.152
‫«می‌تونم یه همچین چیزی درست کنم»

15:45.235 --> 15:46.862
‫پس درست کردم. با یکی‌شون کاسه درست کردم

15:46.946 --> 15:48.030
‫مادر، کاسه‌ی من کجاست؟

15:48.113 --> 15:49.406
‫کاسه‌ی موردعلاقمه

15:54.954 --> 15:57.373
‫واقعاً آدم خاصی هستی، آقای گین

15:57.957 --> 16:00.626
‫تو رو شبیه هیچکس دیگه‌ای درست نکردن

16:01.543 --> 16:02.711
‫جدی میگم

16:03.796 --> 16:05.005
‫آره، حتماً

16:07.299 --> 16:09.051
‫خب، می‌تونم ثابتش کنم

16:09.718 --> 16:10.718
‫می‌خوای ببینیش؟

16:12.054 --> 16:13.055
‫چی، توی خونه‌ات؟

16:13.847 --> 16:15.641
‫چرا که نه، می‌خوام نشونت بدم

16:17.434 --> 16:20.312
‫پس داری به خونه دعوتم می‌کنی؟ الان؟

16:23.565 --> 16:24.565
‫چرا که نه؟

16:26.735 --> 16:28.779
‫حتماً. آره

16:29.613 --> 16:31.073
‫بیا از اینجا بریم

16:56.974 --> 16:57.974
‫چیه؟

17:04.982 --> 17:05.982
‫چیه؟

17:27.463 --> 17:28.881
‫به کی دست تکون دادی؟

17:30.132 --> 17:31.258
‫مادر

17:36.764 --> 17:37.848
‫زود باش

17:43.062 --> 17:44.688
‫اوه!

17:44.772 --> 17:48.442
‫- ببخشید
‫- زود باش، هی. تاریکه

17:48.984 --> 17:50.569
‫هیچی معلوم نیست

17:50.652 --> 17:51.945
‫چیزی نیست

17:52.988 --> 17:54.156
‫اوه!

17:55.532 --> 17:58.035
‫ادی، در مورد مادرت شوخی کردی؟

17:58.118 --> 18:00.621
‫چرا همیشه فکر می‌کنی شوخی می‌کنم؟

18:01.163 --> 18:02.414
‫همینجوری دیگه

18:02.956 --> 18:05.417
‫آخرین بار بهم گفتی سکته کرده

18:05.501 --> 18:07.211
‫آره

18:09.088 --> 18:11.215
‫اکثر روزها طبقه بالا نگهش می‌دارم

18:12.257 --> 18:15.928
‫گاهی میارمش پایین
‫به پذیرایی که اون پشته

18:20.432 --> 18:22.351
‫ادی، می‌شه لطفاً لامپ رو روشن کنی؟

18:23.477 --> 18:25.646
‫صبر کن دیگه

18:26.188 --> 18:29.691
‫صبر کن یه لحظه

18:36.115 --> 18:37.282
‫ادی؟

18:38.408 --> 18:39.451
‫هیس

18:46.750 --> 18:47.876
‫من همینجام

19:00.639 --> 19:02.516
‫ادی

19:07.354 --> 19:09.773
‫می‌دونم. خیلی ریخت و پاشه

19:11.358 --> 19:15.988
‫از ریخت و پاش بیشتره.
‫نمی‌شه اینجوری زندگی کرد، ادی

19:16.071 --> 19:17.531
‫حرفم همینه

19:18.198 --> 19:19.992
‫از وقتی مادر مریض شد اینجوری شده

19:24.371 --> 19:28.083
‫لعنتی، حداقل بذار کمکت کنم
‫یکم نظافت کنی

19:28.167 --> 19:30.169
‫یکم سلیقه زنانه نیاز داری

19:30.252 --> 19:31.670
‫خیلی لطف داری

19:32.254 --> 19:34.506
‫سطل زباله اونجاست

19:37.009 --> 19:40.721
‫اگه می‌دونی سطل‌زباله کجاست،
‫پس چرا این همه زباله توی سینکه؟

19:42.431 --> 19:45.100
‫این چیه؟

19:46.560 --> 19:48.937
‫- آدامسه
‫- آدامس؟

19:49.021 --> 19:50.397
‫محض احتیاط

19:50.480 --> 19:51.398
‫محض احتیاطِ چی؟

19:51.481 --> 19:53.150
‫که هنوز طعم داشته باشن

19:57.821 --> 19:59.198
‫بیا آروم پیش بریم

20:02.326 --> 20:04.161
‫بعد می‌تونم به مادر معرفیت کنم

20:04.828 --> 20:07.497
‫فقط تویی که درکم می‌کنه

20:08.874 --> 20:10.751
‫می‌دونم این رو می‌فهمه

20:12.753 --> 20:13.753
‫نظرت چیه؟

20:16.715 --> 20:17.758
‫باشه

20:24.264 --> 20:25.599
‫ادی، این چیه؟

20:30.896 --> 20:32.064
‫اره‌ی آهن‌بُر

20:34.566 --> 20:35.984
‫می‌خواستم بشورمش

20:36.944 --> 20:39.446
‫گفتی که، به سلیقه یه زن نیاز دارم

20:42.407 --> 20:43.407
‫زود باش

20:46.245 --> 20:47.371
‫زود باش

20:49.831 --> 20:51.083
‫مادر!

20:51.625 --> 20:52.918
‫بیداری؟

20:54.086 --> 20:56.004
‫ادی، شوخی که نیست؟

20:56.088 --> 20:57.673
‫شوخی؟ منظورت چیه؟

20:57.756 --> 21:00.425
‫زود باش، شاید خواب باشه

21:02.594 --> 21:04.554
‫ادی، بوی چی میاد؟

21:04.638 --> 21:06.640
‫به طرز بدی شیرینه

21:06.723 --> 21:07.808
‫اوه

21:09.059 --> 21:10.602
‫عطر مادره

21:10.686 --> 21:12.062
‫ادی، این چیه؟

21:12.145 --> 21:13.021
‫چی چیه؟

21:13.105 --> 21:14.189
‫این صندلی

21:14.273 --> 21:15.899
‫تو درستش کردی؟

21:15.983 --> 21:16.983
‫اوه

21:17.985 --> 21:19.361
‫فقط تعمیرش کردم

21:20.404 --> 21:21.530
‫این...

21:21.613 --> 21:23.156
‫علامت روشه

21:23.240 --> 21:25.701
‫آره، واسه همین ازش استفاده کردم

21:25.784 --> 21:27.703
‫از ظاهرش خوشم می‌اومد

21:29.288 --> 21:30.414
‫چی هست؟

21:31.290 --> 21:32.499
‫نوک سینه است

21:33.375 --> 21:34.418
‫چه نوع نوک سینه‌ای؟

21:34.501 --> 21:36.962
‫خب، تمام حیوانات نوک سینه دارن

21:37.045 --> 21:39.423
‫نه، ولی می‌دونی منظورم چیه

21:39.506 --> 21:41.341
‫مال پستونه، درسته؟

21:41.842 --> 21:43.302
‫می‌شه گفت

21:44.803 --> 21:45.803
‫زود باش

21:49.975 --> 21:51.560
‫مادر!

21:52.102 --> 21:53.979
‫یه سوپرایزی برات دارم

22:00.569 --> 22:02.154
‫سلام خانم گین

22:03.322 --> 22:04.531
‫ادی گفت حال‌تون بده،

22:04.614 --> 22:07.784
‫و خیلی خوشحالم که می‌بینم در حال بهبود هستین

22:10.412 --> 22:13.790
‫یکم ناشنواست.
‫فقط یکم بلندتر صحبت کن

22:15.167 --> 22:16.626
‫مادر!

22:16.710 --> 22:19.796
‫اخم نکنی‌ها. مودب باش

22:19.880 --> 22:22.466
‫ایشون دوستمه و مایلم دوست باشید

22:24.718 --> 22:26.636
‫فقط خواستم سلامی کرده باشم، خانم گین

22:27.596 --> 22:29.931
‫من و اون رابطه‌مون پیوسته است، مادر

22:31.600 --> 22:33.935
‫مودبانه نیست که همینجوری اونجا بشینی

22:38.940 --> 22:40.150
‫خوابیده؟

22:40.817 --> 22:42.569
‫نه، فقط داره کله‌شقی می‌کنه

22:43.570 --> 22:44.570
‫مادر!

22:46.156 --> 22:48.408
‫نمی‌ذارم همینجوری اونجا بشینی

22:51.578 --> 22:53.288
‫فکر کنم بهتره یه وقت دیگه برگردم

22:53.372 --> 22:55.707
‫نه، داره بی‌ادبی می‌کنه و خوشم نمیاد

22:58.585 --> 22:59.795
‫مادر!

23:00.962 --> 23:03.590
‫نه، نه، باید از اینجا برم

23:03.673 --> 23:04.800
‫نه

23:04.883 --> 23:06.927
‫نه، کجا میری؟ نه

23:07.010 --> 23:08.720
‫تو این خونه چه خبره، ادی؟

23:08.804 --> 23:11.807
‫- گفتم که، اون فقط یکمی...
‫- حس خوبی ندارم

23:12.682 --> 23:15.435
‫- دفعه بعد مهربون رفتار می‌کنه
‫- نه، باید برم

23:15.519 --> 23:18.397
‫بیخیال. من نمی‌خواستم اینطوری پیش بره!

23:18.980 --> 23:21.691
‫می‌شه فقط... قبل از رفتنت یه بوس بهم بدی؟

23:21.775 --> 23:22.776
‫نه

23:23.652 --> 23:25.737
‫شاید یه دقیقه روی پام بشینی؟

23:25.821 --> 23:27.948
‫ادی، اون قضیه حس درستی نداشت

23:28.740 --> 23:30.158
‫دارم میرم

23:30.242 --> 23:31.410
‫خب، می‌شه برسونمت؟

23:31.493 --> 23:32.619
‫نه

23:33.412 --> 23:35.705
‫خب، می‌شه آخرهفته‌ی بعدی ببرمت بیرون؟

23:43.380 --> 23:44.923
‫مادر!

23:45.424 --> 23:47.342
‫به چه جرأتی باهاش اینطوری رفتار کردی؟

23:47.426 --> 23:48.969
‫اون یه فاحشه است

23:49.052 --> 23:53.181
‫من با خیابونی‌ها حرف نمی‌زنم
‫و پسر من هم بهشون دست نمی‌زنه!

23:53.265 --> 23:55.892
‫- فهمیدی؟
‫- نه! نه!

23:55.976 --> 23:57.894
‫این حرف رو ازت نمی‌پذیرم!

23:57.978 --> 24:00.063
‫زنی مثل اون باید کشته بشه!

24:00.147 --> 24:02.607
‫زنی مثل اون باید توی خیابون سنگ‌سار بشه!

24:02.691 --> 24:04.359
‫من عاشقشم!

24:04.985 --> 24:07.612
‫نه! عاشقشم!

24:07.696 --> 24:09.573
‫نه! مادر!

24:09.656 --> 24:11.283
‫من عاشقشم!

24:16.204 --> 24:18.540
‫اوضاع اینجا قراره عوض بشه

24:19.374 --> 24:23.712
‫وقتی یه دوستی رو میارم دیدنت، باید سلام کنی!

24:23.795 --> 24:25.505
‫به من نگو چی کار کنم

24:26.173 --> 24:29.092
‫نه! من باهات درست رفتار کردم

24:29.176 --> 24:32.179
‫هر چیزی ازم خواستی رو برات فراهم کردم

24:32.262 --> 24:34.848
‫زندگیم رو وقفِ تو کردم!

24:38.477 --> 24:40.020
‫حتی من هم حد و مرزهایی دارم

24:40.562 --> 24:42.189
‫داری کجا میری؟

24:43.607 --> 24:45.942
‫- میرم مشروب بخورم
‫- نه، نمیری!

24:46.026 --> 24:47.861
‫چرا، میرم!

24:47.944 --> 24:49.488
‫چرا، میرم!

24:49.571 --> 24:53.909
‫باید حدسش رو می‌زدم،
‫درست مثل پدر بی‌مصرف و متلفت،

24:53.992 --> 24:57.120
‫با یه مشت الکلی بی‌دست‌وپا هم‌پیاله می‌شی

24:57.204 --> 24:59.456
‫چطوره تفنگت رو ببری؟

24:59.539 --> 25:01.416
‫الکلی‌ها رو از فلاکت‌شون خلاص کنی!

25:02.167 --> 25:04.544
‫حزقیال ۱۸:۲۰!

25:04.628 --> 25:06.713
‫اینقدر داد نزن، زن!

25:08.298 --> 25:11.218
‫هر كه‌ گناه‌ كند او خواهد مرد!

25:11.843 --> 25:14.012
‫مُزد گناه موت است!

25:34.000 --> 25:41.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:02.060 --> 26:03.436
‫سلام ادی

26:04.312 --> 26:05.480
‫مری

26:07.649 --> 26:08.900
‫تفنگ واسه چیه؟

26:10.151 --> 26:12.654
‫گفتم اگه یه سنجاب دیدم شکارش کنم

26:14.364 --> 26:15.824
‫شانس نیاوردم

26:17.325 --> 26:18.702
‫آبجو می‌زنی؟

26:20.704 --> 26:22.789
‫شلیتز باشه، لطفاً

26:28.545 --> 26:30.839
‫چند وقتیه ندیدمت

26:32.090 --> 26:33.216
‫خب...

26:34.676 --> 26:36.177
‫چت شده؟

26:37.178 --> 26:38.346
‫فقط...

26:39.222 --> 26:40.390
‫مشکلات مربوط به دخترها

26:40.473 --> 26:43.184
‫فکر کردم با اون دختره ادلاین دوستی

26:43.268 --> 26:44.519
‫اونی که با مادرش زندگی می‌کنه

26:45.812 --> 26:49.024
‫دیگه نه، فکر نکنم

26:49.107 --> 26:51.276
‫متأسفم بابتش

26:53.862 --> 26:57.198
‫محض اطلاعت، اگه از دختری خوشت میاد،

26:57.282 --> 26:58.282
‫می‌تونم ترتیبش رو بدم

27:01.786 --> 27:05.624
‫هنوز از دورانی که توی شیکاگو گذروندم
‫دوست‌های خانم زیادی دارم،

27:05.707 --> 27:07.250
‫محض اطلاعت میگم

27:08.251 --> 27:10.795
‫دخترها دوست دارن بیان اینجا

27:10.879 --> 27:13.214
‫و با یه مرد خوشتیپی مثل تو...

27:14.466 --> 27:16.635
‫وقت بگذرونن

27:16.718 --> 27:18.261
‫نه بابا

27:18.345 --> 27:19.846
‫فقط خواستم بدونی

27:23.975 --> 27:26.061
‫تو اهل آلمانی، درسته؟

27:26.144 --> 27:27.771
‫آره، باواریا

27:32.233 --> 27:33.860
‫مثل مادر

27:36.363 --> 27:37.906
‫هموطنان مادر

27:42.952 --> 27:45.330
‫بدنت هم مثل اونه

27:47.165 --> 27:49.209
‫این طرز صحبت با یه خانم درست نیست

27:49.292 --> 27:51.211
‫منظوری نداشتم

27:52.003 --> 27:54.214
‫ولی تو که خانم نیستی،

27:54.881 --> 27:57.634
‫وقتی پیشنهاد میدی برام دختر جور کنی

28:02.347 --> 28:06.184
‫می‌خوای نوشیدنیت رو تموم کنی،
‫یا می‌خوای بری یه جای دیگه؟

28:06.267 --> 28:07.727
‫به خودت مربوطه

28:08.353 --> 28:10.563
‫باید برم دستشویی

28:19.739 --> 28:22.617
‫فقط دارم ازت تعریف می‌کنم، مری

28:24.703 --> 28:26.746
‫من عاشق مادرمم

29:20.216 --> 29:24.012
‫اگه «هِس» درجه‌اش «اوبر گروپن‌فوهرر» باشه،
‫پس تو باید «اوبرست گروپن‌فوهرر» باشی!

29:24.095 --> 29:25.930
‫درست مثل دیتریش و هاوزر!

29:26.014 --> 29:29.100
‫- به جز هیملر نباید به کسی جواب بدی!
‫- ایلسه، آروم صحبت کن!

29:29.184 --> 29:31.311
‫- نه!
‫- واسه یه بارم شده واقعاً مرد باش!

29:32.312 --> 29:36.441
‫کارل، چیزی نمونده تمام یهودیان اروپا رو نابود کنیم!

29:36.524 --> 29:39.986
‫قراره ریشه‌کَن‌شون کنیم.
‫تو هم باید توش نقش داشته باشی!

29:40.487 --> 29:42.489
‫می‌خوای بذاری باهات اونجوری حرف بزنه؟

29:45.492 --> 29:47.994
‫تو کدوم خری هستی؟

29:49.662 --> 29:52.624
‫فکر کردی کی هستی؟
‫که اینجوری با شوهرم حرف می‌زنی!

29:52.707 --> 29:55.668
‫اسمت چیه، سرباز؟
‫افسر ارشدت کیه؟

29:57.796 --> 30:00.381
‫آره. باشه

30:03.593 --> 30:04.928
‫دستگیرش کنید!

30:06.971 --> 30:08.640
‫این مرد رو دستگیر کنید!

30:09.599 --> 30:11.851
‫کارل، به جز هیملر نباید به کسی جواب بدی!

30:26.449 --> 30:28.701
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم، مری

30:30.787 --> 30:32.038
‫چیزی نیست

30:34.457 --> 30:36.292
‫راستش تو اصلاً شبیه اون نیستی

30:45.593 --> 30:46.970
‫اون یه قدیسه

30:54.644 --> 30:56.396
‫و تو یه جاکشی، مری

31:06.656 --> 31:07.824
‫یه فاحشه

33:41.602 --> 33:42.687
‫تادا!

33:42.770 --> 33:45.481
‫یا خدا، تونی!

33:46.941 --> 33:49.318
‫نزدیک بود سکته‌ام بدی

33:49.402 --> 33:51.904
‫ببخشید، گفتم که می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

33:51.988 --> 33:54.824
‫باشه خب، فکر نمی‌کردم

33:54.907 --> 33:57.326
‫مثل مامان‌بزرگم که مُرده لباس بپوشی

33:57.910 --> 34:00.496
‫ببخشید. گفتم که متأسفم

34:02.957 --> 34:05.501
‫خب، ماجرای... این لباس چیه؟

34:05.585 --> 34:07.879
‫مثلاً قراره تحریک‌کننده باشه؟

34:08.546 --> 34:12.341
‫واسه... فیلمه، تَب

34:13.051 --> 34:15.678
‫قراره واسه فیلم روانی
‫شخصیتش رو یاد بگیرم

34:15.762 --> 34:18.097
‫این نقش بزرگترین کار حرفه‌ایـمه

34:18.181 --> 34:22.226
‫آره، وقتی هِی ازش حرف می‌زنی
‫سخت می‌شه فراموشش کرد، عزیزم

34:22.310 --> 34:23.350
‫طرف لباس زنونه می‌پوشه،

34:23.394 --> 34:27.148
‫پس باید بفهمم که چطوری...
‫حس کنم و یه جور دیگه راه برم

34:27.231 --> 34:30.318
‫آره، باشه خب، نذار من مزاحمت بشم

34:31.402 --> 34:34.989
‫من واسه خودم میرم بار،

34:36.074 --> 34:38.785
‫یه آدم حسابی پیدا می‌کنم

34:39.702 --> 34:42.246
‫و یه گفتگوی عادی باهاش انجام میدم

34:44.749 --> 34:46.042
‫حسودیت شده

34:49.587 --> 34:51.881
‫منصفانه نیست.
‫حسودیت شده این نقش رو گرفتم،

34:51.964 --> 34:53.841
‫و می‌خوای کارم رو خراب کنی

34:53.925 --> 34:56.719
‫آره، اونوقت کی این رو بهت گفته، تونی؟ ها؟

34:57.428 --> 34:58.721
‫تراپیستت؟

34:58.805 --> 35:02.558
‫همونی که باهاش حرف می‌زنی
‫تا یه روز بتونی با یه دختر خوب سروسامون بگیری

35:02.642 --> 35:04.602
‫به جای سکس توی هتل‌ها با من؟

35:04.685 --> 35:05.603
‫بی‌رحم نباش

35:05.686 --> 35:07.939
‫خب، در مورد یه چیز درست میگه

35:08.022 --> 35:11.025
‫تو دیوانه هستی، آقای پرکینز،

35:12.360 --> 35:14.654
‫بد نیست یه نگاه مختصر توی اون آینه به خودت بندازی

35:15.363 --> 35:19.826
‫پس شرمنده اگه از این خوشم نمیاد

35:19.909 --> 35:22.161
‫که تو بخوای تو عمق نقش یک قاتل زنجیره‌ای
‫که لباس زنونه می‌پوشه فرو بری

35:22.245 --> 35:24.705
‫وقتی آلفرد هیچکاک ازت می‌خواد یه کاری بکنی، می‌کنی

35:26.165 --> 35:28.918
‫آره، به این میگن روحیه

35:32.255 --> 35:33.673
‫آره... خب...

35:35.216 --> 35:37.635
‫می‌دونی چیه؟ به من مربوط نیست

35:37.718 --> 35:40.805
‫حرفه شغلی خودته، می‌تونی هر کاری خواستی باهاش بکنی،

35:41.931 --> 35:44.267
‫ولی اگه این نقش رو قبول کنی، پشیمون می‌شی

35:45.309 --> 35:46.561
‫این خط و این نشون

35:48.229 --> 35:51.357
‫دیشب خوابم نبرد، خیلی هیجان داشتم

35:51.440 --> 35:53.067
‫امیدوارم اعتراف کردن بهش مشکلی نداشته باشه

35:54.110 --> 35:57.572
‫فقط هیجان دارم که با جنت لی بزرگ آشنا بشم

35:57.655 --> 36:01.117
‫و خدای من، با خوندنِ دوباره‌اش، صحنه رو میگم،

36:01.200 --> 36:03.244
‫اینکه بعد از نیم ساعت خانم قهرمان داستان رو بکشی

36:03.327 --> 36:05.621
‫تماشاگران قراره عقل از سرشون بپره

36:06.122 --> 36:09.709
‫آره، متأسفانه تمرین امروز با جنت رو کنسل کردم

36:09.792 --> 36:11.752
‫قبلش می‌خوام یه کار دیگه بکنم

36:11.836 --> 36:13.713
‫باید یه چیزی رو نشونت بدم

36:16.090 --> 36:17.300
‫باشه...

36:21.012 --> 36:22.180
‫این...

36:23.222 --> 36:24.222
‫ست اینجاست

36:24.265 --> 36:29.353
‫اینجا خونه‌اش بوده،
‫دقیقاً جوری که پلیس پیداش کرده،

36:29.437 --> 36:31.647
‫تا کوچک‌ترین جزئیات رو داره

37:04.513 --> 37:06.557
‫اون‌ها...

37:06.641 --> 37:10.394
‫سَرهای چوروک‌شده، بله

37:11.229 --> 37:17.777
‫عاشق قصه‌های دریای جنوب
‫از شکارچیان آدم و آدمخوارها بود

37:44.345 --> 37:45.513
‫این...

37:46.514 --> 37:47.848
‫جمجمه است

37:47.932 --> 37:50.101
‫آره، درسته

37:53.020 --> 37:55.273
‫باهاش کاسه درست کرده

37:55.356 --> 37:57.608
‫تمام غذاهاش رو از توی اون خورده

37:59.777 --> 38:04.573
‫حالا می‌خوام یه چیز بدتر نشونت بدم

38:10.121 --> 38:12.248
‫یخچال رو باز کن

38:22.591 --> 38:23.718
‫اون‌ها... چی هستن؟

38:27.722 --> 38:28.931
‫اون‌ها

38:29.974 --> 38:34.645
‫نُه‌تا کُسِ خشک‌شده است

38:50.661 --> 38:51.996
‫آقای هیچکاک؟

38:58.836 --> 39:00.129
‫نه. نه

39:35.081 --> 39:36.123
‫بسه

39:39.001 --> 39:43.798
‫باشه مادر، یکم دیگه میام پیشت

39:45.716 --> 39:47.218
‫نه، تمومش کن

39:48.094 --> 39:49.094
‫نمی‌تونی اون کار رو بکنی

39:49.970 --> 39:51.010
‫هیچکس چنین کاری نمی‌کنه

39:52.098 --> 39:54.100
‫مادر، خودت خواستی این صندلی رو درست کنم

39:57.061 --> 39:58.896
‫پس بذار کاری که خواستی رو بکنم

39:58.979 --> 40:01.232
‫نباید... مردم رو...

40:02.316 --> 40:03.859
‫نباید یه همچین چیزی درست کنی

40:04.443 --> 40:07.196
‫خب، فقط واسه خودته

40:07.279 --> 40:09.990
‫نمی‌تونی مردم رو مجبور کنی
‫به چنین چیزی نگاه کنن

40:10.741 --> 40:11.951
‫درست نیست

40:15.746 --> 40:17.498
‫تویی که نمی‌تونی نگاهت رو ازش برداری

40:19.834 --> 40:21.335
‫کمک!

40:24.880 --> 40:25.923
‫مادر!

40:30.803 --> 40:32.221
‫کمک!

40:32.304 --> 40:33.722
‫این کار رو نکن

40:33.806 --> 40:34.806
‫کمک!

40:35.641 --> 40:36.851
‫کمک

40:37.476 --> 40:39.979
‫- بسه...
‫- کمک!

40:49.238 --> 40:50.238
‫عجب

40:50.281 --> 40:53.033
‫آقای هیچکاک، هیچوقت نمی‌ذارن این رو فیلم درست کنید

40:53.701 --> 40:57.246
‫خوشبختانه تو نیاز نیست نگران اونش باشی، آقای پرکینز

40:57.329 --> 40:59.832
‫سانسورچی‌ها رو بسپار به خودم

41:01.333 --> 41:04.837
‫من می‌خوام سینما رو جوری تغییر بدم
‫که مایِ واقعی رو منعکس کنه،

41:04.920 --> 41:07.423
‫نه جوری که میگیم کاش بودیم

41:07.506 --> 41:11.635
‫امیال برخی افراد از بقیه پایین‌تره،

41:11.719 --> 41:14.346
‫ولی جامعه‌ی بانزاکت این تخیل رو

41:14.430 --> 41:17.850
‫روی دوش ما می‌اندازه که اون امیال وجود ندارن

41:17.933 --> 41:22.730
‫این امر این امیال رو به رازهایی تبدیل می‌کنه
‫که باید مخفی‌شون کنیم،

41:22.813 --> 41:25.483
‫و این رازها ما رو بیمار می‌کنن

41:26.775 --> 41:28.819
‫گین یه رازی داشت

41:29.820 --> 41:33.157
‫یه معلولیت جنسی که نمی‌تونست بیانش کنه،

41:33.240 --> 41:38.829
‫و ناتوانیش در بیان نسخه‌ی خودش از عملِ جنسی
‫به داخل پیچید

41:38.913 --> 41:42.166
‫و به بیماری تغییرشکل پیدا کرد

41:42.833 --> 41:44.460
‫اسکیزوفرنی

41:45.377 --> 41:47.588
‫زنانگی‌دوستی

41:47.671 --> 41:49.632
‫مُرده‌خواهی

41:58.015 --> 42:01.810
‫بازیگران زیادی این نقش رو می‌خواستن، آقای پرکینز

42:01.894 --> 42:07.149
‫مونتگومری کلیفت، رادی مک‌داول، لارنس هاروی

42:07.900 --> 42:09.652
‫ولی تو رو انتخاب کردم،

42:10.236 --> 42:14.490
‫چون فقط تو این بیماری رو درک می‌کنی

42:16.909 --> 42:20.454
‫تو یه رازی داری، آقای پرکینز، نه؟

42:22.039 --> 42:23.666
‫خب، گفتی که، همه داریم

42:24.959 --> 42:26.043
‫مگه نه؟

42:35.719 --> 42:36.719
‫آره

42:37.429 --> 42:40.266
‫و این راز داره بیمارت می‌کنه

42:51.360 --> 42:54.113
‫باید تو رو انتخاب می‌کردم، آنتونی

42:55.614 --> 42:57.241
‫تو مثل اونی

43:55.257 --> 43:57.217
‫و کات

44:01.096 --> 44:03.098
‫خب، اون شات رو که نگرفتیم

44:03.974 --> 44:07.061
‫بعد از ناهار دوباره می‌گیریم

44:09.146 --> 44:10.522
‫ناهار کجاست؟

44:10.606 --> 44:13.067
‫توی سالن براتون یه میز گذاشتیم، آقای هیچکاک

44:13.150 --> 44:14.652
‫از این طرف بفرمایید، می‌برمـتون

44:17.196 --> 44:18.947
‫یه...

44:19.573 --> 44:22.785
‫- کِی از ناهار بر می‌گردیم؟
‫- ساعت ۴:۴۵

44:22.868 --> 44:23.702
‫باشه

44:23.786 --> 44:25.704
‫خب، عاشقشم

44:27.414 --> 44:28.791
‫می‌دونم نباید باشم، ولی...

44:30.084 --> 44:31.168
‫هستم

44:32.252 --> 44:33.252
‫اه...

44:34.838 --> 44:36.006
‫مشکل...

44:36.882 --> 44:38.967
‫وقتیه که...

44:40.594 --> 44:41.595
‫رابطه‌ی جنسی برقرار می‌کنید

44:42.930 --> 44:46.600
‫بله. وقتی رابطه‌ی جنسی برقرار می‌کنیم...

44:46.684 --> 44:47.768
‫آم...

44:49.687 --> 44:50.938
‫بعدش، من...

44:52.481 --> 44:55.317
‫...حالم بد می‌شه

44:57.861 --> 45:00.322
‫هر دفعه

45:01.448 --> 45:02.574
‫گفتی...

45:03.575 --> 45:06.995
‫عملِ لواط یه حسی داشته که...

45:08.163 --> 45:09.832
‫هیولایی

45:10.666 --> 45:12.501
‫اونوقت تو یه هیولایی؟

45:16.588 --> 45:18.882
‫نه. نه

45:21.593 --> 45:26.098
‫باید این واقعه‌ها رو یه هشدار بدونی، آنتونی

45:27.516 --> 45:30.227
‫تو ستاره یک فیلم آلفرد هیچکاکی

45:30.310 --> 45:33.939
‫این موقعیت دیگه تکرار نمی‌شه، مگه نه؟

45:35.774 --> 45:37.025
‫درسته

45:38.986 --> 45:41.739
‫لواط براش تهدید به عمل میاد

45:42.865 --> 45:45.993
‫پس لواط باید متوقف بشه

45:50.289 --> 45:51.289
‫چطوری؟

45:51.749 --> 45:55.544
‫خب، همه‌جور روش معالجه‌ای هست

45:57.087 --> 45:59.548
‫درمان با ضربه الکتریکی تشنج‌آور

46:07.306 --> 46:10.392
‫البته، لوبوتومی محبوبیتش رو از دست داده،

46:10.476 --> 46:12.978
‫ولی هنوز به شدت مؤثره

46:15.022 --> 46:18.817
‫ببین آنتونی، ابزارهای زیادی در اختیار داریم،

46:19.568 --> 46:22.905
‫ولی تهش در واقع می‌رسه به این سوال،

46:23.489 --> 46:25.449
‫خودت می‌خوای بهتر بشی؟

46:35.626 --> 46:36.835
‫من...

46:39.296 --> 46:40.339
‫می‌خوام

46:45.761 --> 46:47.513
‫واقعاً می‌خوام بهتر بشم

46:49.640 --> 46:51.183
‫واقعاً می‌خوام

46:54.394 --> 46:58.440
‫پرسیدم می‌خواد بمونم یا نه، کمکش کنم
‫که بار رو ببنده

46:59.900 --> 47:03.445
‫مری گفت برم خونه،
‫پس آخرین باری بود که دیدمش

47:03.987 --> 47:05.864
‫پس تنهایی اینجا گذاشتیش؟

47:06.573 --> 47:07.741
‫آره، ولی...

47:09.701 --> 47:11.286
‫مری می‌تونه از خودش مراقبت کنه

47:11.370 --> 47:14.039
‫بهم گفت... برم خونه

47:14.748 --> 47:17.793
‫بعدش که داشتم می‌رفتم
‫دیدم یه وانت اومد، ولی...

47:18.877 --> 47:20.504
‫فکر بدی درباره‌اش نداشتم

47:20.587 --> 47:22.881
‫دیدی وانت کیه؟

47:23.715 --> 47:26.426
‫خب... فکر کردم مال ادی گین بوده

48:24.359 --> 48:25.819
‫کسی بهش شلیک کرده؟

48:28.238 --> 48:29.656
‫کسی بهش شلیک کرده؟

48:29.740 --> 48:32.910
‫- وانتِ ادی رو اینجا دیدی؟
‫- نه، جلوی بار بود

48:32.993 --> 48:35.787
‫امکان نداره کار اِدی گین باشه.
‫ادی گین چنین کاری نمی‌کنه

48:35.871 --> 48:37.664
‫آزارش به مورچه هم نمی‌رسه

48:37.748 --> 48:40.792
‫- کسی... بهش شلیک کرده؟
‫- باشه خب، ممنون

48:45.380 --> 48:46.632
‫خب، من چی کار کنم؟

48:46.715 --> 48:50.093
‫تو اینجا بمون.
‫نیرو می‌فرستیم خونه مری هوگان

48:58.226 --> 49:01.647
‫فقط فکر کردم ازش خوشم میاد.
‫به خاطر اون دیگه با رندی دوست نموندم

49:01.730 --> 49:03.774
‫نه، بر می‌گردی پیش رندی

49:07.611 --> 49:08.445
‫بهش میگی،

49:08.528 --> 49:11.323
‫«ببین، شرمنده، با یه بابایی توی شهر دوست بودم»

49:11.406 --> 49:12.741
‫«ازت التماس بخشش دارم»

49:15.035 --> 49:17.704
‫نه، واسه بخشیدنِ اون التماس نمی‌کنم

49:17.788 --> 49:20.332
‫رابطه‌ام باهاش پیوسته نبود، با ادی هم نبود

49:20.415 --> 49:22.376
‫عذرخواهی می‌کنی

49:22.459 --> 49:25.003
‫«داشتم بهت خیانت می‌کردم، رندی»

49:25.087 --> 49:28.006
‫«درست می‌شم. مثل یه خانم نجیب می‌شم»

49:28.090 --> 49:29.800
‫«لطفاً دوباره برم گردون»

49:29.883 --> 49:32.386
‫- باید التماسش کنی
‫- نه، نمی‌کنم!

49:32.469 --> 49:34.596
‫بگو «متأسفم. لطفاً برم گردون»

50:00.000 --> 50:30.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

53:33.543 --> 53:35.212
‫نمی‌مونم که ببینمش، آلفرد

53:35.795 --> 53:38.006
‫از صدای جیغ و فریاد خوشم اومد

53:38.089 --> 53:40.217
‫من میرم توی ماشین. مطمئنم تو هم میای

53:40.717 --> 53:42.177
‫بله مادر

53:48.683 --> 53:49.683
‫هوم

53:50.310 --> 53:53.563
‫آب می‌خوام! دخترم الان غش کرد!

53:56.942 --> 54:00.153
‫یکی زنگ بزنه آمبولانس!
‫زنم داره زایمان می‌کنه!

54:07.577 --> 54:10.205
‫بگیر، می‌تونی نگهش داری

54:37.274 --> 54:42.696
‫[واجبه که روانی رو از اولِ اولش تماشا کنید!]

54:51.288 --> 54:55.166
‫[فیلم کاملاً متفاوت جدید آلفرد هیچکاک]

55:31.036 --> 55:37.000
‫« هیولا - داستان اِد گین »
‫« قسمت دوم: مریض مانند رازهایت »
